این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/04/6.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-29 08:02:222025-10-30 07:14:00تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۶
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
و به کسانى که تقوا پیشه کردند گفته شود: پروردگارتان چه نازل کرد؟ گویند: خیر و خوبى. براى آنها که در این دنیا نیکى کردند پاداش خوبى است، و سراى آخرت حتما بهتر است، و سراى پرهیزکاران نیکوست
سلام به استاد عزیزم مریم جانم و همه دوستان نازنینم در این محفل توحیدی.
خداوندم مرا به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن…
سپاسگزار خداوند هستم که هر لحظه در حال پاسخ دادن به فرکانس های من هست …اتفاقا دیشب هدایت شدم به قسمت 4 گفت و گوی استاد عزیز با آقا ابراهیم و تصمیم گرفتم از قسمت اولش نگاه کنم و واقعا لذت بردم از این همه تعهد گروه تحقیقاتی عباسمنش برای هر روز بهتر شدن از دیروز و چقدر اون مکالمه درس ها و نشانه ها داشت برای من عالی بود واقعا اینکه استاد تو هر زمینه قانون و اصل رو توضیح میدن سپاسگزارم برای این قلب بزرگتون استادجان…
کدام رفتار یا واکنش در من هنوز شبیه گذشته است که باعث میشود همان افراد یا شرایط را دوباره جذب کنم؟
چه زمانی متوجه شدی که واقعاً تغییر کردی؟
بهترین ملاکی که واضح نشون میده آیا واقعا تغییر کردی واکنشت به اتفاقات هست من که خودم به شخصه اعلام میکنم که خیلی جاها هنوز مثل قبل واکنش نشون میدم به قول استاد وقتی شرایط آرومه همه چیز طبق میل منه میگم من دارم رو خودم کار میکنم که همه چیز خوبه اما وقتی چالشی پیش میاد همون واکنش ها همون ترس ها و ناامیدی های قبل سراغم میاد که تو فایل قبلی هم گفتم به یه تضادی برخوردم که دیدم دارم مثل قبل واکنش میدم یه ذره بهم فشار اومد همون آدم قبل زد بیرون اینجا فهمیدم که باید شیوه کارکردن خودمو عوض کنم …
البته اینجوری نیست که بگم اصلا تغییری نکردم چرا یه سری بازخورد های مثبت هم گرفتم از کار کردن و اندازه ی تعهدم
مثلا مدت زمانی که تو احساس منفی می مونم خیلی خیلی نسبت به قبل کمتر شده
گفت و گوها و نجوا های ذهنیم تخریبش خیلی کمتر شده
وقتی به ناخواسته ای برمیخوردم تعهدم به سایت بیشتر میشه (البته این زیاد باب میل نیست که در شرایط ناراحتی تعهدم بیشتر بشه که البته دارم روش کار میکنم حتی در بهترین شرایط هم تعهدم رو کم نکنم انشالله)
دارم الخیر فی ماوقع رو بیشتر به خودم یادآوری میکنم و یه ابزار خیلی عالی برای آروم کردنم شده در شرایط به ظاهر نادلخواه
///////
من باید مسئولیت پذیریم رو بیشتر کنم و قبول کنم که همه چیز بیرون نمای درون منه …من باید قبول کنم که هیچ کسی نمیتونه به من ظلم کنه مگر اینکه خودم بخوام نقش مظلوم و قربانی رو بازی کنم من خودم به خودم ظلم میکنم…من هزار بار مکان عوض کنم افراد اطرافم رو عوض کنم و هرتغییر در بیرون از خودم ایجاد کنم هیچ تغییری در تجربه های زندگیم به وجود نمیاد تا زمانی که شخص خودم از درون تغییر نکنم…من باید تعهد بدم و عمل کنم به حرف های استاد نه فقط در حرف تایید کنم و به عنوان حرف های قشنگ بشینم گوش بدم …ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت هست…
من از درون تغییر کنم جهان بقیه کارها رو برام به بهترین و آسون ترین شکل ممکن انجام میده …
باسلام وهزاران درودوعرض ارادت حضوراستادعباسمنش عزیز مریم بانوی مهربان وتک تک دوستان بهشتی ام درسایت عباسمنش
استادعزیزم دوستان گلم
خداوندمنوارزشمنددونسته وبه عنوان مدیربلوک ارغوان ومدیرمجتمع مسکونی گلهادرخدمت 64 واحدمسکونی هستم برای مدیریت وانجام امورمجتمع ودرحال حاضرهم درحال اجرای پروژه احداث دیوارجدیدحصارمجتمع هستیم وبرای تامین اعتبارهزینه ها ساکنین محترم ملزوم به پرداخت ماهیانه یک میلیون دویست هزارتومان به مدت 5ماه شده اندوقراربراین شده که ساکنین محترم تاپنجم هرماه نسبت به واریزی مبلغ فوق به حساب اینجانب اقدام کنند دراین ماه 3نفرازمالکین بلوک خودمان تاامروزسهم خودراواریز نکرده اند که من جداگانه به انهاجهت یادآوری پیام دادم وبین من ویکی ازاین عزیزان درواتساپ پیامهایی ردبدل شد وایشان ازکوره دررفت ومن نیزمتاسفانه نتونستم ذهنم راکنترل کنم ومتقابلا جواب ناخوشایندی به ایشاد دادم بلافاصله امدم سایت چون ازصبح وقت نکرده بودم بیام وازخداوندجهت رفع این مشکل هدایت خواستم گام ششم روی پروژه تغیررادراغوش بگیرروی سایت بودصحبتهای سحرعزیز وتوضیحات استادراشنیدم
آنجایی که استادفرمودند اگربه اندازه ای که ماتغیرمیکنیم شرایطمون عوض میشه اگرشرایط واتفاقات تغیرنکرده به این معنی است که من تغیرنکردم ورفتارهای من است که نشان میدهد من تغیرکرده ام یاخیر مخصوصازمانهایی که احساسات غلیان میکندودراوج عصبانیت هستیم ببینیم چه رفتارهایی داریم اگررفتارام مثل قبل هست یعنی من تغیرنکردم دارم ادادرمیارم چون همه چی گل بلبل است زمانی که تحت فشارهستیم رفتارهای مانشان میده که ایاهمان ادم قبلی هستیم یاعوض شدیم امروز دراغازمکالمات من واین دوست عزیز ثابت شد که تغیرنکردم دارم ادادرمیارم اماشکرخداخیلی زودتونستم موضوع راجمع جورکنم دراینجا تمام پیامهای ردبدل شده من واین دوست عزیزرابه عنوان ردپامیزارم
[10/30، 13:37] حدادی بلوک ارغوان: سلام
خوبین اقای ابراهیمی
اقا من واقعا در عجبم دلیل این رفتار چیه، والله نه در شان شماست نه ما، من دیشب تو جاده بودم پشت فرمون، خودتون ببینید چند تا پیام دادین، ساعت شش صبح رسیدم و خوابیدم، باز ببینید چند باز تماس گرفتید، به خدا از شما بعیده!
خودتون بسنجید ببینید حرف ما بی حسابه یا درسته؟!
مگر ما میخوایم ندیم سهمیه مونو که اینجوری فشار اوردید، از طرفی شاید یکی نداشته باشه و حقوق بگیر باشه، اصلا درک نمیکنم در صورتی که ما دوتا قسط قبلی هم از همه جلو تریم، این فشاری که شما اوردید مال افرادی هست که نخوان بدن یا بد حسابی کنند.
64 تا واحده فقط ما باید زور پشتمون باشه و زودتر از همه واریز کنیم؟؟؟؟
پیامتونو خوندم، همین فرمون برید جلو و بهشون فشار بیارید تا بقیه بلوکها هم به روز بشن
من اینبار هم اخرین نفر میپردازم ولی خدا شاهده از ماه اینده تا همه بلوکها ندن یک ریال نمیدم
شما هم بزرگواری کنید تحت هیچ شرایطی به غیر از گروه، جای دیگه نه پیام به من بدید نه تماس بگیرید، خیلی به ادم بر میخوره خیلی خیلی
کار دیگه ای داشتین مخلصتونم هستم ولی از این بابت لطفا کاری به شخصی من نداشته باشید لطفا
هروقت بیدارشدین وسرحال بودین اگربهتون برنمیخوره تماس بگیرید حضوری چنددقیقه ای باهم صحبت کنیم تماس امروز من هم بخاطرهمین بودمیخواستم حضوری راجع به یه سری مواردصحبت کنیم
[10/30، 14:32] حدادی بلوک ارغوان: من تو تمام متنی که نوشتم جانب ادب رو کاملا رعایت کردم،و کوچکترین توهینی نکردم
ولی شما نوشتی در شان خودم نمیبینم با شما بحث کنم!!!
اره اقا، من بی شخصیت تر از اینا هستم که در شان شما باشم!!!
هیچ صحبتی هم نمونده با این تفاصیر
فقط لطف کنید به هیچ عنوان، تاکید میکنم به هیچ عنوان کارتون به شماره شخصی من نباشه، نه تماس نه زنگ نه صحبت حضوری، فقط گروه
موفقو پیروز باشید
[10/30، 14:47] .: واقعا دنیای عجیب غریبی است چندین ماه است تمام وقت وانرژی ام راگذاشته ام برای انجام هرچه بهتر امور بلوک ومجتمع حتی هزینه روشنایی پارکینگ ها ومحوطه بلوک وروشنایی درب ورودی واحدجنابعالی رادارم ازجیب خودمیپردازم حالا بدهکارهم شدم
چه از خودتون تشکر کردم و چه پشت سرتون گفتم وقدردانی کردم
همه چیو به هم ربط ندید لطفا جناب ابراهیمی
چند روز پیش که بالای سر کارگرها بودید با یک نفر رد شدیم میتونید برید از ایشون بپرسید ببینید من چی گفتم
[10/30، 16:34] حدادی بلوک ارغوان: روشنایی بالای واحد من هم، گندیه که برقکار زده، و دو تا برقکار دیگه هم اوردم منتهی نتونستم درستش کنن
وگرنه من از خدامه کلیدش در اختیار خودم باشه هر وقت که خاستم خاموش روشن کنم
[10/30، 16:36] حدادی بلوک ارغوان: بابت هزینه هم اگر خاطرتون باشه روزی که گفتید انداختین رو کنتور خودتون، من عین این جمله رو گفتم که مدیونید اگر ریال ریالشو حسابمون نکنید واز جیب بذارید
[10/30، 16:38] حدادی بلوک ارغوان: یک ذره فکر کنید، خاطرتون هست که چند بار موقع اب دادن باغچه ها تشکر کردم و خواهش کردم که شما تنها زحمت باغچه هارو نکشید؟؟؟
[10/30، 16:47] .: آقای حدادی عزیز اگرخدااین فرصت رابه من داده ومنولایق دونسته که بتونم خدمتی به مالکین وساکنین محترم بلوک ارغوان ومجتمع داشته باشم به خودم میبالم وباافتخارانجام میدم ومنتظرتشکروتعریف تمجید نیستم
[10/30، 16:51] .: جناب حدادی بزرگوارمثل اینکه روالی ازقبل بوده که مدیرمجتمع بخاطروقتی که میگذاره ازپرداخت حق شارژ وهزینه ها معاف است اما من بخاطرعشق به مالکین وساکنین محترم مجتمع حتی ازاین امتیازهم استفاده نکرده ونخواهم کرداعتقاددارم خدمت به خلق نصیب همه کس نمیشود
[10/30، 16:54] .: موضوع بعدی اگرمن اصرادارم که دوستان هرچه سریعترقسط وحق شارژراپرداخت کنندبخاطراین است که حرف حسابی داشته باشم که بلوک ارغوان به موقع پرداخت کرده تااهرم فشاری باشه برای سایربلوکها
[10/30، 16:57] حدادی بلوک ارغوان: بله، فهمیدم، از مبلغ واریزی کل فهمیدم همون نوبت اول
خداروشکر بابت این قضیه هم شاهد دارم، به یکی از همسایه ها گفتم که اقای ابراهیمی بنده خدا داره مثل بقیه قسط و شاررژ میده، اینم میتونید بپرسید
ولی خواهش میکنم خواهش میکنم دیگه نکنید اینکارو، شهرداری رفتنو پیگیری ووو کلی انرژی از ادم میگیره، والله خیال ماهم راحت تره اگه استفاده کنید از امتیازتون، حداقل یکی من عذاب وجدان نمیگیرم که زحمتاتون بی قرب و اجر نمونه
[10/30، 16:58] .: موضوع اخراگرپیام من موجب رنجش خاطر جنابعالی شده ازشما عذرخواهی میکنم وامیدعفودارم
طی همین چندساعت که این مسله اتفاق افتادخودم بیشترازشماناراحت هستم
مگه میشه دوهمسایه تقریباروبرو ازهم دلخورباشند
ازهمین جاروی مبارک وزیبای شمارامیبوسم
[10/30، 17:01] حدادی بلوک ارغوان: شما که غریبه نیستید،به والله قسم هم من و هم اقای اسماعیلی، این سری دستمون خالی بود، خواهش میکنم بین خودمون بمونه، نفهمن یوقت دلخور بشن
وگرنه کی دوست داره بدهکار بمونه که ما داشته باشیم؟
[10/30، 17:08] حدادی بلوک ارغوان: نه اقا خواهش میکنم نزنید این حرفو، و بازم خواهش میکنم این کارو نکنید و شرمندمون نکنید، الان که خوردیم به تعطیلی، به امید خدا نهایتا تا شنبه واریز میکنیم
دستتون درد نکنه خدا برکت بده به عمرو مالتون
[10/30، 17:16] .: خدایاشکرت که سوتفاهم بوجودامده بین من واقای حدادی عزیزبه این سرعت حل شد
سلام خدمت استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز و همه دوستان
خیلی عالی و زیبا بود این فایل به دلم نشست بدجور ،استاد من دقیقا از وقتی که تغییر کردم ادما و تغییر کردن ،از وقتی من برا خودم ارزش قائلم آدما هم برام ارزش قائلند ،از وقتی که من از یسری چیزا اعراض میکنم آدمایی که باهاشون ارتباط دارم اونا از اون چیزا اعراض میکنن به زبون نمیارن ،غیبت نمیکنن ،قضاوت نمیکنن ،بیشتز سمت خدا میرن من هیچ کاری نکردم فقط خودم تغییر کردم ،من یسری دوستا داشتم قبل اینکه تغییر کنم باهم میخندیدم ،غیبت میکردن من میخندیدم ،آدمای منفی ،کنارشون اصلا ارامش نداشتم فقط برا اینکه نگن باران با هیچکی ارتباط نداره بخاطر حرف مردم با این دوستان ارتباط داشتم تا اینکه با شما و سایت آشنا شدم رو خودم کار کردم ،اونا آدما اصلا دیگه سراغی از من نگرفتن ،هراز گاهی شاید بگن چندین ماه یه بار تماسی میگیرن احوالپرسی میکنن در این حد،خانواده م هم خداروشکر من تغییر کردم اونام خیلی تغییر کردن هرکی مشغول خودشو زندگیشه وقتیم دور همجمع میشیم فقط میخندیدم و از خاطراتمون میگیم .
به اندازه ای که تغییر کنیم آدما ،تغییر میکنن ،شرایط تغییر میکنه ،آدمای درست وارد زندگیمون میشه ،استاد من واقعا همه چیو رها کردم سپاردم دست خدا ،فقط رو خودم کار میکنم ،حرف بقیه برام مهم نیست ،قضاوتشون مهم نیست ،یعنی واقعا نه چیزی شنیدم نه دیدم ،فقط بیخیال تر شدم ،تنهام ولی از تنهایی خودم لذت میبرم ،نمیترسم بگن باران با هیچکی ارتباط نداره ،آرامش زیادتری دارم ،دوستام خییلی کم شدن ولی درست و حسابین خداروشکر.
من وقتی تغییر کردم باورهامو درست کردم چرخ زندگیم روان شدن ورودی های مالیمون عالی شد ،من تغییر کردم شغل داشتمچندین ماه دوره های مختلف شیرینی پزی رفتم ایام عید بی نهایت مشتری داشتم ،شیرینی های عالی درست کردم ،تمام لوازم شیرینی پزی رو خریدم ولی یهدجای کار ایراد داشتم من بشدت خسته میشدم درامدم واونچیزی که میخواستم نبود هرچند میگفتم باید تکامل طی شه ولی باز یه حس خستگی داشتم همیشه ،رفتم بیشتر رو خودم کار کردم که من چی میخوام ،گفتم باران تو شغل راحت و اسون با درامد بالا میخوای درسته.این مسیر تو نیست علایقت هست ولی اذیت میشی این نمیشه شغل برا تو برو بیشتر کار کن ،استاد به طرز معجزه آسایی بدون کوچکترین اذیت ،من ماهانه مثل یه کارمند مبلغ عالی واریز میشه حسابم کار میکنم در قبالش مزد عالیم میگیرم ،اینه میگم رو خودت کار کنی همه چی تغییر میکنه و خدارو هزاران هزار مرتبه شکر برا استاد عباسمنش و آموزه های بی نظیریش .من که بی نهایت نتایج دیدم خداروشکر.
ممنونم ازتون استاد جانم و خانوم شایسته عزیز خیلی عالی بود شپاسگزارم ازتون.
من از نظر درآمدداشتن و شغل هنوز مثل گذشته هستم تکاملی دارم بهتر میشم ک نشانه هارو دارم میبینم ک اطرافیانم همون خواسته های منو دارن براخودشون محقق میکنن همون افرادی ک شرایطشون مثل من بوده منظورم از نظر درآمدداشتنه ،ب زعم من اینها نشانه هستن ک من هم درحال رسیدن ب خواسته م هستم فقط کمی باید بیشتر روی خودم وباورهام کارکنم و ترس هامو کنار بگذارم
ب لحاظ حساسیت روی پسرم ک کمی کمبود تمرکز و..داره ک اگ کسی بهش چیزی بگه ک مناسب نیست من ب شدت ب هم میریزم و عصبانی و ناراحت میشم ک باید اصلاح کنم خودمو در مسیرشم
حساسیت روی همسرم ک باااید اصلاح بشه خداوند هدایتم کنه ک روان و آسان این کارو انجام بدم
خب تغییرم رو هم زمانی احساس کردم ک ب قول شمانتایج ملموس رخ داد همسرم همدل تر و بیشتر کنارمه نه مقابلم
کارها بیشترداره برام روان انجام میشه و همزمانی رخ میده و کارهام توسط دستان خدا برام جفت و جور میشه خودشون کارهامو برام انجام میدن بدون اینکه من بخوام ازشون ولی داره تکاملی بهتر میشه چون یکم سخت بود خب نتیجه سالیان سال تفکر خودمه ک سختی رو سرلوحه قرارداده بودم یعنی تو همه جای زندگیم نشانه ای ازش بود
ک داره ب لطف و نشانه ها و هدایت های خداوند بهبود پیدامیکنه
هنوز جلسه رو گوش ندادم ولی دلم خواست که بیام و بنویسم
راجع به تمرین بخش اول تو دفترمم جواب دادم ولی تمرین دوم رو گفتم بیاام و بنویسمش
چه زمانی فهمیدم واقعا تغییر کردم؟
وقتی به خودم اومدم دیدم نه از شرایط جامعه و نه دولت و نه سیاست گله میکنم و در این مورد حتی چیزی که خیلی به چشمم اومد تو این 5/6 ماه اخیر حداقل اگه از گوشه کنار میشندیم دراین باره با خودم میگفتم شرایط بیرون هیچ ربطی به تو نداره و تو فقط و فقط با باورها و کانون توجه ت افکارت داری لحظه ت و میسازی
وقتی چشم گفتن و درخواست کردن شد بخشی از شخصیتم قبلا حتی 1درصد هم فکر نمیکردم این بخش از وجودم فعال باشه …
وقتی یاد گرفتم از لحظه م لذت ببرم و خوش بگذرونم و شاد باشم
تو رابطه هام هر لحظه و هر ثانیه ش تغییر رو احساس میکنم
وقتایی که مثلا پیش میاد جایی بریم و از قبل برنامه ش مشخص هست و یهو لحظات اخر کنسل میشه قبلا اگه اینطوری میشد تا یه هفته قهر بودم :)))
توقع هایی که از دوستانم به صفر رسیده…..
رابطه ام با مادرم که اصلا همیشه دلم میخواست جدا از هم زندگی کنیم الان به قدری از حضورش سپاسگزارم و به قدری رابطه مون خوبه که واقعا یوقتا میگم اون تغییر کرده در صورتی که مشخص و واضح من تغییر کردم و جهانم هم تغییر کرد و اون جهان میتونه بخشی ش حتی مادرم باشه توی رابطه عاطفی م و رابطه دوستانم هربار حس میکنم اونا دارن تغییر میکنن و کسایی که تغییر نکردن به نرمی از زندگی من بیرون رفتن به نرم تر از نرم …..
وقتی کسی یه رفتاری رو میکرد که در ظاهر رو مخ من میرفت ولی من با تغییر زاویه دیدم همه یز و به نغع خودم تغییر میدم ….
وقتایی که از من انتقادی میشد یا حتی میشه که الان اینقدر کم هست که یادم نمیاد اخرین بار کی بود …
وقتی اولویتم خوش گذرونی و لذت بردن از لحظه س نه ساعتها اماده شدن جلوی ایینه و وقت رو به بطالت گذروندن دوستانم نمیدونن من یا خواهرم داریم روی خودمون کار میکنیم و میگن تو حوصلت سر نمیره یا مثلا اینستا نداری چطوری زندگی میکنی اوقات فراغتت و چچطوری میگذرونی لبخند میزنم چی بگم بهشون اینکه تازه وقتم کم میارم؟؟
وقتی که غیبت از جمع دوستانه مون خیلی وقته حذف شده
وقتی دیدم نیس و کنایه زبونم که بدتر از نیش مار بود اصلا محو شد و ازش خبری نیست….
وقتی به جای عصبانی شدن در لحظه با نفس عمیق و کنترل ذهن شرایط و از بدتر به بهتر تغییر میدم
وقتی اولویتم در رابطه عاطفی اصلا کوبیده شد و از نو ساخته شد …
خیلی خیلی زیاد تر ازین موارد هست که شاید مثلا تو لحظه فهمیدم و سپاسگزار بودم و الان یادم نمیاد و شاید یسری شده جز بدیهی های زندگیم
اینقدر تغییرات شخصیتی ملموس هست که حتی 6/7 سال پیش که هنوز تو سایت نبودیم ولی یجورایی دنبال تغییر شخصیتمون بودیم هرکی اون زمان با ما اشنا میشد باورش نمیشد ما شخصیتمون طور دیگه ای باشه دیگه الان که اگه فرد جدیدی وارد زندگیمون میشه بفهمه قبلا فلان خصلت منفی رو داشتیم میگه برو اذیتمون نکن …
خدایاااا برای تک تکشون ازت سپاسگزارم استاد عزیز و قشنگم دستتون میبوسم و ممنونم از راهنمایی هاتون که چراغ راه درست برای ما شده مسیر درستی و نعمت و اصل ..
کدام رفتار یا واکنش در من هنوز شبیه گذشته است که باعث میشود همان افراد یا شرایط را دوباره جذب کنم؟ چند ماه هست که توی زندگیم یک مشکل هست که حل نمیشه. هر اقدامی که به ذهنم رسیده رو انجام دادم اما هیچی تغییر نکرد. با اینکه توی این مدت همش سعی می کردم تجسم سازی کنم جمله تاکیدی بنویسم شکرگزاری کنم برای خواستهام اما چیزی تغییر نمیکرد. امشب که این فایل رو شنیدم متوجه شدم من هنوز رفتارم تغییر نکرده و در مواجه با این مشکل همون رفتار روزای اول رو دارم که زود ناامید میشدم گریه میکردم و قدرت رو به غیر خدا میدادم و حس می کردم من قربانی ام. به همین علت توی این مدت هر چقدر سعی کردم با تمرینات قانون جذب به خواستهام برسم نشد چون باورهای بنیادین من تغییر نکرده که نشونهاش همون رفتار سابقم هست. پس کاملا منطقی هم هست که همون نتیجه سابق رو بگیرم. انشالله که از این به بعد با کار کردن روی خودم بتونم باورهام رو از ریشه تغییر بدم تا نتایجم هم تغییر کنه.
چه زمانی متوجه شدی که وقتی واقعاً تغییر کردی؟ زمانی که محصولات خانگیام رو درست میکردم و میفروختم با اینکه اوایل هیچ پیشرفت خاصی نبود حتی سفارشها کمتر میشد اما من اصلا ایمانم رو از دست نمیدادم. هر روز شکرگزاری میکردم و همش حسم مثبت و عالی بود انگار یه ایمان قوی داشتم که خدا همیشه همراهم هست. باور داشتم که فراوانی هست و ثروت از راههای مختلف وارد زندگیم میشه. همینطور هم شد یه ایده جدید بهم الهام شد که یک محصول جدید تولید کنم که این محصول اینقدر فروشش زیاد شد که من نمیتونستم پاسخگوی تمام سفارشها باشم و واقعا زندگیم سرشار از فراوانی بود. بعدش یه مدتی فروشم افت پیدا کرد اما من اصلاً حسم منفی نشد انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده و همونطور مثل قبل شکرگزاری میکردم و حسم عالی بود. که یعد یک ماه خداوند دری رو باز کرد که شرایطم هزار برابر بهتر از قبل شد و انگار یک معجزه بود. خدایا صد هزار مرتبه شکرت
ممنونم از سحر عزیز ک باعث شد استاد همچین آگاهی های ارزشمندی رو در اختیارم قرار بده
آره استاد کل صحبت شما در مورد مظلوم درسته کسی ک ب خاطر ترس هاش ب خاطر بی ایمانی هاش با یک ظالم و گاها با دنیای ظالم ک خودش ساخته رو برو میشه و از چپ و راست کشیده میخوره
و معلوم نیس شانس بیاره و برسه ب این ک یه لحظه ی جایی و یه روزی ب خودش بگه دیگ بسه دیگ خسته شدم و میخوام تغییر کنم
همیشه اونی ک دیگ خیلی کشیده از جهان خورده بعد از یه گریه طولانی تصمیم ب عوض شدن میگیره
منم توی خیلی از چیزا بعد از یه گریه طولانی ب خودم گفتم دیگ بسه و شروع کردم ب تغییر کردن
هی یواش یواش شروع کردم
نمیگم رسیدم ب اوج قله ولی الانم یه قله رو رفتم و ب نظرم یه ارتفاعی از زمین گرفتم یکم بالاتر رفتم
دارم تلاش میکنم
یکم رفتارم رو بهتر کردم
یکم فایل هارو جدی تر گوش میدم
یکم کمتر توی بحث ها درگیر میشم
یکم بهتر ورودی مالی ام شده
یکم روابط ام بهتر شده
یکم یکم داره خوب میشه
احساسم زمان های زیاد تری خوبه و خوشم میدونی استاد احساس خوبم داره طولانی میشه
و گاهی ک احساسم بده ب قول شما توی بحث و اینا من در صدم ثانیه و گاهی دیرتر میشم محدثه سابق
بعد در همون لحظه ذهنم دائم بهم میگه هنری الانه محدثه هنری الانه و دنبال راهیه ک آروم شه و آروم شه و این شعله کم بشه
و خیلی بیشتر از قبل و زودتر از قبل آروم میشم
این یعنی من بهتر از یه ماه پیشمم
استاد من توی فایل های قبلی و روز شمار تعهد دادم ب خودم و شما و خدای خودم ک زندگی ام رو تکاملی و هدایتی تغییر بدم و بهش میرسم
و محاله مظلوم واقع شم
ن روابط ن مالی ن احساسی نه استقلال
محاله من مظلوم واقع شم و جهان ظالم
من تعهد دادم و پاش وایستادم
من 100 بار تعهد دادم زدم زیرش ب دو روز نکشیده ولی الان 9 روزه روی تعهدم ایستادم و سیل از آسمون بیاد من روی خودم روزانه کار میکنم
استاد یه چیزی بگم من قبلا ب همه میگفتم دارم اینکار و اینکار میکنم
ولی از همون روز اول تعهدم قول دادم چراغ خاموش برم تا ب نتایج بزرگ بزرگ برسم
الان میدونم ک فرمون دست منه و یه نیروی خفن هدایتگرم ک رب هست هم ک دارم و یه استاد راهنما ک رد پاش رو گذاشته هم ک دارم
پس من چ مرگمه ک نخوام حرکت کنم و توی شرایط الان بمونم
واقعا باید چی زده باشم ک نخوام حرکت کنم و توی شرایط الان بمونم
و هر بار ب خودم میگم شرایط الان من ب واسطه فرکانس های قبلی منه
من الان دارم روی خودم کار میکنم و باید توی تله دور زدن تکامل نیوفتم بردم
استاد سلام منو از این ور دنیا ، ایران ، استان کرمان ، پذیرا باش.
خدا رو سپاسگزارم که چقققققدر جهان هستی قانون داره ، چقدر بر نظم و عدالت پایهریزی شده، که من فقط با فرکانس م، براحتی با عباس منش که فرسنگ ها، از لحاظ فیزیکی فاصله دارد اما لطف خداست که با قوانین ش، چقققققدر من به شما نزدیک نزدیک م.
خدایا من سپاسگزارم
خدایا من سپاسگزارم
این از فراوانی و فضل ربم هست.
اگه بخوام در مورد تغییرات م بگم بارها تو زندگیم تو همین یک سال گذشته که می فهمم چه خوب دارم رو خودم کار می کنم تغییر فرکانس م با آدمهای نزدیک م هست.
من بارها شده که آگاهانه در همون مهمونی هابی که قبلاً و دورهمی هایی که قبلاً با هم بودیم ، ،،،،
اما روزهاست که حتی خبری از اونا نیست.
من حتی تو اون مهمونی ها هم هر بار که شرکت می کردم اونا رو نمی دیدم ، حتی یه بار تصمیم گرفتم بعد از چندین ماه سفر که برگشته بودم برم خونه اون عزیز،،،
اما وقتی خبرم شد که گفتند فلانی دیروز به مسافرت رفته، اینجا متوجه شدم خدای من این دست من نیست بلکه فرکانس هاست که حرف اول رو می زنند.
اگه بخوام از برخی واکنش هام تو زندگیم بگم که هی تکرار و تکرار میشن.
آره کت هنوز تو زندگیم موردهایی هست که تکرار می شوند.
همین چند وقت پیش بود که من یه تعهد به خودم دادم که جزئ، یکی از تمرینات دوره احساس لیاقت هم بود.
من تعهد دادم و واسه خودم خط قرمز قرار دادم که تحت هر شرایطی نه قرض میدم، و نه قرض می گیرم.
دیدم همین چند روز هی این مسأله داره تکرار میشه و جهان داره آدم هایی رو وارد زندگیم می کنه که هی درخواست پول ازم می کنند و به عنوان قرض می خواهند.
منم بدون توجه قبول می کردم.
تا اینکه دیدم چقققققدر نو یک هفته تکرارش بیشتر میشه.
یه وقت یاد تعهدم افتادم و خوب یادمه ، دقیقا همین دیروز بود که یکی از نزدیکان م دوباره پولی می خواست به عنوان قرض…
منم به راحتی درخواست اونو رد کردم و دیدم نجواها شروع شد،
اما خدا رو شکر برام هیچی مهم نبود و فقط نقش خدا رو هی تو ذهنم پر رنگتر و پر رنگتر می کردم.
به لطف خدای مهربان م ، و سخاوتمند م، دارم تو همه زمینه ها رشد می کنم، تغییر می کنم.
استاد من متشکرم که چقدر خوب این مسیر رو رفتی و من و امثال من رو بیدار کردی
من چندین سال قبل انگار مرده ی متحرک بودم و اصلا از زندگی هیچ نمی فهمیدم.
همش از خودم سوال می کردم که چرا خدا منو آفریده
من شب می خوابم، صبح بلند میشم، تمیز کاری، ظرف، لباس ، غذا، همسر، فرزند ، گشتن و همین
من همه چیز را پوچ و بیهوده می پنداشتم.
اما امروز لطف خداست که لحظه به لحظه دارم فقط با عشق زندگی می کنم، هر روز از خدا می خواهم که بیاد و بهم بگه و اگه میلیارد ها پول و ثروت داشته باشم می خوام خدا رو بیشتر داشته باشم، چون زندگی با خدا خیییییلی حالش بیشتره ، و او خودش خوب بلده کجا برایم پول بشه، کجا عشق بشه ، کجا سلامتی بشه ، و کجا لذت.
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته مهربان و دوستان خوب
استاد اونجا که گفتین ببین رفتارت تغییر کرده یا نه . اگر بچلوننت چی ازت در میاد همون رفتار قبلیه یا نه چیز جدیدی در میاد
استاد من تو این چند ماهی که تو سایت هستم خیلی از خودم راصی نبودم همش میگم عملت کمه تمرینات و آهی ها تو رفتارت کمه ولی الان موضوع دیروز یادم اومد دیدم نه من رفتارم هم تغییر کرده
من دیروز نوبت ایمپلنت دندون داشتم از ی ماه قبل نوبت گرفتم همون روز دکتر پرسید مشکل قلبی یا فشار اینا نداری گفتم نه
آشنایی که همراهم بود نکن فشارت میوفته دردش زیاده و اینا گفتم باید انجام بدم دیگه
از همون روز این حرفش تو ذهنم موند که مرضیه اون گفت دردش زیاده ممکنه از هوش بری فشارت اینجوری میشه و .. نجواهای دهن
هی من خودمو آروم میکردم
وقتی رفتم درمانگاه برای تایید معرفی نامه به دکتر اونجا گفتم بهم گفتن دردش زیاده یکم میترسم گفت نه بابا مگه میخوای آپولو هوا کنی قد ی دندون کشیدنه همین
اینو که گفت آروم شدم دهنمو چسبوندم به این جمله که نه بابا زیاد دردی نداره
تا دیروز که نوبتم بود هی اون نجواها میومد هی من دهنمو میبردم سمت نه بابا راحته درد نداره و تصویر سازی و تجسم خوب میکردم دو ساعت قبل رفتن سمت چپ دنده هام درد گرفت دوباره ترسیدم نکنه مشکل قلبی باشه و ازین حرفا کنسل کنم نکنم با همون درد رفتم دکتر گفتم بی خیال کلش کن سختش نکن این درد عصبانیه مال رقص ظهره قلبی نیست باید بری تو دل ترست سوسول نباش
تو سالن انتطار کلا تجسم میکردم اومدم سالن ماساژ و قراره ی حال حسابی به خودم بدم نوبتم شد رفتم داخل اون نجوا دوباره اومد دکتر که اومد گفتم بگم ببینم دکتر چی میگه گفتم این قسمت درد دارم ولی کلا مشکل دیسک دارم دکتر گفت اگر آمادگی نداری هیچ مشکلی نیست یروز دیگه انجام میدیم گفتم نه انجام میدم
بی حسی زد از سری های قبل دردش کمترر بود
دکتر گفت همین جا استراحت کن من چند دقیقه دیگه میام خیلی دکتر خوش اخلاق خوش زبان و مهربانی بود
منم رفتم تو تجسم راحت دراز کشیده بودم ترکیب تجسم و مراقبه و ماساژ دهنی
تجسم میکرد تو یک اتاق خوشبو و خنک هستم با ی آهنگ ملایم و ی خانم مهربان که سرم داره ماساژ میده تا پایین خیلی نرم و آروم کل بدنم ماساژ داد
خیلی آروم بودم بدون استرس دکتر و دستیارش اومدن کار رو شروع کردن و من راحت بودم متوجه میشدم که داره کار انجام میشه اما راحت بودم بعصی موقع اون ترس از نخ بخیه و اینا میومد گفتم چیزی نیست و مثل ی حباب تو هوا محو میشد
خلاصه رفتم تو دل ترس با تجسم و تصویرسازی و مراقبه و حس خوب آخر که کار تموم شد هم کلی از دکتر تشکر کردم و گفتم خیلی راحت بود و دکتر هم گفت خودتون قوی بودین ( گفتم ی نکته خوب از دکتر در مورد خودم هم تجسم کرده بودم ،)
و با انجام این پروسه خوشحال شدم و به خودم آفرین گفتم که تو داری کار میکنی وقتی تو موارد خاص رفتار جدید و خوبی داری یعنی داری تو عمل استفاده میکنی و این خوبه
بازم آفرین به خودم
سپاس استاد عزیزم سپاس که با آموزش هاتون دارم از نو ساخته میشم ساختنی بدون درد و با آرامش
سلام و خدایا شکرت
من به این فایل به صورت هدایت به نشانه هام اومدم
چقدر حال خوب توی صدای این خانوم هست چون به هدفش صحبت کردن با استاد رسیده
تحسینش میکنم و خودمو رو در روی شما تجسم میکنم وقتی شما و مریم جان و من و مرجان جان چهارنفره نشستیم و از نتایج هامون میگیم……
البته که هر روز فایل ها رو گوش میکنم و هر روز در مسیر آگاهی و عمل به آگاهی هستم و خیلی با مینای سالهای قبل متفاوت شدم.
نکته مهم:اگر شرایطتت تغییر نکرده تو تغییر نکردی
استاد شرایطم در حال تغییره و من یکم نگرانم در صورتی که میدونم همه چیز به نفعم هست ولی واقعا از نقطه امن بیرون اومدن یکم سخته…
ولی در کل خدایا شکرت دمت گرم قانون هات ثابت و عالی
به نام خداوند بخشنده ومهربان
سوره نحل
وَ قِیلَ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا مَاذَا أَنزَلَ رَبُّکُمْ قَالُوا خَیْرًا لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هٰذِهِ الدُّنْیَا حَسَنَهٌ وَ لَدَارُ الْآخِرَهِ خَیْرٌ وَ لَنِعْمَ دَارُ الْمُتَّقِینَ(٣٠)
و به کسانى که تقوا پیشه کردند گفته شود: پروردگارتان چه نازل کرد؟ گویند: خیر و خوبى. براى آنها که در این دنیا نیکى کردند پاداش خوبى است، و سراى آخرت حتما بهتر است، و سراى پرهیزکاران نیکوست
سلام به استاد عزیزم مریم جانم و همه دوستان نازنینم در این محفل توحیدی.
خداوندم مرا به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن…
سپاسگزار خداوند هستم که هر لحظه در حال پاسخ دادن به فرکانس های من هست …اتفاقا دیشب هدایت شدم به قسمت 4 گفت و گوی استاد عزیز با آقا ابراهیم و تصمیم گرفتم از قسمت اولش نگاه کنم و واقعا لذت بردم از این همه تعهد گروه تحقیقاتی عباسمنش برای هر روز بهتر شدن از دیروز و چقدر اون مکالمه درس ها و نشانه ها داشت برای من عالی بود واقعا اینکه استاد تو هر زمینه قانون و اصل رو توضیح میدن سپاسگزارم برای این قلب بزرگتون استادجان…
کدام رفتار یا واکنش در من هنوز شبیه گذشته است که باعث میشود همان افراد یا شرایط را دوباره جذب کنم؟
چه زمانی متوجه شدی که واقعاً تغییر کردی؟
بهترین ملاکی که واضح نشون میده آیا واقعا تغییر کردی واکنشت به اتفاقات هست من که خودم به شخصه اعلام میکنم که خیلی جاها هنوز مثل قبل واکنش نشون میدم به قول استاد وقتی شرایط آرومه همه چیز طبق میل منه میگم من دارم رو خودم کار میکنم که همه چیز خوبه اما وقتی چالشی پیش میاد همون واکنش ها همون ترس ها و ناامیدی های قبل سراغم میاد که تو فایل قبلی هم گفتم به یه تضادی برخوردم که دیدم دارم مثل قبل واکنش میدم یه ذره بهم فشار اومد همون آدم قبل زد بیرون اینجا فهمیدم که باید شیوه کارکردن خودمو عوض کنم …
البته اینجوری نیست که بگم اصلا تغییری نکردم چرا یه سری بازخورد های مثبت هم گرفتم از کار کردن و اندازه ی تعهدم
مثلا مدت زمانی که تو احساس منفی می مونم خیلی خیلی نسبت به قبل کمتر شده
گفت و گوها و نجوا های ذهنیم تخریبش خیلی کمتر شده
وقتی به ناخواسته ای برمیخوردم تعهدم به سایت بیشتر میشه (البته این زیاد باب میل نیست که در شرایط ناراحتی تعهدم بیشتر بشه که البته دارم روش کار میکنم حتی در بهترین شرایط هم تعهدم رو کم نکنم انشالله)
دارم الخیر فی ماوقع رو بیشتر به خودم یادآوری میکنم و یه ابزار خیلی عالی برای آروم کردنم شده در شرایط به ظاهر نادلخواه
///////
من باید مسئولیت پذیریم رو بیشتر کنم و قبول کنم که همه چیز بیرون نمای درون منه …من باید قبول کنم که هیچ کسی نمیتونه به من ظلم کنه مگر اینکه خودم بخوام نقش مظلوم و قربانی رو بازی کنم من خودم به خودم ظلم میکنم…من هزار بار مکان عوض کنم افراد اطرافم رو عوض کنم و هرتغییر در بیرون از خودم ایجاد کنم هیچ تغییری در تجربه های زندگیم به وجود نمیاد تا زمانی که شخص خودم از درون تغییر نکنم…من باید تعهد بدم و عمل کنم به حرف های استاد نه فقط در حرف تایید کنم و به عنوان حرف های قشنگ بشینم گوش بدم …ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت هست…
من از درون تغییر کنم جهان بقیه کارها رو برام به بهترین و آسون ترین شکل ممکن انجام میده …
سوره آل عمران
رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَهًۚ إِنَّکَ أَنتَ ٱلْوَهَّابُ(٨)
اى پروردگار ما مایل مگردان دلهاى ما را بباطل پس از آنکه راه نمودى ما را و ببخش ما را از نزد خود رحمتى بهدرستى که تو توئى بهغایت بخشنده
خداوندم من محتاجم به هرخیری از درگاه رحمتت
بانام خداوند هدایتگر
باسلام وهزاران درودوعرض ارادت حضوراستادعباسمنش عزیز مریم بانوی مهربان وتک تک دوستان بهشتی ام درسایت عباسمنش
استادعزیزم دوستان گلم
خداوندمنوارزشمنددونسته وبه عنوان مدیربلوک ارغوان ومدیرمجتمع مسکونی گلهادرخدمت 64 واحدمسکونی هستم برای مدیریت وانجام امورمجتمع ودرحال حاضرهم درحال اجرای پروژه احداث دیوارجدیدحصارمجتمع هستیم وبرای تامین اعتبارهزینه ها ساکنین محترم ملزوم به پرداخت ماهیانه یک میلیون دویست هزارتومان به مدت 5ماه شده اندوقراربراین شده که ساکنین محترم تاپنجم هرماه نسبت به واریزی مبلغ فوق به حساب اینجانب اقدام کنند دراین ماه 3نفرازمالکین بلوک خودمان تاامروزسهم خودراواریز نکرده اند که من جداگانه به انهاجهت یادآوری پیام دادم وبین من ویکی ازاین عزیزان درواتساپ پیامهایی ردبدل شد وایشان ازکوره دررفت ومن نیزمتاسفانه نتونستم ذهنم راکنترل کنم ومتقابلا جواب ناخوشایندی به ایشاد دادم بلافاصله امدم سایت چون ازصبح وقت نکرده بودم بیام وازخداوندجهت رفع این مشکل هدایت خواستم گام ششم روی پروژه تغیررادراغوش بگیرروی سایت بودصحبتهای سحرعزیز وتوضیحات استادراشنیدم
آنجایی که استادفرمودند اگربه اندازه ای که ماتغیرمیکنیم شرایطمون عوض میشه اگرشرایط واتفاقات تغیرنکرده به این معنی است که من تغیرنکردم ورفتارهای من است که نشان میدهد من تغیرکرده ام یاخیر مخصوصازمانهایی که احساسات غلیان میکندودراوج عصبانیت هستیم ببینیم چه رفتارهایی داریم اگررفتارام مثل قبل هست یعنی من تغیرنکردم دارم ادادرمیارم چون همه چی گل بلبل است زمانی که تحت فشارهستیم رفتارهای مانشان میده که ایاهمان ادم قبلی هستیم یاعوض شدیم امروز دراغازمکالمات من واین دوست عزیز ثابت شد که تغیرنکردم دارم ادادرمیارم اماشکرخداخیلی زودتونستم موضوع راجمع جورکنم دراینجا تمام پیامهای ردبدل شده من واین دوست عزیزرابه عنوان ردپامیزارم
[10/30، 13:37] حدادی بلوک ارغوان: سلام
خوبین اقای ابراهیمی
اقا من واقعا در عجبم دلیل این رفتار چیه، والله نه در شان شماست نه ما، من دیشب تو جاده بودم پشت فرمون، خودتون ببینید چند تا پیام دادین، ساعت شش صبح رسیدم و خوابیدم، باز ببینید چند باز تماس گرفتید، به خدا از شما بعیده!
خودتون بسنجید ببینید حرف ما بی حسابه یا درسته؟!
مگر ما میخوایم ندیم سهمیه مونو که اینجوری فشار اوردید، از طرفی شاید یکی نداشته باشه و حقوق بگیر باشه، اصلا درک نمیکنم در صورتی که ما دوتا قسط قبلی هم از همه جلو تریم، این فشاری که شما اوردید مال افرادی هست که نخوان بدن یا بد حسابی کنند.
64 تا واحده فقط ما باید زور پشتمون باشه و زودتر از همه واریز کنیم؟؟؟؟
پیامتونو خوندم، همین فرمون برید جلو و بهشون فشار بیارید تا بقیه بلوکها هم به روز بشن
من اینبار هم اخرین نفر میپردازم ولی خدا شاهده از ماه اینده تا همه بلوکها ندن یک ریال نمیدم
شما هم بزرگواری کنید تحت هیچ شرایطی به غیر از گروه، جای دیگه نه پیام به من بدید نه تماس بگیرید، خیلی به ادم بر میخوره خیلی خیلی
کار دیگه ای داشتین مخلصتونم هستم ولی از این بابت لطفا کاری به شخصی من نداشته باشید لطفا
چون عرض کردم اصلا صورت جالبی نداره
[10/30، 14:22] .:
سلام
اقای حدادی
بگفته خودتون واقعا درشان خودم نمیبینم باشمابحث کنم
هروقت بیدارشدین وسرحال بودین اگربهتون برنمیخوره تماس بگیرید حضوری چنددقیقه ای باهم صحبت کنیم تماس امروز من هم بخاطرهمین بودمیخواستم حضوری راجع به یه سری مواردصحبت کنیم
[10/30، 14:32] حدادی بلوک ارغوان: من تو تمام متنی که نوشتم جانب ادب رو کاملا رعایت کردم،و کوچکترین توهینی نکردم
ولی شما نوشتی در شان خودم نمیبینم با شما بحث کنم!!!
اره اقا، من بی شخصیت تر از اینا هستم که در شان شما باشم!!!
هیچ صحبتی هم نمونده با این تفاصیر
فقط لطف کنید به هیچ عنوان، تاکید میکنم به هیچ عنوان کارتون به شماره شخصی من نباشه، نه تماس نه زنگ نه صحبت حضوری، فقط گروه
موفقو پیروز باشید
[10/30، 14:47] .: واقعا دنیای عجیب غریبی است چندین ماه است تمام وقت وانرژی ام راگذاشته ام برای انجام هرچه بهتر امور بلوک ومجتمع حتی هزینه روشنایی پارکینگ ها ومحوطه بلوک وروشنایی درب ورودی واحدجنابعالی رادارم ازجیب خودمیپردازم حالا بدهکارهم شدم
[10/30، 16:32] حدادی بلوک ارغوان: اصلا بدهکار نیستید، شما نبودید خدای شما بوده
چه از خودتون تشکر کردم و چه پشت سرتون گفتم وقدردانی کردم
همه چیو به هم ربط ندید لطفا جناب ابراهیمی
چند روز پیش که بالای سر کارگرها بودید با یک نفر رد شدیم میتونید برید از ایشون بپرسید ببینید من چی گفتم
[10/30، 16:34] حدادی بلوک ارغوان: روشنایی بالای واحد من هم، گندیه که برقکار زده، و دو تا برقکار دیگه هم اوردم منتهی نتونستم درستش کنن
وگرنه من از خدامه کلیدش در اختیار خودم باشه هر وقت که خاستم خاموش روشن کنم
[10/30، 16:36] حدادی بلوک ارغوان: بابت هزینه هم اگر خاطرتون باشه روزی که گفتید انداختین رو کنتور خودتون، من عین این جمله رو گفتم که مدیونید اگر ریال ریالشو حسابمون نکنید واز جیب بذارید
[10/30، 16:38] حدادی بلوک ارغوان: یک ذره فکر کنید، خاطرتون هست که چند بار موقع اب دادن باغچه ها تشکر کردم و خواهش کردم که شما تنها زحمت باغچه هارو نکشید؟؟؟
[10/30، 16:47] .: آقای حدادی عزیز اگرخدااین فرصت رابه من داده ومنولایق دونسته که بتونم خدمتی به مالکین وساکنین محترم بلوک ارغوان ومجتمع داشته باشم به خودم میبالم وباافتخارانجام میدم ومنتظرتشکروتعریف تمجید نیستم
[10/30، 16:51] .: جناب حدادی بزرگوارمثل اینکه روالی ازقبل بوده که مدیرمجتمع بخاطروقتی که میگذاره ازپرداخت حق شارژ وهزینه ها معاف است اما من بخاطرعشق به مالکین وساکنین محترم مجتمع حتی ازاین امتیازهم استفاده نکرده ونخواهم کرداعتقاددارم خدمت به خلق نصیب همه کس نمیشود
[10/30، 16:53] حدادی بلوک ارغوان: خدا قوت بهتون بده و دستتونم درد نکنه
نه اقا، هر کسی حاضر نیست این کارو بکنه
[10/30، 16:54] .: موضوع بعدی اگرمن اصرادارم که دوستان هرچه سریعترقسط وحق شارژراپرداخت کنندبخاطراین است که حرف حسابی داشته باشم که بلوک ارغوان به موقع پرداخت کرده تااهرم فشاری باشه برای سایربلوکها
[10/30، 16:57] حدادی بلوک ارغوان: بله، فهمیدم، از مبلغ واریزی کل فهمیدم همون نوبت اول
خداروشکر بابت این قضیه هم شاهد دارم، به یکی از همسایه ها گفتم که اقای ابراهیمی بنده خدا داره مثل بقیه قسط و شاررژ میده، اینم میتونید بپرسید
ولی خواهش میکنم خواهش میکنم دیگه نکنید اینکارو، شهرداری رفتنو پیگیری ووو کلی انرژی از ادم میگیره، والله خیال ماهم راحت تره اگه استفاده کنید از امتیازتون، حداقل یکی من عذاب وجدان نمیگیرم که زحمتاتون بی قرب و اجر نمونه
[10/30، 16:58] .: موضوع اخراگرپیام من موجب رنجش خاطر جنابعالی شده ازشما عذرخواهی میکنم وامیدعفودارم
طی همین چندساعت که این مسله اتفاق افتادخودم بیشترازشماناراحت هستم
مگه میشه دوهمسایه تقریباروبرو ازهم دلخورباشند
ازهمین جاروی مبارک وزیبای شمارامیبوسم
[10/30، 17:01] حدادی بلوک ارغوان: شما که غریبه نیستید،به والله قسم هم من و هم اقای اسماعیلی، این سری دستمون خالی بود، خواهش میکنم بین خودمون بمونه، نفهمن یوقت دلخور بشن
وگرنه کی دوست داره بدهکار بمونه که ما داشته باشیم؟
وقتی باشه ادم دلش نمیلرزه درجا واریز میکنه، وقتی نیست ادم میریزه بهم
[10/30، 17:02] حدادی بلوک ارغوان: الانم چشم
اولین فرصت واریز میکنیم، از ماههای بعد هم چشم، طبق دستور شما انجام وظیفه میکنیم
[10/30، 17:03] حدادی بلوک ارغوان: نفرمایید اقا
بخدا من توقع ندارم، من عذر میخوام،راستش یک مدته هر روز یک مشکل جدید برام به وجود میاد، خدا شاهده کلافم
شاید من تند رفتم
منم روتونو میبوسم، بزنید پا بچگیم
[10/30، 17:04] .: من ازاین بابت ازشماواقای اسماعیلی عذرخواهی میکنم واقعا نمی دونستم کاش پیام خصوصی میدادید پس خودم واریزمیکنم شمابعداپرداخت کنید
[10/30، 17:08] حدادی بلوک ارغوان: نه اقا خواهش میکنم نزنید این حرفو، و بازم خواهش میکنم این کارو نکنید و شرمندمون نکنید، الان که خوردیم به تعطیلی، به امید خدا نهایتا تا شنبه واریز میکنیم
دستتون درد نکنه خدا برکت بده به عمرو مالتون
[10/30، 17:16] .: خدایاشکرت که سوتفاهم بوجودامده بین من واقای حدادی عزیزبه این سرعت حل شد
امیدوارم همواره باخانواده محترم درپناه خداوندمنان درارامش اززندگی لذت ببرید
عاشقتونم جناب حدادی دوست داشتنی
️🩷🩵
[10/30، 17:19] حدادی بلوک ارغوان: بزرگوارید شما
خدا به اندازه دلتون بهتون بده که مثل دریاس، خدا سایه شما رو هم حفظ کنه بالا سرمون
خیلی مزاحمتون شدم، ببخشید، بازم عذر میخوام
و ممنونم از دعاهای قشنگتون
دم شما گرم️
بله دوستان درکمترازدوساعت خداوندرحمان ورحیم این تضادراباسرعت نورحل کرد
خدایاشکرت
خدایاشکرت
خدایاشکرت
تادرودی دیگربدرود
اصغرابراهیمی هشتم آبان 1404
به نام خداوند بخشنده مهربان
باران :
سلام خدمت استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز و همه دوستان
خیلی عالی و زیبا بود این فایل به دلم نشست بدجور ،استاد من دقیقا از وقتی که تغییر کردم ادما و تغییر کردن ،از وقتی من برا خودم ارزش قائلم آدما هم برام ارزش قائلند ،از وقتی که من از یسری چیزا اعراض میکنم آدمایی که باهاشون ارتباط دارم اونا از اون چیزا اعراض میکنن به زبون نمیارن ،غیبت نمیکنن ،قضاوت نمیکنن ،بیشتز سمت خدا میرن من هیچ کاری نکردم فقط خودم تغییر کردم ،من یسری دوستا داشتم قبل اینکه تغییر کنم باهم میخندیدم ،غیبت میکردن من میخندیدم ،آدمای منفی ،کنارشون اصلا ارامش نداشتم فقط برا اینکه نگن باران با هیچکی ارتباط نداره بخاطر حرف مردم با این دوستان ارتباط داشتم تا اینکه با شما و سایت آشنا شدم رو خودم کار کردم ،اونا آدما اصلا دیگه سراغی از من نگرفتن ،هراز گاهی شاید بگن چندین ماه یه بار تماسی میگیرن احوالپرسی میکنن در این حد،خانواده م هم خداروشکر من تغییر کردم اونام خیلی تغییر کردن هرکی مشغول خودشو زندگیشه وقتیم دور همجمع میشیم فقط میخندیدم و از خاطراتمون میگیم .
به اندازه ای که تغییر کنیم آدما ،تغییر میکنن ،شرایط تغییر میکنه ،آدمای درست وارد زندگیمون میشه ،استاد من واقعا همه چیو رها کردم سپاردم دست خدا ،فقط رو خودم کار میکنم ،حرف بقیه برام مهم نیست ،قضاوتشون مهم نیست ،یعنی واقعا نه چیزی شنیدم نه دیدم ،فقط بیخیال تر شدم ،تنهام ولی از تنهایی خودم لذت میبرم ،نمیترسم بگن باران با هیچکی ارتباط نداره ،آرامش زیادتری دارم ،دوستام خییلی کم شدن ولی درست و حسابین خداروشکر.
من وقتی تغییر کردم باورهامو درست کردم چرخ زندگیم روان شدن ورودی های مالیمون عالی شد ،من تغییر کردم شغل داشتمچندین ماه دوره های مختلف شیرینی پزی رفتم ایام عید بی نهایت مشتری داشتم ،شیرینی های عالی درست کردم ،تمام لوازم شیرینی پزی رو خریدم ولی یهدجای کار ایراد داشتم من بشدت خسته میشدم درامدم واونچیزی که میخواستم نبود هرچند میگفتم باید تکامل طی شه ولی باز یه حس خستگی داشتم همیشه ،رفتم بیشتر رو خودم کار کردم که من چی میخوام ،گفتم باران تو شغل راحت و اسون با درامد بالا میخوای درسته.این مسیر تو نیست علایقت هست ولی اذیت میشی این نمیشه شغل برا تو برو بیشتر کار کن ،استاد به طرز معجزه آسایی بدون کوچکترین اذیت ،من ماهانه مثل یه کارمند مبلغ عالی واریز میشه حسابم کار میکنم در قبالش مزد عالیم میگیرم ،اینه میگم رو خودت کار کنی همه چی تغییر میکنه و خدارو هزاران هزار مرتبه شکر برا استاد عباسمنش و آموزه های بی نظیریش .من که بی نهایت نتایج دیدم خداروشکر.
ممنونم ازتون استاد جانم و خانوم شایسته عزیز خیلی عالی بود شپاسگزارم ازتون.
در پناه خدای مهربان باشید .
خدانگهدار
سلام و عرض ادب خدمت استادان عزیزم
من از نظر درآمدداشتن و شغل هنوز مثل گذشته هستم تکاملی دارم بهتر میشم ک نشانه هارو دارم میبینم ک اطرافیانم همون خواسته های منو دارن براخودشون محقق میکنن همون افرادی ک شرایطشون مثل من بوده منظورم از نظر درآمدداشتنه ،ب زعم من اینها نشانه هستن ک من هم درحال رسیدن ب خواسته م هستم فقط کمی باید بیشتر روی خودم وباورهام کارکنم و ترس هامو کنار بگذارم
ب لحاظ حساسیت روی پسرم ک کمی کمبود تمرکز و..داره ک اگ کسی بهش چیزی بگه ک مناسب نیست من ب شدت ب هم میریزم و عصبانی و ناراحت میشم ک باید اصلاح کنم خودمو در مسیرشم
حساسیت روی همسرم ک باااید اصلاح بشه خداوند هدایتم کنه ک روان و آسان این کارو انجام بدم
خب تغییرم رو هم زمانی احساس کردم ک ب قول شمانتایج ملموس رخ داد همسرم همدل تر و بیشتر کنارمه نه مقابلم
کارها بیشترداره برام روان انجام میشه و همزمانی رخ میده و کارهام توسط دستان خدا برام جفت و جور میشه خودشون کارهامو برام انجام میدن بدون اینکه من بخوام ازشون ولی داره تکاملی بهتر میشه چون یکم سخت بود خب نتیجه سالیان سال تفکر خودمه ک سختی رو سرلوحه قرارداده بودم یعنی تو همه جای زندگیم نشانه ای ازش بود
ک داره ب لطف و نشانه ها و هدایت های خداوند بهبود پیدامیکنه
سلااام
خدایا شکرت چه تمرین هایی خوب و عالی
هنوز جلسه رو گوش ندادم ولی دلم خواست که بیام و بنویسم
راجع به تمرین بخش اول تو دفترمم جواب دادم ولی تمرین دوم رو گفتم بیاام و بنویسمش
چه زمانی فهمیدم واقعا تغییر کردم؟
وقتی به خودم اومدم دیدم نه از شرایط جامعه و نه دولت و نه سیاست گله میکنم و در این مورد حتی چیزی که خیلی به چشمم اومد تو این 5/6 ماه اخیر حداقل اگه از گوشه کنار میشندیم دراین باره با خودم میگفتم شرایط بیرون هیچ ربطی به تو نداره و تو فقط و فقط با باورها و کانون توجه ت افکارت داری لحظه ت و میسازی
وقتی چشم گفتن و درخواست کردن شد بخشی از شخصیتم قبلا حتی 1درصد هم فکر نمیکردم این بخش از وجودم فعال باشه …
وقتی یاد گرفتم از لحظه م لذت ببرم و خوش بگذرونم و شاد باشم
تو رابطه هام هر لحظه و هر ثانیه ش تغییر رو احساس میکنم
وقتایی که مثلا پیش میاد جایی بریم و از قبل برنامه ش مشخص هست و یهو لحظات اخر کنسل میشه قبلا اگه اینطوری میشد تا یه هفته قهر بودم :)))
توقع هایی که از دوستانم به صفر رسیده…..
رابطه ام با مادرم که اصلا همیشه دلم میخواست جدا از هم زندگی کنیم الان به قدری از حضورش سپاسگزارم و به قدری رابطه مون خوبه که واقعا یوقتا میگم اون تغییر کرده در صورتی که مشخص و واضح من تغییر کردم و جهانم هم تغییر کرد و اون جهان میتونه بخشی ش حتی مادرم باشه توی رابطه عاطفی م و رابطه دوستانم هربار حس میکنم اونا دارن تغییر میکنن و کسایی که تغییر نکردن به نرمی از زندگی من بیرون رفتن به نرم تر از نرم …..
وقتی کسی یه رفتاری رو میکرد که در ظاهر رو مخ من میرفت ولی من با تغییر زاویه دیدم همه یز و به نغع خودم تغییر میدم ….
وقتایی که از من انتقادی میشد یا حتی میشه که الان اینقدر کم هست که یادم نمیاد اخرین بار کی بود …
وقتی اولویتم خوش گذرونی و لذت بردن از لحظه س نه ساعتها اماده شدن جلوی ایینه و وقت رو به بطالت گذروندن دوستانم نمیدونن من یا خواهرم داریم روی خودمون کار میکنیم و میگن تو حوصلت سر نمیره یا مثلا اینستا نداری چطوری زندگی میکنی اوقات فراغتت و چچطوری میگذرونی لبخند میزنم چی بگم بهشون اینکه تازه وقتم کم میارم؟؟
وقتی که غیبت از جمع دوستانه مون خیلی وقته حذف شده
وقتی دیدم نیس و کنایه زبونم که بدتر از نیش مار بود اصلا محو شد و ازش خبری نیست….
وقتی به جای عصبانی شدن در لحظه با نفس عمیق و کنترل ذهن شرایط و از بدتر به بهتر تغییر میدم
وقتی اولویتم در رابطه عاطفی اصلا کوبیده شد و از نو ساخته شد …
خیلی خیلی زیاد تر ازین موارد هست که شاید مثلا تو لحظه فهمیدم و سپاسگزار بودم و الان یادم نمیاد و شاید یسری شده جز بدیهی های زندگیم
اینقدر تغییرات شخصیتی ملموس هست که حتی 6/7 سال پیش که هنوز تو سایت نبودیم ولی یجورایی دنبال تغییر شخصیتمون بودیم هرکی اون زمان با ما اشنا میشد باورش نمیشد ما شخصیتمون طور دیگه ای باشه دیگه الان که اگه فرد جدیدی وارد زندگیمون میشه بفهمه قبلا فلان خصلت منفی رو داشتیم میگه برو اذیتمون نکن …
خدایاااا برای تک تکشون ازت سپاسگزارم استاد عزیز و قشنگم دستتون میبوسم و ممنونم از راهنمایی هاتون که چراغ راه درست برای ما شده مسیر درستی و نعمت و اصل ..
دوستتون دارم ممنونم بابت همه چیز
سلام به استاد عباسمنش عزیز و همه دوستانم
کدام رفتار یا واکنش در من هنوز شبیه گذشته است که باعث میشود همان افراد یا شرایط را دوباره جذب کنم؟ چند ماه هست که توی زندگیم یک مشکل هست که حل نمیشه. هر اقدامی که به ذهنم رسیده رو انجام دادم اما هیچی تغییر نکرد. با اینکه توی این مدت همش سعی می کردم تجسم سازی کنم جمله تاکیدی بنویسم شکرگزاری کنم برای خواستهام اما چیزی تغییر نمیکرد. امشب که این فایل رو شنیدم متوجه شدم من هنوز رفتارم تغییر نکرده و در مواجه با این مشکل همون رفتار روزای اول رو دارم که زود ناامید میشدم گریه میکردم و قدرت رو به غیر خدا میدادم و حس می کردم من قربانی ام. به همین علت توی این مدت هر چقدر سعی کردم با تمرینات قانون جذب به خواستهام برسم نشد چون باورهای بنیادین من تغییر نکرده که نشونهاش همون رفتار سابقم هست. پس کاملا منطقی هم هست که همون نتیجه سابق رو بگیرم. انشالله که از این به بعد با کار کردن روی خودم بتونم باورهام رو از ریشه تغییر بدم تا نتایجم هم تغییر کنه.
چه زمانی متوجه شدی که وقتی واقعاً تغییر کردی؟ زمانی که محصولات خانگیام رو درست میکردم و میفروختم با اینکه اوایل هیچ پیشرفت خاصی نبود حتی سفارشها کمتر میشد اما من اصلا ایمانم رو از دست نمیدادم. هر روز شکرگزاری میکردم و همش حسم مثبت و عالی بود انگار یه ایمان قوی داشتم که خدا همیشه همراهم هست. باور داشتم که فراوانی هست و ثروت از راههای مختلف وارد زندگیم میشه. همینطور هم شد یه ایده جدید بهم الهام شد که یک محصول جدید تولید کنم که این محصول اینقدر فروشش زیاد شد که من نمیتونستم پاسخگوی تمام سفارشها باشم و واقعا زندگیم سرشار از فراوانی بود. بعدش یه مدتی فروشم افت پیدا کرد اما من اصلاً حسم منفی نشد انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده و همونطور مثل قبل شکرگزاری میکردم و حسم عالی بود. که یعد یک ماه خداوند دری رو باز کرد که شرایطم هزار برابر بهتر از قبل شد و انگار یک معجزه بود. خدایا صد هزار مرتبه شکرت
سلام استاد عزیزم و مریم جونم
امیدوارم همیشه در پناه خدای مهربونم شاد شاد باشید
عاشقتونم
ممنونم از سحر عزیز ک باعث شد استاد همچین آگاهی های ارزشمندی رو در اختیارم قرار بده
آره استاد کل صحبت شما در مورد مظلوم درسته کسی ک ب خاطر ترس هاش ب خاطر بی ایمانی هاش با یک ظالم و گاها با دنیای ظالم ک خودش ساخته رو برو میشه و از چپ و راست کشیده میخوره
و معلوم نیس شانس بیاره و برسه ب این ک یه لحظه ی جایی و یه روزی ب خودش بگه دیگ بسه دیگ خسته شدم و میخوام تغییر کنم
همیشه اونی ک دیگ خیلی کشیده از جهان خورده بعد از یه گریه طولانی تصمیم ب عوض شدن میگیره
منم توی خیلی از چیزا بعد از یه گریه طولانی ب خودم گفتم دیگ بسه و شروع کردم ب تغییر کردن
هی یواش یواش شروع کردم
نمیگم رسیدم ب اوج قله ولی الانم یه قله رو رفتم و ب نظرم یه ارتفاعی از زمین گرفتم یکم بالاتر رفتم
دارم تلاش میکنم
یکم رفتارم رو بهتر کردم
یکم فایل هارو جدی تر گوش میدم
یکم کمتر توی بحث ها درگیر میشم
یکم بهتر ورودی مالی ام شده
یکم روابط ام بهتر شده
یکم یکم داره خوب میشه
احساسم زمان های زیاد تری خوبه و خوشم میدونی استاد احساس خوبم داره طولانی میشه
و گاهی ک احساسم بده ب قول شما توی بحث و اینا من در صدم ثانیه و گاهی دیرتر میشم محدثه سابق
بعد در همون لحظه ذهنم دائم بهم میگه هنری الانه محدثه هنری الانه و دنبال راهیه ک آروم شه و آروم شه و این شعله کم بشه
و خیلی بیشتر از قبل و زودتر از قبل آروم میشم
این یعنی من بهتر از یه ماه پیشمم
استاد من توی فایل های قبلی و روز شمار تعهد دادم ب خودم و شما و خدای خودم ک زندگی ام رو تکاملی و هدایتی تغییر بدم و بهش میرسم
و محاله مظلوم واقع شم
ن روابط ن مالی ن احساسی نه استقلال
محاله من مظلوم واقع شم و جهان ظالم
من تعهد دادم و پاش وایستادم
من 100 بار تعهد دادم زدم زیرش ب دو روز نکشیده ولی الان 9 روزه روی تعهدم ایستادم و سیل از آسمون بیاد من روی خودم روزانه کار میکنم
استاد یه چیزی بگم من قبلا ب همه میگفتم دارم اینکار و اینکار میکنم
ولی از همون روز اول تعهدم قول دادم چراغ خاموش برم تا ب نتایج بزرگ بزرگ برسم
الان میدونم ک فرمون دست منه و یه نیروی خفن هدایتگرم ک رب هست هم ک دارم و یه استاد راهنما ک رد پاش رو گذاشته هم ک دارم
پس من چ مرگمه ک نخوام حرکت کنم و توی شرایط الان بمونم
واقعا باید چی زده باشم ک نخوام حرکت کنم و توی شرایط الان بمونم
و هر بار ب خودم میگم شرایط الان من ب واسطه فرکانس های قبلی منه
من الان دارم روی خودم کار میکنم و باید توی تله دور زدن تکامل نیوفتم بردم
واقعا ب تکامل ایمان داشته باشم بردم
خدایا بهم قدر و شجاعت ادامه دادن رو بده
عاشقتم
رد پای محدثه بهمن ماه 1402
عاشقتم استاد وومریم زیبا رو
به نام خدای هستی بخش .
خدایا من سپاسگزارم که اینجام.
استاد سلام منو از این ور دنیا ، ایران ، استان کرمان ، پذیرا باش.
خدا رو سپاسگزارم که چقققققدر جهان هستی قانون داره ، چقدر بر نظم و عدالت پایهریزی شده، که من فقط با فرکانس م، براحتی با عباس منش که فرسنگ ها، از لحاظ فیزیکی فاصله دارد اما لطف خداست که با قوانین ش، چقققققدر من به شما نزدیک نزدیک م.
خدایا من سپاسگزارم
خدایا من سپاسگزارم
این از فراوانی و فضل ربم هست.
اگه بخوام در مورد تغییرات م بگم بارها تو زندگیم تو همین یک سال گذشته که می فهمم چه خوب دارم رو خودم کار می کنم تغییر فرکانس م با آدمهای نزدیک م هست.
من بارها شده که آگاهانه در همون مهمونی هابی که قبلاً و دورهمی هایی که قبلاً با هم بودیم ، ،،،،
اما روزهاست که حتی خبری از اونا نیست.
من حتی تو اون مهمونی ها هم هر بار که شرکت می کردم اونا رو نمی دیدم ، حتی یه بار تصمیم گرفتم بعد از چندین ماه سفر که برگشته بودم برم خونه اون عزیز،،،
اما وقتی خبرم شد که گفتند فلانی دیروز به مسافرت رفته، اینجا متوجه شدم خدای من این دست من نیست بلکه فرکانس هاست که حرف اول رو می زنند.
اگه بخوام از برخی واکنش هام تو زندگیم بگم که هی تکرار و تکرار میشن.
آره کت هنوز تو زندگیم موردهایی هست که تکرار می شوند.
همین چند وقت پیش بود که من یه تعهد به خودم دادم که جزئ، یکی از تمرینات دوره احساس لیاقت هم بود.
من تعهد دادم و واسه خودم خط قرمز قرار دادم که تحت هر شرایطی نه قرض میدم، و نه قرض می گیرم.
دیدم همین چند روز هی این مسأله داره تکرار میشه و جهان داره آدم هایی رو وارد زندگیم می کنه که هی درخواست پول ازم می کنند و به عنوان قرض می خواهند.
منم بدون توجه قبول می کردم.
تا اینکه دیدم چقققققدر نو یک هفته تکرارش بیشتر میشه.
یه وقت یاد تعهدم افتادم و خوب یادمه ، دقیقا همین دیروز بود که یکی از نزدیکان م دوباره پولی می خواست به عنوان قرض…
منم به راحتی درخواست اونو رد کردم و دیدم نجواها شروع شد،
اما خدا رو شکر برام هیچی مهم نبود و فقط نقش خدا رو هی تو ذهنم پر رنگتر و پر رنگتر می کردم.
به لطف خدای مهربان م ، و سخاوتمند م، دارم تو همه زمینه ها رشد می کنم، تغییر می کنم.
استاد من متشکرم که چقدر خوب این مسیر رو رفتی و من و امثال من رو بیدار کردی
من چندین سال قبل انگار مرده ی متحرک بودم و اصلا از زندگی هیچ نمی فهمیدم.
همش از خودم سوال می کردم که چرا خدا منو آفریده
من شب می خوابم، صبح بلند میشم، تمیز کاری، ظرف، لباس ، غذا، همسر، فرزند ، گشتن و همین
من همه چیز را پوچ و بیهوده می پنداشتم.
اما امروز لطف خداست که لحظه به لحظه دارم فقط با عشق زندگی می کنم، هر روز از خدا می خواهم که بیاد و بهم بگه و اگه میلیارد ها پول و ثروت داشته باشم می خوام خدا رو بیشتر داشته باشم، چون زندگی با خدا خیییییلی حالش بیشتره ، و او خودش خوب بلده کجا برایم پول بشه، کجا عشق بشه ، کجا سلامتی بشه ، و کجا لذت.
خدایا من سپاسگزارم
خدایا من سپاسگزارم
خدایا من سپاسگزارم
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته مهربان و دوستان خوب
استاد اونجا که گفتین ببین رفتارت تغییر کرده یا نه . اگر بچلوننت چی ازت در میاد همون رفتار قبلیه یا نه چیز جدیدی در میاد
استاد من تو این چند ماهی که تو سایت هستم خیلی از خودم راصی نبودم همش میگم عملت کمه تمرینات و آهی ها تو رفتارت کمه ولی الان موضوع دیروز یادم اومد دیدم نه من رفتارم هم تغییر کرده
من دیروز نوبت ایمپلنت دندون داشتم از ی ماه قبل نوبت گرفتم همون روز دکتر پرسید مشکل قلبی یا فشار اینا نداری گفتم نه
آشنایی که همراهم بود نکن فشارت میوفته دردش زیاده و اینا گفتم باید انجام بدم دیگه
از همون روز این حرفش تو ذهنم موند که مرضیه اون گفت دردش زیاده ممکنه از هوش بری فشارت اینجوری میشه و .. نجواهای دهن
هی من خودمو آروم میکردم
وقتی رفتم درمانگاه برای تایید معرفی نامه به دکتر اونجا گفتم بهم گفتن دردش زیاده یکم میترسم گفت نه بابا مگه میخوای آپولو هوا کنی قد ی دندون کشیدنه همین
اینو که گفت آروم شدم دهنمو چسبوندم به این جمله که نه بابا زیاد دردی نداره
تا دیروز که نوبتم بود هی اون نجواها میومد هی من دهنمو میبردم سمت نه بابا راحته درد نداره و تصویر سازی و تجسم خوب میکردم دو ساعت قبل رفتن سمت چپ دنده هام درد گرفت دوباره ترسیدم نکنه مشکل قلبی باشه و ازین حرفا کنسل کنم نکنم با همون درد رفتم دکتر گفتم بی خیال کلش کن سختش نکن این درد عصبانیه مال رقص ظهره قلبی نیست باید بری تو دل ترست سوسول نباش
تو سالن انتطار کلا تجسم میکردم اومدم سالن ماساژ و قراره ی حال حسابی به خودم بدم نوبتم شد رفتم داخل اون نجوا دوباره اومد دکتر که اومد گفتم بگم ببینم دکتر چی میگه گفتم این قسمت درد دارم ولی کلا مشکل دیسک دارم دکتر گفت اگر آمادگی نداری هیچ مشکلی نیست یروز دیگه انجام میدیم گفتم نه انجام میدم
بی حسی زد از سری های قبل دردش کمترر بود
دکتر گفت همین جا استراحت کن من چند دقیقه دیگه میام خیلی دکتر خوش اخلاق خوش زبان و مهربانی بود
منم رفتم تو تجسم راحت دراز کشیده بودم ترکیب تجسم و مراقبه و ماساژ دهنی
تجسم میکرد تو یک اتاق خوشبو و خنک هستم با ی آهنگ ملایم و ی خانم مهربان که سرم داره ماساژ میده تا پایین خیلی نرم و آروم کل بدنم ماساژ داد
خیلی آروم بودم بدون استرس دکتر و دستیارش اومدن کار رو شروع کردن و من راحت بودم متوجه میشدم که داره کار انجام میشه اما راحت بودم بعصی موقع اون ترس از نخ بخیه و اینا میومد گفتم چیزی نیست و مثل ی حباب تو هوا محو میشد
خلاصه رفتم تو دل ترس با تجسم و تصویرسازی و مراقبه و حس خوب آخر که کار تموم شد هم کلی از دکتر تشکر کردم و گفتم خیلی راحت بود و دکتر هم گفت خودتون قوی بودین ( گفتم ی نکته خوب از دکتر در مورد خودم هم تجسم کرده بودم ،)
و با انجام این پروسه خوشحال شدم و به خودم آفرین گفتم که تو داری کار میکنی وقتی تو موارد خاص رفتار جدید و خوبی داری یعنی داری تو عمل استفاده میکنی و این خوبه
بازم آفرین به خودم
سپاس استاد عزیزم سپاس که با آموزش هاتون دارم از نو ساخته میشم ساختنی بدون درد و با آرامش
خدایا شکرت دوستت دارم