این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2016/08/عکس-سایت-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2016-08-21 12:20:202020-08-22 21:46:45«الگوهای موفق» در خانواده صمیمی عباس منش
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
دوستان عزیزم و استاد گرانقدر و بزرگوارم و خانم فرهادی مهربانم سلام
امروز با خودم گفتم قبل از رفتن به مدرسه این پیام را بگذارم
قول داده بودم نتایج بسته ی روانشناسی را اعلام کنم و آمده ام تا وفای عهد داشته باشم
چند روز پیش طبق تمرینات و آموزه های استاد عزیزم به یک رستوران عالی رفتیم در حالی که کل موجودی پول ما فقط به اندازه ی همین غذای رستوران بود رفتیم وقتی قدم روی پله هایش می گذاشتم تجسم می کردم که دستان خداوند مرا به اینجا هدایت کرده است و اینجا آمده ام که به جهان الهی خداوند اعلام کنم من اشرف مخلوقاتم و شایسته عالی ترین عنایات پروردگار ، خبری از قیل و قال نفس نبود ، آمده بودم تا به دستورات استاد بزرگوارم عمل کنم تا بدانم بهترین نعمت ها خاص نیکوکاران است
وقتی پول قبض را پرداخت کردیم من و شوهرم هر دو احساس کردیم از راههای حکیمانه الهی ده برابر آن وارد حسابمان شده است یعنی احساس خوب مساوی اتفاقات خوب و عالی
و اما دو روز بعد ……………..
شوهرم قرارداد کاری جدیدی بست ، اما جالب اینجاست که که خیلی بیشتر از 10 برابر وارد حساب بانکی ما شد ،
و دیگری اینکه نمی دانم چه اتفاقی در حال وقوع است زندگیم پر شده است از آرامش الهی ، روابطم با همکارانم فوق العاده عالی شده باور کنید برای یک لحظه دیدنم لحظه شماری می کنند ، دوستانم تا مرا می بینند اشک شوق می ریزند ، به حقیقت عزت خاص خدا هست و خداپرستان ، این خداوند است که عزیزمان می کند و ناممان را بالا می برد،
فقط باور می خواهد و بس
دستان خداوند همین نزدیکی هاست کافیست دست خود را به او بدهیم تا عرش اعلی ما را بالا می برد
استاد عزیزم امیدوارم پیام مرا بخوانید تمام آموزه های شما را بر لوحه قلبم حک کردم ، همه را صد در صد باور دارم ، شما دست خداوند بر روی زمین هستید با تمام وجودم از شما سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
دوستان عزیزم از خداوند بخواهید به همه ی ما توفیق بدهد همه ی محصولات این سایت الهی را تهیه کنیم و مهمتر اینکه توفیق عمل به قوانین را به ما عنایت کند
از صمیم قلب همه ی شما را به الله یکتا می سپارم ، دوستان گلم شماها برایم بسیار ارزشمندید زیرا که خوبان و مقربان درگاه خداوند بزرگ مرتبه اید
آقای جوان برادر با ایمان و بزرگوارم سلام ، باور کنید با تمام وجودم حس می کنم که تا به چه اندازه خداوند شما را دوست دارد ، ایمانتان را تحسین می کنم ، همیشه برای موفقیت شما و خانواده ی گرامیتان نزد خداوند دعا می کنم در خدا شاد و پیروز باشید
بی نهایت به خواندن نظرات شما علاقمندم ولذت می برم ودیدن موفقیت های هر روزه وفوق العاده شما بی نهایت انگیزه ام را برای استفاده دقیق از قوانین الهی واستفاده از فایل های استاد بالا می برد.
درست می گویید واقعا کافیست که دست خود را به خداوند بدهیم تا ما را به عرش اعلی ببرد.
هر روز صبح که میام وارد سایت میشم با خودم میگم خدا کنه دوستان دوباره نتایج عالی گرفته باشن و اینجا نوشته باشن.
واقعا بهتون بابت این موفقیت های پی در پی تبریک میگم وآرزو میکنم هر روز نتایجی که میگیرید بزرگتر و پررنگ تر بشه .امیدوارم همه ما بتونیم مثل شما با تمام وجود آموزه های استاد رو باور کنیم .
ممنونم خانم شبخیز عزیز .من هم از صمیم قلب شما رو دوست دارم ودر یکی از تمرینهای کتاب معجزه شکر گزاری (تمرین 12اشخاصی که در زندگی شما تغیر ایجاد کردند)اسم شما رو نوشتم واز اینکه با نظرات زیبایی که دارین کمک کردید تا من هم خداوند رو بهتر باور کنم از شما از صمیم قلب تشکر کردم .
خواهر ارجمندم خانم شبخیز گرامی صمیمانه موفقیت جدید شما را به شما و همسرتون تبریک میگم و از صمیم قلبم آرزوی موفقیتهای بیشتر و بیشتر رو برای خانواده شما دارم.
من هم این تمرین رو انجام دادم ولی فقط یه بار این نشون میده ایمان من در باور کردن صحبتهای استاد خیلی قوی نبوده ولی هرگز این وضعیت ادمه پیدا نخواهد کرد.
خداوند بزرگم از تو بخاطر وجودت و همراهیت با ما سپاسگزارم…
دوستان گرامی ، استاد بزرگوارم ، خانم فرهادی خوش قلب و مهربانم و خانم شایسته عزیزم سلام
وقت بر همگی به خیر و شادی
???????
یکی از کار آموزانم شوهرش از نظر مالی ورشکسته شده بود و مجبور شده بودند که وام سنگینی را بگیرند و از آنجا که همسرش به علت بیماری قادر به پرداخت قسط های بانک نبود
و چون خانه ی ایشان در رهن بانک بود ممکن بود در صورت عدم پرداخت به موقع اقساط ، خانه ی خود را از دست بدهند ،
سه سال بود که این خانه را برای فروش گذاشته بودند اما به علت محیطش به فروش نمی رفت از طرفی خودروی شخصی شان هم تصادفی از آب در آمده بود که مجبور بودند با ضرر و زیان فراوان آن را هم بفروشند در کل خریدار خوبی برایش پیدا نمی شد
بعد از جلسه دوم
خوشحال تماس گرفت ، خانه شان به فروش رفت ، تمام بدهی های بانک را پرداخت کردند
ماشین شان مشتری دست به نقد و عالی پیدا کرد و در نهایت صاحب یک آپارتمان کوچک اما در مکان مناسبی شدند
ایشان می گفتند تاکنون اینگونه خدا را نشناخته بودم ، چه قدر خدا مهربان است و استجابت کننده درخواست ها ، ای کاش زودتر از آین ها خدا را می شناختم
یادم افتاد به صحبت های استاد عباس منش عزیزمان که فقط باید روی خدا حساب باز کنیم
حساب پس انداز ما در بانک خدا همیشه در دسترس است و همیشه پر نعمت و از هر جهت پر برکت
خانم شبخیز به وجود شما افتخار میکنم. به وجود استادمان افتخار میکنم که شاگردی چون شما پرورانده است. هرگاه خبر از تاثیرگزاری شما بر شخصی را میشنوم با یاد صحبتهای استاد عزیز میافتم که میگه خداوند بی نهایت دست داره برای کمک کردن به آدما.
استاد خوب استادی نیست که شاگردان زیادی داره استادی هست که تونسته اساتیدی مثل خودشو تربیت کنه…
خانم شبخیز عزیز خوشحالم که باز هم خبر موفقیتهایتان را میشنوم و میبینم و از اینکه دستان خداوند روی زمین شده ای و خدا را به یاد مشتقانش می اوری بی نهایت شادم خدیا شکرت که یک بنده دیگرت راه حقیقت را شناخت و در مسیر هدایت و رحمتت قرار گرفته است بی شک لایق بهترینهایی
لیلا جونم سلام منهم خیلی مشکل دارم و نمیتونم زیاد به سایت سر بزنم ای کاش یه روزی برسه که تو کشور معروف بشی و قابل دسرسی ولی بدون عاشقانه دوست دارم عزیزم و برات دعا میکنم.
استاد عزیزم بدون هاشیه برم سر اصل مطلب.من ادم خود ساخته ای هستم و تا الان ب تنهایی و بدون کمک هیچ کس و ققط ب لطف خداوند کارهایی زیادی انجام دادم.و در این روند متوجه ی موضوع شده بودم ک این هر چند وقت ی بار در اوج موفقیت یک سقوط ازاد در زندگیه من اتفاق میافته و تا بیام اوضاع رو تحت کنترل خودم در بیاورم چند سالی سرگرم و گرفتار بودم و اوظاع ک درست میشد دوباره تکرار میشد. تا اینکه من در بندر عباس ی رستوران اجاره ای دارم ک سالهاست دارم کاسبی میکنم وتازه کسب و کارم جا افتاده و ب نتایج خوبی هم رسیدم و صاحب ملک رستوران همیشه اصرار داشت چون اجاره رو ب م.قع میدم و خیلی هم ب مغازه هزینه میکنم و تمیز نگه داری میکنم ک باید سالهای سال اونجا بمونم.و منم راضی بودم تا اینکه بهم گفت مغازه رو خالی کنم.و این در حالی بود ک تازه ی خونه در تهران خریده بودم و کلی بدهی داشتم و هیچ پولی هم نداشتم.
و فکر اینکه کسب و کارم در خطر است خیلی نگران شده بودم و ب یاد اون اتفاقات تکراری ک همواره در اوج موفقیت منو ب پایین پرتاب میکرد میافتادم هم ک دیگه بیشتر نگران میشدم.و از طرفی هم دو ماهف فرصت واسه تخلیه داشتم خلاصه اوظاع خیلی وخیم بود و ب صورت خیلی اتفاقی با یک گروه موفقیت در تلگرام اشنا شدم و ب یتویوب رفتم ودر دنبال کردن فایلهای اون گروه با استاد عزیزم اشنا شدم.و اونقدر صحبتها ب دلم نشست ک دیگه گوشی رو زمین نمیزاشتم.و تمام فایلهای رایگان و دانلود کردمو تمام ارشیو و کتاب های الکترنیکی رو هم خریدم.
و نکته کلیدی ک در همون روز اول اشنایی من درک کردم این ک احساس خوب =اتفاق خوب بود ک از همون روز اول رعایت کردم.و سعی کردم حال و احساس خودمو بجای اینکه ب مشکلاتو گرفتاریام توجه کنم ب داشته هام توجه کنم و دفتر شکر گذاری تهیه کردم و هر شب فایلها رو گوش بارها و بارها و بارها گوش میکنم و نت برداری میکنم وکانون توجه خودم رو ب قول استاد از چیزهایی ک نمیخوام ب چیزهایی ک میخوام میگذارم.
و حالا در این دو ماه چ نتایجی حاصل شده؟:
نتایج ک نمیشه گفت بیشتر شبیه معجزه شده.
درامدم در رستوران دو برابر شده و این در حالی هست ک اون مغازه رو دیگه نابود شده میدیدم.وی شرکت دیگه راه امدازی کردم و ب سود دهی هم رسیده.
پنجاه ملیون بدهی هام بدون هیچ دردسری پرداخت شد ه.
و از همه مهمتر در نزدیکی مغازه خودم ی منزل ویلایی خریدم ک میشه تبدیل کنم ب رستوران و پولش رو هم مثل معجزه با یک واحد اپارتمان معاوضه کردم.ک عثلا نمیدونم چرا صاحبش این کارو کرد.
خلاصه منی ک دو ماه پیش سر در گم و گیج بودم و ترس از اینده تمام وجودمو گرغته بود و خودم رو ورشکسته میدیدم الان درامد چند برابری و امنیت مالی و اجتماعی دارم و صاحب ملک رستوران هم گغته ک عجله نکن واسه تخلیه و رستوران خودتو درست کن و بعد برو.
هر روز و هر لحظه شاکر خداوندم و در صدد خرید بسته روانشناسی 3هستم.
عاشق کارم و خوانواده و زندگی و خلاصه همه چیز برام زیبا و دوست داشتنی تر شده.
مخصوصا وقتی خونه سید حسین رو میبینم در امریکا و اون خونه چوبی رو در بالای برکه .
بیشتر فراوانی و ثروت بهم انرزی میده.
اهداف جدید پیدا کردم و زندگیم ب لطف الله و استاد عزیزم رنگ و بویه تازه ای گرفته.
من روز 14 مهر اولین فایل آموزشی استاد عباس منش را نگاه کردم. یعنی 19 روز است که با ایشان و ایده هایشان آشنا شده ام. در این 19 روز ساعت ، روزانه 2 ساعت به برنامه ها نگاه کردم و تمرینات را انجام دادم. به جرات می توانم بگویم اگر تنها یکی از قوانین گفته شده در برنامه ها را هم بتوانم تا آخر عمر انجام بدهم، خودم را سعادتمند و موفق می دانم و آن قانون، قانون ” توجه ” است. توجه به خواسته ها و روی برگرداندن از ناخواسته ها.
الان داشتم یکی از فایل ها را گوش می دادم که آقای عباس منش در آن فایل خواستند نتایج هر چند کوچکمان را در سایت ثبت کنیم تا به خود و بقیه انگیزه بدهیم.
نتایج 19 روز اول :
1- یک حال خوش که قبلا مشابه آنرا تجربه نکرده ام. من کلا آدم مثبتی هستم اما حال خوشم مثل اکثر آدمهای دنیا در نوسان بوده. به ورودی های ذهنم توجه نمی کردم فقط وقتی یک چیز خیلی اذیتم می کرد ( مثلا اخبار بد) خودبخود کمتر به آن توجه می کردم تا حالم را خوب کنم. نادانسته از قانون توجه استفاده می کردم. نادانسته و البته ناقص و نه همیشگی. بنابراین باور هم نداشتم که بشود به یک حال خوش که طول عمر بیشتری دارد و کمتر دستخوش نوسانات می شود دست پیدا کرد ، و البته الان دیگر چنین باوری ندارم. از پیوستگی این حال خوش و این امیدواری که قطع و وصل نمی شود بسیار راضی هستم.
2- حالا که حالم خوبتر شده، حالا که آگاهی ام بالاتر رفته و حالا که مثل یک دانشمند علوم ( که سعی در کشف قوانین جهان مادی دارد) سعی در کشف قوانین مرتبط با انسان و جهان دارم، یکجور هماهنگی در خودم حس می کنم. و فهمیده ام که می توانم از اتفاقات زندگی ام به عنوان پارمتری برای سنجش میزان هماهنگی ام استفاده کنم. به این صورت که هر قدر هماهنگی ام با خودم و جهان بیشتر شود و آرامتر و شادتر بشوم، اوضاع بیرونی هم خودبه خود بهتر پیش می رود و برعکس اگر ناهماهنگ باشم، آثار آن در زندگی ام آشکار می شود.
3- دیشب نزدیک ساعت 12 داشتم تصاویری از اهدافم را در گوگل جستجو می کردم تا دانلود کنم و در پوشه تصاویر اهداف بگذارم. موزیک آرامش بخشی را هم گوش می کردم. لبخندی پیوسته هم روی لبم نشسته بود که خیال نداشت بلند شود. راحت روی صورتم لم داده بود. همین موقع ها بود که یک پیامک به موبایلم آمد. بیشتر از یکسال است که یک سرویس خدماتی برایم پیامک های اسپم می فرستد. بارها خواستم آنرا کنسل کنم، در اینترنت گشته ام تا نحوه کنسل کردن آن سرویس خاص را بفهمم اما چیزی پیدا نکردم. امروز عصر که یکی از پیامک هایش آمده بود، تصمیم گرفتم هر جور شده شماره تماسی از آن سرویس خدماتی پیدا کنم و به آنها زنگ بزنم تا دیگر برایم پیامک نفرستند اما باز هم چیزی پیدا نکردم. می خواستم متن پیامک را نگاه نکنم و به کار جمع آوری تصاویرم مشغول شوم اما کلمات اول پیامک را دیدم که با دفعه های قبل فرق داشت. نوشته بود ” اگر می خواهید سرویس را کنسل کنید کلمه off را ارسال نمایید”. قبلا بارها این کلمه را برای بقیه سرویس ها و حتی همین سرویس ارسال کرده بودم و اتفاقی نیافتاده بود. اما هیچوقت خودشان پیام نداده بودند که بیا و من را کنسل کن. من با تعجب کلمه off را ارسال کردم و برایم پیام آمد که ” سرویس با موفقیت غیرفعال گردید.” شاید این یک نتیجه کوچک باشد اما فقط من که یکسال است با این سرویس کلنجار رفته ام می دانم که این قضیه یک نتیجه آنقدرها کوچک هم نیست. این بازتابی از هماهنگی جهان درون من است.
استاد عباس منش در یکی از فایلهایشان گفتند که ” من همه جور رویکردی به جهان را امتحان کرده ام: بدبینی مطلق، شک گرایی، واقع بینی و خوش بینی. از بین همه اینها به جرئت می گویم که باید خوش بینی را انتخاب کرد”
من همانطور که گفتم آدم مثبتی هستم اما یکی دو سال است که ناخودآگاه به افکار ناامید کننده اجازه داده ام روبروی آن ذات گرامی (که از روز تولد مانند یک شمع جاودان در آتشدان قلم می درخشیده و دنیای من را روشن نگه می داشته) بایستند و با قدرت آنرا فوت کنند و شعله اش را کم سو و ناآرام و نزدیک به خاموشی ببرند. اما الان حس می کنم دوباره به مسیر درست و آن راهی که با روحیه راستین من سازگار است برگشته ام. و الان حالم آنقدر خوب است و آنقدر درونم روشن است و امیدوار که دوست دارم به خودم بگویم ” آن شمع جاودان که در آتشدان قلبت می سوزد را هیچ کس نمی تواند فوت کند حتی خودت”.
مرسی از کامنت خوبتون و عالیتون خیلی عالی است و انگیزه بخش و قلم روایی و عالی دارید آفرین
داشتم با خدا صحبت میکردم و علت را از او خواستم و کلی باهاش حرف می زدم و ناخودآگاه به این قسمت سایت هدایت شدم دوستداشتم نظرات دوستان را بخوانم اینجا همان جای سایت است که هر وقت دلم می گیرد اینجا می آیم و هر کامنتی قلبم را گشود تر می کند، کامنت سرکار جوابی بود که خدا به من داد قسمت 2 کامنت شما همان جواب من است از شما متشکرم . یک عالمه منتظره کامنتهای خوب سر کار خانم هستم
دوست داشتم با مطالعه نظرات همه دوستان درسایت که نکات بسیار ارزشمندونابی در برداشت یه جمع بندی شخصی داشته باشم والبته این فقط یه نظر شخصی هست که بر اساس تجربیاتی که از قانون جذب وخوندن نظریات فوق العاده شما دوستان بهش رسیدم بیان میکنم که امیدوارم بتونم حق مطلب آنطور که هست بیان کرده باشم:من با خوندن نظرات عالی دوستان به این جمع بندی رسیدم:
1٫اول اینکه ایمان ویقین خودم نسبت به قانون جذب وتاثیر مطلق باورها در سرنوشتم کاملترشد.
2٫دریافتم که وقتی به اوج مشکلات میرسیم نزدیکترین وقدرتمند ترین فرکانس رو به خدا داریم وکافی ست فقط یه اشاره به فرمانروای مطلق عالم هستی برا هدایت مان درمسیر درست داشته باشیم.نمونه بارزش دوستانی بودند که عنوان کردند وقتی به اوج مشکلات میرسیدند واز خدا هدایت ومعجزه میخواستند خدای مهربان هم بلافاصله به کمکشان می آمد.درواقع اوج مشکلات وقتی تبدیل به پتانسیل ی برا رشد ومعجزه می شود که تسلیم شویم وبه مرحله رهایی برسیم. این اشاره دارد به آیه “انّ مع العسره یسرا” که همراه هر سختی آسانیست…..یعنی وقتی به اوج مشکلات میرسیم تسلیم می شویم ووقتی تسلیم شدیم رها می شویم-قانون رهایی-ووقتی رها شدیم از لحاظ فرکانسی فوق العاده به خدا نزدیک می شویم(نحن اقرب الیه من حبل الورید”خدا از رگ گردن به انسان نزدیکتراست” ودراین مرحله یا از طریق قانون وضوح از طریق تضاد به خواسته خود میرسیم-که غالب انسانها(بیش از95درصدمردم ازطریق این مرحله وبصورت )ناآگاهانه به خواسته های خود میرسند که معمولا موفقیت هایی بدون احساس خوشبختی واز نوع ناقصش هست) ویا براساس مراحل سه گانه قانون جذب وبصورت آگاهانه وبا هم فرکانس شدن با خدا به خواسته خود میرسند که موفقیت توام با احساس خوشبختی وکامل است .
3٫دریافتم که اکثر اعضاء وافراد مرتبط با سایت استاد که از محصولات استاد عباس منش استفاده کرده اند افرادی بودند که نزدیکترین وشبیه ترین فرکانس ومداررا به استاد داشته اندکه از استاد ومحصولاتشون تاثیر پذیرفته اند.
4٫ بااینکه بسیاری از دوستان از جمله خودم معتقدبودیم که قبلا از محصولات کتابها وسخنرانی اساتید دیگر استفاده کردیم ونتیجه خاصی نگرفتیم …..به این معنا نیست که قانون جذب وفرکانس درآن بخش تعطیل بوده ویا اثری نداشته بلکه ممکن است دو دلیل عمده داشته باشد یکی اینکه درهماهنگی وتشابه فرکانسی ومداری با افراد قبلی نبودیم ویادراین مسیر به ثبات فرکانسی نرسیده بودیم وبراساس قانون تکامل نتایج بصورت ارسال فرکانس به جهان هستی بوده وچون انرزی ای که از اون محصولات یا سخنرانی ها دریافت میشده به اندازه فرکانس وانرژی ای که از استاد عباس منش دریافت شده قوی وقدرتمند نبوده لذا ما با اشاره ای ویا محصولی از استاد به نقطه اوج تحول خودمان رسیدیم چون استاد دریک کلام نزدیکترین فرکانس رو نسبت به خدا داشته ودرواقع استاد عباس منش نسبت به دیگر اساتید قدرتمند ترین فرکانس توحیدی رو به جهان ارسال کرده واین موضوع باعث جریان یافتن یک انرژی فوق العاده وارتعاش فرکانسی درسطحی وسیع شده…….بقول انیشتین که گفته باید فکر خدارو بخونید…. استاد عباس منش هم خیلی خوب فکر خدا رو خونده ودر فرکانش قرار گرفته وسعی کرده نزدیکترین فرکانس رو به خدا داشته باشه.
آقا علی نیکویی مهر عزیز مرسی از جمع بندی خوبتون، واقعاً فقط می تونم بگم همتون فوق العاده اید. با اینکه تنها چند ساعت خوابیدم اما از خوندن نظرات سیر نمی شم. موفق باشی دوست من
من علی شعبانی هستم ساکن شهرستان رزن از استان همدان 35 سال سن دارم دیپلمه هستم آشنایی من با استاد فوق العاده جالب بود بقول خودشون جهان هستی من رو در مدار استاد قرار داد حدود هفت سال دقیقا یادم نمیاد تو میدان ولیعصر تهران با استاد آشنا شدم تبلیغاتی با عنوان سمینار با عنوان جوانترین سخنران انگیزشی درجهان حسین عباس منش به دستم رسید خیلی دوست داشتم برم ولی نمیشد باید برمیگشتم به شهرستانم باورکنید انگاری باید ارتباطتم باید حفظ میشد چون هنگام برگشتن تو میدان انقلاب کتاب استاد با نام رویاهایی که رویا نیستند رو به قیمت4400 تومان خریدم خیلی خوشحال بودم اهنگام برگشتن کتاب رو خوندم انگاری دنیام داشت عوض میشد وقتی کتاب رو خوندم به این نتیجه رسیدم که واقعا همه چیز واقعیته ما اونا رو رویا میبینیم تا الانم 80 درصد از کتابهای صوتی استاد رو از سایتشون خریدم و اما داستان من
راستش من فروشنده هستم یکسال پیش به اون چیزی که تو ذهنم همیشه میگذشت رسیدم حدودا هفت سال در یک مغازه مستاجر بودم و روبروی مغازه من یک مغازه با دکوراسیون شیک قرار داشت همیشه وقتی سرم خلوت میشد به اون مغازه نگاه میکردم و به خودم میگفتم یک روز اونجا رو اجاره میکنم خیلی از اون مغازه خوشم اومده بود تا اینکه قراردادم با مغازه ای که هفت سال باهاش قرارداد داشتم داشت تمام میشد به امید اینکه بازم با صاحب مغازه که (خیلی هم بهش اعتماد داشتم) مثل هر سال قراردادم رو تمدید میکنم رفتم پیشش تا باهاش برای سال بعد صحبت کنم وقتی قضیه رو بهش گفتم در جواب گفت دیگه نمیتونم بهت اجاره بدم (قولش رو داده بود به برادر خانومش) یک لحظه دنیا رو سرم خراب شد مغازه ای که هفت سال توش بودم و مشتریانم همه اونجا رو بلد بودن نمیدونستم چیکار باید میکردم (آخه اون خیابانی که مغازه ام اونجا بود خیلی شلوغ بود وهیچ مغازه خالی وجود نداشت) بعد از چند روز کلنجار رفتن با خودم تصمیم گرفتم تا یکسال مغازه رو جمع کنم تا به امید روزی که یک مغازه تو اون خیابان خالی بشه تا برم اونجا تا اینکه جهان هستی بهم رو کرد و بقول معروف شانس در خونه امو زد و باید در رو باز میکردم..آره اون مغازه ای که روبروی مغازه ام بود با دکوراسیون زیباش که همیشه بهش فکر میکردم صاحبش اومد بهم گفت شنیدم میخوای مغازه رو خالی کنی گفتم درسته باید مغازه رو خالی کنم بهم گفت میخوای بیا مغازه من رو اجاره کن من اول فکر کردم داره شوخی میکنه بهش گفتم داری بهم دلداری میدی در جواب گفت نه کاملا جدی میگم ولی یک شرط داره گفتم چه شرطی گفت چون مغازه رو میخوام جمع کنم دکوراسیون مغازه رو نمیخوام بهش دست بخوره من گفتم از خدامه که اون دکوراسیون هم سرجاش بمونه تا روز قرارداد (به اون مغازه ای که همیشه بهش فکر میکردم) باورم نمیشد که دارم میرم به اون مغازه الانم یکسال تو اون مغازه مشغول بکار هستم…دوستان وهمراهان عزیزم باور کنید همیشه به خودم میگفتم که یک روز میرم اونجا طوری که دیگه جز باورام شده بود واین اتفاق افتاد والان پشیمانم که چرا نگفتم میخرمش باور دارم اگه میگفتم میخرمش تا الان خریده بودم… والانم این رو به خودم میگم که اون مغازه یک روز مال خودم میشه و همیشه به خودم تکرار میکنم تا بازم باورم بشه ویکروز اون مغازه رو بخرم.. دوستان زیبایم من به این نتیجه رسیدم تا وقتیکه چیزی رو باور نکنیم بهش نخواهیم رسید پس بیایید روی باورهایمان کارکنیم باورکنیم که میشه میتونیم انجام شدنی…دوستدار همیشگی شما علی شعبانی….شادی همیشه همراهتون..دوستتون دارم زیاد
میخوام داستانی از زندگیم براتون بنویسم که فکر میکنم براتون جالب باشه.
در زمان دوره ابتدایی ام ینی حدود 8-9 سال پیش در محلمون دوستی داشتم که همه بچه های محل اونو کودن و احمق میدونستن و همیشه اسم روش میذاشتن و با او دعوا میکردن. شخصیت های تلوزیونی به او نسبت میدادن و با اون اسم صداش میکردن. ولی خیلی با من و داداشم خیلی خوب بود. انگار فقط ما تو اون محله باهاش دوست بودیم حتی گاهی اوقات به خاطر بودن در کنار او ما رو هم مسخره میکردن. پسر خوبی بود دوسال از من کوچک تر بود. دلیل مسخره کردنش این بود که چاق بود و فوتبال محله ای خوب بازی نمیکرد همچین فکری در موردش میکردن و برچسب احمق بودن بهش میزدند.
ولی من از همان دوران هیچ وقت کسی رو مسخره نمیکردم. اتفاقا اخلاقش خیلی خوشم میومد.فوتبالش خوب نبود ولی ذهن بازی داشت.با هم کارای خلاقانه ای هم داشتیم درسته که هیلیکوپتری که با کاچو، آرمیچر و مداد رنگی و مقوا و یه پره پلاستکی درست کردیم هیچ وقت از زمین بلد نشد ولی دوستیمون ادامه پیدا کرد. او با خانوادش از محله ما رفت.
سالها گذشت و به تضادها ی بزرگی برخورد کردم بعد از دوره افسردگی ام و اشنایی ام با استاد عزیزم اهدافی که در راستای قلیم بود و روحم من را به سمت آن فرا میخواند برای خودم انتخاب کردم.که یکی از آنها دادن ایده، اختراع و کشف مطالب علمی جدید هست.
همین چند ماه پیش که داشتم بر روی باور هایم یرای رسیدن به هدفم کار میکردم و مدت ها بود که تقربیا با تمام دوستانم و اشنایانم قطع رابطه کرده بودم .واقعا از زندگی ام جدا شده بودند و در مدارم نبودند، اما این دوستم که اشاره کردم تنها کسی بود که هی بهم پیام میداد خیلی اصرار داشت که یه روز با او به سینما برم. منم چندین بار جواب نه دادم ولی یه روز پیشنهادش رو قبول کردم. توی سینما در حین فیلم نگاه کردن بهم گفت که اختراعش در مسابقات استانی اول شده و به مرحله کشوری راه پیدا کرده. بعد در مورد بقیه اخراعاتش گفت که طی دوسال 20 اختراع کوچک و بزرگ کرده بود…
همون جا توی سینما جا خوردم. از قوانین بدون نقص و ثابت کیهانی، از بزرگی خداوند که چگونه از طریق کسی که فکرش رو نمیکردم داره بهم کمک میکنه و چقدر قشنگ مارو به هم رسونده.
کلی باور هایم تقویت شد کلی روحیه و انرژی گرفتم که خدایم داره منو داره هدایت میکنه و شرایط رو برام فراهم میکنه. تا بحال کلی از دوستم راه حل و باور گرفتم و احساس میکنم در چند قدمی شکوفایی و نبوغ هستم. احساس میکنم در همین نزدیکی اختراعات و ایدهایم جهان را زیبا تر میکند و به خواسته بزرگ قلبی ام میرسم. با ارائه آن به دانشگاه دلخواهم میروم و پله های رشد و ترقی را بیشتر می پیمایم و راز و رمزهای علمی بیشتری را برای جهانیان فاش خواهم کرد.
وقتی به گذشته نگاه میکنم زندگی ام پر از اتفاقات و تضادها و داستان هایی مثل داستان بالا بوده که همگی دست به دست هم داند که در مسیر قلبم قرار گیرم و برای انچه به دنیا آمده ام ورسالتی دارم تلاش کنم.
———————————–
خدایاشکرت که در این مسیر همیشه کنارم بوده ای و همواره هدایتم کرده ای.
———————————–
دوستان شاید باور نکنید ولی من خداوند را هر روز در زندگی ام میبینم عشق او راحس میکنم. او با من در دل شب به دومیدانی میاد. او را در برگ درختان و زیبایی انها میبینم. او را در نگاه قشنگ گربه ی نازنینی که شب ها هنگام پیاده روی به من زل میزند میبینم. او را در تنهایی شب و در شلوغی روز میبینم. او را در میان دفتر شکر گزاری ام میبینم. اورا در لبخند دیگران و برخورد خوبشون با من میبینم. هر جا نگاه میکنم او هست. در نفس هایم نیز او را حس میکنم.او را در احساس خوبی که نوشتن این جملات به من میدهد میبینم.
او همیشه با من هست.
?با آرزوی شادی،ثروت، سلامتی موفقیت بیشتر برای شما عزیزان ?
خوشحالم که خداوند استعدادی زیبا بهتون عطا کرده که خلاقیت و نوآوری و اختراع و ابداع رو دوست دارید و لذت میبرید مطمعن باشید اگر کم کم قوانین رو خوب یاد بگیرید به چنان موفقیتهایی میرسید که خودتون متعجب و مبهوت میشید و این خلاقیتتون بهترین راه ها برای کثب ثروت براتون به ارمغان میاره فقط یادتون نره که شکر نعمت ، نعمتت افزون کند سعی اصلی شما باید در کمک و خدمت به مخلوقات خدا باشه و اگر هدفتون این باشه ثروت و موفقیت خودبه خود وارد زندگیتون میشه فقط به خدا تکیه کنید فقط خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
چقدر ابراز محبت و لطف شما بر دلم نشست. چقدر انرژی و روحیه گرفتم،بخدا نمیتونم بگم چقدر با کامنت شما احساس فوق العاده ای بدست اوردم.از خدایم برات بهترین ها رو آرزو دارم. آرزوی شادی، سلامتی، ثروت، موفقیت و عشق بیشتر میکنم.
خدایا شکرت که بهم عشق میدهی.خدایاشکرت که همچین دوستان خوبی بهم دادی که از بودن در کنار آنها لذت ببرم و هر بار به من ابراز محبت کنند. خدایا ازت ممنونم که در جمع صمیمانه ما در این گروه حضور داری.
درک بالای شما از قوانین و اعتمادتون به خداوند رو با سن کمتون تحسین میکنم
از خواندن مطلبی که نوشتید واقعا لذت بردم آفرین به شما
کاش میشد همه کسانیکه که در بخش عقل کل سوال می پرسند و نا امیدند فقط بخاطر اینکه سن کمی دارند و فکر میکنن نمیتونن موفق و ثروتمند باشند مطلب شما رو میخوندند
آقا هادی دوست عزیزم وقتی گفتی با آشنا ها ودوستان قطع رابطه کرده بودم یه لحظه خودم رو دیدموبعد که در باره اتفاقات خوبی که افتادن حرف زدی یه ذهنم رسید که شاید این قسمتی از جواب خوا به سوال امروزم باشه که یه کم دیگه صبر کنم روزا واتفاقات عالی توی راهن. ممنون از خدا وممنون از تو
داستانی بسیار تاثیرگذار خواندم که صلاح دیدم آنرا به فارسی ترجمه و در حضور مدیران محترم، اساتید گرانقدرم بیان کنم. البته این داستان واقعی است.
روزی معلم کلاس پنجم به دانش آموزانش گفت: “من همه شما را دوست دارم” ولی او در واقع این احساس را نسبت به یکی از دانش آموزان که تیدی نام دارد،نداشت.
لباس های این دانش آموز همواره کثیف بودند، وضعیت درسی او ضعیف بود و گوشه گیر بود.
این قضاوت او بر اساس عملکرد تیدی در طول سال تحصیلی بود.
زیرا که او با بقیه بچه ها بازی نمی کرد و لباسهایش چرکین بودند و به نظافت شخصی خودش توجهی نمی کرد.
تیدی بقدری افسرده و درس نخوان بود که معلمش از تصحیح اوراق امتحانی اش و گذاشتن علامت در برگه اش با خودکار قرمز و یادداشت عبارت ” نیاز به تلاش بیشتر دارد” احساس لذت می کرد.
روزی مدیر آموزشگاه از این معلم درخواست کرد که پرونده تیدی را بررسی کند.
معلم کلاس اول درباره اونوشته بود” تیدی کودک باهوشی است که تکالیفش را با دقت و بطور منظمی انجام می دهد”.
معلم کلاس دوم نوشته بود” تیدی دانش آموز نجیب و دوست داشتنی در بین همکلاسی های خودش است ولی بعلت بیماری سرطان مادرش خیلی ناراحت است”
اما معلم کلاس سوم نوشته بود” مرگ مادر تیدی تاثیر زیادی بر او داشت. او تمام سعی خود را کرد ولی پدرش توجهی به او نکرد و اگر در این راستا کاری انجام ندهیم بزودی شرایط زندگی در منزل، بر او تاثیر منفی می گذارد”
در حالی که معلم کلاس چهارم نوشته بود” تیدی دانش آموزی گوشه گیر است که علاقه ای به درس خواندن ندارد و در کلاس دوستانی ندارد و موقع تدریس می خوابد”
اینجا بود که تامسون، معلم وی، به مشکل دانش آموز پی برد و از رفتار خودش شرمنده شد.
این احساس شرمندگی موقعی بیشتر شد که دانش آموزان برای جشن تولد معلمشان هرکدام هدیه ای با ارزش در بسته بندی بسیار زیبا تقدیم معلمشام کردند و هدیه تیدی در یک پلاستیک مچاله شده بود.
خانم تامسون با ناراحتی هدیه تیدی را باز کرد. در این موقع صدای خنده ی تمسخر آمیز شاگردان کلاس را فرا گرفت. هدیه ی او گردنبندی بود که جای خالی چند نگین افتاده آن به چشم می خورد و شیشه عطری که سه ربع آن خالی بود.
اما هنگامی که خانم تامسون آن گردنبند را به گردن آویخت و مقداری از آن عطر را به لباس خود زد و با گرمی و محبت از تیدی تشکر کرد. صدای خنده ی دانش آموزان قطع شد.
در آن روز تیدی بعد از مدرسه به خانه نرفت و منتظر معلمش ماند و با دیدنش به او گفت: ” امروز شما بوی مادرم را می دهی”
در این هنگام اشک های خانم تامسون از دیدگانش جاری شد زیرا تیدی شیشه عطری را به او هدیه داده بود که مادرش استفاده می کرد و بوی مادرش را در معلمش استشمام می کرد.
از آن روز به بعد خانم تامسون توجه خاص و ویژه ای به تیدی می کرد و کم کم استعداد و نبوغ آن پسرک یتیم دوباره شکوفا شد و در پایان سال تحصیلی شاگرد ممتاز کلاسش شد. پس از آن تامسون دست نوشته ای را مقابل درب منزلش پیدا کرد که در آن نوشته شده بود” شما بهترین معلمی هستی که من تا الان داشته ام”.خانم معلم در جواب او نوشت که تو خوب بودن را به من آموختی.
بعد از چند سال خانم تامسون پس از دریافت دعوت نامه ای از دانشکده ی پزشکی که از او برای حضور در جشن فارق التحصیلی دانشجویان رشته ی پزشکی دعوت کرده بودند و در پایان آن با عنوان ” پسرت تیدی” امضاء شده بود، شگفت زده شد. او در آن جشن در حالی که آن گردنبند را به گردن داشت و بوی آن عطر از بدنش به مشام می رسید، حاضر شد.
آیا می دانید تیدی که بود؟
تیدی استوارد مشهورترین پزشک جهان و مالک مرکز استوارد برای درمان سرطان است.?
ان شاء الله در آغاز سال تحصیلی با دیدی آگاهانه با دانش آموزان خودمان برخورد کنیم.
داستان شما اشک بنده را درآورد و موجب شد مجدد از خدا به خاطر همه نعمت هایی که به بنده ارزانی داشته است سپاسگزاری کنم.
همانطور که خدا تلاش هیچ انسانی را دست کم نگرفته و ضایع نمی گرداند بنده هم سعی کرده ام تلاش هیچ کدام از دانش آموزانم را دست کم نگیرم چون اعمال هر کس بر اساس ظرفیت وجودی خودش است و به هر میزانی که باشد قابل تقدیر است.
از مطالب خوب شما سپاسگزارم و برای شما آرزوی موفقیت دارم.
بچه که بودم همیشه دلم میخواست یه خونه مثل خونه ی مایکل جکسون داشته باشم.پدرم همیشه لبخند میزد و میگفت کریس این خونه ها واسه آدم پولدارهاست.ما نمیتونیم از این خونه ها داشته باشیم.
حالا زمان گذشته و من یه خونه بهتر از اون دارم.رویاهاتون و حفظ کنید و از اونها دست نکشید.کریس رونالدو..
????????
???علت نرسیدن تعداد زیادی از آدمها به ثروت وموفقیت ،احساس عدم شایستگی است…از خودت بپرس برای رسیدن به ثروت و موفقیت ،خودت را شایسته میدانی؟؟!
?????????
اگر میخواهید روز پر بار و زیبایی را رقم بزنید
امروز روی تواناییهایتان تمرکز کنید .
و با مرور موفقیتهایتان قدرت درونیتان را چندین برابر کنید .
اگر یک بار توانسته اید موفق شوید ،باز هم میتوانید. به شرط آنکه به خودتان ایمان داشته باشید .
?????????:
درب ورود به دنیای فراوانی و دریافت کردن با دو کلید باز میشود :
سلام دوست عزیزم خیلی خوشحالم که با شما جز یک گروه بزرگ عباسمنش هستم.. یادم میاد دوران راهنمایی من زیاد درس نمیخوندم یکبار به خاطر درس فارسی پدرم خواستن و معاون مدرسه به پدرم گفت که پسر شما استعداد نداره ولی پدرم قبول نکرد و حرف معاون حالم خیلی بد کرد تصمیم گرفتم درس بخونم خدا سر شاهده بعد اون روز هر وقت از درس فارسی از من سوال میشد نمره بالا میگرفتم ..از شما به عنوان یک معلم خوب تقاضا دارم همیشه به دانش اموزات اعتماد بنفس بدی..ممنونم
میخوام داستان جالب و شایدم خنده دار رو براتون نقل کنم.
من به جوجه و مرغ و خروس علاقه دارم. توی باغچه حیاطمون چنتا مرغ داریم. همین چند ماه پیش جوجه مرغ جدیدی خریدیم. بعد از چند روز دیدم مثل بقیه اونا نیس و رفتارش عجیبه. مثلا راه که میرفت میخورد زمین یا نمیتونست مثل اونا غذا بخوره. برادر بزرگم رفته بود دامپزشکی سوال کرده بود که جوجه ای با این ویژگی داریم. و اون بهش گفته بود بیماری خاصی داره. داداشم اومد خونه گفت دامپزشک گفته که بیماری نیوکاسل داره و چند ماه دیگه میمیره.خنده ای کردم و تو دلم گفتم نیوکاسل که اسم یه باشگاه فوتبال در انگلیس هست کی تاحالا شده نام یک بیماری!!!
هی تو خونه میخندیدند به رفتار اون جوجه مرغ و هی مسخرش میکردید. میگفتند سرشو باید ببریم یه ماه دیگه.راستشو بخواین خیلی احساس بدی داشتم وقتی میدیدم به مخلوق خداوند عنگ میزدند و مسخرش میکردند. توی دلم گفتم اوکی شما کار خودتون رو بکنید منم میدونم چیکار کنم.
بمدت چندین روز دفتر شکر گزاری در این موضوع مینوشتم و شکر گزاری میکردم و اون جوجه مرغ رو در حالت طبیعی خودش که داشت دون میخورد تصور میکردم و احساس خیلی خوبی را تجربه میکردم و نکات مثبت اونو مینوشتم.خیلی سریع نتیجه داد. هر روز علایم طبیعی بودن بیشتر در او میدیدم.تا اینکه این روند ادامه پیدا کرد و خوب خوب شد و با بقیشون هیچ تفاوتی نداره که هیچ خیلی هم زرنگ تره برای غذا خوردن?
همونایی که تو خونه عنگ سرش میزدند،میگن معجزه رخ داده.
منم توی دلم میگفتم این معجزه نیست این قدرت فرکانس و ارتعاشه.
بعد از اون کلی خدارو بابت اینکه منو توی اون موقعیت قرار داد تا توانایی های متافیزیکی خودم و قدرت ارتعاشات خودم بیشتر باخبر شوم شکر کردم.
مدام هنگامی که بیماری اون جوجه مرغ را میدیدم به خودم میگفتم. همون طور که مسیح تونسته با یک تیکه گل پرنده ای رو بوجود بیاره من نیز تونایی آن را دارم.
– فیض روح القدس ار باز مدد فرماید دیگران هم بکنند آنچه مسیحا میکرد.
هادی جان از اینکه توانستی به یکی از مخلوقات خداوند کمک کنی خیلی خوشحالم و از طرف جوجه کوچولوهه ازت ممنونم.
البته من هم کمی به خاطر نیوکاسل خندم گرفت آخه خیلی جالب بود.
تا می توانی به قدرت های خودت ایمان بیاور و همه این ها را نشانه هایی از قدرت خدا ببین و آن ها را در خودت تقویت کن هیچ وقت نگو نمی شه حداقل امتحان کن تا بعدا پشیمان نشی.
دوست خوبم آقای جوان چقدر قشنگ گفتی.لازمه نتیجه گرفتن ایمان بخود هست که گاهی اوقات به اون کم توجهی میکنم. باید همان طور که به خدا ایمان اوردم به توانایی های خودم نیز ایمان بیشتری بیاورم.
سلام وقت بخیر، امید وارم که زیاد وقتتون رو نگیرم، من علیرضا نوروزی هستم 18سالمه و وضع مالیمون هم در حد فقر هست و خیلی خوشحالم از این که با شما و استاد عزیز آشنا شدم راستش داستان آشنایی من از جایی شروع شد که یک کلیپ انگیزشی از استاد به دستم رسید و منم با بی میلی اونو نگاه کردم و واقعا برای اولین بار روی من تاثیر عالی داشت و برا ی اشنایی بیشتر به سایت وارد شدم و عضو شدم و واقعا روی من خیلی خیلی تاثیر مثبتی گذاشت،
قبل از این که با شما و استاد اشنا شم، واقعا وضعم خیلی بد بود و از لحاظ روحی خیلی داغون بودم و تقریبا سال قبل بود که در اثر یک تصادف پای من از 5قسمت شکست و دکترا میخواستن پامو قطع کنن و با رفتن به بیمارستان شخصی و با هذینه زیاد که توانایی دادن اون پولو نداشتیم و پدرم با قرض اونو جور کرد و خدا این فرست رو به من داد تا دوباره بتونم روی پاهام وایسم اما زندگی بر اساس خواسته هام نبود و واقعا دیگه امیدمو از زندگی داشتم از دست میدادم.
راستش من همیشه ته قلبم یه چیزی بهم میگفت که من وقتی بزرگ میشم زندگی خوبی دارمو همراه با ثروت اما این واقعا برام کمرنگ بود. تا این که با این سایت اشنا شدم و دیگه نمازم رو میخونم، از لحاظ روحی حالم خیلی عالی شده، راسش هنوز من به حدف اولیم یعنی شرکت در بورس و کسب درامد نرسیدم اما با کمک فایل های انگیزشی استاد تونستم راهمو پیدا کنم و به سویش حرکت کنم و با پولی که از پدرم گرفتم میخوام کتاب های بورسی رو بگیرمو با قدم هایی محکم به سمت حدفم برسم.امید وارم که خدا این فرست رو به من بده تا بتونم زندگی خوبی داشته باشم.اره زندگی ارزششو داره من فقط یک بار به دنیا میام طوری زندگی میکنم تا بتونم به خودم افتخار کنم،که خدا بهم افتخار کنه، طوری زندگی میکنم که موقع مرگم حسرت هیچ یک از نداشته هم رو نخورم و یادم باشه که هر لحظه این فرست از من میتونه گفته بشه، طوری زندگی کنم که بعد از مرگم از من به عنوان قهرمان یاد کنن کسی که خوب زندگی کرد و زمین رو جای بهتری برای زندگی دیگران کرد.
دوستان عزیزم و استاد گرانقدر و بزرگوارم و خانم فرهادی مهربانم سلام
امروز با خودم گفتم قبل از رفتن به مدرسه این پیام را بگذارم
قول داده بودم نتایج بسته ی روانشناسی را اعلام کنم و آمده ام تا وفای عهد داشته باشم
چند روز پیش طبق تمرینات و آموزه های استاد عزیزم به یک رستوران عالی رفتیم در حالی که کل موجودی پول ما فقط به اندازه ی همین غذای رستوران بود رفتیم وقتی قدم روی پله هایش می گذاشتم تجسم می کردم که دستان خداوند مرا به اینجا هدایت کرده است و اینجا آمده ام که به جهان الهی خداوند اعلام کنم من اشرف مخلوقاتم و شایسته عالی ترین عنایات پروردگار ، خبری از قیل و قال نفس نبود ، آمده بودم تا به دستورات استاد بزرگوارم عمل کنم تا بدانم بهترین نعمت ها خاص نیکوکاران است
وقتی پول قبض را پرداخت کردیم من و شوهرم هر دو احساس کردیم از راههای حکیمانه الهی ده برابر آن وارد حسابمان شده است یعنی احساس خوب مساوی اتفاقات خوب و عالی
و اما دو روز بعد ……………..
شوهرم قرارداد کاری جدیدی بست ، اما جالب اینجاست که که خیلی بیشتر از 10 برابر وارد حساب بانکی ما شد ،
و دیگری اینکه نمی دانم چه اتفاقی در حال وقوع است زندگیم پر شده است از آرامش الهی ، روابطم با همکارانم فوق العاده عالی شده باور کنید برای یک لحظه دیدنم لحظه شماری می کنند ، دوستانم تا مرا می بینند اشک شوق می ریزند ، به حقیقت عزت خاص خدا هست و خداپرستان ، این خداوند است که عزیزمان می کند و ناممان را بالا می برد،
فقط باور می خواهد و بس
دستان خداوند همین نزدیکی هاست کافیست دست خود را به او بدهیم تا عرش اعلی ما را بالا می برد
استاد عزیزم امیدوارم پیام مرا بخوانید تمام آموزه های شما را بر لوحه قلبم حک کردم ، همه را صد در صد باور دارم ، شما دست خداوند بر روی زمین هستید با تمام وجودم از شما سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
دوستان عزیزم از خداوند بخواهید به همه ی ما توفیق بدهد همه ی محصولات این سایت الهی را تهیه کنیم و مهمتر اینکه توفیق عمل به قوانین را به ما عنایت کند
از صمیم قلب همه ی شما را به الله یکتا می سپارم ، دوستان گلم شماها برایم بسیار ارزشمندید زیرا که خوبان و مقربان درگاه خداوند بزرگ مرتبه اید
در خداوند شاد و پیروز باشید
خدایا برای قرب تو نهایتی نیست همانگونه که برای بزرگیت نهایتی نیست….
خدایا برای کرمت نهایتی نیست همانگونه که برای گذشتت نهایتی نیست….
خدایا برای هدایتت نهایتی نیست همانگونه که برای بصیرتت نهایتی نیست….
خدایا تو بی نهایتی و ما هم بی نهایت فقط کافیست که این را باور داشته باشیم….
مثل خواهر مهربانمان و با ایمانمام خانم شب خیز…
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
آقای جوان برادر با ایمان و بزرگوارم سلام ، باور کنید با تمام وجودم حس می کنم که تا به چه اندازه خداوند شما را دوست دارد ، ایمانتان را تحسین می کنم ، همیشه برای موفقیت شما و خانواده ی گرامیتان نزد خداوند دعا می کنم در خدا شاد و پیروز باشید
سلام خانم شبخیز
فقط از صمیم قلب از خدا برای شما و نسلهای آیندتون همین عزت رو روز افزون از خدای مهربونمون خواهانم
خیلییییییییییییی خوشحالمون میکنید اینجا نتایج عالی و آسمونیتون رو مینویسید
نتیجه توکل به خدا همینیه که شما در حال تجربه اش هستید
این نتیجه همنشینی شما با قرآن هست
با نتایج طیبای شما امید و توکل ما هم به خدای نازنینمون بیشتر و عمیقتر میشه
خدای جان جانانم شکررررررررررررررت به تعداد تمامی نعماتت
سپاسگزارم وحید آقا
دست به قلم زیبایی دارید سالم و موید و شاد باشید ، تا به آین حد سپاسگزاری و عاشق خدا بودن تحسین برانگیز است تبریک دوست بزرگوار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به شما خانم شب خیز
بی نهایت به خواندن نظرات شما علاقمندم ولذت می برم ودیدن موفقیت های هر روزه وفوق العاده شما بی نهایت انگیزه ام را برای استفاده دقیق از قوانین الهی واستفاده از فایل های استاد بالا می برد.
درست می گویید واقعا کافیست که دست خود را به خداوند بدهیم تا ما را به عرش اعلی ببرد.
شاد ،سالم ،موفق وثروتمند در پناه الله یکتا باشید.
آقای کریمیان دوست عزیز سلام ، شما بسیار به خداوند نزدیک هستید این را به خوبی احساس می کنم امیدوارم در خدا شاد و پیروز باشید
خانم شبخیز ،دوست عزیزم سلام
هر روز صبح که میام وارد سایت میشم با خودم میگم خدا کنه دوستان دوباره نتایج عالی گرفته باشن و اینجا نوشته باشن.
واقعا بهتون بابت این موفقیت های پی در پی تبریک میگم وآرزو میکنم هر روز نتایجی که میگیرید بزرگتر و پررنگ تر بشه .امیدوارم همه ما بتونیم مثل شما با تمام وجود آموزه های استاد رو باور کنیم .
خانم نامدار عزیزم با اینکه هیچگاه شما را ندیده ام ، اما از صمیم قلب دوستتان دارم ، هر روزتان پر باشد از شادی های الهی
ممنونم خانم شبخیز عزیز .من هم از صمیم قلب شما رو دوست دارم ودر یکی از تمرینهای کتاب معجزه شکر گزاری (تمرین 12اشخاصی که در زندگی شما تغیر ایجاد کردند)اسم شما رو نوشتم واز اینکه با نظرات زیبایی که دارین کمک کردید تا من هم خداوند رو بهتر باور کنم از شما از صمیم قلب تشکر کردم .
خواهر ارجمندم خانم شبخیز گرامی صمیمانه موفقیت جدید شما را به شما و همسرتون تبریک میگم و از صمیم قلبم آرزوی موفقیتهای بیشتر و بیشتر رو برای خانواده شما دارم.
من هم این تمرین رو انجام دادم ولی فقط یه بار این نشون میده ایمان من در باور کردن صحبتهای استاد خیلی قوی نبوده ولی هرگز این وضعیت ادمه پیدا نخواهد کرد.
خداوند بزرگم از تو بخاطر وجودت و همراهیت با ما سپاسگزارم…
آقای صمیمی دوست بزرگوار سلام
شما پتانسیل بالایی برای کسب موفقیت های بی شمار دارید ، بی صبرانه منتظر خبرهای موفقیت آمیز شما هستم
???????
دوستان گرامی ، استاد بزرگوارم ، خانم فرهادی خوش قلب و مهربانم و خانم شایسته عزیزم سلام
وقت بر همگی به خیر و شادی
???????
یکی از کار آموزانم شوهرش از نظر مالی ورشکسته شده بود و مجبور شده بودند که وام سنگینی را بگیرند و از آنجا که همسرش به علت بیماری قادر به پرداخت قسط های بانک نبود
و چون خانه ی ایشان در رهن بانک بود ممکن بود در صورت عدم پرداخت به موقع اقساط ، خانه ی خود را از دست بدهند ،
سه سال بود که این خانه را برای فروش گذاشته بودند اما به علت محیطش به فروش نمی رفت از طرفی خودروی شخصی شان هم تصادفی از آب در آمده بود که مجبور بودند با ضرر و زیان فراوان آن را هم بفروشند در کل خریدار خوبی برایش پیدا نمی شد
بعد از جلسه دوم
خوشحال تماس گرفت ، خانه شان به فروش رفت ، تمام بدهی های بانک را پرداخت کردند
ماشین شان مشتری دست به نقد و عالی پیدا کرد و در نهایت صاحب یک آپارتمان کوچک اما در مکان مناسبی شدند
ایشان می گفتند تاکنون اینگونه خدا را نشناخته بودم ، چه قدر خدا مهربان است و استجابت کننده درخواست ها ، ای کاش زودتر از آین ها خدا را می شناختم
یادم افتاد به صحبت های استاد عباس منش عزیزمان که فقط باید روی خدا حساب باز کنیم
حساب پس انداز ما در بانک خدا همیشه در دسترس است و همیشه پر نعمت و از هر جهت پر برکت
سرکار خانم شبخیز سلام
بقول استاد : اصلا جای تعجبی نیست واقعا جز این هم تصوری نمیرفت فقط باید بگوئیم خوشحالیم که مشکلشان حل شد
زیرا در دنیایی که قوانین ثابت حکمفرما هستند و انزمان که قلبی به منبع لایزال وصل شد و توکل کرد سیل عظیمی از رحمت را دریافت میکند
تبریک به شما که توانستید زکات دانسته های خود را اینگونه بپردازید
شما یک معلم واقعی هستید
ستاره جان خواهر خوب و دوست داشتنی ام سلام اخلاص و در ک و درایت شما تحسین بر انگیز است ، سپاسگزارم دوست خوبم
در روایات آمده که وقتی خدا خیلی بنده ای را دوست داشته باشه و مورد نظر او باشه او را واسطه فیض خودش می کنه.
چه سعادتی بالاتر از این که مصداق «وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَهَ» شده اید. بنده به جای شما در پوستم نمی گنجم.
مبارک مبارک مبارک…
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
آقای جوان برادر ارجمندم شما که خود واسطه ی فیض پروردگار هستید اینگونه خشوع و فروتنی در نهادتان سرشته شده است ،همواره در خدا شاد و پیروز باشید
خانم شبخیز به وجود شما افتخار میکنم. به وجود استادمان افتخار میکنم که شاگردی چون شما پرورانده است. هرگاه خبر از تاثیرگزاری شما بر شخصی را میشنوم با یاد صحبتهای استاد عزیز میافتم که میگه خداوند بی نهایت دست داره برای کمک کردن به آدما.
استاد خوب استادی نیست که شاگردان زیادی داره استادی هست که تونسته اساتیدی مثل خودشو تربیت کنه…
آقای صمیمی برادر ارجمندم می شود فرشتگان عرش خداوند به وجود بنده ای عارف به الله یکتا چون شما،اظهار شادی می کنند ، سپاس فراوان
خدایا 1000 مرتبه شکرت …موفق باشید
آقای مشایخی سپاسگزارم دوست عزیز
همواره در خدا شاد و پیروز باشید
خانم شب خیر واقعا موفقیت های شما ستودنی است.
منتظر شنیدن خبر موفقیت بیشتر از شما هستم.
آقای زارع دوست عزیز سلام
سپاسگزارم بابت این همه لطف و محبت شما
همیشه دعاگوی شما هستم ، در خدا شاد و پیروز باشید
خانم شبخیز عزیز خوشحالم که باز هم خبر موفقیتهایتان را میشنوم و میبینم و از اینکه دستان خداوند روی زمین شده ای و خدا را به یاد مشتقانش می اوری بی نهایت شادم خدیا شکرت که یک بنده دیگرت راه حقیقت را شناخت و در مسیر هدایت و رحمتت قرار گرفته است بی شک لایق بهترینهایی
آقای سبزوار شکر دوست عزیز سلام
به حقیقت شما و سایر اعضای این سایت لایق بهترین عطایای پروردگار هستید ، باعث افتخار برای بنده هست که عضو خانواده ای هستم که همه مثل شما فهیم و آگاهند
لیلا جونم سلام منهم خیلی مشکل دارم و نمیتونم زیاد به سایت سر بزنم ای کاش یه روزی برسه که تو کشور معروف بشی و قابل دسرسی ولی بدون عاشقانه دوست دارم عزیزم و برات دعا میکنم.
دنیای عزیزم سلام
بنده هم بسیار مشتاق هستم که از نزدیک شما و سایر دوستان را ببینم ، من هم از صمیم قلب دوستت دارم
با سلام
استاد عزیزم بدون هاشیه برم سر اصل مطلب.من ادم خود ساخته ای هستم و تا الان ب تنهایی و بدون کمک هیچ کس و ققط ب لطف خداوند کارهایی زیادی انجام دادم.و در این روند متوجه ی موضوع شده بودم ک این هر چند وقت ی بار در اوج موفقیت یک سقوط ازاد در زندگیه من اتفاق میافته و تا بیام اوضاع رو تحت کنترل خودم در بیاورم چند سالی سرگرم و گرفتار بودم و اوظاع ک درست میشد دوباره تکرار میشد. تا اینکه من در بندر عباس ی رستوران اجاره ای دارم ک سالهاست دارم کاسبی میکنم وتازه کسب و کارم جا افتاده و ب نتایج خوبی هم رسیدم و صاحب ملک رستوران همیشه اصرار داشت چون اجاره رو ب م.قع میدم و خیلی هم ب مغازه هزینه میکنم و تمیز نگه داری میکنم ک باید سالهای سال اونجا بمونم.و منم راضی بودم تا اینکه بهم گفت مغازه رو خالی کنم.و این در حالی بود ک تازه ی خونه در تهران خریده بودم و کلی بدهی داشتم و هیچ پولی هم نداشتم.
و فکر اینکه کسب و کارم در خطر است خیلی نگران شده بودم و ب یاد اون اتفاقات تکراری ک همواره در اوج موفقیت منو ب پایین پرتاب میکرد میافتادم هم ک دیگه بیشتر نگران میشدم.و از طرفی هم دو ماهف فرصت واسه تخلیه داشتم خلاصه اوظاع خیلی وخیم بود و ب صورت خیلی اتفاقی با یک گروه موفقیت در تلگرام اشنا شدم و ب یتویوب رفتم ودر دنبال کردن فایلهای اون گروه با استاد عزیزم اشنا شدم.و اونقدر صحبتها ب دلم نشست ک دیگه گوشی رو زمین نمیزاشتم.و تمام فایلهای رایگان و دانلود کردمو تمام ارشیو و کتاب های الکترنیکی رو هم خریدم.
و نکته کلیدی ک در همون روز اول اشنایی من درک کردم این ک احساس خوب =اتفاق خوب بود ک از همون روز اول رعایت کردم.و سعی کردم حال و احساس خودمو بجای اینکه ب مشکلاتو گرفتاریام توجه کنم ب داشته هام توجه کنم و دفتر شکر گذاری تهیه کردم و هر شب فایلها رو گوش بارها و بارها و بارها گوش میکنم و نت برداری میکنم وکانون توجه خودم رو ب قول استاد از چیزهایی ک نمیخوام ب چیزهایی ک میخوام میگذارم.
و حالا در این دو ماه چ نتایجی حاصل شده؟:
نتایج ک نمیشه گفت بیشتر شبیه معجزه شده.
درامدم در رستوران دو برابر شده و این در حالی هست ک اون مغازه رو دیگه نابود شده میدیدم.وی شرکت دیگه راه امدازی کردم و ب سود دهی هم رسیده.
پنجاه ملیون بدهی هام بدون هیچ دردسری پرداخت شد ه.
و از همه مهمتر در نزدیکی مغازه خودم ی منزل ویلایی خریدم ک میشه تبدیل کنم ب رستوران و پولش رو هم مثل معجزه با یک واحد اپارتمان معاوضه کردم.ک عثلا نمیدونم چرا صاحبش این کارو کرد.
خلاصه منی ک دو ماه پیش سر در گم و گیج بودم و ترس از اینده تمام وجودمو گرغته بود و خودم رو ورشکسته میدیدم الان درامد چند برابری و امنیت مالی و اجتماعی دارم و صاحب ملک رستوران هم گغته ک عجله نکن واسه تخلیه و رستوران خودتو درست کن و بعد برو.
هر روز و هر لحظه شاکر خداوندم و در صدد خرید بسته روانشناسی 3هستم.
عاشق کارم و خوانواده و زندگی و خلاصه همه چیز برام زیبا و دوست داشتنی تر شده.
مخصوصا وقتی خونه سید حسین رو میبینم در امریکا و اون خونه چوبی رو در بالای برکه .
بیشتر فراوانی و ثروت بهم انرزی میده.
اهداف جدید پیدا کردم و زندگیم ب لطف الله و استاد عزیزم رنگ و بویه تازه ای گرفته.
درود بر شما آقای شجاع …
شاد و ثروتمند باشید در تمام لحظه لحظه های زندگیتان و بارش رحمت و ثروت برایتان همیشه جاری …
موفق و ثروتمند باشید در پناه پرودگار رحمان
به نام خدا
من روز 14 مهر اولین فایل آموزشی استاد عباس منش را نگاه کردم. یعنی 19 روز است که با ایشان و ایده هایشان آشنا شده ام. در این 19 روز ساعت ، روزانه 2 ساعت به برنامه ها نگاه کردم و تمرینات را انجام دادم. به جرات می توانم بگویم اگر تنها یکی از قوانین گفته شده در برنامه ها را هم بتوانم تا آخر عمر انجام بدهم، خودم را سعادتمند و موفق می دانم و آن قانون، قانون ” توجه ” است. توجه به خواسته ها و روی برگرداندن از ناخواسته ها.
الان داشتم یکی از فایل ها را گوش می دادم که آقای عباس منش در آن فایل خواستند نتایج هر چند کوچکمان را در سایت ثبت کنیم تا به خود و بقیه انگیزه بدهیم.
نتایج 19 روز اول :
1- یک حال خوش که قبلا مشابه آنرا تجربه نکرده ام. من کلا آدم مثبتی هستم اما حال خوشم مثل اکثر آدمهای دنیا در نوسان بوده. به ورودی های ذهنم توجه نمی کردم فقط وقتی یک چیز خیلی اذیتم می کرد ( مثلا اخبار بد) خودبخود کمتر به آن توجه می کردم تا حالم را خوب کنم. نادانسته از قانون توجه استفاده می کردم. نادانسته و البته ناقص و نه همیشگی. بنابراین باور هم نداشتم که بشود به یک حال خوش که طول عمر بیشتری دارد و کمتر دستخوش نوسانات می شود دست پیدا کرد ، و البته الان دیگر چنین باوری ندارم. از پیوستگی این حال خوش و این امیدواری که قطع و وصل نمی شود بسیار راضی هستم.
2- حالا که حالم خوبتر شده، حالا که آگاهی ام بالاتر رفته و حالا که مثل یک دانشمند علوم ( که سعی در کشف قوانین جهان مادی دارد) سعی در کشف قوانین مرتبط با انسان و جهان دارم، یکجور هماهنگی در خودم حس می کنم. و فهمیده ام که می توانم از اتفاقات زندگی ام به عنوان پارمتری برای سنجش میزان هماهنگی ام استفاده کنم. به این صورت که هر قدر هماهنگی ام با خودم و جهان بیشتر شود و آرامتر و شادتر بشوم، اوضاع بیرونی هم خودبه خود بهتر پیش می رود و برعکس اگر ناهماهنگ باشم، آثار آن در زندگی ام آشکار می شود.
3- دیشب نزدیک ساعت 12 داشتم تصاویری از اهدافم را در گوگل جستجو می کردم تا دانلود کنم و در پوشه تصاویر اهداف بگذارم. موزیک آرامش بخشی را هم گوش می کردم. لبخندی پیوسته هم روی لبم نشسته بود که خیال نداشت بلند شود. راحت روی صورتم لم داده بود. همین موقع ها بود که یک پیامک به موبایلم آمد. بیشتر از یکسال است که یک سرویس خدماتی برایم پیامک های اسپم می فرستد. بارها خواستم آنرا کنسل کنم، در اینترنت گشته ام تا نحوه کنسل کردن آن سرویس خاص را بفهمم اما چیزی پیدا نکردم. امروز عصر که یکی از پیامک هایش آمده بود، تصمیم گرفتم هر جور شده شماره تماسی از آن سرویس خدماتی پیدا کنم و به آنها زنگ بزنم تا دیگر برایم پیامک نفرستند اما باز هم چیزی پیدا نکردم. می خواستم متن پیامک را نگاه نکنم و به کار جمع آوری تصاویرم مشغول شوم اما کلمات اول پیامک را دیدم که با دفعه های قبل فرق داشت. نوشته بود ” اگر می خواهید سرویس را کنسل کنید کلمه off را ارسال نمایید”. قبلا بارها این کلمه را برای بقیه سرویس ها و حتی همین سرویس ارسال کرده بودم و اتفاقی نیافتاده بود. اما هیچوقت خودشان پیام نداده بودند که بیا و من را کنسل کن. من با تعجب کلمه off را ارسال کردم و برایم پیام آمد که ” سرویس با موفقیت غیرفعال گردید.” شاید این یک نتیجه کوچک باشد اما فقط من که یکسال است با این سرویس کلنجار رفته ام می دانم که این قضیه یک نتیجه آنقدرها کوچک هم نیست. این بازتابی از هماهنگی جهان درون من است.
استاد عباس منش در یکی از فایلهایشان گفتند که ” من همه جور رویکردی به جهان را امتحان کرده ام: بدبینی مطلق، شک گرایی، واقع بینی و خوش بینی. از بین همه اینها به جرئت می گویم که باید خوش بینی را انتخاب کرد”
من همانطور که گفتم آدم مثبتی هستم اما یکی دو سال است که ناخودآگاه به افکار ناامید کننده اجازه داده ام روبروی آن ذات گرامی (که از روز تولد مانند یک شمع جاودان در آتشدان قلم می درخشیده و دنیای من را روشن نگه می داشته) بایستند و با قدرت آنرا فوت کنند و شعله اش را کم سو و ناآرام و نزدیک به خاموشی ببرند. اما الان حس می کنم دوباره به مسیر درست و آن راهی که با روحیه راستین من سازگار است برگشته ام. و الان حالم آنقدر خوب است و آنقدر درونم روشن است و امیدوار که دوست دارم به خودم بگویم ” آن شمع جاودان که در آتشدان قلبت می سوزد را هیچ کس نمی تواند فوت کند حتی خودت”.
پیروز و شاد باشید دوستان
سلام عزیزم
مرسی از کامنت خوبتون و عالیتون خیلی عالی است و انگیزه بخش و قلم روایی و عالی دارید آفرین
داشتم با خدا صحبت میکردم و علت را از او خواستم و کلی باهاش حرف می زدم و ناخودآگاه به این قسمت سایت هدایت شدم دوستداشتم نظرات دوستان را بخوانم اینجا همان جای سایت است که هر وقت دلم می گیرد اینجا می آیم و هر کامنتی قلبم را گشود تر می کند، کامنت سرکار جوابی بود که خدا به من داد قسمت 2 کامنت شما همان جواب من است از شما متشکرم . یک عالمه منتظره کامنتهای خوب سر کار خانم هستم
موفقیت ادامه دارد …………
دوست عزیز خیلی زیبا بود واحساس فوق العاده ای بهم دست داد
در پناه الله یکتا شاد سالم خوشبخت ثروتمند و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید
بنام الله یکتا
سلام مجدد خدمت استاد عزیزوبزگوارو دوستان عزیزومثبت اندیش
دوست داشتم با مطالعه نظرات همه دوستان درسایت که نکات بسیار ارزشمندونابی در برداشت یه جمع بندی شخصی داشته باشم والبته این فقط یه نظر شخصی هست که بر اساس تجربیاتی که از قانون جذب وخوندن نظریات فوق العاده شما دوستان بهش رسیدم بیان میکنم که امیدوارم بتونم حق مطلب آنطور که هست بیان کرده باشم:من با خوندن نظرات عالی دوستان به این جمع بندی رسیدم:
1٫اول اینکه ایمان ویقین خودم نسبت به قانون جذب وتاثیر مطلق باورها در سرنوشتم کاملترشد.
2٫دریافتم که وقتی به اوج مشکلات میرسیم نزدیکترین وقدرتمند ترین فرکانس رو به خدا داریم وکافی ست فقط یه اشاره به فرمانروای مطلق عالم هستی برا هدایت مان درمسیر درست داشته باشیم.نمونه بارزش دوستانی بودند که عنوان کردند وقتی به اوج مشکلات میرسیدند واز خدا هدایت ومعجزه میخواستند خدای مهربان هم بلافاصله به کمکشان می آمد.درواقع اوج مشکلات وقتی تبدیل به پتانسیل ی برا رشد ومعجزه می شود که تسلیم شویم وبه مرحله رهایی برسیم. این اشاره دارد به آیه “انّ مع العسره یسرا” که همراه هر سختی آسانیست…..یعنی وقتی به اوج مشکلات میرسیم تسلیم می شویم ووقتی تسلیم شدیم رها می شویم-قانون رهایی-ووقتی رها شدیم از لحاظ فرکانسی فوق العاده به خدا نزدیک می شویم(نحن اقرب الیه من حبل الورید”خدا از رگ گردن به انسان نزدیکتراست” ودراین مرحله یا از طریق قانون وضوح از طریق تضاد به خواسته خود میرسیم-که غالب انسانها(بیش از95درصدمردم ازطریق این مرحله وبصورت )ناآگاهانه به خواسته های خود میرسند که معمولا موفقیت هایی بدون احساس خوشبختی واز نوع ناقصش هست) ویا براساس مراحل سه گانه قانون جذب وبصورت آگاهانه وبا هم فرکانس شدن با خدا به خواسته خود میرسند که موفقیت توام با احساس خوشبختی وکامل است .
3٫دریافتم که اکثر اعضاء وافراد مرتبط با سایت استاد که از محصولات استاد عباس منش استفاده کرده اند افرادی بودند که نزدیکترین وشبیه ترین فرکانس ومداررا به استاد داشته اندکه از استاد ومحصولاتشون تاثیر پذیرفته اند.
4٫ بااینکه بسیاری از دوستان از جمله خودم معتقدبودیم که قبلا از محصولات کتابها وسخنرانی اساتید دیگر استفاده کردیم ونتیجه خاصی نگرفتیم …..به این معنا نیست که قانون جذب وفرکانس درآن بخش تعطیل بوده ویا اثری نداشته بلکه ممکن است دو دلیل عمده داشته باشد یکی اینکه درهماهنگی وتشابه فرکانسی ومداری با افراد قبلی نبودیم ویادراین مسیر به ثبات فرکانسی نرسیده بودیم وبراساس قانون تکامل نتایج بصورت ارسال فرکانس به جهان هستی بوده وچون انرزی ای که از اون محصولات یا سخنرانی ها دریافت میشده به اندازه فرکانس وانرژی ای که از استاد عباس منش دریافت شده قوی وقدرتمند نبوده لذا ما با اشاره ای ویا محصولی از استاد به نقطه اوج تحول خودمان رسیدیم چون استاد دریک کلام نزدیکترین فرکانس رو نسبت به خدا داشته ودرواقع استاد عباس منش نسبت به دیگر اساتید قدرتمند ترین فرکانس توحیدی رو به جهان ارسال کرده واین موضوع باعث جریان یافتن یک انرژی فوق العاده وارتعاش فرکانسی درسطحی وسیع شده…….بقول انیشتین که گفته باید فکر خدارو بخونید…. استاد عباس منش هم خیلی خوب فکر خدا رو خونده ودر فرکانش قرار گرفته وسعی کرده نزدیکترین فرکانس رو به خدا داشته باشه.
شاد موفق سعادتمند وثروتمند باشید وایام بکامتان…
دوست خوبم علی نیکویی مهر سلام و سپاس
چقدر قوانین را خوب شناخته اید …
چقدر استاد را خوب شناخته اید ….
استاد فکر خدا را خوب می خواند و شما فکر استاد را. تبریک.
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
آقا علی نیکویی مهر عزیز مرسی از جمع بندی خوبتون، واقعاً فقط می تونم بگم همتون فوق العاده اید. با اینکه تنها چند ساعت خوابیدم اما از خوندن نظرات سیر نمی شم. موفق باشی دوست من
سلام دوست خوبم آقای پیش بین عزیز…..سپاسگزارم بابت نظرتون…….شما هم انسان فوق العاده ای هستید……موفق وپایدار باشید
سلام وخداقوت به تیم قدرتمند عباس منش
وسلام خاص به دوستان و نازنینان عزیز جان
من علی شعبانی هستم ساکن شهرستان رزن از استان همدان 35 سال سن دارم دیپلمه هستم آشنایی من با استاد فوق العاده جالب بود بقول خودشون جهان هستی من رو در مدار استاد قرار داد حدود هفت سال دقیقا یادم نمیاد تو میدان ولیعصر تهران با استاد آشنا شدم تبلیغاتی با عنوان سمینار با عنوان جوانترین سخنران انگیزشی درجهان حسین عباس منش به دستم رسید خیلی دوست داشتم برم ولی نمیشد باید برمیگشتم به شهرستانم باورکنید انگاری باید ارتباطتم باید حفظ میشد چون هنگام برگشتن تو میدان انقلاب کتاب استاد با نام رویاهایی که رویا نیستند رو به قیمت4400 تومان خریدم خیلی خوشحال بودم اهنگام برگشتن کتاب رو خوندم انگاری دنیام داشت عوض میشد وقتی کتاب رو خوندم به این نتیجه رسیدم که واقعا همه چیز واقعیته ما اونا رو رویا میبینیم تا الانم 80 درصد از کتابهای صوتی استاد رو از سایتشون خریدم و اما داستان من
راستش من فروشنده هستم یکسال پیش به اون چیزی که تو ذهنم همیشه میگذشت رسیدم حدودا هفت سال در یک مغازه مستاجر بودم و روبروی مغازه من یک مغازه با دکوراسیون شیک قرار داشت همیشه وقتی سرم خلوت میشد به اون مغازه نگاه میکردم و به خودم میگفتم یک روز اونجا رو اجاره میکنم خیلی از اون مغازه خوشم اومده بود تا اینکه قراردادم با مغازه ای که هفت سال باهاش قرارداد داشتم داشت تمام میشد به امید اینکه بازم با صاحب مغازه که (خیلی هم بهش اعتماد داشتم) مثل هر سال قراردادم رو تمدید میکنم رفتم پیشش تا باهاش برای سال بعد صحبت کنم وقتی قضیه رو بهش گفتم در جواب گفت دیگه نمیتونم بهت اجاره بدم (قولش رو داده بود به برادر خانومش) یک لحظه دنیا رو سرم خراب شد مغازه ای که هفت سال توش بودم و مشتریانم همه اونجا رو بلد بودن نمیدونستم چیکار باید میکردم (آخه اون خیابانی که مغازه ام اونجا بود خیلی شلوغ بود وهیچ مغازه خالی وجود نداشت) بعد از چند روز کلنجار رفتن با خودم تصمیم گرفتم تا یکسال مغازه رو جمع کنم تا به امید روزی که یک مغازه تو اون خیابان خالی بشه تا برم اونجا تا اینکه جهان هستی بهم رو کرد و بقول معروف شانس در خونه امو زد و باید در رو باز میکردم..آره اون مغازه ای که روبروی مغازه ام بود با دکوراسیون زیباش که همیشه بهش فکر میکردم صاحبش اومد بهم گفت شنیدم میخوای مغازه رو خالی کنی گفتم درسته باید مغازه رو خالی کنم بهم گفت میخوای بیا مغازه من رو اجاره کن من اول فکر کردم داره شوخی میکنه بهش گفتم داری بهم دلداری میدی در جواب گفت نه کاملا جدی میگم ولی یک شرط داره گفتم چه شرطی گفت چون مغازه رو میخوام جمع کنم دکوراسیون مغازه رو نمیخوام بهش دست بخوره من گفتم از خدامه که اون دکوراسیون هم سرجاش بمونه تا روز قرارداد (به اون مغازه ای که همیشه بهش فکر میکردم) باورم نمیشد که دارم میرم به اون مغازه الانم یکسال تو اون مغازه مشغول بکار هستم…دوستان وهمراهان عزیزم باور کنید همیشه به خودم میگفتم که یک روز میرم اونجا طوری که دیگه جز باورام شده بود واین اتفاق افتاد والان پشیمانم که چرا نگفتم میخرمش باور دارم اگه میگفتم میخرمش تا الان خریده بودم… والانم این رو به خودم میگم که اون مغازه یک روز مال خودم میشه و همیشه به خودم تکرار میکنم تا بازم باورم بشه ویکروز اون مغازه رو بخرم.. دوستان زیبایم من به این نتیجه رسیدم تا وقتیکه چیزی رو باور نکنیم بهش نخواهیم رسید پس بیایید روی باورهایمان کارکنیم باورکنیم که میشه میتونیم انجام شدنی…دوستدار همیشگی شما علی شعبانی….شادی همیشه همراهتون..دوستتون دارم زیاد
سلام به دوستان هم فرکانسی و گلم??
میخوام داستانی از زندگیم براتون بنویسم که فکر میکنم براتون جالب باشه.
در زمان دوره ابتدایی ام ینی حدود 8-9 سال پیش در محلمون دوستی داشتم که همه بچه های محل اونو کودن و احمق میدونستن و همیشه اسم روش میذاشتن و با او دعوا میکردن. شخصیت های تلوزیونی به او نسبت میدادن و با اون اسم صداش میکردن. ولی خیلی با من و داداشم خیلی خوب بود. انگار فقط ما تو اون محله باهاش دوست بودیم حتی گاهی اوقات به خاطر بودن در کنار او ما رو هم مسخره میکردن. پسر خوبی بود دوسال از من کوچک تر بود. دلیل مسخره کردنش این بود که چاق بود و فوتبال محله ای خوب بازی نمیکرد همچین فکری در موردش میکردن و برچسب احمق بودن بهش میزدند.
ولی من از همان دوران هیچ وقت کسی رو مسخره نمیکردم. اتفاقا اخلاقش خیلی خوشم میومد.فوتبالش خوب نبود ولی ذهن بازی داشت.با هم کارای خلاقانه ای هم داشتیم درسته که هیلیکوپتری که با کاچو، آرمیچر و مداد رنگی و مقوا و یه پره پلاستکی درست کردیم هیچ وقت از زمین بلد نشد ولی دوستیمون ادامه پیدا کرد. او با خانوادش از محله ما رفت.
سالها گذشت و به تضادها ی بزرگی برخورد کردم بعد از دوره افسردگی ام و اشنایی ام با استاد عزیزم اهدافی که در راستای قلیم بود و روحم من را به سمت آن فرا میخواند برای خودم انتخاب کردم.که یکی از آنها دادن ایده، اختراع و کشف مطالب علمی جدید هست.
همین چند ماه پیش که داشتم بر روی باور هایم یرای رسیدن به هدفم کار میکردم و مدت ها بود که تقربیا با تمام دوستانم و اشنایانم قطع رابطه کرده بودم .واقعا از زندگی ام جدا شده بودند و در مدارم نبودند، اما این دوستم که اشاره کردم تنها کسی بود که هی بهم پیام میداد خیلی اصرار داشت که یه روز با او به سینما برم. منم چندین بار جواب نه دادم ولی یه روز پیشنهادش رو قبول کردم. توی سینما در حین فیلم نگاه کردن بهم گفت که اختراعش در مسابقات استانی اول شده و به مرحله کشوری راه پیدا کرده. بعد در مورد بقیه اخراعاتش گفت که طی دوسال 20 اختراع کوچک و بزرگ کرده بود…
همون جا توی سینما جا خوردم. از قوانین بدون نقص و ثابت کیهانی، از بزرگی خداوند که چگونه از طریق کسی که فکرش رو نمیکردم داره بهم کمک میکنه و چقدر قشنگ مارو به هم رسونده.
کلی باور هایم تقویت شد کلی روحیه و انرژی گرفتم که خدایم داره منو داره هدایت میکنه و شرایط رو برام فراهم میکنه. تا بحال کلی از دوستم راه حل و باور گرفتم و احساس میکنم در چند قدمی شکوفایی و نبوغ هستم. احساس میکنم در همین نزدیکی اختراعات و ایدهایم جهان را زیبا تر میکند و به خواسته بزرگ قلبی ام میرسم. با ارائه آن به دانشگاه دلخواهم میروم و پله های رشد و ترقی را بیشتر می پیمایم و راز و رمزهای علمی بیشتری را برای جهانیان فاش خواهم کرد.
وقتی به گذشته نگاه میکنم زندگی ام پر از اتفاقات و تضادها و داستان هایی مثل داستان بالا بوده که همگی دست به دست هم داند که در مسیر قلبم قرار گیرم و برای انچه به دنیا آمده ام ورسالتی دارم تلاش کنم.
———————————–
خدایاشکرت که در این مسیر همیشه کنارم بوده ای و همواره هدایتم کرده ای.
———————————–
دوستان شاید باور نکنید ولی من خداوند را هر روز در زندگی ام میبینم عشق او راحس میکنم. او با من در دل شب به دومیدانی میاد. او را در برگ درختان و زیبایی انها میبینم. او را در نگاه قشنگ گربه ی نازنینی که شب ها هنگام پیاده روی به من زل میزند میبینم. او را در تنهایی شب و در شلوغی روز میبینم. او را در میان دفتر شکر گزاری ام میبینم. اورا در لبخند دیگران و برخورد خوبشون با من میبینم. هر جا نگاه میکنم او هست. در نفس هایم نیز او را حس میکنم.او را در احساس خوبی که نوشتن این جملات به من میدهد میبینم.
او همیشه با من هست.
?با آرزوی شادی،ثروت، سلامتی موفقیت بیشتر برای شما عزیزان ?
دوست خوبم هادی زارع سلام و سپاس
بسیار زیبا و عالی بود. غور در انوار الهی مبارک وجود پر مهرتان.
درک شما را از قوانین هستی تبریک عرض می نمایم.
تلاش شما و باز شدن مسیر هدایت مرا یاد این آیه از قرآن انداخت :
« آیه آخر سوره عنکبوت
وَٱلَّذِینَ جَٰهَدُوا۟ فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَإِنَّ ٱللَّهَ لَمَعَ ٱلْمُحْسِنِینَ
ترجمه : و آنها که در راه ما (با خلوص نیّت) جهاد کنند، قطعاً به راههای خود، هدایتشان خواهیم کرد؛ و خداوند با نیکوکاران است. »
و قسمت دوم صحبت های گرم و قدرتمند شما :
وَلِلَّـهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَیْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّـهِ إِنَّ اللَّـهَ وَاسِعٌ عَلِیمٌ ﴿البقره: ١١5﴾
ترجمه : و مشرق و مغرب از آنِ خداست؛ پس به هر سو رو کنید، آنجا روى [به] خداست. آرى، خدا گشایشگر داناست. »
و چه خوش گفته است بابا طاهر :
به صحرا بنگرم، صحرا ته بینم
به دریا بنگرم، دریا ته بینم
به هرجا بنگرم، کوه و در و دشت
نشان از قامت رعنا ته بینم
——————————–
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
سلام دوست عزیزم آقای جوان
ممنونم بابت لطفی که به من دارید. از وجود دوستان خوبی مثل شما انگیزه و روحیه میگیرم.
هرچی آرزوی خوبه مال تو…
سلام دوست جوان و مهربان و خلاق
خوشحالم که خداوند استعدادی زیبا بهتون عطا کرده که خلاقیت و نوآوری و اختراع و ابداع رو دوست دارید و لذت میبرید مطمعن باشید اگر کم کم قوانین رو خوب یاد بگیرید به چنان موفقیتهایی میرسید که خودتون متعجب و مبهوت میشید و این خلاقیتتون بهترین راه ها برای کثب ثروت براتون به ارمغان میاره فقط یادتون نره که شکر نعمت ، نعمتت افزون کند سعی اصلی شما باید در کمک و خدمت به مخلوقات خدا باشه و اگر هدفتون این باشه ثروت و موفقیت خودبه خود وارد زندگیتون میشه فقط به خدا تکیه کنید فقط خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
خدایا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتت
سلام دوست عزیز و گلم ?
چقدر ابراز محبت و لطف شما بر دلم نشست. چقدر انرژی و روحیه گرفتم،بخدا نمیتونم بگم چقدر با کامنت شما احساس فوق العاده ای بدست اوردم.از خدایم برات بهترین ها رو آرزو دارم. آرزوی شادی، سلامتی، ثروت، موفقیت و عشق بیشتر میکنم.
خدایا شکرت که بهم عشق میدهی.خدایاشکرت که همچین دوستان خوبی بهم دادی که از بودن در کنار آنها لذت ببرم و هر بار به من ابراز محبت کنند. خدایا ازت ممنونم که در جمع صمیمانه ما در این گروه حضور داری.
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
پیوند دوستیتان با پروردگار مهربان مستحکمتر باشد. چقدر با خداوند دوست و نزدیک هستید. آرزوی سلامتی برای شما دارم. موفق باشید.
دوست عزیزم ممنونم از لطفت و احساس خوبی که بهم دادی. ???
سلام دوست عزیز اقای زارع
درک بالای شما از قوانین و اعتمادتون به خداوند رو با سن کمتون تحسین میکنم
از خواندن مطلبی که نوشتید واقعا لذت بردم آفرین به شما
کاش میشد همه کسانیکه که در بخش عقل کل سوال می پرسند و نا امیدند فقط بخاطر اینکه سن کمی دارند و فکر میکنن نمیتونن موفق و ثروتمند باشند مطلب شما رو میخوندند
امیدوارم موفقهاتون بی نهایت باشند
دوست خوبم خانم ستاره اقبال سلام
سپاس گزارم بابت روحیه ای که دادید. خوشحالم که در کنار شما خانواده ای صمیمی درست کرده ایم که به رشد یکدیگر کمک میکنیم.
من نیز برای شما آرزوی بهترین ها رو دارم?
دوست خوبم آقای هادی زارع عزیز سلام
واقعا لذت بردم, یاد صحبت استاد افتادم که گفتن :فقط بخدا بگو چی میخای, کاری به چجوری بدستش میاری نداشته باش ,چجوریشو بسپار دست خدا .
خداوند هم بسیار زیبا چیزی که میخای رو بهت میده.
عاااااااااالی , منتظر خبرهای خوب هستم. موفق باشید.
سلام و سپاس خدمت شما دوست عزیزم
خیلی خوشحال و سپاس گزار خداوند هستم که در این مسیر قرار گرفتم که دوستان خوبی مثل شما داشته باشم. وجود شما دوستانم همیشه موجب دلگرمی ام بوده است.
با آرزوی شادی، سلامتی، ثروت و موفقیت بیشتر برای شما?
آقا هادی دوست عزیزم وقتی گفتی با آشنا ها ودوستان قطع رابطه کرده بودم یه لحظه خودم رو دیدموبعد که در باره اتفاقات خوبی که افتادن حرف زدی یه ذهنم رسید که شاید این قسمتی از جواب خوا به سوال امروزم باشه که یه کم دیگه صبر کنم روزا واتفاقات عالی توی راهن. ممنون از خدا وممنون از تو
آقای زارع دوست بزرگوار سلام و سپاسگزارم از ابراز احساسات زیبایتان در مورد خداوند ، تبریک می گویم و می ستایم ایمان قوی شما را به الله یکتا
سلام خانم شب خیر دوست عزیز و مهربانم
وجود شما در این خانواده موهبت بزرگی هست.احساس خوشبختی میکنم از اینکه خداوند دوستی توحیدی و با ایمانی مثل شما به من داده است
دوست خوبم انشالا که همیشه موفق و شاد باشی
سلام دوست عزیز سپاس گزارم
آروزی بهترین ها رو براتون دارم.
?????داستان واقعی بسیار تاثیر گذار
داستانی بسیار تاثیرگذار خواندم که صلاح دیدم آنرا به فارسی ترجمه و در حضور مدیران محترم، اساتید گرانقدرم بیان کنم. البته این داستان واقعی است.
روزی معلم کلاس پنجم به دانش آموزانش گفت: “من همه شما را دوست دارم” ولی او در واقع این احساس را نسبت به یکی از دانش آموزان که تیدی نام دارد،نداشت.
لباس های این دانش آموز همواره کثیف بودند، وضعیت درسی او ضعیف بود و گوشه گیر بود.
این قضاوت او بر اساس عملکرد تیدی در طول سال تحصیلی بود.
زیرا که او با بقیه بچه ها بازی نمی کرد و لباسهایش چرکین بودند و به نظافت شخصی خودش توجهی نمی کرد.
تیدی بقدری افسرده و درس نخوان بود که معلمش از تصحیح اوراق امتحانی اش و گذاشتن علامت در برگه اش با خودکار قرمز و یادداشت عبارت ” نیاز به تلاش بیشتر دارد” احساس لذت می کرد.
روزی مدیر آموزشگاه از این معلم درخواست کرد که پرونده تیدی را بررسی کند.
معلم کلاس اول درباره اونوشته بود” تیدی کودک باهوشی است که تکالیفش را با دقت و بطور منظمی انجام می دهد”.
معلم کلاس دوم نوشته بود” تیدی دانش آموز نجیب و دوست داشتنی در بین همکلاسی های خودش است ولی بعلت بیماری سرطان مادرش خیلی ناراحت است”
اما معلم کلاس سوم نوشته بود” مرگ مادر تیدی تاثیر زیادی بر او داشت. او تمام سعی خود را کرد ولی پدرش توجهی به او نکرد و اگر در این راستا کاری انجام ندهیم بزودی شرایط زندگی در منزل، بر او تاثیر منفی می گذارد”
در حالی که معلم کلاس چهارم نوشته بود” تیدی دانش آموزی گوشه گیر است که علاقه ای به درس خواندن ندارد و در کلاس دوستانی ندارد و موقع تدریس می خوابد”
اینجا بود که تامسون، معلم وی، به مشکل دانش آموز پی برد و از رفتار خودش شرمنده شد.
این احساس شرمندگی موقعی بیشتر شد که دانش آموزان برای جشن تولد معلمشان هرکدام هدیه ای با ارزش در بسته بندی بسیار زیبا تقدیم معلمشام کردند و هدیه تیدی در یک پلاستیک مچاله شده بود.
خانم تامسون با ناراحتی هدیه تیدی را باز کرد. در این موقع صدای خنده ی تمسخر آمیز شاگردان کلاس را فرا گرفت. هدیه ی او گردنبندی بود که جای خالی چند نگین افتاده آن به چشم می خورد و شیشه عطری که سه ربع آن خالی بود.
اما هنگامی که خانم تامسون آن گردنبند را به گردن آویخت و مقداری از آن عطر را به لباس خود زد و با گرمی و محبت از تیدی تشکر کرد. صدای خنده ی دانش آموزان قطع شد.
در آن روز تیدی بعد از مدرسه به خانه نرفت و منتظر معلمش ماند و با دیدنش به او گفت: ” امروز شما بوی مادرم را می دهی”
در این هنگام اشک های خانم تامسون از دیدگانش جاری شد زیرا تیدی شیشه عطری را به او هدیه داده بود که مادرش استفاده می کرد و بوی مادرش را در معلمش استشمام می کرد.
از آن روز به بعد خانم تامسون توجه خاص و ویژه ای به تیدی می کرد و کم کم استعداد و نبوغ آن پسرک یتیم دوباره شکوفا شد و در پایان سال تحصیلی شاگرد ممتاز کلاسش شد. پس از آن تامسون دست نوشته ای را مقابل درب منزلش پیدا کرد که در آن نوشته شده بود” شما بهترین معلمی هستی که من تا الان داشته ام”.خانم معلم در جواب او نوشت که تو خوب بودن را به من آموختی.
بعد از چند سال خانم تامسون پس از دریافت دعوت نامه ای از دانشکده ی پزشکی که از او برای حضور در جشن فارق التحصیلی دانشجویان رشته ی پزشکی دعوت کرده بودند و در پایان آن با عنوان ” پسرت تیدی” امضاء شده بود، شگفت زده شد. او در آن جشن در حالی که آن گردنبند را به گردن داشت و بوی آن عطر از بدنش به مشام می رسید، حاضر شد.
آیا می دانید تیدی که بود؟
تیدی استوارد مشهورترین پزشک جهان و مالک مرکز استوارد برای درمان سرطان است.?
ان شاء الله در آغاز سال تحصیلی با دیدی آگاهانه با دانش آموزان خودمان برخورد کنیم.
دوست خوبم ارمان مشایخی سلام و سپاس
داستان شما اشک بنده را درآورد و موجب شد مجدد از خدا به خاطر همه نعمت هایی که به بنده ارزانی داشته است سپاسگزاری کنم.
همانطور که خدا تلاش هیچ انسانی را دست کم نگرفته و ضایع نمی گرداند بنده هم سعی کرده ام تلاش هیچ کدام از دانش آموزانم را دست کم نگیرم چون اعمال هر کس بر اساس ظرفیت وجودی خودش است و به هر میزانی که باشد قابل تقدیر است.
از مطالب خوب شما سپاسگزارم و برای شما آرزوی موفقیت دارم.
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
من عاشق این متنم بنظر خودم واقعا عالیه ..امروز بهم ثابت شد که نباید دیگران الکی قضاوت کنم و اصلا قضاوت کردن کار خداست
میدانم اگر:
قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم…
دنیا تمام تلاشش را میکند تا مرا در شرایط او قرار دهد…
تا به من ثابت کند…
در تاریکی همه ی ما شبیه یکدیگر یم…
“پناه “؛
میبرم به “خدا “،
از عیبی که؛
“امروز “درخود میبینم
و؛
“دیروز ”
“دیگران را “به خاطر،
“همان عیب”ملامت کرده ام…
محتاط باشیم، در “سرزنش ”
و”قضاوت کردن “دیگران
وقتی ؛
نه از” دیروزاو”خبر داریم،
نه از”فردای خودمان”.
??????????وای چقدر به دلم نشست
بچه که بودم همیشه دلم میخواست یه خونه مثل خونه ی مایکل جکسون داشته باشم.پدرم همیشه لبخند میزد و میگفت کریس این خونه ها واسه آدم پولدارهاست.ما نمیتونیم از این خونه ها داشته باشیم.
حالا زمان گذشته و من یه خونه بهتر از اون دارم.رویاهاتون و حفظ کنید و از اونها دست نکشید.کریس رونالدو..
????????
???علت نرسیدن تعداد زیادی از آدمها به ثروت وموفقیت ،احساس عدم شایستگی است…از خودت بپرس برای رسیدن به ثروت و موفقیت ،خودت را شایسته میدانی؟؟!
?????????
اگر میخواهید روز پر بار و زیبایی را رقم بزنید
امروز روی تواناییهایتان تمرکز کنید .
و با مرور موفقیتهایتان قدرت درونیتان را چندین برابر کنید .
اگر یک بار توانسته اید موفق شوید ،باز هم میتوانید. به شرط آنکه به خودتان ایمان داشته باشید .
?????????:
درب ورود به دنیای فراوانی و دریافت کردن با دو کلید باز میشود :
١.شکر و سپاس به خاطر هرآنچه دارید .
٢. تقاضای نعمتهای بیشتر .
????????
سلام دوست عزیزم خیلی خوشحالم که با شما جز یک گروه بزرگ عباسمنش هستم.. یادم میاد دوران راهنمایی من زیاد درس نمیخوندم یکبار به خاطر درس فارسی پدرم خواستن و معاون مدرسه به پدرم گفت که پسر شما استعداد نداره ولی پدرم قبول نکرد و حرف معاون حالم خیلی بد کرد تصمیم گرفتم درس بخونم خدا سر شاهده بعد اون روز هر وقت از درس فارسی از من سوال میشد نمره بالا میگرفتم ..از شما به عنوان یک معلم خوب تقاضا دارم همیشه به دانش اموزات اعتماد بنفس بدی..ممنونم
به نام الله مهربان
سلام به شما آقای مشایخی
بسیار داستان تاثیر گذار وزیبایی بود.واقعا لذت بردم.
بسیار به شما تبریک می گویم که اینقدر با خودتان هماهنگ هستید که علاوه به موفقیت خودتان به موفقیت واصلاح باورهای دیگران هم اهمیت می دهید.
در پناه خداوند یکتا باشید.
ممنونم دوست عزیز…موفق باشید
آقای مشایخی دوست عزیز سلام
بسیار از متنی که نوشته بودید لذت بردم ، ایمان فعال شما تحسین برانگیز است و کاملا مشخص است به موفقیت های بالایی می رسید
ممنونم خانم شب خیز. شما فوق الاده هستید….?
سلام آقای مشایخی عزیز
داستان زیبایی که در اینجا گذاشتید نشونه ای بود که من در مسیر درستی هستم , بینهایت از شما سپاسگزارم.
خیلی خوشحال شدم که تونستم به شما کمک کنم ..انشالا همیشه موفق باشید
سلام خدمت دوستان گلم??
میخوام داستان جالب و شایدم خنده دار رو براتون نقل کنم.
من به جوجه و مرغ و خروس علاقه دارم. توی باغچه حیاطمون چنتا مرغ داریم. همین چند ماه پیش جوجه مرغ جدیدی خریدیم. بعد از چند روز دیدم مثل بقیه اونا نیس و رفتارش عجیبه. مثلا راه که میرفت میخورد زمین یا نمیتونست مثل اونا غذا بخوره. برادر بزرگم رفته بود دامپزشکی سوال کرده بود که جوجه ای با این ویژگی داریم. و اون بهش گفته بود بیماری خاصی داره. داداشم اومد خونه گفت دامپزشک گفته که بیماری نیوکاسل داره و چند ماه دیگه میمیره.خنده ای کردم و تو دلم گفتم نیوکاسل که اسم یه باشگاه فوتبال در انگلیس هست کی تاحالا شده نام یک بیماری!!!
هی تو خونه میخندیدند به رفتار اون جوجه مرغ و هی مسخرش میکردید. میگفتند سرشو باید ببریم یه ماه دیگه.راستشو بخواین خیلی احساس بدی داشتم وقتی میدیدم به مخلوق خداوند عنگ میزدند و مسخرش میکردند. توی دلم گفتم اوکی شما کار خودتون رو بکنید منم میدونم چیکار کنم.
بمدت چندین روز دفتر شکر گزاری در این موضوع مینوشتم و شکر گزاری میکردم و اون جوجه مرغ رو در حالت طبیعی خودش که داشت دون میخورد تصور میکردم و احساس خیلی خوبی را تجربه میکردم و نکات مثبت اونو مینوشتم.خیلی سریع نتیجه داد. هر روز علایم طبیعی بودن بیشتر در او میدیدم.تا اینکه این روند ادامه پیدا کرد و خوب خوب شد و با بقیشون هیچ تفاوتی نداره که هیچ خیلی هم زرنگ تره برای غذا خوردن?
همونایی که تو خونه عنگ سرش میزدند،میگن معجزه رخ داده.
منم توی دلم میگفتم این معجزه نیست این قدرت فرکانس و ارتعاشه.
بعد از اون کلی خدارو بابت اینکه منو توی اون موقعیت قرار داد تا توانایی های متافیزیکی خودم و قدرت ارتعاشات خودم بیشتر باخبر شوم شکر کردم.
مدام هنگامی که بیماری اون جوجه مرغ را میدیدم به خودم میگفتم. همون طور که مسیح تونسته با یک تیکه گل پرنده ای رو بوجود بیاره من نیز تونایی آن را دارم.
– فیض روح القدس ار باز مدد فرماید دیگران هم بکنند آنچه مسیحا میکرد.
هادی جان از اینکه توانستی به یکی از مخلوقات خداوند کمک کنی خیلی خوشحالم و از طرف جوجه کوچولوهه ازت ممنونم.
البته من هم کمی به خاطر نیوکاسل خندم گرفت آخه خیلی جالب بود.
تا می توانی به قدرت های خودت ایمان بیاور و همه این ها را نشانه هایی از قدرت خدا ببین و آن ها را در خودت تقویت کن هیچ وقت نگو نمی شه حداقل امتحان کن تا بعدا پشیمان نشی.
راه همینه :
ایمان به خدا + ایمان به خود + عمل = نتیجه
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
دوست خوبم آقای جوان چقدر قشنگ گفتی.لازمه نتیجه گرفتن ایمان بخود هست که گاهی اوقات به اون کم توجهی میکنم. باید همان طور که به خدا ایمان اوردم به توانایی های خودم نیز ایمان بیشتری بیاورم.
آفرین بر شما بسیار بجا نوشتید … فیض روح القدس ار باز مدد فرماید دیگران هم بکنند آنچه مسیحا میکرد…
سلام میلاد عزیز دوست صمیمی و خوبم
شما همیشه نسبت به من لطف دارید… متشکرم
زنده باشید اقای زارع
شما با قدرت فرکانس و مهربانی قلبتون زندگی رو به اون مخلوق خداوند برگردوندید
آقای زارع دوست عزیز سلام ،
نشانه های کوچک نشان از پیروزی های بزرگ دارد ، مطمئن هستم که شما ،بسیار موفق خواهید شد زیرا خدا نشانه هایش زیباست
سلام دوست عزیزم خانم شب خیز
درست گفتید نشانه های کوچک و زیبای خداوند همیشه موجب دلگرمی و قوی تر شدن ایمانم شده است. در کنار شما دوستان خوبم موفقیت واقعا لذت بخش هست.
سلام وقت بخیر، امید وارم که زیاد وقتتون رو نگیرم، من علیرضا نوروزی هستم 18سالمه و وضع مالیمون هم در حد فقر هست و خیلی خوشحالم از این که با شما و استاد عزیز آشنا شدم راستش داستان آشنایی من از جایی شروع شد که یک کلیپ انگیزشی از استاد به دستم رسید و منم با بی میلی اونو نگاه کردم و واقعا برای اولین بار روی من تاثیر عالی داشت و برا ی اشنایی بیشتر به سایت وارد شدم و عضو شدم و واقعا روی من خیلی خیلی تاثیر مثبتی گذاشت،
قبل از این که با شما و استاد اشنا شم، واقعا وضعم خیلی بد بود و از لحاظ روحی خیلی داغون بودم و تقریبا سال قبل بود که در اثر یک تصادف پای من از 5قسمت شکست و دکترا میخواستن پامو قطع کنن و با رفتن به بیمارستان شخصی و با هذینه زیاد که توانایی دادن اون پولو نداشتیم و پدرم با قرض اونو جور کرد و خدا این فرست رو به من داد تا دوباره بتونم روی پاهام وایسم اما زندگی بر اساس خواسته هام نبود و واقعا دیگه امیدمو از زندگی داشتم از دست میدادم.
راستش من همیشه ته قلبم یه چیزی بهم میگفت که من وقتی بزرگ میشم زندگی خوبی دارمو همراه با ثروت اما این واقعا برام کمرنگ بود. تا این که با این سایت اشنا شدم و دیگه نمازم رو میخونم، از لحاظ روحی حالم خیلی عالی شده، راسش هنوز من به حدف اولیم یعنی شرکت در بورس و کسب درامد نرسیدم اما با کمک فایل های انگیزشی استاد تونستم راهمو پیدا کنم و به سویش حرکت کنم و با پولی که از پدرم گرفتم میخوام کتاب های بورسی رو بگیرمو با قدم هایی محکم به سمت حدفم برسم.امید وارم که خدا این فرست رو به من بده تا بتونم زندگی خوبی داشته باشم.اره زندگی ارزششو داره من فقط یک بار به دنیا میام طوری زندگی میکنم تا بتونم به خودم افتخار کنم،که خدا بهم افتخار کنه، طوری زندگی میکنم که موقع مرگم حسرت هیچ یک از نداشته هم رو نخورم و یادم باشه که هر لحظه این فرست از من میتونه گفته بشه، طوری زندگی کنم که بعد از مرگم از من به عنوان قهرمان یاد کنن کسی که خوب زندگی کرد و زمین رو جای بهتری برای زندگی دیگران کرد.
آقای نوروزی گرامی.
خیلی خوبه که از این سن کم شروع کردین . قطعا سریع پیشرفت میکنین من خودم به صورت حرفه ایی تازه چند ساله شروع کردم