نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • شاهده

    تجربهٔ آرامش عمیق، هدایت‌های دقیق و حل آسان مسائل با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    از وقتی وارد دوره هم‌جهت با جریان خداوند شدم، آرامش عمیقی درونم ایجاد شده. ایمانم قوی‌تر شده، باورم به خداوند عمیق‌تر شده و ترکیب این دوره با قانون آفرینش برایم فوق‌العاده بوده است. یکی از مهم‌ترین نتایجی که تنها از سه جلسه اول گرفتم، پیدا کردن ترمزهای مخفی ذهنی‌ام بود.

    قبل از این دوره بارها تجربه کرده بودم که تا «۹۰ درصد» به خواسته‌ام می‌رسیدم، اما در لحظات آخر همه‌چیز از هم می‌پاشید. همیشه برایم سؤال بود که چرا درست زمانی که باید به نتیجه برسم، اتفاقی می‌افتد و همه‌چیز عقب می‌افتد. حالا فهمیدم علتش مومنتوم‌های منفی مخفی در ذهنم بود که نمی‌گذاشت خواسته‌هایم به «۱۰۰ درصد» برسد.

    در همین مدت کوتاه، نتایج زیبایی وارد زندگیم شده است.

    این اتفاق‌ها برایم جمع‌بندی‌ مشخصی داشت.
    وقتی مومنتوم مثبت می‌سازم و با جریان خداوند هم‌جهت می‌شوم، همه‌چیز به ساده‌ترین شکل ممکن اتفاق می‌افتد.
    درک کردم چرا استاد این‌قدر روی مومنتوم تأکید دارند و چطور این آگاهی می‌تواند نتایج نیمه‌کارهٔ زندگی‌ام را به ۱۰۰ درصد برساند.

    خدایا شکرت که مرا در این مسیر زیبا هدایت کردی.

  • علی

    جهش مالی، آرامش عمیق و تجربه حضور خدا با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    استاد عزیز، می‌خواهم از نتایجی بگویم که با عمل به آگاهی‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند به دست آورده‌ام. با دانشی که در این مدت یاد گرفتم، مومنتوم مثبتی درباره خواسته‌هایم ساختم و دارم با قدرت ادامه می‌دهم؛ معجزه‌ها یکی پس از دیگری در حال رخ دادن هستند.

    از وقتی وارد این دوره شدم، انگار در دنیای دیگری حرکت می‌کنم. شما می‌گفتید وقتی در بندرعباس بودید، حال دلتان لطیف و سبک شده بود… استاد، من الان دقیقاً همان احساس را تجربه می‌کنم. حالم فوق‌العاده است و برای اولین بار، معنای واقعی آن حس ناب را می‌فهمم.

    از نظر مالی و حرفه‌ای، اتفاقات بی‌نظیری افتاده است. مشتری‌های عمده با من تماس می‌گیرند و خریدهای بزرگ انجام می‌دهند. واردکننده‌های زیادی پیشنهاد همکاری داده‌اند و پول‌هایی وارد حسابم شده که حتی فکرش را هم نمی‌کردم. این نتایج برای من نشانه‌ای واضح از هماهنگ شدن با جریان الهی است.

    یک نتیجه جالب‌تر اینکه همسرم امروز گفت: «از بس انرژی‌ات خوب شده، من هم کلی انرژی مثبت گرفته‌ام.» همان لحظه یاد جمله زیبای شما افتادم که می‌گفتید: «فرکانس نیاز به گفتن ندارد؛ همه آن را دریافت می‌کنند.»

    بزرگ‌ترین دریافتی که از این دوره داشته‌ام این است که هیچ چیز مهم‌تر از ادامه دادن این مسیر نیست. حس می‌کنم ادامه دادن این مسیر، همان معنای واقعی بندگی است؛ رها کردن کنترل، اعتماد کردن، و اجازه دادن به خدا برای هدایت کردن زندگی‌ام.

    همچنین فهمیدم چرا همیشه تأکید می‌کردید که کامنت‌های دانشجویان را بخوانیم. من تمام نظرات این دوره را خوانده‌ام و الان کاملاً درک می‌کنم که خواندن یا نخواندن کامنت‌ها، تفاوت بزرگی در فهم این دوره ایجاد می‌کند. تجربه و درک دانشجویان دیگر، فهم من را چند برابر عمیق‌تر کرد.

    استاد عزیز، از شما سپاسگزارم برای این آگاهی‌های بی‌نظیر و تحول‌آفرین دوره هم‌جهت با جریان خداوند. زندگی من زیر و رو شده و معنای جدیدی پیدا کرده است.

  • حامد

    درک قانون مومنتوم و پایانِ نتایج نیمه‌کاره با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    تا قبل از ورود به دوره هم‌جهت با جریان خداوند یک سؤال همیشه ذهنم را درگیر می‌کرد:
    چرا بعضی از نتایجی که می‌خواهم، نیمه‌کاره می‌ماند؟

    برای جوابش کارهای زیادی می‌کردم. دوباره از اول دوره‌ها را شروع می‌کردم، تمرین ستاره قطبی را از سر می‌گرفتم، ورودی‌ها را کنترل می‌کردم، خودم را ایزوله می‌کردم… اما بعد از مدتی اشتیاقم کم می‌شد. با اینکه نتایج بزرگی را با آموزه‌های استاد عباس‌منش خلق کرده بودم، هنوز خواسته‌هایی بودند که محقق نشده بود یا بهتر و بیشترش را می‌خواستم. برایشان تلاش ذهنی و عملی می‌کردم اما باز نیمه‌کاره رها می‌شدند.

    اینجا بود که سؤال اساسی دوباره برمی‌گشت:
    چرا فرکانس‌های من به نقطه ۱۰۰ نمی‌رسند؟ چه چیزی را به کار نمی‌گیرم؟

    تا اینکه دوره هم‌جهت با جریان خداوند منتشر شد. تنها با ورود به جلسه اول و شنیدن توضیح استاد درباره قانون «مومنتوم»، فهمیدم گمشده‌ای که سال‌ها دنبالش بودم همین بوده. این همان فرمول ساده‌ای بود که همیشه جای خالی‌اش را در معادله خواسته‌های نیمه‌کاره‌ام احساس می‌کردم.

    وقتی استاد قانون مومنتوم را توضیح دادند، کاملاً حس کردم که این همان حلقه مفقوده‌ای است که نمی‌دانستم وجود دارد. این همان چیزی است که فرکانس را به ۱۰۰ می‌رساند و نتیجه را ۱۰۰ درصد محقق می‌کند. با نشانه‌ها و نتایجی که همان روزها وارد زندگی‌ام شد، مطمئن شدم که مسیر درست را پیدا کرده‌ام.

    واقعاً خوشا به حال کسی که از همان ابتدا با قانون مومنتوم آشنا شود؛ چنین فردی از همان اول راحت‌ترین، لذت‌بخش‌ترین و سرراست‌ترین مسیر خلق را پیدا می‌کند و درست همان‌طور که استاد عباس‌منش می‌گویند، «از همان ابتدا روی شانه‌های خداوند می‌نشیند.»

    هر بار که جلسات را تکرار می‌کنم—تا الان در جلسه پنجم هستم—درک دقیق‌تری پیدا می‌کنم از اینکه چطور تمرین کنم و چطور قانون خلق را به شکل درست اجرا کنم.
    وقتی قانون مومنتوم را بفهمی، خیلی راحت می‌توانی برای خودت تمرین‌هایی تعریف کنی که دقیقاً تو را در مسیر خواسته‌ات قرار دهد و حتی با اطمینان ۱۰۰ درصد آینده‌ات را پیش‌بینی کنی. چون می‌دانی که قانون، قانون است؛ مثل ۲+۲=۴.

    یکی از ارزشمندترین بخش‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند ، مثال‌های استاد عباس‌منش است. تشبیه‌هایی که ارائه شده‌اند، قانون مومنتوم را از یک مفهوم ذهنی و متافیزیکی تبدیل می‌کنند به چیزی کاملاً ساده، قابل لمس و قابل اجرا. انگار استاد قانون را از آسمان برداشته و در زندگی روزمره ما گذاشته است.

    بعد از مدتی تکرار جلسات و انجام تمرین‌ها، به وضوح متوجه شدم که خلق خواسته‌ها طبیعی است؛ ثروتمند بودن طبیعی است؛ رسیدن به هر چیزی که بسازم طبیعی است. اتفاقاتی که در این مدت برایم رخ داده که بخش زیادی از آنها مالی بوده به من ثابت کرد که وقتی مسیر درست باشد و قانون مومنتوم را درک و اجرا کنم، نتیجه حتماً ۱۰۰ درصد رخ می‌دهد.

    حالا می‌دانم چطور در فرکانس خواسته‌هایم بمانم و ادامه دهم تا نتیجه محقق شود.

    استاد عزیز، بابت این آگاهی‌های عمیق و ارزشمند دوره هم‌جهت با جریان خداوند ، از شما بی‌نهایت سپاسگزارم.

  • -فرهاد و عسل

    تحول مالی، استقلال، رشد خانوادگی و جهش شغلی با عمل به آموزه‌های استاد عباس‌منش و دوره‌های سایت abasmanesh.com

    داستان هدایت من به سمت آموزه‌های استاد عباس‌منش از جایی شروع شد که یک روز دو نفر را دیدم که با شور و هیجان درباره فایل‌های انگیزشی ایشان صحبت می‌کردند. کنجکاو شدم… چندبار فایل‌های استاد را دیدم و تازه همان موقع فهمیدم استاد عباس‌منش سایت دارد. همان‌جا وارد سایت شدم و عضو این دانشگاه بزرگ زندگی شدم.

    آن روزها ترک‌تحصیل کرده بودم و تازه وارد بازار کار شده بودم. از شاگردی شروع کردم… با حقوق ماهی ۲۰۰ هزار تومان.

    اما امروز که برگشتم و کامنت‌های قدیمی‌ام را خواندم، دیدم سال ۹۵ درآمدم رسیده بود به ماهی ۵ میلیون تومان. سال ۹۷ درآمدم به ۳۰ میلیون رسیده بود.

    و حالا؟
    حقیقتاً حساب کردن درآمد ماهانه‌ام برایم سخت شده! چون هم در حوزه ساخت‌وساز ملک فعال هستم و هم کسب‌وکار مستقل بیل مکانیکی دارم.
    به‌طور تقریبی، نسبت به سال ۹۷ درآمدم نزدیک ۱۰ برابر شده… و نسبت به روزی که با ماهی ۲۰۰ هزار تومان شروع کردم، حدود ۱۵۰۰ برابر رشد کرده است.

    و جالب‌تر این‌که می‌دانم اگر دقیق‌تر و کامل‌تر به تمام آگاهی‌هایی که از استاد یاد گرفتم عمل می‌کردم، باید الان می‌نوشتم «۱۵۰۰۰ برابر». این یعنی هنوز جای رشد بسیار بزرگی برای من وجود دارد و این مسیر ادامه دارد.

    این‌ها بخشی از نتایج من در طی سال‌ها عمل به آموزه‌های استاد عباس‌منش است:

    در بهمن ۱۴۰۲ پسر نازنینم آقا لیام به دنیا آمد و زندگی من، همسرم و دخترم نفس را پر از شادی و انرژی مثبت کرد.
    در همان ماه، شراکت ۱۳ ساله‌ام با برادرم را به پایان رساندم و کاملاً مستقل شدم.
    یک بیل مکانیکی ۶ دانگ خریدم که کاملاً مال خودم است و از همان موقع تمام کارهایم مستقل شد.
    تمام بدهی‌هایم را کامل تسویه کردم.
    دسته‌چک‌هایم را پاره کردم و دیگر وارد هیچ ضمانتی نشدم.
    ۸ تا وام داشتم؛ همه را صاف کردم.
    در آبان ۱۴۰۳ با حمایت بی‌نظیر همسرم به کرج مهاجرت کردیم و حالا پنج ماه است از این تغییر فوق‌العاده راضی و خوشحالیم.
    در اسفند ۱۴۰۳ آپارتمان چهارطبقه‌ای که در شاهرود داشتم را کامل ساختم و الان در مرحله سند زدن است.
    کارم با بیل مکانیکی در کرج عالی شده و هر روز بهتر پیش می‌رود.
    ماشین ساینا را تبدیل کردیم به یک دنا فوق‌العاده.
    دخترم نفس کلاس زبان می‌رود و در باشگاه فعال است.
    در سال ۱۴۰۳ سفرهای زیادی رفتیم و تجربه‌های زیبایی ساختیم.

    این‌ها را نوشتم تا همیشه یادم بماند:

    هر چقدر بیشتر به آموزه‌ها عمل کردم، نعمت بیشتری وارد زندگیم شد.
    و هر چقدر جدی‌تر ادامه دادم، معجزه‌های بزرگ‌تری اتفاق افتاد.

  • -احمدرضا هودرجی

    تحول مالی، رهایی از بیماری، ساخت خانه و شروع دوباره کسب‌وکار با عمل به آموزه‌های قانون آفرینش، روانشناسی ثروت ۱، قانون سلامتی، و کشف قوانین زندگی

    من کسب‌وکاری داشتم که هیچ‌وقت نتوانسته بودم از آن درآمد بسازم. هرچه بیشتر تلاش می‌کردم، کمتر نتیجه می‌گرفتم. مردادماه سال ۹۴، با دو فرزند ۶ ساله و دو ماهه، چنان تضادهای سختی وارد زندگی‌ام شد که تمام درها به رویم بسته شد و امیدم را کاملاً از دست دادم. سلامتی‌ام به‌شدت افت کرده بود؛ هفته‌ای یا در مطب دکتر قلب بودم یا اعصاب. روزی شش قرص می‌خوردم و از صبح تا شب بی‌حال در خانه افتاده بودم تا نه چیزهایی که درونم می‌گذشت را حس کنم و نه با خانواده‌ام درگیر شوم.

    یک شب، از ته دل از خدا خواستم کمکم کند تا وضعیت مالی‌ام درست شود، چون چند روز بود حتی توان خرید نان را هم نداشتم. همان شب الهامی به دلم افتاد که عبارت «موفقیت مالی» را در اینترنت جستجو کنم. اولین نتیجه، سایت abasmanesh.com بود و زیر آن نوشته شده بود: «فقط روی خدا حساب باز کن». همان لحظه وارد صفحه فایل «فقط روی خدا حساب باز کن» شدم و خواندن توضیحات آن فایل، شروع یک زندگی کاملاً جدید برای من بود.

    مدت‌ها بود به هر کسی التماس می‌کردم که به من کاری بدهد. اما این فایل، خداوند از زبان استاد عباس‌منش به من گفت: «فقط روی من حساب باز کن، نه روی هیچ انسان دیگری.» در همان لحظه فهمیدم که جواب تمام آن سال‌ها بی‌پناهی، همین یک جمله بوده است.

    با تمرکز روی آموزه‌های سایت، در کمتر از سه ماه و فقط با فایل‌های هدیه، توانستم سلامتی‌ام را کامل به دست بیاورم و در یک شرکت بزرگ در تهران مشغول به کار شوم. به آرامشی رسیدم که هیچ‌وقت در زندگی‌ام تجربه نکرده بودم. همیشه به خدا می‌گویم:
    «خدایا، سپاسگزارم که خودت دست من را از جهنم گرفتی و مرا به بهشت آوردی.»

    بعد از چند ماه، دوره قانون آفرینش و دوره روانشناسی ثروت ۱ را خریدم و روی آموزه‌های این دو دوره با تمرکز کار کردم. این آموزه‌ها به من قوت قلب و باور دادند که دوباره سراغ کسب‌وکار خودم بروم و این بار با ذهنی جدید و باورهای قدرتمندکننده شروع کنم.

    این همان کسب‌وکاری بود که قبلاً داشتم و هیچ درآمدی از آن نمی‌ساختم، اما وقتی باورهایم را تغییر دادم و روی آگاهی‌های روانشناسی ثروت ۱ کار کردم، همان کسب‌وکار به درآمدهای عالی رسید. توانستم از همان کسب‌وکار ماشین صفر بخرم. بهترین خانه را در بهترین منطقه اجاره کردم. بعد خانه ویلایی خودم را ساختم و چندین زمین برای سرمایه‌گذاری خریدم. امروز در کسب‌وکارم اعتبار و شهرت نیک دارم.

    الان در حال کار کردن روی آموزه‌های دوره کشف قوانین زندگی هستم. دارم ترمزهای ذهنی‌ام را برمی‌دارم و در آستانه ورود به مدارهای بالاتر هستم؛ نتایج این بخش را هم بعداً می‌نویسم.

    من با آموزه‌های روانشناسی ثروت ۱ خداوند رزّاق را شناختم؛ خدایی که از فضلش بی‌حساب می‌بخشد. به نظر من نام این دوره باید «دوره خداشناسی» باشد، چون مهم‌ترین باوری که باعث جهش مالی من شد، باورهایی بود که این دوره درباره رابطه پول و معنویت به من یاد داد. این باورها ترمزهای اصلی ذهن من را در برابر ورود ثروت برداشت و درهای نعمت را به رویم باز کرد.

    با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی توانستم ۱۵ کیلو وزن اضافه‌ام را کم کنم. امروز در ۴۵ سالگی انرژی من از یک جوان ۲۰ ساله هم بیشتر است؛ بدنی سالم، ذهنی آرام و روحیه‌ای سرشار از امید دارم.

    امروز وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، فقط یک جمله در ذهنم می‌آید:
    «خدایا، شکرت که من را به این مسیر هدایت کردی.»

  • -آینازصدیق

    افزایش بیش از ۱۰ برابری درآمد و بازگشت سلامتی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    می‌خواستم نتیجه‌ای را که فقط با گوش دادن و عمل کردن به آگاهی‌های دو قدم اول از دورهٔ ۱۲ قدم گرفتم، با شما به اشتراک بگذارم.

    من و همسرم حدود هشت ماه پیش شروع کردیم به کار کردن با این دوره. آن زمان درآمد ما بسیار پایین بود. تازه کسب‌وکارمان را راه‌انداخته بودیم و هنوز مهارت و تجربه کافی نداشتیم. پروژه‌هایی که می‌گرفتیم حدود دو میلیون تومان بود. اما الآن، فقط با همان دو قدم اول و عمل جدی به آگاهی‌ها، ارزش پروژه‌هایی که می‌گیریم بیش از ده برابر شده است.

    تأثیر این دوره فقط محدود به کسب‌وکارمان نیست؛ سلامتی من هم به‌طور کامل متحول شده است. نزدیک ده سال بود که در پاییز و زمستان بیشتر روزها بیمار می‌شدم، اما الان که در میانه بهمن هستیم، برای اولین بار حتی یک بار هم سرما نخورده‌ام!

    اومده بودم کامنت‌ها را بخوانم که از نتایج شما انرژی بگیرم، اما دیدم لازم است من هم تجربه‌ام را بنویسم تا شاید برای کسی الهام‌بخش باشد.

  • -هاجر نخکو

    تحول کامل مالی، شغلی و سبک زندگی با عمل به آموزه‌های
    دوره ۱۲ قدم،
    قانون سلامتی،
    کشف قوانین زندگی،
    و شیوه حل مسائل زندگی

    من از سال ۹۸ با آموزه‌های استاد عباس‌منش آشنا شدم. تا امروز دوره ۱۲ قدم، قانون سلامتی، کشف قوانین زندگی و شیوه حل مسائل زندگی را خریده‌ام و همراه همسرم روی آموزه‌های این دوره‌ها کار می‌کنیم.

    امروز دوباره چکاپ فرکانسی ۱۲ قدم را انجام دادم و زندگی امروزمان را با سال ۹۸ زمان شروع این مسیر مقایسه کردم و دیدم که چقدر پیشرفت کرده‌ایم؛ پیشرفتی که اگر ثبتش نکنم، واقعاً قدرش را نمی‌دانم.

    در سال ۹۸، همسرم بدهی سنگین بانکی داشت. چک‌های زیادی از من و خودش دست طلبکارها بود. مغازه پوشاک‌فروشی‌مان را جمع کرده بودیم و او شغلی نداشت؛ فقط گاهی با اسنپ کار می‌کرد. وضعیت مالی، روحی و امید ما اصلاً خوب نبود.

    اما با کار کردن روی آگاهی‌ها، الهامات یکی‌یکی رسید.
    همسرم ایده‌های جدید گرفت و با هدایت الهی، مسیرش را در حوزه حقوق پیدا کرد. در مهر ۹۸ در رشته حقوق دانشگاه ثبت‌نام کرد و ۲۳ بهمن ۹۸ مؤسسه حقوقی خودش را تأسیس کرد.

    و جالب اینکه قبل از شروع این مرحله جدید، طبق آموزه‌های استاد که همیشه تأکید داشتند «تا بدهی‌های خود را پرداخت نکنید، پیشرفتی رخ نمی‌دهد»، ما تمام بدهی‌ها را تا آبان ۹۸ تسویه کردیم و حتی خانه‌مان را هم از رهن بانک آزاد کردیم.

    امروز که پنج سال از کار کردن مستمر ما با این آگاهی‌ها گذشته، همسرم فوق‌لیسانس حقوق دارد، در کارش به‌طرز چشمگیری رشد کرده و مؤسسه‌اش حالا یکی از بهترین مؤسسات حقوقی اصفهان است؛ به لطف خدای بزرگ و آموزش‌های استاد عباس‌منش.

    در این پنج سال، زندگی ما از پایه متحول شد:
    ما یک باغ خریدیم.
    دو ماشین صفر داریم.
    پس‌انداز عالی و موجودی حساب بانکی‌مان بسیار خوب است.
    با آرامش، عزت نفس و اعتماد به خداوند، از زندگی‌مان واقعاً لذت می‌بریم.

    خدایا سپاسگزارم که ما را با این مسیر آشنا کردی. حالا با تمام وجود باور دارم که هر لحظه‌ای که به قانون عمل می‌کنیم، همان لحظه شرایط دلخواهمان را خلق می‌کنیم.

  • -مرضیه

    قدردانی از تحولات بزرگ زندگی و نتایج شگفت‌انگیز با عمل به آموزه‌های دوره شیوه حل مسائل، دوره قانون آفرینش، دوره احساس لیاقت، و دوره روانشناسی ثروت ۱

    استاد عزیزم، امیدوارم حال دلتان عالی باشد و قلبتان پر از نور خدا. مدتی بود که دلم می‌خواست از نتایجم برایتان بنویسم. همیشه با خودم می‌گفتم صبر کنم تا لیست خواسته‌های محقق‌شده‌ام کامل شود، بعد همه را یک‌جا برایتان بفرستم. اما امروز قلبم گفت همین حالا بنویس؛ از چیزهایی که همین الان در دستانم است. وقتی بقیه تیک بخورند هم دوباره می‌نویسم.

    این متن را از سرِ قدردانی برایتان می‌نویسم، چون احساس می‌کنم نوشتن نتایج، تنها راهی است که می‌توانم بخش کوچکی از سپاس خودم را بابت آموزش‌هایی که زندگی من و خانواده‌ام را از این رو به آن رو کرده، ادا کنم. همین‌جا از خدای بسیار بخشنده می‌خواهم که سراسر زندگی شما را نور کند؛ چون شما با کلامتان نور امید، وعده‌های خدا و حقیقت ایمان را وارد زندگی من کردید.

    در یک‌سال‌ونیم اخیر، با تمرکز بالا روی آموزش‌های شما کار کردم. آموزش‌های دوره شیوه حل مسائل، دوره قانون آفرینش و امسال هم دوره احساس لیاقت را تهیه و اجرا کردم. خداوند هم واقعاً برایم ترکاند. گاهی وقتی به نعمت‌هایی که خدا وارد زندگی‌ام کرده فکر می‌کنم، دست‌هایم عرق می‌کند و قلبم تند می‌زند. این‌ها بخشی از دستاوردهای من است:

    اولین دستاورد: شروع کار و چهار برابر شدن درآمد
    من در شهر کبک کانادا زندگی و تحصیل می‌کنم. همیشه از خدا می‌خواستم که قبل از فارغ‌التحصیلی، کارم شروع شود و خودش کار را وارد زندگی‌ام کند. حقوقم هم حداقل سه برابر حقوق دانشجویی‌ام شود.
    و خداوند دقیقاً همین را برایم انجام داد؛ بلکه خیلی بیشتر و بهتر از آنچه تصور می‌کردم.
    اسکرین‌شات فیش‌های درآمدم را برایتان ایمیل کردم. درآمدم از پارسال تا امسال چهار برابر بیشتر شده.

    دومین دستاورد: دفاع موفق از تز دکترا و فارغ‌التحصیلی
    آگوست امسال از تز دکترام با موفقیت دفاع کردم. عکس مدرک دکترا را هم برایتان فرستادم، چون می‌دانم از دلم خبر دارید و می‌دانید چقدر برای این مسیر زحمت کشیدم. پشت این مدرک، داستان‌های زیادی است که دیده نمی‌شود، اما مهم‌ترین بخش آن هدایت‌های خداوند بود؛ هدایت‌هایی که از طریق آموزش‌های شما دریافتشان می‌کردم.

    سفر با آروی در کانادا
    از وقتی سریال سفر به دور آمریکا را دیدم، آرزوی سفر با آروی در من شکل گرفت. امسال تابستان برای قدردانی از نعمت‌هایی که خدا وارد زندگی‌ام کرد، همسر و پسرم را مهمان یک سفر ۱۰ روزه با آروی کردم. عکسش را برایتان ایمیل کردم. این سفر نتیجه همان تجسم‌ها، همان تحسین‌ها و همان احساس‌خوب‌هایی بود که از آموزش‌های شما یاد گرفتم.

    سومین دستاورد: پرداخت تمام بدهی‌ها
    من ۱۶ هزار دلار بابت ماشین و وام دانشجویی بدهی داشتم. همه را تا جولای امسال تسویه کردم. الان هیچ بدهی‌ای ندارم و این برای من یک آزادی بزرگ است.

    چهارمین دستاورد: دریافت سیتیزن‌شیپ کانادا
    روز ۲۵ نوامبر یکی از قشنگ‌ترین روزهای زندگی من و همسرم بود؛ روزی که رسماً سیتیزن کانادا شدیم. عکس مراسم آنلاین را برایتان ایمیل کردم. پشت لبخند ما در آن عکس، سال‌ها هدایت، امید، تلاش و ایمان به قول‌های خداست که از طریق شما وارد مسیر زندگی‌ام شد.

    الان پاسپورتی داریم که با آن می‌توانیم آزادانه به سراسر دنیا سفر کنیم. این نتیجه عمل‌کردن به آموزش‌های دوره احساس لیاقت، دوره قانون آفرینش، دوره شیوه حل مسائل و دوره روانشناسی ثروت ۱ است.

    استاد جان، می‌دانید یکی از زیباترین هدیه‌هایی که به من دادید چیست؟ اینکه دنیا را دوباره برایم تعریف کردید. من را امیدوار کردید که می‌توانم به خواسته‌هایم برسم و امروز همه آن‌ها محقق شده‌اند.

    این تغییرات فقط بر زندگی من نیست؛ روی اطرافیانم هم اثر گذاشته. همسرم اصلاً شما را نمی‌شناسد، فقط صدای فایل‌ها را می‌شنود. هیچ توضیحی هم به او نمی‌دهم، چون گفته بودم تا خودش نپرسد توضیحی نمی‌دهم. اما دارم می‌بینم که فقط با دیدن رفتار و نتایج من، پا‌به‌پای من تغییر می‌کند. این همان چیزی است که می‌گویید: «۹۹ درصد آدم‌های اطرافتان تغییر می‌کنند.»

    وقتی با آروی سفر رفتیم، نمی‌دانید این تجربه چه خواسته‌هایی را در دل دوستانمان ایجاد کرد. این عشق و نوری که شما منتشر می‌کنید، واقعاً در دنیا پخش شده. خدا به‌خاطر خلقت شما قطعاً یک‌جور دیگر به خودش افتخار کرده.

    استاد عزیزم، از شما بابت این آموزش‌ها، این نور، این هدایت، این امید و این قوانین که مثل گنج هستند، بی‌نهایت سپاسگزارم.

  • -آتوسا رضائی‌پور

    رهایی از مقایسه، بازسازی احساس ارزشمندی و جهش در روابط، درآمد و آرامش با عمل به آموزه‌های دوره احساس لیاقت

    استاد، آگاهی‌های دوره احساس لیاقت، به‌خصوص جلساتی که درباره‌ی مقایسه صحبت کردید، تحولات بزرگی در زندگی من ایجاد کرد. این جلسات ریشه بسیاری از احساسات بدم را به من نشان داد و اثراتی روی ذهن و قلبم گذاشت که واقعاً در کلمات نمی‌گنجد.

    بار اول که جلسات مربوط به مقایسه را گوش کردم، تازه فهمیدم که تقریباً همیشه و درباره‌ی هر موضوعی خودم را با دیگران مقایسه می‌کنم. با اینکه زیبایی، توانایی و استعداد زیادی داشتم، این مقایسه‌ها بدون هیچ معیار درستی باعث می‌شد خودم را کمتر از بقیه ببینم. حتی رابطه خودم را با رابطه‌های دیگران مقایسه می‌کردم و این باعث می‌شد حس کمبود، نارضایتی و بی‌ارزشی کنم.

    وقتی دوره احساس لیاقت منتشر شد، این جلسه آن‌قدر من را درگیر کرد که باقی دوره‌ها را کنار گذاشتم و فقط روی این موضوع کار کردم. شروع کردم به عمیق شدن در ریشه‌های احساس ارزشمندی درونم، مخصوصاً بخش مقایسه.

    استاد عزیز، دوره احساس لیاقت تأثیرگذارترین دوره‌ای است که تا امروز روش کار کرده‌ام. این دوره واقعاً همه جنبه‌های زندگی من را دگرگون کرده. از زمانی که شروع کردم، احساس رضایت عمیقی از زندگیم دارم و بارها به خدا گفته‌ام: «خدایا، من ازت راضیم.»

    درست است که خواسته‌های بزرگ‌تری دارم، اما از مسیر فعلی و از تک‌تک لحظات رشدم لذت می‌برم. با برگشتن به این دوره، دوباره الهامات و هدایت‌های خدا را با وضوح بیشتری حس می‌کنم و زندگی برایم آسان‌تر شده.

    استاد، شما با این دوره من را به خدا نزدیک‌تر کردید. آموزش‌هایی به من دادید که نظیر ندارد. زندگی‌ام را در همه جنبه‌ها از این رو به آن رو کردید. امروز من هیچ شباهتی به سال قبل ندارم.

    تا امروز کامنت نمی‌گذاشتم، اما از این به بعد، برای تمام جلسات این دوره کامنت می‌گذارم تا یادم بماند از کجا به کجا رسیدم و دلیل نتایجم چه بود.

    می‌نویسم تا همه بدانند این‌ها افسانه نیست. واقعیت محض است. من این آموزه‌ها را باور کردم و نتیجه را با چشم خودم دیدم.
    من باور کردم و از دختری که با ۲۰ هزار تومان در کارت، در پارک گریه می‌کرد…
    تبدیل شدم به فردی که در مدت کوتاهی چند صد میلیون تومان پول ساخت آن هم در سن ۲۴ سالگی.

    استاد عزیزم، شما قوانینی را به من یاد دادید که ارزششان از هر نتیجه‌ای بیشتر است.
    شما من را به خدایی رساندید که تمام عمر دنبالش می‌گشتم.
    بی‌نهایت سپاسگزار شما و خداوندی هستم که من را هدایت کرد.

  • -سمیه زحمتکش

    جریان نعمت، آرامش و هدایت از عمل به آموزه‌های دوره قانون آفرینش

    دوره قانون آفرینش اولین دوره‌ای بود که برای سرمایه‌گذاری روی خودم خریدم. وقتی وارد دوره شدم و قدم‌به‌قدم با آگاهی‌های خالص، ساده و زندگی‌ساز آن پیش رفتم، مثل انسان تشنه‌ای بودم که هر جمله از این دوره برایم حکم آب گوارا داشت. هر بار که جلسات را گوش می‌دادم، بیشتر عاشق خدا و این قوانین ثابت، روشن و درست می‌شدم.

    استاد عزیزم، به‌خاطر عمل کردن به آگاهی‌ها و تمرینات دوره قانون آفرینش انگار درهای رحمت به زندگی من باز شد و نعمت‌ها یکی‌یکی، اما هماهنگ و بزرگ، به‌سمت من سرازیر شدند. احساس خوب، آرامش ذهن و روان، روابط عاطفی عالی، سفرهای فوق‌العاده، و گرفتن مجوز شغلی که خداوند آن را به ساده‌ترین شکل برایم جور کرد و تمام درها را به روی من باز کرد تنها بخشی از نتایجی است که با این دوره تجربه کردم.

    در این دوره، آیه‌ای که درباره مهاجرت توضیح دادید، ایمان و باور من را برای مهاجرت قوی کرد. امروز در شهری بهتر و در شرایطی بهتر زندگی می‌کنم؛ درست همان‌طور که در دلم می‌خواستم.

    استاد، در هر بخش از زندگی‌ام که آموزه‌های دوره قانون آفرینش را مثل وحی منزل باور کردم و به آن‌ها عمل کردم، نتیجه‌ای عجیب، شیرین و عمیق گرفتم. هر جا بین منطق ذهنم و الهام قلبم جنگ بود و نتوانستم با قلبم و طبق این آگاهی‌ها پیش بروم، یا نتیجه‌ای نگرفتم یا دیر گرفتم؛ چون باید ابتدا در مدار درک این آگاهی‌ها قرار می‌گرفتم تا نتیجه‌اش ظاهر شود.

    با عمل به آگاهی‌های این دوره، یک حقیقت روشن را با تمام وجودم فهمیدم: باورهای ما دقیقاً نتایج زندگی ما را می‌سازند.

    استاد عزیزم، با اینکه دوره قانون آفرینش را سه سال پیش خریدم، هنوز هم دارم روی آگاهی‌هایش کار می‌کنم و مدام آن‌ها را تکرار می‌کنم، چون می‌دانم این آگاهی‌ها اصل هستند و ذهنم باید دائماً این اصول را بشنود تا براساس آن‌ها برنامه‌ریزی شود.

    از صمیم قلب خوشحالم که مسیرم را با دوره قانون آفرینش شروع کردم. این دوره پایه‌ی فهم من از قوانین زندگی شد و کمکم کرد مبانی را عمیق و درست درک کنم؛ مبانی‌ای که حالا در تمام بخش‌های زندگی‌ام جریان یافته‌اند.

1 2 3 4 5 6 24

319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «سعيده رضايى» در این صفحه: 2
  1. -
    سعيده رضايى گفته:
    مدت عضویت: 2292 روز

    به نام خداوند توانای مهربان

    چکاپ فرکانسی دوره هم جهت با جریان خداوند

    سلام به استاد سید حسین عباسمنش عزیزم، سلام به استاد مریم شایسته جانم،

    با قلبی آرام و تسلیم در مقابل ندای هدایتی که گفت زودتر از موعد پایان دوره، درباره نتایجت بنویس، دارم با عشق می‌نویسم.

    این عشق توهم نیست، زاییده ذهن نیست، این یک جریان بیدار و هشیار از نور الهی و روح مقدس خداوندیست که از روز خلقت انسان، خداوند در وجود همه ما آفریدگان به ودیعه گذاشته، این همون بار امانتی است که تازه آموخته ام عاشقانه حملش کنم، چون این یک بار نیست، این منبع انرژی من و نیروی هدایتگر من به سمت خوشبختی و آسانیهاست.

    من از دوره های قبلی و جلسات هدیه پله به پله تکاملی رو طی کردم که به مرور شخصیت منو مول یک استاد مجسمه ساز تراشید و شکل داد. اضافاتش رو تراشید و سبک کرد، و رنگ و لعاب شادی و آرامش و اطمینان بهش زد.

    روزهایی رو سپری کردم که در شک و ابهام بودم، در گرداب ذهنیات مسموم گرفتار می‌شدم اما امیدی در دلم زنده بود که این هم می‌گذره، جوابها میاد، خدا همینجاست….

    با این امید و ایمان به وعده‌های خداوند که از زبان استادم می‌شنیدم همواره در حال تلاش برای درک مفاهیم اساسی جهان بودم. آرام آرام شخصیتم قویتر شد، عزت نفسم تقویت شد، وقتی خودم رو مرور می‌کردم متوجه می‌شدم سپاسگزارتر شدم، نتیجه دیگه برام فقط عدد حساب بانکی نبود، خواسته‌هام تغییر کرد. از خواسته‌های صرفا مادی تبدیل شد به بهبود شخصیت، سرمایه‌گذاری روی خودم، متوکلتر شدنم، مؤمنتر و موحدتر شدنم.

    این روند که از «دوره 12 قدم» شروع شد و با «دوره شیوه حل مسائل زندگی» ادامه پیدا کرد هم برای من برکات مادی داشت و هم روابطم رو بسیار بهبود بخشید. بعد از اون «دوره احساس لیاقت» مسیر تازه‌ای از احساس ارزشمندی رو پیش روی من باز کرد و دید بسیار ظریفتری بهم داد تا ایرادهای اساسیم رو پیدا کنم و نقاط قوتم رو جدی بگیرم و بابتشون سپاسگزارتر باشم.

    فایلهای هدیه بی نهایت ارزشمندِ توحید عملی، باورهای ثروت‌ساز، سریالهای زندگی در بهشت و سفر به دور امریکا و آرامش در پرتو آگاهی هر کدوم در برهه هایی از زمان کلیدهای حل مسائل روزمره‌ام شد و منو در مسیر رشد نگه داشت.

    اما متوجه رشدم نبودم تا اینکه نقطه عطف زندگیم رقم خورد و من تازه فهمیدم اینهمه مدت داشتم برای چه اتفاقاتی آماده می‌شدم.

    روز 1 آبان 1403 فایلی روی سایت اومد به نام «درک قوانین جهان در قرآن کریم/قسمت 1» و در اون فایل باز هم مفهوم عملی توحید و شرک به زیبایی توضیح داده شد.

    استاد گفتند توحید یعنی ما به هیچکس حتی نزدیکانمون نیازی نداشته باشیم. همون روز مادرم بهم زنگ زد و با حال روحی نامناسبی اشک ریزان ازم عذرخواهی می‌کرد که برای تولد فرزندم که قرار بود 12 روز بعد به دنیا بیاد شرایط مالی مناسبی نداره که هدیه ارزشمندی بخره.

    من تحت تاثیر همون فایل زبان گویای خداوند شدم تا قلبش رو آرام کنم، و بهش گفتم خدای من خودش مراقب منه و شما اگر هدیه نخری یا حتی نیای پیش من هم همونقدر عزیزی، خداوند دستانش رو برای کمک به من می‌فرسته، همین حس مادرانه شما برای من یک گنج بی‌پایانه….

    این پیام خدا قلب مادرم رو آروم کرد و منو بی نهایت سپاسگزار، که تونستم در آخرین مکالمه‌ام با مادرم پیام‌رسان خدا باشم.

    دو روز بعد یعنی 3 آبان مادرم به آغوش پروردگار پر کشید. و من با سپردن خودم و فرزندم به خدایی که از مادر به من مهربونتره، از بزرگترین امتحان زندگیم سربلند بیرون اومدم. نتیجه تمام سالهایی که دانشجوی توحید بودم رو با معجزه‌ی «پذیرش و آرامش قلبی» دریافت کردم.

    همون روز با هدایت خداوند فرزندم به سلامتی و راحتی به دنیا اومد و من در مدار سپاسگزاری و نعمت قرار گرفتم.

    شاید نتیجه و جایزه‌ی این کنترل ذهن این بود که 4 ماه بعد که «دوره مقدس هم‌جهت با جریان خداوند» متولد شد تونستم برای اولین بار همزمان با لانچ شدن دوره در اون شرکت کنم؛ دوره‌ای که به جرأت می‌تونم بگم استاد عباسمنش خودشون با اون صدها مدار به سوی نور و خشوع و آگاهی بیشتر صعود کردند و به تبع ایشون ما دانشجوها هم غرق در اقیانوس عمیقی از جلوه‌ی پروردگار شدیم. معنی گسترده‌تری از سپاسگزاری در عمل رو درک کردیم و جنسی از ارتباط معنوی تازه‌تری با پروردگار هدایتگرمون تجربه کردیم.

    و اما بعضی از تغییرات و نعمتهایی که همزمان با این دوره در زندگی من وارد شد:

    ارتباطم با چندین نفر از بهترین دانشجویان توحید و عملگراترین موحدین حاضر در این سایت خودبخود بدون هیچ تلاشی از طرف من شکل گرفت. کسانی که روزی آرزو می‌کردم چنین دوستانی داشته باشم.

    هر روز باهاشون در ارتباطم و این خودش یک اصلاحگر مسیره که از مومنتوم مثبت خارج نشم. حتی با دو نفرشون دیدار حضوری هم داشتم.این فضل بی‌پایان خداونده که چنین گنجهای قیمتی‌ای رو وارد زندگی من کرده.

    بسیار بسیار نسبت به قبل بیشتر در لحظه زندگی می کنم، و اصلا تازه معنی زندگی در لحظه رو دارم درک می‌کنم. نگران نیستم که از برنامه روزانه‌ام جا بمونم، می‌ایستم و با خنده بچه‌هام می‌خندم، می‌رقصم، بچگی می‌کنم، شعر می‌خونم، بچه‌هام هم بیشتر از قبل می‌خندن، شادن و اتفاقا دقیقا مشخصه که راحت‌تر و سریعتر از قبل دارن رشد و تکاملشون رو طی می‌کنن. مشکلات قبل رو ندارن، مشکلات بقیه بچه‌ها رو ندارن و من هر روز آگاهانه به یاد میارم که قبلا این آسانیها نبود و الان هست خداروشکر.

    بهبودگرایی رو تازه دارم بصورت عملی زندگی می‌کنم. بخاطر اندکی بهتر رفتار کردنم، یک بار بیشتر صبوری کردنم، کنترل کلامم، کمتر عصبانی شدنم، مقایسه نکردن خودم یا فرزندانم با دیگران، باورهای ثروت‌ساز بهترم، احساس ارزشمندیِ کمی بیشترم، و زندگی عاطفی عاشقانه‌ترم هر روز خدا رو شکر می‌کنم و این بهبودها رو با خودم تکرار می‌کنم، بزرگشون می‌کنم و تحسینهای دیگران رو قبول می‌کنم.

    برای کوچکترین خدمات یا زیبایی در جهان و آدمهای اطرافم آگاهانه تلاش می‌کنم هم قلباً و هم کلامی تشکر و تحسین کنم. برام غریبه و آشنا و بزرگ و کوچیک فرقی نداره، در سپاسگزاری سخاوتمندتر شدم.

    خوابهای معنی‌دار زیادی می‌بینم که در همه اونها به نوعی قانون برام تکرار میشه و من در خواب آگاه به قوانین و معنی کلام مبهمی هستم که زده میشه. هدایتهایی دریافت می‌کنم که دقیقا راهگشای اون روزهای منه، مثلا در آخرین خوابم کسی بهم گفت: «دیدن نتایج، نتیجه است.» من برداشت کردم که باید نتایجم رو بزرگ بشمارم و تکرارشون کنم تا ازشون انرژی حرکت بگیرم، این یک شخصیت سپاسگزار و با احساس ارزشمندی بالا می‌طلبه که بتونی نتایجت رو ببینی. اگر نتایجت رو پاس بداری یعنی رشد کردی و این رشد یک نتیجه است.

    همین خواب باعث شد نتایجم رو مرور کنم و قلبم گفت اینحا بنویسم.

    تقریبا هر روز ورودی مالی دارم. به لطف خداوند.

    رابطه‌ام با همسر و پدر و خواهر و برادرم بی‌نظیر و سرشار از عشق و آرامشه. درکم از احساساتشون بالاتر رفته چون درصد کوچیکی نگاه ذهنم با نگاه روح هماهنگتر شده. اینو حس می‌کنم که این تطابق منو بزرگوارتر و بلندنظرتر کرده.

    مدتها بود که برای فعالیت مورد علاقه‌ام از خدا هدایت خواسته بودم و این ماه‌های آخر فقط می‌شنیدم که خدا میگه «یکمی صبر کن، به وقتش بهت میگم، تو فعلا فقط از زندگیت لذت ببر…»

    از روزهای پایانی شهریورماه هدایتها و نشانه‌ها اومد و من به راحت‌ترین شکل ممکن هدایت رو تشخیص دادم و دنبال کردم. مومنتوم مثبت شکل گرفت و قدمهام رو با نیرویی که خود خداوند با نشانه‌هاش بهم بخشید برداشتم. اول راهم و هنوز این نهال نوپا شکل نگرفته ولی قلبم بسیار روشنه، بسیار امیدوار و خوشبینم به این مسیر هدایتی.

    تمام فایلهای نشانه‌های روزانه‌ام رو انگار خود خدا با یک برنامه‌ی دقیق برام چیده و یکی یکی درست در لحظه‌ای که ازش می‌خوام قدم بعدی رو بگه یا طرز فکر صحیحی رو بهم القا کنه یا سوالم رو جواب بده، در قالب یک فایل میاره میذاره جلوی چشمم. و من با عشق به هدایتم عمل می‌کنم. ذره ذره، تاتی تاتی، اما پیوسته.

    برام وقت آزاد میکنه تا گامهای عملیم رو بردارم هرچند به ظاهر کوچیک، اما موثر. برام بی‌نهایت مهمه که حرکت کردم و هیچ چیزی رو بهانه‌ی کاهلی‌های خودم نکردم. و دارم می‌بینم که خداوند دلها رو برام نرم کرده، مسیرها رو باز کرده و همواره در حال صحبت کردن با منه.

    عاشق این منِ جدیدم. عاشق زندگیمم. عاشق دنیایی هستم که توش من هستم، خدا هست، استادم هست و تمام بی‌نهایت دستانش برای آبادانی جهانم. برای اینکه اندکی باور کردم که قدرت خلق جهان دلخواهم رو دارم. این خودِ معجزه است.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 46 رای:
  2. -
    سعيده رضايى گفته:
    مدت عضویت: 2292 روز

    سجاد عزیز سلام و عشق و احترام خدمت شما با اون روح لطیف و کلام پرانرژیت.

    ازت بی اندازه متشکرم که با تمام و توجه و تمرکزت، با شور و اشتیاق نتایج منو (البته بخش کوچیکی از نتایجم) خوندی اون هم بارها و بارها و برام با تمام قلبت نوشتی. انرژیش تا اینجا رسید.

    ازت عذرخواهی می کنم که نتونستم زودتر پاسخ محبتت رو بدم چون رفته بودم اهواز برای مراسم سالگرد مادرم و یک مقدار شلوغ بودیم.

    سجاد عزیزم استادمون دونه به دونه حرفاشون حق و حقیقته، من بهش رسیدم.

    من هرروز یک یا چند مورد پیدا می کنم که استاد در موردش صحبت کردن و قوانین جهان رو در مورد اون موضوع باز کردن، چه روابط. چه مسائل شغلی، چه سلامتی چه معنویت، عزت نفس و ….

    امروز شنیدم که کسی رفتار نامناسبی با خواهرم داشته و خواهرم با اون بخش از احساس ارزشمندی تقویت شده اش برای اون شخص حد و مرز مشخص کرده، و ناراحتیش رو با زبان نرم بهش ابراز کرده، من خواهرم رو تحسین کردم و گفتم خدایا ازت متشکرم که خواهرم تونسته حرف دلش رو مودبانه بزنه و بعدش نگران خراب شدن رابطه نباشه، و اون شخص رو بگذاره کنار. اون هم بهد از عمری فامیلی.

    این برای خود من هم نتیجه محسوب میشه، اینکه اطرافیانم هم افرادی هستن که دارن رشد می کنن.

    اینکه در حوالی من داره اتفاقات شگفت انگیزی میفته که تا قبل از کار کردن روی خودم یا نمی افتاد یا من نمی دیدمش. اما الان با اینکه ظاهرا برای خودم رخ نداده اما من اونقدر بهش توجه کردم که انگار خودم اون قدم رو برداشتم.

    من مطمئنم که این توجه روی رشد و پیشرفت باعث میشه واقعا بهبود ایجاد بشه در شخصیت و رفتارم.

    ممنونم برای اینکه با کامنت قشنگتون منو تشویق کردید به دوباره نوشتن و توجه به اتفاقات خوب.

    آفرین به شما که با تمام احساس و ذوق و شوقتون برام نوشتید و مطمئنم این توجه و تمرکز برای شما شاهکار خلق میکنه.

    براتون زندگی سرشار از نعمت و برکت و عمری باعزت آرزو می کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: