رابطه خداوند و ثروت در ذهن


نکته مهم:

ابتدا فایل صوتی و تصویری این فایل را به‌طور کامل گوش دهید، سپس سراغ خواندن متن توضیحات این صفحه بروید و تجربه خود را در بخش نظرات بنویسید.


در طی مدتی که در یک سفر تحقیقاتی هستم، با جمعی از افرادی آشنا شدم که به دنبال درک معنویت، تجربه‌های معنوی و مراقبه هستند.
در معاشرت‌هایم با آن‌ها – مثل همیشه – سعی کرده‌ام از طریق یافتن ارتباط‌های معنادار بین باورهای افراد و شرایط زندگی آن‌ها، قوانین خداوند را بهتر درک کنم تا دقیق‌تر بفهمم چه باورهایی، چه نتایجی را ایجاد می‌کنند.

در این تجربه، مثل همیشه، این ذهنیت مشترک را می‌بینم که:
در اعماق ذهن افراد معنوی و مذهبی، «ثروت» به‌شدت مذمت می‌شود و «فقر» به‌عنوان جلوه‌ای از انسان خوب، معنوی و خداپسند، مورد مدح و ستایش قرار می‌گیرد. فرقی هم نمی‌کند که مسلمان باشی یا مسیحی، ایرانی باشی یا آمریکایی.

قبل از آشنایی با قوانین زندگی، من نیز به‌خاطر محیطی که در آن بزرگ شده بودم، از این قاعده مستثنا نبودم. وقتی برای اولین بار مصمم شدم تا یک بار برای همیشه مسائل مالی زندگی‌ام را از ریشه حل کنم، متوجه شدم قوی‌ترین پاشنه آشیل و ترمز ذهنی من در برابر ورود نعمت و ثروت به زندگی‌ام، همین باور است.

سپس جهاد اکبری برای اصلاح این باور به راه انداختم. تحقیقات وسیعی درباره مذاهب و ادیان مختلف از جمله اسلام و یهودیت انجام دادم. بیش از ۶۰ بار قرآن را به شیوه‌های مختلف خواندم و در یک برهه طولانی، تمام تمرکزم را بر درک قوانین خداوند در قرآن گذاشتم تا بفهمم این باور فقر آور، چطور و از کجا ریشه گرفته است.

از آنجا که ذهن فقط با ابزار منطق کار می‌کند، برای اصلاح و حذف این باور از ذهنم، نیاز به منطق‌هایی داشتم که به‌حدی از منطق‌های محدودکننده قبلی محکم‌تر باشند، تا ذهنم را درباره درستی این باور محدودکننده به شک بیندازند و اجازه تغییر این باور را از ریشه به من بدهند. در نهایت، در این فرآیند تحقیقاتی، من توانستم «روان‌شناسی ثروت» را از پایه و اساس بفهمم و شیوه تغییر باورهای محدودکننده درباره ثروت را درک کنم.

در آغاز کار بر روی این باور که «پول را نمی‌توانی معنوی بدانی»، «ثروت و خداوند را نمی‌توانی در کنار هم داشته باشی»، و «ثروت، آدم را از خداوند و انسانیت دور می‌کند» و اصلاح آن، آرام‌آرام درهایی از نعمت و ثروت را به زندگی‌ام باز کرد. به یاد می‌آورم که در مدت کوتاهی، بدهی‌هایم تماماً پرداخت شد و یکی پس از دیگری به خواسته‌های مالی‌ام رسیدم.

سپس، آرام‌آرام که سایر باورهای محدودکننده درباره ثروت را در خودم شناسایی کردم و تغییر دادم، نه تنها جریان ثروت در زندگی‌ام بیشتر و باثبات‌تر شد، بلکه به آزادی مالی، زمانی و مکانی پایدار رسیده‌ام. پس از این تغییر و نتیجه بزرگ در زندگی‌ام، مثل همیشه تصمیم گرفتم فرآیند بهبود اوضاع مالی و رسیدن به استقلال مالی را با افرادی که آماده تغییر ریشه‌ای وضعیت مالی خود هستند، به اشتراک بگذارم؛ که در این راستا، دوره‌های روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ را تولید کردم.

تا کنون، هزاران نفر از دانشجویانم با عمل به آموزه‌های این دوره، اوضاع مالی خود را به معنای واقعی کلمه، به‌صورت پایدار متحول کرده‌اند که بخشی از نتایج آن‌ها را می‌توانید در سایت مطالعه کنید.


برمی‌گردم به موضوع این فایل:
در مراوده‌هایم با این افراد، ذهن من مثل یک شکارچی، در حال شکار الگوهایی بود که افراد معنوی درباره رابطه «ثروت با معنویت» دارند. گفت‌وگوهای آن‌ها، به‌وضوح باورهای محدودکننده‌شان درباره رابطه میان خداوند و ثروت را برایم آشکار می‌کرد و قانون را با دقت برایم مرور می‌کرد.

نقطه مشترک ذهنیت این افراد – که در جست‌وجوی معنویت بیشتر هستند – این بود که اوضاع مالی خوبی نداشتند. این برایم جدید نبود زیرا اولین الگوی قوی‌ای که من درباره باورهای محدودکننده و فقرآفرین شناختم، همین باور بود. اما موضوع قابل تأمل‌تر این است که:
این افراد اصولاً بدشان نمی‌آید که اوضاع مالی خوبی داشته باشند. حتی برای آن تلاش هم می‌کنند و بعضاً خیلی هم تلاش می‌کنند اما به نتیجه نمی‌رسند. زیرا این باور فقرآفرین که خداوند و ثروت را از هم جدا می‌داند، به‌اندازه‌ای قدرتمند است که فارغ از تلاش فراوان فرد برای تغییر اوضاع مالی‌اش، این باور به‌راحتی رشته‌های او را پنبه می‌کند و او را با مسائل مالی تمام‌نشدنی احاطه می‌کند و هرگز به آنها اجازه داشتن نتایج مالی پایدار را نمی دهد. آن‌ها بی‌خبرند از اینکه چطور با این ذهنیت، خودشان را از تجربه نعمت‌های فراوانی محروم کرده‌اند که خداوند مسخر همه بندگانش کرده است.


در این فایل،مفصل توضیح داده ام که:

چه اتفاقی در ذهن این افراد افتاده که «مادیات» در مقابل «معنویت»، «ثروت در مقابل خداوند»، «انسان خوب بودن در مقابل انسان ثروتمند» قرار دگرفته و در نهایت، این ایده قوی در ذهن افراد مذهبی شکل گرفته که:
«ثروت و خداوند»، معنویت و ثروت، آدم خوب بودن و ثروت، نمی‌تواند در کنار هم بگنجد و به‌قول معروف اگر یک شتر از سوراخ سوزن رد شد، یک ثروتمند هم می‌تواند به بهشت برود!

همچنین راهکارهای اصلاح و تغییر این باور را در این فایل به صورت کلی و در دوره های روانشناسی ثروت به صورت مفصل و با جزئیات کامل توضیح داده ام.

توضیحات این فایل را با دقت گوش دهید، زیرا این آگاهی‌ها شما را به شناختی عمیق از الگوهای محدودکننده‌ای می‌رساند که در اعماق ذهن خود درباره رابطه ثروت با خداوند دارید. از این کلیدها نکته‌برداری کنید. سپس بر اساس این شناخت، به این موضوع فکر کنید و درباره آن در بخش نظرات این فایل بنویسید که:

الف)
چقدر در لایه‌های درونی ذهن شما این باور وجود دارد که: اگر ثروتمند شوم، تبدیل به یک انسان طماع یا ظالم شده و از خداوند، معنویت و انسانیت دور می‌شوم؟
وقتی نعمت‌ها وارد زندگی شما می‌شوند یا از لحاظ مالی اوضاع شما بهتر می‌شود، چقدر در لایه‌های پنهانی ذهن، یک احساس نهفته از گناه درباره ورود این نعمت‌ها به زندگی‌تان را حس می‌کنید؟
چقدر احساس می‌کنید که با ورود این نعمت‌ها به زندگی شما، ممکن است حق دیگران ضایع شده باشد و این انصاف نباشد از اینکه عزیزان شما از آن نعمت ها بهره مند نیستند؟

  • چقدر در مراوده‌های خود، این صحبت‌ها در زبان یا فکر شما می‌چرخد که:

فلانی که اوضاع مالی‌اش خوب شده، خدا می‌داند چه بی‌عدالتی، دزدی یا حق‌خوری کرده که توانسته به این ثروت برسد؛
 پول مهم نیست، بلکه انسانیت، پاکی، کانون گرم خانواده، تعهد به همسر و خانواده مهم است؛

  • چقدر می‌ترسید از اینکه اگر همسرتان ثروتمند شود، به شما خیانت می‌کند؟
    چقدر در رفتارها یا برداشت‌های ناخودآگاهانه شما، ثروت دارای بار منفی است؟
    چقدر نسبت به درست‌کاری افراد ثروتمند شکاک هستید؟

در یک کلام، چقدر در ذهن شما پول و ثروت، در مقابل معنویت، خداوند، درستی و انسانیت قرار دارد؟

تجربه‌های خود یا افرادی را بنویسید که به‌خاطر این نوع از ذهنیت، درگیر مشکلات مالی متعددی هستند با اینکه برای بهبود زندگی خود تلاش می‌کنند. یادآوری و ذکر این تجربیات به همه ما کمک می‌کند تا بهتر درک کنیم که این نوع از باورهای محدودکننده و فقرآور، چگونه فرد را از نعمت و ثروت دور می‌کند.
و اگر این باور را تغییر ندهیم، فارغ از اینکه چقدر درست‌کار هستیم و چقدر برای بهبود اوضاع مالی خود تلاش می‌کنیم، هرگز به وضعیت مالی مورد نظرمان نمی رسیم و مدام درگیر مسائل متعدد مالی خواهیم ماند.

ب)
همچنین، اگر روی دوره‌های روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ کار کرده‌اید، تجربیات خود را در این باره در بخش نظرات این فایل بنویسید که:
پس از کار کردن روی اصلاح باورهای محدودکننده و فقرآور به کمک آگاهی‌های این دوره‌ها:

  • چه تغییراتی از لحاظ مالی در شرایط شما رخ داده است؟
    به چه ایده‌ها و فرصت‌هایی هدایت شدید؟
    چه درهایی برای شما باز شد؟ چه آدم‌هایی وارد زندگی شما شدند؟
    چه جریانی از نعمت و ثروت وارد زندگی شما شد؟
    و در نهایت، چقدر با این بهبودهای مالی، رابطه شما با خداوند بهتر شد؟ چقدر انسان بهتری شدید؟

منابع بیشتر: دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3

اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    252MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    34MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1017 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «محمد صادق خرمی» در این صفحه: 4
  1. -
    محمد صادق خرمی گفته:
    مدت عضویت: 717 روز

    سلام روز قنشنگتون بخیر من دوباره اومدم بایه کامنت دیگه که توی ذهن خودم ثروت رو منطقی و معنوی کنم

    شاید یه خورده مسئله ای که میخام باز گو کنم توجه به نازیبایی ها باشه و حتی بی ادبی باشه ولی لازمه که این اهرم هم توی ذهمون درست بشه

    1 چی میشه که یک دختر یا یک زن فاحشه وبد کاره میشه ؟چند تا علت میتونه داشته باشه1برای پول این کارو میکنه چون از لحاظ مالی فقیره،2از عدم ارزشمندی و احساس لیاقته حالا این عدم ارزشمندی از کجا میاد؟از عدم عزت نفس،از عدم اعتماد بنفس از این که این زن یا دختر وابسته ی دیگران و خانواده هست برای این که بهش پول بدن نیاز هاشو برآورده که و وقتی که خانواده هم ندارن که بهش پول بدن و چون خودباوری نداره که کسب کاره شخصیشو انجام بده میره تن فروشی میکنه تا نیاز های مالیشو برآورده کنه،ولی حاظرم قسم بخورم که حتی 1 درصد از اون ها هم از این کارلذت نمیبرن و دوست دارن بمیرن ولی این کارو انجام ندن واین مجموعه حاصله ذهن فقیره

    اما اون خانمی که خودش کار میکنه وپول میسازه صد سال حاظر نمیشه وجودش رو له کنه برای یه همچین کاری حتی اگه کم پول بسازه و از سوی کار فرما تحقیر بشه و یا کارش سخت باشه بازم شرافتش رو نگه میداره ،حالا اگر کسب و کاره شخصی خودش رو بسازه و زیاد پول بسازه که دیگه غوغاست یکی مثل فاطمه نوری که داره ملیاردی پول میسازه و یک دختر 21 ساله ی مجرد اهوازی توی تهران بزرگ ،که اعتماد بنفسش بخاطر پول سازیش از ترامپ هم بیشتره ،

    اما برعکس جامعه ی فقیر که میشه جامعه ی ثروت مند اون ها دختراشون مجبور نیست برای پول هر کاری بکنن و اکثرشون سالمن و تعدادی از اون ها هم هستن که میرن سراغ دوستی با جنس مخالف ولی یه فرقی که دارن اینه که اون ها احساس لیاقتشون اجازه نمیده با هر پسری بپرن و اگرم دوست بشن با یه پسره پولدار دوست میشن که اکثر این رابطه ها به ازدواج ختم میشه و یا اگرم ختم نشه اینقدر این دو ذهن ثروت مند از هم و از این رابطه درس میگیرن که رابطه ی بعدیشون بخاطر درس هاشون از رابطه ی قبلی تبدیل به یک زندگی شیرین و زیبا و ابدی میشه

    و چون طرفشون هم آدم حسابی بوده باعث میشه لطمه ای به احساس لیاقت و ارزشمندیشون نخوره

    پس میبینیم که ثروت در هر صورت باعث درست کاری ،اعتماد به نفس و احساس لیاقت و نزدیک شدن به خدا میشه

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    محمد صادق خرمی گفته:
    مدت عضویت: 717 روز

    سلام خدمت همگی

    همین الان داشتم کامنت خانم بهاره رو میخوندم که نوشتم بودن ■پول ابزاری مقدسه که میتونه زندگی رو راحت تروزیبا تر کنه ■وگفتم بیام برای خودم این جمله رو به صورت شفاهی منطقی کنم یه حسی بهم گفت بنویسش و گفتم اینجا بنویسم که هممون بهره ببریم

    خوب چجوری میتونه زیباتر تر کنه؟وقتی با جیب پر پول میری خرید و برای همسرت و بچه هات اون لباس زیبا اون طلای خوشکل ،اون اسباب بازی جدیدو مدرن و کلی چیزایی که دوست دارن میخری ،اون لبخند رضایتی که دارن اون تشکر از ته دلشون که ازت میکنن اون احساس رضایت و سپاسگذری که از خداوند بخاطر برآورده کردن خواسته ی خانوادت داری چند می ارزه ،چقد زیباست

    2وقتی که به یک نیازمند که بدون این که از تو درخواست کنه کمک میکنی چه آشنا چه غریبه و این عمل رو از ته دل انجام میدی و اونقدر پول داری که این پولی که داری کمک میکنی توش گمه و مجبور نیستی برای کمک کردن از دهن خودت بگیری و به بقیه بدی چقدر اون لحظه قشنگه ،چقدر اون بخندی که به نشانه ی تشکر برات میزنه به دلت میشینه و توذهنت میمونه

    3 وقتی کسب و کار مورد علاقتو داری ،باور های درست پول میسازی و با عشق و علاقه توی زمان های مناسب کار میکنی وقت داری که زمان بیشتری رو با خانواده بگذرونی از زندگی لذت ببری و اینجوری هم رابطت بهتر میشه هم زندگیت زیبا تر میشه و مجبور نیستی صبح و شبتو به هم بدوزی برای یه لقمه نون،و چهار صبای دیگه نمیای مثل خیلی از پدر مادرا بگی من نمیدونم این بچه کی بزرگ شد و خودت جوونه زدن و شکوفا شدفرزندتو میبینی ،این یعنی زندگی زیبا

    4 وقتی پول داری که به موقع لباس های زیبا بخری ،عطر و ادکلن بخری،آرایشگاه بری زود زود ،ساعت و اکسسسوری بخری،به خودت برسی این میشه زیبایی و باعث میشه بیشتر دوست داشته بشی و احساس بهتری نسبت به خودت داشته باشی و این احساس بهتر آیا باعث نمیشه اتفاقات زیباتری رو جذب کنی

    حالا بریم سوال دوم که آیا پول زندگی رو راحت ترم میکنه؟

    1وقتی با جیب پر میری مسافرت چقدر راحتی که بجای مسافر خونه عمومی میری خونه ی مبله توی جای خوب کناره امکانات رفاهی مثل سوپری و نانوایی و … اجاره میکنی یا اینکه بجای اینکه با یه ماشین پر از آدم با امکانات کم سفر کنی ،هر کسی با ماشین خودش فول امکانات مثل استاد سفر میکنه،یا بجای خوردن فست فود و غذا های آماده ی ارزون و درست کردن غذا که کلی وقت میبره مثل یه شاهزداه میری تو رستوان خوب و هر غذایی که میلت میکشه و با مزاجت سازگاره با نهایت احترام برات میارن و نوش جان میکنی ،این راحتیه دیگه وقتی نمیخای تو مسافرت بری ظرف بشوری و یا دنبال آب بگردی و تو صف واستی برای حمام رفتن و ظرف شستن و لباس شستن و سرویس بهداشتی ومیای ظرف یک بارمصرف میخری ،توی تراک کمپرت و یا آر ویت سرویس و حمام و آشپز خانه داری و مثل یه خونه مجهز میمونه برات این یعنی راحتی مطلق

    2موقع خرید ماشین بخاطره کمبود پول مجبوری بری یک ماشین چند سال کاره ایرانی رو بخری که هم کلی زمانت رو میگیره برای درست کردن و خرابی هاش و هم کلی از احساس لیاقتت خراب میشه و کلی براش زجر میکشی تا بشه ماشین

    ولی برعکسش وقتی پول داری میری یک ماشین خارجی فول آبشن رو میخری که موقع خرید و فروش راحتی وهم کلی آبشن داره که هم رانندگی رو راحت و آسون میکنه و هم بدون استرس با خیال راحت رانندگی میکنی و مطمئنی که حالا حالا ها فارغی از خرابی و درد سر

    3 وقتی پول داری بجای غذای کربوهیدارتی و ارزون میری گوشت و غذا های سالم و ارگانیک میخوری و بدنت سالم میمونه و یک عمر راحت و آزادی از هر نوع مریضی و درد حتی یک سرما خوردگی ساده

    4 وقتی پول داری بجای مدرسه ی دولتی میری بچتو توی مراکز خصوصی ثبت نام می کنی وهم از بابت تربیت فرزندت راحتی و هم خودت با خیال راحت به کارهات میرسی ،و مطمئنی که از بچه ات یک فرد جسور و با اعتماد به نفس ساخته میشه مثل مایک پسر استاد که رفت توی یک مدرسه ی همه چی تموم ،نه یک فرد ترسو و بدون اعتماد به نفس که فقط فحش و حرف های نا مربوط توی مدرسه ی دولتی یاد گرفته ،و این یعنی راحتی

    5 و قتی پول داری حتی برای ساختن شخصییتت و رشد کسب و کارت هم میتونی با استاد های باکیفیت تری آموزش ببینی که کمتر زمانت گرفته میشه هم راهکار های آسون تری برای موفقییت و پیشرفت بهت میدن ،نه اینکه مجبور بشی خودت کلی تجربه کنی و شکست بخوری و بالا و پایین کنی تا به تجربه برسی

    این ها رو فعلا یادم اومد بنویسم و البته که کلی موارد دیگه هست ،امید وارم بتونه این کامنت به هممون کمک کنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  3. -
    محمد صادق خرمی گفته:
    مدت عضویت: 717 روز

    سلام

    متشکر از استاد بابت این فایل زیبا که خودش یه دوره و پیش زمینه ای هست برای دوره های ثروت1 و 2 و 3

    اول از همه درمورد ثروت و احساس گناه بگم من خودم همیشه وقتی پول زیاد میساختم احساس گناه داشتم من مثل استاد از سن کم شروع کردم به پول ساختن و یادم میاد هر وقت پوله زیاد میساختم و به اطرافیانم میگفتم اینقدر پول ساختم میگفتن به کسی نگو چشمت میزنن و من میدیدم هروقت پول زیاد میسازم از یه طریق ناجوری پولم رو ازدس میدم که نمیخام اون ها رو باز گو کنم ولی بعد از مدتی ناخودآگاه این باور رو گرفته بودم که اگر مردم ببین ماشین نو یا تمیز دارم و یا درآمدم زیاده چشمم میزنن ولی الان متوجه شدم که اون باوره رابطه ی خدا و ثروت که توی ذهنم مشکل داشته باعث از بین رفتن پولم میشده

    من توی یه خانواده ی مذهبی بزرگ شدم همیشه میگفتن ببین فلانی پول نداره ولی خدارو داره یا پول نداره ولی شب سرش رو راحت میذاره روبالش میخوابه،یا اگر پول نداره ولی در عوض دلش خوشه و خوشحاله

    ولی من هیچوقت فکر نکردم که اگر سرش رو میزاره روبالش و راحت خوابش میبره بخاطره اون کاره طاقت فرسایی هست که از صبح انجام میدداده و یا برای فرار از مشکلات میگیره میخوابه

    بس که توی فیلمای ایرانی ثروت مند ها رو به شکل خلاف کار نشون میدادن و قاچاقچی

    من فکر میکردم که اگر پول دار بشم خداروفراموش میکنم یا خوانوادم از هم میپاشن یا میرم به زنم خیانت میکنم و هزار تا چرت و پرت دیگه،ولی از روزی که فهمیدم ثروت و خدا مکمل هم هستن و در یک راستا برام منطقی شد که درست ثرومند دزد هم داریم ولی ثروت مند خییر،درستکار،صادق،خانواده دار،وفادار،مهربان و باخدا هم داریم

    وقتی به روند استاد عباسمنش و فایلهای اولین ایشان نگاه میکنم برام منطقی میشه که استاد پی موفقیت خودش رو روی راستی بنا کرد و الان هرچی پیش میره و ثروتش بیشتر میشه این راستی و صداقت توی وجود نازنین استاد پررنگ تر و قوی تر میشه و میشه مصداق این جمله ی طلایی که استاد گفت (ثروت مثل ذره بین میمونه اون چیزی که هستیم رو بیشتر نشون میده)

    همیشه فکر میکردم اون ثروت مند هایی خوبن که پول هاشون رو میبخشن و به مردم کمک میکنن و خیریه میزن و خودشون ساده زندگی میکنن

    توی فیلم هاهمیشه می دیدم که آخرش میگفتن فلان ثروت مند وصییت کرده که بعد مرگم پولهام رو بدین به فقرا یا خرج فلان کاره خیر کنید و من از این کار خوشحال میشدم و الان فهمیدم که از باور مخرب ذهنی ام بوده که فکر میکردم اگر ثروتشو نبخشه پولش حروم میشه و میره جهنم ولی اگر ببخشه میره توی بهشت کناره خدا میشینه هه

    یه چیز دیگه یادم میاد که هروقت توی دهمون از کناره کسی رد میشدم و براش بوق نمی زدم یا کم محلیش میکردم این صدا میومد دیدی داری پولدار میشی و خودتو گم میکنی و مغرور میشی در صورتی که ربطی نداشت و فقط حوصله نداشتم و یا خودم رو کمتر از اون میدیدم بخاطر کمبود عزت نفس

    ما هر وقت میخاستیم غذای خوب بخوریم مامانم یجوری غذا به همسایه هامیداد و میگفت بوش رو شنیدن و گناه دارن که دس آخر به خودمون کم میرسید و سیر نمیخوردیم از غذایی که دوست داشتیم و همین باعث شده الان که خودم خونه دارم و قتی غذایی درس میکنیم که همسایه ها متوجه میشن ،اگر بهشون غذا ندم احساس گناه میگیرم و یا وقتی خانوادم با موتور توی گرما و سرما میرفتن و میومدن و من ماشین داشتم احساس،گناه میکردم و دلم میسوخت براشون

    همیشه ته ذهنم بودکه اگر ثروت مند بشم خییر میشم و خیریه و مدرسه میسازم و خودم رو لایق استفاده ازش،نمیدیدم و فکر میکردم اگر ببخشم پولم حلال میشه و لایق استفاده از،ثروتم میشم اونم به مقدار کم نه زیاد چون ماله فقیرا هست

    واین جمله ای خدایا به من ثروت بده تا به بقیه کمک کنم سه تا باور مشکل داره داره

    1 من خودم رو لایق ثروت خواستن از خدا نمیدونم و میخام از این طریق از خدا ثروت بگیرم که هم لایق باشم و هم ثروتم حلال باشه

    2

    این که میگی بقیه از خدا دورن یا بلد نیستن از خدا درخواست کنن و یا خدا ناعادله و ناعادلانه ثروت رو تقسیم کرده

    3 چیزه خوبی نیست که ثروت رو برای خودم بخوام واگر ثروت رو برای خودم بخوام آدم بدی هستم و ولی اگر برای بقیه بخوام اشکالی نداره

    و در آخر جمله ی زیبای استاد که گفت ثروت که ابزاریه که کمک میکنه به غیر از خدا باج ندم و من رو به خدا نزدیکتر میکنه

    خیلی این فایل زیبا بود با وجود این که قبلا هم درموردش صحبت شده بود ولی تکرار قانون همیشه لذت بخشه اونم از زبان شیرین استاد که هرچی پر تر میشن شمرده تر و رسا تر صحبت میکنن

    خدایا عاشقتم که من رو به این مسیر زیبا هدایت کردی

    استاد و خانم شایسته ی مهربان ازتون سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 56 رای:
  4. -
    محمد صادق خرمی گفته:
    مدت عضویت: 717 روز

    سلام خدمت شما دوست عزیز

    ممنونم از بازخورد زیباتون

    و خداروشکر که با همین کامنت نوشتنمون و تعامل کردن به هم میتونیم کمک کنیم و به پیشرفت جهان کمک کنیم

    ممنون از استاد عزیزم برای ساختن این فضای فرکانسی زیبا

    درمورد غذا مادر من هم همیشه اینجوری بود و من خودم هم ناخود آگاه این رفتار رو گرفته بودم و انجام میدادم

    مثلا توی خونه از دستمال کاغذی استفاده نمیکردم واز دستمال قابل شستشو استفاده میکردم تا دستمال دورتر تموم بشه ،در عین حالی که همسرم عین بارون بهاری هی استفاده میکرد و میریخت بیرون ولی من میگفتم نه نمیخاد دستمال کاغذی

    یا موقع خرید سعی میکردم لباس هاو اجناس ارزونتر بخرم تا برای خرید های خونه و خرید های همسرم پول بمونه

    یا قبل ازدواجم خیلی از مواقع خودم پول نیاز داشتم ولی میومدم پولم رو به افراد نیازمند میبخشیدم یا قرض میدادم و خودم نیازمند اون پول میشدم و تازه افتخار هم میکردم که اینجوری به بخدا نزدیکترم

    اما حالا دیگه نه خیلی وقته تصمیم گرفتم تا زمانی که خودم پر و غنی نشدم بزل و بخشش نکنم و تا وقتی من خودم پر نباشم اون بخشش از سره عشق و دوستی نیست بلکه میخام شو اف کنم واز سره ترحم و نیازه

    و درمورد ثروت چند روز پیش عزیزم یه سوال از چت جیپیتی پرسید درمورد ثروت مند شدن یه جواب زیبا رو دریافت کرد و اونم این بود که من اگر ثروت مند بشم به خدا نزدیکتر میشم یا دور تر ؟و چت جی پی تی جواب داد که ثروت واقعی یک لایه نازک روی هسته ی آرام و اصیل من است ،این پول هوییت من را تغییر نمیدهد بلکه فضای امنی برای شکوفایی همان کسی است که اکنون هستم

    یعنی همون حرف استاد که ثروت مثل ذره بین عمل میکنه و فقط شخصییت تورو پررنگترمیکنه

    خدارو شکر به لطف آموزه های استاد من خیلی از سوراخ های ظرفم کمتر شده و از پولم لذت میبرم و زمان بیشتری پول در حسابم میمونه

    بازم ممنون از بازخوردتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: