چه موضوعی را باور کرده ای؟ - صفحه 51 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری چه موضوعی را باور کرده ای؟
    745MB
    46 دقیقه
  • فایل صوتی چه موضوعی را باور کرده ای؟
    45MB
    46 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1057 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ساناز جمشیدیان گفته:
    مدت عضویت: 1202 روز

    این فایل بی نظیر بود یاد تمام باورهام افتادم که تازه خودم ساختم و یا گفتن باور کردم و تکرار کردم

    من همیشع مشکل خرابی دندانهام داشتم و بارها جذبش کردم که دندونام عالیه اما مجدد مشکلی پیش میومد تااینکخ این ماه بعد از اگاهی ها یکدفعه فهمیدم من باور مخربی دارم که باید اصلاحش کنم باور من این بود مامانم همیشه میگفت تو به خودم رفتی منم دندونام خرابه و تو را شیر ندادم و دندونات زود خراب میشه و من از بچگی یادمه از دبستان دندون پزشکی بودم و انقدر روی دندونام حساس شدم که هر سال میرفتم دندونپزشکی، تاحالا درد دندون تجربه نکردم چون انقدر میرم کع اگه شروع خرابی باشه سریع متوجه میشن و وفتی امسال مجدد دندونم شکست بعد از کلی جذب و اصلاح ان و کلی درست کردن، یکدفعه به خودم اومذم دیدم چرا این اتفاقات سالها داره تکرار میشه من دیگه خستع شدم دلم دندونای سالم میخواد دلم نمیخواد دیگه برک دندونپزشکی، پس نشستم فکر کردم و ریشع باورمو پیدا کردم حالا دارم تمرین میکنم که این جمله را نگم و تکرار نکنم به جاش بگم من دندونای سالمی دارم و بزارم این بازی برای همیشه تموم شه

    و چقدر باورها میتونه ما را سالها اذیت کنه و چقدر من امسال اگاه شدم با وجود شما استاد،

    باورهای مخرب انقدر بهم دادن که منیکه استعداد و هوش خوبی داشتم کلا بیخیال خیلی چیزا شدم الان دارم کل زندگبمو مرور میکنم که چقدر من بخاطر باورهام از خیلب چیزا دور شدم الان تازه دارم از پایه خودمو میشناسم و میام بالا تر

    بعد از سی سال تازه دارم از بچگی اصلاح میکنم تا برسم به الان و همین مدت هم خیلی خیلی حسم عالی شده و نتایج خوبی گرفتم

    استاد چقدر این فایل دوس داشتم

    ممنون که انقدر خوبید انقدر قشنگ توضیح میدین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    محبوبه گفته:
    مدت عضویت: 1611 روز

    سلام و درود

    چرا ثروتمند نشدم ؟خوب پدرم که ثروتمند نبوده و خودمم که تلاشم رو کردم صبح تا شب دارم کار میکنم ولی نشده آیا فکر نمیکنی این حد از تلاش دیگر نیاز به باورهای درست و حسابی در مورد ثروت داره و باید باورهای ثروت رو زیر و رو کنی از اول بسازی و به آزادی زمانی و مکانی برسی و آسان بشی برای آسانیها ،البته یکسری ایده ها هست که یه خورده اجرا شده و هر لحظه از خداوند هدایت میخواهم کمکم کنه تا بهتر مسیر اصلی رو تشخیص بدهم

    چرا سلامت کامل ندارم ؟خوب یکسری که مادرزادی هست قابل تغییر نیست و…. ولی قبول کن در مسیر درک قانون هستی و خیلی از اثراتش کمتر شده و روز به روز داری بهتر میشی در این زمینه به خودم احسنت میگم

    در مورد روابط عاطفی چرا عالی عالی نیستی ؟چون دیگه این قسمتم بوده اکثرا همینجور هستند هر چه به اطرافیان نگاه میکنم بدتر از من هم هستند ولی میدونید دلیل اصلیش چیه ؟ موضوع بدی در مورد رابطه را هزار بار از اطرافیان زیاد می‌شنوم پای درد دل هر کسی میشنیم از رابطه بدش میگه و جهان این فرکانس و رو جواب داده برام،ولی قدم اصلی را برداشتم و دوره عشق در روابط را خریدم امیدوارم که از روابط عالیم براتون بنویسم

    چرا فروشم عالی نیست چون مغازه ام در محله ثروتمند نیست آدمهای این محل برای اجناس مغازه من خرج نمی‌کنند خیلی انسانهای سطح پایین و بی فرهنگ این محله داره ، اجناس قیمت پایین را میخرند، نمیتونم برم جای دیگر چون باید اجاره بدهم ولی اینجا نباید اجاره بدهم و هزاران باور محدود کننده ی دیگر که جلوی ورود ثروت و فروش بالای مغازه ام را گرفته در صورتیکه که مشتری را خدا می‌فرسته و مشتریان از دیدن اجناس مغازه ی من شوق و ذوق میکنند و دوست دارند بخرند و انسانهای عالی و دست و دلباز و ثروتمند و با فرهنگ وارد مغازه ی من میشوند و خیلی راحت خرید میکنند و براشون قیمت پرسیدن و تخفیف گرفتن معنایی ندارد و چون خوششان آمده از اجناس راحت خرید میکنند خدایا شکرت

    خداوندا توحیدت را بر قلبمان جاری نما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    مهدی لطفی گفته:
    مدت عضویت: 352 روز

    به نام خالق هستی

    درود خداوند بر شما استاد عزیز

    از دوران کودکی خاطرم هست که چه حرفهایی توسط بزرگترهایمان به ما زده می شد…. تو… به درد این کار نمیخوردی… تو عمرا بتونی قبول بشی.. تو… نمیتونی امتیاز بیاری….. تو نمیتونی فلان مسابقه رو ببری…. چراااااااا… چون تو تنبلی… چون تو عرضه نداری… چون تو نمیتونی با بچه فلانی مسابقه بدی… اون خیلی قویه… اون خیلی زرنگه… اونا خانوادگی قوی ن…. یا فلانی 7 ساله باشگاه میره…. فلانی تو مسابقات باشگاهی رقیب نداره….

    از دوران کودکی حسابی ترمز مارو کشیدن… هی باورهای مسدود کننده و بازدارنده برای ما ساختن و مارو به زمین میخ کردن

    یادمه 17 سالم بود مسابقات پینگ پونک راه انداخته بودن و منم رفتم ثبت نام کردم.. هرکی رسید گفت بابا بیخیال تو نمیتونی اینا خیلی قوی ن… خلاصه من شرکت کردم و رسیدم به 10 نفر برتر… باز بردم و رسیدم به 4 نفر اول

    حریفم یه پسر ریزنقشی بود… دوستام گفتن… مهدی این رقیبت سیدرضا خیلی قویه و هیچ کسی نتوسته شکستش بده تا اینجا بدون شکست اومده بالا و از این حرفا… اما چون به خودم ایمان داشتم برام خیالی نبود…. روز مسابقه دیدم کل باشگاه طرفدار اونن و منم و چندتا از دوستام.. خلاصه مسابقه شروع شد و 3 ست پشت سرم بردم و رفتم برای اول و دومی…

    دوستام شاخ درآوردن.. دمت گرم.. فکر نمیکردیم اینجوری بتونی برنده بشی… من باور نکردم که اون قوی تر از منه برای همین رفتم تو دل مسابقه و تونستم با اختلاف خیلی بالا ببرمش.///

    این روزها خیلی ها با این باورها عقب نشینی میکنن و دیگه پیش نمیرن.. بقول استاد مسابقه نداده باختن…

    باورهایی که اونها را می پذیریم.. مثل باند پرواز فرودگاه یا طناب بسته شده به پای بچه فیله… اگر بپذیریم که می تونیم پرواز کنیم و یا نمیتونیم حرکت کنیم…

    من باور کردم و باور دارم یک سازنده هستم… خالق زندگی خودم.. خالق بهترین ها برای خودم و خانواده م… بهترین هارو با بهترین کیفیت… من باور ندارم دیگه هیچ محدودیتی برای من نیست… هیچ ترمز نمیتونه جلوی پیشرفت منو بگیره.. به همه چی که بازدارنده ست مثل یه آدم کر و لال نگاه میکنم و رد میشم.. انگار نبوده و نیست

    استاد از راهنمایی شما بسیار سپاسگذارم و ممنونم از رهنمودها و آموزشهای شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    سهیلا راد گفته:
    مدت عضویت: 1207 روز

    به نام خداوند مهربانی که بخشنده هست و هرچه دارم همه از لطف اوست

    روز هشتم تعهد

    اگر یه باوری به ما کمک کند برای پیشرفت مثل داستانی که استاد در فایل گفتن، یا مثلا من و خانواده و اجداد من چون بختیاری هستیم بنیه فوق العاده قوی دارم و همیشه سالمیم، این باور درست نیستا افسانه است ولی به طرف کمک میکنه به هدفش برسه چون این باوره در خدمت پیشرفت کردنشه، در خدمت قدرتمند شدنشه،یک باور قدرتمند کنندست.

    حالا بیام ببینم توی زندگیم چه باورهای قدرتمند کننده ای دارم که باعث شده به خاطرشون پیشرفت کنم؟

    اغلب ما باورهای محدود کننده داریم. خیلی کم همچین باورهای قدرتمند کننده ای داریم.اغلب اینطور نیست و همش اینطوری بودم به این دلیل که تو این شهری، زنی، در این کشوری… خوشبخت نیستیم اینام درست نیستا واقعی ولی به ضررمونه برعلیه ماست. حالا اگه یه سری باور داشته باشیم که اونام درست نباشه ولی به نفع ما عمل کنن و باعث پیشرفت ما بشه هیچ اشکالی نداره خیلیم خوبه

    باور یه فکریه که میلیاردها بار تکرار میشه بارها و بارها تکرار میشه و یقینه. یعنی یه چیزی که ادم جز این رو قبول نداره. میگه این است و جز این نیست. به این میگیم باور. باور یک اطمینان قلبی در مورد یک موضوعیه

    ما در مورد موضوعات مختلف یه سری باور داریم که کمک کننده نیستند. چی میشه که یکسری باورهایی داشته باشیم که کمک کننده باشن؟ برای پیشرفت و موفقیت.

    باورهای محدود کننده ثروت:

    من اگر ثروتمند بشم از خداوند دور میشم

    آدمهای ثروتمند آدمهای خوبی نیستند

    اگر که ثروتمند بشم باید بشم کمیته امداد همیشه مردم ازم کم میخوان

    هرکه بامش بیش برفش بیشتر، هرچقدر وضعم بهتر بشه دردسرام هم بیشتر میشه مشکلاتمم بیشتر میشه

    من به این دلیلی که تو خانواده ثروتمند بزرگ‌ نشدم‌ نمیتونم ثروتمند بشم

    قدیما می‌شد به راحتی ثروتمند شد الان نمیشه دیگه همه فرصتها رفته

    در واقع هیچ اشکالی نداره اگر یکسری باور کمک کننده داشته باشیم ولی ریشه علمی نداشته باشه و واقعی نباشه خیلیم خوبه و به ما قدرت میده و کمک میکنه

    اگر ما باور داشته باشیم که توی یک سری زمینه ها مثلا استعداد ذاتی داریم مثلا در رهبری، در ریاضی یا هرچیزی، اگر از بچگی همچین باوری بهت داده باشن که تو ساخته شدی برای فلان شغل مثل معلمی یا ریاضی یا پزشکی،در واقع یک باوری که به من کمک کنه که من یک برتری ذاتی توی این زمینه دارم یا مثلا قدرت بدنی قوی دارم اینها باورهای فوق العاده ای هستن که میتونیم روشون سرمایه گزاری کنیم

    ما میتونیم باورهایی رو پیدا کنیم که بهمون این کمک رو بکنه که من این استعداد رو دارم برای پیشرفت و بعد بریم سراغش

    اگر من یک هدفی داشته باشم، یه خواسته ای دارم یه هدفی دارم و باورهای مناسبی برای رسیدن به اون خواسته دارم خیلی راحته رسیدن به اون هدف

    مثلا من باور دارم که خیلی تیم و سریع توی هر زمینه ای به خصوص آرایشگری با یک بار دیدن یاد میگیرم و اینو واقعا باور دارم. بارها هم شده مثلا رو کوتاهی مو آقایون رو دست آرایشگر نگاه کردم و موهای شوهرم رو براش زدم و خوب شد. یا مثلا توی درس خوندن بارو داشتم سریع یاد میگیرم یکبار یک مسئله برام توضیح داده می‌شد به راحتی مسائل بعدی شبیهش رو حل میکردم

    باید ببینم چه باورهایی رو میتونم ایجاد کنم که کمکم کنه برای پیشرفت کردن

    مثلا تو مسائل مالی دیدم که خواهرم باور داره هیچوقت بدون پول نمیمونه و اینو صدها بار نشونمون داده مثلا یهو از یه جایی براش یه کارت هدیه شارژ شده یا از سال قبل باقی مانده کارانه یادشون رفته حالا واریز کردن و از این دسته چیزا. حالا منم باید بیام برای خودم این باورهای این شکلی درباره ثروت بسازم

    مثلا استاد این باور رو خودشون ساختن که من ساخته‌ شدم برای تاثیر گزاری روی دیگران. این باوری نبود که از بچگی براش ساخته بشه بلکه آگاهانه ساختنش. در واقع وقتی شروع کنیم به کار یه سری نتایج میاد یه سری نتیجه میگیری و این باوره رو هی بالا میاری که من ساخته شدم‌برای این کارها. این باعث میشه هی انگیزه بگیری برای پیشرفت کردن برای بهتر کار کردن برای بیشتر کار کردن

    حتی اگر بقیه بگن تو فکرمیکنی که تو استعداد داری در فلان کار هیچ اشکالی نداره و نباید برات مهم باشه و نپذیر و مدام این باور رو باور کن

    اون چیزی رو که میپذیری اتفاق میوفته برات

    چه چیزایی رو پذیرفتی و باور کردی که داره بهت ضرر میزنه؟

    وقتی توی ذهنم یه چیزی رو باور دارم یه موضوعی رو باور دارم که به ضررم هست درواقع توی ذهنم از همون اول خودم رو دیدم که به نتیجه نمیرسم قبول کردم که به نتیجه نمیرسم

    مثلا استاد از همون اول میگن هیچ تصویری از خودشون نداشتن تو ذهنشون که ثروتمند میشن هیچ احتمالی نمیدادن

    وقتی ما به صورت بنیادین باور داریم که از لحاظ مالی هیچ پیشرفتی نمیکنم اصلا نمیتونیم تصویرش رو بسازیم تو ذهن که در آینده شرایط مالی خوبی داریم

    اما اگر درک کنم بفهمم و باور کنم که اون چیزی رو که میپذیرم و باور میکنم تبدیل میشه به واقعیت زندگیم اونوقته میام یکسری باورهای جدید ایجاد میکنم که کمک کننده باشه

    بیام بشینم از خودم بپرسم که چرا من پذیرفتم‌من ادم با ارزشی نیستم؟

    چرا خداوند انسانهای ثروتمند رو دوست نداره؟

    چرا پذیرفتم من انسان گناهکاریم و خدا منو دوست نداره؟

    چرا پذیرفتم چون من تو این شهری کوچیک کار میکنم مجبورم به دستمزد خیلی کم راضی بشم در صورتی که کارم عالیه؟

    چرا من پذیرفتم پیشرفت مالی نمیکنم در صورتی که همین الانش شوهرم به هدایت الله میلیاردها تومان پول ساخته ولی همین باورهای اشتباه هنوز اجازه ورودش یکجا بهشون ندادم؟

    بشینم ببینم من چه چیزایی رو پذیرفتم و باور کردم که داره بهم ضربه میزنه.

    اونوقت می‌بینم که وقتیکه شروع میکنم به تغییر باورهام جهان نشانه ها رو میاره خداوند اتفاقاتی رو رقم میزنه که تایید میکنه این باور ساخته شده رو . باور میکنم که ثروت ساختن کار آسونیه؟ جهان یکسری نشانه ها یکسری افراد رو سرراهت قرار میده که باور پذیرتر بشه برات که آره ثروت ساختن کار آسونی و اونوقت هدایت میشی به ساخت اسان ثروت

    جهان آنچه رو که من باورش میکنم تایید میکنه

    بشینم ببینم چه باورهایی هست که میشه تغییرش بدم و جایگزینش کنم با باور قدرتمند کننده

    اجازه ندم کسی به من بقبولانند یکسری باورهای محدود کننده را

    بیام ببینم چه باورهایی رو میتونم در ذهنمون ایجاد کنم که کمکم کنه حرکت کنم. وقتی که من باور داشته باشم توی موضوعی میتونم پیشرفت کنم حرکت میکنم

    مثلا الان یادم افتاد زمانیکه کار درمان مو رو شروع کردم هم وضع مالی نسبتا خوبی داشتیم هم بچه خیلی کوچیکی داشتم 9ماهه بود. ولی باور کردم که میتونم و تو همون شرایط رفتم آموزش دیدم و خیلیم زود شروع کردم. انقدر باور داشتم که همون شب وسایلش رو خریدم اینم از همون سرچشمه میگیره که من توی کارای آرایشگری خوب عمل میکنم و با یه بار دیدن به خوبی یاد میگیرم.

    اگر آدم به یه موضوعی باور داشته باشه و اون باور قدرتمند کننده باشه احتمال بسیار زیادی داره که در موردش تلاش بیشتری بکنه، در موردش حرکت کنه،در موردش مطالعه بیشتری بکنه، در موردش رویاپردازی بیشتر بکنه در موردش تجسم بکنه ،ببینه خودش رو که پیشرفت کرده ،ببینه خودش رو که به اون موفقیت رسیده

    اگر که یک فردی برای هدفی تلاش بکنه ولی باور محدودکننده داشته باشه قبل از اینکه بهش برسه باخته. چون تو ذهنشون پذیرفته که بهش نمیرسه چون مثلا فلان ژنتیک رو ندارم

    برای همین مهمه که هر حرفی رو که میشنوم اصلا مهم نیست که کی گفته باشه، دکتر، پزشک، دانشمند پدر و مادر شوهر یا هر کسی گفته باشه، اصلا به این فکر نکنم که اون طرف کیه و چی میگه. به این فکر کنم که این حرف این وردی داره به من ضرر میزنه یا کمک میکنه جدا از اینکه در چه صورتی از نظر علمی درست باشه

    ببینم چه چیزهایی رو میشنوم. چه کسایی رو دارم دنبال میکنم چه حرفایی دارن به خورد ما میدن. یکسری حرفارو نباید اصلا بشنویم برا همینه که کنترل ورودی مهمه

    وقتی یه نفر بیاد بگه تو توی فلان موضوع خیلی خوبی ولی فلان موضوع نه خوب عمل نمیکنی، ذهن ما اون چیزای خوب رو قبول نمیکنه ولی اون چیزی که میگه خوب نیستی و یا عملکردت خوب نیست رو قبول میکنه برای همین باید مراقب ورودی هامون باشیم

    توی هر موضوعی باید بشینم ببینم چه چیزی رو پذیرفتم و ببینم بهم کمک میکنه یا آسیب میزنه و اونارو که خوب نیستن تغییر بدیم.نپذیرمشون.

    بیام ببینم چه چیزهایی هست که ترس رو درونم ایجاد میکنه توی بحث مالی؟ یا سلامتی

    بیا بهشون حمله کن. بیا مثال هایی رو پیدا کن که مخالفش باشه

    مثلا باور داری که افراد تو سن پایین نمیتونن به موفقیت مالی برسن؟ افرادی رو پیدا کن که تو سن کم به موفقیت مالی رسیدن

    باور داری که تو ایران نمیشه پیشرفت کرد؟ برو آدمهایی رو پیدا کن که تو این به چه جاهایی رسیدن

    سهیلا همیشه فکرکن‌ به چیزهایی که میشنوی به چیزهایی که به خوردت داده میشه. ببین آیا داره بهت کمک میکنه یا داره بهت ضربه میزنه؟ اگه داره ضربه میزنه اصلا بهش توجه نکن در موردش بحث نکن. به جاش بیام باورهای مناسب رو ایجاد کنم توی ذهن خودم

    بشینم آگاهانه باورهای قدرتمند کننده رو درونم‌ایجاد کنم

    آگاهانه تصمیم بگیرم حرف هرکسی رو نشنوم. هرچیزی رو نپذیرم.

    هرچیزی که به ما احساس ترس میده، احساس نگرانی و ضعف میده یه باور محدود کننده. آنچه باور میکنیم در زندگی اتفاق میفته پس کنترل کنم ورودی ها

    در واقع اگر باور کنیم همه باورهای قدرتمند کننده را به شکلی که تبدیل بشه به فکر غالب ذهنمون اونوقته که اتفاق میفته. اونوقت میبینیم که جریان ثروت تو زندگیمون تغییر میکنه همه چیز تغییر میکنه وقتی که باورهای ما تغییر میکنه

    همه دنیا داره به افکار ما واکنش نشون میده داره به باورهای ما واکنش نشون میده

    ما باید هرروز حرکت کنیم مستاصل نباشیم باورهامون رو بسازیم و حرکت کنیم.

    یک‌باور بسیار مهم قدرتمند کننده:

    همه‌چیز دست خودمه

    خودم دارم زندگیم رو خلق میکنم

    هرچیزی رو که بخوام‌میتونم بوجود بیارم

    افکار منه که داره اتفاقات رو رقم‌میزنه

    وقتی اینو واقعه صددرصد بپذیرم قطعا زندگیم از این رو به اون رو میشه. اینجوری میام فکرای مناسب در ذهنمون ایجاد میکنم که هدایت بشم به نعمتهای بیشتر.اینطوری اون حالتی که نمیدونم از زندگی چی میخوام تموم میشه. وقتی اینو باور کنم که افکار من قدرت خلق اتفاقات رو داره من میشینم فکر میکنم که چی میخوام

    اول کار بیام بشینم ببینم من توی این زندگی چی میخوام. یه پاورپوینت درست کنم از خواسته هام و هرروز به خصوص در شروع روزم مثه استاد ببینم هروز با احساس خوب .

    بیام بشینم به خواسته هام فکر کنم ولی فقط به خواسته هام و هدفهام‌فکر کنم به چگونگی و چطور و امکان پذیریشون فکرنکنم

    وقتی دارم به خواسته هام فکر میکنم بیام‌هرجا تا بهش فکر کردم ‘ولی’ اومد پشتش که بگه نمیشه ببینم اون ‘ولی’ از کجا نشات میگیره و پیدا کنم اون باور محدود کننده رو

    چه اقداماتی انجام بدم؟

    _اولین اقدام اینه که به پسرم باورهای خوب در مورد خودش، توانمندی هاش، جهان، خداوند، پول و فراوانی بدم

    _روی این فایل اول به درک کامل برسم و بعد برم‌تعهد نهم. این فایل فوق العاده اگاهی داشت و نیازه من بشینم‌بیشتر گوش کنم‌بنویسم درک کنم و روی خودم‌ پیاده کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    ساناز گفته:
    مدت عضویت: 186 روز

    به نام خداوند مهربانم

    سلام استاد جان و دوستان عزیز

    یکی از این باورهای بسیار مخرب من این بود؛

    مادرشوهرم هر وقت در مورد مشکلات مالی صحبت میشد، در مورد هر دو پسرش میگفت که بچه های من کم روزی هستن و به جاش خدا بهشون سلامتی داده!!! من واقعا نمیدونستم از این حرف باید خوشحال باشم به خاطر سلامتی یا ناراحت باشم برای روزی کم،،

    ولی در واقع بیشتر ناراحت میشدم، سالها این حرفو شنیدم از ایشون، فکر می‌کرد که منو قانع کنه اگر پولدار نیستین ولی سلامتی دارین، بقیه همش مریضن یا اختلافات خانوادگی دارن ، ببین خوشبخت نیستن و مثال هایی این مدلی…

    واقعیت اینه که من پذیرفته بودم این رو و میگفتم عیبی نداره به جاش سالمیم، اما آزارم میداد،، تصورم این بود که اونایی که ثروتمندن یا مریضن یا ارتباط عاطفی خوبی ندارن، یا به هر حال یه جوری ناراحتن…

    پارسال ما خونمون رو جابجا کردیم، من به این موضوع باور داشتم که جابجایی یه سری تغییرات خوب همیشه همراه داره، خونه ی جدید به لطف خدا خوش روزی بودو من انرژی خیلی خوبی ازش میگرفتم و اینو جلوی همه میگفتم که خونمون خیلی اومد داره برامون و بابتش هم شکرگزاری میکردم هم خیلی خوشحال بودم،، خیلی اتفاق های خوبی برامون افتاد و از لحاظ مالی کمی پیشرفت کردیم، تو این حین با شما آشنا شدیم و وقتی به فایل هاتون گوش میکردم، یه بار به همسرم گفتم که ببین فلان باور مخرب سالها ترمز ما بودو چقدر بابتش اذیت شدیم چون فکر می‌کردیم به قول معروف گنجشک روزی هستیم..

    الان خداروشکر میکنم که هر روز بیشتر یاد میگیرم و روی خودم کار میکنم و یاد گرفتم هر باوری که آزارم میده و به نفعم نیست باور مخربه و بزارمش کنار و جایگزین براش بسازم….

    از شما سپاسگزارم که چشمم رو باز کردین

    خداروشکر برای وجودتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    مهتا گفته:
    مدت عضویت: 503 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و مریم جان.

    روز شمار ( شب سیزدهم )

    من باید دلیل اینکه تاخیر داشتمو اول بگم بدونه ارتباط با نشانه امروزم.

    بین شب دوازدهم تا سیزدهم چهار روز فاصله افتاد ک مریض بودم.(توی تمام مدتی که حالم نوسان داشت حتی یک لحظه ام ناسپاسی نکردم) خداروشکر.

    توی اون لحظه هایی که اذیت میشدم با خودم حرف های استاد و مرور میکردم ( اگر به مرحله پذیرش برسی،بعدش میتونی تحمل کنی و ردش کنی،تموم اون لحظه هایی که میکردم وای دیگه بدتر از این نیست هی سعی کردم ذهنمو هدایت کنم به اینکه بازم شکر بگم)

    توی تموم لحظاتش،هرثانیه از خدا هدایت میخواستم که چی بخورم برام بهتر باشه ،چیکار کنم برام بهتر باشه،خداروشکر با گوش دادن به الهاماتم زودتر بهبود پیدا کردم.هنوز خیلی ذهنیت و افکارم کار دارن اما من در همین حدم ک دارم میبینم از خودم،از اینکه آدم سپاسگزار تری دارم میشم نسبت به شرایط،نسبت به هرچی،این برام خیلی با ارزش تره.خدایا شکرت

    سپاسگزارم ازتون استاد بابت این حس سپاسگزار بودن که مفهومشو بهمون یاد دادین :)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    ساره صارم گفته:
    مدت عضویت: 551 روز

    به نام خدای هدایتگر

    سلام به استاد عشقم و مریم جون عزیز

    من بخاطر باور سلامتی که پدرم داشت و همیشه سالم بود و تا سن 95سالگی هیچ مریضی نداشتن منم همین باور و به لطف خدا دارم و خدارو شکر میکنم که خیییییلی کم مریض میشم شاید دوسالی یه مرتبه برم دکتر گاهی اوقاتم که سرما میخورم به خودم تلقین میکنم که حالم خوب به کارهام میرسم و یه دفعه به خودم میام میبینم واقعا حالم خوب خدایا هزاران مرتبه شکرت همه چی فرکانس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    مرضیه جعفری گفته:
    مدت عضویت: 3285 روز

    سلام به استاد نازنینم

    عاشقتونم چقدر ماشاالله خوشگل و خوشتیپ هستید چقدر لذت میبرم از اینکه میبینم شما هر بار لباسهای رنگ شاد زیبایی میپوشید و چقدرم بهتون میاد چقدر خوش سلیقه هستید استاد جان️

    خیلی دلمون براتون تنگ شده بود خیلی خیلی.

    در مورد باورهای قدرتمند کننده ای که من دارم و شاید بخوام بگم حسابی با کار کردن با دوره های شما شکل گرفت و تقویت شد توانایی حل مسأله هست انصافا من تو این زمینه خیلی خوب عمل میکنم قشنگ میبینم که کم نمیارم گیو آپ نمیکنم این باور رو دارم که هر مسأله ای یه راه حلی داره نمیتونه نداشته باشه فقط باید بگردم راه حلشو پیدا کنم چیز پیچیده و سختی نیست باید کانسپت اون مسأله رو درک کنی بفهمی و وقتی درک کنی میتونی از راهش وارد بشی و به ساده ترین شکل ممکن حلش کنی.و همین باعث شده به استقبال مسائل برم و لذت ببرم از حل کردنشون.

    یه باور دیگه اینه که هر وقت چیزی رو گم میکنم با گره زدن پر روسریم یا شالم می‌دونم که پیداش میکنم با اینکه اصلا مبنای علمی نداره ولی ذهنا پذیرفتم که این کار کمک می‌کنه که من گمشدم رو پیدا کنم.

    یه باور دیگه که دارم من می‌دونم و باور دارم من ذاتا مدیر به دنیا اومدم و انصافا خیلی خوب عمل میکنم به طرز فوق العاده ای انگار ساخته شدم برای مدیریت انگار من یه مدیر خلق شدم خیلی قشنگ و زیبا اصلا لذت عجیبی میبرم از این کار که همه چیز رو به نحو احسنت مدیریت کنم حالا زمانی مکانی مالی اصلا ذهن من بشکل جادویی لذت می‌بره از دسته بندی کردن و ارگنایز کردن و مدیریت کردن همه چیز در تمام زمینه ها واقعا لذت می‌بره ها شاید بخاطر اینه که می‌دونه برای این کار ساخته شده به دنیا اومده.

    در مورد ثروت مثلا من باور دارم که ثروتمند میشم اما از طرفی هم باور دارم که سخته پول ساختن و ثروتمند شدن برای همین اولا خیلی جدی دنبالش نمی‌رم چون ذهنم زجر می‌کشه از سختی کشیدن و پول ساختن دوما خیلی طول کشیده این پروسه خیلی سینوسی هست.تقریبا میتونم بگم خستم کرده یه جورایی.اما تقریبا 20سال پیش رفتم یه کف بینی و قبلش هم فال قهوه چند بار گرفتم همشون میگفتند تو خیلی ثروتمند میشی اون کف بینی هم کف دستم یه تاج دید دقیقا هم از روی خطوطش اون شکل تاج رو برام در آورد و گفت تو تاج پادشاهی سرت میگذاری تو خیلی ثروتمند میشی و طبق همون هر بار که خسته میشم یادم به اون حرفها میوفته و باز انگیزه میگیرم برای ادامه دادن.

    یه باور محدود کننده همون داستان چشم زخم هست که من قشنگ میبینم یه جاهایی قشنگ می‌کنه بیرون و میفهمم که هنوز چقدر تو بحث توحیدی مشکل ها دارم.یا تقسیم کار با خدا من خیلی جاها خیلی جاها خودم می‌خوام تمام کارها رو انجام بدم و انگار رو در بایستی دارم یا شاید فکر میکنم آخه این که کار خدا نیست این کارو که دیگه نمیتونه بکنه و بشدت توی حساب کردن روی این نیرو و جریان مشکل دارم.

    یا حتی درخواست کردن انگار حالا کم میاد ازش عصبانی میشه که قشنگ میفهمم بر میگرده به بحث احساس لیاقت و ارزشمندیم اینا.

    یه باور قدرتمند کننده دیگه اینکه از بسکه مامانم گفته که تو خوش قدمی تو خوش روزی هستی خدا رو شکر این باورم شده و هر وقت خونشون میرم یا هرکجا میرم روزی من زودتر از خودم رسیده حتی تو ارتباط عاطفی که دارم هم مرتب می‌شنوم پاقدم تو خوبه از وقتی تو اومدی تو زندگیم من اینقدر پیشرفت مردم و زندگیم خوب شد.

    و بازم بخاطر همون باور خوش قدمی و کلا با هر کی آشنا میشم یا دوست میشم بطرز جادویی خیلی شرایطش خوب میشه و پیشرفت می‌کنه اصلا انگار رزق رو با خودم هر کجا میرم پخش میکنم.

    از طرفی باور بشدت محدود کننده من مسئول خوشحالی و خوشبختی بقیه هستم بشدت منو زمینگیر کرده و عقب انداخته.

    یه باور محدود کننده ام اینه که فقط با کار فیزیکی زیاد وتایم زیادی رو اختصاص دادن به کارم میتونم پول بسازم صبح زود برم فول تایم بمونم تا شب یه مشتری میاد یه موقع من نیستم بسته هستم و از دستم می‌ره(همون که باید پدرت در بیاد تا پول بسازیه دیگه) و دارم تلاش میکنم که بخودم بقبولونم آقا جان اشتباه فکر می‌کنی اگر تو در مدار ثروت قرار بگیری با تغییر همین باور اشتباهات میتونی یه ساعت بری دم مغازه به اندازه یه هفته بلکه بیشتر پول بسازی بخدا اینقدر راحته.اما بشدت ذهنم مقاومت داره دیگه از کجا میفهمم از اینجا که ظهر میخوابم اما در مغازه رو نمی‌بندم دارم میمیرم از خواب خستم اما میگم نه بذار در باز باشه یه موقع به مشتری میاد میبینه بازم میاد تو نتیجش این شده که نه خواب میرم نه کاسبی میکنم.

    و خیلی باورهای مخرب دیگه که اگه بخوام بنویسم طوماری میشه خیلی هاشون با کار کردن روی دوره های استاد بهتر شدن اما خیلی هاشونم هنوز مقاومت دارم توشون از کجا میفهمم چون هنوز دارم مثل قبل فکر میکنم و رفتار میکنم از رفتارم میفهمم هنوز گیر دارم خیلی جاها علی الخصوص مالی و لیاقت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    رامش فردوسی گفته:
    مدت عضویت: 1009 روز

    چه موضوعی را باور کردی ای ؟

    بسم الله الرحمن الرحیم

    بنام خالق تمام هستی و‌کهکشان ها

    ودر قدم نخست الله سپاس گذارم مه مثل همیشه هدایت شدیم به این مسیر خوب و سخنان ارزشمند !

    سلام خدمت استاد عزیز توانا ، با ارزشمندی کل و مدبر و‌ درود خدمت خانم شایسته با تدبر و خلاق !

    این فایل چقدر عالیست خدا را شکرررر‌ بخاطر تمام آگاهی های و سخنان استاد خصوصا در‌مورد باور‌ ها چقدر ما باور‌ های محدود کننده داشتیم همه چیزی را که ما می پذیریم ان حتما اتفاق رخ میدهد

    و ماشاالله به این فضای آرامش دهنده خدا را هزاران بار شکر‌

    وقتی ما باور‌کنیم که ثروت ساختن آسان ترین کار‌ دنیا است صد در صد ما پول به آسانی بدست میاریم همه چیز وابستگی به ذهن ما دارد و چقدر سخنان استاد این‌ موضوع را واضیح ساخته

    اگر یک فردی بگوید در ابتدا همه چیز وابسته‌گی به عامل بیرونی دارد حرفش بجاست و‌ تمام ولی اصل اساس این موضوع این است که ما چه موضوع را قبول کردیم

    ما باید با ترس های ما حمله کنیم چون ترس فقط وقتی از بین میره که ما حمله میکنیم

    همیشه باید متوجه باشیم که حرف کی را میشنویم و چه باور های را داریم و چه انجام می دهیم

    و موضوعی اساسی من هستیم که زندگیم را خلق میکنم تنها من هستم باید افکار مثبت ایجاد کنم

    و‌ باور‌ کنیم که شرایط تمام زندگیما توسط خودما ایجاد میشود هیچ کسی دیگر مسوول زندگی‌ما نیست

    خدا صد هزار مرتبه شکر‌که در هر حالت کنار‌ من است و‌بی نهایت ازش سپاس گذارم

    همه شما خوبان در حفظ الله منان باشید !

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    Maryam گفته:
    مدت عضویت: 1746 روز

    سلام به همه

    کلی باور وجود داره که حتی خودمم خبر ندارم که چقدر محدودم کرده یا اینکه چقدر داره بهم کمک میکنه جهت موفق شدنم ولی خب بااین حال هرکدوم که میدونم باور مخربه و ازش اطلاع دارم رو باید لااقل از خودم دورش کنم یا هر باوری که داره بهم کمک میکنه رو تقویت کنم تا برسم به هرآنچه که میخوام

    یکی از اون باور هایی که به تازگی برام تکرار شده و از دهن دوستام و بقیه میشنوم اینه که با مدرک لیسانس کارشناسی نمیتونم و نمیذارن که یجایی مربوط به رشتم مشغول بشم و تا وقتی ارشد رو نگیری این رشته جایس برای من نداره ولی خب من الانکه به این آگاهی رسیدم که اینا یک سری عوامل بیرونی هستن و این قدرت رو ندارن که مانع من بشن باید بدونم این یک باور غلطه که اونا برای خودشون ساختن و تلاش دارن که منم اونو بپذیرم ولی من برای از بین بردن تسلط این باور روی خودم ،تلاش دارم که باهمین مدرک لیسانس کارشناسی توی بهترین مکان و زمان و بهترین شرایط با بهترین مزایا مشغول به کار بشم و به خودم ثابت کنم که عوامل بیرونی نقشی توی پیشرفت من ندارن.

    به امید موفقیت…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: