رابطه خداوند و ثروت در ذهن - صفحه 6 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    252MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    34MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1017 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    پدرام فصیح زاده گفته:
    مدت عضویت: 1503 روز

    سلام استاد عزیزم

    سلامی به شما از استان کهگیلویه و بویراحمد شهرستان گچساران…

    من تا قبل از آشنایی با شما در تمام ابعاد زندگیم یه فاجعه ی به تمام معنا بودم.

    از نظر روابط داغون

    از نظر سلامتی داغون

    از نظر روحی داغون

    از نظر ثروت داغون داغون داغون

    ولی از نظر مذهبی بودن، آخرش بودم

    باورم هم این بود که این مشکلات همش امتحان خداست و من دارم امتحان میشم و ته دلم خوشحال هم بودم که اینقدر آدم خوبی هستم.

    آخه این ضرب المثل مثل میخ تو ذهنم بود( هر که در این بزم مقرب تر است،جام بلا بیشترش می‌دهند)

    این جمله هم خیلی به خودم میگفتم که آدم های پولدار روخدا مصائب خاصی بهشون نمیده تا اصلا صداش نکنن و اون دنیا به حسابشون برسه

    و حتی خودم هم به شدت بر این باور بودم که اگه پولدار بشم قطعا خودمو گم میکنم و خراب میشم.

    و اگه پول گیرم نمیومد و اطرافیانم که داغون بودن با من صحبت می کردن، میگفتن خدا برای بعضی ها پول نخواسته و برای بعضی ها خواسته. اونایی هم که پول دارن، ببین چقدر مریضی ها دارن و حالشون خوب نیست. همش مثلا هایی که خودم رو توجیه میکردم و دقیقا قضیه ی همون گربه و گوشت بود برای من.

    به شدت هم نسبت به اطرافیانم که پول داشتن حسادت میکردن و البته ته دلم هم میگفتم خداروشکر که مثل اونا نیستم و خدا منو بیشتر دوست داره.

    باور به چشم زخم منو داغون کرده بود و هر بار که به یه نقطه ی خوبی می‌رسیدم که میگفتم خداروشکر دارم پیشرفت میکنم، با مخ میخوردم زمین و دوباره از صفر صفر صفر و حتی منفی.

    زندگیم پر از قرض و قسط و وام بود.

    داغون بودم استاد.

    تز هم میدادم به خانوادم.

    حزر امام جواد و دعا و… هم که دیگه نگم براتون که چقدر برامون مهم بود. حتی هنوز بخش کم رنگ آیه و ان یکاد روی شیشه ماشینم هست.

    ولی استاد

    با تمام این باورهای داغون

    به لطف خدا و با کمک آموزش های شما هدایت شدم به زندگی بهشتی الانم.

    من اگه تو دفترم شرایطم رو نمی‌نوشتم ،باورم نمیشد که من همونم.

    امروز من و همسرم از ته قلب برای این شرایط الان شکر کردیم و یادمون اومد که چقدر داغون بودیم.

    الان به لطف فقط آموزش‌های زیر من الان درآمدم حدود 8 برابر دوسال پیش شده.

    1) آموزش های هدیه ی شما

    2) قدم اول دوازده قدم

    3) کتاب های الکترونیکی شما

    فعلا فقط اینا رو دارم

    ولی روی خودم کار کردم

    فکر کردم و تک تک باورهای بالا رو از وجودم انداختم بیرون.

    تک تک اونا رو من روشون کار کردم و تغییر دادم

    عجیب تو ته ذهنم لونه کردن و تا یه ذره رو خودم کار نمیکنم مثل علف هرز رشد میکنن و ترس و نگرانی میاد سراغم. ولی من یادگرفتم بسپرم به خدا و نگران نباشم.

    اطرافیانم روز به روز واقعا از همه ی نظر( موارد بالا) روز به روز دارن بدتر میشن و من به لطف خدای بزرگ روز به روز دارم بهتر و بهتر میشم و تک تک دارم آرزوهام رو تیک میزنم.

    خداروشکر بابت این قوانین ثابت که برای همه یکسانه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 49 رای:
    • -
      فاطمه گفته:
      مدت عضویت: 1176 روز

      سلام پدرام جان

      دقیقا همین باورایی که منم از بچگی زیاد شنیدم

      و چقدر هم ادعام میشد که من خیلی خوبم و گاهی هم که بهم فشار میومد از خدا گله میکردم منی که انقدر خوبم چرا باهام اینجوری میکنی!!

      خخخ

      دقیقا وقتی به خودم نگاه میکنم چقدر شخصیتم و نوع نگاهم تغییر کرده

      و یه چیز دیگه که پدرم بمن همیشه میگفت و من خیلی نسبت بهش احساس گناه داشتم

      اینکه من حجابی که مثلا مادر و خواهرم داشتن رو دوس نداشتم و پدرم همیشه از دست من شاکی و البته همیشه هم با من قهر بود و الان هم چند ساله در حد سلام و خداحافظی با هم صحبت میکنیم که برامم مهم نیس

      قبلنا خیلی غصه میخوردم ولی وقتی بحث مدار رو بهتر متوجه شدم الان دیگه ذره ای ناراحتم نمیکنه

      اها اون حرف که ببین حجاب نداری و راه خدا رو نمیری و اینجوری خدا بهت بلا میده

      چون من از همسرم جدا شده بودم و میگفتن از راه خدا دور شدی و این نتیجه عملته

      در حالی که اون وقتا من نماز هم میخوندم

      ولی خب خیلی باورام داغون بودن

      و همیشه یه احساس گناهی داشتم که خدا منو رها کرده

      ولی الان که حتی راحت تر از اون وقتا لباس میپوشم چقدر اتفاقا حالم بهتره و به خدا هم نزدیکتر شدم و پدرم هنوز همون باورها رو داره

      ممنون که منو یاد باورای خرابم انداختی

      خداروشکر میکنم که اینقدر عالی پیشرفت کردی

      موفق باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    سجاد محمودی گفته:
    مدت عضویت: 542 روز

    سلام و درود خدمت استاد عزیز و تمام هم فرکانسی های عزیزم

    چقدر زیبا و دقیق توضیح دادین استاد

    تا قبل از اینکه با سایت شما آشنا بشم که خیلی داشتم الان هم هست و هر روز احتیاج به تمرین داره

    جاییکه کار میکردم صاحب کارم خیلی پولدار بود و انسان خیلی شریفی هم بود

    دقیقا همون ضرب المثل که گفتین گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه پیف پیف

    ما میگفتیم چ فایده پولداره ولی خسیسه

    یا حق شاگردا رو خورده

    یا چند ساله مسافرت نرفته

    یا چه زندگی ساده ای داره

    ماشینش نگاه کن من اگه جاش بودم یکی بنز میخریدم

    درسته پولدارن ولی بلد نیستن چطور حالش ببرن ما که بلدیم نداریم

    یا اینکه امروز نماز نخوند

    ما حاضر نیستیم پول ما رو از خدا جدا کنه

    یا اینکه هر که بامش بیش برفش بیشتر

    یا اینکه هر جا بری رفیقتم رفیق پول جیبتم پس پولدار نشیم که رفیق هامون واقعی باشن بخاطر پول نباشه

    خدا را هزار مرتبه شکر از وقت آشنایی با سایت خرید دوره روانشناسی ثروت دارم تمرین میکنم

    پولدار شدن معنوی ترین کار دنیاست

    خدا پولدارا خیلی دوست دارد

    افراد پولدار تحسین میکنم

    الان هم در ایام حج هستیم چه کسانی میتونن برن خانه خدا بله درسته اونهایی که خیلی پولدارن

    محله های ثروتمند نشین خیلی خلاف کمتر میشه

    آرامش بیشتری داره

    آب و هواش بهتره

    استاد کاش درباره راهکارش بیشتر توضیح داده بودین یا تمرین چیزی

    حالا من دارم انجام میدم ولی عجله دارم

    اگه دوستی تمرینی داشت ممنون میشم

    به امید موفقیت روز افزون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 55 رای:
    • -
      جلال مسعودی گفته:
      مدت عضویت: 2694 روز

      سلام و درود فراوان خدمت دوست عزیز و گرامی ام

      آقا سجاد از کامنت زیبای شما لذت بردم ، چراکه منو یاد مسائل و دغدغه های ذهنی ام در ابتدای آشنایی با استاد و آموزش های ایشان انداخت.

      دوست عزیز همانطور که باور های مخرب و فقیرانه با تکرار فراوان و در مدت زمان طولانی در ذهن ما نقش بسته ، باورهای ثروت ساز هم با تکرار و تمرین و تمرکز روی منطق ها و دلایل درستی آنها در ذهن ما نقش می بندد و به تکامل می‌رسد.

      درک امروز شما از قوانین ثابت و همیشگی جهان هستی و خداوند عاشق و مهربان ، قابل تحسین و ستایش است.

      قطعا با تداوم و استمرار در این مسیر زیبا و لذت بخش ، شما هم یکی از ثروتمندترین و معنوی ترین انسان های روی زمین خواهید شد .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
      • -
        سیداحسان شفیعی گفته:
        مدت عضویت: 1222 روز

        سلام آقا سجاد

        یکی از بهترین تمرین ها نوشتن اهرم رنج و لذت هست

        که اگر باور هر چت ثروتمند تر شوم به خدا نزدیک تر می شوم رو در خودم ایجاد نکنم…. رنج ها

        اگر این اور رو در خودم ایجاد کنم…. لذت ها

        و همین باعث میشت که درد ورنج ایجاد نکردن این باور شما رو به سمتی ببره که ایجادش کنید

        و لذت هم از اون سمت به شما کمک میکنه ولی تکامل رو فراموش نکنید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    مهدی و نرگس گفته:
    مدت عضویت: 1803 روز

    به نام خداوندی که هر چه دارم از آن اوست

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان

    سلام خدمت دوستان عزیزم

    چقدر این فایل برام خاطرات و تجربیات پارسالم رو زنده کرد

    تجربیاتی که پر از درسه، اول برای خودم و دوم برای افرادی که این تجربیات رو میخونه

    توی کامنتهای قبلیم در مورد سفر جاده چالوس نوشتم و فایلهاش هم در سایتمون موجوده

    من و عشقم پارسال 22اردیبهشت ماه بود که سفر در دل جاده چالوس رو شروع کردیم

    سفری که با یه چادر سه متری و دوتا کوله پشتی شروع شد

    سفری که از من یه نرگس جدید ساخت یه انسانی که معنای با خدا بودن رو فهمیدم

    این سفری که دارم ازش صحبت میکنم با موجود حساب 1میلیون و خورده ای با پای پیاده شروع شد اگر به کسی میگفتیم شاید بهمون میگفتن دیوانه بودیم ولی من میگم شایدم دیوانه بودیم که از مکان امن مون زدیم بیرون تا مزه زندگی رو بفهمیم و قدر ثروتمند شدن و با خدا بودن رو درک کنیم

    توی این سفر نه جایی داشتیم برای خوابیدن

    نه جایی داشتیم برای غذا پختن

    نه جایی داشتیم برای حموم و دستشویی

    نه جایی داشتیم برای گرم شدن

    نه جایی داشتیم برای لباس شستن

    نه سقفی بود بالای سرمون

    نه رخت خوابی بود برای خوابیدنمون

    تمام روز با پای پیاده داشتیم مسیر رو راه میرفتیم لذت هم میبردیم عصر که میشد به فکر جای خواب بودیم که کجا چادر بزنیم که کسی گیر نده و بخوابیم تا دوباره صبح بشه و مسیرمون رو ادامه بدیم

    موقعی که گرسنه میشدیم چشممون به نانوایی و مغازه و رستوران بود که میگفتیم کاش میشد ما هم بتونیم بریم توی اون رستوران غذا بخوریم اما پولش رو نداشتیم و جز حسرت چیزی نمیموند برامون

    شب که میشد هی دعا دعا میکردیم که خدا کنه امشب یه جای خفنی هدایت بشیم که حداقل سقف داشته باشه و زیر بارون خیس نشیم

    بچها این تجربه از من یه آدم محکم ساخت

    شاید به ظاهر شرایط نامناسبی بود ولی کلی برای من درس داشت

    اولین درسش این بود که فقیر بود و بی پولی رو توی ذهنم زجرآورش کرده

    یه اهرم رنجی ساخته توی ذهنم که دیگه هیچ وقت نمیتونم بی پولی رو تحمل کنم

    اون تجربه من نشانه ای واضح هست از اینکه اگر بی پول باشی اینقدر ذهن آدم مشغول نداشته ها میشه که نقش خدا کمرنگ میشه توی زندگی، حالا من و عشقم که داشتیم همواره روی خودمون کار میکردم نمیگم این سفر برام سخت بود و حالم بد بود، نه من همواره احساسم رو خوب نگه میداشتم، حالم از درون اوکی بود، از مسیرمم لذت میبردم اما وقتی آدم جیبش خالیه و بی پوله نجواهای شیطان خیلی زیاد میشه، همش از آینده برات ترس و نگرانی میاره، به قول استاد که توی دوره هم جهت با جریان خداوند میگه ذهن شرایط فعلی رو میبینه و اون موقع شرایط همون زمان رو میدید و نجوا میکرد

    اما چون ما از قوانینی که یاد گرفته بودیم و اصلا آگاهانه این سفر رو خودمون شروع کرده بودیم تا جایی که میشد ذهنمون رو کنترل میکردیم

    اینقدر این بی پولی که استاد داره ازش حرف میزنه رو من با تمام وجودم لمسش کردم که دیگه حاضر نیستم یک ثانیه تحملش کنم

    همین اهرم رنجه باعث شد که بعد از شش ماه رشد مالی خفنی داشته باشیم و در آمدمون 20برابر بشه

    استاد جان من به شخصه شهادت میدم که بی پولی آدم رو از خداوند دور میکنه چون آدم بی پول همش به فکر مشکلات و نداشته هاشه و همش در حال غر زدن و ناشکریه

    اما آدمی که ثروتمنده و جیباش پر از پوله همش به فکر عشق و حال کردنه و همش در حال شکرگذاری داشته هاشه

    آدمی که فقیره و جیبش خالیه همش به فکر دست مردم و دنبال یه چیزیه که رایگان به دستش برسه

    اما آدمی که ثروتمنده و پولداره سرش بالاست با قدرت میره خرید و هر چیزی که بخواد رو بهاش رو پرداخت میکنه چون میدونه که لیاقتش رو داره

    آدمی که جیبش خالیه همیشه تو سری خور بقیه است چون آدم فقیر عزت نفسش هم ضعیفه

    اما آدم ثروتمند با قدرت و سربلند راه میره چون عزت نفسش بالاست نه اینکه عزت نفسش وابسته به پولش باشه نه بلکه عزت نفسش بخاطر لیاقتیه که درون خودش ساخته

    آدمی که بی پوله توی ذهنش همیشه آشوبه

    اما آدمی که پول داره ذهنش آرومه چون میدونه که خداوند خیر این دنیا رو که بهش داده و داره لذت میبره در اون دنیا هم همین چیزی که اینجا کاشته رو اونجا درو میکنه

    آدم فقیر وقتی که میخواد به عزیزانش هدیه ای بده بدترین و بی کیفیتترین چیز رو انتخاب میکنه چون نداره که بیشتر بده بخاطر همین توی ببخش ضعیفه

    اما آدم پولدار وقتی که میخواد به عزیزانش هدیه بده بهترین و با کیفیت ترین چیز رو هدیه میده چون پول داره قدرت ببخشش بالاست و این یعنی همرنگ خدا شدن

    خداوند ثروتمنده بخاطر همینکه همواره خورشید میدرخشه و گیاهان رشد میکنن، دریاها همواره پر از آبه وووووووو

    اگر میخوایم خداگونه باشیم باید ثروتمند باشیم

    اگر میخوایم دنیای آخرتمون پر از خیر و خوبی باشه و در بهشت باشیم باید در این دنیا زندگی بهشتی رو تجربه کرده باشیم تا توقع بهشت آخرت رو داشته باشیم

    عاشقتونم

    وقتی فایل رو شنیدم کلی درونم رو دگرگون کرد و یه سری چیزها رو درونم بیدار کرد و این کامنت خفن نوشته شد

    استاد عزیزم سپاسگزارم بابت این فایل عالی و خداگونه

    عاشقتونم

    نرگس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 52 رای:
    • -
      شاهین حسن زاده گفته:
      مدت عضویت: 1671 روز

      سلام

      نرگس عزیز

      چقدر رنجی که در مورد فقر توضیح دادی رو باهاش ارتباط برقرار کردم

      چون همون رنج هم تو ذهن من هست

      کسی که پول نداره خدارو هم نداره

      شاید بگه دارم شاید خیلی بتونه کنترل کنه شرک نورزه

      اما یه جایی زمین گیرش میکنه

      تنها وتنها راه رسیدن به خدا رسیدنه به ثروته این تنها راهه راه دیگه ای نیست

      هیچ راهی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    فاطمه سليمى گفته:
    مدت عضویت: 2061 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است و مهربانی‌اش همیشگی

    وَ الضُّحى‌ «1» وَ اللَّیْلِ إِذا سَجى‌ «2»

    به روشنایى آغاز روز سوگند.  به شب سوگند آنگاه که آرامش بخشد.

    مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَىٰ

    که پروردگارت هرگز تو را رها نکرده و مورد خشم و کینه قرار نداده است.

    وَلَلْآخِرَهُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ الْأُولَىٰ

    و بی تردید آخرت برای تو از دنیا بهتر است.

    وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَىٰ

    و به زودی پروردگارت آنقدر بتو عطا کند که خوشنود شوی

    أَ لَمْ یَجِدْکَ یَتِیماً فَآوى‌ «6» وَ وَجَدَکَ ضَالًّا فَهَدى‌«7» وَ وَجَدَکَ عائِلًا فَأَغْنى‌ «8» فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلا تَقْهَرْ «9» وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ «10»

    آیا تو را یتیم نیافت، پس پناه داد و سامانت بخشید. و تو را سرگشته یافت، پس هدایت کرد.

    و تو را تهى‌دست یافت و بى‌نیاز کرد.

    (حال که چنین است) پس بر یتیم قهر و تندى مکن. و سائل را از خود مران.

    وَ أَمَّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ «11»

    و نعمت پروردگارت را (براى سپاس) بازگو کن

    ===================================

    سلام خدای دلبر و شیرینم

    تو رو با تمام وجودم شکر می کنم که جان دوباره بمن بخشیدی

    الهی الهی الهی شکر که سحر امروز واقعاً من و همسرجانم رو از مرگ نجات دادی

    معبودم تو رو با تمام وجودم شکر می کنم که سحر امروز از حادثه ی انفجار تروریستی در همین بیخ گوشمون در منطقه ی سعادت آباد بولوار فرحزادی میدان کتاب نجات دادی

    صداهایی شبیه به غرش رعد ولی بشکل بوم بوم بوم 3 بار پیاپی در 3 نوبت بگوش رسید و همه رو از خواب بیدار کرد! و من بیدار بودم کلاً نخوابیده بودم

    و عجب همزمانی و هماهنگی ای که در ترنینگ پوینتهای زندگیم، من شب قبلش رو نخوابیده بودم!  و بعد معجزات خداوند از راه رسیده بود و کار که نه شاهکار کرده بود برام، فرشته هاشو به کمکم فرستاده بود!

    بعد از سحر هم همچنان ادامه داره، یعنی یه صحنه جنگ تمام عیاره ! صداهای تک تیر اندازی میاد!…

    و من مشتاقانه منتظر معجزه های خداوند هستم!

    خدایا شکرت که همواره حفظ و حمایتم می کنی

    ای عشق ابدی من با قلبی سرشار از احساس عمیق سپاسگزاری در پیشگاهت سر به سجده میزارم و اعلام خضوع و خشوع و فروتنی می کنم

    خدایا شکرت که تاج بندگی بر سرم گذاشتی

    خدایا شکرت که بندگیتو می کنم

    خدایا شکرت که بتو ایمان دارم

    خدایا شکرت که بر تو توکل و اعتماد می کنم

    خدایا شکرت که برام کافی هستی و با تو بینیاز از دیگرانم

    پروردگار مهربونم من  تسلیم تو هستم و به هر خیری که برام نازل کنی فقیر و محتاج و نیازمندم

    خدا جانم لحظه ای منو بحال خودم رها نکن

    ای خدای عزیزم شکرت بر این اشکهای توحیدی که بعد از چند روز دوباره صفحه ی دفترمو خیس کرد

    خدایا شکرت من این اشکهای توحیدیمو خیلی دوست دارم

    خدایا شکرت برای قوانین ثابتت که همیشه جواب میده

    معبودم با تمام وجودم تو رو شکر می کنم که بمن یادآوری و ثابت کردی که

    مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَىٰ

    که پروردگارت هرگز تو را رها نکرده و مورد خشم و کینه قرار نداده است

    خداوندا با تمام وجودم از تو سپاسگزارم برای سلامتی سلول به سلول بدنم

    سپاسگزارم برای تپشهای منظم قلبم

    تورو شکر می کنم برای هر دم و بازدمم

    پروردگار عزیز و مهربونم شکرت برای تواناییهایی که بمن دادی

    شکرت برای نعمتهایی که بیکران و بیشمار بمن عطا کردی

    خدایا شکرت که نور وجودت من و تک تک عزیزانم رو احاطه کرده

    خدایا شکرت که منو در مدار أَعطی و اتَّقی و صَدَّقَ بِالحُسنی قرار دادی

    خدایا شکرت که وعده ی فَسَنُیَسِّرُهُ لِلیُسری  آسان شدن برای آسانی  دادی و تو هرگز خلف وعده نمی کنی

    ایمان دارم که اجابت کردی

    خدایا شکرت که چشم و گوش دلمو بیناتر و شنواتر کردی

    خدایا شکرت که امروز درهای علم و حکمتت، فضل و بخشش و رحمت بینهایتت بروی من باز میشه و نعمتهای مادی و معنوی بیشتری به زندگیم سرازیر می کنی

    خدایا شکرت برای حال و احساس خوبم، برای آرامش قلبم

    خدایا شکرت که امروز رو میخوام فقط برای امروز زندگی کنم، در لحظه ی مقدس اکنون حاضر باشم

    خدایا شکرت که اجازه میدی به حضورت شرفیاب بشم

    شکرت ای خالق من تو که همیشه حاضری این منم که گاهی غایب میشم از حضورت و خودمو از منبع  نور و نعمتها محروم می کنم

    خدایا شکرت که ذکر و نامت ورد زبونمه و سپاسگزاری از تو بر لبم جاریه

    خدایا شکرت که هدایت شده هستم

    خدایا شکرت که از نمازگزاران و سجود و رکوع کنندگان و از سپاسگزارانم

    الهی توفیق سپاسگزاریهای هرچی بیشتر به قلبم بده

    هرگز مباد که از ناسپاسان باشم

    پروردگار مهربونم گذشته و حال و آینده مو بتو سپردم و خیالم راحته که به بهترین شکل زندگیمو مدیریت می کنی و منو روی دوشت میزاری و دستم تو دستت در جاده ی زیبا و هموار زندگی پیش میبری و من فقط زیباییها رو تماشا می کنم و لذت میبرم

    الهی ای که از مادر بر من مهربونتری دستمو محکمتر تو دستت بگیر نزار  از دستت بکشم بیرون و سرخود برم

    خدایا شکرت که امروز بمن ثابت کردی اینکه مردم باور دارن که عدد 13 نحسه  فقط یه توهمه، چون امروز سیزدهم ماه مِی هست، و تو ما رو از حادثه ی تروریستی نجات دادی

    خدا جانم امروز میخوام پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک انجام بدم

    خدایا شکرت هرآنچه دارم از آن توست

    تنها تو رو می پرستم و تنها از تو یاری میخوام

    منو به راه راست، راه کسانی که به اونها نعمت داده ای هدایت کن

    آمین یا رب العالمین

    خدایا شکرت برای این صلاتم

    سلام به استاد عزیزم و استاد مریم جان مهربونم و دوستای نازنینم

    اینها قسمتی از سپاسگزاریهای ویژه ای بود که صبح در دفترم نوشتم

    و خودش به اندازه ی یک کامنت شد

    و اگر بخوام نتایجمو بنویسم چند جلد کتاب میشه عاشقتونم و بینهایت از همگی سپاسگزارم

    به امید خدا باز هم میام و می نویسم

    هر روز بیشتر و بیشتر هم جهت با جریان خداوند باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 52 رای:
  5. -
    على شيرازى گفته:
    مدت عضویت: 3747 روز

    به نام خدای مهربان

    با سلام خدمت استادم و مریم بانو و‌دوستان گل

    106

    سپاسگزارم از بابت این فایل عالی

    الهی شکر

    باورتون می شه همون روزی که این فایل اومد و‌گوش‌کردم 945$ پولی که حدود 2 ماه بود قرار بود به حسابم بیاد واریز شد به حسابم ؟

    فقط می گم خدایا باورهام رو چه جوری بزرگ تر کنم و هم مسیر شم با خواسته هام

    خیلی اوقات فکر می‌کنم رسیدن به هدف حالم رو خوب می کنه همون موقع متوجه می شم که وابسته شدم به هدف

    میام و یادآوری می کنم به خودم با گوش دادن به فایل های سایت استاد و سعی می کنم که در لحظه زندگی کنم لذت ببرم از مسیر رشد مسیر حرکت و از حل کردن مسائل و بزرگ شدن هدف ها هم در راه بهشون برخورد می کنم

    بسیار آرامش پیدا می کنم وقتی در لحظه بودن رو تمرین می کنم

    الهی شکر استاد برای وجودتون

    تنور دلتون گرم

    Sacramento California

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 54 رای:
  6. -
    Reza Sanjideh گفته:
    مدت عضویت: 1532 روز

    سلام و وقت بخیر خدمت شما

    استاد همش داشتم فکر می‌کردم که چرا درباره این باور، باز فایل ساختید. با دوستم صحبت می‌کردیم درباره شما که چه دلیلی داره که موضوعی که حس نمی‌کنیم پاشنه آشیلمون باشه رو استاد باز ازش می‌گه و تاکید می‌کنه.

    خوب به فرموده خودتون این باور غلط و بزرگترین مانع شما برای ثروتمند شدن شما بوده. خوب میشه گفت تاکید شما رو این باور که مانع اصلی شما بوده، شاید دلیلی بوده که از این باور باز هم به ما می‌گوید. خوب من فکر کردم گفتم که شاید من هم هنوز منم درگیرش هستم. نه اینکه پول من رو از خدا دور می‌کنه ولی چرا به خودم نزدیکش نمی‌کنم. چرا ظرفم سوراخه و پول برام ماندگاری نداره. من هر موقع پول به حسابم واریز میشه خوشحالم و داره کم میشه ناراحتم. خوب موضوع اینکه هر موقع پول خیلی زیاد تو حسابم بوده من فکر پول ساختن بیشتر هم بودم. به خودم گفتم چرا رو این قضیه کار نمی‌کنی. چرا آهنربا نمیشی تا پول بیشتر سمتت بیاد. چرا تا پول میاد فکر آینده‌ای و حال و الانت رو زیاد در نظر نمی‌گیری.

    فکر کردم چه بهتر می‌تونه باشه که رو این موضوع تمرکز کنم و بیشتر به الانم فکر کنم. تا پول میاد تو حسابم نزنم برای آینده. الان بچسبم و درست کنم. پول سازی کنم. دهانه سطلم بزرگ تر کنم، عمق سطلم هم ناخداآگاه بیشتر میشه. اصلا خیلی بهم حس بهتری میده.اینطوری پول بیشتر حال معنوی بهم میده. دوست دارم به این شکل امتحان کنم.

    و حالا بیشتر درک می‌کنم موضوع این فایل رو و میخواهم بیشتر به حال و الانم اهمیت بدم تا آینده و پس انداز کردن. امیدوارم که خدا من رو به سمت فایل های روانشناسی ثروت 1-2-3 هدایت کنه و کلی باور خوب درباره پول در ذهنم بسازم.

    با تشکر از شما استاد عزیز و به امید سلامتی و شادی برای تمامی دوستان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 54 رای:
  7. -
    اصغر و پرسیلا گفته:
    مدت عضویت: 1790 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    بنام خداوندبخشنده مهربان

    بنام خداوندهدایتگر

    باسلام وعرض ارادت حضوراستادعباسمنش استادشایسته ودوستان همراه درخانواده توحیدی عباسمنش

    امیدوارم حال دل تک تک شماسروران عزیزم خوب عالی ومتعالی انشالله ودرپناه الله یکتا سلامت ودرارامش باشید وازلحظه لحظه زندگیتون لذت ببرید

    استادعزیزم ودوستان گلم دراینجا میخواهم خارج ازموضوع فایل از تازه ترین معجزه خداوند برای من وخانواده ام رونمایی کنم هرچندباتاخیرچندروزه

    دلیل تاخیرهم این است که همسرنازنینم دوروزپیش ماجرارادرکامنتی که لایک استادعباسمنش راهم بدنبال داشت که باعث خوشحالی زایدالوصف همسرم ومن شده بودروی جلسه 13 دوره هم جهت باجریان خداوند توضیح دادند

    امااین اتفاق دراین چندروزه ذهن منو خیلی درگیرکرده بود وحیفم امد که خودم درباره اش ننویسم

    خدایا به رسم ادب وشکرگزاری وسپاسگزاری ازرحمتت به من وخانواده ام اغازمیکنم

    جمعه گذشته من وهمسرنازنینم دعوت شده بودیم به مراسم عقد یکی ازدوستان پسربزرگم امیرمحمددرشهرکرمان که این دعوت خیلی برای من وهمسرم غیرمنتظره بود امابدون هیچ مقاومتی واما واگری پذیرفتیم

    اصل ماجراازاینجاشروع شد صبح جمعه ساعت 10 بودخبررسیدکه به تهران حمله موشکی شده وتعدادی به شهادت رسیدن وبمباران وحملات خیلی هم گسترده بوده وهمچنان هم ادامه داره دیگرپسرمون ارمین دانشجوی دانشگاه امیرکبیرتهران است باارمین تماس گرفتیم گفت اینجا خبری نیست نگران نباشید همسرم گفت بایدچکارکنیم؟ گفتم بایدمنتظرتصمیم دانشگاه بمونیم همان موقع من وهمسرم تمرین ستاره قطبی راانجام دادیم واین دوجمله تاکیدی رونوشتیم

    * بازوی بلندخداانسانها،شرایط،اوضاع رادربرمیگیردتاازمن وخانواده ام محافظت کند.پس من نگران نیستم.

    * من وخانواده ام دردستان امن خداوندقرار

    داریم وخداونددرهرشرایط ودرهرموقعیتی ازمن وخانواده ام محافظت می‌کند.

    بااین اوصاف ساعت 6عصرحرکت کردیم به سمت کرمان

    ساعت 9شب رسیدیم محل مراسم ازآنجایی که ماتقریبا غریب بودیم وامیرمحمدبادوستان

    ش بودمن وهمسرم همان میزاول راانتخاب کردیم ونشستیم اما زیاراحت نبودیم هم اینکه

    تومسیربود ویه کم شلوغ همسرنازنینم گفت جابجابشیم گفتم باشه ایشون رفت وبرگشت گفت بریم فلان جا بشینم خلوت تراست رفتیم نشستیم میز8نفره بودبعداازمراسم عقد وبزن برقص میهمانان که درسالن انجام شد امیرمحمدبا6نفرازدوستانش امدندسرمیزکنار

    مانشستندبرای شام دونفرکاملا غریب بودند ومن تاکنون انهاراندیده بودم به امیرمحمد

    گفتم این دوعزیزروکه یکی خانم بودودیگری اقامعرفی کنه ومعرفی کردوگفت ازدوستان وهم دانشگاهی دامادهستند که دوست امیرمحمد بود

    این خانم وآقای غریبه دقیقا کنارمن وهمسرم نشسته بودند ارمین تماس گرفت گفت اوضاع وخیمه دانشگاه اعلام کرده سریعا خوابگاه راترک کنیم خوب ماالان مراسم عروسی هستیم وعملا کاری ازمابر نمی آمد گفتیم ارمین جان ببین اگه بلیط هست همین امشب حرکت کن ارمین گفت بلیط اتوبوس وقطارنیست ما شروع کردیم به دوسه نفری ازاقوام که تهران بودند ببینم آنها قصدترک تهران رادارند اگه میتونن ارمین روباخودشون بیارن که همه به دلایلی منتفی بود ارمین هر5 دقیقه تماس می‌گرفت که چکارکنه؟ ماباخونسردی میگوفتیم نگران نباش راهی پیدامیشه ارمین بازتماس گرفت گفت قرارشدبایکی ازبچه های رفسنجان امشب بااسنپ بریم گرمسار بخوابیم

    و فردابریم مشهد گفتیم اره خوبه همین کاروبکنین چنددقیقه بعدارمین تماس گرفت گفت اسنپ هم نیست گفتیم فعلا منتظربمان درهمین حین این خانم غریبه که کنارمابود وبه صحبت‌های ماگوش میکردپرسید پسرتون تهران است؟ گفتیم آره همان موقع ایشون بایک نفر تماس گرفت وبرداشت من وحسی به من گفت داره باتهران صحبت میکنه

    قطع کردوبلندشدرفت بعدازچنددقیقه آمد گفت پسرتون میخوادبره مشهدیابیادرفسنجان ؟ گفتیم میخوادبیادرفسنجان گفت شماره ای به شمامیدم براش بفرستین این شماره دوستم هست که همین الان دریکی ازبزرگراه های تهران است داره میادرفسنجان هنوزازتهران خارج نشده بگین سریع باایشون هماهنگ کنه بااسنپ بره پیش ایشان ( آقای شیروانی)

    من وهمسرم آن لحظه هنگ کردیم شماره آقای شیروانی روفرستادیم به ارمین درکمترازیک ساعت ارمین بادوستش رفتندپیش آقای شیروانی وحرکت کردند به سمت رفسنجان

    این چندروز باخودم فکرمیکنم ببین برنامه ریزی خدارو به یک مراسم عقدغیرمتظره دعوت بشیم ومابدون مقاومت بریم همان روزاین اتفاقات درسطح کشوررخ بده ودرعرض چندساعت کل برنامه ریزیها تغیرکنه

    خداونددستان نازنینش رابه کمک مابفرسته ودراین بحبوحه وشرایط اضطراری ارمین اینقدرراحت بیادرفسنجان

    حال درنظربگیریداگر مامیخواستیم روی عقل پوک خودمون حساب کنیم واحساسی عمل کنیم ایا به این راحتی کارانجام میشد قطعا جواب خیر است

    خدایاشکرت برای هدایت‌هایت

    خدایاشکرت که آنی مارابه حال خودرهانمیکنی

    خدایاشکرت که همواره ود هرلحظه مواظب ماهستی

    خدایا شکرت بابت همه چیز

    خدایاسپاس سپاس سپاس ازالطاف بیکرانت

    اصغرابراهیمی 27/3/1404

    تادرودی دیگربدرود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 51 رای:
  8. -
    اسماعیل حاجی اسفندیاری گفته:
    مدت عضویت: 1369 روز

    به نام خداوند مهربانم

    من بعد از تهیه دوره روانشناسی ثروت 1، واقعاً متوجه شدم که چطور ذهن من در عمق خودش باورهایی داشت که ثروت را از خدا و معنویت جدا می‌دانست. در حالی که واقعیت این است که خداوند منبع اصلی نعمت‌هاست، نه دشمن آن‌ها.

    در این فایل استاد عباس‌منش خیلی دقیق تجربه‌شون از معاشرت با افرادی معنوی رو شرح دادن؛ کسانی که با اینکه قلباً به خدا نزدیک هستند، اما به‌خاطر باورهای نادرست درباره ثروت، در فقر زندگی می‌کنند و فکر می‌کنند فقر، نشونه انسان خوب بودنه. این نگاه برای من هم آشنا بود، چون منم در گذشته چنین ذهنیتی داشتم.

    ولی از وقتی با آموزه‌های دوره آشنا شدم، و مخصوصاً وقتی باورهای محدودکننده درباره پول و معنویت رو شناسایی و اصلاح کردم، تغییرات عجیبی در زندگی‌ام رخ داد.

    آرامش بیشتری دارم،

    ️ ورودی مالی‌ام بهتر شده،

    ️ و شرایط کاری‌ام رشد چشمگیری داشته.

    حالا می‌فهمم که هر چقدر به نعمت بیشتری دست پیدا کنم، اگر در مسیر درست باشم، به خدا نزدیک‌تر می‌شوم، نه دورتر. خداوند بندگانش را در نعمت آفریده و فقر چیزی نیست که او برای ما خواسته باشد.

    ممنون از استاد عزیز که این آگاهی‌های نجات‌بخش را در اختیار ما قرار دادند.

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 62 رای:
  9. -
    ساناز گفته:
    مدت عضویت: 1615 روز

    به نام خدای معجزه ها

    خدایی که هر چه دارم از لطف بی نهایت اوست

    خدایا هزاران بار شکرت که اینجام و دارم مینویسم

    سلام استاد عزیزم و سلام مریم مهربون و دوست داشتنی و ی دنیا از انگشتات ممنونم که دستی از خدا شدن تا من نوعی وجهه واقعی زندگی رو تجربه کنم

    سلام دوستای قشنگم و هم مسیرهای فوق العاده

    وای که من چقدر حرف دارم برای این فایل

    اول از این بگم که بیشتر از ی ساله من دوره مقدس روانشناسی ثروت 1 رو خریدم و هنوزجلسه 21 هستم در این شکی نیست که من چون شاگرد تنبل و بازیگوشی هستم هنوزدر طول این یک سال نتونستم این دوره و تموم کنم

    و اما اینو هم بگم انصافا شده در طول ی ماه فقط ی جلسه رو گوش دادم

    و الان که جلسه 21 هستم خداشاهده بالای 50 بار من این جلسه رو گوش دادم و هربار دنیایی از اگاهی فهمیدم و هنوز بر قلم من چیزی گفته نشده که برای این جلسه کامنت بنویسم و برم جلسه بعدی که قطعا این یعنی من در مدار درستی نیستم

    و اما اینو هم بگم دنیا دنیا انقلاب شده در باورهای من

    تمام حس رقابت با همکارا از تک تک سلول های من کنده شده و من هر روز بدون توجه به هیچ چیزی فروش خودمو استارت میزنم

    تمام حس حسادت و عقب افتادگی نسبت به همکارا از تک تک سلول های من کنده شده و من هیچ اماری نمیگیرم که کی چقدر فروخته و چقدر مشتری داره و اگر که احتمال خیلی خیلی کم چیزی هم میشنوم بدون هیچ واکنشی میگم آفرین

    به طرز خیلی شهودی درحیطه کارم معروف شدم و اغلب مشتری ها منو میشناسن

    بالای 90 درصد مشتری هام ثابت هستن و از روی اعتماد و اعتبار خرید میزنن

    بدون اینکه هیچ سرمایه ای وسط داشته باشم هر ماه به راحتی درآمد بالایی کسب میکنم

    یکی از همکارا که بیشترین همکاری رو با هم داریم همیشه جنس رو خودش میفرسته و اینجوری من هیچ زمانی صرف نمیکنم برای تهیه جنس و همیشه اغلب پشت دست من جنس میزاره

    اول شروع این سال در حیطه شغلم ی همکاری با ی تولید کننده ای شروع کردم که تا این لحظه سود خوبی برام داشته

    و خدارو هزاران بار شکرت که ورودی مالی دارم

    و اما بگم از باورهای مخربی که نتایج مالی منو به شکل یویو کرده

    و به قول استاد ی عالمه پول میسازم اما به راحتی از دست میدم

    متاسفانه به خاطر باورهای محدود کننده که داشتم خودمو درگیر چندین وام و قرض کردم که این لحظه حدود یک میلیارد ودویست میلیون تومان زیر صفر هستم

    امروز وقتی اومدم بدهی هامو نوشتم گفتم نهایت به پانصد میلیون میرسه

    اما وقتی دیدم عدد یک میلیارد و دویست میلیون تومان شد اول کلی خندم گرفت اما واقعا ترسیدم و صادقانه بگم خیلی خیلی خجالت کشیدم

    برای شاگرد استاد برای کسی که در طول این سال ها این همه نتایج عالی گرفته از این مسیر خیلی خیلی زشت بود این مبلغ بدهی و این عدد زیر صفر بودن

    و به قول استاد من شدم اون آدمی که حاضره دارو ندارش بده تا برسه به صفر

    اما اینو هم بگم یقین دارم ایمان دارم که پرداخت میکنم همشو و حتی به خودم قول دادم تا اخر همین سال تمام این بدهی هارو صفر کنم و سال جدید رو با صفر شروع کنم و یقین دارم که میشه چونکه تا الان هزار بار در خیلی از جنبه های زندگیم گند زدم و باز رشد کردم این بار میدانم که اون قدرت و اون توانایی رو دارم

    امروز ی خودکار و کاغذ برداشتم و بدهی هامو از عدد پایین نوشتم تا عدد بالا و خودمو متعهد کردم شده باشه از غذای شکمم بزنم و اینارو پرداخت کنم

    و به امید خدا مجدد میام از ی انقلاب دیگه مینویسم همینجا

    اما باور مخرب ریشه داری که منو زندانی کرده هزاران بار پیش اومده ی جنسی رو به قیمت خیلی خیلی خوب و مناسبی خریدم و وقتی به قیمت بازار میخوام بفروشم سود خیلی خوبی میبرم اما همش مث ی خورده می افته به ذهن من که سود بالا از طرف گرفتی عدد بالایی گیرت اومد این سود حلال نیس هزار بار میگم ای ذهن چموش و خر بابا من به قیمت بازار فروختم گرون فروشی که نکردم چون خرید خوبی داشتم سود خوب بردم به والله که نمیفهمه

    و گاها مغز منو تا ریشه میخوره

    و این همون جمله مقدس و طلایی استاد که من خودمو لایق این ثروت نمیدانم و بس

    خدایا هزاران بار شکرت که من ی ترمز دیگه پیدا کردم

    خدایا هزاران بار شکرت که من باور محدود و مخربمو پیدا کردم

    خدایا هزاران بار شکرت که من اینجام و کامنت نوشتم

    خدایا هزاران بار شکرت که لیست بدهی هامو نوشتم

    خدایا هزاران بار شکرت که مجدد تعهد نوشتم و رفتم که عمل کنم

    خدایا هزاران بار شکرت که مجدد بهم وقت دادی انقلاب کنم

    و خدایا هزاران بار شکرت که دارمت مث همیشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 56 رای:
  10. -
    محمد صادق خرمی گفته:
    مدت عضویت: 730 روز

    سلام

    متشکر از استاد بابت این فایل زیبا که خودش یه دوره و پیش زمینه ای هست برای دوره های ثروت1 و 2 و 3

    اول از همه درمورد ثروت و احساس گناه بگم من خودم همیشه وقتی پول زیاد میساختم احساس گناه داشتم من مثل استاد از سن کم شروع کردم به پول ساختن و یادم میاد هر وقت پوله زیاد میساختم و به اطرافیانم میگفتم اینقدر پول ساختم میگفتن به کسی نگو چشمت میزنن و من میدیدم هروقت پول زیاد میسازم از یه طریق ناجوری پولم رو ازدس میدم که نمیخام اون ها رو باز گو کنم ولی بعد از مدتی ناخودآگاه این باور رو گرفته بودم که اگر مردم ببین ماشین نو یا تمیز دارم و یا درآمدم زیاده چشمم میزنن ولی الان متوجه شدم که اون باوره رابطه ی خدا و ثروت که توی ذهنم مشکل داشته باعث از بین رفتن پولم میشده

    من توی یه خانواده ی مذهبی بزرگ شدم همیشه میگفتن ببین فلانی پول نداره ولی خدارو داره یا پول نداره ولی شب سرش رو راحت میذاره روبالش میخوابه،یا اگر پول نداره ولی در عوض دلش خوشه و خوشحاله

    ولی من هیچوقت فکر نکردم که اگر سرش رو میزاره روبالش و راحت خوابش میبره بخاطره اون کاره طاقت فرسایی هست که از صبح انجام میدداده و یا برای فرار از مشکلات میگیره میخوابه

    بس که توی فیلمای ایرانی ثروت مند ها رو به شکل خلاف کار نشون میدادن و قاچاقچی

    من فکر میکردم که اگر پول دار بشم خداروفراموش میکنم یا خوانوادم از هم میپاشن یا میرم به زنم خیانت میکنم و هزار تا چرت و پرت دیگه،ولی از روزی که فهمیدم ثروت و خدا مکمل هم هستن و در یک راستا برام منطقی شد که درست ثرومند دزد هم داریم ولی ثروت مند خییر،درستکار،صادق،خانواده دار،وفادار،مهربان و باخدا هم داریم

    وقتی به روند استاد عباسمنش و فایلهای اولین ایشان نگاه میکنم برام منطقی میشه که استاد پی موفقیت خودش رو روی راستی بنا کرد و الان هرچی پیش میره و ثروتش بیشتر میشه این راستی و صداقت توی وجود نازنین استاد پررنگ تر و قوی تر میشه و میشه مصداق این جمله ی طلایی که استاد گفت (ثروت مثل ذره بین میمونه اون چیزی که هستیم رو بیشتر نشون میده)

    همیشه فکر میکردم اون ثروت مند هایی خوبن که پول هاشون رو میبخشن و به مردم کمک میکنن و خیریه میزن و خودشون ساده زندگی میکنن

    توی فیلم هاهمیشه می دیدم که آخرش میگفتن فلان ثروت مند وصییت کرده که بعد مرگم پولهام رو بدین به فقرا یا خرج فلان کاره خیر کنید و من از این کار خوشحال میشدم و الان فهمیدم که از باور مخرب ذهنی ام بوده که فکر میکردم اگر ثروتشو نبخشه پولش حروم میشه و میره جهنم ولی اگر ببخشه میره توی بهشت کناره خدا میشینه هه

    یه چیز دیگه یادم میاد که هروقت توی دهمون از کناره کسی رد میشدم و براش بوق نمی زدم یا کم محلیش میکردم این صدا میومد دیدی داری پولدار میشی و خودتو گم میکنی و مغرور میشی در صورتی که ربطی نداشت و فقط حوصله نداشتم و یا خودم رو کمتر از اون میدیدم بخاطر کمبود عزت نفس

    ما هر وقت میخاستیم غذای خوب بخوریم مامانم یجوری غذا به همسایه هامیداد و میگفت بوش رو شنیدن و گناه دارن که دس آخر به خودمون کم میرسید و سیر نمیخوردیم از غذایی که دوست داشتیم و همین باعث شده الان که خودم خونه دارم و قتی غذایی درس میکنیم که همسایه ها متوجه میشن ،اگر بهشون غذا ندم احساس گناه میگیرم و یا وقتی خانوادم با موتور توی گرما و سرما میرفتن و میومدن و من ماشین داشتم احساس،گناه میکردم و دلم میسوخت براشون

    همیشه ته ذهنم بودکه اگر ثروت مند بشم خییر میشم و خیریه و مدرسه میسازم و خودم رو لایق استفاده ازش،نمیدیدم و فکر میکردم اگر ببخشم پولم حلال میشه و لایق استفاده از،ثروتم میشم اونم به مقدار کم نه زیاد چون ماله فقیرا هست

    واین جمله ای خدایا به من ثروت بده تا به بقیه کمک کنم سه تا باور مشکل داره داره

    1 من خودم رو لایق ثروت خواستن از خدا نمیدونم و میخام از این طریق از خدا ثروت بگیرم که هم لایق باشم و هم ثروتم حلال باشه

    2

    این که میگی بقیه از خدا دورن یا بلد نیستن از خدا درخواست کنن و یا خدا ناعادله و ناعادلانه ثروت رو تقسیم کرده

    3 چیزه خوبی نیست که ثروت رو برای خودم بخوام واگر ثروت رو برای خودم بخوام آدم بدی هستم و ولی اگر برای بقیه بخوام اشکالی نداره

    و در آخر جمله ی زیبای استاد که گفت ثروت که ابزاریه که کمک میکنه به غیر از خدا باج ندم و من رو به خدا نزدیکتر میکنه

    خیلی این فایل زیبا بود با وجود این که قبلا هم درموردش صحبت شده بود ولی تکرار قانون همیشه لذت بخشه اونم از زبان شیرین استاد که هرچی پر تر میشن شمرده تر و رسا تر صحبت میکنن

    خدایا عاشقتم که من رو به این مسیر زیبا هدایت کردی

    استاد و خانم شایسته ی مهربان ازتون سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 56 رای:
    • -
      فاطمه گفته:
      مدت عضویت: 1176 روز

      سلام محمد صادق جان

      از خوندن کامنتت لذت بردم و یاد حرفای خانواده ام افتادم

      که پدرم همیشه میگفت غذایی که میخوری بوش رو همسایه ها نفهمن چون گناه داره و دلشون میخواد

      یا اینکه یادمه هر وقت مثلا مهمون میومد و ممکن بود غذا کم بیاد مادرم خودش نمیخورد یا ما بچه ها رو تو یه اتاق جمع میکرد که کمتر بخوریم ولی مهمون بیشتر بخوره و در اخر هم کلی از غذای اونا میموند و میریختن بیرون و الان این رفتار اینجوریه که من ناخوداگاه بقیه رو لایق تر میدونم

      چند روز پیش داشتم کوکو سبزی درست میکردم و یه چند تاییش وا رفت کاملا ناخوداگاه ذهنم گفت خب اینارو خودم میخورم اون سالما رو میدم به دخترم

      انقدر که اینو از مادرم شنیده بودم

      همون لحظه که فهمیدم ذهنم چی گفته سریعا گفتم چرا خودم خوبا رو نخورم مگه من چیم کمتره چرا همیشه من باید اخرین نفر باشم!!

      چون دوره احساس لیاقت رو کار کردم خیلی زود مچ نجواها رو میگیرم

      واقعا تموم رفتارایی که دیدم حرفایی که شنیدم باورای منو ساخته بودن

      احساس بی ارزشی

      عدم لیاقت

      خوب نبودنه پول

      کمبود که دیگه نگو

      با اینکه استاد همیشه میگه پول ساختن یه علمه

      من درکش نمیکردم

      تا اینکه این چند وقت که دارم تمرکزی رو باورای ثروتم کار میکنم و فهمیدم اره پول میخوای علمشو یاد بگیر

      دقیقا مثل یه ادمی که میخواد دکتر بشه و مهم نیس از کجا اومده؛ شخصیتش چطوره؛ خانواده اش چطور بودن و هزارتا عامل بیرونی دیگه

      اگه میخواد دکتر بشه باید بره درسشو بخونه و بره تو اون رشته و همین

      منم میخوام ثروتمند بشم

      باید بفهمم باورام چیه و درستشون کنم

      اینکه چند سالمه

      از کجا اومدم

      چه شخصیتی دارم

      کارم چیه

      زنم یا مرد

      یا هیچ عامل بیرونی دیگه ای ربطی به ثروت نداره

      اخه من یه مدت این مدلی شده بودم که خب میخوام ثروتمند باشم نباید مغرور باشم

      نباید عصبانی بشم

      مثلا یه موقع مغرور میشدم که خب خیلی برای همه پیش میاد ذهنم میگفت ببین مغرور شدی دیگه ثروتمند نمیشی و اینجوری خودمو از همه چی دور کرده بودم

      و این مدت فهمیدم چقدر کمال گرا شده بودم تو این قضیه

      بخدا مغرور هم باشی ثروتنمد میشی

      عصبانی هم باشی ثروتمند میشی

      ولی خب ثروت ادمو مهربونتر میکنه

      با حوصله تر میکنه

      آرومتر میکنه

      یعنی حتی شکرگذار هم نباشی ولی علم ثروتمند شدنو بدونی ثروتمند میشی مثل قارون

      البته که اون راه هم درست نیس ولی اینو به خودم میگم بابا انقدر صفر و یک نباش

      بهرحال من انسانم گاهی یادم میره و اینا ربطی به ثروت نداره

      و البته هر چی درامدم بیشتر شده انصافا به خدا نزدیکتر شدم

      ممنون بابت کامنتت که باعث شد منم اینارو بنویسم

      موفق باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        محمد صادق خرمی گفته:
        مدت عضویت: 730 روز

        سلام خدمت شما دوست عزیز

        ممنونم از بازخورد زیباتون

        و خداروشکر که با همین کامنت نوشتنمون و تعامل کردن به هم میتونیم کمک کنیم و به پیشرفت جهان کمک کنیم

        ممنون از استاد عزیزم برای ساختن این فضای فرکانسی زیبا

        درمورد غذا مادر من هم همیشه اینجوری بود و من خودم هم ناخود آگاه این رفتار رو گرفته بودم و انجام میدادم

        مثلا توی خونه از دستمال کاغذی استفاده نمیکردم واز دستمال قابل شستشو استفاده میکردم تا دستمال دورتر تموم بشه ،در عین حالی که همسرم عین بارون بهاری هی استفاده میکرد و میریخت بیرون ولی من میگفتم نه نمیخاد دستمال کاغذی

        یا موقع خرید سعی میکردم لباس هاو اجناس ارزونتر بخرم تا برای خرید های خونه و خرید های همسرم پول بمونه

        یا قبل ازدواجم خیلی از مواقع خودم پول نیاز داشتم ولی میومدم پولم رو به افراد نیازمند میبخشیدم یا قرض میدادم و خودم نیازمند اون پول میشدم و تازه افتخار هم میکردم که اینجوری به بخدا نزدیکترم

        اما حالا دیگه نه خیلی وقته تصمیم گرفتم تا زمانی که خودم پر و غنی نشدم بزل و بخشش نکنم و تا وقتی من خودم پر نباشم اون بخشش از سره عشق و دوستی نیست بلکه میخام شو اف کنم واز سره ترحم و نیازه

        و درمورد ثروت چند روز پیش عزیزم یه سوال از چت جیپیتی پرسید درمورد ثروت مند شدن یه جواب زیبا رو دریافت کرد و اونم این بود که من اگر ثروت مند بشم به خدا نزدیکتر میشم یا دور تر ؟و چت جی پی تی جواب داد که ثروت واقعی یک لایه نازک روی هسته ی آرام و اصیل من است ،این پول هوییت من را تغییر نمیدهد بلکه فضای امنی برای شکوفایی همان کسی است که اکنون هستم

        یعنی همون حرف استاد که ثروت مثل ذره بین عمل میکنه و فقط شخصییت تورو پررنگترمیکنه

        خدارو شکر به لطف آموزه های استاد من خیلی از سوراخ های ظرفم کمتر شده و از پولم لذت میبرم و زمان بیشتری پول در حسابم میمونه

        بازم ممنون از بازخوردتون

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: