چه موضوعی را باور کرده ای؟ - صفحه 53 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری چه موضوعی را باور کرده ای؟
    745MB
    46 دقیقه
  • فایل صوتی چه موضوعی را باور کرده ای؟
    45MB
    46 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1057 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    همایون بهری گفته:
    مدت عضویت: 926 روز

    با سلام و احترام

    امروز خدارو شکر یک قدم هم به جلو افتادم و این , این بود که من یادمه در شغلم بازار مالی میخاستم از یه شرکتی سرمایه جذب کنم برای معاملاتم, من با یک همکارم صحبت میکردم اون به من بیشنهاد داد که همایون میتونی از فلان شرکت سرمایه جذب کنی برای کار اما باید امتحان بدی تا ثابت کنی معامله گر حرفه ای هستی و بعد از این حرفا بهم گفت خیلی راحته بابا ما خیلی قوی هستیم واقعا امتحان های اونا برای ما اصلا مثل اب خوردنه آسونه چیزی نمیخاد که اتفاقا اون سختگیری که برا خودمون میگیریم اونا خیلی کم میگیرن و از این صحبت ها و خیلی هم کلا شاید 99 درصد من باور کردم که آسونه راحت میتونم.بعد رفتم تحقیق کردم دیدم واقعا آسونه با اولین بار شرکت در امتحان اون چالش را من در بار اول قبول شدم حساب گرفتم برای معاملاتم خیلی هم واقعا آسون و زیبایی سادگی بعد که تحقیقم زیاد شد همه بهم گفتن که بابا از این شرکت های غول بیکر 5 درصد معامله گران میتونن سرمایه جذب کنن,ماشالاه بهت تو چطوری تونستی منم گفتم خدارو شکر اره خیلی راحت شد این کار ,بعد که چندین بار من در فضای مجازی از سختی های جذب سرمایه دیدم که اکثرا میگفتن سخته باید اینطوری باشی به قول استاد ال باشی بل باشی کلی بالا بایینی ها داره جذبش خیلی کم میشه جذب کنن مگه میشه به راحتی سرمایه بدن, آقا با شنیدن این حرفا به خودم شک کردم که حتما شانسی شده یا شانسی قبول کردن من رو در حالی که زمان و انرژی و از همه مهمتر باورم درست بود که میشه راحته به دست اورد , و این باور اشتباه محدود کننده رو من جا گزین باور درست کردم و باعث شد به راحتی به سادگی حساب رو از دست بدم با معاملات اشتباه که سرمایه گذار با من قطع رابطه کرد, بعد یه دوبار بازم شرکت کردم که از امتحان قبل نشدم و واقعااا خیلی سخت شد بهم تا من از امتحان قبول بشم در حالی که بازار همان بازاره من همان همایونم تکنیک های معامله همان تکنیک هاست اتفاقا رشد هم داده بود و میدهم اما این باور اشتباه که واقعا از طرف شیطانه منو به مسیر سخت برد, و ای خداییی عزیزم در اینجا سباسگذارم که مرا آگاه کردی الهیی شکر من میدونم این بار مسیرم درسته باور های زیبای الهی داره به من نزدیک و نزدیک میشوددر اولین شرکت در این چالش جذب سرمایه برای شغلم در معامله گری بازار مالی به راحتی و زیبایی و سادگی عزتمندانه جذب میکنم و قشنگ سود آوری میشم به لطف الله و با ساخت و تمرین به مسیر باور عالی و راحت باور درست باور ثروت ساز باور اینکه من با این شغل پول میسازم به لطف الله به لطف خدای یکتا که همه ی قدرت دست اوست و این معامله گری یکی از دستان زیبای دست خدای عزیزم هست. خدایی که قلب داد به من خدایی که چشم داد خدایی که دست داد خدایی که ذهن افکار خلاق صورتی زیبا مهربان داد اونم رایگاننننننننن!!!! الهی شکرت من در این مسیر زیبای قوانینت و مسیر زیبای معامله گری قدم برداشته ام و عاشقانه این مسیر را دوست دارم ,میدونم که دستم را رها نمیکنی هدایتم کن من دستت رها نکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    فاطمه رضایی گفته:
    مدت عضویت: 713 روز

    به نام خداوند روزی دهنده ی هدایتگرم

    سلام استاد جانمم و سلام خانوم شایسته عزیز و دوستان گلمممم .

    آنقدر از خوندن برخی از کامنت های دوستان لذت بردم ک خاستم منم رد پایی اینجا به جا بگذارم میخام یه سوئیچ بزنم به باور های خوب و فوق العاده ام درگذشته و حال یادمه از زمانی ک سن سال کمتری داشتم و بچه بودم و با قوانین آشنا نبودم با وجود اینکه اطرافیان و خانواده ام ازم تعریف نمی‌کردند به اون صورت یا تشویقم نمی‌کردند اما یه انرژی خود جوش همیشه بهم میگفت پریسا تو فوق العاده ای تو لایق بهترین هایی بدون تلاش چون رویاهای بزرگی تو سرم داشتم و دارم حتی تا سه سال اخیر این حس ارزشمندی درون من بود و همینم باعث شده بود آدم های فوق العاده وارد زندگی من بشه بدون اینکه بخام تلاشی بکنم فقط با ایجاد باور ارزشمندی و اینکه من لایقم مهم نیست خانوادم پولدار نیستن مهم نیست پدر ندارم مهم نیست تو جنوب تهران زندگی میکنم آقا من کاریزماتیک ام خیلی این باور در من قوی بود چون من هی تقویتش میکردم تا سه سال پیش ک تجربه تلخ ار یک رابطه عاطفی برام رخ داد و منو تو سیکل اشتباه انداخت تا به امروز ک روش کار نکردم و میبینم کیفیت روابط و زندگی ام چقدر اومد پایین خوشحالمم که به قوانین برگشتم و دارم مرور میکنم باور های خوبمو دوباره تقویت میکنم من معجزه زندگی خودم هستم خدایا شکرت ،با تمام وجود درک میکنم ک همه چیز باوره منی ک درگذشته موقعیت شغلی ، ظاهر ،و شرایط الان نداشتم ولی درعوض یک باور عالی اونم احساس لیاقتت و ارزشمندی داشتم جای تمام اینارو گرفته بود و شرایط خیلی بهتر از الان تجربه کردم خوشحالم ک برگشتم و میخام شروع کنم ساختن باور های زیبا رو .

    تشکر،تشکر ، تشکر استاد جانم بابت این سایت که چیدمان ذهنمونو عوض میکنه و ذهنمونو برای تجربه اتفاقات خوب و عالی برنامه ریزی میکنه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    بهاره صرام گفته:
    مدت عضویت: 1554 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    به نام خداوندی که هرچه دارم و داشتم و خواهم داشت از آن اوست

    سلام به دوستان عزیزم سلام به زندگی رویایی که این روزها با داشتن سایت استاد دارم تجربش میکنم ، چیزی که نتیجش واسم مهم نیست و توی مسیر حالم خوبه خداروشکرررررر.

    دوستان من استاد عزیزم من هنوز این فایل و متمرکز گوشش ندادم و ندیدمش ، اما یه سوالی واسم پیش اومده که ممنون میشم از دوستان راهنماییم کنند .

    اینکه من حتما باید خودم کار آفرین باشم تا درآمد داشته باشم ، اینکه نباید برای تیم قوی و با کسی کار کنم برای درآمد داشتن ، همش پیام و زنگ میزنم ولی برای مصاحبه ها نمیرم ، جاهای خوب پیشنهادات خوبی واسم اتفاق میفته اما خودم منصرف میشم و دوباره این میشه که درجا میزنم ،

    ازتون درخواست دارم که بهم کمک کنین و منو توی این مسیر راهنمایی کنید که چرا من باید خودم و از بودن در کنار تیم های قوی کنار بکشم ، چطور این باور و از بین ببرم ؟

    چطور از دایره امنم بیرون بیام ؟

    و مثل خیلی های دیگه در کنار تیم های موفق بزرگ تر بشم و رشد کنم ؟؟

    در پناه خداوند باشید با حس و حال خوب

    هر لحظه در بهترین زمان و مکان مناسب قرار بگیرید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    M گفته:
    مدت عضویت: 647 روز

    به نام سیستم هدایتگر بشر

    سلام

    ایاک نعبد و ایاک نستعین

    باورهای ما چه درست چه غلط اتفاقات رقم‌ می زند.من از وقتی که یادم میاد یعنی از 13 سالگی 14 سالگی تا به الان همیشه حتی در اوج کاهش وزنمم اضافه وزن داشتم مقداری همیشه فکر میکردم چرا این اضافه وزن دارم چرا چاقم الان که فکر میکنم به دلایل زیر هست .

    استاد گفتن هر حرفی که زیاد تکرار بشه تبدیل میشه به باور و باور دنیای ما رقم می زنه.

    یکی از باورهای که من داشتم و همه اطرافیان از کودکی به ما‌ میگفتن این بود که ما ژنتیکی چاق هستیم ما ژن چاقی داریم بعضی ها ژن لاغر رو.

    ترمز:من چون پدر مادرم اضافه وزن دارن و دایی ها عموها مادربزرگ ها پدربزرگ ها همه چاق هستن استخوان بندی درشتی دارن پس ما ژن چاق بودن داریم و این ارثی هست چون همه و اکثرا فامیلامون چاق هستن پس منم چاق میشم چون هرکاری کنم ژن چاقی دارم من چاق میشم .دیگه بعضی چیزها ژنتیکی هست دست آدم نیست به خاطر اون dnaژنتیک هست که من اضافه وزن دارم .

    گاز:چیزی به اسم ژنتیک و این حرفها برای چاق شدن کاملا چرته .خاندان ما چاق هستن چون خیلی میخورن چون کلا نسل ما بخور هستن .پس چرا الان پسر عموهای من لاغرن یا دختر عموهام خیلی لاغر هستن اونام ژن مشترک با من دارن.پس دلیل به خاطر پرخوری زیاد و ریزه خواری هست نه ژنتیک من .من ذاتا و ژنتیکی مثل تمام انسان ها هسنم ما بنیان مشترک هممون از یک جاست و ژن همه ماها مشابه است دلیل اضافه وزن من پرخوری بیش از حد هست.با کنترل مواد غذای ورودی میتونم لاغر بشم .

    ترمز:من و خانواده من آبم بخوریم چاق میشیم حالا مردم چند دیس چند دیس غذا میخورن لاغری.

    گاز:آخه وقتی کالری آب 0 چطوری چاق میکنه خودت گول نزن تو یک بشقاب پر برنج میخوری کلی ریز خواری داری روزی 20 بار خوراکی وارد دهنت می کنی بعد میگی نمی‌خورم پس چرا وقتی رژیم میگیری کلی لاغر میشی ؟من هرچقدر هم بخورم لاغر میشم لاغر میشم لاغر میشم .

    ترمز:مردها زنهای چاق بیشتر دوست دارن .حس میکنم وقتی لاغر میشیم دیگه اون گوشت از بدن برداشته میشه اندام های خاص بدن آب میشه جذابیت از دست میدی .

    گاز:من در هر شکل اندامی کخ باشم همسرم من دوست داره چه چاق باشم چه لاغر من در هر صورت زیبا و دوست داشتنی هستم.

    ترمز:نگرانی و وسواس فکری خیلی زیاد راجب چاقی و دائم حرص جوش لاغری رو خوردن . تخریب خود و سرزنش خودم به خاطر اضافه وزن اندک .هرچی میخورم میگم الان چاق میشم الان زشت میشم الان لباسم بد میشه تو تنم الان بد دیده میشم .

    گاز:تو لاغری تو ذهنت یه نوع بت شده باور کن انقدر تو ذهنت لاغری چیز بزرگی کردی انگار خداست که چی تو در هر صورت زیبایی چه چاق چه لاغر .تو در هررصورت آفریده خدایی ارزشمندی جذابی کیوت هستی .هر لباسی بپوشی بهت میاد خوشتیپ هستی .زیبایی چیزی درون تو هست نه خارج از تو.

    ترمز:من کلا ذاتا بازوهام بزرگه ژنتیکی بازوهای بزرگی دارم چیکار مبشه کرد .من تا چاق میشم پهلو میارم .کلا باسن و پاهام بزرگ مبشه ‌.من کلا شکم ندارم در عوض بازوهام گنده هرلباسی میخرم بازوهاش بهم تنگ کمرش خیلی گشاده .همیشه با خودم و دیگران تلقین کردم که من بازوهام زود بزرگ مبشه

    گاز:من به خاطر تکرار زیاد این باور تو ذهنم نهادینه شده و جهان این باورم بهم ثابت کرده .من ذاتا بازوهای کوچیک دارم من ذاتا اندام ریز نقشی دارم .من میتونم لاغر بشم.با کاهش اضافه وزن و ریزه خواریم بازوهام خیلی باریک میشه کوچیک میشه

    ترمز:یکی دیگر از باورهای اشتباه من این بود که اگر بخوام لاغر بشم زشت میشم و دیگه به زیبایی الانم نیستم صورتم از فرم میفته گونه هام آب مبشه دوستم می گفت آدم یکم اضافه وزن داشته باشه خیلی بهتر تا صورتش زشت باشه.کاهش وزن از صورت شروع میشه همه تا لاغر میشن صورتشون لاغر میشه

    گاز:آدم هرچقدر لاغرتر مبشه صورتش زیبا تر میشه اندام خوش اندام تر میشه لباس ها تو تنش زیبا تر میشن .من هرچقدر لاغربشم صورتم همینطور تپل میمونه. اندامم رو فرم تر بشه سالم تر میشم نفسم بیشتر میشه .سنم خیلی خیلی کمتر دیده میشه .

    ترمز:اگر بخوام خیلی لاغر بشم پوستم شل میشه پوست اضافه میارم کلی ترک پوستی میفته .عضلاتم تحلیل میرن .اون پوست باید حتما عمل کرد برداشت

    گاز :اولا تو انقدر اضافه وزن نداری که بخوای با عمل جراحی پوستت برداری. استاد چندین برابر تو اضافه وزن داشت لاغر شد پوست اضافی نیاورد تو برای چند کیلو میخوای بیاری .نه اصلا پوست اضافه نمیاری بلکه پوست های شل هم سفت میشن هم جمع میشن هم پوست سفت تر جوان تر میشه

    ترمز:برای کاهش وزن باید پول زیاد داشت .باشگاه خوب رفت تغدیه خیلی خاص داشت

    گاز:میشه با رژیم خیلی معمولی هم لاغر شد

    بعد دیگه تمرکز خیلی زیاد روی اضافه وزن دارم.باید رها کنم با خیال راحت غذا بخورم

    ترمز:دختران با افزایش سن و بعد از دوران بلوغ و به علت عادت ماهیانه و تغییرات هورمونی و رحم زیر شکم دارن و چاق میشن . زنها کلا ژنتیکی چاق تر از مردها هستن درصد چربی بیشتری دارن از مردها

    گاز:میلیون ها میلیارد ها زن داریم که بعد بلوغ لاغر شدن .و اصلا چاق لاغری به جنسیت هیچ ربطی نداره. کلی زن لاغر داریم و کلی مرد چاق‌.

    ……

    باورهای درست بسازم برای لاغری

    من با لاغر تر شدنم هروز زیبا تر و جوان تر میشم

    من با لاغرتر شدنم سلامت تر میشم و بهتر می توانم فکر کنم.من با لاغر شدنم جذاب تر میشم خوش پوش تر میشم لباسس مناسب گیر میارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      M گفته:
      مدت عضویت: 647 روز

      سلام

      چرا شما چاق هستید؟

      من تا سن 14 سالگی و 15 سالگی به شدت لاغر بودم و استخوانی و اصلا اضافه وزن نداشتم و خیلی خیلی لاغر بودم بعد از سنین اول راهنمایی دوم راهنمایی کم کم وارد سیکل چاقی شدم وهی کاهش وزن و افزایش وزن داشتم و بیشتر اوقات همیشه درگیر رژیم ورزش پیاده روی بودم و تا وقتی رژیم بودم ورزش شدید میکردم لاغر بودم بعدش مجدد وزن برمی گشته .الان 88 کیلوم و خیلی سال هست که همیشه روی این وزن می رسم به 79 و78 باز برمیگردم به وزن 88 .

      دلایل ترمزهای ذهنم راجب چاقی :

      1_علت چاقی من ژنتیک و ارثی هست .چون پدر مادر من خیلی اضافه وزن دارن و درشت اندام هستن و پدر بزرگ ها مادربزرگ هام همه اضافه وزن دارن پس منم باید چاق بشم ‌وپدر ومادرم ازدواج فامیلی کردن این ژن در من قوی تر هست پس من هم چاق میشم. پسر عموهام لاغرن چون ژن مادرشون لاغره .

      (علت چاقی اقوام من به خاطر ژن نیست بلکه به خاطر پرخوری و باورهای غلط خیلی زیاد هست.چون همشون اعتقاد های خیلی غلطی دارن .بعد از غذا خوردن بازم میخورن نصف شب هم میخورن همیشه و در همه حال در حال خوردن هست .پس ربطی به ژن نداره اگر به خاطر ژن هست چرا وقتی تعداد دفعات پرخوری کم میکنی لاغر میشی. چرا الان مثلا دخترعموهات لاغرن چرا دخترددایم ساناز که واقعا تحسینش میکنم خیلی لاغره ؟اونم مادرش چاقه مادربزرگ هاش اینام چاقن اما خودش لاغره ؟پس به باورهای درستش برمیگرده .ژنتیک در چاقی غلط هست .ژن من اصلا در لاغری چاقی من تأثیری نداره .من ژن هام بنیاین مشترک با تمام انسان ها داره .من ژن های خوبی برای لاغری دارم چرا وقتی شروع میکنم به اشتباهات غذا خوردنم سریع فیت خوش اندام میشم .لاغری هیچ ربطی به ژن های ما نداره .)

      2_چاقی من به علت این رخ داد که عادت ماهیانه شدم برای همین تو سن رشد استخوان بندیم ترکید . و یهو افزایش وزن شدید داشتم و خانم ها بعد دوران بلوغ دچار افزایش وزن می شوند این باور غلط من بود چون چاقی من بعد از دوران بلوغ رخ داد فکر میکردم به خاطر همین تغییرات بلوغ عادت ماهیانه است که دچار اضافه وزن شدم .به خاطر هورمون هام که چاق شدم

      (دختر دایم ساناز این باور نداشت که به خاطر بلوغ آدم چاق میشه و همیشه هم به من می‌گفت این باور غلطی هست و این الگو مناسبی برای من هست که اصلا ربطی به بلوغ نداره .یا رومینا یا سوگند دختر عموم که بعد از دوران بلوغ اصلا لاغرتر شدن که چاق تر نشدن .میلیون ها خانم داریم که بسیار لاغر خوش اندام دارم ربطی به بلوغ عادت ماهیانه نداره .)

      3_من شانس ندارم آبم میخورم چاق میشم مردم حالا چند دیس چند دیس غذا میخورن ولی لاغرتر میشن .هم باشگاهی های خودم چندین شیرینی میخورن لاغرن استخوانی هستن گریه میکنن که چاق بشن ولی لاغرتر میشن .مثلا دوستم مهدیه یا دوستم راضیه انقدر لاغر چندین پرس میخوره و گریه برای چاقی میکنه .

      (چیزی به اسم شانس و میزان غذا هیچ ربطی به چاق لاغری نداره همه چیز در این جهان در ذهن ما رقم میخوره)

      4_استخوان بندی من درشت هست .هرکاری کنم چون شانه پهن دارم بازوهام بزرگ دبده میشه و چاق دیده میشم.به خاطر فرم ژن هام هست که شکم در نمیارم در عوض پهلو درمیارم و بازوهام هرچقدر هم لاغر میشم بازم بزرگ هست .بازوهام سخت آب میشن هرکاری میکنم بازوهام آب نمیشن پهلوی ها و پاهای پهنی که دارم برمیگرده به ژن هام برای همین اصلا شکم درنمیارم.

      (می دانی چرا اینطوری هست چون همیشه میگی من شکم درنمیارم در عوض پهلو درمیارم چون ذهنت اینقدر سمی هست .تو عکس های دوران کودکی تمام فرم ها استخوان هات یکسان هست .بازوهای من روز به روز کوچیکتر میشن بازوهام خوش فرم تر میشن .پهلو هام به طور کلی از بین میرن .اندامم لاغر میشه به طور یکسان و یه هیکل تراشیده خوش دست خواهم داشت)

      5_تمرکز و توجه بیش از حد به چاقی هرموقع می خوام هرچی بخورم دائم به فکر ذکر کالری اون هستم به جای لذت بردن از اون غذا از اون فضا همش فکرم درگیر ترس ازچاق شدن و چاقی هست. لقمه های خودم میشمرم و میگم الان چقدر خوردم وای چاق میشم . تو مراسم تو عروسی تو کافه تو تمام مکان ها فکر ذکرم جای لذت بردن به فکر کالری شمردن مواد غذای هست .و همه فکر ذکرم این نکنه چاق یشم در نظر دیگران زشت برسم .نکنه بقیه دوست نداشته باشن نکنه بقیه بگن دختره چقدر گاوطوره .

      (نظر دیگران و افکار دیگران هیچ ربطی راجب تو نداره تو هرجور باشی با هر اندامی زیبایی زیبایی تو ربطی به سایز تو نداره تو چه 36 باشی چه 46 بازم کیوت هستی .به دیگران چه از کجا معلوم ما چقدر زنده هستیم همیشه کل فکر ذکرت بشه چاقی لاغری تو همین طوری هم خوبی کافی هستی هزارن نفر هستن از تو چاق تر هزارنفر لاغرتر تو خوبی تو ارزشمندی .دیگه نمیخوام تمرکز کنم روی چاقی لاغری یا خودم با مدل ها مقایسه کنم یا اعتقاد داشته باشم لباس های زیبا فقط برای افراد سایز 36 هست یا فقط لباس تو تن اونا قشنگ هست)

      6_فرم اندام من میگم گلابی طور هست

      (به دلیل تلقین ذهنی این اتفاق افتاده)

      7_خانم ها هرکاری کنن نسبت به آقایون چربی بیشتری دارن خانم ها بدنشون عضله خالص نمیشه خانم ها بدنشون پر از چربی به علت هورمون های جنسی که دارن نمیتونن اندازه آقایون لاغر باشن

      (صدرصد غلطه کلی خانم داری از جمله مربی باشگاه خودم به شدت لاغر به شدت استخوان یک گرم چربی ندارن و برعکس آقایونی که کلی اضافه وزن دارن)

      8_خانم ها به علت وجود رحم و تغییرات هورمونی چاق هستن و هرکاری کنن زیر شکم دارن(این ها خرافات افراد سطح جامعه است کلی خانم لاغر داریم )

      9_بعد ازدواج و اوایل نامزدی چون زیاد خوش میگذره همش درحال خوردن هستی چاق میشی .به علت تغییرات هورمونی و رابطه جنسی افزایش وزن پیدا میکنی‌

      (من اعتقاد دارم بعددازدواجم چون همسرم ورزشکاره و اهل فعالیت هست و خودم آشپزی میکنم خیلی لاغر میشم و تناسب اندام خیلی زیادی پیدا میکنم.میلیون ها و میلیارد ها خانم متأهل هستن که خیلی لاغر هستن و بعد ازدواح به شدت لاغر شدن)

      10_دختر بچه ها و خانم های مجرد راحت‌تر لاغر میشن تا افراد متاهل .بعد از زایمان و حین زایمان خیلی چاق میشی

      (کلی الگو هست از جمله استاد باشگاهم زن عموم و دوستام که به شدت بعد از بارداری لاغر هستن و بعد از چند تا زایمان فیت فیت هستن پس به ذهن برمیگرده).

      11_برای لاغری زیاد باید همیشه متحرک بود و همیشه باید رژیم داشت و همیشه ورزش های سنگین کرد باشگاه رفت تحرک خیلی زیاد داشت

      (زن عمو نسرین حتی یکبارهم باشگاه نرفته 40 کیلو هست.خیلی ها بدون هیچ رژیم باشگاهی لاغرن)

      12_بدنسازی بری دیگه نری چاق میشی .(چه ربطی داره)

      13_کربوهیدارت به شدت چاق کننده برای لاغری باید نان برنج کامل حذف کرد حتی یکم بخوری سریع چاق میشی

      (کلی آدم ورزشکار هستن برنج میخورن تو شمال کشور برنج میخورن حتی صبحانه تو کشورهای ژاپنی کلی برنج میخورن اصلا ربطی نداره)

      14_من احساس ضعف میکنم خودم در عرصه ورزش کم توان می بینم مهارت بقیه بیشتر می دانم فکر میکنم بقیه ورزشکار بهتری هستن تا من من به انداره اونا خوب نیستم و نمیتونم رزمی کار باشم یا حرفه ایی حرکات ژیمناستیک انجام بدهم مبارزه کنم.

      (من خیلی هم با انگیزه هستم یکسال رفتم باشگاه رزمی و به شدت خوب بودم باشگاه های بدنسازی خوب بودم تو خانه کلی ورزش کردم)

      15هرچقدر ورزش کنم بازوهام چاق مبمونن و شل هستن خدای بازو هستم.

      (من بازوهای کوچیک خوش فرمی دارم بازوهام هروز عضلانی تر کشیده تر میشن )

      16_ارزش زیاد قائل شدن برای حرف های دیگران راجب چاقی لاغری.افراد لاغر از خودم بهتر می دانم

      (من ارزشمند هستم فارغ از حرفهای دیگران من در همه حال زیبام چه چاق چه لاغر)

      17_لاغرشدن خیلی خیلی سخته و در عوض چاق شدن خیلی راحته .کاهش وزن کار خیلی سخته باید سختی بکشی زجر بکشی خفه بشی تا یک کیلو لاغر کنی

      (مگه ما برای چاق شدن زحمت می کشیم پاره میشیم که برای لاغر شدن زحمت بکشیم؟ چیکار می کنم چاق میشم هیچ کار پس لاغر هم میشم هیچ کارنمیخواد بکنم.لاغر تر شدن و کاهش وزن آسان ترین روش دنیاست .من هرچی بخورم لاغرتر میشم .مگه برای چاقی زحمت خاصی لازم که برای لاغری باشه)

      18_شکلات اینا خیلی خوشمزه هست باعث آرامش میشه .من چون شکست مالی عاطفی اینا داشتم کلی استرس کشیدم و فشارهای روحی داشتم پس افسردگی داشتم باید باهاش مقابله میکردم چیزی میخوردم سروتونین ببره بالا پس باید شیرینی کیک بخورم .پرخوری عصبی دارم

      (الان تمام اون استرس ها فشارها تمام شده من شادم و با توکل برخدا احتیاج به مواد غذا برای شاد شدن ندارم.من برای تسکین ذهنم و آرامش خودم بهدخدا توکل میکنم خدا بهم آرامش میده نه غذا .خداوند باعث تغذیه و آرامش ذهن من می شود‌.)

      19_من احساس میکنم به خاطر گفته های دیگران که همیشه بهم میگن تو لاغر میشی زشت میشی اگر وزنت بیاد زیر 75 کیلو شبیه استخوان میشی .دستات شبیه پا مرغ میشه .لاغر استخوانی میشینی زشته با توجه به نوع اندامت وزنت نباید از یه حدی پایین تر بیاد تو بشی 60 کیلو زشت میشی ‌فکر میکنم چاقی خوبه

      (من در هر صورت با هر وزنی زیبا هستم چه چاق چه لاغر چه 60 چه 80

      وزن اصلا مهم نیست بلکه تناسب مهمه).

      20_به خاطر کم تحرکی چاق میشم چون اکثرا خانه ام

      (مگه برای چاقی فعالیت میکنی که برای لاغری کمی کلی آدم هستن در انتظار چاق شدن هرکارمیکنن چاق نمیشن گریه میکنن برای چاقی)

      21_لاغر شدن کار زمان بر پر هزینه ایی هست برای لاغر شدن حتما باید باشگاه رقت رژیم گرفت.اگر پولدار بودی موادغذایی همیشه گوشت میخوردی لاغر میشدی .

      (کلی آدم تو نقاط مرزی بدون باشگاه لاغرن کلی آدم هستن بدون توجه به رژیم در فقر مطلق لاغرن مثل کشور سومالی )

      22_به خاطر اینکه غذاهای چرب مامانم درست میکنه چاقم(ربطی نداره همه چی بخور به اندازه بخور)

      23_ما هیچ لذتی جز غذا خوردندنداریم اگر غذا خوردنم نباشه ما چیکار می کنیم هیچ کاری نیست کنیم

      (انقدر تفریح های زیاد در دنیا هست مثل پیاده روی کوهنوردی کافه گردی کلی تفریح هست چه ربطی داره به تفریح غذا خوردن)

      24_به خاطر متابولیسم کم کاری تیروئید چاقم .اگر سوخت سار بدنم بیشتر بود لاغر ترربودم

      (اینا همش چرنده و بهانه های ذهن چاق هست)

      25_عاشق شکلات شیرینی و غذا هستم

      (هرچیزی حد اندازه خودش داره من دیگه عاشق شکر نیستم)

      26_اگر کمتر غذا بخوری رژیم باشه برنج نان نخورم یا خیلی تغدیه نداشته باشم موهام ریزش پیدا میکنه بدنم ضعیف میشه کم خونی میگیرم.

      (تو مثلا چیپس پفک شیرینی نخوری چه ربطی به پروتین ویتامین داره)

      27_اگر لاغر بشم پوست اضافه میارم کلی پوست بدن آدم شل میشه ترک پوستی میاری با کاهش وزن پوست بدن شل میشه هرکاری کنی زیر شکم آب نمیشه باید بری زیر تیغ جراحی تا آب بشه.لاغر بشی چربی های مفید بدن که باعث زیبایی خانم هاست آب میشن

      (میلیون ها آدم هستن با ورزش لاغر شدن و یه کم هم چربی نادرست نداشتن.من لاغر میشم چربی های مفید زیاد میشه شکمم تخت میشه بازوهام سفت میشه )

      28_باید کالری شماری کرد تا لاغر شد

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    زهرا مزرعه گفته:
    مدت عضویت: 777 روز

    بنام خداوند روزی دهنده

    سلام خدمت استاد بزرگوارم و مریم خانم عزیزم

    من قبل اشنایی با سایت خیلی باور محدود کننده داشتم و همیشه باعث پسرویم میشد.

    مثلا در مورد جنس مخالف همیشه اطرافیان میگفتن مردها بجز همسر خودشون با کس دیگه هم رابطه دارن و چون پدرم با مادرم روابط خوبی نداشتن همیشهذاز جنس مخالف بیزار بودم و میترسیدم صحبت کنم که اونا فقط بفکر تعرضن که من وقتی با سایت اشنا شدم و حالم بهتر شد و این باور کمرنگ تر شد و بهتر شدم و فهمیدم این یه باوره و البته رابطم با همسرم خیلی بهتر شده و من و همسرم در طول هفته امکان نداشت دو سه بار دعوا نکنیم.

    یا برادرم همیشه میگفت کاش پدر پولداری نداشتیم اوضاعمون از این بهتر بود ولی من الان خدایا رو شکر میکنم پدر و مادر پولداری داریم.

    من وقتی بزرگترین هدف اصلیم رو فهمیدم که دوست دارم اموزشگاه داشته باشم بهم الهام شد که ادامه تحصیل بدم و رشته علوم تربیتی رو نا تموم گذاشتم بخاطر باور محدودی که داشتم و بخاطر شهریه دانشگاه هم هدایت شدم به کار پاره وقت که اسون هس و الان برای برداشتن قدم هام هدف دارم و باید روی باورهام کار کنم.

    یا میگفتیم اگه الان سختی میکشیم سرنوشتم در اینده وضعیتمون خوب میشه. و….

    ولی الان باورهای محدودم شناسایی کردم و با خدا دوست شدم و استاد این فایل شما باعث شد که بفهمم قبل اشنایی با شما چقدر شرک داشتم و جاهل بودمه. یادم افتاد چند سال پیش بهم گفتن خانومی تو سالن ارایشی هس که فال قهوه میگیره چقپر حرفاش درسته و من بخاطر تلقین افکار غلط دیگران که 24سالم بود و سنم گذشته و دیگه نمیتونم ازدواج کنم

    یه بهونه ای برای مامانم اوردم و رفتم پیشش و بهم گفت که بختت رو بستن و یکی میاد رابطه باهات بر قرار میکنه که یه بار نامزد کرده بوده و من اونقدر به خودم حرفای فالگیر تکرار کردم که باورم شد که بختم بستن و حتی فردی که گفته بود وارد زندگیم شد و حدود 1 سال تلفنی صحبت میکردیم که خوشبختانه بهم خورد. و خدا رو شکر میکنم با استاد عزیزم اشنا شدم که باعث شد که بدونم خودم خالق شرایط زندگیم هستم.

    استاد الان 3 روزه هدایت شدم در موسسه خیریه ای مشغول بشم و فقط باورهای توحیدی رو میگم و تکرار میکنم که روزی دهنده من خداست نه مدیرم و نه افراد خیر و وقتی کسی قبول میکنه که واریز کنه خدا رو شکر میکنم که ثروتمند بودن معنوی ترین کار دنیاست.

    از استاد عزیزم کمال تشکر و سپاس را دارم.

    در پناه الله شاد و موفق و ثروتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 203 روز

    به نام خدا

    باور محدود کننده : من باور های محدود کننده ای ک دارم اینه که بشدت کمالگرام

    ولی قدم برمیدارم

    مثلا الان فایل گوش میدم

    کانون توجه هم رو تا حد خوبی سعی میکنم کنترل کنم

    گرافیک انجام میدم

    و بگم ک تازه کارم

    ولی این باور که نه باید بیشتر وقت بزاری بدرد خودت میخوره

    نه باید تو اینستا حتما فعالیت کنی وگرنه پروژه نمی‌گیری

    یا وقتی توی اینستا نمونه کار بچه هارو میبینم این باور میاد ک نگاه کن اینارو چقدر خفنن

    حالا طرف چند ساله داره کار می‌کنه

    و من دارم خوده یه هفته ای ام رو با اون چندین ساله مقایسه میکنم

    و اینستا رو ک پاک کردم و توی تلگرام کانال زدم چون راحترم و دیدم افرادی رو ک درآمد های خیلی خوبی فقط از تلگرام دارن

    و باور حرکت دهنده ام اینه ک با خودم میگم چرا من ن

    مگه من چیم کمتره

    چرا من نباید سفرای عالی برم

    چرا من نباید حسابم پر باشه

    چرا من نباید رابطم با خدا و خود و بقیه عالی باشه

    و..

    ولی نباید اجازه بدم این ذهنیت نه کم وقت میزاری جلومو بگیره چون پله پله باید پیش بریم

    من همین الان روزانه. حداقل 2ساعت برای گرافیک میزارم و برای شروع و تمرینی خیلی خوبه بنظرم

    اما ذهنم منو با بقیه مقایسه میکنم انگار بقیه آپولو هوا کردن

    اونام مثل منن

    اونام کلی چالش داشتن

    طرف چند ساله وقت گذاشته واقعا چ توقعی داری سارا!!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    سمانه امینی گفته:
    مدت عضویت: 1277 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    چه قدر زیبا خداوند هدایت میکنه انچه که خودش وارد قلبم میکند تا بپذیرم تا ظرفم وسیع شود تا نعمت هایم را ببینم با اگاهی های مشابه دیگر ؛ استاد چندین و چند بار فایل 5 و 6 قدم دوم رو گوش دادم و دیروز یک جرقه ای در ذهنم ایجاد شد انگار خدا برام متن توضیحات رو بولد تر کرد انگارکه نه قطعا قسمتی از صحبت هاتون رو برام واضح و روشن کرد و اون این بود که :

    باورهایت از ورودی هایت سرچشمه میگیرد برای تجربه اتفاقات و شرایط دلخواه باید باورهایت را تغییر دهی و لازمه اش مراقبت از ورودی هایت است و تو باید به دنبال زیبایی هایی باشی( نکاتی که بهت احساس خوب میدهد) و وقتی به دنبال زیبایی باشی در حقیقت داری کانونِ توجهت را شکل میدهی پس مراقب باش چه چیزی میشنوی ،میخوانی،میبینی، هرانچه که به من احساس بهتری بدهد،احساس امید احساس ارامش ، لذت احساس نیکی ، یعنی من دارم با تکرار و تکرار ان چیزی که باعث تجربه چنین احساساتی میشود باورهایی در ذهنم میکارم

    استاد خیلی جالب و میتوتم بگم معجزه وار من هدایت شدم به یک پستی درباره پرفسوری که داشتند ارتباط بین موسیقی و ریاضی رو اشاره کرده بودند و از اونجایی که من موسیقی مینوازم و خیبی به سرعت نت ها رو یادمیگیرم و اجرا میکنم جرقه ای در ذهنم ایجاد شد که عه من هوش ریاضی خوبی میتونم داشته باشم چرا این رو گفتم چون همیشه مامانم میگفت تو حفضیاتت خوبه اما ریاضیت نه و به همه میگفت و این شده بود باورِ من که واقعا من به سختی ریاضی رو پاس میکردم ،خلاصه با این نوع دیدگاه پرفسور انگیزه ای در من ایجاد شد که برم ادامه تحصیل بدهم اون هم توی یک حوزه متفاوت تر از رشتم وواقعا شورو اشتیاق رو درون خودم احساس میکردم…

    مریم جان واقعا ازت ممنونم که 46 دقیقه دستات بدون لحظه ای لرزش فیلمبرداری کردی برامون با عشق واز غروب زیبا هم اثر به جای گذاشتی استاد واقعا نمیدونید که با هر فایلی که میگذارید باعث میشید ریشه هام مقاوم تر باشند و با ثبات بیشتری به این مسیرِ توحیدی و سرشار از نعمت ادامه بدهم هیچ چیزی زیباتر از این نیست که من میتونم به واسطه افکارم وباورهام زندگی خودم رو خلق کنم میتونم تجربه هرانچه که در زمین است تجربه کنم حالا معنای اشرف مخلوقات را میفهمم حالا میفهمم که چرا اینقدر ارزشمندم،استاد ما بین صحبتاتون اشاره کردید به دوره احساس لیاقت و بازهم ازتون سپاسگزارم که باعث شدید با خودم مهربون تر باشم با زندگیم مهربون تر باشم بتونم کنترل ذهن داشته باشم البته که خیلییی جای کار وبهترشدن دارم اما به نسبتِ قبل از تهیه دوره خیلی شخصیتم قوی تر شده واقعا سمانه ای که چه قدر نازک نارنجی بود به لطف خدا چه قدر قوی دارم میشم…

    خدایا شکرت،شکرت ،شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    احسان آریان مهر گفته:
    مدت عضویت: 790 روز

    درود بر شما استاد عزیز که همیشه با صحبت های عالی و دیدگاه های زندگی سازی که دارید، اطلاعات و آگاهی های بی نظیری رو به مخاطبین خودتون میدید، اولا از شما سپاسگزارم بابت این همه آگاهی که میدید. دوماً خیلی خوشحالم که شما رو میشناسم و از سایت خوبتون و صحبت های عالی شما استفاده میکنم و واقعاً حال دلم، حال خودم و حال زندگیم خیلی خوبه…

    قطعاً افکارات و باورهای ما شخصیت ما را می‌سازند و شخصیت ما عادت های ما را میسازند و عادت های ما هم سبک و شیوه ی زندگی ما را خلق میکنند، موضوع خیلی ساده ست نمی دونم چرا خیلی از انسان ها مقاومت میکنند در برابرش.

    اما خب به هر حال هر کسی در جای درست خودش قرار داره و ما فقط مسئول زندگی خودمون هستیم و بس…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    استاد گفته:
    مدت عضویت: 691 روز

    چون دخترم نمیتونم ثروتمند بشم چون خانوادم توان مالی و توان حمایت ندارن چون لایقش نیستم چون اینجا تو این کشور یا باید پارتی داشته باشی یا پول یا از بدنت مایه بزاری چون از سن کمتر نتونستم دیگه نمیشه چون ذهنم فقیره چون یبار توی کار شکست خوردم دیگه تمومه چون بلد نیستم پسنداز کنم و چطوری پولمو خرج کنم چون دانشجوام نمیشه ثروتمند بشم کار سخته زمان زیادی میخواد عمرت میره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    سلیمان صفری گفته:
    مدت عضویت: 2242 روز

    سلام بر استاد عزیزم و دوستان گرامی

    موضوع این فایل ارزشمند مثل اغلب فایل های استاد ،دقیقا به یک اصل میپردازد؛

    باورها

    یادمه 15یا16سالم بود و وقتی زندگی اطرافیان خودم رو که رصد میکردم، می‌دیدم که غالبا زندگی ها(عموها،دایی ها،خاله و همسایه‌ها و تقریباً 95در صد اطرافیانم)به شدت داغون و باهم سر جنگ و دعوا و رفتارهای خشونت‌آمیز و بسیار تند با هم داشتند ،با زن،بچه ،بزرگتر و کوچکتر،همسایه و خلاصه هر کسی که می‌دیدم به همین شکلی بود که نوشتم.

    اما

    اما

    من که همه ی این رفتارها رو رصد میکردم،خدارو شاهد میگیرم با اینکه آگاهی کمی داشتم،اما قلبم بهم میگفتی:«سلیمان تو بزرگ میشی و ازدواج می‌کنی و یک زندگی آرام ،عاشقانه و توام با احترام و محبت؛ با همسرت، فرزندانت و دیگرانی که در ارتباط هستی رو تجربه خواهی کرد.

    در رویاهام با همسرم حرف میزدم ،با او راه میرفتم و از آینده ی زیبا و رویایی مون حرف می‌زدیم و …

    من آن روزها هیچ آگاهی و اطلاعی از باورها،رویاها و قوانین کائنات نداشتم و فقط قلبم همه ی اینها و به من می‌گفت.

    آنقدر این رویاها رو در ذهنم و تصوراتم دقیق ترسیم میکردم و یک حس بسیار قوی رو درونم می‌ساختم که الان با تمام جزییات ،دارم بیاد میارم، من روستا زندگی میکردم و ترک هم هستم،اما با همسر آینده ام در تخیلاتم همیشه فارسی حرف میزدم، اتفاق افتاد همسرم ترک نیست.

    من در محیط روستا به یک خانم روستایی فکر نمی‌کردم دوست داشتم یک خانم اجتماعی ازدواج کنم (غالبا خانمهای روستا خجالتی بودند و اجتماعی نبودند)، اتفاق افتاد.

    و خیلی صفات خوب و عالی که در تصوراتم ساختم و الان -خصوصااز وقتی که با استاد آشنا شدم-رابطه ای که با همسرم دارم خیلی فراتر از تصورات آن زمان منه.

    خدایا سپاسگزارم

    استاد عزیزم سپاسگزارم برا تمام آگاهی های که نشر میدی و ما تازه متوجه خیلی از قوانین میشیم و این توجه و آگاهی های جدید کلی زندگی رو برای من و دوستانم دلپذیر تر و جذاب تر می‌کنه.

    الف) چه باورهای قدرتمند کننده ای داری که آن باورها ایمان و انگیزه هایت را در راستای تحقق خواسته هایت افزایش داده، به گونه ای که منجر به قدم برداشتن، اجرای ایده ها و تحقق خواسته هایت شده و به این شکل به نفع شما کار می کند؟

    من از وقتی که طبق آموزه های استاد عزیزم ،فهمیدم که من باید بندگی کنم و قدم بردارم و مثلاً در رزق و ثروت خواستن از خدا به اینکه از کدام مسیر و چه راهی خدا ثروت وارد زندگی ام میکند،که در روانشناسی ثروت 1 استاد خیلی درست و دقیق و اصولی مطالب رو بیان میکنند،به مسیری هدایت شدم که به بهترین و آسانترین شکل ممکن محصولاتم رو میفروشم و این زمانی اتفاق افتاد که باورهای رو درست کردم و البته این اصلاح باورها زمان برد و من تمام رو طی کردم و این تکامل تا به ابد باید ادامه یابد و اکنون رضایت دارم از،

    زندگی

    کسب و کار

    روابط

    خدای وهابم

    همسرم

    و

    و

    و

    ب) چه باورهای محدود کننده ای را پذیرفته ای که بر علیه شما کار می کند؟ باورهایی که باعث شک و تردید، به تعویق انداختن و مانع تراشیدن برای حرکت در راستای تحقق خواسته هایت شده و به این شکل به شما ضربه زده است.

    در این مورد فقط به یک مورد اشاره میکنم.

    من در محل کارم یک نیروی کاری خوب می‌خوام و فعلا نتونستم به این خواسته برسم و البته می‌دونم که یک گیر ذهنی و باور اشتباهی دارم و انگار هنوز در این زمینه ،مقداری ضعیف ام.

    خوشحال میشم اگر دوستان عزیزم راهنماییم کنند.

    سپاسگزارم از استاد عزیزم برای این فایل بی نظیر

    در پناه مهر بی پایان خداوند ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: