تغییر شخصیت، جسارت می خواهد - صفحه 49 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1813 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهره صانعی گفته:
    مدت عضویت: 2016 روز

    بنام خدا

    پسر زهره عزیزم ، آریان هستم

    درود بر استاد و هم دوره ای های عزیزم

    من پنج روزه که پاکم

    نه آکنده از این افکار منفی ولی خب تلاش زیادی پشتش هست برای مثبت بودن نگاه و افکارم ،امروز معجزشو دیدم اوووووف نگما یعنی بمب انرژی بودم پر از ادرنالین پر از شور و هیجان زمان جلسه ای که قرار بود برای ملک 20 میلیاردی بزارم تاخیر افتاد یکم بهم ریختم ولی سریع جمو جور کردم الان به خودم میگم افرییییییین پسر ترکوندی ، درسته نتیجه مالی نداشته ولللی من یجوری خوبم یجوری حالم خوبه یجوررررری انرژی دارم میتونم تا صبح به دیوار بتنی مشت بزنم خدایا ازت شاکرم اوستا کریم زندگیتو میکنم هروز بهم از همین قبیل احساس بده .

    بی نظیره حالم ، فوق العادس حالم خدایا شکرت تو دلم داره قند آب میشه

    میزونه میتونم میزززززززونه میزنم میییییزووووون.

    خدایا ازت خواهش میکنم که هرکی در راه توحید ثابت قدم بود حال هروزش از حال امروز منم بهتر باشه.

    خداوند یار و نگه دار هممون باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    ARVIN ADVAY گفته:
    مدت عضویت: 499 روز

    در مورد اینکه تغییر شخصیت جسارت میخواد با کل سلول‌های بدنم با استاد موافقم چون من حدودا 18 سالم بود و هدایت شدم به سمت اینکه نگاه کن آروین تو هم میتونی ثروتمند بشی فقط باید اقدام کنی حالا در هر مرحله افکار تازه وارد سرم میشد به قول معروف داشتم مرحله به مرحله تکاملمو طی میکردم اما حرف بقیه آقا ول کن کی میتونه تو این وضعیت پولدار بشه همین که زنده‌ای خداتو شکر کن و این داستان مال 8 سال پیشه تازه اما من اهمیتی ندادم و روی خودم کار کردم تا با تاثیر باور ها آشنا شدم و هدایت شدم به سایت استاد عزیزم و تا الان زندگیم خیلی خیلی بهتر از قبلمه و باز هم دارم روی خودم کار میکنم و مهارت شغلی آینده دار و عالی رو دارم یاد میگیرم که خودمم بهش علاقه دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    مجید عزیزی پیردوستی گفته:
    مدت عضویت: 1803 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به همه‌ی عزیزانم

    ((گام پنجم روز شمار تحول زندگی من ))

    خدایا شکر که بازهم بهم فرصتی داده شد تا کامنتی بنویسم و ردپایی به جا بذارم و خداجونم ازت می‌خوام که خودت بهم بگی چی بنویسم .

    ــ جزو کدام دسته هستم ؟؟؟

    1. افرادی که قبل از اینکه اوضاع خراب بشه تغییر می‌کنه ؟؟

    2. افرادی که وقتی اوضاع خراب میشه تغییر می‌کنه ؟؟

    3. افرادی که هرگز تغییر نمیکنه ؟؟

    ــ جزو دسته دومی هستم که دارم به سمت دسته اول میرم و هر روز بهتر میشم و بهتر به خودشناسی میرسم و زودتر تغییرات لازم را در تمام جنبه ها برای پیشرفت و موفقیت انجام میدم که البته تکامل میخواد و خدا را شکر با هدایت خداوند در مسیر خوبی هستم.

    ــ همیشه خداوند از طریق نشانه ها بهمون میگه که باید تغییر کنیم مثل همین نشونه هایی که استاد در کارشون دیدن و درامدشون به نسبت قبل کمتر شده و این روند در چند سال آینده دیدن که اگر همینطور پیش برن اوضاع بدتر و بدتر میشه

    ــ ذهن همیشه به خاطر تنبلی و اینکه دوست نداره تغییر کنه یه توهمات و ترس هایی را سناریو نویسی می‌کنه اما وقتی ما قدم برمیداریم و با وجود این توهمات تغییر میکنیم پاداش خوبی هم دریافت میکنیم مثلا تا چند هفته پیش من فقط تو تهران می‌چرخیدم و منتظر بودم که یه کسی دستم بگیره و بگه بفرمایید این کار خدمت شما و با استفاده از صدات پول بساز اما وقتی مجبور شدم و پول نداشتم و قرض کردم و پول قرضم هم الکی تموم شد به خودم اومدم و تازه هدایت و نشانه های خداوند بهتر متوجه شدم و با وجود ترس و توهمات ذهن رفتم و با حالی که کسی دیگه ای این کار منو انجام نداده واسه اولین بار انجامش دادم و به داخل پارکها میرم و واسه افراد اجرا میکنم و از لحاظ مالی خیلی خوب رشد کردم و بدهیم پس دادم و به آسانی کرایه اقامت خودم در یک مکان بسیار شیک و تمیز و با امکانات خوب پرداخت میکنم و غذاهای خوبی هم نوش جانم میکنم و چقدر با اعتماد به نفس تر شدم چقدر بهتر فهمیدم خیلی مهارت هام بیشتر و خیلی بهتر انجامش میدم و خیلی سپاس گذارتر شدم خیلی دارم از هر لحظه ام لذت میبرم و عشق میکنم و اما قرار که بازهم تغییر کنم و برم مرحله ی بعد که خداوند از طریق نشونه هاش و از طریق دستانش بهم میگه و قرار با یاری خودش از فردا برم واسه تغییر بدی و بازهم درهای از نعمت و روزی به روم باز بشه .

    ــ چقدر خوبه که این کار کنونی و این شرایط حال حاظری که داریم را با دید ده سال آینده نکاه کنیم که مثلا اگر من دارم واسه افراد در پارکها اجرا میکنم واسه ده سال آینده چی میشه خوب شاید یه خرده مهارتم بیشتر بشه چون فضای بسته ای هست و زمان زیادی برای اجرا ندارم بنابریان تغییر آنچنانی ندارم چون همین الان خیلی ایده ها بهم داده شده اما واسه این اجرا ها نیست بلکه برای یک فضای بزرگتر و زمان آزادتری هست که انشالله انجامش میدم و نتایج خوبش را مینویسم و از لحاظ مالی هم در ده سال آینده با همین کار نهایتا درآمدم چند برابر بشه که مهارت و کارهایی که من میکنم پتانسیل چند صد برابری رشد درآمد را داره و خیلی افرادی هستند که حاضرن به کار من پول خوبی بدن و از خداشون که با من کارکنن که هرچقدر من پیشرفت کنم و ایده ها را عملی کنم این افراد خودشون میان دنبالم .

    ــ خدایا شکر بابت این آگاهی و این فایل ها ،دقیقا همین الان شرایط من به این صورت هست که با علاقم تونستم درآمدی را کسب کنم که هر گز از کارهای دیگه به دست نیاوردم و این شرایط در کمتر از یک ماه با هدایت ربم رقم خورده که خودش همه کار واسم کرده و با حالی که وضعیت خوبی دارم اما دوست دارم باز تغییرش بدم و برم واسه یه مرحله بالاتر و بازهم شرایط بهتر و نتایج بهتر با همین علاقه و مهارت هام که بازهم با کارهای جدید و پیشرفت بیشتری در انتظارم و با قدرت با هدایت ربم انجامش میدم چون خداوند همیشه همراه من و به آسانی در هر کاری هدایتم می‌کنه و بهم میگه چیکار کنم من به توانایی هام ایمان دارم و قدرت ربم را دارم در هر کاری به آسانی وارد میشم و به آسانی خارج میشم و خداوند هدایتگر هر لحظه ی من و بیشتر از من میخواد پیشرفت کنم و بیشتر از من میخواد ثروتمند بشم و بیشتر از من میخواد خوشبخت بشم و مسیر پیشرفت و ثروت و خوشبختی را می‌دونه و منو در مسیر هدایت و حمایت می‌کنه .

    آفرین به خودم که در حال پیشرفت و یادگیری و بهبود هستم و با همین شرایطی که دارم کافی و ارزشمندم

    خداجون سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    نرگس پرورش گفته:
    مدت عضویت: 2510 روز

    به نام خداوند هدایتگر مهربانم

    «آدمها خیلی سخت تغییر میکنن»

    من هم این مورد در رفتار خودم و اطرافیانم دیدم ، عادتها به آدم احساس راحتی و امنیت میدن و وقتی دست به تغییر میزنی چون ذهن ب اون حالت جدید عادت و آشنایی نداره مقاومت می‌کنه و احساس سردرگمی و ترس سراغ آدم میاد . مثل زمانی ک به بودن ساعت روی یکی از دیوارهای خونه عادت کردی و سالها اون ساعت همونجا بوده و وقتی جای ساعت رو عوض می‌کنی تا مدتها هنوز هم وقتی میخوای ساعت رو ببینی به همون جای قبلی ش نگاه می‌کنی در حالی ک خودت جا ب جاش کردی اما تو در حالت آگاهانه جا ب جاش کردی ولی هنوز عادت ذهنت و ناخودآگاه ت عوض نشده و باورش نشده ک جای ساعت تغییر کرده و باز هم زمانی که تصمیم میگیری ک ساعت رو ببینی به همون جای قبلی نگاه می‌کنی .

    همین مثال ساده می‌تونه نشون بده که چقدر تغییر برای آدمها سخته . و البته نشون میده ک وقتی تو نیاز مبینی چیزی رو تغییر بدی اگر با اطمینان قدم اول رو برداری بقیه ی مسیر هم برات ساده تر میشه و پیش میری .

    وقتی عادت شده تو جمع ها و محافل از دیگران صحبت بشه تغییر این حالت و متعهد بودن به غیبت نکردن در شروع مسیر برای ذهن سخت و ترسناک هست . احساس سردرگمی بهش دست میده وقتی میخواد خلاف همه آنچه دیده و تجربه داشته عمل کنه … وقتی عادت کردی به عیب یابی و غرزدن و همه آنچه دیدی و انجام دادی تا مدتها تمرکز بر منفی‌ها و احساس ناسپاسی داشتن بوده تغییر این حالت به دیدن زیبایی ها و صحبت از نعمتها و شکرگزاری کردن برای نعمتها و حال خوب رو آگاهانه در خود ایجاد کردن نیاز به آگاهانه عمل کردن و تکرار و تمرین زیاد داره تا عادت شکل بگیره و بره تو ناخودآگاه ت اینطور دیدن و اینطور عمل کردن و خب تکامل رو هم باید درک کنی تا انتظار یکهو عوض شدن همه چیز در وجودت و پیرامونت رو هم نداشته باشی .

    همیشه زمانی که نیاز به تغییر هست نشانه هایی اتفاق می‌افته که خودت فقط درک شون می‌کنی ک میان تا بهت بگن که

    وقتی روند اون عادت و عملکرد رو برای ده سال آینده بررسی کنی بهتر میتونی متوجه بشی ک ادامه این عادت و عملکرد می‌تونه چ نتیجه‌ای برات داشته باشه تا درک جنبه‌هایی ک نیاز به تغییر داره برات قابل درک‌تر بشه .

    حالا نیاز به شهامت و ایمان داری تا بعد از شناسایی جنبه هایی که نیاز میبینی ک تغییر کنه قدم اول رو برداری و جریان تغییر رو شروع کنی و ایمان داشته باشی ک قدم‌های بعدی بهت گفته میشه .

    من همیشه باید آمادگی تغییر رو در خودم ایجاد کنم و هوشیار باشم نسبت به این موضوع .

    سوالی ک باید از خودم بپرسم اینه که :«چ جنبه‌ای از زندگی من نیاز به تغییر داره؟» همیشه میتونم زندگیم رو از این چ ک هست بهتر کنم و به سمت بهتر شدن حرکت کنم . مخصوصا در باورها و نگرشم ک‌ همواره باید تغییر ایجاد بشه چون زندگی من بازتاب باورهای من هست .

    1. من باید عادت به زیبایی دیدن و تمرکز کردن بر نکات مثبت رو در خودم ایجاد کنم چون متوجه شدم ک ناخودآگاه من عادت کرده به مرور و تکرار ناخواسته و تضادها و ب سادگی از کنار خوبی ها و اتفاقات خوب میگذره و اون ها رو بدیهی میبینه.

    2. باید تکرار روند مثبت و درست اجرای قانون رو در خودم ایجاد کنم چون انسان تنوع طلبی هست باید از این ویژگی کمک بگیرم تا متنوعانه قانون و اصل رو در زندگیم ب کار ببندم و اجرا کنم و از این تکرار لذت ببرم بخاطر اهرم لذت و رنجی ک در وجودم ساخته شده .

    3. روی باور توحید خیلی باید کار کنم چون خیلی اوقات ک ب افکارم و واکنش م به رفتارها و شرایط نگاه می‌کنم شرک رو مشاهده میکنم و می‌دونم ک این باورهای شرک آلود چقدر در نتایج م و در افکارم تاثیرگذار هست .

    4. در روابطم باید عادت کنم به روشی ک استاد آموزش میدن در باب توجه به اخلاق خوب و مثبت آدمها وجه خوب و مثبت آدمها رو برانگیخته کنم .

    5. باید راحتتر برای خودم و لذتم و خواسته هام خرج کنم و اینقدر نگران خرج کردن نباشم با تقویت باورهای فراوانی و ثروت ساز .

    6. کمتر ایراد بگیرم و بیشتر تحسین کنم و کلام مثبت رو ب عادت خودم تبدیل کنم .

    7. عادت کنم که با خودم صحبت کنم در مورد قوانین و زیباییها و اتفاقات خوبی ک برام می‌افته تا با عمل کردن به قانون ب این شکل این جنس اتفاقات رو به زندگی خودم دعوت کنم.

    خدایا شکرت بابت درک و فهم امروزم در مورد قانون و تکرار دوباره‌ی اون

    من رو در دسته ی عمل کنندگان قرار بده .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    نگار گفته:
    مدت عضویت: 1807 روز

    سلام به استاد عزیز، خانم شایسته ی دوست داشتنی و همه ی دوستانم

    ساعت ده شبه. شنبه ست. همسرم سرکاره و دخترکمون خوابه. زمان شام منه ، نودل تند و اتشین و خوشمزه از توی کاسه داره بهم چشمک میزنه و میگه نگار خانوم بفرما شروع کن.این لحظه ی تنهایی با خودمو خیلی دوست دارم. شاید براتون خنده دار باشه ولی این زمانها برای من حکم مراقبه رو داره، من سوپ خوشمزه م سکوت خونه و صدای شب، صدای نسیم که میپیچه لای شاخ و برگ درختای حیاط، صدای سوت سوت زدن هاپوی سیاه و بزرگمون از توی حیاط که توجه میخواد و غر غر کنان و شاکی میاد میشینه دقیقا پشت پنجره ای که من نشستم و در سکوت خیره میشه به روبرو صدای خیلی آرومه ماشین ظرفشویی که داره کدبانو وار و تمیز و دقیق ظرفارو میشوره. این روزا حالم یه طور دیگه ست. یه چیزی تغییر کرده که نمیدونم چیه. کنترل خشمم برام راحتتر شده، امروز از صبح تا شب با دخترم خوش اخلاق و صبور و پایه بودم اصلا عصبی نشدم. حرص نزدم که کارامو حتما سر یه ساعت خاص انجام بدم. کودک شدم و باهاش بازی کردم، با لذت به تماشای تخیلات بینظیر کودکانه ش میشینم. عاشق کارتون فروزن و شخصیت الساست، هرروز، روزی چندبار از من میخواد که موهاشو مثل السا یک طرفه ببندم، و چون موهاش اونقدر بلند نبست، با پونصد تا گل سر روی سرش فیکس میکنم موهارو. مثل هرروز یه بالش از روی مبل برمی داره، سوارش میشه و وانمود میکنه خودش الساست و سوار اسب بلورینش داره میره دنبال سرنوشت. اهنگ

    Show yourself

    رو براش میگذارم و با تمام وجود السا میشه و سوارکاری میکنه. اواز میخونه و بند به بند اهنگ و حرکات السا رو اجرا میکنه. انقدر محو تماشاش میشم که انگار بار اولمه دارم این نمایش رو میبینم. همسرم وسایلش رو برمیداره مارو میبوسه و خونه رو به سمت محل کارش ترک میکنه. باید چهارده پونزده ساعت رانندگی کنه. استاد امروز برای اولین بار از این فایل نوت برداشتم، بارها شنیده بودمش ولی امروز فرق داشت. این روزها که با تعهد بیشتری دارم ذهنمو کنترل مبکنم دارم به چشم تغییرات کوچیک رو در جهانم میبینم. رابطه م با همسرم رفاقتی تر شده، دخترم خیلی دلبرتر شده، دوستام بهم پیام میدن و حالمو می پرسند. خیلی شبا دخترم یکهو بی هوا منو میبوسه و میگه گودنایت مامان و بلافاصله توی تختش سر و ته میشه و به خواب میره بدون اینکه من تلاش کنم با قصه خوابالودش کنم. فایلهای شمارو همیشه مدتهاست با ایرپادم گوش میکنم چون فعلا خودم در مکتبتون دانش اموزم. اما این روزها میبینم همسرم ناخوداگاه یه وقتایی تو خونه داریم صحبت میکنیم یکهو میگه خدایا شکرت. جالبه منم که به فایلهای شما گوش میدم ولی ایشون هم شخصیتش تغییر میکنه و شاکرتر و پر از ارامش تر میشه! میره فایلهای گنج حضور گوش میده موقع رانندگی، اخبار خیلی کمتر گوش میده و به جاش مسابقه های ورزشی رو دنبال میکنه. امروز با پدرم ویدیوکال کرده بودم و کفت توی ازمایشاتش دکتر دوباره توده دیده پ باید بره پت اسکن که ببینه خوش خیمه یا نه. برام جالبه هم من اروم بودم هم ایشون. خوب وقتی خودمو با نگار یکی ماه پیش و قبلتر مقایسه میکنم و این نتیجه های هرچند کوچیک رو میبینم، حس میکنم تغییر کردم، نمیدونم قراره چی بشه ولی امید دارم، امیدوارترم این روزها و شکرگزاریام یه کوچولو بیشتر شده. روی صفحه ی موبایلم این جمله رو توی این مدتی که تمرکز بیشتری روی خودم گذاشتم نوشتم:

    اگه توی مسیر نمونم، روز به روز بد بختتر، عصبی تر، فقیرترو تنهاتر میشم و مجبور میشم برگردم به اون …

    همین باعث میشه تا افسار خشمم از دستم داره در میره یا یه کلام نیش دار از دهانم پرتاب میشه بیرون، سریع مچ خودمو بگیرمو زیپ دهنمو ببندم و هرطور شده احساسمو سریع خوب کنم. توکل به خدا . ایشاله راحتتر و راحتتر میشه به مرور اینکار برام.

    برم که بعد از جمع کردن اشپزخونه به درسم برسم و تا سه شب بیدار بمونم و روش کار کنم به امید خدا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    کامران گفته:
    مدت عضویت: 1610 روز

    به نام خداوند

    تمام اتفاقات زندگی من توسط افکار من رقم میخوره ن هیچ عامل دیگه ای

    چک های جهان بد جور منو داره کبود میکنه

    چه در رابطه و چه در کسب و کارم

    من ی مشگل اساسی که دارم اینه که ظرف بسیار سوراخ هست و هر درآمدی که دارم خروجی بالایی داره پول انگار با من قهره و ی اعترافی هم بکنم ک شایدم اکثریت هم همینطور باشن. فقط من دارم فایل گوش میدم. ولی رفتارم همون گذشته انتظار نتیجه هم داریم

    نعمت های خداوند بسیار فراوان و عالی هست

    نعمت های خداوند بی نهایت است ولی من باید ظرف رو بزرگتر کنم. من نباید در حاشیه امن خودم وایسم

    من نباید اشتباه کنم خداوند از بینهایت دست به من کمک میکنه که م حرکت کنم و اون هدایت گر من هست ولی من جلوی دریافت الهامات رو گرفتم چطوری. آنقدر مثل اطرافیانم عمل میکنم ی الهام یا ایده عالی میاد و میتونم استارت یک کار رو بزنم میپرم بوق و شیپور میگیرم آقا به نظر تو یا به نظر تو یا به نظر تو من این کار رو شروع کنم هر کسی هم بر اساس باور های خودش ی نظر میده اون موقع من میمونم و پر از ترس و استرس

    بابا تغییر شخصیت وجود میخواد ی دل بزرگ میخواد که هر اتفاقی هم افتاد بگه الخیر ما فی وقع. آره ایناست

    اره تغییر شخصیت از درون هست ن رفتار. درون عوض بشه آدم ها موقیعت ها شرایط ها همه تغییر میکنن من فقط حرفم من آدم عملگرا نیستم

    من دوره دوازده قدم دارم سه ساله هنوز قدم دوم هم تا آخر گوش ندادم بعد انتظار دارم که نتیجه بیاد. من که هنوز چکاب ننوشتم انتظار دارم که اتفاق بیفته

    من که هنوز تمریناتش انجام ندادم منتظرم اتفاق بیفته چی اتفاق بیفته. دراز بکشم بگم من دارم تغییر میکنم. ن تغییر یعنی ایمان به خداوندی که درها ر باز میکنه

    تغییر یعنی انجام ندادن خیلی از کار ها

    تغییر یعنی تحسین کردن

    تغییر یعنی دوست داشتن خودم

    تغییر یعنی وابسته بودن به خداوند

    من نمیدونم چرا مقاومت دارم باید حال کنم باید حرکت کنم. و به خودم قول میدم و متعهد میشم که فقط عمل کنم. حتی هر روز یک قدم انجام میدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    الهام عزیزپور گفته:
    مدت عضویت: 3096 روز

    بنام خدای بخشنده و مهربان

    خدایا هرآنچه که دارم از آن توست و تو به من دادی.

    خدایا هر موفقیتی که دارم و کسب کردم از آن توست و تو به من دادی.

    الهی به امید تو

    سلام به استاد عزیزم

    وقتی به کمی دورتر فکر کردم دیدم من از آدمی ناراحت و غمگین و همیشه عصبانی تبدیل شدم به فردی شاد و امیدوار و کمی خونسرد .

    از آدمی که همیشه با عقل و منطق خودش تصمیم میگرفت تبدیل شدم به فردی که تمام تلاشش را میکنه که با کمک به نیروی درونش با حساب کردن روی خدا و الهامات پیش بره .

    خدا را هزاران هزار مرتبه شکر که جریان زندگی به سوی رشد و پیشرفت و بهبود دائمی و تلاش برای بهتر شدن است .من اصلا آدم قبلی نیستم . من شخصیتم تغییر کرده

    ولی یه احساسی از درون میگه :

    الهام از این بهتر و از این فعالتر و از این با انگیزه ار هم میتونی باشی .

    ومن دارم تلاش میکنم جسورتر و با ایمان بیشتر پیش برم .

    من یک کانال شخصی برای خودم در موبایلم درست کردم و از مردادماه سال گذشته شروع کردم به نوشتن چکاپ فرکانسی زندگیم .

    در تمام زمینه ها اومدم نوشتم الان در چه جایگاهی هستم و میخوام ببینم تا یکسال بعد چه تغییرات در زندگی من اتفاق میفته .

    وقتی امسال اومدن و چکاپ فرکانسی خودمو چک کردم اصلا باورم نمیشد که این همه نتیجه و معجزه تو دستم دارم .

    بیشترین تغییرات من از نظر شخصیتی و شرایط مالی بود که خیلی خوشحال شدم بیشتر بابت اینکه خدارا شکر در مسیر رشد هستم و دارم ادامه میدم ، البته شاید یه جاهایی کم کاری کردم ولی هیچ وقت این مسیر را رها نکردم و به خودم افتخار میکنم که طی این 7 سال که عضو سایت هستم سراغ هیچ منبع و آموزش و کتاب خاصی نرفتم و متعهدانه همین جا ایستادم و به این مسیر زیبا ادامه میدم .

    خداوند را سپاسگزارم که منو به این سایت هدایت کرد.

    خداوند را سپاسگزارم بابت حضور استاد عباس منش و خانم شایسته و دوستان سایت .

    خداوند را سپاسگزارم بابت این همه فایل هدیه و دوره ها و کامنت دوستان و بخش عقل کل سایت .

    یا رب العالمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    محبوب فرقانی گفته:
    مدت عضویت: 2894 روز

    رد پای روز پنجم. خب تغییر کردن جسارت میخواهد. من همیشه از پدرم فراری ام. پدرم به واسطه ی احساس گناهی که به من و تمام اعضای خانواده ام میده، شخصیت محبوبی نیست. و حالا میفهمم که چرا همسری صد برابر بدتر از پدرم رو به زندگیم جذب کردم. من همیشه احساس گناهی که پدرم به من داده رو تو تمام این سالها با خودم حمل کردم. و همیشه با اسم اینکه احترام پدرم رو حفظ کنم در قالب یک قربانی باقی موندم و ذهنم این الگو رو یاد گرفته تا همیشه با مظلوم نمایی و حس قربانی شدن، احساس ترحم اطرافیان رو به سمت خودم جذب کنم. اما از این به بعد می‌خوام روند فکری خودم رو تغییر بدم و بپذیرم که این منم که دارم به پدرم اجازه میدم بهم احساس گناه بده. و از این به بعد تغییرش میدم. میرم به سمت اینکه می‌خوام شاد باشم. می‌خوام از درون با خودم در صلح باشم. زندگی من یک فرصت تکرار نشدنیه. می‌خوام زیبایی های جهان رو تجربه کنم. و اینکه می‌خوام یک شخصیت سپاسگزار از خودم بسازم. همین لحظه نجوای منفی ذهنم رو کنترل میکنم و ذهنم رو میبرم به سمت اینکه تمام انسان ها تکه هایی از خدا هستند.و ما آمدیم تا کنار هم تجربه خودمان را بسازیم. خدایا شکرت و به امید ساختن یک شخصیت سپاسگزار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    سید میلاد حسینی گفته:
    مدت عضویت: 461 روز

    به نام خدای مهربان

    خداوندی که در هر لحظه داره من رو هدایت می‌کنه به سمت علایقم و به سمت خواسته هام و صدها هزاربار شکرگزارشم که من رو در این مسیر قرار داده که بتونم اون رو بشناسم و با شناختش، قوانین این دنیا رو بشناسم و زندگی بهتری رو برای خودم رقم بزنم تا به پیشرفت و گسترش جهان هستی کمک کنم.

    خدای من، پروردگار آسمان ها و زمین، پروردگار ستاره ها و کهکشان ها و سیاره ها و منظومه های تمامی این جهان، پروردگار تمامی حیات بر روی زمین و زیر زمین و در آسمان ها، رب و پرورش دهنده و هدایتگر تمامی مخلوقاتشه. این پروردگاریه که من بهش ایمان دارم. پروردگاری که هر روز دارم بیشتر از قبل می‌شناسمش، پروردگاری که احساس خوبم، احساس آرامش قلبی‌م، مدار ذهنیم، انگیزه روزافزونم برای زندگی کردن همه و همه بواسطه شناخت قطره ای از دریای وجودی اونه.

    پروردگاری که وقتی به عظمتش، به قدرتش، به مهربونیش، به اینکه چقدر توی زندگی هوام رو داشته، به اینکه چقدر و درچه شرایطی به من کمک کرده و من رو از چه مخمصه هایی نجات داده، پروردگاری که در هر لحظه از زندگیم در کنارم بوده و همه چیز رو در مورد من می‌دونه و به قول خودش:‌ انی قریب عه. پروردگاری که وقتی به حضورش و اثرش در زندگیم فکر می‌کنم، چیزی جز اون نمی‌بینم و در همه چیز او رو می‌بینم.

    اما من هم انسانم و خیلی وقت ها ممکنه فراموش کنم که این نیروی کیهانی پشت منه. ممکنه گاهی فراموش کنم و از یاد ببرم که همچین خدایی رب جهانه و دچار ترس، تردید، استرس، شرک و … کلی اشتباه دیگه بشم. اما نکته اینجا نیست که من اشتباه نکنم چون بالاخره من انسانم و توبه پذیری از صفات بارز رب منه. اصل اینه که از اشتباهاتم درس بگیرم و اونها رو تکرار نکنم و به سمت هدف هام گام بردارم با این ایمان که پروردگار کل جهان پشت منه و وقتی اون پشت منه کیه که می‌خواد من رو از خواسته هام و رسیدن به اونها منع کنه؟

    تنها محدودیتی که ما بر روی خودمون می‌ذاریم تا این باورها رو در مورد خدا داشته باشیم افکارمون و باورها و الگوهاییه که از قبل داشتیم و هیچ فکری در موردشون نکردیم و همه اونها رو بدون هیچ دلیل و مدرک و منطق محکم و منسجمی پذیرفتیم فقط به این دلیل که بقیه اینجوری فکر کردن.

    اگر به خدا ایمان داشته باشیم، اگر رب تمام آسمان ها و زمین رو کنارمون ببینیم، اگر گام رو در مسیر علایقمون برداریم و حواسمون به الهامات خداوند باشه که در هر لحظه از زندگی‌مون در حال هدایت ماست و باور داشته باشیم که خدا با ما حرف می‌زنه و به ما نزدیکه و جایی دور از ما نیست و لیاقت این رو داریم که مثل حضرت ابراهیم رفیق خدا باشیم اون وقته که در هر لحظه از زندگی‌مون خداوند رو یار و یاور همیشگی و اون رو نزدیک می‌یابیم.

    وقتی هم که در مسیر خواسته ها و علایقمون گام بر می‌داریم و هر روز در مورد اونها مطالعه می‌کنیم و هرروز در حال کار کردن بر روی خودمون و مهارت هامون هستیم و هر روز داریم با انگیزه، علاقه و عشق بیشتری بر روی اون کار وقت می‌ذاریم، قطعا خداوند نتایجی رو به ما نشون می‌ده که حتی در مخیلات ما هم نمی‌گنجه. چون ما باورش کردیم. چون ما ایمان داشتیم که کسی هست که ما رو در هر لحظه داره هدایت می‌کنه و ما رو در هیچ برهه ای از زندگی‌مون حتی برای یک لحظه رها نکرده.

    خدایا شکرت بابت خودت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    نگار گفته:
    مدت عضویت: 1807 روز

    سلام به استاد عزیز، خانم شایسته ی دوست داشتنی

    و همه ی دوستانم

    نکاتی که درک کردم از صحبت های استاد دراین فایل:

    – باید بدونیم که جهان همواره در حال تغییره، ما هم باید همیشه تغییر کنیم به سمت ایجاد بهبودهای دائمی در تمام جنبه های زندگیمون

    – باید در تمام جنبه های زندگیمون و در تمام لحظات آمادگی تغییر رو داشته باشیم

    در ناتوانی مطلق هم اگر انسان بخواهد، و ایمان داشته باشد و خداوند رو باور کند میتونه تغییر کنه و شرایط زندگیش رو تغییر بدهدتا نتایج بزرگ بگیره ولی بهتره نگذاریم که دچار رکود بشیم و اوضاع انقدر بد و سخت بشه که بیچاره و ناتوان بشیم و مجبور بشیم که تغییر کنیم یا نابود بشیم

    -اگه در شرایطی هستیم که چیز جدیدی یاد نمی گیریم و تکراری شده، الان زمان حرکت و تغییره.

    -افراد بخاطر ترسها و نگرانی ها و بی ایمانی هاشون و اینکه نمی دونند آینده چی میشه دست به تغییر نمیزنند و حرکت نمی کنند.

    -باید شهامت داشته باشیم تا از توانایی ها و مهارتهامون برای پیشرفت و موفقیت بهتر و بیشتر استفاده کنیم.

    – با انجام تغییرات، حرکت کردن و شکست و موفقیت هامون، تجاربی کسب میکنیم که باعث میشن بزرگتر، قوی تر، شجاعتر و با ایمان تر بشیم و قدمهای بزرگتر و بهتر برداریم و نتایج عالی تر کسب کنیم.

    -جهان/خداوند همواره داره با زبان نشانه ها با ما صحبت میکنه، باید حواسمون باشه تا نشانه هارو ببینیم و به موقع تغییر کنیم.

    – اگه در هر زمینه ای از زندکیمون نشانه ای دیدیم، باید به فکر اعمال تغییر در اون زمینه باشیم و عوامل بیرونی مثل رکود و تورم و … رو نپذیریم.مثلا کسب و کارمون داره هرماه درامدش کمتر میشه، با همسرمون تعداد دعوا ها و اختلاف نظرها بیشتر میشه و…

    -باید بتونیم 10 سال آینده ی اون روندی که الان داریم رو ببینیم و از خودمون بپرسیم آیا اون جایی هست که میخوام واقعا باشم یا نه؟با دیدن روزهای سخت اینده، باید اون رنج رو الان حس کنیم و برای حرکت و انجام تغییرات انرژی بگیریم.

    – همیشه توی هر شرایطی که هستیم، باز هم جای بهبود داره، میتونه بهتر ازین باشه. و میشه با تغییر در باورهامون و طرز فکرمون بهترش کرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: