این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2016/08/عکس-سایت-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2016-08-21 12:20:202020-08-22 21:46:45«الگوهای موفق» در خانواده صمیمی عباس منش
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
منم همه پروفایلهارو خوندم. دقیقا منم مثل آقای بابایی از اینکه چقدر انسانهای تلاشگری داریم خوشحالم و اشک ریختم. چقدر خوشحالم میبینم مردم کشورم دارن آگاه میشن و باورها و عقاید خرافی گذشته داره کمرنگ میشه
و واقعا لذا میبرم که میبینم اینهمه آرزوی خیر و برکت مردم بخاطر فایلاتون دریافت میکنین. منم خیلی دوست دارم اینهمه انرژی مثبت به دنبالم باشه
بعد از دیدن فایل استاد دیروزم را کامل به شکرگزاری اختصاص دادم. کلی در سایت نعمت هامو نوشتم، در صفحه اینستاگرام روز شکر گزاری را تبریک گفتم و دعوتشان کردم به نوشتن نعمت هاشون و کلی در دفترم نوشتم کلا تا 11 12 شب هی مینوشتم.البته وقفه هایی را داشتم.
ایده ها و جواب هایی را امروز دریافت کرده ام بینظیر. احساس سبک بالی میکنم. احساس فوق العاده ای سرتا پامو فرار گرفته. واقعا از باز شدن و دیدن راه های ساده و بدیع امروز برای بدست آوردن پول متحیر شده ام!!!
استاد راست میگه معجزات شکرگزاری آدمو دیوانه میکند.ایمانم به قدرت شکرگزاری بیشتر و بیشتر شد.
ایده هایی فوق العاده، جواب سوال هایی که پرسیدم، برای رسیدن به اهدافم امروز به من داده شده که به دنبال عملی کردن آن هستم.باور کنید که ماهها منو جلو انداخت.
از این به بعد روزی را در هفته به عنوان روز شکر گزاری اختصاص خواهم داد و( بیشتر از یک ساعتی که به طور معمول هر روز نعمت هایم را مینویسم) در آن روز بیشتر نعمت هامو مینویسم.
شما هم تا میتوانید بنویسید خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
گفتم تا خبر داغه اونو با دوستانم به اشتراک بزارم.?
شاد، موفق و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید??????
چند روز پیش یهویی هوس نان سنگک کردیم به بچه ها گفتم تخم مرغ درست کنید منم الآن میرم و با یه نون سنگک خاشخاشی میام.
سریع رفتم سنگکی نزدیک خونمون و دیدم برخلاف همیشه خیلی شلوغه و من هم یه دونه بیشتر نمی خواستم.
یاد جلسه دوم استاد افتادم یعنی «قانون درخواست»
گفتم آقا امکان داره به من یکی بدی برم؟ آخه به بچه هام گفتم زود میام و اونها هم منتظرن.
شاتر گفت ای بابا بزار نفست بیاد جا تازه اینها هم مثل تو یکی می خوان.
گفتم پس هیچی من میرم چون وقت ندارم.
اون نفر اولی که داشت نان می گرفت گفت آقا بیا شما یه نان بگیر برو. همه بدجور نگاش کردن قبل از اینکه کسی حرفی بزنه گفت من 10 تا می خواستم یکیشو میدم به این آقا و خودم 9 تا می برم. یعنی نان خودشو به من داد و من بدون صف و جلوی دیگران نان نگرفتم.
شما و همه دوستان این سایت هم بی نظیرید . وقتی تجربه هاتون رو می خوندم میگفتم خدایا اینها فوق العاده ان حق داشتی بگی فتبارک الله احسن الخالقین . دلم میخواست به جای 5 امتیاز به همه تون هزاراااااااااااااااااااااااان امتیاز بدم .
دوستان عزیز سلام یادم نمیاد اوچندسال پیش داشتم داخل اینترنت یه فایل انگیزشی از استاد میدیدم
آخرش آدرس سایت بود
اینجوری بود که عضو خانواده عباس منشی ها شدم
زمان زیادی میگذره از اون موقع , حالا میفهمم که لطف خدا بوده که با این سایت آشنا شدم
اما بعد
من یه جون 23 ساله بودم تازه از همسرم جدا شده بودم و شرایط و اوضاع بدی داشتم
هرروز به سایت سر میزدم و تمام فایل هارو دانلود میکردم و گوش میدادم
اینجوری بود که فهمیدم باید مسولیت شرایط و اوضاع زندگیم را بپذیرم و هیچ کس را مقصر ندونم
دوستان الان که دارم براتون این متن را مینویسم ایمان دارم که خودم تمام شرایط و اتفاقات را به وجود آوردم
اون موقع ناخواسته و بدون آگاهی این اتفاقات را وارد زندگیم کردم
اما الان دارم آگاهانه زندگیم را مدیریت میکنم. حدودا چهارسال از اون موقع میگذره و من خیلی تغیر کردم
شاید باورتون نشه اما معجزه چیزی جز باورهای محقق شده ما نیست. همه ما به اندازه ایمانمون بدست میاریم . وقتی برگه های هدف گذاری و سپاس گذاری که اون سالها نوشته بودم را پیدا کردم و خوندمشون فقط اشک میریختم. اون اهداف و پول و درآمد و شرایطی که میخواستم داشته باشم را الان توی زندگیم دارم و این معجزه زندگی من هستش
خیلی راه دارم که باید ادامشون بدم و ادامه خواهم داد
ثمره گروه عباس منش برای من ایمان به خدا و نماز و ثروتمند شدن بود
بنده در یک خانواده ای که از نظر بنیه علمی ضعیف و بنیه مالی متوسط بود متولد شدم.(معتقدم که بنیه علمی و مالی خانواده در موفقیت زود هنگام فرزندان تاثیر بسزایی دارد)
من تا دیپلم را به صورت عادی و با روندی متوسط و گاهی ضعیف طی کردم، ودر این سالها تفریح من در کودکی بازیهای توی کوچه و سینما و فیلمهای ابگوشتی اون موقع و بازیهای کامپیوتری بود که با برادرم کلوپ بازی هم داشتیم.
در کنار اینها درس هم می خواندم، بعد از دیپلم مقطعی رو کار کردم تا رفتم خدمت و بعد از ان کاردانی را طی کردم .
باز یه 2 سالی در گیر درس و کنکور بودم و مدتی کار متفرقه کردم تا کارشناسی قبول شدم، در طول تحصیل در دانشگاه هم متوسط و ضعیف بودم .
تا اینجای کار و جلوتر من از نظر دهنی به زعم خودم یک گوسفند بودم که فقط زنده بود و نفس می کشید.
اوج اسفناک من از اینجا شروع میشه، من که به صورت کاملا متوسط به پایین از نظر ذهنی و درسی تا اینجا رشد کرده بودم وقتی وارد دانشگاه شدم روند مضخرف خود را در رشته معماری ادامه دادم تا رسیدم به پایان نامه،البته من از دانشگاه اراک در دانشگاه قم مهمان بودم.
حالا من باید با درس ضعیف وفن بیان ضعیف وروحیه و خود باوری و اعتماد به نفس و ذهنیت ضعیف جلوی 3 تا استاد که یکی مدیر گروه بود و بسیار گیرو بقیه بچه ها ، از رساله ام دفاع می کردم.
خلاصه اقای که شما باشید من که مرد این کار نبودم شروع به عقب انداختن دفاع کردم .
از اون موقع بود که چرا چرا های من شروع شد و زمین و زمان را به غیر خودم محکوم می کردم و گذشته و حال خود را ماخذه می کردم و با اجازتون سقوط کردم درون چاه و چیزی حدود 2 سال دچار افسردگی و وسواس فکری و عملی شدم انگار که به کما رفته باشم و کامل دانشگاه را رها کردم و در این مدت دچار قفل ذهنی شده بودم چه گذشت بر من بماند،
اون اواخر دیگه بریده بودم و در حال غرق شدن بودم بعد کمی در مورد افسردگی تحقیق کردم .
من که قبل از این که دچار افسردگی بشم کلی معضل داشتم و حالا قوزه بالاقوزشده بود .
نمی دانم اتفاق بود یا کار خدا که یک سری افکار به ذهنم خطور کرد و افسردگی را ظرف چند لحظه خاک کردم، و این هیولای ضعیف یک تجربه بزرگ در زندگی من رقم زد( نگران نباش به استاد هم می رسیم)
خلاصه بعد از امدن به خونه اول رفتم دانشگاه و دیدم مدیر گروه عوض شده دفاع را هم برداشته بودن من هم از خدا خواسته و البته کمی مکافات از دانشگاه خلاص شدم.
من تا این جا کمی از ذهن و حافظه می دانستم ، به هر حال بین دانستن و فهمیدن فاصله هست.
سال 93 شد و من هنوز همان ادم قبلی بودم.
اوایل این سال در جستجوی کار بودم و برای رسیدن به حداقل کار در حوزه معماری خدا خدا می کردم.
تا این که رفتم پیش یکی از دوستام که پیمانکار بود و بعد از مدتی کار خوابید و من هم اواره شدم و بدون هیچ هدف و برنامه ای دور خودم می چرخیدم، تا این که هوای اینترنت به سرم زد و رفتم خط گرفتم و اخرین حماقت زندگی ام را مرتکب شدم و نزدیک به 2 ماه شبانه روز توی نت بودم و حدود 200 گیگ فیلم دان کردم.(الان من دشمن سرسخت 90 درصد فیلمهای دنیام)
بنده تا این جای کار حق گوسفندی را به نحو شایسته به جای اورده بودم در زندگی ام
اواخر حجمم بود که قید فیلم را زدم و سرچ کردم موفقیت و اولین فایلی که در این رابطه دان کردم سمینار یادگیری و تندخوانی استاد بود و به زعم خودم همین سمینار به تمام فیلمهای دنیا می ارزید.
وقتی این فایل را گوش کردم برج 10 سال 93 بود و من تازه فهمیده بودم که یه من ماست چقدر کره روشه.
دوران طلایی من از اینجا شروع شد.
وقتی سرنخ را به کمک استاد به دست گرفتم تا الان دارم می کشم و تا اخر عمر هم از ان خسته نمی شم و خوشبختانه این کلاف تمام شدنی نیست مگر این که خودم متوقف شوم.
به هر حال من متوجه شدم با این ذهنیت هیچ موفقیتی نخواهم داشت.
اواخر سال 93 بود که تصمیم گرفتم خودم را بازسازی کنم و برای موفقیت در تمام ابعاد زندگی نیازبه تغییر برنامه ریزی ذهنی ام داشتم و از فایل های رایگان استاد عزیز نهایت استفاده را کردم.
علاوه بر استاد که بنده را از مرداب نجات داد به واسطه شناخت ایشون توانستم با استاد ازمندیان هم اشنا بشم دیگر نور علی نور شده بود .
به هر حال تصمیم گرفتم سال 94 را روی ذهنم سرمایه گذاری کنم و با توجه به این که همین جوری هم سالها از زندگی عقب بودم تمام سال را روی باورها و برنامه ذهنی ام کار کردم که علاوه بر کمک اساتید محترم کتابهای زیادی هم در حوزه موفقیت بلعیدم .
چون به خلا در زندگی برای تحول رسیده بودم به دنبال 5 اصل موفقیت در زندگی و کنکور رفتم.
خلا-هدفگذاری-برنامه ریزی-روشهای مطالعه و بهداشت روان
علاوه بر موارد فوق من در این سال روی بهترین روش یاد گیری زبان و تقویت دروس ضعیف و راهکارهای موفقیت در ارشد تحقیقات بسیاری کردم.
و در اخر من در سال 95 رقتم پیش همون دوستم و مشغول به کار شدم .
درسته از نظر مالی و زندگی عقب هستم ولی از نظر ذهنی و روحی چنان پیشرفتی کردم و عمق دیدی پیدا کردم و برای اینده ای خارق العاده چنان هدف گذاری و برنامه ریزی کردم و به قول معروف چنان امپراطوری در ذهنم ساخته ام که وقتی خود را با گذشته ام مقایسه می کنم مبهوت می شم.
و این پیشرفت ذهنی و روحی و این خود باوری و خود شناسی را بعد از خدا مدیون استاد عباس منش و استاد ازمندیان هستم.
دیدگاهت رو خوندم کلی چاشنی طنز داشت و کلی لذت بردم. و این هم یکی از همون نعمت هایی که که خدا به تو داده که جهت موفقیت ات خیلی می تونی ازش استفاده کنی هرجا هستی شاد و پیروز باشی
امیدوارم زندگی همتون پر شده باشه از اتفاقات قشنگ .
دوستان چون قرار شده نتایجمون رو با هم به اشتراک بزاریم من اتفاق خوب امروزم رو اینجا مینویسم .من قبلا با خودم میگفتم که نتایج باید خیلی بزرگ باشن تا اینجا نوشته بشن ولی بعضی مواقع اتفاقات هر چند کوچیکی برای ادم پیش میاد که هیچ راهی برای به وجود اومدن اون اتفاق از نظر ما پیدا نمیشده ولی وقتی واقعا اون اتفاق رو ازته قلب ازخداوند میخوایم درست همون موقع در کمال ناباوری خداوند اون نتیجه رو با قوانین بدون تغییر جهان برامون به وجود میاره .در این شرایط کوچکترین اتفاق به نظر من یه نتیجه خییییییییلی بزرگه .
فکر میکنم یه بار دیگه هم گفته باشم که من هر وقت روی رابطه م با خدا وند کار میکنم و سعی میکنم شکر گذاری اون روزم با تمام وجود باشه خداوند همون شکر گزاری و همون احساس خوب رو چند برابر به بهم برمی گردونه انگار من هر وقت میگم خدایا دوستت دارم خداوند مهمون احساس دوست داشتن رو به من برمیگردونه با این تفاوت که چند برابر بیشتر .
این روزا من یه پولی رو برای کاری لازم داشتم با اینکه اصلا واجب نبود ومیتونستم صبر کنم تا پول دستم بیاد بعد انجامش بدم ولی با خودم گفتم برای خداوند که کاری نداره که العان این پول رو به من برسونه .از خداوند خواستم این پول امروز به دستم برسه .توی دفترم این جمله رو نوشتم وخداوند رو به خاطر این پول شکر گزاری کردم .
به ذهنم رسید که از شرکت این پول رو بگیرم(همون الهاماتی که استاد همیشه ازش حرف میزنه ) وخود خدا میدونه که اصلا شرایط گرفتن پول از شرکت توی این زمان اصلا نبود .
با اینکه مدیر عامل ما بارها گفته که در مورد مسائل مالی هیچ وقت با ایشون صحبت نکنیم ولی من تصمیم گرفتم بگم که من این مبلغ رو لازم دارم . اول گفتن که شما که میدونید در حال حاضر پولی نیست ؟!!! ولی یک ساعت دیگه دوباره از من پیگیری کنید ..
دوستان باور نمیکنید کمتر از یک ساعت و قبل از پیگیری مجدد 2 برابر پولی رو که گفته بودم رو از شرکت گرفتم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
هنوز هم متحیرم که چرا دوبرابر !!!!!!!اونم توی این شرایط وچطور وقتی که تا ساعتی قبل اصلا پولی نبود !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! با خودم گفتم این رو خدا خواسته تعجبی نداره چون خداوند بی نهایت رزاقه وبینهایت بخشنده .دوستااان انگار تمام داشته های این جهان وجهان دیگه فقط وفقط به ارتباط خوب وعاشقانه با خدا بستگی داره .به قول استاد توی فایل شعر پروین اعتصامی هر چیزی که از این دنیا میخوایم خداوند بهمون میده فقط باید خدارو باور کنیم.
قبلا وقتی دوستان از نتایج بزرگشون توی سایت مینوشتن من میگفتم خوب طبیعیه وقتی کسی این نتیجه ها رو میگیره بایدم خدا رو اینقدر باور کنه در حالی که اون دوستان چون خدا وند رو بیشتر باور داشتن نتایج بزرگتر میگرفتن .
با تمام وجودم از خداوند میخوام که شناخت ما از خداوند هر روز بیشتر و بیشتر و نتایج همگی ما از این قانون هر روز بزرگتر و پر رنگ تر بشه .الهی امین .
خانم نامدار عزیز ….بهتون تبریک میگم دوست خوبم….این اتفاقات همه نشانه اند برای اینکه به شما نشون داده بشه تو مدار درستی هستید…ادامه بدید دوست خوبم و منتظر بزرگ تر شدن نتایج باشید البته در کنار سیر تکامل تون.امیدوارم هر روز بیاید و خبر های خوب بهتری رو برامون بگید.از خداوند براتون بهترینها رو ارزو میکنم.
قطعا تغییر فرکانسهای شما باعث شده که موفقیت جدیدتون رو بدست بیارید و بزرگی این موفقیت همون طور که خودتون هم اشاره کردید اینه که تغییر فرکانس = تغییر نتایج. این یه قانونه کلیه. جهان هم جهان تکامل تدریجی هست موفقیتها کم کم بزرگ و بزرگتر میشن و قطعا موفقیت بزرگی دفعتا روی نمیده. مسیر زیبای پیش رویتون رو به شما تبریک میگم و منتظر شنیدن موفقیتهای بعدی شما هستم.
دوستان عزیز هم فرکانسی ام و استاد عزیزم اگر این متن را میخوانید سلام.
دوستان عزیزم بعد از بارها و بارها دیدن و شنیدن جلسه دهم قانون آفرینش با نام شهود منبع الهامات در طی این سالها و همچنین خواندن کتاب گفتگو با خدا، بارها شنیدن این نکته از استاد عزیزمان که خداوند با هر بنده ای که او را بخواند صحبت میکند، باید اعتراف کنم که به لطف خداوند این آگاهی ها بر ضمیر ناخودآگاهم تاثیرات مثبتی داشته و این واقعیت را برایم ملموس تر کرده که میتوانم با خداوندم صحبت کنم و او نیز با من صحبت کرده، جواب پرسشهایم را میدهد. البته به میزانی که او را باور دارم و بر روی این حسم کار کرده ام…
امروز داشتم هر آنچه را که تا به امروز در رابطه با خداوند بزرگم آموخته بودم در ذهنم مرور میکردم… از چیزهایی که در گذشته به من آموخته شده بود و هیچ وقت به آن آموزه ها احساس نزدیکی نمیکردم و هرآنچه میدانستم شامل ترس از خداوند و یا دفاع از تفکری بود که در آن خداوند فقط خدای یه عده ی خاص بود و بقیه آدما همه بی خدا و گمراه…
اما امروز به لطف خودش آگاهی هایی از وجود بی پایان و ارزشمندش به من عنایت کرده که میتوانم احساس کنم که این خداوند خداوند عاشق است، کسی که متعلق به تمام افراد دنیاست و از او به جز عشق، ثروت، سلامت، آرامش و مهربانی و عطوفت به بندگانش عنایت نمیشود مگر اینکه آن بندگان خودشان این را نخواهند و متاسفانه چقدر تعداد این افراد زیاد است و این حقیقت محجور…
حال چرا از این خداوند چیزی به جز آنچه ذکر کردم عنایت نمیشود؟ چون بر طبق آنچه آموختم خداوند بزرگ در زمانی که هیچ کس نبود به جز وجود متعالیش تصمیم به تجربه خود گرفت و تصمیم گرفت که برای تجربه خودش، خود را به واحدهای کوچکتری تبدیل کرده و از دیدگاه جزء به کل (خودش) بنگرد تا بتواند عظمت و شکوه خود را درک کند. سپس تصمیم به خلق جهان نسبیت گرفت تا در تضاد آنچه خودش است را تجربه کند، آنچه که او نیست (و این دقیقا همان کاریست که ما انسانها در این جهان به عنوان تکه ای از خداوند(همان جزء) انجام میدهیم) سپس از دیدگاه جزء به کل بنگرد و در درجه اول شکوه و عظمت بسیار زیاد خود را درک کند (همان کاری که ما در این جهان مادی سعی در انجام دادنش هستیم) و در درجه بعد به واسطه درک این عظمت بسیار زیاد، حالا به آن کل بنگرد (خداوند) و این آگاهی را بدست آورد که حال که من با این کوچکی این قدر توانا و شگفت انگیزم ببین خداوندِ کل چقدر با عظمت و با شکوه و بی پایان است!!!! دوستان عزیزم این نکته را فراموش نکنید که ما همان اجزاء کوچک شده خداوندیم و همه ما در زندگی رسالتی داریم با شیوه های مختلف، اما نتیجه همه آنها شناخت آن کل با عظمت است… و به یاد حسین بن منصور حلاج و فریاد انا الحق می افتم که در آن زمان و شاید هم در همین زمان کسی جز رهپویان راه حق او را نفهمیدند و به دارش کشیدند و چه زیبا و با شکوه فریاد انا الحق میکشید و ایمانش را به رخ خداجویان کشید و به وصال حق شتافت… روحش شاد…
دوستان عزیزم خداوند عشق مطلق است این میزان از عشقی که در وجود ما قرار داده شده، همین عشقی که در ارتباط با همسرمان، فرزندمان، دوستانمان، همین عشقی که در میان این جمع صمیمی وجود دارد، اینها از جنس عشقی است که خدا در وجود خود دارد چون ما همه از جنس او هستیم. هرآنچه از احساس خوب درک میکنیم از ثروت، شادی، سلامتی و … همه از جنس خداوند است و هرآنچه در مقابلش درک میکنیم مانند فقر، غم، بیماری و … (بزرگترین آن یا به تعبیر من، مادر تمام احساسها، یعنی عشق و تضادش یعنی ترس) همه برای درک مفهوم عشق و زیر مجموعه هایش است. مبادا سختی ها بیماریها فقرها غم ها ما را از هدف زندگیمان بازدارد و جزء کسانی شویم که یا هدفشان را در جهان گم کرده اند یا به میزان کمی به این هدف رسیده اند… چرا این کره خاکی با این همه تفاوتها و تضادها، این همه فرهنگ ها و افراد متنوع و گوناگون خلق شده؟ چرا خداوند خود را به 7 ملیارد جزء تقسیم کرده برای شناخت خودش؟ چرا مثلا 10 ملیارد جزء نه؟ چرا 10 جزء نه؟ چرا 100 ملیارد نه؟ سوال خوبیست نه؟
خب جهان روند تکاملی خود را همواره طی کرده قبلا جمعیت کره زمین 7 ملیارد نبوده و هیچ تضمینی نیست که این جمعیت روزی به 100 ملیارد هم نرسد یا هر عدد و رقمی، چون زمین بسیار گسترده است و گنجایش بسیار بیشتر از این ها را هم دارد. حال به جهان آفرینش فکر کنید و عظمتش… سیارات و ستاره ها و کهکشانها و تحقیقاتی که در حال انجام است برای زندگی در کرات دیگر. جهان هر روز پتانسیل بیشتری از خود ارائه میدهد و به قول استاد عزیزمان نعمت ها و ثروتها هر روز بیشتر و بیشتر میشوند و این جهان هستی میتواند تا بی نهایت از خود پتانسیل بیشتر نشان دهد و تنها خدا میداند نسلهای بعد از ما چه پتانسیلهایی از این جهان هستی بلفعل کنند… اینها را همه به عنوان مقدمه گفتم برای جواب این سوال که چرا این همه تنوع در زمین و کهکشان؟!!! میدانیم که همه چیز در جهان هستی به تسخیر انسان درآمده و این اراده خداوند است که انسان اشرف مخلوقات باشد و همه و همه چیز برای انسان. پس فکر کنید…. فکر کنید…
به یاد صحبتهای یکی از هموطنان عزیز و ارزشمندم می افتم، خانم انوشه انصاری که میگفت “وقتی از من میپرسن که این علاقه به فضا از کجا در شما بوجود اومده من دوست دارم بهشون یه عکس نشون بدم که در اون تلسکوپ هابل به مدت 10 روز فقط به یه قسمت از فضا نگاه کرده که هیچی توش نیست…. ولی وقتی که با دقت نگاه میکنید میبینید که حدود 3000 تا کهکشان فقط توی اون قسمت عکس وجود داره و من فکر میکنم که کسی نیست که این عکسو ببینه و از خودش نپرسه که اینها از کجا اومدن؟ به کجا دارن میرن؟ ما از کجا اومدیم و به کجا داریم میریم؟ اصلا اینجا چی کار داریم میکنیم؟؟؟ و این که فضا و کهکشانها انقدر بزرگ هستن که خیلی چیزا میتونن به ما در مورد خودمون یاد بدن” از همین جمله آخر خانم انصاری میخوام استفاده کنم و بگم که انسانها هر کدام به میزانی از شناخت از خداوند در طی حیات خود میرسن. کسی که در تمام مدت عمر خودش از روستایی که در اون زندگی میکرده خارج نشده فقط به میزانی که پدر و مادرش و همسایه هاش توی اون روستا براش از خداوند تعریف کردن، خداوند رو درک میکنه. کسی که از روستاش بیرون میاد و به شهر میره تضارب آرای بیشتر و تضادهای بیشتر رو متوجه میشه و به نسبت، خداوند بزرگتری رو درک میکنه و کسی که به مسافرت در کشورهای مختلف میپردازه و فرهنگ ها و آداب و رسوم بیشتری رو میبینه، خدای بزرگتری رو درک میکنه و کسی که به فضا میره به نسبت خداوند پر عظمت تری رو درک میکنه. پس خداوند سیارات، ستاره ها، منظومه خورشیدی، کهکشان را شیری و تمام کهکشانهایی که تا کنون انسان قادر به درک وجودشون شده رو بی هدف خلق نکرده. اونها رو خلق کرده که به ما انسانها قدرت و عظمت و بزرگی بیشتری از خودش رو نشون بده برای کسایی که میخوان خداوند رو در ابعاد وسیعتری درک کنن. خوشا به حال راسخون فی العلم ها … خوشا به حال انوشه ها… اگر انسان پس از مرگ در درجات متفاوتی از نعمتهای خداوند بهره مند بشه به حقیقت به عدل و عدالت این اتفاق می افته…
در پایان شعری رو که خانم انصاری به نقل از خانم “کرن ریبن” میخونه رو براتون مینویسم…
Only as high as i reach can i grow
تنها به اندازه ای که دستم میرسد رشد میکنم
Only as far as i seek can i go
تنها به اندازه ای که میجویم خواهم یافت
Only as deep as i look can i see
تنها به عمقی که نگاه میکنم خواهم دید
And only as much as i dream can i be
و تنها به اندازه ی ارزوهایم خواهم بود
خداوند بزرگ را سپاسگزارم که از او میپرسم و او جواب میدهد…
سپاسگزارم که وقت گذاشتی و متن من رو خوندی. در زمان نوشتن متن احساس خیلی خوبی داشتم و خوشحالم که این احساس خوبم به واسطه کلماتم به تو دوست عزیزم منتقل شده… خداوند را سپاسگزارم… همیشه از نظرات زیبات لذت میبرم…
سلام دوست عزیز ، خیلی خیلی خیلی لذت بردم و شگفت زده شدم از این توصیف زیبای شما از خداوند ، خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم ، امیدورام همیشه خدا پشت پناهتون باشه و همیشه شاد و سلامت و ثروتمند باشین در دنیا و اخرت
استاد گرامی سلام
منم همه پروفایلهارو خوندم. دقیقا منم مثل آقای بابایی از اینکه چقدر انسانهای تلاشگری داریم خوشحالم و اشک ریختم. چقدر خوشحالم میبینم مردم کشورم دارن آگاه میشن و باورها و عقاید خرافی گذشته داره کمرنگ میشه
و واقعا لذا میبرم که میبینم اینهمه آرزوی خیر و برکت مردم بخاطر فایلاتون دریافت میکنین. منم خیلی دوست دارم اینهمه انرژی مثبت به دنبالم باشه
بیرون زتو نیست هر آنچه د رعالم هست
دوست خوبم نرگس صادقی سلام و سپاس
سرور شما از موفقیت دیگران نشان از مناعت طبع و در مسیر تکامل بودن شما است. مبارک باشد.
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
سلام دوستان عزیزم
شکر گزاری دیروزم مثل بمب ترکوند.
بعد از دیدن فایل استاد دیروزم را کامل به شکرگزاری اختصاص دادم. کلی در سایت نعمت هامو نوشتم، در صفحه اینستاگرام روز شکر گزاری را تبریک گفتم و دعوتشان کردم به نوشتن نعمت هاشون و کلی در دفترم نوشتم کلا تا 11 12 شب هی مینوشتم.البته وقفه هایی را داشتم.
ایده ها و جواب هایی را امروز دریافت کرده ام بینظیر. احساس سبک بالی میکنم. احساس فوق العاده ای سرتا پامو فرار گرفته. واقعا از باز شدن و دیدن راه های ساده و بدیع امروز برای بدست آوردن پول متحیر شده ام!!!
استاد راست میگه معجزات شکرگزاری آدمو دیوانه میکند.ایمانم به قدرت شکرگزاری بیشتر و بیشتر شد.
ایده هایی فوق العاده، جواب سوال هایی که پرسیدم، برای رسیدن به اهدافم امروز به من داده شده که به دنبال عملی کردن آن هستم.باور کنید که ماهها منو جلو انداخت.
از این به بعد روزی را در هفته به عنوان روز شکر گزاری اختصاص خواهم داد و( بیشتر از یک ساعتی که به طور معمول هر روز نعمت هایم را مینویسم) در آن روز بیشتر نعمت هامو مینویسم.
شما هم تا میتوانید بنویسید خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
گفتم تا خبر داغه اونو با دوستانم به اشتراک بزارم.?
شاد، موفق و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید??????
تمام نعمت های دنیا ارزانی دل پاکتان.
فکر یک روز در هفته به عنوان روز شکر گزاری خیلی خوشم اومد حتما انجامش می دهم.
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
سلام
خبر شما مثل یک پیراشکی داغ و شکلاتی بدجور به همه مایی که این متن رو خوندیم چسبید
لذیذ هست و خوشمزه
دوست داری همیشه از این پیراشکی ها بخوری
دوست داری همیشه سپاس گزاری کنی و این راه را ادامه بدی
تمرین کتاب معجزه سپاس گزاری رو انجام میدم
امروز ذهنم میگفت چقد سخت شده! چجوری انجامش بدم!
اما با این خبرت گفتم ایول من ادامه میدم، ادامه میدم…..
چون تا همین الان هم خیلی نتیجه و معجزه دیدم
یکم آدم یادش میره?
خلاصه مرسی…
در پناه الله یکتا
تو فوق العاده ای هادی جان…
ما همگی فوق العاده ایم…
هر روز نشانه ها بیشتر از دیروز
??? ??? ??? ?
چند روز پیش یهویی هوس نان سنگک کردیم به بچه ها گفتم تخم مرغ درست کنید منم الآن میرم و با یه نون سنگک خاشخاشی میام.
سریع رفتم سنگکی نزدیک خونمون و دیدم برخلاف همیشه خیلی شلوغه و من هم یه دونه بیشتر نمی خواستم.
یاد جلسه دوم استاد افتادم یعنی «قانون درخواست»
گفتم آقا امکان داره به من یکی بدی برم؟ آخه به بچه هام گفتم زود میام و اونها هم منتظرن.
شاتر گفت ای بابا بزار نفست بیاد جا تازه اینها هم مثل تو یکی می خوان.
گفتم پس هیچی من میرم چون وقت ندارم.
اون نفر اولی که داشت نان می گرفت گفت آقا بیا شما یه نان بگیر برو. همه بدجور نگاش کردن قبل از اینکه کسی حرفی بزنه گفت من 10 تا می خواستم یکیشو میدم به این آقا و خودم 9 تا می برم. یعنی نان خودشو به من داد و من بدون صف و جلوی دیگران نان نگرفتم.
خیلی جالب بود ها…
این بود قدرت درخواست و اعتماد به قوانین الهی…
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
عالی بود آقای جوان…
سلام لیلا جان ممنونم از لطف عزیزم
شما و همه دوستان این سایت هم بی نظیرید . وقتی تجربه هاتون رو می خوندم میگفتم خدایا اینها فوق العاده ان حق داشتی بگی فتبارک الله احسن الخالقین . دلم میخواست به جای 5 امتیاز به همه تون هزاراااااااااااااااااااااااان امتیاز بدم .
تو نوشته های تک تک تون خدا رو دیدم و لمس کردم .
برای همه تون بهترین رو ارزو می کنم
سلام
درود بر هرکسی که خالق زندگی و شرایط خودش شده
دوستان عزیز سلام یادم نمیاد اوچندسال پیش داشتم داخل اینترنت یه فایل انگیزشی از استاد میدیدم
آخرش آدرس سایت بود
اینجوری بود که عضو خانواده عباس منشی ها شدم
زمان زیادی میگذره از اون موقع , حالا میفهمم که لطف خدا بوده که با این سایت آشنا شدم
اما بعد
من یه جون 23 ساله بودم تازه از همسرم جدا شده بودم و شرایط و اوضاع بدی داشتم
هرروز به سایت سر میزدم و تمام فایل هارو دانلود میکردم و گوش میدادم
اینجوری بود که فهمیدم باید مسولیت شرایط و اوضاع زندگیم را بپذیرم و هیچ کس را مقصر ندونم
دوستان الان که دارم براتون این متن را مینویسم ایمان دارم که خودم تمام شرایط و اتفاقات را به وجود آوردم
اون موقع ناخواسته و بدون آگاهی این اتفاقات را وارد زندگیم کردم
اما الان دارم آگاهانه زندگیم را مدیریت میکنم. حدودا چهارسال از اون موقع میگذره و من خیلی تغیر کردم
شاید باورتون نشه اما معجزه چیزی جز باورهای محقق شده ما نیست. همه ما به اندازه ایمانمون بدست میاریم . وقتی برگه های هدف گذاری و سپاس گذاری که اون سالها نوشته بودم را پیدا کردم و خوندمشون فقط اشک میریختم. اون اهداف و پول و درآمد و شرایطی که میخواستم داشته باشم را الان توی زندگیم دارم و این معجزه زندگی من هستش
خیلی راه دارم که باید ادامشون بدم و ادامه خواهم داد
ثمره گروه عباس منش برای من ایمان به خدا و نماز و ثروتمند شدن بود
هررو
آقا اسماعیل عزیز
آرزوی موفقیتهای روزافزون برای شما دوست عزیزم دارم
همواره شاد و ثروتمند باشید….
با سلام خدمت دوستان و استاد بزرگوار
من علی رضا از قم 32 ساله و کارشناس معماری هستم.
بنده در یک خانواده ای که از نظر بنیه علمی ضعیف و بنیه مالی متوسط بود متولد شدم.(معتقدم که بنیه علمی و مالی خانواده در موفقیت زود هنگام فرزندان تاثیر بسزایی دارد)
من تا دیپلم را به صورت عادی و با روندی متوسط و گاهی ضعیف طی کردم، ودر این سالها تفریح من در کودکی بازیهای توی کوچه و سینما و فیلمهای ابگوشتی اون موقع و بازیهای کامپیوتری بود که با برادرم کلوپ بازی هم داشتیم.
در کنار اینها درس هم می خواندم، بعد از دیپلم مقطعی رو کار کردم تا رفتم خدمت و بعد از ان کاردانی را طی کردم .
باز یه 2 سالی در گیر درس و کنکور بودم و مدتی کار متفرقه کردم تا کارشناسی قبول شدم، در طول تحصیل در دانشگاه هم متوسط و ضعیف بودم .
تا اینجای کار و جلوتر من از نظر دهنی به زعم خودم یک گوسفند بودم که فقط زنده بود و نفس می کشید.
اوج اسفناک من از اینجا شروع میشه، من که به صورت کاملا متوسط به پایین از نظر ذهنی و درسی تا اینجا رشد کرده بودم وقتی وارد دانشگاه شدم روند مضخرف خود را در رشته معماری ادامه دادم تا رسیدم به پایان نامه،البته من از دانشگاه اراک در دانشگاه قم مهمان بودم.
حالا من باید با درس ضعیف وفن بیان ضعیف وروحیه و خود باوری و اعتماد به نفس و ذهنیت ضعیف جلوی 3 تا استاد که یکی مدیر گروه بود و بسیار گیرو بقیه بچه ها ، از رساله ام دفاع می کردم.
خلاصه اقای که شما باشید من که مرد این کار نبودم شروع به عقب انداختن دفاع کردم .
از اون موقع بود که چرا چرا های من شروع شد و زمین و زمان را به غیر خودم محکوم می کردم و گذشته و حال خود را ماخذه می کردم و با اجازتون سقوط کردم درون چاه و چیزی حدود 2 سال دچار افسردگی و وسواس فکری و عملی شدم انگار که به کما رفته باشم و کامل دانشگاه را رها کردم و در این مدت دچار قفل ذهنی شده بودم چه گذشت بر من بماند،
اون اواخر دیگه بریده بودم و در حال غرق شدن بودم بعد کمی در مورد افسردگی تحقیق کردم .
من که قبل از این که دچار افسردگی بشم کلی معضل داشتم و حالا قوزه بالاقوزشده بود .
نمی دانم اتفاق بود یا کار خدا که یک سری افکار به ذهنم خطور کرد و افسردگی را ظرف چند لحظه خاک کردم، و این هیولای ضعیف یک تجربه بزرگ در زندگی من رقم زد( نگران نباش به استاد هم می رسیم)
خلاصه بعد از امدن به خونه اول رفتم دانشگاه و دیدم مدیر گروه عوض شده دفاع را هم برداشته بودن من هم از خدا خواسته و البته کمی مکافات از دانشگاه خلاص شدم.
من تا این جا کمی از ذهن و حافظه می دانستم ، به هر حال بین دانستن و فهمیدن فاصله هست.
سال 93 شد و من هنوز همان ادم قبلی بودم.
اوایل این سال در جستجوی کار بودم و برای رسیدن به حداقل کار در حوزه معماری خدا خدا می کردم.
تا این که رفتم پیش یکی از دوستام که پیمانکار بود و بعد از مدتی کار خوابید و من هم اواره شدم و بدون هیچ هدف و برنامه ای دور خودم می چرخیدم، تا این که هوای اینترنت به سرم زد و رفتم خط گرفتم و اخرین حماقت زندگی ام را مرتکب شدم و نزدیک به 2 ماه شبانه روز توی نت بودم و حدود 200 گیگ فیلم دان کردم.(الان من دشمن سرسخت 90 درصد فیلمهای دنیام)
بنده تا این جای کار حق گوسفندی را به نحو شایسته به جای اورده بودم در زندگی ام
اواخر حجمم بود که قید فیلم را زدم و سرچ کردم موفقیت و اولین فایلی که در این رابطه دان کردم سمینار یادگیری و تندخوانی استاد بود و به زعم خودم همین سمینار به تمام فیلمهای دنیا می ارزید.
وقتی این فایل را گوش کردم برج 10 سال 93 بود و من تازه فهمیده بودم که یه من ماست چقدر کره روشه.
دوران طلایی من از اینجا شروع شد.
وقتی سرنخ را به کمک استاد به دست گرفتم تا الان دارم می کشم و تا اخر عمر هم از ان خسته نمی شم و خوشبختانه این کلاف تمام شدنی نیست مگر این که خودم متوقف شوم.
به هر حال من متوجه شدم با این ذهنیت هیچ موفقیتی نخواهم داشت.
اواخر سال 93 بود که تصمیم گرفتم خودم را بازسازی کنم و برای موفقیت در تمام ابعاد زندگی نیازبه تغییر برنامه ریزی ذهنی ام داشتم و از فایل های رایگان استاد عزیز نهایت استفاده را کردم.
علاوه بر استاد که بنده را از مرداب نجات داد به واسطه شناخت ایشون توانستم با استاد ازمندیان هم اشنا بشم دیگر نور علی نور شده بود .
به هر حال تصمیم گرفتم سال 94 را روی ذهنم سرمایه گذاری کنم و با توجه به این که همین جوری هم سالها از زندگی عقب بودم تمام سال را روی باورها و برنامه ذهنی ام کار کردم که علاوه بر کمک اساتید محترم کتابهای زیادی هم در حوزه موفقیت بلعیدم .
چون به خلا در زندگی برای تحول رسیده بودم به دنبال 5 اصل موفقیت در زندگی و کنکور رفتم.
خلا-هدفگذاری-برنامه ریزی-روشهای مطالعه و بهداشت روان
علاوه بر موارد فوق من در این سال روی بهترین روش یاد گیری زبان و تقویت دروس ضعیف و راهکارهای موفقیت در ارشد تحقیقات بسیاری کردم.
و به یک باره چنان خودم را عاشق
خدا-زندگی-اینده-معماری-روانشناسی موفقیت-هوش مالی-هوش های چند گانه (خصوصا هوش درون فردی)-زبان –ریاضی-ادامه تحصیل- خلاقیت-مطالعه-سفر – روابط اجتماعی-هدف –برنامه-تند خوانی- یادگیری- انگیزه – تلاش – اراده و….. یافتم که متحیر شدم.
و در اخر من در سال 95 رقتم پیش همون دوستم و مشغول به کار شدم .
درسته از نظر مالی و زندگی عقب هستم ولی از نظر ذهنی و روحی چنان پیشرفتی کردم و عمق دیدی پیدا کردم و برای اینده ای خارق العاده چنان هدف گذاری و برنامه ریزی کردم و به قول معروف چنان امپراطوری در ذهنم ساخته ام که وقتی خود را با گذشته ام مقایسه می کنم مبهوت می شم.
و این پیشرفت ذهنی و روحی و این خود باوری و خود شناسی را بعد از خدا مدیون استاد عباس منش و استاد ازمندیان هستم.
شاد و ثروتمند و پاینده باشید.
دوست خوبم علی رضا سلام و سپاس
خودباوری شما قابل تحسین است. پیروز و موفق باشید.
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
علی رضای عزیز
دیدگاهت رو خوندم کلی چاشنی طنز داشت و کلی لذت بردم. و این هم یکی از همون نعمت هایی که که خدا به تو داده که جهت موفقیت ات خیلی می تونی ازش استفاده کنی هرجا هستی شاد و پیروز باشی
یکی از شماها
محمدحسین
علی رضای گرامی
ممنون از داستان تاثیرگذارتون
دوستان و استاد عزیز سلاااااام .
امیدوارم زندگی همتون پر شده باشه از اتفاقات قشنگ .
دوستان چون قرار شده نتایجمون رو با هم به اشتراک بزاریم من اتفاق خوب امروزم رو اینجا مینویسم .من قبلا با خودم میگفتم که نتایج باید خیلی بزرگ باشن تا اینجا نوشته بشن ولی بعضی مواقع اتفاقات هر چند کوچیکی برای ادم پیش میاد که هیچ راهی برای به وجود اومدن اون اتفاق از نظر ما پیدا نمیشده ولی وقتی واقعا اون اتفاق رو ازته قلب ازخداوند میخوایم درست همون موقع در کمال ناباوری خداوند اون نتیجه رو با قوانین بدون تغییر جهان برامون به وجود میاره .در این شرایط کوچکترین اتفاق به نظر من یه نتیجه خییییییییلی بزرگه .
فکر میکنم یه بار دیگه هم گفته باشم که من هر وقت روی رابطه م با خدا وند کار میکنم و سعی میکنم شکر گذاری اون روزم با تمام وجود باشه خداوند همون شکر گزاری و همون احساس خوب رو چند برابر به بهم برمی گردونه انگار من هر وقت میگم خدایا دوستت دارم خداوند مهمون احساس دوست داشتن رو به من برمیگردونه با این تفاوت که چند برابر بیشتر .
این روزا من یه پولی رو برای کاری لازم داشتم با اینکه اصلا واجب نبود ومیتونستم صبر کنم تا پول دستم بیاد بعد انجامش بدم ولی با خودم گفتم برای خداوند که کاری نداره که العان این پول رو به من برسونه .از خداوند خواستم این پول امروز به دستم برسه .توی دفترم این جمله رو نوشتم وخداوند رو به خاطر این پول شکر گزاری کردم .
به ذهنم رسید که از شرکت این پول رو بگیرم(همون الهاماتی که استاد همیشه ازش حرف میزنه ) وخود خدا میدونه که اصلا شرایط گرفتن پول از شرکت توی این زمان اصلا نبود .
با اینکه مدیر عامل ما بارها گفته که در مورد مسائل مالی هیچ وقت با ایشون صحبت نکنیم ولی من تصمیم گرفتم بگم که من این مبلغ رو لازم دارم . اول گفتن که شما که میدونید در حال حاضر پولی نیست ؟!!! ولی یک ساعت دیگه دوباره از من پیگیری کنید ..
دوستان باور نمیکنید کمتر از یک ساعت و قبل از پیگیری مجدد 2 برابر پولی رو که گفته بودم رو از شرکت گرفتم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
هنوز هم متحیرم که چرا دوبرابر !!!!!!!اونم توی این شرایط وچطور وقتی که تا ساعتی قبل اصلا پولی نبود !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! با خودم گفتم این رو خدا خواسته تعجبی نداره چون خداوند بی نهایت رزاقه وبینهایت بخشنده .دوستااان انگار تمام داشته های این جهان وجهان دیگه فقط وفقط به ارتباط خوب وعاشقانه با خدا بستگی داره .به قول استاد توی فایل شعر پروین اعتصامی هر چیزی که از این دنیا میخوایم خداوند بهمون میده فقط باید خدارو باور کنیم.
قبلا وقتی دوستان از نتایج بزرگشون توی سایت مینوشتن من میگفتم خوب طبیعیه وقتی کسی این نتیجه ها رو میگیره بایدم خدا رو اینقدر باور کنه در حالی که اون دوستان چون خدا وند رو بیشتر باور داشتن نتایج بزرگتر میگرفتن .
با تمام وجودم از خداوند میخوام که شناخت ما از خداوند هر روز بیشتر و بیشتر و نتایج همگی ما از این قانون هر روز بزرگتر و پر رنگ تر بشه .الهی امین .
دوست خوبم خانم نامدار سلام و سپاس
چه ایمان بالایی و چه ثبات قدمی. آفرین.
تجربیات شما پر است از انرژی مثبت. بنده که جان دوباره می گیرم. همیشه در اوج بدرخشید …
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
سلام دوست عزیز سرکار خانم نامدار
خیلی خیلی از اتفاق جالبی که براتون افتاده خوشحالم امیدوارم همواره زندگیتون پر از فراوانی و ثروت باشه
سلام تبریک میگم بهتون بابت اینکه تونستید به درک درستی از قانون جذب برسید و در روند صحیح این قانون قرار گرفتی
امیدوارم این روند پررنگ تر و محکم تر براتون ادامه داشته باشید تا به موفقیت و اهداف مد نظرتون برسید
موفق باشید
سلام خانم نامدار عزیز
بخاطر موفقیتی که بدست اوردید بهتون تبریک میگم و بهترین ها رو از خداوند برای شما میخام.
خانم نامدار عزیزم سلام
قرآن می فرماید هر فردی خداپرست وپرهیزگار باشد دو باغ بهشت به او عطا می شود ،پس قانون همیشه جواب می دهد و دو برابر پول دریافت می کنید
خانم نامدار عزیز ….بهتون تبریک میگم دوست خوبم….این اتفاقات همه نشانه اند برای اینکه به شما نشون داده بشه تو مدار درستی هستید…ادامه بدید دوست خوبم و منتظر بزرگ تر شدن نتایج باشید البته در کنار سیر تکامل تون.امیدوارم هر روز بیاید و خبر های خوب بهتری رو برامون بگید.از خداوند براتون بهترینها رو ارزو میکنم.
خانم نامدار گرامی سلام.
قطعا تغییر فرکانسهای شما باعث شده که موفقیت جدیدتون رو بدست بیارید و بزرگی این موفقیت همون طور که خودتون هم اشاره کردید اینه که تغییر فرکانس = تغییر نتایج. این یه قانونه کلیه. جهان هم جهان تکامل تدریجی هست موفقیتها کم کم بزرگ و بزرگتر میشن و قطعا موفقیت بزرگی دفعتا روی نمیده. مسیر زیبای پیش رویتون رو به شما تبریک میگم و منتظر شنیدن موفقیتهای بعدی شما هستم.
دوستان عزیز هم فرکانسی ام و استاد عزیزم اگر این متن را میخوانید سلام.
دوستان عزیزم بعد از بارها و بارها دیدن و شنیدن جلسه دهم قانون آفرینش با نام شهود منبع الهامات در طی این سالها و همچنین خواندن کتاب گفتگو با خدا، بارها شنیدن این نکته از استاد عزیزمان که خداوند با هر بنده ای که او را بخواند صحبت میکند، باید اعتراف کنم که به لطف خداوند این آگاهی ها بر ضمیر ناخودآگاهم تاثیرات مثبتی داشته و این واقعیت را برایم ملموس تر کرده که میتوانم با خداوندم صحبت کنم و او نیز با من صحبت کرده، جواب پرسشهایم را میدهد. البته به میزانی که او را باور دارم و بر روی این حسم کار کرده ام…
امروز داشتم هر آنچه را که تا به امروز در رابطه با خداوند بزرگم آموخته بودم در ذهنم مرور میکردم… از چیزهایی که در گذشته به من آموخته شده بود و هیچ وقت به آن آموزه ها احساس نزدیکی نمیکردم و هرآنچه میدانستم شامل ترس از خداوند و یا دفاع از تفکری بود که در آن خداوند فقط خدای یه عده ی خاص بود و بقیه آدما همه بی خدا و گمراه…
اما امروز به لطف خودش آگاهی هایی از وجود بی پایان و ارزشمندش به من عنایت کرده که میتوانم احساس کنم که این خداوند خداوند عاشق است، کسی که متعلق به تمام افراد دنیاست و از او به جز عشق، ثروت، سلامت، آرامش و مهربانی و عطوفت به بندگانش عنایت نمیشود مگر اینکه آن بندگان خودشان این را نخواهند و متاسفانه چقدر تعداد این افراد زیاد است و این حقیقت محجور…
حال چرا از این خداوند چیزی به جز آنچه ذکر کردم عنایت نمیشود؟ چون بر طبق آنچه آموختم خداوند بزرگ در زمانی که هیچ کس نبود به جز وجود متعالیش تصمیم به تجربه خود گرفت و تصمیم گرفت که برای تجربه خودش، خود را به واحدهای کوچکتری تبدیل کرده و از دیدگاه جزء به کل (خودش) بنگرد تا بتواند عظمت و شکوه خود را درک کند. سپس تصمیم به خلق جهان نسبیت گرفت تا در تضاد آنچه خودش است را تجربه کند، آنچه که او نیست (و این دقیقا همان کاریست که ما انسانها در این جهان به عنوان تکه ای از خداوند(همان جزء) انجام میدهیم) سپس از دیدگاه جزء به کل بنگرد و در درجه اول شکوه و عظمت بسیار زیاد خود را درک کند (همان کاری که ما در این جهان مادی سعی در انجام دادنش هستیم) و در درجه بعد به واسطه درک این عظمت بسیار زیاد، حالا به آن کل بنگرد (خداوند) و این آگاهی را بدست آورد که حال که من با این کوچکی این قدر توانا و شگفت انگیزم ببین خداوندِ کل چقدر با عظمت و با شکوه و بی پایان است!!!! دوستان عزیزم این نکته را فراموش نکنید که ما همان اجزاء کوچک شده خداوندیم و همه ما در زندگی رسالتی داریم با شیوه های مختلف، اما نتیجه همه آنها شناخت آن کل با عظمت است… و به یاد حسین بن منصور حلاج و فریاد انا الحق می افتم که در آن زمان و شاید هم در همین زمان کسی جز رهپویان راه حق او را نفهمیدند و به دارش کشیدند و چه زیبا و با شکوه فریاد انا الحق میکشید و ایمانش را به رخ خداجویان کشید و به وصال حق شتافت… روحش شاد…
دوستان عزیزم خداوند عشق مطلق است این میزان از عشقی که در وجود ما قرار داده شده، همین عشقی که در ارتباط با همسرمان، فرزندمان، دوستانمان، همین عشقی که در میان این جمع صمیمی وجود دارد، اینها از جنس عشقی است که خدا در وجود خود دارد چون ما همه از جنس او هستیم. هرآنچه از احساس خوب درک میکنیم از ثروت، شادی، سلامتی و … همه از جنس خداوند است و هرآنچه در مقابلش درک میکنیم مانند فقر، غم، بیماری و … (بزرگترین آن یا به تعبیر من، مادر تمام احساسها، یعنی عشق و تضادش یعنی ترس) همه برای درک مفهوم عشق و زیر مجموعه هایش است. مبادا سختی ها بیماریها فقرها غم ها ما را از هدف زندگیمان بازدارد و جزء کسانی شویم که یا هدفشان را در جهان گم کرده اند یا به میزان کمی به این هدف رسیده اند… چرا این کره خاکی با این همه تفاوتها و تضادها، این همه فرهنگ ها و افراد متنوع و گوناگون خلق شده؟ چرا خداوند خود را به 7 ملیارد جزء تقسیم کرده برای شناخت خودش؟ چرا مثلا 10 ملیارد جزء نه؟ چرا 10 جزء نه؟ چرا 100 ملیارد نه؟ سوال خوبیست نه؟
خب جهان روند تکاملی خود را همواره طی کرده قبلا جمعیت کره زمین 7 ملیارد نبوده و هیچ تضمینی نیست که این جمعیت روزی به 100 ملیارد هم نرسد یا هر عدد و رقمی، چون زمین بسیار گسترده است و گنجایش بسیار بیشتر از این ها را هم دارد. حال به جهان آفرینش فکر کنید و عظمتش… سیارات و ستاره ها و کهکشانها و تحقیقاتی که در حال انجام است برای زندگی در کرات دیگر. جهان هر روز پتانسیل بیشتری از خود ارائه میدهد و به قول استاد عزیزمان نعمت ها و ثروتها هر روز بیشتر و بیشتر میشوند و این جهان هستی میتواند تا بی نهایت از خود پتانسیل بیشتر نشان دهد و تنها خدا میداند نسلهای بعد از ما چه پتانسیلهایی از این جهان هستی بلفعل کنند… اینها را همه به عنوان مقدمه گفتم برای جواب این سوال که چرا این همه تنوع در زمین و کهکشان؟!!! میدانیم که همه چیز در جهان هستی به تسخیر انسان درآمده و این اراده خداوند است که انسان اشرف مخلوقات باشد و همه و همه چیز برای انسان. پس فکر کنید…. فکر کنید…
به یاد صحبتهای یکی از هموطنان عزیز و ارزشمندم می افتم، خانم انوشه انصاری که میگفت “وقتی از من میپرسن که این علاقه به فضا از کجا در شما بوجود اومده من دوست دارم بهشون یه عکس نشون بدم که در اون تلسکوپ هابل به مدت 10 روز فقط به یه قسمت از فضا نگاه کرده که هیچی توش نیست…. ولی وقتی که با دقت نگاه میکنید میبینید که حدود 3000 تا کهکشان فقط توی اون قسمت عکس وجود داره و من فکر میکنم که کسی نیست که این عکسو ببینه و از خودش نپرسه که اینها از کجا اومدن؟ به کجا دارن میرن؟ ما از کجا اومدیم و به کجا داریم میریم؟ اصلا اینجا چی کار داریم میکنیم؟؟؟ و این که فضا و کهکشانها انقدر بزرگ هستن که خیلی چیزا میتونن به ما در مورد خودمون یاد بدن” از همین جمله آخر خانم انصاری میخوام استفاده کنم و بگم که انسانها هر کدام به میزانی از شناخت از خداوند در طی حیات خود میرسن. کسی که در تمام مدت عمر خودش از روستایی که در اون زندگی میکرده خارج نشده فقط به میزانی که پدر و مادرش و همسایه هاش توی اون روستا براش از خداوند تعریف کردن، خداوند رو درک میکنه. کسی که از روستاش بیرون میاد و به شهر میره تضارب آرای بیشتر و تضادهای بیشتر رو متوجه میشه و به نسبت، خداوند بزرگتری رو درک میکنه و کسی که به مسافرت در کشورهای مختلف میپردازه و فرهنگ ها و آداب و رسوم بیشتری رو میبینه، خدای بزرگتری رو درک میکنه و کسی که به فضا میره به نسبت خداوند پر عظمت تری رو درک میکنه. پس خداوند سیارات، ستاره ها، منظومه خورشیدی، کهکشان را شیری و تمام کهکشانهایی که تا کنون انسان قادر به درک وجودشون شده رو بی هدف خلق نکرده. اونها رو خلق کرده که به ما انسانها قدرت و عظمت و بزرگی بیشتری از خودش رو نشون بده برای کسایی که میخوان خداوند رو در ابعاد وسیعتری درک کنن. خوشا به حال راسخون فی العلم ها … خوشا به حال انوشه ها… اگر انسان پس از مرگ در درجات متفاوتی از نعمتهای خداوند بهره مند بشه به حقیقت به عدل و عدالت این اتفاق می افته…
در پایان شعری رو که خانم انصاری به نقل از خانم “کرن ریبن” میخونه رو براتون مینویسم…
Only as high as i reach can i grow
تنها به اندازه ای که دستم میرسد رشد میکنم
Only as far as i seek can i go
تنها به اندازه ای که میجویم خواهم یافت
Only as deep as i look can i see
تنها به عمقی که نگاه میکنم خواهم دید
And only as much as i dream can i be
و تنها به اندازه ی ارزوهایم خواهم بود
خداوند بزرگ را سپاسگزارم که از او میپرسم و او جواب میدهد…
“وَ قالَ رَبُّکمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکمْ إِنَّ الَّذِینَ یسْتَکبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی سَیدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِینَ”غافر، 60”
پروردگار شما گفته است مرا بخوانید تا اجابت کنم شما را کسانی که از عبادت من تکبر می ورزند به زودی با ذلت وارد دوزخ می شوند.
جناب صمیمی سلام و سپاس بابت آگاهی هایتان که با ما به اشتراک می گذارید. واقعا لذت بخش است.
یادتان هست که قبلا خدمتتان عرض کرده بودم : “در وجود نازنین شما شعله ای از ایمان برافروخته شده است که تا خود خدا ادامه خواهد داشت.»
و اکنون شاهد تجلی آنان هستیم …
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
استاد عزیزم آقای جوان سلام. من همیشه مدیون حمایتها و تشویقهای خالصانه شما هستم… حضور شما مایه برکت در زندگی من شده است… سپاسگزارم
میلاد جان دوست عزیز و صمیمی ام سلام
واقعا از خواندن نوشته شما درباره گفتگو با خدا لذت بردم و به من یاداوری کردی که بیشتر و بیشتر کتاب گفتگو با خدا را بخوانم.
از قسمتی که در مورد خانم انصاری، نابغه ایرانی، باور و امید گرفتم
بابت همه اینها و وجود گرمتون در این خانواده از شما ممنونم?
شاد، سالم وثروتمند باشید.
هادی جان دوست عزیز و فهیمم سلام.
سپاسگزارم که وقت گذاشتی و متن من رو خوندی. در زمان نوشتن متن احساس خیلی خوبی داشتم و خوشحالم که این احساس خوبم به واسطه کلماتم به تو دوست عزیزم منتقل شده… خداوند را سپاسگزارم… همیشه از نظرات زیبات لذت میبرم…
لذت بردم…..مرسی
سلام دوست عزیز ، خیلی خیلی خیلی لذت بردم و شگفت زده شدم از این توصیف زیبای شما از خداوند ، خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم ، امیدورام همیشه خدا پشت پناهتون باشه و همیشه شاد و سلامت و ثروتمند باشین در دنیا و اخرت
وای چقدر خوشحالم
این باور جدید داره معجزه میکنه (همیشه برای من پول هست) اتفاقات رخ میده برای من مثلا?
من هر روز میرم سوپرمارکت خریدم میکنم یا ….
تمام پولم خرج میکنم بعد که میرم سرکار رئیسم 10 هزار تومان و بهم میده میگه مال خودت یا داداشم و بابام پول واریز میکنن داخل حسابم
از جاهای پول بدست میرسه که گاهی اشک شوق میریزم
داشتم جلسه 11 دوره عملی راهنمای رسیدن به رویا گوش میکردم گفتم باور از این بهتره هم هست که این باور دیدم
پولی که در می اورم به مراتب بیشتر از پولی است که خرج میکنم
اصلا این باوره منو دیونه کرده خدایا شکرت خدایا شکرت
بچه ها همه چیز باوره
الانم دارم روی باورهای توحیدی و فراوانی کار میکنم
موفق باشید
چقدر شیرین است وقتی که نقش های زیبا و خاطره انگیز را در زندگی دوستانم می بینم.
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
به طور خلاصه من با استفاده از آموزش های اقای عباس منش از سطح خودکشی رسیدم به سطح خودشکوفایی.
الحمد لله رب العالمین.