چه موضوعی را باور کرده ای؟ - صفحه 49 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری چه موضوعی را باور کرده ای؟
    745MB
    46 دقیقه
  • فایل صوتی چه موضوعی را باور کرده ای؟
    45MB
    46 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1057 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه پورهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 1814 روز

    خدایا سپاسگزارم که اینجا م

    خدایا خوب می‌دونی که این روزها دارم با دوره ی روانشناسی ثروت 1 باورهایی رو در خودم می سازم که به تمام خواسته هابی که این چند ساله حتی بهشون فکر هم نکرده بودم ، باورهای قدرتمند کننده‌ای می سازم و دارم براشون حرکت می کنم که بهشون برسم.

    خدایا امروز این فایل رو برام هدیه دادی که بیا درست و حسابی کار کن و ببین چه باورهایی جلوی پیشرفت تو رو گرفته.

    خدایا کمکم کن بشناسم باورهایی که تو این چند ساله بهم کمک کردند و من با پذیرش اونها حرکت کردم و موفق شدم

    خدایا تو بگو که بنویسم.

    استاد عزیزم سلام

    مریم جان سلام

    دوستان همراه سلام

    امید دارم که همگی در پی پیشرفت خودمون باشیم و با الگوی مناسب که من دوست دارم شبیه عباس منش باشم رشد کنیم

    باورهایی که به من کمک کردند که حرکت کنم و بهم قدرت دادن و نفع داشتند…..

    من باور کردم که خودم باااااااید موفق بشم و رو همسرم، پدرم ، مادرم، برادرم، و فرزندان م، و هیچ کس دیگه حساب نکنم.

    برای همین سال گذشته همزمان با طی کردن دوره دوازده قدم بلند شدم و حرکت کردم با این باور که. پور هدایتی درسته اوضاع خرابه، درسته عزت نفس ت زیر سوال رفته اما کافی ست فقط با باور توحیدی که خدا هست و هدایت می کنه بلند شو و حرکت کن ایمان داشته باش موفق می شوی.

    من دقیقا زمانی بلند شدم برای حرکت که جیبم کاملاً خالی بود و نا امید از اطرافیان م بودم.

    با یک کیف مدارک و چند تکه لباس بلند شدم و حرکت کردم و به خانواده ام اعلام کردم که من می خواهم مستقل بشم

    من می خواهم موفق بشوم

    من می خواهم استقلال مالی داشته باشم.

    با اینکه همه مسخره می کردند و مخالف سر سخت بودند من تصمیم گرفتم تو اون لحظه مهاجرت کنم.

    من رفتم به شهری دیگه تنهایی….

    و فقط تو مسیر با خدا حرف می زدم که تو تنها کسی هستی که می توانی و قدرت داری و من می تونم روش حساب کنم پس هدایت م کنم من هیچی نمیدونم، من بلد نیستم ، من عاجزم.

    یادمه برای اولین بار خودم تنهایی دنبال کار می گشتم و با این امید که من الآن یک ورودی می خواهم.

    حرکت کردم و هدایت شدم به یک رستوران بیرون بر

    یادمه اینققققققققدر هدایتی بود که روز مصاحبه ، اون صاحب رستوران از من هیچی نخواست و فقط گفت شما از فردا صبح می تونی بیای سر کار.

    من با یک حقوق خیلی ، خیلی کم رفتم سر کار ولی امیدم ، اعتماد م به خداوند خیلی خیلی زیاد بود.

    هر روز خوشحال و شاد می رفتم و با یک حقوق کم که ماهیانه دریافت می کردم و با یک غذای روزانه که قانون اون رستوران بود که به کارمندانش می داد شکم خودمو سیر می کردم.

    چی شد این اعتماد

    چی شد این ایمان

    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    صابر صبوری گفته:
    مدت عضویت: 1623 روز

    سلام به استاد عزیز بانو شایسته عزیز وتمام دوستان خوبم .

    چه اندام فوق العاده چه فضای بهشتی زیبای بهاری که عکسش همیشه بگراند گوشیم است

    .بریم سراغ موضوعات این فایل استاد اول این را بیگم تا چند سال پیش اصلا اطلاعی با این موضوع ‌،باور، نداشتم اصلا نمی‌شناختم اولین بار چند سال پیش یک فایلی از شما دیدم که در مورد معرفی دوره ثروت یک بود در صالون در ایران که درمورد باور ها صحبت می کردین یادم هست می گفتین اگر یک فکر هزار بار یا بیشتر در زهن شما تکرار شود جز از باور های شما می شود یا هزار بار خودتان به خودت گفته باشی یا هزار نفر به شما گفته یا یک نفر که بالایش اعتماد داری به شما زیاد گفته باشد اون میشه باور تان وباید تغیر کند و در مورد فیلم تایتانیک صحبت کردین که چطور باور های مخرب به زهن ما در مورد ثروت می دهد .

    اول اینکه اون بچه فلم ،جک، که با قمار و شانس بلیت کشتی را برنده می شود این یعنی ما نمی توانم در جاهای ثروت مندان زنده گی کنیم مگر چانس بیارم مثل اون جک که برنده بلیت شد به نظرم بسیاری از مردم به همین دلیل وارد قرعه کشی می‌شود یا لاتری های مختلف شرکت می کند چون باورش این است که نمی تواند به صورت طبیعی به این جاها برسد.

    اون طبقه کشتی که ثروت مندان است چقدر مهمانی سرد بی مزه دارد اون طبقه که فقرا کار گر ها است چقدر شاد است می زند می رقصد اون الماس قیمتی را را ان خانم به دریا میندازد خوب چه قدر باور های مخرب داشت.

    .ودیگر اینکه شما در فایل ،،، قدرت اراده در مقابل عمل کرد مغز،،،،،، سوالی پرسیدید ،،اگر کسی در بخت ازمای شرکت کند ویک پول گنده ببرد خوش شانس است یا اگر ببازد خوش شانس است ،، من وقتی جواب را از شما شنیدم خیلی خوش حال شدم چون از اون آدمی استم باختم پول زیادی را در بازار ها مالی ومن خوش شانسم چون دیگر در این دام ها نمی افتم ولی برادر خوردم که در یک قرعه کشی یک ایفون برنده شد اون بنده خدا حالا همیشه در حال شرکت کردن در قرعه کشی های مختلف است این باور محدود کننده شانس است که خیلی هم محکم است حتی خودم با وجود اینکه می فهمم که ایراد دارد باز هم برای تغیر ش تقلا می کنم ..

    باور دیگه .با شنیدن صحبت های استاد گذشته ام از پیش چشمم رد شد باور کمبود است که داستان هایش هم در فایل استاد هم در زنده‌گی خودم دیدم که چطور همیشه ما در معرض کمبود نعمت پول غذا لباس هر آنچه که جز از ضروریات زنده گی است بودم که خیلی ریشه دار است همین حال که این متن را می نویسم فقط این باگ ها از زهنم خارج می شود که اصلا فکرش را هم نمی کردم که چیزی در لایه زیرین زهنم باشد ..

    باور بعدی که زیاد خوانده در زهنم بحث معنویت و ثروت است همیشه تکیه خانه ها کتاب ها خانواده گفته امامان ما نان خشک و نمک می خورد این دیگه واقعا که زهنم را تسخیر کرده است یادم است اولین روز ها که در دانشگاه مان رفتم باید با استاد معرفی می شدیم درس نداشتم اون استاد از مباحث موفقیت می فهمید از ما در مورد اهداف و آرزو های ما سوال می کرد هر کس یک چیزا می گفت وسوال بعدی را پرسید گفت که ها دوست دارد پول دار شود میان 30 نفر فقط یک نفر دستش را بالا کرد من می خواهم پول دار شوم ما بقی دست مان پایین بود از همه ما پرسید که چرا نمی خواهید پول دار شوید همه بلا استثنا گفتیم که ما را به بیراه می کشاند و اون دوست ما دستش بالا بود گفت پول خوبس که می توانم راحت زنده گی کنیم بلی این باور خدا ومعنویت ثروت خیلی ریشه ای هست امشب که حرفای استاد را شنیدم این اتفاق از پیش چشمم رد شد اصلا چطور باید تغیر بدم اگر دوستان لطف نماید که روی این نکته نظرات شان را با ما به اشتراک بگذارد خوشحال می شم .باور بعدی که ضربه محکمی خوردم مشورت کردن با افرادی نا موفق حالا یادم آمد رفتم پیش استاد دانشگام گفتم چطور از رشته مورد علاقه پول دار و موفق شوم اون بنده خدااین قدر باور های مخرب داد با زهنم که اصلا یک سم را در زهنم تزریق کرد که نمیشه چون سنت بالا رفته کشور فلان فلان است امکانات نیس اصلا نا امیدشدم ورفتم سراغ راه ها میان بر که همان بازار ها مالی شرکت ها عجیب و غریب بود خوب نتیجه ام مشخص است این را هم بیگم که باور ام در مورد پول رشته مورد علاقه ام را درست کنم چون قبلا تخریب شده بود توسط استاد دانشگاه خانوا ده اطرافیان خوب همین مطالب از زهنم گذشت بریم سراغ خو اندن نظرات دوستان عزیز

    خداوند یا و یاور همه تان ..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    gold گفته:
    مدت عضویت: 2210 روز

    بنام خداوند بخشنده و مهربان و رزاق وهدایتگرم ،

    سلام به استادان مومن و محترم استاد عباس منش وخانم شایسته گل،

    خیلی دلتنگ فایل جدید وصدا و تصویر زیبای پردایس نشینان عزیز بودم،

    درست استاد جان به هرچی باور کنیم ،موفق می شویم در آن زمینه ،

    من باور داشتم که معلم خوبی می شوم، و همینطور شدم،

    من باور داشتم که میشود درسن تقریباً بالا هم دانشگاه رفت تحصیل کرد ،وموفق شدم،

    من باور داشتم که معمولا مرد ها همسرانشان را کتک می زنند ،وهمین طور هم شد،به همین دلیل وبد رفتاری همیشگی همسر م بعد از 31 سال زندگی مشترک مجبور شدم جدا شوم،

    من باور داشتم در پرورش درخت میوه تبحر دارم ازفقط یک درخت آلبالو دریک باغچه کوچک در حیاط بیشتر از 20 کیلو از یک درخت کوچک آلبالو برداشت کردم،

    من باور داشتم و دارم که باوجود مشکلات زیاد عاطفی و خانواده گی ولی من خانم قوی هستم به طرز معجزه آسایی سلامتی ام را به دست آوردم ،وخیلی بیماری ها را شکست دادم،به لطف الله مهربان ،

    من باور داشتم روزی فراوان ازطرف خداوند برایم مقرر شده ،وقتی بادست خالی از زندگی آمدم بیرون در طی 2سال اکثر وسایل زندگی را خریدم و تنهایی زندگیم را به همراهی خداوند عزیزم ادامه می دم،

    یک باور نادرست داشتم که اگر محصولات سایت عباس منش را بخرم خیلی وضعیتم تغییر می‌کند .با امید چند محصول .طلایی مثل احساس لیاقت. دوره حل مسئله.وعزت نفس را خریدم ،ولی چون ضعیف عمل کردم و تمرینات را انجام نمی‌دادم نتیجه بزرگ وچشم گیر نگرفتم ولی همین موفقیت های که کسب کردم .مثل جرات طلاق گرفتن،قبول نکردن خفت خواری بیشتر،خرید خیلی چیزها وکمک مادی به فرزندم ،هم از برکت تغییر نگرش کمی که ایجاد کردم بود ،واز خدای رزاقم وشما استاد عزیزم وبانوی به حق شایسته سپاسگزارم ،استاد بچه ها سایت اگر راه کاری برای غلبه بر تنبلی ،وبیماری تیرویید وافسردگی دا رید بفرمایید چون واقعاً می خواهم تغییر کنم ،منتظر راهنمایی و راهکارهای شما هستم ،

    همه مان در پناه خدا توانا موفق ،سلامت ،ثروتمند باشیم ،خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    امید محسنی گفته:
    مدت عضویت: 3022 روز

    از وقتی در روند تغییر قرار گرفتم همیشه یک چیزی مانع پیشرفت من میشه. یک قدم میرم جلو و بعد 2 قدم برمیگردم عقب

    مدتی هست دارم فکر میکنم مشکل کجاست و به این نتیجه رسیدم که باوری هست که هم میتونه من رو به جلو ببره و هم میتونه من رو به عقب ببره . این باور میتونه برای بعضی آدمها مفید باشه و باعث پیشرفت اونها باشه و برای بعضی آدمها عامل پسرفت

    و اونهم اینه که ” احساس خوب باعث بوجود اومدن اتفاقات خوب میشه”

    من هر چقدر هم ورودیها را کنترل کنم باز مجبورم هر روز با احساسات بد روبرو بشم

    شاید برای یک عده ای که سربالایی زندگیشون رو رد کردن و الان به یک آرامش نسبی رسیده باشن این باور بسیار مفید باشه ولی برای بقیه که در شرایطی زندگی میکنند که حجم احساسات بد زیاد هست این باور مناسب نباشه

    چرا که کلا مغز دو دو تا چهارتا میکنه و میگه بیخیال

    سر سال باید اجاره ات دوبرابر بشه

    بچه نوجوونت که از مدرسه برگرده شروع میکنه به راه رفتن رو اعصابت

    پدرت قراره این حرفو بزنه

    جرات داری برو خرید تا کلا از زندگی ناامید شی و……..

    به دور و برم نگاه میکنم

    طرف حالش بده داره پیشرفت میکنه

    اونیکی حالش خوبه داره پیشرفت میکنه

    یکی دیگه حالش خوبه داره پسرفت میکنه

    یکی هم حالش بده داره پسرفت میکنه

    واقعا نمیتونم به هیچکدوم وزن بیشتری بدم و بگم که این درسته

    البته که داشتن احساسات خوب آرزوی هر کسی هست و همه دنبالشن

    اما به این نتیجه رسیدم که این باور کمکم نمیکنه و بهتره باور جدیدی بسازم

    ” چه احساسم خوب باشه یا بد پیشرفت میکنم”

    “چه اخبار ببینم یا نه پیشرفت میکنم”

    مگه مغز موقعیکه میخواد عملیات تنفس را انجام بده میگه تو احساس خوب نداری پس نفس نمیکشم یا اینکه احساس خوبی نداری پس خون رو تو رگها به جریان در نمیارم

    اگر مغز به این مرحله برسه یعنی بیماری یا مرگ (و در اثر باور شاید برسه)

    فکر کنم این برام مفیدتر باشه

    “من پیشرفت میکنم و این به چیزی وابسته نیست و حالا که حسم خوبه پس دوبرابر پیشرفت میکنم”

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    مریم غدیری گفته:
    مدت عضویت: 4080 روز

    دروووووود، دروووود، دروووود

    دیشب هدایت شدم به این فایل، وای چقدر نیاز داشتم بهش، استاد تازه دارم میفهمم چرایی داستان زندگیمو، این طرح واره ای که از اساس مشکل داره و باید با باورهای درست بهش حمله کنم( همین واژه ی حمله نشون میده که تلاش ذهنیمو باید بیشتر کنم). بعد از اینکه با کمک فایل هاتون خودمو شناختم گفتم اگه من بتونم پیشرفت کنم هرکی دیگه هم میتونه‌. یعنی این حد خودمو پایین میدیدم. واقعا تصوری از پیشرفت مالی نداشتم. چون به قول شما بنیادی میگفتم من که نمیتونم….خدایا داری با این فایل بهم میگی من میتونم.فقط باید بیشتر تلاش ذهنی کنم.چون قدمهامو برداشته ام و برمیدارم… اینکه دیگران میتونن بذرهای غلط در ذهنمون بکارن…و من چقدر تلاش می‌کنم به شاگردام باورهای درست بدم و همش دارم این موضوع رو با خودم چک میکنم و برام مهمه. همش از خدا میخوام هدایتم کنه به سمت باورهای ذهنی بهتر و سالم‌تر. کلا چیزی که در گذشته باورش کرده بودم عدم لیاقت و شایستگی به جایی رسیدن بود. همه کار می‌کردم ولی با باور عدم لیاقت. ایمانی که دارم برای توانستن خیلی بهتر شده، واقعی تر شده. قبلا انگار شعار میدادم ولی حالا ذهنم باور کرده. کلی نتیجه دستمه. کلی رشد. خیلی خوشحالم. خدایا سپاسگزارم. استاد دوباره باید بشنوم و دوباره و دوباره. آینده ی من روشنه. هم در شغلم، هم در وضعیت مالی ام، هم در روابطم. به شرط ایمان و توکل و تعهد و تلاشم. باید وقت بذارم. الان 22 ساعت کار میکنم در هفته ، درآمدم نسبتا خوبه ولی باید بیشتر بشه. باید همین مقدار هم روی باورهام کار کنم تا نتایج بیاد. من میتوانم من لیاقتشو دارم. خدا بیشتر از من میخواد که به رویاهام و اهدافم برسم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    نیلای گفته:
    مدت عضویت: 1118 روز

    سلام به بچه های خوب سایت عباسمنش

    از استاد عباسمنش سپاسگزارم برای آگاهی های خوبی که در اختیار ما قرار میده .

    وقتی سردرگم میشم میام اینجا راهم را پیدا می کنم.

    و امروز وقتی به من یادآوری کردید که باورهای خوب و قدرتمند کننده را در خودم تقویت کنم به این فکر کردم که چه بسیار توانایی ها که در وجودم قرار داره و من به خاطر باورهای ضعیفی که داشتم تا به حال از اونها استفاده نکردم.

    امروز به یادگار برای سایت استاد عباسمنش می نویسم و تا رویایی را که در ذهنم دارم به باور تبدیل کنم و وقتی درآینده نزدیک خواسته من محقق شد حتما بر می گردم اینجا و به شما دوستان می گم که چقدر زیبا و رویایی خداوند مسیر زندگی ام را منطبق با باوری که داشتم برای من چیدمان کرد.

    پس برای شما دوستان خوبم در این سایت پر از آگاهی و نیکی می نویسم که باور دارم از نظر ذهنی هوش استعداد و مداومت و تلاش، توانایی اینکه زمانی نزدیک در یک شهر زیبا و پر از آرامش در آمریکا در شغل مورد علاقه ام به عنوان پژوهشگری توانا در یک خانه بسیار زیبا جادار و دوست داشتنی و با درآمد بسیار عالی و در بی نیازی مالی زندگی کنم را دارم.

    باوز دارم من لایق این خواسته هستم.

    و باور دارم که لایق زندگی کردن با کسی هستم که تمام لحظات زندگی من را با عشق و محبت و توجه و حمایت پر کند . میدانم که لایق این زندگی و این عشق هستم.

    باور دارم که لایق آن هستم و بزودی آن را زندگی خواهم کرد.

    باور دارم به اینکه با استعداد و زیبا و خوش صحبت و دلربا هستم.

    باور دارم که پکیجی کامل از آنچه در این مسیر نیاز دارم در وجود من قرار داده شده است.

    باور دارم که همه موانع ظاهری در مسیر من به گل هایی زیبا و خندان و خوشبو تبدیل خواهند شد و در هنگام عبور به من تعظیم خواهند کرد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1565 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    موارد اساسی و نکات کلیدیِ این فایل چیست؟

    -باورها تکرار میلیاردها بار افکار درست یا نادرست هستند

    -باورها حرف یا فکر نیستند بلکه اطمینان و یقیین قلبی اند

    -اغلب با باورهای محدود کننده به جای قدرتمند کننده احاطه شده ایم

    -باورهایی را در ذهن خود ایجاد کرده که به رشد و پیشرفت بیشتر ما منجر شوند

    -حتی اگر باوری نادرست به رشد و پیشرفت بیشتر ما منجر می شود آن را بپذیریم

    -اگر فرزندان ما باورهایی را دارند که به رشد و پیشرفت بیشتر انها می انجامد آن را انتخاب کنیم

    -باورها درست یا نادرست نیستند هر ان چیزی را که باور کنیم تبدیل به اتفاقات زندگی ما می شوند

    -اگر عوامل بیرونی مثل تحصیلات ژنتیک سن ارث را دخیل در نتایج و اتفاقات زندگی خود بدانیم از ان جا که قابل کنترل نیستند نمی توانیم شرایط و موقعیت خود را تغییر دهیم

    -با تغییر باورهایمان خداوند با نشانه ها آنها را تقویت می کند

    -به محض تغییر باورها افراد شرایط اتفاقات موقعیت ها ایده ها برای تحقق اهداف به سمت ما هدایت می شوند

    -با باور به خالق شرایط خود بودن فارغ از عوامل بیرونی می توانیم اتفاقات و نتایج دلخواه خود را خلق کنیم و خواسته های بزرگ داشته باشیم

    -پذیرش خالق صد در صد اتفاقات زندگی خود با افکار و باور ها بودن مهم ترین باوری است که باید در ذهن خود ایجاد کنیم

    -به هر چیزی باور داشته باشیم آن را در زندگی خود تجربه می کنیم

    کدامیک از این موارد به شما بیشتر کمک کرده است؟

    -اینکه باورها درست یا غلط نیستند و باید همواره به دنبال باورهای قدرتمند کننده باشیم که به رشد و پیشرفت بیشتر ما نه به عقب گرد و پسرفت ما منجر شود به ما کمک می کند ورودی های خود را به شدت کنترل کرده و خود را با افراد شرایط دیده ها گفته هایی محاصره کنیم که به ما امید ایمان و انگیزه برای حرکت کردن و قدم برداشتن در دل اهداف می دهد استاد تمام شرایط لازم و کافی برای رشد و پیشرفت هر شخص را فراهم کردند تمام فایل های ایشان و تمام نوشته های خانم شایسته ی عزیز به ما کمک می کند بتوانیم باورهای قدرتمند کننده در ذهن خود ایجاد کرده و به تمام خواسته ها و اهداف خود دست یابیم بنابراین برای ایجاد باورهای درست و احاطه شدن با باورهای قدرتمند کننده خداوند این لطف را در حق ما کرده و ما را به این سایت الهی سرشار از باورهای توحیدی هدایت کرده است بستگی دارد تا چه اندازه بخواهیم از این فرصت بی نظیر که تنها به افراد محدودی تعلق گرفته به نحو احسنت استفاده کنیم

    چه تجربیات آموزنده ای در این باره دارید؟

    -از زمانی که باورهای قدرتمند کننده که استاد در مورد تمام موضوعات در تمام حوزه ها بیان کردند را در ذهن خود ایجاد کرده ایم به صورت کلی احساس بسیار بهتری داشه خواسته های خود را تحقق یافتنی تر از گذشته می دانیم انجام کارها برای ما آسانتر شده انگیزه ی بیشتری برای تحقق اهداف خود داریم ترس و نگرانی ما به شدت کاهش یافته است

    چون می دانیم قوانین خداوند ثابت و بدون تغییرند و تا زمانی که از آنها تبعیت می کنیم روند زندگی ما می تواند هر بار کمی بهتر از گذشته شود

    برنامه‌ی شخصی‌ِ شما برای اجرای «آن مورد اساسی در عمل»‌ چیست؟

    -برنامه ی ما ایجاد باورهای قدرتمند کننده ی بیشتر در ذهنمان است چون ما با باورهای مخرب و نامناسب محاصره شدیم و اگر تا پایان عمر هم بخواهیم انها را برطرف کنیم به هیچ وجه نمی توانیم تنها می توانیم با هر بار کار کردن بر روی باورهای محدود کننده انها را در ذهن خود کمرنگ کنیم

    به خصوص که باورهای ایجاد شده به هیچ وجه نابود یا حذف نشده و همیشه در ذهن ما باقی می مانند هر بار باید بتوانیم از رشد و پیشرفت بیشتر آنها جلوگیری کرده و باورهای قدرتمند کننده را جایگزین آنها کنیم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    مجید عزیزی پیردوستی گفته:
    مدت عضویت: 1815 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به همه ی عزیزانم

    أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُتْرَکُوا أَن یَقُـولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ

    آیا مردم پنداشتند همین که بگویند ایمان آوردیم [کافی است و] رها می‌شوند و مورد آزمایش [در چالش با موانع و مزاحمت‌ها] قرار نخواهند گرفت؟

    ((عنکبوت 2))

    باور داشتن به گفتن و تکرار الکی نیست و نتایج نشون میده که ما چقدر باور کردیم

    الف) چه باورهای قدرتمند کننده ای داری که آن باورها ایمان و انگیزه هایت را در راستای تحقق خواسته هایت افزایش داده، به گونه ای که منجر به قدم برداشتن، اجرای ایده ها و تحقق خواسته هایت شده و به این شکل به نفع شما کار می کند؟

    ((در هر کاری که وارد بشم و علاقه داشته باشم رشد و پیشرفت خوبی میکنم ،در هرکاری که علاقه داشته باشم خیلی خوب یاد میگیرم ،در هر کاری که علاقه داشته باشم ایده های خوبی میدم و خیلی خلاق هستم )) این باور باعث شده که اگر کاری را دوست داشته باشم و بخوام آغازش کنم خیلی آسون انجامش بدم و خیلی هم خوب متوجه میشم و یاد میگیرم مثلا وقتی برای اولین بار با یک نوجوان اوتیسم شروع به کار کردم خیلی خوب باهاش ارتباط گرفتم و خیلی خوب باهاش رفتار داشتم و به مدت 6 ماه در کنارش زندگی کردم و خیلی همه چی خوب پیش میرفت یا مثلاً وقتی رفتم تو کار فروشندگی عرقیات سنتی باور داشتم که کار یاد میگیرم و در مدت بسیار کمی اطلاعات خوبی کسب کردم و با افراد رابطم خوب بود و هم خوب میفروختم و هم خوب راهنماییشون میکردم که بعدش اعتماد به نفسم بیشتر شد و حدود دوسال هم در یک موسسه آموزش طب سنتی را گذروندم و بعدش به چهره شناسی علاقه مند شدم که در اون کار هم خیلی حرفه ای شدم به شکلی که استاد اون طب بهم یک کتابی داد و گفت این آخرین نسخه از این کتاب و چون تو خوب یاد گرفتی به تو میرسه تو خیلی دیگه از کارهایی که بهش علاقه داشتم و شروع کردم خیلی موفق شدم و رشد کردم

    ب) چه باورهای محدود کننده ای را پذیرفته ای که بر علیه شما کار می کند؟ باورهایی که باعث شک و تردید، به تعویق انداختن و مانع تراشیدن برای حرکت در راستای تحقق خواسته هایت شده و به این شکل به شما ضربه زده است؟

    یکی از باورهای محدود کننده که خیلی هم مخفی بوده و خودش در لایه های زیر مغز پنهان کرده بود این بود که نمیتونم از علاقم کسب درآمد داشته باشم به خاطر همین تا خود الان مدام در کنار این که می‌خواستم علاقم را پیش ببرم به دنبال کار دیگه و کسب درآمد از یه طریق دیگه ای بودم که خدا را شکر از بینهایت طریق خدا داره کمکم می‌کنه که بهتر بتونم خواستم را مشخص کنم و این باور روش کار کنم

    البته به طور کلی خیلی باید روی باورهای مالی و خود ارزشمندیم کار کنم چون دقیقا تو خانواده و جامعه ای بودم که مدام بی ارزشی و باورهای کمبود روتین زندگیمون بوده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    فرزانه قاسمی گفته:
    مدت عضویت: 933 روز

    سلام استادجان من یه سوال برام پیش اومده شمامیگید همه چیز باوره بله درسته ولی مثلا اگه چیزی اشتباه باشه کلن ولی ماباورمثبت راجع بهش بسازیم بازم قانون عمل میکنه یانه درمورد مسائلی که صحت داشته باشن ودرست باشن میتونیم باوربسازیم مثلا خیلی ساده وسطحی مثال بزنم مثلا پفک ضرر داره طرف براخودش باورساخته که نه اتفاقا خیلیم خوبه هیچ ضرری نداره ایا دیگه براش ضررنخواهد داشت یا نه داره خودشو گول میزنه ؟یامثلا یکی میگه غیبت کردن خیلی بهم انرژی میده بهم حال میده و بعدش حس خوبی دارم چون خالی شدم وخیلی انرژی بخشه خب اساسه غیبت بده ولی این براخودش این باور رو ساخته که حسش خوب بشه میشه راهنمایی کنید باور ساختن درمورد همه ی مسائل هست یافقط مسائلی که درست باشن ازریشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      هادي گفته:
      مدت عضویت: 2292 روز

      بسم الله الرحمن الرحیم

      سلام خواهر عزیزم کسی که غیبت می‌کنه و بعد میخنده که دلیل بر احساس خوبش نیست….

      باید ببینیم چه باوری باعث شده اون فرد به غیبت کردن بپردازند….

      رفتاری که از ریشه احساس بد (کمبود،حرص،طمع و …)باشه نتیجه ای جز نتیجه دارای احساس بد (کمبود ،حرص،طمع و …)نخواهد بود.

      این شک ها و تردید ها براتون لازمه یکم که توی زندگی خودتون این مسائل رو بیاین ببینین و به تجربیاتتون نگاه کنین کم کم این موضوع براتون جا میفته…

      یُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَمَا یَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا یَشْعُرُونَ

      می‌خواهند خدا و مؤمنان را فریب دهند؛ در حالی که جز خودشان را فریب نمی‌دهند؛ (اما) نمی‌فهمند.

      یکی از دوستان من همیشه می‌گفت پول ساختن خیلی آسونه…

      و می‌گفت خدا خوان رو داره …

      و همیشه می‌گفت لیاقت من خیلی بالاست و با هرکسی نمیچرخم و از این حرفا…

      اما حرفهای ما مهم نیست اون چیزایی که درونا پذیرفتیم که رفتارامون رو سبب میشه باورای ما رو بهمون میشناسونه….

      وام های مکرر گرفته….

      رفته بود تو بازار ارز دیجیتال و چند صد میلیون رو در عرض یه هفته از بین برده بود و بعدش هم می‌گفت نه من اصلا ککم هم نمیگزه و دوباره میاد پول …پول در آوردن خیلی راحته…اما میخواست بره با مصرف مشروب ذهنش رو آرووم کنه …

      یه پیشنهاد براتون در مورد چیزایی که از افراد میبینیم و می‌شنویم در مورد باوراشون قضاوت نکنین چون نمیتونم دقیقا بفهمیم که اونا در درونشون چه فکری رو دارن ما حتی از افکار درونی خودمون هم شناخت درستی نداریم چه برسه به دیگران….

      دوره قانون آفرینش می‌تونه براتون کمک کننده باشه….

      خداوند به همگی ما برکت بدهد.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        علیرضا داودی گفته:
        مدت عضویت: 2297 روز

        سلام آقا هادی عزیز

        توضیحاتت خیلی جالب بود و من چندین متن از نظراتی که زیر فایلهای دانلودی رو گذاشتی خوندم.

        من یه سوال داشتم از شما . با توجه به متنهاتون نشون میده در این زمینه تغییرات اساسی ای داشته اید و همچنان این تغیرات رو دارید. در خصوص مسائل مالی بعد از شروع آموزش از این سایت و دوره ها وداده های استاد رشد محسوسی داشتید؟ واقعا رشدتون بعد آموزش قابل قبول بود؟ اگر واقعا موفقیت مالی داشتید امکانش هست بفرمائید چطور این اتفاقات براتون رخ داد؟ میخوام از گفته های شما به ضعف عای خودم در خصوص عدم تغییر پی ببرم

        شما چه کردید و کائنات بعدش براتون چه کرد؟

        آیا با الهامات هم و گفتن به شما هم چیزی داشتید که خودتون ناگهان سورپرایز شه؟

        ممنون میشم راهنمائیم کنید؟

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    فاطمه آسمند گفته:
    مدت عضویت: 1173 روز

    به نام الله یکتا

    دیروز کامنتی خوندم که خوندن همون کامنت باعث شدن دقیقا بعدش که اتفاق ناخوشایندی افتاد بتونم ذهنم رو کنترل کنم و سپاسگزارم از دوست عزیزی که کامنت رو نوشته بودن، همین موضوع باعث شد تا بیام از اتفاقی که امروز برام افتاد بنویسم شاید برای یک نفر مفید باشه

    چند روزی بود که خیلی خوب روی خودم کار میکردم و شرایط آروم بود امروز صبح که بیدار شدم به خدا گفتم برام نشونه ای بفرست که بدونم حواست به من هست

    وقتی بیرون برای انجام کاری رفته بودم یه خانوم مسن بهم گفت میشه کمکم کنی از خیابون رد بشم منم با خوشحالی قبول کردم چون یه باوری که در مورد کمک کردن دارم اینه که امروز توفیق کمک به دیگران نصیبم شد آخ جون یه نشونه ی خوبه واسم

    وقتی از خیابون رد شدیم میخواست تاکسی بگیره سر قیمت کرایه چونه میزد گفتم اشکالی نداره سوار بشین من حساب میکنم کلی خوشحال شد و به سلامت رفت دقیقا چند دقیقه بعد یه مبلغی پول از جایی که انتظار نداشتم و به میزانی که بازم انتظارشو نداشتم به حسابم واریز شد و من فقط اشک توی چشمام جمع شد که خدای من دقیقاااا بعد کمک به اون خانوم این اس ام اس اومد و این نشونه است

    خدایا شکرت که وقتی از ته دل تصمیم به تغییر میگیریم تو هوامونو داری و نشونه هات رو میفرستی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: