نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -محمدمهدی

    ان‌شاءالله به لطف خداوند و با کمک آموزش‌های ارزشمند استاد عباس‌منش در دوره هم‌جهت با جریان خداوند، همه ما در مومنتوم مثبت و هم‌جهت با جریان بی‌نهایت و همیشگی الله مهربان باشیم.

    می‌خواهم از دیدگاهی کلی‌تر به زندگی‌ام نگاه کنم و بگویم که از زمانی که با آموزش‌های استاد عباس‌منش آشنا شدم، زندگی‌ام در تمام جنبه‌ها روان‌تر، آرام‌تر و زیباتر شده است.
    چه زمانی که از فایل‌های رایگان ایشان استفاده می‌کردم و چه اکنون که در این دوره فوق‌العاده شرکت کرده‌ام، به وضوح می‌بینم که چرخ زندگی‌ام نرم‌تر می‌چرخد و شرایط زندگی‌ام در جنبه‌های مالی، عاطفی و آرامش درونی بسیار بهتر شده است.

    احساس می‌کنم تمام اتفاقات و حتی مشکلات در نهایت به نفع من تمام می‌شوند.
    گاهی در موقعیتی قرار می‌گیرم که ظاهرش ناخوشایند است، اما با گذر زمان می‌بینم همه چیز طوری پیش رفته که بهترین نتیجه ممکن برایم رقم خورده است.
    این تغییر بزرگ را مدیون یادگیری کنترل ذهن و باورهایی هستم که در این دوره هم‌جهت با جریان خداوند بی‌نظیر آموختم.
    حالا خیلی راحت‌تر با مسائل کنار می‌آیم، برای هر مشکلی راه‌حلی پیدا می‌کنم و حتی احساس می‌کنم بسیاری از مشکلات دیگر اصلاً برایم پیش نمی‌آیند.

    انسان‌های درست و موقعیت‌های مناسب به شکل جادویی در مسیرم ظاهر می‌شوند.
    باور قدرتمند الخیر فی ما وقع تأثیری شگفت‌انگیز بر زندگی‌ام گذاشته است.
    بارها و بارها در شرایط مختلف از آن استفاده کرده‌ام و هر بار شاهد نتایج خارق‌العاده و معجزه‌آسایی بوده‌ام.
    این باور، دیدگاه من را نسبت به اتفاقات کاملاً تغییر داده و آرامش، ایمان و امید را در من زنده کرده است.

    به راستی اگر هر کسی بتواند بر روی همین یک باور کار کند، آن را درک و در زندگی‌اش به کار گیرد، بسیاری از مشکلاتش حل خواهد شد و حتی بسیاری از تضادها دیگر به وجود نخواهند آمد.
    چون در دل این باور، تسلیم آگاهانه در برابر اراده خداوند وجود دارد؛ زمانی که همه تلاش خود را می‌کنی و سپس با ایمان کامل می‌گویی: خداوندا، تو می‌دانی و من نمی‌دانم، حلش کن.
    نتیجه همیشه به نفع من رقم می‌خورد، چون یاد گرفته‌ام ذهنم را کنترل کنم و به جریان الهی اعتماد داشته باشم.

    مثال‌های زیادی از این تغییرات دارم که پیش‌تر در جلسات نیز درباره‌شان صحبت کرده‌ام.
    اما به طور کلی باید بگویم زندگی‌ام در همه زمینه‌ها متحول شده است.
    شاید هنوز به تمام آرزوها و رؤیاهای بزرگم نرسیده‌ام، اما امروز در شرایطی هستم که روزی حتی تصورش را هم نمی‌کردم، و این را فقط و فقط مدیون لطف خداوند و آموزش‌های نجات‌بخش استاد عباس‌منش هستم.

  • -ابوالفضل خازنه

    رهایی از اعتیاد، رسیدن به سلامت کامل، آرامش درونی و ارتباط عمیق با خداوند با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    چطور می‌توانم حال و احساس خوب این روزهایم را بیان کنم؟ خدایا خودت صداقتت را در قلبم جاری کن تا بنویسم. می‌خواهم با عشق اعتراف کنم که:
    «بابا من هم از عمل به قوانین نتیجه گرفتم. من هم با عمل به آموزه‌های استاد عباس‌منش تغییر کردم.»
    می‌خواهم شهادت بدهم که وقتی تصمیم گرفتم در مسیر تو باشم، چگونه من را هدایت کردی و از کجا به کجا رساندی.

    استاد عزیز، آموزه‌های توحیدی شما، به‌خصوص در دوره هم‌جهت با جریان خداوند، من را به شکلی با خدا هم‌سو و هماهنگ کرده که در تمام ۵۰ سال عمرم، هیچ مسجدی، هیچ هیئتی، هیچ سفر زیارتی و هیچ مراسم مذهبی نتوانست این‌گونه من را به خدا نزدیک کند.

    من در این مسیر دگرگون شدم. نتایجی گرفتم که برایم مثل معجزه است.

    از وقتی وارد این مسیر شدم، بعد از ۱۵ سال مصرف مواد مخدر را برای همیشه کنار گذاشتم و امروز کاملاً پاک هستم.
    قرص‌های کدئین را که خشاب‌خشاب می‌خوردم، برای همیشه ترک کردم.
    مشروبات الکلی را کنار گذاشتم.
    بعد از ۳۵ سال سیگار کشیدن، به‌طور کامل ترک کردم.
    سال‌ها هر چند وقت یک‌بار مریض می‌شدم، اما حالا یادم نمی‌آید آخرین بار کی دارو خوردم. امروز سالمِ سالمم و پر از انرژی.

    منِ کسی که حتی یک‌بار هم به همسرم یا عزیزانم نگفته بودم «عاشقتم»، امروز این کلمه ورد زبانم شده.
    منِ آدم فوق‌العاده واکنش‌گرا و عصبانی، حالا وقتی کنارم دعوا می‌شود، سرم را می‌اندازم پایین، دخالت نمی‌کنم و آرام رد می‌شوم.
    منِ کسی که قبلاً برای جلب توجه اسم خدا را می‌آوردم، امروز ستایش خداوند برایم درونی و واقعی شده و سپاسگزاری در عمق وجودم جریان دارد.

    من که وزنم بالای ۱۰۰ کیلو بود، با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی امروز ۷۲ کیلو هستم. تناسب اندام دارم، بدنم سالم شده، انرژی‌ام چند برابر شده و از آن کسالت‌های همیشگی خبری نیست. از ۵ صبح بیدارم و تا آخر شب پرتوان و سرحال هستم.

    روابطم چه در خانه و چه در محل کار فوق‌العاده شده، مخصوصاً از وقتی با تمرکز بیشتری روی آموزه‌های دوره مقدس هم‌جهت با جریان خداوند کار می‌کنم.

    استاد نازنینم، چند جلسه آخر این دوره که موشکافانه درباره سپاسگزاری صحبت کردید، زندگی مرا زیر و رو کرده. واضح می‌بینم که آن آموزه‌ها رابطه‌ام را با خداوند چنان تغییر داده و چنان من را در برابر او متواضع کرده که هر لحظه واکنش جهان اطرافم را نسبت به این تغییرات درونی در زندگی‌ام مشاهده می‌کنم.

    خدا را شکر می‌کنم بابت این همه تغییرات عمیق چه درونم و چه در بیرون زندگی‌ام.
    خدا را شکر می‌کنم که در ۵۴ سالگی چشمم را باز کرد و مرا به مسیر آموزه‌های پربرکت استاد عباس‌منش هدایت کرد.
    خدایا شکرت برای این مسیر نورانی، پر از خیر، برکت، آرامش و تحول.

  • -رضا حقیقی

    آرامش، توانمندی، درآمد عالی و هدایت‌های شگفت‌انگیز با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    استاد عزیزم، از شما عمیقاً سپاسگزارم برای تولید و ارائه‌ی دوره‌ی فوق‌العاده‌ی هم‌جهت با جریان خداوند؛ دوره‌ای که زندگی من را از درون دگرگون کرده و نگاه من را به هدایت الهی کاملاً تغییر داده است.

    شما در انتهای یکی از جلسات فرمودید: «زندگی من آسون پیش میره چون اجازه می‌دم خداوند من رو هدایت کنه. باید کسی از نزدیک روند زندگی من رو ببینه تا بفهمه هدایت خداوند چقدر می‌تونه مسیر زندگی رو آسون کنه.»
    و واقعیت این است که من دقیقاً همین تجربه را در زندگی خودم پیدا کرده‌ام.

    حدود شش ماه است که وارد این دوره شده‌ام. آن‌قدر جلساتش را گوش دادم، دوباره گوش دادم، از زاویه‌های مختلف بررسی کردم و روی مفاهیمش عمیق شدم که انگار آگاهی‌های تک‌تک جلساتش را «شخم زده‌ام». روزی نبوده که حداقل یک ساعت برای درک بیشتر آموزه‌های این دوره زمان نگذارم.

    البته می‌دانم قدرت تشخیص هدایت الهی در وجود من هنوز در ابتدای مسیر است و با شما فاصله زیادی دارد، چون شما سال‌هاست در مسیر آگاهی و قانون زندگی می‌کنید. اما با این حال، حتی همین مقدار از درک هدایت برای من چنان تغییراتی ایجاد کرده که واقعاً قابل توصیف نیست.

    به خدا قسم، از روزی که وارد این دوره شدم و مفهوم مومنتوم مثبت را درک کردم و شروع به اجرا کردم، زندگی‌ام چنان آسان شده که باید از نزدیک آن را ببینید تا باور کنید:

    درآمدم عالی شده و هر ماه جریان‌های مالی جدید وارد زندگی‌ام می‌شود.
    سلامتی‌ام فوق‌العاده شده؛ یوگا را شروع کرده‌ام و با نظم کامل ورزش می‌کنم.
    احساس می‌کنم خداوند مستقیم حواسش به برنامه‌ریزی من هست؛ نمی‌گذارد کارهایم عقب بیفتد و هر کاری را دقیق در زمان درستش انجام می‌دهم.
    اعتمادبه‌نفسم چندین برابر شده، چون هر روز کارهایی را انجام می‌دهم که قبلاً از پسشان برنمی‌آمدم.
    توانمندتر شده‌ام، قوی‌تر شده‌ام و باورم نمی‌شود این همه کار را به‌تنهایی و بدون خستگی به اتمام می‌رسانم.
    روابطم با همسر و فرزندم عالی و آرام شده؛ ارتباطمان عمیق‌تر و پر از احترام است.

    استاد عزیز، واقعاً باید از نزدیک ببینید زندگی من چقدر آسان، روان و بی‌دردسر پیش می‌رود. هر روز بیشتر مطمئن می‌شوم که وقتی آدم اجازه دهد خداوند هدایتش کند، زندگی به معنای واقعی «آسان» می‌شود.

  • -مرجان

    تحول عمیق در روابط، آرامش، درآمد و نگاه توحیدی با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    استاد عزیزم، سلام و درود و رحمت و برکت خداوند بر شما باد. پنج ماه است که روی آگاهی‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند کار می‌کنم و امروز که به خودم نگاه می‌کنم، می‌بینم مرجانِ امروز هیچ شباهتی به مرجانِ پنج ماه پیش ندارد.

    وقتی به سمت آموزه‌های شما هدایت شدم، در اوج یک تضاد وحشتناک با همسرم بودم. همسرم اجازه نمی‌داد آموزش‌های استاد قبلی‌ام را گوش بدهم. از درون پر از کینه و نفرت بودم؛ دنیا را مقصر می‌دانستم به جز خودم. حس قربانی بودن هر روز مرا عصبی‌تر می‌کرد، اما با نقاب سکوت زندگی می‌کردم. شدت خشم و نفرت به حدی رسیده بود که هر روز آرزو می‌کردم همسرم بمیرد. حتی تخیلاتم درباره خواسته‌هایم، تصویر مراسم مرگ او بود. نه شکرگزاری می‌فهمیدم، نه توحید؛ گرفتار شرک و ناسپاسی بودم و حتی راضی به طلاق هم نبودم.

    در چنین شرایطی سال گذشته به سمت آموزه‌های شما هدایت شدم و دوره کشف قوانین زندگی و دوره شیوه حل مسائل زندگی را تهیه کردم تا از این وضعیت بیرون بیایم. با کمک این دوره‌ها آرام آرام به هماهنگی با خودم رسیدم و بعد خداوند مسیرم را به سمت دوره هم‌جهت با جریان خداوند برد؛ جایی که نقطه تولد دوباره من بود.

    نمی‌توانم توصیف کنم که آگاهی‌های این دوره چه بر سر من آوردند. آن مرجانی که حتی یک مورد برای شکرگزاری پیدا نمی‌کرد، امروز چندین صفحه از شکرگزاری‌های روزانه‌اش فقط درباره عشق و محبتی است که از همسرش دریافت می‌کند. عشقی که به‌خاطر همراهی با آگاهی‌های این دوره، هر روز زیباتر و عمیق‌تر شد.

    این دوره چه باورهای قدرتمندی را در وجودم ساخت؟
    من باور کردم که خالق شرایط زندگی‌ام هستم.
    باور کردم که «الخير فی ما وقع» حقیقت محض است و همین باور آرام جانم شد.
    و تیر خلاصِ رهایی از بند شرک‌ها و ترمزهای قدیمی را آگاهی‌های جلسه ۱۷ زد؛ جایی که هدایت‌های ظریف خداوند را دوباره به من یادآوری کرد.

    خداوند امسال با هدایت من به خرید این دوره، بهترین سفر عمرم را برایم رقم زد.
    بهترین تولد ۴۴ سال زندگی‌ام را برایم ساخت.
    بهترین طلاها را برایم خرید.
    پس‌فردا هم قرار است مرا به سفر دیگری ببرد.
    آن‌قدر همزمانی و نعمت وارد زندگی‌ام کرده که حیران مانده‌ام.
    آن‌قدر مرا آرام کرده که ناخودآگاه مدام در حال سپاسگزاری‌ام؛ مشتری داشته باشم سپاسگزارم، نداشته باشم هم سپاسگزارم.

    این خدا کاری کرده که چنان از تنهایی خودم لذت می‌برم که حد ندارد.
    این خدا چنان عشق را وارد زندگی‌ام کرده که همسرم مثل پروانه دورم می‌چرخد؛ انگار مأموریتش مراقبت از من باشد.
    در این چند ماه بهترین درآمدها، بهترین مشتری‌ها و بهترین خریدها نصیبم شده است.

    استاد عزیزم، از شما بابت آگاهی‌های الهی و بی‌نظیر دوره هم‌جهت با جریان خداوند بی‌نهایت سپاسگزارم. زندگی‌ام را در همه جنبه‌ها از این رو به آن رو کردید.

  • -Saar

    تحول شخصیتی، جهش درآمد و آرامش عمیق با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    استاد عزیزم، واقعاً با هر جلسه از دوره هم‌جهت با جریان خداوند یک تکه از ساختمان باورهای محدودکننده‌ام آوار می‌شود. آگاهی‌های این دوره مثل یک لودر، بخش‌های مختلف محدودیت‌های ذهن من را تخریب می‌کنند و از نو دوباره می‌سازند؛ آن‌قدر واضح که هر روز تغییرات شخصیت خودم را با چشم می‌بینم.

    از گفت‌وگوهای ذهنی‌ام مرتباً آگاه هستم و رفتارم آن‌قدر تغییر کرده و با قانون هماهنگ شده که ناخودآگاه طبق قانون عمل می‌کنم؛ بدون زور، بدون تلاش اضافه، کاملاً طبیعی و الهامی.

    دفتر سپاسگزاری‌ام که قبلاً مثل یک «تکلیف شبانه» بود، امروز برای من حکم یک جلسه عمیق تراپی را دارد. وقتی برای سپاسگزاری‌های شبانه می‌نشینم، یک حس قشنگ در وجودم می‌گوید:
    «سارا ببین امروز چقدر نعمت مختلف و زیبایی بهت داده شد… این جریان هر روز برای تو جاریه.»

    روابطم با اطرافیان عالی شده و همه نسبت به من مهر، احترام و محبت دارند.
    درآمدم در همین مدت کوتاه سه برابر شده و بالاخره توانستم آن سد ذهنی و سقف درآمدی‌ای را که سال‌ها در ذهنم بود، با عمل به آگاهی‌های این دوره بشکنم.
    ایمانم به خداوند خیلی خیلی قوی‌تر شده. هر کسی کوچک‌ترین کاری هم برایم انجام بدهد در همان لحظه سپاسگزاری می‌کنم و می‌دانم آن دست خداوند بوده که از طریق او به سمت من آمده است.

    آگاهی‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند کاری کرده که سپاسگزاری‌هایم هر روز با عشق، حضور و اشتیاق انجام شود. تمرکز من کاملاً از «نداشته‌ها» برداشته شد و روی «نعمت‌ها» قرار گرفت.
    از همان زمان، درهای خیر، برکت، آرامش و هدایت الهی یکی پس از دیگری به رویم باز شده‌اند.

    خدایا شکرت برای این مسیر زیبا و برای هدایت به این دوره‌ی بی‌نظیر.

  • -محمد جوادی

    تحول در کار و زندگی با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    دوره هم‌جهت با جریان خداوند سراسر آگاهی خالص است. جلسات مراقبه در این دوره از آن جنس آگاهی‌هایی هستند که حتی اگر صد بار در یک روز گوششان دهیم، هر بار چند پله بالاتر می‌رویم. من هر بار این جلسات را می‌شنوم، احساس می‌کنم کسی قبل از من مسیر را هموار کرده، موانع را برداشته و بهترین راه را برای رسیدن من به مقصد آماده ساخته است.

    من در کارم فروشنده‌ام، و از زمانی که وارد دوره هم‌جهت با جریان خداوند شده‌ام به‌خصوص بعد از گوش دادن به جلسات مراقبه تغییرات زیادی را در کارم تجربه می‌کنم. همه چیز آسان‌تر شده، مشتری‌ها راحت‌تر خرید می‌کنند، ارتباطم با آن‌ها صمیمی‌تر و پرانرژی‌تر شده و واقعاً احساس می‌کنم آسان شده‌ام برای آسانی‌ها.

    خدایا شکرت برای این مسیر زیبا، و ممنونم از شما استاد عزیز برای این هدایت الهام‌بخش.

  • -احمد خدادادیان سردابی

    نعمت‌های مالی، عشق، آرامش و هدایت‌های الهی با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    استاد عزیز، حدود چهل روز است که با آگاهی‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند روی خودم کار می‌کنم و فقط در همین مدت کوتاه، خداوند مهربان نعمت‌های فراوانی وارد زندگیم کرده؛ نعمت‌هایی که دوست دارم بنویسم تا همیشه به یادم بماند که عامل تمام نتایجم، هماهنگ شدن با جریان هدایت الهی است.

    اول از همه، از همان هدایتی می‌نویسم که باعث شد این دوره را بخرم. هنوز دوره هم‌جهت با جریان خداوند روی سایت معرفی نشده بود و من حتی نمی‌دانستم قرار است دوره جدیدی منتشر شود. فقط متوجه شدم مبلغی در یکی از حساب‌هایم موجود است و می‌خواستم خرجش کنم. همان لحظه الهامی از طرف خداوند آمد که گفت: «این پول برای خرید دوره جدید استاد عباس‌منش است.» من هم تسلیم این هدایت شدم و پول را خرج نکردم… و امروز می‌دانم که این تصمیم، اولین قدم ورود به یک مسیر جدید از نعمت و فراوانی بود.

    از زمانی که به‌طور جدی روی تمرینات این دوره کار می‌کنم، ثروت به شکل‌های متفاوتی وارد زندگیم شده:

    در یک قرارداد، مبلغ ۷۵۰ میلیون تومان بستم که ۲۰۰ میلیون تومان سود خالص آن بود.
    در قراردادی دیگر، مبلغ ۳۹ میلیون تومان انجام دادم که ۱۸ میلیون تومان سود داشتم.
    بیش از ۸۰ میلیون تومان واریزی به حسابم انجام شده.
    چند قرارداد بزرگ دیگر هم در مسیر است و به زودی نهایی می‌شود.

    و همه این‌ها فقط در همین چهل روز اتفاق افتاده؛ یعنی دقیقاً از زمانی که شروع کردم آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند را اجرا کنم.

    اما نعمت‌هایی که عدد ندارد، حتی زیباتر و ارزشمندتر است.
    محبت بین من و همسرم چند برابر شده.
    احساس شادی، آرامش و خوشبختی‌ام عمیق‌تر شده.
    احترامی که از انسان‌ها دریافت می‌کنم، واضح‌تر و بیشتر شده.
    و مهم‌تر از همه، احساس نزدیکی‌ام به خداوند چندین برابر شده؛ انگار در یک مسیر نورانی قدم می‌زنم.

    این دوره برای من یک هدیه‌ی الهی است؛ سعادتی که خداوند در بهترین زمان ممکن به من بخشید و من را در این مسیر زیبا، قدرتمند و سرشار از نعمت قرار داد.

    استاد عزیز، از صمیم قلب سپاسگزارم بابت دوره هم‌جهت با جریان خداوند. این دوره برای من فقط یک آموزش نیست؛ یک مسیر زندگی است.

  • -سید سجاد متمکن

    بازگشت به مسیر درست، ساختن مومنتوم مثبت و دریافت معجزه‌های پیاپی با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    من بعد از شروع دوره ۱۲ قدم و انجام تمرینات هر قدم، هدایت شدم به کاری مربوط به ارسال و پست کالاهای خریداری‌شده. اولش با اشتیاق فوق‌العاده‌ای شروع کردم، اما کم‌کم نجواها ظاهر شدند و تمرکز من را گذاشتند روی مشکلات احتمالی این کار. همین تمرکز منفی باعث شد فقط هزینه کنم و در نهایت، از ترس همان مشکلات، کار را نیمه‌کاره رها کنم.

    با شروع دوره هم‌جهت با جریان خداوند، معنای واقعی «مومنتوم» را فهمیدم و متوجه شدم که چقدر خودم را در مومنتوم منفی قرار داده بودم. تازه فهمیدم چرا خواسته‌ای را که با ذوق و شوق شروع کرده بودم، نیمه‌کاره رها کردم.

    تمام تمرکزم را روی آگاهی‌ها و تمرینات دوره گذاشتم؛ مدام گوش می‌دادم، می‌نوشتم و نکته‌برداری می‌کردم و آگاهانه تلاش می‌کردم از مومنتوم منفی خارج شوم و مومنتوم مثبت بسازم. همین تغییر مسیر ذهنی باعث شد شرایط بیرونی هم عوض شود. خداوند افراد بی‌نظیر و هم‌مدار را به زندگی‌ام وارد کرد؛ کسانی که تمام کارهای چالش‌برانگیزی را که نمی‌دانستم چگونه انجام بدهم، رایگان و بدون هیچ هزینه‌ای برایم انجام می‌دهند. راه‌حل‌های فوق‌العاده‌ای به من یاد می‌دهند و من از این همواری مسیر لذت می‌برم. خدایا شکرت.

    نتیجه دیگری که با ساختن مومنتوم مثبت خلق کردم مربوط به محل کارم است. می‌خواستم برای تعطیلات عید مرخصی بگیرم، اما ابتدا اجازه ندادند. نجواهای منفی شروع شده بود و حال من را بدتر می‌کرد؛ اما با تمرکز بر آگاهی‌های این دوره و درکی که از قدرت مومنتوم منفی و مثبت داشتم، شروع کردم به «تایم‌اوت دادن» و ساختن مومنتوم مثبت درباره مدیرم، محیط کارم و شغل عالی‌ام.

    خیلی زود به حال خوب و آرامش برگشتم. جالب اینجاست که مدیرم بعد از دو روز خودش پیشنهاد مرخصی داد؛ آن هم با شرایطی بهتر از چیزی که خودم خواسته بودم. حتی وسیله رفت‌وآمدم از بندرعباس تا بوشهر هم رایگان فراهم شد. همه چیز آن‌قدر راحت شد که انگار روی شانه‌های خداوند نشسته بودم.

    در این دوره دارم بندگی خداوند را یاد می‌گیرم؛ و خداوند هم سمت خودش را با فضل و رحمت بی‌نهایت انجام می‌دهد.

    یکی از درهایی که با ماندن در مسیر درست به رویم باز شد، پیشنهادی بود که دوستم داد. گفت محصولات شیره خرمای تولیدی‌شان را برای فردی در روسیه ارسال کنم تا او بازاریابی‌شان کند و اگر نتیجه عالی بود، مسئول ارسال محصولات‌شان شوم. این کار تازه شروع شده و هنوز نمی‌دانم به کجا می‌رسد، اما مطمئنم در مسیر درست هستم و خداوند به من وعده ثروت بی‌نهایت داده و من به وعده خدا ایمان دارم.

    واقعاً چه لذتی دارد که روی دوش خدا بنشینی، نگران هیچ‌چیزی نباشی و فقط با اعتماد، قدم‌هایی را که هدایت می‌شوی برداری؛ نباشی و لبخند بزنی و عشق کنی.

    استاد عزیزم، من تا اینجا از دوره هم‌جهت با جریان خداوند نتایج بی‌نهایتی گرفته‌ام. دارم با این دوره زندگی می‌کنم، و زندگیم هر روز دارد بهتر می‌شود. از شما سپاسگزارم بابت این آگاهی‌های فوق‌العاده‌ای که با انتقالشان به ما، درهای فضل خداوند را به رویمان باز کردید.

  • -علی

    دریافت هدایت‌های روشن و تجربه برکت‌های پی‌درپی با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    در این مدت خواستم بخشی از نتایجی را که با خریدن و کار کردن روی دوره هم‌جهت با جریان خداوند تجربه کردم، با شما به اشتراک بگذارم.

    بعد از ورود به دوره و انجام تمرینات مربوط به درک و ساختن مومنتوم مثبت، مشتری‌هایم بیشتر شدند و مبلغ قابل توجهی از محل فروش محصولات قبلی‌ام وارد حسابم شد. اما برکت بزرگ‌تر، خرید یک زمین سند و پروانه‌دار بود که دقیقاً مطابق توضیحات جلسه سوم—یعنی مفهوم هدایت خداوند—برایم رقم خورد.

    سال‌ها بود که به روش‌های مختلف دنبال خرید زمین بودم اما یا پولم کم بود یا مورد مناسب پیدا نمی‌کردم. زمینی که دنبالش بودم ویژگی‌هایی داشت که ماه‌ها قبل در دفترم نوشته بودم. با استفاده از آگاهی‌های این دوره و رعایت مومنتوم مثبت، شرایط طوری پیش رفت که دوباره دنبال خرید زمین رفتم. خواسته‌ام ساخت خانه شخصی بود و از همان ابتدا از خداوند خواستم زمینی در مسیرم قرار دهد که از همه نظر عالی باشد. نکته جالب این بود که کل این فرایند دقیقاً یک هفته قبل از عید تا روز سیزده‌بدر اتفاق افتاد؛ زمانی که معمولاً حتی بنگاهی‌ها هم درگیر تعطیلات‌اند.

    اما یک الهام روشن درونم می‌گفت: «در همین بازه زمانی زمینت را می‌خری.»

    طبق آموزه‌های دوره، هر چیزی را که احتمال ایجاد مومنتوم منفی داشت، کنار گذاشتم؛ حتی وابسته شدن به یک مورد خاص. فقط خواستم زمینی با تمام ویژگی‌هایی که نوشته بودم، به اندازه‌ی پس‌اندازم باشد. چندین مورد پیدا شد و حتی در روزهای تعطیل، بنگاهی‌ها چندین گزینه نشانم دادند. سه مورد عالی انتخاب شد. ویژگی‌هایشان را روی کاغذ نوشتم و امتیاز دادم؛ جالب اینکه هر سه مورد امتیاز یکسانی گرفتند.

    در این نقطه فقط از خداوند هدایت خواستم. گوش‌به‌زنگ نشانه‌هایش ماندم.

    مورد اول: وقتی وارد بنگاه شدیم، صاحب زمین گفت آدرس اشتباه نوشته شده و زمین مورد نظر یک قواره عقب‌تر است. متراژ هم ده متر کمتر از چیزی بود که گفته بودند. همین دو نشانه کافی بود که قرارداد را کنسل کنم.

    مورد دوم: هیچ ایرادی نداشت و گزینه بسیار خوبی بود، اما روز قرارداد صاحب ملک ناگهان قیمت را حدود چهل درصد بالا برد. از توان من خارج بود و این هم لغو شد.

    مورد سوم: قبل از رفتن باز هم از خدا هدایت خواستم. وقتی وارد بنگاه شدم و صاحب زمین را دیدم، جا خوردم؛ چون سه ماه قبل در یک ماجرای فوق‌العاده، با او آشنا شده بودم. این اولین نشانه بود. در مذاکره، تخفیف خیلی خوبی داد و قیمت کاملاً با بودجه من هماهنگ شد؛ این نشانه دوم. همسایه‌های کناری را هم نیاز داشتم رضایت بدهند. همسر مالک گفت تمام زمین‌های این کوچه متعلق به خواهر و برادرهایش است و دو زمین چپ و راست هم متعلق به دو خواهر کوچکش است و مطمئن باش رضایت می‌دهند. هیچ نشانه منفی‌ای نبود. همان روز که دقیقاً روز بعد از سیزده‌بدر بود قولنامه نوشته شد.

    چهار روز بعد از قرارداد، کاملاً هدایتی با صاحب زمین تماس گرفتم که بپرسم رضایت همسایه‌ها را گرفته یا نه. همان لحظه گفت: «داخل محضر هستیم و داریم کارهایش را انجام می‌دهیم.» اتفاقاً چند دقیقه بعد توانستم خودم هم به محضر بروم و تمام جزئیات مربوط به متراژ و طبقات را مشخص کنم.

    این زمین تقریباً تمام ویژگی‌هایی را داشت که ماه‌ها قبل در دفترم نوشته بودم؛ بلکه حتی متراژ و عرض زمین بیشتر از چیزی بود که می‌خواستم. پروانه ساخت به‌روز هم داشت و آماده شروع پروژه بود. همه این‌ها هدایت‌های واضح خداوند بود. من فقط تلاش کردم به هدایتش ایمان داشته باشم، مومنتوم مثبت بسازم و نگذارم کوچک‌ترین مومنتوم منفی شکل بگیرد.

    از همان لحظه ورودم به دوره هم‌جهت با جریان خداوند، برکت وارد زندگی من شد. مشتاقانه تشکر می‌کنم از استاد عباس‌منش برای این آموزش‌های ناب.

    امیدوارم همیشه فرمایشات شما و تمرین‌ها را به یاد داشته باشم. با اینکه تقریباً تمام دوره‌ها را خریده‌ام، با جرأت می‌گویم این دوره زیربنای اساسی تمام دوره‌هاست؛ طوری که هر دوره‌ای را در کنار این دوره کار کنیم، نتایج چند برابر می‌شود. موضوع مومنتوم یکی از بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل‌های من بود که در این دوره آن را پیدا کردم و حالا با آگاهی کامل روی آن کار می‌کنم.

    از خداوند می‌خواهم کمکم کند بتوانم برای تمام خواسته‌هایم مومنتوم مثبت بسازم و آن را حفظ کنم.

  • -محبوبه مجرد

    تحول درونی، آرامش عمیق و دریافت‌های الهی با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    از وقتی وارد دوره هم‌جهت با جریان خداوند شدم، آگاهی‌های این دوره یک حس سبکی، آرامش و رهایی عجیبی به من داده است. حالا می‌دانم چطور فرکانس خواسته‌هایم را ارسال کنم و چگونه به آستانه خلق برسم. همین درک، قلبم را آرام کرده، نجواهای ذهنی‌ام را کم کرده و باعث شده دیگر نسبت به مسائل زندگی‌ام واکنشی عمل نکنم، چون مفهوم مومنتوم را واقعاً فهمیده‌ام.

    آن‌قدر لطیف و آرام شده‌ام که وقتی با خدا صحبت می‌کنم، اشک‌های شوقم سرازیر می‌شود؛ اشکِ پیدا کردن حامی اصلی‌ام، آن هم بعد از سال‌ها سردرگمی. نتایج مادی من در این دوره عالی بوده، اما هیچ‌چیز برایم ارزشمندتر از اتصال عمیقی که حالا با خداوند احساس می‌کنم نیست. امروز بهتر از همیشه معنای حال مولانا را می‌فهمم.

    این تغییرات، تنها نتایج بیرونی نیستند؛ تحولات عمیق درونی هستند که شخصیت من را تغییر داده‌اند. رفتارم با اطرافیانم تغییر پیدا کرده. یاد گرفته‌ام آدم‌ها را از رفتارهایشان جدا کنم و بدون قضاوت به همه احترام بگذارم. سال‌ها تلاش می‌کردم رفتارهای همسرم را تغییر بدهم و او را با مسیر خودم همراه کنم. نتیجه این شد که نه‌تنها تغییری رخ نداد، بلکه مقاومت او در برابر مسیر من هم بیشتر شد.

    اما آموزه‌های این دوره به من یاد داد دست از تلاش برای تغییر دیگران بردارم و به باورها و مسیر هر فرد احترام بگذارم و فقط روی خودم تمرکز کنم. نتیجه شگفت‌انگیز همین تغییر درونی این بود که در مدت کار کردن با جلسات این دوره، پول زیادی به حسابم واریز شد؛ مبلغی که حتی تصورش را هم نمی‌کردم.

    استاد عباس‌منش عزیز، بابت این دوره فوق‌العاده و آگاهی‌هایی که زندگی من را به شکل زیبایی متحول کرده، از صمیم قلب سپاسگزارم.

1 2 3

The last comment needs to be approved.
319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    امیررضا اخرتی گفته:
    مدت عضویت: 540 روز

    به نام خداوند بخشنده نعمت های فراوان به من و هرکس که اورا باور کن

    سپاسگزارم از استاد عباسمنش عزیز بابت انتشار عمومی نتایج دوستان از محصولات پر برکت سایت

    من می‌خوام دوره روانشناسی ثروت 1 رو تهیه کنم و هنوز کمی مقدار پول نیاز هست تا خرید رو کامل کنم

    و تا به الان تمام این 28 لیست رو که مربوط به نتایج محصولات هست و دوره روانشناسی ثروت 1 که دوستان نتیجه گرفتن خوندم

    تا باورم نسبت به کارایی دوره و اینکه این دوره می‌تونه بهم جواب خوب بده درصورتی که من حسابی دوره رو بخورم و تمرین پشت تمرین انجام بدم

    و هرآنچه بازم نتیجه باشه دارم میخونم و حتی از فضای مجازی با کسانی آشنا میشم که دوره رو تهیه کردن و به آزادی مالی رسیدن

    و الان تقریبا به این باور رسیدم که دوره می‌تونه بهم جواب بده

    خداروشکر که خداوند منو به سمت استاد عباسمنش و همچنین دوره روانشناسی ثروت 1 هدایت کرد

    از دوستان عزیز که دوره روانشناسی ثروت 1 رو تهیه کردن و نتیجه گرفتن ممنون میشم با من به اشتراک بزارن تا باورم قوی تر و فولادی تر بشه

    سپاسگزارم از شما منتظر کامنت هاتون هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    زینب گفته:
    مدت عضویت: 1724 روز

    به نام خدای بخشنده مهربان

    سلام

    این قسمت که نتایج دوستان رو گذاشتید خیلی بخش خوبیه و من تازه دیدمش.خوندن نتایج دوستان دیگه به آدم انگیزه میده که بیشتر روی خودش کار کنه و به ذهنش ثابت کنه که این مسیر برای خواسته های بزرگتر هم جواب میده و نباید ناامید شد.

    تو این مدت 4 ساله که عضو سایت هستم خیلی تغییرات مثبتی داشتم اما ذهن کمالگرام هیچ وقت اجازه ثبت کردنشون رو بهم نداده.به هر موفقیتی رسیدم گفته نه بذار به اون بالاتره برسی بعد بنویس،در صورتی که همون موفقیت به ظاهر کوچک برای ذهنم یه روز آرزو بوده…

    الان تو مرحله ای گیر کردم که ذهنم میگه تو هیچ پیشرفت و کار خاصی نکردی و داره چوب میذاره لای چرخ مسیرم پس تصمیم گرفتم حالا که اینجارو پیدا کردم،از خودم ردپا بذارم:)

    اگه بخوام از قبل شروع مسیر درباره خودم بگم،باید بگم که شرایطم خیلی داغون بود.از همه لحاظ.یه آدم افسرده بی هدف بی انرژی که تنها آرزوش مرگش بود.خیلی روزهای سیاهی بود و خیلی دوست ندارم برگردم عقب ولی از لحاظ عاطفی عزت نفس مالی سلامتی و همه چی زیر صفر بودم و انقدر جهان بهم فشار آورده بود که باید راه درست رو پیدا می‌کردم.رسیده بودم بجایی که دیگه نه خدارو و نه قرآن رو باور نداشتم و میگفتم همش چرته.واقعا نمیدونم اگه خدا هدایتم نمیکرد الان کجا بودم…

    داستان آشنایی من با شما خیلی جالبه و البته یکم طولانی.قبلا تعریف کرده بودم که من از طریق یکی از شاگردهای شما که دوره قانون آفرینش رو تدریس میکرد باهاتون آشنا شدم و خلاصه از خوندن کتاب های مختلف و نشستن پای صحبت های اینو اون رسیدم به سایت.من توی یه خانواده سوپر مذهبی بزرگ شدم و اولش خیلی خیلی ذهنم مقاومت داشت.هرچی میگفتید من باور مخالفش توی ذهنم نقش بسته بود.انگار که میخواستم یه دیوار از جنس سیمان و بتن و آهن و فولاد رو بشکنم…اما حرف هاتون مثل آب روی آتش برای دل سوخته ام بود.اولش فقط برای اینکه حالم خوب بشه فایل هارو گوش میدادم اما کم کم شروع کردم به تغییرات کوچک توی زندگیم.از عادت های خیلی کوچک شروع کردم به تغییر کردن تا اینکه توی قدم اول گفتید نباید بیکار باشید و همیشه باید ورودی داشته باشید.اونجا این حرفتون توی گوشم زنگ خورد که باید از یکجایی کار رو شروع کنم.قبل از اون تاحالا جایی کار نکرده بودم و خیلی سختم بود برم سرکار ولی باهر سختی و ترسی که بود انجامش دادم.جایی که شروع کردم به کار کردن رو بااستفاده از قانون خلقش کرده بود.95 درصد چیزی بود که خودم خواسته بودم.وقتی اونجا کار کردم خیلی از ترس هام ریخت و فهمیدم ترس ها چقدر پوچن و اعتماد به نفسم رفت بالا و خیلی چیزا یاد گرفتم و ایمانم به قانون بیشتر شده بود تا اینکه انگار ازش پر شده بودم و چیزی برای یادگیری برام نداشت و اومدم بیرون.بعد گفتم خدایا حالا چیکار کنم که یه‌روز نشستم با خدا خلوت کردم و گفت برو دنبال علاقه ات و شروع کن به یادگیری.خلاصه با هر معجزه ای که بود من وسایل کارم رو خریدم و شروع کردم به دوره گذروندن منی که هیچ وقت احساس لیاقت اینو نداشتم که بخوام پول بدم و مهارتی رو یاد بگیرم حالا در مسیر علاقم بالای 10،15 تا دوره آموزشی تهیه کردم و هرروز در مسیر بهبود مهارت ها و توانایی هام دارم قدم برمیدارم.

    الان از مسیر علاقم پول کمی می‌سازم و هنوز اونقدر که می‌رفتم جایی کار میکردم پول درنمیارم ولی میتونم بگم لذتی که خرج کردن پولی که با عشق کار کردم براش بیشتر از قبله برام و این یعنی خوشبختی.

    از نتایج دیگه ام بخوام بگم انجام چندین و چند بار آگهی بازرگانی،تنهایی رستوران و کافه رفتن و تهران رو گشتن منی که تنهایی تا سرکوچه میترسیدم برم،منی که وقتی تازه وارد سایت شده بودم و قیمت محصولات شوکه ام کرده بود که یعنی میشه روزی منم یکی از این محصولات رو بخرم یعنی حتی آرزوم بود فقط یکی از دوره هاتون رو بخرم الان نصف دوره هارو دارم،بهبود وضعیت سلامتیم.4 ساله که دکتر نرفتم و اگه مریض شدم با دمنوش های گیاهی حالم رو خوب کردم و یه مسئله سلامتیم که براش همیشه قرص میخوردم دیگه قرص هارو گذاشتم کنار و با قدرت ذهنم بهبودش دادم.نمیتونم بگم به طور کامل درمان شده اما هیچ وقت فکر نمیکردم بتونم قرص نخورم براش…4 ساله هیچ قرص شیمیایی وارد بدن من نشده به لطف الله، منی که از 4 فصل سال 5 فصلش رو مریض بودم و همیشه یه پام پیش دکتر و قرص و دوا بود.از تپش قلب شدید و معده درد و کلیه درد و سردرد ها و دل درد های دائمی الان رسیدم به یه بدن سالم و قوی که داره خودشو بهبود میده حتی خوراک من هم تغییر کرده و دارم نزدیکش میکنم به قانون سلامتی:)

    خیلی انگیزه و امیدم بیشتر شده و از یه آدم بی هدف و بی انگیزه و افسرده رسیدم به جایی که دفتر برنامه ریزی دارم و برای هفته ها و ماه ها و سال های پیش روم پلن میریزم تا در جهتشون حرکت کنم.

    از لحاظ روابط عاطفی خیلی بیشتر با آدما در صلح قرار گرفتم و حرف و احساسم رو بروز میدم و ابراز علاقه و میکنم و ویژگی های مثبت آدم هارو بهشون میگم و تحسینشون میکنم.

    یکم توی شنیدن و گوش دادن به هدایت هنوز مقاومت و ترس دارم ولی بهتر شده از قبل و روی این قسمت باید بیشتر کار کنم و احساس میکنم خیلی بهم کمک میکنه و سرعت رسیدن به خواسته هام رو افزایش میده.

    در مورد ضعف‌های شخصیتیم قبلا خیلی دنبال تایید دیگران بودم و نظر بقیه خیلی برام مهم بود.الان پوششی که خودم دوست دارم رو دارم و جالبه بعد من اعضای دیگه خانواده که اولش با پوشش من مقاومت داشتن شکل من لباس پوشیدن.آرایش رو حذف کردم از زندگیم و با خودم میگم این خود واقعی منه،اگه کسی خوشش نمیاد به سلامت.جا باز میشه برای آدم بهتر.بعد دوره احساس لیاقت میتونم بگم عشق به خودم از 1 رسیده به 100.عاشق خودم شدم و شده ساعت ها توی آینه به خودم نگاه میکنم و قربون صدقه خودم میرم.خودم رو یه دختر زیبا و جذاب میبینم.با خودم مهربون تر شدم.از تنهاییم لذت میبرم و میرقصم.رابطم با خدا خیلی خوب شده و احساس میکنم خدا عاشق منه و خیلی دوسم داره.شبا قبل خواب آینده ام رو بارها و بارها تجسم میکنم و بافکرش به خواب میرم.دوره احساس لیاقت واقعا منو کوبوند و از نو ساخت.بعد دوره این جسارت رو پیدا کردم که علاقم رو دنبال کنم…خیلی دوره خوبیه نمیدونم تاحالا چندبار جلساتش رو گوش دادم و دوباره رفتم از اول و هربار احساس میکنم مدارم رو میبره بالاتر

    از هر دوره ای که تهیه کردم میتونم یه کتاب چاپ کنم.یعنی به اندازه دوره هاتون من دفتر دارم ازشون و واو به حرف هاتون رو نوشتم.اونم نه یه دفتر 50 برگ.دفتر های بزرگ 200 برگ به بالا.مخصوصا دوره 12 قدم که فکر 300 برگ نوشتم ازش.بنازم این دستان پرتوان رو.خخخخ

    خیلی سپاسگزار تر شدم و نعمت های زندگیم رو بیشتر و بیشتر میبینم.تاحالا بالای ده،بیست تا دفتر شکرگزاری عوض کردم و هر نکته مثبتی که در طول روز برام اتفاق میفتاده رو با ذوق میام توی دفترم ثبتش میکنم.منی که یه روز همه شرایط زندگیم مثل خار بود توی چشمم و ناسپاس و ناامید بودم.الان هم نمیگم دیگه خیلی شاکرم هنوز بعضی وقتا نجواها زیاد میشن اگه کنترلشون نکنم ولی از قبل بهتر شدم.

    در واقع نمیشه صفر و یکی نگاه کرد به تغییرات.همه جنبه ها بهبود داشتم اما توی بعضی ها کمتر توی بعضی ها بیشتر اما هیچ وقت به 100 نمیرسه آدم…

    قبلا همش پای فیلم و سریال و اینستاگرام بودم الان همه‌شون حذف شدن و فقط فیلم های گلچین شده رو برای تفریح میبینم.قبلا از صحبت کردن با مرد ها یا پسرهای جوان خیلی خجالت میکشیدم الان خیلی بهتر شدم.قبلا خیلی از درخواست کردن میترسیدم و خجالت میکشیدم الان هروقت نیاز به کمک داشته باشم هنوز با کمی مقاومت اما درخواستم رو میگم.قبلا تنهایی اصلا نمیتونستم چیزی برای خودم بخرم و همیشه یکی باید کنارم می‌بود تا نظر میداد و اصلا قدرت تصمیم گیری و انتخاب نداشتم الان اکثر مواقع تنهایی خرید هامو انجام میدم.برای کوچک ترین تصمیماتم باید با بقیه مشورت می‌کردم الان اکثر کارهام رو تنهایی انجام میدم.قبلا خیلی آدم های چیپ تو زندگیم زیاد بودن الان کمتر شدن و به همون نسبت عشق و احترام بیشتری از افراد حتی غریبه ها دریافت میکنم.قبلا خیلی کمالگرا بودم وهیچ کاری رو شروع نمیکردم الان در مسیر علاقم بااینکه هنوز دانشم کمه اما شروع کردم به پولسازی و تولید محتوا.خیلی خرید های زیادی داشتم و ورودی های مالیم فقط صرف رشد و یادگیری و بهبود شده.قبلا اصلا جرعت اظهار نظر و تو جمع حرف زدن رو نداشتم الان خیلی محکم و بلند حرفم رو میزنم و کاری به تایید شدن یا نشدن توسط دیگران ندارم.هرجا وارد میشم بلند سلام میکنم و سعی میکنم محکم و صاف راه برم(از تمرینات دوره عزت نفس)قبلا اصلا نمیدونستم اعتماد به نفس و عزت نفس چی چی هست و زیر هزار بود نمره ام اما الان از 100 به خودم 70 میدم.وووو کلیییی نتایج ریز و درشت دیگه که اگه بخوام دونه دونه بنویسم تا صبح باید ادامه بدم و همه اینها نتیجه کار کردن روی خودم و رشد شخصیتم و دوره ها بوده.هیچ کدوم شانسی و اتفاقی نبوده و نیست و حالا با این فکت های واقعی و منطقی ذهنم رو آماده میکنم برای برداشتن قدم های بزرگتر در مسیر رشدم و واقعا خدارو صد هزار مرتبه شکر میکنم که منو با این مسیر و شما استاد الهی آشنا کرد.میدونید من یه آدمیم که اگه بخوام یچیزی رو یاد بگیرم اون آدمه باید خیلی بارش باشه تا من به حرف هاش گوش بدم.خدا دقیق می‌دونست منو باید با کی مچ کنه.شما اولین استاد موفقیت من هستید.من این حرف هارو جاهای دیگه از زبون آدم های دیگه هم شنیدم اما صحبت های شما از یک ایمان و یقین خالص میاد.

    واقعا ازتون سپاسگزارم که اومدید تو زندگی من استاد عزیزم.امیدوارم به زودی توی آمریکا از نزدیک شما و خانم شایسته نازنین رو ببینم و درآغوش بگیرمتون و از نتایج خفن ترم براتون به صورت حضوری بگم.مرسی که انقدر خوبید و انقدر سایت پویا و با عشقی دارید.در تمام زمینه ها یک الگویید برام.

    هربار باید بیام این متن رو بخونم تا بدونم از کجا شروع کردم و انگیزه و ایمانم قوی تر بشه:)

    قلب و عشق فراوان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    زهرا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 305 روز

    سلام به همه دوستان من تازه به جمع شما اضافه شدم ودربخش نظرات دوره قانون سلامتی نتایج دانشجوها را میخواندم وخیلی برام خوشحال کننده بود ، نتایج از قانون سلامتی. راجب برطرف شدن بوی بد دهان ایا کسی هست که با استفاده از دوره قانون سلامتی درمان شده باشه ؟

    من از بچگی تا الان این مشگل رادارم وهرکاری بگید کردم اما درمان نشده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      مینو گفته:
      مدت عضویت: 1809 روز

      سلام دوست عزیز

      امیدوارم سلامت و پر روزی باشید

      برای رفع بوی بد دهان استاد در دوره ی قانون سلامتی گفتن که کلم( هر کلمی ) رو با روغن زیتون و نمک آغشته کنید و میل کنید من در طول مدت استفاده از قانون سلامتی

      و ماه رمضان این سالاد رو استفاده کردم و واقعا بوی بد دهانم برطرف شد

      موفق باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        زهرا اکبری گفته:
        مدت عضویت: 305 روز

        ممنون عزیزم که راهنمائی کردید.یسوال

        درمورد قانون سلامتی که وزن کم میشه.من 66 کیلو هستم میخام این دوره زا شرکت کنم اما نمیدونم وزن کم کردنش چطوریه .میترسم وزنم زیاد کم بشه وبرسه به مثلا 45کیلو

        اخه نتایج رو میخوندم دیدم که یهو درعرض مدت کم مثل دوسه ماه حدود دوازده کیلو وزن کم کردند خب اگر ادامه بدند یعنی بیشتر کم میکنند واین روند تاکحا ادامه داره

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    حاتم خُرم گفته:
    مدت عضویت: 948 روز

    بنام خدای رزاق ووهاب وبخشنده و‌مهربون

    سلام به همه ی خانپاده صمیمی من در این سایت من امروز اومدم که از نتایج فوقالعاده ام از قانون سلامتی بگم

    دوستان من واقعیتش یکی دو‌ماه اول توی درو دیوار بودم وهمش چیت دی داشتم‌ولی به لطف خدا و لژف دپره هم جهت با جریان خداپند و‌با گوشش دادن جلسه اول ودوم یهو‌نمیدونم چطوری مومنتوم‌مثبت اینکه چیت دی نکنم و متعهد باشم شروع شد و‌شکل گرفت و‌از یک گلوله برفی کوچیک به یک گلوله برفی بزگ تبدیل شده و خیلی قویی کومنتوم گرفتخ خداروشکر من سلامت موهامو کاملا به دست اوردم ینی پر پشت تر شدن وموهای تازه ای هم دراوردم و‌خیلی مشکی شدن هم ریش هام هم موهام

    وزن من در اول دوره 87کیلو‌بود و‌بعد از دو سه ماه شد 54کیلو و الان به لطف خداوند 65کیلو‌عضله هستمو وقتی جلوی ایینه نگاه میکنم‌به استایلم عشق میکنم براش خدارو صد هزار مرتبه شکر

    من ادمی بودم که هر وقت کیخپابیدم تب دهنم راه میرفت و این قطع شده خداروشکر

    من شبا خروپف میکردم و‌الان کاملا قطع شده

    من بیشتر اوقات کمر درد داشتک و‌الان حس میکنم اصلا این موضوع ونداشتم

    خیلی کم انرژی بودم والان انرژیمروز به روز بیشتر میشه

    الا من در روز بغیر از تحرک‌هام مثل اب خوردن یکساعت ونیمو پیاده رویی میکنم

    ازبس پیاده رویی میکنم شهرم تکراری شده برام و فقط ب این دلیل خونه میرم وواقعا خستگی ناپذیرشدم

    من ارایشگرم و هر مشتری و حدل 40دقیق کوتاه میکنم بار ها و بار ها شده 11نفرو‌نان استاپ کوتاه کردم

    تمایلم به زندگی خیلی بیشتر شده

    روحیم درکم از قوانین قدرت بادگبربم قدرت کلامم اعتکاد به نفسک به شدت بالا رفته

    استایلم رویایی شده

    پوستم خیلی تمیزو‌روشن شده

    چربی صورتم کاملا از بین رفته چربی سرمم همینطور که‌اگر یک هفته حموم نرم بازم‌تمیزه

    خبلی راحتر تر شدم‌توی غذا درست کردن

    غذام بیشتر اوقات گوشت وتخم مرغ وپنیروسرشیره که خوذم مبگیرم

    خیلی خوشتیپپ تر شدم

    خیلی راحت تر میخپابم و‌بیدار میشم

    قدرت فیزیکی بدنم به شدت بالا رفته

    زورم بیشتر شده خیلی

    چربی کبدم ب کل پاک شده

    پک کامل شکمم درومده بیرون

    عضلات پشت عالی دراوردم با کمترین ورزش

    هزینه هامبه شدت کاهش پیدا کردن

    قدرت بیناییم عالی شده

    قبلا از یکی از سوراخ های بینیم نفس میکشیدم الان بیشتر اوقات جفتشون فعالن

    مزه هام بلمد تر شدن

    ریشام پر پشت تر شدن

    قوز کمرم که سر موتور داشتم از بین رفته حس میکنم قدمم بلنذ تر شده

    رشد موهای زاعد بدنم‌کم شده

    بوی عرقم از بین رفته فقط‌ وقتی زیاد پروتیین میخورم ی بوی پروتین طوری میده

    صورتمم زیبا و زاویه دار شده

    بیشترنشونه هایی ک فکر میکردم‌نشونشش رفتن تو‌نگو‌واکنش بدن ب انسولین بودن

    دندون درد هام بطور کامل از بین رفتن

    حتی کی باز دندون هام به عصب کشی نیاز داشت الان نداره وبدون عصب کشی دارم باهاش غذا میخورم

    بوی مدفوع ندارم

    بوب دهان ندارم

    ینی از بین رفتن

    دندون هام سفید تر شدن

    کبفبت زندکیم بالا رفته تحساس ارزشمندی بیشتری میکنم چون برای بدنم ترزش قاعلم

    دستم زخم شد همه گفتن باید سچور بشه (بخیه)ولی انجام ندادم بعد از دو‌روز‌جوش خورد

    مدتهاست سالمم و‌یک قرص نمیخوری بغیر از ویتامین ها

    سردرد هام از بین رفتن

    تبع بدنم‌به شدت گرم شده دیر تر سردم مبشه

    بازم میام از نتایجم مینویسم عاشقتونم .از استاد نازنینم سپاس گذارم و‌همچنین مریم خانم عزیزم ب امید دیدار عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    زهرا نبیشی گفته:
    مدت عضویت: 1123 روز

    سلام من زهرا نبیشی هستم و خیلی وقته با استاد آشنا شدم بخوام از اولش شروع کنم خب من همیشه اینجوری بودم خیلی خیلی رویا بافه خوبی بودم و هستم و همیشه چیزهایی که میخواستم رو قبل خواب با جزئیات تمام رویا بافی میکردم و خب الان که دارم بهش فکر میکنم تمام اونا انجام شدن این درحالیه که من هیچ خبری از این قوانین نداشتم ولی خب خیلی اراده ی قوی داشتم ولی از طرفی به دلیل مذهبی بودن شدید افکار و باور های خیلی داغونی داشتم

    خلاصه من یکم که وارد فضای جامعه شدم با افراد مختلف و دیدگاه های مختلف آشنا شدم و یه کوچولو فکرام تغییر کرد که با عصبانیت و کنایه ی خانواده و فامیل شدم چون مثل قبل چادر سر نمیکردم!!! و خب من بی اعتنا شدم و گذشت

    من ازدواج کردم و یک روزی همسرم گفت که یه مردی هست که میگه اگه به فلان محصلات گوش بدی پولدار میشی من گفتم یعنی چی الکیه و خب به شوخی و خنده گرفتم و گذشت

    چند وقت بعد برادر شوهر که خب شما رو خیلی دنبال میکرد از شهر اردبیل به تهران اومد به عنوان مهمان و گفت یه ویدیویی هست بذارم ببینیم تلوزیون شما بزرگه میخوام ببینن چجوری میشه و این حرفا خلاصه فایلی که گذاشت تمرکز بر نکات مثبت اون قسمت خرید از ایکیا بود و خوب من عاشق فروشگاه و خرید هستم اون موقع از اون فایل خوشم اومد ولی خب باز دنبال نکردم چند ماه گذشت و من حس کردم نباید توی تهران بمونم و با اینکه اصلا دوست نداشتم مهاجرت کردم اردبیل و بعد یه مدت دنبال اون فایل ایکیا گذشتم یعد هم از فایلای سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت ادامه دادم و خوشم اومد و خلاصه وارد این قوانین شدم که باید بگم کل زندگیمو درگیر که چقدر تا الان هیچی نمیدونستم

    من خیلی اتاقی وارد عرصه ی ناخنکاری شدم و خب تق و لق کار کردم تا اینکه یکی از دوستان همسرم گفت که بیا تهران کار کنم باهام و اینا من اول غصه ی اینو پیدا کردم که من به زود دوتا مشتری اینجا پیدا کردم برم اونجا چیکار کنم و اینا خلاصه رفتیم و چند ماه من دنبال کار گذشتم و تونستم توی 3 تا سالن یکم و بیش حالا هفته ای دوتا مشتری کار کنم ولی کار همسرم نشد و گفت من برمیگردم ولی من گفتم نه من میمونم و خب موندم و شروع کردم کار کردن و از طرفی هم روی باورام کار میکردم و اینم بگم قبل رفتنمون به تهران من با همسرم به مشکل خورده بودم و خیلی رابطمون لبه مرزی شده بود

    خلاصه من تمرکزمو گذاشتم روی کارم و تونستم تمام وسایل مورد نیاز کارمو بگیرم ویه سالن ثابت کار کنم و هر روز دو سه تا مشتری داشته باشم در این بین همسرم رفتاراش باهام عوض شد بدون اینکه من کاری کنم و خب رابطمون از 1 به 100 رسید انگار اینقدر که همه چی عوض شد همسرم هم تمام تلاششو میگرد توی شهری که رفته بود برای کار پول جمع کنه تا ماشین بخریم و خب ما یک سال الی یک سال و نیم از هم دور بودیم درحالی که خونمون توی اردبیل مونده بود که اجاره میدادیم

    همسرم موفق شد اولین ماشینمون رو بخره و برگشت اردبیل باز من نرلتم و گفتم میخوام پیش خانوادم باشم و اینا یه دوماهی گذشت و بک روز یه چیزی انگار توی وجودم مثل یه حباب ترکید گفتم من چرا اینجام پاشم برم پیش همسرم و رفتم همون ثانیه به همه اعلام کردم گفتم نمیدونم چرا ولی میخوام برم و این درحالی بود که مت کلی مشتری داشتم کلی پیشرفت کرده بودم و اگه میرفتم اردبیل از صفر شروع میکردم

    من برگشتم اردبیل و تونستم توی 2 ماه توی 4 تا سالن کار کنم اینقدر کارم زیاد شد که خودم رد میکردم چند وقتی گذشت و من کارم کم شد یه روز دوباره از اون حسا اومد سمتم که برو خیاطی یاد بگیر این درحالیه که من از خیاطی فقط سوزن نخ کردن بلد بودم صفر مطلق یعنی

    چند جا نگا کردم دیدم کلاسا گرونه الان نمیتونم هزینه کنم گفتم چرا یکم خودمو به چالش نکشم و خودم یاد بگیرم این حملم اون موقع حوری لود که اگه کسی میشنید میگفت دیوانه ای بخدا تو حتی بلد نیستی چرخ خیاطی رو روشن کنی

    خلاصه من شروع کردم به یادگیری اولین لباسی که دوختم رو وقتی همه دیدن تازه فهمیدن من شوخی نمیکردم و همه تعجب میکردن که من بدون کلاس دارم لباس میدوزم اونم لباسای سخت

    یه چند وقت گذشت گفتم کاش بتونم توی تولیدی کار کنم همه گفتن الکیه مگه کی به تو کار میده هیچی بلد نیستی مدرک بلد نیستی حالا دوتا لباس دوختی جو گرفته تو رو !!

    چند ماه بعد مادر همسرم گفت دارم توی یه تولیدی کار میکنم خیاط میخواد!!!

    من رفتم و گفت الان نمیخوام دو ماه دیگه بیا

    یه روز مادر همسرم کار داشت و نرفت سرکار بهش گفتن یکیو بیار جات بمونه و من رفتم و اینقدر اون شخص از کارم خوشش اومد که گفت از فردا بیا به عنوان وسط کار و کار کن

    برام مهم نبود که پشت چرخ نیستم چون این خودش یه قدم بزرگ بود برام

    باز بقیه گفتن وسط کاری دیگه چرخ نمیدن که بهت!!!

    یه روز یکی از چرخکارا نیومده بود و به من گفتن میتونی از فردا بیای پشت چرخ!!!

    من شروع کردم به عنوان یه هفته که اون خانم نبود به جاش کار کردم

    گفتم دوس دارم چرخ بخرم و خونه کار کنم باز حرف مردم و فکرای منفی بقیه بود ولی من بهشون گوش ندادم و گفتم من میخوام و انجامش میدم

    الان چرخ دارم و دارم توی خونه با اسایش کامل کار میکنم و خداروشکر میکنم که اینقدر همه چی یه جوری درست شد که انگار روند طبیعیشه در حالی که من تا پارسال هیچ ایده ای نداشتم که قراره من چیزی بدوزم

    الان که دارم این کامنتو مینویسم چند روزیه دوباره از اون حسا اومده که باید تا 4 یا 5 سال دیگه تغییر کرده باشی و فکر مهاجرت اومده به سرم

    و خوب به کسی هم نگفتم و میدونم بگمم مسخره ام میکنن که تو پول داری مگه زبان بلدی مگه چجوری میخوای بری اصلا و از این حرفا

    من روز اول حسش اومد بعد گفتم نمیدونم چجوری میرم ولی میخوام روز دوم راهش بهم گفته شد گفتم نمیدونم چجوری زبان یاد بگیرم ولی میخوان روز سوم یه راه راحت و رایگان پیدا کردم که زبانمو تقویت کنم

    الانم نمیدونم چجوری میخوام برم ولی میخوام برم

    این کامنت رو مینویسم شاید 4 یا 5 سال دیگه توی یه کشو دیگه بیام بگم هیچ ایده ای نداشتم براش ولی رسیدم بهش

    با اینکه الان بعضی وقتا یه سری فکرا میاد شرم که چجوری میخوای کلی پول جمع کنی ؟ چجوری میخوای توی کشور غریب خونه پیدا کنی؟ چجوری میخوای کار پیدا کنی؟ چجوری از خانوادت دل بکنی؟

    بعضی وقتا این فکرا توی یه لحظه منو نا امیدی میکنه ولی دارم تمام تلاشمو میکنم که توی اون لحظه نمونه چون من نمیتونم الان برای کارایی که آینده قراره اتفاق بیوفته کاری کنم الان باید کار الانمو کنم

    الان فقط کار کنم و ثروت بسازم

    الان فقط روی زبانم کار کنم

    خدا خودش قدم بعدیو میگه

    من تمام روز با خودم صحبت میکنم که زهرا فکر هیچیو نکن نگران هیچی نباش مگه این کارایی که تا الان کردی با عقل جور درمیومد؟ مگه میدونستی؟ همش کار خدا بود اینم بسپار به خودش و بیخیال باش

    اگه تو این آرزو رو داری پس یعنی امکان برآوردگیش هست پس ادامه بده

    میدونم صحبتام خیلی خیلی طولانی ش. ولی حسم گفت اگه میخوام تمام افکار بدم بره یه کامنت بنویسم و اتفاقی گذشتمو بگم و یادم بیارم و حالمو خوب کنم

    ممنون از استاد عزیز که هر لحظه خدارو شکر میکنم که باهاتون آشنا شدم و جاهل از دنیا نمیرم

    خداروشکر میکنم که این آرزو ها و توی دلم نکشتم و بهشون بال و پر میدم تا عملی بشه

    امیدوارم به تمام خواسته هاتون برسید جوری که فکر کنید روند طبیعی زندگیه️️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  6. -
    سیدعلی موسوی گفته:
    مدت عضویت: 327 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به خودم سلام به استاد عزیزم سلام به تو که این متن رو میخونی

    این اولین دوره است که خریدم اما حال دلم اصن خوب نیست

    فایلهای رایگان استاد رو قبلن گوش کردم بعضی مواقع حس میکردم حرفهای دلمو داره استاد بهم میگه

    بعضی موقع هم حس میکردم خدا با زبان استاد داره باهام حرف میزنه

    در گذشته خرید از سایت عباسمنش برام یه خواسته و هدف بود چون پولی نبود

    الان که این متنو مینویسم از مازاد پرداخت مخارج ماهانه براحتی این دوره احساس لیاقت رو خرد کردم

    قبلن هر کاری می کردم نمیتونستم وارد سایت بشم

    فقط هر از گاهی به مدت کوتاه وارد شده بودم با اینکه خیلی با شوق و اشتیاق به فایلهای رایگان گوش میکردم و با تمام توان تلاش میکردم بهشون عمل کنم

    اما گوشی یا سایت یه جوری میشد که نمیتونستم وارد سایت بشم

    حتی چند بار با شماره پشتیبان هم تماس گرفتم ایشون هم خدا خیرشون بده اما اصن حوصله حرف زدن نداشت و انگونه که لازم بود راهنمایی نمیکرد

    حرف زدن ایشون با من در حدی بد بود که هر کاری میکردم دست و دلم واسه زنگ زدن دوباره به پشتیبان یاری نمیکرد

    بعد از پایان جنگ اسراییل با ایران یه چالش کاری برام پیش اومد همونموقع هم یه پیشنهاد کاری برام شد که حدودا 50 درصد افزایش درامد داشت

    تو اون چند روز جنگ که ما از تهران به شمال رفته بودیم فایل استاد که در مورد این روزا بود رو گوش میکردم

    چند تا از فایلهاشون رو مرتب گوش میکردم تلاش میکردم ذهنم رو الخیر فی ما الوقع اموزش بدم

    استاد یه فایل هم در مورد درخواست ذکریا از خدا که به او فرزند بدهد بود رو زیاد گوش میکردم

    حس میکنم گوش کردن به این فایلها منو هدایت کرد به کار جدیدم

    اما ذهنم اجازه نمیداد و می ترسیدم که جابجا بشم دوست داشتم در کار قبلی بمونم و چالشمو حل کنم از طرفی هم از شرکت جدید هر روز بهم زنگ میزدن و میخواستند برم با اونا کار کنم

    یه فایلی رو در مورد 2 برابر کردن درامد از استاد گوش کرده بودم

    مثل ذکریا از خدا نشونه خواستم تا بهم بفهمونه راه درست کدومه خیلی خوشگل که مدیر شرکت قبلی با هزار التماس ما رو پیش خودش برده بود گفت که دیگه نمیتونیم باهم کار کنیم اخراج خیلی خوشحال شدم

    همراه خانواده یه سفر تفریحی فوق العاده رفتیم در تمام مدت حال دلم خوب بود خودم هم اگاهانه تلاش میکردم تا بهتر هم بشه کنتل نجواهاهای ذهنی خوبی داشتم تا فایل دوم دروه احساس لیاقت خدا رو شکر

    اول فایل هم نمیگفت حرام است تو پیام رسان روببکا گذاشته بودن رو گوش کردم اونجا که استناد میگفت گفتگوهای ذهنی مثبت رو با تمرکز و اگاهانه اینقدر گوش کنیم تا تبدیل بشه به گفتگوی غالب ذهنیمون

    هر دفع ده ها بار گوش میکردم با تمرکز و اگاهانه و تفکر به ابن جملات و تعقل که همبن الان چگونه این جملات میتونه درون منو فرحبخش و با نشاط کنه حال دلمو خوب کنه

    الان ظارا به چالشی دوبارهن در مورد شغلم خوردم مثل ذکریا ذهنم نمی پذیره بی نهایت ترس داره از بیکاری و …… مترسم از مشکلات الانم بگم که نکنه دوستان خدای نکرده حسشون نا خوب بشه اما میگم که روزی خواستم

    موفقیتهای اینده امو بنویسم ذهن ناخوداگاه خودم بقول استاد که میگفت خدا به پیامبر یاد اوری میکنه وقتیکه کودکی یتیم بود چگونه از پیامبر حفاظت و حمایت کرده

    خب الان خال دلم خوب شد چون العارف و اشاره یعنی کودک درون من هم مثل کودکی پیامبر در حال هدایت حفاظت و حایته خدادنده

    الان ساعت به وقت ایران حدود 3 شب قفلها گره های ذهنی ام دارن کمکم باز میشن الان میتونم حرف استاد در مورد اتقاق بد هر وقت برای پیامبر رخ میداد همان اتفاق به ظاهر بد تبدیل میشد به یه پیروزی دلنشین رو در مورد کودک درن خودم هم میتونه ایجوری به موضوع نگاه کنه

    الان میتونم اگاهانهتمرکز کنم به نکات مثبت راستشتو این 4 روز گذشته ناتوان شده بودم از اینکه ذهنمو کنرل یا مثبت نگه دارم با اینکه مدام دارم فایلها رو گوش میکنم و تمرین میکنم اما نمیشد و همین ناتوانی هم حالمو بدتر میکرد یه خود سرزنش که میفت نتیجه اینهمه تمرین باید الان که موقع ازمایشته بهت کمک کنه وگر نه در روزهای معمولی ایمان داشتن که مهم نیست در همین سختی بابقول اسید اگر ایمان داری باید حال دلت خوب باشه که اونم افتضاحه ولی الان تاوانایی اینو دارم که مثل یه دوست مهربان با خودم حرف بزنم که تو چند روز گذشنه با وجود اینکه فایلها رو گوش میکردم اما نمیتونستم ذهنمو اروم کنم

    میرم که ذهنمو اگاهانه ببرم بر روی تانواییهام جون تا الان ذهنم گیر کرده بود روی ناتوانییهام و بخاطر همون هم احساس گناه و احساس عذاب وجدان داشت خب با اینکه کلا یکی دو ماهه دارم با کامپیوتر کار میکنم چون اموزش هم ندیم الان تو تاریکی شب که بخاطر بچه ها لامپها خاموشه دارم رون تایپ میکنم بقول استاد این هم میتونه دستاورد باشه بابا اینکه هر وقت میخواستی تایب کنی به دلیلی سایت ثبت نمیکرد همینکه الان حداقل میتونی به این تایپ کردن مثل بازی کامپیوتری که استاد در فایل تکمیلی دوم احساس لیاقت گفت نگاه کنی همینه تو این شرایط داری بدون ترس از مقایسه و فضاوت دیگران مخصوصا بدون ترس از مقایسه و قضاوت خودم داذم تایپ میکنم این میتونه دستاورد باشه

    اینی که فقط دیشب تونستم به توصیه استاد بیام کامنتهای دوستان رو بخونم و امروز از صبح قبل از اینکه از خواب بدتر بشم نتیجه اشو بصورت شهود دیدم هم میتونه یه دستاورد باشه

    استاد عزیز خیلی باهات کار دارم اینقدر این حرفتون که اول فایل میگید با دزدی و خرامه من راضی نیستم جلوی گوش کردن به فایلتون رو برام گرفته بودید هم عذاب وجدان بهم میدادید هم احساس گناه هم احساس بی عرضگی که توان پول در اورئن ندارم تا محصولات شما رو بخرم همون ابتدای فایل بمب هستا ای میزدی به تمام شور و اشتیاق ما خدا میدونه اگر این فایل دوم دوره احساس لیاقت که در روبیکا گذاشته بودن هم این جرفاتون بود چه بلایی سر من می اوردید بقول خودت سید حسین مگه خودت هم یه زمانی بگفته خودت مجبور نبودی همین کار حرام دزدی از مغازه ها انجام بدی من در جایگاهی اکنون هستم ئلیل و حکمت این احساس گناه دادن به هم نوان خودت که روزی هم شما مثل همونا بودید چیه لابد یه منطقی برای اینکارتون دارید اما من خیلی دلم میخواد به لطف خدا تو یه گفتگوی رو در رو صاف به چشماتون نگاه کنم و بگم سید منکه به لطف پروردگارم و با عمل به اموزشهای شما نجات یافته ام چون به مدد الهی این تعهد رد رسما به خودو و به خودای خودم دادم پا کار تمرینات تا جان در بدن دارم بمونم شما هم استاد عزیز لطفا یه بار دیگه بازنگری خیلی عمیقری به این احساس گناه دادن خلق الله کنید جتما حتما حالا که همه جیز باوره یه راه خیلی منسابتر از این هم باید باشه که شما اگاهانه خودتون اون راهی انتخاب کنید که نیازی به این حرفای اول فایلهاتون نباشه دوست دارم روزی شما رو به اغوش بگیرم و بگم چقدر دوستت دارم

    ……….

    راستی اینی که الان متوجه شدم کامنت منو استاد میخونه هم میتونه دستاورد باشه اینی که با همون چندتا فایل تونستم به لطف خدا درامدمو بیشتر از 2 برابر کنم اونهم با تغییر باورهام نه با کار فیزیکی اینی که بعذ از 10 سال خرج و دخلمو بتونم در بیارم هم میتونه دستاورد باشه

    خدایا بدون کمک تو من سیدعلی موسوی نه تنهاها قادر به هیچ کاری نیستم بلکه بقول قران زیانکارم و به خودم صدمه میزنم با باورهای عمیقی که بصورت خودکار در ذهن ناخوداگاه خودم دارم کهن تقریبا مثل سر زمین شرک و کفریه که حضرت رسول انجا بود خداوندا اکنون که متوجه ام کردی سر زمین ذهن ناخوداگاه من هم بت ها بت خانه های فراوانی داره منو هم مثل کودکی پیامبر هدایت حمایت و برای پیروزی به باورهای کفر امیز و شرک الود درون ذهن ناخوداهم یاری بفرما

    خداوندا مرا در این راه تا جان در بدن دارم یازی کن تا خودم هم متعهد و پای کار تمرنات بمونم

    خداوندا مطمن هسیم که به کمک تو در کامنتهای اینده ام از ایمان راسخ و دستاوردهام از جهیت ایمان صحیح وراسخ برای دوستانم و استاد عزیزم سخن خواهم گفت پیشاپیش بابت اون روز از تو متشکرم و سپاسگذارم خدااااایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      ذهن ثروتمند گفته:
      مدت عضویت: 179 روز

      سیدعلی عزیز، سلام

      اولین چیزی که از خواندن کامنت تو در دلم نشست، این بود: «خدایا، چه انسان عمیق، صادق و دلشکفته‌ای را به این جمع پیوند دادی!»

      واقعاً نوشته تو نه یک کامنت، که یک روایت زنده، ملموس و پر از فرازونشیب از سفر یک جهادگر درونی بود. جهاد با ترس‌ها، باورهای کهنه، محدودیت‌ها و در نهایت، نور امیدی که از لابه‌لای تاریکی‌های ذهن سر بر می‌آورد.

      دست مریزاد به این صداقت و شجاعت.

      اینکه در این ساعت از شب، در سکوت و تاریکی، در حالی که بچه‎ها خوابند، تو نه تنها تسلیم ناامیدی نشدی، بلکه شروع به تایپ کردن، بیان کردن و بیرون ریختن تمام آنچه در دلت بود کردی، خودش بزرگ‌ترین نشانه پیروزی تو بر ترس و ناتوانی موقت است. همان‌طور که گفتی: همین که داری تایپ می‌کنی، بدون ترس از قضاوت خودت و دیگران، این یک دستاورد بزرگ است. و چه زیبا گفتی که مثل یک بازی به آن نگاه کردی! این یعنی تو داری «بازی ذهن» را یاد می‌گیری.

      از نقطه‌های درخشان صحبتت:

      · هدایت الهی را به وضوح دیدی: از فایل‌های رایگان تا هدایت به شغل جدید با افزایش درآمد. نشانه‌خواستن مانند ذکریا(ع) و دریافت پاسخ از طریق رفتار مدیر قبلی… این‌ها اتفاقات تصادفی نیستند. این‌ها همان صحبت خداوند با زبان اتفاقات است، همان‌طور که قبلاً هم با زبان استاد آن را حس می‌کردی.

      · پیروزی‌های بزرگ: دوبرابر کردن درآمد، خرج و دخل کردن بعد از ده سال، تغییر باورها… این‌ها معجزه نیستند، ثمره عمل به آموزه‌ها و لطف خدا هستند.

      · شناخت کودک درون: اینکه به کودک درونت به عنوان همان یتیمِ حمایت‌شدهٔ پیامبر(ص) نگاه کردی و آرام گرفتی، بینش فوق‌العاده‌ای است. این کودک درون، همان بخش آسیب‌پذیر توست که خداوند همواره حافظ اوست.

      در مورد چالش کنونی و آن حسِ “ناتوانی موقت”:

      سیدعلی جان،این “افتِ پس از اوج” کاملاً طبیعی است. ذهن بعد از یک پیروزی بزرگ، برای حفظ تعادل قدیمی، گاهی حملات سنگینی می‌آورد. ترس از بیکاری، ترس از آینده… این‌ها باقی‌مانده‌های همان “بت‌های ذهنی” قدیمی هستند که خودت به زیبایی به آنها اشاره کردی.

      اما تو الان دیگر اسیر آنها نیستی.

      · تو داری “آگاهانه” آنها را می‌بینی.

      · تو داری با آنها ” مثل یک دوست مهربان” حرف می‌زنی.

      · تو داری به جای درگیر شدن، تمرکزت را به توانایی‌هایت برمی‌گردانی.

      این دقیقاً تعریف “ایمان عملی” است: ایمان در روزهای آسان مهم نیست، ایمان در همین شب‌های تاریک و چالش‌های سخت خودش را نشان می‌دهد. و تو داری نشان می‌دهی.

      و در پایان:

      سیدعلی عزیز، تو در این مسیر تنها نیستی. نه فقط خداوند که همه ما همراه تو هستیم. تو با این اشتیاق و عمق، الهام‌بخش بسیاری خواهی بود. منتظر کامنت بعدی تو هستیم، زمانی که از “ایمان راسخی” صحبت کنی که این چالش را نیز به گردن‌گیری‌ای تبدیل کرد و راه جدیدی گشود.

      همین امروز را قدم‌به‌قدم بردار.

      به خودت افتخار کن.تو در حال انجام کاری هستی که کمتر کسی جرات آن را دارد: “ویرایش بنیادین سرزمین وجود خود.”

      با افتخار و احترام،

      همراهی از خانواده بزرگ تحول

      دعای پایان صحبتمان را تو خودت به زیبایی تمام کردی: «خداوندا، مرا در این راه تا جان در بدن دارم یاری کن…»

      آمین، به حق آن کودکی که درونت، روزی یتیم بود و خدا او را حمایت کرد.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    توحید چهره پرداز گفته:
    مدت عضویت: 563 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    سلام من در همان روزهای اول که با سایت آشنا شدم رفتم سراغ خرید محصولات که بعدا فهمیدم که خرید اشتباه بوده ومن از جای درستش خرید نکردم و بعدا همه فایل ها رو پاک کردم بخاطر حلال نبودن و رضایت نداشتن استاد.از فایل های رایگان شروع کردم هر روز دفتر نوشتم گوش دادم شبها سپاسگزاری می‌نوشتم موقع خواب و اکثر مواقع حواسم به قانون بود که مسیر اشتباه نرم بعد از مدتی نتایج و اتفاقات خوب کوچک و پشت سرم هم رخ داد که من به یاری خداوند توانستم ماشین بخرم چهار عدد گوشی بخرم برای پسرم دوچرخه بخرم فایل 12قدم را تا قدم 5بخرم دوره هم جهت با جریان خداوند را بخرم.تلوزیون باند بزرگ آب گرم کن و کلی وسایل خونه خریدم .دوره قانون سلامتی و خریدم یه خونه کنار خونه خودم خریدم .و چندین گوسفند خریدم و کلی مرغ برای نگهداری که بابت تک تک شون سپاس گذار خداوند هستم .اما پس از مدتی دیگه اروم آروم رو خودم کار نکردم فایل گوش ندادم همه چی کم رنگ شد و نتیجه دلخواه دست نیومد موارد منفی مثل فک کردن به گذشته و ترس از آینده و ادامه ندادن به تمرینات و رها کردن مسیر و پرداختن به روز مرگی و وقتی فهمیدم که ممنتوم مثبت دیگه قعط شد نتایج کم رنگ شد و همه چیز نیمه تمام ماند و شروع کردم دوره هم جهت با جریان خداوند رو گوش دادن و فهمیدم که نباید کار کردن روی افکارم و ول کنم و فکر نکنم انقد بسه.وقتی نتایج آمد بیشتری بیشتر رو خودم کار کنم ممنتوم مثبت را تکرار کنم.من تو این مدت که هم جهت با جریان خداوند را شروع کردم آگاه تر شدم آرامش پیدا کردم و فهمیدم با آرامش داشتن و نگران نبودن ممنتوم مثبت شکل میگیرد و با انجام ستاره قطبی ممنتوم مثبت رو دور میفته تکرار میشه و خلق زندگی و خاسته ها به صورت جسم پول ماشین قابل لمس میشوند و من فقط در طول مسیر باید خاسته هامو مشخص کنم و چگونگی رسیدن به خاسته رو به عهده خداوند بگذارم که ساده ترین و راحترین مسیرها رو خداوند میداند نه من.متشکرم از استاد عباس منش نازنین و دوستان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  8. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1212 روز

    به نام خدایی که به تنهایی برای من کافیست

    خدایی که منو با ارزش خلق کرده به من همه چیز می‌دهد از اون چیزی که فکر میکنم بیشتر می‌دهد

    من ایمان دارم که خلاف وعده نمیکند الهی شکرت سپاسگزارتم

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم

    استاد عزیزم ممنونم متشکرم سپاسگزارتون هستم

    واقعا به اشتراک گذاشتن این نتایج دوستان خوش قلبمون اگه بدونین چقدر انرژی و ایده و راهکارهای خدایی به ما می‌دهند و چقدر به ما امید و انگیزه و شور و شوق بسیار به ما می‌دهد

    که نمی‌شود به زبان آوردو با هیچ چیزی عوض نمی‌کنیم

    نتایج الهام جان و فاطمه جان حبیب و ناهید جان و دوستان دیگرمون

    کجا بودن و چطوری قدم برداشتن و به کجا

    رسیدن

    اینا به ما یاد می‌دهند تلاش فیزیکی نبوده که به اینجا رسیدن بلکه ایمان قلبی و امید و صبر و تلاش بسیار ذهنی بوده سپردن کارها از ته قلبشون به خداوند و قدرتش بوده

    و یاد گرفتم باید ادامه و ادامه و ادامه بدم و به چگونگیش کاری نگیرم فقط از مسیر لذت ببرم و سمته خودمو انجام بدم

    وقتی من در مسیر درست باور و افکار و رفتار شخصیت درست مدار و فرکانس درست باشم و بسازم

    خداوند خودش با ابزارهای مختلفش از بی نهایت طریق برای من همه چیز می‌شود و دستانشو برام میفرستد و همه چیز به نفعه من می‌شود

    استاد عزیزم وقتی کامنتهای دوستانم رو میخونم

    به زمان و کی رسیدن اونا کاری ندارم فقط میگم اگه اونا تونستن منم میتونم به ثروت و درآمد چند برابری برسم باید باور و عمل کنم

    و تعهد بدم و حرکت کنم کنترل ذهن داشته باشم کانون توجهمو کنترل کنم و جهان جواب میده به من ، من ایمان دارم به این قوانین جهان

    استاد دوستتون دارم در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    Sada Zaref گفته:
    مدت عضویت: 1399 روز

    سلام دوستان عزیز دوره 12 قدم را چگونه خریداری کنم من در افغانستان هستم پیپل اکونت و اکونت بانکی ندارم. راهنمای کنید اگر از استاد بزرگوار. ایمیل دقیق دارید بفرست برایم تا با خودشان بگویم. لطف راهنمای نماید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      اسماعیل نیکزاد گفته:
      مدت عضویت: 1131 روز

      سلام دوستی عزیز ایشالله سلامت و سری حال باشی .

      شما میتوانی از فامیل یا دوستی که در ایران زندگی می‌کنه بگو که برای شما از این سایت این دوره رو خرید کنه و پول رو حواله کنی یا ارز مثل تتر بفرستی برایش ..

      و دوره 12 قدم عالیه برای که میخایی که از اول شروع کنی و قوانین رو عالی درک کنی خیلی عالی توزیع داده مخصوصن در تکامل و قانون جهان هستی رو قدم به قدم گفته با منتق و مثل زده و یکی از بهترین دوره از آشنا به خداوند درست ، قانون جهان هستی ، روابط ، ثروت ، احساسی لیاقت رو خیلی خوب یاد می‌دهد.

      منم تقریباً 1 سال یا 1 نیم سال که دوره 12 قدم رو تهیه کردم خدا را شکر و الان قدم 6 آخر جلسه هستم و تکاملم رو طی میکنم برای آمده شد در مدار بالاتر و درک درست قانون خداوند دست یابم

      خدای من شکرت که منو به راهی درست هدایتم کردی و لذت میبرم از این مسیر الهی .

      ایشالله دوست عزیز بتوانی خوب این دوره رو تهیه کنی در جایی درست و در زمانی درست باشی و به درست برسه ….

      شاد و ثروتمند باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        Sada Zaref گفته:
        مدت عضویت: 1399 روز

        سلام دوست عزیز امید خوب باشید شما با استاد حرف بزنید اگر امکان دارد من پول برای شما میدهم شما برای من خریداری کنید

        من چندین ماه است بخاطر خرید این دوره سر گردان میکردم لطف راهنمای کنید یک راهی برایم نشان دهید تا بتوانم بخرم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    Sada Zaref گفته:
    مدت عضویت: 1399 روز

    سلام استاد بزرگوار و عباس منش وخانم شایسته عزیزم امید در لباس عاقبت باشید من فرشته. از افغانستان هستم خیلی دوست دارم که دوره 12قدم خریداری کنم اما نمیدانم چطور چون یکبار. از همین شاید در تلگرام دور سلامتی را خریداری کردم. بعد گفته شد که تقلب. است این تلگرام استاد نیست و ویدیو های آپدیت. آن دوره برایم داده نشد

    استاد عزیزم میخواهم دوره 12قدم خریداری کنم. راهنمای نماید چون خیلی میخواهم که. زندگی کنم در توحید لطف راهنمای کنید چگونه خریداری نمایم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      رها منصوري گفته:
      مدت عضویت: 3404 روز

      دوست عزیز محصولات استاد رو فقط از همین سایت باید تهیه کنید روی گزینه محصولات برید و روی هر محصولی که میخواهید کلیک کنید و پرداخت برای ایراتی ها و خارجی ها فعال هست و چنانچه مشکلی داشتین میتونید ایمیل بدین تا راهنماییتون کنن یا در اینستاگرام استاد حتی پیام یا کامنت بزارید تا خانم شایسته عزیز راهنماییتون کنن

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      رها منصوري گفته:
      مدت عضویت: 3404 روز

      دوست عزیز بالای سایت سه پرچم هست پرچم کشور ایران آمریکا و افغانستان روی پرچم بزن تا بتونی از طریق کشور خودت خریذ محصولت رو انجام بدی و راهنمایی بشی برای خرید محصول مورد نظرت جوینده یابنده است اگه بخوای میتونی پس تلاشت رو بکن

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        Sada Zaref گفته:
        مدت عضویت: 1399 روز

        سلام دوست عزیز لطف آدرس. سایت. خود استاد را دهید من در چندین تلگرام و انستگرام. پیام کردم. وکمند گذاشتم جوابی نیامد لطف راهنمای کنید

        از خانم شایسته عزیز اگر انستگرام باشد یا وتسپ برایم دهید یا شماری منرا برای آنها دهید. یک راهی برایم نشان دهید تا بتوانم دوره 12 قدم را خریداری کنم. هر روز وقت میگزرد

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
        • -
          سمیر گفته:
          مدت عضویت: 2133 روز

          سلام دوست عزیز ایا کسیو داری توی ایران برات اینکار انجام بده میتونی پوله حواله کنی اینجا برات خرید انحام بده بعد رمز ایمیلتو تغییر بده راهی برا تماس گرفتن به من بده من برات اوکه کنم میتونی هر ماه قدم ها رو خریداری کنی و دسترسی داشته باشی الان پیپل توی افغانستان بنده و در ایران هم همینجوریه فقط میشه از طریق رمز دوم خریداری کرد

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
          • -
            Sada Zaref گفته:
            مدت عضویت: 1399 روز

            سلام دوست عزیزم نخیر من کسی را در ایران ندارم ونه میشناسم

            آیا از طریق رمز دوم در افغانستان هم امکان دارد اگر دارد. استاد راهنمای کند

            من در انستگرام زیاد کنند کردم اما جواب ندادم

            من یکبار قانون سلامتی را از تلگرام خریداری کرده بودم ویدیو آپدیت برایم ارسال نشد گفتند که تقلب شده حال نمیدانم بالای کی باور کنم

            استاد هم آدرس دقیقیش را ندارم. از تلگرام بنام استاد بود گفت از اینجا خریداری کن من نکردم گفتم باز تقلب نباشد. نمیدانم چی کنم. اما خیلی. نیاز دارم به دوره12قدم لطف راهنمای کنید

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: