این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/04/6.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-29 08:02:222025-10-30 07:14:00تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۶
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
حقیقتا استاد یه پیشنهادی اگر بشه مثلا گفتگو ها رو قسمتهایی که باهم مرتبط هستند و موضوع گفتمان ها همخوانی داره رو در یک قسمت بزارید به قول معروف باهم میکس کنید فک میکنم کاربردی تر باشه،
و برداشت و تجربه بنده از گفتگو این قسمت :
در مورد اون قسمت انتهایی صحبتای استاد که گفتند که وقتی ادم به اندازه مناسب تغییر کنه ، جهان شرایط مناسب تر و بهتر رو براش فراهم میکند و هدایت میشود به اون موقعیتهای بهتر ، شرایط بهتر ، افراد مناسب تر
تجربه: اقا ما چند وقت پیش یه خواسته ای درونم شکل گرفت که شکل از روابط گروهی به این معنی که چند تا دختر و پسر گروهی باهم میرن تفریح و جشن و… ، همچنین خواسته ای درونم شکل گرفت ناگفته نماند که همچین موردی به اون شکل نداشتم خلاصه ما هدایت شدیم به یک تور مسافرتی و من و یک دیگه از دوستانم باهم رفتیم و ارتباطها به شکلی هدایت شد که ما(همون تعدادی از دوستانی که باهم داخل سفر مَچ شده بودیم) به شکلی هدایت شد که ما ارتباطامون بعد از سفر هم ادامه داشته باشد ، خب تو اون مدت فک کنم کمتر از دوماه بود که بنده داخل اون گروه بودم و چندین تجربه باحال و شاد رو تجربه کردم و از یه جایی به بعد دیگه دیدم اون جمع بهم حال نمیداد و از نظر فرکانسی تغییر پیدا کردم ( دیدگاهم تغییر کرد و خواسته ی دیگه ای درونم شکل گرفت) و به راحتی هر چه تمام تر من و حتی اون دوستمم به راحتی از اون جمع فاصله گرفتیم
یا افراد خونواده بنده به ارتباطات فامیلی علاقه مند هستند و تا چند ماه پیش مثه عمه نمیدونم افراد فامیل ارتباط بیشتر در خونه ما داشتند و در حال حاضر(چندین ماه) این مورد به مراتب خیلی کمتر شده و در بعضی اوقاتم که میان خونه ما یا من نیستم یا اگر هم هستم میرم در حد یه احوال پرسی معمولی بعدشم میرم داخل اتاقم کلا به ارتباط های فامیلی علاقه ندارم
یا در مورد ارتباطات همکاری که دارم بعضی وقتا با یکسری از همکارهام ارتباط بیشتری برقرار میکنم و بعد از مدتی ازم فاصله میگرن
یا در مورد دوستانی که دارم در اغلب اوقات در زمان هایی با بنده ارتباط برقرار میکنن که در فضای فرکانسی مثبت و مناسبی هستند و باخودشون در صلح بیشتری هستند و حالشون خوبه ارتباط برقرار میکنیم و واقعا هم وقتی همچین حالت هایی رو تجربه میکنم لذت عمیقی رو از روابطم میبرم
کلا تمام سَعیم این هست که رها باشم و تسلیم و پیرو جریان قدرتمند و لذت بخش و سراسر نعمت هدایت خداوندم باشم
یا دو روز پیش یکی دیگه از خواسته هام به لطف خالقم تیک خورد ، خواسته ی من چی بود؟ بنده علاقه خاصی به گل گیاه دارم و چند تا عکس دانلود کرده بودم که مثلا داخل یه خونه پُر از گل و گیاه هست و چند بار میدیدمشونم و تحسین میکردم و هر جا که گل و گیاه در جهان اطرافم میدیدم تحسین میکردم (تحسین یه وجهی از توجه هست) و خیلیم به نخل های زینتی علاقه مندم خلاصه اقا دو روز پیش یکی از دوستان زنگ زد گفت فلانی برو فلان ادرس چند تا گل هست ببین اگر میخای هماهنگ کن بریم بیاریم داخل مغازت بزار ، بعد رفتم و اون بنده خدا هم اومد و خودش کمک کرد و گل ها رو اوردیم نشمردم ولی فک کنم بازم ۱۰ ۱۲ تا گلدون شد شایدم بیشتر چون کل فضای مغازم پُر ازگل شد و یک نخل خیلی بزرگ
(به نخل سیکاس بیشتر میخوره تا نخل فونیکس)
هم جزو اون تعداد گل هایی بود که برام فراهم شده بود و تصویر داخلی مغازه ام به لطف خالقم شده مثه همون تصاویری که دانلود کرده بودم
و دقیقا به همین سادگی به همین راحتی یکی از خواسته هام تیک خورد و به لطف الله بهش رسیدم و خیلی بدیهی وارد زندگیم شد
میخام بگم پیرو صحبتای انتهایی این جلسه وقتی ادم تمرکزش رو میزاره روی تغییر شخصیتش ، تغییرباورهاش ، بهبود عزت نفسش ، بهبود توانمندیهاش ، بهبود ایمان و توکلش در کل میزاره روی خودش خداوند خیلی شیک و مجلسی اون فرد رو راضیش میکنه به لعلکمترضی میرسه انصافا به همین شکله و خیلی به قول معروف بدیهی ، اسان و ساده خواسته هاشو تجربه میکنه ، خواسته هاش وارد زندگیش میشوند
در مورد روابط عاطفی بنده درحال حاضر در حال هدایت به روابط عاطفی مد نظرم هستم با توجه به نشانه هایی که جهان داره برام میفرسته ، انشالله در زمان مناسبش از مسیری که طی کردم ، خواهم گفت ولی دوست دارم دیدگاهم رو در مورد روابط عاطفی اینجا بیان کنم :
اینکه یعنی اکثریت دنبال ازدواج هستند ازدواج به معنایی اینکه عقد کنن نمیدونم مجلس بگیرند و برای مدت زمان طولانی باهم باشند ، این نگرش خیلی از افراد هست دختر و پسر و زن و مرد هم نداره ، و این نگرش نه درسته نه غلط ، یک انتخاب هست که هر فردی باتوجه به ویژگی ها و اولویتهایی که داره حالا یا اگاهانه با شناخت یا نااگاهانه با عدم شناخت انتخابش میکنه ربطی هم به ایران و غیر ایران نداره اکثریت در مقیاس جهانی هست :
بنده به ازدواج و این برنامه ها اعتقادی ندارم یعنی منظورم این هست که به عقد و نمیدونم خطبه خوانی ، مجلس و اسم اون بیاد تو شناسنامه من و اسم من بره تو شناسنامه اون و کلا از این داستانا ، اعتقادی ندارم ،
و رابطه استاد رو خیلی میپسندم یعنی نگاهی که دارند رو خیلی میپسندم که دو تا ادم باتوجه به شناختی که از خودشون دارند و مستقل از هم تصمیم گرفتند هر فرد خودش تصمیم گرفته که باهم باشند تا زمانی که اوکی هستند باهم هستند و هر وقت هم که یکی از طرف رابطه نخواد ادامه بده ، جدا میشوند و هر کدوم مسیر خودش رو میره ، کلا این نوع نگرش رو در روابط رو خیلی میپسندم و منی که ویژگی تنوع طلبی رو دارم این نگرش بهم این اجازه رو میده که موارد مختلف و دلخواهی که در روابط عاطفی(دوست دختر و دوست پسری) دوست دارم رو تجربه کنم ،
شما محمد پیامبر رو ببین در روایات مختلف هست که ۱۲ ۱۳ تا همسر داشته (به زعم من که ۱۲ ۱۳ تا دوست دختر داشته😁) و بعد از اونها سیر تکاملی به خدیجه رسیده
حالا این دیدگاهی که بنده دارم و دوست داشتم با شما دوستانم به اشتراک بزارم
و در مورد قسمتی از صحبتایه این جلسه که استاد گفتند که سایت ما الان در بهترین حالت ممکنه و باز هم دنبال رشد و بهبود هستیم ، این به نظر من یعنی شناخت درست و صحیح از خدای حقیقی ، شناخت و درک درست و صحیح از ساز و کار جهان هستی ، یعنی عمل به قوانین کیهانی ، یعنی هم گام شدن با هدف خداوند که رشد و گسترش جهان هستی ، هست و به نظرم این که در بهترین حالت ممکن و پرفکت ترین حالت ممکن بیای خودت رو به چالش بکشی و خودت رو بهبود بدی در نظام قانون مند خداوند ارزش خیلی والایی داره و این کاره یه شخصیت توحیدی هستش و این کاره یه ذهن ثروتمنده و یکی از ویژگی های تمام افراد موفق و ثروتمند پایدار هستند ، این ویژگی هست ، پایدار بودنش خیلی مهمه که تشنه پیشرفت بیشتر رشد بیشتر هستند ،
و پیروی قسمتی از صحبتای این جلسه که گفته شد زمان هایی که فشار بهت میاد(به تضاد یا مسئله ای میخوری) اونجا هست که متوجه میشی چقدر روی خودت کار کردی و به قول معروف میگن ناخدا به کسی میگن که بتونه کشتی رو در دریاهای مواج هم کنترل کنه دریا اروم که ناخدا نمیسازه
(نمیدونم جمله رو درست گفتم یا نه ولی مفهموش یه همچین شکلی داره)
و اگر یک نفر شده مایکل شوماخر به این دلیل که خودش رو به چالش کشیده و توانمندی هاشو بهبود بخشیده و تونسته میوه های شیرین تضادهاشو دریافت کنه
و یه جا شنیدم که با شوماخر صحبت کردند گفته اونجا که همه پاشونو روی ترمز گذاشتند ، من پدال گاز رو بیشتر فشردم
و یکی عوامل موفقیت استمرار هست …
امیدوارم لذت برده باشین و شاد و خندون و موفق باشید 🌺🌺🌺
از دوره 12 قدم یاد گرفتم که اگر میخوای ببینی تغییر کردی به رفتار و اعمالت نگاه کن
چون رفتارهای ما نشات گرفته از باورهای ماست
تغییر در باور ما و تغییر شکل فکری ما باعث میشه ما رفتارهای متفاوتی از قبل داشته باشیم
من اینو یادگرفتم
و به وضوح توی زندگی خودم دیدم
من آدم خیلی حسودی بودم و به بقیه و دستاورد هاشون حسادت میکردم با فایلهای شما روی خودم کار کردم تحسین رو جایگزین حسادت کردم و واقعا این تغییرو در خودم دیدم
زمانی که برادرم نامزد کرد که همسر برادر من یکی از دوست های من بود و من کاملا رفتارهای عاشقانه و پیشرفت های اونهارو ماه هاست که دارم میبینم ولی اونقدر خوشحالم و اونقدر ذوق دارم از عشقشون که فقط خدا از قلب من آگاهه که چقدر خوشحالم چقدر حالم خوبه وقتی رابطشون رو میبینم
اگر قبل من بود احتمالا تا الان از حسادت مرده بودم ولی زمانی که نامزد کردن به خودم گفتم زری الان وقت امتحان پس دادنه
اونقدر تحسین کردم اونقدر سپاسگزاری کردم اونقدر نوشتم و نوشتم که واقعا واقعا از صمیم قلبم حال خوبی دارم انگار که این رابطه عاشقانه برای خودمه
و اون زمان بود که من به خودم گفتم نه زری انگار واقعا تغییر کردی
مورد دوم وارد شدن به ترسهامه
استاد من به بزرگترین آرزوهام رسیدم
اونم با دوره عزت نفس
با وارد شدن در دل ترسهام
چون بزرگترین مانع من برای رسیدن به خواسته هام ترسهای من نجواهای ذهن من بود و زمانی که اون ترمزها برداشته شد و جرات کردم وارد ترسهام بشم همه چیز تغییر کرد من خود به خود به آرزوهام رسیدم
جوری که همش به خدا میگم خدایا چطور ممکنه تو چطوری این کارهارو میکنی ؟ اصلا این جملات ورد زبون من شده اونقدر که معجزات زندگی من زیاد شده
اتفاقاتی رو دارم تجربه میکنم که وقتی بهشون فکر میکردم میگفتم غیر ممکنه امکان نداره حتی یادمه از ناراحتی گریه میکردم که یعنی من تا آخر عمرم باید همینجوری زندگی کنم و قرار نیست هیچوقت به آرزوهام برسم
ولی رسیدم استاد رسییییییدم
شد
شد
میشود
اتفاق افتاد زمانی که من تغییر کردم
من قبلا فکر میکردم اگه بخوام به آرزوهام برسم باید خانوادمو از زندگیم حذف کنم چون همیشه اونهارو مانع میدیدم
اما الان وقتی که دست از سر اونها برداشتم و دیگه اونهارو مقصر ندونستم دارم میبینم که چطور همون خانواده دست خدا شدن که منو به خواسته هام برسونن
الان اونا با چیزهایی موافقت میکنن و کارهایی رو انجام میدن که اصلا تو مغز من نمیگنجه که چطور ممکنه
ولی این کار خداست که قلبهارو نرم میکنه
من از خانوادم میترسیدم
روی خودم کار کردم روی فایلها کار کردم
جراتم زیاد شد وارد ترسم شدم با خانوادم از خواسته هام حرف زدم
و به یکباره سدی که جلوی راه من بود فرو ریخت . چطور ممکنه؟فقط با تغییر خودم و طرز فکرم
زمانی فهمیدم تغییر کردم که تونستم حرف هایی رو بزنم که قبلا نمیتونستم که خواسته هایی رو ازشون داشتم که قبلا نمیتونستم وارد ترسهایی شدم که قبلا نمیتونستم
تغییر در نوع نگاه و فکر من باعث تغییر در رفتار های من شد و در نهایت تغییر رفتارها و اقدامات من سبب به وجود اومدن نتایج شد
من از اینکه با مشتری هام حرف بزنم و دستمزدمو واضح بخوام میترسیدم کلی باور اشتباه داشتم
خودمو تغییر دادم روی خودم کار کردم الگو پیدا کردم و بازهم شغل من و کیفیت مشتری های من به شدت بهتر شد
زمانی فهمیدم تغییر کردم که شکل حرف زدنم و برخوردم با مشتری ها متفاوت شد دیگه مثل قبل با سر پایین و خجل پولمو نمیخواستم بلکه با سری بالا با اعتماد به نفس و با اطمینان قیمت میدم و باهاشون کار میکنم و همین دلیل تغییر منه
زندگی من جوری شده که تمام غیر ممکن ها داره ممکن میشه تمام نمی توانم ها به میتوانم تبدیل شده تمام نشدن ها به میشود تبدیل میشه تمام آرزوهام داره به تجربه تبدل میشه فقط و فقط برای اینکه من آدم متفاوتی شدم
این تغییرات همش نتیجه تغییر خودمه همونطور که دارم میبینم هرجایی از زندگیمو که تغییر ندادم هنوز همون مشکلات پا برجاست و انشالله که بتونم تغییرات وسیع تری رو هم در زندگیم ایجاد کنم
بخداگفتم خدایا بابام که به رحمت خدارفته نمیتونم باکمکش طلاق وحضانت ویانا روبگیرم تنهایی
دوست پسرقوی وثروتمند هم که کنارم نیستش بیادکمکم کنه طلاق بگیرم حضانت وکفالت ویاناروبگیرم وپول توجیبی منو روزی 10میلیون تومن نمیده فایلهای اموزشی انگیزشی برام نمیخره فقط هدیه میده فعلا گاهی ،،،میادقربون صدقم میره راه حل اموزش انگیزشی میده میره .چشاش برق میزنه ازعشق .
. پس خداجونم ببخشید اگرتاالان تمرکزم ازروی توبرداشته شده وحواسم پرت همه چی بوده توبمن گفتی لاغرکن کشتی نوح روبساز من برات شوهرتو باثروت ازامریکا میارم که زندگیتو ازصفرتا 100برات بسازه .
گفتم خداجونم اصلا من فکرمیکنم تو برای من یک شوهر ثروتمندهستی ومن هرچی ارتومیخام بدلیل ثروت ونفوذت راحت برام انجام میدی بدون بحث ودعوا وبا قربون صدقه رفتنم .
بخداگفتم خب الان توشوهرمنی ومن همه قدرت روازتومیبینم .
اول بیا این خونه تهران که توش هستم رو برام باپیمانکارنوسازی کن
بیا یک ساینا نوبرام بخر
وسایل مجلل برام بخر
بخداگفتم توشوهرمنی ومنم زن هستم وظیفه ندارم برم پول بسازم تو خرجی منومیدی اوکی،،
پول توجیبی روزی 10میلبون تومن بمن بده
ازبورس ماهی 300میلیون تومن سود بمن بده
ادمهای حسابی دوستان باکلاس بمن بده
طلاق حضانت وکفالت ویانا روبمن بده خداجونم
یک باغ ویلا 1000متری درصمغ ابادطالقان بمن بده
اسب سگ پامربمن بده
سرایداروخدمتکاربمن بده خداجونم
یک واحد 300متری نوساز درعظیمیه کرج بده
یک النترابمن بده
یک باغ ویلا 3000متری در رشت بمن بده
یک بنز بی ام رو لندکروز و وانت دوکابین اتوبوس بمن بده خداجونم الان توشوهرمی وخیلی بانفوذ وثروتمندی همشوازت میخام
یک باغ ویلا 20هکتاری دربهترین منطقه ایران بده
حیواناتی که دوستدارم بده
یک هواپیما شخصی وکشتی شخصی وجزیره بمن بده
یک شوهر غیرتی ومتوکل و …..بمن بده
یک بچه سالم خوشگل صالح بده
قربونی یک گوسفند بده برای عاشورا
یک کامیون کتاب بده
یک کامیون کفش لباس کیف لوازم ارایشی وطلا بده برای منو ویانا
تبلت لپ تاپ و گوشی اپل بده
منم کشتی نوح خودمومیسازم
کشتی روساختم فقط دلم میخادببنم چه اتفاقی میوفته باهیجان منتظرم با ویانا سوارکشتی بشیم بببنم چی میشه بعدش :))))
سلام و درود خدمت استاد عزیز و خاتم شایسته و همه دوستان عزیز تو این سایت فوق العاده
خیلی این جمله فوق العاده بود
(تحول واقعی در زندگی، زمانی رخ میدهد که ما واقعاً در درون خود تغییر کنیم، نه فقط در حرف یا ظاهر رفتار.
بسیاری از افراد تصور میکنند تغییر کردهاند، اما اگر در موقعیتهای فشار، عصبانیت یا ناامیدی هنوز همان واکنشهای گذشته را نشان میدهند، در واقع فقط ظاهرشان تغییر کرده، نه درونشان.)
من خودم به شخص آدمی بودم همیشه که تو رابطه نمیزاشتم کسی بهم ظلم کنه چه روابط عاطفی قبل از ازدواج حتی اگه اون طرف خیلی هم آدم اوکی بود زیبا بود یا وضعیت مالی خوبی داشت یا هر چیزی که مثلاً این خیلی خوب بابا از دستش نده حالا چهار تا خواسته نابجا هم داشته باش مگه چی میشه. چه تو مسایل کاری اگه کسی چیزی میگفت یا خواسته ای داشت که معقول نبود حتی اگه به قیمت از دست رفتن اون کار بود حاضر نبودم این تحمل کنم.
و جالبه که خیلی وقت دیگ اینجور حسی تو روابط و شغلم تجربه نکردم الان که بهش توجه میکنم و این بخاطر همین شخصیتی که واقعا از درون شکل گرفته در من
ولی این جمله تو سایر بخش ها واقعا خیلی میتونه کمک کننده باش اینکه اگه تو شرایط ناراحتی عصبانیت فشار نا امیدی همون رفتار داری یعنی که فقط ظاهر تغییر کرده
که من خودم به شخصه وقتی خوب فکر میکنم میبینم خیلی جاها واقعا ظاهراً تغییر کردم چون موقع عصبانیت یا مثلاً تو رانندگی یا تو بحث روابط زناشویی یا زمان ما امیدی تقریبا رفتار فیلم دارم تکرار میکنم. البته یه مدت دارم خیلی دقیق تر رو خودم کار میکنم و حواسم هست ولی در واقع نتایج بزرگ زمانی از راه میرسه که من دیگ تلاش نکنم حواسم باش جور دیگه رفتار کنم بلکه به صورت بای دیفالت شخصیت من اینجوری باش که یه جور بهتر رفتار کنم
مثل راننده ای که تا وقتی حواسش هست کی کلاچ ول کن چقدر گاز بده کجا ترمز بگیره کی دنده رو عوض کنه هنوز راننده خوبی نیست شرایط خوبی تو رانندگی مداره ولی اونجایی که دیگ به صورت ناخودآگاه با تمرین خیلی زیاد همه چیز به موقع انجام میده تبدیل میشه به یه راننده خوب و شرایط خوبی تو زندگی داره
و این میتونه تو تمام مسایل زندگی ما واقعا باش که آنقدر باید رو خودمون کار کنیم که واقعا از درون نو شرایط سخت بتونیم جور دیگه ای رفتار کنیم تا جور دیگه ای نتیجه بگیریم
ممنون از شما استاد واقعا این فایل و این جمله خیلی بی نظیر بود و انقلابی درون من به شخصه ایجاد کرد
خدای قدرتمندم من تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
مرا به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها رزق غیرالحساب میبخشی .
خدای ثروتمندم من هرآنچه که هستم و هرآنچه که دارم از آن توست و تو از عشق بی نهایتت به من میبخشی .
سپاسگزارتم خدای خوبم که هدایتم میکنی تا با بهبودگرایی در مسیر تغییر حرکت کنم .
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
خداقوت
استاد من خیلی وقته که درخواست کردم از خدا که دوره عشق و مودت آپدیت بشه و وقتی صحبت کردید من یه نشانه دیدمش از سمت خدا که تا اجابت خواسته م فاصله ای نیست :)
در مورد سوال جلسه باید بگم که من فهمیدم که هنوز احساس دلسوزی و احساس مسئولیت نسبت به نزدیکانم دارم
با اینکه خیلی بهترشدم نسبت به قبل اما هنوز درونم هست چون دارم وجود اون افراد و اون شرایط رو تو زندگیم هنوز میبینم یه خورده کمرنگتر شده اما هستن و من به شدت دوست دارم که از فضای فرکانسی خانوادم خارج بشم
من مدتی هست که فهمیدم این موضوع رو و دارم یه سری از رفتارهام رو کنترل میکنم و کم کم تغییر میدم مثلا من همیشه مینشستم پای گله و شکایتای تکراری خواهربزرگم به این دلایل که میگفتم بزرگتره ، حال روحی خوبی نداره ، مریضه ، دلم براش میسوخت و … ولی خودم میفهمیدم که چقدر انرژیم تحلیل میرفت چون طبق عادت من شروع میکردم به دادن راهکار و بازم طبق معمول اون کار و مسیر خودش رو میره و این وسط من از مسیر خارج میشدم و حالم به شدت بد میشد و من تصمیم گرفتم که کم کم این کارو کم انجام بدم اولش خیلی سخت بود برام اما کم کم انجامش دادم مثلا وقتی صحبت میکرد تلاش میکردم سکوت کنم و فقط گوش کنم و راهکار ندم و یا همش با خودم تکرار میکردم و میکنم اگه تو این شرایط هست خودش انتخاب کرده با اینکه میدونه اشتباهه اما خودشه که به موندن تو این اشتباهات اصرار داره و من نمیتونم تغییرش بدم و کار من نیست و بعد کم کم سعی کردم که آگاهانه جوری برم خونه که کمتر ببینمش و الان جوری شده که وقتی میرم اون رفته خونه ش یا میخواد بره و همزمان رسیدن من با رفتن اون میشه و گاهی میشه که یک هفته نمیبینمش و این نشون میده که دارم تغییر میکنم اما هنوز کامل و درست تغییر نکردم که از خانوادم جدا بشم و تو خونه مستقل و جدا ازشون زندگی کنم و خیلی زیاااد دوست دارم که این اتفاق بیفته و میفته من مطمئنم .
سلام به خانوم شایسته عزیز ، مرسی بابت ادیت دوباره این فایلها
تو این فایل در مورد ظلم به خود صحبت شد و من قبلنا خیلی فکر میکردم به این موضوع که اگه کسی به من بدی یا نامردی میکنه اونه که مقصره و بشدت در احساس قربانی شدن قرار میگرفتم و احساس میکردم مظلوم ترین آدم دنام و خیلی بهم ظلم شده
ولی زمانیکه مفهوم ظلم رو تو برنامه های استاد دیدم یواش یواش نگاهم تغییر کرد البته الانم هنوز تو این مورد مقاومت دارم ولی خیلی بهتر از قبل شده و چقدر خوبه که کامل درکش کنم ، بابا اگه باج ندی ، اگه دلت نسوزه ،اگه از خود گذشتگی نکنی آسمون به زمین نمیرسه و هیچ حس بدی سراغت نمیاد ، هیچ احساس گناهی نمیگیری
از اونجایی که قانون جهان بدون تغییره ، اگه احساس ارزشمندی نداشته باشی جهان هم در و تخته رو جور میکنه ، یعنی تو کار ، تو روابط عاطفی ، تو ارتباط با دیگران دقیقا کسایی رو جلوت قرار میده که بزنن تو سرت ، ضد حال بزنن ، سوء استفاده کنن ازت ، حقت رو بخورن و…. این ماییم که با ضعیف بودنمون ، با نه گفتن مون ، با احساس بی ارزشی مون اجازه میدیم بهمون ظلم بشه و چقدر فایلهای استاد خوبه ، چقدر خوبه و چقدر کمک میکنه که آروم آروم تغییر کنیم اونم با گوش دادن ، فکر کردن و عمل کردن بهشون
قسمت دیگه این فایل درباره تغییره ،خیلی بموقع جهان هدایتم کرد به این فایل
من چند ماهی میشه که تصمیم گرفتم و بطور جدی شروع کردم به کار کردن روی خودم و روی باورهام
تو همین مدت از خداوند خواستم که کدهای مخرب رو نشونم بده ، بهم بگه و اولش هدایتم کرد به دوره عاااالی عزت نفس و بعدش بلافاصله هدایتم کرد به دوره 12 قدم و 10 روزی میشه که این دوره رو از اول شروع کردم و نقطه به نقطه ، ویرگول به ویرگول دارم گوش میدم ، میبینم ، نگه میدارم ، فکر میکنم ، مینویسم و همینطور دارم کار میکنم تقریبا روزی 6.،7 ساعت این مسیر رو میرم
و از اونجایی که درخواست من از خداوند پیدا کردن کد های مخرب بود ، امروز با یه اتفاقی که برام افتاد و نتونستم ذهنم رو کنترل کنم فهمیدم که من فکر میکردم که تغییر کردم و با صحبت استاد دیدم زمانیکه اوضاع ناجلبه من همون واکنشهای قبل رو دارم و همونجور عصبانی میشم ،این یعنی چیزی در درون من عوض نشده که بخواد نتایج هم عوض بشه و البته که این نشونه ای بود که فهمیدم باید کنترل کنم و خودم رو تغییر بدم اون وقته که جهان من هم تغییر میکنه
خدایا شکرت که یه کد مخرب ، یه ایراد زد بیرون تا من بهتر خودم رو بشناسم و بتونم خودم رو تغییر بدم و قطعا رو این موضوع کار میکنم
خیلی خوشحالم از این بابت و بینهایت سپاسگزار خداوندم
بینهایت سپاسگزار استاد عباس منشم
بینهایت سپاسگزار خانوم شایسته ام
خدایا شکرت که هدایتم کردی تا این ایراد رو پیدا کنم
من خودم از کسانی هستم که یک مدتی فکر می کردم که خیلی زیاد این مباحثی که استاد گفته اند را آموخته ام .
یعنی خودم را خیلی عالم نما می دیدم و این توهم را داشتم.
البته که خوب تا حدودی درک کرده بودم این آگاهی ها را و برای من خیلی خوب شده بود اوضاع من
ولی نه آنقدری که نیاز بود مخصوصا در زمینه مالی
اما بعد از اینکه یک فایلی از استاد آمد که در آن فایل استاد به صراحت گفتند کهمعیار نتیجه است، اگر داری فایلهای من رو می بینی ولی هنوز نتیجه مشخص و واضحی نگرفته ای، یا داری مسیر را اشتباه می روی یا اینکه هنوز خیلی خوب روی خودت کار نکرده ای این مطلب در یکی از فایلهای هدیه بود که استاد به وضوح بیان کردند و قطعا در جاهای دیگری هم استاد بیان کرده اند.
وقتی که نتایج خودم را در زمینه مالی مخصوصا بررسی و ارزیابی کردم دیدم که الله و اکبر در نزدیکی صفر قرار دارم و این شد که به خودم نهیب زدم که یا دارم مسیر را اشتباه می روم و یا اینکه هنوز به حد کافی روی خودم کار نکرده ام.
البته که هر دو مشکل را تقریبا داشتم
هم مسیر را اشتباه می رفتم به این دلیل که درک درستی از بسسیاری از قوانین جهان هستی مخصوصا در زمینه ثروت نداشتم و مهمترین ایرادی که در خودم و باورهای خودم پیدا کردم این بود که من در زمینه ثروت و خلق ثروت بسیار زیاد مشرک هستم و دارم به خوبی و با تعهد روی این موضوع کار می کنم.
مورد دیگری که وجود داشت و کماکان وجود دارد در وجود من این است که من نسبت به رسیدن به نتایج عجول هستم این را خودم خیلی درک نمی کردم و فکر می کرد که این درست است که بخواهیم و انتظار داشته باشیم که زودتر به نتیجه برسیم، اما دریغ و افسوس که قوانین الهی را نمی توان دور زد و یکی از این قوانین قانون تکامل است و من دانسته یا ندانسته خیلی دوست داشتم که این قانون را دور بزنم، اما شدنی نبود
من بسیاری از باورهای خودم را خوب و به صورت بنیادین تغییر داده ام
اصلا برای خریدن و داشتن هیچ چیزی به وام گرفتن و قرض گرفتن حتی فکر نمی کنم در صورتی که قبلا سلطان وام بودم. خوب این خیلی رشد عالی است. می دانم
اما بسیاری از باورهای بنیادین من در مورد ثروت ایراد دارد می دانم که ایراد دارد، از کجا می دانم؟ از نتایجی که نیامده یا کم آمده است. من الان خیلی زیاد حواسم به قانون تکامل هست، یعنی تلاش می کنم که حواسم باشد. اما بازهم این ذهن من گاهی مواقع فراموش می کند.
ولی خوب تلاش و تعهد من در عمل به قوانین خیلی بیشتر شده است، درست است که نتایج نیامده است اما من من خودم از خودم راضی تر هستم از زمانی که احساس بسیار زیادی در مورد دانایی داشتم.
به نام پروردگارم که رحمتش بی پایان است و مهربانیش بی اندازه…
سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و مریم خانم مهربان و متعهد
مریم جان واقعاً برام تحسین برانگیزه تعهد شما که از همون جنس تعهد استاد عزیزمون هست و واقعاً برای من داشتن این جنس از تعهد سخت و دور از ذهن بود ولی الان با الگو قرار دادن شما دارم روی خودم کار میکنم که انسان متعهدی باشم
میخواستم از شما بابت آغاز این پروژه عالی که در ادامه ی همون تعهد عظیم شما، روی سایت بارگذاری شده تشکر کنم
این اولین کامنت من در این پروژه هست چون کمی دیرتر از بچه ها پروژه رو آغاز کردم(به دلیل یه مشکل جسمانی کوچیک)
من جلسات پروژه رو تا اینجا نکته برداری کردم و تمارین رو در دفتر خودم انجام دادم و متعجب بودم زمانی که به سوالات پاسخ میدادم، چون یه لایه هایی از وجودم رو انگار داشتم کشف میکردم، و این رو اضافه کنم که تا زمانی که به سوالات فکر میکردم انگار جواب مشخصی نداشتم که بدم ولی تا خودکار رو بر میداشتم که بنویسم جواب سوالات یکی یکی به ذهنم میرسید و این واقعاً منو شگفت زده میکرد و به این فکر میکردم که خداوند به قلم قسم خوردن…
درباره ی پاسخ به سوال این تمرین، باید بگم که خداروشکر از وقتی وارد سایت شدم شرایطم خیلی تغییر کرده در رابطه با روابط، در رابطه با آرامش،در رابطه با سلامتی،حتی در رابطه با مسائل مالی (درسته که هنوز کسب و کاری رو شروع نکردم و هزینه های ما به عهده ی همسرم هست ولی خداروشکر هم وارد مداری شدم که پول هایی که وارد حسابم میشن در حسابم میمونن و مثل قبل نیست که پولها وارد نشده از حسابم خارج و خرج میشدن و من الان آنچنان احساس نیاز نمیکنم که پولهام رو خرج کنم و هم در رابطه با هزینه های خونه و هدف هایی که مشخص میکنم برای مثلا تغییر دکوراسیون، این هدف ها با هزینه های بسیار کم و با موافقت همسرم صرف همون کار و تیک خوردن اون هدف ها میشه)
من کلا با ایجاد آرامش در خودم با استفاده از آموزه های استاد و پی بردن به [الخیر فی ما وقع] بودن وقایع، کلی شرایط رو تغییر دادم و احساس میکنم کمی از پله های بلند و زیبای تکامل رو طی کردم، ولی چند روز پیش تضادی رو که سالها برام تکرار میشد رو دوباره تجربه کردم و فهمیدم که به خاطر کنترل نکردن نجواهای ذهنم و کانون توجهم و بودن در احساس بد بود
و چون در رابطه با فرزندم بود این تضاد، نشانه روزم برام فایل: آسان گیر بر خود کارها… اومد، و من دوباره به خودم اومدم ولی در کل شرایط الان من با گذشتم قابل مقایسه نیست
هنوز تضادهایی در زندگیم دارم نمیگم همه چیز عالی شده ولی من تصمیم گرفتم هر روز بهتر از دیروزم بشم…
من این پروژه رو میخواستم درباره ی کسب و کار پیش ببرم ولی متوجه شدم که تضادی که چند روز پیش در رابطه با فرزندم باهاش روبرو شدم بابت تغذیه نامناسب بود که باعث گر گرفتگی و تغییر هورمون هام شده بود که باعث میشد حالم بد باشه و به چیزهای ناجالب توجه کنم و نتیجه ناجالب هم گرفتم و هم اینکه انرژی جسمانی بسیار پایینی دارم و همیشه خسته و خواب آلودم به خاطر همین تصمیم گرفتم هدفم رو بزارم خرید دوره قانون سلامتی تا با نتیجه مناسب جسمانی به دنبال نتیجه مالی برم
انشاالله تا پایان پروژه بتونم این هدف رو تیک بزنم
در آخر میخوام به استاد عزیزم بگم که:
استاد عباس منش عزیز، شما بسیار انسان فوق العاده ای هستید، با اراده ای آهنین با ایمانی عمیق
خوشحالم که در عصر امروز انسانی وجود دارن که خداوند و قوانینشون رو شناختن و مسائل روز رو با قوانین خداوند هماهنگ کردن، انسانی که در کشور پیشرفته ای مثل آمریکا اینقدر توحیدی هستن و اصل رو از فرع تشخیص دادن و چقدر خوشبختم من، که به این مسیر هدایت شدم، براتون از پروردگار عمری طولانی و باعزت خواستارم و میخوام که انسانهای بیشتری رو به سمت آگاهی های شما هدایت کنن تا جهان ما پر بشه از حضور حضرت نور…
و برای خودم هم، از پروردگارم هم مسیری با مسیر شما رو توسط ماموریت زندگیم خواستارم …
سلام و درود براستاد عزیزم بانو شایسته جان و دوستان توحیدی ام
خدا را سپاسگزارم بابت قرار دادنم در این مسیر الهیش
استاد جان بانو شایسته جان بسیار ممنونم بابت آگاهی های ناب الهیتون که با عشق هر روز بهتر از قبل بر قلبمون به اراده و فضل خداوند جاری میکنید
و ممنون از ابراهیم جان و خانم فرهادی عزیز بابت همکاری های عاشقانشون در سایت برای بهبود این سایت الهی
بریم سراغ سوال گام ششم
کدام رفتار یا واکنش در من هنوز شبیه گذشته است که باعث میشود همان افراد یا شرایط را دوباره جذب کنم؟
استاد جان پاشنه ی آشیل من کمالگرایی کنترل گرایی دیگران و تایید شدن از جانب خانواده ها مخصوصا خانواده خودم مخصوصا مادرم بوده
استاد جان این یکسالی که با این مسیر الهی آشنا شدم هر روز دارم بهتر از دیروز عمل میکنم نتایجم داره اینا بهم میگه حال خوبم داره اینا بهم میگه رفتارهام داره اینا بهم میگه رفتار دیگران داره اینا بهم میگه رونق کسب و کارهامون سلامتی آرامشم همه و همه شاهده اینه که مسیرم درسته راهم درسته پس ادامه بده
استاد جان هنوز تضادها میاند اما من با مرور نتایجم مومنتوم مثبت را نگه میدارم میگم اینم راه حل داره اینم حل میشه تو باهاش مقاومت نکن به خدا اعتماد کن راه حلش پیدا میشه
استاد جان من باور کردم که تمام دنیای بیرون خودم را خودم خلق میکنم پس برای بهبود دنیای بیرونم باید دنیای درونم را بهبود بدم
من کسی بودم که شخصیت مهربان و سخاوتمند و بخشنده ای دارم اما عواملی چون کمالگرایی و تایید طلبی مرا کنترل گر کرده بود و با وجود زندگی سرشار از عشق و روابط عالی و خانواده های خوب و ثروت و سلامتی همش توجهم روی ناخواسته هام بود روی اینکه بچه هام همسرم کلی رفتارهای خوب داشتند توجهم روی اون ویژگی بود که من دوست نداشتم
و جهان بهم لگداش را میزد میگفتم آره اشتباه کردم درستش میکنم دوباره ناآگاهانه همون رفتارها را داشتم و جهان چک بعدی را میزد اما خداییش چکاش برام یواش بود چون هر دفه بعد از جکاش خودم متوجه اشتباهم میشدم اما نمیدونستم چطور باید درستش کنم میدونستم از خودمه اما چجوریش را نمیدونستم و همش از خداوند یاری میخواستم
به فضل و کرمش به عنایتش به ارادش دستم را گرفت و گذاشت در مسیر پربار الهیش مسیری که هر روز برام جذاب تر و قشنگ تر میشه نمیگم کاملم نمیگم همه چی را درست انجام میدم اما راهم درسته نتایجم اینا میگه
خب واقعا کنترل ذهن تغییر شخصیت تغییر باورها احتیاج به زمان داره احتیاج به جهاد اکبر و تمرین و تکرار داره
انگیزه و عشق و نتایج عالی در روابطم در سلامتی ام در کسب و کارهامون همه نشانه ی بودن در مسیر درسته
و تضادها هم نشانه ی اینه که باید از درون خودم را بیشتر بشناسم ریشه ها را قطع کنم اما بعضی از ریشه ها قطع کردنشون زمان بیشتری نیاز داره اما شدنیه تغییر امکان پذیره خداوند بر همه چی عالم و قادره اون از رگ گردن به من نزدیک تره اون از درون من آگاهه من حرکت میکنم و او همواره هدایتم میکنه به بهترین مسیرها
و واکنش و رفتاری که هنوز باعث میشه بعضی مواقع همون رفتار را در اطرافیانم ببینم که دوست ندارم
همون کمالگرایی و کنترل گریه و ترس از اینکه نکنه این رفتار و حرف همسرم یا بچه هام یا خودم مورد قضاوت بقیه قرار بگیره
که این مسیله هم 100 درصد درونیه و احتیاج به تکامل داره و من باید با تمرکز بر روی ویژگی های خوب خودم همسرم بچه هام و تحسینشان این همه ویژگی خوب و عالی که خداوند در ما قرار داده را پر رنگکنم و جهان هم طبق قانون ثابت الهی به هر چه توجه و تمرکز کنی همونا دریافت میکنی
و اینکه باید هر روز عزت نفسم و احساس لیاقتم را بهبود بدم
سوال بعدی و تجربه خودم از بهبودهام را در کامنت بعدی مینویسم
⚜ In God I Trsut ⚜
سلام به دوستان عزیزم
حقیقتا استاد یه پیشنهادی اگر بشه مثلا گفتگو ها رو قسمتهایی که باهم مرتبط هستند و موضوع گفتمان ها همخوانی داره رو در یک قسمت بزارید به قول معروف باهم میکس کنید فک میکنم کاربردی تر باشه،
و برداشت و تجربه بنده از گفتگو این قسمت :
در مورد اون قسمت انتهایی صحبتای استاد که گفتند که وقتی ادم به اندازه مناسب تغییر کنه ، جهان شرایط مناسب تر و بهتر رو براش فراهم میکند و هدایت میشود به اون موقعیتهای بهتر ، شرایط بهتر ، افراد مناسب تر
تجربه: اقا ما چند وقت پیش یه خواسته ای درونم شکل گرفت که شکل از روابط گروهی به این معنی که چند تا دختر و پسر گروهی باهم میرن تفریح و جشن و… ، همچنین خواسته ای درونم شکل گرفت ناگفته نماند که همچین موردی به اون شکل نداشتم خلاصه ما هدایت شدیم به یک تور مسافرتی و من و یک دیگه از دوستانم باهم رفتیم و ارتباطها به شکلی هدایت شد که ما(همون تعدادی از دوستانی که باهم داخل سفر مَچ شده بودیم) به شکلی هدایت شد که ما ارتباطامون بعد از سفر هم ادامه داشته باشد ، خب تو اون مدت فک کنم کمتر از دوماه بود که بنده داخل اون گروه بودم و چندین تجربه باحال و شاد رو تجربه کردم و از یه جایی به بعد دیگه دیدم اون جمع بهم حال نمیداد و از نظر فرکانسی تغییر پیدا کردم ( دیدگاهم تغییر کرد و خواسته ی دیگه ای درونم شکل گرفت) و به راحتی هر چه تمام تر من و حتی اون دوستمم به راحتی از اون جمع فاصله گرفتیم
یا افراد خونواده بنده به ارتباطات فامیلی علاقه مند هستند و تا چند ماه پیش مثه عمه نمیدونم افراد فامیل ارتباط بیشتر در خونه ما داشتند و در حال حاضر(چندین ماه) این مورد به مراتب خیلی کمتر شده و در بعضی اوقاتم که میان خونه ما یا من نیستم یا اگر هم هستم میرم در حد یه احوال پرسی معمولی بعدشم میرم داخل اتاقم کلا به ارتباط های فامیلی علاقه ندارم
یا در مورد ارتباطات همکاری که دارم بعضی وقتا با یکسری از همکارهام ارتباط بیشتری برقرار میکنم و بعد از مدتی ازم فاصله میگرن
یا در مورد دوستانی که دارم در اغلب اوقات در زمان هایی با بنده ارتباط برقرار میکنن که در فضای فرکانسی مثبت و مناسبی هستند و باخودشون در صلح بیشتری هستند و حالشون خوبه ارتباط برقرار میکنیم و واقعا هم وقتی همچین حالت هایی رو تجربه میکنم لذت عمیقی رو از روابطم میبرم
کلا تمام سَعیم این هست که رها باشم و تسلیم و پیرو جریان قدرتمند و لذت بخش و سراسر نعمت هدایت خداوندم باشم
یا دو روز پیش یکی دیگه از خواسته هام به لطف خالقم تیک خورد ، خواسته ی من چی بود؟ بنده علاقه خاصی به گل گیاه دارم و چند تا عکس دانلود کرده بودم که مثلا داخل یه خونه پُر از گل و گیاه هست و چند بار میدیدمشونم و تحسین میکردم و هر جا که گل و گیاه در جهان اطرافم میدیدم تحسین میکردم (تحسین یه وجهی از توجه هست) و خیلیم به نخل های زینتی علاقه مندم خلاصه اقا دو روز پیش یکی از دوستان زنگ زد گفت فلانی برو فلان ادرس چند تا گل هست ببین اگر میخای هماهنگ کن بریم بیاریم داخل مغازت بزار ، بعد رفتم و اون بنده خدا هم اومد و خودش کمک کرد و گل ها رو اوردیم نشمردم ولی فک کنم بازم ۱۰ ۱۲ تا گلدون شد شایدم بیشتر چون کل فضای مغازم پُر ازگل شد و یک نخل خیلی بزرگ
(به نخل سیکاس بیشتر میخوره تا نخل فونیکس)
هم جزو اون تعداد گل هایی بود که برام فراهم شده بود و تصویر داخلی مغازه ام به لطف خالقم شده مثه همون تصاویری که دانلود کرده بودم
و دقیقا به همین سادگی به همین راحتی یکی از خواسته هام تیک خورد و به لطف الله بهش رسیدم و خیلی بدیهی وارد زندگیم شد
میخام بگم پیرو صحبتای انتهایی این جلسه وقتی ادم تمرکزش رو میزاره روی تغییر شخصیتش ، تغییرباورهاش ، بهبود عزت نفسش ، بهبود توانمندیهاش ، بهبود ایمان و توکلش در کل میزاره روی خودش خداوند خیلی شیک و مجلسی اون فرد رو راضیش میکنه به لعلکمترضی میرسه انصافا به همین شکله و خیلی به قول معروف بدیهی ، اسان و ساده خواسته هاشو تجربه میکنه ، خواسته هاش وارد زندگیش میشوند
در مورد روابط عاطفی بنده درحال حاضر در حال هدایت به روابط عاطفی مد نظرم هستم با توجه به نشانه هایی که جهان داره برام میفرسته ، انشالله در زمان مناسبش از مسیری که طی کردم ، خواهم گفت ولی دوست دارم دیدگاهم رو در مورد روابط عاطفی اینجا بیان کنم :
اینکه یعنی اکثریت دنبال ازدواج هستند ازدواج به معنایی اینکه عقد کنن نمیدونم مجلس بگیرند و برای مدت زمان طولانی باهم باشند ، این نگرش خیلی از افراد هست دختر و پسر و زن و مرد هم نداره ، و این نگرش نه درسته نه غلط ، یک انتخاب هست که هر فردی باتوجه به ویژگی ها و اولویتهایی که داره حالا یا اگاهانه با شناخت یا نااگاهانه با عدم شناخت انتخابش میکنه ربطی هم به ایران و غیر ایران نداره اکثریت در مقیاس جهانی هست :
بنده به ازدواج و این برنامه ها اعتقادی ندارم یعنی منظورم این هست که به عقد و نمیدونم خطبه خوانی ، مجلس و اسم اون بیاد تو شناسنامه من و اسم من بره تو شناسنامه اون و کلا از این داستانا ، اعتقادی ندارم ،
و رابطه استاد رو خیلی میپسندم یعنی نگاهی که دارند رو خیلی میپسندم که دو تا ادم باتوجه به شناختی که از خودشون دارند و مستقل از هم تصمیم گرفتند هر فرد خودش تصمیم گرفته که باهم باشند تا زمانی که اوکی هستند باهم هستند و هر وقت هم که یکی از طرف رابطه نخواد ادامه بده ، جدا میشوند و هر کدوم مسیر خودش رو میره ، کلا این نوع نگرش رو در روابط رو خیلی میپسندم و منی که ویژگی تنوع طلبی رو دارم این نگرش بهم این اجازه رو میده که موارد مختلف و دلخواهی که در روابط عاطفی(دوست دختر و دوست پسری) دوست دارم رو تجربه کنم ،
شما محمد پیامبر رو ببین در روایات مختلف هست که ۱۲ ۱۳ تا همسر داشته (به زعم من که ۱۲ ۱۳ تا دوست دختر داشته😁) و بعد از اونها سیر تکاملی به خدیجه رسیده
حالا این دیدگاهی که بنده دارم و دوست داشتم با شما دوستانم به اشتراک بزارم
و در مورد قسمتی از صحبتایه این جلسه که استاد گفتند که سایت ما الان در بهترین حالت ممکنه و باز هم دنبال رشد و بهبود هستیم ، این به نظر من یعنی شناخت درست و صحیح از خدای حقیقی ، شناخت و درک درست و صحیح از ساز و کار جهان هستی ، یعنی عمل به قوانین کیهانی ، یعنی هم گام شدن با هدف خداوند که رشد و گسترش جهان هستی ، هست و به نظرم این که در بهترین حالت ممکن و پرفکت ترین حالت ممکن بیای خودت رو به چالش بکشی و خودت رو بهبود بدی در نظام قانون مند خداوند ارزش خیلی والایی داره و این کاره یه شخصیت توحیدی هستش و این کاره یه ذهن ثروتمنده و یکی از ویژگی های تمام افراد موفق و ثروتمند پایدار هستند ، این ویژگی هست ، پایدار بودنش خیلی مهمه که تشنه پیشرفت بیشتر رشد بیشتر هستند ،
و پیروی قسمتی از صحبتای این جلسه که گفته شد زمان هایی که فشار بهت میاد(به تضاد یا مسئله ای میخوری) اونجا هست که متوجه میشی چقدر روی خودت کار کردی و به قول معروف میگن ناخدا به کسی میگن که بتونه کشتی رو در دریاهای مواج هم کنترل کنه دریا اروم که ناخدا نمیسازه
(نمیدونم جمله رو درست گفتم یا نه ولی مفهموش یه همچین شکلی داره)
و اگر یک نفر شده مایکل شوماخر به این دلیل که خودش رو به چالش کشیده و توانمندی هاشو بهبود بخشیده و تونسته میوه های شیرین تضادهاشو دریافت کنه
و یه جا شنیدم که با شوماخر صحبت کردند گفته اونجا که همه پاشونو روی ترمز گذاشتند ، من پدال گاز رو بیشتر فشردم
و یکی عوامل موفقیت استمرار هست …
امیدوارم لذت برده باشین و شاد و خندون و موفق باشید 🌺🌺🌺
به نام خدا
سلام
از دوره 12 قدم یاد گرفتم که اگر میخوای ببینی تغییر کردی به رفتار و اعمالت نگاه کن
چون رفتارهای ما نشات گرفته از باورهای ماست
تغییر در باور ما و تغییر شکل فکری ما باعث میشه ما رفتارهای متفاوتی از قبل داشته باشیم
من اینو یادگرفتم
و به وضوح توی زندگی خودم دیدم
من آدم خیلی حسودی بودم و به بقیه و دستاورد هاشون حسادت میکردم با فایلهای شما روی خودم کار کردم تحسین رو جایگزین حسادت کردم و واقعا این تغییرو در خودم دیدم
زمانی که برادرم نامزد کرد که همسر برادر من یکی از دوست های من بود و من کاملا رفتارهای عاشقانه و پیشرفت های اونهارو ماه هاست که دارم میبینم ولی اونقدر خوشحالم و اونقدر ذوق دارم از عشقشون که فقط خدا از قلب من آگاهه که چقدر خوشحالم چقدر حالم خوبه وقتی رابطشون رو میبینم
اگر قبل من بود احتمالا تا الان از حسادت مرده بودم ولی زمانی که نامزد کردن به خودم گفتم زری الان وقت امتحان پس دادنه
اونقدر تحسین کردم اونقدر سپاسگزاری کردم اونقدر نوشتم و نوشتم که واقعا واقعا از صمیم قلبم حال خوبی دارم انگار که این رابطه عاشقانه برای خودمه
و اون زمان بود که من به خودم گفتم نه زری انگار واقعا تغییر کردی
مورد دوم وارد شدن به ترسهامه
استاد من به بزرگترین آرزوهام رسیدم
اونم با دوره عزت نفس
با وارد شدن در دل ترسهام
چون بزرگترین مانع من برای رسیدن به خواسته هام ترسهای من نجواهای ذهن من بود و زمانی که اون ترمزها برداشته شد و جرات کردم وارد ترسهام بشم همه چیز تغییر کرد من خود به خود به آرزوهام رسیدم
جوری که همش به خدا میگم خدایا چطور ممکنه تو چطوری این کارهارو میکنی ؟ اصلا این جملات ورد زبون من شده اونقدر که معجزات زندگی من زیاد شده
اتفاقاتی رو دارم تجربه میکنم که وقتی بهشون فکر میکردم میگفتم غیر ممکنه امکان نداره حتی یادمه از ناراحتی گریه میکردم که یعنی من تا آخر عمرم باید همینجوری زندگی کنم و قرار نیست هیچوقت به آرزوهام برسم
ولی رسیدم استاد رسییییییدم
شد
شد
میشود
اتفاق افتاد زمانی که من تغییر کردم
من قبلا فکر میکردم اگه بخوام به آرزوهام برسم باید خانوادمو از زندگیم حذف کنم چون همیشه اونهارو مانع میدیدم
اما الان وقتی که دست از سر اونها برداشتم و دیگه اونهارو مقصر ندونستم دارم میبینم که چطور همون خانواده دست خدا شدن که منو به خواسته هام برسونن
الان اونا با چیزهایی موافقت میکنن و کارهایی رو انجام میدن که اصلا تو مغز من نمیگنجه که چطور ممکنه
ولی این کار خداست که قلبهارو نرم میکنه
من از خانوادم میترسیدم
روی خودم کار کردم روی فایلها کار کردم
جراتم زیاد شد وارد ترسم شدم با خانوادم از خواسته هام حرف زدم
و به یکباره سدی که جلوی راه من بود فرو ریخت . چطور ممکنه؟فقط با تغییر خودم و طرز فکرم
زمانی فهمیدم تغییر کردم که تونستم حرف هایی رو بزنم که قبلا نمیتونستم که خواسته هایی رو ازشون داشتم که قبلا نمیتونستم وارد ترسهایی شدم که قبلا نمیتونستم
تغییر در نوع نگاه و فکر من باعث تغییر در رفتار های من شد و در نهایت تغییر رفتارها و اقدامات من سبب به وجود اومدن نتایج شد
من از اینکه با مشتری هام حرف بزنم و دستمزدمو واضح بخوام میترسیدم کلی باور اشتباه داشتم
خودمو تغییر دادم روی خودم کار کردم الگو پیدا کردم و بازهم شغل من و کیفیت مشتری های من به شدت بهتر شد
زمانی فهمیدم تغییر کردم که شکل حرف زدنم و برخوردم با مشتری ها متفاوت شد دیگه مثل قبل با سر پایین و خجل پولمو نمیخواستم بلکه با سری بالا با اعتماد به نفس و با اطمینان قیمت میدم و باهاشون کار میکنم و همین دلیل تغییر منه
زندگی من جوری شده که تمام غیر ممکن ها داره ممکن میشه تمام نمی توانم ها به میتوانم تبدیل شده تمام نشدن ها به میشود تبدیل میشه تمام آرزوهام داره به تجربه تبدل میشه فقط و فقط برای اینکه من آدم متفاوتی شدم
این تغییرات همش نتیجه تغییر خودمه همونطور که دارم میبینم هرجایی از زندگیمو که تغییر ندادم هنوز همون مشکلات پا برجاست و انشالله که بتونم تغییرات وسیع تری رو هم در زندگیم ایجاد کنم
درپناه رب
سلام ودرود
امروزبخداگفتم خداجونم میبینی،که زندگیم چجوری پیچیده بهمدیگه .
بخداگفتم خدایا بابام که به رحمت خدارفته نمیتونم باکمکش طلاق وحضانت ویانا روبگیرم تنهایی
دوست پسرقوی وثروتمند هم که کنارم نیستش بیادکمکم کنه طلاق بگیرم حضانت وکفالت ویاناروبگیرم وپول توجیبی منو روزی 10میلیون تومن نمیده فایلهای اموزشی انگیزشی برام نمیخره فقط هدیه میده فعلا گاهی ،،،میادقربون صدقم میره راه حل اموزش انگیزشی میده میره .چشاش برق میزنه ازعشق .
. پس خداجونم ببخشید اگرتاالان تمرکزم ازروی توبرداشته شده وحواسم پرت همه چی بوده توبمن گفتی لاغرکن کشتی نوح روبساز من برات شوهرتو باثروت ازامریکا میارم که زندگیتو ازصفرتا 100برات بسازه .
گفتم خداجونم اصلا من فکرمیکنم تو برای من یک شوهر ثروتمندهستی ومن هرچی ارتومیخام بدلیل ثروت ونفوذت راحت برام انجام میدی بدون بحث ودعوا وبا قربون صدقه رفتنم .
بخداگفتم خب الان توشوهرمنی ومن همه قدرت روازتومیبینم .
اول بیا این خونه تهران که توش هستم رو برام باپیمانکارنوسازی کن
بیا یک ساینا نوبرام بخر
وسایل مجلل برام بخر
بخداگفتم توشوهرمنی ومنم زن هستم وظیفه ندارم برم پول بسازم تو خرجی منومیدی اوکی،،
پول توجیبی روزی 10میلبون تومن بمن بده
ازبورس ماهی 300میلیون تومن سود بمن بده
ادمهای حسابی دوستان باکلاس بمن بده
طلاق حضانت وکفالت ویانا روبمن بده خداجونم
یک باغ ویلا 1000متری درصمغ ابادطالقان بمن بده
اسب سگ پامربمن بده
سرایداروخدمتکاربمن بده خداجونم
یک واحد 300متری نوساز درعظیمیه کرج بده
یک النترابمن بده
یک باغ ویلا 3000متری در رشت بمن بده
یک بنز بی ام رو لندکروز و وانت دوکابین اتوبوس بمن بده خداجونم الان توشوهرمی وخیلی بانفوذ وثروتمندی همشوازت میخام
یک باغ ویلا 20هکتاری دربهترین منطقه ایران بده
حیواناتی که دوستدارم بده
یک هواپیما شخصی وکشتی شخصی وجزیره بمن بده
یک شوهر غیرتی ومتوکل و …..بمن بده
یک بچه سالم خوشگل صالح بده
قربونی یک گوسفند بده برای عاشورا
یک کامیون کتاب بده
یک کامیون کفش لباس کیف لوازم ارایشی وطلا بده برای منو ویانا
تبلت لپ تاپ و گوشی اپل بده
منم کشتی نوح خودمومیسازم
کشتی روساختم فقط دلم میخادببنم چه اتفاقی میوفته باهیجان منتظرم با ویانا سوارکشتی بشیم بببنم چی میشه بعدش :))))
حالا من میرم کشتی نوح خودمو بسازم
دوست پسرم جرات داره نیادپیشم .حالا جرات داره تغییرنکنه .
سلام و درود خدمت استاد عزیز و خاتم شایسته و همه دوستان عزیز تو این سایت فوق العاده
خیلی این جمله فوق العاده بود
(تحول واقعی در زندگی، زمانی رخ میدهد که ما واقعاً در درون خود تغییر کنیم، نه فقط در حرف یا ظاهر رفتار.
بسیاری از افراد تصور میکنند تغییر کردهاند، اما اگر در موقعیتهای فشار، عصبانیت یا ناامیدی هنوز همان واکنشهای گذشته را نشان میدهند، در واقع فقط ظاهرشان تغییر کرده، نه درونشان.)
من خودم به شخص آدمی بودم همیشه که تو رابطه نمیزاشتم کسی بهم ظلم کنه چه روابط عاطفی قبل از ازدواج حتی اگه اون طرف خیلی هم آدم اوکی بود زیبا بود یا وضعیت مالی خوبی داشت یا هر چیزی که مثلاً این خیلی خوب بابا از دستش نده حالا چهار تا خواسته نابجا هم داشته باش مگه چی میشه. چه تو مسایل کاری اگه کسی چیزی میگفت یا خواسته ای داشت که معقول نبود حتی اگه به قیمت از دست رفتن اون کار بود حاضر نبودم این تحمل کنم.
و جالبه که خیلی وقت دیگ اینجور حسی تو روابط و شغلم تجربه نکردم الان که بهش توجه میکنم و این بخاطر همین شخصیتی که واقعا از درون شکل گرفته در من
ولی این جمله تو سایر بخش ها واقعا خیلی میتونه کمک کننده باش اینکه اگه تو شرایط ناراحتی عصبانیت فشار نا امیدی همون رفتار داری یعنی که فقط ظاهر تغییر کرده
که من خودم به شخصه وقتی خوب فکر میکنم میبینم خیلی جاها واقعا ظاهراً تغییر کردم چون موقع عصبانیت یا مثلاً تو رانندگی یا تو بحث روابط زناشویی یا زمان ما امیدی تقریبا رفتار فیلم دارم تکرار میکنم. البته یه مدت دارم خیلی دقیق تر رو خودم کار میکنم و حواسم هست ولی در واقع نتایج بزرگ زمانی از راه میرسه که من دیگ تلاش نکنم حواسم باش جور دیگه رفتار کنم بلکه به صورت بای دیفالت شخصیت من اینجوری باش که یه جور بهتر رفتار کنم
مثل راننده ای که تا وقتی حواسش هست کی کلاچ ول کن چقدر گاز بده کجا ترمز بگیره کی دنده رو عوض کنه هنوز راننده خوبی نیست شرایط خوبی تو رانندگی مداره ولی اونجایی که دیگ به صورت ناخودآگاه با تمرین خیلی زیاد همه چیز به موقع انجام میده تبدیل میشه به یه راننده خوب و شرایط خوبی تو زندگی داره
و این میتونه تو تمام مسایل زندگی ما واقعا باش که آنقدر باید رو خودمون کار کنیم که واقعا از درون نو شرایط سخت بتونیم جور دیگه ای رفتار کنیم تا جور دیگه ای نتیجه بگیریم
ممنون از شما استاد واقعا این فایل و این جمله خیلی بی نظیر بود و انقلابی درون من به شخصه ایجاد کرد
به نام خدواند بخشنده مهربانم
الهی وَ رَبّی مَن لی غَیرُک
خدای قدرتمندم من تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
مرا به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها رزق غیرالحساب میبخشی .
خدای ثروتمندم من هرآنچه که هستم و هرآنچه که دارم از آن توست و تو از عشق بی نهایتت به من میبخشی .
سپاسگزارتم خدای خوبم که هدایتم میکنی تا با بهبودگرایی در مسیر تغییر حرکت کنم .
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
خداقوت
استاد من خیلی وقته که درخواست کردم از خدا که دوره عشق و مودت آپدیت بشه و وقتی صحبت کردید من یه نشانه دیدمش از سمت خدا که تا اجابت خواسته م فاصله ای نیست :)
در مورد سوال جلسه باید بگم که من فهمیدم که هنوز احساس دلسوزی و احساس مسئولیت نسبت به نزدیکانم دارم
با اینکه خیلی بهترشدم نسبت به قبل اما هنوز درونم هست چون دارم وجود اون افراد و اون شرایط رو تو زندگیم هنوز میبینم یه خورده کمرنگتر شده اما هستن و من به شدت دوست دارم که از فضای فرکانسی خانوادم خارج بشم
من مدتی هست که فهمیدم این موضوع رو و دارم یه سری از رفتارهام رو کنترل میکنم و کم کم تغییر میدم مثلا من همیشه مینشستم پای گله و شکایتای تکراری خواهربزرگم به این دلایل که میگفتم بزرگتره ، حال روحی خوبی نداره ، مریضه ، دلم براش میسوخت و … ولی خودم میفهمیدم که چقدر انرژیم تحلیل میرفت چون طبق عادت من شروع میکردم به دادن راهکار و بازم طبق معمول اون کار و مسیر خودش رو میره و این وسط من از مسیر خارج میشدم و حالم به شدت بد میشد و من تصمیم گرفتم که کم کم این کارو کم انجام بدم اولش خیلی سخت بود برام اما کم کم انجامش دادم مثلا وقتی صحبت میکرد تلاش میکردم سکوت کنم و فقط گوش کنم و راهکار ندم و یا همش با خودم تکرار میکردم و میکنم اگه تو این شرایط هست خودش انتخاب کرده با اینکه میدونه اشتباهه اما خودشه که به موندن تو این اشتباهات اصرار داره و من نمیتونم تغییرش بدم و کار من نیست و بعد کم کم سعی کردم که آگاهانه جوری برم خونه که کمتر ببینمش و الان جوری شده که وقتی میرم اون رفته خونه ش یا میخواد بره و همزمان رسیدن من با رفتن اون میشه و گاهی میشه که یک هفته نمیبینمش و این نشون میده که دارم تغییر میکنم اما هنوز کامل و درست تغییر نکردم که از خانوادم جدا بشم و تو خونه مستقل و جدا ازشون زندگی کنم و خیلی زیاااد دوست دارم که این اتفاق بیفته و میفته من مطمئنم .
من تغییر کردم اما اساسی و درونی نیست هنوز
و من فهمیدم که بخاطر ترس هست
ترس از قضاوت شدن
ترس از ناراحت شدنشون
ترس از ازدست دادنشون
و اینا همشون شرکن :(
چقدر خوبه که وقتی مینویسم یه چیزایی رو میفهمم
خدایا ازت ممنونم که هدایتم میکنی .
استاد عزیزم ازتون بی نهایت سپاسگزارم
به امید آپدیت دوره عشق و مودت در روابط :)
در پناه رب باشید .
بنام الله مهربان
سلام به استاد عزیز
سلام به خانوم شایسته عزیز ، مرسی بابت ادیت دوباره این فایلها
تو این فایل در مورد ظلم به خود صحبت شد و من قبلنا خیلی فکر میکردم به این موضوع که اگه کسی به من بدی یا نامردی میکنه اونه که مقصره و بشدت در احساس قربانی شدن قرار میگرفتم و احساس میکردم مظلوم ترین آدم دنام و خیلی بهم ظلم شده
ولی زمانیکه مفهوم ظلم رو تو برنامه های استاد دیدم یواش یواش نگاهم تغییر کرد البته الانم هنوز تو این مورد مقاومت دارم ولی خیلی بهتر از قبل شده و چقدر خوبه که کامل درکش کنم ، بابا اگه باج ندی ، اگه دلت نسوزه ،اگه از خود گذشتگی نکنی آسمون به زمین نمیرسه و هیچ حس بدی سراغت نمیاد ، هیچ احساس گناهی نمیگیری
از اونجایی که قانون جهان بدون تغییره ، اگه احساس ارزشمندی نداشته باشی جهان هم در و تخته رو جور میکنه ، یعنی تو کار ، تو روابط عاطفی ، تو ارتباط با دیگران دقیقا کسایی رو جلوت قرار میده که بزنن تو سرت ، ضد حال بزنن ، سوء استفاده کنن ازت ، حقت رو بخورن و…. این ماییم که با ضعیف بودنمون ، با نه گفتن مون ، با احساس بی ارزشی مون اجازه میدیم بهمون ظلم بشه و چقدر فایلهای استاد خوبه ، چقدر خوبه و چقدر کمک میکنه که آروم آروم تغییر کنیم اونم با گوش دادن ، فکر کردن و عمل کردن بهشون
قسمت دیگه این فایل درباره تغییره ،خیلی بموقع جهان هدایتم کرد به این فایل
من چند ماهی میشه که تصمیم گرفتم و بطور جدی شروع کردم به کار کردن روی خودم و روی باورهام
تو همین مدت از خداوند خواستم که کدهای مخرب رو نشونم بده ، بهم بگه و اولش هدایتم کرد به دوره عاااالی عزت نفس و بعدش بلافاصله هدایتم کرد به دوره 12 قدم و 10 روزی میشه که این دوره رو از اول شروع کردم و نقطه به نقطه ، ویرگول به ویرگول دارم گوش میدم ، میبینم ، نگه میدارم ، فکر میکنم ، مینویسم و همینطور دارم کار میکنم تقریبا روزی 6.،7 ساعت این مسیر رو میرم
و از اونجایی که درخواست من از خداوند پیدا کردن کد های مخرب بود ، امروز با یه اتفاقی که برام افتاد و نتونستم ذهنم رو کنترل کنم فهمیدم که من فکر میکردم که تغییر کردم و با صحبت استاد دیدم زمانیکه اوضاع ناجلبه من همون واکنشهای قبل رو دارم و همونجور عصبانی میشم ،این یعنی چیزی در درون من عوض نشده که بخواد نتایج هم عوض بشه و البته که این نشونه ای بود که فهمیدم باید کنترل کنم و خودم رو تغییر بدم اون وقته که جهان من هم تغییر میکنه
خدایا شکرت که یه کد مخرب ، یه ایراد زد بیرون تا من بهتر خودم رو بشناسم و بتونم خودم رو تغییر بدم و قطعا رو این موضوع کار میکنم
خیلی خوشحالم از این بابت و بینهایت سپاسگزار خداوندم
بینهایت سپاسگزار استاد عباس منشم
بینهایت سپاسگزار خانوم شایسته ام
خدایا شکرت که هدایتم کردی تا این ایراد رو پیدا کنم
به نام خدا
سلام استاد عزیزم
استاد روم سیاه این فایل قلب منو نشانه گرفت
احساسم بهم ریخت
از اول پروژه بودم و کامنت ها رو می خوندم ولی نمیتونستم بنویسم جواب سوالارو نمی دونستم
چی بنویسم همش با خودم میگفتم من که هییییییییچ هیچیییییی
هنوز از بعضی حرفها و رفتارهای همسرم عصبانی می شم همش هم منتظرم یه تغییری از بیرون
صورت بگیره واقعا چقدر مضحکه این تفکر من
این جمله طلایی تون رو تو دفترم نوشتم که
خیلی موقع هاست ما فکر میکنیم تغییر کردیم رفتارهات باید نشون بده که تو چقدر تغییر کردی
نه حرفات
واااای که من چقدر قشنگ حرف میزنم واااای که من فقط لبو دهنم یاد اون صحنه از استاد افتادم که
دستاشونو یعنی انگشتاشو باز و بسته میکرد یعنی فقط ور ور ور فقط لبو دهن فقط حرف
الان اون منم بخاطر همینه که روم سیاهه بابا من هنوز تو پله اول موندم هنوز نتونستم یه قدم بردارم
ولی نه
نه
نه
سرزنش نمیکنم
من نمیدونم چرا واقعا چرا از مواجهه با خودم میترسم نمیدونم چرا دوست ندارم به رفتارام به عملکردم
فکر کنم اصلا نمیخوام به گذشته برگردم اصلا نمیخوام به درونم برم نمیدونم چرا انگار یه ترسی
یه چیزی مانع میشه خودافشایی حتی پیش خودمم برام ممکن نیست چراااا
بیشتر که به گذشته فکر می کنم گریه م میگیره پس با خودم میگم گذشته رو ولش کن حالتو درست کن
اینم یه ترفند ذهنه که به خود شناسی نرسم
ولی اگه شماها میدونید بگید یعنی سپاسگزارتون میشم اگه آگاهم کنید
فدااای شما عزیزان
و خداوند پاسخ میدهد به همه بندگان خودش
امروز تو این ساعت صبح با جواب داداش ابراهیم
خسروی جواب یه قسمتی رو گرفتم و لامپی توی کله ام
روشن شد https://abasmanesh.com/fa/aghlekol-question/%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d8%aa%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82%d9%85%d9%87-%d8%ac%d8%af%d8%a7-%d8%a8%d8%b4%d9%85/?ans-page=1&trk=YTozOntpOjA7czo2OiI3ODUzNTgiO2k6MTtpOjgwODQyOTtpOjI7czoxOiJmIjt9#answer-2262733
خدایا شکرت
به نام خداوند جان آفرین
حکیم سخن بر زبان آفرین
سلام استاد گرامی، خانم شایسته و دوستان همفرکانسی
من خودم از کسانی هستم که یک مدتی فکر می کردم که خیلی زیاد این مباحثی که استاد گفته اند را آموخته ام .
یعنی خودم را خیلی عالم نما می دیدم و این توهم را داشتم.
البته که خوب تا حدودی درک کرده بودم این آگاهی ها را و برای من خیلی خوب شده بود اوضاع من
ولی نه آنقدری که نیاز بود مخصوصا در زمینه مالی
اما بعد از اینکه یک فایلی از استاد آمد که در آن فایل استاد به صراحت گفتند کهمعیار نتیجه است، اگر داری فایلهای من رو می بینی ولی هنوز نتیجه مشخص و واضحی نگرفته ای، یا داری مسیر را اشتباه می روی یا اینکه هنوز خیلی خوب روی خودت کار نکرده ای این مطلب در یکی از فایلهای هدیه بود که استاد به وضوح بیان کردند و قطعا در جاهای دیگری هم استاد بیان کرده اند.
وقتی که نتایج خودم را در زمینه مالی مخصوصا بررسی و ارزیابی کردم دیدم که الله و اکبر در نزدیکی صفر قرار دارم و این شد که به خودم نهیب زدم که یا دارم مسیر را اشتباه می روم و یا اینکه هنوز به حد کافی روی خودم کار نکرده ام.
البته که هر دو مشکل را تقریبا داشتم
هم مسیر را اشتباه می رفتم به این دلیل که درک درستی از بسسیاری از قوانین جهان هستی مخصوصا در زمینه ثروت نداشتم و مهمترین ایرادی که در خودم و باورهای خودم پیدا کردم این بود که من در زمینه ثروت و خلق ثروت بسیار زیاد مشرک هستم و دارم به خوبی و با تعهد روی این موضوع کار می کنم.
مورد دیگری که وجود داشت و کماکان وجود دارد در وجود من این است که من نسبت به رسیدن به نتایج عجول هستم این را خودم خیلی درک نمی کردم و فکر می کرد که این درست است که بخواهیم و انتظار داشته باشیم که زودتر به نتیجه برسیم، اما دریغ و افسوس که قوانین الهی را نمی توان دور زد و یکی از این قوانین قانون تکامل است و من دانسته یا ندانسته خیلی دوست داشتم که این قانون را دور بزنم، اما شدنی نبود
من بسیاری از باورهای خودم را خوب و به صورت بنیادین تغییر داده ام
اصلا برای خریدن و داشتن هیچ چیزی به وام گرفتن و قرض گرفتن حتی فکر نمی کنم در صورتی که قبلا سلطان وام بودم. خوب این خیلی رشد عالی است. می دانم
اما بسیاری از باورهای بنیادین من در مورد ثروت ایراد دارد می دانم که ایراد دارد، از کجا می دانم؟ از نتایجی که نیامده یا کم آمده است. من الان خیلی زیاد حواسم به قانون تکامل هست، یعنی تلاش می کنم که حواسم باشد. اما بازهم این ذهن من گاهی مواقع فراموش می کند.
ولی خوب تلاش و تعهد من در عمل به قوانین خیلی بیشتر شده است، درست است که نتایج نیامده است اما من من خودم از خودم راضی تر هستم از زمانی که احساس بسیار زیادی در مورد دانایی داشتم.
خدایا شکرت
استاد جان از شما بسیار سپاسگزارم
در پناه الله یکتا شاد باشید و سربلند
به نام پروردگارم که رحمتش بی پایان است و مهربانیش بی اندازه…
سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و مریم خانم مهربان و متعهد
مریم جان واقعاً برام تحسین برانگیزه تعهد شما که از همون جنس تعهد استاد عزیزمون هست و واقعاً برای من داشتن این جنس از تعهد سخت و دور از ذهن بود ولی الان با الگو قرار دادن شما دارم روی خودم کار میکنم که انسان متعهدی باشم
میخواستم از شما بابت آغاز این پروژه عالی که در ادامه ی همون تعهد عظیم شما، روی سایت بارگذاری شده تشکر کنم
این اولین کامنت من در این پروژه هست چون کمی دیرتر از بچه ها پروژه رو آغاز کردم(به دلیل یه مشکل جسمانی کوچیک)
من جلسات پروژه رو تا اینجا نکته برداری کردم و تمارین رو در دفتر خودم انجام دادم و متعجب بودم زمانی که به سوالات پاسخ میدادم، چون یه لایه هایی از وجودم رو انگار داشتم کشف میکردم، و این رو اضافه کنم که تا زمانی که به سوالات فکر میکردم انگار جواب مشخصی نداشتم که بدم ولی تا خودکار رو بر میداشتم که بنویسم جواب سوالات یکی یکی به ذهنم میرسید و این واقعاً منو شگفت زده میکرد و به این فکر میکردم که خداوند به قلم قسم خوردن…
درباره ی پاسخ به سوال این تمرین، باید بگم که خداروشکر از وقتی وارد سایت شدم شرایطم خیلی تغییر کرده در رابطه با روابط، در رابطه با آرامش،در رابطه با سلامتی،حتی در رابطه با مسائل مالی (درسته که هنوز کسب و کاری رو شروع نکردم و هزینه های ما به عهده ی همسرم هست ولی خداروشکر هم وارد مداری شدم که پول هایی که وارد حسابم میشن در حسابم میمونن و مثل قبل نیست که پولها وارد نشده از حسابم خارج و خرج میشدن و من الان آنچنان احساس نیاز نمیکنم که پولهام رو خرج کنم و هم در رابطه با هزینه های خونه و هدف هایی که مشخص میکنم برای مثلا تغییر دکوراسیون، این هدف ها با هزینه های بسیار کم و با موافقت همسرم صرف همون کار و تیک خوردن اون هدف ها میشه)
من کلا با ایجاد آرامش در خودم با استفاده از آموزه های استاد و پی بردن به [الخیر فی ما وقع] بودن وقایع، کلی شرایط رو تغییر دادم و احساس میکنم کمی از پله های بلند و زیبای تکامل رو طی کردم، ولی چند روز پیش تضادی رو که سالها برام تکرار میشد رو دوباره تجربه کردم و فهمیدم که به خاطر کنترل نکردن نجواهای ذهنم و کانون توجهم و بودن در احساس بد بود
و چون در رابطه با فرزندم بود این تضاد، نشانه روزم برام فایل: آسان گیر بر خود کارها… اومد، و من دوباره به خودم اومدم ولی در کل شرایط الان من با گذشتم قابل مقایسه نیست
هنوز تضادهایی در زندگیم دارم نمیگم همه چیز عالی شده ولی من تصمیم گرفتم هر روز بهتر از دیروزم بشم…
من این پروژه رو میخواستم درباره ی کسب و کار پیش ببرم ولی متوجه شدم که تضادی که چند روز پیش در رابطه با فرزندم باهاش روبرو شدم بابت تغذیه نامناسب بود که باعث گر گرفتگی و تغییر هورمون هام شده بود که باعث میشد حالم بد باشه و به چیزهای ناجالب توجه کنم و نتیجه ناجالب هم گرفتم و هم اینکه انرژی جسمانی بسیار پایینی دارم و همیشه خسته و خواب آلودم به خاطر همین تصمیم گرفتم هدفم رو بزارم خرید دوره قانون سلامتی تا با نتیجه مناسب جسمانی به دنبال نتیجه مالی برم
انشاالله تا پایان پروژه بتونم این هدف رو تیک بزنم
در آخر میخوام به استاد عزیزم بگم که:
استاد عباس منش عزیز، شما بسیار انسان فوق العاده ای هستید، با اراده ای آهنین با ایمانی عمیق
خوشحالم که در عصر امروز انسانی وجود دارن که خداوند و قوانینشون رو شناختن و مسائل روز رو با قوانین خداوند هماهنگ کردن، انسانی که در کشور پیشرفته ای مثل آمریکا اینقدر توحیدی هستن و اصل رو از فرع تشخیص دادن و چقدر خوشبختم من، که به این مسیر هدایت شدم، براتون از پروردگار عمری طولانی و باعزت خواستارم و میخوام که انسانهای بیشتری رو به سمت آگاهی های شما هدایت کنن تا جهان ما پر بشه از حضور حضرت نور…
و برای خودم هم، از پروردگارم هم مسیری با مسیر شما رو توسط ماموریت زندگیم خواستارم …
همگی در آغوش امن الهی باشید
به نام خدای مهربانم
سلام و درود براستاد عزیزم بانو شایسته جان و دوستان توحیدی ام
خدا را سپاسگزارم بابت قرار دادنم در این مسیر الهیش
استاد جان بانو شایسته جان بسیار ممنونم بابت آگاهی های ناب الهیتون که با عشق هر روز بهتر از قبل بر قلبمون به اراده و فضل خداوند جاری میکنید
و ممنون از ابراهیم جان و خانم فرهادی عزیز بابت همکاری های عاشقانشون در سایت برای بهبود این سایت الهی
بریم سراغ سوال گام ششم
کدام رفتار یا واکنش در من هنوز شبیه گذشته است که باعث میشود همان افراد یا شرایط را دوباره جذب کنم؟
استاد جان پاشنه ی آشیل من کمالگرایی کنترل گرایی دیگران و تایید شدن از جانب خانواده ها مخصوصا خانواده خودم مخصوصا مادرم بوده
استاد جان این یکسالی که با این مسیر الهی آشنا شدم هر روز دارم بهتر از دیروز عمل میکنم نتایجم داره اینا بهم میگه حال خوبم داره اینا بهم میگه رفتارهام داره اینا بهم میگه رفتار دیگران داره اینا بهم میگه رونق کسب و کارهامون سلامتی آرامشم همه و همه شاهده اینه که مسیرم درسته راهم درسته پس ادامه بده
استاد جان هنوز تضادها میاند اما من با مرور نتایجم مومنتوم مثبت را نگه میدارم میگم اینم راه حل داره اینم حل میشه تو باهاش مقاومت نکن به خدا اعتماد کن راه حلش پیدا میشه
استاد جان من باور کردم که تمام دنیای بیرون خودم را خودم خلق میکنم پس برای بهبود دنیای بیرونم باید دنیای درونم را بهبود بدم
من کسی بودم که شخصیت مهربان و سخاوتمند و بخشنده ای دارم اما عواملی چون کمالگرایی و تایید طلبی مرا کنترل گر کرده بود و با وجود زندگی سرشار از عشق و روابط عالی و خانواده های خوب و ثروت و سلامتی همش توجهم روی ناخواسته هام بود روی اینکه بچه هام همسرم کلی رفتارهای خوب داشتند توجهم روی اون ویژگی بود که من دوست نداشتم
و جهان بهم لگداش را میزد میگفتم آره اشتباه کردم درستش میکنم دوباره ناآگاهانه همون رفتارها را داشتم و جهان چک بعدی را میزد اما خداییش چکاش برام یواش بود چون هر دفه بعد از جکاش خودم متوجه اشتباهم میشدم اما نمیدونستم چطور باید درستش کنم میدونستم از خودمه اما چجوریش را نمیدونستم و همش از خداوند یاری میخواستم
به فضل و کرمش به عنایتش به ارادش دستم را گرفت و گذاشت در مسیر پربار الهیش مسیری که هر روز برام جذاب تر و قشنگ تر میشه نمیگم کاملم نمیگم همه چی را درست انجام میدم اما راهم درسته نتایجم اینا میگه
خب واقعا کنترل ذهن تغییر شخصیت تغییر باورها احتیاج به زمان داره احتیاج به جهاد اکبر و تمرین و تکرار داره
انگیزه و عشق و نتایج عالی در روابطم در سلامتی ام در کسب و کارهامون همه نشانه ی بودن در مسیر درسته
و تضادها هم نشانه ی اینه که باید از درون خودم را بیشتر بشناسم ریشه ها را قطع کنم اما بعضی از ریشه ها قطع کردنشون زمان بیشتری نیاز داره اما شدنیه تغییر امکان پذیره خداوند بر همه چی عالم و قادره اون از رگ گردن به من نزدیک تره اون از درون من آگاهه من حرکت میکنم و او همواره هدایتم میکنه به بهترین مسیرها
و واکنش و رفتاری که هنوز باعث میشه بعضی مواقع همون رفتار را در اطرافیانم ببینم که دوست ندارم
همون کمالگرایی و کنترل گریه و ترس از اینکه نکنه این رفتار و حرف همسرم یا بچه هام یا خودم مورد قضاوت بقیه قرار بگیره
که این مسیله هم 100 درصد درونیه و احتیاج به تکامل داره و من باید با تمرکز بر روی ویژگی های خوب خودم همسرم بچه هام و تحسینشان این همه ویژگی خوب و عالی که خداوند در ما قرار داده را پر رنگکنم و جهان هم طبق قانون ثابت الهی به هر چه توجه و تمرکز کنی همونا دریافت میکنی
و اینکه باید هر روز عزت نفسم و احساس لیاقتم را بهبود بدم
سوال بعدی و تجربه خودم از بهبودهام را در کامنت بعدی مینویسم
خدایا شکرت
عاااشقتونم
در پناه الله توحیدی بمانیم