نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
کاهش وزن چشمگیر، تنظیم کامل انرژی و بهبود سلامت زنانه با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
من و همسرم دقیقاً دو ماه است که به شیوه دوره قانون سلامتی زندگی میکنیم. از همان روز اول با خودم تعهد کردم که بعد از دو ماه، نتایجمان را به اشتراک بگذارم.
من با قد ۱۶۰ و وزن اولیه ۶۲ کیلو وارد دوره شدم و حالا به ۵۳ کیلو رسیدهام. اندامی ساختهام که خودم هم گاهی باورنمیکنم؛ واقعاً زیبا، متناسب و سبک.
همسرم هم با قد ۱۸۵ و وزن ۱۰۲ کیلو، امروز به ۸۹ کیلو رسیده.
انرژی ما هر دو نفر بینهایت زیاد شده؛ بعد از هیچ وعده غذایی احساس خوابآلودگی نمیکنیم و این برای ما یک تحول بزرگ بوده. زمان آزاد فوقالعادهای برای برنامههای روزانهام پیدا کردهام—از جمله یادگیری زبان، گوشدادن به فایلهای استاد و کارکردن روی خودم.روزانه ۲ تا ۳ ساعت پیادهروی میکنم، آن هم با راحتی کامل. صبحها پر از انرژی بیدار میشوم، در حالی که قبل از دوره، چنین احساسی را تجربه نمیکردم.
پیش از این دوره، روزهای پریود من بسیار نامنظم بود و بین ۸ تا ۱۱ روز طول میکشید. اما بعد از دو ماه زندگی با آموزشهای دوره قانون سلامتی، روزهای پریودم دقیقاً ۸ روز شده و در این ایام خلقوخو و احساساتم بسیار بهتر است.
چند روز پیش لباسهای دو ماه قبل را پوشیدم؛ شلوارم آنقدر برایم گشاد شده بود که باورم نمیشد قبلاً اندازه من بوده. عکسهای قبلی را با همان لباس پیدا کردم و دقیق نگاه کردم… و تازه باورم شد که واقعاً چقدر تغییر کردهام. همان لحظه از ته قلب خدا را شکر کردم.
استاد عزیز، فقط میخواستم با نوشتن این تجربه، تعهد خودم را نشان دهم و از شما برای این دوره بینظیر و این سبک زندگی فوقالعاده، قدردانی کنم.
کاهش ۴۴ کیلو وزن بدون سختی، لذتبردن از غذا و درمان مشکلات سلامتی با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
من علی، ۳۳ ساله هستم و واقعاً مفتخرم که عضو این خانواده بزرگ و خوشبخت هستم. همیشه بزرگترین چالش زندگی من اضافهوزن بود. برایم اصلاً منطقی نبود که بخواهم از لذت بینهایتی که از خوردن غذا، آشپزی و دورهمیها میبردم دل بکنم تا به تناسب اندام برسم. من عاشق غذا بودم و فکر میکردم کوچکترین سختی یا محرومیت در این مسیر جایگاهی در زندگی من ندارد.
تا اینکه با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی آشنا شدم.
در این دوره توانستم اهرم رنج و لذت را در ذهنم درست کنم و کاملاً پایبند شوم به سبک زندگی دوره. نکته جالب اینجاست که در تمام این مسیر، نهتنها از غذا خوردن لذت میبردم، بلکه حتی یک لحظه هم «گرسنگی نکشیدم». با همین سبک لذتبخش، نتایج خارقالعادهای در سلامت و تناسب اندام گرفتم.
من حدود پنج ماه پیش زندگی به شیوه این دوره را با وزن ۱۴۳/۸۰۰ کیلوگرم شروع کردم و امروز، بعد از فقط پنج ماه، به ۱۰۰ کیلوگرم رسیدهام؛ یعنی بیش از ۴۴ کیلو کاهش وزن—آن هم بدون فشار، بدون رژیم و بدون محرومیت.
در کنار کاهش وزن، تمام مشکلات سلامتیام هم برطرف شده است. حتی مشکل آزاردهنده خُر و پف که سالها عذابم میداد، کاملاً ناپدید شده است.
از صمیم قلب سپاسگزارم از دوره عالی قانون سلامتی و آموزشهای بینظیر استاد عباسمنش که چنین تحول بزرگی را در زندگی من رقم زدند.
کاهش ۱۷ کیلویی وزن، جوانسازی پوست، بازگشت رنگ طبیعی موها و دهها معجزه جسمی با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
میگویم «سرزمین عجایب» چون امروز در آینه چیزی دیدم که باورش برایم واقعاً سخت بود. آنقدر عجیب که از همسرم و چند نفر دیگر خواستم ببینند آیا همان چیزی را میبینند که من میبینم؟ و آنها هم تأیید کردند و هم از این نتیجه شگفتزده شدند.
ماجرا از اینجاست که دو ماه پیش، زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کردم. سه دور کامل این دوره را گوش دادهام و هر روز در حال اجرای آن هستم. به لطف این دوره، توانایی ذهنی، تمرکز و قدرت مغزیام بالا رفته و ایدههای فوقالعاده برای شغلم دریافت کردهام—ایدههایی که در حال اجرا هستم و به زودی از نتایجشان مینویسم.
در مورد سلامت جسمیام هم نتایج بینظیری گرفتهام. وزنم از ۹۸ کیلو به ۸۱ کیلو رسیده آن هم کاملاً راحت و بدون فشار.
اما نتیجهای که خودم را حیرتزده کرد، تغییر واضح و چشمگیر در رنگ موها و رشد ابروهایم بود.من حدود یک سال است که موهایم را رنگ نکردهام. سالها برای تنوع و بعد برای پوشاندن سفیدی مو، مدام آنها را رنگ میکردم. فقط دو دسته از موهای شقیقههایم کاملاً سفید و یکدست شده بودند طوری که انگار دو تکه مش سفید طبیعی در موهایم باشد. دیگر خسته شدم و تصمیم گرفتم رنگ نکنم. جالب اینجاست که همه میگفتند این سفیدیها خیلی قشنگ هستند و چهرهام را خاص کردهاند.
اما امروز، بعد از فقط دو ماه زندگی طبق آموزشهای دوره قانون سلامتی، در آینه دیدم که موهای سفید شقیقههایم تقریباً از بین رفتهاند و بهصورت جوگندمی با غالب رنگ مشکی درآمدهاند! باورم نمیشد. حتی رفتم در گالری موبایلم عکسهای چند ماه پیش را نگاه کردم و دقیقاً مثل حرف استاد «با فکت» دیدم که سفیدی موهایم واقعاً مشکی شدهاند.
ابروهایم آنقدر پر پشت شدهاند که مدتی است دیگر مداد ابرو استفاده نمیکنم.
موهای زائد ضخیم اطراف چانه و لب که همیشه درگیرشان بودم، کاملاً از بین رفتهاند.قبل از این دوره، پوست صورتم بهخاطر چربی بالا روزنههای باز و ظاهر پرتقالی داشت؛ اما حالا پوستم آنقدر صاف شده که انگار ۱۵ سال جوانتر شدهام—مثل زمانی که ۲۰ ساله بودم.
استاد عزیز، کلمات توان بیان سپاسگزاری از شما را ندارند.
با تکتک سلولهایم از شما متشکرم که دوره قانون سلامتی را تولید کردید و این معجزهها را وارد زندگی من نمودید.ساختن درآمد میلیاردی، بازگشت انرژی جوانی و درک عمیق آیات قرآن با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم و دوره قانون سلامتی
من عماد هستم و از خدای بزرگم سپاسگزارم که بالاخره فرصت شد نتایجم را بنویسم.
چند روز پیش، هنگام پیادهروی روزانه به شیوه دوره قانون سلامتی، همزمان به جلسه ۲ | قدم ۷ گوش میدادم؛ همان جلسهای که استاد عباسمنش آیات ۱۶۸ تا ۱۷۳ سوره بقره را توضیح میدهند. وقتی این آیات را دوباره شنیدم و با دقت روی آنها تأمل کردم، به یک حقیقت بزرگ رسیدم: خداوند، اصول دوره قانون سلامتی را سالها قبل در قرآن توضیح داده بود؛ فقط ما متوجه عمق آن نشده بودیم.
در این آیات خداوند میفرماید از آنچه پاک و حلال است بخورید و از مسیر شیطان پیروی نکنید که او دشمن آشکار شماست… و همین آیات، منطق و ساختار قانون سلامتی را برایم روشنتر کرد. حتی در آیه ۱۸۲ سوره بقره درباره روزه و اصل خوراک پاک صحبت شده است. هرجا که من توانستم اصل را بفهمم و به آن عمل کنم، نتایجم جهشی و کوانتومی رشد کرده است.
هرچند سالها از آموزشهای استاد عباسمنش نتیجه گرفتهام، اما هیچوقت درباره تغییراتم چیزی در سایت ننوشته بودم. فقط یک بار در بیوی صفحهام اشاره کوچکی کرده بودم. ولی حالا وقتش رسیده که بگویم از کجا به کجا رسیدهام.
من از کف خیابان شروع کردم. با گذشتهای پر از اشتباهات و رفتارهایی که خودم هم از یادآوریشان ناراحت میشوم. چهار سال پیش تصمیم گرفتم برای همیشه تغییر کنم. اما شش ماه طول کشید تا جهان هستی اجازه بدهد که هممدار با آموزشهای استاد شوم و بتوانم به فایلهای ایشان گوش بدهم.
یادم هست فقط با گوش دادن به آموزشهای هدیهای سایت در بخش دانلودها، طی ۸ روز توانستم از صفر مطلق، ۴ میلیون تومان پول کاملاً حلال بسازم. با ادامه این مسیر در این چهار سال، امروز به درآمدی رسیدهام که از نگاه دیگران «مفتمفت به همهچیز رسیدهام» اما من، طبق گفته استاد در دوره ۱۲ قدم، دقیقاً میدانم نتایج دارد از کجا میآید.
از توضیحات جلسات تمرین ستاره قطبی در ۱۲ قدم یاد گرفتم که توجه به نکات مثبت، واقعاً همهچیز است.
امروز یک زندگی فوقالعاده دارم.
یک عزیزِ دل مثل استاد عباسمنش در زندگیم دارم.
گردش مالی من در یک سال گذشته یک میلیارد و هشتصد میلیون تومان بوده است.
و هر خواستهای که از دل تضادهایم بیرون آمده، از یک مسیر روان و آرام برایم محقق شده است.از زمانی که با دوره قانون سلامتی کار میکنم، سلامت ذهن و بدنم دستخوش تغییرات عمیقی شده. فهمیدهام که زندگی به شیوه قانون سلامتی، اصل اول است و هرکس باید تغییر را از این نقطه شروع کند. چون واقعاً «عقل سالم در بدن سالم است».
دو ماه قبل از خریدن دوره قانون سلامتی، از خداوند درخواست انرژی ۱۸ سالگیام را کرده بودم. امروز که اینها را مینویسم، قدرت و انرژیای را در جسم و ذهنم تجربه میکنم که حتی فکر نمیکنم در ۱۸ سالگی هم چنین چیزی در من بوده باشد—
از قدرت جنسی گرفته تا تمام جنبههای دیگر توانایی و سلامت جسمی.امروز بیش از همیشه میدانم که وقتی به اصول الهی و قوانین آفرینش در این دورهها عمل میکنی،
زندگی فقط بهتر و بهتر میشود.تحول مالی، شخصیتی، عاطفی و معنوی در یک سال با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
وقتی در قدم دوازدهم، چکاب فرکانسی ابتدای دوره را با چکاب قدم آخر مقایسه کردم، از شدت تعجب دهانم باز مانده بود. حتی یادم رفته بود که یک سال پیش و در شروع دوره ۱۲ قدم، چه مشکلات و شرایط سختی داشتم.
مثلاً دندانم خراب بود و حتی هزینه مراجعه به پزشک را نداشتم؛ اما بعدها آنقدر راحت و بدون دغدغه مالی به دکتر مراجعه کرده و درمانش کرده بودم که کاملاً فراموشش کرده بودم.
قبل از شروع دوره ۱۲ قدم، حتی در تأمین هزینههای اولیه خورد و خوراک مشکل داشتم. اما امسال، با وجود چند برابر شدن قیمت گوشت، مرغ و… هر چیزی که لازم دارم را راحت میخرم، بدون اینکه حتی قیمتش را بپرسم. از حساب بانکیام نمیترسم و حتی از لاکچریترین فروشگاههای شهر خرید میکنم؛ یکی از خواستههایی که سال قبل آرزو بود و امروز بهراحتی به آن رسیدهام.
فردی که سال گذشته فکر میکردم به من حسادت میکند و دشمن من است، امروز صمیمانه دوستش دارم و هیچ حس منفیای نسبت به او ندارم.
سال گذشته، قسطهای ماشینم سه ماه سه ماه عقب میافتاد؛ اما امسال ماهبهماه و بدون نگرانی پرداخت میشود.
سال گذشته بدهکار بودم؛ اما امروز هیچ بدهیای ندارم، وامهایم را تسویه کردهام و تصمیم گرفتهام تا آخر عمر نه وام بگیرم و نه قرض.
سال گذشته هیچ پساندازی نداشتم؛ اما امروز پسانداز قابلتوجهی دارم.
سال گذشته امید زیادی به آینده نداشتم؛ اما امروز بسیار امیدوارم، چون در همین یک سال خداوند آنقدر کارها را برایم آسان کرد که باورکردنی نیست.سال پیش، یک بیماری پنهان داشتم و تودهای در بدنم بود که از آن بیخبر بودم. اما در قدم ۸ متوجه شدم و از خدا خواستم این بار سنگین را از دوشم بردارد. امروز کاملاً درمان شدهام؛ آن هم از آسانترین و سریعترین راه ممکن. معجزهای واقعی.
سال گذشته چند نفر در زندگیام بودند که آرزو داشتم دیگر با آنها ارتباط نداشته باشم، اما اعتمادبهنفس گفتنش را نداشتم. معجزهآسا وسطهای دوره، بدون اینکه حرفی بزنم، خودشان از زندگیام محو شدند.
قبل از ۱۲ قدم، نجواهای ذهنی مخرب شدیدی داشتم؛ اما امروز ذهنم آرام است و میتوانم بهراحتی اختیار ذهنم را به دست بگیرم.
سال گذشته احساس گناه شدیدی داشتم؛ اما امروز این احساس چندین برابر کمتر شده. دیگر آن کارهایی را که فکر میکردم بابتش خدا مرا مجازات میکند، انجام نمیدهم و خدا را دوست صمیمی خودم میدانم.ترسهایم بهشدت کم شده. از رانندگی شب در جاده میترسیدم؛ اما انجامش دادم و تنهایی شب از تهران تا شیراز رانندگی کردم. بعد از شکستدادن آن بیماری، ترس از مرگ هم تقریباً از بین رفت.
آرامشم چندین برابر شده و احساس نزدیکی عمیقی به خداوند دارم. پارسال فکر میکردم خدا ۲۰٪ امور زندگیام را انجام میدهد؛ اما امسال میبینم ۸۰٪ زندگیام مستقیم توسط خداوند هدایت میشود.
قبل از ۱۲ قدم، یک انسان کاملاً مشرک بودم و نمیدانستم؛ اما در این دوره شرکهایم را شناختم و تلاش میکنم فقط در مسیر توحید باشم.
قبل از دوره باور نداشتم که خودم خالق شرایط زندگیام هستم؛ همیشه دیگران را مقصر میدانستم. امروز کاملاً پذیرفتهام که خالق زندگیام من هستم و دیگر نه دنبال مقصر میگردم و نه خودم را با کسی مقایسه میکنم.اعتمادبهنفس و عزتنفسم چند برابر شده و بهراحتی به درخواستهای نامعقول «نه» میگویم؛ چیزی که قبلاً هرگز نمیتوانستم.
در بهبود شخصیت، واقعاً رشد زیادی داشتهام. حالا وقتی خودم را با یک روز قبل، یک ماه قبل و یک سال قبل مقایسه میکنم، میبینم چقدر پیشرفت کردهام و روند تکاملم آغاز شده است. امروز سادهتر شدهام و آسانیها بهسمتم میآیند. چرخ زندگیام روان شده و دیگر آن گاری شکسته به من وصل نیست. آرامش واقعی دارم، نه آرامش ظاهری.
سال گذشته پول قدم اول را با سختی جور کردم؛ اما قدمهای بعدی را بهراحتی و مثل آب خوردن خریدم. بعد از آن، خیلی راحت دوره احساس لیاقت را همان روز اول خریداری کردم.
سال قبل حتی جرئت نوشتن یک کامنت را نداشتم؛ اما امروز کاملاً راحت کامنت مینویسم، بدون ذرهای ترس از قضاوت.
با غریبهها راحت ارتباط برقرار میکنم و خودم را پایینتر از افراد ثروتمند نمیدانم.
چالشها را راحتتر میپذیرم و حل مسائل برایم سادهتر شده. قبلاً با کوچکترین چالش فرو میریختم؛ اما امروز که قدرت را از مردم گرفتهام و به خدا دادهام، زندگیام بسیار روانتر شده و در تمام ابعاد رشد کردهام.استاد عباسمنش، بینهایت سپاسگزارم بابت این دوره. بعد از دیدن نتایج معجزهآسایم، تصمیم گرفتهام امسال هم مثل پارسال، دوره ۱۲ قدم را از ابتدا با تعهد کامل شروع کنم.
این مسیر، دقیقاً همان مسیری است که باید تا آخر عمر ادامه بدهم.دوستانی که تازه قدم را شروع کردهاید:
با تعهد و تمرکز لیزری روی آموزشهای دوره کار کنید.
شبکههای اجتماعی را رها کنید و وارد جلسات ۱۲ قدم شوید.
کامنتها را بخوانید و کامنت بگذارید.
معجزهها را خواهید دید.افزایش ۱۰۰ برابری درآمد، درمان کامل، و تحول عمیق رابطهای با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
بیش از دو سال است که با دوره ۱۲ قدم همراه هستم و این روزها دوباره جلسات را از ابتدا شروع کردهام. نکتهبرداری میکنم، مرور میکنم و آموزشها را با دقت بیشتری پیگیری میکنم. دوست دارم بخشی از نتایجی را که در این دو سال تجربه کردهام با شما به اشتراک بگذارم:
از نظر مالی: رشد مالی من واقعاً شگفتانگیز بوده است. حقوقم نسبت به نقطه شروع، صد برابر شده. روز اول کارم، حقوقم ۲ میلیون تومان بود. یادم هست همان روزها که کار کردن روی خودم را آغاز کرده بودم، فایلهای «چند برابر کردن درآمد در یک سال» را گوش میدادم و تعهدی را که استاد گفته بود هر روز مینوشتم. با ۱۲ قدم کار میکردم و به خودم قول داده بودم هر بار درآمدم را سه برابر کنم.
با تمرکز و تکرار همین روند، درآمدم با کار کمتر به ۴۰ میلیون تومان رسید. بعد از آن به موسسهای هدایت شدم که الان در آن مشغولم و امروز درآمد ماهانهام ۱۸۰ میلیون تومان است.از نظر سلامتی: قبل از شروع دوره، روزانه بیش از ۱۰ قرص مصرف میکردم. اما شکر خدا امروز کاملاً سالمم و هیچ دارویی مصرف نمیکنم. بدنم آرام گرفته و سبک زندگیام سالم و هماهنگ شده.
از نظر روابط: قبل از دوره، بهشدت نگران وقتم بودم و خیلی راحت اطرافیان را میرنجاندم، بدون اینکه واقعاً برایم اهمیت داشته باشد. اما امروز، بدون آن وسواس و حساسیتهای افراطی، هم آرامش بیشتری دارم هم تمرکز بالاتر. جالبتر اینکه کاملاً از مدار افرادی که وقت و انرژی مرا تلف میکردند، خارج شدهام.
اینها فقط بخشی از نتایجی است که من از دوره ۱۲ قدم گرفتهام. نتایج من همچنان در حال بهتر شدن است و میدانم مسیر تکامل و رشد، هر روز زیباتر از قبل ادامه خواهد داشت.
آرامش عمیق، ۴ برابر شدن درآمد، مهاجرت، رشد شخصی و دهها معجزه در ۵ ماه همراهی با دوره ۱۲ قدم
امروز که جلسه آخرِ قدم پنجم را تمام کردم و آماده ورود به قدم بعدی شدم، تصمیم گرفتم نتایجم را تا این مرحله بنویسم تا هم قوتقلبی باشد برای دوستانی که تازه وارد مسیر دوره ۱۲ قدم شدهاند و هم انگیزهای برای ادامه راه دیگر همراهان.
روزهای اول ورود به دوره، اصلاً خواب و خوراک نداشتم؛ یا در حال گوشدادن به جلسات قدم اول بودم یا کامنتهای همکلاسیها را میخواندم. تا الان فرصت نشده بود نتایجم را بنویسم، اما امروز یک حس درونی گفت که باید این کار را انجام بدهم.
اولین و مهمترین نتیجه من، رسیدن به آرامش عمیق است.
با اینکه در یک رابطه جدید بودم و ظاهراً حالم خوب بود، اما همیشه غصه و یاد رابطه شکستخورده قبلی رهایم نمیکرد. اما الآن، بعد از پنج ماه کار کردن با دوره، از نظر روحی کاملاً متحول شدهام.در قدم اول، خانهام در یکی از محلههای پایینشهر اصفهان بود.
با ورود به قدم دوم، به تهران مهاجرت کردم.گوشیام شیائومی بود، اما در قدم چهارم، با درآمد خودم آیفون خریدم.
هیچ قرض و بدهی ندارم.
درآمدم بهطور متوسط ۴ برابر شده است.روابطم بسیار بهتر شدهاند.
به چند سفر فوقالعاده هدایت شدم؛ سفرهایی که هر کدام برایم تجربهای عمیق و لذتبخش بود.آنقدر ایمانم قوی شده که با بسیاری از ترسهایم روبهرو شدهام.
اعتمادبهنفسم چندین برابر شده و دهها نتیجه دیگر گرفتهام که الآن حضور ذهن کافی برای همهشان ندارم… اما در همین پنج ماه، زندگیام از اساس تغییر کرده است.بچهها…
عملکردن به آموزههای این دوره واقعاً معجزه میکند.با قدرت ادامه بدهید و در مسیر این دوره بمانید.
هر قدمی که برمیدارید، شما را به نسخه قویتر، آرامتر و موفقترِ خودتان نزدیکتر میکند.بهبود شگفتانگیز سلامت، حافظه، انرژی و کیفیت زندگی در سن ۸۱ سالگی با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
مادربزرگ ۸۱ سالهی من بیش از یک سال است که به شیوه دوره قانون سلامتی زندگی میکنند. هرچند گاهی در مهمانیها کمی از برنامه خارج میشوند، اما نتایجی که ایشان گرفتهاند واقعاً شگفتانگیز است؛ حتی شاید بیشتر از نتایج خود من. بخشی از این نتایج شگفتانگیز شامل موارد زیر است:
حدود ۹۰ درصد دردهای عضلانی ایشان برطرف شده. قبل از دوره، خیلی زود از راه رفتن خسته میشدند، اما اکنون بسیار سریع پیادهروی میکنند و حتی گاهی نرمش هم انجام میدهند. خریدهای سنگین را بدون مشکل حمل میکنند.
قبل از شروع دوره، ورم پاهایشان بسیار زیاد بود؛ کفش برایشان آزاردهنده بود و احساس راحتی نداشتند. اما اکنون این مشکل تقریباً کاملاً رفع شده و فقط اگر زیاد سرپا بایستند کمی ورم میکنند.
سالها لکه برآمده قهوهایرنگی روی بینیشان داشتند که هرگز خوب نمیشد و گاهی با دستزدن زخم میشد. اما اکنون هیچ اثری از آن وجود ندارد.
بیناییشان به شکل قابلتوجهی بهتر شده و حتی با عینک، کارهای هنری ظریف انجام میدهند و چشمشان خیلی دیرتر خسته میشود.قبلاً برای فشار خون دارو مصرف میکردند، اما اکنون میزان مصرف داروشان به یکسوم کاهش یافته و این موضوع باعث تعجب پزشکشان شده است.
پیش از دوره، در برخی فصلها سرگیجههای شدیدی داشتند که حتی نمیتوانستند حرکت کنند، اما اکنون این مشکل کاملاً برطرف شده.وزنشان کاهش قابلتوجهی داشته. خودشان را بیشتر دوست دارند و عزت نفسشان بسیار بهتر شده است.
پیش از دوره، دچار فراموشی بودند، اما در این مدت حافظهشان بهطرز چشمگیری بهبود یافته و حالا یادگیری زبان انگلیسی را دوباره شروع کردهاند.
امید، انگیزه و اشتیاقشان برای فعالیت بیشتر و یادگیری مهارتهای هنری چندین برابر شده و نتایج دیگری هم دارند که حتی من بسیاری از آنها را فراموش کردهام.از استاد عباسمنش با تمام وجود سپاسگزاریم برای تولید دوره ارزشمند قانون سلامتی و همه قوانینی که راه زندگی ما را روشن کردهاند.
کاهش ۱۱ کیلویی، درمان دهها مشکل جسمی و شروع زندگی تازه با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
من ۳۵ روز است که زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کردهام و ۳۹ سال سن دارم. فقط ۳۵ روز پیش، سبک زندگیام بهطور کامل گره خورده بود به خوردن.
حوصلهام سر میرفت، میخوردم؛
حالم بد میشد، میخوردم؛
غذای بچهها میماند، میخوردم؛
غذای مانده در یخچال را قبل از غذای اصلی میخوردم؛
تفریحاتمان، مسافرتمان، شب و روزمان… همه و همه با خوردن تعریف میشد.صبحها فقط به این فکر میکردم که صبحانه چی بخوریم؟
ظهر: ناهار چی بپزم؟
شب: شام چی درست کنم؟
و این سبک زندگی باعث شده بود بدنم به شدت وارد تضاد شود:
احساس خفگی موقع خواب، سردردهای مکرر، نفخ شدید، درد قفسه سینه، بیانرژی بودن، خوابآلودگی، تنبلی و دهها مسئله دیگر.وقتی استاد عباسمنش دوره قانون سلامتی را معرفی کردند، مدام مینوشتم و میخواستم واردش شوم، اما انگار هنوز آماده نبودم. تا اینکه تصمیم گرفتم برای سلامتیام قدم بردارم و پیادهروی نیمساعته را شروع کردم. هر روز، بدون استثنا، پیادهروی کردم و بعد از ۱۶ روز، توانستم وارد دوره شوم؛ انگار کاملاً آماده شده بودم.
حدود یک ماه پیش، زندگی به سبک این دوره را شروع کردم و مو به مو طبق گفتههای استاد پیش رفتم. در آزمایشهای اول دوره، فهمیدم دیابتی شدهام و عدد HOMA-IR من ۵ بود. این تضاد، تعهدم را چند برابر کرد.
امروز ۳۵ روز کامل است که به شیوه دوره قانون سلامتی زندگی میکنم و حتی یک روز تقلب نکردهام. اینها نتایج من در همین ۳۵ روز است:
از ۹۵ کیلو به ۸۴ کیلو رسیدم—یعنی ۱۱ کیلو کاهش وزن و کاهش سایز چشمگیر؛ طوری که لباسهای قبلیام دیگر اندازهام نیستند.
شوره و خارش سرم کاملاً خوب شده.
ریزش موهایم تقریباً صفر شده.
بوی بد عرق ندارم.
پوستم روشنتر شده.
خالهای گوشتی زیر بغل و گردنم کوچکتر شدهاند و تیرگی زیر بغل، گردن و کشاله ران بهتر شده.
خلط پشت حلقم تقریباً برطرف شده.
دیگر سردرد و احساس خفگی ندارم.
خوابم عمیق، راحت و سبک شده.
از کار خسته نمیشوم.
هر روز یک ساعت پیادهروی میکنم.
عرق شبانه کاملاً از بین رفته.
تاری دید چشمانم برطرف شده.
بوی بد ناف و ترشح ناف کنترل شده.
ترشحات زنانه کنترل شده و درد زیر دل ندارم.
زمان پریود، هیچ سنگینی و دردی ندارم؛ در حالی که قبل از دوره سینههایم سفت و دردناک میشدند.
احساس شور، شعف و شادی دارم؛ انگیزهام چند برابر شده.
فکر و ذهنم دیگر درگیر این نیست که چی بپزم؟
کتابم چاپ شد و توانستم آن را پیشفروش کنم.
تمرکز ذهنیام بسیار زیاد شده و روی اصلها متمرکز هستم.
تقریباً دیگر عصبی نمیشوم.
سیستم گوارشم تنظیم شده؛ هر دو سه روز با دفعی راحت و بدون بو.
حتی گوشت اضافهی مقعدم بهتر شده چون سیستم دفع بدنم روان کار میکند.
قبلاً هنگام ادرار درد میگرفتم، اما الان هیچ دردی در زمان ادرار کردن ندارم.این تغییرات فقط در ۳۵ روز اتفاق افتاده…
۳۵ روز زندگی طبق قانونهای خداوند برای بدن.
۳۵ روز عملکردن واقعی.و نتیجه:
بدنی تازه، ذهنی آرام، انرژی بالا و شکرگزاری لحظهبهلحظه از معجزههای این مسیر.جهش دهبرابری درآمد و رسیدن به ثروت فراتر از هدفگذاری با عملکردن به آموزشهای دوره روانشناسی ثروت ۱
استاد عباسمنش عزیز، من سالهاست که آموزشهای شما را دنبال میکنم و هر روز زندگیام زیباتر و بهتر شده، اما نتایجی که در یک سال اخیر گرفتهام واقعاً فوقالعاده بوده است.
یک سال پیش، هدف من درآمد ماهانه ۱۵ میلیون تومان بود. امروز، درآمدم ده برابرِ همان هدف شده و به ۱۵۰ میلیون تومان در ماه رسیده است. این نتیجه برای خودم هم شگفتانگیز و الهامبخش است.
در همین مدت، طی چهار ماه، توانستم یک ماشین شاسیبلند بسیار خوب بخرم؛ آنهم با آرامش، ایمان و باورهایی که از آموزشهای شما ساختهام.
نکته جالب اینجاست که من همچنان در حال کار کردن دوباره روی آموزشهای دوره روانشناسی ثروت ۱ هستم. دارم باورهایم درباره ثروت را تقویت میکنم، چون میدانم این مسیر پایان ندارد و همیشه میتوانم رشد بیشتری را تجربه کنم.
میخواهم باز هم پیشرفت کنم و از ثروت، به خدا برسم؛ همان چیزی که شما همیشه بر آن تأکید میکنید.



به نام خداوند مهربان
سلام ب همگی دوستان
در حال گوش دادن یه فایل درمورد خواسته ها بودم
و قرار بود امروز برای اینکه برم تو دل ترسام برم توی مغازه های مختلف کم کم صحبت کنم(لکنت)خودمو بسنجم
یعنی تا قبل این هدایت خداوند ذهنم این بود
تا اینکه استاد گفت من برای شروع کسب کارم رفتم باورهامو درست کردم
چون قانون اینه هرچقدر هم تو ی کار ماهر باشی ولی ذهنیت درستی نباشه اون میشه ترمز تو میزنت زمین
یعنی ذهنت باید پشتت باشه
تا ی لحظه ب خودم اومدم گفتم
سارا یه لحظه ترمزتو بکش بشین ببینم
ی بررسی کن
تو زمانی ک لکنت بسیار شدید داشتی و هنوز وارد این درمان نشدی با بدترین وضع ممکن یعنی وحشتناک
بارها و بارها و بارها این مغازه برو
تو مدرسه داوطلب شو تقریبا هر روز
برو تو پارک برای مردم شعر بخون یکی یکی برای چند نفر
کنفرانس بده
وقتیم ک تا ی حد درمان رسیدم
مغازه
مهمونی های پرجمعیت
آدم های جدید
تلفنی و..
پس چرا این ترسه هست چرا هنوز استرس میگیری
متوجه شدم قضیه آدما نیستن
قضیه مغازه نیست
کلاس نیست
هیچی بیرون از من نیست
حتی قضیه خود لکنت هم نیست چرا که خیلیا لکنت ندارن نمیتونن برن ی بستنی بخرن
پس چرا ک الان دارم درمان میشم اینطوره الان ک میتونم تا 90درصد عالی صحبت کنم چرا ذهنم مقاومت داره
بله درست متوجه شدید
بخاطر باور های غلط
بخاطر افکار نادرست در لحظه
بخاطر خاطراتی ک لکنت ب وجود آورد و یه ذهنیت غلط داد
بخاطر گنده کردن آدما و هرچیزی ک بیرونه
بخاطر توهم ترس
بخاطر گنده کردن چیزی ک هیچ تهدیدی نداره
بعد گفتم سارا بیرون هست همیشه ارتباطات هم همیشه هستن
هروقت دوست داشتی برا خودت برو
ولی با این فکر ک برم چون میخوام ترسم بریزه نرو
چون هزار بار رفتی هزار بار دیگم بری اگر باورات اینجوری باشه سخنرانم باشی باز میترسی
گفتم بشین اینارو در بیار ببین چین
دنبال راه حل بگرد
باور های درست بساز و تکرار کن
نترس بیرون فرار نمیکنه ولی نزار این ذهنیت غلط ادامه پیدا کنه
ما اشتباهمون اینه میگردیم ببینیم راه حل یا مشکل از کجاست و بیرون دنبالشیم
آقا بیرونی نیست
همش درونه
من همیشه میگفتم من استرس دارم
چون استرس دارم لکنت میکنم
نه این بهونس من چون کنترلی بر بدنم
بر افکارم
بر تمرکزم
بر دستگاه صوتیم ندارم گیر میکنم
میندازم گردن بقیه
ک حالا پاشم انر انر برم برای چیزی ک بارها با سر رفتم تو دلش
ب قول استاد همون الگو ذهنی باید باشه
باور درست باید باشه
وگرنه همیشه میترسی
نمیگم نمیرم حرف بزنم ها من واقعا از خود صحبت کردنه ترسی ندارم اصلا
من تو کلاسم بارها شده رفتم برای غریبه ترین آدما شروع کردم صحبت دقیقه ها صحبت کردم با لذت
مسئلع چیزی ریشه تره
اینو گفتم ک ترسو در ذهن ببینید
و ببینید این ترس چ عواقبی برای شما داره اکثرا عواقب خاصی نداره و بزرگش کردیم
حالا بیاید این ترسو با ی ترس واقعی
مثل این ترس
ببرنت تو بیمارستان جلوی کسی ک فهمیده قراره بخاطر بیماریش پنج روز دیگه فوت کنه
با کلی آرزو
بشینیم از اون ترس براش بگیم اصلا خندمون میگیره
و اینم تمرین میخواد
این کار باعث میشه توهم بشکنه
روی ذهنمون کار کنیم
همه چی درون ماست
درون ما ک در مسیر غلط باشه هزار مهارت هم داشته باشیم باز میزنیم ب دیوار
مثل ی راننده ک کلی یاد گرفته
ولی میترسه
کارش تمومه
در پناه حق
به نام خداوند مهربان
سلام به همگی
اومدم تا قانون تکامل رو ب خودم و همچنین شما یادآوری کنم
من برای درمان لکنتم باید مهارت هارو بسیار تمرین کنم تا به تسلط برسم
ولی از کجا بفهمم ب تسلط رسیدم ؟!
اینکه برم تو موقعیت های متناسب با ضعف قرار بگیرم تا ببینم چقد تغییر داشتم
مسلما تو خونه تنها باشم اتفاقی نمیفته
تا بتونم از اون طریق تغییرات رو بهبود بدم
و مثلا من الان میگم سارا تو الان توی خانواده خودت
توی اکثریت فامیل تا یه حدی خوبی تونستی بفهمی ک میتونی تکنیک گفتار رو رعایت کنی و بازم جای بهبود داره
حالا سعی کن کم کم با رعایت قانون تکامل
اصلا نه فشار بیار نه اینکه هر دقیقه یا هر روز
یه روزایی بزار آگاهانه از جاهای کوچیک از مغازه دار هایی ک میشناسی کم کم برو و خودتو بسنج چند روز یبار
الان با مغازه های کوچه خودمونم تقریبا اوکیم تسلط دیدم دارم
باید یکم بره بالا تر مغازه های جدید تر
برم مثلا در حد سلام این چنده هم خودش خیلی خوبه
و امروز تلفنی خودم تماس گرفتم اولین باره ب فامیل مادر بزرگ من تماس میگیرم و بسیار عالی بودم
حالام گفتم اگر کاراتو کردی و وقت بود ی بیرونم برو ی هوا بخور ی دوتا مغازم برو ی سوالی بپرس
خواستی ی چیزی بخر
به نام آنکس که ما انسان ها را کامل ترین تجلی خود قرار داد
سلام به همگی دوستان گلم و استاد گلم و مریم جانم
اومدم تا از این چند روز بگم ک واقعا درسته وقتی میری سراغ ی مسئله خداوند هدایتت میکنه تا بفهمی
همیشه برای من سوال بود ک یعنی چی من خدام یعنی اینو نمیتونستم بپذیرم
چون من یه انسانم
و این ذهن منو درگیر کرد استرس میداد و..
ک من خودمو کنترل کردم تا بگردم دنبال جواب
جوابی ک میشینه در من و حس کردنیه
از سایت و.. من تحقیق کردم میدونید ولی در مداری نبودم ک متوجه اصل بشم
تا اینکه گفتم دوباره برم کتاب چهار میثاق رو بخونم
بچه ها یعنی فوق العاده است یعنی هرکی بخونش و درک کنه زندگیو برده
و این تجلی خداوند برای من نا مفهوم بود
همش فکر میکردم تجلی یعنی خدا ب شکل انسان دراومده
و بازم منطقی نیومد نمیتونستم بپذیرم
رفتم ریشه تجلی رو درآوردم
که آقا این تجلی چیه یعنی چی
که فهمیدم و اومدم بگم بهتون و مطمنم خیلی بهتون کمک میکنه ک بفهمیم چقدر ارزشمندیم
تجلی یعنی نمایان شدن خصلت ها و ویژگی های خداوند در ی موجود
مثلا گل ویژگی جمیل خدا رو داره
مثلا روباه ویژگی مکار بودن خدا رو داره
ولی ما انسان ها کامل ترین و فشرده ترین ورژن از همه ویژگی هاییم یعنی اون روحی ک خدا ب ما داد تمامی این خصلت هارو با خودش داشت
و همه این خصلت ها ب ما برای رشد کمک میکنه یعنی نمیتونم بگم فقط زیبایی
اصلا نیازه ک دو وجه باشه
منتها خداوند برعکس اون گل اون روباه
ب من ویژگی خلق داده دیگه درسته
و میگه تو میتونی خودت انتخاب کنی ک کدوم از این خصلت ها در تو پر رنگ تر باشن
و اونو بولد کنی هرچقدر پررنگش کنی از همون بیشتر با شکل های مختلف میبینی
مثل یه دانشمند ک وقتی ی چیزی کشف میکنه یا میسازه تجلی ای اثری از افکارش
خلاقیتش هنرش توی اون کاره
ولی خودش ک نیست درواقع ویژگی هاشه
و اون دانشمند یا اون هنرمند هی کارشو آپدیت میکنه هی کامل میکنه
عین ما انسانها
ک وقتی ب منبع تجلی خودمون وصل بشیم و انتخاب کنیم کدوم تجلی هارو میخوایم همونا میاد تو زندگیمون
من خودم میخوام ک تجلی ای از زیبایی باشم از ثروت از عشق از احترام هرچیز خوبی ک خداوند داره و بتونم این خصلت هاشو در خودم پر رنگ کنم و شبیه این مدل خدا بشم
چون خدا شکل خاصی نداره ک
هرجور ببینیش ب شکل های مختلف میاد تو زندگیت
بنظرم این کامل ترین و قشنگ ترین توصیفی بود ک طی تحقیقاتم و هدایت شدنم داشتم و هربار اشکم درمیومد
بازم توصیه میکنم کتاب چهار میثاق رو از برنامه cast box با گویندگی آقای رییسی گوش بدید
هیچگونه حاشیه ای ندارد و خیلی چیزا بر ما نمایان میشود
کتاب برای سرخ دوستان بوده و چقدر این سرخ دوستان افراد معنوی ای هستن واقعا
الهی شکرت
به نام خدا
سلام به همگی دوستان
اومدم تا از تجارب امروزم بگم
امروز رفتم کلاس برای لکنتم و من 90٪درصد پیشرفت داشتم تا الان
و توی کلاس امروز متوجه شدم ک بشدت بدنم منقبض میشد سفت میشد و من نمیتونستم صدا رو درست از حنجره خارج کنم
بشدت ناراحت شدم و ذهنم رفته بود تو مقایسه ک چرا چند نفر میتونن بگن با اینکه من 90درصدم
و بغضم گرفته بود
ولی خب سعی کردم تو ذهنم حلش کنم و شد ی اهرم ک بتونم تمارینم رو بیشتر و با کیفیت تر انجام بدم و یه سری اعمال برای تسلط در جاهای مختلف پیدا کنم
و نکات مثبت
من امروز توی کلاسی بودم که همگی افرادش آقا بودن و فقط من مراجعه کننده خانم بودم
دیدید ک توی کشور ما اینجوریه ک صحبت با جنس مخالف رو بد میدونن
و میگن اگر صحبت کردی یا گرم بودی یا صمیمی برخورد کردی پس منظوری داری
همین قضیه آدمو میبره تو توهم و تصویر سازی غلط
ک نکنه طرف من از خوشش میاد ک صحبت میکنه
این افکار تو ذهن منم بودم
ولی با چند نفر از آقایون اونجا صحبت کردم و اجازه ندادم این ذهنیت بخواد جلوی یک گفتگوی دوستانه و لذتبخش رو بگیره
البته تمرین میخواد و تغییر باور ک توی ذهنت ی چیز عادی باشه این صحبت ها
و واقعا لذت بردم از صحبت با آقایونی ک اونجا بودن خیلی محترم و مودبانه برخورد میکردن
و این شروع خوبی بود برای اینکه یاد بگیرم ما انسانیم ما حق اینو داریم با هرکسی ک دوس داریم گفتگو کنیم جدا از جنسیتش
و اگر اینو حل کنیم میبینیم ک بخاطر تصورات الکی زود هنگام توهم زا روابطو خراب نمیکنیم
یا الکی احساسات درگیر نمیشن
و توی مترو یکی از اون آقایون رو دیدم و درمورد احساسم تو کلاس و اون استرس و فشار صحبت کردم
و گفت که هیچ عیبی نداره منو یادته قبلا چقد افتضاح بودم
ماه بعد بهتر از الانی
و من هم قانون تکامل یادم اومد و هم اهرم حرکت کردن
و من دیدم من همین الانش از الان این آقا خیلی بهترم ولی دیدگاه اون خیلی بهتره
یا حتی توی کلاس آقایون خیلی باحرفاشون سعی میکردن ب من امید بدن یا من دیدم ک حمایتگر بودن واقعا قشنگ گوش میدادن و میگفتن بخاطر ذهنیت هست در ذهن باید درست کنی