اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من از بچه گی یک احساس خود کم بینی داشتم و همیشه احساس میکردم و باور داشتم بقیه از من بهترن .هنوز هم گاهی سرو کله ش پیدا میشه ولی من سعی میکنم با خودگویی مثبت جلوشو بگیرم.
من بدون هیچ دستاوردی ارزشمندم .
من لیاقت این رو دارم که پول و ثروت از راههای اسون به سمتم بیاد.
و فایل رو که گوش میدادم یاد اوایل کارم افتادم حدود 14 سال پیش یادمه سالن زده بودم و مشتریم کم بود به مادرم گفتم بره واسم کتاب باز کنه و اون خانومه طالع بین به مادرم گفته بود که دخترتون رزویش کمه و این حرف خیلی اون زمان منو ناراحت کرد و به فکر فرو برد و من اون حرف رو باور کردم .و با خودم میگم شاید من که اون زمان نتیجه میگرفتم ولی به سختی و از نتیجه زیاد راضی نبود به خاطر همین باورها بوده.
روزی هر کس دست خودشه
اگر خدارو باور کنم و ارزش خودم رو بدونم رزق و روزی فراوان به سمتم میاد
من ارزشمندم و دست به خاک بزنم طلا میشه .
من خیلی خوش روزی هستم .
باور بعدی که بهم ضربه میزنه و وقتی میاد سراغم خودم میفهمم که حالم بد میشه اینه که جا و مکان سالن الانم خوب نیس و نمیتونم اینجا به اون موفقیتی که میخوام برسم .
عوامل بیرونی هیچ نقشی در موفقیت من نداره مگر اینکه من باورش کنم پس من در همین مکانی که هستم انقدر پر مشتری و پر روزی میشم که همه تعجب کنن.
من در هر مکانی باشم خداوند از جایی که فکرش رو نمیکنم برام مشتری میفرسته
سلام به استاد نازنینم، مریم جان گل و دوستان ارزشمندم..
من خودم این مدت اینقدر سر یه مساله ای تلاش کردم توحیدی عمل کنم، باور قدرتمند کننده بسازم و نتیجه فوق العاده دیدم و سورپرایز شدم که استااااد این فایل فقط میخ آخرو محکم تر می کوبه برام. دورتون بگردم من…
و همه این فایل ها منو یاد او فایل فوق العاده تون درباره باورسازی درباره خدا میندازه.
سلام استاد میدونم اینو بارها شنیدین اما دلم خواست بگم
دید این فایل در بهترین زمان ممکن بود و خیلی به موقع بود و خیلی احتیاج داشتم بشنوم
من چند وقتی هست که در کارم پیشنهادهای جالببی بهم میشه اما بهمحض اینکه میاد نتیجه بده یا فیلد میشه یا هلد میشه هی با خودم فکر میکردم چرا این اتفاق داره میافته که وقتی فایل رو دیدم یادم افتاد از بچگی مادرم همیشه گفته حالا هنوز انفاق نیافته خوشحالی نکن !!!!
و نا خواسته من باورم نمیشه که اینقدر شرایطط خوب بیاد سراغ من الان فهمیدم که باید با این باور بجد خداحافظی کنم و بپذیرم که خوشحای با ساز و دهل سراغم میاد و بپذیرمش امروز میخوام که تمرین کنم خوشحالی را با تمام وجود بپذیرم
چقدر زیبا گفتین چقدر زیبا همچی زیبا هیکل زیبا خانهای زیبا و قشنگ و سرسبز با آفتاب که به راحتی به همجا نور پر داری می کند .
قدرت خدا که ما انسانها می توانیم به راحتی زندگی خودمون به راحتی با باورمون خلق کنیم خدا جونم شکرت ، که همچی درون ماست و هیچ شرایط بیرونی دخیل نمی تونه باشه .
من یک روقصنده حرفهای هستم و همیشه می گفتم سیاه پوستا تو خونه شونه رقص و می گفته ام اینها بهتر می تونن خودشونو حرکت بدن و بدن زیبا تر دارن و امروز دوباره یاد آوری شد که همچی از درون و فرکانس و باور خودمه این باورو دوباره یاد آوری کنم در روز در ساعت که من خالق زندگیام هستم و باورهای سازنده رو روز به روز بهتر و بهبود بدهم و این و بیاد بیارم که من با ارزش به این دنیا آمدم و خالق زندگیام هستم ومن به استعدادهایم و باور قدرتمند کننده تمرکز کنم و خودم را تحسین کنم که من می توانم قدرت و هدایت خدا را در زندگیام دعوت کنم و من می پذیرم خدا مرا هدایت می کند به راحتی و آسانی مثل جهان که همچی را دارد هدایت میکند تمام کهکشانها و مثالهای خودم را مثال بزنم که به راحتی شده و می شود تا الان شده از الان م میشود من می توانم روی باورهایم کار کنم که من خالق زندگی خودم هستم ،
که من هم می توانم در زمینه رقص اولین نفر بشم و منهم همجای دنیا مرا هر هفته رزو کنن و من به راحتی پول در بیاورم و می خواهم که آنلاین هم پول در بیاورم و روی این باور کار کنم که من هم می توانم ربطی به پوست و مو و ژن و قد و سرمایه ندارد .
تا الان شده آنها توانستن منهم می توانم با هدایت خدا و باورهای که دارم هر روز روشون کار می کنم و بهبودشون می دم با توجه به قانون توجه و من از مسیر لذت میبرم و شکر گذاری میکنم و تمام تمرکزم را روی زیبایها ی و توانیهای خودم و جهان می گذارم .
من 32سالههستمالانزدیکدوسالهست بااینقانوناشناشدمچرخزندگیمروانشدهواتفاقهایخوبخیلیراحتبرایممیافتدمنازسن18سالگیبهبعدهمیشهدنبالتعغیرزندگیبودمولیباخودمروراستنبودمتاسال1400گفتمخدایمنزندگی منو تعغیربدهوواقعاتعغیراتواردزندگیمشد اگه ازنظرروحی روانیبگمزندگیمن صدهزار درجه با قبلتعغیرکرد وازنظرمالیوچیزاهایبیرونیخیلیتعغیر کردم واقعارازیموهرروزتلاشمیکنمبرایبهترشدنخداروشاکرمکهمنوهدایتکرد
در کامنت قبلی که در همین فایل عنوان کردم کدوم باورها به من قدرت می داد و بهم سود رسوند، باور توحیدی که فقط باااااااید رو خدا حساب کنم و قدم اول رو بردارم اوست هدایت م می کنه و آروم آروم مراحل بعدی رو بهم میگه .
این باور خیلی به من قدرت میده
و چون باورش دارم خیلی و خیلی ازش سود حاصل کردم.
من حتی در آشپزی های روزانه ام
در تر تمیزی خونه ام
در مهمونی رفتن ها، مسافرت
در همنشین شدن با آدمهای اطراف م
در خرید هر چی که نیاز دارم
من دارم با این باور قدرتمند کننده زندگی می کنم.
اینو از ستاره قطبی یاد گرفتم و خداوند هست که هدایت م کرده و می کند.
داستان تا اونجا بود که من مهاجرت کردم تنهایی
و این باور توحیدی خیلی به من کمک کرد که من به هدفم برسم و پیشرفت کنم.
روزی که که متوجه شدم دیدم تک تک خانواده ،،،،
همون هابی که اول بار شروع حرکت م منو مسخره می کردند و باهام مخالف بودند ،،،،
یکی یکی اومدند پیش من و فقط مدتی کوتاه گذشت که دیدم همه بلند شدند دنبال کار
دنبال تجربه
دنبال هدف
دنبال رشد و موفقیت
به خدا قسم زندگیم شده بود یک زندگی رؤیایی
هر روز من لحظه به لحظه ی من تفاوت داشت با قبلش….
بچهها واسه خودشون کار می کردند دنبال تجربه بودند
حتی مسائل خودشون رو خودشون حل می کردند یه وقتایی با من مشورت می کردند اما من هیچ دخالتی تو کارشون نمی کردم و هنوز هم نمی کنم.
همسرم خودش واسه خودش مستقل کار می کرد و پول می ساخت حتی پول یک شارژ گوشی هم ازش توقع نمی کردم
چون دنبال هدف م بودم.
چون می خواستم باور توحیدی که فقط باید رو خدا حساب کنم و خودش قدم بعدی و میگه ، در خودم تقویت می کردم و می کنم.
این باور قدرتمند کننده چنان طوفانی در زندگی من راه انداخته که فقط می تونم بگم همه داریم با هدف رشد می کنیم.
اما باورهایی که در من باعث شک شدند ، و بهم ضرر می رسوندند….
باور اینکه من یک زن هستم و یک زن خوب زنیست که تو خونه میشینه و همسرش وظیفه داره براش بیاره.
این باور سال ها بود که منو ضعیف
بی تحرک
بی هدف
بی انگیزه
و بدون هیچ خواسته ای
و ناتوان که من بلد نیستم من نمی توانم.
ضرری که از این باور کردم این بود که….
هر رو منتظر همسر بودم که بیاره ، من بخورم
نگاه من همیشه به دست او بود ،
و هر روز وابسته تر ، متوقع تر و نیازمند شدید تر بهش داشتم.
نتیجه این داستان در گذشته ی من ،،،،
بحث و دعوا ها بیشتر و بیشتر میشد
اینگه به همسرم می گفتم به فلانی قرض نده
با فلان جا ولخرجی نکن
یا باااااااید همیشه بروی سر کار ، نه اینکه بی خیال و بیکار و بیعار بشینی تو خونه
یا اینکه من فلان طلا و می خوام، فلان لباس، فلان مسافرت
مگه من، چیم، از فلانی کناره
و هر روز نه آرامشی
نه محبت
نه مهر و عشق و صفایی
هیچ و پوچ بود زندگی من….
اما به لطف خدا امروز از هر لحاظ ، همه چیز فرق کرده.
چون من تغییر کردم
چون من دارم فقط رو خدا حساب می کنم
چون من فقط هستم که با کانون توجه ام ، افکار م، باورهام، خالق زندگی خودم هستم ، من به این باور هر روز دارم متعهدانه کار می کنم.
از خدا متشکرم که منو تو این مسیر هدایت م کرد
استاد عزیزم مدیون تک تک فایل هایی هستم که خوب این راه رو رفتید و به من هم خوب یاد می دهید.
چقققققدر خوب دارید به گسترش جهان کمک میکنید
خدایا برای همیشه ازت می خوام که کمک م کن فقط رو خودت حساب کنم
و تمام دستانی که برای کمک به من، می فرستی، ازت تشکر کنم
استاد میدونستی خیلی از ماها کم کم فراموش میکنیم قانون هارو و پیگیری نمیکنم در حد همین ستاره قطبی و فانوس دریای ادامه میدیم تا اینکه شما یه فایل حدید میزارید دوباره به فکر فرو میریم و یه هفته رو خودمون کار میکنیم دوباره کمرنگ میشه تا فایل بعدی
اینو گفتم که بدونید سپاسگذاریم ازت بابت تحقیقی جدیدی که میکنید و برای ما میگید،جالبه صبح تا شب این همه ادم سرشون تو گوشی و شبکه اجتماعی هست یکی نمیاد برای ما شفاف سازی کنی یک موضوعی رو که باور درست بسازه در ذهنمون،همش خبرهای بد و داغون،جز شما،ممنونم ازتون
من فکر میکنم همه فهمیدن از شما که افکار ما توجه ما فرکانس های ما هستن که دارن اتفاق هارو رقم میزنن،همین جمله ای که هممون هر روز فراموش میکنیم و هر بار با شنیدنش میگیم،واقعا اگر استاد میگه پس درست،بربم رو باورهامون کار کنیم بعد فرداش یادمون میره خالق هستیم،
حالا من تصمیم دارم باز این باورهارو تکرار کنم،
من احساس میکنم دلیل همه باورهای که یادمون میره همون مقاومت هاست همون باورهای که به قول استاد چسبیدن به ذهنمون،
من اصلا باور ندارم که باورها نتیجه نسل ها پدر جامعه ومادر خانوادم هستن،شاید قبل از من تو ژن من کسی فکر نکرده که خودش میتونه اولین نفری باش که یه جور دیگه باور کنه،پس من اولین باشم
من باور دارم میتونم پولدار شم میتونم اون ماشین و باغ رو بخرم میتونم درامد درهمی داشته باشم
الان که داشتم این باورهارو مینوشتم اولین چیزی که امد به ذهنم ((چجوری ))بود
اینجان استاد که میگه باید نشونشو بدی،مثل اون مثل این مثل اونا
دویاره همین الان که گفتم مثله این و اونا،
دوتا ذهنیت امد یکی اینکه اره میشه منم میتونم و احساسم خوب شد
یکی این سوال امد که اون که شانس داشت اون که چون از قدیم مغازش اونجا بود،
و باز گفتم شانس رو خودش بوجود اورد،یا ادم های موفقی هشتن که دوسال نیست کار راه انداختن موفق شدن
خلاصه این کشو قوص ذهن من در مورد یک موضوعی هست که خواستمه
،استاد منظور از تکرار باورها همین فکر کردن و سوال جواب دادن با خودمون هست
اخه اینجوری که من روانی میشم هی بخوام کنکاش کنم و بگردم دنبال جواب منطقی
یا نه
چون گاهی میام باورهای قدرتمند کننده رو مینویسم و طوطی وار میخونمشون مثل یه ورد،
یا گاهی سعی میکنم حفظ کرده باشم زور میزنم که یادم بیاد که فرصت ها هر روز بیشتر میشن کمبود رو باور نکن بی نهایت مشتری خوب هست خداوند کسی هست که میتونه هدایت کنه یکی بیاد سود بیشتری به تو برسونه
در آخر یه چی جالب بگم استاد
من تو ستاره قطبی نوشته بودم یه نشونه بهم بده که ایا امادم روانشناسی ثروت 1رو بخرم یا نه که شما تو این فایل گفتید 100درصد برید بخریدش
سلام به استاد عزیزم و بچه های بینظیر سایت و خانوم شایسته عزیز
استاد استاد استاد
واقعا تنها کسی که واقعا بعد از هدایت درونیم بهش اعتماد دارم شمایید و از شما ایفلوئنس میشم من در حال حاضر دارم طبق خواسته هایی که طبق تضاد های زندگیم برام واضح شده و قدم به قدم هدایت شدم به پیشنهاد شما و اعتمادی به حرفاتون دارم.
دارم روی دوره ی احساس لیاقت برای پذیرش نعمت های خداوند کار میکنم و روی دوره روانشناسی ثروت 1 برای شناخت و بهبود تکاملیه باورهای ثروت سازم
استاد فقط از کارکردن روی باور فراوانی که بخوام بگم مو به تنم سیخ میشه که چقدر الان اهمیتشو فهمیدم بعد از بارها گوش دادن جلسه 13روانشناسی ثروت 1
و فهمیدن ظرف وجودیم برای دریافت نعمتهای بی نهایت خداوند و ربطش به دوره احساس لیاقت برای پذیرش و لایق دونستن خودم برای دریافت نعمت ها
این داستانی که میگم مال 2 روز پیشه استاد
من بعد از چند روز حال بد و تشویش و مقاومت درونی صبح پریروز بلد شدم و تلاش کردم احساس خوبی داشته باشم و یه حسی بهم گفت برو بنویس و منم سریع بهش گوش دادم و شروع کردم به نوشتن و اول سعی کردم جملات تاکیدیو بنویسم و باورای که تو دوره ها یادم دادین و بعد آخرش با احساس عجز و تسلیم و نوشتم خدایا من به هر خیری از تو به برسه نیازمندم(مثل حضرت موسی) و یدفه یه گشایش ریزی تو قلبم ایجاد شد و بعد تمرین ستاره قطبیو انجام دادم و روزمو شروع کردم باورتون نمیشه تا عصر 3 نفر از سه جای مختلف بهم زنگ زدن و پیام دادن و پیشنهاد کار دادن الله و اکبر این 3 4 روزی که حالم بد بود خبری ازشون نبود و یهو وقتی اونروز تسلیم شدم و از خدا خواستم درها باز شد و البته بگم بارها جلسه 13 روانشناسی 1 رو تو گوشم گوش میدادم و احساس رهایی درونم ایجاد شده بود و وقتی هیچ انتظاری نداشتم درها باز شد و پیشنهاد های ثروت ساز بهم شد و امروزم که دارم مینویسم این کامنتو سه تا پیشنهاد تبدیل شدن به عمل و عملی شدن
میتونم فقط بگم استاد دنیا داره به نوع احساسی که من دارم همون شکلی میشه خیلی سریع و خیلی الان برام قابل درک شده که دنیا شبیه احساسیه که دارم
باورها و کانون توجه اصلیم احساس منو تعیین میکنن
استاد الان خیلی سریع تر از همیشه و از طریق های خیلی زیاد که نمیدونم چین و دنبال دونستشم نیستم هدایت ها میان و مسیرو واضح میکنن
خیلی چیزا دیگه هست که بگم اما احساسم میگه بسه بقیشو دوست دارم تو کامنت های روانشناسی ثروت بگم عاشقنونم
سلام به همه عزیزانم در سایت و استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز
استاد چقدر این فایل زیبا بود هم مطالب و هم فضای دریاچه و اون آسمون که انگار نقاشی شده که هر موقع میبینم انگار دفعه اول که دیدم این فضارو و اینکه استاد چقدر استایل تون قشنگ و ورزشی و عضلات داره هر روز زیباتر و قدرتمندتر میشه که این از پشت دوربین کاملا مشخص و من خیلی لذت بردم و انگیزه میگیره ام از شما که همیشه میشود
استاد من 3سال که ازدواج کردم و الان 37 سالم یادم که همه به من میگفتن ازدواج کنی دیگه ورزش کردن و فراموش کن تفریح و فراموش کن باشگاه و فراموش کن آزادی و فراموش کن بدنت دیگه توانایی نداره و یه عالمه حرفهای تخریب کننده دیگه ولی استاد من باور نکردم و اصلا این حرفهارو نپذیرفتم و همیشه مقاومت کردم در برابر پذیرش این حرفهای مخرب الان 2سال که وارد رشته ورزشی جدیدی شدم که تا حالا انجام نداده بودم شروع کردم به ورزش جودو که یکی از ورزشهای رزمی بسیار قوی و تخصصی و قدرت بدنی و ذهنی خوبی میخواد که همه این باور و دارن که باید از سن خیلی کم شروع کرد تا بتونی نتیجه بگیری الان بعد از 2 سال که از کمربند سفید شروع کردم پیش یکی از بهترین اساتید جودو که پدر جودو ایران میدونن ایشون استاد کیهان عزیز که الان 81 سالشون آموزش دیدم و به لطف خدا دارم کمربند مشکی و دان 1 این رشته رو میگیرم و درحال تمرین برای مسابقات مهر ماه کشوری هستیم به امید خدا
چقدر این ورزش به من کمک کرده تا بتونم دورهارو بهتر انجام بدم بهتر درک کنم انگیزه و قدرت داده که در تمام زندگی و کسب و کارم و روابط و اعتماد بنفسم کمکم کرده و قدرتمندتر از قبل در حال جلو رفتن برای خواسته های بزرگتر هستم و الگویی شدم برای اطرافیان که میشود
خدارو شکر میکنم برای داشتن استاد خوبی مثل شما که همیشه با دادن باورهای درست و نشان دادن مسیر زیبا و سرسبز با درختان میوه و هوایی مطلوب این مسیر زیبارو طی کنیم و هر روز خدارو بیشتر و بهتر و قوانینی که خیلی خیلی آسان قرار داده تا ما بتوانیم بهتر و بهتر وبهتر از زندگی لذت ببریم بیشتر درک کنیم
سلام خدمت دوستان عزیز،استاد عباس منش و خانم شایسته،صحبت و موضوع در مورد دومیدانی شد و خودم از چند سال پیش وارد این رشته شدم که کلا داستانش شنیدنی هست که چرا و چطور وارد شدم و به قول استاد از ابزار تضاد استفاده کردم و چون چاق و یکصد و چهار کیلو بودم برای کاهش وزن فقط اومدم و نمیدونستم روزی در سطح اداره مربوطه تو کشور چند سال مقام بیارم.در مورد دو من هم چون مربوط به رشته م بود عادتی دارم اطلاعات جمع میکنم از قهرمان ها میپرسم در موردش کتاب میخونم و …توی یکی از کتاب های دومیدانی خوندم قهرمانان دوی استقامت بیشتر از کنیا و اتیوپی هستن بخاطر اینکه اونجا ارتفاع از سطح دریا بالاتر هست و اون دونده هایی که اونجا تمرین می کنند بخاطر همین مسله ارتفاع خیلی ورزیده تر هستن و نفس و استقامت بهتری دارند و تازه نویسنده پا رو فراتر هم گذاشته بود که گفته بود اونم از کشور اتیوپی نه همه ی کشور بلکه از دو سه طایفه ی خاص قهرمان میشن که منم تا سال ها باورم بود و البته بعد از گوش دادن به این فایل دیگه باورم نیست،خداروشکر میکنم یه باور مخرب دیگه رو رها میکنم و از استاد عزیزم خانم شایسته و شما دوستان گلم سپاسگزارم ️️️️
سلام خدمت استاد عباسمنش و خانم شایسته گل
من از بچه گی یک احساس خود کم بینی داشتم و همیشه احساس میکردم و باور داشتم بقیه از من بهترن .هنوز هم گاهی سرو کله ش پیدا میشه ولی من سعی میکنم با خودگویی مثبت جلوشو بگیرم.
من بدون هیچ دستاوردی ارزشمندم .
من لیاقت این رو دارم که پول و ثروت از راههای اسون به سمتم بیاد.
و فایل رو که گوش میدادم یاد اوایل کارم افتادم حدود 14 سال پیش یادمه سالن زده بودم و مشتریم کم بود به مادرم گفتم بره واسم کتاب باز کنه و اون خانومه طالع بین به مادرم گفته بود که دخترتون رزویش کمه و این حرف خیلی اون زمان منو ناراحت کرد و به فکر فرو برد و من اون حرف رو باور کردم .و با خودم میگم شاید من که اون زمان نتیجه میگرفتم ولی به سختی و از نتیجه زیاد راضی نبود به خاطر همین باورها بوده.
روزی هر کس دست خودشه
اگر خدارو باور کنم و ارزش خودم رو بدونم رزق و روزی فراوان به سمتم میاد
من ارزشمندم و دست به خاک بزنم طلا میشه .
من خیلی خوش روزی هستم .
باور بعدی که بهم ضربه میزنه و وقتی میاد سراغم خودم میفهمم که حالم بد میشه اینه که جا و مکان سالن الانم خوب نیس و نمیتونم اینجا به اون موفقیتی که میخوام برسم .
عوامل بیرونی هیچ نقشی در موفقیت من نداره مگر اینکه من باورش کنم پس من در همین مکانی که هستم انقدر پر مشتری و پر روزی میشم که همه تعجب کنن.
من در هر مکانی باشم خداوند از جایی که فکرش رو نمیکنم برام مشتری میفرسته
به نام الله مهربان
سلام به استاد نازنینم، مریم جان گل و دوستان ارزشمندم..
من خودم این مدت اینقدر سر یه مساله ای تلاش کردم توحیدی عمل کنم، باور قدرتمند کننده بسازم و نتیجه فوق العاده دیدم و سورپرایز شدم که استااااد این فایل فقط میخ آخرو محکم تر می کوبه برام. دورتون بگردم من…
و همه این فایل ها منو یاد او فایل فوق العاده تون درباره باورسازی درباره خدا میندازه.
یه دنیا و آخرت ازتون ممنونم، استاد عشق…
سلام استاد میدونم اینو بارها شنیدین اما دلم خواست بگم
دید این فایل در بهترین زمان ممکن بود و خیلی به موقع بود و خیلی احتیاج داشتم بشنوم
من چند وقتی هست که در کارم پیشنهادهای جالببی بهم میشه اما بهمحض اینکه میاد نتیجه بده یا فیلد میشه یا هلد میشه هی با خودم فکر میکردم چرا این اتفاق داره میافته که وقتی فایل رو دیدم یادم افتاد از بچگی مادرم همیشه گفته حالا هنوز انفاق نیافته خوشحالی نکن !!!!
و نا خواسته من باورم نمیشه که اینقدر شرایطط خوب بیاد سراغ من الان فهمیدم که باید با این باور بجد خداحافظی کنم و بپذیرم که خوشحای با ساز و دهل سراغم میاد و بپذیرمش امروز میخوام که تمرین کنم خوشحالی را با تمام وجود بپذیرم
خدا جونم شکرت ،
سلام به استاد عزیز خوش هیکل و مریم خانم ،
چقدر زیبا گفتین چقدر زیبا همچی زیبا هیکل زیبا خانهای زیبا و قشنگ و سرسبز با آفتاب که به راحتی به همجا نور پر داری می کند .
قدرت خدا که ما انسانها می توانیم به راحتی زندگی خودمون به راحتی با باورمون خلق کنیم خدا جونم شکرت ، که همچی درون ماست و هیچ شرایط بیرونی دخیل نمی تونه باشه .
من یک روقصنده حرفهای هستم و همیشه می گفتم سیاه پوستا تو خونه شونه رقص و می گفته ام اینها بهتر می تونن خودشونو حرکت بدن و بدن زیبا تر دارن و امروز دوباره یاد آوری شد که همچی از درون و فرکانس و باور خودمه این باورو دوباره یاد آوری کنم در روز در ساعت که من خالق زندگیام هستم و باورهای سازنده رو روز به روز بهتر و بهبود بدهم و این و بیاد بیارم که من با ارزش به این دنیا آمدم و خالق زندگیام هستم ومن به استعدادهایم و باور قدرتمند کننده تمرکز کنم و خودم را تحسین کنم که من می توانم قدرت و هدایت خدا را در زندگیام دعوت کنم و من می پذیرم خدا مرا هدایت می کند به راحتی و آسانی مثل جهان که همچی را دارد هدایت میکند تمام کهکشانها و مثالهای خودم را مثال بزنم که به راحتی شده و می شود تا الان شده از الان م میشود من می توانم روی باورهایم کار کنم که من خالق زندگی خودم هستم ،
که من هم می توانم در زمینه رقص اولین نفر بشم و منهم همجای دنیا مرا هر هفته رزو کنن و من به راحتی پول در بیاورم و می خواهم که آنلاین هم پول در بیاورم و روی این باور کار کنم که من هم می توانم ربطی به پوست و مو و ژن و قد و سرمایه ندارد .
تا الان شده آنها توانستن منهم می توانم با هدایت خدا و باورهای که دارم هر روز روشون کار می کنم و بهبودشون می دم با توجه به قانون توجه و من از مسیر لذت میبرم و شکر گذاری میکنم و تمام تمرکزم را روی زیبایها ی و توانیهای خودم و جهان می گذارم .
مرسی از استاد عزیز
سلام به استاد عزیز و مهربان
تشکر از زحمات فراوانیمیکشیدوفایلدرستمیکنید
واقعاخدارسپاس گذارم مرابااینراهاشناکرد
ومرابهارامشرساند
فایلهایشماخیلیلذتبخشاستوهربارگوشمیکنمچیزجدیدیادمیگیرم
من 32سالههستمالانزدیکدوسالهست بااینقانوناشناشدمچرخزندگیمروانشدهواتفاقهایخوبخیلیراحتبرایممیافتدمنازسن18سالگیبهبعدهمیشهدنبالتعغیرزندگیبودمولیباخودمروراستنبودمتاسال1400گفتمخدایمنزندگی منو تعغیربدهوواقعاتعغیراتواردزندگیمشد اگه ازنظرروحی روانیبگمزندگیمن صدهزار درجه با قبلتعغیرکرد وازنظرمالیوچیزاهایبیرونیخیلیتعغیر کردم واقعارازیموهرروزتلاشمیکنمبرایبهترشدنخداروشاکرمکهمنوهدایتکرد
سلامی دوباره
در کامنت قبلی که در همین فایل عنوان کردم کدوم باورها به من قدرت می داد و بهم سود رسوند، باور توحیدی که فقط باااااااید رو خدا حساب کنم و قدم اول رو بردارم اوست هدایت م می کنه و آروم آروم مراحل بعدی رو بهم میگه .
این باور خیلی به من قدرت میده
و چون باورش دارم خیلی و خیلی ازش سود حاصل کردم.
من حتی در آشپزی های روزانه ام
در تر تمیزی خونه ام
در مهمونی رفتن ها، مسافرت
در همنشین شدن با آدمهای اطراف م
در خرید هر چی که نیاز دارم
من دارم با این باور قدرتمند کننده زندگی می کنم.
اینو از ستاره قطبی یاد گرفتم و خداوند هست که هدایت م کرده و می کند.
داستان تا اونجا بود که من مهاجرت کردم تنهایی
و این باور توحیدی خیلی به من کمک کرد که من به هدفم برسم و پیشرفت کنم.
روزی که که متوجه شدم دیدم تک تک خانواده ،،،،
همون هابی که اول بار شروع حرکت م منو مسخره می کردند و باهام مخالف بودند ،،،،
یکی یکی اومدند پیش من و فقط مدتی کوتاه گذشت که دیدم همه بلند شدند دنبال کار
دنبال تجربه
دنبال هدف
دنبال رشد و موفقیت
به خدا قسم زندگیم شده بود یک زندگی رؤیایی
هر روز من لحظه به لحظه ی من تفاوت داشت با قبلش….
بچهها واسه خودشون کار می کردند دنبال تجربه بودند
حتی مسائل خودشون رو خودشون حل می کردند یه وقتایی با من مشورت می کردند اما من هیچ دخالتی تو کارشون نمی کردم و هنوز هم نمی کنم.
همسرم خودش واسه خودش مستقل کار می کرد و پول می ساخت حتی پول یک شارژ گوشی هم ازش توقع نمی کردم
چون دنبال هدف م بودم.
چون می خواستم باور توحیدی که فقط باید رو خدا حساب کنم و خودش قدم بعدی و میگه ، در خودم تقویت می کردم و می کنم.
این باور قدرتمند کننده چنان طوفانی در زندگی من راه انداخته که فقط می تونم بگم همه داریم با هدف رشد می کنیم.
اما باورهایی که در من باعث شک شدند ، و بهم ضرر می رسوندند….
باور اینکه من یک زن هستم و یک زن خوب زنیست که تو خونه میشینه و همسرش وظیفه داره براش بیاره.
این باور سال ها بود که منو ضعیف
بی تحرک
بی هدف
بی انگیزه
و بدون هیچ خواسته ای
و ناتوان که من بلد نیستم من نمی توانم.
ضرری که از این باور کردم این بود که….
هر رو منتظر همسر بودم که بیاره ، من بخورم
نگاه من همیشه به دست او بود ،
و هر روز وابسته تر ، متوقع تر و نیازمند شدید تر بهش داشتم.
نتیجه این داستان در گذشته ی من ،،،،
بحث و دعوا ها بیشتر و بیشتر میشد
اینگه به همسرم می گفتم به فلانی قرض نده
با فلان جا ولخرجی نکن
یا باااااااید همیشه بروی سر کار ، نه اینکه بی خیال و بیکار و بیعار بشینی تو خونه
یا اینکه من فلان طلا و می خوام، فلان لباس، فلان مسافرت
مگه من، چیم، از فلانی کناره
و هر روز نه آرامشی
نه محبت
نه مهر و عشق و صفایی
هیچ و پوچ بود زندگی من….
اما به لطف خدا امروز از هر لحاظ ، همه چیز فرق کرده.
چون من تغییر کردم
چون من دارم فقط رو خدا حساب می کنم
چون من فقط هستم که با کانون توجه ام ، افکار م، باورهام، خالق زندگی خودم هستم ، من به این باور هر روز دارم متعهدانه کار می کنم.
از خدا متشکرم که منو تو این مسیر هدایت م کرد
استاد عزیزم مدیون تک تک فایل هایی هستم که خوب این راه رو رفتید و به من هم خوب یاد می دهید.
چقققققدر خوب دارید به گسترش جهان کمک میکنید
خدایا برای همیشه ازت می خوام که کمک م کن فقط رو خودت حساب کنم
و تمام دستانی که برای کمک به من، می فرستی، ازت تشکر کنم
خدایا سپاسگزارم
خدایا سپاسگزارم
سلام استاد ممنون باعث شدید ما به فکر فرو بریم
استاد میدونستی خیلی از ماها کم کم فراموش میکنیم قانون هارو و پیگیری نمیکنم در حد همین ستاره قطبی و فانوس دریای ادامه میدیم تا اینکه شما یه فایل حدید میزارید دوباره به فکر فرو میریم و یه هفته رو خودمون کار میکنیم دوباره کمرنگ میشه تا فایل بعدی
اینو گفتم که بدونید سپاسگذاریم ازت بابت تحقیقی جدیدی که میکنید و برای ما میگید،جالبه صبح تا شب این همه ادم سرشون تو گوشی و شبکه اجتماعی هست یکی نمیاد برای ما شفاف سازی کنی یک موضوعی رو که باور درست بسازه در ذهنمون،همش خبرهای بد و داغون،جز شما،ممنونم ازتون
من فکر میکنم همه فهمیدن از شما که افکار ما توجه ما فرکانس های ما هستن که دارن اتفاق هارو رقم میزنن،همین جمله ای که هممون هر روز فراموش میکنیم و هر بار با شنیدنش میگیم،واقعا اگر استاد میگه پس درست،بربم رو باورهامون کار کنیم بعد فرداش یادمون میره خالق هستیم،
حالا من تصمیم دارم باز این باورهارو تکرار کنم،
من احساس میکنم دلیل همه باورهای که یادمون میره همون مقاومت هاست همون باورهای که به قول استاد چسبیدن به ذهنمون،
من اصلا باور ندارم که باورها نتیجه نسل ها پدر جامعه ومادر خانوادم هستن،شاید قبل از من تو ژن من کسی فکر نکرده که خودش میتونه اولین نفری باش که یه جور دیگه باور کنه،پس من اولین باشم
من باور دارم میتونم پولدار شم میتونم اون ماشین و باغ رو بخرم میتونم درامد درهمی داشته باشم
الان که داشتم این باورهارو مینوشتم اولین چیزی که امد به ذهنم ((چجوری ))بود
اینجان استاد که میگه باید نشونشو بدی،مثل اون مثل این مثل اونا
دویاره همین الان که گفتم مثله این و اونا،
دوتا ذهنیت امد یکی اینکه اره میشه منم میتونم و احساسم خوب شد
یکی این سوال امد که اون که شانس داشت اون که چون از قدیم مغازش اونجا بود،
و باز گفتم شانس رو خودش بوجود اورد،یا ادم های موفقی هشتن که دوسال نیست کار راه انداختن موفق شدن
خلاصه این کشو قوص ذهن من در مورد یک موضوعی هست که خواستمه
،استاد منظور از تکرار باورها همین فکر کردن و سوال جواب دادن با خودمون هست
اخه اینجوری که من روانی میشم هی بخوام کنکاش کنم و بگردم دنبال جواب منطقی
یا نه
چون گاهی میام باورهای قدرتمند کننده رو مینویسم و طوطی وار میخونمشون مثل یه ورد،
یا گاهی سعی میکنم حفظ کرده باشم زور میزنم که یادم بیاد که فرصت ها هر روز بیشتر میشن کمبود رو باور نکن بی نهایت مشتری خوب هست خداوند کسی هست که میتونه هدایت کنه یکی بیاد سود بیشتری به تو برسونه
در آخر یه چی جالب بگم استاد
من تو ستاره قطبی نوشته بودم یه نشونه بهم بده که ایا امادم روانشناسی ثروت 1رو بخرم یا نه که شما تو این فایل گفتید 100درصد برید بخریدش
و من تصمیم گرفتم در اولین فرصت بخرمش
ممنونم استاد
سلام به استاد عزیزم و بچه های بینظیر سایت و خانوم شایسته عزیز
استاد استاد استاد
واقعا تنها کسی که واقعا بعد از هدایت درونیم بهش اعتماد دارم شمایید و از شما ایفلوئنس میشم من در حال حاضر دارم طبق خواسته هایی که طبق تضاد های زندگیم برام واضح شده و قدم به قدم هدایت شدم به پیشنهاد شما و اعتمادی به حرفاتون دارم.
دارم روی دوره ی احساس لیاقت برای پذیرش نعمت های خداوند کار میکنم و روی دوره روانشناسی ثروت 1 برای شناخت و بهبود تکاملیه باورهای ثروت سازم
استاد فقط از کارکردن روی باور فراوانی که بخوام بگم مو به تنم سیخ میشه که چقدر الان اهمیتشو فهمیدم بعد از بارها گوش دادن جلسه 13روانشناسی ثروت 1
و فهمیدن ظرف وجودیم برای دریافت نعمتهای بی نهایت خداوند و ربطش به دوره احساس لیاقت برای پذیرش و لایق دونستن خودم برای دریافت نعمت ها
این داستانی که میگم مال 2 روز پیشه استاد
من بعد از چند روز حال بد و تشویش و مقاومت درونی صبح پریروز بلد شدم و تلاش کردم احساس خوبی داشته باشم و یه حسی بهم گفت برو بنویس و منم سریع بهش گوش دادم و شروع کردم به نوشتن و اول سعی کردم جملات تاکیدیو بنویسم و باورای که تو دوره ها یادم دادین و بعد آخرش با احساس عجز و تسلیم و نوشتم خدایا من به هر خیری از تو به برسه نیازمندم(مثل حضرت موسی) و یدفه یه گشایش ریزی تو قلبم ایجاد شد و بعد تمرین ستاره قطبیو انجام دادم و روزمو شروع کردم باورتون نمیشه تا عصر 3 نفر از سه جای مختلف بهم زنگ زدن و پیام دادن و پیشنهاد کار دادن الله و اکبر این 3 4 روزی که حالم بد بود خبری ازشون نبود و یهو وقتی اونروز تسلیم شدم و از خدا خواستم درها باز شد و البته بگم بارها جلسه 13 روانشناسی 1 رو تو گوشم گوش میدادم و احساس رهایی درونم ایجاد شده بود و وقتی هیچ انتظاری نداشتم درها باز شد و پیشنهاد های ثروت ساز بهم شد و امروزم که دارم مینویسم این کامنتو سه تا پیشنهاد تبدیل شدن به عمل و عملی شدن
میتونم فقط بگم استاد دنیا داره به نوع احساسی که من دارم همون شکلی میشه خیلی سریع و خیلی الان برام قابل درک شده که دنیا شبیه احساسیه که دارم
باورها و کانون توجه اصلیم احساس منو تعیین میکنن
استاد الان خیلی سریع تر از همیشه و از طریق های خیلی زیاد که نمیدونم چین و دنبال دونستشم نیستم هدایت ها میان و مسیرو واضح میکنن
خیلی چیزا دیگه هست که بگم اما احساسم میگه بسه بقیشو دوست دارم تو کامنت های روانشناسی ثروت بگم عاشقنونم
سلام به همه عزیزانم در سایت و استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز
استاد چقدر این فایل زیبا بود هم مطالب و هم فضای دریاچه و اون آسمون که انگار نقاشی شده که هر موقع میبینم انگار دفعه اول که دیدم این فضارو و اینکه استاد چقدر استایل تون قشنگ و ورزشی و عضلات داره هر روز زیباتر و قدرتمندتر میشه که این از پشت دوربین کاملا مشخص و من خیلی لذت بردم و انگیزه میگیره ام از شما که همیشه میشود
استاد من 3سال که ازدواج کردم و الان 37 سالم یادم که همه به من میگفتن ازدواج کنی دیگه ورزش کردن و فراموش کن تفریح و فراموش کن باشگاه و فراموش کن آزادی و فراموش کن بدنت دیگه توانایی نداره و یه عالمه حرفهای تخریب کننده دیگه ولی استاد من باور نکردم و اصلا این حرفهارو نپذیرفتم و همیشه مقاومت کردم در برابر پذیرش این حرفهای مخرب الان 2سال که وارد رشته ورزشی جدیدی شدم که تا حالا انجام نداده بودم شروع کردم به ورزش جودو که یکی از ورزشهای رزمی بسیار قوی و تخصصی و قدرت بدنی و ذهنی خوبی میخواد که همه این باور و دارن که باید از سن خیلی کم شروع کرد تا بتونی نتیجه بگیری الان بعد از 2 سال که از کمربند سفید شروع کردم پیش یکی از بهترین اساتید جودو که پدر جودو ایران میدونن ایشون استاد کیهان عزیز که الان 81 سالشون آموزش دیدم و به لطف خدا دارم کمربند مشکی و دان 1 این رشته رو میگیرم و درحال تمرین برای مسابقات مهر ماه کشوری هستیم به امید خدا
چقدر این ورزش به من کمک کرده تا بتونم دورهارو بهتر انجام بدم بهتر درک کنم انگیزه و قدرت داده که در تمام زندگی و کسب و کارم و روابط و اعتماد بنفسم کمکم کرده و قدرتمندتر از قبل در حال جلو رفتن برای خواسته های بزرگتر هستم و الگویی شدم برای اطرافیان که میشود
خدارو شکر میکنم برای داشتن استاد خوبی مثل شما که همیشه با دادن باورهای درست و نشان دادن مسیر زیبا و سرسبز با درختان میوه و هوایی مطلوب این مسیر زیبارو طی کنیم و هر روز خدارو بیشتر و بهتر و قوانینی که خیلی خیلی آسان قرار داده تا ما بتوانیم بهتر و بهتر وبهتر از زندگی لذت ببریم بیشتر درک کنیم
باز هم از شما و خدای مهربان سپاسگذارم ….
سلام خدمت دوستان عزیز،استاد عباس منش و خانم شایسته،صحبت و موضوع در مورد دومیدانی شد و خودم از چند سال پیش وارد این رشته شدم که کلا داستانش شنیدنی هست که چرا و چطور وارد شدم و به قول استاد از ابزار تضاد استفاده کردم و چون چاق و یکصد و چهار کیلو بودم برای کاهش وزن فقط اومدم و نمیدونستم روزی در سطح اداره مربوطه تو کشور چند سال مقام بیارم.در مورد دو من هم چون مربوط به رشته م بود عادتی دارم اطلاعات جمع میکنم از قهرمان ها میپرسم در موردش کتاب میخونم و …توی یکی از کتاب های دومیدانی خوندم قهرمانان دوی استقامت بیشتر از کنیا و اتیوپی هستن بخاطر اینکه اونجا ارتفاع از سطح دریا بالاتر هست و اون دونده هایی که اونجا تمرین می کنند بخاطر همین مسله ارتفاع خیلی ورزیده تر هستن و نفس و استقامت بهتری دارند و تازه نویسنده پا رو فراتر هم گذاشته بود که گفته بود اونم از کشور اتیوپی نه همه ی کشور بلکه از دو سه طایفه ی خاص قهرمان میشن که منم تا سال ها باورم بود و البته بعد از گوش دادن به این فایل دیگه باورم نیست،خداروشکر میکنم یه باور مخرب دیگه رو رها میکنم و از استاد عزیزم خانم شایسته و شما دوستان گلم سپاسگزارم ️️️️