نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -نرگس گلی

    تغییرات شگفت‌انگیز ظاهری، درمان دردها و تجربه پریودی بدون درد با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    استاد عباس‌منش، دوره قانون سلامتی واقعاً یک شاهکار است؛ خودتان می‌دانید و دانشجوهای این دوره هم هر روز این را تجربه می‌کنند. من در تمام این مدت، مدام از نتایجی که می‌گیرم متعجب هستم.

    امروز صبح که آماده می‌شدم بروم سرکار، سریع لباسم را عوض می‌کردم که چشمم به آینه افتاد. چند ثانیه مکث کردم…
    دیدم کمرم چقدر باریک شده، موهام چقدر لخت و سبک شده و حتی رنگ موهام روشن‌تر شده. پوست صورتم مثل آینه صاف و شفاف شده بود؛ چشمانم از تعجب از حدقه بیرون زده بود.

    قبل از قانون سلامتی، اگر شب به پشت می‌خوابیدم، صبح کمرم خشک و دردناک می‌شد، اما حالا این مشکل تقریباً کاملاً برطرف شده.
    پشت چشم‌هایم همیشه چرب و آزاردهنده بود، اما الان این اتفاق فقط خیلی‌خیلی کم پیش می‌آید.
    پوست صورتم، مخصوصاً پیشانی‌ام، وحشتناک چرب بود اما حالا میزان چرب‌بودنش بسیار کم شده.
    سرم همیشه پوسته‌پوسته بود. دیشب که دست توی موهایم کشیدم و دیدم خبری از آن پوسته‌ها نیست، با تعجب گفتم: «وا… پوسته‌هام کو؟»

    همیشه سرشانه‌هایم درد شدید داشت و مادرم باید قولنجش را می‌شکست تا آرام شود، اما الان آن‌قدر خبری از این مشکل نیست که یادم رفته قبلاً چه وضعی داشتم.

    پشت غوزک پایم همیشه خشک و سیاه بود، اما حالا کاملاً سفید و سالم شده.
    دهانم هیچ بویی نمی‌دهد.
    حافظه‌ام به‌شدت قوی شده؛ وقتی فایل‌ها را گوش می‌دهم، حرف‌های شما واقعاً به ذهنم می‌چسبد.
    هدفمندتر شده‌ام؛ همین که می‌رسم خانه، لباس عوض می‌کنم و روی دوره‌ها کار می‌کنم، در حالی که قبلاً فقط خواب بودم.
    انرژی‌ام بالا رفته و مغزم عالی کار می‌کند.

    و اما نتیجه‌ای که عاشقش شدم:

    در این ماه، وقتی پریود شدم، حال جسمی‌ام آن‌قدر آرام و بدون درد بود که باورم نمی‌شد. قبل از قانون سلامتی، همیشه باید ایبوپروفن می‌خوردم و حتی با وجود قرص هم نه دردم کم می‌شد و نه می‌توانستم بخوابم. همیشه عصبی و کلافه بودم.

    اما این بار، وسط پریودی، مشغول کار کردن روی فایل‌های آموزشی شما بودم که یهو متوجه شدم:
    «عه! من با اینکه پریودم، بدنم این‌قدر آرام و بدون درد است که می‌توانم روی آموزش‌ها تمرکز کنم!»

    در حالی که قبلاً در دوران پریود نه می‌توانستم فایل گوش بدهم، نه حتی بخوابم.

    این برای من یک معجزه واقعی از قانون سلامتی است.

  • -نسرین تیموریان

    پنج برابر شدن درآمد، آغاز رشد مالی و جهش‌های عمیق شخصی با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم

    یک سال پیش، قبل از کار کردن با دوره ۱۲ قدم، عضو سایت بودم اما اصلاً پیگیر آموزش‌ها نبودم. فقط گاهی در اینستاگرام فایل‌های استاد عباس‌منش را گوش می‌دادم. از نظر مالی در وضعیت خوبی نبودم، نشانه‌ها را نمی‌دیدم و برای تغییر مقاومت می‌کردم. شرایط هر روز سخت‌تر می‌شد اما من همچنان بی‌توجه بودم.
    حواسم نه به خودم بود و نه به بیزینسم؛ دنبال بهبود نبودم چون اصلاً بلد نبودم سؤال درست از خودم بپرسم.

    مشتری‌هایم هر روز کمتر می‌شدند و من متوجه نبودم. تا اینکه یک شب یک تلنگر بزرگ به زندگی‌ام خورد؛ به نقطه‌ای رسیدم که دیگر باید برای تغییر تصمیم می‌گرفتم. اوضاع بسیار بد شده بود و من مدام گریه می‌کردم… تا اینکه خداوند مرا هدایت کرد به سمت سایت.

    آن تضاد بزرگ می‌توانست مرا نابود کند، اما نه‌تنها نابودم نکرد، بلکه هدایتم کرد به مسیر قدرت، آگاهی و رشد. اولش سخت بود، اما من یک تصمیم واقعی گرفته بودم. قبل از این تصمیم، تا ظهر می‌خوابیدم؛ اما بعد از آن، هر روز ساعت ۶:۳۰ صبح بیدار می‌شدم و روند بهبود را شروع می‌کردم.

    صبح‌ها اولین کاری که می‌کردم چک کردن سایت بود. شب‌ها با خواندن کامنت‌ها خوابم می‌برد. این روند ادامه داشت تا اینکه هدایت شدم به شغلی جدید که در همان ماه اول، درآمدم پنج برابر شد. اعتمادبه‌نفسم چند برابر شد؛ چشمم باز شد و فهمیدم قبلاً در چه شرایط نامناسبی بوده‌ام.

    کم‌کم هدایت شدم به خرید دوره‌ها. نشانه‌ها آمدند و من دوره پرقدرت و پرمحتوای ۱۲ قدم را شروع کردم و نتایج یکی‌یکی شروع به تغییر کردند. پیشنهادی برای کاری دیگر دریافت کردم؛ کاری مرتبط با علاقه‌ام که باعث رشد من شد. با عزیزانی همکار شدم که رو به رشد و فعال هستند.

    همراهی با قدم‌های دوره ۱۲ قدم باعث شد روند تکاملم را طی کنم، آرام‌آرام رشد کنم و خواسته‌ها و باورهایم با کیفیت‌تر شوند. چند وقت پیش به‌راحتی دوره احساس لیاقت را خریدم؛ رویایی که مدت‌ها پیش فقط آرزو بود—اینکه بتوانم به‌محض تولید یک دوره جدید استاد، آن را بخرم—و امروز به لطف هدایت خداوند در حال تجربه آن هستم.

    آن تضاد بزرگ به من فهماند که باید از نظر مالی جدی و اساسی تغییر کنم و الحمدلله در این مدت رشد عالی داشته‌ام. برای خودم و خانواده‌ام هدیه‌های ارزشمند خریده‌ام، سفر رفته‌ایم و در مخارج خانه کمک می‌کنم. با درآمدی که می‌سازم، دارم روی کسب‌وکار خودم سرمایه‌گذاری می‌کنم و روند تکاملی‌ام را در این مسیر ادامه می‌دهم.

    امروز با تمام وجود می‌دانم:
    وقتی با قدم‌های ۱۲ قدم همراه می‌شوی، زندگی قدم‌به‌قدم تو را به نسخه قوی‌تر، آگاه‌تر و ثروتمندتر خودت تبدیل می‌کند.

  • -الناز و هانیه

    درمان افسردگی، رهایی از عادات مخرب و بازگشت به آرامش عمیق با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم

    من چند سال پیش چهار قدم از دوره ۱۲ قدم را خریده بودم و نتایج فوق‌العاده‌ای گرفتم. امروز دوباره تصمیم گرفتم این دوره را از ابتدا شروع کنم. وقتی چکاپ فرکانسی قبلی‌ام را خواندم همان چکاپی که در شروع دوره ثبت کرده بودم. یادم آمد قبلاً در چه جایگاهی بودم و چه خواسته‌هایی داشتم. این یادآوری یک حس عمیق افتخار و تحسین برایم داشت؛ اینکه چقدر در هر حوزه‌ای رشد کرده‌ام، چه کارهایی انجام داده‌ام و چه عادت‌های محدودکننده‌ای را در خودم تغییر داده‌ام… چیزهایی که اگر امروز به آن فکر کنم، واقعاً باورم نمی‌شود.

    قبل از شروع دوره ۱۲ قدم تازه درمان افسردگی‌ام را آغاز کرده بودم و قرص آرام‌بخش مصرف می‌کردم. نیمه‌شب با حالتی از خواب می‌پریدم که انگار کسی مرا خفه می‌کرد و قلبم از جا کنده می‌شد. هر ماه مجبور بودم به پزشک مراجعه کنم و هر بار با بهانه‌ای سونوگرافی، آزمایش و هزینه‌های مختلف روی دستم می‌گذاشتند. اما امروز، به لطف الله مهربان و پیگیری آموزش‌های این دوره، دو سال و نیم است حتی یک قرص سردرد هم مصرف نکرده‌ام؛ چه برسد به داروهای دیگر.

    فهمیدم که به لطف کار کردن روی آگاهی‌های این دوره، بسیاری از عادت‌های ناپسندم مثل زودرنجی، شکنندگی، عجول بودن، کم‌حوصلگی، زود عصبانی شدن، توقع بالا، عیب‌جویی، سخت‌گیری و…به‌طور کاملاً ناخودآگاه محو و ناپدید شده‌اند. کم‌کم و در مسیر عمل به دوره، تبدیل شدم به فردی صبور، آرام و مهربان. آن‌قدر آرام شده‌ام که واقعاً هیچ‌کس و هیچ چیز نمی‌تواند این آرامش را از من بگیرد.

    یکی از عادت‌های قبلی‌ام خواب زیاد نیمروزی بود. به حدی زیاد می‌خوابیدم که بعد از بیدار شدن دو ساعت گیج و منگ بودم. در چکاپ فرکانسی شروع دوره در دفترم نوشته بودم:
    «اگر بتوانم این عادت را کنار بگذارم، قادر خواهم بود هر کاری را انجام بدهم.»
    الان که به آن نگاه می‌کنم، خنده‌ام می‌گیرد؛ چون در این مسیر کارهای بزرگی انجام داده‌ام که حذف خواب زیاد فقط یک نمونه خیلی کوچک بوده!

    امروز از صمیم قلب خدا را شکر می‌کنم که من هم جزو هدایت‌شدگان هستم و دوباره استارت این دوره را زده‌ام.
    شروع دوباره ۱۲ قدم یعنی شروع دوباره یک زندگی تازه.

  • -خاتون حاجی وند

    تحول در روابط، جهش مالی، بهبود کامل سلامتی و رشد عمیق خودشناسی با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم

    وقتی چکاپ فرکانسی‌ام را بررسی کردم، دیدم نتایج زیادی از دوره ۱۲ قدم گرفته‌ام، اما همان‌طور که استاد عباس‌منش می‌گویند، وقتی خواسته‌ها بزرگ‌تر می‌شوند، موفقیت‌های قبلی برای‌مان عادی می‌شود و گاهی یادمان می‌رود که روزی همان نتایج، آرزوهای بزرگ‌مان بودند. این یادآوری باعث شد تمایلم برای شروع دوباره دوره ۱۲ قدم صد برابر شود؛ چون این بار می‌خواهم با تعهد بیشتری روی آگاهی‌های دوره کار کنم. بخشی از نتایجم را اینجا می‌نویسم:

    در حوزه روابط، بزرگ‌ترین نتیجه‌ام این بود که توانستم افراد نامناسب را به راحتی از زندگی‌ام حذف کنم؛ کاری که قبلاً برایم بسیار سخت و بزرگ بود، چون آن افراد به من نزدیک بودند. اما با تعهد به آگاهی‌های دوره، آن‌قدر محکم تصمیم گرفتم و پای تصمیمم ماندم که اکنون تحت هیچ شرایطی حاضر نیستم وارد جمع آن افراد شوم.

    در حوزه مالی، درآمدم دو برابر شده است و قصد دارم این بار با تمرکز بیشتری، درآمدم را باز هم افزایش دهم.

    در حوزه سلامتی، نتایج فوق‌العاده گرفتم. قبل از آشنایی با دوره ۱۲ قدم هر ماه دو بار برای تزریق سرم و آمپول تقویتی به درمانگاه می‌رفتم. آن‌قدر در تمرین «ستاره قطبی» نوشتم که: «خدایا من می‌خواهم امروز و هر روز شاد، سالم و پرانرژی باشم» که بعد از مدتی به ایده‌ای هدایت شدم و سلامتی‌ام کامل برگشت. حالا مدت‌هاست که حتی یک‌بار هم برای تزریق سرم به درمانگاه نرفته‌ام.

    در حوزه خودشناسی، احساس می‌کنم به اوج خودم رسیده‌ام. وقتی حس بدی سراغم می‌آید، می‌دانم از چه نقص اخلاقی در من نشأت گرفته و تمام تلاشم را می‌کنم ذهنم را کنترل کنم تا احساس بد، رفتار بدی ایجاد نکند. آگاهانه خودم را از آن فضای احساسی بیرون می‌کشم.

    یکی از جمله‌های کلیدی استاد عباس‌منش که در کنترل ذهن من معجزه کرده این است:
    «درسته که افکار من مثل اسب چموشه، اما افسارش دست منه و کنترلش دست منه.»
    این جمله کمک زیادی کرده تا به خواسته‌هایم برسم. هر وقت فکر منفی یا نگرانی وارد ذهنم می‌شود، آگاهانه به خودم می‌گویم: «این بازی ذهنه… مهم نیست… واقعی نیست.»

    استاد عباس‌منش، با تمام وجود از شما سپاسگزارم که هستید و عاشقانه تلاش می‌کنید من و امثال من انسان‌های بهتری شویم و از زندگی‌مان لذت ببریم.

  • -M h s

    خروج از ورشکستگی، رهایی از افکار منفی و جهش ۱۵ برابری درآمد با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم

    من باور دارم اگر هر کدام از ما امروز در این خانواده موفق کنار استاد عباس‌منش هستیم، از طرف خدا به این مسیر هدایت شده‌ایم. برای من این هدایت دقیقاً این‌طور اتفاق افتاد:

    ۱۴ سال پیش، در بازار بزرگ تهران کسب‌وکار خوبی داشتم، اما همراهی با دوستان منفی‌نگر و تمرکز شدید بر نکات منفی باعث شد اوضاع مالی‌ام کاملاً فرو بریزد. تا جایی پیش رفتم که بدهکار شدم و هر روز وضعیت بدتر می‌شد. حس می‌کردم در یک باتلاق گرفتارم و هرچه تلاش می‌کنم بیشتر فرو می‌روم؛ افکارم هم به‌شدت منفی شده بود.

    همکارانم همگی مثل هم فکر می‌کردند؛ همه ما مغازه‌دارها گرفتار بدبینی، ترس از مالیات، ترس از ضرر، ترس از کلاهبرداری بودیم. این ترس‌ها باعث شد مغازه‌هایمان را ببندیم. بسیاری از ما بیکار شدیم و عده کمی هم توانستند سراغ کار دیگری بروند.

    سال‌ها در آن مسیر سختی کشیدم و له شدم تا اینکه به این نتیجه رسیدم که تمام اتفاقات تلخ را خودم با افکار و باورهای منفی‌ام جذب کرده‌ام. دنبال راه نجات بودم که یکی از دوستانم آموزش‌های استاد عباس‌منش را به من معرفی کرد. از همان فایل‌های هدیه شروع کردم و کم‌کم ذهنم روشن شد.

    یک سال پیش، دوستی که با او همکاری می‌کردم، یک روز ناگهان گفت: «از فردا سر کار نیا.»
    در ظاهر خبر بدی بود، اما من خوشحال شدم! چون دقیقاً فایل دانلودی استاد را شنیده بودم که می‌گفت:
    «وقتی روی خودت کار می‌کنی، هر اتفاق به ظاهر بد، تبدیل می‌شود به یک اتفاق خیر که تو را به خواسته‌هایت نزدیک‌تر می‌کند.»

    و همین شد… چون داشتم روی خودم کار می‌کردم، این اتفاق برایم دروازه هدایت بود. مسیر را ادامه دادم، وارد دوره ۱۲ قدم شدم و اوضاع روز به روز بهتر شد.

    امروز که یک سال از آن روز می‌گذرد، درآمدم بیش از ۱۵ برابر شده؛
    آن هم در حالی که کارم بسیار راحت‌تر شده است، در محل اختصاصی خودم کار می‌کنم و هر روز پیشرفت بیشتری دارم.

    خدا را سپاسگزارم که مرا با استاد عباس‌منش آشنا کرد و به مسیر خوشبختی و سعادت هدایت شدم.
    دوستان، باید تمام حرف‌های استاد را با طلا نوشت.
    من به همه آموزه‌های ایشان در دوره ۱۲ قدم ایمان کامل دارم.

  • -رضا

    تحول شخصیتی، جهش مالی ۱۰ برابری و شروع یک زندگی سرشار از عشق با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم و دوره روانشناسی ثروت ۱

    هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم بتوانم در مدت فقط یک سال، چنین رشد و تغییرات بزرگی را تجربه کنم. وقتی چکاپ فرکانسی قدم اول را با قدم دوازدهم مقایسه کردم، تازه فهمیدم که در شروع ۱۲ قدم، من هیچ درکی از خودم و زندگی نداشتم. چکاپی که در جلسه اول نوشتم، اصلاً وضعیت شروع من نبود؛ بیشتر شبیه آرزوهای من بود. چون به‌جز مسائل کاملاً قابل اندازه‌گیری مثل پول و سلامتی، در بقیه حوزه‌ها واقعاً زیر صفر بودم و فقط طبق ذهنیاتم عدد و جمله نوشته بودم.

    بعد از یک سال کار کردن با این آگاهی‌ها حالا می‌فهمم عزت نفس یعنی چه؛
    الان درک می‌کنم معنویت و ارتباط با خدا یعنی چه؛
    می‌فهمم احساس لیاقت و احساس گناه چیه؛
    می‌فهمم که یک مشرک واقعی بودم؛
    می‌فهمم که بدون ذره‌ای عمل، فقط یک انسان متوهم بودم؛
    می‌فهمم چه روابط داغان و دردناکی داشتم و چطور دیگران به‌جای دوست داشتن، فقط تحملم می‌کردند چون از رفتارم می‌ترسیدند.
    الان می‌فهمم چقدر آن زمان در و دیوار بودم…
    و حالا تازه عشق را می‌فهمم، خدا را می‌شناسم و دوستش دارم؛ تازه می‌فهمم خالق زندگی خودت بودن یعنی چه.

    استاد عباس‌منش، یک سال قبل وقتی می‌خواستم این دوره را شروع کنم، حتی برای خرید مایحتاج ساده زندگی مشکل داشتم. درآمد سه میلیون تومان آرزوی من بود تا فقط بتوانم زنده بمانم. اما با کار کردن روی آموزش‌های این یک سال، درآمد من ۱۰ برابر بیشتر از درآمدی شد که در شروع دوره آرزویش را داشتم.

    در طول این یک سال ۴۰۰ میلیون تومان پول ساختم. توانستم خلاهای زندگی خودم و خانواده‌ام را پر کنم. سفرهای عالی رفتیم، خریدهای بی‌نظیری داشتیم و خیلی چیزهایی که فقط آرزو بود را تجربه کردیم.

    الان با درآمد عالی، در کنار همسر و دخترم یک زندگی شاد، آرام و پر از عشق دارم. از فردا می‌خواهم دوباره برای قدم اول چکاپ جدید بنویسم و با ذهنیت و باورهای تازه، دوباره دوره را شروع کنم. ضمن اینکه دوره روانشناسی ثروت ۱ را هم خریدم و قصد دارم آن را در کنار دوره ۱۲ قدم کار کنم.

    این نتایج به من ثابت کرد که همه‌چیز به خودم بستگی دارد و من خالق زندگی‌ام هستم. اگر حرکت کنم، هدایت خدا من را دقیقاً به جایی می‌رساند که می‌خواهم.

    استاد عباس‌منش، با آموزش‌هایتان کاری کردید که تمام اطرافیانم از تغییر رفتار و شخصیت من متعجب‌اند. خیلی‌ها از همسرم می‌پرسند: «رضا چطور این‌قدر عوض شده؟» خصوصاً مادرم.
    با جرات می‌گویم ویژگی‌هایی مثل عصبانیت و عجول بودن را کاملاً کنار گذاشته‌ام و شخصیت جدیدم کاملاً قابل لمس است. رفتار مردم با من تغییر کرده و مهربانی بیشتری از آن‌ها می‌بینم.

    خدا را هزاران بار شکر می‌کنم که در سخت‌ترین شرایط من را به سایت و آموزش‌های شما هدایت کرد تا معنی زندگی را بفهمم و زندگی را زندگی کنم.

  • -زهره

    درمان کیست تخمدان، منظم شدن پریود، رفع دردهای مزمن و بازگشت به سلامت کامل با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    مهم‌ترین دلیلی که دوره قانون سلامتی را خریدم، مشکل کیست تخمدان و پریودهای نامنظم بود. وقتی در فایل معرفی دوره شنیدم که استاد عباس‌منش گفتند این بیماری با قانون سلامتی درمان می‌شود، از خوشحالی اشک ریختم. چون سال‌ها بود دنبال درمان این مشکلات بودم و نتیجه‌ای نمی‌گرفتم. به استاد اعتماد داشتم، دوره را خریدم و با تعهد کامل، زندگی به شیوه قانون سلامتی را شروع کردم.

    سال‌ها از آزمایش، سونوگرافی، دکترهای مختلف، کلینیک‌های متعدد و رفت‌وآمد بین شهرها خسته شده بودم. بیش از ۱۵ سال تحت درمان کیست تخمدان و مشکل نازایی بودم. به بهترین دکترهای ایران و معتبرترین مراکز نازایی مراجعه کردم اما هیچ نتیجه‌ای نگرفتم. هر بار دوباره باید آزمایش‌ها، عکس‌برداری و سونوگرافی را از اول انجام می‌دادم، کلی هزینه می‌دادم و تعداد زیادی آمپول و قرص مصرف می‌کردم.

    یادم هست روزی چهار آمپول می‌زدم؛ به‌حدی که نشستن برایم سخت شده بود و از آمپول می‌ترسیدم. همسرم در آخرین مراجعه به دکتر گفت: «لااقل دیگر برای بچه‌دار شدن دکتر نرو.» چون هم از لحاظ روحی خسته شده بودیم و هم از لحاظ مالی تحت فشار بودیم. بارها میلیون‌ها تومان هزینه کرده بودیم اما نه تنها درمان نشده بودم، بلکه هر بار از نظر روحی بیشتر آسیب می‌دیدم.

    آخرین بار در مطب، با گریه به دکتر گفتم: «من دیگر بچه نمی‌خواهم… فقط می‌خواهم کیست تخمدانم درمان شود و پریودم منظم شود.»

    قبل از شروع زندگی به شیوه قانون سلامتی، پریودهام با دردهای وحشتناک همراه بود. کمرم مثل شکستن می‌سوخت، پا درد، دل‌درد، ضعف، سرگیجه و تهوع داشتم و گاهی مجبور بودم زیر سرم بروم. اما وقتی قانون سلامتی را شروع کردم، هنوز ۲۰ روز نگذشته بود که یک پریود کاملاً راحت و بدون درد را تجربه کردم.

    قبلاً همیشه کمر درد داشتم و پیاده‌روی برایم سخت بود، اما الان هر روز پیاده‌روی می‌کنم و کمر درد و پا دردم کاملاً از بین رفته. صاف‌تر راه می‌روم و دیگر قوز نمی‌کنم.
    قبلاً گردن درد داشتم و حتی موقع نوشتن کامنت دست و گردنم می‌گرفت، اما الان هیچ دردی ندارم.
    احساس سبکی دارم و انرژی‌ام چند برابر شده.
    ریزش موهایم کم شده و موهایم نرم‌تر و سالم‌تر شده‌اند.

    هرچه جلسات دوره را بیشتر پیش می‌روم، اشتیاقم بیشتر می‌شود، سپاسگزاری‌ام بیشتر می‌شود و سلامتیم بالاتر می‌رود.

    قبل از شروع دوره، شب‌ها به‌خاطر حساسیت زیاد به صدا — مخصوصاً خر و پف همسرم — بی‌خوابی شدید داشتم و گاهی تا صبح بیدار می‌ماندم. اما الان به محض اینکه سرم را روی بالش می‌گذارم، درجا خوابم می‌برد و صبح با انرژی بیدار می‌شوم، بدون اینکه یادم بیاید کی خوابم برده.

    قبل از دوره، به‌دلیل کاشت ناخن، دو ناخنم یک سال کامل مثل خمیر نرم شده بود؛ هر بار که دست می‌کشیدم، لایه‌ای از ناخنم جدا می‌شد و اصلاً رشد نداشت و ظاهر خیلی بدی پیدا کرده بود. اما حالا کاملاً سفت شده‌اند و طبیعی رشد می‌کنند و از این بابت واقعاً خوشحالم.

    استاد عباس‌منش، از شما بی‌نهایت سپاسگزارم بابت تولید این دوره. خدا را شکر می‌کنم برای تمام نتایج فوق‌العاده‌ای که در همین مدت کوتاه در سلامتیم ایجاد شده. ان‌شاءالله نتایج بیشتر هم خواهم گرفت و بازهم خواهم نوشت.

  • -مجید حرفت

    افزایش ۱۵ برابری درآمد، شغل دلخواه، تناسب اندام و درمان کامل علائم دیابت با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره روانشناسی ثروت ۱ و دوره قانون سلامتی

    من یک دبیر بازنشسته هستم. بعد از آنلاین شدن مدارس، برای امرار معاش در اسنپ کار می‌کردم. اما در مسیر کار کردن روی خودم با کمک آموزش‌های استاد عباس‌منش، تصمیم گرفتم به‌جای ادامه دادن آن کار، از مهارت اصلی خودم — آموزش ریاضی — پول بسازم. با یک آموزشگاه در شهرمان که کلاس‌های کامپیوتر و انگلیسی برگزار می‌کرد صحبت کردم و قرار شد کلاس‌های ریاضی‌ام را به بچه‌ها معرفی کنم تا در صورت علاقه، پیش من درس بخوانند.

    اوایل دانش‌آموزها من را نمی‌شناختند، اما با تلاش زیاد، تشویق بچه‌ها به حضور در کلاس و کار کردن روی باورهایم، شرایط کم‌کم تغییر کرد. راهنمایی‌های استاد عباس‌منش باعث شد که درآمدم در یک سال ۱۵ برابر افزایش پیدا کند. امروز تعداد علاقه‌مندان به کلاس‌هایم آن‌قدر زیاد شده که تقریباً برای یکی دو ماه آینده کاملاً پر هستم و دانش‌آموزان در نوبت هستند تا در کلاس‌های من شرکت کنند.

    نکته جالب اینجاست که تازه تا جلسه ۵ دوره روانشناسی ثروت ۱ را کار کرده‌ام و مطمئنم با عمل‌کردن به آگاهی‌های این دوره، نتایج مالی‌ام چند برابر بهتر خواهد شد.

    یک سال پیش، دوره قانون سلامتی را هم خریدم. قبل از شروع دوره، وزنم حدود ۹۵ کیلو بود و همسرم همیشه بابت این موضوع ناراحت بود. یادم هست وقتی زندگی به شیوه این دوره را شروع کردم، به همسرم گفتم تا تولد دخترمان — که کمتر از شش ماه مانده بود — به وزن عالی می‌رسم. و او با حیرت و ناباوری کامل دید که من دقیقاً به وعده‌ام عمل کردم؛ آن هم فقط با عمل‌کردن به آموزش‌ها و آگاهی‌های استاد.

    این تازه فقط درباره تناسب اندام است. در مورد سلامتی هم نتایج بی‌نظیری گرفتم. قبل از دوره، من به‌شدت حساسیت داشتم و روزی نبود که بدون قرص یا شربت حساسیت بگذرد. اما از وقتی زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کردم تا الان، حتی یک قاشق شربت یا یک قرص حساسیت مصرف نکرده‌ام و کاملاً راحت هستم.

    همچنین باید بگویم که در خانواده ما دیابت ارثی است؛ پدرم، عمویم، پسرعموهایم و عمه‌ام همگی دیابت دارند. من هم قبل از دوره قانون سلامتی قرص‌های کنترل قند خون مصرف می‌کردم. اما امروز آزمایش‌ها نشان می‌دهد تنها فرد خانواده که دیابت ندارد، من هستم.

  • -وجیهه کوهجانی

    کاهش ۹ کیلویی، درمان دردهای مزمن، بهبود بینایی و تجربه ده‌ها معجزه جسمی با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    استاد عباس‌منش، من حدود دو هفته است که زندگی به سبک دوره قانون سلامتی را شروع کرده‌ام. به‌نظر من این دوره معجزه قرن است و خدا را هزاران بار سپاسگزارم که مرا با آگاهی‌های این دوره هم‌مدار کرد.

    نتایجی که در همین دو هفته گرفته‌ام، آن‌قدر زیاد و باورنکردنی بوده که نمی‌دانم از کجا شروع کنم.

    من از وزن ۹۸ کیلو به ۸۹ کیلو رسیدم؛ یعنی فقط در دو هفته، ۹ کیلو کاهش وزن بدون هیچ اذیتی.

    اگر بخوام درباره سلامتم در این دو هفته بنویسم، واقعاً نمی‌دانم چند صفحه خواهد شد.

    من دچار گردن‌درد شدید بودم و پزشکان تشخیص آرتروز داده بودند و گفته بودند تنها راه، عمل جراحی است. اما الان به‌طور ناباورانه گردنم کاملاً خوب شده. هیچ دردی وجود ندارد و به‌راحتی سرم را به چپ و راست تکان می‌دهم؛ در حالی که سال‌ها نمی‌توانستم این کار را انجام دهم چون درد غیرقابل تحمل بود. قبل از دوره، هر صبح با درد وحشتناک گردن بیدار می‌شدم و مستقیم سراغ مسکن‌ها می‌رفتم. اما حالا حتی یک نشانه از درد ندارم.

    خارش کف سر، خشکی و شکنندگی موهایم کاملاً از بین رفته.
    پوست دست‌هایم که با کوچک‌ترین تماس با شوینده مثل کویر ترک می‌خورد، الان بدون حتی یک قطره کرم، لطیف و سالم شده.
    معده‌درد قدیمی‌ام که از بچگی همراهم بود، کاملاً برطرف شده.

    جوش‌ها، دمل‌ها و برجستگی‌های دردناک زیرپوستی در کشاله ران و زیر بغل که سال‌ها آزارم می‌داد، کاملاً ناپدید شده‌اند.
    موهای زیرپوستی پاهایم از بین رفته‌اند و خشکی شدید پوست ساق پا کاملاً درمان شده و پوستم نرم و لطیف است.

    و حالا دو معجزه اصلی:

    اول:
    شست پایم کج و دردناک بود و روی آن استخوان مشخصی وجود داشت که همه می‌گفتند باید عمل شود. هنگام پیاده‌روی دردش چند برابر می‌شد و لنگ‌لنگان راه می‌رفتم. اما الان با پیاده‌روی طولانی هیچ اثری از درد باقی نمانده. واقعاً معجزه است.

    دوم:
    چشم‌هایم. من نزدیک‌بین بودم و برای مطالعه عینک شماره ۳ داشتم. حتی با عینک هم برای خواندن کامنت‌ها باید زوم می‌کردم و نوشتن برایم سخت بود. چشم‌هایم می‌سوخت و فشار زیادی حس می‌کردم.

    چند ساعت پیش عینکم همراهم نبود و مشغول خواندن کامنت‌ها بودم؛ آن‌هم کاملاً راحت، سریع و بدون هیچ مشکل. همسرم با تعجب نگاهم کرد و گفت: «چطور داری بدون عینک می‌خونی؟!»

    من و همسرم از شدت تعجب فقط سکوت کرده بودیم.

    فهمیدم که چشم‌هایم همه چیزهای ریز را بدون عینک می‌بینند. در حالی که شغلم تاتوکار است و کارم پر از ظریف‌کاری‌های ریز است. همه می‌گفتند فشار کاری باعث ضعیف شدن چشم‌هایم شده، اما امروز می‌دانم که همه‌چیز از سبک تغذیه غلطی بود که داشتم… و اگر ادامه می‌دادم، نمی‌دانم چه بلایی سر نعمت بینایی‌ام می‌آمد.

    وقتی فهمیدم بینایی‌ام در حال بازگشت است، از شدت شکرگذاری بی‌صدا اشک ریختم.
    استاد، آموزش‌های شما در دوره قانون سلامتی، واقعاً از هزاران پزشک، پزشک‌تر هستند. مشکل‌هایی را حل کرده‌اند که هیچ‌وقت تصور نمی‌کردم قابل درمان باشند.

    من نمی‌دانم چگونه می‌توانم قدردان نعمت بازگشت بینایی باشم؛ نعمتی که اگر نبود، چه ثروتی داشتم؟
    فقط می‌دانم خدا را برای این آگاهی و این معجزات، بی‌نهایت سپاسگزارم.

  • -خسرو خاکی

    رهایی کامل از اعتیاد ۲۱ ساله، بهبود عمیق روابط خانوادگی و جهش شغلی با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم

    من ۵۰ ساله هستم و سال‌های زیادی از عمرم را در گمراهی و زجر کشیدن گذراندم. علاوه بر تمام مشکلاتی که داشتم، بخش بزرگی از گرفتاری من اعتیاد به مواد مخدر بود؛ اعتیادی بسیار شدید که ۲۱ سال به آن گرفتار بودم.
    یک روز که حالم خوب نبود و درگیر افکار منفی بودم، در اینستاگرام می‌چرخیدم که ناگهان فایلی از استاد عباس‌منش به‌طور کاملاً ناگهانی جلوی چشمم ظاهر شد. اولش می‌خواستم رد شوم، اما باور نمی‌کنید چقدر صدای استاد به دلم نشست… شوکه شده بودم. فایل را کامل گوش کردم و آن آگاهی‌ها مثل باران روی دلم ریخت. ذهنم آرام شد و افکار منفی‌ام محو شد. همان لحظه شروع کردم به جست‌وجوی فایل‌های بیشتر استاد.

    الان که این متن را می‌نویسم، به پهنای بالشم اشک شوق ریخته‌ام.
    «خسرویی» که سالی یک قطره اشک هم از چشمانش نمی‌آمد، امروز مثل باران بهاری گریه می‌کند. همسرم آمد پیشم و گفت: «چرا گریه می‌کنی؟!»
    و رفتار امروز همسرم با رفتار شش ماه پیشش مثل زمین تا کهکشان فرق کرده… که در ادامه می‌گویم چرا.

    بعد از پیدا کردن سایت استاد، عضو سایت شدم و با همان گوشی پاره‌ آجری‌ام شروع کردم به گوش دادن به فایل‌های دانلودی. طولی نکشید که خداوند لطف بزرگی کرد و شرکت ما—که حتی حقوق را به‌زور می‌داد—به‌شکل بی‌سابقه‌ای ۱۱ میلیون تومان پاداش به حسابمان واریز کرد.

    با اینکه شدیداً به پول نیاز داشتم، یا حتی ممکن بود به ذهنم برسد که اول موادم را بخرم، بلافاصله یک گوشی جدید خریدم تا راحت‌تر بتوانم فایل‌ها را گوش بدهم.
    از این لطف خدا چنان لذت بردم که باورکردنی نبود. وقتی با خدا رفیق می‌شوی، چه درهایی را که باز نمی‌کند…

    شش ماه با فایل‌های رایگان جلو رفتم و سپس—به هدایت خدا—وارد دوره ۱۲ قدم شدم و تمرینات این قدم‌های طلایی و الهی را شروع کردم.

    کم‌کم آن زندگی که سراسر جهنم بود—به‌خاطر اعتیاد و نابودی رابطه‌ام با همسر و فرزندم—به شکلی باورنکردنی تبدیل به بهشت شد.
    آموزش‌های این دوره زندگی من را زیبا کرد و مرا از فقر، درد، تنهایی و اعتیاد نجات داد.

    به لطف خدا و تمرین‌های دوره، بعد از ۲۱ سال دربه‌دری و ذلت
    اعتیاد وحشتناک و ریشه‌دارم را بدون حتی یک قرص کنار گذاشتم.
    یک ماه تمام درد کشیدم، شب‌ها از شدت درد تکه‌تکه می‌شدم، اما فقط از خدا کمک می‌خواستم. یک بار همسرم مخفیانه دکتر آورده بود، اما محترمانه دکتر را رد کردم چون من درمانگر اصلی‌ام را پیدا کرده بودم
    من با دوره ۱۲ قدم عشقی را پیدا کردم که ۵۰ سال از آن غافل بودم.

    برای ثروتمند شدن وارد سایت شدم؛ اما خداوند ثروتی بسیار بزرگ‌تر نشانم داد:
    قدرت خلق دوباره زندگی‌ام.

    الان قدم پنجم را تمام کرده‌ام. از آن زندگی درب‌وداغان، به آرامشی رسیده‌ام که با دنیا عوضش نمی‌کنم.

    روابط من با همسر و فرزندم به‌قدری خوب شده که بهشت را در همین خانه‌ام حس می‌کنم.
    شش ماه است که از اعتیاد ۲۱ ساله رها شده‌ام و حتی یک قرص هم مصرف نکرده‌ام.

    به لطف خدای مهربان، سمتم در شرکت ارتقا یافته، حقوقم دو برابر شده، در حالی که کارم راحت‌تر است و زمان آزاد بیشتری دارم تا ساعت‌ها روی خودم کار کنم و تمرینات دوره را انجام دهم.

    احترامی که امروز از همکارانم دریافت می‌کنم فوق‌العاده است.
    هر ساعت از زندگی امروز برای من حکم معجزه دارد.

1 14 15 16 17 18 24

The last comment needs to be approved.
319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه نجفی گفته:
    مدت عضویت: 1041 روز

    به نام خداوند وهاب و ثروتمندم

    استاد عزیزم سلام

    استاد جان دیروز اومدم نوشتم که مشکلاتی دارم اما چند روزه دوباره برگشتم به مسیر هدایت و دارم روی باورهام کار میکنم و مجدد شروع کردم دوره روانشناسی ثروت1 رو دارم کار میکنم امروز اتفاقی که دوماه منتظرش بودم افتاد امروز همسرم بهش زنگ زدن و شغلش درست شد و استخدام همون شرکتی که میخاست شد و خدارو شکر قرار شده از شنبه بره سرکار امروز چرخ زندگیم اونقدر روون شده بود که خودم اینو حسش میکردم مدام توی دلم شکر گزار بودم حتیی همسرم زنگ زد بهم که من چیکار کردم از دیشب تا الان که داره همه چیز خوب پیش میره

    اون باورش نمیشد ولی من میدونستم همه اینا فقط نتیجه چند روز کار کردن روی باورهامه و اگه این تغییر هرروزه باشه چه نتایج شگفت انگیزی واسم اتفاق میفته

    یکی از تصمیماتی که گرفتم اینه که میخام مثل شما عمل کنم هرروز با خوندن نتایج بچها از خواب بیدار شم و هر شب با نتایج بچها و شکرگزاری بابت اتفاق های خوبشون بخاب برم

    استادد نمیدونین چقدد خوشحالم،چقد خوشحالم که دوباره بعد از مدت ها برگشتم به مسیر هدایت

    استادد دلم میخاد فریاد بزنم بگم قانون درست عمل میکنه دلم میخاد همه اطرافیانم بدونن ولی ولی ولیی اونا توی مدار من نیستن و من خیلی وقته تصمیم گرفتم درموردش به کسی نگم مگه اینکه خودشون درخواست کنن

    خدارو سپاس میگم که منو هدایت کرد و شمارو سر راه من قرار داده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم در گروه عباس منش. من واقعاً یه تجربه‌ای داشتم که واقعاً خدای ما خدایی که کارایی انجام میده که بسیار بسیار عجیب و غریبه. من واقعا دوباره. بعد از اینکه 10 سال در مالزی بودم دوباره مهاجرت کنم به کشور عمان. و دوباره چند روز پیش که داشتم گوش می‌کردم ذرس های استاد را که قرار نیست که ما بمونیم تا شاید آماده بشه و من همینو در مورد مهاجرت خودم به مالزی و عمان انجام دادم و تصمیم داشته بودم که به دانشگاه یکی از شهرهای عمان برم و به طرز عجیب خداوند از طریق استاد دهان استاد من شد عباس منش و من فقط چمدونم برداشتم و گام برداشتم و توکل به خداوند کردم. و همه چیز غیر قابل تصور بود که خداوند چه کارهایی برای من انجام داد. و چه دستانی رو پیش پای من قرار داد از غذای من از اسکان من از. آبی که حتی می‌خواستم بخورم و زیاد بود که باور کردنی نیست که چه خونه‌هایی خداوند در اختیار من قرار داد. و چه جوری من توسط چه کسانی دعوت شدم و چه پول‌هایی رو دریافت کردم. در واقع ما

    من با او پول می‌تونستم یه خونه اجاره بکنم ولی قلب من می‌گفت که باید حرکت بکنم و برم این گام رو این هدف رو برم به سمت دانشگاه باهاشون در مورد هدفم صحبت کنم. و حرکت کردم و خداوند به من پاداش داد آدمای عشقی در مسیر من قرار داد و هر لحظه‌ای که مردم می‌دیدم که یه مقدار رفتارشون و کلامشون متفاوت شده می‌دونستم که از این نقطه باید برم و به نقطه دیگه‌ای برسم که واقعاً همه جور واقعاً شگفتی‌های عجیب تجربه کردم. دوست من به من گفت که من که به شما گفته بودم که شما رو می‌برم پس چرا رفتین گفتم در دل خودم گفتم من قرار بود شگفتی‌ها رو تجربه کنم با خداوند. در صورتی که اگر با دوستم بودم هیچ کدوم از این تجربه رو نمی‌کردم و عشق خداوند و دستان خداوند به شگفتی‌ها رو که اینقدر عجیبه نمی‌تونم اینقدر عالی احساس کنم. دوست من قرار بود در واقع مثلاً روز یکشنبه منو ببره ولی من دیگه واقعاً قلبم اجازه نمی‌داد که صبر بکنم که بشه یکشنبه و حرکت کنم بنابراین با خداوند حرکت کردم و. و مردمی که از من اصلاً نمی‌شناختم اونقدر به من عشق دادن اونقدر با من همکاری کردن غیر قابل وصله. و در واقع اینجوری بگم مردم جوری که مردم منو دعوت کردن و محبت کردن که همه محبت خداوند بود. و من چقدر دوباره با یک اقدام شجاعانه جدید باعث من ایمانم قوی‌تر و قوی‌تر و قوی‌تر بشه در دل ترس‌های بیشتری حرکت بکنم. دقیقاً ماشین‌هایی در اختیار من قرار گرفته است افرادی که من اصلاً نمی‌شناختم ولی اونقدر عالی خداوند همکاری اش که هدف من و خودش بود که من در تمام لحظه راننده اختصاصی داشتم. و می‌دونستم که خداوند داره به من می‌گه مسیرت درسته برو و من با تو هستم. و کار خداوند دیوانه کننده بود واقعا در این چند روز که مسافرت بودم و چقدر در این تنهایی با خداوند من بیشتر خودمو شناختم ضعف‌های خودم رو شناختم خداوند رو بیشتر شناختم رابطم با خداوند قوی‌تر شد. و دوباره هم که در این نقطه هستم توسط کسایی داره خدا کار انجام میده که غیر قابل وصفه از ماشین. خداوند داره من نشون میده که قدرت تو خیلی بیشتر از این حرفاست پس از خودت تصویر. پس تو از من بخواه تصویرسازی بکن رو هدفت باش و بقیه‌شم با من. استاد عزیزم با تمام وجودم از شما بخاطر یکتا پرستی تشکر میکنم

    و نتیجه اینکه انجام این تصمیم بسیار بسیار اسانتر از انچه بود که من فکر میکردم و من بابت این گام عملی از خودم تشکر میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1178 روز

    به نام‌ خدای مهربانم خدایی که کنارمه و صدامو میشنوه و با عشق جوابمو میده خدایا شکرت که در این مسیر زیبا و توحیدی قدم برمیدارم

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم

    استاد عزیزم

    الان که نتایج دوستانم رو خوندم دیدم همه نوشتن نتابج ریز تا درشتشون رو

    با خودم مکث کردم و گفتم مگه تو تا الان که چند ساله دانشجوی استاد و این سایت هستی رشد نکردی مگه تغییر نکردی چرا نمینویسی تغییراتتو

    تو هم بنویس و لذت ببر و

    و این شد که منم میخوام بنویسم استاد عزیزم

    من کبری مشتاقی دانشجوی 4 ساله شما هستم

    شایدم بیشتر

    اوایل با فایلهای رایگان کار میکردم حسه آرامشی تو اون شلوغی‌های زندگیم بدست آورده بودم

    که خیلی بی نظیر بود خودم تعجب کرده بودم

    موقعی با استاد آشنا شدیم اتفاق بدی برای ازدواج دخترم پیش اومده بود که خیلی خیلی ما رو داغون کرده بود از همه نظر

    و انگار دیدن استاد و شنیدن صدایش آبی خنک روی آتیش زندگیمون بود

    و دیگر رها نکردم شروع کردم به گوش دادن فایلها ولی چنان مقاومتها و نجواهای ذهنم زیاد بود اما گوش ندادم بعضی جاها و بعضی‌ روزها حسه بدی پیدا میکردم اما با تمام وجود ادامه دادم

    من و همسرم و دو تا دخترام با هم گوش می‌دادیم خونه از صبح تا شب از صدای استاد پر شده بود و این آرامشه هر روزمیومد تو خونه تو وجودمون و بهتر و بهتر و بهتر شدیم

    تا اینکه با شناخت خداوند که قلبا شناختیمش

    و ایمان آوردیم البته اون موقعها کم بود اما باز هم خداوند با همون داشتن ایمان کم جوابممون رو داد پاداش‌ها و نتایج از راه رسیدن

    و مشکل دخترم به شکل معجزه وار که همه باور نمیکردن ؛ درست شد آره قدرته خداوند رو شناختیم و یاد گرفتیم که تسلیمش بشیم دست و پا نزنیم

    و دستانشو فرستاد برامون و خداوند یه انسان خوب رو به زندگی ما وارد کرد که مهربان و وفادار و مرد زندگیست و

    زندگیمون چرخش یکم یکم روان شد و همسرم و دخترم دو سه تا از دوره های استاد رو خریدن

    و با جون و دل گوش میدادیمو چقدر لذت بخش بود برامون

    و الان که به این نقطه رسیدم با کبری پارسال فرق دارم زندگیم تغییر کرده از همه نظر

    چرخ زندگیم خیلی خیلی راحت و روان شده

    ارتباطم با همسرم و فرزندانم و دامادام عالیست

    تو هر کاری از خداوند هدایت میخوام

    از کبری به شدت عصبانی به کبری آرام و دوست داشتنی تبدیل شدم

    از کبری ترسو به کبری با شجاعت و نترس تبدیل شدم

    از کبری بی هدف و بی انگیزه و غر غرو به کبری آرام و رها و مهربون و با انگیزه و هدف دار تبدیل

    شدم

    دیدگاهم مثبت و توحیدی شده

    خدا رو قدرتشو اراده و عظمتشو باور دارم

    خدارو رزاق و وهاب و مهربان میبینم و باورش دارم

    کسب و کار شخصی خودم رو دارم با جسارت مغازه اجاره کردم و پا روی ترسهام گذاشتم

    هر روز برای خودم هدف دارم

    ورزش میکنم

    کنترل ذهنم عالی شده

    کنترل کانون توجه ام عالی شده

    بنده شکرگزار خداوند شدم

    و خودم درآمد دارم

    و الخیر فی ما وموقع رو باور دارم

    عزت نفس و اعتماد به نفسم بالا رفته

    ایمانم به خداوند با جسارت میتونم بگم به 30 رسیده و همه کارها و موفقیتم از قدرته خداوند می‌دانم

    و پذیرفتم که تمام اتفاقات و شرایط رو خودمون با باور و افکار و ذهن و فرکانسمون رقم میزنیم

    و آگاهانه و هوشیارانه قدم برمیدارم و سعی میکنم طبق قوانین پیش برم

    ولی هنوز باورهای محدود کننده هم دارم که دارم تلاش میکنم بهتر بشم

    و تا زنده هستم ادامه میدم و در جهت جریان خداوند قدم برمیدارم با هدایت خداوند مهربانم

    استاد عزیزم دوست دارم که ابن کامنته منو تو بخش نتایج دوستان بذارین تا همه عزیزان این سایت بخونن

    که منم از آموزهای شما چه رایگان و چه خریدن دوره نتیجه گرفتم و زندگیمو تغییر دادم

    خودم و شخصیتمو تغییر دادم و از نو خودم رو ساختم کبری جدید

    خدا رو با وجود شما شناختم شما چراغ راه منو خانواده ام در تاریکی شدین

    خدایا شکرت که الان به من گفتی و منم نوشتم با عشق برای همه شما عزیزان

    استاد عزیزم دوستت دارم و از جون و دل ازت تشکر میکنم

    در پناه خداوند مهربان باشین سالم تر و ثروتمند تر باشین

    چقدر ذوق داشتم موقع نوشتن که وصف ناپذیره

    خدایا من لایق هم صحبتی با تو را دارم

    خدایا کمکم کن که در جهت جریان تو قدم بردارم و مومنتوم مثبت رو ادامه بدم

    خدایا کمکم کن که هر روز بهتر از روز دیکه باشم با باور و افکار و شخصیت جدید

    خدایا شکرت سپاسگزارتم سپاسگزارتم سپاسگزارتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    حمیده خسروانی گفته:
    مدت عضویت: 385 روز

    سلام ب استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان تقریبا من ده سالی هست ک از همسرم جدا شدم و بدون یک ریال مهریه یا چیز دیگری من با دوتا دخترم ک یکیشون شیر میخورد و اون یکی هم چهارسالش بود من جدا شدم ب لطف خداوند تا جدا شدم من با یکی از دوستام ک با استاد آشنا بود و با قانون وفایلهای استاد عزیز راهنمای من شد و منم برا اولین برا بود ک این حرفهامیشنیدم خیلی سریع تغیر کردم و یه پراید 84 داغونی داشتم ک داشتم مسافر کشی میکردم و خیلی سریع رو دور افتادم با دوره های رایگان استاد عزیز و سریع ب لطف خدا ماشبنم عوض کردم چندتا تکه طلا خریدم یه مبلغی پول پس انداز کردم و یواش یواش من با کمک همون دوستم ک بهم گفت یه دوره هیت بنام هم جهت با جریان خداوند خیلی سریع من مشتاق بودم ک بخرم و خداروشکر پول هم اکی شد و خریدم 27 اسفند 1403 وکلی انرژی گرفتم خوشحال بودم و رفتم گواهینامه پایه یک گرفتم و بعد رفتم دفترچه اتوبوس گرفتم و یه مدت کمی هم با اتوبوس کار کردم و جنس خودم ک شناخته بودم فهمیدم ک علاقه من ب تریلی هست و خیلی راحت اتوبوس گذاشتم کنار و دیگ نرفتم رو اتوبوس ارزش خودم رو پایین نیاوردم و الان هر از گاهی دوستم ک ماشالله سه چهار تا تریلی داره هرموقع راننده اش نیاد من با خودش میبرم و اجازه میده ک من بشینم پشت فرمون و لذت میبرم عشق میکنم اصلا معنی خستگی رو متوجه نمیشم و اما خیلی خیلی من عجولم برای رسیدن ب اهدافم مث اینکه دوست دارم منم راننده داعم باشم و خیلی هم شکر گزاری مینویسم اما بعضی مواقع من ایمانم ضعیف میشه و نگاه ب دست بنده ی خدا میکنم و انشالله ک رو خودم کار کنم ک خیلی خیلی قوی‌تر و پرانرژی تر ادامه بدم تا ب هدف قشنگم ک تریلی هست برسم الهی آمین…و سپاسگزارم از استاد عزیزم و شایسته عزیز و دوست عزیزم ک تو این مسیر کمکم کرد خدایا سپاسگزارم ازت بابت موفقیتم در رانندگی و تریلی اتومات باحالی ک خریدم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    سمانه منقوش گفته:
    مدت عضویت: 92 روز

    دوستان من ازتون راهنمایی میخوام تا بتونم دوره مناسب خودم رو انتخاب کنم ، من زمانی که از همسرم جدا شدم تقریبا 10 سال پیس فقط دو میلیون تومن داشتم که اونم پول پیش خونه دادم ، شغلم آرایشگری بود سالن نداشتم ولی مشتریهای سطح بالای شهرم بودن و به لطف خدا بدون هیچ تبلیغاتی تو فضای مجازی و کانالی اونها من رو پیدا میکنن و من رو به عنوان آرایشگر خودشون انتخاب میکنن و همیشه بهم میگفتن که تو با عشق و با جون و دل کار میکنی. هر روز و هر روز مشتریهام بیشتر میشن و من با در آ مدم هر چیزی که میخواستم رو میتونستم برای خودم بخرم از طلا گرفته تاااااا وسایل خونه و زندگی من دو اون تایم نمازمو میخوندم و ارتباط دلی با خدا داشتم، رفته رفته تو نماز خوندن کاهلی کردم یهو تصمیم گرفتم سالن بزنم با یکی از دوستانم که سالن زیبایی داشت شراکتی.

    منتهی من یک آدم امیدوار بودم ، دوستم انتظار داشت که تمام روزهایی که پشت سر میزاریم پر مشتری باشیم(دوستم خودش سالن زیبایی داشت ،قرار بر این بود که بعد از حدود 6 ماه سالنش رو جمع کنه و تو سالن جدید مستقر بشیم ) متاسفانه دوستم یهو شراکتمون رو با من بهم زد و من بینهایت حالم بد شد و احساس کردم پشتم خالی شده ، و از اینکه بتونم تنهایی ادامه بدم احساس ترس داشتم.

    یکم بعدش کرونا اومد و در. گیر اون شدم و چند بار تو همون تایم سالنم رو عوض کردم.

    یک جایی رو برای 3 سال ثابت گرفتم و با در آمد معمولی به کارم ادامه دادم تا اینکه با یکی از فروشگاههای لوازم آرایشی برند شهرمون آشنا شدم

    تومد سالنم رو دبد و بهم گفت تو که متریالهای درجه از از فروشگاه ما میخری و کارت اینقدر تمیزه چرا سالنت رو بزرگتر نمیکنی!

    من‌گفتم میترسم اجارمو در نیارم.

    با اسرار بهم گفت خودم برات یه سالن لوکس پیدا میکنم و حتی 10 تومن پول پیش سالنم رو هم داد و گفت خودم برات پرسنل پیدا میکنم درجه بک که باهات کار کنن.

    خلاصه یه سالن کلید اول تو بهترین روکیشن شهرم گرفتم و دیگه از دوستم خبری نشد نمیدونم چرا خودش. و کشید کنار

    و من تمام روزها رو با استرس پشت سر گذاشتم ، آگهی میزاشتم و نمیتونم نیروی خوب جذب کنم. و همش ناراحت این بودم که چرا اون خانوم پشت منو خالی کرد…

    یهو بعد 10 ماه تصمیم گرفتم جامو عوض کنم، الان دو سالی هست که یه سالن دیگه اومدم اینجا هم اجاره ام خییییلی بالاست و بدهی زیادی دارم من حتی اجاره سالنم رو در نمیارم. مشتریهای ثابت زیادی دارم.

    یکماهی میشه که به صورت جدی دارم فایلهلی استاد رو گوش میدم و متوجه شدم دچار شرک شدم من خدا رو فراموش کرده بودم درسته که تو تمام روزهای بد فقط امیدم به خدا بود و ازش کمک میخوایتم ولی ته دلم میخواستم آدما کمک کنن بهم. الان دارم مسیرمو عوض میکنم و به این نتیجه رسیدم که تنها خداست که میتونه من رو از فرش به عرش برسونه .

    الان میخوام یه دوره ای رو تهیه کنم که بهم کمک کنه برای ادامه مسیر….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      مریم فرامرزی گفته:
      مدت عضویت: 1335 روز

      سلام به استاد عزیزم ومریم بانوی عزیز سلام به عزیز سمانه

      اول از همه خوشبختم از اینکه همکار هستیم دوست من به نتیجعه خوبی رسیدی هم اینکه خدا را فراموش کرده بودی وهم ایکنه شرک بود که به غیر خدا امیدوار باشی متم یه مدت میخواستم سالنم را جابجا کنم همش میگفت اینجا تو این محله مشتری نیست باید برم جای دیگه وشرایط جای دیگه را هم نداشتم وهر روز مشتریهام کم شد تا اینکه دوباره برگشتم به دوره 12 قدم واز اول شروع کردم گوش دادن ومتوجعه شدم من خدا را فراموش کردم وعیر از خدا دل بستم

      که استاد عزیزم در فایلی گفتم اگر شما باورهای خودتون را درست کنید در کوچکترین جا هم که باشین مشتری میاد وشما پیدا میکنه

      از روزی که دوباره شروع کردم خدا راشکر هر روز مشتریهام بیشتر میشن

      وخدا راشکر میکتم

      وپیشنهاد من به هم دوره احساس لیاقت هست وهم دوره ای 12 قدم که بهترینها هستن برای خود شنایی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    زهرا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 271 روز

    دوستان من یه مشگلی دارم ومیخام برای اون دوره قانون سلامتی روتهیه کنم اما قبلش میخام ببینم برای مشگل منم کارساز هست یانه ؟

    آیا شما تجربه ای از مشگل من داشته اید که با قانون سلامتی رفع شده باشد ؟

    من مشگلم راجع به قاعدگی هست ،هرماه به وقتش پریود میشم اما تعداد روزهای پریودی کم شده یعنی حجم خونریزی کم شده از 5 روز رسیده به 3روز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    با سلام و سپاسگزاری از این جلسه بسیار ارزشمند احساس لیاقت

    جلسه 4

    مادر من صبح تا شب در خدمت همسر و فرزندان اش بود مثل یک خدمه و هیچ کاری برای خودش نکرد نه مسافرتی و چقدر اکنون احساس رضایت ندارد چون خودش را وقف همسرش و کمک به او کرد برای تایید او و ارزش خودش را به تایید همسرش کرد و همیشه می گوید که پدر شما قدردان نیست به همان نسبت که خودش را فدا کرده بود انتظار عشق از پدرم داشت و طبق قانون جهان دریافت نمی کرد چون اول نیازهای او را براورده کرده بود و خودش را فدا کرده بود

    من بدلیل اینکه یاد گرفته بودم که زن خوب میکنم خودش را فدای همسر و فرزندان خودش کند تمام عمرم در دوره زناشویی دنبال تایید گرفتن از همسرم بودم و همه کار میکردم خودم را به هر دری میزدم تا او راضی باشد برای تولدش گوشی تلفن قسطی میخریدم که او را خوشحال کنم خودم شرایط جسمی خوبی نداشتم ولی به او که کمردرد داشت و وزن زیادی داشت کمک میکردم که بلند بشود و قدم بزند ،تمام سالیانی که سر کار بودم کارت بانکی ام را به او داده بودم و باید خودم التماس میکردم تا پول خودم دریافت کنم تا او من را زن خوب بداند و نتیجه فدا کردن هم کاملا مشخص شد که توسط همین فرد بدترین رفتار و بی احترامی را دریافت کردم

    و الان به لطف دوره ها واقعا بهتر شدم و چقدر مردم و جهان برخوردشون با من مثل یک شاهزاده شده انگار در جهانی دیگر دارم زندگی میکنم نه از هیچ کسی توقع دارم و نه کسی در زندگی من از من توقع دارد خدا را واقعا سپاسگزارم بابت داشتن دوره های استادم و بودن در این مسیر زیبا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      سمیرا علینژاد گفته:
      مدت عضویت: 3167 روز

      سلام زهرا جان

      سمیه هستم

      متاسفانه این عادت مادران ایرانی هست و گا که اگاه شدیم باید این زنجیره را قطع کنیم

      ممنونم ازت که انقدر دلی نوشتی وقتی از زبان استاد میشنویم خیلی قبول داریم ولی وقتی دانشجوها نیاند و نیمویسند ولقعا مهر تاییدی هست به صحبتهای استاد

      و ما چه قدر خوش بخت و خوش اقبال هستیم که استاد

      را داریم چون میدونیم راه درست و کار دست چیه

      انشاله خدا کمک کنه هر روز بهتر لز دیروز بشید از هر لحاظ

      استاد عزیزم خیلی دوستت دارم

      هر روز دعاگوتون هستم

      نمیدونم اگه شما نبودید چه بلایی سرم میومد

      اول چیز این بود که هدایتها را قطع میکروم چون اصلا نمیدونستم وجود دراره

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    با سلام خدمت همه خدمت استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان عزیز من در مورد جلسه 3 احساس لیاقت می‌خوام صحبت بکنم. من به خاطر تدریس دوره زبان انگلیسی یک خانواده از من خواستند که با در اختیار گذاشتن خونه رایگان با برق و آب رایگان و اینترنت رایگان در اختیار من قرار میدهند که فرزندان انها را درست بدم و. من شروع کردم همه چیز خیلی خوب بود ولی اون مادربزرگ که با من قرارداد بسته بود به شدت بد حرف می‌زد و به شدت بد رفتار می‌کرد. و من اینجا به خاطر اینکه احساس می‌کردم که اگر که احساسم را به او بگویم یه حرفی بزنم ایشون خونه اش را از من می‌گیره و دچار شرک شدم و ترسیدم این مسئله همین مربوط به دو سه ماه گذشته است و حاضر نشدم که بوندری خودم رو مشخص کنم. این در حالی که خیلی جاها حتی با برادر خواهرای خودم مشخص می‌کنم و راحت ام و با دوست عزیزم ولی اینجا ایمان ام ضعیف شد و بسیار اعتماد به نفس منو می‌آورد پایین وقتی که ایشون از بالا به پایین به من نگاه می‌کرد. و واقعاً دوست دارم که رو خودم کار بکنم بیشتر روی ایمانم با خداوند کار بکنم و ایشون رو دستی از خداوند دونستم واقعاً که این فرصت رو من برام ایجاد شده که خونه دارم و همه چیز خیلی خوبه. ولی باز هم این یه شرک بزرگ به خداوند بود بی اعتمادی به خودم و خداوند بود که. میخوام با درس‌های استاد عزیزم هی روز به روز به خودم ایمان بیشتری پیدا کنم و قوی‌تر و قویتر بشم بابت این درس زیبا خیلی استاد عزیزم سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: