نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -مهدی شریعتی
    فهمیدن و عمل کردن به آگاهی های این دوره عالی که زندگی من و افراد زیادی رو داره متحول میکنه

    می‌خواهم از نتایج فوق‌العاده‌ای بگویم که تا این لحظه با عمل به آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت ۱ در زندگی‌ام کسب کرده‌ام. الان که این متن را می‌نویسم، طبق آموزش‌های استاد عباس‌منش، در زندگی من و عزیزدلم هیچ‌گونه وام، قرض و بدهی وجود ندارد و ما در آرامش کامل ذهنی هستیم. ما در کنار هم کار می‌کنیم و از مسیرمان لذت می‌بریم. نکته شگفت‌انگیز اینجاست که هر روز کیفیت مشتری‌ها بالاتر می‌رود و از راه‌هایی که اصلاً فکرش را هم نمی‌کنیم، مشتریان عالی به سمت ما هدایت می‌شوند.

    من هر لحظه شکرگزار خداوند هستم که این آرامش را وارد زندگی‌ام کرد تا بتوانم از لحظه‌به‌لحظه عمرم لذت ببرم. دیگر خودم را در دام قسط و وام نمی‌اندازم تا شاید دو سال دیگر به خواسته‌ای برسم که با سختی و درگیری به دست آمده باشد. دوست دارم وقتی خواسته‌ای در درونم شکل می‌گیرد، آن‌قدر ذهنم آرام باشد که با لذت برای رسیدن به آن اقدام کنم و هم از مسیر لذت ببرم و هم از نتیجه.

    یک اتفاق رویایی و زیبای دیگر، سفر بی‌نظیری بود که همراه با عزیزدلم و دوستانمان تجربه کردیم. ما به شکلی عجیب به مکانی هدایت شدیم که درست مثل پارادایس بود؛ یک دریاچه زیبا با انبوه درختان و سرسبزیِ خیره‌کننده که انسان از دیدن آن سیر نمی‌شد. این سفر هم یکی دیگر از نتایج کار کردن روی دوره روانشناسی ثروت ۱ و البته تأثیر تماشای سریال زندگی در بهشت بود. این اولین مسافرتی بود که من و عزیزدلم با آرامش کامل و بدون هیچ‌گونه نگرانی بابت هزینه‌ها یا فکر کردن به بدهی‌ها تجربه کردیم.

    ما کاملاً رها و آزادانه سفر کردیم و لذت بردیم. من هر لحظه سپاسگزار بودم که به خاطر اجرای اصول ثروت، می‌توانم تا این حد آرام و در لحظه باشم و از زیبایی‌ها و نعمت‌های جهان به خوبی استفاده کنم. روزی را که با قایق وسط دریاچه بودیم، در آن هوای عالی، زیر آسمان آبی و در دل طبیعت بکر، هرگز فراموش نمی‌کنم. هر زمان یاد آن روز می‌افتم حالم عالی می‌شود و خدا را شکر می‌کنم که لایق رفتن به آن طبیعت و استفاده از آن موقعیت بودم.

    نتیجه ارزشمند بعدی، توانایی کنترل ذهن است. خیلی وقت‌ها نجواهای ذهنی سعی دارند نتایج مرا کوچک جلوه دهند، اما من همان‌جا قاطعانه پاسخ می‌دهم: این اتفاقات برای من مثل معجزه است؛ اگر نیست، چرا تا الان تجربه‌اش نکرده بودم؟ چرا تا حالا این شرایط عالی و این فراوانی در زندگی‌ام نبود؟ سریع این نجواها را خاموش می‌کنم و به قول استاد عباس‌منش می‌گویم که من سند و نتیجه در دستانم است. خدایا شکرت برای فهمیدن و عمل کردن به آگاهی‌های این دوره عالی که زندگی من و افراد زیادی را متحول کرده است.

  • -طاهره کمالی

    استاد عباس‌منش عزیز، اول از همه می‌خواهم از آموزه‌های بسیار عالی شما تشکر کنم که هرچه بگویم کم گفته‌ام. من یک خانم سرپرست خانواده هستم. زمانی که همسرم به رحمت خدا رفت، با وجود آن‌همه بدهی که به جا مانده بود، تنها چیزی که حالم را خوب می‌کرد فقط فایل‌های دانلودی شما بود. صبح‌ها به اشتیاق اینکه فایل جدیدی از شما روی سایت قرار گرفته باشد بیدار می‌شدم.

    وقتی خواستم قدم اول از دوره ۱۲ قدم را تهیه کنم، با خودم عهد بستم که اگر تا ۳ ماه دیگر بدهی‌ام صاف شد، بیایم و در سایت دیدگاه بنویسم. اما باید بگویم که در کمال ناباوری، نه تنها در ۳ ماه، بلکه تنها در عرض ۴۰ روز درآمدم ۲ برابر شد. از جایی که گمان نمی‌بردم پول به دستم رسید و توانستم تمام بدهی‌هایم را پرداخت کنم؛ آن هم فقط در چهل روز!

    نتیجه بزرگ بعدی مربوط به یک شکایت قانونی بود. یکی از طلبکاران از من شکایت کرده بود و حتی با اینکه حاضر بودم مبلغی اضافه پرداخت کنم تا شکایت نکند، راضی نمی‌شد. من به عمل به آموزش‌های شما ادامه دادم تا اینکه مدتی بعد، همان فرد شاکی با من تماس گرفت و گفت بیا اصل پولم را بده و من رضایت می‌دهم. باورم نمی‌شد که آن فرد فقط اصل پولش را می‌خواست و وقتی تلفن را قطع کرد، از شدت خوشحالی فریاد می‌کشیدم. روز بعد آن فرد به محضر آمد، پولش را گرفت و آن ماجرا به بهترین شکل تمام شد.

    نتیجه فوق‌العاده دیگر این بود که من طلبی از شخصی داشتم که مربوط به سال ۹۷ بود. درست روز بعد تلفنم زنگ خورد و آن فرد بدهی‌اش را به من برگرداند. من یقین دارم که تمام این نتایج معجزه‌آسای مالی و قانونی، حاصل شروع دوره ۱۲ قدم، استفاده از فایل‌های دانلودی و عمل به تمریناتی است که استاد عباس‌منش در دوره‌ها فرمودند.

    راستی مسئله بزرگی داشتم که چند سال بود هر کاری می‌کردم حل نمی‌شد، تا اینکه دوره شیوه حل مسائل زندگی روی سایت قرار گرفت. من این دوره را هم‌زمان با قدم سوم تهیه کردم و به زودی دوباره می‌آیم و از نتایج جدیدم می‌نویسم.

  • -لیلا صادقی

    من حدود یک سال پیش دوره قانون سلامتی را تهیه کردم و با وزن ۶۹ کیلوگرم، زندگی به شیوه این دوره را با هدف بهبود و سلامتی پوستم آغاز نمودم. امروز که این دیدگاه را می‌نویسم، به وزن رویایی‌ام یعنی ۵۵ کیلوگرم رسیده‌ام.

    من ۲۴ سال درگیر بیماری پوستی پسوریازیس بودم و در طی این سال‌ها، وقت و هزینه زیادی برای درمان صرف کردم. هر دکتری، هر دارو و روش درمانی را که پیشنهاد می‌دادند، استفاده می‌کردم؛ از داروهای گیاهی و کرم‌های موضعی گرفته تا آمپول و قرص‌های شیمیایی. اما دریغ از اندکی بهبود، بلکه وضعیتم بدتر هم می‌شد. کار به جایی رسیده بود که حتی به کنترل بیماری و پیشرفت نکردنش هم راضی بودم، اما هر روز بیشتر گسترش می‌یافت. این بیماری هم از لحاظ روحی و هم از لحاظ مالی آسیب‌های زیادی به من زد. خصوصاً اینکه بعد از اولین زایمانم و در اوج جوانی و زیبایی به این بیماری مبتلا شدم و پوست سفید، صاف و شفاف من به یک‌باره قرمز، متورم، همراه با خارش و پوسته‌ریزی شدید شد.

    هر نقطه‌ای از پوستم که دچار خارش می‌شد، شروع به زخم شدن و پوسته زدن می‌کرد و بدتر اینکه این مشکل به صورت قرینه در سمت دیگر بدنم نیز ظاهر می‌شد. بعد از زایمان دوم، این بیماری شدیدتر شد و با داروهایی که وزارت بهداشت تایید کرده بود، وضعیتم وخیم‌تر گشت؛ به‌طوری‌که سر تا پای من درگیر شد. همراه با این بیماری، مشکلات دیگری هم در بدنم بروز کرد مثل: کلسترول خون بالا، کبد چرب، بی‌خوابی، استرس شدید، روماتیسم مفصلی، خارش، سوزش، قرمزی، التهاب پوست، خفگی در خواب، اضافه‌وزن، ترک خوردن لب‌ها در اثر داروهای شیمیایی، ریزش مو و غیره. تحمل این بیماری برای یک خانم که مادر دو فرزند است، واقعاً سخت بود و روزگار دشواری را پشت سر گذاشتم اما ناامید نشدم و مدام روی عزت‌نفس و اعتمادبه‌نفسِ از دست رفته‌ام کار می‌کردم.

    همواره از خداوند طلب درمان می‌کردم تا اینکه به لطف پروردگار حدود یک سال پیش با استاد عباس‌منش آشنا شدم. روزی ۷ الی ۸ ساعت فایل گوش می‌کردم و یادداشت برمی‌داشتم تا اینکه ایشان دوره قانون سلامتی را ارائه کردند. وقتی نتایج دوستان را می‌شنیدم، شعله‌های امید در من زبانه می‌کشید. سپس این دوره را خریدم و متعهدانه زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کردم.

    تا قبل از عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی، آرزو داشتم یک شب راحت بخوابم؛ آرزو داشتم مثل همه خانم‌ها لباس آستین‌کوتاه بپوشم؛ آرزو داشتم صبح‌ها لباسم خونی نباشد از بس که شب تا صبح بدنم خارش داشت؛ آرزو داشتم بدون درد از خواب بیدار شوم. تمام این آرزوها از ساده‌ترین و بدیهی‌ترین نعمت‌های تقریبا همه افراد دنیاست که من از آن‌ها محروم بودم.

    به لطف پروردگار و آموزه‌های استاد عباس‌منش در دوره قانون سلامتی، اکنون ۹۵ درصد مشکلات سلامتی و پوستی من حل شده است. پوستم شفاف شده، بیماری‌ام بهبود یافته و اندامم متناسب و زیبا شده است. امروز به خاطر عقل سالم و بدن سالم، دو بال برای پرواز دارم و تا آخرین روز زندگی‌ام، این شیوه را ادامه می‌دهم که شاهانه‌ترین سبک سلامتی است.

    در آخر به تمام دوستانی که مبتلا به بیماری پسوریازیس هستند، پیشنهاد می‌کنم وارد دوره قانون سلامتی شوند. تمام جلسات را بارها گوش کنند؛ خصوصا جلسات ۱۰، ۱۱ و ۱۲ پاسخ درمان این بیماری است. از دوستان خواهش می‌کنم متعهدانه به تمام مواردی که استاد عباس‌منش در این دوره می‌گویند عمل کنند تا زودتر به بهبودی برسند، چرا که این دوره جای آزمون و خطا نیست، بلکه جای تعهد، مداومت و نتیجه گرفتن است. استاد عباس‌منش عزیز، با تمام وجودم و تا زمانی که زنده هستم، بهترین‌ها را از خداوند برای شما آرزو دارم.

1 22 23 24

319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «آرام گیان» در این صفحه: 4
  1. -
    آرام گیان گفته:
    مدت عضویت: 1335 روز

    سلام

    وقتتون بخیر

    از دوستانی که تجربه استفاده از دوره قانون سلامتی رو داشتند و وگان یا وجترین بودند خواهش میکنم اگر این مسیر رو طی کردید برای من از نتایجتون بنویسید و بگید میشه با اصول وگنیسم تطبیقش داد و استفاده ش کرد؟

    بخرمش؟

    ممنون

    .

    من مدت‌هاست احتیاج دارم که این محصول رو خریداری کنم و بهش عمل کنم اما متوجه شدم که احتمالا برای کسی که وگان هست یا غیرممکنه یا سخت

    و یکی از موضوعات اصلی هم راجع به جایگزین کردن پروتئین حیوانی و غیرحیوانی هست که بنظرم میرسه مدیریتش مثل بقیه موارد آسون نیست

    .

    .

    لطفاً لطفاً لطفاً اگر قرار هست بیایید و بنویسید که از وگان بودن دست بکش و باهاش مثل مذهب و دین برخورد نکن و اینا… این کارو نکنید و سعی نکنید نظر من رو تغییر بدید.

    گوشم پره ازین حرفها.

    .

    من چندسال وگان بودن رو تجربه کردم و با کشته شدن و آزار حیوانات واقعا مشکل دارم و موافق نیستم که یک انسان امروزی بخواد برای تهیه غذای خودش از بدن و جان یه موجود زنده ای که گاهی احساسات شبیه به انسان داره بهره ببره

    البته که گیاه هم جون و احساس داره

    ولی احتمالاً مثل یک گاو از دیدن اینکه بچه ش رو جلوش سر ببری حالش بد نمیشه

    یا برای مثال گیاهی که میوه ش رو میندازه روی زمین بعد از رسیدن اون میوه… این رو نمیشه با یک حیوان مقایسه ش کرد

    و هزاران موضوع دیگه که اگر نخواین مغلطه کنید و برای گوشتخواری دلیل و توجیه های سطحی و غیر منطقی بیارید میشه دربارشون هزار ساعت صحبت کرد.

    .

    یه فیلمی هست به نام پی_کِی اونو حتماً ببینید جالبه

    لحظه های آخرش که این آدم فضایی میره به مردمش از زمینی ها میگه

    میگه دوستان اگر رفتید روی زمین و یه نفر گفت من عاشق جوجه یا عاشق ماهی هستم

    بدونید واقعا منظورش این نیست

    و اونها منظورشون اینه که من عاشق اینم که ماهی یا جوجه ی مُرده رو کباب کنم و بخورم!

    .

    و من همیشه وقتی میبینم که افرادی مرغ و خروس و گوسفند دارند و به اونها عشق میوَرزند و در نهایت میکُشنشون و این درحالیه که اون حیوان بهشون اعتماد کرده بوده… بینهایت حالم بد میشه

    و واقعا فکر کنیم به اینکه گربه و سگ چه فرقی با گاو و گوسفند و مرغ و خروس دارن که بین اونها فرق میذاریم و فقط به سگ و گربه ها انقدر عشق بی قید و شرط میدیم اما به مرغ و خروس به شرط اینکه به ما تخم مرغ و گوشت بدن عشق میوَرزیم؟ و جان و حق زندگی رو از بعضی هاشون میگیریم و برای استفاده از شیرشون اذیتشون میکنیم مثل دوشیدن گاوها

    .

    … من نمیتونم راحت بپذیرم از وگان بودن دست بکشم حتی برای سلامتی خودم و این تضاد گاهی آزارم هم میده

    اما باید این مسئله رو حلش کنم

    همونطور که خیلی از وگان ها خلش کردن

    .

    و اعتراف هم میکنم که اگر تمام محصولات وگان دردسترسِت نباشه و اصولی پیش نری واقعا بدنت کم میاره

    منم گاهی کم آوردم

    ولی…. تمایلم اینه بدون آزار حیوانات خودم هم سلامت تر باشم

    یعنی میشه؟ با دوره استاد عباسمنش؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    آرام گیان گفته:
    مدت عضویت: 1335 روز

    حرفتون رو قبول ندارم

    چون من مثل دیگران استاد و حرفهاشون رو مقدس نمیدونم که فکر کنم عین یک آیه نازل شده باشه و بدون چون و چرا باید بپذیرم!

    من با تمام احترامی که براشون قائلم و خییییلی هم در این سالها ازشون چیزی آموختم و عمیقاً قدردانم

    ولی در بعضی موارد اصلا عقایدم باهاشون همسو نیست و اینطوری نیست که صد در صد قبول کنم

    گاهی شک میکنم به برخی گفته ها و این بد نیست

    .

    اتفاقا خیلی از رهبران مذاهب هم دوست دارن شما بی چون و چرا و بدون شک حرفشونو بپذیری و حتی نقدشون نکنی

    ولی هر آدمی ممکنه اشتباه بکنه.

    گرچه معتقدم قضیه نسبی هست و اشتباه یک مفهوم انتزاعیه

    یعنی مثلا اگر من انتخاب کردم که استایل زندگیم به شکل وگانیست ها باشه، پس هرگونه گوشت‌خواری به هر منظوری در راه و روش و منش من میتونه اشتباه باشه

    اما از دیدگاه شما و ایشون میتونه درست باشه

    پس جنگ و بحثی نمیکنیم باهم

    مگر دلیل و منطق خوبی داشته باشیم که بخوایم آگاه کنیم همو، اون هم با آرامش و متین

    .

    استاد عباسمنش بی نظیر و عالیه

    ولی من هنوز نتونستم با خوردن گوشت موافق باشم

    چون وقتی من وگان شدم فقط و فقط بخاطر حمایت از حیوانات بود نه بخاطر سلامتی خودم

    اونهایی که فقط بخاطر سلامتی خودشون و بعنوان یک رژیم غذایی رفتن سراغ وگانیسم، خب معلومه وقتی خسته شدن هزار و یک منطق و دلیل میارن که ثابت کنن گوشتخواری درسته تا برگردن به سیستم قبلی!

    .

    من کاملا قبول دارم و معتقدم که بدن ما عادت داره به گوشتخواری چون قرنها و سالها اینطور بوده، و بدن و ذهنمون که معتاد گوشتخواریه و معتاد به استفاده از فرآورده های حیوانیه، مسلماً اعتراض میکنه به سیستم گیاهخواری و وگانیسم (که باهم فرق دارن)

    ولی قصه اینجاست که الان دیگه انسان متمدن امروزی با انسان قدیم فرق کرده و ما میتونیم بدون کشتن و آزار حیوانات برای خودمون غذا تهیه کنیم. دلیلی نداره دیگه مثل قبلاً زندگی یه موجود رو بگیریم بخاطر تهیه غذای خودمون.

    و البته که باید چند نسل هممون وگان و وجترین باشیم تا بدنمون بپذیره و یاد بگیره چطور با این استایل پیش بره.

    من هم بهم گاهی فشار اومده و مثلا یک بار بعد از 4سال یه هو دیدم باید گوشت بخورم و رفتم ماهیچه گوسفند خوردم. ولی باز برگشتم به سیستم قبلی. هنوزم اگر ببینم دارم مریض میشم میرم چند روز تخم مرغ میخورم تا قوت بگیرم….

    سیستم وگانیسم اگه درست و اصولی انجام نشه آسیب میرسونه و ضعف بدنی میاره / منکرش نیستم

    اما مثلا شاید اگه استاد بگن باید پروتئین بخوری احتمالاً من برم سراغ پروتئین گیاهی یا نهایتاً تخم مرغ

    نه گوشت

    .

    درمورد این که گفتی اگه مشکلی نیست چرا میخوای بیای دوره رو بگیری هم بگم که اتفاقا احساس نیاز کردم و میخوام بگیرم انشالله

    .

    .

    یه جمله ای هست که میگه:

    اگه دیوار کشتارگاهها شیشه ای بود بعید میدونم کسی دیگه دلش میتواست گوشت بخوره

    .

    و اینکه

    واقعا گاو و گوسفند و مرغ… چه فرقی با سگ و گربه دارن؟

    چرا باید اون سگ و گربه توی ناز و نعمت و دست و بال آدما انقدر عزیز، زندگی کنن اما گاو و گوسفند و مرغ رو بعد از اینکه ازسون نگه داری میکنیم میکُشیم و میخوریمشون؟

    .

    یه فیلمی هست به نام پی_کِی، آخرش که آدم فضاییه برمیگرده به سیارشون

    میگه آهای مردم

    اگه رفتین رو زمین و اونجا یکی گفت من عاشق جوجه یا ماهی هستم باور نکنید

    چون آدمای روی زمین منظورشون اینه که دوست دارن مُرده ی اونا رو کباب کنن و بخورن!

    .

    .

    دوست عزیزم!

    ما آدمای الانیم

    باید یک فرقی با آدمای قدیم داشته باشیم؟

    .

    یه تعریفی هست از تمدن که میگه

    آدمای قدیم به هم سنگ پرت میکردن، آدمای الان به هم کلمه پرت میکنن

    و این یعنی تمدن

    .

    من همیشه پرسشم اینه که آیا معنا و درک و شعور منِ امروز نباید با آدمای غار نشین فرق کنه؟

    .

    چرا ارجاع میدیم همه چی رو به قدیمی؟

    اینکه مدت طولانی گوشتخوار بوده انسان، دلیلی بر درست بودنش نیست

    فقط اینکه بدنمون عادت کرده به اون سیستم

    و حالا که میخوایم تغییر عادت بدیم

    سختشه!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    آرام گیان گفته:
    مدت عضویت: 1335 روز

    سلام عزیزم

    ممنون که حوصله و وقت گذاشتی و از دلت نوشتی

    چقدر خوب نوشتی

    چقدر کامل و عالی نوشتی

    مشخصه خیییییلی خوب و شفاف با خودت همه چی رو حل و فصل کردی

    آفرین بهت دمت گرم. تحسینت میکنم

    .

    حرفات رو من تأثیر گذاشت

    بهشون فکر میکنم و باید چندبار دیگه هم بخونمشون

    .

    بله منم الان کم میارم

    ورزش دیگه نتونستم بکنم

    کارم هم سنگینه ولی جون ندارم

    اما همون مسئله اخلاقیش اذیتم میکنه و اینکه آهِ هر حیوونی موقع مرگش و موقع کشته شدنش منو بگیره

    دوست ندارم کارما و انرژیش بیاد تو زندگیم

    همش خوابشونو میبینم

    اوایل هروقت گوشت و لبنیات میخوردم خواب میدیدم دستم به خون آغشته ست و پاک نمیشه هرچی میشورم

    خواب میدیدم گاوها برای کشته شدن گوساله هاشون گریه میکنن

    یا هزارتا ازین موارد

    .

    .

    اون تیکه که گفتی آیا فکر میکنی خدا به مرگ احساسی نگاه میکنه یا نه؟ ،

    گلِ کلامت بود

    اون تیکه منو میخکوب کرد

    به قول خیام

    این کوزه گر دهر چنین جام لطیف میسازد و باز بر زمین میزندش!

    این همون نقطه‌ایه که خداناباورها هرموقع جنگ و خونریزی میشه تو دنیا

    میگن عدالت مرده! خدا مُرده!

    اگه خدا وجود داره چرا میذاره این همه آدم بیگناه کشته بشن…

    … آره

    تو با اینکه از من کوچیکتری

    ولی پخته تری

    حداقل تو این موردی که داریم باهم حرف میزنیم

    بوس بهت گیان

    (گیان= جان / گیانم = جانم)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    آرام گیان گفته:
    مدت عضویت: 1335 روز

    نگار جان عزیزم

    دوست خوبم

    به حرفهایت دوباره فکر کردم

    و آنجا که گفتی اصلا برای خدا مهم نیست کشته شدن یا نشدن موجودات،

    کمی در علت وگان شدنم شک کردم

    تا اینکه یادم آمد چه قول و قرار و چه توجیهِ موجّهی برای خودم داشتم و دارم

    اول برای خودم و بعد برای تو هم مینویسمشان:

    _بارها برایم پیش آمده، مردی که میخواسته به همسرش خیانت کند، از من درخواست رابطه کرده و وقتی من نپذیرفتم، در نتیجه به سراغ فرد دیگری رفته و در هرصورت خیانت ورزیده، چون تصمیم و قصدش این بوده و مسلماً امتناع من جلوی کار زشتش را نگرفته؛

    اما حداقل من خوشحالم که آن نفر سوم و درواقع شریک جُرمش برای خیانت به همسرش، من نبودم.

    _گاهی برایم پیش آمده که به من یک پیشنهاد کاریِ غیر اخلاقی شده که پول خوبی هم داشته اما من ردش کرده‌ام

    و این رد کردنِ من مسلماً جلوی خطاکاری آن فرد را نگرفته و قطعاً فرد دیگری به جای من آن را به انجام رسانده و پولش را گرفته است؛

    اما حداقل خیالم راحت است که من در آن کارِ خطا، دستی نداشته ام.

    _در بسیاری از کشورها امکان کُشتن دیگری و تجاوز کردن به دیگران بسیار وجود دارد و خیلی ها هم از این فرصت سوء استفاده میکنند و اگر من آنجا باشم و خویشتن داری کنم، تجاوز و قتل نکردنِ من، مسلماً باعث جلوگیری از انجام جُرم در آن منطقه نمی‌شود؛

    اما حداقل وژدانم راحت است که در جُرمهای انجام گرفته، من دستی نداشته‌ام.

    _آدمهای زیادی در سراسر دنیا حیوانات را برای تهیه غذا می آزارند یا می کُشند و مثل روز روشن است که وگان بودن من آنقدرها هم که من فکر میکنم، ناجیِ جانِ موجودات نیست؛ و جلوی کشته شدن آنها را حداقل به زودی نخواهد گرفت،

    اما میدانم که هربار مراقب خوراکم هستم، حداقل در ظرف غذای من، حیوانی نیست و همین قلب و دلم را آرام میکند

    آیا همین کافی نیست؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: