نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -Ali ariya

    تحول مالی، عاطفی، شخصیتی و سلامتی با عمل به آموزه‌های دوره احساس لیاقت و دوره ۱۲ قدم

    مدتی است که به‌صورت جدی روی آموزه‌های دوره احساس لیاقت و دوره ۱۲ قدم کار می‌کنم. آن‌قدر این دو دوره تغییرات عمیق و پایدار در زندگی من ایجاد کرده‌اند که حتی بسیاری از نتایجم را فراموش کرده بودم. می‌خواهم بخشی از این نتایج را بنویسم؛ نتایجی که کیفیت زندگی من را در تمام جوانب، از اساس تغییر داده است. من حدود سه سال است که با آموزه‌های استاد عباس‌منش کار می‌کنم.

    قبل از آشنایی با این آموزه‌ها، رابطه من و همسرم پر از تنش بود. بر سر کوچک‌ترین موضوعات دعوا می‌کردیم. هر دو اصرار داشتیم که خودمان درست هستیم و دیگری باید تغییر کند. رابطه همسرم با خانواده من هم پر از اختلاف بود و اگر با این آموزه‌ها آشنا نمی‌شدیم، مطمئنم رابطه‌مان به جدایی ختم می‌شد. اما با یادگیری کنترل ذهن، اعراض از نازیبایی‌ها و تمرکز بر نکات مثبت، زندگی ما دگرگون شد. امروز عشق میان من و همسرم را نمی‌توان با کلام توصیف کرد. حالا حتی ماهی یک‌بار هم به اختلاف نمی‌خوریم و عاشقانه همدیگر را دوست داریم. اگر قبلاً کیفیت رابطه‌مان نمره ۱۰ بود، امروز به نمره ۱۰۰۰ رسیده است.

    شغل من در زمینه آسانسور است. قبل از کار کردن با این دوره‌ها، درآمد ماهانه‌ام حدود پنج میلیون تومان بود و در بهترین حالت با تلاش سخت به هفت میلیون می‌رسید. چند سال پیش به یک تضاد مالی شدید خوردم. به خاطر تصمیمات هیجانی، دارایی‌هایم را از دست دادم. ماشینم رفت، سرمایه‌ام از بین رفت، بدهکار شدم، مشتری نداشتم و پیش همسرم و خانواده‌اش شرمنده بودم. ترس و نگرانی از همه طرف ذهنم را محاصره کرده بود. اما وقتی خداوند من را با آموزه‌های استاد عباس‌منش آشنا کرد، زندگی من به‌تدریج شروع به تغییر کرد. یک شبه همه‌چیز درست نشد، اما هر روز نشانه‌های مثبت را می‌دیدم و می‌دانستم دلیلش عمل به همین آموزه‌هاست.

    یکی از بزرگ‌ترین نتایج من افزایش درآمد بوده است. با اینکه تلاش فیزیکی‌ام کمتر شده، اما درآمدم ۱۰ برابر شده و گاهی ۲۰ برابر درآمد سابق را تجربه می‌کنم.

    تا قبل از کار کردن روی این آموزه‌ها، ۱۳ سال سیگار، قلیان و مشروبات الکلی مصرف می‌کردم؛ اما حالا نزدیک به دو سال است که حتی یک کام دود وارد بدنم نکرده‌ام و هیچ چیز مخربی مصرف نکرده‌ام. آرامش و کنترل هیجاناتم به‌طرز چشمگیری بیشتر شده. اگرچه هنوز گاهی عصبی می‌شوم، اما خیلی کمتر، و وقتی ضعفم را می‌بینم، روی آن کار می‌کنم و از بینش می‌برم.

    پیش از این دوره‌ها نه تنها هیچ دارایی نداشتم، بلکه ۲۰ میلیون تومان هم بدهی داشتم. اما امروز دارایی من بیش از دو میلیارد تومان است و با سرعت در حال افزایش. خرید بهترین لوازم خانه، که زمانی یک رؤیای دست‌نیافتنی بود، حالا به‌راحتی انجام می‌شود؛ از بهترین تلویزیون و یخچال گرفته تا بهترین لوازم آشپزخانه.

    اعتمادبه‌نفس من به‌طور کامل متحول شده. قبلاً عاشق خودم نبودم، اما امروز خودم اولین اولویت زندگی‌ام هستم. دیگر غصه هیچ‌کس را بی‌دلیل نمی‌خورم، اما اگر بتوانم، کمک می‌کنم.

    در زمینه کاری، کیفیت زندگی‌ام به شکل چشمگیری تغییر کرده. الان با ۹ بیمارستان تهران قرارداد سرویس و نگهداری آسانسور دارم، و علاوه بر آن، کارهای آزاد مختلفی هم انجام می‌دهم. کسی که زمانی کارگر شرکت‌ها بود، امروز ۹ نیروی استخدامی دارد و از کارگری به مدیریت، بازدید، طراحی و نظارت رسیده است.

    باید بگویم بعد از کار کردن روی دوره احساس لیاقت، اوج جهش درآمدی من اتفاق افتاد. حتی نمی‌دانم این نتایج چطور و از کجا وارد زندگی‌ام شد؛ فقط روی احساس لیاقتم کار کردم و همان کارهای سابق را در کسب‌وکارم انجام دادم. اما خداوند دستانی را فرستاد که باعث رشد من شد.

    این نوشته را می‌گذارم تا فراموش نکنم کجا بودم و چطور امروز اینجا هستم؛ روزهایی را که کارت می‌کشیدم برای خرید چهار عدد تخم‌مرغ و یک بسته نان و حسابم صفر می‌شد. روزهایی که لباس مناسب نداشتیم، غذای درست نمی‌توانستیم بخریم، بدهی و استرس امانم را بریده بود. لحظاتی که شاگردم ماشین داشت اما من پیاده راه می‌رفتم و پول بنزین نداشتم. روزهایی که سرکار می‌رفتم و حتی یک مشتری هم نداشتم.

    امروز اما زندگی‌ام از زمین تا آسمان فرق کرده. ماشین خوب داریم، بدون ترس بهترین چیزها را می‌خریم، سفرهای باکیفیت می‌رویم، بهترین غذاها، بهترین تفریحات و بهترین امکانات را داریم. به لطف دوره قانون سلامتی، بدن سالم، اندام متناسب و سبک زندگی عالی داریم. بهترین باشگاه‌ها را انتخاب کرده‌ایم و هر تفریح و رستورانی بخواهیم، بدون نگرانی می‌رویم.

    الان هم دوره روانشناسی ثروت ۱ را تهیه کرده‌ام و تازه شروع کرده‌ام. خدا می‌داند با عمل به آگاهی‌های این دوره چه نتایج بزرگ‌تری در راه است.

    استاد، از شما بی‌نهایت سپاسگزارم. آموزه‌های شما زندگی من را از ریشه متحول کرده است.

  • -نیلوفر قاسمی

    کاهش ۳۰ کیلو در ۳ ماه، بازیابی سلامتی کامل، بازگشت اعتمادبه‌نفس و تولد دوباره با عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی

    استاد عزیزم، تا امروز زندگی من با آموزه‌های دوره کشف قوانین زندگی و دوره عزت نفس تغییرات زیادی کرده بود؛ اما بزرگ‌ترین تشکر من از شما برای تولید دوره قانون سلامتی است. سه ماه است که به شیوه این دوره زندگی می‌کنم و این دوره، تمام ابعاد زندگی مرا دگرگون کرده است.

    من با وزن ۱۲۱ کیلو، قد ۱۷۴ سانتی‌متر و وضعیت جسمانی بسیار نامناسب وارد دوره شدم. در این مدت ۳۰ کیلو وزن کم کردم؛ آن هم نه با سختی، بلکه با راحتی‌ای شبیه رویا. اکنون نزدیک ۹۴ کیلو هستم.

    قبل از اجرای این سبک زندگی، صورتم چنان چاق شده بود که خودم را نمی‌شناختم. پشت پلکم افتاده بود، صورتم پر از جوش شده بود و موهای زائد زیادی روی صورتم رشد می‌کرد. درست قبل از ورود به دوره، حس می‌کردم بدنم زیر این وزن بالا در حال له شدن است. کسی نمی‌فهمد ۲۵ سالگی، ۵۰ کیلو اضافه وزن داشتن یعنی چه!

    برای من فقط مسئله زیبایی نبود. چون دنسر هستم، این افزایش وزن باعث شده بود دیگر نتوانم تمرین کنم و مفاصل‌م داشت از بین می‌رفت. حتی یک الهام قوی گرفتم که اگر با این وضعیت تمرین کنی، باید برای همیشه با رقص خداحافظی کنی. و من از تمرین دست کشیدم؛ اما این موضوع اعتمادبه‌نفسم را نابود کرده بود.

    اما از زمانی که زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کردم، اتفاقی افتاد که واقعاً زندگی‌ام را نجات داد.

    من به راحتیِ راه رفتن در یک جاده جنگلی، وزن کم کردم و هر روز به هدفم نزدیک‌تر شدم.

    امروز:

    ستون فقراتم صاف شده و قدم بلندتر شده.
    صورتم جوان‌تر و زیباتر شده.
    افتادگی پشت پلکم از بین رفته، پوستم روشن و شاداب شده.
    انرژی‌ای در وجودم آزاد شده که عزت نفسم را از ریشه ترمیم کرده است.
    با اینکه هنوز ۲۰ کیلو دیگر باید کم کنم، احساس سبکی عجیبی دارم.
    دوباره رقص را شروع کرده‌ام و قدرت جسمانی‌ام قابل مقایسه با قبل نیست.
    بدنم ورزشکاری شده و عضلاتم در حال شکل‌گیری و زیباتر شدن هستند.

    من از کودکی ورزشکار بودم. ۱۸ سالگی ۹۴ کیلو بودم و همه می‌گفتند خوش‌هیکل هستم. اما حالا که دوباره به همان وزن رسیده‌ام، هیکلم چندین برابر متناسب‌تر و ورزشی‌تر از آن دوران است. این نتیجه سه ماه زندگی به شیوه دوره است.

    اما مهم‌ترین نتایج من نه ظاهری، بلکه نتایج عمیق سلامتی بوده:

    بدن‌دردهای همیشگی‌ام از بین رفته.
    پا‌درد و کمر‌درد شدید کاملاً کم شده.
    شب‌ها خواب باکیفیت دارم.
    انرژی‌ام چند برابر شده.
    گشنگی‌های عصبی، ضعف‌ها و بی‌حالی‌ها تقریباً محو شده.
    گردن‌درد و دردهای مفصلی مدام دارد کمتر می‌شود.
    اگر ساعت‌ها پیاده‌روی کنم، بدنم حتی یک «آخ» هم نمی‌گوید.

    چند روز پیش فقط ۴ ساعت خوابیده بودم، ۵ ساعت پیاده‌روی کردم، در روزهای اول عادت ماهانه هم بودم، اما با یک قهوه، پر از انرژی بودم و اصلاً احساس خستگی نداشتم.

    انرژی‌ای که قبلاً صرف خواب، غذا، ظرف‌شستن، و خوردن‌های بی‌وقفه می‌شد، حالا صرف اهداف زندگی‌ام می‌شود.

    زندگی به شیوه این دوره واقعاً راحت‌تر از چیزی است که تصور می‌کردم. من نتیجه گرفته‌ام که:

    اگر انسان یک قدم برای سلامتی‌اش بردارد، خداوند صد قدم به سمت او برمی‌دارد.

    امروز هر روز بابت سلامتی و سبک زندگی‌ام هزار بار شکر می‌کنم.
    پیاده‌روی‌هایم معجزه‌اند؛ اگر بخواهم فقط درباره معجزات پیاده‌روی‌ها بنویسم، باید یک کتاب بنویسم.

    زندگی به شیوه این دوره به من فهماند که دوره قانون سلامتی، قانون تمام خواسته‌هاست. چون وقتی جسم، سبک و پرانرژی باشد، ذهن و قلب هم باز می‌شوند و قانون دریافت خواسته‌ها راحت‌تر عمل می‌کند.

    حس می‌کنم مسیر رسیدن به خواسته‌هایم دقیقاً از همین‌جا شروع شده:
    از زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی.

    این دوره ایمان و اعتمادی را در وجود من زنده کرده که وصف‌نشدنی است. وقتی من توانستم در ۳ ماه ۳۰ کیلو وزن کم کنم منی که سال‌ها برای کم کردن فقط ۱۰ کیلو عذاب می‌کشیدم حالا با تمام وجود باور دارم هیچ هدفی در جهان نیست که نتوانم به آن برسم.

    خدایا شکرت که مرا هدایت کردی به این شیوه زیبا.

  • -حمید و سمانه

    بهبود کامل کبد، تناسب اندام، انرژی فراوان و جوانی دوباره با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی

    من و همسرم از ابتدای تولید دوره قانون سلامتی این دوره را خریدیم و حالا سه سال است که دقیقاً به شیوه این دوره زندگی می‌کنیم.

    قبل از زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، وضعیت سلامت من اصلاً خوب نبود. شکمم بعد از سه زایمان بسیار بزرگ شده بود. فشار خون پایین داشتم و مدام مجبور بودم نمک بخورم. همیشه خواب‌آلود، بی‌حال و تنبل بودم تا جایی که توان انجام بسیاری از کارها را نداشتم. تاندون پایم مرتب دچار پارگی می‌شد. پوستم زرد و بی‌جان شده بود. زیر چشم‌هایم گود شده بود. آزمایش‌هایم همیشه کم‌خونی را نشان می‌داد. قندم به مرز خطر رسیده بود و با خوردن هر شیرینی دچار حال بد می‌شدم؛ چیزی که بعداً فهمیدم نوسان انسولین بوده است.

    رژیم‌های مختلف را امتحان کردم. سال‌ها تحت درمان طب سنتی بودم و انواع ویتامین‌ها را مصرف می‌کردم. اما یا هیچ بهبودی نبود یا کاملاً موقتی بود و بدنم دوباره به همان حالت بد برمی‌گشت. واقعیت این است که هیچ‌کدام از آن رژیم‌ها قابل ادامه دادن نبودند؛ یا بسیار سخت بودند یا به‌شدت ضعیفم می‌کردند و به بدنم آسیب می‌زدند.

    اما وضعیت سلامتی همسرم از من هم جدی‌تر بود. او کبد چرب گرید ۳ داشت، فیبروز کبدی که ۹۰٪ کبد را درگیر کرده بود، غلظت خون بالا، فشار خون بالا و پر شدن کیسه صفرا؛ تا حدی که پزشک پیشنهاد داده بود صفرا باید جراحی و برداشته شود. شکم بزرگ داشت و عضلاتش تحلیل می‌رفت و ذهنش کاملاً آشفته بود.

    البته او قبل از ورود به سبک زندگی دوره قانون سلامتی، روی آموزش‌های دیگر استاد عباس‌منش کار کرده بود و همان آگاهی‌ها باعث شده بود آرامش، ایمان و نتایج خوبی بگیرد. همین نتایج اولیه باعث شد با ایمان کامل دوره قانون سلامتی را بخریم.

    اما امروز… بعد از سه سال زندگی دقیق طبق این دوره، نتیجه چیزی فراتر از یک معجزه است.

    من و همسرم هر دو بدن‌هایی کاملاً سالم، قوی و جوان داریم.

    دیگر نه من افت فشار دارم، نه او فشار خون بالا.
    نه من کم‌خونی دارم، نه او غلظت خون.
    کبد همسرم کاملاً سالم شده و حالا هیچ چربی در کبدش دیده نمی‌شود.
    از همه مهم‌تر، فیبروز کبد او ۱۰۰٪ درمان شده.
    پزشکش با تعجب پرسیده بود:
    «داری چیکار می‌کنی که تونستی فیبروز کبد رو درمان کنی؟!»

    مشکل کیسه صفرا و تمام دردهای قبلی‌اش از بین رفته‌اند. عضلاتش هر روز قوی‌تر و خوش‌فرم‌تر می‌شود.

    من هم دیگر هیچ‌وقت نوسان انسولین را تجربه نمی‌کنم. پوستم شفاف شده، موهایم سالم و زیبا شده، کم‌خونی‌ام کاملاً از بین رفته در حالی که سال‌ها پزشکان می‌گفتند چون تالاسمی مینور دارم، این کم‌خونی طبیعی است و درمان ندارد! عضلاتم بسیار قوی و درعین‌حال زیبا و خوش‌فرم شده‌اند.

    هر دو نفرمان به‌شدت پرانرژی شده‌ایم. انگار روزها برایمان بلندتر و پربرکت‌تر شده‌اند. همه کارهایمان با آرامش و نظم انجام می‌شود.

    در این سه سال تمام مشکلات سلامتی ما کاملاً حل شده‌اند. تازه حالا می‌فهمیم بسیاری از حالت‌هایی که فکر می‌کردیم «طبیعی» هستند، درواقع بیماری‌اند. و اینکه پیری با افزایش سن طبیعی نیست. چون ما امروز نه‌تنها پیر نشدیم، بلکه هر روز جوان‌تر شده‌ایم چه از نظر ظاهری و چه از نظر عملکرد اندام‌های داخلی.

    البته این تجربه در یک ماه و دو ماه به دست نمی‌آید. بدن باید زمان بگیرد، پاک‌سازی کند و طبق قانون تکامل رشد کند. ما سال‌ها دوره را ادامه دادیم؛ بارها جلسات را تکرار کردیم، تمرین‌ها را دقیق اجرا کردیم از جلسات پیاده‌روی تا عضله‌سازی، تا رژیم لیک‌گات و… . اوایل هم ما مثل خیلی‌ها به‌شدت لاغر شدیم، اما به حرف دیگران توجه نکردیم. ادامه دادیم و بدن خودش وزن را تنظیم کرد.

    اگر آن موقع‌ها به حرف اطرافیان که می‌گفتند صورتت زیادی لاغر شده گوش می‌دادیم، اگر به حرف پزشکانی که این شیوه را رد می‌کردند اهمیت می‌دادیم، اگر مسیر را رها می‌کردیم…
    امروز نه این سلامتی را داشتیم، نه این زیبایی را و نه این جوانی را.

    می‌خواهم بگویم:
    اگر زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را دقیقاً طبق آنچه استاد می‌گویند ادامه بدهید، در نهایت به زیباترین نتایج ممکن می‌رسید.
    درست است که از همان ابتدا نتایج می‌آید، اما نتایج واقعی و عمیق تازه از سال سوم به بعد ظاهر می‌شوند.

    استاد عزیز عباس‌منش، از صمیم قلب سپاسگزارم که این دورهٔ معجزه‌ساز را تولید کردید.

  • -فاطمه دبیری

    تحول چشمگیر در سلامتی، انرژی و زیبایی با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی

    الان هشت ماه است که به شیوه دوره قانون سلامتی زندگی می‌کنم و واقعاً نتایج فوق‌العاده‌ای گرفته‌ام؛ نه‌فقط در سلامتی، بلکه در تمام جنبه‌های زندگیم. هر روز بیشتر می‌فهمم که سیستم جهان و بدن چقدر دقیق و منظم کار می‌کنند. خدایا شکرت برای این نظم بی‌نقص.

    بخشی از نتایجم از زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی:

    قبل از این دوره، روی دست‌هایم پر از لکه‌های قهوه‌ای بود که می‌گفتند ارثی است و هیچ‌وقت از بین نمی‌رود؛ اما الان این لک‌ها تقریباً محو شده‌اند.

    انرژی‌ام فوق‌العاده شده. فقط پنج ساعت در شب می‌خوابم اما بدون ساعت از خواب بیدار می‌شوم و با اینکه روزم پر از فعالیت است—کار مغازه، کارهای شخصی، کار کردن روی دوره‌ها، کلاس زبان، ورزش و عضله‌سازی—نه‌تنها کم نمی‌آورم، بلکه با لذت روز را می‌گذرانم و شب با آرامش می‌خوابم.

    قبل از ورود به دوره قانون سلامتی مشکل کیست تخمدان داشتم که باعث رویش موهای زائد زیر چانه می‌شد و خیلی اذیتم می‌کرد؛ اما الان فقط چند تار ریز باقی مانده. زانودرد و کمردردی که سال‌ها داشتم کاملاً برطرف شده. پریودهای نامنظم، دل‌درد، پا‌درد و بی‌حالی‌ها هم به‌طور چشمگیری بهتر شده‌اند.

    قبلاً برای پوست صورت و دست‌هایم از تهران کرم‌های گران می‌گرفتم اما اثرشان موقتی بود. حالا پوست صورتم و دست‌هایم کاملاً طبیعی، نرم و شفاف شده‌اند و هیچ کرمی استفاده نمی‌کنم.

    وزنم از ۶۷ کیلو به ۵۰ کیلو رسید و بعد از دو ماه عضله‌سازی، بدنم کم‌کم فرم گرفت. امروز ۵۶ کیلو هستم و اندامم فوق‌العاده زیباتر شده؛ عضله‌های بدنم کاملاً مشخص هستند.

    پف پشت چشمم کاملاً از بین رفته، چشم‌هایم بازتر شده‌اند و چربی سفید کوچکی که داخل چشمم بود تقریباً ناپدید شده. قبلاً اگر دیر می‌خوابیدم چشم‌هایم می‌سوخت و قرمز می‌شد، اما حالا حتی با خواب کم هم کاملاً راحت هستم.

    هر ساعتی بخوابم، صبح ساعت شش با انرژی بالا بیدار می‌شوم و می‌روم سر کار.

    کف پاهایم همیشه خشک و ترک‌خورده بود اما الان کاملاً برطرف شده.

    قبل از این دوره سردردهای شدیدی داشتم که امانم را می‌برید، اما زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی این مشکل را به‌طور کامل حل کرد. الان می‌دانم ریشه‌اش مشکل گوارشم بود.

    دندان‌هایم قبلاً به سردی و گرمی حساس بود اما حالا اصلاً اذیت نمی‌شوم. گوش‌درد و التهاب لوزه‌ها که همیشه همراه من بود، کاملاً برطرف شده. شوره سر و چربی موهایم کاملاً تنظیم شده. خطوط ریز و چروک صورتم محو شده‌اند.

    قبل از این شیوه زندگی، زبانم همیشه یک لایه سفید داشت و می‌گفتند مشکل گوارشی دارم، اما الان می‌دانم که همه این‌ها از مصرف نشاسته بوده و با این سبک زندگی کاملاً برطرف شده.

    دیگر نیاز نیست مدام مسواک بزنم. بوی عرقم کاملاً از بین رفته؛ قبلاً مدام درگیر خرید عطر و اسپری و مام بودم. بدنم نرم و تمیز است. بوی بد دهان صبحگاهی که همیشه اذیتم می‌کرد، کاملاً ناپدید شده.

    حافظه‌ام خیلی قوی‌تر شده. در کلاس زبان بهتر یاد می‌گیرم و وقتی فایل‌های دوره‌ها را گوش می‌کنم، خیلی بهتر متوجه می‌شوم.

    کار کردن روی دوره‌های دیگر هم برایم لذت‌بخش‌تر شده. قبلاً خیلی زود عصبی می‌شدم اما الان چقدر آرام‌تر شده‌ام.

    و این‌ها تنها بخشی از نتایجی است که خدا را صد هزار بار شکر، با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی به دست آورده‌ام.

  • -علیرضا توکلی

    تحول مالی، ارتباطی، شخصیتی و سلامتی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم و دوره قانون سلامتی

    امروز که دارم این متن را می‌نویسم، روز تولد ۲۰ سالگی من است. یک سال و نیم است که با آموزه‌های استاد عباس‌منش کار می‌کنم و می‌خواهم بخشی از نتایجم را بگویم؛ نتایجی که زندگی من را از زمین تا آسمان تغییر داده‌اند.

    قبل از آشنایی با آموزه‌ها، زندگی‌ام به‌هم‌ریخته بود. در خانواده ما هر روز درگیری‌های شدید وجود داشت و من از شدت استرس به رفتارهایی پناه می‌بردم که الان حتی یادشان هم برایم سنگین است. تا اینکه یک شب، من، برادر کوچک‌ترم و مادرم فقط با سه دست لباس و مقداری وسیله خواب از خانه خارج شدیم و به خانه پدربزرگم رفتیم. خانه او چهار واحد داشت، اما هیچ‌یک از مستأجران حاضر نبودند خانه را زودتر تخلیه کنند. نتیجه این شد که شش ماه کامل، بین خانه پدربزرگ و خانه خاله‌ام رفت‌وآمد می‌کردیم. آن زمان ۱۸ ساله بودم، دانشجو بودم و برای پرداخت هزینه‌ها کارگری می‌کردم با درآمد ماهی ۳ میلیون تومان.

    آنجا بود که با آموزه‌های استاد عباس‌منش آشنا شدم و بعد دوره ۱۲ قدم را تهیه کردم. با تمرکز کامل روی خودم کار کردم و امروز یک سال و نیم گذشته و نتایجم واقعاً معجزه‌آساست. در کنار آن، دوره قانون سلامتی را نیز تهیه کردم.

    در بخش روابط، قبل از کار کردن روی آموزه‌ها، من، مادرم و برادرم مدام درگیر بودیم؛ یا با هم یا با پدرم. اما امروز روابط ما عالی شده و خبری از آن جنگ و دعواها نیست. با احترام با هم صحبت می‌کنیم و در آرامشیم.

    منِ گوشه‌گیر، منزوی و بی‌اعتمادبه‌نفس کسی که در جمع‌های خانوادگی حتی کسی حضورش را حس نمی‌کرد حالا به‌قدری خوب ارتباط برقرار می‌کنم که دیگران می‌گویند: «تو نباشی جمع‌مان نمی‌گیرد.» حالم با خودم عالی شده.

    رابطه‌ام با پدرم یک معجزه واقعی است. قبل از شروع کار با آموزه‌ها، رابطه‌مان پر از تنش بود، اما امروز برخورد ما با یکدیگر فقط احترام و آرامش است. وقتی به این موضوع فکر می‌کنم، می‌بینم شخصیت من چقدر تغییر کرده. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم بعد از شبی که از خانه بیرون زدیم، دوباره بتوانم با پدرم چنین رابطه‌ای داشته باشم. اما امروز واقعاً خوشحالم و در صلح با او و با خودم هستم.

    در قسمت نتایج مالی، قبل از کار کردن روی آموزه‌ها بسیار خجالتی بودم با اعتمادبه‌نفس پایین. عاشق فروش بودم، ولی باورهای محدودکننده دست‌وپای من را بسته بودند. دائم تلاش می‌کردم، ولی جواب نمی‌گرفتم. مدام «نه» می‌شنیدم. تا اینکه با دوره ۱۲ قدم آشنا شدم و شروع کردم به ساختن باورهای جدید.

    خدا را شکر، این یک سال و نیم، اوضاع مالی‌ام به شکل عجیبی رشد کرده. از درآمد ۳ میلیونی به بیش از ۱۰ برابر درآمد رسیده‌ام، آن هم با کار فیزیکی کمتر. برای خودم ماشین خریدم. در همان کارگاهی که قبلاً برایش کارگری می‌کردم، الان فرد مسئول تأمین مشتری هستم؛ مشتری از من، جنس از او؛ و چون فروش عمده است، سودهای قابل‌توجهی دارد.

    وقتی وارد خانه پدربزرگ شدیم، هیچ وسیله‌ای نداشتیم جز یک موکت؛ اما الان خانه‌مان پر از وسایل عالی، جدید و باکیفیت است. حدود ۵۰۰ میلیون تومان سرمایه جمع کردم تا کسب‌وکار خودم را راه‌اندازی کنم.

    شخصیتم به‌طور کامل تغییر کرده؛ آن‌قدر متفاوت شده‌ام که خودم هم باورم نمی‌شود. شب‌ها را با آرامش و بدون هیچ استرسی می‌خوابم. از ضربه‌زدن‌های روحی و جسمی به خودم خبری نیست. از نظر سلامتی کاملاً خوبم؛ در این یک سال و نیم حتی یک قرص هم نخورده‌ام و حتی یک بار هم دکتر نرفته‌ام. سردردهایی که قبلاً شکنجه‌ام می‌کرد، الآن حتی یادم نمی‌آید چه حسی داشتند.

    ورودی‌های ذهنم را کنترل می‌کنم. دیگر آهنگ‌های بی‌ارزش گوش نمی‌دهم. خودم را در آگاهی‌های استاد عباس‌منش غوطه‌ور کرده‌ام و خدا را شکر حال و آینده‌ام هر روز بهتر و روشن‌تر می‌شود.

    استاد عزیزم، سپاسگزارم برای این آموزه‌ها. تا قبل از نوشتن این متن حتی فکرش را هم نمی‌کردم که در این مدت کوتاه این‌همه نتیجه گرفته باشم. اعتبار تمام این نتایج را به خدای خودم می‌دهم که من را به سمت شما هدایت کرد.
    استاد، من هنوز راه زیادی در پیش دارم و این تازه شروع مسیر شگفت‌انگیز زندگی من است.

  • -رستا

    درمان مشکلات مزمن، جوان‌سازی پوست، تناسب‌اندام پایدار و سلامتی کامل با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی

    از خرداد ۱۴۰۱ که زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را با وزن ۶۰ کیلو شروع کردم، تا پایان همان سال به وزن ثابت ۴۵ کیلو رسیدم. اما مهم‌تر از کاهش وزن، دو مشکل اساسی در سلامتی‌ام داشتم که با این روش کاملاً برطرف شدند.

    قبل از ورود به دوره قانون سلامتی، پریودهای من به‌شدت دردناک، طولانی و غیرقابل‌تحمل شده بود. سردردهای شدید و مداومی داشتم که برخلاف گذشته، دو یا حتی سه بار در ماه تکرار می‌شد و هر بار چند روز مرا از کار می‌انداخت. اما بعد از شروع زندگی به شیوه قانون سلامتی و پایبندی جدی به آن، تمام سردردها از بین رفت. وقتی اولین پریودم را بعد از شروع دوره تجربه کردم، از شدت تعجب شوکه شده بودم؛ یک پریود کاملاً طبیعی، بدون درد، بدون کلافگی، بدون تنش عصبی و بدون هیچ نشانه‌ای از به‌هم‌ریختگی هورمونی.

    یکی از اهداف بزرگم داشتن شکم کاملاً تخت بود؛ آرزویی که سال‌ها داشتم. اما در کم‌تر از دو تا سه ماه از شروع این شیوه، شکم من کاملاً تخت شد و فرم بدنم به‌طرز محسوسی تغییر کرد.

    سال‌ها یک غده‌ی چربی دردناک زیر بغلم داشتم که بعد از تزریق واکسن کزاز در پانزده‌سالگی ایجاد شده بود. حتی با جراحی هم برطرف نشده بود و همیشه اذیتم می‌کرد. اما بعد از شروع این روش، متوجه شدم روزبه‌روز کوچک‌تر می‌شود و در نهایت بعد از دو سه ماه، کاملاً ناپدید شد.

    خشکی شدید پوست بدن و صورتم که سال‌ها آزارم می‌داد، کاملاً درمان شد. تا قبل از این، مجبور بودم هر روز از کرم آبرسان، لوسیون و وازلین استفاده کنم. اما الان پوست بدنم بدون هیچ محصول اضافی، کاملاً لطیف و مرطوب است.

    یکی دیگر از نتایج فوق‌العاده این بود که جوش‌های زیاد روی باسنم خیلی سریع از بین رفت.

    نتیجه جالب‌تر این بود که عرق بدنم دیگر هیچ بوی بدی نمی‌دهد؛ حتی در گرم‌ترین روزهای تابستان. هرچقدر هم عرق می‌کردم، لباس‌هایم کوچک‌ترین بویی نمی‌گرفتند.

    خط اخم عمیقی که سال‌ها روی پیشانی‌ام بود، کاملاً محو شد. جالب اینکه خودم متوجه نشده بودم؛ دوستم که او هم در همین مسیر بود، به من گفت و وقتی در آینه نگاه کردم دیدم کاملاً درست می‌گوید پوستم کشیده‌تر و شفاف‌تر شده بود.

    خیلی‌ها بهم گفتند چقدر جوان‌تر شده‌ام. چهره‌ام از قبل هم جوان بود، اما این تغییرات باعث شده بود صورتم چندین سال جوان‌تر دیده شود.

    قبل از زندگی به شیوه قانون سلامتی، حساسیت فصلی شدیدی داشتم؛ به بادام، گرده گل، گردوغبار و حتی هوای اول صبح. هر روز صبح باید ۳۰ تا ۴۰ بار عطسه می‌کردم. اما بعد از تغییر شیوه‌ی زندگی، همه این حساسیت‌ها کاملاً درمان شد.

    موهای سفیدم به‌طرز محسوسی کم شد یا شاید تغییر رنگ داد، اما هرچه بود به‌وضوح کمتر شده بود. این تغییر در همسرم هم کاملاً مشخص شد؛ خیلی‌ها به او می‌گفتند انگار ۱۰ تا ۱۵ سال جوان‌تر شده. کشیدگی پوست، رنگ پوست و حتی چربی پوست و موی سرش کاملاً تنظیم شد.

    بزرگ‌ترین تغییر برای همسرم، درمان قطعی سوختگی و عرق‌سوزی کشاله ران بود. سال‌ها هر بهار و تابستان از این مشکل رنج می‌برد و هیچ درمانی مؤثر نبود. اما الان دو سال و نیم است که با زندگی به شیوه قانون سلامتی، کاملاً از این مشکل رها شده.

    با این حجم از نتایج، واقعاً ارزشش را دارد که به زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی ۱۰۰٪ وفادار باقی بمانم. من هر روز این نتایج را مرور می‌کنم تا فراموش نکنم که این تغییرات چقدر ارزشمند هستند و چقدر ادامه دادن این مسیر می‌ارزد.

  • -بنیامین ترکمان

    رشد ارزشمندی درونی، ثبات شغلی و روابط عاطفی سالم با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    یکی از مهم‌ترین نتایج من از کار کردن با دوره ۱۲ قدم، احساس ارزشمندی و عزت‌نفسی است که در وجودم ساخته شده؛ نتیجه‌ای که به‌جرئت می‌گویم با هیچ دستاورد دیگری قابل مقایسه نیست.

    قبل از کار کردن با این آگاهی‌ها، در روابط کاری، دوستی و حتی عاطفی برای خودم ارزش قائل نمی‌شدم و همین مسئله «پاشنه آشیل» زندگی من بود. همیشه کمتر از یک سال در یک کار دوام می‌آوردم؛ یا با صاحب‌کار بحث می‌کردم یا اخراج می‌شدم. اما بعد از کار کردن روی بهبود شخصیت به کمک این آگاهی‌ها، توانستم سه سال در یک شغل بمانم و در نهایت هم با آرامش و به اختیار خودم از آن کار بیرون آمدم و شغل موردعلاقه‌ام را شروع کردم. آن هم با سرمایه‌ای حدود ۱۰ میلیون تومان. امروز بعد از فقط یک سال، سرمایه‌ام حداقل ۲۰ برابر شده و از نظر خودم این رشد یک معجزه واقعی است.

    در روابط عاطفی هم قبل از آشنایی با آگاهی‌های ۱۲ قدم، رابطه‌هایم بیشتر از دو ماه دوام نمی‌آورد؛ چون وابسته بودم. من طرف مقابل را همیشه بیشتر از خودم دوست داشتم، برای خودم ارزش قائل نبودم. مثلاً اول او باید غذا می‌خورد، سفر بدون او برایم زهرمار بود، اگر یک روز نبود انگار دنیا برایم تمام می‌شد. اما وقتی روی خودم کار کردم، به لطف خدا همه‌چیز تغییر کرد. امروز توانستم برای خودم ارزش قائل شوم، با خودم در صلح باشم، خودم را مهم بدانم، خودم را در اولویت قرار بدهم و وابسته نباشم. نتیجه؟
    روابط عاطفی‌ام ادامه‌دار، بالغ، محترمانه و لذت‌بخش شده‌اند.

    البته همان‌طور که استاد عباس‌منش می‌گویند: «پاشنه آشیل با یک‌مدت کار کردن کاملاً از بین نمی‌رود.» برای همین من هم می‌دانم که لازم است به طور منظم روی این موضوع کار کنم تا این تغییرات در شخصیت من تثبیت شوند.

    این احساس ارزشمندی عمیق که امروز در وجودم دارم، برای من بزرگ‌ترین معجزه مسیر دوره ۱۲ قدم است.

  • -moghadam

    بازسازی کامل زندگی در حوزه مالی، سلامتی، روابط و عزت‌نفس با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم، دوره قانون سلامتی، و دوره عزت نفس

    ورود من به «دانشگاه خودشناسی abasmanesh.com» در سال ۹۸ و با خرید دوره ۱۲ قدم آغاز شد. در شروع دوره، چکاپ فرکانسی‌ام را نوشتم و در طی کار کردن روی خودم با آگاهی‌های این دوره، آرام‌آرام تبدیل به یک انسان جدید با شرایط کاملاً جدید شدم؛ و امروز به این رشد و تغییرات به خودم می‌بالم.

    فایل‌های «سفر به دور آمریکا» و «زندگی در بهشت» دریچه‌ای تازه به رویم باز کردند و به من یاد دادند که می‌شود جور دیگری دید، جور دیگری باور داشت و جور دیگری زندگی کرد. یاد گرفتم می‌شود در تمام لحظات با خودت مهربان باشی و شرایط دلخواهت را خلق کنی. جمله استاد عباس‌منش که می‌گویند «همیشه با مدرک و نتیجه حرف بزنید»، تبدیل شد به محور زندگی من. حالا می‌خواهم بخشی از مدارک و نتایجم را از عمل به آگاهی‌های دوره ۱۲ قدم در طی سه سال اخیر بگویم:

    در حوزه مالی
    قبل از شروع دوره ۱۲ قدم، تنها سرمایه من مقدار کمی طلا بود. اما در این مدت، ورودی مالی چشمگیری داشتم و الان صاحب ملک و ماشین هستم. این رشد مالی محصول مستقیم تغییر باورهایم و عمل به آموزه‌های این دوره بوده است.

    در حوزه سلامتی
    وضعیت سلامتی من با ورود به دوره قانون سلامتی شگفت‌انگیز شده است. هیچ قرص یا دارویی مصرف نمی‌کنم و طی حدود دو سال، حتی یک سرماخوردگی کوچک هم نداشته‌ام. بدنم سبک، قوی و پرانرژی است.

    در حوزه روابط
    امروز در روابط، قابل‌قیاس با گذشته نیستم. منِ همیشه منتقد و توقع‌دار، تبدیل به فردی شده‌ام که به عقاید همه احترام می‌گذارد، با همه دوست است و حضور دیگران را در جهان می‌پذیرد. این تغییر، ثمره مستقیم کار کردن روی خودم با آگاهی‌های دوره ۱۲ قدم بوده است.

    در ارتباط با خداوند
    سال ۹۸ وارد سایت شدم چون دنبال شناخت خدا بودم؛ فردی ضعیف با باورهای پوسیده. اما آرام‌آرام، خدای درونم تبدیل شد به همراه، همدم و راهنمای دائمی من. هنوز هم این مسیر جای رشد دارد، اما آرامش عمیق درونم نشان می‌دهد که چقدر جلو آمده‌ام و چقدر این مسیر الهی درست بوده است.

    در حوزه عزت‌نفس
    با کار کردن روی دوره عزت نفس تغییر عظیمی در من اتفاق افتاد. تجربه یک سال زندگی در ملبورن استرالیا، برای من تبدیل شد به نقطه عطف. با اینکه زبان را به‌درستی بلد نبودم، اما دوستان زیادی پیدا کردم، گواهینامه استرالیا را گرفتم، کارهای داوطلبانه انجام دادم و مسیرهای تازه‌ای از اعتمادبه‌نفس را در خودم فعال کردم. این حضور در محیط‌های جدید، کلاس‌ها، مهمانی‌ها و تعامل با افراد غریبه، نشانه واقعی رشد من بود و استارت همه این‌ها در دوره عزت نفس زده شد.

    سفر به ملبورن باعث شد قسمت بزرگی از سد کمبود عزت‌نفس در من فرو بریزد و در کنترل ذهنم توانمندتر شوم. باوری در من تقویت شد که هیچ‌چیز نمی‌تواند مانع رشدم شود. این باور که همیشه همراه من بوده و با عمل به آموزه‌های استاد عباس‌منش، هر روز قوی‌تر می‌شود.

    امروز، وقتی به مسیر سه‌ساله‌ام نگاه می‌کنم، می‌بینم زندگی‌ام در تمام ابعاد مالی، سلامتی، روابط، عزت‌نفس و ارتباط با خدا به‌طور کامل بازسازی شده است. همه این‌ها به لطف عمل به آموزه‌های استاد عباس‌منش و ادامه‌دادن مسیر رشد بوده است.

  • -م رمضانیان

    تحول شغلی، مالی، احساسی و سلامتی با عمل به آموزه‌های دوره راهنمای عملی تحقق رویاها، دوره عزت نفس، دوره عشق و مودت در روابط، دوره روانشناسی ثروت ۱، و دوره ۱۲ قدم

    من سال ۱۳۹۳ از طریق جستجو در گوگل با وب‌سایت استاد عباس‌منش آشنا شدم. آن روزها دوران بسیار سختی را می‌گذراندم. نه آرامش داشتم، نه رابطه خوبی، نه رضایت شغلی. تازه از کاری که دوستش نداشتم اخراج شده بودم. ذهنم کاملاً منطقی بود و همه‌چیز را تنها از نگاه منطق بررسی می‌کردم، اما هیچ نتیجه‌ای که خواهانش باشم در زندگی‌ام رخ نمی‌داد.

    در اسفند ۱۳۹۵، دوره راهنمای عملی تحقق رویاها را خریدم و این دوره نقطه عطف زندگی من شد. همین که شروع به کار کردن روی آگاهی‌های این دوره کردم، تغییری عمیق درونم اتفاق افتاد. در کمتر از چند روز شرایطی برایم فراهم شد که آزادی مالی پیدا کنم و فقط روی باورهایم کار کنم. همان اسفند حقوق دریافت می‌کردم بدون اینکه سر کار بروم.

    بعد از آن توانستم ماشین پرایدم را به ۲۰۶ صفر تبدیل کنم و تا سال ۹۷ رشد آرام اما پیوسته‌ای را تجربه کردم. در آن مدت یک درجه ترفیع گرفتم و جایگاه کاری و درآمدم بالاتر رفت.

    زمانی که روی دوره عزت نفس کار می‌کردم، درآمدم چهار برابر شد. در همین زمان چندین سفر کاری و تفریحی به اروپا و آسیا داشتم.

    با کار کردن روی دوره عشق و مودت در روابط توانستم یک رابطه مخرب ده‌ساله را برای همیشه رها کنم. بعد از کنار گذاشتن آن رابطه، اعتمادبه‌نفسم به‌طور محسوسی بالا رفت.

    بعد از آن دوره روانشناسی ثروت ۱ را تهیه کردم و کار کردن روی این دوره باعث پیشرفت‌های بزرگ مالی شد. توانستم در تهران یک خانه ۶۰ متری بخرم، وزنم را از ۱۱۰ کیلو به ۷۰ کیلو برسانم و سپس وارد دوره ۱۲ قدم شدم. در این دوره با یک فرد فوق‌العاده آشنا شدم و رابطه‌ای سالم، جدید و زیبا را تجربه کردم.

    الان که سال ۱۴۰۳ است، نتایج تعهد واقعی به این مسیر و عمل مداوم به آموزه‌ها را به‌وضوح در زندگی‌ام می‌بینم. کسب‌وکار خودم را راه‌اندازی کرده‌ام، هرچند هنوز کوچک است اما در مسیر رشد قرار دارد. مدیر بازاریابی یکی از هلدینگ‌های بزرگ کشور هستم. هر سال حداقل سه سفر خارجی دارم. رابطه‌ام با همسرم عاشقانه، آرام و سرشار از زیبایی است. درآمدم بسیار عالی است.

    رابطه‌ام با خودم نیز عمیق‌تر و بهتر شده است. شادتر هستم، آرام‌ترم و می‌دانم که هنوز در ابتدای مسیر رشد واقعی قرار دارم و این تازه آغاز راهی بزرگ و زیباست.

  • -سمانه زین الدینی
    رشد مالی چشمگیر، استقلال شغلی و هدایت‌های الهی با عمل به آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت ۱

    استاد عباس‌منش، من واقعاً سپاسگزار خدای مهربان هستم. وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، یادم می‌آید که روزی آرزو داشتم شرایط امروز زندگی‌ام را داشته باشم. همیشه می‌خواستم برای خودم کسب‌وکار داشته باشم و فروشنده دیگران نباشم. الان شش سال است که آن آرزو را زندگی می‌کنم.

    من با کار کردن روی خودم، از درآمد ماهی ۹۰۰ هزار تومان که با سختی زندگی‌ام را می‌چرخاندم و همیشه بدهکار بودم، رسیدم به درآمد ماهانه ۲۰۰ میلیون تومان. امروز به راحتی هزینه‌هایم را پرداخت می‌کنم و با آرامش و رفاه زندگی می‌کنم.

    در این دوره شما می‌فرمایید که برای رشد کیفیت کسب‌وکار، باید مهارت‌هایمان را توسعه دهیم و هر آموزشی که به رشد کار کمک می‌کند را یاد بگیریم. من خدا را شاکرم که با عمل به آموزه‌های این دوره، روزبه‌روز آگاه‌تر می‌شوم و به سمت بهترین‌ها هدایت می‌شوم.

    به‌تازگی برای توسعه کسب‌وکارم، هدایت شدم به یک آموزش عالی. کاملاً حس می‌کنم این هدایت از طرف خداست و با اشتیاق در حال انجامش هستم و مطمئنم که باعث رشد بیشتر و توسعه بزرگ‌تر کسب‌وکارم خواهد شد.

1 3 4 5 6 7 24

319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «زهرا خضری» در این صفحه: 9
  1. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم در گروه عباس منش. من واقعاً یه تجربه‌ای داشتم که واقعاً خدای ما خدایی که کارایی انجام میده که بسیار بسیار عجیب و غریبه. من واقعا دوباره. بعد از اینکه 10 سال در مالزی بودم دوباره مهاجرت کنم به کشور عمان. و دوباره چند روز پیش که داشتم گوش می‌کردم ذرس های استاد را که قرار نیست که ما بمونیم تا شاید آماده بشه و من همینو در مورد مهاجرت خودم به مالزی و عمان انجام دادم و تصمیم داشته بودم که به دانشگاه یکی از شهرهای عمان برم و به طرز عجیب خداوند از طریق استاد دهان استاد من شد عباس منش و من فقط چمدونم برداشتم و گام برداشتم و توکل به خداوند کردم. و همه چیز غیر قابل تصور بود که خداوند چه کارهایی برای من انجام داد. و چه دستانی رو پیش پای من قرار داد از غذای من از اسکان من از. آبی که حتی می‌خواستم بخورم و زیاد بود که باور کردنی نیست که چه خونه‌هایی خداوند در اختیار من قرار داد. و چه جوری من توسط چه کسانی دعوت شدم و چه پول‌هایی رو دریافت کردم. در واقع ما

    من با او پول می‌تونستم یه خونه اجاره بکنم ولی قلب من می‌گفت که باید حرکت بکنم و برم این گام رو این هدف رو برم به سمت دانشگاه باهاشون در مورد هدفم صحبت کنم. و حرکت کردم و خداوند به من پاداش داد آدمای عشقی در مسیر من قرار داد و هر لحظه‌ای که مردم می‌دیدم که یه مقدار رفتارشون و کلامشون متفاوت شده می‌دونستم که از این نقطه باید برم و به نقطه دیگه‌ای برسم که واقعاً همه جور واقعاً شگفتی‌های عجیب تجربه کردم. دوست من به من گفت که من که به شما گفته بودم که شما رو می‌برم پس چرا رفتین گفتم در دل خودم گفتم من قرار بود شگفتی‌ها رو تجربه کنم با خداوند. در صورتی که اگر با دوستم بودم هیچ کدوم از این تجربه رو نمی‌کردم و عشق خداوند و دستان خداوند به شگفتی‌ها رو که اینقدر عجیبه نمی‌تونم اینقدر عالی احساس کنم. دوست من قرار بود در واقع مثلاً روز یکشنبه منو ببره ولی من دیگه واقعاً قلبم اجازه نمی‌داد که صبر بکنم که بشه یکشنبه و حرکت کنم بنابراین با خداوند حرکت کردم و. و مردمی که از من اصلاً نمی‌شناختم اونقدر به من عشق دادن اونقدر با من همکاری کردن غیر قابل وصله. و در واقع اینجوری بگم مردم جوری که مردم منو دعوت کردن و محبت کردن که همه محبت خداوند بود. و من چقدر دوباره با یک اقدام شجاعانه جدید باعث من ایمانم قوی‌تر و قوی‌تر و قوی‌تر بشه در دل ترس‌های بیشتری حرکت بکنم. دقیقاً ماشین‌هایی در اختیار من قرار گرفته است افرادی که من اصلاً نمی‌شناختم ولی اونقدر عالی خداوند همکاری اش که هدف من و خودش بود که من در تمام لحظه راننده اختصاصی داشتم. و می‌دونستم که خداوند داره به من می‌گه مسیرت درسته برو و من با تو هستم. و کار خداوند دیوانه کننده بود واقعا در این چند روز که مسافرت بودم و چقدر در این تنهایی با خداوند من بیشتر خودمو شناختم ضعف‌های خودم رو شناختم خداوند رو بیشتر شناختم رابطم با خداوند قوی‌تر شد. و دوباره هم که در این نقطه هستم توسط کسایی داره خدا کار انجام میده که غیر قابل وصفه از ماشین. خداوند داره من نشون میده که قدرت تو خیلی بیشتر از این حرفاست پس از خودت تصویر. پس تو از من بخواه تصویرسازی بکن رو هدفت باش و بقیه‌شم با من. استاد عزیزم با تمام وجودم از شما بخاطر یکتا پرستی تشکر میکنم

    و نتیجه اینکه انجام این تصمیم بسیار بسیار اسانتر از انچه بود که من فکر میکردم و من بابت این گام عملی از خودم تشکر میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    با سلام و سپاسگزاری از این جلسه بسیار ارزشمند احساس لیاقت

    جلسه 4

    مادر من صبح تا شب در خدمت همسر و فرزندان اش بود مثل یک خدمه و هیچ کاری برای خودش نکرد نه مسافرتی و چقدر اکنون احساس رضایت ندارد چون خودش را وقف همسرش و کمک به او کرد برای تایید او و ارزش خودش را به تایید همسرش کرد و همیشه می گوید که پدر شما قدردان نیست به همان نسبت که خودش را فدا کرده بود انتظار عشق از پدرم داشت و طبق قانون جهان دریافت نمی کرد چون اول نیازهای او را براورده کرده بود و خودش را فدا کرده بود

    من بدلیل اینکه یاد گرفته بودم که زن خوب میکنم خودش را فدای همسر و فرزندان خودش کند تمام عمرم در دوره زناشویی دنبال تایید گرفتن از همسرم بودم و همه کار میکردم خودم را به هر دری میزدم تا او راضی باشد برای تولدش گوشی تلفن قسطی میخریدم که او را خوشحال کنم خودم شرایط جسمی خوبی نداشتم ولی به او که کمردرد داشت و وزن زیادی داشت کمک میکردم که بلند بشود و قدم بزند ،تمام سالیانی که سر کار بودم کارت بانکی ام را به او داده بودم و باید خودم التماس میکردم تا پول خودم دریافت کنم تا او من را زن خوب بداند و نتیجه فدا کردن هم کاملا مشخص شد که توسط همین فرد بدترین رفتار و بی احترامی را دریافت کردم

    و الان به لطف دوره ها واقعا بهتر شدم و چقدر مردم و جهان برخوردشون با من مثل یک شاهزاده شده انگار در جهانی دیگر دارم زندگی میکنم نه از هیچ کسی توقع دارم و نه کسی در زندگی من از من توقع دارد خدا را واقعا سپاسگزارم بابت داشتن دوره های استادم و بودن در این مسیر زیبا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    با سلام خدمت همه خدمت استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان عزیز من در مورد جلسه 3 احساس لیاقت می‌خوام صحبت بکنم. من به خاطر تدریس دوره زبان انگلیسی یک خانواده از من خواستند که با در اختیار گذاشتن خونه رایگان با برق و آب رایگان و اینترنت رایگان در اختیار من قرار میدهند که فرزندان انها را درست بدم و. من شروع کردم همه چیز خیلی خوب بود ولی اون مادربزرگ که با من قرارداد بسته بود به شدت بد حرف می‌زد و به شدت بد رفتار می‌کرد. و من اینجا به خاطر اینکه احساس می‌کردم که اگر که احساسم را به او بگویم یه حرفی بزنم ایشون خونه اش را از من می‌گیره و دچار شرک شدم و ترسیدم این مسئله همین مربوط به دو سه ماه گذشته است و حاضر نشدم که بوندری خودم رو مشخص کنم. این در حالی که خیلی جاها حتی با برادر خواهرای خودم مشخص می‌کنم و راحت ام و با دوست عزیزم ولی اینجا ایمان ام ضعیف شد و بسیار اعتماد به نفس منو می‌آورد پایین وقتی که ایشون از بالا به پایین به من نگاه می‌کرد. و واقعاً دوست دارم که رو خودم کار بکنم بیشتر روی ایمانم با خداوند کار بکنم و ایشون رو دستی از خداوند دونستم واقعاً که این فرصت رو من برام ایجاد شده که خونه دارم و همه چیز خیلی خوبه. ولی باز هم این یه شرک بزرگ به خداوند بود بی اعتمادی به خودم و خداوند بود که. میخوام با درس‌های استاد عزیزم هی روز به روز به خودم ایمان بیشتری پیدا کنم و قوی‌تر و قویتر بشم بابت این درس زیبا خیلی استاد عزیزم سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    سلام می‌کنم خدمت همه دانشجویان و استاد عزیزم

    جلسه 34 قانون ثروت

    من همونجور که گفتم قبلا در شغلم که پروژه استرالیا مهاجرت به استرالیا رو داشتم کار می‌کردم به عنوان شغل خودم با یک شریکی که داشتم. و به دلیل همون موضوع اصلی که استاد گفت من این شریک رو خدا کرده بودم و به شدت به این فرد وابسته بودم اگه تلفن جواب نمی‌داد می‌ترسیدم که الان برنامه مشتریا چی میشه خلاصه خیلی این آدم رو در کله خودم بزرگ کرده بودم. و به هر حال تو گوشیشم از جهان خوردم. این شد که اصلاً مشخص شد که این فرد اصلاً در مورد مهاجرت به استرالیا که به من گفته بود که براش نیروی کار پیدا بکنم هیچ تخصصی نداره اصلاً این کاره نیست و هیچ چیز واقعی نیست اصلاً. بنابراین تمام پول‌هایی که خودم داشتم و هزینه کرده بودم و پول بچه‌ها مشتریان همه طبیعتاً توسط این فرد از بین رفت و در این شرایط بود که من به خودم خیلی افتخار می‌کنم. برای یکی چند روز مثبت نبودم ولی تمام تلاشمو می‌کردم یک روز در اون شرایط من درس‌های استاد رو ترک نکردم. هر روز تمام درس‌ها رو گوش می‌کردم یه جا می‌نشستم می‌نوشتم و بی‌نهایت سپاسگزاری می‌کردم. چیزی که همه براشون عجیب بود تنها یک راهکار می‌دونستم که باید ویدیو بسازم چون تخصص من روانشناسی هست و این فعالیت‌ها رو انجام بدم چون همیشه فعال بودم در حالیکه اصلا بلد نبودم ولی هر روز تلاش کردم و یادش گرفتم . از ویدیو کوتاه شروع کردم به مردم آموزش دادن. و به جای اینکه تسلیم باشم ادامه دادم و نتیجه هم این شد که خداوند به طرزی معجزه آسا منو از اون مسئله آورد بیرون. منی که هیچ وقت هیچ مسئله‌ای نداشتم تو زندگیم که بخواد به دادگاه و قانون برسه ولی برای یک بار رفتم و گفتم من اشتباه کردم و من مسئولیت این کارو می‌پذیرم و من باید تمام پول مشتریانم را خودم برگردونم و خانواده من بشدت از من انتقاد کردند چرا نوشتی که کار میکنی و برمیگردانی . و بنابراین جهان هم مقاومت نکرد و باعث شد که به طرز عجیب خداوند و از طریق کلام استاد عباس منش عزیز. به من دستور حرکت داد گفتم چون خواهر منم تو این برنامه همکار من بود گفتم پس خواهرم چی میشه و خداوند به من گفت مثل حضرت علی که در زمانی که حضرت محمد اون شب او رو به جای خودش قرار داد تو هم حرکت کن هیچ اتفاقی برای خواهرت نمی‌افته. من گفتم چشم حرکت کردم در تمام این مدت در تمام این مدت عالی غذا خوردم در تمام روزاش فقط شاید روز اول نتونستم زیاد یکی دو روز اول ولی بقیه بهترین غذاهای قانون سلامتی رو برای خودم درست کردم عمیق‌ترین خواب رو تجربه کردم. و اجازه ندادم که شیطان بر من پیروز بشه و خداوند و من بودیم که پیروز شدیم و الان همه چیز آرام نه کسی به من پیام میده نه کسی به من زنگ می‌زنه. و به طرز عجیب هیچ مشتری برای برگشت پولش به من پیام نمیده ولی در عین حالی که من خودم را مسئول می‌دونم که پول اونا رو کار کنم برگردونم. و عجیب اینکه بارها و بارها شیطان از طریق مادر خودم به من ویس پیام داد که خواهرت چه اتفاق ممکن هست براش بیفتد براش ولی من در همان روزها مهاجرت کردم بدون شغل در ایران تمام پول سفرم در عرض 5 دقیقه با انجام کار بسیار ساده برای مشتری فراهم شد چون هر روز درس ها را گوش می دادم و می نوشتم و آرام بودم و آرام بودم. و اصلاً این مسله باعث نشد که من کارم تحت تاثیر قرار بگیره یا اینکه خوابم یا غذام و همین باعث شد که اطرافیان من به شدت شگفت زده باشند و اون‌ها هم با ایمان‌تر و قوی‌تر باشم. و همین باعث شد که خواهر من وقتی آرامش منو دید به شدت او هم سپاسگزار باشه و او هم آرام باشه و خداوند به طرز عجیب خواهر من را از مسئله اون پرونده آورد بیرون. و من و خداوند هستیم که با هم هستیم و این پیروزی را خلق کردیم و خواهیم کرد خواستم بگم که من واقعاً به خودم افتخار می‌کنم که آدمی قدرتمندتر از خودم ندیدم. که اینقدر با ایمان باشه و در عین حال اینقدر رو خودش کار کنه و تازه در همین شرایط مهاجرت کنه حرف خداوند و استاد عباس منش را گوش کند و انتخاب کردم که شغل تخصص روانشناسی خودم را انجام بدم. چیزی که می‌خوام بگم اینه که من تصویر ذهنیم رو از دست ندادم همون روزها روی خواسته‌هام کار می‌کردم مه ناخواسته هام می‌نشستم کار می‌کردم و رو به جلو حرکت می‌کردم بنابراین خواستم بگم که ما این قدرت داریم با خداوند باشیم تمرکز روی داشته ها و کنترل تصویرسازی اشتباهات را تبدیل به معجزه و برکت کنیم .من عمل گرا هستم ایمان در عمل نه در حرف.

    خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت داشتن استادم عباسمنش که من را با خداوند دوست کرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    با سلام خدمت همه دانشجویان عزیز استاد عباس منش و خود استاد عباس منش عزیزم

    من می‌خواستم بگم که به یک نتایج فوق العاده رسیدم یه تمرینی را هدایت شدم و دریافت کردم. که بی‌نهایت نتیجه‌اش منو شگفت زده کرده من همیشه تو فکر این بودم چه جوری می‌تونم خانواده‌ام را در حالت سلامتی کامل تصویرسازی بکنم. و هدایت شدم به اینکه صبح‌ها وقتی بیدار میشم با خداوند پیاده‌روی سپاسگزاری را انجام میدم خانواده‌امو می‌بینم مادرمو می‌بینم که داره شیرینی‌های سبز رنگ رو سر پدرم نوه ها برادرم عروس‌هامون می‌ریزه و داره بهشون یکی یکی میگه که مثلاً احسان پسر خوبم اینهمه سلامتی و خوشبختی مبارک ات باشه و یکی روی همه اعضای خانواده ، نتیجه‌اش این شد که خواهرم که سالیان سال می‌شد که خونه پدرم بره الان در ماه چندین بار داره میره خونه پدرم و برام بسیار شگفت انگیز بود عروسمون که واقعاً رفت و آمد نمی‌کرد خونه پدر رفت و آمد می‌کنه و و مادرم گفت که بهترین آشپزی رو اومده تو خونه انجام داده و کمک کرده. بی‌نهایت شادی و موفقیت وارد زندگی خانواده من شده و یکی دیگه از کارهایی که من تو این مدت انجام دادم برنامه کدینگ ذهنی بود که اومدم اون مبالغی رو که مد نظرم بود برای زندگیم می‌خواستم به دست بیارم می‌نوشتم. سه ساعت زمان می‌برد و با یه موزیک که تاثیرگذار بود برام گوش می‌کردم همزمان تصویرسازی می‌کردم اون تصویر جلو ذهن من بود و می‌نوشتم نتیجه این شد که به طرز معجزه آسا همه خواسته های من داره. از کوچکترین چیزهایی که میخواستم و بزرگ بلادرنگ پیش پای من قرار میگردد ،حتی ادم هایی که با انها کار دارم جلو من بلادرنگ ظاهر میشوند و من نفس ام بند میاد ، بطرزی جادویی خونه من و دخترم همزمان با هم جابجا شد به نقطه بسیار عالی رفتیم داریم زندگی می‌کنیم و این برنامه نتیجه اش که اعداد میگم مواردی هست که من می‌خوام بنویسم حتی در روزهای تعطیل هم سه ساعت نوشتن را انجام میدم بعد که میرم بیرون از خونه معجزه ات یکی پس از دیگری می‌بارد و من اصلاً مبهوت می‌شم و نمی‌تونم نفس بکشم از این همه شادی و معجزه که هرچی می‌خوام با هر کسی می‌خوام صحبت کنم هر کاری می‌خوام انجام بدم و خواسته‌هام قشنگ من به سرعت به سرعت نور داره انجام میشه. البته که من هر کدوم رو 100 بار هر کدوم از اون مبالغ رو می‌نویسم. به طرز معجزه آسا مردم رو دارم می‌بینم چنان به من عشق میدن یعنی هرجا میرم برای من آب بیارن مثل یک شاهزاده بهترین پذیرایی را از من انجام میدند در حالیکه اصلا من را نمیشناسند و خلاصه می‌خوام بگم که این بحث یک داستانی از خودم هم بگم که چقدر معجزه آسا بوده تو این چند مدت. و بعد من به لطف خداوند خداوند هدایتم کرد که از مهارت زبان انگلیسی استفاده کنم و آموزش بدم. و جالبه که یک خانواده با من یک قراردادی بستند به مدت سه ماه خونه رایگان برق رایگان آب رایگان و اینترنت رایگان به من دادند دقیقاً خونه کامل از زمانی من برنامه کدینگ را شروع کردم به انجامش بعد که قرارداد من تموم شد و خداوند به من دستور حرکت داد اصلاً من نه جایی می‌شناختم برای خونه و نه جایی بلد بودم و از خداوند خواستم که هدایتگر من باشه فقط با ایمان کامل چمدان ام را برداشتم و سر خیابان استادم، و گفتم خودت من را ببر من وظیفه ام را انجام دادم در کشور عمان که هستم و دقیقاً یه دوستی که من اصلاً فکرشم نمی‌کردم جلوی پای من قرار گرفت تمام وسایل من اصلاً تمام وسایل منو برام گذاشت تو ماشین و دقیقاً منو برد به جایی که گفت من یه کسی رو می‌شناسم و ایشون خیلی مهربونه و مسئله اسکان رو برات انجام میدیم

    و بلادرنگ فقط در 5 دقیقه به ان خونه جدید رسیدم و بلادرنگ صاحب خونه کلید به من داد بدون تلاش. رفتم شب قبلش از دوستم خداحافظی کنم گفتم دارم میرم گفت کجا میری گفتم من اصلاً نمی‌دونم ولی یعنی چی که نمی‌دونم فردا دارم کجا میرم گفتم.

    توضیح ندادم ، الان خداوند من و دخترم را دقیقاً همزمان با همدیگه بحث اسکان ما را جابجا کرد به یه جای عالی‌تر و تمیز و بی‌نظیر و پر از همسایه ثروتمند قرار داده. من به دخترم توضیح ندادم ولی ولی ایشون هم شگفت زده بود از این معجزه و بدون تلاش که براش اتفاق افتاده و خونش که جابجا شده و جایی رفته که پر از بهترینه و چقدر آسون انجام شده. خواستم بگم که لطفا این تمرین کدینگ ذهنی مخصوصاً رو مبالغی که مد نظرتون هست مبلغ‌های بزرگ شروع کنید به نوشتن و نتایجش رو ببینین و برای منم لطفاً پیام بذارین که چه نتیجه فوق‌العاده‌ای رو دریافت کردین شماره واتساپ من

    96871542824+

    استاد عزیزم باعث افتخار جهان هستید خیلی سپاسگزارم بابت داشتن شما در زندگی ام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    Chapter 13

    چقدر با خودت راحت هستید وقتی تنها هستید و از بودن با خودت لذت میبرید ؟

    ایا لذت میبرید و دایم دنبال رابطه عاطفی عاشقانه هستید و موفق هم نمی شوید

    چون افرادی که با خودشان لذت نمی برند نمیتوانند در رابطه عاطفی موفق باشند

    خیلی ها نمی دانند چکار کنند حتی یک روز اگر متاهل هستند ولی دو روز همسر و فرزندان انها رفتند مسافرت نمی دانند چکار کنند حتما یک نفری باید پیدا کنند

    من واقعا این را تجربه کردم که بشدت حتی یکساعت هم از تنهایی نمی توانستم باشم و همه اش میخواستم با همسرم برم بیرون حتی اگر او کاری داشت که بهتر بود من در خونه بودم و راحت بودم چون خودم را دوست نداشتم بشدت وابسته بودم و بعد از جدا شدن از همسرم بشدت کار میکردم و صبح تا شب درس میخواندم و اعتیاد به کار داشتم و اگر اخر هفته بود دنبال افراد بودم که افراد را پیدا کنم و مشغول باشم ولی از زمانی که سپاسگزاری از خداوند را شروع کردم و نوشتم و روی خودم و شخصیت خودم کار کردم چقدر با خودم در تنهایی لذت میبرم ،خودم تنهایی مسافرت کردم بارها و بارها ،رستوران به تنهایی رفتم خرید هام را به تنهایی رفتم و لذت بردم و واقعا لذت بردم ،الان مردم وقتی از من میپرسند چطور میتوانی تنها باشی می گویم من از صبح تا شب برنامه برای لذت کار و تفریح دارم ،دیگر از تنهایی نمی ترسم با خودم بهترین دوست شدم

    واقعا دوست ندارم که به کسی زنگ بزنم که الان تنها هستم پس با یک کسی سرگرم میشوم

    داشتن ارتباط با دیگران ،ازدواج و داشتن ارتباط عاطفی عالیه و باید داشته باشیم ولی اگر نباشد هم اذیت نمی شویم

    غذام در سکوت میخورم خیلی ها حتما باید حرف بزنند و سر و صدا باشد تا بتوانند غذا بخورند و با من صحبت میکنند و من واقعا از توی سر و صدا غذا خوردن لذت نمی برم و با احترام میگم که بعد از غذا اگر امکان داره صحبت کنیم من راحت ترم.

    خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت نتایج عالی دوره‌های استاد عباسمنش که نجات دهنده زندگی من و میلیون ها نفر شده

    استاد عباسمنش عزیزم واقعا سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    من سلام می‌کنم به همه دانشجویان عزیز و استاد عزیز بسیار ارزشمندم که چقدر باعث تحول زندگی من در همه جنبه‌ها شده. من یکی از درس‌های استاد که میگه که در هر جایی که هستین بهترین‌هاتون رو انجام بدین اگه توی کار دولتی هستین اگه تو کار خصوصی هستین اگر که هر فعالیتی رو می‌خواین انجام بدین در هر جایی که هستین اون رو به بهترین شکل ممکن و با تمام وجود انجام بدین. من هدایت شدم به یکی تجربه خودمو باهاتون در میون بذارم که من در واقع وقتی که دوره کووید بود و من در مالزی زندگی می‌کردم. و طبیعتاً کالجی که درش کار می‌کردم تعطیل بود همه بیزینسا تعطیل بود. و من باید هزینه‌های زندگی و کرایه خونه رو پرداخت می‌کردم چیزی که همیشه و همیشه صاحب اون خونه می‌دونست که من به موقع انجام میدم. مسئله پرداخت من بدلیل تعطیلی کارم طول کشید و هی به من پیامی داد زنگ می‌زد که شما فقط یه هفته دیگه فرصت داری و می‌خوای چیکار کنی گفتم نمی‌دونم ولی می‌دونم که خداوند به من کمک می‌کنه برای این پرداخت. و دوباره هم می‌شد همون یه هفته و می‌گفت که ببین خدا کاری نکرد و این پوله و در مورد پول بعد یه جور دیگه فکر کرد خب منم کاری نمی‌تونستم انجام بدم تو اون شرایط واقعاً نه ایده‌ای داشتم و نمی‌دونستم باید چیکار کنم و باز می‌گفتم خدا به من کمک میکنه و. کاری که من انجام می‌دادم بدون اینکه بدونم نتیجه چه خواهد بود هر روز سه ساعت تمام خونه بزرگ سه خوابه بطرزی جادویی تمیز می‌کردم و همه جا برق میزد عین دوره موفقیت شغلی استاد که میگه در هر جایی که هستید بهترین هاتون را انجام بدید و من اینو اصلاً در وجودم از قبل داشتم چه در کاری که دولتی بوده چه در خصوصی بوده همیشه من بسیار بسیار بیشتر از اون چیزی که از من می‌خواستند من انجام می‌دادم. اصلاً برام مهم نبود که مدیر کل چه جوری با من برخورد می‌کنه اون مدیر اون بخش خصوصی چه کار می‌کنه چه جوری با من برخورد می‌کنه هر جوری که رفتار می‌کردن من باز بهترین‌های خودم رو همیشه انجام می‌دادم. و نتیجه این شد که من در اون دوره تنها چیزی که به نظرم میومد که می‌تونستم انجام بدم این بود که روزی 3 ساعت و نیم وقت می‌ذاشتم و خونه رو خونه به اون بزرگی سه خوابه رو بسیار بسیار با تمام وجود در و دیوار همه جا را برق می‌انداختم از تمیزی به بهترین شکل ممکن انجام می‌دادم. هر روز و هر روز و هر روز این کارو تکرار می‌کردم. و نتیجه این شد که دیگه اون تاریخ که به من فرصت داده بودم تموم شد و گفتش که من میام و کلیدا رو می‌گیرم مثلاً کارت در ورودی رو از شما می‌گیرم و دیگه تموم شد. و من خیلی برام عجیب بود که خداوند همیشه با من بوده پس چه جوری تا الان من هنوز نتیجه‌ای که می‌خوام رو پولی که می‌خوام رو راهی که می‌خوام رو که کرایه پرداخت کنم هنوز پیدا نکردم. ولی باز طبق قانون تصویرسازی و سپاسگزاری من ادامه دادم و نتیجه این شد که ایشون اومد و و جالب اینکه گفتش که چه جوریه که شما این خونه رو اینقدر تمیز نگه داشتی که غیر قابل باوره. فکر کنید زیر مثلاً زیر وسایل هم بسیار تمیز بود حتی انباری ، خود و همسرش براشون جالب بود چه جوری زیر این همه وسایل ما داریم نگاه می‌کنیم زیر اون‌ها هم برق می‌زنه. و خودش به خانمشون گفتن که ما باورمون نمی‌شه چه جوری خونه ما اصلاً یه جور دیگه شده از این همه تمیزی. و نتیجه این شد که خداوند و جهان به من پاداش داد. در واقع یه پول خیلی خیلی بزرگ می‌شد و ایشون پولو بخشید با تمام عشق با تمام مهربانی با تمام محبت و پاداش جهان شد به من که کارمو اونقدر عالی انجام داده بودم. و دوباره نتیجه این شد که خواهر من بدون اینکه من بهش بگم پول خونه بعدی رو فراهم کرد ما رفتیم توی خونه جدید قرار گرفتیم. و یکی از تجربیات دیگه هم که یادم اومد برای بچه‌ها بگم که درس خیلی فوق العاده‌ایه من سالیانی در پست‌های بالای بودم در ایران و بعد که مهاجرت کردم چون زبان بلد نبودم رفتم در دوره دانشجویی در رستوران کار کردم. و این باعث شد که من در همون جایی که در رستوران کار کردم چنان متفاوت کار کردم که همون هفته اول درآمد این رستوران حدود سه چهار برابر بیشتر شد. و همیشه و همیشه کارم قبل عالی انجام دادم که نتیجه این شد دوباره جهان به من پاداش داد من در اون تایم یه وام حدود خیلی زیادی که مبلغش برای من بزرگ بود که در ایران داشتم و هر ماه باید قسط پرداخت می‌کردم اصلاً شرایط راحتی نبود. و به طرزی عجیب بدون اینکه من درخواست بکنم دوستم به من گفت که این وامو من می‌خوام برات تسویه کنم مبلغش خیلی مبلغ به اندازه پول یه خونه خریدن بود و این فرشته خداوند دست خداوند شد بدون اینکه من بگم پول وام به طور کامل تسویه شد فقط به خاطر اینکه من در جایی که بودم واقعاً عالی عمل می‌کردم هنوز در اون تایم قانون را نمی‌دونستم و سپاسگزاری هم بلد نبودم خداوند هم به جهان پاداش متفاوت را به من داد و من واقعاً از اون به بعد دیگه نه وام گرفتم و سعی کردم که در آرامش زندگی کنم. سپاسگزار خداوندم به خاطر اینکه همیشه و همیشه به عملکرد ما جواب میده و سپاسگزار خداوندم به خاطر داشتن استادم که وجودش باعث شده که من زندگیم روز به روز آرام‌تر زیباتر و باشکوه‌تر بشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  8. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    سلام به استاد عشقمون و مریم عشق

    خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت داشتن دوره های استادم که چقدر دانشجویان نتایج عالی گرفتند خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت وجود استاد عزیزم عباسمنش که چقدر کلام خداونده

    آگاهی جلسه 24 ثروت

    انسان موفق انسانی که از اشتباهات خودش و دیگران درس می‌گیرد ،به خاطر همین خیلی از قدم ها را بر نمیداریم

    من حرکت میکنم و کلی درس یاد می‌گیرم من چقدر سالیانی بخاطر اینکه می‌ترسیدم قدم برنداشتم که علیرغم علم زیادی که داشتم که می‌ترسیدم که موفق نشم ادامه ندادم در حالیکه دکترا خوانده بودم ولی استادم عباسمنش میگه من هیچی بلد نبودم ولی رفتم و انجامش دادم و چقدر پیشرفت و ثروتمند شد چون از اشتباههاتش درس گرفت و رفت جلو در حالیکه بترسید از دو دلی

    برای ثروتمند شدن نیاز به شخصیت قوی داره من ترسم را کمتر میکنم اگر اشتباه کردم دنیا به آخر نمیرسه ،من حرکت میکنم سعی میکنم اشتباه نکنم به ان چیزی به من گفته شود عمل میکنم من خیلی می‌توانستم پول و ثروت و شادی در زندگی ام خلق کنم در صورتی من مسیری که مطالعه کرده بودم و تحصیلات دکترا روانشناسی داشتم عاشق اش بودم ولی فکر کردم نمی‌توانم ازش پول بسازم من اشتباهی نمیکنم خیلی مردم کاری نمی‌کنند چون از اشتباه کردن می‌ترسیدند زندگی یک مسیر ناشناخته هست اگر حرکت کنی و قدم برداری اگر مصمم به حرکت کردن باشی یک کار آفرین با این نگرش می‌تواند کار آفرین بشه چون فکر نکرده اگر اشتباه کنم چی میشود بعد متوجه می‌شویم چرا خیلی ها می‌توانند پیشرفت کنند ولی شما نمیتوانیم پس اشتباه کردن بخشی از مسیر هست هیچ اشکالی نداره نخواهید که فردی باشید که اشتباه نکنید همه چیز را می‌توانید درست کنید وقتی درس هر پیشرفتی را میگیرید چقدر ما را قوی تر میکند مهم حرکت کردن هست هیچ راهی نیست که تمام تصمیمات ما بهترین باشه ولی با تصمیم و حرکت کردن و حل کردن ان مسائل هیچ کس نیست در جهان که همه چیز را درست انجام بده ولی من در تدریس زبان انگلیسی می‌ترسیدم ولی حرکت کردم و باعث شد که کلی پول کسب کنم و چقدر هر روز پیشرفت کنم

    ا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    درس توحید عملی

    سلام به استاد عزیزم و مریم عشق عزیزم من می‌خوام یک تجربه فوق العاده‌ای رو در مورد چند روز پیش خودم به بچه‌ها بگم. من می‌خواستم ویزام را تمدید کنم و می‌خواستمم که از کشور خارج نشم و و برام تمدیدش بکنم در واقع از لحاظ منطقی اصلاً امکان‌پذیر نبود. می‌گفتن نه برات انجام نمیدیم دفعه گذشته انجام دادیم برات ولی الان امکانش نیست و باید حتماً خروج از کشور بزنی و بعد دوباره برگردیم. و من صبح توی اون اون برنامه ستاره قطبی برای خودم نوشته بودم که خدا تو امروز با منی و تو همه افراد اونجا رو مسخ می‌کنی و کار من توسط دستور تو که فرمانروای جهان هستی انجام میشه. و از همون موقع که اونجا رفتم از استاد عزیزم یاد گرفتم که تحسین کنم تمام چیزایی که تو اونجا می‌بینم از مثلاً فضای تمیز اونجا از بوی خوب اونجا از لبخندی که دارن می‌زنن خلاصه تماماً توی اون تصویر بودم که کارم انجام شده و. شیرینی می‌ریزم دارم شادی می‌کنم و دستم رو به آسمون بود در تصویرسازی ذهنی ام و دفتر سپاسگزاری را هم با من بود مرتب مینوشتم موضوع مهم اینه که من در دلم یاد گرفته بودم از استاد که بگم من الان قدرت رو از تمام پلیس‌ها از اداره ایمیگریشن می‌گیرم و قدرت رو به خداوند می‌دم فرمانروا اونه و اگه او دستور بده شما نمی‌تونین بگین نه. و داشتم مرتب تکرار می‌کردم و به طرز شگفت انگیز منو هدایت کردن به سمت اتاقی که کار من با تمام عشق انجام شد. و جالبه بدونین که حتی مثلاً من 4 ماه اینجا بودم اونا فکر کردن که سه ماه من اینجا هستم در ان اتاق متفاوت و با اینکه پاسپورتم تو دستشون بوده نمی‌دیدند که من چهار ماه هستم. و خدا نشون داد که چه جوری همه آدما را مسخ کرد کار من انجام شد طبق معمول خداوند و قانون خداوند و من پیروز شدیم. گفتم این تجربه رو بنویسم هی قلبم به من گفت که اینو باید حتماً در میون بزارم باهاتون که چقدر وقتی که به خداوند وصل می‌شیم چقدر همه چیز متفاوت می‌شود. و قانون همیشه و همیشه و همیشه پیروزه.

    من واقعا از شما استاد عزیزم عباسمنش سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای: