نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
بازگشت به سلامت کامل و جوانی دوباره با یکونیم سال زندگی به شیوهی دوره قانون سلامتی
استاد عزیزم، میخواهم از نتایج باور نکردنی بنویسم که از زندگی به شیوهی دوره قانون سلامتی گرفتم؛ نتایجی که همین الان که مینویسم، لبخند شما را از دیدن آنها در ذهنم تصور میکنم.
من دقیقاً یکونیم سال پیش زندگی به شیوهی این دوره را شروع کردم. اول از همه، بگذارید نتایج آزمایشهای قبل از شروع دوره را با نتایج آزمایشهای بعد از یکونیم سال زندگی به این شیوه مقایسه کنم؛ چون این مقایسه خودش یک معجزه است.
آزمایش قبل از شروع دوره (۱۹ / ۱۲ / ۱۴۰۲):
قند ناشتا ۹۵ — چربی خون ۴۸۵ — ویتامین D بیستوپنج — HOMA-IR در محدودهی پیشدیابت — FOB مثبت — تیروئید کمکار — و چندین شاخص نگرانکننده دیگر.شرایط ظاهری و جسمی هم مناسب نبود:
وزن ۶۲ کیلو، دور کمر ۹۴، دور شکم ۹۵، دردهای معدهی شدید، سردردهای ضربهای پشت سر، تهوع، سرگیجه، پرخاشگری، تنگی نفس، میخچه و درد پا، عفونتهای مداوم زنانه، غدهی چرکی زیر بغل، تیرگی و لکهای پوستی، ریزش مو، ناخنهای ضعیف، پف چشمها، سنگینی دستوپا، پریودهای نامنظم، کمکاری تیروئید، و لیستی از ۲۲ مشکل جسمی که از شدت آنها سالها درگیر بودم.اما آزمایش بعد از یکونیم سال زندگی به شیوهی دوره (۳۰ / ۶ / ۱۴۰۴) یک تحول کامل بود:
قند ناشتا ۷۸ — چربی خون ۱۲۸ — ویتامین D پنجاهوشش — TSH کاملاً نرمال — تمام موارد نگرانکننده برطرف شده.شرایط ظاهری هم کاملاً تغییر کرده:
دور کمر از ۹۴ به ۷۵ رسیده؛ دور شکم از ۹۵ به ۸۲؛ و شانهها متناسبتر و عضلانیتر شده.اما مهمتر از عددها، حالی است که دارم. استاد، با زندگی به شیوهی این دوره، من واقعاً شبیه یک دختر هجدهساله شدهام؛ سبک، سالم، آرام و پرانرژی.
یکی از پررنگترین مشکلاتم قبل از شروع دوره، کمبود تمرکز و فراموشی بود؛ اما این موضوع بهطور باور نکردنی برطرف شده. همزمان با شروع این شیوه، کلاس زبان ثبتنام کردم و الان یکونیم سال است در کنار کار و بچهداری، زبان میخوانم و نهتنها تمرکزم عالی شده بلکه حافظهام هم بسیار قوی شده.
خوابم سبک و باکیفیت شده؛ صبحها بدون زنگ و بدون کسلی، خودم بیدار میشوم.
ظاهرم آنقدر متناسب و زیبا شده که همه از من تعریف میکنند، اما تحول درونی را فقط خودم میدانم که چقدر عمیق بوده.دیگر هیچ اثری از دانههای چرکی زیر بغل یا کف پا نیست.
هیچ درد معدهای ندارم.
تیرگی و داغی کف پا کاملاً ناپدید شده.
پریودها کاملاً منظم شده.
کمکاری تیروئید بهطور کامل برطرف شده.
چهرهام شفاف شده و لکها از بین رفته.
ریزش مو ندارم و ناخنهایم محکم و سالم شدهاند.
بدنم جوان، سبک، شاداب و پرانرژی است.یادم هست وقتی آزمایش اولیه را به دکتر نشان دادم، گفت: «به هیچ عنوان نمیتوانی بدون قرص و دارو این وضعیت چربی خون را درست کنی.»
به اصرار همسرم سه تا از قرصها را خوردم، اما چند روز بعد از شروع زندگی به شیوهی دوره، حس کردم نیازی ندارم. قرصها را گذاشتم بالای یخچال، که ببینمشان اما نخورمشان. یک سال تمام همانطور ماند… و بعد هم آنها را دور انداختم.در این مدت حتی یک سرماخوردگی ساده هم نداشتم.
اثر این تغییرات فقط روی خودم نبود؛ همسرم که همیشه با دورهها مخالف بود، وقتی نتایجم را دید، خودش تصمیم گرفت به شیوهی دوره زندگی کند و الان یک سال است با من همراه شده.وقتی بعد از یکونیم سال دوباره آزمایش دادم و هر دو آزمایش قبل و بعد از دوره را به دکتر نشان دادم، مات و مبهوت مانده بود و فقط یک جمله میگفت:
«چطور ممکنه…؟»استاد عزیزم، من عاشقتم و تا آخر عمرم سپاسگزار زندگی به شیوهی دوره قانون سلامتی هستم. این دوره نهتنها جسم من، بلکه ذهن و روح من را دوباره ساخت.
نتایج شگفتانگیز من از زندگی به شیوهی دوره قانون سلامتی در کمتر از سه ماه
میخواستم از نتایجی بنویسم که تا امروز از زندگی به شیوهی دوره قانون سلامتی گرفتم. هنوز سه ماه هم نشده که طبق این دوره زندگی میکنم، اما نتایجم آنقدر زیاد و عمیق بوده که خودم هم باورم نمیشود.
قبل از شروع این سبک زندگی، بعد از خوردن ناهار به شدت خوابم میگرفت، اما الان این مشکل کاملاً از بین رفته. همیشه بعد از خواب ظهر بدنی سنگین و دردناک داشتم، طوری که همسرم باید من را ماساژ میداد تا بتوانم از جایم بلند شوم، اما این مسئله هم کاملاً رفع شده. حس خوابآلودگی دائمی داشتم و در طول شبانهروز مدام خمیازه میکشیدم، اما الان کاملاً برطرف شده و بدنم سرحالتر از همیشه است.
تمرکز بسیار پایینی داشتم و بیشتر از نیم ساعت نمیتوانستم مطالعه کنم، اما الان راحت دو ساعت بدون حواسپرتی مطالعه میکنم. همیشه آبریزش بینی و علائم شبیه سرماخوردگی داشتم، خصوصاً در زمستان، اما الان حتی در اوج سرمای زنجان هم کاملاً سالمم. قبلاً خیلی سرمایی بودم، اما الان در برابر سرمای شدید هیچ مشکلی ندارم و این واقعاً برایم شگفتانگیز است.
چربیهای دور شکمم کاملاً از بین رفته و وزنم از ۷۸ کیلو به حدود ۶۷–۶۸ کیلو رسیده. قبل از دوره، یک ساعت پیادهروی سر کار باعث پا درد میشد، اما الان تا پایان تایم کاری و حتی تا زمانی که به خانه میرسم هیچ مشکلی ندارم.
از نظر اعصاب هم تغییرات زیادی داشتم. خیلی زود عصبی میشدم و مدام با همسرم بحثم میشد، اما الان ۹۸٪ بهتر شدم و آرامش بیشتری دارم. تنبلی و عقبانداختن کارهایم هم تا حد زیادی برطرف شده و میتوانم بگویم ۵۰ تا ۶۰ درصد پیشرفت کردهام.
قبلاً خیلی زیاد میخوابیدم، اما الان خوابم کمتر شده و کیفیتش بسیار بالاتر رفته و بعد از بیداری اصلاً حس خوابآلودگی ندارم. اعتمادبهنفسم تقریباً ۵۰ درصد بیشتر شده. پوست سرم قبلاً خیلی چرب بود و اذیتم میکرد، اما الان کاملاً نرمال شده. کمحوصله بودم اما حالا روحیهام خیلی بهتر شده است.
مشکل تکرر ادرار داشتم و وقتی بیرون میرفتیم، در یک ساعت چندین بار مجبور بودم دستشویی بروم. هضم صبحانه هم برایم سخت بود و دائماً مشکل گوارشی داشتم. اما حالا با حذف صبحانه و رعایت اصول دوره، تمام این مسائل کاملاً برطرف شده.
قبلاً نهایتاً ۸ ساعت میتوانستم کار کنم، آن هم با زور. اما الان راحت ۱۶ ساعت کار میکنم و اگر همسرم ناراحت نشود، حتی ۲۴ ساعت هم توان و انرژی کار کردن دارم؛ چیزی که قبلاً حتی تصورش را هم نمیکردم.
و اما یکی از بهترین نتایجی که گرفتم این است که قبل از زندگی به شیوهی دوره قانون سلامتی، دچار کمر درد، درد کشاله ران و سوزش کف پا بودم. اما در کمتر از سه ماه، همهی این مشکلات به شکل کامل و عجیب از بین رفت.
استاد عزیز، بابت دوره قانون سلامتی بینهایت سپاسگزارم. این دوره زندگی من را از نظر جسمی، روحی و انرژی کاملاً متحول کرده است.
کاهش ۳۰ کیلو در ۳ ماه، بازیابی سلامتی کامل، بازگشت اعتمادبهنفس و تولد دوباره با عمل به آموزههای دوره قانون سلامتی
استاد عزیزم، تا امروز زندگی من با آموزههای دوره کشف قوانین زندگی و دوره عزت نفس تغییرات زیادی کرده بود؛ اما بزرگترین تشکر من از شما برای تولید دوره قانون سلامتی است. سه ماه است که به شیوه این دوره زندگی میکنم و این دوره، تمام ابعاد زندگی مرا دگرگون کرده است.
من با وزن ۱۲۱ کیلو، قد ۱۷۴ سانتیمتر و وضعیت جسمانی بسیار نامناسب وارد دوره شدم. در این مدت ۳۰ کیلو وزن کم کردم؛ آن هم نه با سختی، بلکه با راحتیای شبیه رویا. اکنون نزدیک ۹۴ کیلو هستم.
قبل از اجرای این سبک زندگی، صورتم چنان چاق شده بود که خودم را نمیشناختم. پشت پلکم افتاده بود، صورتم پر از جوش شده بود و موهای زائد زیادی روی صورتم رشد میکرد. درست قبل از ورود به دوره، حس میکردم بدنم زیر این وزن بالا در حال له شدن است. کسی نمیفهمد ۲۵ سالگی، ۵۰ کیلو اضافه وزن داشتن یعنی چه!
برای من فقط مسئله زیبایی نبود. چون دنسر هستم، این افزایش وزن باعث شده بود دیگر نتوانم تمرین کنم و مفاصلم داشت از بین میرفت. حتی یک الهام قوی گرفتم که اگر با این وضعیت تمرین کنی، باید برای همیشه با رقص خداحافظی کنی. و من از تمرین دست کشیدم؛ اما این موضوع اعتمادبهنفسم را نابود کرده بود.
اما از زمانی که زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کردم، اتفاقی افتاد که واقعاً زندگیام را نجات داد.
من به راحتیِ راه رفتن در یک جاده جنگلی، وزن کم کردم و هر روز به هدفم نزدیکتر شدم.
امروز:
ستون فقراتم صاف شده و قدم بلندتر شده.
صورتم جوانتر و زیباتر شده.
افتادگی پشت پلکم از بین رفته، پوستم روشن و شاداب شده.
انرژیای در وجودم آزاد شده که عزت نفسم را از ریشه ترمیم کرده است.
با اینکه هنوز ۲۰ کیلو دیگر باید کم کنم، احساس سبکی عجیبی دارم.
دوباره رقص را شروع کردهام و قدرت جسمانیام قابل مقایسه با قبل نیست.
بدنم ورزشکاری شده و عضلاتم در حال شکلگیری و زیباتر شدن هستند.من از کودکی ورزشکار بودم. ۱۸ سالگی ۹۴ کیلو بودم و همه میگفتند خوشهیکل هستم. اما حالا که دوباره به همان وزن رسیدهام، هیکلم چندین برابر متناسبتر و ورزشیتر از آن دوران است. این نتیجه سه ماه زندگی به شیوه دوره است.
اما مهمترین نتایج من نه ظاهری، بلکه نتایج عمیق سلامتی بوده:
بدندردهای همیشگیام از بین رفته.
پادرد و کمردرد شدید کاملاً کم شده.
شبها خواب باکیفیت دارم.
انرژیام چند برابر شده.
گشنگیهای عصبی، ضعفها و بیحالیها تقریباً محو شده.
گردندرد و دردهای مفصلی مدام دارد کمتر میشود.
اگر ساعتها پیادهروی کنم، بدنم حتی یک «آخ» هم نمیگوید.چند روز پیش فقط ۴ ساعت خوابیده بودم، ۵ ساعت پیادهروی کردم، در روزهای اول عادت ماهانه هم بودم، اما با یک قهوه، پر از انرژی بودم و اصلاً احساس خستگی نداشتم.
انرژیای که قبلاً صرف خواب، غذا، ظرفشستن، و خوردنهای بیوقفه میشد، حالا صرف اهداف زندگیام میشود.
زندگی به شیوه این دوره واقعاً راحتتر از چیزی است که تصور میکردم. من نتیجه گرفتهام که:
اگر انسان یک قدم برای سلامتیاش بردارد، خداوند صد قدم به سمت او برمیدارد.
امروز هر روز بابت سلامتی و سبک زندگیام هزار بار شکر میکنم.
پیادهرویهایم معجزهاند؛ اگر بخواهم فقط درباره معجزات پیادهرویها بنویسم، باید یک کتاب بنویسم.زندگی به شیوه این دوره به من فهماند که دوره قانون سلامتی، قانون تمام خواستههاست. چون وقتی جسم، سبک و پرانرژی باشد، ذهن و قلب هم باز میشوند و قانون دریافت خواستهها راحتتر عمل میکند.
حس میکنم مسیر رسیدن به خواستههایم دقیقاً از همینجا شروع شده:
از زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی.این دوره ایمان و اعتمادی را در وجود من زنده کرده که وصفنشدنی است. وقتی من توانستم در ۳ ماه ۳۰ کیلو وزن کم کنم منی که سالها برای کم کردن فقط ۱۰ کیلو عذاب میکشیدم حالا با تمام وجود باور دارم هیچ هدفی در جهان نیست که نتوانم به آن برسم.
خدایا شکرت که مرا هدایت کردی به این شیوه زیبا.
بهبود کامل کبد، تناسب اندام، انرژی فراوان و جوانی دوباره با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی
من و همسرم از ابتدای تولید دوره قانون سلامتی این دوره را خریدیم و حالا سه سال است که دقیقاً به شیوه این دوره زندگی میکنیم.
قبل از زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، وضعیت سلامت من اصلاً خوب نبود. شکمم بعد از سه زایمان بسیار بزرگ شده بود. فشار خون پایین داشتم و مدام مجبور بودم نمک بخورم. همیشه خوابآلود، بیحال و تنبل بودم تا جایی که توان انجام بسیاری از کارها را نداشتم. تاندون پایم مرتب دچار پارگی میشد. پوستم زرد و بیجان شده بود. زیر چشمهایم گود شده بود. آزمایشهایم همیشه کمخونی را نشان میداد. قندم به مرز خطر رسیده بود و با خوردن هر شیرینی دچار حال بد میشدم؛ چیزی که بعداً فهمیدم نوسان انسولین بوده است.
رژیمهای مختلف را امتحان کردم. سالها تحت درمان طب سنتی بودم و انواع ویتامینها را مصرف میکردم. اما یا هیچ بهبودی نبود یا کاملاً موقتی بود و بدنم دوباره به همان حالت بد برمیگشت. واقعیت این است که هیچکدام از آن رژیمها قابل ادامه دادن نبودند؛ یا بسیار سخت بودند یا بهشدت ضعیفم میکردند و به بدنم آسیب میزدند.
اما وضعیت سلامتی همسرم از من هم جدیتر بود. او کبد چرب گرید ۳ داشت، فیبروز کبدی که ۹۰٪ کبد را درگیر کرده بود، غلظت خون بالا، فشار خون بالا و پر شدن کیسه صفرا؛ تا حدی که پزشک پیشنهاد داده بود صفرا باید جراحی و برداشته شود. شکم بزرگ داشت و عضلاتش تحلیل میرفت و ذهنش کاملاً آشفته بود.
البته او قبل از ورود به سبک زندگی دوره قانون سلامتی، روی آموزشهای دیگر استاد عباسمنش کار کرده بود و همان آگاهیها باعث شده بود آرامش، ایمان و نتایج خوبی بگیرد. همین نتایج اولیه باعث شد با ایمان کامل دوره قانون سلامتی را بخریم.
اما امروز… بعد از سه سال زندگی دقیق طبق این دوره، نتیجه چیزی فراتر از یک معجزه است.
من و همسرم هر دو بدنهایی کاملاً سالم، قوی و جوان داریم.
دیگر نه من افت فشار دارم، نه او فشار خون بالا.
نه من کمخونی دارم، نه او غلظت خون.
کبد همسرم کاملاً سالم شده و حالا هیچ چربی در کبدش دیده نمیشود.
از همه مهمتر، فیبروز کبد او ۱۰۰٪ درمان شده.
پزشکش با تعجب پرسیده بود:
«داری چیکار میکنی که تونستی فیبروز کبد رو درمان کنی؟!»مشکل کیسه صفرا و تمام دردهای قبلیاش از بین رفتهاند. عضلاتش هر روز قویتر و خوشفرمتر میشود.
من هم دیگر هیچوقت نوسان انسولین را تجربه نمیکنم. پوستم شفاف شده، موهایم سالم و زیبا شده، کمخونیام کاملاً از بین رفته در حالی که سالها پزشکان میگفتند چون تالاسمی مینور دارم، این کمخونی طبیعی است و درمان ندارد! عضلاتم بسیار قوی و درعینحال زیبا و خوشفرم شدهاند.
هر دو نفرمان بهشدت پرانرژی شدهایم. انگار روزها برایمان بلندتر و پربرکتتر شدهاند. همه کارهایمان با آرامش و نظم انجام میشود.
در این سه سال تمام مشکلات سلامتی ما کاملاً حل شدهاند. تازه حالا میفهمیم بسیاری از حالتهایی که فکر میکردیم «طبیعی» هستند، درواقع بیماریاند. و اینکه پیری با افزایش سن طبیعی نیست. چون ما امروز نهتنها پیر نشدیم، بلکه هر روز جوانتر شدهایم چه از نظر ظاهری و چه از نظر عملکرد اندامهای داخلی.
البته این تجربه در یک ماه و دو ماه به دست نمیآید. بدن باید زمان بگیرد، پاکسازی کند و طبق قانون تکامل رشد کند. ما سالها دوره را ادامه دادیم؛ بارها جلسات را تکرار کردیم، تمرینها را دقیق اجرا کردیم از جلسات پیادهروی تا عضلهسازی، تا رژیم لیکگات و… . اوایل هم ما مثل خیلیها بهشدت لاغر شدیم، اما به حرف دیگران توجه نکردیم. ادامه دادیم و بدن خودش وزن را تنظیم کرد.
اگر آن موقعها به حرف اطرافیان که میگفتند صورتت زیادی لاغر شده گوش میدادیم، اگر به حرف پزشکانی که این شیوه را رد میکردند اهمیت میدادیم، اگر مسیر را رها میکردیم…
امروز نه این سلامتی را داشتیم، نه این زیبایی را و نه این جوانی را.میخواهم بگویم:
اگر زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را دقیقاً طبق آنچه استاد میگویند ادامه بدهید، در نهایت به زیباترین نتایج ممکن میرسید.
درست است که از همان ابتدا نتایج میآید، اما نتایج واقعی و عمیق تازه از سال سوم به بعد ظاهر میشوند.استاد عزیز عباسمنش، از صمیم قلب سپاسگزارم که این دورهٔ معجزهساز را تولید کردید.
تحول چشمگیر در سلامتی، انرژی و زیبایی با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی
الان هشت ماه است که به شیوه دوره قانون سلامتی زندگی میکنم و واقعاً نتایج فوقالعادهای گرفتهام؛ نهفقط در سلامتی، بلکه در تمام جنبههای زندگیم. هر روز بیشتر میفهمم که سیستم جهان و بدن چقدر دقیق و منظم کار میکنند. خدایا شکرت برای این نظم بینقص.
بخشی از نتایجم از زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی:
قبل از این دوره، روی دستهایم پر از لکههای قهوهای بود که میگفتند ارثی است و هیچوقت از بین نمیرود؛ اما الان این لکها تقریباً محو شدهاند.
انرژیام فوقالعاده شده. فقط پنج ساعت در شب میخوابم اما بدون ساعت از خواب بیدار میشوم و با اینکه روزم پر از فعالیت است—کار مغازه، کارهای شخصی، کار کردن روی دورهها، کلاس زبان، ورزش و عضلهسازی—نهتنها کم نمیآورم، بلکه با لذت روز را میگذرانم و شب با آرامش میخوابم.
قبل از ورود به دوره قانون سلامتی مشکل کیست تخمدان داشتم که باعث رویش موهای زائد زیر چانه میشد و خیلی اذیتم میکرد؛ اما الان فقط چند تار ریز باقی مانده. زانودرد و کمردردی که سالها داشتم کاملاً برطرف شده. پریودهای نامنظم، دلدرد، پادرد و بیحالیها هم بهطور چشمگیری بهتر شدهاند.
قبلاً برای پوست صورت و دستهایم از تهران کرمهای گران میگرفتم اما اثرشان موقتی بود. حالا پوست صورتم و دستهایم کاملاً طبیعی، نرم و شفاف شدهاند و هیچ کرمی استفاده نمیکنم.
وزنم از ۶۷ کیلو به ۵۰ کیلو رسید و بعد از دو ماه عضلهسازی، بدنم کمکم فرم گرفت. امروز ۵۶ کیلو هستم و اندامم فوقالعاده زیباتر شده؛ عضلههای بدنم کاملاً مشخص هستند.
پف پشت چشمم کاملاً از بین رفته، چشمهایم بازتر شدهاند و چربی سفید کوچکی که داخل چشمم بود تقریباً ناپدید شده. قبلاً اگر دیر میخوابیدم چشمهایم میسوخت و قرمز میشد، اما حالا حتی با خواب کم هم کاملاً راحت هستم.
هر ساعتی بخوابم، صبح ساعت شش با انرژی بالا بیدار میشوم و میروم سر کار.
کف پاهایم همیشه خشک و ترکخورده بود اما الان کاملاً برطرف شده.
قبل از این دوره سردردهای شدیدی داشتم که امانم را میبرید، اما زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی این مشکل را بهطور کامل حل کرد. الان میدانم ریشهاش مشکل گوارشم بود.
دندانهایم قبلاً به سردی و گرمی حساس بود اما حالا اصلاً اذیت نمیشوم. گوشدرد و التهاب لوزهها که همیشه همراه من بود، کاملاً برطرف شده. شوره سر و چربی موهایم کاملاً تنظیم شده. خطوط ریز و چروک صورتم محو شدهاند.
قبل از این شیوه زندگی، زبانم همیشه یک لایه سفید داشت و میگفتند مشکل گوارشی دارم، اما الان میدانم که همه اینها از مصرف نشاسته بوده و با این سبک زندگی کاملاً برطرف شده.
دیگر نیاز نیست مدام مسواک بزنم. بوی عرقم کاملاً از بین رفته؛ قبلاً مدام درگیر خرید عطر و اسپری و مام بودم. بدنم نرم و تمیز است. بوی بد دهان صبحگاهی که همیشه اذیتم میکرد، کاملاً ناپدید شده.
حافظهام خیلی قویتر شده. در کلاس زبان بهتر یاد میگیرم و وقتی فایلهای دورهها را گوش میکنم، خیلی بهتر متوجه میشوم.
کار کردن روی دورههای دیگر هم برایم لذتبخشتر شده. قبلاً خیلی زود عصبی میشدم اما الان چقدر آرامتر شدهام.
و اینها تنها بخشی از نتایجی است که خدا را صد هزار بار شکر، با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی به دست آوردهام.
درمان مشکلات مزمن، جوانسازی پوست، تناسباندام پایدار و سلامتی کامل با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی
از خرداد ۱۴۰۱ که زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را با وزن ۶۰ کیلو شروع کردم، تا پایان همان سال به وزن ثابت ۴۵ کیلو رسیدم. اما مهمتر از کاهش وزن، دو مشکل اساسی در سلامتیام داشتم که با این روش کاملاً برطرف شدند.
قبل از ورود به دوره قانون سلامتی، پریودهای من بهشدت دردناک، طولانی و غیرقابلتحمل شده بود. سردردهای شدید و مداومی داشتم که برخلاف گذشته، دو یا حتی سه بار در ماه تکرار میشد و هر بار چند روز مرا از کار میانداخت. اما بعد از شروع زندگی به شیوه قانون سلامتی و پایبندی جدی به آن، تمام سردردها از بین رفت. وقتی اولین پریودم را بعد از شروع دوره تجربه کردم، از شدت تعجب شوکه شده بودم؛ یک پریود کاملاً طبیعی، بدون درد، بدون کلافگی، بدون تنش عصبی و بدون هیچ نشانهای از بههمریختگی هورمونی.
یکی از اهداف بزرگم داشتن شکم کاملاً تخت بود؛ آرزویی که سالها داشتم. اما در کمتر از دو تا سه ماه از شروع این شیوه، شکم من کاملاً تخت شد و فرم بدنم بهطرز محسوسی تغییر کرد.
سالها یک غدهی چربی دردناک زیر بغلم داشتم که بعد از تزریق واکسن کزاز در پانزدهسالگی ایجاد شده بود. حتی با جراحی هم برطرف نشده بود و همیشه اذیتم میکرد. اما بعد از شروع این روش، متوجه شدم روزبهروز کوچکتر میشود و در نهایت بعد از دو سه ماه، کاملاً ناپدید شد.
خشکی شدید پوست بدن و صورتم که سالها آزارم میداد، کاملاً درمان شد. تا قبل از این، مجبور بودم هر روز از کرم آبرسان، لوسیون و وازلین استفاده کنم. اما الان پوست بدنم بدون هیچ محصول اضافی، کاملاً لطیف و مرطوب است.
یکی دیگر از نتایج فوقالعاده این بود که جوشهای زیاد روی باسنم خیلی سریع از بین رفت.
نتیجه جالبتر این بود که عرق بدنم دیگر هیچ بوی بدی نمیدهد؛ حتی در گرمترین روزهای تابستان. هرچقدر هم عرق میکردم، لباسهایم کوچکترین بویی نمیگرفتند.
خط اخم عمیقی که سالها روی پیشانیام بود، کاملاً محو شد. جالب اینکه خودم متوجه نشده بودم؛ دوستم که او هم در همین مسیر بود، به من گفت و وقتی در آینه نگاه کردم دیدم کاملاً درست میگوید پوستم کشیدهتر و شفافتر شده بود.
خیلیها بهم گفتند چقدر جوانتر شدهام. چهرهام از قبل هم جوان بود، اما این تغییرات باعث شده بود صورتم چندین سال جوانتر دیده شود.
قبل از زندگی به شیوه قانون سلامتی، حساسیت فصلی شدیدی داشتم؛ به بادام، گرده گل، گردوغبار و حتی هوای اول صبح. هر روز صبح باید ۳۰ تا ۴۰ بار عطسه میکردم. اما بعد از تغییر شیوهی زندگی، همه این حساسیتها کاملاً درمان شد.
موهای سفیدم بهطرز محسوسی کم شد یا شاید تغییر رنگ داد، اما هرچه بود بهوضوح کمتر شده بود. این تغییر در همسرم هم کاملاً مشخص شد؛ خیلیها به او میگفتند انگار ۱۰ تا ۱۵ سال جوانتر شده. کشیدگی پوست، رنگ پوست و حتی چربی پوست و موی سرش کاملاً تنظیم شد.
بزرگترین تغییر برای همسرم، درمان قطعی سوختگی و عرقسوزی کشاله ران بود. سالها هر بهار و تابستان از این مشکل رنج میبرد و هیچ درمانی مؤثر نبود. اما الان دو سال و نیم است که با زندگی به شیوه قانون سلامتی، کاملاً از این مشکل رها شده.
با این حجم از نتایج، واقعاً ارزشش را دارد که به زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی ۱۰۰٪ وفادار باقی بمانم. من هر روز این نتایج را مرور میکنم تا فراموش نکنم که این تغییرات چقدر ارزشمند هستند و چقدر ادامه دادن این مسیر میارزد.
کاهش ۲۲ کیلو وزن و بهبود ۸۰ درصدی بیماری اماس با عمل به آموزههای دوره قانون سلامتی
تقریباً ۸ ماه از روزی که زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کردم میگذرد. تصمیم گرفتم در هر جلسه از دوره، بخشی از تجربهها و نتایجم را بنویسم؛ هم برای اینکه دینم را به استاد عباسمنش ادا کنم و هم اینکه نتیجههای من، برای دوستان همفرکانسی انگیزهای باشد تا باور کنند که سلامتی دوباره کاملاً ممکن است حتی اگر پزشکان بگویند فلان بیماری درمانناپذیر است. دوست دارم با اشتراک نتایجم، این باور قدرتمندکننده را گسترش دهم که: همه ما باید سلامت باشیم، این نعمت حق همه است؛ فقط باید در مدارش قرار بگیری.
قبل از شروع دوره قانون سلامتی، طبق نتایج آزمایشها و امآرآی، درگیر بیماری مولتیپل اسکلروز (اماس) بودم و حملات و نشانههایش را تجربه میکردم. اما همان زمان که بیماری برایم مشخص شد، این دوره را خریدم و زندگی به شیوه قانون سلامتی را آغاز کردم.
طی این ۸ ماه، نتایج بزرگی گرفتم که دو مورد از مهمترین آنها را مینویسم:
نزدیک ۲۲ کیلو وزن کم کردم؛
و بیماری اماس حدود ۸۰ درصد بهبود یافته و روند درمانم کاملاً رو به جلو است—تا حدی که نشانههای بیماری بسیار کم شده و امروز بهراحتی زندگی میکنم.خدایا شکرت برای هدایت من به سمت دوره قانون سلامتی و آگاهیهای شفابخش و نجاتبخش این دوره.
- درمان بیماری ام اس
سلامتی کامل، رهایی از اماِس، تناسب اندام پایدار و عزتنفس بالا با زندگی به شیوهٔ دوره قانون سلامتی
من حدود دو سال است که به شیوهٔ دوره قانون سلامتی زندگی میکنم و میخواهم همهچیز را از ابتدا توضیح دهم.
اوایل تیرماه ۱۴۰۱ این دوره را خریدم و با قدرت و تعهد فراوان شروع کردم. طبق دستور استاد عباسمنش در جلسه اول، آزمایشهای اولیه را انجام دادم و شرایط من در شروع دوره اینگونه بود:
وزن ۱۰۳ کیلوگرم؛ سلامتی: داغون؛ رابطه زناشویی: داغون؛ وابستگی شدید به خانواده و مادرم…
حالا که این حرفها را مینویسم و شرایط آن زمان را به یاد میآورم، بینهایت شکرگزار خداوند میشوم. واقعاً باورم نمیشود از کجا به کجا رسیدم.قبل از دوره قانون سلامتی مبتلا به بیماری اماِس (MS) بودم. مدارک و MRI و داروهای فراوان داشتم. اما همیشه در وجودم یک حس محکم بود؛ انگار میدانستم خداوند دوباره سلامتی را به من میدهد. بارها تجسم میکردم که سلامت شدهام و از شدت حس آن لحظهها اشک شوق میریختم؛ و الان میفهمم که همان ایمان قلبی چقدر زیبا مرا هدایت کرد.
قبل از دوره مدام رژیم بودم و همسرم دائماً باید برایم غذاهای خاص درست میکرد. انگیزهای برای زندگی نداشتم. اما وقتی وارد دوره قانون سلامتی شدم، انگار یک نیروی تازه به زندگیام دمیده شد.
در سه ماه اول وزنم از ۱۰۳ به ۹۲ کیلو رسید و حتی تا ۸۷ کیلو کاهش یافت. بعد از مدتی اجرای دوره، داروهای اماِسم را کنار گذاشتم و فقط به آموزههای قانون سلامتی عمل کردم. خیلیها میگفتند باید با پزشک مشورت کنم، اما صدای خداوند بلندتر بود که میگفت: «به تعهدت عمل کن.» از همان روز اول، حرفهای استاد برایم وحی منزل بود، و همین تعهد، باعث شد همهچیز به بهترین شکل پیش برود. حتی با وجود کاهش وزن زیاد، پوستم اصلاً شل نشد.
امروز، بعد از دو سال زندگی به شیوهٔ این دوره، نتایج من اینهاست:
وزنم کاملاً نرمال و ثابت شده؛
هر روز باشگاه میروم و بدنسازی میکنم؛
پوستم شفاف، نرم و درخشان شده؛
اندامی بسیار خوشفرم دارم و صورتم استخوانی و زیبا شده؛
عزتنفسم بهطرز چشمگیری بالا رفته؛
سایز لباسهایم کاملاً تغییر کرده؛
خانوادهام ژنتیک را مقصر چاقی میدانستند، اما من فهمیدم بدن طبق قانون عمل میکند نه ژنتیک؛
و مهمتر از همه… بیماری اماِس در بدنم درمان شده است.دیگر هیچکدام از علائم اماِس را ندارم:
نه ریزش مو؛
نه خلط پشت گلو؛
نه ضعف بینایی؛
نه لکنت زبان؛
نه بیحسی عصبی؛
نه لرزش دستوپا؛همهچیز صددرصد درمان شده. شکرت خدا.
الان دقیقاً یک سال است که هیچ علامتی از اماِس در من وجود ندارد و دو سال است که کاملاً به سبک دوره زندگی میکنم. با این سبک زندگی، بعد از ده سال از شر رژیمهای سخت، وسواس غذایی و محدودیتها خلاص شدم و نهتنها لاغر شدم، بلکه سلامتی کامل را به دست آوردم.
در مورد تغذیه هم کاملاً متعهدانه طبق دوره پیش میروم، مخصوصاً توضیحات مربوط به رژیم لیکیگات که از جلسه ۱۰ به بعد دوره آمده است. اثر آن روی بدنم فوقالعاده بوده.
استاد عزیز عباسمنش، از صمیم قلب سپاسگزارم؛
سلامتی، زیبایی، آرامش، عزتنفس و آزادی از بیماری همه و همه بهبرکت این دوره و عمل کردن به آن وارد زندگی من شد. درمان دیابت، کاهش وزن و جوانسازی کامل سبک زندگی با عمل به آموزههای دوره قانون سلامتی
من شهناز هستم، مادر وهاب زارعی. در کامنتهای قبلیام نوشته بودم که با چه وضعیت سلامتی نامناسبی وارد دوره قانون سلامتی شدم. امروز دقیقاً شش ماه است که به شیوه این دوره زندگی میکنم. در سن ۶۰ سالگی تصمیم گرفتم سبک زندگیام را تغییر بدهم و به زندگی به شیوه این دوره روی بیاورم.
وزن من از ۹۰ کیلوگرم به ۷۳ کیلوگرم رسیده است.
در این مدت، دیابت نوع ۲ من درمان شده و چربی خون بالا به سطح نرمال برگشته است.روزی که وارد دوره قانون سلامتی شدم، برای کنترل قند خون، چربی خون، تیروئید و کلیه سنگساز، داروهای زیادی مصرف میکردم؛ اما امروز، بعد از شش ماه زندگی به این شیوه، هیچ دارویی مصرف نمیکنم.
زمانی ورود به دوره، به خاطر مشکلات سیاتیک و… بیش از هزار قدم در روز نمیتوانستم راه بروم؛ اما الان، بعد از شش ماه، در کمترین حالت، حداقل ۷۰۰۰ قدم راه میروم. علاوه بر آن، پیاده به کلاس یوگا میروم، در کلاس یوگا روزی حداقل ۵۰۰ کالری میسوزانم و اکثر شبها تا زمان خواب، عدد حدود ۱۰۰۰ کالری روی ساعتم ثبت میشود.
تمام کارهای منزل را خودم انجام میدهم و در آستانه ۶۰ سالگی، از لایفاستایل سالم و سرشار از انرژیام واقعاً راضی هستم. البته هنوز اضافهوزن دارم، اما از عملکردم در این شش ماه بسیار راضیام و مطمئنم خیلی زود به وزن و سلامتی ایدهآلم میرسم.
خدا را شکر، زانو دردم بسیار بهتر شده و منتظرم در شش ماه دوم با خبرهای بهتر و بزرگتری درباره سلامتیام بازگردم.
این نتایج را نوشتم برای دوستانی که میگویند «سنم گذشته، نمیتوانم سبک زندگیام را عوض کنم»؛
تا بگویم: اگر من در آستانه ۶۰ سالگی توانستم، شما هم قطعاً میتوانید.رفع مشکلات جسمانی، تناسب اندام و جهش در کسبوکار با عمل به آموزههای دوره قانون سلامتی و دوره روانشناسی ثروت ۳
من دوره قانون سلامتی را خریدم و با تعهد کامل، زندگی به شیوه این دوره را آغاز کردم. نتیجه عمل به آموزشهای این دوره، برای من مجموعهای از بهبودهای جسمی، انرژی بیشتر و اعتمادبهنفس بالاتر بود.
قبل از شروع زندگی به شیوه این دوره، صبحها دچار قرمزی و آبریزش چشم میشدم، اما این مشکل به طور کامل حل شد. همچنین چربی و گرگرفتگی پا که مدتی آزارم میداد، با عمل به آموزههای همین دوره برطرف شد. مهمتر از همه، اگر قبل از ساعت ۱۰ صبح صبحانه نمیخوردم، دچار سردردهای شدید و پایدار تا آخر شب میشدم، اما امروز این مشکل نیز کاملاً از بین رفته است.
وزنم از ۹۵ کیلو به ۸۰ کیلو رسیده؛ بوی عرق بدنم از بین رفته؛ سرحالتر، شادابتر و پرانرژیتر شدهام. این سطح از سلامتی، نشاط و تناسب اندام، اعتمادبهنفس من را چند برابر کرده است. واقعاً فکر نمیکردم روزی بتوانم وزنم را کم کنم، اما عمل به این دوره، من را به اندام و سلامتی دلخواهم رساند.
بعد از این نتایج بزرگ، وارد دوره روانشناسی ثروت ۳ شدم. با عمل به آگاهیهای این دوره، تحول بزرگی در کسبوکارم ایجاد شد؛ از یک خردهفروش ساده، به یک تولیدکننده تبدیل شدم. این جهشی است که حتی تصورش را هم نمیکردم.
من قبل از رسیدن به تمام این نتایج، به حرفهای استاد عباسمنش ایمان آوردم و عمل کردم. امروز با تمام وجود میگویم آموزشهای ایشان مثل چراغی در تاریکی مسیر مرا روشن کردند.



به نام خداوند مهربان
سلام ب همگی
منم اومدم از نتایج این چند روزم بگم ک البته در لحظه رخ میده از من یا اتفاقات
من مدت کمی هست ک دارم جدی کار میکنم خیلی کم کمتر از سه هفته
ولی خب بگم از تغییرات ذهنیم
من امروز داشتم ب فایل استاد درمورد قضاوت گوش میدادم
و خیلی روم تاثیر داشت ی خصلت خداروشکر خوبی ک دارم برای شنیدن این حرفا ذهنم اصلا مقاومت نداره اصلا
یعنی یکی از بیرون ببینه ممکنه بگه توام رو هوا هرچیو قبول نکن
ولی واقعا اینطور نیست
خب برگردیم ب تعریفات من
من دو سه روزه شروع کردم و خصلت های مثبت خانوادم مینویسم
نمیخوام بگم اونا تغییر کردن
تغییر در من داره رخ میده
اینکه وقتی پدرم ی طوری باهام صحبت میکنه که آدم واقعا ناراحت میشه
قبلا دقیقه ها گریه میکردم و حس اینکه چقد بدبختم چقد احمقم این همه محبت کن بعد این بهم دست میداد
امشب دوباره اون رفتار داشت
ناراحت شدم (بالاخره انسانیم و احساس داریم طبیعیه)ولی ی فرق داشت
ب پنج ثانیه نکشید ک چشمم اشکی شد سریع ب خودم اومدم ک سارا
این مسئله رو بزرگ نکن نزار حالتو بگیره
شیطان هر فرصتی گیرش بیاد میخواد بکشت پایین خودتو کنترل کن
و بعدش اومدم گفتم که
سارا بیا قضاوتش نکنیم ب قول استاد
من چ میدونم پدرم در چ شرایط روحیه ایه الان ،وضعیت سلامتیش افتضاح ، ذهنش درگیر ،کارش اون ، بچگیش پر از سختی
از کجا معلوم جاش بودی برخورد بهتری داشتی
سعی کن بگذری چون این شرایط گذراست
ولی ب خودم گفتم ک اگر موقعی از حرفی شرایطی ناراحت شدی یا کلا حس کردی ب گریه نیاز داری یکم گریه کن اینو بدون ک انسانی و اتفاقا ی موقع هایی گریه خوبه سبک میشی
این نشه ک اگر عصبی شدی ناراحت شدی و.. بخوای خودتو قضاوت کنی نه
خودتو بپذیر دیگران هم بپذیر
و بدون تکاملی ویژگی ها مثبتت و ری اکشنت نسبت ب برخورد های ناخواسته بهتر میشه و اون برخورد ها اگر در مسیر باشی کم و یا حتی حذف میشه
و من خیلی ذهنم درگیره سوال های فرا آگاهی میشه سوال های مربوط ب روح و ..
و من میگم سارا ببین ن که سوالات بد باشه ولی جواب قانع کننده ای توی دنیای ماده نمیشه بهش داد نمیشه خیلی چیزا رو با زبان و فهم انسانی درک کرد
اینجا ی مدرسس ی زمین بازی هرچی لازم بوده برای رشد داده شده
دنبال حاشیه نرو چیزی پیدا کن ک کمکت کنه
بدرد این زمین بخوره
بشه باهاش کاری کرد
و مطمنم برای همه پیش میاد خیلی از سوالا
ولی چون جواب قابل درکی نیست آدم بیخیالش بشه بهتره بزارع خدا در فهم انسانیت بهش متوجه کنه چی ب چیه ک بدرد بخور باشه
چون ممکنه از مسیر خارج شویم سراغ جواب بریم بهش نرسیم نتیجه عکس بگیریم و گمراه بشیم
و میدونم ک خداوند آینه خودشو هدایت میکنه
الهی شکرت
یا اینکه امروز تنها بودم شیطان داشت نجوا میگفت و من رفتم دفتر شکر گزاری آوردم م ذهنمو پرت کنم
و با خودم صحبت میکردم سعی میکردم جهان رو برای خودم ساده توضیح جوری م بتونم یکم بفهممش
میگفتم سارا فقط اینو بدون تو خیلی گرونی خیلی با ارزشی
فکر کن تنها موجود عالم تنها چیزی که وجود داره ما فقط جلوه اونیم آینه اونیم
اومده ب تو قدرتی از خودش داده که ب هیچکس نداده
همه برای تو سجده کردن میدونی یعنی چی
میدونی چقدر مهمی چقدر عظمت داری
نگاه نکن اومدی تو جسم محدود شدی تو خود جهانی و واقعا اشکم در میومد هم درکش سخت بود و حس خوبی میداد
به نام خدا
سلام ب همه دوستان گلم
انقد ذوقم زیاده ک دوس دارم هر لحظشو بیام بنویسم ک این ذوق هی بیشتر بشه
بخدا وقتی ب رویاهام
ب نتایج نگاه میکنم بدنم مور مور میشه انگار ی سوزن انرژی زا زدن بهم
اینکه چ چیزی در انتظار منه در هر لحظه
اینکه منم مثل هر کسی توانایی رسیدن و خلق دارم
امشب داشتم شام درست میکردم برا خودمو پدرم و داداشم
رفتم پای پنجره و دیدم چندین ماشین میلیاردی تو کوچه هستن تو کوچه ای ک تقریبا سطح پایینه نسبت ب کل این منطقه
و همرو دیدم و ب خودم گفتم ببین سارا حتی تو همین محل هم کلی آدم هست ک زندگیش خیلی خوبه
ی ماشین اومده بود نمیدونم اسمشو فکر کنم شاهین بود
و چشممو گرفت گفتم این چیه چ جدیده چ خفنه چقدر ذوق کردم و تحسین
چ موتور های خفنی هست
و تاریک بود هوا
گفتم ای کاش ی نوری چیزی بیاد من ببینم اینو واضح تر
و خداشاهده نشانه و هدایت از این واضح تر ندیدم
تا قبل از این درخواست چیری نبود
تا گفتم
چند ثانیه بعد ی ماشین اومده و این در ذهنم در لحظه اومد ک چراغ ماشین الان میزنه بهش ببینش
یعنی این ایده جدید بود در اون لحظه اصلا ب ذهنم نمیرسید و قشنگ دیدمش و چراغ هایی داشت ببین خیلی خفن بود سیستم داخلش اصلا اوف
بعد ما اومدیم شام خوردیم داداشم نخورد و پدرم گفت براش ی چیز دیگه درست کن و تو خونه ای ک این داداش عملا کارای خودشو انجام نمیده انجام دادن یه سری کار براش یه ذره آدم بدش میاد زورش میگیره ک ب من چ
داشت حرصم میگرفت و داشت احساسم بد میشد ک ب خودم گفتم سارا این شرایط رو بیخیال نزار این احساسات حالتو بد کنه خودتو کنترل کن ترمزتو بکش لطفاً بخاطر ی غذا حالتو بد نکن عیب نداره
و خوشحالم که هر لحظه دارم هدایت میشم
به نام خداوند مهربان
سلام ب همگی شما خانواده حقیقی و روحی من
من اوایل حوصله خواندن کامنت نداشتم چون بلند بودن
ولی مدتیه ک شروع کردم و ببیییین یعنی نصفه مسیر تو همین خوندن کامنت هاست
وقتی میبینی برای بقیه جواب داده ناخودآگاه ایمانت قوی تر میشه
یعنی خوندن و نوشتن کامنت شده کار مورد علاقه من نه یکی دوتا چند تا مینویسم و میخونم و واقعا لذت میبرم
چقد لذت میبرم از نتیجه های بچه ها یعنی انقد ذوق میکنم انقد شوق دارم انقد عشق میکنم ک قشنگ خودمو جاشون حس میکنم فرقی نمیبینم واقعا
چندین روزه ک من جدی شروع کردم و هر روز حالم بهتر میشه (فایل های هدیه)
قبلا خیلی بد خوابم میبرد افکار ترسناک و منفی میومد الان خوابم بهتر شده کیفیتش بیشتر شده
تعهدم نسبت ب کارام مخصوصا مهم تر ها بیشتر شده
مخصوصا از وقتی شروع ب درمان لکنت کردم این روند بهم یاد داد ک تکامل طی کنم و جا نزنم
و از حال امروزم بگم اصلا سرشار از شوقم
سرشار از حال خوبم
سرشار از انرژیم
سرشار از آرزو ام
مثلا هواپیما ک میاد رد میشه من خودمو تصور میکنم ک دارم با هواپیما سفر یا هجرت میکنم و درونم شوق میکنه و مو ب تنم سیخ میشه
یعنی قشنگ حس میکنم ک خود درونی من خود حقیقی من داره میرقصه تو این مسیر
و گفتم سارا تو همین الآنم در حال هجرتی هجرت ب یه سارای جدید نسخه پیتو ب نسخه ویتو
ی نسخه قوی قدرتمند نماینده خداوند
آینه خداوند ک باید نشان از شادی باشه
تو همین الآنم در حال هجرتی اینکه تمرکزت خیلی زیاد تر از قبل اومده روی خودت و حتی روابطی ک زیاد بود تلفنی یا حضوری هم بخاطر مسیرت هم فرکانست کمتر شده و تو عملا وقتت قشنگ باز شده برای خودت
دیگه مثل قبل نیستی اگر عزیزانتو روز ها ماه ها سالها نبینی و ارتباط بسیار کمی داشته باشی حالت خوبه و تمرکزت روی خودته ک این نتیجه تکاملیه ک از بچگی داشتی از اتفاقات ب ظاهر تلخ از اون وابستگی های شدید ک بسختی تونستی در خودت حلشون کنی
تو همین الآنم در حال هجرتی داری خودتو درمان میکنی (لکنت)و این ی قدم بسیار بزرگ در عمل ب کار ها و نتایج برات ب ارمغان میاره
تو همین الان هم در حال هجرتی ک خودت نشستی با خودت تفکر میکنی و یه سری باور های غلط وابستگی احساس دلسوزی و حرفهای مسخره ک (عجب آدم بی احساسی هستیا میخوای بری ،یا چقد بی معرفت شدی قبلا خیلی ارتباط داشتیم ) رو در خودم میشکنم و خودمو تربیت میکنم ک فقط مسئول حال خودم باشم و برام مهم نباشه حتی مادرم پدرم چی میگن در این خصوص
من بهشون حتی اگر خیلی دور بشم عشق میدم
تا جایی ک بتونم ارتباط دارم کمکی از دستم بر بیاد ب خانوادم میکنم
ولی خودمو اهدافم فدای هیچ چیزی نمیکنم
یا مثلا من قبلا هرقدم هر کار هر فکر ک داشتم رو سریع باید برای عمم تعریف میکردم و اگر نمیگفتم این حس ب وجود میومد ک این رسم رفاقت نیستا باید همه چیو بگی شما باید همیشه بهم همه چیو بگید
ولی الان خیلی کم شده من مسیرمو خیلی از کارامو نمیگم
یعنی انقد سرگرم کارام شدم ک رابطهه خیلی کم شده و منی ک قبلا میگفتم چرا انقد کم شده و نگران میشدم ک ای وای نکنه فرکانسمون جدا بشه رابطمون کم بشه یا نکنه صفر بشه
الان اصلا این نیستم میدونی برای خودمم تعجب اوره من واقعا تغییر کردم ب خودم میگم اون عمه اون دوست همیشه برای من عزیزه ولی فرق الآنم با قبلا اینه اگر ده سالم هیچ گونه ارتباطی بینمون نباشه فکر نکنم من بگم دلم تنگ شده یا برام مهم باشه ک بهم بگن بی معرفت ولی بعد چند سالم ببینمش بازم گرم و صمیمی هستم
دارم روی خودم کار کنم ک عمق رابطه رو ربط ندم ک چقدر حرف میزنیم یا چقدر ارتباط هست
بلکه چقدر کیفیت هست
من حاضرم عزیزانم رو چند سال یبار ببینم هرکی میخواد باشه ولی همون یبار کیفیت ازش بباره عشق بباره خوشحالی بباره
از طرف من ها من کاری با اونا ندارم دلتنگن گلایه دارن شاکی هستن
دید من با اونا فرق داره
ولی خب مطمنا وقتی فرکانسم تغییر کنه هربار فاصلم و ارتباطم کم و کمتر میشه و من هیچگونه ناراحتی ندارم حس خاصی ندارم
و برعکس خوشحالم که آخ جون رشد ،پیشرفت ،هجرت وای خدا
این روزا ک از خواب پا میشم میگم آخ جون بریم فایل گوش بدیم تمرین کنیم ورزش کنیم
بنام خداوندبخشنده روزی رسان..سلام به دوستان گلم..من دوماهی هست که دوره دوازده قدم..قدم اول ودوم روخریدم ودارم روی خودم کار میکنم وسپاس گزارخدای هستم که نموتوی این مسیر اورد..حال دلم انقدرخوب شده که همیشه لبخند روی لبامه..حتی وقتی خواب هستم..ارامشی دروجودم موج میزنه که بی نطیره خدایاشکرت انقد اروم شدم وخودم روکنترل میکنم وقتی ناخاسته ای برمیخورم که خودم از خوشحالی به وجد میام..ممنون از استاد عزیزم ومریم جان
به نام خدا
سلام خدمت استاد عزیز و همه دوستان همراه
حس سپاسگزاری عمیقی اومده سراغم چند روزی هست که آرامش رو دارم تجربه می کنم و کمتر رو مومنتوم منفی قرار می گیرم و اتفاقات جالب و صحنه های خوب رو دارم می بینم
اوایلش زور میزدم زیباییها رو ببینم ولی الان که 13 جلسه از دوره میره همه ی زیبایی ها ی دور و برم خود به خود میاد جلوی چشمم
بابت همه زیبایی ها سپاسگزارم
گل محمدی کاشته بودم که الان غنچه داده چقدر لذت بخشه بذر کوچک به یه همچین شکلی تبدیل شده
بابت جنین درون شکم همسرم سپاس که یادم میاره خدا داخل اون فضای به ظاهر کوچک و تنگ چقدر حواسش هست و بدون اینکه پسرم بفهمه و از خدا بخواد . خداوند همه ی نیازهاش رو برطرف میکنه
چشم و گوش و هر چیزی که نیازش هست رو براش اماده میکنه تا بتونه تو این دنیا لذت ببره
بابت عطر گل یاس که هر جای محل میرم بوش پیچیده چون بسیار فراوانه
بابت درآمد مالیم سپاس که مقدارش مهم نیست برکتش مهم شده برام
بابت خانواده ام سپاس که آرامش داره برمیگرده درون خانواده
بابت خدای قشنگم سپاس که باران و نعمت های فراوانش رو داره توی این فصل میریزه رو سرمون
بابت هوای خنک سپاس
بابت اعتباری که خداوند هدیه داده بهم سپاسگزارم
بابت همه ی دارایی های مالی که تا دیروز نمی دیدم و چشمم داره یواش یواش میبینه سپاسگزارم
بابت تن سالمی که دارم و احتیاج به هیچ نوع دارو و دکتری نیست سپاسگزارم
بابت خون سالمی که دارم و میتونم اهدا کنم سپاسگزارم
بابت این برنامه ی عالی و این دوره ی زیبا سپاسگزارم
عاشقتونم
خدایا شکرت به خاطر این همه نتیجه خوب که دوستان توحیدیم گرفتن با قلب پاکی خداوند بهم داده تحسین میکنم این دوستان توحیدیم رو واز خداوند در خواست میکنم مرا در مسیر هدایت کنه تا هم مدار با خوسته هایم بشوم ومثل دوستان نتایج مالی وارمش ذهنی برسم خدایا شکرت به خاطر این حد از اگاهی درونی خداوند بهم داده خدایا شکرت به خاطر اینکه در دانشگاه توحیدی هستم ومطعنم وشک ندارم وایمان دارم خدادوند هماهنگم میکنه جریان خیر خودش چون درون خودم اگاه شدم وتنها ایراد کارم پیدا کردم وهمیشه فکر می کردم خدایا چرا من که اینقدر ادم خوبی هستم واین خوبی میکنم ولی همیشه بد بیاری میارم همیشه باهام بد رفتار میشه وهمیشه احساحس بدبختی میکنم ویک روز خوش رو به چشم ندیدم غافل از اون مدت کوتاهی خداوند وجود مرا سرشار نورانیت خودش،کردن ومرا هم جریان کرده بود با خودش،احساحس شادی واحساحسی در من ایجاد کرده بود که عین خود خداوند احساحس بی نیازی میکردم از هرچه کمبود شده بود روحم لطیف که از لطافت روح اساحس خوشبینی وخوشبیختی می کردم ولی باریک تضاد برخوردم از لحاظ فرکانس درمدار از ترس وحشت قرار گرفتم که لفطف خداوند یکتا این تضاد هم داره بهم کمک میکنه به لطف قران واگاهی استاد یک ادمی بودم که فکر می کردم هیج توانایی ندارم یک ادم بودم پر شرک وترس که الان که دارم باشما صحبت میکنم ادمی که از ترس از خونه نمی توانم شب بزنم بیرون به لطف خداوند شب های در جاهای گذروندم که زمانی تو روز هم فکرش نمی کردم برم والان لطف خداوندواگاهی از او هروقت که بخواهم می توانم شب ها رو در بدترین جاها بگذرونم به لطف خداوند یکتا بوده از لحاظ مالی کانملا بدهکار بودم که لطف خداوند توی دوماده دارمد چند برابری شده الان نزدیک صد ملیون پس نداز ودرآمدی سی ملیون تومنی دارم که خداوند کمک میکنه که توی بقیقه مسائل زندگی خداونددگداره کمک میکنه تا ارمش ذهنی رووتجربه کنم که یک عمر هست اروز داشتم وخداوند وعدش حق است این معنی حق اون چیزی به جای حق به خوردنده بودن حق رو خداونددرناخداگاه ذهنم نظر میکنه که نظر او ارام بخش روح روان من است
سلام استاد خوبم.سلام مریم جانان.خیلی خیلی دوستون داریم من و همسرم.من سحر با اکانت همسرم براتون می نویسم.استاد من و همسرم و دخترم هرشب با عشق می شینیم و سفربه دور امریکا رو نگاه می کنیم و لذت می بریم.راستش خونواده ی ما سه نفره نیست،پنج نفره س،چون همه ش با شما دو تا زندگی می کنیم و عاشق این سبک زندگی هستیم. می خوام از نتایجم بعد از آشنایی با شما بگم استاد.استاد من قبل از اینکه با شما و دوره های ارزشمندتون آشنا بشم،آدم بسیار ضعیفی بودم.من افسردگی داشتم و به مدت دو سال قرص افسردگی مصرف می کردم.و البته همیشه ی خدا سردرد کلافه م کرده بود.یک آدم نق نقو و اهل گله و شکایت و منفی گرا.من خیلی آدم کینه ای ای بودم و به قول معروف کینه شتری داشتم. همیشه جنبه های بد افراد رو می دیدم و بسیار مغرور.روابط من همممیشه دچار مشکل بود با خخخیلی از اطرافیانم.خیلی زیاد حرص می خوردم و در برابر کوچکترین رفتار ناراحت کننده ی دیگران به شدت واکنش نشون می دادم چه در درون و چه در بیرون.من خیلی منزوی بودم و یک آدم بی هدف،که تا لنگ ظهر می خوابیدم و بعد هم با حال بد و کوفتی از خواب بیدار می شدم،خلاصه بگم که درونم جهنم به تمام معنا بود.طوری که بعد از ازدواجم کارم با همسرم و خانواده ی همسرم به دعوا و جاهای باریک و بدی کشیده شد و طوری وضعیت به شدت بد داشت پیش می رفت که همسرم از دستم کلافه بود و خانواده ی همسرم یکی یکی داشتن ازم بدشون میومد.اما بعد از هدایت به مسیر پر نور شما، کلا به یک آدم دیگه ای تبدیل شدم و همه می گفتن که چقدر تغییر کردی. دیگه از هیچ کس متنفر نبودم و تمام افرادی که باعث رنجش من شده بودند رو با تمام وجودم بخشیدم و براشون طلب بخشش کردم، و دقیقا بعد از این کار به طرز عجیبی سبک شدم، و همون اطرافیانم که داشتن بهم پشت می کردن،به سمتم اومدن و روابطم با همسرم و خانواده ی همسرم به طرز چشمگیری عالی شد. چند ساله که دیگه قرص افسردگی نمی خورم و بی نیاز شدم به قرص. و اصلا سردرد سراغم نیومد. همه ی فامیل همسرم خیلی به من احترام می گذارن و دوستم دارن. همسرم عاشقم شده و بدون اینکه من بخوام اونو تغییر بدم،تمام رفتارهاش برای من و در حق من همونیه که می خوام باشه. رابطه مون عالی شده و الان سه ساله که از زندگیمون،خوشبخی و آرامشی که داریم لذت می بریم و خدا رو سپاسگزاریم. افراد سمی که قبلا همه ش سعی در حرص دادن به من و اذیت کردن من داشتن،به طور کلی از زندگیم به رررااااحتی و بدون هیچ ناراحتی حذف شدن و قدرتشون رو در مقابل من از دست دادن و یه جورایی میشه گفت خلع سلاح شدن. دقیقا بعد از شستن قلبم با وایتکس و پاک کردن و شستن اون همه زنگار،هدفم و رسالتم به راحتی و بدون هیچ دست و پا زدنی به من الهام شد و در جهتش گام برداشتم و هر روز دارم آموزش می بینم. اولین کتابی که ترجمه کردم بعد از دوسال و فهمیدن راه و چاه و استقامت در مسیر( چون راه رو بلد نبودم و بارها راه رو اشتباه رفتم اما با الهامات و هدایت های شیرین خداوند مسیر رو بلاخره پیدا کردم و هر روز دارم بیشتر خودم رو رشد می دم تا کار رو بهتر و بهتر بلد بشم)و همسرم هم به لطف خدا کار کردن برای مردم رو رها کرد و کسب و کار خودش رو استارت زد.
ما به جای اخبار و سریال ،سریال سفر به دور امریکا رو نگاه می کنیم و دور همی هامونو به حدددداقل رسوندیم. ماهواره رو فروختیم و دو ساله که تلویزیون نگاه نمی کنیم.بیمه هامونو قطع کردیم.و افراد سمی هم خودبه خود حذف شدن از زندگیمون. و زندگی مون گل و گلستان و پر از هدف و جوشش و خلق شده،برای کسب و کارمون هنوز اول راهیم ،البته قدم اول که سخت ترین قدم هست رو برداشتیم اما هنوز مونده که بیام و بقیه ی نتایج رو براتون بگم. هرچند از پارسال که ثروت یک رو تهیه کردیم از بی ماشینی به یک ماشین سمند عالی و تمیز رسیدیم و به راحتی صاحب این ماشین خوب شدیم. همسرم از کارگری به صاحبکار تبدیل شده. و خودم هم که گفتم در ابتدای شروع کارم هستم. و این روند رشد همچنان ادامه داره.خدا رو هزاران بار سپاسگزارم که در مسیر هدایت و آگاهی قرار گرفتیم و خداوند ما رو لایق آشنایی با این مسیر و آشنایی با شما و آگاهی های ناب شما قرار داد.من و همسرم در حال استفاده از فایل های توحید عملی،ثروت یک و هم جهت با جریان خداوند هستیم.سپاسگزارم
سلام استاد عزیزم و مریم جان
امروز من خوشحال ترینم
استاد نظر و نتیجه منو توی کانال تلگرامشون گذاشتن
الهی شکر که دیدنش حالمو خوب کرد
برام انگیزه شد که بیشتر بنویسم
خیلی خوشحالم که استاد متن منو خوندن
چقدر حالم خوبه و چقدر دارم یاد میگیرم هدایت الهی رو ببینم
الان دارن روی دوره آفرینش هم کار میکنم و امروزواقعا جلسه سطوح بخش چهارم چقدررررر جذاب بود
در مورد باور به هرچیزی که با هم نتیجه میشه
داستان مرتاز های هندی یا علی ولی الله های
خیلی منو شگفت زده کرد
خیلی خوشحالم
خیلی ارمم
حالمخوبه
ممنونم ازتون
لازم از نتایجممیگم
به نام خدایی که مهربان ست و از در فضل و مهربانیش به من میمیبخشد و راه رو برایم هموار کرده ست
سلام به استاد عزیزم من ممنون شما هستم هیچ جوری نمیشه تشکر کرد برای این پروژه بزرگ و زندگی ساز دوره هم جهت با جریان خداوند
منم دوست دارم بیام و دستاوردها و نتایج کوچیک مو بنویسم برای خودم ردپا بذارم خودمو تحسین کنم و شکرگزاری کنم از خدای بزرگ و از دستانه زیبایش که استاد و مریم جانم هستن
دستانه زیبایش دوستان خوبم هستن
از زمانی که کامنتها رو میخونم و تلاشمو بیشتر کردم و به اون چیزی که میخونم دارم عمل میکنم
و حالا نتایج و دستاوردهایم
توجه بر نکات مثبت بیشتر
موندن در احساسه خوبه بیشتر
از کسی به هیچ عنوان حرف نزدن چه در زندگی و چه در محل کار
کار کردن فقط و فقط روی خودم
از خوبیها و اهدافم صحبت کردن
همونطور که دارم کار میکنم در مسیرها و جاهایی قرار میگیرم که خداوند خود بخود سر راهم انسانهای خوب و مهربان رو قرار میده
هر روز آرامشم بیشتر میشه
دیدگاهم به هر چیزی و کسی بیشتر به طرفه مثبته
هر روز حضور خدا رو بهتر حس میکنم
بیشتر به ندای قلبم گوش میدم
همه با من رفتار مودبانه دارن
با عشق غذا درست میکنم و کارهای منزل رو انجام میدم
مشتریهای مهربان و زیاد برام میان از جاهایی که من نمیشناسمشون
استاد عزیزم هر بار که کامتتها و نتایج دوستان رو میخونم یعنی در روز 20 بار میشه هر بار باورم قوی تر میشه
طوری شده که اصلا دوست ندارم از سایت بیرون بیام
ایمانم محکم تر میشه قدمهامو بهتر برمیدارم
عمل کردنم بهتر میشه
باید هر روز با تعهد و مصمم تر بری جلو برای رسیدن به خواسته ها و اهدافت به سمته خوبیها و توجه بر نکات مثبت و توانایی بیشتر در کنترل کردن ذهنت در هر دقیقه
خدایا من لایق خوبیها و زیبایی هستم
خدایا برای تمام داشته هایم شکرت میگویم سپاسگزارتم
همه عزیزان رو به خداوند مهربانم میسپارم
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به استاد و مریم جان عزیزم
با خواندن این نتایج هربار ایمان من به مسیر بیشتر میشه هربار انگیزم برای جدی تر کار کردن بیشتر میشه
از موقعی که شروع کردم و میرم بیرون انقد چیزای زیبا میبینم ک تا حالا حتی چشمم بهشون نخورده
دیروز عصر بود یهو چشمم خورد به آسمون از پشت پنجره که ای وای (کرج) چقد این صحنه زیبا بود شبیه آسمون پرادایس شده بود
آسمون آبی ابر ها پراکنده ماه داشت نور میگرفت و پر رنگ میشد و نور نارنجی غروب خورشید نشسته بود روشون و روی دیوار
به قدری این صحنه زیبا بود که من اصلا گفتم خدای من چقدر زیباست چقدر قشنگه
از موقعی که شروع کردم با ترس هام پله پله دارم روبه رو میشم سفر رفتن تنهایی کلی غر شنیدم ولی گفتم خداوند حافظ منه شما هرچی دوست دارید بگید
بیرون ک میرم دقیقا چیزایی رو میبینم ک یا تخیل کردم یا توی درین بردمه یا تو زندگی در بهشت دیدم شبیه اوناست
خیلی انگیزم بیشتر شده
من به خودم قول دادم که ایندفعه باید خیلی خیلی جدی بمونم پای اهدافم پای مسیرام
چون دوست دارم متفاوت از خانوادم زندگی کنم
خانواده من جدا شدن منو داداشمو پدرم باهمیم
قبلا سر دلسوزی اینکه اگر من برم پس پدرم چی و.. میخواستم از آرزو هام بزنم ولی ته دلم اجازه نمیداد ارزوعع ته دلم میموند
ولی الان دیگه اونطور نیستم و اتفاقا هر تضادی که توی خونه پیش میاد هر محدود کردن هر گیر دادن ب من انگیزه میده ک بیشتر مصمم بشم برای هدف قلبیم
و به خودم میگم که سارا اصلا به تو مربوط نیست که اگر توی بری بقیه قراره چیکار کنن
جدا از هر نوع نسبت خانوادگی و.. تو آزادی و اگر سر دلسوزی بخوای بگذری خودش شرکه
و اینکه تو به خودت به جای خدا قدرت دادی
انگار اگر تو نباشی پدرت نمیتونه ب زندگیش برسه
خلاصه گفتم دیگه اینش به من مربوط نیست من اومدم ک برم همه جا رو ببینم و خداروشکر اصلا آدم تعصبیم نیستم ک بگم نه کشورمه یا ن شهرمه
عاشق اینم که رشد کنم بگردم با آدم های متفاوت آشنا بشم چیزای مختلف رو امتحان کنم
و همین کارم میکنم من به تمامی اهدافم با هدایت پروردگار میرسم و هیچکس حتی ب اندازه یه ارزن قدرت اینو نداره ک جلومو بگیره چ با گیر دادن چ با ناراحت شدن
هرکسی مسئول زندگی خودشه ️
سلام به سارای عزیزم
دمت گرررررم دختر ک توی این مدت کوتاهی ک اومدی انقدرررر خوب داری روی خودت کار میکنی و انقد قشنگ مسائل و درک کردی و داری با قانون خداوند هم مسیر میشی
دمت گرررم برای تک تک جمله هااات
چه جمله ی قشنگی نوشتی اگه من بخاطر دلسوزی بمونم این خودش شرکه
چقدر خوب داری درک میکنی عزیزدلم
دقیقا درست گفتی هرکسی مسئول زندگیه خودشه
خوشحالم ک کامنت قشنگت رو خوندم و بهت تبریک میگم ک انقدر خوب و پرقدرت و با اراده داری جلو میری
خداقوت سارای قشنگم موفق ترین باشیییییی منتظر نتیجه های پربارتر و مستقل شدنت هستممممم
عاشقتونمممم
به نام خدا
سلام به شما مهسای عزیزو قشنگم
نمیدونید چقدر وقتی بچه ها میخونن نظراتمو و بعضیاشون پاسخ میدن انقد ذوق میکنم سارای درونم ذوق میکنه
و چقدر لذت بردم از نظر شما ک انقد با دقت خوندید خوشگلم
و بله من ب قول استاد وقتش الان بوده
چون قبلا هم من گوش میدادم از این چیزا ولی توی رفتار نه
ولی الان دارم کم کم توی رفتارم نشون میدم قوانین هر روز یادآوری میکنم مخصوصا تکامل ک پاشنه آشیل شدید منه
و اینو بگم خیلی دوست داشتنی هستی و شیرین و زیبا
من تا حالا به نظراتتون برخورد نکردم
و منم میدونم ک شما به دستاورد های بسیار خوبی میرسی و میای برامون میگی
دوست دارم مهسا خانواده روحی من(: