این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/04/6.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-29 08:02:222025-10-30 07:14:00تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۶
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
باز هم برنامه مورد علاقه من، گفتگوی استاد عزیز با دوستان سایت
چقدر خوب شد که دوستمون به این نکته اشاره کرد چون این واقعا حرف دل من هم هست و چقدر راحت استاد مهربان موافقت کرد و لبیک گفت، استاد شما الگوی فوق العاده ای هستین از هر لحاظ.
وچقدر اعتماد به نفس داشت دوستمون که راحت گفت من فعلا نتایج چندانی ندارم اما از شما یک درخواست دارم و اون آپدیت کردن دوره عشق و مودت در روابط هست.
توضیحات زیبای استاد در این مورد:اما قبلش یه چیزی بگم استاد نمیدونم واقعا مدار من بالاتر رفته که الان حرفهای شما رو عمیقتر و ملموستر میفهمم یا مدار شما بالاتر رفته و حرفهاتون خیلی الهی ار و توحیدی تر و دلنشین تر شده وشایدم هر دوان! ولی از جمله به جمله شما لذت میبرم و دوست دارم شیرجه بزنم تو عمق این آگاهیها و تا ابد توش غوطه بزنم و شنا کنم.خلاصه هر کدومشون هست بینهایت خدا رو شکرگزار هستم.
شاید شما هنوز تغییر نکردی، وفکر میکنی که تغییر کردی چون اگر تغییر کرده بودی آدمهای اطرافت هم تغییر کرده بودن و جهان خودش بقیه کارها رو انجام میداد. واگر خودت هنوز تغییر نکردی به خودت نهیب بزن!خدایا من چقدر به یادآوری این عبارت” نهیب زدن به خود “احتیاج دارم.واقعا ممنونم استاد عزیز بابت در و گوهر الهی که از کلام شما میریزه.
اگر تغییر کردی لااقل دیگه بهش باج نمیدی و خیلی راحت میگی من این کاری رو که تو کردی انجام ن می د هم.
واون چون دیگه نمیتونه ازت باج بگیره خودش میزاره میره چون مظلومی نیست که بهش ظلم کنه و چیزی دستگیرش نمیشه.
من تا حالا یا نشده یا خیلی کم شده که به کسی بگم تو از زندگی من برو بیرون ، و فقط اومدم رو خودم کار کردم وتمرکز کردم و اون خودبخود یا ارتقا میدا میکنه و با من مچ میشه یا مقاومت میکنه و از زندگی من خارج میشه.
نمونه بسیار عالی دیگه ای که استاد عزیز در همین راستا بیان کرد، نحوه تغییرات آهسته و پیوسته سایت هست که با وجود اینکه حرف اول دنیا رو از هر لحاظ میزنه اما استاد و تیم خوبش مدام در حال ارتقای همین وضعیت ایده آل هم هستن این خودش مثال عالی هست در مورد بهترین زمان تغییر.
استاد عزیز ومریم مهربان ازتون خیلی سپاسگزارم.دوستان خوب و هم ارتعاشی سایت واقعا به وجودتونو به وجود خودم افتخار میکنم که به همچین درک و مدارو توحیدی هدایت شدیم.
چقدر این تیکه از گفتگو که نشانه امروز من بود عالی بود من تو این کلاب هم بودم و حرفاتون رو کامل شنیدم و نت برداری کردم و وقتی اومد روی سایت هم مثل همیشه چندین ب گوش دادم اما انگار الان بار اول هست که میشنوم
اگه تغییر کرده باشی جهان تغییر میکنه تو لازم نیست کاری انجام بدی
اگه اطرافت و شرایطت تغییر نکرده به خودت نهیب بزن زهرا داری فقط حرف میزنی یا عمل میکنی
حالا چه جوری بفهمم که تغییر کردم ؟
تو اوج هیجان
تو اوج ناامیدی ببین داری به شیوه قبل عمل میکنی به قول استاد بچلوننت ازت همون زهرا قبل میچکه یا اینکه ایرانتو حفظ میکنی و ادامه میدی و ذهنت رو کنترل میکنی و سعی میکنی اون رفتار های قبلی که جزو شخصیتت شده بود از بس ادامه داده بودی و تکرار کرده بودی رو دیگه بروز ندی ؟
این باعث شد استاد من یه تلنگر بزرگ بخورم به قول شما بم بر بخوره
یه مرور کردم و نگاه کردم اونجا هایی که میگم هنوز تغییر نکرده شرایط دارم صادقانه نگاه میکنم چون هنوز من به شیوه قبل فکر میکنم هنوز میترسم هنوز از روی باور های غلط رفتار میکنم اما اونجاهایی که دارم تغییرات خودم و آدم های اطراف رو میبینم و تغییر شرایط رو میبینم دیدم که دارم تو اون لحظه ذهنمو کنترل میکنم و مراقب افکار و رفتار هام هستم و استاد همین چند روز پیش یه تضاد مالی اومد همون لحظه اول ذهن من گفت خوب به فلانی زنگ بزن بگو فلان قدر داری قرض بدی تا یکی دوماه دیگه و من که به شدت از این قرض گرفتن صرفه خورده بودم و دیگه نمیخاستم انجام بدم انگار تمام آموزه های شما اومد توی ذهنم که تو میتونی شرایط رو خلق کنی تو قدرت داری راحترین کار اینه به شیوه قبلی عمل کنی و فرض بگیری اما وقتی رو خودت کار میکنی چون فرکانس هارو نمیبینی فک میکنی جواب نداده و هزار تا نکته دیگه راجب احساس لیاقت و باور فروانی که تو ذهنم مرور شد خلاصه اون روز روس سعی کردم تو احساس بد نمونم و به قول شما انقدر اهرم قدرتمندی از حال بد تو ذهنم ساختم که حتی یه لحظه هم نمیخام تو حال و احساس بد بمونم چون نتیجه رو میدونم و شروع کردم به تجسم خواسته ها و فایل و کامنت و مدیتیشن و سعی کردن تمرکزم از روی اون داستان بردارم و استاد بعدش نشونه ها اومد و روز بعد هم که به لطف خدا تو کلاب هاوس باشما صحبت کردم که دیگه انگار خدا لایک رو کوبید که این درسته و استاد به لطف خدا از اون روز احساس بهتری دارم و اتفاقات هم داره جوری رقم میخوره که انشالله خیلی زود با این نشونه ها اون مسله هم حل میشه و مهم اینه که من تو این داستان سعی کردم ایمانم حفظ کنم و عجله نکردم سعی کردم با قدرت بیشتر روی خودم کار کنم که تو این تضاد ها گیر نکنم و بتونم راحت حلش کنم و به خودم تبریک میگم درسته هنوز اون داستان حل نشده اما من حال خوبی دارم و دارم پاسخ جهان رو هم میبینم و ایمانم بیشتر شد برای اینکه من باید از نظر مالی خودمو رشد بدم
و استاد یه نکته دیگه راجب آپدیت محصولات گفتید که دارید همه رو به روز میکنید این به ذهن من رسید که زهرا تو نمیخاد کار جدید و خارق العاده ای بکنی کافیه همین که هستی رو بهبود بدی چون من یه ترمزی هم که تو ذهنم ایجاد شده بود اینکه باید یه کار جدید بکنم یا یه محصولاتی بیارم که مثلا هیچ جا نباشه یا مدام محصول جدید بیارم و اینجوری فقط فروش میره بالا در صورتی که من اگه یاد بگیرم بادر هامو بهبود بدم و روی همون چیز هایی که الان دارم بهتر کار کنم و بهتر معرفی کنم خیلی راحت هدایت میشم و انقدر کمال گرایی برای انتخاب هام نداشته باشم که حتما باید فلان جنس باشه وگرنه نمیشه و من باید این باور رو بسازم که فروش ربطی به جنس نداره ثروتمند شدن ربطی به فروش محصول نداره ربطی به محصولات نداره هم کاری پتانسیل ساخت ثروت رو داره فقط کافیه من روی بهبود خودم کار کنم و این بهبود مدام باشه و شما تو یه لایو هم گفتید من روی خودم کار میکنم لازم نیست برم جایی که آدم ها باشن من اگه درست رو خودم کار کنم آدم ها میان سراغ من و شاید یکی از پاشنه های آشیل من همین بهبود دائم بود که من فکر میکردن نه باید یه چیز جدید یاد بگیرم یه کار جدید انجام بدم و حالا متوجه شدم بهبود همون که هست بیشتر میتونه من رشد بده تا دنبال چیز های جدید دویدن
سلام استاد امیدوارم که حالتون مثل همیشه عالی باشه، در بحث روابط واقعا من این که شما میفرمایید وقتی تغییر کنی آدم تای اطرافت تغییر میکنه رو تجربه کردم من تقریبا نزدیک دو سال با سایت شما آشنا شدم و الان دارم دوره دوازده قدم رو استفاده میکنم، با توجه به باور هایی که از شما گرفتم و روی خودم سعی کردم کار کنم همسرم خیلی خیلی تغییر کرده ، من با همسرم همیشه سر مسئله دوست و رفیق و اینکه زیادی مایه میزاره برای دوستانش همیشه بحث داشتیم و شاید بار ها شده بود که حتی چند روز هم با هم سر سنگین بودیم اما از وقتی که روی خودم دارم کار میکنم. و این رو قبول کردم که مشکل از منه به شکل کاملا حیرت انگیز از تمام اون دوستاش جدا شد و روابطش خیلی محدود شده و بیشتر وقتش رو با من و دو تا کوچولوی که دارم میگزرونه و یه چیز خیلی جالب اینکه دیدم پیج شما رو اینستا فالو کرده و بعضا گاهی اوقات شنیدم که فایل های شما رو گوش میده این یعنی من مسیرم درسته و دارم راه رو درست میرم یعنی داریم هم مدار میشیم، سپاسگذار اول خداوند و بعد شما و مریم عزیز هستم که دست خداوند هستین و کلی آگاهی و حس و حال خوب به زندگی و شخصیت من اضافه کردین، عاشقتونم و علاوه بر روابط به زودی میام و نتایج مالی شگفت انگیزم رو هم میگم براتون چرا که من یه حرفه ای دارم که روزی دو الی سه ساعت بیشتر سر کار نمیرم و البته پنج شنبه جمعه هم کلا نمیرم و تقریبا ماهی ۱۵ میلیون درآمد دارم و چون دو تا بچه کوچیک دارم میخام یه کسب و کار دیگه هم اضافه کنم که علاوه بر اینکه کنار کوچولوهام باشم نیازی به حضور فیزیکی ام نباشه و در عین حال درآمدم هم افزایش پیدا کنه چرا که آرزوها و اهدافی که دارم با ماهی ۱۵ میلیون نمیشه و من باید افزایش درآمد داشته باشم و از اونجایی که استاد و خیلی از بچه های دیگه تونستن قطعا من هم میتونم در شرایط دلخواهم درآمد دلخواهم رو داشته باشم ، استاد و مریم عزیز عاشقتونم و باز هم سپاسگذار خدای مهربون🙏🏻🌸🤍
خب اول خداروشکر حسم عالیه و الان همه چی دارم کلی وقت دارم کلی عشق ناب کلی ثروت که گنج بزرگیم پیددا کردم خداس و بهش خیلی نزدیک ترم حتی بهم قانون هاشم گفته الانم تازه کارم کلی خواسته ریزو درشت تیک زدم و خیلی خوشحالم و معلومه که تو مسیرتم همین کافیه شکرت
من هم یادم اومد همین مسله رو داشتم واقعا داشت دیونم میکرد توجه شوهرم به دوستاش اینجوری شد یه روز جادویی خسته کوفته خدا فرستادم تو سایت بعدم تمام کلن فراموش کردم اوکیه شد الان با یه بشکن یادم اومد چی شده و بگم عاشقتمممم
چون باهم خیلی اوکیه هستیم خیلی عاشق همیم باهم کنار هم بودن بهمون ارامش میده
من اوایل ورودم به این سایت پر از عشق که شروع کرده بودم و اینجا هم نوشتم تقریبا اتفاقات هر روزم رو و درک هایی که داشتم و بعد چه درس هایی از اتفاقات گرفتم و باعث رشدم شد
امروز میخوام راجع به تابلو نقاشیم بگم
که کامل جریانشو از قیمت گذاری گرفته تا بردن تو نمایشگاه الهیه تهران و پاره شدنش نوشتم
امروز بزرگترین درس و فکر کنم آخرین درسی باشه که از این ماجرا و اتفاق به ظاهر بد گرفتم شایدم هنوز باید یاد بگیرم تا تکاملم طی بشه
به قول استاد عباسمنش که تو فایل دزدیده شدن ماشین دنده آرژانتینی میگفت که اتفاقات به خودی خود معنایی نداره این ماییم که معنا میدیم
و اینکه اتفاق به ظاهر بد در راستای خواسته شما هست و اگر اتفاقی میفته و نتیجه اش هر چیزی که باشه باید ببینید که این اتفاق چه چیزی میخواد بهتون بگه و یاد بگیرین
من یادمه قبل اینکه تو نمایشگاه بخوام نقاشیمو برای نمایش و فروش بذارم تازه اولین اثر نقاشی بومم بود که از خدا الهام گرفته بودم و کشیده بودم و سر قیمت گذاشتنش و چیزای دیگه نمیدونستم چیکار کنم
با همه جریاناتش هر بار برای من یه درس بزرگ داشت که خدا بهم یاد داد این بار هم درس احساس لیاقت و ارزشمندی رو گرفتم
دیروز اومدم سایت دیدم فایل جدید هست هدف گذاری برای سال جدید 1403 خیلی خوشحال شدم شروع کردم به گوش دادن و دقیقا همین جریان نقاشیم پر رنگ شد و دوباره فکر کردم درموردش که من چه افکاری داشتم که این اتفاقات افتاد
و اینکه دیگه کسی رو مقصر ندونستم و هر وقت ذهنم خواست عوامل بیرونی رو مقصر بدونه گفتم نه
من بودم که حالا به هر دلیلی افکاری داشتم و یا باوری داشتم که باعث پاره شدن نقاشیم شده و باید ببینم که این افکار چی بوده و چه درسی باید یاد بگیرم
و چه کاری باید بکنم تا باور هان قدرتمند بشه و درسم رو که یاد گرفتم بهش عمل کنم
من امروز بعد چند هفته دوباره پیام دادم به اون گالری که نقاشیمو تو نمایشگاه پاره کرده بودن ،گفتم وقت تعیین کنید نقاشیمو بیارم برای ترمیم
که جواب دادن ما نمیتونیم و خودت ترمیم کن و فقط لطفی که میتونیم در حقت بکنیم اینه که نقاشیت رو یک اثر ببریم نمایشگاه مسقط و جوری حرف زد باهام که انگار قدرت فقط دست خودشه
در صورتی که تابلومو اونا پاره کردن ولی جوری داشت باهام حرف میزد انگار هیچی نشده
من یاد حرفای استاد افتادم و گفتم نه من مسئول این اتفاقاتم که دارم میبینم این برخورد رو
بعد کلی پیام و من نوشتم با شکایت به پلیس میام خسارت میگیرم گفت ارزش نقاشی شما 5 میلیون هم نمیشه که شما 274 میلیون گذاشتین
یهویی یاد حرفای استاد افتادم در فایل هدف گذاری سال 1403 که در مورد احساس لیاقت میگفت
به خودم گفتم طیبه چند تا سوال دارم ازت تو که الان داری این برخورد رو میبینی آیا قبلا ته دلت میگفتی که نقاشیای منو کی میگیره ؟ یا اینکه نقاشیم قیمتش بالانیست و کلی سر قیمت با خدا حرف میزدی و نشونه میخواستی ؟
خودت ارزش کارتو از قبل پایین آوردی تو افکارت و فرکانس هات الان داری نتیجه افکارتو میبینی
بعد من از دیشب هی فایل رو گوش میدادم و تصمیم گرفتم تا درمورد احساس لیاقت و تغییر شخصیتم امسال سال جدید قدم بردارم
بعد میخواستم جواب بدم ولی نمیدونستم چی بنویسم گفتم خدایا من چیکار کنم من اگر بگم باشه خسارت تابلومو ندید و خودم ترمیمش میکنم و تابلومو بدم ببرن نمایشگاه مسقط انگار خودم قشنگ ارزشمندی کارمو پایین آوردم
من تازه متوجه شدم از فایل هدف گذاری 1403 که نقاشی های من با ارزشن ،خودم با ارزشم ،وقتی که برای نقاشیم گذاشتم با ارزشه و کلی ارزشمندی های دیگه
اومدم سایت تا نشانه بگیرم از خدا
همین که نشانه ام اومد و گوش دادم
جواب و گرفتم وقتی استاد میگفت که وقتایی که تو سختی و عصبانیت و … هست که جور دیگه باید رفتار کنی اگر غیر از اینه تو هنوز تغییر نکردی از رو تغییر کردی نه از درون
تو همین حین ،ذهنم هی داشت میگفت قبول کن بگو باشه نقاشیمو ببرید مسقط
ولی گفتم نه من ارزشمندم ،نقاشیم ارزشمنده چون خدا بهم الهام کرده
بعدشم خدا بی نهایت دست داره تا نقاشی منو به فروش برسونه و خودش برام مشتری میشه
این فرد نشد از طریق فرد دیگه تابلومو میفروشم
و بعد از گوش دادن به این فایل که خدا قشنگ بهم گفت که تا رفتارت عمل کردنت به هنگام این جور مواقع یا هر وقت دیگه تغییر نکنه نتیجه رو نمیبینی
و من پیام دادم که نه نمیخوام نقاشیم بره مسقط و فقط میخوام طبق تعهدی که دادین و امضا کردین نقاشیمو ترمیم کنید و خسارت نقاشیمو بدید
و 5 فروردین میام تا دوستانه حلش کنیم و اگر تاخیر داشتین از طریق پلیس و شکایت این مراحل طی میشه
نقاشی های من با ارزشه و وقتم هم همینطور
من تاحالا اینجوری به کارام نگاه نکرده بودم و اینکه ارزشمندی کارامو بدونم دیروز بعد گوش دادن به فایل متوجه شدم که حس ارزشمندی به کارم نقاشی نداشتم و یا حس ارزشمندی به یه سری چیزا در خودم
این ماجرا برای من این درسو داشت :
1 . اینکه یادم افتاد استاد عباس منش میگفت وقتی ایده ای میاد بهتون ،اون ایده ای رو عمل کنید که با توجه به موقعیت الانتون باشه
اگر ایده بزرگتر بود انجامش ندید
من دقیقا اونموقع آذر ماه در مداری نبودم که بخوام نقاشیام رو به نمایش بذارم
چرا؟
چون من تازه کارای بزرگتر شروع کرده بودم
و همون اول میخواستم نقاشیام به بالاترین قیمت به فروش برسن و زود در نمایشگاه های بالای شهر و شناخته شده کارامو به نمایش بذارن
حتی من پول یه تابلوم رو قرض گرفتم تا یک میلیون واریز کنم به گالری تا اونا تابلومو در نمایشگاه بذارن
همه اینا برای من امروز مرور شد که یاد گرفتم هر ایده ای بود به اونی عمل کنم که هم سطح مدار الانم باشه نه بیشتر
2. اینکه یاد گرفتم ارزشمندی رو در خودم بوجود بیارم و در همه جنبه ها تقویت کنم خودم رو
در نقاشیام ،روابط، و همه چیز
امروز بر خلاف روزایی که این جریان ناراحتم میکرد اینبار اصلا ناراحت نشدم فقط داشتم از درون به این فکر میکردم که چه درسی باید یاد بگیرم و چه باورایی رو باید بسازم و چه کاری برای کنترل ذهنم باید انجام بدم و فقط خودم رو مسئول میدونستم و آروم بودم
میگفتم باشه اشکالی نداره من در مسیر رشد و تکاملم یاد میگیرم از این اتفاق و خدارو سپاسگزارم که کمکم میکنه هر لحظه و روی باور هام کار میکنم و شخصیتم رو سعی میکنم بنیادی تغییر بدم این بار جهاد اکبر کنم برای تغییر اساسی تر تا نتیجه رو ببینم نتیجه پایدار
نه اینکه دو روز تغییر بدم شخصیتمو بعد چند روز برگردم به طیبه قبل باید جهاد کنم یه جهاد اکبر
از این به بعد بیشتر حواسم هست که حس ارزشمندی رو داشته باشم و با توجه به مدارم به ایده ها عمل کنم و عجله نداشته باشم برای رفتن نقاشیام به موزه یا گالری و نمایشگاه و …
حس ارزشمندی درست بشه به قول استاد بقیه چیزا خود به خود درست میشه
به تازگی جدید ترین کامنت از شما خوندم …اونجا درباره ی نقاشی گفته بودید و اینکه الهام بهتون شده که به صورت تمرکزی برید روی نقاشی …
و امروز وقتی رسیدم به این کامنت شما …
تیکه ای از مسیری که اونجا گفته بودید برایم واضح تر شد …
و بار ها و بار ها تحسین گردم …
بار ها و بار ها گفتم ببین ملیکا …
ببین طیبه چیکار کرد …
ببین چطور فکر کرد …ببین چطور عمل کرد …
ای جان دلم ..
واقعا آفرین بهت …و وقتی رسیدم به قیمت تابلو .
.گفتم وای خدای من …ببین چه نقاشیه ….
ببین چه اثری خلق کرده ….
ببین چقدر ارزشمنده این هنر دستش …
مطمئنم لایق خلق چنین اثر هایی هستید …و به زودی براتون عادی میشه حتی همین قیمتاای بالا هم …
عالی هستی عالییی
از مسیری که میای …
از گفت و گو زیبایی که با اون مسئول نمایشگاه داشتی…همه اش برام پر از درس بود …
مخصوصا اونجا که گفتی
ایده ای بود به اونی عمل کنم که هم سطح مدار الانم باشه نه بیشتر
وای خدای من …
این جمله طلایی بود …
طلایی….
همیشه توی ذهنم این سوال بود که وقتی کلی ایده داری از کجا باید بفهمی به کدوم باید عمل کنی
..
و همیشه به خودم این جواب رو میدادم که خب معلومه بهترین ایده رو ….
ولی نههههه
اشتباهه …
..
.
دوباره این جمله رو باید بخونم …
ایده ای بود به اونی عمل کنم که هم سطح مدار الانم باشه نه بیشتر
…
عالی بود …
و حتی اونجا که گفتی …
اینکه یاد گرفتم ارزشمندی رو در خودم بوجود بیارم و در همه جنبه ها تقویت کنم خودم رو
در نقاشیام ،روابط، و همه چیز
…
عاشقتم …
واقعا واقعا …منم باید این ارزش رو ایجاد کنم درباره ی خودم …
جوری این کلماتت درونم رو به وجد آورد که حتی روی کاغذ برای خودم نوشتم و زدم به اتاقم …
….
تا هر روز ببینم و بهش فکر کنم …امرزو چه چطور میتونم خودمو ارزشمند تر کنم …کارمو روابطم رو بهبود ببخشم
..
امروز چطور بهتر …
چطور زیبا تر …
چطور قشنگ تر …
چطور با کیفیت تر …
….
آخ یه تیکه دیگه هم مونده …
اونجا که گفتی …
امروز بر خلاف روزایی که این جریان ناراحتم میکرد اینبار اصلا ناراحت نشدم فقط داشتم از درون به این فکر میکردم که چه درسی باید یاد بگیرم و چه باورایی رو باید بسازم و چه کاری برای کنترل ذهنم باید انجام بدم و فقط خودم رو مسئول میدونستم و آروم بودم
وای عالی هستی عالی ….
هر روز اینو با خودم باید در هر موقعیتی یاد آوری کنم و درباره ی تمام مسائل باید بنویسم …
عاشقتم دختررر
ممنونم ازت …
مرسی که هستی …
با تمام وجود دوستت دارم …
و
منتظر نتایج بی نظیرترین هستم …
در پناه لله یکتا شاد سالم ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشی
خدایا هزاران مرتبه شکرت که امروز هم میتونم برای این پروژه بی نظیر تمرین انجام بدم
اگر در روابط یا شرایط زندگیات احساسی از تکرار، رنج یا بیعدالتی داری، کمی درونت را مرور کن:
کدام رفتار یا واکنش در من هنوز شبیه گذشته است که باعث میشود همان افراد یا شرایط را دوباره جذب کنم؟
درمورد مسایل شغلی احساس تکرار دارم
هنوز رفتار من و واکنش من شبیه گذشته اس
یعنی همش ذهنم درگیر نشدن و نبودن و نیستن و بد بودن شرایط و … است
اره من هنوز تغییر نکردم درست میگه استاد عزیزم که اگر ما تغییر کرده باشیم باید درعمل خودشو نشون بده نه در زبان
مثلا من دیگه نباید توی ذهنم تمرکزم روی نشدن و کمبود باشه چون وقتی تمرکزم روی این هست انرژی و انگیزه لازم برای حرکت کردن و بهبود دادن مهارتم نیستم و ذوق و شوقی براش ندارم
اما اگر تمرکز م روی فراوانی پروژه و مشتری باشه خب عملکرد منم این میشه که سعی میکنم مهارتمو بهبود بدم سعی میکنم خودمو برای پروژه هایی که قراره بیاد آماده کنم
خب من از عملکردم فهمیدم که هنوز تغییری که میخوام ایجاد نشده چون عملکردم که میبنم بهتر شدم نسبت به قبل اماهنوز اونجوری که باید عملکرد و واکنش و ذوق و شوقم و امیدواری ام تغییر کرده باشه نکرده
تجربهی خود را در کامنتها بنویس:
چه زمانی متوجه شدی که وقتی واقعاً تغییر کردی؟
در زمینه ارتباطات من متوجه شدم که خیلی تغییر کردم
چون اصلا وابستگی ندارم و نچسبیدم به طرف مقابل و همین باعثشده که روابط خوبی داشته باشم
یا اینکه اگر کسی پاشو از حدش فراتر میزاره و بعد 2بار فرصت دادن و بی توجهی کردن و اگر دیدم دوباره تکرار میشه بلاک میکنم و تمام
یا اینکه دیگه اجازه نمیدم ادما بخوان وارد حریم خصوصی ام بشن و اگر بخوان بشن خیلی واضح حریم و خط قرمزموبراشون مشخص میکنم و اصلا هم نگران از دست دادنشون نیستم
سلام میکنم به استاد عزیزم و مریم جان نازنینم و همه ی دوستان عزیز
کدام رفتار یا واکنش در من هنوز شبیه گذشته است که باعث میشود همان افراد یا شرایط را دوباره جذب کنم؟
من رفتاری که فکر میکردم تغییرش دادم ولی هربار به یه شکلی بصورت کاملا ناخواسته انجامش میدم لحن تند و خشکی که در جواب به دیگران میدم مخصوصا همسرم که باعث میشه اون وجه ناجالبش و اون حرف های مسمومش و دریافت کنم
قبلا ها فکر میکردم مشکل از خودشه خودش باید تغییر کنه اما بعدش که این آگاهی هارو بیشتر درک کردم فهمیدم که مشکل از درون خودمه
خودم باید خودمو تغییر بدم و چون این نوع رفتار جزو شخصیتم شده واقعا انگار سخته درست کردنش چون هربار فکر میکنم دیگه درستش کردم اما باز پیش میاد که انجامش میدم و با یه لحن تند و بی روحی جواب همسرمو میدم که باعث دلخوری و کدورت بین ما میشه
چه زمانی متوجه شدی که وقتی واقعاً تغییر کردی؟
من توی سری جاها فکر میکنم که واقعا تغییر کردم چون دیگه رفتارو واکنش من با گذشته کاملا فرق کرده
برای مثال اگه قبلا تو رابطه سر یه موضوعی بحث میشد و من قهر میکردم و زیاد لفتش میدادم الان دیگه این رفتارو نمیکنم براحتی میگذرم و اتفاقا خیلی راحتم همه چی حل و فصل میشه و همه چی خوب پیش میره
من اگه الان به مدت چند ساله که تلویزیون اخبار و شبکه های اجتماعی و غیبت کردن و کارهای بیهوده رو دنبال نمیکنم یعنی خیلی جدی تغییر کردم چون این تغییراتم مقطعی نبوده و سالهای ساله که ادامه داشته
میخوام بگم که اونجاهایی که نیازه خیلی بیشتر کار کنم تا از درون تغییر ایجاد بشه بیشتر تو حوزه روابط و بحث ثروت هستش
خدایا خودت کمک کن هربار به خودشناسی بیشتر و عمیق تری از خودم برسم.
دغدغه شما برای ارتباط بهتر بادیگران، مخصوصا همسر محترمتون و همچنین خودآگاهی و خودشناسی شما قابل تحسینه.
قطعا آموزشهای استاد در زمینه ی ارتباط(علی الخصوص دوره ی عشق و مودت) خیلی می تونه براتون راهگشا باشه.
یه کتابی هست بنام “ارتباط بدون خشونت زبان زندگی” نوشته ی مارشال روزنبرگ، که فک می کنم بتونه کمکتون کنه.
تا جایی که ذهنم یاری می کنه
این کتاب کمک می کنه، در انتخاب کلمات و جملات، که بتونید احساسات و مفاهیم و منظورتون رو دوستانه تر و با محبت تر بیان کنید.
البته این کتاب خیلی شناخته شدس و ممکنه باهاش آشنا باشید.
زبان این کتاب معروفه به “زبان زرافه” و در بعضی از مهد کودکها هم آموزش داده میشه، که البته برای بزرگسالان هم بسیار مفیده و تو کارگاهها آموزش داده می شه و البته شما می تونید از همین کتاب استفاده کنید.
اصولا کلمات 15 درصد،قدرتِ انتقال منظورمون به مخاطب رو دارن ومی تونن مفاهیم رومنتقل کنن و 35 درصد لحنه و 50 درصد زبان بدن می تونه منظورمون رو منتقل کنه(من این مطلب رو از دکتر محمد کاظم زاده یاد گرفتم)
خانم معرفی عزیز ، ضمننا من همت و تلاش شما،در رشد وپیشرفتتون در ورزش و اخذ مدرک مربیگریتون رو هم تحسین می کنم و کامنتهاتون رو پیگیری می کنم و امیدوارم بزودی زود خبرهای خوبی از مشغول شدنتون و اشتغالتون در کسوت مربیگری رو در کامنتهاتون ببینیم و لذت خواهیم ببریم:)))
من توی دوره سلامتی یه سری چیزا رو میخوردم که باهام سازگار نبود و همش به همسرم خرده میگرفتم که چرا تو میخری و از این حرفا و اصلا هم سعی نمیکردم خودم رو تغییر بدم تا اینکه تصمیم گرفتم فقط روی اصل باشم و تمام حواشی رو حذف کنم و اصلاااا هم در موردش به همسرم نگفتم و جالب اینجاست که دیشب اون آقایی که بهمون شیر گوسفند میداد تماس گرفت همسرم بهش گفت فعلا لازم نداریم با اینکه قبلا هر بار زنگ میزد همسرم بلافاصله میرفت میگرفت ولی چون من رفتارم رو تغییر دادم جهان همراه شد باهام
گفتار ما اصلاااا مهم نیست رفتار ما نشاندهنده تغییره
مهمه که اصلا سعی به تغییر شرایط نداشته باشیم فقط رفتار خودمون رو تغییر بدیم بدون اینکه جار بزنیم
خداوندی که همیشه مایه اسایش و ارمشم بوده، هست، خواهد بود
خدای من عجب فایلی در مورد عشقترین دوره ، معنویترین دوره داره صحبت میشه
دوره ای که اگاهی هاش من رومتحول کرد
دوره ای خدا رو به من شناسوند
دوره ای که منو با خودم اشتی داد
دوره ای که کمک کرد من بدونم با بزرگترین ترس و ترمز زندگیم باید چطور برخورد کنم
دوره ای که من رو هر روز داره رشد میده
دوره ای که اون بهترین بهار زندگیم رو در وسط تابستون استارت زد
دوره ای که تماما عشقه
دوره ای که برام معجزه کرد
(دوره عشق و مودت در روابط) که انگار من رو از نو ساخت ، انگار اون ارزوی قبلی رفت رفت رفت و یه ارزوی جدید متولد شد
این ارزو هم گاهی سختش میشه ،گاهی عجله میبرتش جاده خاکی
اما افسار این ارزو دست خداست ، من فقط شکل فیزیکی خدا رو نمیبینم اما حسش میکنم همه جا رد پاهاش رو میبینم همه جا ، به عظمتش سوگند هر جا ازش میخوام برام شاهکار میکنه فقط من فراموشکارمفقط من فراموشکارم اون من رو همیشه یادشه ، خودش دستم رو گرفت و بهم جرآت داد وارد ترسناکترین و ریشه ای ترین پاشنه اشیل زندگیم بشم و الا من به عقل خودم خیلی کارها کرده بودم اما اونها کجا و این کجا
خدای من، خدای خوبیها من بیش از حد سپاسگزارتم و عاشق تووووو تنها عشق زندگیم
●●●
استادم وقتی پاسختون رو برای سحر جان شنیدم خیلی تحسین کردم شما رو و به یاد اوردم که به قول خودتون منطق شما رو هیشکی نداره
چقدر زیبا و صریح توضیح میدین و اصل مطلب میره میشینه سرجاش
چقدر لذت بردم وقتی دیدم این فایل به دوره عشق و مودته، دوره ای که عینه قلبم دوسش دارم و ازش خیلی یاد گرفتم دوره ای که دوست دارم تا آخرین نفسم گوشش بدم
من ازش سیر نمیشم هیچوقت سیر نمیشم ، این دوره من رو متحول کرد هر چقدر ازش بگم کم گفتم
کمترین نتیجه ش اینه که من به خودِ خودم برگشتم
●●●
چندین روزه داشتم فکر میکردم که خدایا چرا من فلان جا که هی میرم همش غر میشنوم و گله شکایت و انگار باید سنگ صبور باشم و من اصلا نمیتونم دیگه سنگ صبور کسی باشم و خوشمم نمیاد تلاش میکنم و بحث رو هم عوض میکنم اما فایده نداره و امروز از زبان شما شنیدم که اگر ادمای اطرافت تغییر نکردن بدون تو تغییر نکردی
و از امروز البته قبل از این فایل سرصبحی با هدایت به یه کامنت در مورد باورهای هماهنگ با خواسته تصمیم گرفتم احساسم رو مثل یه نوزاد تازه به دنیا اومده تصور کنم و بیش از حد مراقب احساسم باشم ، یعنی جونم براش دربیاد به هیچ قیمتی و منطقی راضی نشم حسم بد بشه ، و حواسم بهش باشه و اولویت زندگیم باشه این خیلی مهمه خدایا امروز بهتر از قبل فهمیدم که تو حس خوب منی دلبر شیرینم و تصمیم گرفتم که حواسم به توباشه ای قطب نمای زندگیم قربونت بشم من
چه نکته ای خدایا شکرت که به من قدرت درک و فهم عطا کردی
خدایا شکرت که گوشهام میشنوه
خدایا شکرت که به انگشتانم قدرت حرکت دادی
خدایا شکرت که چشمام میبینه
خدایا شکرت که حالم خوبه
خدایا شکرت که سواد خواندن و نوشتن دارم
خدایا شکرت به خاطر موبایلم،به خاطر شارژرم
به خاطر فلش وتبدیلی که دارم
خدایا شکرت به خاطر خط به خط آگاهی های این سایت
خدایا شکرت به خاطر دونه به دونه دفترام ، خودکارام
خدایا شکرت به خاطر آزادی زمانی و مکانی که بهم عطا کردی
خدایا من هر چی که دارم از جانب توست
خودم رو زندگیم رو میسپارم به دستانت و ازت میخوام فرمون زندگیم رو بدست بگیری و خودت منو ببری من در مقابل تو هیچم ، تمام چشم امیدم به توعه به تویی که مالک و صاحب منی ، به توییی که مدیر برنامه های منی
خودت کمکم کن گوش به فرمانت باشم و یادم نره یادت رو
وقتی اسم دوره عشق و مودت رو میشنوم حسم خداگونه میشه
به نظرم دوره عشق و مودت شروع یه ورژن جدیدی از آدمه
یه ورژن که خودتی و خدای خودت
خیلی خوشحال شدم که میخواین وارد این دوره بشین
من که فکر میکنم هیچ ربطی به قبل از تهیه دوره عشق و مودت ندارم
میدونید انگار خداوند دستش تو دستاته
نمیگم به جاد خاکیه نمیرم ، میرم اما زودِ زود خدا برم میگردونه ، با عمل به اگاهی های این دوره حس میکنی خدا بیشتر از تو میخواد به آرامش و عشق و مودت برسی
من به جرآت میگم بعد از تهیه دوره همیشه خدا رو کنارم حس میکنم
من همیشه حس میکنم این دوره رو خدا برام خریده
الحمدالله رب العالمین
انشاالله با شروع این دوره یه ورژن جدیدی از شما هم ساخته بشه که با حس خوب همیشه ازش یاد کنید، الهی آمین
راستی انشاالله سربازی هم با خوشی و آسانی و نور خدا در تک تک لحظاتتون بگذرونین
سلام مجدد به آرزو عزیز امیدوارم که حالت عالی عالی بشه
شکر الله در حال کار کردن لیزری رو عزت نفس جلسه یک بودم که تو کامنتش نوشتم که میخوام اتاقم رو مرتب کنم ، این ی کار به تعویق افتاده برا من تلقی می شد
دیشب عمه ام بهم زد زد و من اومدم خونه و گفت که مادربزرگت نیاز به تخت داره به خاطر کهولت
منم گفتم که قرار برم سربازی پس تختم رو باز کردم و براش اسمبل کردم که مادر بزرگ ازش لذت ببره و به خودمم گفتم که قراره برم سربازی پس بگزار این رو ببخشم بره اخه از 18 سالگی من ازش لذت بردم!
و بعد جابجایی تخت تصمیم گرفتم که کامل اتاق رو تمیز کنم و ازشم با موبایل و سه پایه ولاگ گرفتم و همچنین اینکه میکروفون یقه ای هم گذاشتم
شکر الله اتاقم رو تمیز کردم و تشک و پتو برا خودم تدارک دیدم و داشتم تو سایت برا خودم میچرخیدم که خدا جونم شروع کرد به سوپرایز کردنم ، پول به حسابم واریز شد
منم گفتم هدایت رو دنبال کن و رفتم تو سابت و همزمان دو دوره عشق مودت به همراه دستیابی به رویاها رو تهیه کردم
خدا را شاکرم که من رو همفرکانس کرد به این آگاهی ها تا ازش لذت ببرم!
شکر الله که میتونم اینقدر زیبا هدایت بشم به دوره ها ، به یاری الله پر قدرت رو خودم کار میکنم و ازش لذت میبرم! از بزرگ تر شدن خودم لذت میبرم
سلام و نور خدمت شما دانشجوی همیشه فعال استاد عباسمنش
خدا قوت
بی نهایت از صمیم قلب از شما متشکرم که به ندای قلبتون لبیک گفتین و برام نوشتین
قبل از این دیدگاه شما برای من، چند روزی بود آشفته بودم و حس میکردم یه چیزی بهم گفته میشه اما من نمیشنوم و انگار کر و کور بودم و نمیفهمیدم
ولی انگار همین کامنت زیبا و پر نور شما پرده رو برداشت و نشانه اولیه رو به من داد که مسیر چیه ؟! و بی نهایت خوشحال شدم که حداقل فهمیدم چی به چیه؟
بعد از دوره عشق و مودت من احساس میکنم خدا رو بیشتر درک و حس میکنم بیشتر میشناسمش
بیشتر بهش اعتقاد دارم
و بعد از این دیدگاه و شنیدن کلمه عزت نفس 《من شنیدم و سپس با وجود تمام سختی و دردهای مسیر و ضعف های شخصیتی که در خودم میبینم درک کردم که اگر من رو ساخت شخصیت توحیدی آرزو تلاش نکنم تمام تلاشهام بادِ هواست
حس میکنم همینو باید بگیرم و برم جلو》
میدونم سختییییه مسیر خیلی هست و زمانبره
اما تمام دلخوشی من از عمق جانم فقططط حضور و حس خداوند کنارمه
باز هم از شما ممنونم بابت این دیدگاه که برام نوشتین و از معجزات خداوند برام گفتین که باز ایمانم قویتر شد
انشاالله دوره عشق و مودت و دستیابی عملی به رویاها براتون پر از خیر و برکت و سعادت در هر دو جهان باشه …
خیلی خوشحالم که مجدد کامنت هات رو میبینم و همچنین اینکه باهات تو پروژه تغییر رو در آغوش بگیر هم دوره ای ام!
واقعا در دوره دوازده قدم کامنت هات رو میخوندم و واقعا حکم مورفین رو داشت!
اینقدر که کامنت هات آرامش بخش بودن! اینقدر که توحید رو می شد درش حس کرد!
اینقدر که کامنت هات واقعی بودن و بعضی مواقع بدون هیچ ماسکی مسئله ای که درش گیر کرده بودی رو بیان میکردی و میگفتی که میخوام تمرکزی کار کنم و این مسئله رو حل کنم علنا میخواستی که کامنت ها رو برا خودت تمرین محورش کنی که بتونی علاوه بر گذاشتن ردپای مناسب ازش به عنوان پله ای استفاده کنی برای رشد و ترقی خودت!
تحسینت میکنم بابت توضیحات بی نظیری که در مورد دوره عشق و مودت در روابط گفتی امیدوارم که به زودی برم تو دلش و ازش نهایت لذت رو ببرم و از خودم ی فرد جدید و ابشنال تری بسازم!
فردی که توحیدی تر قدم بر میداره
فردی که عاشق خودش هست
فردی که میتونه با همه با اعتماد به نفس برخورد کنه و اونها رو برانگیخته کنه!
مرسی بابت اینکه اینقدر روحیه مثبتی داری چرا که میتونی اینقدر زیبا در مورد ی دوره صحبت کنی و زیبایی هاش رو به رخ بکشی
انشالله که در این دوره ی بی نظیر هم باهات هم دوره ای میشم و از کامنت های عالی ات نهایت استفاده رو بکنم!
شکر الله بابت این دوره و هدایت شدنم به سمتش!
انشالله که قدرتمند من رو پیش ببره و باعث بشه که تمرکزم رو روش لیزری کنم و گذر زمان رو حس نکنم!
واقعا ازت ممنونم بابت توضیحاتت و کمکی که کردی با این کامنتت!
مرسی بابت این دعاهای بی نظیرت
به یاری خدا سربازی هم هدایتی پیش میره و ازش قراره که کلی درس یاد بگیرم!
اگر بتونم از این سایت بهره ببرم و آگاهی هاش رو درونی کنم! قطعا میتونم سربازی رو به ی دوره خودآموزی تبدیل کنم!
به یاری الله و هدایت هاش زندگیم هر روز و هر روز بهتر و بهتر میشه!
دیشب خیلی سخت گذشت وقتی دیدم بازم مشتری نیست و اوضاع مث سابقه و تلاش های من نتیجه نمیدن ، چنان بی قرار شدم از همون ساعت 7-8شب که حدی نداشت، دنیا برام به آخر رسیده بود تا تونستم گریه کردم تا نزدیکی صب وبا خدا حرف زدم که چرا هیچی بهتر نمیشه انگار که من هیچ تلاشی نمیکنم؟؟
دنیای من عوض نشده، هنوز اندر خم یک کوچه ام،
دیروز چنان تمام وجودم درد گرفته بود که قابل بیان نیست!!!؟
فقط اشک میریختم خدایا چرا چرا چرا!!
اره دنیای من عوض نشده چون من عوض نشدم،هنوز در شرایط نادلخواه همون آدم سابقم ورفتارم متفاوت نشده ،
از کجا میدونم چون دیشب همون رفتار سابق رو کردم،
از خلوتی مغازه احساسم بد شد
ناامید شدم
گفتم پس چرا این مغازه بعد چهار سال هنوز مث سابقه،پس کو اینهمه تلاش ذهنی و فیزیکی من!!
چرا من هرچی میدوم کمتر نتیجه میگیرم،انگار دارم آب تو هاونگ میکوبم!!!
این افکار که اومدن تو سرم کنترل ذهن از دستم خارج شد و احساسم بد شد و بیقرار شدم دوباره شروع کردم به گریه وگریه وغر زدن واه وناله کردن پیش بقیه و تا صب گربه کردن!!!
من صحرا عزیز رو دنبال میکنم و اومدم مطلبش رو که برات نوشته بود خوندم.چه دختر با درک و سوادیه این دختر زیبا ،خدا حفظش کنه.
ایمان به غیب
زینب عزیز میدونی چرا من و شما به نتیجه نمیرسیم ؟بخاطر بی ایمانی و شرک ماست.اگه یه مشتری داشته باشیم عادی میدونیم و شکر نمیکنیم و اگر نداشته باشیم فقط به نداشته ها فکر میکنیم.هیچ وقت شده زمانی که مشتری نداریم با خودمون صحبت کنیم بگیم الان مشتری میاد اینو میخره و اونو میخره و اینو جینی میبره و….
نه …چون ذهنمون اجازه نمیده
زینب عزیز امیدوارم بصورت مستمر به غیب ایمان داشته باشیم.
که بازم افتخار دادن به کامنتم پاسخ دادن اونم چه پاسخی، پاسخی بسیار کامل که دقیقا اشاره درست کردن که مشکلم از کجاست !!!
صحرای عزیزم کلمه به کلمه پاسخت حق بودوکاملن درست !!!
صحرای عزیزم ازت ممنونم که برام نوشتی وگفتی مشکلم از کجاست،
شما درست میگید اینکه ما نتیجه نمیگیریم خاست خدا نیست،
اینکه ما ناراحت میشیم وگریه میکنیم تقصیر خدا نیست!!
اینکه گریه میکنیم براخدا مهم نیس چون خدا یه انرژی قدرتمند پاسخ دهنده اس به فرکانس ما و عاری از عواطف و احساسات بشری !!!
هرآنچه رو که ما به وسیله توجه و فرکانس هامون بفرستیم فقط ترجمه وتبدیل میکنه و به شکل های مختلف وارد زندگیمون میکنه بدون اینکه کم وزیادش کرده باشه!!!!
ولی چه کنیم که ما انسانیم و هرجا گیر کنیم به علت باورهای اشتباه خودمون،باز فک میکنیم خدا یه انسان قدتمنده وسردرددلمون پیشش باز میشه!!!
باز گریه!!!باز چرا نشد !!! چرا کمکم نمیکنی!!!
یادمون میره همچی باور و فرکانس خودمونه و ما موجوداتی فرکانسی هستیم!!!!
صحرای عزیزم لازمه کلمه به کلمه کامنتت رو بارها و بارها بخونم وتفکر کنم تا شاید به عمق جانم بشینه که بتونم در عمل اجراش کنم!!!
بازم ازت ممنونم که راهنماییم کردی، بازم ازت ممنونم که ارزش قائل شدی و پاسخ دادی!!.
انشالا انرژی خوب این کامنت به زندگی قشنگ خودت برگرده !!!
ابراهیم جان ازت ممنونم که وقتتو در اختیار من میزاری وبرام پاسخ مینویسی و برای کامنتم ارزش قائلی!!!
ابراهیم جان پرسیدی واضح بگو خواسته ات چیه واضح وبی حاشیه بگم که من میخام از قانون، از آموزش های استاد نتیجه واضح بگیرم ،چرخ زندگیم رون بشه، ثروت بیشتری بیاد تو زندگیم،درکل زندگیم در همه ابعاد تغییر مثبت کنه،
من میخام مث لیلای بشارتی عزیز نتیجه بگیرم مث رضای عطاروشن عزیز و بقیه دوستان در این سایت که نتیجه عالی گرفتن نتیجه عالی بگیرم
و زندگیم چند لول رشد کنه در همه ابعاد، توحید، آرامش، ثروت روابط و..
وگرنه همینجوری بدون نتیجه خاصی تو سایت بودن که وقت تلف کردنه!!!
حیف نیست تو این مسیر قرار گرفته باشی ،
با آموزش های استاد آشنا شده باشی
ولی همون زندگی قبلی رو زندگی کنی!!!
هر کس توی این سایته دنبال تغییر زندگیشه!!
منم تغییر واضح میخام !!
نتبجه میخام از اون نتایجی که استاد میگن فقط با نتایج تون با من حرف بزنید!!!
زینب عزیز سپاسگزارم ازت که مینویسی.هر نوشتنت به من و همه افراد کمک میکنه.
ببین زینب اگر تو تو این مدت تو سایت بودی و اصلا رشد نکردی و چرخ زندگیت روون نشده حتما به گفته های استاد عمل نکردی ،چون حداقل کمک آگاهی های استاد آرامش و دور شدن کلی نگرانی های نابجا از ماست.
اگر به نتیجه های کوچیک رسیدی با کمک اونها و تایید کردنش و بزرگ کردن و حرف زدن و شکرگزاری کردن همونها بزرگ و بزرگتر میشه.
خیلی مهمه که ورودیها رو کنترل کنی و از اخبار و بطور کلی هر عوامل بیرونی دوری کنی.
اینجا نقش ایمان و توحید میاد وسط ،از هر چی غیر خدا هست دل بِبُر.
فقط خودتی و خدای خودت
هر ایرادی دیدی از خودته و تلاش کن و اون باور رو حذف کن یا باور درست بساز.
زینب جان تو خدایی هستی (خلیفه الله)که قادر به انجام هر کاری هست،قادر به ساختن هر چیزی هست.
چقدر از قدرت تجسم کمک گرفتی؟چقدر سناریو نوشتی؟چقدر سعی کردی دلت رو فقط به خدا ببندی؟
به همون اندازه رشد کردی .الگوهای خیلی خوب هستند و بهشون میرسی ولی بدون عجله با صبر.
همون خانم بشارتی برای یک دونه شیشه شیر تو یخچال با اشک شوق سپاسگزاری میکرده آیا تو کردی؟همون آقا رضا حرفهای استاد رو وحی منزل میدونسته و عمل میکرده با اینکه ترس داشته شنا عمل میکنی؟پس زینب جان میرسی ،عجله نکن ،صبور باش و فقط روی خودت کار کن .کم کم اون اتفاقات برات می افته.خدای من و تو خدای خانم بشارتی و آقا رضا و بقیه هست.ما در حال رشدیم آرام باش و ورودیهات رو کنترل کن و شب و روز شکر گزاری کن.
به نام یگانه ی دوست داشتنی
باز هم برنامه مورد علاقه من، گفتگوی استاد عزیز با دوستان سایت
چقدر خوب شد که دوستمون به این نکته اشاره کرد چون این واقعا حرف دل من هم هست و چقدر راحت استاد مهربان موافقت کرد و لبیک گفت، استاد شما الگوی فوق العاده ای هستین از هر لحاظ.
وچقدر اعتماد به نفس داشت دوستمون که راحت گفت من فعلا نتایج چندانی ندارم اما از شما یک درخواست دارم و اون آپدیت کردن دوره عشق و مودت در روابط هست.
توضیحات زیبای استاد در این مورد:اما قبلش یه چیزی بگم استاد نمیدونم واقعا مدار من بالاتر رفته که الان حرفهای شما رو عمیقتر و ملموستر میفهمم یا مدار شما بالاتر رفته و حرفهاتون خیلی الهی ار و توحیدی تر و دلنشین تر شده وشایدم هر دوان! ولی از جمله به جمله شما لذت میبرم و دوست دارم شیرجه بزنم تو عمق این آگاهیها و تا ابد توش غوطه بزنم و شنا کنم.خلاصه هر کدومشون هست بینهایت خدا رو شکرگزار هستم.
شاید شما هنوز تغییر نکردی، وفکر میکنی که تغییر کردی چون اگر تغییر کرده بودی آدمهای اطرافت هم تغییر کرده بودن و جهان خودش بقیه کارها رو انجام میداد. واگر خودت هنوز تغییر نکردی به خودت نهیب بزن!خدایا من چقدر به یادآوری این عبارت” نهیب زدن به خود “احتیاج دارم.واقعا ممنونم استاد عزیز بابت در و گوهر الهی که از کلام شما میریزه.
اگر تغییر کردی لااقل دیگه بهش باج نمیدی و خیلی راحت میگی من این کاری رو که تو کردی انجام ن می د هم.
واون چون دیگه نمیتونه ازت باج بگیره خودش میزاره میره چون مظلومی نیست که بهش ظلم کنه و چیزی دستگیرش نمیشه.
من تا حالا یا نشده یا خیلی کم شده که به کسی بگم تو از زندگی من برو بیرون ، و فقط اومدم رو خودم کار کردم وتمرکز کردم و اون خودبخود یا ارتقا میدا میکنه و با من مچ میشه یا مقاومت میکنه و از زندگی من خارج میشه.
نمونه بسیار عالی دیگه ای که استاد عزیز در همین راستا بیان کرد، نحوه تغییرات آهسته و پیوسته سایت هست که با وجود اینکه حرف اول دنیا رو از هر لحاظ میزنه اما استاد و تیم خوبش مدام در حال ارتقای همین وضعیت ایده آل هم هستن این خودش مثال عالی هست در مورد بهترین زمان تغییر.
استاد عزیز ومریم مهربان ازتون خیلی سپاسگزارم.دوستان خوب و هم ارتعاشی سایت واقعا به وجودتونو به وجود خودم افتخار میکنم که به همچین درک و مدارو توحیدی هدایت شدیم.
الهی شکرت🤗🤗🤗🤗🤗🤗🤗🤗
بسم الله النور
سلام استاد جان
چقدر این تیکه از گفتگو که نشانه امروز من بود عالی بود من تو این کلاب هم بودم و حرفاتون رو کامل شنیدم و نت برداری کردم و وقتی اومد روی سایت هم مثل همیشه چندین ب گوش دادم اما انگار الان بار اول هست که میشنوم
اگه تغییر کرده باشی جهان تغییر میکنه تو لازم نیست کاری انجام بدی
اگه اطرافت و شرایطت تغییر نکرده به خودت نهیب بزن زهرا داری فقط حرف میزنی یا عمل میکنی
حالا چه جوری بفهمم که تغییر کردم ؟
تو اوج هیجان
تو اوج ناامیدی ببین داری به شیوه قبل عمل میکنی به قول استاد بچلوننت ازت همون زهرا قبل میچکه یا اینکه ایرانتو حفظ میکنی و ادامه میدی و ذهنت رو کنترل میکنی و سعی میکنی اون رفتار های قبلی که جزو شخصیتت شده بود از بس ادامه داده بودی و تکرار کرده بودی رو دیگه بروز ندی ؟
این باعث شد استاد من یه تلنگر بزرگ بخورم به قول شما بم بر بخوره
یه مرور کردم و نگاه کردم اونجا هایی که میگم هنوز تغییر نکرده شرایط دارم صادقانه نگاه میکنم چون هنوز من به شیوه قبل فکر میکنم هنوز میترسم هنوز از روی باور های غلط رفتار میکنم اما اونجاهایی که دارم تغییرات خودم و آدم های اطراف رو میبینم و تغییر شرایط رو میبینم دیدم که دارم تو اون لحظه ذهنمو کنترل میکنم و مراقب افکار و رفتار هام هستم و استاد همین چند روز پیش یه تضاد مالی اومد همون لحظه اول ذهن من گفت خوب به فلانی زنگ بزن بگو فلان قدر داری قرض بدی تا یکی دوماه دیگه و من که به شدت از این قرض گرفتن صرفه خورده بودم و دیگه نمیخاستم انجام بدم انگار تمام آموزه های شما اومد توی ذهنم که تو میتونی شرایط رو خلق کنی تو قدرت داری راحترین کار اینه به شیوه قبلی عمل کنی و فرض بگیری اما وقتی رو خودت کار میکنی چون فرکانس هارو نمیبینی فک میکنی جواب نداده و هزار تا نکته دیگه راجب احساس لیاقت و باور فروانی که تو ذهنم مرور شد خلاصه اون روز روس سعی کردم تو احساس بد نمونم و به قول شما انقدر اهرم قدرتمندی از حال بد تو ذهنم ساختم که حتی یه لحظه هم نمیخام تو حال و احساس بد بمونم چون نتیجه رو میدونم و شروع کردم به تجسم خواسته ها و فایل و کامنت و مدیتیشن و سعی کردن تمرکزم از روی اون داستان بردارم و استاد بعدش نشونه ها اومد و روز بعد هم که به لطف خدا تو کلاب هاوس باشما صحبت کردم که دیگه انگار خدا لایک رو کوبید که این درسته و استاد به لطف خدا از اون روز احساس بهتری دارم و اتفاقات هم داره جوری رقم میخوره که انشالله خیلی زود با این نشونه ها اون مسله هم حل میشه و مهم اینه که من تو این داستان سعی کردم ایمانم حفظ کنم و عجله نکردم سعی کردم با قدرت بیشتر روی خودم کار کنم که تو این تضاد ها گیر نکنم و بتونم راحت حلش کنم و به خودم تبریک میگم درسته هنوز اون داستان حل نشده اما من حال خوبی دارم و دارم پاسخ جهان رو هم میبینم و ایمانم بیشتر شد برای اینکه من باید از نظر مالی خودمو رشد بدم
و استاد یه نکته دیگه راجب آپدیت محصولات گفتید که دارید همه رو به روز میکنید این به ذهن من رسید که زهرا تو نمیخاد کار جدید و خارق العاده ای بکنی کافیه همین که هستی رو بهبود بدی چون من یه ترمزی هم که تو ذهنم ایجاد شده بود اینکه باید یه کار جدید بکنم یا یه محصولاتی بیارم که مثلا هیچ جا نباشه یا مدام محصول جدید بیارم و اینجوری فقط فروش میره بالا در صورتی که من اگه یاد بگیرم بادر هامو بهبود بدم و روی همون چیز هایی که الان دارم بهتر کار کنم و بهتر معرفی کنم خیلی راحت هدایت میشم و انقدر کمال گرایی برای انتخاب هام نداشته باشم که حتما باید فلان جنس باشه وگرنه نمیشه و من باید این باور رو بسازم که فروش ربطی به جنس نداره ثروتمند شدن ربطی به فروش محصول نداره ربطی به محصولات نداره هم کاری پتانسیل ساخت ثروت رو داره فقط کافیه من روی بهبود خودم کار کنم و این بهبود مدام باشه و شما تو یه لایو هم گفتید من روی خودم کار میکنم لازم نیست برم جایی که آدم ها باشن من اگه درست رو خودم کار کنم آدم ها میان سراغ من و شاید یکی از پاشنه های آشیل من همین بهبود دائم بود که من فکر میکردن نه باید یه چیز جدید یاد بگیرم یه کار جدید انجام بدم و حالا متوجه شدم بهبود همون که هست بیشتر میتونه من رشد بده تا دنبال چیز های جدید دویدن
استا جان عاشقتونم و به زودی آمریکا میبینمتون 😘😘😘
به نام خداوند بخشنده مهربان
خدا جونم شکرت بابت همه رزق هایی که نصیبم می کنی .
خداجونم شکرت بابت همه ،مهربانی هات .
با یاد تو ،وهدایتت .
اگر در روابط یا شرایط زندگیات احساسی از تکرار، رنج یا بیعدالتی داری، کمی درونت را مرور کن:
کدام رفتار یا واکنش در من هنوز شبیه گذشته است که باعث میشود همان افراد یا شرایط را دوباره جذب کنم؟
اگر قبلاً بود ،در روابط ،مسائل تکراری ،زیاد داشتم .
جوری بود که اگر یه رابطه ای داشتم ،بی عدالتی ورنج می دیدم .
ووقتی از اون رابطه بیرون می آمدم و فرار می کردم،دقیقا یه انسان دیگه که از نظر ظاهری متفاوت ولی رفتارش مثل انسان قبلی بود .
ومن فکر می کردم مشکل از آنهاست .
می گفتم اون ها مشکل دارند وبه من ظلم کردند،من هیچ مشکلی ندارم و مظلوم واقعا شدم .
تا اینکه تو رابطه آخری ،اینقدر ضربه خوردم ،غینقدر چک ولگد خوردم که بیدار شدم .
فهمیدم من باید تغییر کنم ،وگرنه باز تکرار میشه این موضوع .
با پول می دادم وبه من برنمی گشت ،یا ازمن سو استفاده میشد .
تا مظلوم نباشه ،ظالمی نیست .
واین را از،دوره قانون آفرینش ،یادگرفتم .
الان خدارا شکر این موضوع تکرار نشده .
ولی تو مسائل مالی هنوز تکرار میشه برام مسائل .
و فهمیدم که ترمز دارم تو این قسمت .
ترس از دست دادن
نگرانی
شرک
احساس لیاقت نداشتن
تجربهی خود را در کامنتها بنویس:
چه زمانی متوجه شدی که وقتی واقعاً تغییر کردی؟
در زمینه روابط وقتی که مسائل تکراری شد برام
وچک ولگد خوردم واحساس ارزشمندی کردم .
سلام استاد امیدوارم که حالتون مثل همیشه عالی باشه، در بحث روابط واقعا من این که شما میفرمایید وقتی تغییر کنی آدم تای اطرافت تغییر میکنه رو تجربه کردم من تقریبا نزدیک دو سال با سایت شما آشنا شدم و الان دارم دوره دوازده قدم رو استفاده میکنم، با توجه به باور هایی که از شما گرفتم و روی خودم سعی کردم کار کنم همسرم خیلی خیلی تغییر کرده ، من با همسرم همیشه سر مسئله دوست و رفیق و اینکه زیادی مایه میزاره برای دوستانش همیشه بحث داشتیم و شاید بار ها شده بود که حتی چند روز هم با هم سر سنگین بودیم اما از وقتی که روی خودم دارم کار میکنم. و این رو قبول کردم که مشکل از منه به شکل کاملا حیرت انگیز از تمام اون دوستاش جدا شد و روابطش خیلی محدود شده و بیشتر وقتش رو با من و دو تا کوچولوی که دارم میگزرونه و یه چیز خیلی جالب اینکه دیدم پیج شما رو اینستا فالو کرده و بعضا گاهی اوقات شنیدم که فایل های شما رو گوش میده این یعنی من مسیرم درسته و دارم راه رو درست میرم یعنی داریم هم مدار میشیم، سپاسگذار اول خداوند و بعد شما و مریم عزیز هستم که دست خداوند هستین و کلی آگاهی و حس و حال خوب به زندگی و شخصیت من اضافه کردین، عاشقتونم و علاوه بر روابط به زودی میام و نتایج مالی شگفت انگیزم رو هم میگم براتون چرا که من یه حرفه ای دارم که روزی دو الی سه ساعت بیشتر سر کار نمیرم و البته پنج شنبه جمعه هم کلا نمیرم و تقریبا ماهی ۱۵ میلیون درآمد دارم و چون دو تا بچه کوچیک دارم میخام یه کسب و کار دیگه هم اضافه کنم که علاوه بر اینکه کنار کوچولوهام باشم نیازی به حضور فیزیکی ام نباشه و در عین حال درآمدم هم افزایش پیدا کنه چرا که آرزوها و اهدافی که دارم با ماهی ۱۵ میلیون نمیشه و من باید افزایش درآمد داشته باشم و از اونجایی که استاد و خیلی از بچه های دیگه تونستن قطعا من هم میتونم در شرایط دلخواهم درآمد دلخواهم رو داشته باشم ، استاد و مریم عزیز عاشقتونم و باز هم سپاسگذار خدای مهربون🙏🏻🌸🤍
سلام زهرا جان اسم منم زهراس
میخاستم نظر بدم گفتم اینجا میدم هرکه بخاد ببینه لذت ببره میبره
خب اول خداروشکر حسم عالیه و الان همه چی دارم کلی وقت دارم کلی عشق ناب کلی ثروت که گنج بزرگیم پیددا کردم خداس و بهش خیلی نزدیک ترم حتی بهم قانون هاشم گفته الانم تازه کارم کلی خواسته ریزو درشت تیک زدم و خیلی خوشحالم و معلومه که تو مسیرتم همین کافیه شکرت
من هم یادم اومد همین مسله رو داشتم واقعا داشت دیونم میکرد توجه شوهرم به دوستاش اینجوری شد یه روز جادویی خسته کوفته خدا فرستادم تو سایت بعدم تمام کلن فراموش کردم اوکیه شد الان با یه بشکن یادم اومد چی شده و بگم عاشقتمممم
چون باهم خیلی اوکیه هستیم خیلی عاشق همیم باهم کنار هم بودن بهمون ارامش میده
به نام ربّ
سلام با بی نهایت عشق
نشانه من بود این فایل پر از آگاهی
من اوایل ورودم به این سایت پر از عشق که شروع کرده بودم و اینجا هم نوشتم تقریبا اتفاقات هر روزم رو و درک هایی که داشتم و بعد چه درس هایی از اتفاقات گرفتم و باعث رشدم شد
امروز میخوام راجع به تابلو نقاشیم بگم
که کامل جریانشو از قیمت گذاری گرفته تا بردن تو نمایشگاه الهیه تهران و پاره شدنش نوشتم
امروز بزرگترین درس و فکر کنم آخرین درسی باشه که از این ماجرا و اتفاق به ظاهر بد گرفتم شایدم هنوز باید یاد بگیرم تا تکاملم طی بشه
به قول استاد عباسمنش که تو فایل دزدیده شدن ماشین دنده آرژانتینی میگفت که اتفاقات به خودی خود معنایی نداره این ماییم که معنا میدیم
و اینکه اتفاق به ظاهر بد در راستای خواسته شما هست و اگر اتفاقی میفته و نتیجه اش هر چیزی که باشه باید ببینید که این اتفاق چه چیزی میخواد بهتون بگه و یاد بگیرین
من یادمه قبل اینکه تو نمایشگاه بخوام نقاشیمو برای نمایش و فروش بذارم تازه اولین اثر نقاشی بومم بود که از خدا الهام گرفته بودم و کشیده بودم و سر قیمت گذاشتنش و چیزای دیگه نمیدونستم چیکار کنم
با همه جریاناتش هر بار برای من یه درس بزرگ داشت که خدا بهم یاد داد این بار هم درس احساس لیاقت و ارزشمندی رو گرفتم
دیروز اومدم سایت دیدم فایل جدید هست هدف گذاری برای سال جدید 1403 خیلی خوشحال شدم شروع کردم به گوش دادن و دقیقا همین جریان نقاشیم پر رنگ شد و دوباره فکر کردم درموردش که من چه افکاری داشتم که این اتفاقات افتاد
و اینکه دیگه کسی رو مقصر ندونستم و هر وقت ذهنم خواست عوامل بیرونی رو مقصر بدونه گفتم نه
من بودم که حالا به هر دلیلی افکاری داشتم و یا باوری داشتم که باعث پاره شدن نقاشیم شده و باید ببینم که این افکار چی بوده و چه درسی باید یاد بگیرم
و چه کاری باید بکنم تا باور هان قدرتمند بشه و درسم رو که یاد گرفتم بهش عمل کنم
من امروز بعد چند هفته دوباره پیام دادم به اون گالری که نقاشیمو تو نمایشگاه پاره کرده بودن ،گفتم وقت تعیین کنید نقاشیمو بیارم برای ترمیم
که جواب دادن ما نمیتونیم و خودت ترمیم کن و فقط لطفی که میتونیم در حقت بکنیم اینه که نقاشیت رو یک اثر ببریم نمایشگاه مسقط و جوری حرف زد باهام که انگار قدرت فقط دست خودشه
در صورتی که تابلومو اونا پاره کردن ولی جوری داشت باهام حرف میزد انگار هیچی نشده
من یاد حرفای استاد افتادم و گفتم نه من مسئول این اتفاقاتم که دارم میبینم این برخورد رو
بعد کلی پیام و من نوشتم با شکایت به پلیس میام خسارت میگیرم گفت ارزش نقاشی شما 5 میلیون هم نمیشه که شما 274 میلیون گذاشتین
یهویی یاد حرفای استاد افتادم در فایل هدف گذاری سال 1403 که در مورد احساس لیاقت میگفت
به خودم گفتم طیبه چند تا سوال دارم ازت تو که الان داری این برخورد رو میبینی آیا قبلا ته دلت میگفتی که نقاشیای منو کی میگیره ؟ یا اینکه نقاشیم قیمتش بالانیست و کلی سر قیمت با خدا حرف میزدی و نشونه میخواستی ؟
خودت ارزش کارتو از قبل پایین آوردی تو افکارت و فرکانس هات الان داری نتیجه افکارتو میبینی
بعد من از دیشب هی فایل رو گوش میدادم و تصمیم گرفتم تا درمورد احساس لیاقت و تغییر شخصیتم امسال سال جدید قدم بردارم
بعد میخواستم جواب بدم ولی نمیدونستم چی بنویسم گفتم خدایا من چیکار کنم من اگر بگم باشه خسارت تابلومو ندید و خودم ترمیمش میکنم و تابلومو بدم ببرن نمایشگاه مسقط انگار خودم قشنگ ارزشمندی کارمو پایین آوردم
من تازه متوجه شدم از فایل هدف گذاری 1403 که نقاشی های من با ارزشن ،خودم با ارزشم ،وقتی که برای نقاشیم گذاشتم با ارزشه و کلی ارزشمندی های دیگه
اومدم سایت تا نشانه بگیرم از خدا
همین که نشانه ام اومد و گوش دادم
جواب و گرفتم وقتی استاد میگفت که وقتایی که تو سختی و عصبانیت و … هست که جور دیگه باید رفتار کنی اگر غیر از اینه تو هنوز تغییر نکردی از رو تغییر کردی نه از درون
تو همین حین ،ذهنم هی داشت میگفت قبول کن بگو باشه نقاشیمو ببرید مسقط
ولی گفتم نه من ارزشمندم ،نقاشیم ارزشمنده چون خدا بهم الهام کرده
بعدشم خدا بی نهایت دست داره تا نقاشی منو به فروش برسونه و خودش برام مشتری میشه
این فرد نشد از طریق فرد دیگه تابلومو میفروشم
و بعد از گوش دادن به این فایل که خدا قشنگ بهم گفت که تا رفتارت عمل کردنت به هنگام این جور مواقع یا هر وقت دیگه تغییر نکنه نتیجه رو نمیبینی
و من پیام دادم که نه نمیخوام نقاشیم بره مسقط و فقط میخوام طبق تعهدی که دادین و امضا کردین نقاشیمو ترمیم کنید و خسارت نقاشیمو بدید
و 5 فروردین میام تا دوستانه حلش کنیم و اگر تاخیر داشتین از طریق پلیس و شکایت این مراحل طی میشه
نقاشی های من با ارزشه و وقتم هم همینطور
من تاحالا اینجوری به کارام نگاه نکرده بودم و اینکه ارزشمندی کارامو بدونم دیروز بعد گوش دادن به فایل متوجه شدم که حس ارزشمندی به کارم نقاشی نداشتم و یا حس ارزشمندی به یه سری چیزا در خودم
این ماجرا برای من این درسو داشت :
1 . اینکه یادم افتاد استاد عباس منش میگفت وقتی ایده ای میاد بهتون ،اون ایده ای رو عمل کنید که با توجه به موقعیت الانتون باشه
اگر ایده بزرگتر بود انجامش ندید
من دقیقا اونموقع آذر ماه در مداری نبودم که بخوام نقاشیام رو به نمایش بذارم
چرا؟
چون من تازه کارای بزرگتر شروع کرده بودم
و همون اول میخواستم نقاشیام به بالاترین قیمت به فروش برسن و زود در نمایشگاه های بالای شهر و شناخته شده کارامو به نمایش بذارن
حتی من پول یه تابلوم رو قرض گرفتم تا یک میلیون واریز کنم به گالری تا اونا تابلومو در نمایشگاه بذارن
همه اینا برای من امروز مرور شد که یاد گرفتم هر ایده ای بود به اونی عمل کنم که هم سطح مدار الانم باشه نه بیشتر
2. اینکه یاد گرفتم ارزشمندی رو در خودم بوجود بیارم و در همه جنبه ها تقویت کنم خودم رو
در نقاشیام ،روابط، و همه چیز
امروز بر خلاف روزایی که این جریان ناراحتم میکرد اینبار اصلا ناراحت نشدم فقط داشتم از درون به این فکر میکردم که چه درسی باید یاد بگیرم و چه باورایی رو باید بسازم و چه کاری برای کنترل ذهنم باید انجام بدم و فقط خودم رو مسئول میدونستم و آروم بودم
میگفتم باشه اشکالی نداره من در مسیر رشد و تکاملم یاد میگیرم از این اتفاق و خدارو سپاسگزارم که کمکم میکنه هر لحظه و روی باور هام کار میکنم و شخصیتم رو سعی میکنم بنیادی تغییر بدم این بار جهاد اکبر کنم برای تغییر اساسی تر تا نتیجه رو ببینم نتیجه پایدار
نه اینکه دو روز تغییر بدم شخصیتمو بعد چند روز برگردم به طیبه قبل باید جهاد کنم یه جهاد اکبر
از این به بعد بیشتر حواسم هست که حس ارزشمندی رو داشته باشم و با توجه به مدارم به ایده ها عمل کنم و عجله نداشته باشم برای رفتن نقاشیام به موزه یا گالری و نمایشگاه و …
حس ارزشمندی درست بشه به قول استاد بقیه چیزا خود به خود درست میشه
در پناه رب زیبا و خاصم باشید دوستان
به نام خدایی که هرچه دارم از اوست …
سلام طیبه ی عزیزم …
به تازگی جدید ترین کامنت از شما خوندم …اونجا درباره ی نقاشی گفته بودید و اینکه الهام بهتون شده که به صورت تمرکزی برید روی نقاشی …
و امروز وقتی رسیدم به این کامنت شما …
تیکه ای از مسیری که اونجا گفته بودید برایم واضح تر شد …
و بار ها و بار ها تحسین گردم …
بار ها و بار ها گفتم ببین ملیکا …
ببین طیبه چیکار کرد …
ببین چطور فکر کرد …ببین چطور عمل کرد …
ای جان دلم ..
واقعا آفرین بهت …و وقتی رسیدم به قیمت تابلو .
.گفتم وای خدای من …ببین چه نقاشیه ….
ببین چه اثری خلق کرده ….
ببین چقدر ارزشمنده این هنر دستش …
مطمئنم لایق خلق چنین اثر هایی هستید …و به زودی براتون عادی میشه حتی همین قیمتاای بالا هم …
عالی هستی عالییی
از مسیری که میای …
از گفت و گو زیبایی که با اون مسئول نمایشگاه داشتی…همه اش برام پر از درس بود …
مخصوصا اونجا که گفتی
ایده ای بود به اونی عمل کنم که هم سطح مدار الانم باشه نه بیشتر
وای خدای من …
این جمله طلایی بود …
طلایی….
همیشه توی ذهنم این سوال بود که وقتی کلی ایده داری از کجا باید بفهمی به کدوم باید عمل کنی
..
و همیشه به خودم این جواب رو میدادم که خب معلومه بهترین ایده رو ….
ولی نههههه
اشتباهه …
..
.
دوباره این جمله رو باید بخونم …
ایده ای بود به اونی عمل کنم که هم سطح مدار الانم باشه نه بیشتر
…
عالی بود …
و حتی اونجا که گفتی …
اینکه یاد گرفتم ارزشمندی رو در خودم بوجود بیارم و در همه جنبه ها تقویت کنم خودم رو
در نقاشیام ،روابط، و همه چیز
…
عاشقتم …
واقعا واقعا …منم باید این ارزش رو ایجاد کنم درباره ی خودم …
جوری این کلماتت درونم رو به وجد آورد که حتی روی کاغذ برای خودم نوشتم و زدم به اتاقم …
….
تا هر روز ببینم و بهش فکر کنم …امرزو چه چطور میتونم خودمو ارزشمند تر کنم …کارمو روابطم رو بهبود ببخشم
..
امروز چطور بهتر …
چطور زیبا تر …
چطور قشنگ تر …
چطور با کیفیت تر …
….
آخ یه تیکه دیگه هم مونده …
اونجا که گفتی …
امروز بر خلاف روزایی که این جریان ناراحتم میکرد اینبار اصلا ناراحت نشدم فقط داشتم از درون به این فکر میکردم که چه درسی باید یاد بگیرم و چه باورایی رو باید بسازم و چه کاری برای کنترل ذهنم باید انجام بدم و فقط خودم رو مسئول میدونستم و آروم بودم
وای عالی هستی عالی ….
هر روز اینو با خودم باید در هر موقعیتی یاد آوری کنم و درباره ی تمام مسائل باید بنویسم …
عاشقتم دختررر
ممنونم ازت …
مرسی که هستی …
با تمام وجود دوستت دارم …
و
منتظر نتایج بی نظیرترین هستم …
در پناه لله یکتا شاد سالم ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشی
..
1404/8/8روز481
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به بهترین استاد دنیا و مریم عزیز و دوستان گل
خدایا هزاران مرتبه شکرت که امروز هم میتونم برای این پروژه بی نظیر تمرین انجام بدم
اگر در روابط یا شرایط زندگیات احساسی از تکرار، رنج یا بیعدالتی داری، کمی درونت را مرور کن:
کدام رفتار یا واکنش در من هنوز شبیه گذشته است که باعث میشود همان افراد یا شرایط را دوباره جذب کنم؟
درمورد مسایل شغلی احساس تکرار دارم
هنوز رفتار من و واکنش من شبیه گذشته اس
یعنی همش ذهنم درگیر نشدن و نبودن و نیستن و بد بودن شرایط و … است
اره من هنوز تغییر نکردم درست میگه استاد عزیزم که اگر ما تغییر کرده باشیم باید درعمل خودشو نشون بده نه در زبان
مثلا من دیگه نباید توی ذهنم تمرکزم روی نشدن و کمبود باشه چون وقتی تمرکزم روی این هست انرژی و انگیزه لازم برای حرکت کردن و بهبود دادن مهارتم نیستم و ذوق و شوقی براش ندارم
اما اگر تمرکز م روی فراوانی پروژه و مشتری باشه خب عملکرد منم این میشه که سعی میکنم مهارتمو بهبود بدم سعی میکنم خودمو برای پروژه هایی که قراره بیاد آماده کنم
خب من از عملکردم فهمیدم که هنوز تغییری که میخوام ایجاد نشده چون عملکردم که میبنم بهتر شدم نسبت به قبل اماهنوز اونجوری که باید عملکرد و واکنش و ذوق و شوقم و امیدواری ام تغییر کرده باشه نکرده
تجربهی خود را در کامنتها بنویس:
چه زمانی متوجه شدی که وقتی واقعاً تغییر کردی؟
در زمینه ارتباطات من متوجه شدم که خیلی تغییر کردم
چون اصلا وابستگی ندارم و نچسبیدم به طرف مقابل و همین باعثشده که روابط خوبی داشته باشم
یا اینکه اگر کسی پاشو از حدش فراتر میزاره و بعد 2بار فرصت دادن و بی توجهی کردن و اگر دیدم دوباره تکرار میشه بلاک میکنم و تمام
یا اینکه دیگه اجازه نمیدم ادما بخوان وارد حریم خصوصی ام بشن و اگر بخوان بشن خیلی واضح حریم و خط قرمزموبراشون مشخص میکنم و اصلا هم نگران از دست دادنشون نیستم
به نام خداوند بخشنده و مهربانم
سلام میکنم به استاد عزیزم و مریم جان نازنینم و همه ی دوستان عزیز
کدام رفتار یا واکنش در من هنوز شبیه گذشته است که باعث میشود همان افراد یا شرایط را دوباره جذب کنم؟
من رفتاری که فکر میکردم تغییرش دادم ولی هربار به یه شکلی بصورت کاملا ناخواسته انجامش میدم لحن تند و خشکی که در جواب به دیگران میدم مخصوصا همسرم که باعث میشه اون وجه ناجالبش و اون حرف های مسمومش و دریافت کنم
قبلا ها فکر میکردم مشکل از خودشه خودش باید تغییر کنه اما بعدش که این آگاهی هارو بیشتر درک کردم فهمیدم که مشکل از درون خودمه
خودم باید خودمو تغییر بدم و چون این نوع رفتار جزو شخصیتم شده واقعا انگار سخته درست کردنش چون هربار فکر میکنم دیگه درستش کردم اما باز پیش میاد که انجامش میدم و با یه لحن تند و بی روحی جواب همسرمو میدم که باعث دلخوری و کدورت بین ما میشه
چه زمانی متوجه شدی که وقتی واقعاً تغییر کردی؟
من توی سری جاها فکر میکنم که واقعا تغییر کردم چون دیگه رفتارو واکنش من با گذشته کاملا فرق کرده
برای مثال اگه قبلا تو رابطه سر یه موضوعی بحث میشد و من قهر میکردم و زیاد لفتش میدادم الان دیگه این رفتارو نمیکنم براحتی میگذرم و اتفاقا خیلی راحتم همه چی حل و فصل میشه و همه چی خوب پیش میره
من اگه الان به مدت چند ساله که تلویزیون اخبار و شبکه های اجتماعی و غیبت کردن و کارهای بیهوده رو دنبال نمیکنم یعنی خیلی جدی تغییر کردم چون این تغییراتم مقطعی نبوده و سالهای ساله که ادامه داشته
میخوام بگم که اونجاهایی که نیازه خیلی بیشتر کار کنم تا از درون تغییر ایجاد بشه بیشتر تو حوزه روابط و بحث ثروت هستش
خدایا خودت کمک کن هربار به خودشناسی بیشتر و عمیق تری از خودم برسم.
سلام خانم معرفی عزیز و بزرگوار.
دغدغه شما برای ارتباط بهتر بادیگران، مخصوصا همسر محترمتون و همچنین خودآگاهی و خودشناسی شما قابل تحسینه.
قطعا آموزشهای استاد در زمینه ی ارتباط(علی الخصوص دوره ی عشق و مودت) خیلی می تونه براتون راهگشا باشه.
یه کتابی هست بنام “ارتباط بدون خشونت زبان زندگی” نوشته ی مارشال روزنبرگ، که فک می کنم بتونه کمکتون کنه.
تا جایی که ذهنم یاری می کنه
این کتاب کمک می کنه، در انتخاب کلمات و جملات، که بتونید احساسات و مفاهیم و منظورتون رو دوستانه تر و با محبت تر بیان کنید.
البته این کتاب خیلی شناخته شدس و ممکنه باهاش آشنا باشید.
زبان این کتاب معروفه به “زبان زرافه” و در بعضی از مهد کودکها هم آموزش داده میشه، که البته برای بزرگسالان هم بسیار مفیده و تو کارگاهها آموزش داده می شه و البته شما می تونید از همین کتاب استفاده کنید.
اصولا کلمات 15 درصد،قدرتِ انتقال منظورمون به مخاطب رو دارن ومی تونن مفاهیم رومنتقل کنن و 35 درصد لحنه و 50 درصد زبان بدن می تونه منظورمون رو منتقل کنه(من این مطلب رو از دکتر محمد کاظم زاده یاد گرفتم)
خانم معرفی عزیز ، ضمننا من همت و تلاش شما،در رشد وپیشرفتتون در ورزش و اخذ مدرک مربیگریتون رو هم تحسین می کنم و کامنتهاتون رو پیگیری می کنم و امیدوارم بزودی زود خبرهای خوبی از مشغول شدنتون و اشتغالتون در کسوت مربیگری رو در کامنتهاتون ببینیم و لذت خواهیم ببریم:)))
در پناه و آغوش خداوند شاااااد و سلامت باشید.
سلام به استاد عزیزم و مریم جان و همه دوستانم
چه همزمانی ای شد با تصمیم این روزای من
من توی دوره سلامتی یه سری چیزا رو میخوردم که باهام سازگار نبود و همش به همسرم خرده میگرفتم که چرا تو میخری و از این حرفا و اصلا هم سعی نمیکردم خودم رو تغییر بدم تا اینکه تصمیم گرفتم فقط روی اصل باشم و تمام حواشی رو حذف کنم و اصلاااا هم در موردش به همسرم نگفتم و جالب اینجاست که دیشب اون آقایی که بهمون شیر گوسفند میداد تماس گرفت همسرم بهش گفت فعلا لازم نداریم با اینکه قبلا هر بار زنگ میزد همسرم بلافاصله میرفت میگرفت ولی چون من رفتارم رو تغییر دادم جهان همراه شد باهام
گفتار ما اصلاااا مهم نیست رفتار ما نشاندهنده تغییره
مهمه که اصلا سعی به تغییر شرایط نداشته باشیم فقط رفتار خودمون رو تغییر بدیم بدون اینکه جار بزنیم
سلام سمانه عزیزم
چقدر خوشحال شدم از خوندن کامنتت که گفتی تصمیم به تغییر گرفتی و نخواستی که چیزی بگی و خواستی فقط عمل کنی
و بلافاصله جهان بهت پاداششو داده
واقعا جهان به محض اینکه مارو مصمم میبینه برای تغییر به صورت اعجاب انگیزی کمک هاشو شروع میکنه
ادامه بده دختر قوی
آفرین بهت سمانه عزیزم
درپناه حق
به نام خدای مهربانم
خداوندی که همیشه مایه اسایش و ارمشم بوده، هست، خواهد بود
خدای من عجب فایلی در مورد عشقترین دوره ، معنویترین دوره داره صحبت میشه
دوره ای که اگاهی هاش من رومتحول کرد
دوره ای خدا رو به من شناسوند
دوره ای که منو با خودم اشتی داد
دوره ای که کمک کرد من بدونم با بزرگترین ترس و ترمز زندگیم باید چطور برخورد کنم
دوره ای که من رو هر روز داره رشد میده
دوره ای که اون بهترین بهار زندگیم رو در وسط تابستون استارت زد
دوره ای که تماما عشقه
دوره ای که برام معجزه کرد
(دوره عشق و مودت در روابط) که انگار من رو از نو ساخت ، انگار اون ارزوی قبلی رفت رفت رفت و یه ارزوی جدید متولد شد
این ارزو هم گاهی سختش میشه ،گاهی عجله میبرتش جاده خاکی
اما افسار این ارزو دست خداست ، من فقط شکل فیزیکی خدا رو نمیبینم اما حسش میکنم همه جا رد پاهاش رو میبینم همه جا ، به عظمتش سوگند هر جا ازش میخوام برام شاهکار میکنه فقط من فراموشکارمفقط من فراموشکارم اون من رو همیشه یادشه ، خودش دستم رو گرفت و بهم جرآت داد وارد ترسناکترین و ریشه ای ترین پاشنه اشیل زندگیم بشم و الا من به عقل خودم خیلی کارها کرده بودم اما اونها کجا و این کجا
خدای من، خدای خوبیها من بیش از حد سپاسگزارتم و عاشق تووووو تنها عشق زندگیم
●●●
استادم وقتی پاسختون رو برای سحر جان شنیدم خیلی تحسین کردم شما رو و به یاد اوردم که به قول خودتون منطق شما رو هیشکی نداره
چقدر زیبا و صریح توضیح میدین و اصل مطلب میره میشینه سرجاش
چقدر لذت بردم وقتی دیدم این فایل به دوره عشق و مودته، دوره ای که عینه قلبم دوسش دارم و ازش خیلی یاد گرفتم دوره ای که دوست دارم تا آخرین نفسم گوشش بدم
من ازش سیر نمیشم هیچوقت سیر نمیشم ، این دوره من رو متحول کرد هر چقدر ازش بگم کم گفتم
کمترین نتیجه ش اینه که من به خودِ خودم برگشتم
●●●
چندین روزه داشتم فکر میکردم که خدایا چرا من فلان جا که هی میرم همش غر میشنوم و گله شکایت و انگار باید سنگ صبور باشم و من اصلا نمیتونم دیگه سنگ صبور کسی باشم و خوشمم نمیاد تلاش میکنم و بحث رو هم عوض میکنم اما فایده نداره و امروز از زبان شما شنیدم که اگر ادمای اطرافت تغییر نکردن بدون تو تغییر نکردی
و از امروز البته قبل از این فایل سرصبحی با هدایت به یه کامنت در مورد باورهای هماهنگ با خواسته تصمیم گرفتم احساسم رو مثل یه نوزاد تازه به دنیا اومده تصور کنم و بیش از حد مراقب احساسم باشم ، یعنی جونم براش دربیاد به هیچ قیمتی و منطقی راضی نشم حسم بد بشه ، و حواسم بهش باشه و اولویت زندگیم باشه این خیلی مهمه خدایا امروز بهتر از قبل فهمیدم که تو حس خوب منی دلبر شیرینم و تصمیم گرفتم که حواسم به توباشه ای قطب نمای زندگیم قربونت بشم من
چه نکته ای خدایا شکرت که به من قدرت درک و فهم عطا کردی
خدایا شکرت که گوشهام میشنوه
خدایا شکرت که به انگشتانم قدرت حرکت دادی
خدایا شکرت که چشمام میبینه
خدایا شکرت که حالم خوبه
خدایا شکرت که سواد خواندن و نوشتن دارم
خدایا شکرت به خاطر موبایلم،به خاطر شارژرم
به خاطر فلش وتبدیلی که دارم
خدایا شکرت به خاطر خط به خط آگاهی های این سایت
خدایا شکرت به خاطر دونه به دونه دفترام ، خودکارام
خدایا شکرت به خاطر آزادی زمانی و مکانی که بهم عطا کردی
خدایا من هر چی که دارم از جانب توست
خودم رو زندگیم رو میسپارم به دستانت و ازت میخوام فرمون زندگیم رو بدست بگیری و خودت منو ببری من در مقابل تو هیچم ، تمام چشم امیدم به توعه به تویی که مالک و صاحب منی ، به توییی که مدیر برنامه های منی
خودت کمکم کن گوش به فرمانت باشم و یادم نره یادت رو
ایاک نعبد و ایاک نستعین
به نام خدا
سلام بر آرزو عزیز امیدوارم که حالت عالی عالی باشه
دیشب حدود ساعت یک شب به خودم میگفتم که خدا جانم باید چه دوره ای رو بگیرم
آخه دوره ثروت یک رو بگیرم یا دستیابی به رویاها یا عشق مودت در روابط
قبلا از یکی از دوستان که دوره عشق و مودت رو گرفته بود داشتم باااش چت میکردم میگفت که که دوره خوبیه و بهت آموزش میده که چطور خودت رو دوست داشته باشی
منم گفتم چون میخوام برم سربازی تا ی ماه دیگه بهتره که تو روابط کار کنم
شب گفتم نه الان پیشفرض دارم که دوره روابط مناسب منه فعلا امشب دنبال نشانه نمیگردم و رها میکنم خودم رو
ولی قطعا فردا دنبال نشانه ای هستم که ببینم روی کدوم از این سه دوره رو تهیه کنم و الان برا من مناسب تر هست
و شکر الله الان تو بخش ایمیل ها دنبال کامنت هایی بودم که دوستان نوشته بودن
وقتی اومدم کامنت تو رو بخونم دیدم که این ی نشانه قوی بوده برا من که، بهتره روی دوره عشق و مودت در روابط کار کنم
شکر الله که امروز هدایت شدم به دوره مناسب تا روش کار کنم و قطعا در اولین فرصت این دوره ی بی نظیر رو گوش میدم و ازش لذت میبرم
شکر الله یکتا بابت کامنتت و اینکه کامنتت رو دیدم و هدایت شدم
انشالله که شاهد موفقیت های روزافزونت باشم و لذت ببرم از نتایحی که گرفتی
قطعا اگر روزانه از این سایت و آگاهی هاش استفاده کنیم خوشبختی در چنگ ماست!
به نام خداوند روزی ده رهنما
سلام و نور و رحمت الهی به جسم و روح توحیدی شما
وقتی اسم دوره عشق و مودت رو میشنوم حسم خداگونه میشه
به نظرم دوره عشق و مودت شروع یه ورژن جدیدی از آدمه
یه ورژن که خودتی و خدای خودت
خیلی خوشحال شدم که میخواین وارد این دوره بشین
من که فکر میکنم هیچ ربطی به قبل از تهیه دوره عشق و مودت ندارم
میدونید انگار خداوند دستش تو دستاته
نمیگم به جاد خاکیه نمیرم ، میرم اما زودِ زود خدا برم میگردونه ، با عمل به اگاهی های این دوره حس میکنی خدا بیشتر از تو میخواد به آرامش و عشق و مودت برسی
من به جرآت میگم بعد از تهیه دوره همیشه خدا رو کنارم حس میکنم
من همیشه حس میکنم این دوره رو خدا برام خریده
الحمدالله رب العالمین
انشاالله با شروع این دوره یه ورژن جدیدی از شما هم ساخته بشه که با حس خوب همیشه ازش یاد کنید، الهی آمین
راستی انشاالله سربازی هم با خوشی و آسانی و نور خدا در تک تک لحظاتتون بگذرونین
در پناه حق
سلام مجدد به آرزو عزیز امیدوارم که حالت عالی عالی بشه
شکر الله در حال کار کردن لیزری رو عزت نفس جلسه یک بودم که تو کامنتش نوشتم که میخوام اتاقم رو مرتب کنم ، این ی کار به تعویق افتاده برا من تلقی می شد
دیشب عمه ام بهم زد زد و من اومدم خونه و گفت که مادربزرگت نیاز به تخت داره به خاطر کهولت
منم گفتم که قرار برم سربازی پس تختم رو باز کردم و براش اسمبل کردم که مادر بزرگ ازش لذت ببره و به خودمم گفتم که قراره برم سربازی پس بگزار این رو ببخشم بره اخه از 18 سالگی من ازش لذت بردم!
و بعد جابجایی تخت تصمیم گرفتم که کامل اتاق رو تمیز کنم و ازشم با موبایل و سه پایه ولاگ گرفتم و همچنین اینکه میکروفون یقه ای هم گذاشتم
شکر الله اتاقم رو تمیز کردم و تشک و پتو برا خودم تدارک دیدم و داشتم تو سایت برا خودم میچرخیدم که خدا جونم شروع کرد به سوپرایز کردنم ، پول به حسابم واریز شد
منم گفتم هدایت رو دنبال کن و رفتم تو سابت و همزمان دو دوره عشق مودت به همراه دستیابی به رویاها رو تهیه کردم
خدا را شاکرم که من رو همفرکانس کرد به این آگاهی ها تا ازش لذت ببرم!
شکر الله که میتونم اینقدر زیبا هدایت بشم به دوره ها ، به یاری الله پر قدرت رو خودم کار میکنم و ازش لذت میبرم! از بزرگ تر شدن خودم لذت میبرم
به نام خداوند روزی دهِ رهنما
خداوندی که هیچ وقت دیر نمیکنه
سلام و نور خدمت شما دانشجوی همیشه فعال استاد عباسمنش
خدا قوت
بی نهایت از صمیم قلب از شما متشکرم که به ندای قلبتون لبیک گفتین و برام نوشتین
قبل از این دیدگاه شما برای من، چند روزی بود آشفته بودم و حس میکردم یه چیزی بهم گفته میشه اما من نمیشنوم و انگار کر و کور بودم و نمیفهمیدم
ولی انگار همین کامنت زیبا و پر نور شما پرده رو برداشت و نشانه اولیه رو به من داد که مسیر چیه ؟! و بی نهایت خوشحال شدم که حداقل فهمیدم چی به چیه؟
بعد از دوره عشق و مودت من احساس میکنم خدا رو بیشتر درک و حس میکنم بیشتر میشناسمش
بیشتر بهش اعتقاد دارم
و بعد از این دیدگاه و شنیدن کلمه عزت نفس 《من شنیدم و سپس با وجود تمام سختی و دردهای مسیر و ضعف های شخصیتی که در خودم میبینم درک کردم که اگر من رو ساخت شخصیت توحیدی آرزو تلاش نکنم تمام تلاشهام بادِ هواست
حس میکنم همینو باید بگیرم و برم جلو》
میدونم سختییییه مسیر خیلی هست و زمانبره
اما تمام دلخوشی من از عمق جانم فقططط حضور و حس خداوند کنارمه
باز هم از شما ممنونم بابت این دیدگاه که برام نوشتین و از معجزات خداوند برام گفتین که باز ایمانم قویتر شد
انشاالله دوره عشق و مودت و دستیابی عملی به رویاها براتون پر از خیر و برکت و سعادت در هر دو جهان باشه …
سلام به آرزو عزیز
امیدوارم که حالت عالی عالی باشه
خیلی خوشحالم که مجدد کامنت هات رو میبینم و همچنین اینکه باهات تو پروژه تغییر رو در آغوش بگیر هم دوره ای ام!
واقعا در دوره دوازده قدم کامنت هات رو میخوندم و واقعا حکم مورفین رو داشت!
اینقدر که کامنت هات آرامش بخش بودن! اینقدر که توحید رو می شد درش حس کرد!
اینقدر که کامنت هات واقعی بودن و بعضی مواقع بدون هیچ ماسکی مسئله ای که درش گیر کرده بودی رو بیان میکردی و میگفتی که میخوام تمرکزی کار کنم و این مسئله رو حل کنم علنا میخواستی که کامنت ها رو برا خودت تمرین محورش کنی که بتونی علاوه بر گذاشتن ردپای مناسب ازش به عنوان پله ای استفاده کنی برای رشد و ترقی خودت!
تحسینت میکنم بابت توضیحات بی نظیری که در مورد دوره عشق و مودت در روابط گفتی امیدوارم که به زودی برم تو دلش و ازش نهایت لذت رو ببرم و از خودم ی فرد جدید و ابشنال تری بسازم!
فردی که توحیدی تر قدم بر میداره
فردی که عاشق خودش هست
فردی که میتونه با همه با اعتماد به نفس برخورد کنه و اونها رو برانگیخته کنه!
مرسی بابت اینکه اینقدر روحیه مثبتی داری چرا که میتونی اینقدر زیبا در مورد ی دوره صحبت کنی و زیبایی هاش رو به رخ بکشی
انشالله که در این دوره ی بی نظیر هم باهات هم دوره ای میشم و از کامنت های عالی ات نهایت استفاده رو بکنم!
شکر الله بابت این دوره و هدایت شدنم به سمتش!
انشالله که قدرتمند من رو پیش ببره و باعث بشه که تمرکزم رو روش لیزری کنم و گذر زمان رو حس نکنم!
واقعا ازت ممنونم بابت توضیحاتت و کمکی که کردی با این کامنتت!
مرسی بابت این دعاهای بی نظیرت
به یاری خدا سربازی هم هدایتی پیش میره و ازش قراره که کلی درس یاد بگیرم!
اگر بتونم از این سایت بهره ببرم و آگاهی هاش رو درونی کنم! قطعا میتونم سربازی رو به ی دوره خودآموزی تبدیل کنم!
به یاری الله و هدایت هاش زندگیم هر روز و هر روز بهتر و بهتر میشه!
به نام خدای وهاب
سلام به استاد جان،سلام به همگی
دیشب خیلی سخت گذشت وقتی دیدم بازم مشتری نیست و اوضاع مث سابقه و تلاش های من نتیجه نمیدن ، چنان بی قرار شدم از همون ساعت 7-8شب که حدی نداشت، دنیا برام به آخر رسیده بود تا تونستم گریه کردم تا نزدیکی صب وبا خدا حرف زدم که چرا هیچی بهتر نمیشه انگار که من هیچ تلاشی نمیکنم؟؟
دنیای من عوض نشده، هنوز اندر خم یک کوچه ام،
دیروز چنان تمام وجودم درد گرفته بود که قابل بیان نیست!!!؟
فقط اشک میریختم خدایا چرا چرا چرا!!
اره دنیای من عوض نشده چون من عوض نشدم،هنوز در شرایط نادلخواه همون آدم سابقم ورفتارم متفاوت نشده ،
از کجا میدونم چون دیشب همون رفتار سابق رو کردم،
از خلوتی مغازه احساسم بد شد
ناامید شدم
گفتم پس چرا این مغازه بعد چهار سال هنوز مث سابقه،پس کو اینهمه تلاش ذهنی و فیزیکی من!!
چرا من هرچی میدوم کمتر نتیجه میگیرم،انگار دارم آب تو هاونگ میکوبم!!!
این افکار که اومدن تو سرم کنترل ذهن از دستم خارج شد و احساسم بد شد و بیقرار شدم دوباره شروع کردم به گریه وگریه وغر زدن واه وناله کردن پیش بقیه و تا صب گربه کردن!!!
نتونستم مث یه آدم آگاه به قانون رفتار کنم!!!
آه از نهادم در اومده بود!!
الآنم که صب شده من موندم چه کنم؟!؟؟؟
خدایا کمکم کن
من واقعا درمونده شدم
سلام زینب جون
من بعضی وقتا بابت سختی هایی که تو زندگی کشیدم غر میزنم بعضی وقتا گریه میکنم
ولی میدونی چیه
بعد از این غر زدن و گریه های مکرر یه چیز فهمیدم
اینکه اصلا مهم نیست چقدررر حق به خودت میدی مهم اینه هیچکس حتی خدام به کتفش نیست خخخخخخ
جدی میگم پذیرشش سخته، واقعا درد داره ولی همینطوره
خب سختی کشیدی که کشیدی
هیچکس نمیتونه تو درک کنه و حتی اگرم درک کنه هیچ فایده ای نداره
همه چی خیلی واضح و شفافه
اگر جایی پیشرفتی هست دلیلش ذهنته
اگر جایی پسرفتی هست بازم دلیلش ذهنته
اصلا اینکه میگیم
خدایا چرا نمیشه؟؟
خدایا چرا اینجوریه ؟؟
و گریه کنم و ناراحت بشم بی فایدست …
چون خدایی به اون شکل که به ما گفتن وجود نداره
خدا درون خودته
همینکه منتظری که بشه یعنی تو درک قوانین مشکل داری
از زاویه نداشتن منتظری و هیچوووقت نمیشه
باید با خواستت از زاویه داشتن برخورد کنی تا اتفاق بیفته
اصلا همفرکانس شدن با خواسته یعنی پیچ احساستو رو اون خواسته تنظیم کنی
وقتی حس من حس کمبوده حس نداشتنه همش میگم کی میشه یعنی الان ندارمش پس کائنات به عنوان یه آینه نداشتن بیشتر به من نشون میده
وقتی لباس قرمز بپوشی بری جلو آینه ،یه شخصی با لباس قرمز بهت نشون میده
حالا همش گریه کنی ناراحت بشی هر کاری کنی به نظرت اون آینه میفهمه ؟؟؟
اصلا واکنشی نشون میده ؟؟؟
تنها وظیفش یه بازتاب دهندست همین
من اگر این بازتاب دوست ندارم باید خودمو تغییر بدم
اگر خودمو تغییر بدم آینه هم با من تغییر میکنه نمیتونه که تغییر نکنه
باید حسابی رو باورهای مالی کار کنیم خیلی خیلی ریشه دارن این باورها
و نشونه این کار کردن تغییر حسته باید حست تغییر کنه
اگر حست تغییر نکنه یعنی تغییر نکردی
حتی اینکه فک میکنی ثروت باید از راه شغلت وارد زندگیت بشه بازم این طرز فکر ریشه در کمبود داره
چرا فک میکنی تنها راه ورود ثروت فقط شغله ؟؟
این خودش شرکه چون قدرت داری به شغلت میدی
یعنی هیچ راه دیگه ای وجود نداره به غیر از شغل ؟؟
شغل یکی از کانال های ورود ثروت به زندگی ماست
ثروت از بینهایت طریق میتونه وارد زندگی ما بشه
از راه هایی که اصلا فکرش نمیکنیم از راه هایی که اصلا انتظارشو نداریم
همونطوری که فقر از بینهایت راه داره وارد زندگی ما میشه خخخخخخ
ثروتم همینجوریه
اصلا خنده داره
یک لحظه به این فک کن
ببین مردم کااااار میکنن
مردم کلا سر کار زندگی میکنن فقط شبا میان خونه
با وجود این بازم فقیرن
فرکانس داره اینجوری کار میکنه اصلا براش مهم نیست شغل داری و چقدر کار میکنی وقتی رو کانال فقری رو همون کانال نگهت میداره
فقر از بینهایت راه مختلف از جایی که انتظارشو نداریم وارد زندگی ما میشه
از طریق خریدهای ناموفق
فروش های ناموفق
ترکیدن وسایل خانه
دستت میخوره وسیله یه مغازه میفته میشکنه باید خسارت بدی
رانندگی میکنی یه سنگی از لاستیک ماشین رو به رو پرتاب میشه میخوره وسط شیشه ماشینت میشکنه
باید بری شیشه بخری
گیر نده به شغل
گیر نده به بیرون
مشکل از آینه نیست مشکل از ماست
سلام زینب عزیز،دوست هم فرکانسی ام.
تو دقیقا حال من را داشتی
وقتی موقع اجرای قطعه ام توی کلاس افتضاح نواختم
اون لحظه زدم زیر گریه
یک لحظه بعد به خودم گفتم
از اول شروع می کنم دوباره مسیری که تا اینجا اومدم از اول شروع می کنم .
ورفتم خانه از اول شروع به وزن خوانی کردم با سرعت آهسته نه سرعت بالا
چون قبلا عجله داشتم که زود موفق بشوم با سرعت بالا تمرین می کردم که نتیجه نداشت.
حالا که یک ماه از اون روز می گذره نتیجه شگفت انگیزه
چرا؟
چون من تونستم حال خودم را خوب نگه دارم وناامید نشدم وبه راهم ادامه دادم.
عزیزم این مثال از خودم بود.
امیدوارم که برای تو دوست عزیز وهم فرکانسی ام مفید باشه.
《《《 خدایا شکرت》》》
سلام زینب عزیز
من صحرا عزیز رو دنبال میکنم و اومدم مطلبش رو که برات نوشته بود خوندم.چه دختر با درک و سوادیه این دختر زیبا ،خدا حفظش کنه.
ایمان به غیب
زینب عزیز میدونی چرا من و شما به نتیجه نمیرسیم ؟بخاطر بی ایمانی و شرک ماست.اگه یه مشتری داشته باشیم عادی میدونیم و شکر نمیکنیم و اگر نداشته باشیم فقط به نداشته ها فکر میکنیم.هیچ وقت شده زمانی که مشتری نداریم با خودمون صحبت کنیم بگیم الان مشتری میاد اینو میخره و اونو میخره و اینو جینی میبره و….
نه …چون ذهنمون اجازه نمیده
زینب عزیز امیدوارم بصورت مستمر به غیب ایمان داشته باشیم.
رجوع کن به کامنت صحرا عزیز،خیلی خوب نوشته
ما صد در صد اتفاقات زندگی خودمون رو رقم میزنیم
سپاسگزارم
به نام خدای روزی دهنده
سلام به استاد جانم ومریم بانو
سلام به همگی دوستانم
سلام به صحرای عزیزم
که بازم افتخار دادن به کامنتم پاسخ دادن اونم چه پاسخی، پاسخی بسیار کامل که دقیقا اشاره درست کردن که مشکلم از کجاست !!!
صحرای عزیزم کلمه به کلمه پاسخت حق بودوکاملن درست !!!
صحرای عزیزم ازت ممنونم که برام نوشتی وگفتی مشکلم از کجاست،
شما درست میگید اینکه ما نتیجه نمیگیریم خاست خدا نیست،
اینکه ما ناراحت میشیم وگریه میکنیم تقصیر خدا نیست!!
اینکه گریه میکنیم براخدا مهم نیس چون خدا یه انرژی قدرتمند پاسخ دهنده اس به فرکانس ما و عاری از عواطف و احساسات بشری !!!
هرآنچه رو که ما به وسیله توجه و فرکانس هامون بفرستیم فقط ترجمه وتبدیل میکنه و به شکل های مختلف وارد زندگیمون میکنه بدون اینکه کم وزیادش کرده باشه!!!!
ولی چه کنیم که ما انسانیم و هرجا گیر کنیم به علت باورهای اشتباه خودمون،باز فک میکنیم خدا یه انسان قدتمنده وسردرددلمون پیشش باز میشه!!!
باز گریه!!!باز چرا نشد !!! چرا کمکم نمیکنی!!!
یادمون میره همچی باور و فرکانس خودمونه و ما موجوداتی فرکانسی هستیم!!!!
صحرای عزیزم لازمه کلمه به کلمه کامنتت رو بارها و بارها بخونم وتفکر کنم تا شاید به عمق جانم بشینه که بتونم در عمل اجراش کنم!!!
بازم ازت ممنونم که راهنماییم کردی، بازم ازت ممنونم که ارزش قائل شدی و پاسخ دادی!!.
انشالا انرژی خوب این کامنت به زندگی قشنگ خودت برگرده !!!
دوست دارم وبرات بهترین رو از خدا میخام
به امید موفقیت های بیشترت!!
«در پناه خدا باشی دوست من»
به نام خدایی که بخشنده ای
سلام به همگی
سلام به برادر عزیزم آقا ابراهیم
ازت سپاسگزارم که برام نوشتی ونکات خوبی گوشزد کردی،
خداروشکر که از طریق نوشته صحرای عزیزم لطفت شامل حال من هم شد،
بله درست میفرمایین صحرای عزیزم بینظیر قانون رو درک کرده وکامنتش سراسر بیان قانونی بود
که می تواند زندگی هرکدام از ما رو متحول کند،
به شرط ایمان به شرط عمل به شرط کنترل ذهن!!
امیدوارم بتوانم شرایط رو بهبود بدم ولی فعلن ساکن در یک نقطه قفل شدم,
حتما خلاف قانون عمل میکنم که هرچی تلاش میکنم انگاردارم روی تردمیل میدوم یک سانتی متر هم جلو نمیرم!!!
فروش حضوریم سالهاست در یک مقدار ثابت مونده،و فروش آنلاین هم ندارم،
الان 45روزه پیج فروشگاه رو به صورت حرفه ای سپردم به یه آدم کاربلد
و بهترین محتواها رو تولید میکند
ولی هنوز خبری از فروش نیست!!!!
همه چیز آماده و مهیاس که رشد چشم گیری در کسب وکارم رخ دهد ولی ی جای کار یه گیری داره که مث یه سد جلوی اون اتفاق خوبه رو گرفته!!!!!!!!!!
ایمان به غیب!!!!
اره ذهنم نمیزاره خیلی ایمان به غیب داشته باشم و بگم الان اینجور میشه یه مشتری میاد اونجوری میشه و…….!!!
درحال حاضر گیر اصلی زندگی من در مسئله کسب وکارمه!!!
امیدوارم خیلی زود بیام بنویسم اون سد شکسته شد!!!!
سدی که جلوی رشد وپیشرفتی که لایقش هستم رو گرفته بود!!!
امیدوارم خیلی زود بیام بگم شد شد شد!!!
خدایا کمکم کن بتوانم قدرت خلق کنندگیم رو ببینم
بازم از راهنمایی های شما ممنونم
«به خدای عزیز میسپارمتون»
سلام زینب عزیز
سپاسگزارم
زینب عزیز میتونی بهم بگی خواسته ات دقیقا چیه؟
اونو در یک جمله بطور شفاف برام بنویس حتما
حالا نمیدونم تضاد مالی هم داری یا فقط عدم رشدت اذیتت میکنه.
اگه تضاد داری که همین تضاد نیرویی مضاعف بهت میده اگر توجهت روی اون نیرو باشه
اگر بخاطر رشدته که توجهت رو از روی ناخواسته ها بردار بزار روی خواسته هات.
به نام خدای مهربان
سلام به همگی
سلام به ابراهیم عزیز
ابراهیم جان ازت ممنونم که وقتتو در اختیار من میزاری وبرام پاسخ مینویسی و برای کامنتم ارزش قائلی!!!
ابراهیم جان پرسیدی واضح بگو خواسته ات چیه واضح وبی حاشیه بگم که من میخام از قانون، از آموزش های استاد نتیجه واضح بگیرم ،چرخ زندگیم رون بشه، ثروت بیشتری بیاد تو زندگیم،درکل زندگیم در همه ابعاد تغییر مثبت کنه،
من میخام مث لیلای بشارتی عزیز نتیجه بگیرم مث رضای عطاروشن عزیز و بقیه دوستان در این سایت که نتیجه عالی گرفتن نتیجه عالی بگیرم
و زندگیم چند لول رشد کنه در همه ابعاد، توحید، آرامش، ثروت روابط و..
وگرنه همینجوری بدون نتیجه خاصی تو سایت بودن که وقت تلف کردنه!!!
حیف نیست تو این مسیر قرار گرفته باشی ،
با آموزش های استاد آشنا شده باشی
ولی همون زندگی قبلی رو زندگی کنی!!!
هر کس توی این سایته دنبال تغییر زندگیشه!!
منم تغییر واضح میخام !!
نتبجه میخام از اون نتایجی که استاد میگن فقط با نتایج تون با من حرف بزنید!!!
ابراهیم جان بازم ازت ممنونم
به خدای منان میسپارمت
استاد و دوستان عزیز دوستون دارم
سلام مجدد
زینب عزیز سپاسگزارم ازت که مینویسی.هر نوشتنت به من و همه افراد کمک میکنه.
ببین زینب اگر تو تو این مدت تو سایت بودی و اصلا رشد نکردی و چرخ زندگیت روون نشده حتما به گفته های استاد عمل نکردی ،چون حداقل کمک آگاهی های استاد آرامش و دور شدن کلی نگرانی های نابجا از ماست.
اگر به نتیجه های کوچیک رسیدی با کمک اونها و تایید کردنش و بزرگ کردن و حرف زدن و شکرگزاری کردن همونها بزرگ و بزرگتر میشه.
خیلی مهمه که ورودیها رو کنترل کنی و از اخبار و بطور کلی هر عوامل بیرونی دوری کنی.
اینجا نقش ایمان و توحید میاد وسط ،از هر چی غیر خدا هست دل بِبُر.
فقط خودتی و خدای خودت
هر ایرادی دیدی از خودته و تلاش کن و اون باور رو حذف کن یا باور درست بساز.
زینب جان تو خدایی هستی (خلیفه الله)که قادر به انجام هر کاری هست،قادر به ساختن هر چیزی هست.
چقدر از قدرت تجسم کمک گرفتی؟چقدر سناریو نوشتی؟چقدر سعی کردی دلت رو فقط به خدا ببندی؟
به همون اندازه رشد کردی .الگوهای خیلی خوب هستند و بهشون میرسی ولی بدون عجله با صبر.
همون خانم بشارتی برای یک دونه شیشه شیر تو یخچال با اشک شوق سپاسگزاری میکرده آیا تو کردی؟همون آقا رضا حرفهای استاد رو وحی منزل میدونسته و عمل میکرده با اینکه ترس داشته شنا عمل میکنی؟پس زینب جان میرسی ،عجله نکن ،صبور باش و فقط روی خودت کار کن .کم کم اون اتفاقات برات می افته.خدای من و تو خدای خانم بشارتی و آقا رضا و بقیه هست.ما در حال رشدیم آرام باش و ورودیهات رو کنترل کن و شب و روز شکر گزاری کن.
به امید موفقیتهای شما
سپاسگزارم