نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
رهایی از کمبرکتی، جهش مالی و ساخت زندگی رؤیایی با عمل به آموزههای دوره روانشناسی ثروت ۱
من تا مقطع ابتدایی درس خواندهام. شغل اولم آرماتوربندی بود و تا چهار سال پیش، هرچقدر کار میکردم هیچ برکتی در درآمدم نبود؛ دقیقاً مثل چیزی که استاد عباسمنش در «تئوری ظرف آب» در دوره روانشناسی ثروت ۱ توضیح میدهند: ظرف من سوراخ بود. اطرافیانم به شکل عجیبی روی احساساتم تأثیر میگذاشتند و بهراحتی پولهای من را از دستم در میآوردند.
بعد از چند سال آشنایی با استاد عباسمنش، ازدواج کردم و دوره روانشناسی ثروت ۱ را خریدم و با تمام وجود روی آن کار کردم. همانجا فهمیدم چرا درآمدم زیاد نمیشد و چرا زحمتم نتیجه نمیداد. شروع کردم به کار کردن روی باورهایم و اجرای ایدههایی که سالها فقط در ذهنم مانده بودند.
یکی از بهترین ایدههایم طراحی و اجرای پله گردهای بتونی بیصدا بود. بهمحض اینکه آگهی کارم را در دیوار گذاشتم، فردای همان روز مشتری پیدا شد. چوب کرایه کردم، کار را اجرا کردم و همان اولین پروژه باعث شد در ۱۰ روز به اندازه یک ماه و نیم درآمد کسب کنم. بعد از آن، هر بار پول بیشتری ساختم. جالب اینجاست که کسانی که همحوزه من بودند، با اینکه دستمزد کمتری میگرفتند، پولشان را خیلی دیر و با دردسر دریافت میکردند؛ اما مشتریهای من پیشپیش دستمزد را واریز میکردند. این برای خودم هم مثل یک معجزه بود.
الان سه سال است که لباسفروشی دارم و درآمد بسیار خوبی کسب میکنم. زندگیام پر از آرامش است. همسر زیبا و مهربان و یک دختر ۹ ماهه دارم. امروز صاحب سه واحد خانه هستم و همین چهار روز پیش در خانه ۸۸ متری خودم که رو به طبیعت است، ساکن شدم. دو واحد دیگر را هم برای اجاره و کسب درآمد پایدار آماده کردهام.
حالا هدف گذاشتهام که با کار کردن عمیقتر روی آموزهها و اصلاح باورهای محدودکنندهام، درآمدم را دو برابر کنم. باور دارم با ادامه دادن این مسیر، نتایج بزرگتری هم در راه است.
تحول مالی، معنوی و شخصی با عمل به آموزههای دوره روانشناسی ثروت ۱ و دوره روانشناسی ثروت ۳
من ۵ سال است که عضو سایت استاد عباسمنش هستم و در این مدت، بهخاطر پذیرفتن جزءبهجزء آموزههای ایشان و عمل کردن به آنها، زندگیام تحولی عمیق و شگفتانگیز تجربه کرده است. نقطه آغاز این تغییرات روزی بود که با قاطعیت به خودم قول دادم تمام حرفهای استاد عباسمنش را مثل وحی منزل بپذیرم و دقیق اجرا کنم. اولش سخت بود، اما فهم این حقیقت که تضادهای امروزم، خواستههای فردایم را میسازند، کمک کرد رها نکنم و ادامه بدهم.
اولینبار که صحبتهای استاد را شنیدم، احساس کردم انگار کسی دارد از درون من حرف میزند. سالها تشنه چنین آگاهیهایی بودم. دوست دارم تا جایی که یادم میآید بخشی از نتایج مادی و معنویام را که بهخاطر عمل به آموزهها و محصولات استاد گرفتهام، با شما به اشتراک بگذارم.
در جنبه مالی، با کار کردن روی دوره روانشناسی ثروت ۳ و دوره روانشناسی ثروت ۱ درآمدم ۱۰۰ برابر افزایش یافته است. فراوانی از هر جهت وارد زندگیام شده و هر روزم معجزه است. رسالت زندگیام را پیدا کردهام و مشغول کاری هستم که عاشقانه دوستش دارم.
در جنبه اعتمادبهنفس و شخصیت، عزت نفس من هزار برابر رشد کرده است. دیگر در روابط احساسی احساس قربانی بودن ندارم. بر ذهنم تسلط پیدا کردهام و تقریباً در هر شرایطی میتوانم ذهنم را مدیریت کنم. خانواده و اقوام با احترام زیادی با من رفتار میکنند و من را الگو میدانند. اولین کتابم را نوشتم و در نمایشگاه بینالمللی کتاب ارائه شد و الان کتاب بعدیام را مینویسم.
در رابطه با خداوند، توکل کردن واقعی را یاد گرفتم؛ خدایی که برایم همهچیز شده است. بهقدری به این ایمان رسیدهام که توانستم فقط با ۵ میلیون تومان به شهری مهاجرت کنم که حتی نامش را هم نشنیده بودم. اما در همان نقطه شروع، خداوند حمایتم کرد و به شکل معجزهآسا توانستم یک آپارتمان شیک اجاره کنم؛ چیزی که هر کس میشنید تعجب میکرد که چطور ممکن است.
در حوزه سلامتی، با ادامه آموزشها توانستم بعد از ۱۵ سال مصرف قرص افسردگی را کامل کنار بگذارم. آلرژی دهسالهای که چهار فصل سال درگیرش بودم، کاملاً از بین رفت. یاد گرفتم چطور در چالشها ذهنم را مدیریت کنم و چطور مسائل زندگیام را حل کنم.
از آموزههای استاد یاد گرفتم که اولویت زندگی من، خودم هستم؛ اینکه هیچکس جز خودم نمیتواند واقعیت زندگیام را تغییر دهد. یاد گرفتم که منشأ تمام ثروتها خودِ خداوند است و هیچ قدرتی نمیتواند او را از من جدا کند. فهمیدم خداوند از رگ گردن به من نزدیکتر است و اگر به این نیرو تکیه کنم، برایم عشق میشود، ثروت میشود، خانه زیبا میشود، شهر عالی میشود، خانواده خوب میشود و هر آنچه بخواهم، میشود.
یاد گرفتم چطور خداوند را همانطور که دلم میخواهد در ذهن و درونم بسازم، ببینم و از هدایتهایش استفاده کنم. امروز با تمام وجودم باور دارم که مسیر آگاهیهای استاد عباسمنش، مسیر نور، رهایی و شکوفایی است؛ مسیری که مرا به بهترین نسخه زندگیام رسانده و همچنان در حال رساندن است.
رهایی از ترس، وابستگی، سرزنش و کمارزشی با عمل به آموزههای دوره احساس لیاقت
وقتی تمرین جلسه ۱۸ از دوره احساس لیاقت را انجام دادم، فهمیدم چقدر در این دوره تغییر کردهام و نتیجه گرفتهام. همین باعث شد کمالگرایی و مقایسهکردن را کنار بگذارم و بخشی از دستاوردهایم را بنویسم.
قبل از شرکت در دوره احساس لیاقت، به شدت ترسو، وابسته، مشرک، خالی از عزتنفس و پر از تردید و نگرانی بودم. حس نالایق بودن در تمام رفتارهایم جاری بود و همین باعث شده بود که دیگران با من با بیاحترامی کامل رفتار کنند. مدام طرد میشدم و نیاز شدید به تأیید دیگران داشتم.
اما نتایج من بعد از عمل به آگاهیهای این دوره:
الان نسبت به قبل به خودم بسیار آسانگیرتر شدهام. وقتی اشتباهی از من سر میزند، خودم را خیلی کمتر سرزنش میکنم و دارم یاد میگیرم که اشتباهات خودم و دیگران را راحتتر ببخشم و از آن عبور کنم.
در برخورد با مسائل و چالشها، دیدگاه “الخیر فی ما وقع” در من شکل گرفته و همین نگرش، آرامش فوقالعادهای وارد زندگیم کرده است.
گفتگوهای ذهنیام واضحاً مثبتتر شدهاند؛ مدام در حال تحسین، شکرگزاری و یاد خدا هستم.
نسبت به انتقادات دیگران بیتفاوتتر شدهام. راحتتر احساساتم را بیان میکنم و دیگر مانند قبل، برای جلب تأیید دیگران ماسک نمیزنم یا احساساتم را پنهان نمیکنم.
یاد گرفتهام تواناییهایم را بشناسم و بنویسم و همین باعث شده احساس ارزشمندی درون من رشد کند.
قبل از دوره، بخش زیادی از روز را با اضطراب میگذراندم؛ اما حالا بیشتر روزها در آرامش و حال عالی هستم. تمرکزم روی فراوانیهای زندگیم است و واقعاً زندگیم پر از نعمت، فراوانی، عشق و آرامش شده—بدون اینکه بخواهم زور بزنم.
و اما تغییر معجزهآسای برخورد جهان با من…
بعد از کار کردن روی احساس ارزشمندی درونی مخصوصاً با تمرین جلسه ۱۶، رفتار اطرافیان با من کاملاً عوض شده. انگار جهان دارد از درون من الگوبرداری میکند. حالا میبینم آدمها همان احترامی که برای رئیسشان میگذارند، برای من هم قائل هستند؛ در حالی که قبلاً هر جا میرفتم فقط بیاحترامی میدیدم.
استاد عزیز عباسمنش، از صمیم قلب سپاسگزارم که این مسیر ارزشمند را خلق کردید و کمک کردید نسخه بهتری از خودم شوم.
کاهش ۳۰ کیلو وزن، بهبود کامل سلامتی و جهش مالی با عمل به آموزههای دوره قانون سلامتی و دوره روانشناسی ثروت ۱
من همیشه در زندگیم دنبال بهتر شدن بودم؛ دنبال راهی که بتوانم پیشرفت کنم. برای همین هرجا صحبت از موفقیت بود، سعی میکردم ببینم چه چیزی گفته میشود. تا اینکه هدایت شدم به آموزشهای استاد عباسمنش.
بعد از دیدن چند فایل، تصمیم گرفتم دوره قانون سلامتی را تهیه کنم و زندگی به شیوه این دوره را شروع کنم. نتیجه فوقالعاده بود؛ در مدت شش ماه توانستم ۳۰ کیلو وزن کم کنم و سلامتیام را بهطور کامل به دست بیاورم. بعد از این موفقیت بزرگ، دوره روانشناسی ثروت ۱ را خریدم و اکنون در حال عمل به آموزهها و تمرینات آن هستم. کاملاً واضح میبینم که هرقدر بیشتر روی آگاهیها و تمرینات این دوره تمرکز میکنم، نتایجم بیشتر و بیشتر میشود. نتیجه مستقیم عمل به آموزههای این دوره، فراوانی و ثروت است که آرامآرام و کاملاً طبیعی وارد زندگیام میشود؛ همانطور که استاد میگویند.
دوست داشتم بخشی از دستاوردهایم در طی یک سال و نیم اخیرِ کار با آموزههای استاد عباسمنش را بهطور خلاصه بنویسم:
اول اینکه: با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی توانستم ۳۰ کیلو وزن کم کنم و اکنون در خانواده و فامیل از نظر اراده، نظم و تناسب اندام یک الگو شدهام. همه از من میپرسند چطور به این نتایج رسیدی؟!
دوم از نظر مالی: منی که تا قبل از آشنایی با آگاهیهای استاد هیچ درآمدی نداشتم و همیشه لنگ پول بودم، اکنون بهعنوان رئیس هیئتمدیره شرکت همسرم انتخاب شدهام. علاوه بر اینکه ماهانه حقوق ثابت میگیرم، ماهی چند صد میلیون تومان نیز از طرف شرکت به حسابم واریز میشود. بهراحتی برای خودم، بچهها و خانه خرید میکنم؛
خانهمان پر از فراوانی و نعمت شده است و هرچه اراده کنم داریم. هر وقت بخواهم همسرم غذا از بیرون میخرد، راحت خرید میکنیم و به رستورانهای عالی میرویم. این را در نظر بگیرید که این نتایج را کسی گرفته که قبل از آشنایی با آموزههای دوره روانشناسی ثروت ۱ حتی برای ۱۰۰ هزار تومان باید به همسرش زنگ میزد تا پول واریز کند و شاید سالی یکبار هم نمیتوانست بیرون غذا بخورد.
اما همانطور که استاد عباسمنش میگویند: وقتی روی باورهایت کار میکنی، دیگر به چگونگیاش کار نداشته باش؛ چون خداوند از هزاران طریق نعمتها را وارد زندگیات میکند.
من اول از خدا سپاسگزارم بهخاطر این قوانین دقیق و الهی که به انسان اجازه میدهد زندگی دلخواهش را خلق کند و بعد از استاد عزیزم. استاد، شاید خودتان ندانید که آموزههای شما با زندگی انسانها چه کرده است. خدا میداند چقدر زندگیها را نجات دادهاید، چقدر انسانها را از لبه پرتگاه کنار کشیدهاید و به مسیر خوشبختی هدایت کردهاید.
در پایان، میخواهم به دوستانم بگویم:
اگر میخواهید پیشرفت کنید، بهای دورهها را خودتان پرداخت کنید. وقتی پول میدهید، آن آموزشها را «وحی منزل» میدانید و به آنها عمل میکنید و چون عمل میکنید، نتایج قطعاً ظاهر میشود.تحول مالی، سلامتی، ایمان و بازگشت به مسیر درست با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم
بنده چند سال است که عضو سایت abasmanesh.com هستم. البته مدتها قبل از عضویت رسمی، با استاد عباسمنش آشنا بودم و تا کمتر از ده ماه پیش تقریباً تمام فایلهای شما را—حتی محصولاتی که غیرقانونی به دستم رسیده بود—دیده و شنیده بودم. صادقانه میگویم هیچ صحبت یا فایلی نبود که استاد عباسمنش تولید کرده باشند و من نشنیده باشم. اما با وجود این حجم از گوش دادن، مطلقاً هیچ نتیجهای نداشتم.
سال ۹۵ یک شکست بزرگ کاری زندگیام را زیر و رو کرد. تمام نتیجه هفت سال کارم از بین رفت. بهشدت افسرده شدم، قند و چربی و فاکتورهای پزشکیام بههم ریخت و روزانه حدود ۱۵۰ قرص مصرف میکردم. در دوران پاندمی با وجود احتیاط شدید، بیمار شدم، ریهام درگیر شد، کار به بستری شدن و تزریقهای سنگین رسید و مدتی به نبود خودم فکر میکردم.
در کارم خرید و فروش ملک در تهران در رکود کامل گیر افتاده بودم. سالی یکی دو معامله با زور انجام میدادم و هیچ پیشرفتی نداشتم. میدیدم اطرافیان با سرعت رشد میکنند و من انگار با زنجیر بسته شدهام. این وضعیت باعث سقوط عزت نفس و رفتارهای ناشی از آن شده بود که گفتنش مایه شرمساری است.اوایل فروردین، همسرم برای اولین بار درباره استاد عباسمنش از من پرسید. چند فایل به او دادم و گفت: «عجب استادی!». با خوشخدمتی برایش یک جلسه از دوره ۱۲ قدم را فرستادم. چند دقیقه نگذشته بود که با ناراحتی برگشت و گفت:
«این فایل را از کجا دزدیدهای؟ مگر نمیبینی استاد میگوید راضی نیست؟ چطور محصول خریدنی را بدون پرداخت بها گوش میکنی؟»همان لحظه بهقدری لرزیدم و از خواب غفلت بیدار شدم که از خودم منزجر شدم. چطور بارها کلام استاد را شنیده بودم اما هیچ اثری نکرده بود، اما همسرم در همان چند دقیقه واکنشی اینچنین پاک و درست داشت؟
دو سه ماه حتی دستم نمیرفت فایلهای استاد را پخش کنم. از تصویر ایشان هم خجالت میکشیدم.اما همه آن وضعیتهای بد ادامه داشت… تا ۱ تیر ۱۴۰۲.
در آن روز، انگار یک طوفان روحی در من بیدار شد. تصمیم گرفتم اینبار از مسیر درست شروع کنم.
در فایلهای شما شنیده بودم:
«اگر میخواهی شروع کنی، از همین الآن شروع کن. فردا و شنبه و سرماه دیر است. همین امکانات فعلی کافی است.»و شنیده بودم:
«در کاری که میخواهی شروع کنی، اول مدتی برای دیگران کارآموز یا کارگر باش تا با هزینه آنان یاد بگیری.»دوستی داشتم که کار اجرایی ساختمان داشت. هنوز تصمیم نگرفته بودم تماس بگیرم که همان لحظه خودش تماس گرفت! گفت بیا ببینمت. رفتم و گفتم میخواهم طبق توصیه استاد، کارآموز سر پروژهات باشم. با روی باز پذیرفت.
این اولین معجزه بود؛ نه بعد از سالها گوش دادن فایلهای غیرقانونی، بلکه بعد از پشیمانی واقعی و شروع از مسیر درست.از همان روز با فایلهای هدیه سایت شروع کردم. تصمیم گرفتم کلام به کلام اجرا کنم.
درونم دگرگون شد؛
با وجود اینکه ظاهراً اتفاق خاصی نمیافتاد، اما اعتمادبهنفس، آرامش، ایمان و انرژی بازگشت.
شرایط ظاهری سخت بود؛ منِ سازنده سابق، حالا کارآموز رایگان بودم. اما به یاد شروع استاد در بندرعباس افتادم… و آرام میشدم.ماهها گذشت و نتایج عجیب یکییکی ظاهر شد:
ایمانم بازگشت.
خدا در زندگیام زنده شد.
امیدم بازگشت.
روحیهام احیا شد.
هدایت الهی در زندگیام جاری شد.و معجزههای واقعی:
مشکل دیسک گردنم کاملاً درمان شد.
وزنم با رژیم و ورزش بیش از ۱۵ کیلو کم شد.
فاکتورهای پزشکیام ۹۰٪ نرمال شد.
مصرف ۶۰ قرص اعصاب در ماه را در ۱۰ روز ترک کردم.
افسردگیام برای همیشه از بین رفت.
یک شب فقط با ذکر «یامن اسمه دوا و ذکره شفا» در لحظه از تب و سرماخوردگی شدید شفا گرفتم.
چند اتفاق بزرگ مالی، اداری و حتی دریافت یک ویزای مهم رخ داد.
کارها به طرز باورنکردنی روان شد.اما نقطه اوج:
دهها فایل ملکی بررسی میکردم تا اینکه ۱۰ دی یک آپارتمان گرانقیمتام با پول نقد فروش رفت و همان شب بهترین ملک کلنگی ممکن را قولنامه کردم—ملکی با سودآوری چند برابر املاک مشابه.
برای پرداخت باقی وجه، هیچ مشتری نبود. فشار زیاد بود اما به خدا سپردم.۲۰ اسفند شب با خدا صحبت کردم که: «نمیخواهم شروع کارم به ضرر کسی باشد… اگر تا اینجا رساندی، ادامهاش را هم تو درست کن.»
صبح فردا مشتری دستبهنقد برای ملک دوم آمد.
شرایط سختی گذاشتم که مطمئن شوم برکت الهی است:
۶۰٪ نقد روی قرارداد، ۱۰ روزه دفترخانه، بدون تخفیف، بدون تحویل کلید.
همه را قبول کرد.
روز بعد چک را گرفتم.
۲۷ اسفند کل مبلغ نقد شد.
۲۸ اسفند سند ملک جدید آماده شد و نقداً پرداخت کردم.
اتفاقی که در ۳۰ سال فعالیت ملکی، نه دیده بودم و نه شنیده بودم.
اکنون دوره ۱۲ قدم را از ابتدا و بهصورت رسمی و درست شروع کردهام و قدم اول هستم.اگر این نوشته هدایت یک نفر شود، من وظیفهام را نزد پروردگار و استاد عزیزم انجام دادهام.
رفع مشکلات جسمانی، تناسب اندام و جهش در کسبوکار با عمل به آموزههای دوره قانون سلامتی و دوره روانشناسی ثروت ۳
من دوره قانون سلامتی را خریدم و با تعهد کامل، زندگی به شیوه این دوره را آغاز کردم. نتیجه عمل به آموزشهای این دوره، برای من مجموعهای از بهبودهای جسمی، انرژی بیشتر و اعتمادبهنفس بالاتر بود.
قبل از شروع زندگی به شیوه این دوره، صبحها دچار قرمزی و آبریزش چشم میشدم، اما این مشکل به طور کامل حل شد. همچنین چربی و گرگرفتگی پا که مدتی آزارم میداد، با عمل به آموزههای همین دوره برطرف شد. مهمتر از همه، اگر قبل از ساعت ۱۰ صبح صبحانه نمیخوردم، دچار سردردهای شدید و پایدار تا آخر شب میشدم، اما امروز این مشکل نیز کاملاً از بین رفته است.
وزنم از ۹۵ کیلو به ۸۰ کیلو رسیده؛ بوی عرق بدنم از بین رفته؛ سرحالتر، شادابتر و پرانرژیتر شدهام. این سطح از سلامتی، نشاط و تناسب اندام، اعتمادبهنفس من را چند برابر کرده است. واقعاً فکر نمیکردم روزی بتوانم وزنم را کم کنم، اما عمل به این دوره، من را به اندام و سلامتی دلخواهم رساند.
بعد از این نتایج بزرگ، وارد دوره روانشناسی ثروت ۳ شدم. با عمل به آگاهیهای این دوره، تحول بزرگی در کسبوکارم ایجاد شد؛ از یک خردهفروش ساده، به یک تولیدکننده تبدیل شدم. این جهشی است که حتی تصورش را هم نمیکردم.
من قبل از رسیدن به تمام این نتایج، به حرفهای استاد عباسمنش ایمان آوردم و عمل کردم. امروز با تمام وجود میگویم آموزشهای ایشان مثل چراغی در تاریکی مسیر مرا روشن کردند.
حل مشکلات مالی و ارتباطی، آرامش درونی و شروع زندگی تازه با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم
من در سن ۱۹ سالگی با استاد عباسمنش آشنا شدم اما آن زمان مطالب سایت را پیگیری نکردم و از مسیر دور شدم. طی این چند سال، تجربههای ناخوشایند زیادی داشتم. ازدواج کردم و با تضادهای شدید مالی و ارتباطی روبهرو شدم؛ تضادهایی که به هیچ شکلی توان حل آنها را نداشتم و کمکم به نقطه اضطرار رسیدم. درگیریهای خانوادگی آزارم میداد و امیدم از همهجا قطع شده بود. چندین ماه فقط گریه میکردم و از خدا کمک میخواستم.
تا اینکه یک روز، بعد از هشت سال، دوباره یادم افتاد که به سایت استاد عباسمنش مراجعه کنم. وارد سایت شدم و اولین قدم را از قسمت «نشانه امروز من» شروع کردم. خیلی جالب بود که هر بار روی این دکمه کلیک میکردم، فایلی باز میشد که دقیقاً جواب سؤال من را میداد؛ انگار خداوند مستقیم با من صحبت میکرد.
خرداد ماه ۱۴۰۲ بهطور کاملاً هدایتی به دوره ۱۲ قدم وارد شدم و الان در قدم یازدهم هستم. خداروشکر، بهخاطر عمل کردن به آموزههای این دوره:
آدمهای سمی و انرژیهای مخرب از زندگی من حذف شدند.
مشکلات مالی و ارتباطیام بهطور جادویی حل شدند.
افراد فوقالعاده و همفرکانس وارد زندگیام شدند.
نفرت و سنگینی از قلبم پاک شد.
رابطهای سرشار از صلح، احترام و عشق با همسرم تجربه میکنم.در حالی که قبل از این، تقریباً هر روز زندگی من و همسرم با دعوا تمام میشد، حالا خانهمان پر از آرامش است و عشق میان ما جریان دارد.
از هنرم چیزی که هرگز فکر نمیکردم بتوانم از آن پولی به دست بیاورم الان به درآمد رسیدهام و در مسیر رشد هستم. و جالبتر اینکه این را فقط آغاز مسیر پیشرفت خودم میبینم.
خدا را شکر میکنم که دوباره من را به مسیر نور و آگاهی هدایت کرد و با آموزههای استاد عباسمنش، زندگیام از یک نقطه بحرانی به جایی رسید که امروز، با آرامش، عشق، رشد و امید زندگی میکنم.
رهایی از اعتیاد، صفر شدن بدهیها و آزادی درونی با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم و آغاز مسیر با دوره احساس لیاقت
من توانستم دوره ۱۲ قدم را بهطور کامل تمام کنم و بهتازگی دوره احساس لیاقت را شروع کردهام. پاداش خداوند به من در طی کار کردن روی آگاهیهای این دورهها، آنقدر زیبا و عمیق بوده که هنوز هم وقتی به آنها فکر میکنم اشک شوق در چشمانم جمع میشود.
بعد از ۱۳ سال سیگار کشیدن، حالا نزدیک به یک سال و نیم است که سیگار را ترک کردهام؛ کاملاً طبیعی، بدون سختی و به لطف آرامشی که از مسیر آگاهی به دست آوردم. بعد از سالها بدهی داشتن و شرمندگی، خداوند کمکم کرد تا تمام بدهیهایم را پرداخت کنم و امروز با صفر بدهی و قلبی سبک زندگی کنم. و مهمتر از همه، بعد از ۲۰ سال قهر بودن با پدربزرگ و عمویم بهخاطر یک موضوع قدیمی، توانستم آشتی کنم؛ و این آشتی، برای من مثل آزاد شدن از یک زندان قدیمی بود. احساس میکنم روحم نفس تازه کشیده است.
دوست دارم به همهی دوستانی که در سایت استاد عباسمنش هستند بگویم:
اگر امروز در این سایت الهی و توحیدی حضور دارید، بدانید یک روز کاری کردید که خداوند کیف کرد و شما را به این مسیر هدایت کرد. قدر خودتان را بدانید. قدر این سایت و این آگاهیها را بدانید. خیلیها آرزوی داشتن چنین زندگی سالم، الهی و آرامی را دارند.و دعای آخرم را از قرآن تقدیم میکنم:
رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ
بارالها، مرا حکمت ببخش و به بندگان صالح خود ملحق ساز.رهایی از بدهیها، بازگشت امید و ساختن خانه با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم
اسفندماه سال ۱۳۹۸، در اوج مشکلات مالی و کاری، در حالی که مستأصل و درمانده شده بودم، توسط یکی از دوستانم با استاد عباسمنش آشنا شدم. دوستم که شرایط سخت مرا میدید، یک فایل از صحبتهای استاد برایم فرستاد و گفت: «این را گوش بده، اگر علاقهمند بودی در سایت abasmanesh.com عضو شو و بقیه فایلها را ببین.»
آن فایل درباره توحید عملی بود. گوش دادن به آن فایل، کمکم امید، توکل و آرامش را در وجودم دوباره زنده کرد. تا جایی که تمام کارم شده بود گوش دادن به فایلهای دانلودی سایت و عمل کردن به آگاهیها. به لطف هدایت خداوند و آموزههای استاد، مشکلات سنگینی که در اثر یک شراکت کاری برایم بهوجود آمده بود را پشت سر گذاشتم. خداوند بهقدری زیبا دستم را گرفت که هیچکس باورش نمیشد بتوانم از آنهمه مشکلات اداری و مالی که شریکم ایجاد کرده بود به این آسانی عبور کنم.
با متعهدانه عمل کردن به آموزههای استاد توانستم تمام بدهیهایم را تسویه کنم و مسئله تعطیل شدن کسبوکارم را نیز حل کنم. تقریباً دو سال طول کشید تا از زیر بار بدهیها بیرون بیایم، اما این بار با ایمان و آرامش پیش رفتم.
وقتی برای اولینبار وارد سایت شدم، استاد عباسمنش تازه دوره ۱۲ قدم را شروع کرده بودند، اما بهخاطر شرایط مالی سخت، توان خرید قدم اول را نداشتم. بنابراین با فایلهای دانلودی مسیرم را آغاز کردم. اما بعد که توانستم دوره را تهیه کنم و با یک سال کار کردن روی آگاهیهای ۱۲ قدم پیش رفتم، زندگیام از زمین تا آسمان تغییر کرد.
از روزهایی که بهخاطر بدهیها حتی پول خرید نان نداشتم، امروز به جایی رسیدهام که در خانهای که با دست خودم ساختهام نشستهام و این نوشته را درباره هدایت زیبای خداوند به سمت آموزههای استاد، با قلبی پر از شکر و آرامش مینویسم.
خداوندا سپاسگزارم که مرا در این مسیر توحیدی و روشن قرار دادی و با آگاهیهای ناب استاد عباسمنش، زندگیام را از ریشه متحول کردی.
رشد مالی، آرامش عمیق و شکوفایی فردی با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم
من اواخر سال ۱۴۰۰ وارد سایت شدم و شروع کردم به کار کردن روی خودم. در شروع مسیر، کل پسانداز زندگی من فقط دو میلیون تومان بود، اما تصمیم گرفتم قدم اول دوره ۱۲ قدم را بخرم. کار کردن با آموزشهای این دوره، همان سال اول تغییرات زیادی در زندگیام ایجاد کرد. هزینههای غیرمترقبه و هزینههای دارو و درمانم بهطور چشمگیری کم شد و علاوه بر اینکه خیلی راحت توانستم تمام قدمهای دوره ۱۲ قدم را خریداری کنم، موفق شدم دو دوره ارزشمند دیگر را نیز تهیه کنم.
در همین سال ماشین صفر خریدم، از لحاظ روحی آرامش بسیار بیشتری داشتم و بخش بزرگی از روزهایم با شادمانی و احساس خوب سپری میشد. اواخر سال ۱۴۰۱ که با دوستم صحبت میکردم به او گفتم: «سال ۱۴۰۱ بهترین سالی بوده که تا حالا تجربه کردهام.» چون در آن سال فهمیدم اگر باورهای قدرتمندکننده بسازم، از هدایتهای همیشگی خداوند استفاده کنم، ذهنم را مدیریت کنم و از داشتههایم لذت ببرم، تمام خواستههایم خودبهخود وارد زندگیام میشود. همین درک، آرامش عمیقی به من داده بود.
اما امروز که سال ۱۴۰۲ هم به پایان رسیده، با جرأت میگویم سال ۱۴۰۲ از هر نظر مالی، سلامتی، روابط، حال خوب، امید به آینده و… بهمراتب بهتر از سال قبل بوده است.
در سال ۱۴۰۲ به لطف خداوند، کارگاه هنری خودم را در یکی از اتاقهای خانهام راهاندازی کردم؛ در زمینه کسبوکار شخصیام آموزش دیدم و در کنار کار کارمندی، کار هنری خودم را نیز استارت زدم. کاملاً سالم هستم، وزن ایدهآل خودم را دارم و مهمتر از همه، حال خوب، شادی و امید به آیندهام به حدی زیاد شده که اصلاً قابل مقایسه با سال قبل نیست.
امروز با افتخار میگویم این مسیر، زیباترین هدایت زندگی من بوده و هر قدمی که با آگاهیهای استاد عباسمنش برداشتم، به لطف خداوند، مرا به نسخهای بهتر از خودم تبدیل کرده است.



سلام میکنم به همه دوستان عزیزم در گروه عباس منش. من واقعاً یه تجربهای داشتم که واقعاً خدای ما خدایی که کارایی انجام میده که بسیار بسیار عجیب و غریبه. من واقعا دوباره. بعد از اینکه 10 سال در مالزی بودم دوباره مهاجرت کنم به کشور عمان. و دوباره چند روز پیش که داشتم گوش میکردم ذرس های استاد را که قرار نیست که ما بمونیم تا شاید آماده بشه و من همینو در مورد مهاجرت خودم به مالزی و عمان انجام دادم و تصمیم داشته بودم که به دانشگاه یکی از شهرهای عمان برم و به طرز عجیب خداوند از طریق استاد دهان استاد من شد عباس منش و من فقط چمدونم برداشتم و گام برداشتم و توکل به خداوند کردم. و همه چیز غیر قابل تصور بود که خداوند چه کارهایی برای من انجام داد. و چه دستانی رو پیش پای من قرار داد از غذای من از اسکان من از. آبی که حتی میخواستم بخورم و زیاد بود که باور کردنی نیست که چه خونههایی خداوند در اختیار من قرار داد. و چه جوری من توسط چه کسانی دعوت شدم و چه پولهایی رو دریافت کردم. در واقع ما
من با او پول میتونستم یه خونه اجاره بکنم ولی قلب من میگفت که باید حرکت بکنم و برم این گام رو این هدف رو برم به سمت دانشگاه باهاشون در مورد هدفم صحبت کنم. و حرکت کردم و خداوند به من پاداش داد آدمای عشقی در مسیر من قرار داد و هر لحظهای که مردم میدیدم که یه مقدار رفتارشون و کلامشون متفاوت شده میدونستم که از این نقطه باید برم و به نقطه دیگهای برسم که واقعاً همه جور واقعاً شگفتیهای عجیب تجربه کردم. دوست من به من گفت که من که به شما گفته بودم که شما رو میبرم پس چرا رفتین گفتم در دل خودم گفتم من قرار بود شگفتیها رو تجربه کنم با خداوند. در صورتی که اگر با دوستم بودم هیچ کدوم از این تجربه رو نمیکردم و عشق خداوند و دستان خداوند به شگفتیها رو که اینقدر عجیبه نمیتونم اینقدر عالی احساس کنم. دوست من قرار بود در واقع مثلاً روز یکشنبه منو ببره ولی من دیگه واقعاً قلبم اجازه نمیداد که صبر بکنم که بشه یکشنبه و حرکت کنم بنابراین با خداوند حرکت کردم و. و مردمی که از من اصلاً نمیشناختم اونقدر به من عشق دادن اونقدر با من همکاری کردن غیر قابل وصله. و در واقع اینجوری بگم مردم جوری که مردم منو دعوت کردن و محبت کردن که همه محبت خداوند بود. و من چقدر دوباره با یک اقدام شجاعانه جدید باعث من ایمانم قویتر و قویتر و قویتر بشه در دل ترسهای بیشتری حرکت بکنم. دقیقاً ماشینهایی در اختیار من قرار گرفته است افرادی که من اصلاً نمیشناختم ولی اونقدر عالی خداوند همکاری اش که هدف من و خودش بود که من در تمام لحظه راننده اختصاصی داشتم. و میدونستم که خداوند داره به من میگه مسیرت درسته برو و من با تو هستم. و کار خداوند دیوانه کننده بود واقعا در این چند روز که مسافرت بودم و چقدر در این تنهایی با خداوند من بیشتر خودمو شناختم ضعفهای خودم رو شناختم خداوند رو بیشتر شناختم رابطم با خداوند قویتر شد. و دوباره هم که در این نقطه هستم توسط کسایی داره خدا کار انجام میده که غیر قابل وصفه از ماشین. خداوند داره من نشون میده که قدرت تو خیلی بیشتر از این حرفاست پس از خودت تصویر. پس تو از من بخواه تصویرسازی بکن رو هدفت باش و بقیهشم با من. استاد عزیزم با تمام وجودم از شما بخاطر یکتا پرستی تشکر میکنم
و نتیجه اینکه انجام این تصمیم بسیار بسیار اسانتر از انچه بود که من فکر میکردم و من بابت این گام عملی از خودم تشکر میکنم
با سلام و سپاسگزاری از این جلسه بسیار ارزشمند احساس لیاقت
جلسه 4
مادر من صبح تا شب در خدمت همسر و فرزندان اش بود مثل یک خدمه و هیچ کاری برای خودش نکرد نه مسافرتی و چقدر اکنون احساس رضایت ندارد چون خودش را وقف همسرش و کمک به او کرد برای تایید او و ارزش خودش را به تایید همسرش کرد و همیشه می گوید که پدر شما قدردان نیست به همان نسبت که خودش را فدا کرده بود انتظار عشق از پدرم داشت و طبق قانون جهان دریافت نمی کرد چون اول نیازهای او را براورده کرده بود و خودش را فدا کرده بود
من بدلیل اینکه یاد گرفته بودم که زن خوب میکنم خودش را فدای همسر و فرزندان خودش کند تمام عمرم در دوره زناشویی دنبال تایید گرفتن از همسرم بودم و همه کار میکردم خودم را به هر دری میزدم تا او راضی باشد برای تولدش گوشی تلفن قسطی میخریدم که او را خوشحال کنم خودم شرایط جسمی خوبی نداشتم ولی به او که کمردرد داشت و وزن زیادی داشت کمک میکردم که بلند بشود و قدم بزند ،تمام سالیانی که سر کار بودم کارت بانکی ام را به او داده بودم و باید خودم التماس میکردم تا پول خودم دریافت کنم تا او من را زن خوب بداند و نتیجه فدا کردن هم کاملا مشخص شد که توسط همین فرد بدترین رفتار و بی احترامی را دریافت کردم
و الان به لطف دوره ها واقعا بهتر شدم و چقدر مردم و جهان برخوردشون با من مثل یک شاهزاده شده انگار در جهانی دیگر دارم زندگی میکنم نه از هیچ کسی توقع دارم و نه کسی در زندگی من از من توقع دارد خدا را واقعا سپاسگزارم بابت داشتن دوره های استادم و بودن در این مسیر زیبا
با سلام خدمت همه خدمت استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان عزیز من در مورد جلسه 3 احساس لیاقت میخوام صحبت بکنم. من به خاطر تدریس دوره زبان انگلیسی یک خانواده از من خواستند که با در اختیار گذاشتن خونه رایگان با برق و آب رایگان و اینترنت رایگان در اختیار من قرار میدهند که فرزندان انها را درست بدم و. من شروع کردم همه چیز خیلی خوب بود ولی اون مادربزرگ که با من قرارداد بسته بود به شدت بد حرف میزد و به شدت بد رفتار میکرد. و من اینجا به خاطر اینکه احساس میکردم که اگر که احساسم را به او بگویم یه حرفی بزنم ایشون خونه اش را از من میگیره و دچار شرک شدم و ترسیدم این مسئله همین مربوط به دو سه ماه گذشته است و حاضر نشدم که بوندری خودم رو مشخص کنم. این در حالی که خیلی جاها حتی با برادر خواهرای خودم مشخص میکنم و راحت ام و با دوست عزیزم ولی اینجا ایمان ام ضعیف شد و بسیار اعتماد به نفس منو میآورد پایین وقتی که ایشون از بالا به پایین به من نگاه میکرد. و واقعاً دوست دارم که رو خودم کار بکنم بیشتر روی ایمانم با خداوند کار بکنم و ایشون رو دستی از خداوند دونستم واقعاً که این فرصت رو من برام ایجاد شده که خونه دارم و همه چیز خیلی خوبه. ولی باز هم این یه شرک بزرگ به خداوند بود بی اعتمادی به خودم و خداوند بود که. میخوام با درسهای استاد عزیزم هی روز به روز به خودم ایمان بیشتری پیدا کنم و قویتر و قویتر بشم بابت این درس زیبا خیلی استاد عزیزم سپاسگزارم.
سلام میکنم خدمت همه دانشجویان و استاد عزیزم
جلسه 34 قانون ثروت
من همونجور که گفتم قبلا در شغلم که پروژه استرالیا مهاجرت به استرالیا رو داشتم کار میکردم به عنوان شغل خودم با یک شریکی که داشتم. و به دلیل همون موضوع اصلی که استاد گفت من این شریک رو خدا کرده بودم و به شدت به این فرد وابسته بودم اگه تلفن جواب نمیداد میترسیدم که الان برنامه مشتریا چی میشه خلاصه خیلی این آدم رو در کله خودم بزرگ کرده بودم. و به هر حال تو گوشیشم از جهان خوردم. این شد که اصلاً مشخص شد که این فرد اصلاً در مورد مهاجرت به استرالیا که به من گفته بود که براش نیروی کار پیدا بکنم هیچ تخصصی نداره اصلاً این کاره نیست و هیچ چیز واقعی نیست اصلاً. بنابراین تمام پولهایی که خودم داشتم و هزینه کرده بودم و پول بچهها مشتریان همه طبیعتاً توسط این فرد از بین رفت و در این شرایط بود که من به خودم خیلی افتخار میکنم. برای یکی چند روز مثبت نبودم ولی تمام تلاشمو میکردم یک روز در اون شرایط من درسهای استاد رو ترک نکردم. هر روز تمام درسها رو گوش میکردم یه جا مینشستم مینوشتم و بینهایت سپاسگزاری میکردم. چیزی که همه براشون عجیب بود تنها یک راهکار میدونستم که باید ویدیو بسازم چون تخصص من روانشناسی هست و این فعالیتها رو انجام بدم چون همیشه فعال بودم در حالیکه اصلا بلد نبودم ولی هر روز تلاش کردم و یادش گرفتم . از ویدیو کوتاه شروع کردم به مردم آموزش دادن. و به جای اینکه تسلیم باشم ادامه دادم و نتیجه هم این شد که خداوند به طرزی معجزه آسا منو از اون مسئله آورد بیرون. منی که هیچ وقت هیچ مسئلهای نداشتم تو زندگیم که بخواد به دادگاه و قانون برسه ولی برای یک بار رفتم و گفتم من اشتباه کردم و من مسئولیت این کارو میپذیرم و من باید تمام پول مشتریانم را خودم برگردونم و خانواده من بشدت از من انتقاد کردند چرا نوشتی که کار میکنی و برمیگردانی . و بنابراین جهان هم مقاومت نکرد و باعث شد که به طرز عجیب خداوند و از طریق کلام استاد عباس منش عزیز. به من دستور حرکت داد گفتم چون خواهر منم تو این برنامه همکار من بود گفتم پس خواهرم چی میشه و خداوند به من گفت مثل حضرت علی که در زمانی که حضرت محمد اون شب او رو به جای خودش قرار داد تو هم حرکت کن هیچ اتفاقی برای خواهرت نمیافته. من گفتم چشم حرکت کردم در تمام این مدت در تمام این مدت عالی غذا خوردم در تمام روزاش فقط شاید روز اول نتونستم زیاد یکی دو روز اول ولی بقیه بهترین غذاهای قانون سلامتی رو برای خودم درست کردم عمیقترین خواب رو تجربه کردم. و اجازه ندادم که شیطان بر من پیروز بشه و خداوند و من بودیم که پیروز شدیم و الان همه چیز آرام نه کسی به من پیام میده نه کسی به من زنگ میزنه. و به طرز عجیب هیچ مشتری برای برگشت پولش به من پیام نمیده ولی در عین حالی که من خودم را مسئول میدونم که پول اونا رو کار کنم برگردونم. و عجیب اینکه بارها و بارها شیطان از طریق مادر خودم به من ویس پیام داد که خواهرت چه اتفاق ممکن هست براش بیفتد براش ولی من در همان روزها مهاجرت کردم بدون شغل در ایران تمام پول سفرم در عرض 5 دقیقه با انجام کار بسیار ساده برای مشتری فراهم شد چون هر روز درس ها را گوش می دادم و می نوشتم و آرام بودم و آرام بودم. و اصلاً این مسله باعث نشد که من کارم تحت تاثیر قرار بگیره یا اینکه خوابم یا غذام و همین باعث شد که اطرافیان من به شدت شگفت زده باشند و اونها هم با ایمانتر و قویتر باشم. و همین باعث شد که خواهر من وقتی آرامش منو دید به شدت او هم سپاسگزار باشه و او هم آرام باشه و خداوند به طرز عجیب خواهر من را از مسئله اون پرونده آورد بیرون. و من و خداوند هستیم که با هم هستیم و این پیروزی را خلق کردیم و خواهیم کرد خواستم بگم که من واقعاً به خودم افتخار میکنم که آدمی قدرتمندتر از خودم ندیدم. که اینقدر با ایمان باشه و در عین حال اینقدر رو خودش کار کنه و تازه در همین شرایط مهاجرت کنه حرف خداوند و استاد عباس منش را گوش کند و انتخاب کردم که شغل تخصص روانشناسی خودم را انجام بدم. چیزی که میخوام بگم اینه که من تصویر ذهنیم رو از دست ندادم همون روزها روی خواستههام کار میکردم مه ناخواسته هام مینشستم کار میکردم و رو به جلو حرکت میکردم بنابراین خواستم بگم که ما این قدرت داریم با خداوند باشیم تمرکز روی داشته ها و کنترل تصویرسازی اشتباهات را تبدیل به معجزه و برکت کنیم .من عمل گرا هستم ایمان در عمل نه در حرف.
خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت داشتن استادم عباسمنش که من را با خداوند دوست کرد
با سلام خدمت همه دانشجویان عزیز استاد عباس منش و خود استاد عباس منش عزیزم
من میخواستم بگم که به یک نتایج فوق العاده رسیدم یه تمرینی را هدایت شدم و دریافت کردم. که بینهایت نتیجهاش منو شگفت زده کرده من همیشه تو فکر این بودم چه جوری میتونم خانوادهام را در حالت سلامتی کامل تصویرسازی بکنم. و هدایت شدم به اینکه صبحها وقتی بیدار میشم با خداوند پیادهروی سپاسگزاری را انجام میدم خانوادهامو میبینم مادرمو میبینم که داره شیرینیهای سبز رنگ رو سر پدرم نوه ها برادرم عروسهامون میریزه و داره بهشون یکی یکی میگه که مثلاً احسان پسر خوبم اینهمه سلامتی و خوشبختی مبارک ات باشه و یکی روی همه اعضای خانواده ، نتیجهاش این شد که خواهرم که سالیان سال میشد که خونه پدرم بره الان در ماه چندین بار داره میره خونه پدرم و برام بسیار شگفت انگیز بود عروسمون که واقعاً رفت و آمد نمیکرد خونه پدر رفت و آمد میکنه و و مادرم گفت که بهترین آشپزی رو اومده تو خونه انجام داده و کمک کرده. بینهایت شادی و موفقیت وارد زندگی خانواده من شده و یکی دیگه از کارهایی که من تو این مدت انجام دادم برنامه کدینگ ذهنی بود که اومدم اون مبالغی رو که مد نظرم بود برای زندگیم میخواستم به دست بیارم مینوشتم. سه ساعت زمان میبرد و با یه موزیک که تاثیرگذار بود برام گوش میکردم همزمان تصویرسازی میکردم اون تصویر جلو ذهن من بود و مینوشتم نتیجه این شد که به طرز معجزه آسا همه خواسته های من داره. از کوچکترین چیزهایی که میخواستم و بزرگ بلادرنگ پیش پای من قرار میگردد ،حتی ادم هایی که با انها کار دارم جلو من بلادرنگ ظاهر میشوند و من نفس ام بند میاد ، بطرزی جادویی خونه من و دخترم همزمان با هم جابجا شد به نقطه بسیار عالی رفتیم داریم زندگی میکنیم و این برنامه نتیجه اش که اعداد میگم مواردی هست که من میخوام بنویسم حتی در روزهای تعطیل هم سه ساعت نوشتن را انجام میدم بعد که میرم بیرون از خونه معجزه ات یکی پس از دیگری میبارد و من اصلاً مبهوت میشم و نمیتونم نفس بکشم از این همه شادی و معجزه که هرچی میخوام با هر کسی میخوام صحبت کنم هر کاری میخوام انجام بدم و خواستههام قشنگ من به سرعت به سرعت نور داره انجام میشه. البته که من هر کدوم رو 100 بار هر کدوم از اون مبالغ رو مینویسم. به طرز معجزه آسا مردم رو دارم میبینم چنان به من عشق میدن یعنی هرجا میرم برای من آب بیارن مثل یک شاهزاده بهترین پذیرایی را از من انجام میدند در حالیکه اصلا من را نمیشناسند و خلاصه میخوام بگم که این بحث یک داستانی از خودم هم بگم که چقدر معجزه آسا بوده تو این چند مدت. و بعد من به لطف خداوند خداوند هدایتم کرد که از مهارت زبان انگلیسی استفاده کنم و آموزش بدم. و جالبه که یک خانواده با من یک قراردادی بستند به مدت سه ماه خونه رایگان برق رایگان آب رایگان و اینترنت رایگان به من دادند دقیقاً خونه کامل از زمانی من برنامه کدینگ را شروع کردم به انجامش بعد که قرارداد من تموم شد و خداوند به من دستور حرکت داد اصلاً من نه جایی میشناختم برای خونه و نه جایی بلد بودم و از خداوند خواستم که هدایتگر من باشه فقط با ایمان کامل چمدان ام را برداشتم و سر خیابان استادم، و گفتم خودت من را ببر من وظیفه ام را انجام دادم در کشور عمان که هستم و دقیقاً یه دوستی که من اصلاً فکرشم نمیکردم جلوی پای من قرار گرفت تمام وسایل من اصلاً تمام وسایل منو برام گذاشت تو ماشین و دقیقاً منو برد به جایی که گفت من یه کسی رو میشناسم و ایشون خیلی مهربونه و مسئله اسکان رو برات انجام میدیم
و بلادرنگ فقط در 5 دقیقه به ان خونه جدید رسیدم و بلادرنگ صاحب خونه کلید به من داد بدون تلاش. رفتم شب قبلش از دوستم خداحافظی کنم گفتم دارم میرم گفت کجا میری گفتم من اصلاً نمیدونم ولی یعنی چی که نمیدونم فردا دارم کجا میرم گفتم.
توضیح ندادم ، الان خداوند من و دخترم را دقیقاً همزمان با همدیگه بحث اسکان ما را جابجا کرد به یه جای عالیتر و تمیز و بینظیر و پر از همسایه ثروتمند قرار داده. من به دخترم توضیح ندادم ولی ولی ایشون هم شگفت زده بود از این معجزه و بدون تلاش که براش اتفاق افتاده و خونش که جابجا شده و جایی رفته که پر از بهترینه و چقدر آسون انجام شده. خواستم بگم که لطفا این تمرین کدینگ ذهنی مخصوصاً رو مبالغی که مد نظرتون هست مبلغهای بزرگ شروع کنید به نوشتن و نتایجش رو ببینین و برای منم لطفاً پیام بذارین که چه نتیجه فوقالعادهای رو دریافت کردین شماره واتساپ من
96871542824+
استاد عزیزم باعث افتخار جهان هستید خیلی سپاسگزارم بابت داشتن شما در زندگی ام
Chapter 13
چقدر با خودت راحت هستید وقتی تنها هستید و از بودن با خودت لذت میبرید ؟
ایا لذت میبرید و دایم دنبال رابطه عاطفی عاشقانه هستید و موفق هم نمی شوید
چون افرادی که با خودشان لذت نمی برند نمیتوانند در رابطه عاطفی موفق باشند
خیلی ها نمی دانند چکار کنند حتی یک روز اگر متاهل هستند ولی دو روز همسر و فرزندان انها رفتند مسافرت نمی دانند چکار کنند حتما یک نفری باید پیدا کنند
من واقعا این را تجربه کردم که بشدت حتی یکساعت هم از تنهایی نمی توانستم باشم و همه اش میخواستم با همسرم برم بیرون حتی اگر او کاری داشت که بهتر بود من در خونه بودم و راحت بودم چون خودم را دوست نداشتم بشدت وابسته بودم و بعد از جدا شدن از همسرم بشدت کار میکردم و صبح تا شب درس میخواندم و اعتیاد به کار داشتم و اگر اخر هفته بود دنبال افراد بودم که افراد را پیدا کنم و مشغول باشم ولی از زمانی که سپاسگزاری از خداوند را شروع کردم و نوشتم و روی خودم و شخصیت خودم کار کردم چقدر با خودم در تنهایی لذت میبرم ،خودم تنهایی مسافرت کردم بارها و بارها ،رستوران به تنهایی رفتم خرید هام را به تنهایی رفتم و لذت بردم و واقعا لذت بردم ،الان مردم وقتی از من میپرسند چطور میتوانی تنها باشی می گویم من از صبح تا شب برنامه برای لذت کار و تفریح دارم ،دیگر از تنهایی نمی ترسم با خودم بهترین دوست شدم
واقعا دوست ندارم که به کسی زنگ بزنم که الان تنها هستم پس با یک کسی سرگرم میشوم
داشتن ارتباط با دیگران ،ازدواج و داشتن ارتباط عاطفی عالیه و باید داشته باشیم ولی اگر نباشد هم اذیت نمی شویم
غذام در سکوت میخورم خیلی ها حتما باید حرف بزنند و سر و صدا باشد تا بتوانند غذا بخورند و با من صحبت میکنند و من واقعا از توی سر و صدا غذا خوردن لذت نمی برم و با احترام میگم که بعد از غذا اگر امکان داره صحبت کنیم من راحت ترم.
خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت نتایج عالی دورههای استاد عباسمنش که نجات دهنده زندگی من و میلیون ها نفر شده
استاد عباسمنش عزیزم واقعا سپاسگزارم
من سلام میکنم به همه دانشجویان عزیز و استاد عزیز بسیار ارزشمندم که چقدر باعث تحول زندگی من در همه جنبهها شده. من یکی از درسهای استاد که میگه که در هر جایی که هستین بهترینهاتون رو انجام بدین اگه توی کار دولتی هستین اگه تو کار خصوصی هستین اگر که هر فعالیتی رو میخواین انجام بدین در هر جایی که هستین اون رو به بهترین شکل ممکن و با تمام وجود انجام بدین. من هدایت شدم به یکی تجربه خودمو باهاتون در میون بذارم که من در واقع وقتی که دوره کووید بود و من در مالزی زندگی میکردم. و طبیعتاً کالجی که درش کار میکردم تعطیل بود همه بیزینسا تعطیل بود. و من باید هزینههای زندگی و کرایه خونه رو پرداخت میکردم چیزی که همیشه و همیشه صاحب اون خونه میدونست که من به موقع انجام میدم. مسئله پرداخت من بدلیل تعطیلی کارم طول کشید و هی به من پیامی داد زنگ میزد که شما فقط یه هفته دیگه فرصت داری و میخوای چیکار کنی گفتم نمیدونم ولی میدونم که خداوند به من کمک میکنه برای این پرداخت. و دوباره هم میشد همون یه هفته و میگفت که ببین خدا کاری نکرد و این پوله و در مورد پول بعد یه جور دیگه فکر کرد خب منم کاری نمیتونستم انجام بدم تو اون شرایط واقعاً نه ایدهای داشتم و نمیدونستم باید چیکار کنم و باز میگفتم خدا به من کمک میکنه و. کاری که من انجام میدادم بدون اینکه بدونم نتیجه چه خواهد بود هر روز سه ساعت تمام خونه بزرگ سه خوابه بطرزی جادویی تمیز میکردم و همه جا برق میزد عین دوره موفقیت شغلی استاد که میگه در هر جایی که هستید بهترین هاتون را انجام بدید و من اینو اصلاً در وجودم از قبل داشتم چه در کاری که دولتی بوده چه در خصوصی بوده همیشه من بسیار بسیار بیشتر از اون چیزی که از من میخواستند من انجام میدادم. اصلاً برام مهم نبود که مدیر کل چه جوری با من برخورد میکنه اون مدیر اون بخش خصوصی چه کار میکنه چه جوری با من برخورد میکنه هر جوری که رفتار میکردن من باز بهترینهای خودم رو همیشه انجام میدادم. و نتیجه این شد که من در اون دوره تنها چیزی که به نظرم میومد که میتونستم انجام بدم این بود که روزی 3 ساعت و نیم وقت میذاشتم و خونه رو خونه به اون بزرگی سه خوابه رو بسیار بسیار با تمام وجود در و دیوار همه جا را برق میانداختم از تمیزی به بهترین شکل ممکن انجام میدادم. هر روز و هر روز و هر روز این کارو تکرار میکردم. و نتیجه این شد که دیگه اون تاریخ که به من فرصت داده بودم تموم شد و گفتش که من میام و کلیدا رو میگیرم مثلاً کارت در ورودی رو از شما میگیرم و دیگه تموم شد. و من خیلی برام عجیب بود که خداوند همیشه با من بوده پس چه جوری تا الان من هنوز نتیجهای که میخوام رو پولی که میخوام رو راهی که میخوام رو که کرایه پرداخت کنم هنوز پیدا نکردم. ولی باز طبق قانون تصویرسازی و سپاسگزاری من ادامه دادم و نتیجه این شد که ایشون اومد و و جالب اینکه گفتش که چه جوریه که شما این خونه رو اینقدر تمیز نگه داشتی که غیر قابل باوره. فکر کنید زیر مثلاً زیر وسایل هم بسیار تمیز بود حتی انباری ، خود و همسرش براشون جالب بود چه جوری زیر این همه وسایل ما داریم نگاه میکنیم زیر اونها هم برق میزنه. و خودش به خانمشون گفتن که ما باورمون نمیشه چه جوری خونه ما اصلاً یه جور دیگه شده از این همه تمیزی. و نتیجه این شد که خداوند و جهان به من پاداش داد. در واقع یه پول خیلی خیلی بزرگ میشد و ایشون پولو بخشید با تمام عشق با تمام مهربانی با تمام محبت و پاداش جهان شد به من که کارمو اونقدر عالی انجام داده بودم. و دوباره نتیجه این شد که خواهر من بدون اینکه من بهش بگم پول خونه بعدی رو فراهم کرد ما رفتیم توی خونه جدید قرار گرفتیم. و یکی از تجربیات دیگه هم که یادم اومد برای بچهها بگم که درس خیلی فوق العادهایه من سالیانی در پستهای بالای بودم در ایران و بعد که مهاجرت کردم چون زبان بلد نبودم رفتم در دوره دانشجویی در رستوران کار کردم. و این باعث شد که من در همون جایی که در رستوران کار کردم چنان متفاوت کار کردم که همون هفته اول درآمد این رستوران حدود سه چهار برابر بیشتر شد. و همیشه و همیشه کارم قبل عالی انجام دادم که نتیجه این شد دوباره جهان به من پاداش داد من در اون تایم یه وام حدود خیلی زیادی که مبلغش برای من بزرگ بود که در ایران داشتم و هر ماه باید قسط پرداخت میکردم اصلاً شرایط راحتی نبود. و به طرزی عجیب بدون اینکه من درخواست بکنم دوستم به من گفت که این وامو من میخوام برات تسویه کنم مبلغش خیلی مبلغ به اندازه پول یه خونه خریدن بود و این فرشته خداوند دست خداوند شد بدون اینکه من بگم پول وام به طور کامل تسویه شد فقط به خاطر اینکه من در جایی که بودم واقعاً عالی عمل میکردم هنوز در اون تایم قانون را نمیدونستم و سپاسگزاری هم بلد نبودم خداوند هم به جهان پاداش متفاوت را به من داد و من واقعاً از اون به بعد دیگه نه وام گرفتم و سعی کردم که در آرامش زندگی کنم. سپاسگزار خداوندم به خاطر اینکه همیشه و همیشه به عملکرد ما جواب میده و سپاسگزار خداوندم به خاطر داشتن استادم که وجودش باعث شده که من زندگیم روز به روز آرامتر زیباتر و باشکوهتر بشه.
سلام به استاد عشقمون و مریم عشق
خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت داشتن دوره های استادم که چقدر دانشجویان نتایج عالی گرفتند خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت وجود استاد عزیزم عباسمنش که چقدر کلام خداونده
آگاهی جلسه 24 ثروت
انسان موفق انسانی که از اشتباهات خودش و دیگران درس میگیرد ،به خاطر همین خیلی از قدم ها را بر نمیداریم
من حرکت میکنم و کلی درس یاد میگیرم من چقدر سالیانی بخاطر اینکه میترسیدم قدم برنداشتم که علیرغم علم زیادی که داشتم که میترسیدم که موفق نشم ادامه ندادم در حالیکه دکترا خوانده بودم ولی استادم عباسمنش میگه من هیچی بلد نبودم ولی رفتم و انجامش دادم و چقدر پیشرفت و ثروتمند شد چون از اشتباههاتش درس گرفت و رفت جلو در حالیکه بترسید از دو دلی
برای ثروتمند شدن نیاز به شخصیت قوی داره من ترسم را کمتر میکنم اگر اشتباه کردم دنیا به آخر نمیرسه ،من حرکت میکنم سعی میکنم اشتباه نکنم به ان چیزی به من گفته شود عمل میکنم من خیلی میتوانستم پول و ثروت و شادی در زندگی ام خلق کنم در صورتی من مسیری که مطالعه کرده بودم و تحصیلات دکترا روانشناسی داشتم عاشق اش بودم ولی فکر کردم نمیتوانم ازش پول بسازم من اشتباهی نمیکنم خیلی مردم کاری نمیکنند چون از اشتباه کردن میترسیدند زندگی یک مسیر ناشناخته هست اگر حرکت کنی و قدم برداری اگر مصمم به حرکت کردن باشی یک کار آفرین با این نگرش میتواند کار آفرین بشه چون فکر نکرده اگر اشتباه کنم چی میشود بعد متوجه میشویم چرا خیلی ها میتوانند پیشرفت کنند ولی شما نمیتوانیم پس اشتباه کردن بخشی از مسیر هست هیچ اشکالی نداره نخواهید که فردی باشید که اشتباه نکنید همه چیز را میتوانید درست کنید وقتی درس هر پیشرفتی را میگیرید چقدر ما را قوی تر میکند مهم حرکت کردن هست هیچ راهی نیست که تمام تصمیمات ما بهترین باشه ولی با تصمیم و حرکت کردن و حل کردن ان مسائل هیچ کس نیست در جهان که همه چیز را درست انجام بده ولی من در تدریس زبان انگلیسی میترسیدم ولی حرکت کردم و باعث شد که کلی پول کسب کنم و چقدر هر روز پیشرفت کنم
ا
درس توحید عملی
سلام به استاد عزیزم و مریم عشق عزیزم من میخوام یک تجربه فوق العادهای رو در مورد چند روز پیش خودم به بچهها بگم. من میخواستم ویزام را تمدید کنم و میخواستمم که از کشور خارج نشم و و برام تمدیدش بکنم در واقع از لحاظ منطقی اصلاً امکانپذیر نبود. میگفتن نه برات انجام نمیدیم دفعه گذشته انجام دادیم برات ولی الان امکانش نیست و باید حتماً خروج از کشور بزنی و بعد دوباره برگردیم. و من صبح توی اون اون برنامه ستاره قطبی برای خودم نوشته بودم که خدا تو امروز با منی و تو همه افراد اونجا رو مسخ میکنی و کار من توسط دستور تو که فرمانروای جهان هستی انجام میشه. و از همون موقع که اونجا رفتم از استاد عزیزم یاد گرفتم که تحسین کنم تمام چیزایی که تو اونجا میبینم از مثلاً فضای تمیز اونجا از بوی خوب اونجا از لبخندی که دارن میزنن خلاصه تماماً توی اون تصویر بودم که کارم انجام شده و. شیرینی میریزم دارم شادی میکنم و دستم رو به آسمون بود در تصویرسازی ذهنی ام و دفتر سپاسگزاری را هم با من بود مرتب مینوشتم موضوع مهم اینه که من در دلم یاد گرفته بودم از استاد که بگم من الان قدرت رو از تمام پلیسها از اداره ایمیگریشن میگیرم و قدرت رو به خداوند میدم فرمانروا اونه و اگه او دستور بده شما نمیتونین بگین نه. و داشتم مرتب تکرار میکردم و به طرز شگفت انگیز منو هدایت کردن به سمت اتاقی که کار من با تمام عشق انجام شد. و جالبه بدونین که حتی مثلاً من 4 ماه اینجا بودم اونا فکر کردن که سه ماه من اینجا هستم در ان اتاق متفاوت و با اینکه پاسپورتم تو دستشون بوده نمیدیدند که من چهار ماه هستم. و خدا نشون داد که چه جوری همه آدما را مسخ کرد کار من انجام شد طبق معمول خداوند و قانون خداوند و من پیروز شدیم. گفتم این تجربه رو بنویسم هی قلبم به من گفت که اینو باید حتماً در میون بزارم باهاتون که چقدر وقتی که به خداوند وصل میشیم چقدر همه چیز متفاوت میشود. و قانون همیشه و همیشه و همیشه پیروزه.
من واقعا از شما استاد عزیزم عباسمنش سپاسگزارم