نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
حل مشکلات مالی و ارتباطی، آرامش درونی و شروع زندگی تازه با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم
من در سن ۱۹ سالگی با استاد عباسمنش آشنا شدم اما آن زمان مطالب سایت را پیگیری نکردم و از مسیر دور شدم. طی این چند سال، تجربههای ناخوشایند زیادی داشتم. ازدواج کردم و با تضادهای شدید مالی و ارتباطی روبهرو شدم؛ تضادهایی که به هیچ شکلی توان حل آنها را نداشتم و کمکم به نقطه اضطرار رسیدم. درگیریهای خانوادگی آزارم میداد و امیدم از همهجا قطع شده بود. چندین ماه فقط گریه میکردم و از خدا کمک میخواستم.
تا اینکه یک روز، بعد از هشت سال، دوباره یادم افتاد که به سایت استاد عباسمنش مراجعه کنم. وارد سایت شدم و اولین قدم را از قسمت «نشانه امروز من» شروع کردم. خیلی جالب بود که هر بار روی این دکمه کلیک میکردم، فایلی باز میشد که دقیقاً جواب سؤال من را میداد؛ انگار خداوند مستقیم با من صحبت میکرد.
خرداد ماه ۱۴۰۲ بهطور کاملاً هدایتی به دوره ۱۲ قدم وارد شدم و الان در قدم یازدهم هستم. خداروشکر، بهخاطر عمل کردن به آموزههای این دوره:
آدمهای سمی و انرژیهای مخرب از زندگی من حذف شدند.
مشکلات مالی و ارتباطیام بهطور جادویی حل شدند.
افراد فوقالعاده و همفرکانس وارد زندگیام شدند.
نفرت و سنگینی از قلبم پاک شد.
رابطهای سرشار از صلح، احترام و عشق با همسرم تجربه میکنم.در حالی که قبل از این، تقریباً هر روز زندگی من و همسرم با دعوا تمام میشد، حالا خانهمان پر از آرامش است و عشق میان ما جریان دارد.
از هنرم چیزی که هرگز فکر نمیکردم بتوانم از آن پولی به دست بیاورم الان به درآمد رسیدهام و در مسیر رشد هستم. و جالبتر اینکه این را فقط آغاز مسیر پیشرفت خودم میبینم.
خدا را شکر میکنم که دوباره من را به مسیر نور و آگاهی هدایت کرد و با آموزههای استاد عباسمنش، زندگیام از یک نقطه بحرانی به جایی رسید که امروز، با آرامش، عشق، رشد و امید زندگی میکنم.
تعویض کامل چرخدندههای زندگی با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم
امروز قدم دوم دوره ۱۲ قدم را خریدم و دوست دارم تجربهام را از عمل به آگاهیهای این دوره تا این لحظه با شما در میان بگذارم. استاد عباسمنش، شما در ابتدای دوره یک نکته گفتید که من همان را باور کردم و اجرا کردم: «اگر به آموزههای این دوره عمل کنی و تمرین ستاره قطبی را انجام بدهی، چرخدندههای زندگیت روغنکاری میشود.»
اما برای من فقط روغنکاری نشد…
چرخدندههای کهنه و زنگزده زندگیام کامل تعویض شد و با چرخدندههای نو، تمیز و آکبند جایگزین شد.استاد، تمرینات دوره ۱۲ قدم فوقالعادهاند.
تمرین ستاره قطبی معجزه محض است.
خدا را شاهد میگیرم که دیدگاه توحیدیای که در این دوره از شما یاد گرفتم، زندگی من را از ریشه تغییر داده است. در هیچ دورهای از زندگیام، هرگز اینقدر با خداوند رفیق نبودم. هیچوقت اینطور راحت و بیواسطه از خداوند درخواست نمیکردم. اما به خاطر عمل به آموزههای قدم اول، زندگیام آنقدر روان و روی غلطک شده که تازه دارم عمق حرف شما را میفهمم وقتی میگویید:
«من روی دوش خداوند نشستهام.»با ۱۲ قدم، من خدا را پیدا کردم. معنای واقعی توحید را فهمیدم. معنای رزاق بودن خداوند را تجربه کردم و یاد گرفتم که چشمم به دست هیچ بندهای نباشد؛ بلکه فقط و فقط به دست خداوند باشد و رزق را فقط از او بخواهم.
استاد عزیز، از شما بینهایت سپاسگزارم که این دیدگاه ناب و زیبا را به من یاد دادید و مسیر زندگیام را اینگونه نورانی و الهی کردید.
رهایی از بدهی، دستیابی به اندام دلخواه و آرامش عمیق با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم
من یک سال پیش، با کلی بدهی و مسئله، به صورت جدی شروع کردم به کار کردن روی آگاهیهای دوره ۱۲ قدم و در این مدت نتایج بزرگی گرفتم که میخواهم بخشی از آنها را بنویسم.
از نظر سلامتی، خدا را شکر به اندام دلخواهم رسیدهام. بدنم هر روز عضلانیتر، سالمتر و جوانتر میشود و احساس فوقالعادهای نسبت به خودم دارم. این سطح از انرژی و سرزندگی را هیچوقت در زندگیام تجربه نکرده بودم.
از نظر مالی، به لطف خدا تمام بدهیهایم را پرداخت کردهام و حالا در شغل مورد علاقهام یک درآمد خوب و رو به رشد دارم؛ درآمدی که به من استقلال مالی، آرامش و قدرت تصمیمگیری داده است.
از نظر هدایت الهی و اعتماد به خدا، احساس میکنم از ۵۰- به ۵۰+ رسیدهام. آرامشم هر روز بیشتر میشود، زندگیم هدفمند شده و احساس میکنم خداوند در هر قدم کنارم است و هدایت میکند.
من گذشته سختی داشتم. واقعاً نمیدانم اگر لطف خدا و هدایتش به سمت آموزشهای استاد عباسمنش نبود، الان کجا بودم و چقدر باید زجر و سختی میکشیدم.
استاد عباسمنش، از صمیم قلب سپاسگزارم که خدای واقعی را به ما شناساندید و قوانینش را به زیبایی به ما یاد دادید.
رهایی از فشار مالی، آرامش ذهنی و جهش در کیفیت زندگی با عمل به آگاهیهای دوره ۱۲ قدم
اولین جملات استاد عباسمنش در جلسه اول قدم اول این است که ما وقتی به یکسری نعمتها و خواستههایمان میرسیم، خیلی زود این نعمتها برایمان عادی و بدیهی میشوند؛ طوری که فکر میکنیم همیشه همینطور بوده است. وقتی به این جمله فکر کردم، دیدم دقیقاً برای من هم همین اتفاق افتاده و شرایط خوب فعلی برایم عادی شده بود. طبیعی است، اما باید مرتب یادآوری کنم این شرایط حاصل کار کردن روی خودم و عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم است.
قبل از آشنایی با این آگاهیها، روزهایی بود که حتی برای خرید نان مشکل داشتم. حقوقم کفاف نمیداد و باید تا ۱۲ شب مسافرکشی میکردم. با خجالت و سختی از پدرم پول قرض میگرفتم. بانک هر روز زنگ میزد که «دو قسط عقب افتاده داری» و من احساس تحقیر میکردم. شبها خوابم نمیبرد و دائم نگران هزینهها بودم. وقتی حقوق واریز میشد، بهجای خوشحالی ناراحت میشدم چون میدانستم باید کل حقوق را بدهم برای قسط و بدهی و دوباره تا آخر ماه با استرس زندگی کنم.
از نظر جسمی هم خراب بودم؛ معدهدرد، کمردرد، درد شانهها و حتی درد قلب داشتم. یادم هست یکبار برای یک کار اداری باید میرفتم تهران، اما پول نداشتم. تا ۱۰ شب مسافرکشی کردم تا فقط پول بلیت اتوبوس را جمع کنم. یا یک بار آخر ماه بود و میخواستیم از تهران برگردیم شهرستان، اما من حتی ۵۰۰۰ تومان برای خرید بلیت نداشتم و مجبور شدیم همان شب برگردیم خانه پدرخانمم. اینها روزهای سختی بودند که هنوز یادم میآید.
اما امروز، به لطف عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم، زندگی من در تمام جنبهها تغییر کرده؛ از اوضاع مالی گرفته تا آرامش ذهنی و رابطه زیبایی که با همسرم دارم. چون توانایی کنترل ذهن را یاد گرفتم و از قدرت خلقکنندگی خودم آگاه شدم.
قبلاً وقتی با همسرم بحثم میشد، سریع به طلاق و جدایی فکر میکردم؛ اما الان ماههاست حتی یک بحث کوچک هم بین ما نبوده و عشق و صمیمیتمان صد برابر شده. کیفیت رابطهمان حتی از دوران نامزدی هم بهتر است و نباید این نعمتها برایم عادی شود.
در بخش مالی، با اینکه تلاش فیزیکیام کمتر شده، اما درآمدم سه برابر شده است. مثلاً در همین دو ماه اخیر خریدهایی انجام دادهام که تا چهار ماه قبل برایم رویا بود. قرار است برای مسابقه دخترم به شمال یا تهران برویم، و من و همسرم درباره رزرو ویلا کنار دریا صحبت میکنیم؛ چیزی که قبلاً حتی در خواب هم نمیدیدم.
امشب یخچال را باز کردم و از دیدن این همه نعمت، ناخودآگاه گفتم: «خدایا شکرت». سال قبل، یخچال تقریباً خالی بود و امروز پر از فراوانی است. من و همسرم قدردان این نعمتها هستیم و مواظبیم اینها برایمان عادی نشود.
میدانم ذهن همیشه نجوا میکند: «خب که چی؟» اما من با شکرگزاری نوشتاری این تغییرات را میبینم و قدردانم. اصلاً همین آگاهی از قوانین و آگاهی از قدرت خلقکنندگیمان، بزرگترین نتیجه زندگی من است و به اندازه میلیاردها دلار ارزش دارد. همین آگاهی برایم آرامش آورده؛ چون دیگر از کسی انتظار ندارم، منتظر نیستم کسی بیاید زندگیام را درست کند، کسی را قضاوت نمیکنم و ذهنم آرام است.
رهایی از بدهی، چندبرابر شدن درآمد و تقویت ذهن با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم
قبلاً وقتی نتایج همدورهایهایم را در دوره ۱۲ قدم با عشق میخواندم، همیشه قوت قلب میگرفتم و با خودم میگفتم: «برای من هم این نتایج رخ میدهد». امروز خوشحالم که حالا نوبت من است که نتایجم را بنویسم.
چهار ماه پیش وارد دوره ۱۲ قدم شدم، فقط با این نیت که حالم خوب شود و ورودی مالی بهتری داشته باشم. هر طور که بود، روز و شبم را گذاشتم پای عمل به آموزشهای این دوره؛ و در این مدت کوتاه، اتفاقات فوقالعادهای در زندگیام رخ داده است.
در ابتدای دوره ۱۳۰ میلیون تومان قرض داشتم؛ اما الان تقریباً تمام این بدهی تسویه شده و فقط ۹ میلیون تومان باقی مانده که همین ماه آن را هم تمام میکنم.
در ابتدای دوره ماشین نداشتم؛ اما حالا ماشیندار شدهام و با فروش ماشین، یک خانه عالی به مبلغ ۹۵۰ میلیون تومان خریدم.
درآمدم در طی این چهار ماه پنج برابر شده است.
ذهنم قویتر، آرامتر و مثبتنگرتر شده و امروز میتوانم جهان را زیباتر، روشنتر و مهربانتر ببینم.
این فقط بخش کوچکی از نتایج من است و میدانم این مسیر، تازه شروع اتفاقات زیباتر است.
افزایش چشمگیر درآمد و تحول ذهنی با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم
استاد جانم، من از وقتی روی آگاهیهای دوره ۱۲ قدم کار میکنم، به درآمد رسیدم. درآمدم ابتدا از ۱ میلیون تومان شروع شد، بعد رسید به ۱۵ میلیون تومان و الان که یک سال از هدایت من به این دوره گذشته، به ۵۰ میلیون تومان رسیده است.
منی که در شروع دوره، حتی درآمد یک میلیون تومان برایم دور از ذهن بود، با آموزشهای این دوره، ذهنیتم کاملاً تغییر کرد. الان باور قلبیام این است که ورودی مالی بعدی من قطعاً بیشتر خواهد شد و جالب اینجاست که این اتفاق به طرز راحت و آسانی رخ میدهد.
وقتی شما در آموزشها میگفتید درآمد بیشتر داشتن الزاماً به معنی کار فیزیکی بیشتر نیست، من دقیقاً آن را میفهمیدم و تصدیق میکردم و امروز تجربه واقعی آن را زندگی میکنم. ساختن درآمد ۵۰ میلیونی امروز برای من، هیچ سختتر از درآمد ۱۵ میلیونی گذشتهام نیست؛ فقط ذهن و باورهایم تغییر کرده و جهان هم مطابق با آن پاسخ داده است.
ساختن درآمد میلیاردی، بازگشت انرژی جوانی و درک عمیق آیات قرآن با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم و دوره قانون سلامتی
من عماد هستم و از خدای بزرگم سپاسگزارم که بالاخره فرصت شد نتایجم را بنویسم.
چند روز پیش، هنگام پیادهروی روزانه به شیوه دوره قانون سلامتی، همزمان به جلسه ۲ | قدم ۷ گوش میدادم؛ همان جلسهای که استاد عباسمنش آیات ۱۶۸ تا ۱۷۳ سوره بقره را توضیح میدهند. وقتی این آیات را دوباره شنیدم و با دقت روی آنها تأمل کردم، به یک حقیقت بزرگ رسیدم: خداوند، اصول دوره قانون سلامتی را سالها قبل در قرآن توضیح داده بود؛ فقط ما متوجه عمق آن نشده بودیم.
در این آیات خداوند میفرماید از آنچه پاک و حلال است بخورید و از مسیر شیطان پیروی نکنید که او دشمن آشکار شماست… و همین آیات، منطق و ساختار قانون سلامتی را برایم روشنتر کرد. حتی در آیه ۱۸۲ سوره بقره درباره روزه و اصل خوراک پاک صحبت شده است. هرجا که من توانستم اصل را بفهمم و به آن عمل کنم، نتایجم جهشی و کوانتومی رشد کرده است.
هرچند سالها از آموزشهای استاد عباسمنش نتیجه گرفتهام، اما هیچوقت درباره تغییراتم چیزی در سایت ننوشته بودم. فقط یک بار در بیوی صفحهام اشاره کوچکی کرده بودم. ولی حالا وقتش رسیده که بگویم از کجا به کجا رسیدهام.
من از کف خیابان شروع کردم. با گذشتهای پر از اشتباهات و رفتارهایی که خودم هم از یادآوریشان ناراحت میشوم. چهار سال پیش تصمیم گرفتم برای همیشه تغییر کنم. اما شش ماه طول کشید تا جهان هستی اجازه بدهد که هممدار با آموزشهای استاد شوم و بتوانم به فایلهای ایشان گوش بدهم.
یادم هست فقط با گوش دادن به آموزشهای هدیهای سایت در بخش دانلودها، طی ۸ روز توانستم از صفر مطلق، ۴ میلیون تومان پول کاملاً حلال بسازم. با ادامه این مسیر در این چهار سال، امروز به درآمدی رسیدهام که از نگاه دیگران «مفتمفت به همهچیز رسیدهام» اما من، طبق گفته استاد در دوره ۱۲ قدم، دقیقاً میدانم نتایج دارد از کجا میآید.
از توضیحات جلسات تمرین ستاره قطبی در ۱۲ قدم یاد گرفتم که توجه به نکات مثبت، واقعاً همهچیز است.
امروز یک زندگی فوقالعاده دارم.
یک عزیزِ دل مثل استاد عباسمنش در زندگیم دارم.
گردش مالی من در یک سال گذشته یک میلیارد و هشتصد میلیون تومان بوده است.
و هر خواستهای که از دل تضادهایم بیرون آمده، از یک مسیر روان و آرام برایم محقق شده است.از زمانی که با دوره قانون سلامتی کار میکنم، سلامت ذهن و بدنم دستخوش تغییرات عمیقی شده. فهمیدهام که زندگی به شیوه قانون سلامتی، اصل اول است و هرکس باید تغییر را از این نقطه شروع کند. چون واقعاً «عقل سالم در بدن سالم است».
دو ماه قبل از خریدن دوره قانون سلامتی، از خداوند درخواست انرژی ۱۸ سالگیام را کرده بودم. امروز که اینها را مینویسم، قدرت و انرژیای را در جسم و ذهنم تجربه میکنم که حتی فکر نمیکنم در ۱۸ سالگی هم چنین چیزی در من بوده باشد—
از قدرت جنسی گرفته تا تمام جنبههای دیگر توانایی و سلامت جسمی.امروز بیش از همیشه میدانم که وقتی به اصول الهی و قوانین آفرینش در این دورهها عمل میکنی،
زندگی فقط بهتر و بهتر میشود.جهشهای مالی، آرامش درونی و ساختن زندگی رؤیایی با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
میخواهم تمام حرفهایی را که از دلم برمیآید بنویسم تا ایمان شما هم قویتر شود. به خدا حرفهای استاد عباسمنش را باید با طلا نوشت. حالا میفهمم چرا استاد میگوید بهایی که برای هر محصول میپردازید، هزاران برابرش به شکل نتیجه وارد زندگیتان میشود.
من در حال کار کردن با دوره ۱۲ قدم هستم و خدا را شاکرم برای این همه ایمان، امید، آرامش و نوری که آموزشهای این دوره در دل من کاشته. نمیدانم چطور شکر خدا را بهجا بیاورم. همین حالا که این متن را مینویسم، با یک دستم اشکهای شوقم را پاک میکنم.
چهار سال پیش که با استاد عباسمنش آشنا شدم، تنها خواستهام از خدا حال خوب، احساس شکرگزاری، انگیزه و شوق زندگی بود. شب و روز فایلهای استاد را گوش میدادم و به آرامشی عمیق رسیده بودم که واقعاً قابل توصیف نیست.
آن زمان همسر من کارگر ایرانخودرو بود. هر بار که این فایلها را گوش میدادم، با ذوق و شوق برایش تعریف میکردم و خوشبختانه او هم این آگاهیها را با دلِ باز میپذیرفت. با جرات میگویم ایمانش فوقالعاده است.
در این سه سال کار کردن با آموزشهای استاد عباسمنش، نتایج معجزهآسا وارد زندگیمان شد. همسرم در سن ۴۰ سالگی بازنشسته شد؛ آن هم کاملاً غیرمنتظره و الهامشده. به پیشنهاد من خانهمان را فروختیم و مغازه خریدیم. همسرم مغازه را راه انداخت و با باقی پول فروش خانه، وارد کار خرید و فروش ملک شد.
امروز ارزش مغازهمان چندین برابر شده و از خرید و فروش ملک هم سودهای عالی به دست آوردهایم. وقتی فکر میکنم که حالا هم خانه دارم، هم مغازه، هم درآمد مستقل علاوه بر درآمد ایرانخودرو، واقعاً سجده شکر میکنم.
تمام این اتفاقهای خوب و هدایتهای بینظیر، حاصل همان آرامش درونی و احساس خوبی است که با گوشدادن به این آگاهیها در وجودم ساختم. یاد گرفتم که فقط روی احساس خوب، زیباییها و نشانههای الهامبخش تمرکز کنم. و همانطور که استاد عباسمنش همیشه میگوید، وقتی حالِ درونت خوب باشد، اتفاقهای خوب خودبهخود وارد زندگیات میشوند.
جهش چشمگیر در فروش، پسانداز و رشد مالی با استمرار در تمرینهای دوره ۱۲ قدم
صد روز از آخرین کامنتی که بهعنوان تمرین ستاره قطبی نوشته بودم میگذرد. در این مدت حتی یک روز هم بدون یادآوری و عملکردن به آموزههای استاد عباسمنش نگذشته است. حالا میخواهم بخشی از نتایجم را از این تعهد مداوم بنویسم.
وقتی به کامنتهای صد روز پیشم نگاه میکنم، میبینم خواسته اصلیام رسیدن به فروش روزانه ۲۰ میلیون تومان بود؛ در آن زمان فروش من بین ۱۰ تا ۲۰ میلیون تومان در روز نوسان داشت. اما امروز، بعد از ۱۰۰ روز عمل مداوم به آموزشهای دوره ۱۲ قدم،
فروش روزانهام به حدود ۴۰ میلیون تومان و حتی بیشتر رسیده است.یکی دیگر از خواستههایم داشتن پسانداز ۵۰ میلیون تومانی بود؛ آرزویی که آن روزها برایم دور از دسترس بود. اما امروز، وقتی این متن را مینویسم،
پسانداز من به ۴۵۰ میلیون تومان رسیده است.نکته شگفتانگیزتر این است که ۹۹ درصد خریدهایم را نقد همان روز انجام میدهم و با وجود اینکه فصل فروش عالی شب عید را پشت سر گذاشتهام، باز هم حجم اجناس موجود در مغازهام سه برابر ظرفیت مغازه است.
تمام این نتایج از استمرار من در انجام تمرینهای این دوره و عملکردن عمیق به آموزهها به دست آمده است.



به نام خداوند مهربان
سلام ب همگی
منم اومدم از نتایج این چند روزم بگم ک البته در لحظه رخ میده از من یا اتفاقات
من مدت کمی هست ک دارم جدی کار میکنم خیلی کم کمتر از سه هفته
ولی خب بگم از تغییرات ذهنیم
من امروز داشتم ب فایل استاد درمورد قضاوت گوش میدادم
و خیلی روم تاثیر داشت ی خصلت خداروشکر خوبی ک دارم برای شنیدن این حرفا ذهنم اصلا مقاومت نداره اصلا
یعنی یکی از بیرون ببینه ممکنه بگه توام رو هوا هرچیو قبول نکن
ولی واقعا اینطور نیست
خب برگردیم ب تعریفات من
من دو سه روزه شروع کردم و خصلت های مثبت خانوادم مینویسم
نمیخوام بگم اونا تغییر کردن
تغییر در من داره رخ میده
اینکه وقتی پدرم ی طوری باهام صحبت میکنه که آدم واقعا ناراحت میشه
قبلا دقیقه ها گریه میکردم و حس اینکه چقد بدبختم چقد احمقم این همه محبت کن بعد این بهم دست میداد
امشب دوباره اون رفتار داشت
ناراحت شدم (بالاخره انسانیم و احساس داریم طبیعیه)ولی ی فرق داشت
ب پنج ثانیه نکشید ک چشمم اشکی شد سریع ب خودم اومدم ک سارا
این مسئله رو بزرگ نکن نزار حالتو بگیره
شیطان هر فرصتی گیرش بیاد میخواد بکشت پایین خودتو کنترل کن
و بعدش اومدم گفتم که
سارا بیا قضاوتش نکنیم ب قول استاد
من چ میدونم پدرم در چ شرایط روحیه ایه الان ،وضعیت سلامتیش افتضاح ، ذهنش درگیر ،کارش اون ، بچگیش پر از سختی
از کجا معلوم جاش بودی برخورد بهتری داشتی
سعی کن بگذری چون این شرایط گذراست
ولی ب خودم گفتم ک اگر موقعی از حرفی شرایطی ناراحت شدی یا کلا حس کردی ب گریه نیاز داری یکم گریه کن اینو بدون ک انسانی و اتفاقا ی موقع هایی گریه خوبه سبک میشی
این نشه ک اگر عصبی شدی ناراحت شدی و.. بخوای خودتو قضاوت کنی نه
خودتو بپذیر دیگران هم بپذیر
و بدون تکاملی ویژگی ها مثبتت و ری اکشنت نسبت ب برخورد های ناخواسته بهتر میشه و اون برخورد ها اگر در مسیر باشی کم و یا حتی حذف میشه
و من خیلی ذهنم درگیره سوال های فرا آگاهی میشه سوال های مربوط ب روح و ..
و من میگم سارا ببین ن که سوالات بد باشه ولی جواب قانع کننده ای توی دنیای ماده نمیشه بهش داد نمیشه خیلی چیزا رو با زبان و فهم انسانی درک کرد
اینجا ی مدرسس ی زمین بازی هرچی لازم بوده برای رشد داده شده
دنبال حاشیه نرو چیزی پیدا کن ک کمکت کنه
بدرد این زمین بخوره
بشه باهاش کاری کرد
و مطمنم برای همه پیش میاد خیلی از سوالا
ولی چون جواب قابل درکی نیست آدم بیخیالش بشه بهتره بزارع خدا در فهم انسانیت بهش متوجه کنه چی ب چیه ک بدرد بخور باشه
چون ممکنه از مسیر خارج شویم سراغ جواب بریم بهش نرسیم نتیجه عکس بگیریم و گمراه بشیم
و میدونم ک خداوند آینه خودشو هدایت میکنه
الهی شکرت
یا اینکه امروز تنها بودم شیطان داشت نجوا میگفت و من رفتم دفتر شکر گزاری آوردم م ذهنمو پرت کنم
و با خودم صحبت میکردم سعی میکردم جهان رو برای خودم ساده توضیح جوری م بتونم یکم بفهممش
میگفتم سارا فقط اینو بدون تو خیلی گرونی خیلی با ارزشی
فکر کن تنها موجود عالم تنها چیزی که وجود داره ما فقط جلوه اونیم آینه اونیم
اومده ب تو قدرتی از خودش داده که ب هیچکس نداده
همه برای تو سجده کردن میدونی یعنی چی
میدونی چقدر مهمی چقدر عظمت داری
نگاه نکن اومدی تو جسم محدود شدی تو خود جهانی و واقعا اشکم در میومد هم درکش سخت بود و حس خوبی میداد
به نام خدا
سلام ب همه دوستان گلم
انقد ذوقم زیاده ک دوس دارم هر لحظشو بیام بنویسم ک این ذوق هی بیشتر بشه
بخدا وقتی ب رویاهام
ب نتایج نگاه میکنم بدنم مور مور میشه انگار ی سوزن انرژی زا زدن بهم
اینکه چ چیزی در انتظار منه در هر لحظه
اینکه منم مثل هر کسی توانایی رسیدن و خلق دارم
امشب داشتم شام درست میکردم برا خودمو پدرم و داداشم
رفتم پای پنجره و دیدم چندین ماشین میلیاردی تو کوچه هستن تو کوچه ای ک تقریبا سطح پایینه نسبت ب کل این منطقه
و همرو دیدم و ب خودم گفتم ببین سارا حتی تو همین محل هم کلی آدم هست ک زندگیش خیلی خوبه
ی ماشین اومده بود نمیدونم اسمشو فکر کنم شاهین بود
و چشممو گرفت گفتم این چیه چ جدیده چ خفنه چقدر ذوق کردم و تحسین
چ موتور های خفنی هست
و تاریک بود هوا
گفتم ای کاش ی نوری چیزی بیاد من ببینم اینو واضح تر
و خداشاهده نشانه و هدایت از این واضح تر ندیدم
تا قبل از این درخواست چیری نبود
تا گفتم
چند ثانیه بعد ی ماشین اومده و این در ذهنم در لحظه اومد ک چراغ ماشین الان میزنه بهش ببینش
یعنی این ایده جدید بود در اون لحظه اصلا ب ذهنم نمیرسید و قشنگ دیدمش و چراغ هایی داشت ببین خیلی خفن بود سیستم داخلش اصلا اوف
بعد ما اومدیم شام خوردیم داداشم نخورد و پدرم گفت براش ی چیز دیگه درست کن و تو خونه ای ک این داداش عملا کارای خودشو انجام نمیده انجام دادن یه سری کار براش یه ذره آدم بدش میاد زورش میگیره ک ب من چ
داشت حرصم میگرفت و داشت احساسم بد میشد ک ب خودم گفتم سارا این شرایط رو بیخیال نزار این احساسات حالتو بد کنه خودتو کنترل کن ترمزتو بکش لطفاً بخاطر ی غذا حالتو بد نکن عیب نداره
و خوشحالم که هر لحظه دارم هدایت میشم
به نام خداوند مهربان
سلام ب همگی شما خانواده حقیقی و روحی من
من اوایل حوصله خواندن کامنت نداشتم چون بلند بودن
ولی مدتیه ک شروع کردم و ببیییین یعنی نصفه مسیر تو همین خوندن کامنت هاست
وقتی میبینی برای بقیه جواب داده ناخودآگاه ایمانت قوی تر میشه
یعنی خوندن و نوشتن کامنت شده کار مورد علاقه من نه یکی دوتا چند تا مینویسم و میخونم و واقعا لذت میبرم
چقد لذت میبرم از نتیجه های بچه ها یعنی انقد ذوق میکنم انقد شوق دارم انقد عشق میکنم ک قشنگ خودمو جاشون حس میکنم فرقی نمیبینم واقعا
چندین روزه ک من جدی شروع کردم و هر روز حالم بهتر میشه (فایل های هدیه)
قبلا خیلی بد خوابم میبرد افکار ترسناک و منفی میومد الان خوابم بهتر شده کیفیتش بیشتر شده
تعهدم نسبت ب کارام مخصوصا مهم تر ها بیشتر شده
مخصوصا از وقتی شروع ب درمان لکنت کردم این روند بهم یاد داد ک تکامل طی کنم و جا نزنم
و از حال امروزم بگم اصلا سرشار از شوقم
سرشار از حال خوبم
سرشار از انرژیم
سرشار از آرزو ام
مثلا هواپیما ک میاد رد میشه من خودمو تصور میکنم ک دارم با هواپیما سفر یا هجرت میکنم و درونم شوق میکنه و مو ب تنم سیخ میشه
یعنی قشنگ حس میکنم ک خود درونی من خود حقیقی من داره میرقصه تو این مسیر
و گفتم سارا تو همین الآنم در حال هجرتی هجرت ب یه سارای جدید نسخه پیتو ب نسخه ویتو
ی نسخه قوی قدرتمند نماینده خداوند
آینه خداوند ک باید نشان از شادی باشه
تو همین الآنم در حال هجرتی اینکه تمرکزت خیلی زیاد تر از قبل اومده روی خودت و حتی روابطی ک زیاد بود تلفنی یا حضوری هم بخاطر مسیرت هم فرکانست کمتر شده و تو عملا وقتت قشنگ باز شده برای خودت
دیگه مثل قبل نیستی اگر عزیزانتو روز ها ماه ها سالها نبینی و ارتباط بسیار کمی داشته باشی حالت خوبه و تمرکزت روی خودته ک این نتیجه تکاملیه ک از بچگی داشتی از اتفاقات ب ظاهر تلخ از اون وابستگی های شدید ک بسختی تونستی در خودت حلشون کنی
تو همین الآنم در حال هجرتی داری خودتو درمان میکنی (لکنت)و این ی قدم بسیار بزرگ در عمل ب کار ها و نتایج برات ب ارمغان میاره
تو همین الان هم در حال هجرتی ک خودت نشستی با خودت تفکر میکنی و یه سری باور های غلط وابستگی احساس دلسوزی و حرفهای مسخره ک (عجب آدم بی احساسی هستیا میخوای بری ،یا چقد بی معرفت شدی قبلا خیلی ارتباط داشتیم ) رو در خودم میشکنم و خودمو تربیت میکنم ک فقط مسئول حال خودم باشم و برام مهم نباشه حتی مادرم پدرم چی میگن در این خصوص
من بهشون حتی اگر خیلی دور بشم عشق میدم
تا جایی ک بتونم ارتباط دارم کمکی از دستم بر بیاد ب خانوادم میکنم
ولی خودمو اهدافم فدای هیچ چیزی نمیکنم
یا مثلا من قبلا هرقدم هر کار هر فکر ک داشتم رو سریع باید برای عمم تعریف میکردم و اگر نمیگفتم این حس ب وجود میومد ک این رسم رفاقت نیستا باید همه چیو بگی شما باید همیشه بهم همه چیو بگید
ولی الان خیلی کم شده من مسیرمو خیلی از کارامو نمیگم
یعنی انقد سرگرم کارام شدم ک رابطهه خیلی کم شده و منی ک قبلا میگفتم چرا انقد کم شده و نگران میشدم ک ای وای نکنه فرکانسمون جدا بشه رابطمون کم بشه یا نکنه صفر بشه
الان اصلا این نیستم میدونی برای خودمم تعجب اوره من واقعا تغییر کردم ب خودم میگم اون عمه اون دوست همیشه برای من عزیزه ولی فرق الآنم با قبلا اینه اگر ده سالم هیچ گونه ارتباطی بینمون نباشه فکر نکنم من بگم دلم تنگ شده یا برام مهم باشه ک بهم بگن بی معرفت ولی بعد چند سالم ببینمش بازم گرم و صمیمی هستم
دارم روی خودم کار کنم ک عمق رابطه رو ربط ندم ک چقدر حرف میزنیم یا چقدر ارتباط هست
بلکه چقدر کیفیت هست
من حاضرم عزیزانم رو چند سال یبار ببینم هرکی میخواد باشه ولی همون یبار کیفیت ازش بباره عشق بباره خوشحالی بباره
از طرف من ها من کاری با اونا ندارم دلتنگن گلایه دارن شاکی هستن
دید من با اونا فرق داره
ولی خب مطمنا وقتی فرکانسم تغییر کنه هربار فاصلم و ارتباطم کم و کمتر میشه و من هیچگونه ناراحتی ندارم حس خاصی ندارم
و برعکس خوشحالم که آخ جون رشد ،پیشرفت ،هجرت وای خدا
این روزا ک از خواب پا میشم میگم آخ جون بریم فایل گوش بدیم تمرین کنیم ورزش کنیم
بنام خداوندبخشنده روزی رسان..سلام به دوستان گلم..من دوماهی هست که دوره دوازده قدم..قدم اول ودوم روخریدم ودارم روی خودم کار میکنم وسپاس گزارخدای هستم که نموتوی این مسیر اورد..حال دلم انقدرخوب شده که همیشه لبخند روی لبامه..حتی وقتی خواب هستم..ارامشی دروجودم موج میزنه که بی نطیره خدایاشکرت انقد اروم شدم وخودم روکنترل میکنم وقتی ناخاسته ای برمیخورم که خودم از خوشحالی به وجد میام..ممنون از استاد عزیزم ومریم جان
به نام خدا
سلام خدمت استاد عزیز و همه دوستان همراه
حس سپاسگزاری عمیقی اومده سراغم چند روزی هست که آرامش رو دارم تجربه می کنم و کمتر رو مومنتوم منفی قرار می گیرم و اتفاقات جالب و صحنه های خوب رو دارم می بینم
اوایلش زور میزدم زیباییها رو ببینم ولی الان که 13 جلسه از دوره میره همه ی زیبایی ها ی دور و برم خود به خود میاد جلوی چشمم
بابت همه زیبایی ها سپاسگزارم
گل محمدی کاشته بودم که الان غنچه داده چقدر لذت بخشه بذر کوچک به یه همچین شکلی تبدیل شده
بابت جنین درون شکم همسرم سپاس که یادم میاره خدا داخل اون فضای به ظاهر کوچک و تنگ چقدر حواسش هست و بدون اینکه پسرم بفهمه و از خدا بخواد . خداوند همه ی نیازهاش رو برطرف میکنه
چشم و گوش و هر چیزی که نیازش هست رو براش اماده میکنه تا بتونه تو این دنیا لذت ببره
بابت عطر گل یاس که هر جای محل میرم بوش پیچیده چون بسیار فراوانه
بابت درآمد مالیم سپاس که مقدارش مهم نیست برکتش مهم شده برام
بابت خانواده ام سپاس که آرامش داره برمیگرده درون خانواده
بابت خدای قشنگم سپاس که باران و نعمت های فراوانش رو داره توی این فصل میریزه رو سرمون
بابت هوای خنک سپاس
بابت اعتباری که خداوند هدیه داده بهم سپاسگزارم
بابت همه ی دارایی های مالی که تا دیروز نمی دیدم و چشمم داره یواش یواش میبینه سپاسگزارم
بابت تن سالمی که دارم و احتیاج به هیچ نوع دارو و دکتری نیست سپاسگزارم
بابت خون سالمی که دارم و میتونم اهدا کنم سپاسگزارم
بابت این برنامه ی عالی و این دوره ی زیبا سپاسگزارم
عاشقتونم
خدایا شکرت به خاطر این همه نتیجه خوب که دوستان توحیدیم گرفتن با قلب پاکی خداوند بهم داده تحسین میکنم این دوستان توحیدیم رو واز خداوند در خواست میکنم مرا در مسیر هدایت کنه تا هم مدار با خوسته هایم بشوم ومثل دوستان نتایج مالی وارمش ذهنی برسم خدایا شکرت به خاطر این حد از اگاهی درونی خداوند بهم داده خدایا شکرت به خاطر اینکه در دانشگاه توحیدی هستم ومطعنم وشک ندارم وایمان دارم خدادوند هماهنگم میکنه جریان خیر خودش چون درون خودم اگاه شدم وتنها ایراد کارم پیدا کردم وهمیشه فکر می کردم خدایا چرا من که اینقدر ادم خوبی هستم واین خوبی میکنم ولی همیشه بد بیاری میارم همیشه باهام بد رفتار میشه وهمیشه احساحس بدبختی میکنم ویک روز خوش رو به چشم ندیدم غافل از اون مدت کوتاهی خداوند وجود مرا سرشار نورانیت خودش،کردن ومرا هم جریان کرده بود با خودش،احساحس شادی واحساحسی در من ایجاد کرده بود که عین خود خداوند احساحس بی نیازی میکردم از هرچه کمبود شده بود روحم لطیف که از لطافت روح اساحس خوشبینی وخوشبیختی می کردم ولی باریک تضاد برخوردم از لحاظ فرکانس درمدار از ترس وحشت قرار گرفتم که لفطف خداوند یکتا این تضاد هم داره بهم کمک میکنه به لطف قران واگاهی استاد یک ادمی بودم که فکر می کردم هیج توانایی ندارم یک ادم بودم پر شرک وترس که الان که دارم باشما صحبت میکنم ادمی که از ترس از خونه نمی توانم شب بزنم بیرون به لطف خداوند شب های در جاهای گذروندم که زمانی تو روز هم فکرش نمی کردم برم والان لطف خداوندواگاهی از او هروقت که بخواهم می توانم شب ها رو در بدترین جاها بگذرونم به لطف خداوند یکتا بوده از لحاظ مالی کانملا بدهکار بودم که لطف خداوند توی دوماده دارمد چند برابری شده الان نزدیک صد ملیون پس نداز ودرآمدی سی ملیون تومنی دارم که خداوند کمک میکنه که توی بقیقه مسائل زندگی خداونددگداره کمک میکنه تا ارمش ذهنی رووتجربه کنم که یک عمر هست اروز داشتم وخداوند وعدش حق است این معنی حق اون چیزی به جای حق به خوردنده بودن حق رو خداونددرناخداگاه ذهنم نظر میکنه که نظر او ارام بخش روح روان من است
سلام استاد خوبم.سلام مریم جانان.خیلی خیلی دوستون داریم من و همسرم.من سحر با اکانت همسرم براتون می نویسم.استاد من و همسرم و دخترم هرشب با عشق می شینیم و سفربه دور امریکا رو نگاه می کنیم و لذت می بریم.راستش خونواده ی ما سه نفره نیست،پنج نفره س،چون همه ش با شما دو تا زندگی می کنیم و عاشق این سبک زندگی هستیم. می خوام از نتایجم بعد از آشنایی با شما بگم استاد.استاد من قبل از اینکه با شما و دوره های ارزشمندتون آشنا بشم،آدم بسیار ضعیفی بودم.من افسردگی داشتم و به مدت دو سال قرص افسردگی مصرف می کردم.و البته همیشه ی خدا سردرد کلافه م کرده بود.یک آدم نق نقو و اهل گله و شکایت و منفی گرا.من خیلی آدم کینه ای ای بودم و به قول معروف کینه شتری داشتم. همیشه جنبه های بد افراد رو می دیدم و بسیار مغرور.روابط من همممیشه دچار مشکل بود با خخخیلی از اطرافیانم.خیلی زیاد حرص می خوردم و در برابر کوچکترین رفتار ناراحت کننده ی دیگران به شدت واکنش نشون می دادم چه در درون و چه در بیرون.من خیلی منزوی بودم و یک آدم بی هدف،که تا لنگ ظهر می خوابیدم و بعد هم با حال بد و کوفتی از خواب بیدار می شدم،خلاصه بگم که درونم جهنم به تمام معنا بود.طوری که بعد از ازدواجم کارم با همسرم و خانواده ی همسرم به دعوا و جاهای باریک و بدی کشیده شد و طوری وضعیت به شدت بد داشت پیش می رفت که همسرم از دستم کلافه بود و خانواده ی همسرم یکی یکی داشتن ازم بدشون میومد.اما بعد از هدایت به مسیر پر نور شما، کلا به یک آدم دیگه ای تبدیل شدم و همه می گفتن که چقدر تغییر کردی. دیگه از هیچ کس متنفر نبودم و تمام افرادی که باعث رنجش من شده بودند رو با تمام وجودم بخشیدم و براشون طلب بخشش کردم، و دقیقا بعد از این کار به طرز عجیبی سبک شدم، و همون اطرافیانم که داشتن بهم پشت می کردن،به سمتم اومدن و روابطم با همسرم و خانواده ی همسرم به طرز چشمگیری عالی شد. چند ساله که دیگه قرص افسردگی نمی خورم و بی نیاز شدم به قرص. و اصلا سردرد سراغم نیومد. همه ی فامیل همسرم خیلی به من احترام می گذارن و دوستم دارن. همسرم عاشقم شده و بدون اینکه من بخوام اونو تغییر بدم،تمام رفتارهاش برای من و در حق من همونیه که می خوام باشه. رابطه مون عالی شده و الان سه ساله که از زندگیمون،خوشبخی و آرامشی که داریم لذت می بریم و خدا رو سپاسگزاریم. افراد سمی که قبلا همه ش سعی در حرص دادن به من و اذیت کردن من داشتن،به طور کلی از زندگیم به رررااااحتی و بدون هیچ ناراحتی حذف شدن و قدرتشون رو در مقابل من از دست دادن و یه جورایی میشه گفت خلع سلاح شدن. دقیقا بعد از شستن قلبم با وایتکس و پاک کردن و شستن اون همه زنگار،هدفم و رسالتم به راحتی و بدون هیچ دست و پا زدنی به من الهام شد و در جهتش گام برداشتم و هر روز دارم آموزش می بینم. اولین کتابی که ترجمه کردم بعد از دوسال و فهمیدن راه و چاه و استقامت در مسیر( چون راه رو بلد نبودم و بارها راه رو اشتباه رفتم اما با الهامات و هدایت های شیرین خداوند مسیر رو بلاخره پیدا کردم و هر روز دارم بیشتر خودم رو رشد می دم تا کار رو بهتر و بهتر بلد بشم)و همسرم هم به لطف خدا کار کردن برای مردم رو رها کرد و کسب و کار خودش رو استارت زد.
ما به جای اخبار و سریال ،سریال سفر به دور امریکا رو نگاه می کنیم و دور همی هامونو به حدددداقل رسوندیم. ماهواره رو فروختیم و دو ساله که تلویزیون نگاه نمی کنیم.بیمه هامونو قطع کردیم.و افراد سمی هم خودبه خود حذف شدن از زندگیمون. و زندگی مون گل و گلستان و پر از هدف و جوشش و خلق شده،برای کسب و کارمون هنوز اول راهیم ،البته قدم اول که سخت ترین قدم هست رو برداشتیم اما هنوز مونده که بیام و بقیه ی نتایج رو براتون بگم. هرچند از پارسال که ثروت یک رو تهیه کردیم از بی ماشینی به یک ماشین سمند عالی و تمیز رسیدیم و به راحتی صاحب این ماشین خوب شدیم. همسرم از کارگری به صاحبکار تبدیل شده. و خودم هم که گفتم در ابتدای شروع کارم هستم. و این روند رشد همچنان ادامه داره.خدا رو هزاران بار سپاسگزارم که در مسیر هدایت و آگاهی قرار گرفتیم و خداوند ما رو لایق آشنایی با این مسیر و آشنایی با شما و آگاهی های ناب شما قرار داد.من و همسرم در حال استفاده از فایل های توحید عملی،ثروت یک و هم جهت با جریان خداوند هستیم.سپاسگزارم
سلام استاد عزیزم و مریم جان
امروز من خوشحال ترینم
استاد نظر و نتیجه منو توی کانال تلگرامشون گذاشتن
الهی شکر که دیدنش حالمو خوب کرد
برام انگیزه شد که بیشتر بنویسم
خیلی خوشحالم که استاد متن منو خوندن
چقدر حالم خوبه و چقدر دارم یاد میگیرم هدایت الهی رو ببینم
الان دارن روی دوره آفرینش هم کار میکنم و امروزواقعا جلسه سطوح بخش چهارم چقدررررر جذاب بود
در مورد باور به هرچیزی که با هم نتیجه میشه
داستان مرتاز های هندی یا علی ولی الله های
خیلی منو شگفت زده کرد
خیلی خوشحالم
خیلی ارمم
حالمخوبه
ممنونم ازتون
لازم از نتایجممیگم
به نام خدایی که مهربان ست و از در فضل و مهربانیش به من میمیبخشد و راه رو برایم هموار کرده ست
سلام به استاد عزیزم من ممنون شما هستم هیچ جوری نمیشه تشکر کرد برای این پروژه بزرگ و زندگی ساز دوره هم جهت با جریان خداوند
منم دوست دارم بیام و دستاوردها و نتایج کوچیک مو بنویسم برای خودم ردپا بذارم خودمو تحسین کنم و شکرگزاری کنم از خدای بزرگ و از دستانه زیبایش که استاد و مریم جانم هستن
دستانه زیبایش دوستان خوبم هستن
از زمانی که کامنتها رو میخونم و تلاشمو بیشتر کردم و به اون چیزی که میخونم دارم عمل میکنم
و حالا نتایج و دستاوردهایم
توجه بر نکات مثبت بیشتر
موندن در احساسه خوبه بیشتر
از کسی به هیچ عنوان حرف نزدن چه در زندگی و چه در محل کار
کار کردن فقط و فقط روی خودم
از خوبیها و اهدافم صحبت کردن
همونطور که دارم کار میکنم در مسیرها و جاهایی قرار میگیرم که خداوند خود بخود سر راهم انسانهای خوب و مهربان رو قرار میده
هر روز آرامشم بیشتر میشه
دیدگاهم به هر چیزی و کسی بیشتر به طرفه مثبته
هر روز حضور خدا رو بهتر حس میکنم
بیشتر به ندای قلبم گوش میدم
همه با من رفتار مودبانه دارن
با عشق غذا درست میکنم و کارهای منزل رو انجام میدم
مشتریهای مهربان و زیاد برام میان از جاهایی که من نمیشناسمشون
استاد عزیزم هر بار که کامتتها و نتایج دوستان رو میخونم یعنی در روز 20 بار میشه هر بار باورم قوی تر میشه
طوری شده که اصلا دوست ندارم از سایت بیرون بیام
ایمانم محکم تر میشه قدمهامو بهتر برمیدارم
عمل کردنم بهتر میشه
باید هر روز با تعهد و مصمم تر بری جلو برای رسیدن به خواسته ها و اهدافت به سمته خوبیها و توجه بر نکات مثبت و توانایی بیشتر در کنترل کردن ذهنت در هر دقیقه
خدایا من لایق خوبیها و زیبایی هستم
خدایا برای تمام داشته هایم شکرت میگویم سپاسگزارتم
همه عزیزان رو به خداوند مهربانم میسپارم
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به استاد و مریم جان عزیزم
با خواندن این نتایج هربار ایمان من به مسیر بیشتر میشه هربار انگیزم برای جدی تر کار کردن بیشتر میشه
از موقعی که شروع کردم و میرم بیرون انقد چیزای زیبا میبینم ک تا حالا حتی چشمم بهشون نخورده
دیروز عصر بود یهو چشمم خورد به آسمون از پشت پنجره که ای وای (کرج) چقد این صحنه زیبا بود شبیه آسمون پرادایس شده بود
آسمون آبی ابر ها پراکنده ماه داشت نور میگرفت و پر رنگ میشد و نور نارنجی غروب خورشید نشسته بود روشون و روی دیوار
به قدری این صحنه زیبا بود که من اصلا گفتم خدای من چقدر زیباست چقدر قشنگه
از موقعی که شروع کردم با ترس هام پله پله دارم روبه رو میشم سفر رفتن تنهایی کلی غر شنیدم ولی گفتم خداوند حافظ منه شما هرچی دوست دارید بگید
بیرون ک میرم دقیقا چیزایی رو میبینم ک یا تخیل کردم یا توی درین بردمه یا تو زندگی در بهشت دیدم شبیه اوناست
خیلی انگیزم بیشتر شده
من به خودم قول دادم که ایندفعه باید خیلی خیلی جدی بمونم پای اهدافم پای مسیرام
چون دوست دارم متفاوت از خانوادم زندگی کنم
خانواده من جدا شدن منو داداشمو پدرم باهمیم
قبلا سر دلسوزی اینکه اگر من برم پس پدرم چی و.. میخواستم از آرزو هام بزنم ولی ته دلم اجازه نمیداد ارزوعع ته دلم میموند
ولی الان دیگه اونطور نیستم و اتفاقا هر تضادی که توی خونه پیش میاد هر محدود کردن هر گیر دادن ب من انگیزه میده ک بیشتر مصمم بشم برای هدف قلبیم
و به خودم میگم که سارا اصلا به تو مربوط نیست که اگر توی بری بقیه قراره چیکار کنن
جدا از هر نوع نسبت خانوادگی و.. تو آزادی و اگر سر دلسوزی بخوای بگذری خودش شرکه
و اینکه تو به خودت به جای خدا قدرت دادی
انگار اگر تو نباشی پدرت نمیتونه ب زندگیش برسه
خلاصه گفتم دیگه اینش به من مربوط نیست من اومدم ک برم همه جا رو ببینم و خداروشکر اصلا آدم تعصبیم نیستم ک بگم نه کشورمه یا ن شهرمه
عاشق اینم که رشد کنم بگردم با آدم های متفاوت آشنا بشم چیزای مختلف رو امتحان کنم
و همین کارم میکنم من به تمامی اهدافم با هدایت پروردگار میرسم و هیچکس حتی ب اندازه یه ارزن قدرت اینو نداره ک جلومو بگیره چ با گیر دادن چ با ناراحت شدن
هرکسی مسئول زندگی خودشه ️
سلام به سارای عزیزم
دمت گرررررم دختر ک توی این مدت کوتاهی ک اومدی انقدرررر خوب داری روی خودت کار میکنی و انقد قشنگ مسائل و درک کردی و داری با قانون خداوند هم مسیر میشی
دمت گرررم برای تک تک جمله هااات
چه جمله ی قشنگی نوشتی اگه من بخاطر دلسوزی بمونم این خودش شرکه
چقدر خوب داری درک میکنی عزیزدلم
دقیقا درست گفتی هرکسی مسئول زندگیه خودشه
خوشحالم ک کامنت قشنگت رو خوندم و بهت تبریک میگم ک انقدر خوب و پرقدرت و با اراده داری جلو میری
خداقوت سارای قشنگم موفق ترین باشیییییی منتظر نتیجه های پربارتر و مستقل شدنت هستممممم
عاشقتونمممم
به نام خدا
سلام به شما مهسای عزیزو قشنگم
نمیدونید چقدر وقتی بچه ها میخونن نظراتمو و بعضیاشون پاسخ میدن انقد ذوق میکنم سارای درونم ذوق میکنه
و چقدر لذت بردم از نظر شما ک انقد با دقت خوندید خوشگلم
و بله من ب قول استاد وقتش الان بوده
چون قبلا هم من گوش میدادم از این چیزا ولی توی رفتار نه
ولی الان دارم کم کم توی رفتارم نشون میدم قوانین هر روز یادآوری میکنم مخصوصا تکامل ک پاشنه آشیل شدید منه
و اینو بگم خیلی دوست داشتنی هستی و شیرین و زیبا
من تا حالا به نظراتتون برخورد نکردم
و منم میدونم ک شما به دستاورد های بسیار خوبی میرسی و میای برامون میگی
دوست دارم مهسا خانواده روحی من(: