نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
انشاءالله به لطف خداوند و با کمک آموزشهای ارزشمند استاد عباسمنش در دوره همجهت با جریان خداوند، همه ما در مومنتوم مثبت و همجهت با جریان بینهایت و همیشگی الله مهربان باشیم.
میخواهم از دیدگاهی کلیتر به زندگیام نگاه کنم و بگویم که از زمانی که با آموزشهای استاد عباسمنش آشنا شدم، زندگیام در تمام جنبهها روانتر، آرامتر و زیباتر شده است.
چه زمانی که از فایلهای رایگان ایشان استفاده میکردم و چه اکنون که در این دوره فوقالعاده شرکت کردهام، به وضوح میبینم که چرخ زندگیام نرمتر میچرخد و شرایط زندگیام در جنبههای مالی، عاطفی و آرامش درونی بسیار بهتر شده است.احساس میکنم تمام اتفاقات و حتی مشکلات در نهایت به نفع من تمام میشوند.
گاهی در موقعیتی قرار میگیرم که ظاهرش ناخوشایند است، اما با گذر زمان میبینم همه چیز طوری پیش رفته که بهترین نتیجه ممکن برایم رقم خورده است.
این تغییر بزرگ را مدیون یادگیری کنترل ذهن و باورهایی هستم که در این دوره همجهت با جریان خداوند بینظیر آموختم.
حالا خیلی راحتتر با مسائل کنار میآیم، برای هر مشکلی راهحلی پیدا میکنم و حتی احساس میکنم بسیاری از مشکلات دیگر اصلاً برایم پیش نمیآیند.انسانهای درست و موقعیتهای مناسب به شکل جادویی در مسیرم ظاهر میشوند.
باور قدرتمند الخیر فی ما وقع تأثیری شگفتانگیز بر زندگیام گذاشته است.
بارها و بارها در شرایط مختلف از آن استفاده کردهام و هر بار شاهد نتایج خارقالعاده و معجزهآسایی بودهام.
این باور، دیدگاه من را نسبت به اتفاقات کاملاً تغییر داده و آرامش، ایمان و امید را در من زنده کرده است.به راستی اگر هر کسی بتواند بر روی همین یک باور کار کند، آن را درک و در زندگیاش به کار گیرد، بسیاری از مشکلاتش حل خواهد شد و حتی بسیاری از تضادها دیگر به وجود نخواهند آمد.
چون در دل این باور، تسلیم آگاهانه در برابر اراده خداوند وجود دارد؛ زمانی که همه تلاش خود را میکنی و سپس با ایمان کامل میگویی: خداوندا، تو میدانی و من نمیدانم، حلش کن.
نتیجه همیشه به نفع من رقم میخورد، چون یاد گرفتهام ذهنم را کنترل کنم و به جریان الهی اعتماد داشته باشم.مثالهای زیادی از این تغییرات دارم که پیشتر در جلسات نیز دربارهشان صحبت کردهام.
اما به طور کلی باید بگویم زندگیام در همه زمینهها متحول شده است.
شاید هنوز به تمام آرزوها و رؤیاهای بزرگم نرسیدهام، اما امروز در شرایطی هستم که روزی حتی تصورش را هم نمیکردم، و این را فقط و فقط مدیون لطف خداوند و آموزشهای نجاتبخش استاد عباسمنش هستم.رهایی از بحرانهای خانوادگی، آرامسازی ذهن، ساخت رابطهای سالم و شروع جریان مالی با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم
سال ۱۴۰۱ وارد دوره ۱۲ قدم شدم و تازه با استاد عباسمنش آشنا شده بودم. آن زمان زندگیام در یکی از سختترین دورههای خودش بود.
مشکلات جدی با همسر و مادرِ همسرم داشتم. دختر ششسالهام علاقهای نداشت کنار من بماند و مدام پیش فامیل بود؛ اگر مانعش میشدم پرخاشگری شدیدی میکرد و من هم متأسفانه او را تنبیه فیزیکی میکردم. خودم فردی عصبی، پرتنش و منفینگر بودم و داروی آرامبخش مصرف میکردم. رابطهام با پدر و مادرم خراب بود، هیچ دوستی نداشتم و ورودی مالیام صفر بود.
هر روز درگیری و دعوا داشتم، شبها خواب آرام نداشتم، اشتهایم کم بود و برای غذا خوردن از محرکهای اشتهاآور استفاده میکردم. همیشه غمگین و افسرده بودم. پنج کیلو اضافهوزن داشتم و از آدمهای غریبه میترسیدم؛ نمیگذاشتم هیچکس به من نزدیک شود.با خرید دوره ۱۲ قدم و انجام تمرینها، آرامآرام تغییرات زندگیام شروع شد و هر قدم تحول تازهای رقم زد.
افراد نامناسب یکییکی از زندگیام حذف شدند. رابطهام با همسرم چنان بهتر شد که خانوادهام متعجب شدند؛ مردی که زمانی حتی اجازه نمیداد تا دم درِ حیاط بروم، امروز همراه و همدل من است و برای رشد و اهدافم قدمبهقدم کنارم میایستد.
دخترم کمکم آرام شد. حالا کنار من میماند و رابطهمان صمیمی، پرمحبت و امن شده است. سالها آرزو داشتم فرزند دومم، پسری تپل باشد. بعد از انجام قدم سوم ۱۲ قدم، این خواسته هم به لطف خدا محقق شد. واقعاً حس میکردم دست خدا در همهجا همراه من است.
تمام هزینههای زندگی، تفریح، بارداری و مهارتهایی که برای پیشرفت لازم داشتم، بهطرز معجزهآسایی فراهم شد. به دنبال کسب مهارت رفتم و کسبوکار خودم را آغاز کردم. داروهای آرامبخش را کنار گذاشتم و دلیل اصلی بهبودم را در ساختن ذهن و احساساتم پیدا کردم. وزنم کم شد و با آدمهای جدید ارتباطهای سالم و دوستانه برقرار کردم. رابطهام با پدر و مادرم بسیار بهتر شد و امروز مورد احترام خانواده و اطرافیانم هستم.
ورودی مالیام شروع شد و با هر بار حرکت در مسیر درست، چند برابر شد. تجربه و نتایجی که از این دوره گرفتم آنقدر قوی و واقعی بود که بعد از مشاهدهٔ این تغییرات، هر بار یک دورهٔ جدید هم خریدم؛ چون با چشم خودم دیدم که وقتی این آموزهها را بهکار میگیرم، زندگیام دگرگون میشود.
خدایا شکرت برای هدایت به این مسیر و این آگاهیهای نجاتبخش.
بازگشت به سلامت کامل و جوانی دوباره با یکونیم سال زندگی به شیوهی دوره قانون سلامتی
استاد عزیزم، میخواهم از نتایج باور نکردنی بنویسم که از زندگی به شیوهی دوره قانون سلامتی گرفتم؛ نتایجی که همین الان که مینویسم، لبخند شما را از دیدن آنها در ذهنم تصور میکنم.
من دقیقاً یکونیم سال پیش زندگی به شیوهی این دوره را شروع کردم. اول از همه، بگذارید نتایج آزمایشهای قبل از شروع دوره را با نتایج آزمایشهای بعد از یکونیم سال زندگی به این شیوه مقایسه کنم؛ چون این مقایسه خودش یک معجزه است.
آزمایش قبل از شروع دوره (۱۹ / ۱۲ / ۱۴۰۲):
قند ناشتا ۹۵ — چربی خون ۴۸۵ — ویتامین D بیستوپنج — HOMA-IR در محدودهی پیشدیابت — FOB مثبت — تیروئید کمکار — و چندین شاخص نگرانکننده دیگر.شرایط ظاهری و جسمی هم مناسب نبود:
وزن ۶۲ کیلو، دور کمر ۹۴، دور شکم ۹۵، دردهای معدهی شدید، سردردهای ضربهای پشت سر، تهوع، سرگیجه، پرخاشگری، تنگی نفس، میخچه و درد پا، عفونتهای مداوم زنانه، غدهی چرکی زیر بغل، تیرگی و لکهای پوستی، ریزش مو، ناخنهای ضعیف، پف چشمها، سنگینی دستوپا، پریودهای نامنظم، کمکاری تیروئید، و لیستی از ۲۲ مشکل جسمی که از شدت آنها سالها درگیر بودم.اما آزمایش بعد از یکونیم سال زندگی به شیوهی دوره (۳۰ / ۶ / ۱۴۰۴) یک تحول کامل بود:
قند ناشتا ۷۸ — چربی خون ۱۲۸ — ویتامین D پنجاهوشش — TSH کاملاً نرمال — تمام موارد نگرانکننده برطرف شده.شرایط ظاهری هم کاملاً تغییر کرده:
دور کمر از ۹۴ به ۷۵ رسیده؛ دور شکم از ۹۵ به ۸۲؛ و شانهها متناسبتر و عضلانیتر شده.اما مهمتر از عددها، حالی است که دارم. استاد، با زندگی به شیوهی این دوره، من واقعاً شبیه یک دختر هجدهساله شدهام؛ سبک، سالم، آرام و پرانرژی.
یکی از پررنگترین مشکلاتم قبل از شروع دوره، کمبود تمرکز و فراموشی بود؛ اما این موضوع بهطور باور نکردنی برطرف شده. همزمان با شروع این شیوه، کلاس زبان ثبتنام کردم و الان یکونیم سال است در کنار کار و بچهداری، زبان میخوانم و نهتنها تمرکزم عالی شده بلکه حافظهام هم بسیار قوی شده.
خوابم سبک و باکیفیت شده؛ صبحها بدون زنگ و بدون کسلی، خودم بیدار میشوم.
ظاهرم آنقدر متناسب و زیبا شده که همه از من تعریف میکنند، اما تحول درونی را فقط خودم میدانم که چقدر عمیق بوده.دیگر هیچ اثری از دانههای چرکی زیر بغل یا کف پا نیست.
هیچ درد معدهای ندارم.
تیرگی و داغی کف پا کاملاً ناپدید شده.
پریودها کاملاً منظم شده.
کمکاری تیروئید بهطور کامل برطرف شده.
چهرهام شفاف شده و لکها از بین رفته.
ریزش مو ندارم و ناخنهایم محکم و سالم شدهاند.
بدنم جوان، سبک، شاداب و پرانرژی است.یادم هست وقتی آزمایش اولیه را به دکتر نشان دادم، گفت: «به هیچ عنوان نمیتوانی بدون قرص و دارو این وضعیت چربی خون را درست کنی.»
به اصرار همسرم سه تا از قرصها را خوردم، اما چند روز بعد از شروع زندگی به شیوهی دوره، حس کردم نیازی ندارم. قرصها را گذاشتم بالای یخچال، که ببینمشان اما نخورمشان. یک سال تمام همانطور ماند… و بعد هم آنها را دور انداختم.در این مدت حتی یک سرماخوردگی ساده هم نداشتم.
اثر این تغییرات فقط روی خودم نبود؛ همسرم که همیشه با دورهها مخالف بود، وقتی نتایجم را دید، خودش تصمیم گرفت به شیوهی دوره زندگی کند و الان یک سال است با من همراه شده.وقتی بعد از یکونیم سال دوباره آزمایش دادم و هر دو آزمایش قبل و بعد از دوره را به دکتر نشان دادم، مات و مبهوت مانده بود و فقط یک جمله میگفت:
«چطور ممکنه…؟»استاد عزیزم، من عاشقتم و تا آخر عمرم سپاسگزار زندگی به شیوهی دوره قانون سلامتی هستم. این دوره نهتنها جسم من، بلکه ذهن و روح من را دوباره ساخت.
تحول درونی، جهش مالی و دریافت خواستهها با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم، دوره کشف قوانین زندگی، و دوره همجهت با جریان خداوند
دوره مقدس ۱۲ قدم اولین دورهای بود که من از سایت abasmanesh.com خریداری کردم. یادم هست قبل از خرید این دوره، نشانهها از همهطرف به سمتم میآمد؛ آنقدر قوی و واضح که چارهای جز تسلیم شدن و خرید این دوره نداشتم.
وقتی وارد دوره ۱۲ قدم شدم، با تمام وجودم روی آگاهیهای آن کار کردم. روحم لطیفتر شده بود، انگار روی زمین نبودم؛ احساس میکردم انسان دیگری شدهام. روی هوا پرواز میکردم و خواستههایم را یکییکی خلق میکردم. هر نتیجهای که دریافت میکردم، ایمانم عمیقتر میشد و باورم به قوانین محکمتر.
اوایل که تازه وارد سایت شده بودم و فقط از فایلهای هدیه استفاده میکردم، توان خرید دورهها را نداشتم. وقتی میدیدم دوستان تعداد زیادی دوره خریداری کردهاند، باورم نمیشد و با خودم میگفتم: «چطور توانستهاند این همه دوره بخرند؟»
اما ورود به دوره ۱۲ قدم، مدار من را از همان ابتدا تغییر داد. وارد مدار آسانیها شدم؛ مدار خوبیها، مدار نشانهها، مدار وفور.
استاد همیشه میگفتند:
«وقتی وارد دورهای میشوید و با تعهد شروع به اجرا میکنید، اتفاقات و نشانهها از راه میرسند… حتی پیدا کردن پول و طلا.»
و همینطور هم شد.به محض شروع دوره ۱۲ قدم، پولها از راه رسید.
نشانههای تغییر شرایط بهوضوح دیده میشد.
حقوقم سه برابر شد.
آدمهایی که برای مسیرم مناسب نبودند، خودبهخود کنار رفتند.
ماشین همسرم را به راحتی تبدیل به ۲۰۷ صفر کردم.
و خودم وارد مسیری شدم روشنتر، هموارتر، زیباتر… و واقعاً تبدیل شدم به فردی دیگر.یکی از بزرگترین تغییرها، جسارت و توکل عمیقی بود که از جلسات قرآنی ۱۲ قدم گرفتم. این جلسات انقلابی در وجودم ایجاد کرد. فهمیدم که همه چیز توحید است. ترسها یکییکی محو شدند و اگر هم بود، بسیار کمرنگ. من وارد ترسهایم شدم و دیدم آنچه سالها مرا نگه داشته بود، چیزی جز یک توهم ذهنی نبوده. فهمیدم که فقط من خالق شرایط زندگیام هستم.
هرچه بیشتر روی خودم کار میکردم، نتایج قدرتمندتر و شفافتر میشد.
وقتی خواستم دوباره دوره ۱۲ قدم را شروع کنم، نشانهها آمد که باید دوره کشف قوانین زندگی را تهیه کنم و کنار آن شروع کنم.
به محض شروع این دوره و کار کردن روی حذف ترمزهای ذهنی، زمینی که مدتها برای فروشش تلاش کرده بودم اما هیچ خبری نمیشد، به سادگی و با بهترین شرایط و کاملاً نقد فروخته شد.
در ادامه، وارد دوره همجهت با جریان خداوند شدم. این دوره هم مثل یک معجزه بود. علاوه بر نشانهها و اتفاقات عالی، من سومین ماشینم که یک شاسیبلند بینظیر بود را نقدی در اسفند ۱۴۰۳ خریدم. بارها و بارها با این نعمت الهی سفر رفتم و لذت بردم. هر تجربهای که در این مسیر رخ داد، برای من ارزشمند و شیرین بود.
و این مسیر الهی همچنان ادامه دارد…
رهایی از اعتیاد، رسیدن به سلامت کامل، آرامش درونی و ارتباط عمیق با خداوند با عمل به آموزههای دوره همجهت با جریان خداوند
چطور میتوانم حال و احساس خوب این روزهایم را بیان کنم؟ خدایا خودت صداقتت را در قلبم جاری کن تا بنویسم. میخواهم با عشق اعتراف کنم که:
«بابا من هم از عمل به قوانین نتیجه گرفتم. من هم با عمل به آموزههای استاد عباسمنش تغییر کردم.»
میخواهم شهادت بدهم که وقتی تصمیم گرفتم در مسیر تو باشم، چگونه من را هدایت کردی و از کجا به کجا رساندی.استاد عزیز، آموزههای توحیدی شما، بهخصوص در دوره همجهت با جریان خداوند، من را به شکلی با خدا همسو و هماهنگ کرده که در تمام ۵۰ سال عمرم، هیچ مسجدی، هیچ هیئتی، هیچ سفر زیارتی و هیچ مراسم مذهبی نتوانست اینگونه من را به خدا نزدیک کند.
من در این مسیر دگرگون شدم. نتایجی گرفتم که برایم مثل معجزه است.
از وقتی وارد این مسیر شدم، بعد از ۱۵ سال مصرف مواد مخدر را برای همیشه کنار گذاشتم و امروز کاملاً پاک هستم.
قرصهای کدئین را که خشابخشاب میخوردم، برای همیشه ترک کردم.
مشروبات الکلی را کنار گذاشتم.
بعد از ۳۵ سال سیگار کشیدن، بهطور کامل ترک کردم.
سالها هر چند وقت یکبار مریض میشدم، اما حالا یادم نمیآید آخرین بار کی دارو خوردم. امروز سالمِ سالمم و پر از انرژی.منِ کسی که حتی یکبار هم به همسرم یا عزیزانم نگفته بودم «عاشقتم»، امروز این کلمه ورد زبانم شده.
منِ آدم فوقالعاده واکنشگرا و عصبانی، حالا وقتی کنارم دعوا میشود، سرم را میاندازم پایین، دخالت نمیکنم و آرام رد میشوم.
منِ کسی که قبلاً برای جلب توجه اسم خدا را میآوردم، امروز ستایش خداوند برایم درونی و واقعی شده و سپاسگزاری در عمق وجودم جریان دارد.من که وزنم بالای ۱۰۰ کیلو بود، با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی امروز ۷۲ کیلو هستم. تناسب اندام دارم، بدنم سالم شده، انرژیام چند برابر شده و از آن کسالتهای همیشگی خبری نیست. از ۵ صبح بیدارم و تا آخر شب پرتوان و سرحال هستم.
روابطم چه در خانه و چه در محل کار فوقالعاده شده، مخصوصاً از وقتی با تمرکز بیشتری روی آموزههای دوره مقدس همجهت با جریان خداوند کار میکنم.
استاد نازنینم، چند جلسه آخر این دوره که موشکافانه درباره سپاسگزاری صحبت کردید، زندگی مرا زیر و رو کرده. واضح میبینم که آن آموزهها رابطهام را با خداوند چنان تغییر داده و چنان من را در برابر او متواضع کرده که هر لحظه واکنش جهان اطرافم را نسبت به این تغییرات درونی در زندگیام مشاهده میکنم.
خدا را شکر میکنم بابت این همه تغییرات عمیق چه درونم و چه در بیرون زندگیام.
خدا را شکر میکنم که در ۵۴ سالگی چشمم را باز کرد و مرا به مسیر آموزههای پربرکت استاد عباسمنش هدایت کرد.
خدایا شکرت برای این مسیر نورانی، پر از خیر، برکت، آرامش و تحول.تحول بنیادین در ایمان، آرامش، روابط و وضعیت مالی با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم و دوره همجهت با جریان خداوند
من بیش از سه سال است که دانشجوی دوره ۱۲ قدم هستم. بعد از سه سال و نیم شاگردی، حتی نمیتوانم بگویم به پنجاه درصدِ آموزشها عمل کردهام، اما همین اندازه عمل کردن، تمام ورق زندگیام را برگردانده است. از هر طرف که به خودم نگاه میکنم، میبینم هیچ شباهتی به سعیدهی سال ۱۴۰۰ که تازه وارد abasmanesh.com شده بود ندارم؛ نه از نظر شخصیت، نه آرامش، نه درآمد، نه ایمان.
آموزههای استاد در دوره ۱۲ قدم به من شیوه زندگی توحیدی را یاد داده؛ طبیعیترین و هموارترین مسیر رشد و سعادت. استاد در «دانشگاه ۱۲ قدم»، ماهی به دستمان نمیدهد، بلکه روش ماهیگیری را یاد میدهد. به همین دلیل این دوره میتواند از یک فرد ناموفق در هر مدار ناهماهنگ، انسانی توحیدی، آرام، قدرتمند و همجهت با خداوند بسازد؛ انسانی که خورشید در دستانش دارد و فقط زندگی خودش را روشن نمیکند، بلکه زندگی دیگران را نیز روشن میسازد.
استاد در قدم نهم که به نظر من توحیدیترین قدم این دوره است میفرمایند:
«دانشجوهای من، یادتان باشد همه چیز توحید است. اگر الآن این را درک نکنید، وقتی وارد دنیا شوید و هرچقدر هم گشتوگذار کنید، آخرش به همین نقطه میرسید که همه چیز توحید بود.»شنیدن همین یک جمله طوفانی در وجود من ایجاد کرد. از همان روز تصمیم گرفتم هیچجا دنبال چیزی نگردم و تنها به «طناب توحید» و آموزههای الهی استاد بچسبم. همین جمله طلایی «همه چیز توحید است» سنگ بنای دورهای شد که امروز به نام دوره همجهت با جریان خداوند میشناسیم؛ دورهای مقدس، معنوی و پربرکت که فقط خدا میداند عمل به آن چه انسانهای موفق، توحیدی و نورانیای تحویل جامعه میدهد.
نتایجی که من در این سه سال و نیم با عمل به آموزهها گرفتم آنقدر شگفتانگیز و معجزهآساست که هیچکس با عقل انسانی نمیتواند آن را توضیح دهد. این نتایج فقط میتواند حاصل درک خداوند، تسلیم جریان هدایت شدن و پیروی از قوانینی باشد که دوره ۱۲ قدم از صفر تا صد در عمل به انسان یاد میدهد.
در این مسیر:
از خداناباوری رسیدم به عشق مطلق به خداوند و اتصال کامل به الهامات.
از افسردگی و پوچی رسیدهام به احساس عمیق خوشبختی بیقید و شرط.
عزتنفس لهشدهام تبدیل شده به احساس لیاقت توحیدی و پایدار.
روابط ناسالمم تبدیل شده به روابطی شگفتانگیز، محترمانه و هماهنگ.
بیپولی، کار سخت و درآمد کمم تبدیل شده به آزادی زمانی، حرکت در مسیر عشق و علاقه و رفاه مالی.
جسم بیمار و نیمهجانم امروز تبدیل شده به بدنی سالم، پرانرژی و جوان.و این مسیر پر از عشق، نور و رشد همچنان ادامه دارد. دانشجوی دوره ۱۲ قدم بودن، برای من یعنی قرار گرفتن در مسیر سعادت دنیا و آخرت؛ مسیری که نمیخواهم حتی یک لحظه از آن دور شوم.
استاد عزیزم، از شما بابت تمام آموزشهای الهیتان سپاسگزارم. سپاسگزاری من در کلمات نمیگنجد. فقط دوست داشتم با نوشتن بخشی از نتایجم، لحظهای لبخند روی صورتتان بیاورم.
آرامش، توانمندی، درآمد عالی و هدایتهای شگفتانگیز با عمل به آموزههای دوره همجهت با جریان خداوند
استاد عزیزم، از شما عمیقاً سپاسگزارم برای تولید و ارائهی دورهی فوقالعادهی همجهت با جریان خداوند؛ دورهای که زندگی من را از درون دگرگون کرده و نگاه من را به هدایت الهی کاملاً تغییر داده است.
شما در انتهای یکی از جلسات فرمودید: «زندگی من آسون پیش میره چون اجازه میدم خداوند من رو هدایت کنه. باید کسی از نزدیک روند زندگی من رو ببینه تا بفهمه هدایت خداوند چقدر میتونه مسیر زندگی رو آسون کنه.»
و واقعیت این است که من دقیقاً همین تجربه را در زندگی خودم پیدا کردهام.حدود شش ماه است که وارد این دوره شدهام. آنقدر جلساتش را گوش دادم، دوباره گوش دادم، از زاویههای مختلف بررسی کردم و روی مفاهیمش عمیق شدم که انگار آگاهیهای تکتک جلساتش را «شخم زدهام». روزی نبوده که حداقل یک ساعت برای درک بیشتر آموزههای این دوره زمان نگذارم.
البته میدانم قدرت تشخیص هدایت الهی در وجود من هنوز در ابتدای مسیر است و با شما فاصله زیادی دارد، چون شما سالهاست در مسیر آگاهی و قانون زندگی میکنید. اما با این حال، حتی همین مقدار از درک هدایت برای من چنان تغییراتی ایجاد کرده که واقعاً قابل توصیف نیست.
به خدا قسم، از روزی که وارد این دوره شدم و مفهوم مومنتوم مثبت را درک کردم و شروع به اجرا کردم، زندگیام چنان آسان شده که باید از نزدیک آن را ببینید تا باور کنید:
درآمدم عالی شده و هر ماه جریانهای مالی جدید وارد زندگیام میشود.
سلامتیام فوقالعاده شده؛ یوگا را شروع کردهام و با نظم کامل ورزش میکنم.
احساس میکنم خداوند مستقیم حواسش به برنامهریزی من هست؛ نمیگذارد کارهایم عقب بیفتد و هر کاری را دقیق در زمان درستش انجام میدهم.
اعتمادبهنفسم چندین برابر شده، چون هر روز کارهایی را انجام میدهم که قبلاً از پسشان برنمیآمدم.
توانمندتر شدهام، قویتر شدهام و باورم نمیشود این همه کار را بهتنهایی و بدون خستگی به اتمام میرسانم.
روابطم با همسر و فرزندم عالی و آرام شده؛ ارتباطمان عمیقتر و پر از احترام است.استاد عزیز، واقعاً باید از نزدیک ببینید زندگی من چقدر آسان، روان و بیدردسر پیش میرود. هر روز بیشتر مطمئن میشوم که وقتی آدم اجازه دهد خداوند هدایتش کند، زندگی به معنای واقعی «آسان» میشود.
جهش انگیزه، بازگشت انرژی و سهبرابر شدن درآمد با عمل به آموزههای دوره روانشناسی ثروت ۱
من حدود دو ماه پیش دوره روانشناسی ثروت ۱ را تهیه کردم و با تعهد جدی، همراه با همسرم، شروع کردیم به کار کردن روی آگاهیهای این دوره. قبل از شروع این دوره، حدود یک سال بود که هم درآمدم کمتر شده بود و هم انگیزهام. بهخصوص در ماههای آخر که بهخاطر بارداری و زایمان، از هدف اصلیام خیلی دور شده بودم و نمیدانستم چطور باید دوباره به مسیر برگردم.
از روزی که این دوره را شروع کردم، حسم هر روز بهتر و بهتر شد. در این مدت که دارم روی آگاهیهای این دوره کار میکنم و ذهنم آرامآرام از باورهای محدودکننده پاک میشود، متوجه شدم اولین تغییری که کاملاً تکاملی و درونی در من اتفاق افتاد، بازگشت انگیزه، اشتیاق و ذوقم برای کار بود. قبل از این دوره مدام از خدا میپرسیدم: «خدایا چکار کنم که شوق کار کردن دوباره برگرده؟»
این دوره به من یاد داد که چطور گوشبهزنگ نشانهها باشم، الهامات را دریافت کنم و درست همانطور که استاد در دوره تأکید میکنند، در راستای ایدههای الهامی اقدام عملی انجام بدهم.
الان که حدود ۴۰ روز از شروع کار با این دوره گذشته، درآمدم تقریباً سه برابر شده و فروشم فوقالعاده رشد کرده است.
وقتی شخصیت امروز خودم را با دو ماه پیش مقایسه میکنم، میبینم قبلاً محال بود با این جدیت و سرعت به سمت الهاماتم حرکت کنم. اما آموزههای این دوره، من را بهشدت عملگرا، پرانرژی و پای کار کرده است.
امروز از کاری که انجام میدهم عمیقاً لذت میبرم و همین لذت، خودش نعمتها و فرصتها را وارد زندگیام میکند.
استاد عزیزم، از شما بابت آگاهیهای بینظیر و تحولآفرین این دوره بینهایت سپاسگزارم.تحول عمیق در روابط، آرامش، درآمد و نگاه توحیدی با عمل به آموزههای دوره همجهت با جریان خداوند
استاد عزیزم، سلام و درود و رحمت و برکت خداوند بر شما باد. پنج ماه است که روی آگاهیهای دوره همجهت با جریان خداوند کار میکنم و امروز که به خودم نگاه میکنم، میبینم مرجانِ امروز هیچ شباهتی به مرجانِ پنج ماه پیش ندارد.
وقتی به سمت آموزههای شما هدایت شدم، در اوج یک تضاد وحشتناک با همسرم بودم. همسرم اجازه نمیداد آموزشهای استاد قبلیام را گوش بدهم. از درون پر از کینه و نفرت بودم؛ دنیا را مقصر میدانستم به جز خودم. حس قربانی بودن هر روز مرا عصبیتر میکرد، اما با نقاب سکوت زندگی میکردم. شدت خشم و نفرت به حدی رسیده بود که هر روز آرزو میکردم همسرم بمیرد. حتی تخیلاتم درباره خواستههایم، تصویر مراسم مرگ او بود. نه شکرگزاری میفهمیدم، نه توحید؛ گرفتار شرک و ناسپاسی بودم و حتی راضی به طلاق هم نبودم.
در چنین شرایطی سال گذشته به سمت آموزههای شما هدایت شدم و دوره کشف قوانین زندگی و دوره شیوه حل مسائل زندگی را تهیه کردم تا از این وضعیت بیرون بیایم. با کمک این دورهها آرام آرام به هماهنگی با خودم رسیدم و بعد خداوند مسیرم را به سمت دوره همجهت با جریان خداوند برد؛ جایی که نقطه تولد دوباره من بود.
نمیتوانم توصیف کنم که آگاهیهای این دوره چه بر سر من آوردند. آن مرجانی که حتی یک مورد برای شکرگزاری پیدا نمیکرد، امروز چندین صفحه از شکرگزاریهای روزانهاش فقط درباره عشق و محبتی است که از همسرش دریافت میکند. عشقی که بهخاطر همراهی با آگاهیهای این دوره، هر روز زیباتر و عمیقتر شد.
این دوره چه باورهای قدرتمندی را در وجودم ساخت؟
من باور کردم که خالق شرایط زندگیام هستم.
باور کردم که «الخير فی ما وقع» حقیقت محض است و همین باور آرام جانم شد.
و تیر خلاصِ رهایی از بند شرکها و ترمزهای قدیمی را آگاهیهای جلسه ۱۷ زد؛ جایی که هدایتهای ظریف خداوند را دوباره به من یادآوری کرد.خداوند امسال با هدایت من به خرید این دوره، بهترین سفر عمرم را برایم رقم زد.
بهترین تولد ۴۴ سال زندگیام را برایم ساخت.
بهترین طلاها را برایم خرید.
پسفردا هم قرار است مرا به سفر دیگری ببرد.
آنقدر همزمانی و نعمت وارد زندگیام کرده که حیران ماندهام.
آنقدر مرا آرام کرده که ناخودآگاه مدام در حال سپاسگزاریام؛ مشتری داشته باشم سپاسگزارم، نداشته باشم هم سپاسگزارم.این خدا کاری کرده که چنان از تنهایی خودم لذت میبرم که حد ندارد.
این خدا چنان عشق را وارد زندگیام کرده که همسرم مثل پروانه دورم میچرخد؛ انگار مأموریتش مراقبت از من باشد.
در این چند ماه بهترین درآمدها، بهترین مشتریها و بهترین خریدها نصیبم شده است.استاد عزیزم، از شما بابت آگاهیهای الهی و بینظیر دوره همجهت با جریان خداوند بینهایت سپاسگزارم. زندگیام را در همه جنبهها از این رو به آن رو کردید.
تغییر باورها، رشد شخصیتی و جهش بزرگ مالی و شغلی با عمل به آموزههای استاد عباسمنش، مخصوصاً دوره روانشناسی ثروت ۱ و دوره ۱۲ قدم
امروز آزمون روانشناسی ثروت ۱ را در سایت انجام دادم و همین باعث شد یاد خودم در پنج سال پیش بیفتم؛ زمانی که با استفاده از ویدئوی استاد، این تست را انجام میدادم. آن روزها پاسخ دادن به سؤالها برایم بسیار سخت بود. باید زیاد فکر میکردم، آخرش هم با شک و تردید جواب میدادم و مطمئن نبودم که اصلاً درست میفهمم یا نه.
اما امروز وقتی همین تست را انجام دادم، با تمام وجودم حس کردم که چقدر شخصیت و باورهای من درباره ثروت تغییر کرده؛ تغییری که فقط و فقط نتیجه کار کردن روی آموزههای استاد عباسمنش است. این بار بدون حتی یک لحظه شک و تردید، کاملاً صادقانه پاسخ دادم و جالب این بود که تمام جوابها از باورهای قدرتمندکنندهای میآمد که در این سالها درباره ثروت در ذهنم ساختهام. همین موضوع باعث شد به خودم افتخار کنم.
من خیلی کم در سایت abasmanesh.com کامنت میگذارم، اما امروز دلم خواست بنویسم، چون وقتی به نتایجم نگاه میکنم فقط میتوانم بگویم:
خدایا صد هزار مرتبه شکر.اینها بخشی از نتایجی است که با عمل مداوم به آموزههای استاد عباسمنش به دست آوردهام:
من از کارگری به کارآفرینی و داشتن یک کسبوکار تولیدیِ شخصی رسیدم.
از زندگی مجردی به تشکیل یک زندگی عاشقانه و آرام وارد شدم.
از یک فرد بیهویت و بیاعتمادبهنفس، تبدیل شدم به انسانی ارزشمند و شناختهشده در محیط کاریام در سطح کشور.
آموزههای استاد از فردی خجالتی، من را تبدیل کرد به انسانی جسور، باانگیزه و هدفمند که مدام در حال تحقق اهدافش است.
از فردی که شدیداً متعصب مذهبی بود، تبدیل شدم به انسانی توحیدی، آرام، متصل و معنوی.
از بیماشین بودن رسیدم به خرید یک ماشین خوب و دلخواه.و دهها نتیجه و دستاورد دیگر که اگر بخواهم همه را بنویسم، باید ساعتها وقت بگذارم.
اینها بخشی از تغییرات بزرگی است که هم در شخصیت من و هم در شرایط زندگیم ایجاد شده؛ و همه اینها را مدیون کار کردن روی خودم با آموزههای استاد عباسمنش هستم، مخصوصاً دوره ۱۲ قدم که برای من یک مسیر عمیق رشد و شکوفایی بوده است.
امروز با تمام وجود به این مسیر افتخار میکنم.



سلام
ساعت 00.10 تاریخ 29 مه 2025
من هیچ وقت به دوره های استاد هدایت نمیشدم به جز یک بار اونم چند ماه پیش که به کتاب رویاهایی که رویا نیستن 5 اگه اشتباه نکنم هدایت شدم (از طریق نشانه امروز من)
همیشههه توی این دوسال با فایل های دانلودی فقط هدایت میشدم.
به خدا میگفتم حتما هنوز توی مدارش نیستم که یکبارم برام فایلی نیومده که هزینه داشته باشه ، چون من هیچ پولی از خودم نداشتم.
ولی الان و امروز به فایل 12 قدم ، قدم پنجم هدایت شدم خدایااا شکرت ، این یه نشونس ، یه نشونه واضح ، خداقراره برام این دوره رو بخره ، و پولش به راحتی قراره بیاد و من قطعا مدارم بالاتر رفته با تعهدی کار کردن روی خودم و حال و سپاسگذاری و خیلی خیلی تغییر های شخصیتی دیگه که اسان شدم براشون.
قطعا به زودی درامد خواهم داشت قطعا به زودی از کاری که برام لذت بخشه و تخصصشو دارم درامد کسب خواهم کرد توی همین یک ماه پیش رو.
خدایا ازت ممنونم
من واقعا دوست دارم که پول بسازم من واقعا دوست دارم ازادی مالی داشته باشم. همه جا ثروته همه دارن منم دارم ، تواناییش رو دارم ، لیاقتشو دارم ، من لایق ترین ادم دنیام من شاهکار خداوندم خداوند من رو با قدرت خلق کرده و همه چیز رو برام محیا کرده ، اون دنیا رو به پام میریزه.
خودم رو میبینم در حالی که به امریکا مهاجرت کردم ، در حالی با خوشحالی ، با خیال راحت ، با ثروت بی نهایت و برای ساختن ثروت بیشتر و زندگی با کیفیت تر به امریکا مهاجرت کردم ، خودم رو میبینم در حالی که با خانواده بهشتیم دارم یه زندگی با کیفیت سرشار از احساس خوب و عشق و رضایت کنار فوق العاده ترین ادما زندگی میکنم.
خودم رو میبینم در حالی که توی خونه بهشتی ویلایی زندگی میکنم ،
خودم رو میبینم در حالی که گاراژم پر از ماشینایی هست که دوست دارم.
خودم رو میبینم که رئیس بیزینس و استارتاپ موفق خودمم ، همه چیز خیلی ساده نرم و روون و عالی پیش میره امین.
خودم رو میبینم که ساعت ها و روز ها و هر لحظه مشغول کارمم مشغول ارتقا ، مشغول اجابت کردن یه هدف دیگه ، مشغول یاد گرفتن و لذت بردن و پیشرفت کردن.
خودم رو میبینم در حالی که با کشتی کروز به جزایر زیبایی هاوایی سفر میکنم Alloha(:
خودم رو میبینم در حالی که هر لحظه بیشتر عاشق خودم میشم از وجودم از زیباییم از توانمدیم از خلاقیتم و مهارتم و تمرکزم و تعهدم لذت میبرم و سپاسگزاری میکنم.
خودم رو میبینم که دارم رشد میکنم و روحم بزرگ میشه.
خودم رو میبینم که با همه ادم هایی ملاقات میکنم رابطه دوستانه و زیبایی دارم.
خودم رو میبینم در حالی که خدا همه کار هارو انجام میده و اسپانسرمه
خودم رو میبینم در حالی که راحت خرید میکنم ، از سایت ، از فروشگاه ها ، از امازون ، از تسلا ، از بنز ، از فروشگاه های لباس و سوپر مارکت ، از قصابی ها ، از املاکی ها خدایا واقعا سپاسگزارممم.
خودم رو دوست دارم زندگیم رو دوست دارم اقتدارم رو خدام رو جهان رو احساساتم رو صدام رو نگاهم رو توجه ام رو و همه چیز های خفن رو
خدایا تو انجام میدی همه کار هارو تو مدیر و مدبر و فرمانروایی هدایتم که که راحت و بی اصطکاک به خواسته هام برسم
خدایا تو من رو با قدرت خلق کردی همونطور با قدرت زندگی زیبام رو هم خلق کردی ، تو چقدر عظیمی ، تو همه چیزی تو قدرتمند ترین قدرتمندانی !
تو عظیمی تو رحیمی تو سزاوار ثنایی تو حکیمی تو رحمانی تو غفور و تو عزیزی تو جمالی
تو الله صمدی تو لم یلد و لم یولدی ، تو خور خوف نداری ، تو صاحب عرش عظیمی ، تو غنی و تو علیمی
خدایا خودت نگهدارم بلش ، من رو بالا ببر ، نامم رو ، روحم رو ، ایمان رو ، بالا ببر
خدایا من رو یک لحظه هگ به حال خودم رها نکن
خدایا تویی عشق تویی دوست تویی همه چیه من
I Love U
به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم مبینا جانم
خدابا بابت این دوستان زیبا که با دیدن نتایجشون ذوق میکنم شکرت میگویم
خدایا نامشان رو بالا ببر
مبینا جان الان که کامنتتو خوندم اینقدر زیبا نوشته بودی که انگار تو کشتی کروز نشسته ای داری سفر میکنی
چه تصویر سازی ذهنیه قشنگی
میشه همه چیز شدنیه فقط باید به او وصل بشیم
هر روز توحیدی تر هر روز با عشق به خدا از خواب بیدار بشیم و قدم برداریم
هر روز با ایمان بیشتر زندگی کنیم من تحسینت میکنم
چه مناجات زیبایی دوبار خوندم کامنتتو لذت بردم و احساسه خوبی پیدا کردم
خداوند هر لحظه ما رو هدایت میکند فقط باید به ندای قلبمون گوش بدیم تا هدایتها رو بفهمیم
متشکرم دوست خوبم بهترینها نصیبت نتایج بزرگ بگیری
و دستتو به دسته خدا بده
خدایا برای این دوستان توحیدیم شکرت میگویم
باسلام خدمت استادبزرگواروفرزانه وهمه دوستان عزیز من هم دوره هم جهت با جریان خداوند را حدود دوماه پیش تهیه کردم دوستان من حدودا 56 سال سنم هست وعلی رغم اینکه از بچکی شخص مذهبی هستم وبا افراد توانمند زیادی هم صحبت شدم وکتابهای زیادی در حوزه دینی مطالعه کردم ولی هیچ وقت از ته دل دلایل مذهبی ها در خصوص فلسفه توحید ونبوت ومعاد هیچ وقت برام قانع کننده نبود وروزبه روز ایمان ضعیف وضعیف تر میشد تا اینکه خداوند من را به سمت خرید هم جهت با جریان خداوند استاد عباسمنش عزیز هدایت کرد وبا گوش کردن به الهامات قلبی استاد روزبه روز ایمانم در خصوص وحدانیت خداوند بیشتر وبیشتر می شود وحتی در حوزه مالی وکاری هم اتفاغات غیر منتظره وشگفت انگیزی در حال رخ دادن است این ها همه ایات خداوند برای برای برداشتن قدم های محکم واستوار است استاد عزیز بابت نفیس مسیحی هاییت ونغمه های دل نوازت در مراغبه هایت بی نهایت ممنون وسپاس گذارم
ب لطف خدا دوره هم جهت با جریان خداوند را تونستم خریداری کنم شگفت پولش جور شد معجزه وار وبارها وبارها گوش دادم وروی باورهام کار میکنم با استفاده از فایل های هدیه ودوره بسیار آرامش دارم وزندگیم با بقیه فرق داره آرامم و شبانه روز با هدفون صدای استاد را گوش میدم وانرژی میگیرم وامید وار پیش میرم ولی نتیجه دلخواهم نرسیدم نمی دونم مشکل کجای کارمه؟ سعی میکنم گاز وترمز را بشناسم عزت نفس واعتماد به نفسم خوبه فایل ها را چندین وچند بار گوش میدم با اراده وپشتکار ب راهم ادامه میدم وهمواره وهر لحظه از خدا میخام منو هدایت کنه ولی نتیجه دلخواهم نیست اماحال واحساسم عالیه ب لطف خدا چند ماهی میشه هیچ دارویی مصرف نکردم وآرام وشادم خیییلی تغییر کردم وخدا همواره منو هدایت میکنه بهتر وبیشتر در مسیر جذب خواسته هام استاد قانون جواب میده وبدون رژیم خاصی بدون ورزش فقط وفقط با باور وکنترل ذهن وروزانه نوشتن این جمله ضمیرم من ب وزن دلخواهم رسیدم البته با نوشتن عدد دلخواهم 6 کیلو وزن کم کردم استاد اینهمه سالیان سال تلاش کردم باشگاه رفتم انواع رژیم وقرص لاغری وهزینه و….جواب نداد ولی با استفاده از برنامه های شما وکنترل ذهن قانون جواب داد عالی عالی وخدا را هر لحظه هزاران بار شکر میکنم وسپاسگزارم فقط همش ب خودم میگم چرااااا چندین سال پیش ک اسم استاد ب گوشم خورد پیگیر نشدم واقدام نکردم اماواقعا حالم خوبه وآرامم البته که میخام شادتر باشم وصمیمیت بیشتری تو خوانوادم داشته باشم تنهایی هام زیاد شده ب طور طبیعی ولی ب حرفهای استاد ایمان دارم ک تکاملم را طی کنم واز لحاظ پول وثروت وروابط بهتر وبهتر باشم ب زودی زود میام از نتایج بهتر وبیشتر میگم خداوند ب شما استاد وگروه تون خیر وخوشی بده که جهانم با افکارم تغییر کرد بی نهایت ممنونم
به نام خداوند یکتا
سلام خدمت استاد عزیز وخانم شایسته ودوستان هم مسیر
من بیشتر از یک سال فایل های صوتی و تصویری استد عباس منش را گوش میکردم من تو زندگیم یک مشکلی به وجود آمده بود که اگه با استاد آشنا نمیشدم نمیدونم چی بر سرم میومد من حالم خیلی خراب بود تااینکه به لطف خداوندباگوش کردن به فایلهای استاد روز به روز حالم بهتر شدتاحدودی باقوانین خداوند آشنا شدم وفهمدیم که خودم میتونم زندگیمو بهبود ببخشم
وبه لطف خداوند و راهنمایی استاد زنگیم خیلی خوب شده وهمیشه سعی میکنم به چیزهای خوب فکر کنم وبه زیباییها توجه کنم به حاشیه ها توجه نمیکنم وسعی میکنم توجهم به زیباییها باشد
بیست روزی هست که دوره اول قدم دوازدهم را خریده ام وباشد که خداوند مرا یاری کند
خدایا مرا آفریده ای پس دوستم داری
پس بهترینها را برام رقم بزن وکائنات را تحت فرمان من قرار بده ومرا همیشه سلامت وثروتمند بگردان آمین
به نام خداوند زیبایی ها
سلام درود خدمت شما استاد عزیزم،خانم شایسته عزیز و دوستان گرامی
امیدوارم همیشه شاد خوشبخت باشین
من امروز میخواستم در کامنت ها مشارکت کنم تا بتونم هم به خودم هم به دوستانی ک تازه وارد سایت شدن کمک کنم تا بتونیم بیشتر پیشرفت کنیم و از تجربیات هم استفاده کنیم به لطف خدا. بلاخره کنتر نمیندازه به بقیه هم پیشنهاد میکنم ک شرکت کنن.
خب من متاسفانه یا خوشبختانه از سال 92 با استاد و سایت اشنا شدم. و تا امروز نتونستم نتیجه ی خاصی بگیرم. ینی کلا زندگی روبراهی هیچ وقت نداشتم یا با بی پولی و کمبود امکانات مواجه بودم یا مریضی و استرس و بیماری های اعصاب. و این روند اونقدر ادامه پیدا کرد ک به قیمت جونم داشت تموم میشد ینی 1 درصد مونده بود تا کلا همه چیز تموم بشه ک خداوند مانع شد واقعا و من برگشتم. به دوستان توصیه میکنم جلو اتفاقات بد و احساس بد رو قبل از این که کارد به استخوان برسه بگیرید وگرنه دنیا واقعا با پتک منتظر که بکوبه تو سر ادم، اینقدر اون حصار فشار زندگی تنگ تر میشه ک کامل له میکنه ادم رو.
عاره دیگ خلاصه بعد از این اتفاقات ک حالا کلی بیچارگی کشیدم دیگ تو این چند سال عمرم دیگه کاملا واضح ک تو سن 31 سالگی ن رابطه داشتم نه سر سامونی نه ازدواج کردم نه وضعیت مالی درستی دارم کلا صفر بودم. و به نقطه پوچی و نا امیدی رسیدم. دیگ گفتم این اخر خط. دوستانی ک این مرحله تجربه کردن میدونن چقد فاجعه. اون موقه از اموزه های استاد استفاده نمیکردم.
خلاصه دیدم فایده نداره و گفتم اقا من باید تغییر کنم. ینی تو گردابی بودم ک چیزی به ذهنم نمیرسید و گفتم اقا من هر طوری ک هست باید از این بیماری های روحی و روانی و جسمی خلاص بشم. و شرو کردم به یک سری تمرین ها مثل مدیتیشن و نماز خوندن و گوش دادن به قران و اهنگ های شاد و این چیزا ک اون موقه بهم الهام شد و من تونستم توی 5 ماه از شر استرس و ترس و بیماری های روانی خلاص بشم. ولی متعهد شدم که به این الهامات عمل کنم و خداشکر نتیجه گرفتم. و کل اون استرس ها و افکار از بین رفت و خلاصه این اتفاقات برای یک سال پیش بود. بعد از گذشت مدتی دیدم ک خب احساس سپاسگذاری و شوق و ذوق در وجود من تقریبا صفر و هیچ میلی به پیشرفت و کار مسائل عاطفی و مالی نداشتم. و واقعا داشتم اذیت میشدم دیدم خب من تونستم این سلامتی روحی بدست بیارم ولی خب تازه شده بودم یک ادم عادی دیگ ینی فرکانس من از منفی مثلا 40 اومده بود رو صفر ولی مثبت نشده بود. دیگ الان تقریبا نزدیک 1 ماه ک با اموزه های استاد شرو کردم با فایل های توحید عملی 1 تا 11 ک واقعا میگم خدایا چرا من قبلا این فایل ها درک نکرده بودم ک واقعا تحولی در من ایجاد کرد، و من قبلا با یک اکانت قدیمی تر ک متاسفانه اون اکانت بازیابی نشد
دوره 12 قدم رو خریداری کرده بودم تا قدم 4.
از یک ماه پیش با فایل های رایگان و دوره 12 قدم شرو کردم و تمرین ستاره قطبی انجام میدم. خب اوایل تمرین خیلی خشک و بی میل بودم ینی اصلا هیچ حسی نداشتم. ولی یک چیزی درون من میگفت که اگر میخوای به احساس خوب برسی باید ادامه بدی و راهی نیست.من با وجود این ک هیچ احساسی نداشتم ادامه دادم به سپاسگذاری و زیبایی هارو دیدن و خداشکر اون احساس شادی و شور شوق با گذشت تقریبا دو هفته به درون من بازگشته ک این خودش یک موفقیت محسوب میشه دیگ،من فکر میکردم ک موفقیت ها باید حتما مالی باشه ک من در کامنت ها بیام و مشارکت کنم.
الان با کلی شوق و ذوق تمرین ها انجام میدم و این تصمیم رو هم گرفتم ک بتونم کسب و کار خودم رو راه اندازی کنم. یک سری ایده ها هم بهم الهام شده. خدارو واقعا سپاسگذارم. و به اون کسانی ک تازه وارد سایت شدن و این کامنت رو میخونن میخوام بگم ک در هر شرایطی میشود ک انسان یک تصمیم حتی کوچک بگیرد و عمل کند و کم کم از شرایط بظاهر سخت عبور کنه و به احساس خوب و سپاسکذاری برسه. دوستان ناامیدی واقعا صلاح شیاطین. سعی کنید از این احساس فاصله بگیرین. و حتما حتما تکامل طی کنین و از قدم های کوچک شروع کنید.
و من واقعا از استاد عزیز و خانم شایسته عزیز ممنونم که این اگاهی ها و دوره ها در اختیار ما گذاشتن و خداوند سپاسگذارم بخاطر این همه زیبایی و نعمت ک در اختیار همه ما قرار داده.
حتما سعی میکنم در کامنت های بعدی از پیشرفت ها و عملکردم براتون کامنت بذارم. یا حق
سلام و عرض ادب . جدیدا دیگه بعد از دوره ی احساس لیاقت و روانشناسی ثروت میام و تک تک اتفاقاتی که میفته رو مینویسم ..راستش خیلی اتفاقی هدایت شدم به کار خرید و فروش طلا ..یکی از دوستانم بهم گفت بیا تو کار ما به عنوان کار جانبی سرمایه گذاری کن و همکاری کنیم ..از اونجایی که من بعد از طلاقم عملا هیچ سرمایه ای ندارم و به زور خودمو اداره میکنم و هم چنان در خانه ی پدر و مادرم هستم حتی نتونستم یه خونه برای خودم بگیرم و فقط یک شغل بخور نمیر دارم ..گفتم اوکی من سرمایه ندارم ولی برات میفروشم بهم پورسانت بده اونهم یه پورسانت بسیار کمی از هر طلا گفت که حسابی بهم برخورد ولی خوب فکر کردم گفتم اگر بخوام طبق قانون تکامل رفتار کنم باید آروم آروم برم خونه از همینجا شروع میکنم و بعد خودم طلا میخرم. اما گفتم دیگه مثل سابق بی گدار به آب نزنم و تا به گفته ی استاد ترمزهای ذهنیم رو شناسایی نکردم وارد عمل نشم ..نشستم به نوشتن تو دو صفحه نوشتن خدا میدونه چه ترمزهای وحشتناکی دارم از احساس بی لیاقتی ترس از شکست ترس از ناکافی بودن و اونقدر نوشتم و نوشتم تا اینکه فهمیدم تمام این ها از خانواده ام نشات میگیره از یک پدر سخت گیر وسواس و خودشیفته و مادری که وسواس شدید داره و همیشه نقش قربانی فداکار رو داره …یکی کنترل گر و دیگری مظلومی که کم از اون ظالم نداره و شریک جرمش بوده و هست …تمام این بیماری های روانی وسواس فکری و عملی کمال گرایی باعث شدن مثل یک موش همیشه بخوام عالم و آدم رو از خودم راضی نگه دارم تمام عمرم ترس از پذیرفته نشدن داشتم و دارم و حس قربانی بودن دارم …حالم به هم میخوره وقتی میفهمم تا چه حد شبیه مادر مهر طلب خودم هستم …هر کدوم این ترمزها دریایی از تروما پشتش هست دریایی از زخم …برای اولین بار در عمرم تونستم این ترمزهارو شناسایی کنم و واقعا هنوز اول راه حذفشون هستم ولی همین که شناختمشون یه دنیاست استاد . ادامه میدم و خواهم نوشت براتون .
سلام خانم قزلباش گرامی بنده هم در شرایطی مشابه شما بزرگ شدم و دائما تحت بمباران پدر مادر بودم.خیلی خوبه که شناسایی کردید اما به عنوان برادر کوچکتر عرض میکنم سعی کنید کم کم با پدر و مادرتون هم به صلح برسید چون من تا رها نکردم اون احساسات قربانی بودنو نفرت رو روحم سبک نمیشد و دائما درگیری های ذهنی داشتم و انرژی بسیار بدی به چهان ارسال می کردم
به قول خانم لوئیز هی اون ها قربانیان قربانیان هستند.پدر و مادری داشتند که به همین شیوه آموزششون دادند.و می طلبه افرادی که به آگاهی می رسند رفتار متفاوتی داشته باشند و این زنجیره نادرست رو قطع کنند
بنام خداوند بخشنده ارزشهای بی نظیر
سلام دوست عزیزم
چقدر زیبا نوشتی ترمزها و علت ترمز ها انگار پیش من بودی در زندگی من
و شرح حال مرا مانند یک روایتگر نوشتی
دوست دارم از نتایجات بعداز این شناختها برایم بنویسی
خداوند عظیم رو سپاسگزارم
برای این سایت الهی
دست طلایی خداوند استاد عباس منش عزیزم
و دوستان ناب
در پناه حق باشید
سلام دوست عزیز
می تونید برای کمتر کردن شدت وسواس فکری عملی تون یا همون OCD به روانپزشک مراجعه کنید و دارو دریافت کنید. خیلی به ارامش تون کمک میکنه و بهتر میتونید روی ذهن تون کار کنید.
چون مواجه شدن با اون حجم استرسی که بخاطر وسواس والدین و خودشیفتگی شون بهتون وارد شده توان بالایی میخواد.
سلام من زهرا نبیشی هستم و خیلی وقته با استاد آشنا شدم بخوام از اولش شروع کنم خب من همیشه اینجوری بودم خیلی خیلی رویا بافه خوبی بودم و هستم و همیشه چیزهایی که میخواستم رو قبل خواب با جزئیات تمام رویا بافی میکردم و خب الان که دارم بهش فکر میکنم تمام اونا انجام شدن این درحالیه که من هیچ خبری از این قوانین نداشتم ولی خب خیلی اراده ی قوی داشتم ولی از طرفی به دلیل مذهبی بودن شدید افکار و باور های خیلی داغونی داشتم
خلاصه من یکم که وارد فضای جامعه شدم با افراد مختلف و دیدگاه های مختلف آشنا شدم و یه کوچولو فکرام تغییر کرد که با عصبانیت و کنایه ی خانواده و فامیل شدم چون مثل قبل چادر سر نمیکردم!!! و خب من بی اعتنا شدم و گذشت
من ازدواج کردم و یک روزی همسرم گفت که یه مردی هست که میگه اگه به فلان محصلات گوش بدی پولدار میشی من گفتم یعنی چی الکیه و خب به شوخی و خنده گرفتم و گذشت
چند وقت بعد برادر شوهر که خب شما رو خیلی دنبال میکرد از شهر اردبیل به تهران اومد به عنوان مهمان و گفت یه ویدیویی هست بذارم ببینیم تلوزیون شما بزرگه میخوام ببینن چجوری میشه و این حرفا خلاصه فایلی که گذاشت تمرکز بر نکات مثبت اون قسمت خرید از ایکیا بود و خوب من عاشق فروشگاه و خرید هستم اون موقع از اون فایل خوشم اومد ولی خب باز دنبال نکردم چند ماه گذشت و من حس کردم نباید توی تهران بمونم و با اینکه اصلا دوست نداشتم مهاجرت کردم اردبیل و بعد یه مدت دنبال اون فایل ایکیا گذشتم یعد هم از فایلای سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت ادامه دادم و خوشم اومد و خلاصه وارد این قوانین شدم که باید بگم کل زندگیمو درگیر که چقدر تا الان هیچی نمیدونستم
من خیلی اتاقی وارد عرصه ی ناخنکاری شدم و خب تق و لق کار کردم تا اینکه یکی از دوستان همسرم گفت که بیا تهران کار کنم باهام و اینا من اول غصه ی اینو پیدا کردم که من به زود دوتا مشتری اینجا پیدا کردم برم اونجا چیکار کنم و اینا خلاصه رفتیم و چند ماه من دنبال کار گذشتم و تونستم توی 3 تا سالن یکم و بیش حالا هفته ای دوتا مشتری کار کنم ولی کار همسرم نشد و گفت من برمیگردم ولی من گفتم نه من میمونم و خب موندم و شروع کردم کار کردن و از طرفی هم روی باورام کار میکردم و اینم بگم قبل رفتنمون به تهران من با همسرم به مشکل خورده بودم و خیلی رابطمون لبه مرزی شده بود
خلاصه من تمرکزمو گذاشتم روی کارم و تونستم تمام وسایل مورد نیاز کارمو بگیرم ویه سالن ثابت کار کنم و هر روز دو سه تا مشتری داشته باشم در این بین همسرم رفتاراش باهام عوض شد بدون اینکه من کاری کنم و خب رابطمون از 1 به 100 رسید انگار اینقدر که همه چی عوض شد همسرم هم تمام تلاششو میگرد توی شهری که رفته بود برای کار پول جمع کنه تا ماشین بخریم و خب ما یک سال الی یک سال و نیم از هم دور بودیم درحالی که خونمون توی اردبیل مونده بود که اجاره میدادیم
همسرم موفق شد اولین ماشینمون رو بخره و برگشت اردبیل باز من نرلتم و گفتم میخوام پیش خانوادم باشم و اینا یه دوماهی گذشت و بک روز یه چیزی انگار توی وجودم مثل یه حباب ترکید گفتم من چرا اینجام پاشم برم پیش همسرم و رفتم همون ثانیه به همه اعلام کردم گفتم نمیدونم چرا ولی میخوام برم و این درحالی بود که مت کلی مشتری داشتم کلی پیشرفت کرده بودم و اگه میرفتم اردبیل از صفر شروع میکردم
من برگشتم اردبیل و تونستم توی 2 ماه توی 4 تا سالن کار کنم اینقدر کارم زیاد شد که خودم رد میکردم چند وقتی گذشت و من کارم کم شد یه روز دوباره از اون حسا اومد سمتم که برو خیاطی یاد بگیر این درحالیه که من از خیاطی فقط سوزن نخ کردن بلد بودم صفر مطلق یعنی
چند جا نگا کردم دیدم کلاسا گرونه الان نمیتونم هزینه کنم گفتم چرا یکم خودمو به چالش نکشم و خودم یاد بگیرم این حملم اون موقع حوری لود که اگه کسی میشنید میگفت دیوانه ای بخدا تو حتی بلد نیستی چرخ خیاطی رو روشن کنی
خلاصه من شروع کردم به یادگیری اولین لباسی که دوختم رو وقتی همه دیدن تازه فهمیدن من شوخی نمیکردم و همه تعجب میکردن که من بدون کلاس دارم لباس میدوزم اونم لباسای سخت
یه چند وقت گذشت گفتم کاش بتونم توی تولیدی کار کنم همه گفتن الکیه مگه کی به تو کار میده هیچی بلد نیستی مدرک بلد نیستی حالا دوتا لباس دوختی جو گرفته تو رو !!
چند ماه بعد مادر همسرم گفت دارم توی یه تولیدی کار میکنم خیاط میخواد!!!
من رفتم و گفت الان نمیخوام دو ماه دیگه بیا
یه روز مادر همسرم کار داشت و نرفت سرکار بهش گفتن یکیو بیار جات بمونه و من رفتم و اینقدر اون شخص از کارم خوشش اومد که گفت از فردا بیا به عنوان وسط کار و کار کن
برام مهم نبود که پشت چرخ نیستم چون این خودش یه قدم بزرگ بود برام
باز بقیه گفتن وسط کاری دیگه چرخ نمیدن که بهت!!!
یه روز یکی از چرخکارا نیومده بود و به من گفتن میتونی از فردا بیای پشت چرخ!!!
من شروع کردم به عنوان یه هفته که اون خانم نبود به جاش کار کردم
گفتم دوس دارم چرخ بخرم و خونه کار کنم باز حرف مردم و فکرای منفی بقیه بود ولی من بهشون گوش ندادم و گفتم من میخوام و انجامش میدم
الان چرخ دارم و دارم توی خونه با اسایش کامل کار میکنم و خداروشکر میکنم که اینقدر همه چی یه جوری درست شد که انگار روند طبیعیشه در حالی که من تا پارسال هیچ ایده ای نداشتم که قراره من چیزی بدوزم
الان که دارم این کامنتو مینویسم چند روزیه دوباره از اون حسا اومده که باید تا 4 یا 5 سال دیگه تغییر کرده باشی و فکر مهاجرت اومده به سرم
و خوب به کسی هم نگفتم و میدونم بگمم مسخره ام میکنن که تو پول داری مگه زبان بلدی مگه چجوری میخوای بری اصلا و از این حرفا
من روز اول حسش اومد بعد گفتم نمیدونم چجوری میرم ولی میخوام روز دوم راهش بهم گفته شد گفتم نمیدونم چجوری زبان یاد بگیرم ولی میخوان روز سوم یه راه راحت و رایگان پیدا کردم که زبانمو تقویت کنم
الانم نمیدونم چجوری میخوام برم ولی میخوام برم
این کامنت رو مینویسم شاید 4 یا 5 سال دیگه توی یه کشو دیگه بیام بگم هیچ ایده ای نداشتم براش ولی رسیدم بهش
با اینکه الان بعضی وقتا یه سری فکرا میاد شرم که چجوری میخوای کلی پول جمع کنی ؟ چجوری میخوای توی کشور غریب خونه پیدا کنی؟ چجوری میخوای کار پیدا کنی؟ چجوری از خانوادت دل بکنی؟
بعضی وقتا این فکرا توی یه لحظه منو نا امیدی میکنه ولی دارم تمام تلاشمو میکنم که توی اون لحظه نمونه چون من نمیتونم الان برای کارایی که آینده قراره اتفاق بیوفته کاری کنم الان باید کار الانمو کنم
الان فقط کار کنم و ثروت بسازم
الان فقط روی زبانم کار کنم
خدا خودش قدم بعدیو میگه
من تمام روز با خودم صحبت میکنم که زهرا فکر هیچیو نکن نگران هیچی نباش مگه این کارایی که تا الان کردی با عقل جور درمیومد؟ مگه میدونستی؟ همش کار خدا بود اینم بسپار به خودش و بیخیال باش
اگه تو این آرزو رو داری پس یعنی امکان برآوردگیش هست پس ادامه بده
میدونم صحبتام خیلی خیلی طولانی ش. ولی حسم گفت اگه میخوام تمام افکار بدم بره یه کامنت بنویسم و اتفاقی گذشتمو بگم و یادم بیارم و حالمو خوب کنم
ممنون از استاد عزیز که هر لحظه خدارو شکر میکنم که باهاتون آشنا شدم و جاهل از دنیا نمیرم
خداروشکر میکنم که این آرزو ها و توی دلم نکشتم و بهشون بال و پر میدم تا عملی بشه
امیدوارم به تمام خواسته هاتون برسید جوری که فکر کنید روند طبیعی زندگیه️️️
شکر خدای مهربان
واقعا هر قدر نتایج دوستان رو خوندم قدم به قدم به باور شدن و رسیدن نزدیکتر شدم و ایمان دارم بالاخره منم نتایجم بالامیاد و میام مینویسم سپاس از استاد عزیز و خانم شایسته که اینطور مرتب نتایج دوستان رو گذاشتن داخل سایت و اگر امکان داره از نتایج دوره عزت نفس بیشتر بگذارید چون من فعلا تونستم این دوره را بخرم سپاس از خدا و استاد و تمام عزیزانی که از نتایجشون نوشتند به امید نتایج بیشتر و بیشتر همه ماها یا حق
بنام خدای عشق و ثروت و فراوانی
سلام به استاد عزیزم و مریم خانم شایسته زیبا و مهربون و سلامی به تمام افرادی که توی این سایت زیبا و شگفت انگیز عضو هستند
من از اونجایی که اسمم توی سایت هست و عضو هستم و موفقیت های زیادچه کوچیک و بزرگی کسب کردم از استفاده از دوره های استاد عزیزم اومدم براتون کامنت بزادم دد رابطه با دوره شگفت انگیز 12 قدم
من امروز واقعا ی حسی بهم گفت برو کامنت بزار و لذت ببر و از نتایحت بنویس
من وقتی قدم اول دوره 12 قدم و خریدم و شروع کردم به کار کردن روی باور هام و روی مثبت تر کردن ذهنم تا زیبایی هارو ببینه ی حسی از شهرستان خودم دراوردم و مهاحرت کردم که استان ساری شهرستان فرح اباد شمال کشور بعد همه میگفتن چرا بریم اخه من با سن 26 ساله که تک پسر هم هستم و شغل قبلیمم مسافرکشی بود و با پدرو مادرم زندگی میکنم مهاجرت کردم پدرو مادرم خیلی دلتنگی میکشیدن ولی من از اونجایی که وصل بودم به خداوند و از دوره های استاد استفاده میکردم هیچ دلتنگی برای هیچکس نداشتم و شادو سروحال هم بودم . و ی اتفاقی افتاد که به همه قبلش میگفتم ما اومدیم شمال خیریتی توشه خلاصه پدرم عمل قلب باز کرد و موفقیت امیز بوداز این بگم براتون که قبلا من خیلی ترس داشتم از این موضوعات که برای پدرو مادرم و خونوادم میترسیدم الا از اونجایی که میدونم هر کسی شرایط زندگی خودشو خلق میکنه درکم بالا رفته لا اعتماد بنفس بالا کارای پدرم و انجام دادم درسته حداقل کلا ی رب گریه کردم ولی بعدش خیلی قویی شدم و اوکی شدم و گفتم حاتم تو ایمانت به خداست این دوره نه تنها وصعیت مالی منو اوکی کرد بلکه روی کتترل ذهنم تاثیرات عالی داشته و الان من وقنی مهاحرت کردم حداقل 12 میلیون بدهکاری داشتم که کاملا الان تصفیه شدن بدون وام ها . ولی الان 120 میلیون تصفیه شد و الان من قدم دوم هستم که همیشه ارزوم این بود قبل از خرید دوره 12 قدم که ارایشگر بشم الان حداقل من 25 روزه که سالن خودم افتتاح کردم و خداروشکر دارم روی اموزه های دوره 12 قدم و قدم 2 کار میکنم و تا قدم پنجم و خریدم ولی میخوام تکاملی طی کنم و مرحله به مرحله برم جلو و قتی که فهمیدم توی کل دنیا برگی بی اذن خداوند بر زمین نمیفته تمام کارام و میدم دست خدا و حتی توی اصلاح هم میگم خدایا تویی که داری زیبایی خلق میکنی تو بهتدین و خلق کن که مشترین راضی راصی باشه و همه نتعجب میشن از اصلاحی که انجام میشه براشون . بخدا این دوره ها شگفت انگیزن خدایا بی نهایت بار شکرش . واقعا حالم عالیه احساسم عالیه . خداروشکر میکنم که اومدم توی این سایت زیبا و میدونم که واقعا خیلی سریع رشد میکنم خدایاشکرت
پس نتایج من صاف کردن بدهی 120 میلیونی .
برگشتن به شهرستان خودم و افتتاح سالن زیبایی برای خودم
رفتن به دوره ارایشگری که یکی از بزرکترین ارزوهام بود
کنار گذاشتن شغل رانندگی و شروع شغل ارایشگری
و الان هدف بعدیم اینکه دوره قانون سلامتی استادو بخرم و میخرمش دوستون دارم و عاشقتونم اینا یک درصد از نتایجی بودن که گرفتم
رد پا از حاتم فوق العاده و بینظیرو خلاق
خداروشکر امروز دوتا مشتری عالی هم داشتم
1404.02.11
به نام ذولجلال مهربان
سلام ، به لطف خدای عزیزم 5 روز میگذره از آشنایی من با سایت و استاد مهربانم و 3 روز هست که با پروژه خانه تکانی ذهن شروع کردم. اول اینکه بگم چقدر این بخش نتایج دانشجویان زیباست انقدر که بهش علاقه پیدا کردم مثل سرگرمی برام لذتبخشه چقدر خوشحال کنندست این همه نتایج بزرگ چقدر تحسین برانگیزه مخصوصا نظرات دوره سلامتی چقدر به وجدم میاره.
امروز بهم الهام شد تا نتایجی که توی این 5 روز گرفتم و برام مشهود تر بود رو به اشتراک بذارم اول خواستم توی دفترم بنویسم بعد تصمیم بر این شد که اینجا به صورت دیدگاه بفرستم.
من کار کردن روی این پروژه رو صبح ها توی فضای سبز انجام میدم و چقدر چقدر به جانم میشینه ، قشنگ ترین فضا ، هوای عالی و خنک اون هم توی تیرماه ، پوششی که دوست دارم ، سکوت و آرامشی که دوست دارم و خلاصه که همه چیز رو خدای قشنگم فراهم کرده برام تا اختصاصی لذت ببرم و توی این مسیر گام بردارم ، این فضا همیشه بود ولی انگار این زمان بهترین زمان برای استفاده ازش بود تا نهایت لذت رو ببرم، انگار دارم توی آمریکا قدم میزنم. امروز داشتم با مادرم میگفتم انگار من در نقش شاهزاده خداوند به طور اختصاصی این فضا رو مخصوص لذت بردن من درست کرده ، دمت گرم خدای عزیزم دوسِت دارما!!!!! و اما نتایج و عشق های جاری دیگه: پلاک گرنبندم که مدت ها پیش بود گمش کرده بودم و خیلی دوستش داشتم به گونه ای معجزه آسا افتاد جلوی چشمم و پیدا شد. عینکی که گم شده بود توسط مادرم پیدا شد و بهم رسونده شد . یک بازی انلاین انجام میدادم و همش امتیاز های بالا بهم میداد همون 2 باری که واردش شدم.3تا تیشرت به کمد لباسم اضافه شد یکی از یکی قشنگ تر . وزنم یک کیلو کم شد و میلم به پرخوری بیش از حد انگار کنترل شده .برادرم که به ماهیگیری علاقه داره و دفعه پیش یکدونه گرفت ایندفعه 4 تا گرفت یکی از یکی بزرگ تر چقدر برکت بیشتر وارد خونه شد. توی گوشیم یک پیام اومد با تیتر “من به کلام خدا ایمان دارم که به موسی وحی کرد:ای موسی من به بندگانم از مادر مهربان تر هستم” و چه شوق و حال خوب و لذت عجیبی در من با دیدنش شکل گرفت.
جواب سوالاتم رو انگار دارم با هدایت خداوند میگیرم و گرفتم و انگار به درک عجیبی رسیدم از این کلام استاد که میگفت زندگی سادست. و چقدر حالم خوبه با این جمله و این مفهموم چقدر جوابه که کل زندگی برای لذت بردن ما آفریده شده و خدا عاشق اینه که ما لذت ببریم و از نعماتش استفاده کنیم ،هیچ چیز سختی در این موضوع وجود نداره و هرکاری که احساس خوبی بهم میده درواقع عین شکرگزاریه عملیه و من رو به خدای جانم اتفاقا بیشتر نزدیک میکنه ،چون همش سختش میکردم همش میرفتم ببینم کی مثلا راجب فلان موضوع فلان کار نظرش چیه درواقع به اون موضوع حس خوبی داشتم ولی انقدر میگشتم که نظرات منفی راجبش پیدا کنم بی دلیل و میگفتم این آدم که توی مسیر خودشناسیه چطور همچین باوری داره و مثلا کسی که باورش متفاوته رو گناهکار میدونه، و حسم رو بد میکردم همش نظر و باور های دیگران برام مهم بود و انگار بُتشون میکردم برای خودم، مخصوصا اگر فکر میکردم طرف دانا و فرهیختس که تفکرم ناخوداگاه این بود که اگه نظر و باورم برخلافش باشه هیچی واقعا خودم رو اذیت میکردم درحالی ک حس های قشنگ داشتم میرفتم با توجه به نظرات و باورهای دیگران حال خوبم رو خراب میکردم ! کامل شرک میورزدیم ترس داشتم از متفاوت بودن باور هام با بعضی انسان ها بجای اینکه بگم من و خداوند عزیزم یک تیم هستیم و طرز تفکر هیچکسی تاثیری روی زندگی من نداره نظر بقیه بت بود برام . و الان به این باور رسیدم که اینکار رو رها کنم چون همونطور که اثر انگشت همه انسان ها متفاوته باورهاشونم میتونه متفاوت باشه، سبک زندگی و همه چیشون و این برای اون آدم اون لحظه درسته و دلیل نمیشه برای بقیه حتما درست یا غلط باشه من میتونم باورهای که مناسب منه و حس خوبی بهم میده رو بگیرم همین. نه اون هایی که به قلبم ننشسته. در واقع باید به اصل بچسبم و به باور بقیه درباره هر موضوعی که باشه کاری نداشته باشم حتی اون دسته که به خاطر متفاوت بودن عقاید دیگران اون هارو گناهکار میدونن چون این هم باور اون ادمه و به من ربطی نداره.اون چیزی که به خودم حس خوب واقعی میده رو دنبال کنم و اصل اینه احساس خوب= اتفاقات خوب ، حالا اون احساس خوب برای هرادم به شکل متفاوتی میتونه بوجود بیاد ، چون اینجا یک اصل هست و میلیارد ها روش برای رسیدن بهش.مثل اینکه یک دفتر زنگ آمیزی هست و بی شمار رنگ ، هرکسی میتونه هر رنگی که بخواد بزنه و در نهایت اون اصل که رنگ کردن هست رو به زیبایی انجام بده. این چیزی هست که درکش کردم یک درک پایه هست و ذهنم خیلی هنوزم قلقلم میده ولی تا چند روز پیش از 100 باری ک توی روز حال خودم رو بد میکردم الان مقداریش رو میتونم کنترل کنم و خداروشکرم که داره ذهنم رو از دشمنم تبدیل به رفیقم میکنه. و البته که خ باید روی خودم و باور هام چه تثبیت چه تغییرشون بیشتر کار کنم و با استمرار بیشتر به نتایج عالی تر و خداگونه تری برسم و قطعا خداوند عزیزم در این راه با منه.
این بخشی از نتایجی بود که توی این 5 روز گرفتم و خداروشکر که در این لحظه با شما در اشتراک گذاشتم و از استاد عزیزم کمال تشکر را دارم انشالله نعمات از در و دیوار آسمان و زمین بر شما و همه ما ببارد.
پی نوشت: 40 دقیقه گذشته و این متن ادیت هست خواستم بگم یکدفعه چنان بارانی گرفت که سراسر رحمته و این هم قطعا نشانه عشق پروردگارمه ، دوستِ دارم خدای عزیزم ، مهربان ترین ، عشق ترین ، شاهکارترین ، عزیزترین ، مرا تا ابد در آغوش پر از محبتت نگه دار . خدایا شکرت که مهربانی و نیکویی تو در سراسر عمرم با من است و من تا ابد در خانه عشق تو ، زیبایی و شادمانی تو و وجود تو ساکن هستم. به بزرگیت یقین دارم . شکرت خدایا که در چنین جهان زیبایی چشم گشودم و شکرت که پروردگارم تو هستی ، ای خالق یکتا.