نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -بهرام

    تجربه جهش از کارگری به صاحب کسب‌وکار موفق با عمل به آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت ۱

    من بهرام هستم و امروز فقط با یک هدف وارد سایت شدم؛ اینکه به دوستانم بگویم اگر به آگاهی‌ها و تمرینات دوره روانشناسی ثروت ۱ عمل کنید، قطعاً زندگیتان تغییر خواهد کرد.

    قبل از آشنایی با آموزش‌های استاد عباس‌منش، فقط یک کارگر بودم؛ روز و شبم را با کارهای بسیار سنگین فیزیکی در ساختمان‌ها می‌گذراندم. امیدم به زندگی تقریباً صفر شده بود. نه راه نجاتی می‌دیدم، نه آینده‌ای، نه هدفی. حتی داشتن یک زندگی معمولی برای من غیرقابل تصور بود. تنها دغدغه‌ام این بود که somehow خودم و خانواده‌ام را از گرسنگی نجات دهم.

    تا اینکه یک روز هدایت شدم. صدای استاد عباس‌منش را از گوشی موبایل یکی از دوستانم شنیدم. اولش نمی‌دانستم ایشان چه کسی هستند و این فایل‌ها و آموزش‌ها چیست. وقتی دوستم توضیح داد، یک جرقه در ذهنم روشن شد:
    «شاید این تنها راه نجاتم باشد…»

    دوره روانشناسی ثروت ۱ را خریدم و با تمام وجود خودم را سپردم به آگاهی‌های همین دوره. تمرینات را با تعهد انجام می‌دادم. کم‌کم گذشت و من متوجه شدم آن «بهرام قبلی» دیگر وجود ندارد.

    امروز یک «بهرام جدید» وجود دارد؛
    بهرامی که هدف دارد، مسیر زندگی‌اش را می‌شناسد و از لحظه‌لحظه زندگی‌اش لذت می‌برد.
    بهرامی که برای تمام داشته‌هایش هر روز هزاران بار خدا را شکر می‌کند.

    نتایجی که گرفتم بسیار فراتر از رویاهایم بودند:

    الان صاحب خانه شخصی هستم… نه یکی؛ دو تا.
    ماشین دارم. دفتر کار دارم.
    حدود ۸ کارمند دارم.
    امروز جزو ۳ نفر اولِ کسب‌وکار خودم در سطح کشور هستم.

    از لحاظ روحی:
    هر روز عاشقانه زندگی می‌کنم،
    به خانواده و اطرافیانم عشق و محبت می‌دهم
    و ده برابر، عشق و انرژی می‌گیرم.

    اگر بخواهم از تغییراتم بنویسم، حداقل باید ده صفحه بنویسم. ولی می‌خواهم خلاصه‌اش را بگویم:

    اگر به آگاهی‌ها و تمرینات دوره روانشناسی ثروت ۱ عمل کنید، قطعاً نتیجه می‌گیرید.
    و وقتی نتیجه بگیرید، هر روز زندگی مثل عسل شیرین می‌شود.

    استاد عزیز عباس‌منش، شما زندگی من و خانواده‌ام را از ریشه تغییر دادید. من هر روز آموزش‌های شما را می‌شنوم و می‌بینم و شما را جزو خانواده درجه یک خودم می‌دانم.

  • -وهاب زارعی

    بازگشت سلامتی، درمان بیماری‌ها و کاهش ۱۸ کیلو وزن با عمل دوباره به آموزه‌های دوره قانون سلامتی

    من قبلاً به آموزه‌های دوره قانون سلامتی عمل کرده بودم و نتیجه گرفته بودم؛ دیابتم درمان شد و حال عمومی‌ام عالی بود. اما متأسفانه مدتی از سبک زندگی این دوره فاصله گرفتم و این یکی از بدترین تجربه‌های عمرم شد، چون تمام بیماری‌های قبلی‌ام برگشتند و حالم دوباره بد شد. همین تجربه تلخ، باعث شد نعمت بزرگ قانون سلامتی را عمیق‌تر درک کنم و برای همیشه این دوره را مثل «وحی منزل» بدانم و با تعهد کامل به شیوه آن ادامه بدهم. اکنون دو ماه و نیم است که دوباره با تمام وجود به سبک دوره قانون سلامتی زندگی می‌کنم و می‌خواهم بخشی از نتایجم را با شما به اشتراک بگذارم.

    قبل از زندگی به شیوه این دوره، مشکلات جسمی من بسیار زیاد بود:
    دیابت نوع ۲، آرتریت روماتوئید، ام‌اس تا جایی که راه رفتن برایم سخت بود، کم‌خوابی و چندین بار بیدار شدن شبانه، نفخ و معده‌درد شدید، ریزش موی شدید و چربی زیاد پوست سر، جوش‌های پشت سر، سینوزیت حاد و آلرژی به فصل‌ها، غذاها، گرد و خاک و حتی مواد شوینده—در حدی که مجبور بودم هر دو هفته یک‌بار برای تزریق یا داروی ضدحساسیت به پزشک مراجعه کنم.
    افتادگی پلک، ضعف چشم، آستیگماتیسم شدید، انحراف بینی و دائمی بودن گرفتگی یکی از سوراخ‌های بینی.
    سرماخوردگی‌های مکرر، زردی و درد شدید دندان‌ها، پوسیدگی‌های متعدد، کمر درد دائمی ناشی از مشکلات مادرزادی ستون فقرات، چروک پوست، جوش‌های سرسیاه، بوی بد دهان، صدا دادن و خالی شدن زانوها (به‌ویژه بعد از ابتلا به ام‌اس)، درد مچ پا به خاطر صافی کف پا و استخوان اضافی، پیچ‌خوردگی‌های مداوم، شکنندگی ناخن‌ها، خال‌های گوشتی متعدد، زخم شدن کنار انگشتان، گرفتگی شدید پاها مخصوصاً در سرما، شل بودن عضلات، شانه‌درد، عدم تحمل سرما و گرما، تعریق شبانه شدید…
    این‌ها فقط بخشی از شرایط من قبل از شروع دوباره زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی بود.

    و اما نتایجی که در فقط دو ماه و نیم به دست آورده‌ام:

    ۱۸ کیلوگرم وزن کم کرده‌ام.

    من که قبلاً به‌خاطر ام‌اس و آرتریت روماتوئید به‌زحمت ۱۰۰ متر راه می‌رفتم، حالا هر روز ۳ تا ۴ کیلومتر پیاده‌روی می‌کنم.
    خوابم منظم شده و شب‌ها فقط یک‌بار یا اصلاً از خواب بیدار نمی‌شوم.
    جوش‌های سر و چربی پوست سرم به‌طور کامل از بین رفته است.
    الان دیگر بدنم هیچ بویی نمی‌دهد، آلرژی‌ام کاملاً درمان شده و از شروع دوره تا امروز حتی یک‌بار هم داروی ضدحساسیت مصرف نکرده‌ام.
    سینوزیت من کاملاً درمان شده و کوچک‌ترین مشکلی از آن حوزه ندارم.
    دندان‌هایم بدون مسواک هم تمیز می‌مانند و فقط نخ‌دندان استفاده می‌کنم.
    پوست صورتم شفاف شده، تمام جوش‌ها کاملاً از بین رفته‌اند و حتی موهای سرم دوباره شروع به رشد کرده‌اند؛ چیزی که برایم مثل یک معجزه است.

    کمر درد مادرزادی‌ام کاملاً قطع شده است.
    گزگز پاهایم حدود ۹۰٪ و گزگز دست‌هایم حدود ۸۰٪ از بین رفته.
    دیگر نفخ، معده‌درد یا مشکل گوارشی ندارم.
    ناخن‌هایم محکم و سالم شده‌اند.
    زخم‌های بدنم خیلی سریع‌تر از گذشته خوب می‌شوند.
    عضلات بدن، خصوصاً دست‌ها و پاهایم عضلانی و خوش‌فرم شده‌اند و به تناسب اندام واقعی رسیده‌ام.

    تمرکز و حواس‌جمعی‌ام بسیار بهتر شده، سردردها کاملاً از بین رفته، ضعف چشم‌هایم کمتر شده و از همه مهم‌تر، بیشتر ساعات روز احساس خوب، سرزندگی و انرژی بالا دارم—در حالی که قبلاً افسرده، بی‌حال و خسته بودم.

    این‌ها فقط بخشی از نتایج من در این مدت کوتاه هستند.
    خدایا شکرت برای قانونمندی جهان. خدایا شکرت برای دوره قانون سلامتی.
    و خدایا شکرت برای هدایت استاد عباس‌منش و هدایت من به این سبک زندگی که دوباره بدنم، ذهنم و روح مرا زنده کرد.

  • -ژاله نقوی علائی

    سلامتی کامل، کاهش وزن پایدار و تغییر شخصیت با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی

    من زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را با وزن ۸۳ کیلوگرم و قد ۱۵۷ سانتی‌متر شروع کردم؛ یعنی کاملاً یک «بشکه چاق» بودم، آن هم در حالی‌ که قبلاً ورزش حرفه‌ای می‌کردم. این چاقی فقط مربوط به ظاهر نبود و مشکلات زیادی برای سلامتی‌ام ایجاد کرده بود: قند خون ناشتای ۲۰۰، چربی خون بالا تا حدی که دید چشمم تار می‌شد، کرخی و بی‌حوصلگی، بوی بد دهان، سیری‌ناپذیری، پریود بسیار نامنظم، حال روحی خراب، جوش‌های ران و صورت، خارش شدید پاها (که فکر می‌کردم حساسیت است)، سردردهای دائمی، معده‌درد و اسید معده شدید، زانو درد و کمر درد به حدی که راه رفتن برایم سخت بود، چه برسد به بالا و پایین رفتن از پله… و خیلی مشکلات دیگر که قبلاً مفصل توضیح داده بودم.

    این‌ها وضعیت من قبل از شروع زندگی به شیوه این دوره بود. اما بعد از اجرای آموزه‌های دوره قانون سلامتی، همه این مسائل کاملاً و به سادگی حل شد. وزنم اکنون به ۶۹/۵ کیلو رسیده و اندامم بسیار زیبا و متناسب شده. حال عمومی‌ام فوق‌العاده بهتر شده، به‌راحتی از پله‌ها بالا و پایین می‌روم، حتی گاهی می‌دوم. بوی بد بدنم کاملاً از بین رفته؛ قبلاً هر روز و گاهی روزی دو بار حمام می‌رفتم و باز هم راضی نبودم، اما الان باورم نمی‌شود که گاهی سه روز حمام نمی‌روم و بدنم هیچ بویی نمی‌دهد.
    پریودم منظم و کاملاً بدون درد است؛ نه دل‌درد، نه سردرد، بدنم کاملاً «تیون» شده.

    اما می‌خواهم درباره یک نتیجه مهم‌تر از همه این‌ها بگویم: مثبت‌نگری و خوش‌بینی.

    چند روز پیش با خانواده‌ام سفر بودم. در سفر تازه فهمیدم آموزش‌های استاد عباس‌منش و زندگی به شیوه این دوره چطور شخصیت، واکنش‌ها و ذهن من را هماهنگ و زیبا کرده. در جنگل بودیم؛ خواهرم وقتی خواست ماشین را بیرون بیاورد، ماشین در گل گیر کرد. خواهرم عصبانی شده بود و مدام غر می‌زد، اما من فقط در ذهنم می‌گفتم: «الْخِیرُ فی ما وَقَع»؛ حتماً خیری در این ماجراست.

    ناگهان خداوند یک آقای بسیار محترم را رساند. با هم ماشین را هل دادیم و از گل بیرون آوردیم. همان‌جا فهمیدم زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی من را تبدیل به یک نسخه کاملاً جدید کرده؛ یک دختر ۶۹ کیلویی با قد ۱۵۷ سانت چطور این‌قدر قدرت بدنی و کنترل ذهن پیدا کرده بود که هم از نظر جسمی و هم ذهنی توانستم موقعیت را مدیریت کنم؟

    آن لحظه انگار تصویر واضحی دیدم از اینکه چقدر این آگاهی‌ها مرا توانمند کرده‌اند.

    خدایا، شکرت که الهام دوره قانون سلامتی را به استاد دادی و من را در مسیر صالحان قرار دادی.
    استاد عزیز عباس‌منش، از شما ممنونم برای تمرکز لیزری که روی تولید این دوره گذاشتید و دنیا را برای این‌همه انسان تبدیل به جای بهتری کردید.

  • -فاطمه دبیری

    تجربه بهبود کامل سلامتی، انرژی، تمرکز و تناسب‌اندام با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی

    استاد عزیزم، از شما سپاسگزارم که این شیوه صحیح تغذیه و سبک زندگی را درک کردید و در قالب دوره قانون سلامتی به ما آموزش دادید. دو ماه است که من و همسرم دقیقاً طبق آگاهی‌های این دوره زندگی می‌کنیم و در همین مدت کوتاه، تغییرات بزرگی در سلامت، انرژی، تمرکز و کیفیت زندگی‌مان ایجاد شده است.

    اولین نتیجه مهم برای من هم‌فرکانس شدن همسرم با این مسیر بود. تا قبل از این دوره، همسرم هیچ‌کدام از این آگاهی‌ها را قبول نداشت. من خودم دوره‌ها را می‌خریدم و روی خودم کار می‌کردم و وقتی ایشان به خانه می‌آمد، همه‌چیز را قطع می‌کردم و هیچ حرفی نمی‌زدم. اما حالا خودش دوره قانون سلامتی را برایم خریداری کرد و با اشتیاق کنارم شروع کرد. حتی در این مسیر از من هم مصمّم‌تر شده است.

    ما مغازه‌دار هستیم و با وجود تحرک زیاد سر کار، از وقتی این دوره را شروع کرده‌ایم، انرژی‌مان چند برابر شده؛ به‌طوری‌که وقتی عصر به خانه می‌رسیم، با همان انرژی بالا کارهای خانه را انجام می‌دهم. توانایی‌مان در مغازه هم بیشتر شده؛ هم پرانرژی‌تر شده‌ایم و هم با انگیزه‌تر.

    تمرکز ذهنی‌ام جهش بزرگی داشته. باهوش‌تر شده‌ام و حافظه‌ام قوی‌تر شده. این تغییر را وقتی فهمیدم که در مغازه، خیلی راحت خریدهای چند مشتری را هم‌زمان حساب می‌کنم؛ در حالی که قبل از دوره نمی‌توانستم هم‌زمان چند نفر را پاسخ بدهم، اشتباه می‌کردم و مضطرب می‌شدم. اما الان ذهنم بازتر شده و تمرکزم چند برابر شده است.

    از نظر جسمی تغییرات عمیق‌تری داشتم:
    پوست بدن و صورتم لطیف و نرم شده؛
    چربی‌های سفید داخل چشمم که درشت و واضح بودند، کوچک و کم‌رنگ شده‌اند؛
    موهام فوق‌العاده پرپشت شده؛ به‌طوری‌که آرایشگرم هنگام کوتاه کردن موهایم گفت «چه موهای پرپشتی داری!»

    بزرگ‌ترین تحول من در زمینه پریودی بود. قبل از دوره قانون سلامتی، هر ماه خونریزی‌های شدید، کمردرد، ضعف، لرز، کم‌خونی، سردردهای شدید و بی‌حالی داشتم و هیچ چیز کمکم نمی‌کرد. اما به لطف آگاهی‌های دوره قانون سلامتی، پریودی‌هایم کاملاً منظم، راحت و با میزان طبیعی شده‌اند و تمام مشکلاتم حل شده است.

    تحرکم بیشتر شده، انرژی‌ام بالاتر رفته و هیچ احساس خستگی ندارم. پیاده‌روی‌هایم بیشتر شده؛ رابطه‌ام با همسرم زیباتر شده؛ هر روز با هم پیاده‌روی می‌کنیم. قبلاً هنگام بالا رفتن از پل هوایی، زانوانم درد می‌گرفت و باید چند بار می‌ایستادم، اما دیروز فهمیدم که چقدر راحت و بدون توقف از پله‌ها بالا رفتم و توانم بیشتر شده است.

    در ظاهر بدنم هم تغییرات فوق‌العاده‌ای داشته‌ام:
    وزنم از ۶۴ کیلوگرم به ۵۴ کیلو رسیده؛
    دور شکمم از ۸۹ به ۸۳ سانتی‌متر کاهش یافته؛
    سایز مانتو از ۴۲ به ۳۸ رسیده؛
    عضلات دست‌هایم کاملاً مشخص شده‌اند؛
    دخترم که چند ماه است باشگاه می‌رود، با تعجب گفت: «مامان! من هم می‌خواهم مثل تو به شیوه دوره قانون سلامتی عمل کنم!»

    علاوه بر این‌ها:
    لکه‌های پشت دست و صورتم کم‌رنگ شده‌اند؛
    پف پشت چشم‌هایم از بین رفته؛
    خوابم سبک و راحت شده؛
    موهای زائد کم‌رشد شده‌اند؛
    پوست صورتم که حالت پرتقالی داشت، خیلی صاف‌تر شده است.

    و یکی از نتایج جالب این دوره این بود که امروز همسرم من را صدا کرد و گفت نگاه کن! موهای سفید سبیلش شروع کرده‌اند به مشکی شدن… واقعاً باورکردنی نبود.

    استاد عزیز، این دو ماه زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی برای من یک معجزه بوده؛ معجزه‌ای در جسم، ذهن، احساس، زندگی مشترک و حتی در خانواده‌ام.

  • -علی شهبازخانی

    تجربه تولد فرزند پس از ۱۰ سال، بهبود سلامت، و جهش مالی با عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی، دوره کشف قوانین زندگی، و دوره احساس لیاقت

    استاد عباس‌منش عزیز، امروز حال من و همسرم به قدری خوب است که هر لحظه شکرگزار خدایی هستیم که ما را به نبی خودش، یعنی شما، هدایت کرد. دلیل این حال عجیب و باشکوه، این است که اکنون کنار فرزند ۸ روزه‌مان نشسته‌ایم؛ فرزندی که خالق قدرتمندمان بعد از ۱۰ سال به ما عطا کرده و ما را در یک حال و هوای غیرقابل‌توصیف قرار داده است.

    من و همسرم سودا از سال ۹۷ به‌صورت جدی شاگرد شما هستیم و به لطف عمل به آگاهی‌های الهی‌ای که شما آموزش می‌دهید، به هر خواسته‌ای که از خدا داشتیم رسیده‌ایم. جایگاه، حال خوب، ثروت، سلامتی، روابط رویایی، رابطه عمیق با خداوند همه را مدیون شما هستیم.

    می‌خواهم خلاصه‌ای از معجزاتی را بگویم که «وحی منزل دانستن» آموزش‌های شما از فرش، ما را به عرش رسانده است:

    بعد از عمل به آگاهی‌های نسخه قبلیِ دوره کشف قوانین زندگی، من و همسرم تصمیم گرفتیم روی خودمان سرمایه‌گذاری کنیم و به سمت علاقه‌مان برویم. آن زمان من آتش‌نشان بودم شغلی که همان را هم با آموزش‌های شما خلق کرده بودم. از کاری که فقط ۱۰ روز در ماه کار می‌کردم استعفا دادم، و همراه همسرم شروع کردیم درس خواندن. به لطف خدا، سال ۹۸ هر دو با رتبه عالی وکیل شدیم. برای خیلی‌ها عجیب بود که دو نفر در یک خانه، در یک سال و در یک شهر، با هم وکالت قبول شوند! ما این را فقط و فقط مدیون شما و خدایی هستیم که شما به ما شناساندید.

    بعد از ورود به بازار وکالت، معجزه پشت معجزه رخ داد. پرونده‌هایی به مسیرمان هدایت شد که حتی برای وکیلی با ۲۰ سال سابقه هم جای تعجب داشت. اما هنوز در بخش سلامتی و ثروت ضعف‌هایی داشتیم.

    من حدود ده سال سیگار می‌کشیدم. وقتی دوره قانون سلامتی را ساختید، همسرم چون می‌دانست تنها الگوی من شمایید، آن را به‌عنوان عیدی برایم خرید. با وزن ۹۵ کیلو زندگی به شیوه این دوره را شروع کردم و بعد از ۵ ماه به ۷۴ کیلو رسیدم؛ در حالی که هم سالم‌تر و هم پرانرژی‌تر شده بودم. همسرم هم ۱۰ کیلو وزن کم کردند و ما این سبک زندگی را ادامه دادیم. و درست همان زمان، معجزه اصلی رخ داد: متوجه شدیم خداوند به‌راحتی یک فرشته به ما عطا کرده است.

    به خدا قسم، تمام پزشکان و سونوگرافی‌ها از سلامت همسرم و جنین مبهوت بودند. و به لطف خدا، ۲۷ اسفند فرزندمان قدم به چشم‌هایمان گذاشت و پسرمان، کارن، اکنون سالم و آرام در کنارمان رشد می‌کند.
    این هم از نتایج آزادی زمانی و مکانی‌ای است که از آموزه‌ها به‌دست آوردیم؛ بدون هیچ نگرانی، داریم از لحظه‌لحظه بزرگ شدن او لذت می‌بریم.

    استاد، سال گذشته چند پرونده میلیاردی را به نتیجه رساندم، اما با وجود اینکه شب و روز روی باورهای ثروت کار می‌کردم، حق‌الوکاله‌ام پرداخت نمی‌شد. تا اینکه دوره احساس لیاقت را خریدیم. با شروع این دوره، تازه ترمزهای وجودم را دیدم. به‌صورت جدی تمرین‌ها را اجرا کردم و نتیجه؟
    در همین دو ماه گذشته، نیمی از تمام مطالباتم وصول شد. میلیاردها تومان ثروت وارد زندگی‌مان شده است.

    و استاد عزیز، به شما قول می‌دهم: وقتی پسرم بزرگ‌تر شود، یک ویدئوی سه‌نفره از تمام جزئیات دستاوردهایمان برایتان می‌فرستیم؛ چون می‌دانیم دانستن این نتایج، برای شما که نبی خدا هستید و ما را هدایت کردید، شیرین‌ترین هدیه است.

    استاد عزیزم،
    من و همسرم تا همیشه سپاسگزارتان هستیم که باعث شدید خودمان را بشناسیم و خالق قدرتمندمان را.

  • -سید محمد رضا موسوی

    تجربه کاهش ۴۵ کیلو وزن، سلامتی کامل و اعتمادبه‌نفس عمیق با عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی

    امروز که این کامنت را می‌نویسم، دقیقاً به پایان ۶ ماه تعهدی رسیده‌ام که برای زندگی به شیوه دوره مقدس قانون سلامتی به خودم داده بودم؛ و باور کنید کاری نمی‌توانم بکنم جز ریختن اشک شوق و سجده شکر به درگاه خداوند متعال برای این موهبت بی‌نظیری که به من عطا کرده است.

    توانستم امسال برای لحظه تحویل سال، خداوند را به خاطر ۴۵ کیلوگرم وزنی که با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی کم کردم شکر کنم. در تمام این مدت، هر روز حال فوق‌العاده‌ای را تجربه کردم و این تغییرات شگفت‌انگیز در سلامتی‌ام، کیفیت زندگیم و مهم‌تر از همه اعتمادبه‌نفسم اتفاق افتاد؛ تغییراتی که به من این باور را داده که واقعاً هیچ غیرممکنی وجود ندارد.

  • -احمد فرهنگیان

    نتایج درخشان هفت‌ماهه با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    تعهد داده بودم که به مدت هفت ماه فقط روی دوره ارزشمند ۱۲ قدم تمرکز کنم و اولین روز سال ۱۴۰۳ بیایم و از تغییرات و نتایج این مدت بنویسم. من از اول مرداد ۱۴۰۲ قدم اول را شروع کردم و تا پایان سال ۱۴۰۲ تا پایان قدم ششم را کار کردم و به امید خدا قرار است در ایام عید، قدم هفتم را آغاز کنم.

    اما حالا وقت آن رسیده درباره تغییرات شگرفی بنویسم که در طی این هفت ماه، در اثر عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم در زندگی‌ام اتفاق افتاده است:

    من هدف گذاشته بودم که درآمد سالانه‌ام به یک میلیارد تومان برسد و امروز وقتی جمع‌بندی کردم دیدم درآمد سالانه من به یک میلیارد و سیصد میلیون تومان رسیده و حتی از هدفم هم فراتر رفته‌ام.

    اول مرداد یعنی هفت ماه پیش وقتی دوره ۱۲ قدم را شروع کردم، فقط ده میلیون تومان پول داشتم و کلی بدهکار بودم. اما حالا بعد از هفت ماه، تمام بدهی‌هایم صفر شده و پنجاه میلیون تومان پس‌انداز دارم.

    در این مدت، کسب‌وکار خودم را راه انداختم و از آن لذت می‌برم؛ کاری که همیشه آرزویش را داشتم.

    تا قبل از شروع ۱۲ قدم، سفر رفتن و سوار شدن به هواپیما برایم یک آرزوی دور بود؛ اما در همین هفت ماه، یک سفر رویایی با هواپیما به جزیره کیش رفتم و در هتل چهارستاره اقامت داشتم.

    هفت ماه پیش اضافه‌وزن داشتم اما الان در وزن و اندام ایده‌آلم هستم؛ چون دوره ارزشمند قانون سلامتی را نقداً از سایت خریدم و دقیقاً طبق آن زندگی می‌کنم.

    هفت ماه پیش، ماهی دو بار مریض می‌شدم اما حالا هفت ماه است که کاملاً سالم هستم.

    هفت ماه پیش، هفته‌ای دوبار با همسرم دعوا می‌کردیم؛ اما حالا عشق، آرامش و صمیمیت زیبا، پایه اصلی رابطه‌مان شده.

    هفت ماه پیش با خدا دعوا داشتم و مدام می‌گفتم چرا بلا سرم می‌آوری؛ اما حالا زندگی‌ام آن‌قدر روان و پرنعمت شده که احساس می‌کنم روی دوش خدا نشسته‌ام. کافی‌ست چیزی را بخواهم؛ غیرممکن است که به من نرسد.

    نتایجم واقعاً زیاد، روشن و درخشان است. اما چون تعهد داده بودم، خواستم قسمتی کوچک از این برکت‌ها را اینجا بنویسم.
    خدایا شکرت برای این مسیر زیبا.

  • -آرزو جمشیدی

    سلامتی کامل، نظم هورمونی و کاهش وزن چشمگیر با عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی

    سپاسگزار خدایی هستم که من را به زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی هدایت کرد. اکنون ۴۳ روز است که دقیقاً طبق این دوره زندگی می‌کنم و نتایجم آن‌قدر زیاد و روشن‌اند که هر بار مرورشان می‌کنم فقط می‌گویم: خدایا شکرت.

    قبل از ورود به این دوره، درگیر سردرد و سرگیجه‌های مداوم بودم و حتی دلیلش را هم نمی‌دانستم؛ اما حالا به لطف زندگی به شیوه قانون سلامتی، هیچ اثری از سردردها و سرگیجه‌ها باقی نمانده است.

    قبل از دوره، پریود نامنظم و همراه با دل‌درد و کمردرد داشتم. اما بعد از اجرای قانون سلامتی، پریودم کاملاً منظم شده و در طول دوره قاعدگی کاملاً سرحال و پرانرژی هستم.

    قبل از دوره، فشار خونم دائم نوسان داشت و بعد از غذا دچار تپش قلب شدید می‌شدم؛ مشکلی که آزاردهنده و نگران‌کننده بود. اما اکنون، فشار خونم ثابت شده و تپش قلبم کاملاً از بین رفته است.

    قبل از دوره، انگشتان دست و پاهایم دچار گزگز و خواب‌رفتگی‌های آزاردهنده می‌شدند؛ اما بعد از شروع قانون سلامتی، این مشکل هم کاملاً حل شده و با هر روزی که می‌گذرد، بیشتر می‌فهمم چقدر بدنم درست و طبیعی کار می‌کند.

    قبل از دوره، شدیداً نفخ و باد معده داشتم و همیشه مجبور به مصرف دارو بودم؛ دارویی که فقط تا زمان مصرف اثر داشت و بعد از قطع، حتی وضعم بدتر می‌شد. اما حالا، با اجرای قانون سلامتی، هیچ نفخی ندارم و بدنم پر از احساس سبکی، راحتی و آرامش است.

    در همین ۴۳ روز، وزنم از ۷۶ کیلو به ۶۵ کیلو رسیده و لباس‌های قبلی‌ام حالا چندین سایز برایم بزرگ شده‌اند.

    استاد عباس‌منش، من بدون هیچ توجهی به حرف دیگران، فقط و فقط دستورالعمل‌های دوره قانون سلامتی را اجرا می‌کنم و تصمیم گرفته‌ام تا آخر عمر همین‌طور ادامه بدهم.

    امشب که شب هفتم ماه رمضان است، ساعتی طولانی خداوند را شکرگزاری کردم؛ برای این‌که پارسال چه وضعیتی داشت بدنم و امروز چقدر سالم، سبک، قوی و سرحال هستم. استاد عزیز، واقعاً نمی‌دانم چطور از شما تشکر کنم؛ فقط به خدا گفتم: «خودت پاداش خوبی‌های استاد عباس‌منش را بده.»

  • -ماریا اکبری

    تحول شگفت‌انگیز در تمام ابعاد زندگی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    پارسال اواخر بهمن‌ماه، قدم اول دوره ۱۲ قدم را به‌عنوان عیدی برای خودم خریدم. می‌دانستم با عمل به این آگاهی‌ها اتفاقات خوبی در زندگیم رقم می‌خورد، اما هرگز تصور نمی‌کردم که این‌همه تغییرات ریز و درشت فوق‌العاده، تمام جنبه‌های زندگی‌ام را بهتر کند.

    استاد عباس‌منش، قبل از ورود به این دوره حتی نمی‌فهمیدم «روان‌تر چرخیدن چرخ زندگی» یعنی چه. نمی‌دانستم می‌شود تا این حد در زندگی آسان شد و برای آسانی‌ها آماده بود. اما حالا به لطف عمل به آگاهی‌ها و تمرینات این دوره، صدها مثال واقعی دارم از اینکه وقتی روی خودت کار می‌کنی، جهان چگونه کارها را به‌طور طبیعی و راحت برایت انجام می‌دهد.

    در شروع دوره، با وسواس و صداقت کامل چکاپ فرکانسی را طبق آموزش‌های شما از خودم گرفتم. تقریباً هر فصل دوباره به تمام سؤال‌ها پاسخ می‌دادم، جواب‌های جدیدم را با فصل قبل مقایسه می‌کردم و از این حجم تغییرات در زندگی‌ام ذوق‌زده می‌شدم. همین تغییرات، انگیزه و اشتیاقم را چند برابر می‌کرد تا مسیر ۱۲ قدم را ادامه بدهم. اما باورم نمی‌شد که در قدم‌های آخر، نتایجم تصاعدی می‌شود و بخش شیرین، عمیق و واقعی «قانون تکامل» را تجربه می‌کنم.

    اگر صادق باشم، واقعاً فقط ۳۰٪ از آگاهی‌های این دوره را اجرا کردم، اما با همین مقدار، این‌همه نتیجه گرفتم. واقعاً اگر ۱۰۰٪ خودم را بگذارم چه نتایجی می‌گیرم؟ نتایجی که همین الآن هم در بسیاری از جنبه‌ها بسیار بالاتر از حد رؤیایم بوده‌اند.

    قبل از دوره ۱۲ قدم از لحاظ مالی هیچ خانه یا ملکی نداشتم، اما اولین سند خانه عمرم—یک خانه چند میلیاردی—در همین دوره به نامم زده شد. پس‌اندازم نسبت به شروع قدم اول، سه برابر شده و حالا صاحب ماشین هستم. قدرت خریدم افزایش یافته و حتی توانستم شخصاً یک خانه تفریحی در گیلان با امکانات کامل برای روزهای تعطیلم اجاره کنم. در این دوازده ماه، علاوه بر سفرهای زیاد و باکیفیت، شهریه دانشگاه را به‌راحتی پرداخت کردم و هر قدم از دوره ۱۲ قدم را بدون فشار مالی خریدم. صدها دستاورد مالی دیگر هم داشته‌ام.

    قبل از آشنایی با آگاهی‌های استاد عباس‌منش، فقط دیپلم داشتم. حالا کارشناسی مدیریت دارم و دو مدرک بین‌المللی از معتبرترین دانشگاه ایران، دانشگاه تهران. شغلی دارم که عاشقش هستم و مدرس دانشگاه شده‌ام.

    اگر نمره رابطه‌ام با خدا را قبل از دوره ۵۰ بدانم، امروز به لطف آموزش‌های این دوره و مخصوصاً تمرین ستاره قطبی، رابطه‌ام با خدا به معنای واقعی کلمه به ۱۰۰٬۰۰۰ رسیده و غیرقابل‌توصیف است. با خودم در صلح هستم، اعتمادم به توانایی‌هایم چندین برابر شده، خودم را لایق‌تر می‌بینم و همین احساس لیاقت باعث شده الهامات الهی را دریافت کنم، شجاعت عمل به آن‌ها را داشته باشم و نتایج عالی بگیرم.

    در روابط شخصی، به سطح زیبایی از استقلال عاطفی و عدم وابستگی رسیده‌ام. چون با خودم در آرامشم، روابط بیرونی‌ام نیز عالی شده‌اند. آدم‌ها و روابط مسموم، خودبه‌خود و بدون کوچک‌ترین تنش از زندگی‌ام حذف شدند. قدرت عوامل بیرونی در ذهنم بسیار کمتر شده و در حوزه سلامتی نیز، به لطف اجرای سبک زندگی دوره قانون سلامتی، اکنون اندامی کاملاً متناسب، بدنی سالم، پوستی صاف و موهایی زیبا دارم.

    یک سال بود یکی از دوستانم را ندیده بودم. وقتی از من پرسید این یک سال چه کرده‌ام و من نتایجم را گفتم، با تعجب گفت: «تو در یک سال نتایجی را گرفتید که خیلی‌ها در ۳۰ سال هم نمی‌گیرند؛ هم مالی، هم اعتمادبه‌نفس، هم تناسب اندام، هم شغل و…»

    استاد عزیز، می‌دانم دلیل این حجم از نتایج، تغییر باورهای من است؛ باورهایی که حاصل عمل به آگاهی‌ها و تکرار بی‌وقفه تمرینات این دوره بوده‌اند. یک روز هم تمرین ستاره قطبی را جا نینداختم. در تمام این یک سال، روزی نبوده که بدون آموزش سپری شود. تحت هر شرایطی، حداقل یک جلسه از این آگاهی‌ها را با تمرکز کامل گوش داده‌ام، چون یقین دارم این آگاهی‌ها کانون توجه مرا به سمت خواسته‌هایم هدایت می‌کنند و اجازه نمی‌دهند ناخواسته‌ها وارد زندگی‌ام شوند.

    مدام به خودم یادآوری می‌کنم:
    «ماریا، چون داری روی خودت کار می‌کنی، هر اتفاقی رخ بدهد به نفع توست. فقط ادامه بده.»
    و صدها مثال درباره این حقیقت دارم.

    استاد عزیز عباس‌منش، باور دارم که مسیر آموزه‌های شما، تنها مسیر رساندن من به سعادت دنیا و آخرت است. برای همین با عشق، با اشتیاق و با تعهد، برای درک بهتر این قوانین وقت می‌گذارم.
    خدایا شکرت که مرا به سمت این آگاهی‌های توحیدی هدایت کردی.

  • -HASSAN_HVM

    تعویض کامل چرخ‌دنده‌های زندگی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    امروز قدم دوم دوره ۱۲ قدم را خریدم و دوست دارم تجربه‌ام را از عمل به آگاهی‌های این دوره تا این لحظه با شما در میان بگذارم. استاد عباس‌منش، شما در ابتدای دوره یک نکته گفتید که من همان را باور کردم و اجرا کردم: «اگر به آموزه‌های این دوره عمل کنی و تمرین ستاره قطبی را انجام بدهی، چرخ‌دنده‌های زندگیت روغن‌کاری می‌شود.»

    اما برای من فقط روغن‌کاری نشد…
    چرخ‌دنده‌های کهنه و زنگ‌زده زندگی‌ام کامل تعویض شد و با چرخ‌دنده‌های نو، تمیز و آکبند جایگزین شد.

    استاد، تمرینات دوره ۱۲ قدم فوق‌العاده‌اند.
    تمرین ستاره قطبی معجزه محض است.
    خدا را شاهد می‌گیرم که دیدگاه توحیدی‌ای که در این دوره از شما یاد گرفتم، زندگی من را از ریشه تغییر داده است. در هیچ دوره‌ای از زندگی‌ام، هرگز اینقدر با خداوند رفیق نبودم. هیچ‌وقت این‌طور راحت و بی‌واسطه از خداوند درخواست نمی‌کردم. اما به خاطر عمل به آموزه‌های قدم اول، زندگی‌ام آن‌قدر روان و روی غلطک شده که تازه دارم عمق حرف شما را می‌فهمم وقتی می‌گویید:
    «من روی دوش خداوند نشسته‌ام.»

    با ۱۲ قدم، من خدا را پیدا کردم. معنای واقعی توحید را فهمیدم. معنای رزاق بودن خداوند را تجربه کردم و یاد گرفتم که چشمم به دست هیچ بنده‌ای نباشد؛ بلکه فقط و فقط به دست خداوند باشد و رزق را فقط از او بخواهم.

    استاد عزیز، از شما بی‌نهایت سپاسگزارم که این دیدگاه ناب و زیبا را به من یاد دادید و مسیر زندگی‌ام را این‌گونه نورانی و الهی کردید.

1 6 7 8 9 10 24

319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «زهرا خضری» در این صفحه: 9
  1. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2537 روز

    سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم در گروه عباس منش. من واقعاً یه تجربه‌ای داشتم که واقعاً خدای ما خدایی که کارایی انجام میده که بسیار بسیار عجیب و غریبه. من واقعا دوباره. بعد از اینکه 10 سال در مالزی بودم دوباره مهاجرت کنم به کشور عمان. و دوباره چند روز پیش که داشتم گوش می‌کردم ذرس های استاد را که قرار نیست که ما بمونیم تا شاید آماده بشه و من همینو در مورد مهاجرت خودم به مالزی و عمان انجام دادم و تصمیم داشته بودم که به دانشگاه یکی از شهرهای عمان برم و به طرز عجیب خداوند از طریق استاد دهان استاد من شد عباس منش و من فقط چمدونم برداشتم و گام برداشتم و توکل به خداوند کردم. و همه چیز غیر قابل تصور بود که خداوند چه کارهایی برای من انجام داد. و چه دستانی رو پیش پای من قرار داد از غذای من از اسکان من از. آبی که حتی می‌خواستم بخورم و زیاد بود که باور کردنی نیست که چه خونه‌هایی خداوند در اختیار من قرار داد. و چه جوری من توسط چه کسانی دعوت شدم و چه پول‌هایی رو دریافت کردم. در واقع ما

    من با او پول می‌تونستم یه خونه اجاره بکنم ولی قلب من می‌گفت که باید حرکت بکنم و برم این گام رو این هدف رو برم به سمت دانشگاه باهاشون در مورد هدفم صحبت کنم. و حرکت کردم و خداوند به من پاداش داد آدمای عشقی در مسیر من قرار داد و هر لحظه‌ای که مردم می‌دیدم که یه مقدار رفتارشون و کلامشون متفاوت شده می‌دونستم که از این نقطه باید برم و به نقطه دیگه‌ای برسم که واقعاً همه جور واقعاً شگفتی‌های عجیب تجربه کردم. دوست من به من گفت که من که به شما گفته بودم که شما رو می‌برم پس چرا رفتین گفتم در دل خودم گفتم من قرار بود شگفتی‌ها رو تجربه کنم با خداوند. در صورتی که اگر با دوستم بودم هیچ کدوم از این تجربه رو نمی‌کردم و عشق خداوند و دستان خداوند به شگفتی‌ها رو که اینقدر عجیبه نمی‌تونم اینقدر عالی احساس کنم. دوست من قرار بود در واقع مثلاً روز یکشنبه منو ببره ولی من دیگه واقعاً قلبم اجازه نمی‌داد که صبر بکنم که بشه یکشنبه و حرکت کنم بنابراین با خداوند حرکت کردم و. و مردمی که از من اصلاً نمی‌شناختم اونقدر به من عشق دادن اونقدر با من همکاری کردن غیر قابل وصله. و در واقع اینجوری بگم مردم جوری که مردم منو دعوت کردن و محبت کردن که همه محبت خداوند بود. و من چقدر دوباره با یک اقدام شجاعانه جدید باعث من ایمانم قوی‌تر و قوی‌تر و قوی‌تر بشه در دل ترس‌های بیشتری حرکت بکنم. دقیقاً ماشین‌هایی در اختیار من قرار گرفته است افرادی که من اصلاً نمی‌شناختم ولی اونقدر عالی خداوند همکاری اش که هدف من و خودش بود که من در تمام لحظه راننده اختصاصی داشتم. و می‌دونستم که خداوند داره به من می‌گه مسیرت درسته برو و من با تو هستم. و کار خداوند دیوانه کننده بود واقعا در این چند روز که مسافرت بودم و چقدر در این تنهایی با خداوند من بیشتر خودمو شناختم ضعف‌های خودم رو شناختم خداوند رو بیشتر شناختم رابطم با خداوند قوی‌تر شد. و دوباره هم که در این نقطه هستم توسط کسایی داره خدا کار انجام میده که غیر قابل وصفه از ماشین. خداوند داره من نشون میده که قدرت تو خیلی بیشتر از این حرفاست پس از خودت تصویر. پس تو از من بخواه تصویرسازی بکن رو هدفت باش و بقیه‌شم با من. استاد عزیزم با تمام وجودم از شما بخاطر یکتا پرستی تشکر میکنم

    و نتیجه اینکه انجام این تصمیم بسیار بسیار اسانتر از انچه بود که من فکر میکردم و من بابت این گام عملی از خودم تشکر میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2537 روز

    با سلام و سپاسگزاری از این جلسه بسیار ارزشمند احساس لیاقت

    جلسه 4

    مادر من صبح تا شب در خدمت همسر و فرزندان اش بود مثل یک خدمه و هیچ کاری برای خودش نکرد نه مسافرتی و چقدر اکنون احساس رضایت ندارد چون خودش را وقف همسرش و کمک به او کرد برای تایید او و ارزش خودش را به تایید همسرش کرد و همیشه می گوید که پدر شما قدردان نیست به همان نسبت که خودش را فدا کرده بود انتظار عشق از پدرم داشت و طبق قانون جهان دریافت نمی کرد چون اول نیازهای او را براورده کرده بود و خودش را فدا کرده بود

    من بدلیل اینکه یاد گرفته بودم که زن خوب میکنم خودش را فدای همسر و فرزندان خودش کند تمام عمرم در دوره زناشویی دنبال تایید گرفتن از همسرم بودم و همه کار میکردم خودم را به هر دری میزدم تا او راضی باشد برای تولدش گوشی تلفن قسطی میخریدم که او را خوشحال کنم خودم شرایط جسمی خوبی نداشتم ولی به او که کمردرد داشت و وزن زیادی داشت کمک میکردم که بلند بشود و قدم بزند ،تمام سالیانی که سر کار بودم کارت بانکی ام را به او داده بودم و باید خودم التماس میکردم تا پول خودم دریافت کنم تا او من را زن خوب بداند و نتیجه فدا کردن هم کاملا مشخص شد که توسط همین فرد بدترین رفتار و بی احترامی را دریافت کردم

    و الان به لطف دوره ها واقعا بهتر شدم و چقدر مردم و جهان برخوردشون با من مثل یک شاهزاده شده انگار در جهانی دیگر دارم زندگی میکنم نه از هیچ کسی توقع دارم و نه کسی در زندگی من از من توقع دارد خدا را واقعا سپاسگزارم بابت داشتن دوره های استادم و بودن در این مسیر زیبا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2537 روز

    با سلام خدمت همه خدمت استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان عزیز من در مورد جلسه 3 احساس لیاقت می‌خوام صحبت بکنم. من به خاطر تدریس دوره زبان انگلیسی یک خانواده از من خواستند که با در اختیار گذاشتن خونه رایگان با برق و آب رایگان و اینترنت رایگان در اختیار من قرار میدهند که فرزندان انها را درست بدم و. من شروع کردم همه چیز خیلی خوب بود ولی اون مادربزرگ که با من قرارداد بسته بود به شدت بد حرف می‌زد و به شدت بد رفتار می‌کرد. و من اینجا به خاطر اینکه احساس می‌کردم که اگر که احساسم را به او بگویم یه حرفی بزنم ایشون خونه اش را از من می‌گیره و دچار شرک شدم و ترسیدم این مسئله همین مربوط به دو سه ماه گذشته است و حاضر نشدم که بوندری خودم رو مشخص کنم. این در حالی که خیلی جاها حتی با برادر خواهرای خودم مشخص می‌کنم و راحت ام و با دوست عزیزم ولی اینجا ایمان ام ضعیف شد و بسیار اعتماد به نفس منو می‌آورد پایین وقتی که ایشون از بالا به پایین به من نگاه می‌کرد. و واقعاً دوست دارم که رو خودم کار بکنم بیشتر روی ایمانم با خداوند کار بکنم و ایشون رو دستی از خداوند دونستم واقعاً که این فرصت رو من برام ایجاد شده که خونه دارم و همه چیز خیلی خوبه. ولی باز هم این یه شرک بزرگ به خداوند بود بی اعتمادی به خودم و خداوند بود که. میخوام با درس‌های استاد عزیزم هی روز به روز به خودم ایمان بیشتری پیدا کنم و قوی‌تر و قویتر بشم بابت این درس زیبا خیلی استاد عزیزم سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2537 روز

    سلام می‌کنم خدمت همه دانشجویان و استاد عزیزم

    جلسه 34 قانون ثروت

    من همونجور که گفتم قبلا در شغلم که پروژه استرالیا مهاجرت به استرالیا رو داشتم کار می‌کردم به عنوان شغل خودم با یک شریکی که داشتم. و به دلیل همون موضوع اصلی که استاد گفت من این شریک رو خدا کرده بودم و به شدت به این فرد وابسته بودم اگه تلفن جواب نمی‌داد می‌ترسیدم که الان برنامه مشتریا چی میشه خلاصه خیلی این آدم رو در کله خودم بزرگ کرده بودم. و به هر حال تو گوشیشم از جهان خوردم. این شد که اصلاً مشخص شد که این فرد اصلاً در مورد مهاجرت به استرالیا که به من گفته بود که براش نیروی کار پیدا بکنم هیچ تخصصی نداره اصلاً این کاره نیست و هیچ چیز واقعی نیست اصلاً. بنابراین تمام پول‌هایی که خودم داشتم و هزینه کرده بودم و پول بچه‌ها مشتریان همه طبیعتاً توسط این فرد از بین رفت و در این شرایط بود که من به خودم خیلی افتخار می‌کنم. برای یکی چند روز مثبت نبودم ولی تمام تلاشمو می‌کردم یک روز در اون شرایط من درس‌های استاد رو ترک نکردم. هر روز تمام درس‌ها رو گوش می‌کردم یه جا می‌نشستم می‌نوشتم و بی‌نهایت سپاسگزاری می‌کردم. چیزی که همه براشون عجیب بود تنها یک راهکار می‌دونستم که باید ویدیو بسازم چون تخصص من روانشناسی هست و این فعالیت‌ها رو انجام بدم چون همیشه فعال بودم در حالیکه اصلا بلد نبودم ولی هر روز تلاش کردم و یادش گرفتم . از ویدیو کوتاه شروع کردم به مردم آموزش دادن. و به جای اینکه تسلیم باشم ادامه دادم و نتیجه هم این شد که خداوند به طرزی معجزه آسا منو از اون مسئله آورد بیرون. منی که هیچ وقت هیچ مسئله‌ای نداشتم تو زندگیم که بخواد به دادگاه و قانون برسه ولی برای یک بار رفتم و گفتم من اشتباه کردم و من مسئولیت این کارو می‌پذیرم و من باید تمام پول مشتریانم را خودم برگردونم و خانواده من بشدت از من انتقاد کردند چرا نوشتی که کار میکنی و برمیگردانی . و بنابراین جهان هم مقاومت نکرد و باعث شد که به طرز عجیب خداوند و از طریق کلام استاد عباس منش عزیز. به من دستور حرکت داد گفتم چون خواهر منم تو این برنامه همکار من بود گفتم پس خواهرم چی میشه و خداوند به من گفت مثل حضرت علی که در زمانی که حضرت محمد اون شب او رو به جای خودش قرار داد تو هم حرکت کن هیچ اتفاقی برای خواهرت نمی‌افته. من گفتم چشم حرکت کردم در تمام این مدت در تمام این مدت عالی غذا خوردم در تمام روزاش فقط شاید روز اول نتونستم زیاد یکی دو روز اول ولی بقیه بهترین غذاهای قانون سلامتی رو برای خودم درست کردم عمیق‌ترین خواب رو تجربه کردم. و اجازه ندادم که شیطان بر من پیروز بشه و خداوند و من بودیم که پیروز شدیم و الان همه چیز آرام نه کسی به من پیام میده نه کسی به من زنگ می‌زنه. و به طرز عجیب هیچ مشتری برای برگشت پولش به من پیام نمیده ولی در عین حالی که من خودم را مسئول می‌دونم که پول اونا رو کار کنم برگردونم. و عجیب اینکه بارها و بارها شیطان از طریق مادر خودم به من ویس پیام داد که خواهرت چه اتفاق ممکن هست براش بیفتد براش ولی من در همان روزها مهاجرت کردم بدون شغل در ایران تمام پول سفرم در عرض 5 دقیقه با انجام کار بسیار ساده برای مشتری فراهم شد چون هر روز درس ها را گوش می دادم و می نوشتم و آرام بودم و آرام بودم. و اصلاً این مسله باعث نشد که من کارم تحت تاثیر قرار بگیره یا اینکه خوابم یا غذام و همین باعث شد که اطرافیان من به شدت شگفت زده باشند و اون‌ها هم با ایمان‌تر و قوی‌تر باشم. و همین باعث شد که خواهر من وقتی آرامش منو دید به شدت او هم سپاسگزار باشه و او هم آرام باشه و خداوند به طرز عجیب خواهر من را از مسئله اون پرونده آورد بیرون. و من و خداوند هستیم که با هم هستیم و این پیروزی را خلق کردیم و خواهیم کرد خواستم بگم که من واقعاً به خودم افتخار می‌کنم که آدمی قدرتمندتر از خودم ندیدم. که اینقدر با ایمان باشه و در عین حال اینقدر رو خودش کار کنه و تازه در همین شرایط مهاجرت کنه حرف خداوند و استاد عباس منش را گوش کند و انتخاب کردم که شغل تخصص روانشناسی خودم را انجام بدم. چیزی که می‌خوام بگم اینه که من تصویر ذهنیم رو از دست ندادم همون روزها روی خواسته‌هام کار می‌کردم مه ناخواسته هام می‌نشستم کار می‌کردم و رو به جلو حرکت می‌کردم بنابراین خواستم بگم که ما این قدرت داریم با خداوند باشیم تمرکز روی داشته ها و کنترل تصویرسازی اشتباهات را تبدیل به معجزه و برکت کنیم .من عمل گرا هستم ایمان در عمل نه در حرف.

    خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت داشتن استادم عباسمنش که من را با خداوند دوست کرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2537 روز

    با سلام خدمت همه دانشجویان عزیز استاد عباس منش و خود استاد عباس منش عزیزم

    من می‌خواستم بگم که به یک نتایج فوق العاده رسیدم یه تمرینی را هدایت شدم و دریافت کردم. که بی‌نهایت نتیجه‌اش منو شگفت زده کرده من همیشه تو فکر این بودم چه جوری می‌تونم خانواده‌ام را در حالت سلامتی کامل تصویرسازی بکنم. و هدایت شدم به اینکه صبح‌ها وقتی بیدار میشم با خداوند پیاده‌روی سپاسگزاری را انجام میدم خانواده‌امو می‌بینم مادرمو می‌بینم که داره شیرینی‌های سبز رنگ رو سر پدرم نوه ها برادرم عروس‌هامون می‌ریزه و داره بهشون یکی یکی میگه که مثلاً احسان پسر خوبم اینهمه سلامتی و خوشبختی مبارک ات باشه و یکی روی همه اعضای خانواده ، نتیجه‌اش این شد که خواهرم که سالیان سال می‌شد که خونه پدرم بره الان در ماه چندین بار داره میره خونه پدرم و برام بسیار شگفت انگیز بود عروسمون که واقعاً رفت و آمد نمی‌کرد خونه پدر رفت و آمد می‌کنه و و مادرم گفت که بهترین آشپزی رو اومده تو خونه انجام داده و کمک کرده. بی‌نهایت شادی و موفقیت وارد زندگی خانواده من شده و یکی دیگه از کارهایی که من تو این مدت انجام دادم برنامه کدینگ ذهنی بود که اومدم اون مبالغی رو که مد نظرم بود برای زندگیم می‌خواستم به دست بیارم می‌نوشتم. سه ساعت زمان می‌برد و با یه موزیک که تاثیرگذار بود برام گوش می‌کردم همزمان تصویرسازی می‌کردم اون تصویر جلو ذهن من بود و می‌نوشتم نتیجه این شد که به طرز معجزه آسا همه خواسته های من داره. از کوچکترین چیزهایی که میخواستم و بزرگ بلادرنگ پیش پای من قرار میگردد ،حتی ادم هایی که با انها کار دارم جلو من بلادرنگ ظاهر میشوند و من نفس ام بند میاد ، بطرزی جادویی خونه من و دخترم همزمان با هم جابجا شد به نقطه بسیار عالی رفتیم داریم زندگی می‌کنیم و این برنامه نتیجه اش که اعداد میگم مواردی هست که من می‌خوام بنویسم حتی در روزهای تعطیل هم سه ساعت نوشتن را انجام میدم بعد که میرم بیرون از خونه معجزه ات یکی پس از دیگری می‌بارد و من اصلاً مبهوت می‌شم و نمی‌تونم نفس بکشم از این همه شادی و معجزه که هرچی می‌خوام با هر کسی می‌خوام صحبت کنم هر کاری می‌خوام انجام بدم و خواسته‌هام قشنگ من به سرعت به سرعت نور داره انجام میشه. البته که من هر کدوم رو 100 بار هر کدوم از اون مبالغ رو می‌نویسم. به طرز معجزه آسا مردم رو دارم می‌بینم چنان به من عشق میدن یعنی هرجا میرم برای من آب بیارن مثل یک شاهزاده بهترین پذیرایی را از من انجام میدند در حالیکه اصلا من را نمیشناسند و خلاصه می‌خوام بگم که این بحث یک داستانی از خودم هم بگم که چقدر معجزه آسا بوده تو این چند مدت. و بعد من به لطف خداوند خداوند هدایتم کرد که از مهارت زبان انگلیسی استفاده کنم و آموزش بدم. و جالبه که یک خانواده با من یک قراردادی بستند به مدت سه ماه خونه رایگان برق رایگان آب رایگان و اینترنت رایگان به من دادند دقیقاً خونه کامل از زمانی من برنامه کدینگ را شروع کردم به انجامش بعد که قرارداد من تموم شد و خداوند به من دستور حرکت داد اصلاً من نه جایی می‌شناختم برای خونه و نه جایی بلد بودم و از خداوند خواستم که هدایتگر من باشه فقط با ایمان کامل چمدان ام را برداشتم و سر خیابان استادم، و گفتم خودت من را ببر من وظیفه ام را انجام دادم در کشور عمان که هستم و دقیقاً یه دوستی که من اصلاً فکرشم نمی‌کردم جلوی پای من قرار گرفت تمام وسایل من اصلاً تمام وسایل منو برام گذاشت تو ماشین و دقیقاً منو برد به جایی که گفت من یه کسی رو می‌شناسم و ایشون خیلی مهربونه و مسئله اسکان رو برات انجام میدیم

    و بلادرنگ فقط در 5 دقیقه به ان خونه جدید رسیدم و بلادرنگ صاحب خونه کلید به من داد بدون تلاش. رفتم شب قبلش از دوستم خداحافظی کنم گفتم دارم میرم گفت کجا میری گفتم من اصلاً نمی‌دونم ولی یعنی چی که نمی‌دونم فردا دارم کجا میرم گفتم.

    توضیح ندادم ، الان خداوند من و دخترم را دقیقاً همزمان با همدیگه بحث اسکان ما را جابجا کرد به یه جای عالی‌تر و تمیز و بی‌نظیر و پر از همسایه ثروتمند قرار داده. من به دخترم توضیح ندادم ولی ولی ایشون هم شگفت زده بود از این معجزه و بدون تلاش که براش اتفاق افتاده و خونش که جابجا شده و جایی رفته که پر از بهترینه و چقدر آسون انجام شده. خواستم بگم که لطفا این تمرین کدینگ ذهنی مخصوصاً رو مبالغی که مد نظرتون هست مبلغ‌های بزرگ شروع کنید به نوشتن و نتایجش رو ببینین و برای منم لطفاً پیام بذارین که چه نتیجه فوق‌العاده‌ای رو دریافت کردین شماره واتساپ من

    96871542824+

    استاد عزیزم باعث افتخار جهان هستید خیلی سپاسگزارم بابت داشتن شما در زندگی ام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2537 روز

    Chapter 13

    چقدر با خودت راحت هستید وقتی تنها هستید و از بودن با خودت لذت میبرید ؟

    ایا لذت میبرید و دایم دنبال رابطه عاطفی عاشقانه هستید و موفق هم نمی شوید

    چون افرادی که با خودشان لذت نمی برند نمیتوانند در رابطه عاطفی موفق باشند

    خیلی ها نمی دانند چکار کنند حتی یک روز اگر متاهل هستند ولی دو روز همسر و فرزندان انها رفتند مسافرت نمی دانند چکار کنند حتما یک نفری باید پیدا کنند

    من واقعا این را تجربه کردم که بشدت حتی یکساعت هم از تنهایی نمی توانستم باشم و همه اش میخواستم با همسرم برم بیرون حتی اگر او کاری داشت که بهتر بود من در خونه بودم و راحت بودم چون خودم را دوست نداشتم بشدت وابسته بودم و بعد از جدا شدن از همسرم بشدت کار میکردم و صبح تا شب درس میخواندم و اعتیاد به کار داشتم و اگر اخر هفته بود دنبال افراد بودم که افراد را پیدا کنم و مشغول باشم ولی از زمانی که سپاسگزاری از خداوند را شروع کردم و نوشتم و روی خودم و شخصیت خودم کار کردم چقدر با خودم در تنهایی لذت میبرم ،خودم تنهایی مسافرت کردم بارها و بارها ،رستوران به تنهایی رفتم خرید هام را به تنهایی رفتم و لذت بردم و واقعا لذت بردم ،الان مردم وقتی از من میپرسند چطور میتوانی تنها باشی می گویم من از صبح تا شب برنامه برای لذت کار و تفریح دارم ،دیگر از تنهایی نمی ترسم با خودم بهترین دوست شدم

    واقعا دوست ندارم که به کسی زنگ بزنم که الان تنها هستم پس با یک کسی سرگرم میشوم

    داشتن ارتباط با دیگران ،ازدواج و داشتن ارتباط عاطفی عالیه و باید داشته باشیم ولی اگر نباشد هم اذیت نمی شویم

    غذام در سکوت میخورم خیلی ها حتما باید حرف بزنند و سر و صدا باشد تا بتوانند غذا بخورند و با من صحبت میکنند و من واقعا از توی سر و صدا غذا خوردن لذت نمی برم و با احترام میگم که بعد از غذا اگر امکان داره صحبت کنیم من راحت ترم.

    خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت نتایج عالی دوره‌های استاد عباسمنش که نجات دهنده زندگی من و میلیون ها نفر شده

    استاد عباسمنش عزیزم واقعا سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2537 روز

    من سلام می‌کنم به همه دانشجویان عزیز و استاد عزیز بسیار ارزشمندم که چقدر باعث تحول زندگی من در همه جنبه‌ها شده. من یکی از درس‌های استاد که میگه که در هر جایی که هستین بهترین‌هاتون رو انجام بدین اگه توی کار دولتی هستین اگه تو کار خصوصی هستین اگر که هر فعالیتی رو می‌خواین انجام بدین در هر جایی که هستین اون رو به بهترین شکل ممکن و با تمام وجود انجام بدین. من هدایت شدم به یکی تجربه خودمو باهاتون در میون بذارم که من در واقع وقتی که دوره کووید بود و من در مالزی زندگی می‌کردم. و طبیعتاً کالجی که درش کار می‌کردم تعطیل بود همه بیزینسا تعطیل بود. و من باید هزینه‌های زندگی و کرایه خونه رو پرداخت می‌کردم چیزی که همیشه و همیشه صاحب اون خونه می‌دونست که من به موقع انجام میدم. مسئله پرداخت من بدلیل تعطیلی کارم طول کشید و هی به من پیامی داد زنگ می‌زد که شما فقط یه هفته دیگه فرصت داری و می‌خوای چیکار کنی گفتم نمی‌دونم ولی می‌دونم که خداوند به من کمک می‌کنه برای این پرداخت. و دوباره هم می‌شد همون یه هفته و می‌گفت که ببین خدا کاری نکرد و این پوله و در مورد پول بعد یه جور دیگه فکر کرد خب منم کاری نمی‌تونستم انجام بدم تو اون شرایط واقعاً نه ایده‌ای داشتم و نمی‌دونستم باید چیکار کنم و باز می‌گفتم خدا به من کمک میکنه و. کاری که من انجام می‌دادم بدون اینکه بدونم نتیجه چه خواهد بود هر روز سه ساعت تمام خونه بزرگ سه خوابه بطرزی جادویی تمیز می‌کردم و همه جا برق میزد عین دوره موفقیت شغلی استاد که میگه در هر جایی که هستید بهترین هاتون را انجام بدید و من اینو اصلاً در وجودم از قبل داشتم چه در کاری که دولتی بوده چه در خصوصی بوده همیشه من بسیار بسیار بیشتر از اون چیزی که از من می‌خواستند من انجام می‌دادم. اصلاً برام مهم نبود که مدیر کل چه جوری با من برخورد می‌کنه اون مدیر اون بخش خصوصی چه کار می‌کنه چه جوری با من برخورد می‌کنه هر جوری که رفتار می‌کردن من باز بهترین‌های خودم رو همیشه انجام می‌دادم. و نتیجه این شد که من در اون دوره تنها چیزی که به نظرم میومد که می‌تونستم انجام بدم این بود که روزی 3 ساعت و نیم وقت می‌ذاشتم و خونه رو خونه به اون بزرگی سه خوابه رو بسیار بسیار با تمام وجود در و دیوار همه جا را برق می‌انداختم از تمیزی به بهترین شکل ممکن انجام می‌دادم. هر روز و هر روز و هر روز این کارو تکرار می‌کردم. و نتیجه این شد که دیگه اون تاریخ که به من فرصت داده بودم تموم شد و گفتش که من میام و کلیدا رو می‌گیرم مثلاً کارت در ورودی رو از شما می‌گیرم و دیگه تموم شد. و من خیلی برام عجیب بود که خداوند همیشه با من بوده پس چه جوری تا الان من هنوز نتیجه‌ای که می‌خوام رو پولی که می‌خوام رو راهی که می‌خوام رو که کرایه پرداخت کنم هنوز پیدا نکردم. ولی باز طبق قانون تصویرسازی و سپاسگزاری من ادامه دادم و نتیجه این شد که ایشون اومد و و جالب اینکه گفتش که چه جوریه که شما این خونه رو اینقدر تمیز نگه داشتی که غیر قابل باوره. فکر کنید زیر مثلاً زیر وسایل هم بسیار تمیز بود حتی انباری ، خود و همسرش براشون جالب بود چه جوری زیر این همه وسایل ما داریم نگاه می‌کنیم زیر اون‌ها هم برق می‌زنه. و خودش به خانمشون گفتن که ما باورمون نمی‌شه چه جوری خونه ما اصلاً یه جور دیگه شده از این همه تمیزی. و نتیجه این شد که خداوند و جهان به من پاداش داد. در واقع یه پول خیلی خیلی بزرگ می‌شد و ایشون پولو بخشید با تمام عشق با تمام مهربانی با تمام محبت و پاداش جهان شد به من که کارمو اونقدر عالی انجام داده بودم. و دوباره نتیجه این شد که خواهر من بدون اینکه من بهش بگم پول خونه بعدی رو فراهم کرد ما رفتیم توی خونه جدید قرار گرفتیم. و یکی از تجربیات دیگه هم که یادم اومد برای بچه‌ها بگم که درس خیلی فوق العاده‌ایه من سالیانی در پست‌های بالای بودم در ایران و بعد که مهاجرت کردم چون زبان بلد نبودم رفتم در دوره دانشجویی در رستوران کار کردم. و این باعث شد که من در همون جایی که در رستوران کار کردم چنان متفاوت کار کردم که همون هفته اول درآمد این رستوران حدود سه چهار برابر بیشتر شد. و همیشه و همیشه کارم قبل عالی انجام دادم که نتیجه این شد دوباره جهان به من پاداش داد من در اون تایم یه وام حدود خیلی زیادی که مبلغش برای من بزرگ بود که در ایران داشتم و هر ماه باید قسط پرداخت می‌کردم اصلاً شرایط راحتی نبود. و به طرزی عجیب بدون اینکه من درخواست بکنم دوستم به من گفت که این وامو من می‌خوام برات تسویه کنم مبلغش خیلی مبلغ به اندازه پول یه خونه خریدن بود و این فرشته خداوند دست خداوند شد بدون اینکه من بگم پول وام به طور کامل تسویه شد فقط به خاطر اینکه من در جایی که بودم واقعاً عالی عمل می‌کردم هنوز در اون تایم قانون را نمی‌دونستم و سپاسگزاری هم بلد نبودم خداوند هم به جهان پاداش متفاوت را به من داد و من واقعاً از اون به بعد دیگه نه وام گرفتم و سعی کردم که در آرامش زندگی کنم. سپاسگزار خداوندم به خاطر اینکه همیشه و همیشه به عملکرد ما جواب میده و سپاسگزار خداوندم به خاطر داشتن استادم که وجودش باعث شده که من زندگیم روز به روز آرام‌تر زیباتر و باشکوه‌تر بشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  8. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2537 روز

    سلام به استاد عشقمون و مریم عشق

    خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت داشتن دوره های استادم که چقدر دانشجویان نتایج عالی گرفتند خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت وجود استاد عزیزم عباسمنش که چقدر کلام خداونده

    آگاهی جلسه 24 ثروت

    انسان موفق انسانی که از اشتباهات خودش و دیگران درس می‌گیرد ،به خاطر همین خیلی از قدم ها را بر نمیداریم

    من حرکت میکنم و کلی درس یاد می‌گیرم من چقدر سالیانی بخاطر اینکه می‌ترسیدم قدم برنداشتم که علیرغم علم زیادی که داشتم که می‌ترسیدم که موفق نشم ادامه ندادم در حالیکه دکترا خوانده بودم ولی استادم عباسمنش میگه من هیچی بلد نبودم ولی رفتم و انجامش دادم و چقدر پیشرفت و ثروتمند شد چون از اشتباههاتش درس گرفت و رفت جلو در حالیکه بترسید از دو دلی

    برای ثروتمند شدن نیاز به شخصیت قوی داره من ترسم را کمتر میکنم اگر اشتباه کردم دنیا به آخر نمیرسه ،من حرکت میکنم سعی میکنم اشتباه نکنم به ان چیزی به من گفته شود عمل میکنم من خیلی می‌توانستم پول و ثروت و شادی در زندگی ام خلق کنم در صورتی من مسیری که مطالعه کرده بودم و تحصیلات دکترا روانشناسی داشتم عاشق اش بودم ولی فکر کردم نمی‌توانم ازش پول بسازم من اشتباهی نمیکنم خیلی مردم کاری نمی‌کنند چون از اشتباه کردن می‌ترسیدند زندگی یک مسیر ناشناخته هست اگر حرکت کنی و قدم برداری اگر مصمم به حرکت کردن باشی یک کار آفرین با این نگرش می‌تواند کار آفرین بشه چون فکر نکرده اگر اشتباه کنم چی میشود بعد متوجه می‌شویم چرا خیلی ها می‌توانند پیشرفت کنند ولی شما نمیتوانیم پس اشتباه کردن بخشی از مسیر هست هیچ اشکالی نداره نخواهید که فردی باشید که اشتباه نکنید همه چیز را می‌توانید درست کنید وقتی درس هر پیشرفتی را میگیرید چقدر ما را قوی تر میکند مهم حرکت کردن هست هیچ راهی نیست که تمام تصمیمات ما بهترین باشه ولی با تصمیم و حرکت کردن و حل کردن ان مسائل هیچ کس نیست در جهان که همه چیز را درست انجام بده ولی من در تدریس زبان انگلیسی می‌ترسیدم ولی حرکت کردم و باعث شد که کلی پول کسب کنم و چقدر هر روز پیشرفت کنم

    ا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2537 روز

    درس توحید عملی

    سلام به استاد عزیزم و مریم عشق عزیزم من می‌خوام یک تجربه فوق العاده‌ای رو در مورد چند روز پیش خودم به بچه‌ها بگم. من می‌خواستم ویزام را تمدید کنم و می‌خواستمم که از کشور خارج نشم و و برام تمدیدش بکنم در واقع از لحاظ منطقی اصلاً امکان‌پذیر نبود. می‌گفتن نه برات انجام نمیدیم دفعه گذشته انجام دادیم برات ولی الان امکانش نیست و باید حتماً خروج از کشور بزنی و بعد دوباره برگردیم. و من صبح توی اون اون برنامه ستاره قطبی برای خودم نوشته بودم که خدا تو امروز با منی و تو همه افراد اونجا رو مسخ می‌کنی و کار من توسط دستور تو که فرمانروای جهان هستی انجام میشه. و از همون موقع که اونجا رفتم از استاد عزیزم یاد گرفتم که تحسین کنم تمام چیزایی که تو اونجا می‌بینم از مثلاً فضای تمیز اونجا از بوی خوب اونجا از لبخندی که دارن می‌زنن خلاصه تماماً توی اون تصویر بودم که کارم انجام شده و. شیرینی می‌ریزم دارم شادی می‌کنم و دستم رو به آسمون بود در تصویرسازی ذهنی ام و دفتر سپاسگزاری را هم با من بود مرتب مینوشتم موضوع مهم اینه که من در دلم یاد گرفته بودم از استاد که بگم من الان قدرت رو از تمام پلیس‌ها از اداره ایمیگریشن می‌گیرم و قدرت رو به خداوند می‌دم فرمانروا اونه و اگه او دستور بده شما نمی‌تونین بگین نه. و داشتم مرتب تکرار می‌کردم و به طرز شگفت انگیز منو هدایت کردن به سمت اتاقی که کار من با تمام عشق انجام شد. و جالبه بدونین که حتی مثلاً من 4 ماه اینجا بودم اونا فکر کردن که سه ماه من اینجا هستم در ان اتاق متفاوت و با اینکه پاسپورتم تو دستشون بوده نمی‌دیدند که من چهار ماه هستم. و خدا نشون داد که چه جوری همه آدما را مسخ کرد کار من انجام شد طبق معمول خداوند و قانون خداوند و من پیروز شدیم. گفتم این تجربه رو بنویسم هی قلبم به من گفت که اینو باید حتماً در میون بزارم باهاتون که چقدر وقتی که به خداوند وصل می‌شیم چقدر همه چیز متفاوت می‌شود. و قانون همیشه و همیشه و همیشه پیروزه.

    من واقعا از شما استاد عزیزم عباسمنش سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای: