نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -محمدمهدی

    ان‌شاءالله به لطف خداوند و با کمک آموزش‌های ارزشمند استاد عباس‌منش در دوره هم‌جهت با جریان خداوند، همه ما در مومنتوم مثبت و هم‌جهت با جریان بی‌نهایت و همیشگی الله مهربان باشیم.

    می‌خواهم از دیدگاهی کلی‌تر به زندگی‌ام نگاه کنم و بگویم که از زمانی که با آموزش‌های استاد عباس‌منش آشنا شدم، زندگی‌ام در تمام جنبه‌ها روان‌تر، آرام‌تر و زیباتر شده است.
    چه زمانی که از فایل‌های رایگان ایشان استفاده می‌کردم و چه اکنون که در این دوره فوق‌العاده شرکت کرده‌ام، به وضوح می‌بینم که چرخ زندگی‌ام نرم‌تر می‌چرخد و شرایط زندگی‌ام در جنبه‌های مالی، عاطفی و آرامش درونی بسیار بهتر شده است.

    احساس می‌کنم تمام اتفاقات و حتی مشکلات در نهایت به نفع من تمام می‌شوند.
    گاهی در موقعیتی قرار می‌گیرم که ظاهرش ناخوشایند است، اما با گذر زمان می‌بینم همه چیز طوری پیش رفته که بهترین نتیجه ممکن برایم رقم خورده است.
    این تغییر بزرگ را مدیون یادگیری کنترل ذهن و باورهایی هستم که در این دوره هم‌جهت با جریان خداوند بی‌نظیر آموختم.
    حالا خیلی راحت‌تر با مسائل کنار می‌آیم، برای هر مشکلی راه‌حلی پیدا می‌کنم و حتی احساس می‌کنم بسیاری از مشکلات دیگر اصلاً برایم پیش نمی‌آیند.

    انسان‌های درست و موقعیت‌های مناسب به شکل جادویی در مسیرم ظاهر می‌شوند.
    باور قدرتمند الخیر فی ما وقع تأثیری شگفت‌انگیز بر زندگی‌ام گذاشته است.
    بارها و بارها در شرایط مختلف از آن استفاده کرده‌ام و هر بار شاهد نتایج خارق‌العاده و معجزه‌آسایی بوده‌ام.
    این باور، دیدگاه من را نسبت به اتفاقات کاملاً تغییر داده و آرامش، ایمان و امید را در من زنده کرده است.

    به راستی اگر هر کسی بتواند بر روی همین یک باور کار کند، آن را درک و در زندگی‌اش به کار گیرد، بسیاری از مشکلاتش حل خواهد شد و حتی بسیاری از تضادها دیگر به وجود نخواهند آمد.
    چون در دل این باور، تسلیم آگاهانه در برابر اراده خداوند وجود دارد؛ زمانی که همه تلاش خود را می‌کنی و سپس با ایمان کامل می‌گویی: خداوندا، تو می‌دانی و من نمی‌دانم، حلش کن.
    نتیجه همیشه به نفع من رقم می‌خورد، چون یاد گرفته‌ام ذهنم را کنترل کنم و به جریان الهی اعتماد داشته باشم.

    مثال‌های زیادی از این تغییرات دارم که پیش‌تر در جلسات نیز درباره‌شان صحبت کرده‌ام.
    اما به طور کلی باید بگویم زندگی‌ام در همه زمینه‌ها متحول شده است.
    شاید هنوز به تمام آرزوها و رؤیاهای بزرگم نرسیده‌ام، اما امروز در شرایطی هستم که روزی حتی تصورش را هم نمی‌کردم، و این را فقط و فقط مدیون لطف خداوند و آموزش‌های نجات‌بخش استاد عباس‌منش هستم.

  • -ابوالفضل خازنه

    رهایی از اعتیاد، رسیدن به سلامت کامل، آرامش درونی و ارتباط عمیق با خداوند با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    چطور می‌توانم حال و احساس خوب این روزهایم را بیان کنم؟ خدایا خودت صداقتت را در قلبم جاری کن تا بنویسم. می‌خواهم با عشق اعتراف کنم که:
    «بابا من هم از عمل به قوانین نتیجه گرفتم. من هم با عمل به آموزه‌های استاد عباس‌منش تغییر کردم.»
    می‌خواهم شهادت بدهم که وقتی تصمیم گرفتم در مسیر تو باشم، چگونه من را هدایت کردی و از کجا به کجا رساندی.

    استاد عزیز، آموزه‌های توحیدی شما، به‌خصوص در دوره هم‌جهت با جریان خداوند، من را به شکلی با خدا هم‌سو و هماهنگ کرده که در تمام ۵۰ سال عمرم، هیچ مسجدی، هیچ هیئتی، هیچ سفر زیارتی و هیچ مراسم مذهبی نتوانست این‌گونه من را به خدا نزدیک کند.

    من در این مسیر دگرگون شدم. نتایجی گرفتم که برایم مثل معجزه است.

    از وقتی وارد این مسیر شدم، بعد از ۱۵ سال مصرف مواد مخدر را برای همیشه کنار گذاشتم و امروز کاملاً پاک هستم.
    قرص‌های کدئین را که خشاب‌خشاب می‌خوردم، برای همیشه ترک کردم.
    مشروبات الکلی را کنار گذاشتم.
    بعد از ۳۵ سال سیگار کشیدن، به‌طور کامل ترک کردم.
    سال‌ها هر چند وقت یک‌بار مریض می‌شدم، اما حالا یادم نمی‌آید آخرین بار کی دارو خوردم. امروز سالمِ سالمم و پر از انرژی.

    منِ کسی که حتی یک‌بار هم به همسرم یا عزیزانم نگفته بودم «عاشقتم»، امروز این کلمه ورد زبانم شده.
    منِ آدم فوق‌العاده واکنش‌گرا و عصبانی، حالا وقتی کنارم دعوا می‌شود، سرم را می‌اندازم پایین، دخالت نمی‌کنم و آرام رد می‌شوم.
    منِ کسی که قبلاً برای جلب توجه اسم خدا را می‌آوردم، امروز ستایش خداوند برایم درونی و واقعی شده و سپاسگزاری در عمق وجودم جریان دارد.

    من که وزنم بالای ۱۰۰ کیلو بود، با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی امروز ۷۲ کیلو هستم. تناسب اندام دارم، بدنم سالم شده، انرژی‌ام چند برابر شده و از آن کسالت‌های همیشگی خبری نیست. از ۵ صبح بیدارم و تا آخر شب پرتوان و سرحال هستم.

    روابطم چه در خانه و چه در محل کار فوق‌العاده شده، مخصوصاً از وقتی با تمرکز بیشتری روی آموزه‌های دوره مقدس هم‌جهت با جریان خداوند کار می‌کنم.

    استاد نازنینم، چند جلسه آخر این دوره که موشکافانه درباره سپاسگزاری صحبت کردید، زندگی مرا زیر و رو کرده. واضح می‌بینم که آن آموزه‌ها رابطه‌ام را با خداوند چنان تغییر داده و چنان من را در برابر او متواضع کرده که هر لحظه واکنش جهان اطرافم را نسبت به این تغییرات درونی در زندگی‌ام مشاهده می‌کنم.

    خدا را شکر می‌کنم بابت این همه تغییرات عمیق چه درونم و چه در بیرون زندگی‌ام.
    خدا را شکر می‌کنم که در ۵۴ سالگی چشمم را باز کرد و مرا به مسیر آموزه‌های پربرکت استاد عباس‌منش هدایت کرد.
    خدایا شکرت برای این مسیر نورانی، پر از خیر، برکت، آرامش و تحول.

  • -رضا حقیقی

    آرامش، توانمندی، درآمد عالی و هدایت‌های شگفت‌انگیز با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    استاد عزیزم، از شما عمیقاً سپاسگزارم برای تولید و ارائه‌ی دوره‌ی فوق‌العاده‌ی هم‌جهت با جریان خداوند؛ دوره‌ای که زندگی من را از درون دگرگون کرده و نگاه من را به هدایت الهی کاملاً تغییر داده است.

    شما در انتهای یکی از جلسات فرمودید: «زندگی من آسون پیش میره چون اجازه می‌دم خداوند من رو هدایت کنه. باید کسی از نزدیک روند زندگی من رو ببینه تا بفهمه هدایت خداوند چقدر می‌تونه مسیر زندگی رو آسون کنه.»
    و واقعیت این است که من دقیقاً همین تجربه را در زندگی خودم پیدا کرده‌ام.

    حدود شش ماه است که وارد این دوره شده‌ام. آن‌قدر جلساتش را گوش دادم، دوباره گوش دادم، از زاویه‌های مختلف بررسی کردم و روی مفاهیمش عمیق شدم که انگار آگاهی‌های تک‌تک جلساتش را «شخم زده‌ام». روزی نبوده که حداقل یک ساعت برای درک بیشتر آموزه‌های این دوره زمان نگذارم.

    البته می‌دانم قدرت تشخیص هدایت الهی در وجود من هنوز در ابتدای مسیر است و با شما فاصله زیادی دارد، چون شما سال‌هاست در مسیر آگاهی و قانون زندگی می‌کنید. اما با این حال، حتی همین مقدار از درک هدایت برای من چنان تغییراتی ایجاد کرده که واقعاً قابل توصیف نیست.

    به خدا قسم، از روزی که وارد این دوره شدم و مفهوم مومنتوم مثبت را درک کردم و شروع به اجرا کردم، زندگی‌ام چنان آسان شده که باید از نزدیک آن را ببینید تا باور کنید:

    درآمدم عالی شده و هر ماه جریان‌های مالی جدید وارد زندگی‌ام می‌شود.
    سلامتی‌ام فوق‌العاده شده؛ یوگا را شروع کرده‌ام و با نظم کامل ورزش می‌کنم.
    احساس می‌کنم خداوند مستقیم حواسش به برنامه‌ریزی من هست؛ نمی‌گذارد کارهایم عقب بیفتد و هر کاری را دقیق در زمان درستش انجام می‌دهم.
    اعتمادبه‌نفسم چندین برابر شده، چون هر روز کارهایی را انجام می‌دهم که قبلاً از پسشان برنمی‌آمدم.
    توانمندتر شده‌ام، قوی‌تر شده‌ام و باورم نمی‌شود این همه کار را به‌تنهایی و بدون خستگی به اتمام می‌رسانم.
    روابطم با همسر و فرزندم عالی و آرام شده؛ ارتباطمان عمیق‌تر و پر از احترام است.

    استاد عزیز، واقعاً باید از نزدیک ببینید زندگی من چقدر آسان، روان و بی‌دردسر پیش می‌رود. هر روز بیشتر مطمئن می‌شوم که وقتی آدم اجازه دهد خداوند هدایتش کند، زندگی به معنای واقعی «آسان» می‌شود.

  • -مرجان

    تحول عمیق در روابط، آرامش، درآمد و نگاه توحیدی با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    استاد عزیزم، سلام و درود و رحمت و برکت خداوند بر شما باد. پنج ماه است که روی آگاهی‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند کار می‌کنم و امروز که به خودم نگاه می‌کنم، می‌بینم مرجانِ امروز هیچ شباهتی به مرجانِ پنج ماه پیش ندارد.

    وقتی به سمت آموزه‌های شما هدایت شدم، در اوج یک تضاد وحشتناک با همسرم بودم. همسرم اجازه نمی‌داد آموزش‌های استاد قبلی‌ام را گوش بدهم. از درون پر از کینه و نفرت بودم؛ دنیا را مقصر می‌دانستم به جز خودم. حس قربانی بودن هر روز مرا عصبی‌تر می‌کرد، اما با نقاب سکوت زندگی می‌کردم. شدت خشم و نفرت به حدی رسیده بود که هر روز آرزو می‌کردم همسرم بمیرد. حتی تخیلاتم درباره خواسته‌هایم، تصویر مراسم مرگ او بود. نه شکرگزاری می‌فهمیدم، نه توحید؛ گرفتار شرک و ناسپاسی بودم و حتی راضی به طلاق هم نبودم.

    در چنین شرایطی سال گذشته به سمت آموزه‌های شما هدایت شدم و دوره کشف قوانین زندگی و دوره شیوه حل مسائل زندگی را تهیه کردم تا از این وضعیت بیرون بیایم. با کمک این دوره‌ها آرام آرام به هماهنگی با خودم رسیدم و بعد خداوند مسیرم را به سمت دوره هم‌جهت با جریان خداوند برد؛ جایی که نقطه تولد دوباره من بود.

    نمی‌توانم توصیف کنم که آگاهی‌های این دوره چه بر سر من آوردند. آن مرجانی که حتی یک مورد برای شکرگزاری پیدا نمی‌کرد، امروز چندین صفحه از شکرگزاری‌های روزانه‌اش فقط درباره عشق و محبتی است که از همسرش دریافت می‌کند. عشقی که به‌خاطر همراهی با آگاهی‌های این دوره، هر روز زیباتر و عمیق‌تر شد.

    این دوره چه باورهای قدرتمندی را در وجودم ساخت؟
    من باور کردم که خالق شرایط زندگی‌ام هستم.
    باور کردم که «الخير فی ما وقع» حقیقت محض است و همین باور آرام جانم شد.
    و تیر خلاصِ رهایی از بند شرک‌ها و ترمزهای قدیمی را آگاهی‌های جلسه ۱۷ زد؛ جایی که هدایت‌های ظریف خداوند را دوباره به من یادآوری کرد.

    خداوند امسال با هدایت من به خرید این دوره، بهترین سفر عمرم را برایم رقم زد.
    بهترین تولد ۴۴ سال زندگی‌ام را برایم ساخت.
    بهترین طلاها را برایم خرید.
    پس‌فردا هم قرار است مرا به سفر دیگری ببرد.
    آن‌قدر همزمانی و نعمت وارد زندگی‌ام کرده که حیران مانده‌ام.
    آن‌قدر مرا آرام کرده که ناخودآگاه مدام در حال سپاسگزاری‌ام؛ مشتری داشته باشم سپاسگزارم، نداشته باشم هم سپاسگزارم.

    این خدا کاری کرده که چنان از تنهایی خودم لذت می‌برم که حد ندارد.
    این خدا چنان عشق را وارد زندگی‌ام کرده که همسرم مثل پروانه دورم می‌چرخد؛ انگار مأموریتش مراقبت از من باشد.
    در این چند ماه بهترین درآمدها، بهترین مشتری‌ها و بهترین خریدها نصیبم شده است.

    استاد عزیزم، از شما بابت آگاهی‌های الهی و بی‌نظیر دوره هم‌جهت با جریان خداوند بی‌نهایت سپاسگزارم. زندگی‌ام را در همه جنبه‌ها از این رو به آن رو کردید.

  • -Saar

    تحول شخصیتی، جهش درآمد و آرامش عمیق با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    استاد عزیزم، واقعاً با هر جلسه از دوره هم‌جهت با جریان خداوند یک تکه از ساختمان باورهای محدودکننده‌ام آوار می‌شود. آگاهی‌های این دوره مثل یک لودر، بخش‌های مختلف محدودیت‌های ذهن من را تخریب می‌کنند و از نو دوباره می‌سازند؛ آن‌قدر واضح که هر روز تغییرات شخصیت خودم را با چشم می‌بینم.

    از گفت‌وگوهای ذهنی‌ام مرتباً آگاه هستم و رفتارم آن‌قدر تغییر کرده و با قانون هماهنگ شده که ناخودآگاه طبق قانون عمل می‌کنم؛ بدون زور، بدون تلاش اضافه، کاملاً طبیعی و الهامی.

    دفتر سپاسگزاری‌ام که قبلاً مثل یک «تکلیف شبانه» بود، امروز برای من حکم یک جلسه عمیق تراپی را دارد. وقتی برای سپاسگزاری‌های شبانه می‌نشینم، یک حس قشنگ در وجودم می‌گوید:
    «سارا ببین امروز چقدر نعمت مختلف و زیبایی بهت داده شد… این جریان هر روز برای تو جاریه.»

    روابطم با اطرافیان عالی شده و همه نسبت به من مهر، احترام و محبت دارند.
    درآمدم در همین مدت کوتاه سه برابر شده و بالاخره توانستم آن سد ذهنی و سقف درآمدی‌ای را که سال‌ها در ذهنم بود، با عمل به آگاهی‌های این دوره بشکنم.
    ایمانم به خداوند خیلی خیلی قوی‌تر شده. هر کسی کوچک‌ترین کاری هم برایم انجام بدهد در همان لحظه سپاسگزاری می‌کنم و می‌دانم آن دست خداوند بوده که از طریق او به سمت من آمده است.

    آگاهی‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند کاری کرده که سپاسگزاری‌هایم هر روز با عشق، حضور و اشتیاق انجام شود. تمرکز من کاملاً از «نداشته‌ها» برداشته شد و روی «نعمت‌ها» قرار گرفت.
    از همان زمان، درهای خیر، برکت، آرامش و هدایت الهی یکی پس از دیگری به رویم باز شده‌اند.

    خدایا شکرت برای این مسیر زیبا و برای هدایت به این دوره‌ی بی‌نظیر.

  • -محمد جوادی

    تحول در کار و زندگی با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    دوره هم‌جهت با جریان خداوند سراسر آگاهی خالص است. جلسات مراقبه در این دوره از آن جنس آگاهی‌هایی هستند که حتی اگر صد بار در یک روز گوششان دهیم، هر بار چند پله بالاتر می‌رویم. من هر بار این جلسات را می‌شنوم، احساس می‌کنم کسی قبل از من مسیر را هموار کرده، موانع را برداشته و بهترین راه را برای رسیدن من به مقصد آماده ساخته است.

    من در کارم فروشنده‌ام، و از زمانی که وارد دوره هم‌جهت با جریان خداوند شده‌ام به‌خصوص بعد از گوش دادن به جلسات مراقبه تغییرات زیادی را در کارم تجربه می‌کنم. همه چیز آسان‌تر شده، مشتری‌ها راحت‌تر خرید می‌کنند، ارتباطم با آن‌ها صمیمی‌تر و پرانرژی‌تر شده و واقعاً احساس می‌کنم آسان شده‌ام برای آسانی‌ها.

    خدایا شکرت برای این مسیر زیبا، و ممنونم از شما استاد عزیز برای این هدایت الهام‌بخش.

  • -احمد خدادادیان سردابی

    نعمت‌های مالی، عشق، آرامش و هدایت‌های الهی با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    استاد عزیز، حدود چهل روز است که با آگاهی‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند روی خودم کار می‌کنم و فقط در همین مدت کوتاه، خداوند مهربان نعمت‌های فراوانی وارد زندگیم کرده؛ نعمت‌هایی که دوست دارم بنویسم تا همیشه به یادم بماند که عامل تمام نتایجم، هماهنگ شدن با جریان هدایت الهی است.

    اول از همه، از همان هدایتی می‌نویسم که باعث شد این دوره را بخرم. هنوز دوره هم‌جهت با جریان خداوند روی سایت معرفی نشده بود و من حتی نمی‌دانستم قرار است دوره جدیدی منتشر شود. فقط متوجه شدم مبلغی در یکی از حساب‌هایم موجود است و می‌خواستم خرجش کنم. همان لحظه الهامی از طرف خداوند آمد که گفت: «این پول برای خرید دوره جدید استاد عباس‌منش است.» من هم تسلیم این هدایت شدم و پول را خرج نکردم… و امروز می‌دانم که این تصمیم، اولین قدم ورود به یک مسیر جدید از نعمت و فراوانی بود.

    از زمانی که به‌طور جدی روی تمرینات این دوره کار می‌کنم، ثروت به شکل‌های متفاوتی وارد زندگیم شده:

    در یک قرارداد، مبلغ ۷۵۰ میلیون تومان بستم که ۲۰۰ میلیون تومان سود خالص آن بود.
    در قراردادی دیگر، مبلغ ۳۹ میلیون تومان انجام دادم که ۱۸ میلیون تومان سود داشتم.
    بیش از ۸۰ میلیون تومان واریزی به حسابم انجام شده.
    چند قرارداد بزرگ دیگر هم در مسیر است و به زودی نهایی می‌شود.

    و همه این‌ها فقط در همین چهل روز اتفاق افتاده؛ یعنی دقیقاً از زمانی که شروع کردم آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند را اجرا کنم.

    اما نعمت‌هایی که عدد ندارد، حتی زیباتر و ارزشمندتر است.
    محبت بین من و همسرم چند برابر شده.
    احساس شادی، آرامش و خوشبختی‌ام عمیق‌تر شده.
    احترامی که از انسان‌ها دریافت می‌کنم، واضح‌تر و بیشتر شده.
    و مهم‌تر از همه، احساس نزدیکی‌ام به خداوند چندین برابر شده؛ انگار در یک مسیر نورانی قدم می‌زنم.

    این دوره برای من یک هدیه‌ی الهی است؛ سعادتی که خداوند در بهترین زمان ممکن به من بخشید و من را در این مسیر زیبا، قدرتمند و سرشار از نعمت قرار داد.

    استاد عزیز، از صمیم قلب سپاسگزارم بابت دوره هم‌جهت با جریان خداوند. این دوره برای من فقط یک آموزش نیست؛ یک مسیر زندگی است.

  • -سید سجاد متمکن

    بازگشت به مسیر درست، ساختن مومنتوم مثبت و دریافت معجزه‌های پیاپی با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    من بعد از شروع دوره ۱۲ قدم و انجام تمرینات هر قدم، هدایت شدم به کاری مربوط به ارسال و پست کالاهای خریداری‌شده. اولش با اشتیاق فوق‌العاده‌ای شروع کردم، اما کم‌کم نجواها ظاهر شدند و تمرکز من را گذاشتند روی مشکلات احتمالی این کار. همین تمرکز منفی باعث شد فقط هزینه کنم و در نهایت، از ترس همان مشکلات، کار را نیمه‌کاره رها کنم.

    با شروع دوره هم‌جهت با جریان خداوند، معنای واقعی «مومنتوم» را فهمیدم و متوجه شدم که چقدر خودم را در مومنتوم منفی قرار داده بودم. تازه فهمیدم چرا خواسته‌ای را که با ذوق و شوق شروع کرده بودم، نیمه‌کاره رها کردم.

    تمام تمرکزم را روی آگاهی‌ها و تمرینات دوره گذاشتم؛ مدام گوش می‌دادم، می‌نوشتم و نکته‌برداری می‌کردم و آگاهانه تلاش می‌کردم از مومنتوم منفی خارج شوم و مومنتوم مثبت بسازم. همین تغییر مسیر ذهنی باعث شد شرایط بیرونی هم عوض شود. خداوند افراد بی‌نظیر و هم‌مدار را به زندگی‌ام وارد کرد؛ کسانی که تمام کارهای چالش‌برانگیزی را که نمی‌دانستم چگونه انجام بدهم، رایگان و بدون هیچ هزینه‌ای برایم انجام می‌دهند. راه‌حل‌های فوق‌العاده‌ای به من یاد می‌دهند و من از این همواری مسیر لذت می‌برم. خدایا شکرت.

    نتیجه دیگری که با ساختن مومنتوم مثبت خلق کردم مربوط به محل کارم است. می‌خواستم برای تعطیلات عید مرخصی بگیرم، اما ابتدا اجازه ندادند. نجواهای منفی شروع شده بود و حال من را بدتر می‌کرد؛ اما با تمرکز بر آگاهی‌های این دوره و درکی که از قدرت مومنتوم منفی و مثبت داشتم، شروع کردم به «تایم‌اوت دادن» و ساختن مومنتوم مثبت درباره مدیرم، محیط کارم و شغل عالی‌ام.

    خیلی زود به حال خوب و آرامش برگشتم. جالب اینجاست که مدیرم بعد از دو روز خودش پیشنهاد مرخصی داد؛ آن هم با شرایطی بهتر از چیزی که خودم خواسته بودم. حتی وسیله رفت‌وآمدم از بندرعباس تا بوشهر هم رایگان فراهم شد. همه چیز آن‌قدر راحت شد که انگار روی شانه‌های خداوند نشسته بودم.

    در این دوره دارم بندگی خداوند را یاد می‌گیرم؛ و خداوند هم سمت خودش را با فضل و رحمت بی‌نهایت انجام می‌دهد.

    یکی از درهایی که با ماندن در مسیر درست به رویم باز شد، پیشنهادی بود که دوستم داد. گفت محصولات شیره خرمای تولیدی‌شان را برای فردی در روسیه ارسال کنم تا او بازاریابی‌شان کند و اگر نتیجه عالی بود، مسئول ارسال محصولات‌شان شوم. این کار تازه شروع شده و هنوز نمی‌دانم به کجا می‌رسد، اما مطمئنم در مسیر درست هستم و خداوند به من وعده ثروت بی‌نهایت داده و من به وعده خدا ایمان دارم.

    واقعاً چه لذتی دارد که روی دوش خدا بنشینی، نگران هیچ‌چیزی نباشی و فقط با اعتماد، قدم‌هایی را که هدایت می‌شوی برداری؛ نباشی و لبخند بزنی و عشق کنی.

    استاد عزیزم، من تا اینجا از دوره هم‌جهت با جریان خداوند نتایج بی‌نهایتی گرفته‌ام. دارم با این دوره زندگی می‌کنم، و زندگیم هر روز دارد بهتر می‌شود. از شما سپاسگزارم بابت این آگاهی‌های فوق‌العاده‌ای که با انتقالشان به ما، درهای فضل خداوند را به رویمان باز کردید.

  • -علی

    دریافت هدایت‌های روشن و تجربه برکت‌های پی‌درپی با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    در این مدت خواستم بخشی از نتایجی را که با خریدن و کار کردن روی دوره هم‌جهت با جریان خداوند تجربه کردم، با شما به اشتراک بگذارم.

    بعد از ورود به دوره و انجام تمرینات مربوط به درک و ساختن مومنتوم مثبت، مشتری‌هایم بیشتر شدند و مبلغ قابل توجهی از محل فروش محصولات قبلی‌ام وارد حسابم شد. اما برکت بزرگ‌تر، خرید یک زمین سند و پروانه‌دار بود که دقیقاً مطابق توضیحات جلسه سوم—یعنی مفهوم هدایت خداوند—برایم رقم خورد.

    سال‌ها بود که به روش‌های مختلف دنبال خرید زمین بودم اما یا پولم کم بود یا مورد مناسب پیدا نمی‌کردم. زمینی که دنبالش بودم ویژگی‌هایی داشت که ماه‌ها قبل در دفترم نوشته بودم. با استفاده از آگاهی‌های این دوره و رعایت مومنتوم مثبت، شرایط طوری پیش رفت که دوباره دنبال خرید زمین رفتم. خواسته‌ام ساخت خانه شخصی بود و از همان ابتدا از خداوند خواستم زمینی در مسیرم قرار دهد که از همه نظر عالی باشد. نکته جالب این بود که کل این فرایند دقیقاً یک هفته قبل از عید تا روز سیزده‌بدر اتفاق افتاد؛ زمانی که معمولاً حتی بنگاهی‌ها هم درگیر تعطیلات‌اند.

    اما یک الهام روشن درونم می‌گفت: «در همین بازه زمانی زمینت را می‌خری.»

    طبق آموزه‌های دوره، هر چیزی را که احتمال ایجاد مومنتوم منفی داشت، کنار گذاشتم؛ حتی وابسته شدن به یک مورد خاص. فقط خواستم زمینی با تمام ویژگی‌هایی که نوشته بودم، به اندازه‌ی پس‌اندازم باشد. چندین مورد پیدا شد و حتی در روزهای تعطیل، بنگاهی‌ها چندین گزینه نشانم دادند. سه مورد عالی انتخاب شد. ویژگی‌هایشان را روی کاغذ نوشتم و امتیاز دادم؛ جالب اینکه هر سه مورد امتیاز یکسانی گرفتند.

    در این نقطه فقط از خداوند هدایت خواستم. گوش‌به‌زنگ نشانه‌هایش ماندم.

    مورد اول: وقتی وارد بنگاه شدیم، صاحب زمین گفت آدرس اشتباه نوشته شده و زمین مورد نظر یک قواره عقب‌تر است. متراژ هم ده متر کمتر از چیزی بود که گفته بودند. همین دو نشانه کافی بود که قرارداد را کنسل کنم.

    مورد دوم: هیچ ایرادی نداشت و گزینه بسیار خوبی بود، اما روز قرارداد صاحب ملک ناگهان قیمت را حدود چهل درصد بالا برد. از توان من خارج بود و این هم لغو شد.

    مورد سوم: قبل از رفتن باز هم از خدا هدایت خواستم. وقتی وارد بنگاه شدم و صاحب زمین را دیدم، جا خوردم؛ چون سه ماه قبل در یک ماجرای فوق‌العاده، با او آشنا شده بودم. این اولین نشانه بود. در مذاکره، تخفیف خیلی خوبی داد و قیمت کاملاً با بودجه من هماهنگ شد؛ این نشانه دوم. همسایه‌های کناری را هم نیاز داشتم رضایت بدهند. همسر مالک گفت تمام زمین‌های این کوچه متعلق به خواهر و برادرهایش است و دو زمین چپ و راست هم متعلق به دو خواهر کوچکش است و مطمئن باش رضایت می‌دهند. هیچ نشانه منفی‌ای نبود. همان روز که دقیقاً روز بعد از سیزده‌بدر بود قولنامه نوشته شد.

    چهار روز بعد از قرارداد، کاملاً هدایتی با صاحب زمین تماس گرفتم که بپرسم رضایت همسایه‌ها را گرفته یا نه. همان لحظه گفت: «داخل محضر هستیم و داریم کارهایش را انجام می‌دهیم.» اتفاقاً چند دقیقه بعد توانستم خودم هم به محضر بروم و تمام جزئیات مربوط به متراژ و طبقات را مشخص کنم.

    این زمین تقریباً تمام ویژگی‌هایی را داشت که ماه‌ها قبل در دفترم نوشته بودم؛ بلکه حتی متراژ و عرض زمین بیشتر از چیزی بود که می‌خواستم. پروانه ساخت به‌روز هم داشت و آماده شروع پروژه بود. همه این‌ها هدایت‌های واضح خداوند بود. من فقط تلاش کردم به هدایتش ایمان داشته باشم، مومنتوم مثبت بسازم و نگذارم کوچک‌ترین مومنتوم منفی شکل بگیرد.

    از همان لحظه ورودم به دوره هم‌جهت با جریان خداوند، برکت وارد زندگی من شد. مشتاقانه تشکر می‌کنم از استاد عباس‌منش برای این آموزش‌های ناب.

    امیدوارم همیشه فرمایشات شما و تمرین‌ها را به یاد داشته باشم. با اینکه تقریباً تمام دوره‌ها را خریده‌ام، با جرأت می‌گویم این دوره زیربنای اساسی تمام دوره‌هاست؛ طوری که هر دوره‌ای را در کنار این دوره کار کنیم، نتایج چند برابر می‌شود. موضوع مومنتوم یکی از بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل‌های من بود که در این دوره آن را پیدا کردم و حالا با آگاهی کامل روی آن کار می‌کنم.

    از خداوند می‌خواهم کمکم کند بتوانم برای تمام خواسته‌هایم مومنتوم مثبت بسازم و آن را حفظ کنم.

  • -محبوبه مجرد

    تحول درونی، آرامش عمیق و دریافت‌های الهی با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    از وقتی وارد دوره هم‌جهت با جریان خداوند شدم، آگاهی‌های این دوره یک حس سبکی، آرامش و رهایی عجیبی به من داده است. حالا می‌دانم چطور فرکانس خواسته‌هایم را ارسال کنم و چگونه به آستانه خلق برسم. همین درک، قلبم را آرام کرده، نجواهای ذهنی‌ام را کم کرده و باعث شده دیگر نسبت به مسائل زندگی‌ام واکنشی عمل نکنم، چون مفهوم مومنتوم را واقعاً فهمیده‌ام.

    آن‌قدر لطیف و آرام شده‌ام که وقتی با خدا صحبت می‌کنم، اشک‌های شوقم سرازیر می‌شود؛ اشکِ پیدا کردن حامی اصلی‌ام، آن هم بعد از سال‌ها سردرگمی. نتایج مادی من در این دوره عالی بوده، اما هیچ‌چیز برایم ارزشمندتر از اتصال عمیقی که حالا با خداوند احساس می‌کنم نیست. امروز بهتر از همیشه معنای حال مولانا را می‌فهمم.

    این تغییرات، تنها نتایج بیرونی نیستند؛ تحولات عمیق درونی هستند که شخصیت من را تغییر داده‌اند. رفتارم با اطرافیانم تغییر پیدا کرده. یاد گرفته‌ام آدم‌ها را از رفتارهایشان جدا کنم و بدون قضاوت به همه احترام بگذارم. سال‌ها تلاش می‌کردم رفتارهای همسرم را تغییر بدهم و او را با مسیر خودم همراه کنم. نتیجه این شد که نه‌تنها تغییری رخ نداد، بلکه مقاومت او در برابر مسیر من هم بیشتر شد.

    اما آموزه‌های این دوره به من یاد داد دست از تلاش برای تغییر دیگران بردارم و به باورها و مسیر هر فرد احترام بگذارم و فقط روی خودم تمرکز کنم. نتیجه شگفت‌انگیز همین تغییر درونی این بود که در مدت کار کردن با جلسات این دوره، پول زیادی به حسابم واریز شد؛ مبلغی که حتی تصورش را هم نمی‌کردم.

    استاد عباس‌منش عزیز، بابت این دوره فوق‌العاده و آگاهی‌هایی که زندگی من را به شکل زیبایی متحول کرده، از صمیم قلب سپاسگزارم.

1 2 3

The last comment needs to be approved.
319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 446 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام ب همگی

    منم اومدم از نتایج این چند روزم بگم ک البته در لحظه رخ میده از من یا اتفاقات

    من مدت کمی هست ک دارم جدی کار میکنم خیلی کم کمتر از سه هفته

    ولی خب بگم از تغییرات ذهنیم

    من امروز داشتم ب فایل استاد درمورد قضاوت گوش میدادم

    و خیلی روم تاثیر داشت ی خصلت خداروشکر خوبی ک دارم برای شنیدن این حرفا ذهنم اصلا مقاومت نداره اصلا

    یعنی یکی از بیرون ببینه ممکنه بگه توام رو هوا هرچیو قبول نکن

    ولی واقعا اینطور نیست

    خب برگردیم ب تعریفات من

    من دو سه روزه شروع کردم و خصلت های مثبت خانوادم می‌نویسم

    نمیخوام بگم اونا تغییر کردن

    تغییر در من داره رخ میده

    اینکه وقتی پدرم ی طوری باهام صحبت می‌کنه که آدم واقعا ناراحت میشه

    قبلا دقیقه ها گریه میکردم و حس اینکه چقد بدبختم چقد احمقم این همه محبت کن بعد این بهم دست میداد

    امشب دوباره اون رفتار داشت

    ناراحت شدم (بالاخره انسانیم و احساس داریم طبیعیه)ولی ی فرق داشت

    ب پنج ثانیه نکشید ک چشمم اشکی شد سریع ب خودم اومدم ک سارا

    این مسئله رو بزرگ نکن نزار حالتو بگیره

    شیطان هر فرصتی گیرش بیاد میخواد بکشت پایین خودتو کنترل کن

    و بعدش اومدم گفتم که

    سارا بیا قضاوتش نکنیم ب قول استاد

    من چ می‌دونم پدرم در چ شرایط روحیه ایه الان ،وضعیت سلامتیش افتضاح ، ذهنش درگیر ،کارش اون ، بچگیش پر از سختی

    از کجا معلوم جاش بودی برخورد بهتری داشتی

    سعی کن بگذری چون این شرایط گذراست

    ولی ب خودم گفتم ک اگر موقعی از حرفی شرایطی ناراحت شدی یا کلا حس کردی ب گریه نیاز داری یکم گریه کن اینو بدون ک انسانی و اتفاقا ی موقع هایی گریه خوبه سبک میشی

    این نشه ک اگر عصبی شدی ناراحت شدی و.. بخوای خودتو قضاوت کنی نه

    خودتو بپذیر دیگران هم بپذیر

    و بدون تکاملی ویژگی ها مثبتت و ری اکشنت نسبت ب برخورد های ناخواسته بهتر میشه و اون برخورد ها اگر در مسیر باشی کم و یا حتی حذف میشه

    و من خیلی ذهنم درگیره سوال های فرا آگاهی میشه سوال های مربوط ب روح و ..

    و من میگم سارا ببین ن که سوالات بد باشه ولی جواب قانع کننده ای توی دنیای ماده نمیشه بهش داد نمیشه خیلی چیزا رو با زبان و فهم انسانی درک کرد

    اینجا ی مدرسس ی زمین بازی هرچی لازم بوده برای رشد داده شده

    دنبال حاشیه نرو چیزی پیدا کن ک کمکت کنه

    بدرد این زمین بخوره

    بشه باهاش کاری کرد

    و مطمنم برای همه پیش میاد خیلی از سوالا

    ولی چون جواب قابل درکی نیست آدم بیخیالش بشه بهتره بزارع خدا در فهم انسانیت بهش متوجه کنه چی ب چیه ک بدرد بخور باشه

    چون ممکنه از مسیر خارج شویم سراغ جواب بریم بهش نرسیم نتیجه عکس بگیریم و گمراه بشیم

    و می‌دونم ک خداوند آینه خودشو هدایت می‌کنه

    الهی شکرت

    یا اینکه امروز تنها بودم شیطان داشت نجوا می‌گفت و من رفتم دفتر شکر گزاری آوردم م ذهنمو پرت کنم

    و با خودم صحبت میکردم سعی میکردم جهان رو برای خودم ساده توضیح جوری م بتونم یکم بفهممش

    میگفتم سارا فقط اینو بدون تو خیلی گرونی خیلی با ارزشی

    فکر کن تنها موجود عالم تنها چیزی که وجود داره ما فقط جلوه اونیم آینه اونیم

    اومده ب تو قدرتی از خودش داده که ب هیچکس نداده

    همه برای تو سجده کردن می‌دونی یعنی چی

    می‌دونی چقدر مهمی چقدر عظمت داری

    نگاه نکن اومدی تو جسم محدود شدی تو خود جهانی و واقعا اشکم در میومد هم درکش سخت بود و حس خوبی میداد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 446 روز

    به نام خدا

    سلام ب همه دوستان گلم

    انقد ذوقم زیاده ک دوس دارم هر لحظشو بیام بنویسم ک این ذوق هی بیشتر بشه

    بخدا وقتی ب رویاهام

    ب نتایج نگاه میکنم بدنم مور مور میشه انگار ی سوزن انرژی زا زدن بهم

    اینکه چ چیزی در انتظار منه در هر لحظه

    اینکه منم مثل هر کسی توانایی رسیدن و خلق دارم

    امشب داشتم شام درست میکردم برا خودمو پدرم و داداشم

    رفتم پای پنجره و دیدم چندین ماشین میلیاردی تو کوچه هستن تو کوچه ای ک تقریبا سطح پایینه نسبت ب کل این منطقه

    و همرو دیدم و ب خودم گفتم ببین سارا حتی تو همین محل هم کلی آدم هست ک زندگیش خیلی خوبه

    ی ماشین اومده بود نمی‌دونم اسمشو فکر کنم شاهین بود

    و چشممو گرفت گفتم این چیه چ جدیده چ خفنه چقدر ذوق کردم و تحسین

    چ موتور های خفنی هست

    و تاریک بود هوا

    گفتم ای کاش ی نوری چیزی بیاد من ببینم اینو واضح تر

    و خداشاهده نشانه و هدایت از این واضح تر ندیدم

    تا قبل از این درخواست چیری نبود

    تا گفتم

    چند ثانیه بعد ی ماشین اومده و این در ذهنم در لحظه اومد ک چراغ ماشین الان میزنه بهش ببینش

    یعنی این ایده جدید بود در اون لحظه اصلا ب ذهنم نمی‌رسید و قشنگ دیدمش و چراغ هایی داشت ببین خیلی خفن بود سیستم داخلش اصلا اوف

    بعد ما اومدیم شام خوردیم داداشم نخورد و پدرم گفت براش ی چیز دیگه درست کن و تو خونه ای ک این داداش عملا کارای خودشو انجام نمی‌ده انجام دادن یه سری کار براش یه ذره آدم بدش میاد زورش میگیره ک ب من چ

    داشت حرصم می‌گرفت و داشت احساسم بد میشد ک ب خودم گفتم سارا این شرایط رو بیخیال نزار این احساسات حالتو بد کنه خودتو کنترل کن ترمزتو بکش لطفاً بخاطر ی غذا حالتو بد نکن عیب نداره

    و خوشحالم که هر لحظه دارم هدایت میشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 446 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام ب همگی شما خانواده حقیقی و روحی من

    من اوایل حوصله خواندن کامنت نداشتم چون بلند بودن

    ولی مدتیه ک شروع کردم و ببیییین یعنی نصفه مسیر تو همین خوندن کامنت هاست

    وقتی میبینی برای بقیه جواب داده ناخودآگاه ایمانت قوی تر میشه

    یعنی خوندن و نوشتن کامنت شده کار مورد علاقه من نه یکی دوتا چند تا می‌نویسم و میخونم و واقعا لذت میبرم

    چقد لذت میبرم از نتیجه های بچه ها یعنی انقد ذوق میکنم انقد شوق دارم انقد عشق میکنم ک قشنگ خودمو جاشون حس میکنم فرقی نمی‌بینم واقعا

    چندین روزه ک من جدی شروع کردم و هر روز حالم بهتر میشه (فایل های هدیه)

    قبلا خیلی بد خوابم میبرد افکار ترسناک و منفی میومد الان خوابم بهتر شده کیفیتش بیشتر شده

    تعهدم نسبت ب کارام مخصوصا مهم تر ها بیشتر شده

    مخصوصا از وقتی شروع ب درمان لکنت کردم این روند بهم یاد داد ک تکامل طی کنم و جا نزنم

    و از حال امروزم بگم اصلا سرشار از شوقم

    سرشار از حال خوبم

    سرشار از انرژیم

    سرشار از آرزو ام

    مثلا هواپیما ک میاد رد میشه من خودمو تصور میکنم ک دارم با هواپیما سفر یا هجرت میکنم و درونم شوق می‌کنه و مو ب تنم سیخ میشه

    یعنی قشنگ حس میکنم ک خود درونی من خود حقیقی من داره می‌رقصه تو این مسیر

    و گفتم سارا تو همین الآنم در حال هجرتی هجرت ب یه سارای جدید نسخه پیتو ب نسخه ویتو

    ی نسخه قوی قدرتمند نماینده خداوند

    آینه خداوند ک باید نشان از شادی باشه

    تو همین الآنم در حال هجرتی اینکه تمرکزت خیلی زیاد تر از قبل اومده روی خودت و حتی روابطی ک زیاد بود تلفنی یا حضوری هم بخاطر مسیرت هم فرکانست کمتر شده و تو عملا وقتت قشنگ باز شده برای خودت

    دیگه مثل قبل نیستی اگر عزیزانتو روز ها ماه ها سالها نبینی و ارتباط بسیار کمی داشته باشی حالت خوبه و تمرکزت روی خودته ک این نتیجه تکاملیه ک از بچگی داشتی از اتفاقات ب ظاهر تلخ از اون وابستگی های شدید ک بسختی تونستی در خودت حلشون کنی

    تو همین الآنم در حال هجرتی داری خودتو درمان میکنی (لکنت)و این ی قدم بسیار بزرگ در عمل ب کار ها و نتایج برات ب ارمغان میاره

    تو همین الان هم در حال هجرتی ک خودت نشستی با خودت تفکر میکنی و یه سری باور های غلط وابستگی احساس دلسوزی و حرفهای مسخره ک (عجب آدم بی احساسی هستیا میخوای بری ،یا چقد بی معرفت شدی قبلا خیلی ارتباط داشتیم ) رو در خودم می‌شکنم و خودمو تربیت میکنم ک فقط مسئول حال خودم باشم و برام مهم نباشه حتی مادرم پدرم چی میگن در این خصوص

    من بهشون حتی اگر خیلی دور بشم عشق میدم

    تا جایی ک بتونم ارتباط دارم کمکی از دستم بر بیاد ب خانوادم میکنم

    ولی خودمو اهدافم فدای هیچ چیزی نمیکنم

    یا مثلا من قبلا هرقدم هر کار هر فکر ک داشتم رو سریع باید برای عمم تعریف می‌کردم و اگر نمی‌گفتم این حس ب وجود میومد ک این رسم رفاقت نیستا باید همه چیو بگی شما باید همیشه بهم همه چیو بگید

    ولی الان خیلی کم شده من مسیرمو خیلی از کارامو نمی‌گم

    یعنی انقد سرگرم کارام شدم ک رابطهه خیلی کم شده و منی ک قبلا میگفتم چرا انقد کم شده و نگران میشدم ک ای وای نکنه فرکانسمون جدا بشه رابطمون کم بشه یا نکنه صفر بشه

    الان اصلا این نیستم می‌دونی برای خودمم تعجب اوره من واقعا تغییر کردم ب خودم میگم اون عمه اون دوست همیشه برای من عزیزه ولی فرق الآنم با قبلا اینه اگر ده سالم هیچ گونه ارتباطی بینمون نباشه فکر نکنم من بگم دلم تنگ شده یا برام مهم باشه ک بهم بگن بی معرفت ولی بعد چند سالم ببینمش بازم گرم و صمیمی هستم

    دارم روی خودم کار کنم ک عمق رابطه رو ربط ندم ک چقدر حرف می‌زنیم یا چقدر ارتباط هست

    بلکه چقدر کیفیت هست

    من حاضرم عزیزانم رو چند سال یبار ببینم هرکی میخواد باشه ولی همون یبار کیفیت ازش بباره عشق بباره خوشحالی بباره

    از طرف من ها من کاری با اونا ندارم دلتنگن گلایه دارن شاکی هستن

    دید من با اونا فرق داره

    ولی خب مطمنا وقتی فرکانسم تغییر کنه هربار فاصلم و ارتباطم کم و کمتر میشه و من هیچگونه ناراحتی ندارم حس خاصی ندارم

    و برعکس خوشحالم که آخ جون رشد ،پیشرفت ،هجرت وای خدا

    این روزا ک از خواب پا میشم میگم آخ جون بریم فایل گوش بدیم تمرین کنیم ورزش کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    زهرا لهراسبی گفته:
    مدت عضویت: 612 روز

    بنام خداوندبخشنده روزی رسان..سلام به دوستان گلم..من دوماهی هست که دوره دوازده قدم..قدم اول ودوم روخریدم ودارم روی خودم کار میکنم وسپاس گزارخدای هستم که نموتوی این مسیر اورد..حال دلم انقدرخوب شده که همیشه لبخند روی لبامه..حتی وقتی خواب هستم..ارامشی دروجودم موج میزنه که بی نطیره خدایاشکرت انقد اروم شدم وخودم روکنترل میکنم وقتی ناخاسته ای برمیخورم که خودم از خوشحالی به وجد میام..ممنون از استاد عزیزم ومریم جان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    حسین مقدم گفته:
    مدت عضویت: 540 روز

    به نام خدا

    سلام خدمت استاد عزیز و همه دوستان همراه

    حس سپاسگزاری عمیقی اومده سراغم چند روزی هست که آرامش رو دارم تجربه می کنم و کمتر رو مومنتوم منفی قرار می گیرم و اتفاقات جالب و صحنه های خوب رو دارم می بینم

    اوایلش زور میزدم زیباییها رو ببینم ولی الان که 13 جلسه از دوره میره همه ی زیبایی ها ی دور و برم خود به خود میاد جلوی چشمم

    بابت همه زیبایی ها سپاسگزارم

    گل محمدی کاشته بودم که الان غنچه داده چقدر لذت بخشه بذر کوچک به یه همچین شکلی تبدیل شده

    بابت جنین درون شکم همسرم سپاس که یادم میاره خدا داخل اون فضای به ظاهر کوچک و تنگ چقدر حواسش هست و بدون اینکه پسرم بفهمه و از خدا بخواد . خداوند همه ی نیازهاش رو برطرف میکنه

    چشم و گوش و هر چیزی که نیازش هست رو براش اماده میکنه تا بتونه تو این دنیا لذت ببره

    بابت عطر گل یاس که هر جای محل میرم بوش پیچیده چون بسیار فراوانه

    بابت درآمد مالیم سپاس که مقدارش مهم نیست برکتش مهم شده برام

    بابت خانواده ام سپاس که آرامش داره برمیگرده درون خانواده

    بابت خدای قشنگم سپاس که باران و نعمت های فراوانش رو داره توی این فصل میریزه رو سرمون

    بابت هوای خنک سپاس

    بابت اعتباری که خداوند هدیه داده بهم سپاسگزارم

    بابت همه ی دارایی های مالی که تا دیروز نمی دیدم و چشمم داره یواش یواش میبینه سپاسگزارم

    بابت تن سالمی که دارم و احتیاج به هیچ نوع دارو و دکتری نیست سپاسگزارم

    بابت خون سالمی که دارم و میتونم اهدا کنم سپاسگزارم

    بابت این برنامه ی عالی و این دوره ی زیبا سپاسگزارم

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  6. -
    مهدی قربانی گفته:
    مدت عضویت: 569 روز

    خدایا شکرت به خاطر این همه نتیجه خوب که دوستان توحیدیم گرفتن با قلب پاکی خداوند بهم داده تحسین میکنم این دوستان توحیدیم رو واز خداوند در خواست میکنم مرا در مسیر هدایت کنه تا هم مدار با خوسته هایم بشوم ومثل دوستان نتایج مالی وارمش ذهنی برسم خدایا شکرت به خاطر این حد از اگاهی درونی خداوند بهم داده خدایا شکرت به خاطر اینکه در دانشگاه توحیدی هستم ومطعنم وشک ندارم وایمان دارم خدادوند هماهنگم میکنه جریان خیر خودش چون درون خودم اگاه شدم وتنها ایراد کارم پیدا کردم وهمیشه فکر می کردم خدایا چرا من که اینقدر ادم خوبی هستم واین خوبی میکنم ولی همیشه بد بیاری میارم همیشه باهام بد رفتار میشه وهمیشه احساحس بدبختی میکنم ویک روز خوش رو به چشم ندیدم غافل از اون مدت کوتاهی خداوند وجود مرا سرشار نورانیت خودش،کردن ومرا هم جریان کرده بود با خودش،احساحس شادی واحساحسی در من ایجاد کرده بود که عین خود خداوند احساحس بی نیازی میکردم از هرچه کمبود شده بود روحم لطیف که از لطافت روح اساحس خوشبینی وخوشبیختی می کردم ولی باریک تضاد برخوردم از لحاظ فرکانس درمدار از ترس وحشت قرار گرفتم که لفطف خداوند یکتا این تضاد هم داره بهم کمک میکنه به لطف قران واگاهی استاد یک ادمی بودم که فکر می کردم هیج توانایی ندارم یک ادم بودم پر شرک وترس که الان که دارم باشما صحبت میکنم ادمی که از ترس از خونه نمی توانم شب بزنم بیرون به لطف خداوند شب های در جاهای گذروندم که زمانی تو روز هم فکرش نمی کردم برم والان لطف خداوندواگاهی از او هروقت که بخواهم می توانم شب ها رو در بدترین جاها بگذرونم به لطف خداوند یکتا بوده از لحاظ مالی کانملا بدهکار بودم که لطف خداوند توی دوماده دارمد چند برابری شده الان نزدیک صد ملیون پس نداز ودرآمدی سی ملیون تومنی دارم که خداوند کمک میکنه که توی بقیقه مسائل زندگی خداونددگداره کمک میکنه تا ارمش ذهنی رووتجربه کنم که یک عمر هست اروز داشتم وخداوند وعدش حق است این معنی حق اون چیزی به جای حق به خوردنده بودن حق رو خداونددرناخداگاه ذهنم نظر میکنه که نظر او ارام بخش روح روان من است

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    کاوه رعنایی گفته:
    مدت عضویت: 1093 روز

    سلام استاد خوبم.سلام مریم جانان.خیلی خیلی دوستون داریم من و همسرم.من سحر با اکانت همسرم براتون می نویسم‌.استاد من و همسرم و دخترم هرشب با عشق می شینیم و سفربه دور امریکا رو نگاه می کنیم و لذت می بریم.راستش خونواده ی ما سه نفره نیست،پنج نفره س،چون همه ش با شما دو تا زندگی می کنیم و عاشق این سبک زندگی هستیم. می خوام از نتایجم بعد از آشنایی با شما بگم استاد.استاد من قبل از اینکه با شما و دوره های ارزشمندتون آشنا بشم،آدم بسیار ضعیفی بودم.من افسردگی داشتم و به مدت دو سال قرص افسردگی مصرف می کردم.و البته همیشه ی خدا سردرد کلافه م کرده بود.یک آدم نق نقو و اهل گله و شکایت و منفی گرا.من خیلی آدم کینه ای ای بودم و به قول معروف کینه شتری داشتم. همیشه جنبه های بد افراد رو می دیدم و بسیار مغرور.روابط من همممیشه دچار مشکل بود با خخخیلی از اطرافیانم.خیلی زیاد حرص می خوردم و در برابر کوچکترین رفتار ناراحت کننده ی دیگران به شدت واکنش نشون می دادم چه در درون و چه در بیرون.من خیلی منزوی بودم و یک آدم بی هدف،که تا لنگ ظهر می خوابیدم و بعد هم با حال بد و کوفتی از خواب بیدار می شدم،خلاصه بگم که درونم جهنم به تمام معنا بود.طوری که بعد از ازدواجم کارم با همسرم و خانواده ی همسرم به دعوا و جاهای باریک و بدی کشیده شد و طوری وضعیت به شدت بد داشت پیش می رفت که همسرم از دستم کلافه بود و خانواده ی همسرم یکی یکی داشتن ازم بدشون میومد.اما بعد از هدایت به مسیر پر نور شما، کلا به یک آدم دیگه ای تبدیل شدم و همه می گفتن که چقدر تغییر کردی. دیگه از هیچ کس متنفر نبودم و تمام افرادی که باعث رنجش من شده بودند رو با تمام وجودم بخشیدم و براشون طلب بخشش کردم، و دقیقا بعد از این کار به طرز عجیبی سبک شدم، و همون اطرافیانم که داشتن بهم پشت می کردن،به سمتم اومدن و روابطم با همسرم و خانواده ی همسرم به طرز چشمگیری عالی شد. چند ساله که دیگه قرص افسردگی نمی خورم و بی نیاز شدم به قرص. و اصلا سردرد سراغم نیومد. همه ی فامیل همسرم خیلی به من احترام می گذارن و دوستم دارن. همسرم عاشقم شده و بدون اینکه من بخوام اونو تغییر بدم،تمام رفتارهاش برای من و در حق من همونیه که می خوام باشه. رابطه مون عالی شده و الان سه ساله که از زندگیمون،خوشبخی و آرامشی که داریم لذت می بریم و خدا رو سپاسگزاریم. افراد سمی که قبلا همه ش سعی در حرص دادن به من و اذیت کردن من داشتن،به طور کلی از زندگیم به رررااااحتی و بدون هیچ ناراحتی حذف شدن و قدرتشون رو در مقابل من از دست دادن و یه جورایی میشه گفت خلع سلاح شدن. دقیقا بعد از شستن قلبم با وایتکس و پاک کردن و شستن اون همه زنگار،هدفم و رسالتم به راحتی و بدون هیچ دست و پا زدنی به من الهام شد و در جهتش گام برداشتم و هر روز دارم آموزش می بینم. اولین کتابی که ترجمه کردم بعد از دوسال و فهمیدن راه و چاه و استقامت در مسیر( چون راه رو بلد نبودم و بارها راه رو اشتباه رفتم اما با الهامات و هدایت های شیرین خداوند مسیر رو بلاخره پیدا کردم و هر روز دارم بیشتر خودم رو رشد می دم تا کار رو بهتر و بهتر بلد بشم)و همسرم هم به لطف خدا کار کردن برای مردم رو رها کرد و کسب و کار خودش رو استارت زد.

    ما به جای اخبار و سریال ،سریال سفر به دور امریکا رو نگاه می کنیم و دور همی هامونو به حدددداقل رسوندیم. ماهواره رو فروختیم و دو ساله که تلویزیون نگاه نمی کنیم.بیمه هامونو قطع کردیم.و افراد سمی هم خودبه خود حذف شدن از زندگیمون. و زندگی مون گل و گلستان و پر از هدف و جوشش و خلق شده،برای کسب و کارمون هنوز اول راهیم ،البته قدم اول که سخت ترین قدم هست رو برداشتیم اما هنوز مونده که بیام و بقیه ی نتایج رو براتون بگم. هرچند از پارسال که ثروت یک رو تهیه کردیم از بی ماشینی به یک ماشین سمند عالی و تمیز رسیدیم و به راحتی صاحب این ماشین خوب شدیم. همسرم از کارگری به صاحبکار تبدیل شده. و خودم هم که گفتم در ابتدای شروع کارم هستم. و این روند رشد همچنان ادامه داره.خدا رو هزاران بار سپاسگزارم که در مسیر هدایت و آگاهی قرار گرفتیم و خداوند ما رو لایق آشنایی با این مسیر و آشنایی با شما و آگاهی های ناب شما قرار داد.من و همسرم در حال استفاده از فایل های توحید عملی،ثروت یک و هم جهت با جریان خداوند هستیم.سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    مينا ماجدي گفته:
    مدت عضویت: 1311 روز

    سلام استاد عزیزم و مریم جان

    امروز من خوشحال ترینم

    استاد نظر و نتیجه منو توی کانال تلگرامشون گذاشتن

    الهی شکر که دیدنش حالمو خوب کرد

    برام انگیزه شد که بیشتر بنویسم

    خیلی خوشحالم که استاد متن منو خوندن

    چقدر حالم خوبه و چقدر دارم یاد میگیرم هدایت الهی رو ببینم

    الان دارن روی دوره آفرینش هم کار میکنم و امروز‌واقعا جلسه سطوح بخش چهارم چقدررررر جذاب بود

    در مورد باور به هرچیزی که با هم نتیجه میشه

    داستان مرتاز های هندی یا علی ولی الله های

    خیلی منو شگفت زده کرد

    خیلی خوشحالم

    خیلی ارمم

    حالم‌خوبه

    ممنونم ازتون

    لازم از نتایجم‌میگم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1209 روز

    به نام خدایی که مهربان ست و از در فضل و مهربانیش به من می‌میبخشد و راه رو برایم هموار کرده ست

    سلام به استاد عزیزم من ممنون شما هستم هیچ جوری نمیشه تشکر کرد برای این پروژه بزرگ و زندگی ساز دوره هم جهت با جریان خداوند

    منم دوست دارم بیام و دستاوردها و نتایج کوچیک مو بنویسم برای خودم ردپا بذارم خودمو تحسین کنم و شکرگزاری کنم از خدای بزرگ و از دستانه زیبایش که استاد و مریم جانم هستن

    دستانه زیبایش دوستان خوبم هستن

    از زمانی که کامنتها رو میخونم و تلاشمو بیشتر کردم و به اون چیزی که میخونم دارم عمل میکنم

    و حالا نتایج و دستاوردهایم

    توجه بر نکات مثبت بیشتر

    موندن در احساسه خوبه بیشتر

    از کسی به هیچ عنوان حرف نزدن چه در زندگی و چه در محل کار

    کار کردن فقط و فقط روی خودم

    از خوبیها و اهدافم صحبت کردن

    همونطور که دارم کار میکنم در مسیرها و جاهایی قرار میگیرم که خداوند خود بخود سر راهم انسانهای خوب و مهربان رو قرار میده

    هر روز آرامشم بیشتر میشه

    دیدگاهم به هر چیزی و کسی بیشتر به طرفه مثبته

    هر روز حضور خدا رو بهتر حس میکنم

    بیشتر به ندای قلبم گوش میدم

    همه با من رفتار مودبانه دارن

    با عشق غذا درست میکنم و کارهای منزل رو انجام میدم

    مشتریهای مهربان و زیاد برام میان از جاهایی که من نمیشناسمشون

    استاد عزیزم هر بار که کامتتها و نتایج دوستان رو میخونم یعنی در روز 20 بار میشه هر بار باورم قوی تر میشه

    طوری شده که اصلا دوست ندارم از سایت بیرون بیام

    ایمانم محکم تر میشه قدمهامو بهتر برمیدارم

    عمل کردنم بهتر میشه

    باید هر روز با تعهد و مصمم تر بری جلو برای رسیدن به خواسته ها و اهدافت به سمته خوبیها و توجه بر نکات مثبت و توانایی بیشتر در کنترل کردن ذهنت در هر دقیقه

    خدایا من لایق خوبیها و زیبایی هستم

    خدایا برای تمام داشته هایم شکرت می‌گویم سپاسگزارتم

    همه عزیزان رو به خداوند مهربانم میسپارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  10. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 446 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به استاد و مریم جان عزیزم

    با خواندن این نتایج هربار ایمان من به مسیر بیشتر میشه هربار انگیزم برای جدی تر کار کردن بیشتر میشه

    از موقعی که شروع کردم و میرم بیرون انقد چیزای زیبا میبینم ک تا حالا حتی چشمم بهشون نخورده

    دیروز عصر بود یهو چشمم خورد به آسمون از پشت پنجره که ای وای (کرج) چقد این صحنه زیبا بود شبیه آسمون پرادایس شده بود

    آسمون آبی ابر ها پراکنده ماه داشت نور می‌گرفت و پر رنگ میشد و نور نارنجی غروب خورشید نشسته بود روشون و روی دیوار

    به قدری این صحنه زیبا بود که من اصلا گفتم خدای من چقدر زیباست چقدر قشنگه

    از موقعی که شروع کردم با ترس هام پله پله دارم روبه رو میشم سفر رفتن تنهایی کلی غر شنیدم ولی گفتم خداوند حافظ منه شما هرچی دوست دارید بگید

    بیرون ک میرم دقیقا چیزایی رو میبینم ک یا تخیل کردم یا توی درین بردمه یا تو زندگی در بهشت دیدم شبیه اوناست

    خیلی انگیزم بیشتر شده

    من به خودم قول دادم که ایندفعه باید خیلی خیلی جدی بمونم پای اهدافم پای مسیرام

    چون دوست دارم متفاوت از خانوادم زندگی کنم

    خانواده من جدا شدن منو داداشمو پدرم باهمیم

    قبلا سر دلسوزی اینکه اگر من برم پس پدرم چی و.. میخواستم از آرزو هام بزنم ولی ته دلم اجازه نمی‌داد ارزوعع ته دلم میموند

    ولی الان دیگه اونطور نیستم و اتفاقا هر تضادی که توی خونه پیش میاد هر محدود کردن هر گیر دادن ب من انگیزه میده ک بیشتر مصمم بشم برای هدف قلبیم

    و به خودم میگم که سارا اصلا به تو مربوط نیست که اگر توی بری بقیه قراره چیکار کنن

    جدا از هر نوع نسبت خانوادگی و.. تو آزادی و اگر سر دلسوزی بخوای بگذری خودش شرکه

    و اینکه تو به خودت به جای خدا قدرت دادی

    انگار اگر تو نباشی پدرت نمیتونه ب زندگیش برسه

    خلاصه گفتم دیگه اینش به من مربوط نیست من اومدم ک برم همه جا رو ببینم و خداروشکر اصلا آدم تعصبیم نیستم ک بگم نه کشورمه یا ن شهرمه

    عاشق اینم که رشد کنم بگردم با آدم های متفاوت آشنا بشم چیزای مختلف رو امتحان کنم

    و همین کارم میکنم من به تمامی اهدافم با هدایت پروردگار میرسم و هیچکس حتی ب اندازه یه ارزن قدرت اینو نداره ک‌ جلومو بگیره چ با گیر دادن چ با ناراحت شدن

    هرکسی مسئول زندگی خودشه ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      مهسا 🌙پیریان گفته:
      مدت عضویت: 999 روز

      سلام به سارای عزیزم

      دمت گرررررم دختر ک توی این مدت کوتاهی ک اومدی انقدرررر خوب داری روی خودت کار میکنی و انقد قشنگ مسائل و درک کردی و داری با قانون خداوند هم مسیر میشی

      دمت گرررم برای تک تک جمله هااات

      چه جمله ی قشنگی نوشتی اگه من بخاطر دلسوزی بمونم این خودش شرکه

      چقدر خوب داری درک میکنی عزیزدلم

      دقیقا درست گفتی هرکسی مسئول زندگیه خودشه

      خوشحالم ک کامنت قشنگت رو خوندم و بهت تبریک میگم ک انقدر خوب و پرقدرت و با اراده داری جلو میری

      خداقوت سارای قشنگم موفق ترین باشیییییی منتظر نتیجه های پربارتر و مستقل شدنت هستممممم

      عاشقتونمممم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        سارا درویشی گفته:
        مدت عضویت: 446 روز

        به نام خدا

        سلام به شما مهسای عزیزو قشنگم

        نمی‌دونید چقدر وقتی بچه ها میخونن نظراتمو و بعضیاشون پاسخ میدن انقد ذوق میکنم سارای درونم ذوق می‌کنه

        و چقدر لذت بردم از نظر شما ک انقد با دقت خوندید خوشگلم

        و بله من ب قول استاد وقتش الان بوده

        چون قبلا هم من گوش میدادم از این چیزا ولی توی رفتار نه

        ولی الان دارم کم کم توی رفتارم نشون میدم قوانین هر روز یادآوری میکنم مخصوصا تکامل ک پاشنه آشیل شدید منه

        و اینو بگم خیلی دوست داشتنی هستی و شیرین و زیبا

        من تا حالا به نظراتتون برخورد نکردم

        و منم می‌دونم ک شما به دستاورد های بسیار خوبی می‌رسی و میای برامون میگی

        دوست دارم مهسا خانواده روحی من(:

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: