چه موضوعی را باور کرده ای؟ - صفحه 50 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری چه موضوعی را باور کرده ای؟
    745MB
    46 دقیقه
  • فایل صوتی چه موضوعی را باور کرده ای؟
    45MB
    46 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1057 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مریم رشیدی گفته:
    مدت عضویت: 841 روز

    به نام اغازگر هستی

    اگر ی باوری به ما کمک میکنه پیشرفت کنیم اگرچه اشتباه باشه باعث رشد ما میشه چون ی باور قدرتمند کننده هست

    باور ی فکری هست که میلیاردها بار تکرار شده تو ذهنمون

    ببین چه باورهایی میتونی ایجاد کنی برای پیشرفت کردن؟

    مثلا وقتی باور میکنی که ثروت ساختن کار اسونیه یواش یواش ی سری پیشنهادات و موقعیت ها ی سری افرادی رو میبینی که تایید میکنن که دارن خیلی خوب و راحت پول میسازن

    بشین ببین چه باورهای غلطی داری که میتونی تغییرشون بدی بهشون حمله کن باورهای قدرتمند کننده رو جانشینشون کن

    اگاهانه تصمیم بگیریم حرف هر کسی رو گوش نکنیم هرچیزی رو باور نکنیم هرچیزی که بهمون احساس ترس و نگرانی و ضعف میده ی باور محدود کننده هست

    همه چیز تغییر میکنه وقتی باورهای ما تغییر میکنه

    همه چیز دست خودته تو داری زندگی تو خلق میکنی هرچیزی رو که بخوای میتونی به وجود بیاری

    افکار من قدرت داره برای خلق اتفاقات من میشینم خلقشون میکنم اول فکر میکنم چی میخوام؟ خواسته هامو بنویسم عکس بگیرم از چیزهای که میخوام پاور پوینت درست کنم بنویسم راجب خواسته هام ( تابلو ارزوها درست کنم)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    مهدی زارعی گفته:
    مدت عضویت: 454 روز

    سلام استاد آقای عباسمنش عزیز

    مهدی زارعی هستم

    سوالم اینه که با ای اف تی میشه باورهای محدود کننده رو از بین برد؟؟؟ یا با پاکسازی دکتر هیولن یا استغفار که بعضی دورهها میگن باورهرو میشه تغیر داد .

    حقیقت من خیلی باورهای قوی راجع به پروردگارم دارم خیلی سال پیش بدون اینکه بدونم هر چی میخواستم میشد سال 80 کارمتد بانک بودم از شعبه ها جابجا میکردنم بخودم میگفتم حتما یه اتفاق عالی برام میوفته و میوفتاد نمیدونم چجوری

    مثلا یک جابجاییم ماشین میخریدم . خونه خریدم

    ازدواج کردم فرزندام بدنیا اومدن مغازه خریدم

    شرکت تبلیغاتی زدم خیلی کارهای دیگه الان خیلی خیلی باورهام زیاده بخدا نمیتونم ایراد کارو پیداکنم . خیلی زیاد داستانهای موفقیت دارم خیلی

    ولی الان هر کاری میکنم حس و حالمو خوب میکنم نمیشه . من خیلی مذهبی بودم فقط از شما چند تا فرمایش شنیدم و دیدم اونقدر بجانم نشست با گریه و خنده و شکرگزاری باتمام قلبم قبول کردم بینهایت ممنونم اینکه همیشه فرمایش میکنید درپناه الله خیلی درگیر این مطلبتون بودم دیروز تو قران پیدا کردم پروردگار فرموده کسی که

    بمن پناه بیاورد هدایتش میکنم . خیلی لذت بردم

    این دعای آخرتون کل فایلاتونو گل آرایی و امضا میکنه . لطفتون شامل حالم بشه مطلبی رو برام بفرستید .سپاسگزارم ارادتمند مهدی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    مجتبی محجوب گفته:
    مدت عضویت: 2232 روز

    به نام خدای مهربان سلام

    خداروشکر میکنم بخاطر حضورم در این سایت بی نظیر

    چه موضوعی را باور کرده ای؟

    بخش سوم

    من تو این سایت اولین جایی هست که حرفهایی رو میشنوم که تا حالا در زندگیم شبیه ش رو نشنیده ام

    باور قلبی محدود کننده من : من اگر بخوام ثروتمند بشم باید پوستم کنده بشه و پیر بشم

    من تا آخر عمرم کامندم و کارمند میمیرم ، من دیگه نمیتونم باورهام رو تغییر بدم

    درک من :

    من فک میکردم تا الان که نه حتی اگر یه باوری داشته باشی که غلط باشه و داره بهت کمک میکنه این بدرد نمیخوره و ته ش باعث بدبختی میشه

    ولی الان متوجه شدم که نه اگر هم یه باوری دارم که داره به من کمک میکنه به خودم احساس گناه ندم و ازش استفاده کنم

    من استعدا خوبی دارم در قانع کردن دیگران

    در فروشندگی

    چیزهایی که کمک کرد من در فروش بیمه عمر خیلی خوب پیش برم و پول خوبی بسازم و اینها بود

    صبوریت من

    اخلاق خوب من

    این باور که من دارم یه ارزش الهی می فروشم به ملت و یه کار الهی دارم میکنم

    پس چرا فک میکنم که صبورت به چه دردی میخوره ، چرا فک میکنم که اخلاق خوب به چه دردی میخوره

    من بارها شده که احساس کردم یه برتری زاتی در شناخت خودم و مسائل مربوط به روان و فروشندگی دارم ولی بارها و بارها گفتم که به چه دردی میخوره ،خب همه بلدن که اینطور باشن

    و اینجا متوجه ام که مقایسه چه آتشی بر خرمن زندگی من زده ،من مقایسه کردم خودم رو با دیگران ، اونم دیگرانی که از من بالاتر بودن ،بدون اینکه توجه کنم به گذشته اونها و باورهایی که داشتن ، من با مقایسه کردن خودم با دیگران در هر شرایطی خودم رو نابود کردم و دارم میکنم ،و باید خودم رو سریع نجات بدم

    من فک میکردم که من فقط دارم درست فک میکنم و دیگران غلط فک میکنن این یعنی مقایسه ، این یعنی من تمرکزم به جای اینکه روی خودم باشه روی دیگرانه

    همش به جای اینکه فک کنم به توانایی های خودم به فکر اینم که مثلا همسرم چرا رو باورهاش کار نمیکنه یا بچه ام رو چطور تربیت کنم ، جان من عزیز من تمرکزت رو روی خودت بزار اونها درست میشن

    چقد این فایل داره به من کمک میکنه که بهتر درک کنم قوانین رو

    این مثال خیلی بهم چسبید : خواسته ات اینه که میخوای قهرمان وزنه برداری بشی و باورت اینه که من ساخته شدم برای بلند کردن وزنه

    آره خود این جمله یه باوره خوب برای منه ، من ساخته شدم برای این کار

    برداشت اشتباه من در گذشته از این جمله این بود که وقتی که من میگفتم من ساخته شدم برای این کار وقتی که این رو میگفتم به خودم سریع بعدش میگفتم که نگو این رو مگه تو برده ای ، تو باید پادشاهی کنی،این نشون میده که من مفاهیم رو اشتباه برداشت کرده بودم

    بزرگترین باور اشتباه من این بود که من باید کل جهان رو تغییر بدم و وقتی که به لطف خدا با سایت آشنا شدم متوجه شدم که اون کسی که جهان رو تغییر میده خداونده ،من فقط میتونم دنیای خودم رو تغییر بدم و رشد بدم و دیگران هر کسی دنیای خودش رو داره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    ونوس ملکی گفته:
    مدت عضویت: 1986 روز

    سلام بر استاد عزیزم .از خداوندم متشکرم که پیام امروزم رو دریافت کردم .خدایا هزاران بار شکرت که هر وقت سوالی دارم سریع جوابشو بهم میدی .واقعا استاد عزیزم کاملا باهاتون موافقم میخام چند نمونه از این ولی ها رو بگم که بهتر بتونم ترمز هارو برطرف کنم..

    1. داشتن یک روابط عاشقانه با شخص اول زندگیم ولی نکنه ی وقت در بهترین شرایط از دنیا بره و من تنها بمونم .

    2.من عاشق در آمد بالا هستم ولی ن‌کنه پولدار شم و خدارویادم بره .

    3.من اندام فیت میخام ولی نکنه باز برگردم به همون قبلیه .

    4.من آگاهی در مورد خداوندم ب صورت هر روز و هر روز و هر لحظه میخام ولی نکنه از اطرافیانم ترد بشم و فکر کنن من دارم خودمو ازشون جدا میکنم و ….

    خیلی مسائل دیگه که الان دارم مینویسم میبینم چقدر وابستگی میتونه تو وجودم باشه .چقدر خوشحالم فهمیدم توی چ مسائلی ضعف دارم .

    شکرت خداوندم که استاد عزیزم رو همیشه ب عنوان بینشم قرار دادی .

    تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    فائزه مشهوری گفته:
    مدت عضویت: 1322 روز

    سلام و عرض ادب به استاد عزیزم وعزیزی که کامنت منو میخونه.من یک مدت به دلیل شغلم از این فضا و آموزش های استاد فاصله گرفتم و از لحاظ روحی شرایط خوبی نداشتم انگار این فایلتون به من انگیزه دوباره حرکت کردن و اومدن به مسیر یا همون صراط مستقیم رو داد.من این کامنت رو می زارم تا چند ماه دیگه بیام و بخونمش وبه خودم افتخار کنم برای موفقیت هام.متعهد میشم با تمام وجودم روی دوره ها وباورهام کارکنم تا اولا از لحاظ روحی برگردم همون فائزه قبلی و هم فرکانس با استاد و دوما کارم رو بزارم کنار و کار جدیدی که تصمیم دارم شروع کنم و با تمام وجودم برایش تلاش کنم مطمئنم میام و این کامنت رو میخونم و به خودم افتخار میکنم .استاد واقعا این آموزش هاتون جدا از موفقیت آرامش خاصی به آدم میده من یک مدت بود افسرده بودم ولی به لطف آموزش هاتون دارم روز به روز بهتر میشم وانگیزم بیشتر و بیشتر میشه مرسی که برای موفقیت ما تلاش میکنید استاد عزیزم عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    مریم احدی گفته:
    مدت عضویت: 1326 روز

    بنام خدا

    سلام استاد عزیزم

    من امروز باور کردم که خودم خالق زندگی خودمم

    من باور کردم من در مدار وفرکانسی متفاوت با اطرافیانم هستم

    من باور کردم که افکار من وورودی های منه که روزمو میسازه

    من باور کردم که هرچیزی که جامعه‌ اصرار داره به من قبولونه اشتباهه ومن باید خودم دنبال حقیقت برم وباورهامو عوض کنم

    من باور کردم که من به هرچی بخام میرسم

    من باور کردم القاعاتی که میخواد به من بگه من نمیتونم اشتباهه

    من باور کردم من میتونم طبق دانش وآگاهی که خودم بدست اوردم زندگیمو بسازم

    من باورامو با آگاهی خودم میسازم واجازه نمیدم کسی بیاد به من باوراشو القا کنه

    خداروشکر برای آگاهی های ناب این فایل

    متشکرم استاد برای اگاهی هایی که منو به سمت زندگی پراز عشق وآرامش هدایت میکنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2519 روز

    چهل و سومین

    از سری فایل های دانلودی باورهای ثروت ساز چه موضوعی را باور کرده ای؟

    درود و سلام به دو استادان عزیزم و دوستانم  باید هر لحظه به خودم تعهد بدم که من موظف به کنترل ورودی های ذهن و کانون توجه ام هستم، چون این اصلی ترین کار زندگی من هست

    خدایا شکرت ماموریت من در این دنیا فقط و فقط کنترل ذهنم هست برای رسیدن به خواسته ها و اهدافم

    استاد عزیزم در این فایل مبحث باورها را خیلی واضح و آشکار توضیح دادن اینکه ما چطوری می توانیم خواسته هامون را خلق کنیم و به نتایج خوبی برسیم

    اینکه اساسی ترین دلیل خلق نتایج یعنی “باورها” صحبت می کنند  که چه باورهایی قدرتمند کننده و به نفع ماست و چه باورهایی محدود کننده و برعلیه ماست

    من می خوام با بهترین دستاوردها خودم رو تجربه کنم و ظرف وجودم رو وسیعتر و عمیق‌تر کنم تا شخصیتم تغییر کنه و قوی تر بشه و بهترین ورژنی از خودم رو وارد تجربه ی زندگیم کنم تا با کنترل ذهن و ایمان و یقین و اعتماد به خداوند بتوانم از ایده های خیلی ساده استفاده کنم و به رشد و پیشرفت های چند برابری مالی هدایت شوم بدون اینکه به شرایط و یا عوامل بیرونی توجه کنم

    من می تونم هر باور قدرتمند کننده و کمک کننده ای که به نفع من هست رو در خودم ایجاد کنم ولو اگر حقیقت نداشته باشه و یا در ظاهر دور از دسترس باشد ولی من سعی میکنم این باورها را آنقدر تکرار و تکرار و تمرین کنم که خودم هم باورم بشه که به هر آنچه که بخواهم خواهم رسید

    مثلا یکی از باورهایی که خیلی دوستش دارم و از زبان استاد شنیدم و خیلی هم تاثیر گذار بود اینکه انرژی خداوند را در تمام جنبه های زندگیم می خواهم

    یعنی اگر انرژی خداوند در وجود من جاری شود به هر آنچه که میخواهم میرسم

    از انرژی خداوند میخواهم که هر لحظه در مسیر درست و صحیح مالی و پولی باشم

    از انرژی خداوند میخواهم که انرژی من تکامل یابد تا وفور و فراوانی نعمت های خداوند در زندگیم جاری باشد

    از انرژی خداوند می خواهم آگاهی خداوند در وجودم جاری شود

    از انرژی خداوند می خواهم که هیچ محدودیتی در مورد ذهن ثروت ساز نداشته باشم

    از انرژی الهی می خواهم به منبع پول و ثروت الهی متصل باشم

    بعضی از باورها شاید واقع بینانه نباشد ولی من آن را باور کرده ام و بنفع خودم استفاده میکنم و همیشه هم قبولش داشتم و توی کامنتم هم می نویسم

    مثلا من خیلی خوش قدم هستم

    هر کجا میرم فقط و فقط انرژی مثبت میپراکنم

    هر کجا میرم خوش روزی هستم

    همیشه افراد خوب و باشخصیت ثروتمند را بسمت خودم جذب میکنم

    مثلاً از نظر علم ستاره شناسی گفتند مرداد ماهی ها علاقه به پول و ثروت دارند و تجملی هستند و گرم و صمیمی هستند و نشانه شون شیر و خورشید هستش و یا خیلی باهوش هستند و هر چیزی که مثل طلا بدرخشه جذبش میشن و یا میگن مرداد ماهی ها خیلی قدرتمند هستند( آخه من مرداد ماهی هستم ) واقعا همینطوری هستم شاید این یک باور درست نباشه ولی اگر چنین هم باشه داره به نفع من عمل می کنه و من هم پذیرفتم چون این باوره به من کمک می کنه تا به هدفم و ثروت برسم ..واقعا هم به چیزهایی که میدرخشه علاقه مندم و جذبش میشم . هر چیزی رو زود یاد میگیرم .. دقتم خیلی خوبع .. یا مثلاً حس ششم خیلی خوبع و یا شیک پوش و در عین حال خیلی ساده پوش هستم ساده ترین لباس ها را بپوشم خیلی جذاب بنظر میرسه .و خیلی چیزهای دیگه که اگر روی اون خصوصیات شخصیتم تمرکز کنم فکر کنم کلی از محدودیت های ذهنی مو بتونم خیلی راحت تغییر بدم

    یکی از باورهای خیلی خوبی که در خودم ساختم همیشه بخودم میگم من خیلی خیلی خوش شانسم در واقع روی باوری که همیشه کار میکنم این احساس رو در من بوجود آورده اینکه همیشه این کلام تاکیدی را روزانه می‌نویسم خدایااا شکرت که من همیشه و همیشه در زمان و مکان درست ومناسب جادویی هستم

    من همیشه با بهترین اتفاقات خوب و عالی جادویی و همزمانی های جادویی سوپرایز میشم

    یا اینکه باورهای قدرتمندی در مورد وقت و زمان و انرژیم ساختم .. اینکه میگویم خدایااا شکرت که من همیشه وقت و زمان انرژی کافی برای انجام تمام کارهای روزانه ام را دارم تا با موفقیت به اتمام برسانم

    یا اینکه .. والاترین نظم و هماهنگی لازم در زندگیم حاکم است

    پول و ثروت همیشه بدنبال من می‌دود

    من مغناطیس روابط درست و مناسب جادویی هستم

    من فوق العاده جذاب هستم

    از طریق قانون گردآوری پول و ثروت من نیازی به پس انداز کردن ندارم چون جهان خودش این پس انداز رو برام انجام میده

    من بسادگی و براحتی و به آسونی سهولت و به زیبایی و عزتمندانع از کوتاهترین مسیر به خواسته هام رسیدم

    و یا اینکه با مدیریت و انرژی الهی پول و ثروت برای من پس انداز میشود

    و یا من بلطف انرژی الهی آنقدر ورودی پولی و مالی دارم که خود بخود پس انداز می شود

    وقتی من توی مدار پول و ثروت باشم هر اتفاقی باعث رشد و پیشرفت های مالی من میشود

    پس باید همیشه روی باورهام کار کنم و یقین بیاورم که این است جز این نیست  همه ی دنیا به باورها و فرکانس های ما واکنش نشان میدهد و من با قدرت افکارم زندگی مو خلق می کنم..

    بقول استاد ما باید ببینیم چی چیزی رو می شنویم که بهمون کمک کنه وگرنه مهم نیست که چه کسی این حرف ها رو زده حتی اگر دانشمند باشه

    خدایا درخواست می کنم چشم های باطن و ظاهری من را بسمت حمایت های مالی خود باز کنم تا حرکت کنم و قدم بردارم و به ایده های درست و مناسب هدایت شوم و آن را ببینم و جذب کنم و به بی نیازی هدایت شوم و یک ذهن ثروت ساز و ثروتمند داشته باشم تا در مسیرهای رشد و پیشرفت و موفقیت های مالی و پولی هدایت شوم

    شکر نعمت به جای آرید شما رو میافزایم

    صَدَّقَ بِالْحُسْنَىٰ ، فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَىٰ

    اگر خوبیها رو به خوبی تصدیق کنید ، ما هم شما رو آسون میکنیم برای آسونیها

    خدایاااا تنها فقط و فقط ترا می پرستم

    و تنها فقط و فقط از تو یاری و هدایت و آگاهی می خواهم

    IN GOD WE TRUST

    ما به خداوند اعتماد داریم

    IN GOD WE TRUST

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    مریم انصاریان گفته:
    مدت عضویت: 2113 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

    «وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ»

    «أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ»

    استاد عزیزم

    چقدر فراوان میتونم مطلب بنویسم برای این فایل درباره باورهای اشتباهم که هم بهم ضربه های شدید زده و هم منو به احساس پوچ بودن زندگی و دنیا رسونده بود ، اما ترجیحم فعلا تمرکز روی مسئله ای هست که باید حل بشه و هدایتها.

    من باور داشتم که استعداد یه چیز ذاتی هست ،ژنتیکی حتی، و خوب شرایط خودم هم این موضوع رو تایید میکرد، چطور؟

    من همیشه مورد تایید و تمجید و تشویق خانواده بودم و اطرافیانی که فامیل یا آشنا بودن به خاطر هوش و استعداد و هنرها و توانایی هام .

    تو درس که عالی بودم با قدرت یادگیری بالا، تو کارهای فیزیکی و هنری هم همینطور و باور کرده بودم که خاص هستم اما خاص بودن تو یسری چیزها، یا خاص بودن تا یه حدی.

    چرا تو یسری چیزها و یا تا یه حدی؟ در واقع اینا نتیجه گیریهای ذهن کودکانه من بود به دلایلی که بعد ها در وجودم بزرگ شد و ریشه کرد، من فکر میکردم استعداد و توانایی داشتن در کاری یعنی اینکه اونو بار اول یا نهایت با دو سه بار یادش بگیری در حد عالی!!!!

    الان که فکر میکنم دلیلش برام واضح میشه، این باور ابتدا در مدرسه تو وجودم ساخته شد چون معلم انتظار داشت با یبار تدریس یاد بگیریم و سوال کردن مجددبه منزله خنگ بودن بود! پس باور کردم باید بار اول نهایت با یبار تکرار بتونم چیزی رو یاد بگیرم وگرنه معنیش اینه من تو اون موضوع استعداد ندارم یا خنگم ، و چون اکثرا همون یبار تدریس کافی بود برای من، اگه مبحثی رو نمیفهمیدم میگفتم تو این مورد توانایی ندارم.

    وقتی معلم خوشنویسی بدون آموزش از ما تمرین خط با قلم و دوات میخواست چون نمیتونستم میگفتم استعداد ندارم من خوش خط نیستم.

    وقتی معلم ورزش بدون آموزش امتحان دو ،پرش …میگرفت چون نمیتونستم رکورد جهانی رو برم پس در ذهن کودکانه ام تثبیت میشد من در ورزش استعداد ندارم وسالهای بعدوقتی نمیتونستم بدون اموزش دادن معلم ورزش و کار کردن و تمرین امتحان والیبال یا بسکتبال رو بیست بشم، میگفتم خوب معلومه کلا استعداد ورزشی ندارم.

    وقتی معلم هنر تو کلاس هشتم گفت تکلیفتون اینه که نقاشی مینیاتور بکشید و من به خاطر این که نتونستم جلوی خنده ام رو برای نمره های زیر ده کلاس بگیرم وکم مونده بود معلم بیرونم کنه از کلاس ، گفتم من استعداد نقاشی هم ندارم.

    اما چون ریاضی ، فیزیک ،زیست ، فارسی و … و کلی کار هنری رو بار اول یاد میگرفتم ونمره هام عالی بود پس یعنی من تو اینا استعداد داشتم و اینجوری باور وجود استعداد در من ساخته شد و سدی شد در برابر رشدم چون وقتی به حدی از رشد میرسیدم که دیگه بار اولش نمیتونستم انجام بدم میگفتم استعداد من تا همین جا بود.

    حنی تو درس هایی مثل ریاضی و فیزیک وقتی 20تا سوالو حل میکردم ولی یه مسئله ای رو نمیتونستم حل کنم میگفتم این در توان من نیست، چون فکر میکردم باید بتونم همون اول حلش کنم .

    چیزی به اسم تمرین و تکرار در ذهن من نبود نه تنها یاد نگرفته بودم بلکه بخاطر درخواست دوباره آموزش توسط هم کلاسی ها، دیده بودم چطور هم کلاسیهام توبیخ میشدن.من دیده بودم که بچه های ضعیف باید کلاس اضافه برن، معلم خصوصی بگیرن و مدام تمرین کنن تا بتونن قبول بشن نه که بیست بشن!!!! پس تکرار و تمرین برای گرفتن نمره قبولی بود نه برای بهتر شدن.

    نمیدونم چند نفر نگاه منو داشتن اما من از هیچ کس و هیچ جایی درباره بهتر شدن با تکرار و تمرین ویا یاد گرفتن آنچه بلد نیستی با تمرین نشنیده بودم.

    من باور داشتم که انسانهای موفق خاص هستن و خداوند بهشون نظر کرده و هیچ وقت هم در مدرسه نه تنها به خاطر اول بودنم کسی تشویقم نکرد ، بلکه تبعیض ها نشونم داد این حد از استعداد اصلا مهم نیست.

    ……دوست ندارم زیاد خاطرات احمقانه گذشته رو مرور کنم اینارو هم فقط برای اینکه بتونم با منطق با ذهنم صحبت کنم که چطور باورهای اشتباه رو پذیرفته مینویسم ، و اینگونه شد که علیرغم همه باوری که خانواده و اطرافیانم به من داشتن من خودمو باور نکردم .

    همیشه استاد وقتی درباره از بین رفتن عزت نفس و اعتماد بنفس توسط خانواده میگه تو دلم به خودم میخندم چون من همیشه مورد تایید صد در صدی خانواده بودم ،اصلا بهم میگفتن مغز ، چون واقعا متفاوت بودم و عاشق درس و پر از استعداد تو یه عالمه کارهای مختلف، اما باورهای کودکانه ام با منطق شکل گرفته بود و سخت تر ازونی بود که بتونه با حرفهای بقیه بشکنه.

    من خودم با دست خودم اعتماد بنفس و عزت نفسمو نابود کردم، واسه همینه که درست کردنش سخته برام.

    کنار این ها باورهای مذهبی هم کار خودشو میکرد من گناهکار و روسیاه بودم، خاص نبودم ، سرنوشتم دست خدا بود …..

    من اینارو باور کرده بودم ، برای همین مقاومت داشتم برای مسیری که دلم پر میکشه براش و مدتها با ذهنم در حال مبارزه بودم ، فایل پنجم ذهنیت قدرتمند کننده در برابر ذهنیت محدودکننده، شکست سیمانهای ضخیم ذهنم رو ،اصلا یه جهان زیبا رو جلوی من مجسم کرد ، ولی هنوز هم علیرغم ورود به مسیرم هنوز لنگ لنگان میرم جلو ،انگار هنوز اون انرژی سوزان آزاد نشده!!!!!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    زهراهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 783 روز

    به نام خدای مهربان که هرلحظه ماراهدایت وحمایت میکند..

    سلام استادعزیزم سلام استاد شایسته عزیزم انشالله هرجاکه هستید سالم وشادباشید ..

    این فایل خودش یه دوره ی ارزشمنده ،چقدر خوب مو رو ازماست کشیدید بیرون ومارو وادار به فکرکردن میکنید..

    باید چندین باربه همین فایل گوش بدم ..

    وباورهام وبنویسم ودرموردشون فک کنم وباورجدید بسازم ..

    یه دوستی داشتم که قبلا خیلی لاغربود ومیگفت که من خیلی باتغذیه امتحان کردم ولی وزنم اضافه نمیشد تااینکه یه مدت شروع کردم به گفتن عبارت تاکیدی و باورساختن بعد ازیه مدت به وزن دلخواهم رسیدم وحتی موهای خیلی کم پشتی داشتم باورت نمیشه اونم باکارکردن روباورهام الان سه برابر وپرپشت شدند ..

    خودمن هم همین مشکل وداشتم وباوراینکه ماهرچه قدر بخوریمم چاق نمیشیم ژن مونه حتی مادرم هم میگفت منم سن شمابودم مثل شمابودم وحتی خاله هامم میگفتن ماخب لاغریم ژن مونه مثل اون هایی نیستیم که آب هم میخورن چاق نیشن ..

    تاوقتی که این باور راداشتم درهمان وزن بودم تااین که گفتم نه من نمیخام لاغر باشم دوست دارم تغییرکنم تااین که هدایت شدم به ورزش کردن وکالری شماری بابرنامه گوشی قبلاهافک میکردم که ورزش کنم جنب وجوشم بیشترشه کالری میسوزونم اما این دفعه برعکسش وشنیدم باورزش درخانه باچندتاحرکت وکمی کالری اضافه تونستم یه اندام عالی واسه خودم بسازم وخیلی ذوق میکردم (پس من اون تغییرقبل ورهاکردم وقدم برداشتم ونتیجه گرفتم )دوباره در دوران بارداری وشیردهی لاغرشدم یه مدت ولی ایمانم بیشترشده بودکه دفعه قبل شده بازم میشه وبادکترتغذیه و نوشتن وتجسم کردن بازبه اندام دلخواهم رسیدم خداروشکر وبیشتر تمرکزم وگذاشتم روافزایش وزن به جااینکه همش به لاغری توجه کنم وخداروشکرشد ..

    پس کنترل ذهن وایجادباور وکانون توجه باعث نتیجه شد…

    یه باوردیگه که واقعا قوی هست وحتی ازدیگران بارها وبارهاشنیدمش اینکه بهم میگن زیبایی ،،من میپذیرمش اما خیلی بیش ازحد وخیلیا میگن بعضی وقتامیگم اونایی که اون نظرودادن حتی من زیادبه خودم نرسیده بودم یا حتی تولباس معمولی من ودیدن واین نظر ودادند واقعا یعنی من وباچه چشمی میبینن

    ونکته دیگه من باورقلبی دارم که ازاین مکانی که هستم مهاجرت خواهم کرد به جای بهتر ومتعلق به اینجانیستم این فکرومن میلیاردهابارکردم وشده باورقلبی واینم باورکردم که این خواسته ی من درنزدخدااجابت شده هست وهنوز اگه نشده به خاطر ترمزهایی که من اصلا تازه یه ساله فهمیدم ترمزذهنی یعنی چی ودرحال رفعشون هستم این باوربه قدری قویه که هرکسی که من ودیده میپرسه اهل کجایی ؟میگم همین جا اصلاباورنمیکنه ومیگه بهت نمیاد ..

    ویه باوری که من از سنم خیلی کمترنشون میدم هم خودم بارهاتکرارش کردم هم دوباره این باور وخیلی هابهم گفتن …چون من این باور ودارم دیگران عکس العمل نشون دادن ..

    باورهایی که باید تغییرشون بدم خیلی زیاده ..

    اینکه آدم های خوب زود میرن پیش خدا ،دوس ندارم حتی اگه این باور صحیح باشه باورش کنم ،این باور باعث شده بعضی وقتا انگیزم وازدست بدم برای رسیدن به اهدافم ازدست بدم وبگم براچی باید همسرم انقدخوب باشه براخانوادش یاچراانقد تلاش کنه نکنه خدا زودترببرتش این باور الان به قدری قویه که الان دلم نمیادحتی به روی خودم بیارمش وبنویسمش مثلا عموی شوهرم که ازهمه شون بهتربود واهل زن وزندگی وخدا زودترازدنیا رفت در40 سالگی درحالی که برادرهاش اهل موادو یه زندگی بخورنمیر هنوززنده ان یاهرکس زودازدنیارفته ازهمه شنیدم خداخوب هارو زودازدنیامیبره دیگه …باید خیلی روش کارکنم والگوازادم های خوب وثروتمند وخداپرست وخانواده دوست نشونش بدم که درپناه خداوند زندگی میکنند مانند (رهبرعزیزمون )الگوی خوبی میتونه باشه ..وخیلی های دیگه .

    مثلا یه باورمحدودکننده ام اینه که اگه ثروتمندبشم روابط ودوستام وازدست میدم حتی باخواهرامم نمیتونم گرم بگیرم ودیگه توی یه سطح نیستم وممکنه اونافک کنن من دیگه ادم سابق نیستم یاعوض شدم و…

    ولی::باثروتمندشدن من عزیزترمیشم باعث پیشرفت دیگران میشم باعث میشه اوناهم باور کنندمیشه ثروتمندشد من انسان بهتری میشم وحتی دوستان بهتری پیدامیکنم وروابطم زیادترمیشه …

    ….باورخوب :::من چون درشهری خوب به دنیااومدم پس این یه نشونه است وحتما به مکانی فوق العاده تعلق دارم ..

    من اعتمادبنفس فروشندگی وندارم وخجالت میکشم موردقضاوت قراربگیرم

    (من من بهترین فردبرای فروشندگی هستم ومناسب این کارم ورسالتمه وموفق میشم )

    یه ترمزی که حتی نمیزاشت من سراغ کسب وکارجدیدم برم این بودکه ؛؛:::من شاید حریص بشم و خیلی گرون بدم و پولش حلال نباشه ‌.

    (هرکس برای کاری خلق شده واگه ازاستعدادش استفاده کنه ودنبال علایقش بره خیلی کارخوبی کرده چون کاری که خداوند به خاطرش آفریدتش روانجام داده ومعنوی ترین کارثروتمندشدن )

    یه باور محدودخیلی قوی تر این بودکه اگه من بیام کسب وکارم شروع کنم اینجامحیط چون کوچیکه همه میخان بیان نسیه ببرن ونقدپرداخت نمیکنن وسرمایه من ازبین میره پس چرپولم وحیف ومیل کنم بزارهمین ده قرون بمونه جیب خودم

    اماباخودم فک کردم باوجوداین هاچرامادرم درکسب وکارش موفقه درهمین محیط پس منم موفق میشم چرا همه دارن یه کسب وکاری شروع میکنن چرا ؟چون دنیاپرازثروت ونعمت وفرصته برامنم هست واومدم ساختم باور وکه( همه مشتری هاازمن نقدوعالی خریدمیکنن )همه چیزباوره وربطی به عوامل بیرونی نداره وموفق شدم تا80 درصدیابیشترهم نقدبود ..

    (خداوند پول اجناس من وواسه مشتریهام جورمیکنه)

    پول وثروت ومشتری پولداربیش ازاندازه وجودداره …

    باور(پول هست )خیلی به من کمک میکنه وقوت قلب بهم میده وازافکارکمبود من ونجات میده که پول کم تموم میشه ،گرونه و…باعث میشه یه خرید خوب انجام بدم وچیزایی که لازم دارم وبخرم وبگم هرچی خرج کردم خداصدبرابرش وبهم برمیگردونه ..

    یه باورخوب که دارم اینه که پول ما توجای خوب خرج میشه صرف موفقیت هاوپیشرفت هاوخوشی های زندگی وچیزهایی که واسمون خوبه وفایده دارند ..وخیلی پیش اومده مافلان چیز وبه قیمت بسیارمناسب بخریم وهمه بگن چقدر خوب خریدی ،حتی خواهرم شوهرش همش تعریف میکنه شماشانس دارید همیشه یه چیزای عالی میخریدباقیمت خیلی فوق العاده ..

    من ازقبل باوربه آینده داشتم که آینده ی خیلی خوبی خواهیم داشت وهمینطورم شد وبهترم میشه انشالله ..

    ویه باور محدود ::من اگه شاغل باشم وبرم دنبال علایقم ووقت بزارم واسه کارم ودرآمدزایی به کارهای خونم نمیرسم ،به خودم دیگه نمیتونم برسم این باور خیلی وقتا منوناراحت میکنه چه فایده که توکارکنی وخونت نامرتب باشه نتونی برسی ؟مگه واجبه واسه زن ؟ولی واقعا نتونستم ونمیشه که دنبال علایقم نرم وپشت این تکرارافکاردراین مورد 80 درصدش نظردیگران برام اولویت داشته که حالافلانی میادخونم اگه نامرتب باشه ومن نرسیده بودم که مثلا ظرف هام وبشورم چی ؟درموردم فک میکنه که من بی نظمم و امشب توی دفترم اینگونه نوشتم جلوی این باورمحدودکننده که ؛:::

    عزیزم وقتی میری طبقه بالا یه ماشین ظرفشویی قراره بخری وازشرظرف شستن راحتی وخونه جدیدت انقدبزرگه که همه چیزسرجای خودش قرارمیگیره و تازه من یه آشپزخونه درطبقه پایینم دارم میتونم وقتی که پایینم مشغول کارم اونجا آشپزی کنم وپرده نصب کنم که طبقه بالا نامرتب نباشه ومن برای رسیدن به اهدافم به دنیا اومدم چه اهمیتی داره که دیگران درموردم چی فک کنن ؟؟

    (ودارم روخودم کارمیکنم دیدگاه دیگران برام مهم نباشه حرف مردم )

    آیاوقعا همون مردمی که فکرمیکنم که درموردمن چنین فکری کنن خودشون جای من بودند بهترازمن عمل میکردند؟؟صد درصد نه ..

    هرحرفی و که من بارها به خودم بگم دیگران هم همون فکرودرموردم میکنن ..پس چه بهترافکارخودم وعوض کنم ‌….

    وباوجدید :من کارهام وسریع تردرزمان کمتری انجام میدم وفرضم …

    یه باوربامزه رویادم افتادکه بگم :(من وقتی مجردبودم ازهمه خانوادم کندتربودم واگه میخواستیم بریم جایی دیرترازهمه ازخونه میومدم بیرون ،درحدی که پدرمادرم عصبانی میشدن وبعد ازازدواجمم همیشه دیر به جایی میرسیدم وخانوادم کلا به من میگفتن توکشیدی به فلان عمه ت وکندی ،من باورکرده بودم که کندم وهرروزبیشتربهم اثبات میشد مثلا یه کاری میخاسم بکنم میگفتم خب من ازهمه کندترم پس این کارودیرترازهمه تموم میکنم یا اگه جایی میخاستم برم عروسی یاجایی میگفت خب معلومه که من دیرآماده نیشم ودیرمیرسم چون من ازاولش کند بودم ،،

    گذشت وگذشت تامن دوقلوباردارشدم فکرش وبکنید اصلا نمیشد یه لحظه وقت وهدردادکه بچها گریه شون درمیومد ومن دست تنهاباید دوتابچه روبزرگ میکردم خداشاهده که وقت نبود حتی آب بخورم انقد آب تندتند خورده بودم که سردلم مونده بود وحتی نتونستم یک ماه درست وحسابی غذابخورم یاآب همش میگفتم سردلم یه چیری مونده وهمه میگفتن نه بابااحساس میکنی تااینکه تصمیم گرفتم برم پیش یه پیرزنی که بایه جورماساژدادن اگه چیزی تودلت میموند رفعش میکرد وقتی رفتم وگفتم خود همون پیرزنه گفت اخه توآدم جوون چی تودلت بمونه ؟ وگفت باشه بخواب تا یه معاینه ای بکنم وقتی دلم وماساژدادقشنگ صدایی مثل قل قل آب وشنیدم وگفت آب بود ورفع شد وخداروشکرخوب شدم ،،پس منی که همیشه به خاطر اون باورقبلی اونقدر وقت وخدرمیدادم الان باید تغییرمیکردم وچاره ای نبود جز تندانجام دادن کارها،خالم وقتی میومدخونمون شروع میکردبه جارو کردن خونه وکمک به کارهای من،وبه من میگفت زهرا توتابزرگ شون بچهات وحتی بعدازاون برای همیشه انقد زرنگ وتیزمیشی که نگو ،خیلی خوشحال شدم وازاون به بعد اون باور وپذیرفتم و تکرارش کردم وهمینجورم شد الان بخوایم جایی بریم به همه خواهرومادرم میگم مگه چیکارمیکنید سه ساعت که ازخونه بیرون نمیاید چراانقد دیر؟؟

    باورانقد میتونه تاثیرگذارباشه …

    باورمحدود ؛؛؛خیلی سخته که ما توکارمون پیشرفت کنیم “”

    (طبیعیه که ماباین همه تجربه توکارمون پیشرفت کنیم واین کارساده اتفاق میوفته دستان خداوندمیان وماهدایت وحمایت میشیم ازطرف خداوند..اونایی هم که الان موفق هستن یه درگذشته مثل ماعمل کردند .)

    صاحب کارشوهرم هروقت ماازش پول میخاستیم میگفت بازارکساده اصلا فروش نداریم ولی من باورنمیکردم وهمسرم کمی ناراحت میشد وبعداز چندروزدوباره شوهرم میگفت فلان دوستم که توکارلباس بچه گانه س میگه فروش نیست پس حتمااینجوریه دیگه بازارشاید کساده ولی من باورنمیکردم وحتی دوس نداشتم باورکنم ،میگفتم حتمادارن دروغ میگن پس چرااین همه سال به سال پیشرفت میکنن وروی باورکارو ثروت بیش ازاندازه وجودداره کارمیکردم میگفتم همه چی باوره اگه هم کارحتی نباشه من میسازمش باید واسه ماوجودداشته باشه اگربرای دیگران وجودنداره باید منبسازمش وجذب کنم چندین نفر به ماسفارش بدن ،بعدازیه مدت که گذشت وهمش گفتن پول نیست ماآگهی گذاشتیم جایی وبهمون پیام دادن وگفتن سفارش کاربه صورت نقدی داریم خیلی شکرءذاری کردم وگفتم ازباوره 100 درصد و همونی که پول نمیداد دید مابه کس دیگه کارمیکنیم گفت که حاظره پول هم بده ،ودوباره زنگ میزد که کارزیاده وانجامش بدیدپول میدم و نفربعدی هم دوباره سفارش کار بیشتردرخاست میکرد انقد کارمون الان زیادشده وسرمون شلوغه وپول خوبی میدن به همسرم گفتم دیدی گفتم باورنکن کمبود و…وایمانم بیشترشد برای ساخت باورهای دیگه ..

    خیلی باورهاهست که بازم باید درموردشون فک کنم وتغییربدم ..

    ممنون ازاستادعزیزم که باعث میشوند که مافکرکنیم ..

    ممنون ازدوستان که کامنت من ومیخونن ..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    ساناز نوری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1517 روز

    به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام

    روز شمار تحول زندگی من روز دویست ونوزدهم از فصل هفتم

    سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم

    بریم سراغ نشانه های الهی امروزم

    خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی

    خدایا شکرت بابت حال خوب امروزم

    خدایا شکرت بابت سلامتیم

    خدایا شکرت بابت حضورم در این لحظه

    خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین می‌گذارم

    خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم

    خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم

    خدایا شکرت بابت ماشین و گوشی قشنگم

    خدایا شکرت بابت آرامش و آسایش و راحتی و امنیتم

    خدایا شکرت بابت حضورم در این سایت پر از آگاهی

    خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروز

    خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت نعمت خواب و بیداری

    خدایا شکرت بابت اتاق قشنگم و تابلو های زیبای اتاقم و لحاف و تشک و بالش راحتم و فرش قشنگ اتاقم و لباس‌های خوشگلم و…

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم فروش پودر زعفران داشتم و واریزی هم داشتم

    خدایا شکرت بابت اینکه 6 بسته پودر زعفران به نزدیکترین مسیر بردم 20 تومن کرایه دریافت کردم 120 تومن هم بابت پودر زعفران که جمعا 140 تومن واریز کرد مشتریم یه پسر حدود 12 ساله بود تو ساندویچی کار می‌کرد کلی تحسینش کردم گفت که اومدم یاد بگیرم یه خونه هست با مغازه 7 میلیارد اونو میخوایم بخریم و ساندویچی باز کنیم تحسین برانگیزه یه پسر 12 ساله این کارارو کنه

    خدایا شکرت بابت اینکه 20 بسته پودر زعفران به کافه بردم به لیلا خانوم که مشتری دائمیمه و گفت میزنم به حسابت

    خدایا شکرت بابت اینکه یه مشتری هم پیام داده بود واسه پودر زعفران

    خدایا شکرت بابت اینکه نیلا هنرجوم اومد و باهاش رقص کار کردم خوب پیشرفت کرده

    خدایا شکرت بابت اینکه یه کیلو بازم گردوی خیس خریدم و خوردم و لذت بردم

    و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ

    چه موضوعی را باور کرده ای؟

    استاد در مورد مقاله ای که خونده صحبت میکنه:

    جامایکایی ها باور دارند به صورت ذاتی دونده هستند

    دانشمند یونانی میگه اگر بولد (قهرمان دوی سرعت جهان )باور دارد که ژنتیک او فقط به دلیل برده داری بهتر شده است کاملا در اشتباه است البته من هرگز این را به او نخواهم گفت چون از قدرت فوق‌العادش کم می‌شود

    میگه این باوره با توجه به تحقیقاتی که ما کردیم اشتباهه ها ولی بهش نمیگم که اشتباه فکر میکنی چون اگه بهش بگم قدرتش کم میشه

    استاد میگه اگه یه باوری به ما کمک کنه برای پیشرفت خب اونو بپذیریم مثل من به این دلیل که توی فلان کشور زندگی میکنم توانایی خیلی بالایی دارم من چون در فلان روز اسفند به دنیا اومدم ستاره شناسان گفته که تو ثروتمند میشی من به این دلیل که خال دارم رو اینجای صورتم باعث خوشبختیم میشه

    این باوره درست نیستا اما به طرف کمک میکنه تا به هدفش برسه چون این باوره در خدمت پیشرفتشه

    مثلا چون ما ترک یا لر هستیم دندونام تا 100_ 150 سالگی سالمه

    یا مثلا ما از لحاظ قلبی عروقی خیلی قدرتمندیم

    یا من چون شمالی ام کشتی گیر به دنیا اومدم

    خیلی کم پیش میاد این باورهای قدرتمند کننده رو داشته باشیم که کمک کنه بهمون

    اغلب ما باورهای محدود کننده داریم و برعکسشو شنیدیم

    مثلا ما به دلیل اینکه تو این کشور یا تو این خونواده به دنیا اومدیم به این دلیل که پدرم سرمایه اولیه نداشته و ..‌. به موفقیت نمیرسیم

    و این باورها به ضررمونه

    اگه فرزند شما یه باوری رو داره که باور قدرتمندیه و باور غلطیه و مبنای علمی نداره باورشو خراب نکن

    ما بمباران شدیم با باورهای محدود کننده

    در مورد سلامتی مثلا میگیم چون مادربزرگم دیابت داشته و یا چون خانواده پدریم یا مادریم این مشکل سلامتی رو دارن پس منم سرطان می‌گیرم قندخون میگیرم

    مثلا میگیم ما طایفه ای دندونمون خوب نیست و فلان مشکل رو داریم بیماری قلبی می‌گیریم و…

    مادرم یا مادربزرگم ازدواج ناموفقی داشته پس منم اینطوری میشم

    باور یه فکریه که میلیاردها بار تکرار میشه

    باور یعنی یه چیزی که با تمام وجودت باور داری قبولش داری باور یعنی یقینا میگی این هست و جز این نیست

    باور یه اطمینان قلبیه

    من بسیار بسیار باورهای محدود کننده در مورد ثروت داشتم مثل اگه ثروتمند بشم از خدا دور میشم ، ثروتمندان آدمای خوبی نیستند ، اگه ثروتمند بشم میشم کمیته امداد و مردم از من پول میخوان ، هر چقدر وضعم بهتر بشه دردسرام بیشتر میشه و من چون تو این کشور و خانواده بزرگ شدم نمیتونم موفق بشم ، قدیما میشد موفق شد الان نمیشه ، الان فرصت ها رفته و…

    اگه شما یه باوری داشته باشی که اشتباه باشه  ولی این باور قدرتمند کننده جواب می‌دهد

    اگر شما باور داشته باشید که تو یه سری زمینه ها استعداد ذاتی دارید مثلا تو ریاضی رقص فلان ورزش و فروشندگی و…حتما اقدام عملی براش انجام میدی و واسش تلاش میکنی

    مشخصا این باور واسه شما اتفاق میفته

    مثلا تو خواستت اینه که بشی بهترین دانشمند فیزیک جهان و باورت این باشه که مغز من جوری سیم پیچی شده که فیزیک رو میفهمم و ساخته شدم برای فیزیک صددرصد موفق میشی

    مثلا بگی من ساخته شدم برای رقص برای آشپزی و …

    من استعداد دارم برای رقص و …

    اون چیزی که میپذیری برات اتفاق میفته

    چه چیزهایی رو پذیرفتید که داره به شما ضربه میزنه ؟

    وقتی شما به صورت بنیادین باور دارین که نمیتونین ثروتمند بشین پس نمیتونین اصلا تصویرشم تو ذهنتون بسازید

    من اومدم یه سری باورهای خوب ایجاد کردم و بعد اتفاق افتاد

    شک کنید به باورهای محدود کنندتون که چرا من فکر کردم که آدم بی ارزشیم ؟ یا چرا فکر کردم که خدا منو دوس نداره و من ادم گناهکاریم ؟

    چرا من پذیرفتم که خدا آدمای ثروتمند رو دوس نداره؟

    چرا من پذیرفتم که استعداد بیزنس وومن شدن رو ندارم ؟

    بشین فکر کن که چه باورهایی داری که بهت ضربه میزنه تو تمام زمینه ها

    میبینی وقتی شروع میکنی به تغییر باورات جهان نشانه هایی میاره خداوند اتفاقاتی رو رقم میزنه که تایید میکنه این تغییره رو

    وقتی باور میکنی ثروت ساختن آسونه نشانه ها و آدمایی رو میبینی که تایید میکنه این باورت رو

    اون چیزی رو که باور میکنی برات اتفاق میفته

    توی همه کارایی که کردم اولش باور کردم که میتونم بعدش حرکت کردم براش

    اونیکه باور داره ژن تاثیر داره در برنده شدن اون قبل از اینکه مسابقه بده باخته

    وقتی من چیزیو می‌شنوم به این فکر نمی‌کنم که طرف کیه به این فکر میکنم که آیا این باور به من کمک میکنه یا به من ضربه میزنه حتی اگه اوم جمله رو هاوکینگ دانشنمد معروف جهان گفته باشه

    اگه یکی بگه ایرانیا ساخته شدن برای پول ساختن و موفقیت ، من قبولش میکنم

    ببینید کیا دارن به شما با‌ورای بدی رو میدن

    آیا بهت کمک میکنه یا بهت ضربه میزنه؟

    اگه آدم باهوشی باشید حواستون هست که چیو میشنوید و هرگز سراغ طالع بین و فال بین نمیرید

    میگی من خودم خالق زندگی خودم هستم

    من میخوام موفق بشم ولی

    من میخوام بیزنس راه بندازم ولی

    ببین این ولی ها چی میگه بهت

    ببین چیا رو پذیرفتی ببین چه باورایی رو بهت خوروندن تو تمام زمینه ها

    باور داری تو ایران نمیشه پیشرفت کرد برو آدمایی رو پیدا کن که تو ایران تونستند پیشرفت کنند (منطق پیدا کن و تغییر بده باوراتو)

    بشینید آگاهانه باورهای خوبی رو برا خودتون بسازید

    من خالق زندگی خودم هستم باور خیلی قدرتمند کنندیه  بشین بساز

    الف) چه باورهای قدرتمند کننده ای داری که آن باورها ایمان و انگیزه هایت را در راستای تحقق خواسته هایت افزایش داده، به گونه ای که منجر به قدم برداشتن، اجرای ایده ها و تحقق خواسته هایت شده و به این شکل به نفع شما کار می کند؟

    باور دارم که من سیستم ایمنی خیلی قوی دارم و انصافا خیلی کم سرما میخورم و خداروشکر خیلی به ندرت مریض میشم اگرم بشم زود درست میشم

    باور دارم هر زخمی بدن من برداره خیلی زود درست میشه و ردش میره و همین اتفاق هم میفته

    باور دارم چون پدرم دندوناش قوی بوده پس منم قویه دندونام و اصلا تا حالا دندون درد رو تجربه نکردم خداروشکر

    یه باوری دارم که هر مشکلی هم بیاد تهش اینه که حل میشه خدا کمک میکنه و همین اتفاق هم میفته

    یکم که باور کردم ثروت ساختن آسونه این شد که من خیلی راحت پول کسب کردم و میکنم البته بر اساس اون مداری که توش قرار دارم

    خیلی به من گفتن به مادرت رفتی لاغری و من باور کردم و چه خوب که اندام خوبی دارم و هر چی میخورم چاق نمیشم خداروشکر

    به من گفته بودن ساناز دختر درس خون و زرنگی هست و واقعا درس خون و زرنگ بودم تو مدرسه

    بادر دارم دست پخت خوبی دارم و واقعا دست پخت خیلی خوبی دارم

    باور دارم رانندگی خوبی دارم و خداروشکر رانندگیم خوبه

    باور دارم هر آدرسی باشه پیدا میکنم و همین اتفاق هم میفته

    باور کردم که رقصم خیلی خوبه و خیلیا گفتن خیلی خوب میرقصی و این باور باعث شد که برم رقص یاد بگیرم

    خیلی شنیدم که گفتن دندونات فاصله داره پس هم ثروتمند میشی و هم با ثروتمند ازدواج میکنی و شوهرت خیلی دوستت داره هنوز ازدواج نکردم ولی این باور رو دارم

    باور دارم پیاده جایی برم تند تند راه میرم و زود میرسم و واقعا خیلی زود میرسم و تند تند راه میرم الگوم هم پدرمه که ایشون هم تند تند راه میرن

    باور داشتم قرآن و عربی و املای من عالیه و واقعا تو مدرسه بالاترین نمره رو میگرفتم از این دروس

    اینو شنیدم که طایفه بابام افسردگی دارن و من هیچوقت نپذیرفتم

    ب) چه باورهای محدود کننده ای را پذیرفته ای که بر علیه شما کار می کند؟ باورهایی که باعث شک و تردید، به تعویق انداختن و مانع تراشیدن برای حرکت در راستای تحقق خواسته هایت شده و به این شکل به شما ضربه زده است؟

    باور نداشتم و لیاقتشو تو خودم نمیدیدم که تو کنکور رتبه خوبی بیارم و همینم اتفاق افتاد و رتبم خوب نشد

    باور دارم و خیلی شنیدم که ما طایفه ای ساده هستیم و چون مادربزرگم ساده هست رفتارام هم ساده هست ساده البته نه به معنی ساده لوحی به معنی اینکه سیاست ندارم و ساده دلم

    و این سادگی ضربه هایی رو بهم زده

    باور دارم که پسرا همشون سیگاری هستند و هرکسی هم میبینم سیگاریه و من از سیگار خوشم نمیاد و بیشتر توجه میکنم و جهان جواب باورم رو بهم نشون میده

    باور دارم فروشندگی ضعیفی دارم تو معامله ضعیفم و ضربه هاشم دیدم

    باور داشتم که چون تو این خونواده به دنیا اومدم و چون وضعیت مالی خوبی نداریم و پدرم سرمایه اولیه نداره پس نمیتونم پیشرفت کنم الان ضعیف شده یکم این باور ولی بازم باید روش کار کنم

    باور دارم چون پا درد دارن طایفه مادریم پس منم اینطوری میشم و واقعا نشانه هاشو دارن میبینم و پاهام درد میکنه

    باور دارم چون مادرم دیر ازدواج کرده پس منم دیر ازدواج میکنم

    باور دارم بی عرضه ام و از پس هیچ کاری برنمیام

    باور دارم تنبلم و این باور ضربه زده به من

    خیلی به من باور گیج و خنگ و حواس پرت و دیر آماده شدن رو خوروندن و واقعا خیلی این الگوها تکرار شده تو زندگیم

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: