نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
تجربهٔ آرامش عمیق، هدایتهای دقیق و حل آسان مسائل با عمل به آموزههای دوره همجهت با جریان خداوند
از وقتی وارد دوره همجهت با جریان خداوند شدم، آرامش عمیقی درونم ایجاد شده. ایمانم قویتر شده، باورم به خداوند عمیقتر شده و ترکیب این دوره با قانون آفرینش برایم فوقالعاده بوده است. یکی از مهمترین نتایجی که تنها از سه جلسه اول گرفتم، پیدا کردن ترمزهای مخفی ذهنیام بود.
قبل از این دوره بارها تجربه کرده بودم که تا «۹۰ درصد» به خواستهام میرسیدم، اما در لحظات آخر همهچیز از هم میپاشید. همیشه برایم سؤال بود که چرا درست زمانی که باید به نتیجه برسم، اتفاقی میافتد و همهچیز عقب میافتد. حالا فهمیدم علتش مومنتومهای منفی مخفی در ذهنم بود که نمیگذاشت خواستههایم به «۱۰۰ درصد» برسد.
در همین مدت کوتاه، نتایج زیبایی وارد زندگیم شده است.
این اتفاقها برایم جمعبندی مشخصی داشت.
وقتی مومنتوم مثبت میسازم و با جریان خداوند همجهت میشوم، همهچیز به سادهترین شکل ممکن اتفاق میافتد.
درک کردم چرا استاد اینقدر روی مومنتوم تأکید دارند و چطور این آگاهی میتواند نتایج نیمهکارهٔ زندگیام را به ۱۰۰ درصد برساند.خدایا شکرت که مرا در این مسیر زیبا هدایت کردی.
جهش مالی، آرامش عمیق و تجربه حضور خدا با عمل به آموزههای دوره همجهت با جریان خداوند
استاد عزیز، میخواهم از نتایجی بگویم که با عمل به آگاهیهای دوره همجهت با جریان خداوند به دست آوردهام. با دانشی که در این مدت یاد گرفتم، مومنتوم مثبتی درباره خواستههایم ساختم و دارم با قدرت ادامه میدهم؛ معجزهها یکی پس از دیگری در حال رخ دادن هستند.
از وقتی وارد این دوره شدم، انگار در دنیای دیگری حرکت میکنم. شما میگفتید وقتی در بندرعباس بودید، حال دلتان لطیف و سبک شده بود… استاد، من الان دقیقاً همان احساس را تجربه میکنم. حالم فوقالعاده است و برای اولین بار، معنای واقعی آن حس ناب را میفهمم.
از نظر مالی و حرفهای، اتفاقات بینظیری افتاده است. مشتریهای عمده با من تماس میگیرند و خریدهای بزرگ انجام میدهند. واردکنندههای زیادی پیشنهاد همکاری دادهاند و پولهایی وارد حسابم شده که حتی فکرش را هم نمیکردم. این نتایج برای من نشانهای واضح از هماهنگ شدن با جریان الهی است.
یک نتیجه جالبتر اینکه همسرم امروز گفت: «از بس انرژیات خوب شده، من هم کلی انرژی مثبت گرفتهام.» همان لحظه یاد جمله زیبای شما افتادم که میگفتید: «فرکانس نیاز به گفتن ندارد؛ همه آن را دریافت میکنند.»
بزرگترین دریافتی که از این دوره داشتهام این است که هیچ چیز مهمتر از ادامه دادن این مسیر نیست. حس میکنم ادامه دادن این مسیر، همان معنای واقعی بندگی است؛ رها کردن کنترل، اعتماد کردن، و اجازه دادن به خدا برای هدایت کردن زندگیام.
همچنین فهمیدم چرا همیشه تأکید میکردید که کامنتهای دانشجویان را بخوانیم. من تمام نظرات این دوره را خواندهام و الان کاملاً درک میکنم که خواندن یا نخواندن کامنتها، تفاوت بزرگی در فهم این دوره ایجاد میکند. تجربه و درک دانشجویان دیگر، فهم من را چند برابر عمیقتر کرد.
استاد عزیز، از شما سپاسگزارم برای این آگاهیهای بینظیر و تحولآفرین دوره همجهت با جریان خداوند. زندگی من زیر و رو شده و معنای جدیدی پیدا کرده است.
درک قانون مومنتوم و پایانِ نتایج نیمهکاره با عمل به آموزههای دوره همجهت با جریان خداوند
تا قبل از ورود به دوره همجهت با جریان خداوند یک سؤال همیشه ذهنم را درگیر میکرد:
چرا بعضی از نتایجی که میخواهم، نیمهکاره میماند؟برای جوابش کارهای زیادی میکردم. دوباره از اول دورهها را شروع میکردم، تمرین ستاره قطبی را از سر میگرفتم، ورودیها را کنترل میکردم، خودم را ایزوله میکردم… اما بعد از مدتی اشتیاقم کم میشد. با اینکه نتایج بزرگی را با آموزههای استاد عباسمنش خلق کرده بودم، هنوز خواستههایی بودند که محقق نشده بود یا بهتر و بیشترش را میخواستم. برایشان تلاش ذهنی و عملی میکردم اما باز نیمهکاره رها میشدند.
اینجا بود که سؤال اساسی دوباره برمیگشت:
چرا فرکانسهای من به نقطه ۱۰۰ نمیرسند؟ چه چیزی را به کار نمیگیرم؟تا اینکه دوره همجهت با جریان خداوند منتشر شد. تنها با ورود به جلسه اول و شنیدن توضیح استاد درباره قانون «مومنتوم»، فهمیدم گمشدهای که سالها دنبالش بودم همین بوده. این همان فرمول سادهای بود که همیشه جای خالیاش را در معادله خواستههای نیمهکارهام احساس میکردم.
وقتی استاد قانون مومنتوم را توضیح دادند، کاملاً حس کردم که این همان حلقه مفقودهای است که نمیدانستم وجود دارد. این همان چیزی است که فرکانس را به ۱۰۰ میرساند و نتیجه را ۱۰۰ درصد محقق میکند. با نشانهها و نتایجی که همان روزها وارد زندگیام شد، مطمئن شدم که مسیر درست را پیدا کردهام.
واقعاً خوشا به حال کسی که از همان ابتدا با قانون مومنتوم آشنا شود؛ چنین فردی از همان اول راحتترین، لذتبخشترین و سرراستترین مسیر خلق را پیدا میکند و درست همانطور که استاد عباسمنش میگویند، «از همان ابتدا روی شانههای خداوند مینشیند.»
هر بار که جلسات را تکرار میکنم—تا الان در جلسه پنجم هستم—درک دقیقتری پیدا میکنم از اینکه چطور تمرین کنم و چطور قانون خلق را به شکل درست اجرا کنم.
وقتی قانون مومنتوم را بفهمی، خیلی راحت میتوانی برای خودت تمرینهایی تعریف کنی که دقیقاً تو را در مسیر خواستهات قرار دهد و حتی با اطمینان ۱۰۰ درصد آیندهات را پیشبینی کنی. چون میدانی که قانون، قانون است؛ مثل ۲+۲=۴.یکی از ارزشمندترین بخشهای دوره همجهت با جریان خداوند ، مثالهای استاد عباسمنش است. تشبیههایی که ارائه شدهاند، قانون مومنتوم را از یک مفهوم ذهنی و متافیزیکی تبدیل میکنند به چیزی کاملاً ساده، قابل لمس و قابل اجرا. انگار استاد قانون را از آسمان برداشته و در زندگی روزمره ما گذاشته است.
بعد از مدتی تکرار جلسات و انجام تمرینها، به وضوح متوجه شدم که خلق خواستهها طبیعی است؛ ثروتمند بودن طبیعی است؛ رسیدن به هر چیزی که بسازم طبیعی است. اتفاقاتی که در این مدت برایم رخ داده که بخش زیادی از آنها مالی بوده به من ثابت کرد که وقتی مسیر درست باشد و قانون مومنتوم را درک و اجرا کنم، نتیجه حتماً ۱۰۰ درصد رخ میدهد.
حالا میدانم چطور در فرکانس خواستههایم بمانم و ادامه دهم تا نتیجه محقق شود.
استاد عزیز، بابت این آگاهیهای عمیق و ارزشمند دوره همجهت با جریان خداوند ، از شما بینهایت سپاسگزارم.
تحول مالی، استقلال، رشد خانوادگی و جهش شغلی با عمل به آموزههای استاد عباسمنش و دورههای سایت abasmanesh.com
داستان هدایت من به سمت آموزههای استاد عباسمنش از جایی شروع شد که یک روز دو نفر را دیدم که با شور و هیجان درباره فایلهای انگیزشی ایشان صحبت میکردند. کنجکاو شدم… چندبار فایلهای استاد را دیدم و تازه همان موقع فهمیدم استاد عباسمنش سایت دارد. همانجا وارد سایت شدم و عضو این دانشگاه بزرگ زندگی شدم.
آن روزها ترکتحصیل کرده بودم و تازه وارد بازار کار شده بودم. از شاگردی شروع کردم… با حقوق ماهی ۲۰۰ هزار تومان.
اما امروز که برگشتم و کامنتهای قدیمیام را خواندم، دیدم سال ۹۵ درآمدم رسیده بود به ماهی ۵ میلیون تومان. سال ۹۷ درآمدم به ۳۰ میلیون رسیده بود.
و حالا؟
حقیقتاً حساب کردن درآمد ماهانهام برایم سخت شده! چون هم در حوزه ساختوساز ملک فعال هستم و هم کسبوکار مستقل بیل مکانیکی دارم.
بهطور تقریبی، نسبت به سال ۹۷ درآمدم نزدیک ۱۰ برابر شده… و نسبت به روزی که با ماهی ۲۰۰ هزار تومان شروع کردم، حدود ۱۵۰۰ برابر رشد کرده است.و جالبتر اینکه میدانم اگر دقیقتر و کاملتر به تمام آگاهیهایی که از استاد یاد گرفتم عمل میکردم، باید الان مینوشتم «۱۵۰۰۰ برابر». این یعنی هنوز جای رشد بسیار بزرگی برای من وجود دارد و این مسیر ادامه دارد.
اینها بخشی از نتایج من در طی سالها عمل به آموزههای استاد عباسمنش است:
در بهمن ۱۴۰۲ پسر نازنینم آقا لیام به دنیا آمد و زندگی من، همسرم و دخترم نفس را پر از شادی و انرژی مثبت کرد.
در همان ماه، شراکت ۱۳ سالهام با برادرم را به پایان رساندم و کاملاً مستقل شدم.
یک بیل مکانیکی ۶ دانگ خریدم که کاملاً مال خودم است و از همان موقع تمام کارهایم مستقل شد.
تمام بدهیهایم را کامل تسویه کردم.
دستهچکهایم را پاره کردم و دیگر وارد هیچ ضمانتی نشدم.
۸ تا وام داشتم؛ همه را صاف کردم.
در آبان ۱۴۰۳ با حمایت بینظیر همسرم به کرج مهاجرت کردیم و حالا پنج ماه است از این تغییر فوقالعاده راضی و خوشحالیم.
در اسفند ۱۴۰۳ آپارتمان چهارطبقهای که در شاهرود داشتم را کامل ساختم و الان در مرحله سند زدن است.
کارم با بیل مکانیکی در کرج عالی شده و هر روز بهتر پیش میرود.
ماشین ساینا را تبدیل کردیم به یک دنا فوقالعاده.
دخترم نفس کلاس زبان میرود و در باشگاه فعال است.
در سال ۱۴۰۳ سفرهای زیادی رفتیم و تجربههای زیبایی ساختیم.اینها را نوشتم تا همیشه یادم بماند:
هر چقدر بیشتر به آموزهها عمل کردم، نعمت بیشتری وارد زندگیم شد.
و هر چقدر جدیتر ادامه دادم، معجزههای بزرگتری اتفاق افتاد.تحول مالی، رهایی از بیماری، ساخت خانه و شروع دوباره کسبوکار با عمل به آموزههای قانون آفرینش، روانشناسی ثروت ۱، قانون سلامتی، و کشف قوانین زندگی
من کسبوکاری داشتم که هیچوقت نتوانسته بودم از آن درآمد بسازم. هرچه بیشتر تلاش میکردم، کمتر نتیجه میگرفتم. مردادماه سال ۹۴، با دو فرزند ۶ ساله و دو ماهه، چنان تضادهای سختی وارد زندگیام شد که تمام درها به رویم بسته شد و امیدم را کاملاً از دست دادم. سلامتیام بهشدت افت کرده بود؛ هفتهای یا در مطب دکتر قلب بودم یا اعصاب. روزی شش قرص میخوردم و از صبح تا شب بیحال در خانه افتاده بودم تا نه چیزهایی که درونم میگذشت را حس کنم و نه با خانوادهام درگیر شوم.
یک شب، از ته دل از خدا خواستم کمکم کند تا وضعیت مالیام درست شود، چون چند روز بود حتی توان خرید نان را هم نداشتم. همان شب الهامی به دلم افتاد که عبارت «موفقیت مالی» را در اینترنت جستجو کنم. اولین نتیجه، سایت abasmanesh.com بود و زیر آن نوشته شده بود: «فقط روی خدا حساب باز کن». همان لحظه وارد صفحه فایل «فقط روی خدا حساب باز کن» شدم و خواندن توضیحات آن فایل، شروع یک زندگی کاملاً جدید برای من بود.
مدتها بود به هر کسی التماس میکردم که به من کاری بدهد. اما این فایل، خداوند از زبان استاد عباسمنش به من گفت: «فقط روی من حساب باز کن، نه روی هیچ انسان دیگری.» در همان لحظه فهمیدم که جواب تمام آن سالها بیپناهی، همین یک جمله بوده است.
با تمرکز روی آموزههای سایت، در کمتر از سه ماه و فقط با فایلهای هدیه، توانستم سلامتیام را کامل به دست بیاورم و در یک شرکت بزرگ در تهران مشغول به کار شوم. به آرامشی رسیدم که هیچوقت در زندگیام تجربه نکرده بودم. همیشه به خدا میگویم:
«خدایا، سپاسگزارم که خودت دست من را از جهنم گرفتی و مرا به بهشت آوردی.»بعد از چند ماه، دوره قانون آفرینش و دوره روانشناسی ثروت ۱ را خریدم و روی آموزههای این دو دوره با تمرکز کار کردم. این آموزهها به من قوت قلب و باور دادند که دوباره سراغ کسبوکار خودم بروم و این بار با ذهنی جدید و باورهای قدرتمندکننده شروع کنم.
این همان کسبوکاری بود که قبلاً داشتم و هیچ درآمدی از آن نمیساختم، اما وقتی باورهایم را تغییر دادم و روی آگاهیهای روانشناسی ثروت ۱ کار کردم، همان کسبوکار به درآمدهای عالی رسید. توانستم از همان کسبوکار ماشین صفر بخرم. بهترین خانه را در بهترین منطقه اجاره کردم. بعد خانه ویلایی خودم را ساختم و چندین زمین برای سرمایهگذاری خریدم. امروز در کسبوکارم اعتبار و شهرت نیک دارم.
الان در حال کار کردن روی آموزههای دوره کشف قوانین زندگی هستم. دارم ترمزهای ذهنیام را برمیدارم و در آستانه ورود به مدارهای بالاتر هستم؛ نتایج این بخش را هم بعداً مینویسم.
من با آموزههای روانشناسی ثروت ۱ خداوند رزّاق را شناختم؛ خدایی که از فضلش بیحساب میبخشد. به نظر من نام این دوره باید «دوره خداشناسی» باشد، چون مهمترین باوری که باعث جهش مالی من شد، باورهایی بود که این دوره درباره رابطه پول و معنویت به من یاد داد. این باورها ترمزهای اصلی ذهن من را در برابر ورود ثروت برداشت و درهای نعمت را به رویم باز کرد.
با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی توانستم ۱۵ کیلو وزن اضافهام را کم کنم. امروز در ۴۵ سالگی انرژی من از یک جوان ۲۰ ساله هم بیشتر است؛ بدنی سالم، ذهنی آرام و روحیهای سرشار از امید دارم.
امروز وقتی به گذشته نگاه میکنم، فقط یک جمله در ذهنم میآید:
«خدایا، شکرت که من را به این مسیر هدایت کردی.»تحول کامل مالی، شغلی و سبک زندگی با عمل به آموزههای
دوره ۱۲ قدم،
قانون سلامتی،
کشف قوانین زندگی،
و شیوه حل مسائل زندگیمن از سال ۹۸ با آموزههای استاد عباسمنش آشنا شدم. تا امروز دوره ۱۲ قدم، قانون سلامتی، کشف قوانین زندگی و شیوه حل مسائل زندگی را خریدهام و همراه همسرم روی آموزههای این دورهها کار میکنیم.
امروز دوباره چکاپ فرکانسی ۱۲ قدم را انجام دادم و زندگی امروزمان را با سال ۹۸ زمان شروع این مسیر مقایسه کردم و دیدم که چقدر پیشرفت کردهایم؛ پیشرفتی که اگر ثبتش نکنم، واقعاً قدرش را نمیدانم.
در سال ۹۸، همسرم بدهی سنگین بانکی داشت. چکهای زیادی از من و خودش دست طلبکارها بود. مغازه پوشاکفروشیمان را جمع کرده بودیم و او شغلی نداشت؛ فقط گاهی با اسنپ کار میکرد. وضعیت مالی، روحی و امید ما اصلاً خوب نبود.
اما با کار کردن روی آگاهیها، الهامات یکییکی رسید.
همسرم ایدههای جدید گرفت و با هدایت الهی، مسیرش را در حوزه حقوق پیدا کرد. در مهر ۹۸ در رشته حقوق دانشگاه ثبتنام کرد و ۲۳ بهمن ۹۸ مؤسسه حقوقی خودش را تأسیس کرد.و جالب اینکه قبل از شروع این مرحله جدید، طبق آموزههای استاد که همیشه تأکید داشتند «تا بدهیهای خود را پرداخت نکنید، پیشرفتی رخ نمیدهد»، ما تمام بدهیها را تا آبان ۹۸ تسویه کردیم و حتی خانهمان را هم از رهن بانک آزاد کردیم.
امروز که پنج سال از کار کردن مستمر ما با این آگاهیها گذشته، همسرم فوقلیسانس حقوق دارد، در کارش بهطرز چشمگیری رشد کرده و مؤسسهاش حالا یکی از بهترین مؤسسات حقوقی اصفهان است؛ به لطف خدای بزرگ و آموزشهای استاد عباسمنش.
در این پنج سال، زندگی ما از پایه متحول شد:
ما یک باغ خریدیم.
دو ماشین صفر داریم.
پسانداز عالی و موجودی حساب بانکیمان بسیار خوب است.
با آرامش، عزت نفس و اعتماد به خداوند، از زندگیمان واقعاً لذت میبریم.خدایا سپاسگزارم که ما را با این مسیر آشنا کردی. حالا با تمام وجود باور دارم که هر لحظهای که به قانون عمل میکنیم، همان لحظه شرایط دلخواهمان را خلق میکنیم.
قدردانی از تحولات بزرگ زندگی و نتایج شگفتانگیز با عمل به آموزههای دوره شیوه حل مسائل، دوره قانون آفرینش، دوره احساس لیاقت، و دوره روانشناسی ثروت ۱
استاد عزیزم، امیدوارم حال دلتان عالی باشد و قلبتان پر از نور خدا. مدتی بود که دلم میخواست از نتایجم برایتان بنویسم. همیشه با خودم میگفتم صبر کنم تا لیست خواستههای محققشدهام کامل شود، بعد همه را یکجا برایتان بفرستم. اما امروز قلبم گفت همین حالا بنویس؛ از چیزهایی که همین الان در دستانم است. وقتی بقیه تیک بخورند هم دوباره مینویسم.
این متن را از سرِ قدردانی برایتان مینویسم، چون احساس میکنم نوشتن نتایج، تنها راهی است که میتوانم بخش کوچکی از سپاس خودم را بابت آموزشهایی که زندگی من و خانوادهام را از این رو به آن رو کرده، ادا کنم. همینجا از خدای بسیار بخشنده میخواهم که سراسر زندگی شما را نور کند؛ چون شما با کلامتان نور امید، وعدههای خدا و حقیقت ایمان را وارد زندگی من کردید.
در یکسالونیم اخیر، با تمرکز بالا روی آموزشهای شما کار کردم. آموزشهای دوره شیوه حل مسائل، دوره قانون آفرینش و امسال هم دوره احساس لیاقت را تهیه و اجرا کردم. خداوند هم واقعاً برایم ترکاند. گاهی وقتی به نعمتهایی که خدا وارد زندگیام کرده فکر میکنم، دستهایم عرق میکند و قلبم تند میزند. اینها بخشی از دستاوردهای من است:
اولین دستاورد: شروع کار و چهار برابر شدن درآمد
من در شهر کبک کانادا زندگی و تحصیل میکنم. همیشه از خدا میخواستم که قبل از فارغالتحصیلی، کارم شروع شود و خودش کار را وارد زندگیام کند. حقوقم هم حداقل سه برابر حقوق دانشجوییام شود.
و خداوند دقیقاً همین را برایم انجام داد؛ بلکه خیلی بیشتر و بهتر از آنچه تصور میکردم.
اسکرینشات فیشهای درآمدم را برایتان ایمیل کردم. درآمدم از پارسال تا امسال چهار برابر بیشتر شده.دومین دستاورد: دفاع موفق از تز دکترا و فارغالتحصیلی
آگوست امسال از تز دکترام با موفقیت دفاع کردم. عکس مدرک دکترا را هم برایتان فرستادم، چون میدانم از دلم خبر دارید و میدانید چقدر برای این مسیر زحمت کشیدم. پشت این مدرک، داستانهای زیادی است که دیده نمیشود، اما مهمترین بخش آن هدایتهای خداوند بود؛ هدایتهایی که از طریق آموزشهای شما دریافتشان میکردم.سفر با آروی در کانادا
از وقتی سریال سفر به دور آمریکا را دیدم، آرزوی سفر با آروی در من شکل گرفت. امسال تابستان برای قدردانی از نعمتهایی که خدا وارد زندگیام کرد، همسر و پسرم را مهمان یک سفر ۱۰ روزه با آروی کردم. عکسش را برایتان ایمیل کردم. این سفر نتیجه همان تجسمها، همان تحسینها و همان احساسخوبهایی بود که از آموزشهای شما یاد گرفتم.سومین دستاورد: پرداخت تمام بدهیها
من ۱۶ هزار دلار بابت ماشین و وام دانشجویی بدهی داشتم. همه را تا جولای امسال تسویه کردم. الان هیچ بدهیای ندارم و این برای من یک آزادی بزرگ است.چهارمین دستاورد: دریافت سیتیزنشیپ کانادا
روز ۲۵ نوامبر یکی از قشنگترین روزهای زندگی من و همسرم بود؛ روزی که رسماً سیتیزن کانادا شدیم. عکس مراسم آنلاین را برایتان ایمیل کردم. پشت لبخند ما در آن عکس، سالها هدایت، امید، تلاش و ایمان به قولهای خداست که از طریق شما وارد مسیر زندگیام شد.الان پاسپورتی داریم که با آن میتوانیم آزادانه به سراسر دنیا سفر کنیم. این نتیجه عملکردن به آموزشهای دوره احساس لیاقت، دوره قانون آفرینش، دوره شیوه حل مسائل و دوره روانشناسی ثروت ۱ است.
استاد جان، میدانید یکی از زیباترین هدیههایی که به من دادید چیست؟ اینکه دنیا را دوباره برایم تعریف کردید. من را امیدوار کردید که میتوانم به خواستههایم برسم و امروز همه آنها محقق شدهاند.
این تغییرات فقط بر زندگی من نیست؛ روی اطرافیانم هم اثر گذاشته. همسرم اصلاً شما را نمیشناسد، فقط صدای فایلها را میشنود. هیچ توضیحی هم به او نمیدهم، چون گفته بودم تا خودش نپرسد توضیحی نمیدهم. اما دارم میبینم که فقط با دیدن رفتار و نتایج من، پابهپای من تغییر میکند. این همان چیزی است که میگویید: «۹۹ درصد آدمهای اطرافتان تغییر میکنند.»
وقتی با آروی سفر رفتیم، نمیدانید این تجربه چه خواستههایی را در دل دوستانمان ایجاد کرد. این عشق و نوری که شما منتشر میکنید، واقعاً در دنیا پخش شده. خدا بهخاطر خلقت شما قطعاً یکجور دیگر به خودش افتخار کرده.
استاد عزیزم، از شما بابت این آموزشها، این نور، این هدایت، این امید و این قوانین که مثل گنج هستند، بینهایت سپاسگزارم.
رهایی از مقایسه، بازسازی احساس ارزشمندی و جهش در روابط، درآمد و آرامش با عمل به آموزههای دوره احساس لیاقت
استاد، آگاهیهای دوره احساس لیاقت، بهخصوص جلساتی که دربارهی مقایسه صحبت کردید، تحولات بزرگی در زندگی من ایجاد کرد. این جلسات ریشه بسیاری از احساسات بدم را به من نشان داد و اثراتی روی ذهن و قلبم گذاشت که واقعاً در کلمات نمیگنجد.
بار اول که جلسات مربوط به مقایسه را گوش کردم، تازه فهمیدم که تقریباً همیشه و دربارهی هر موضوعی خودم را با دیگران مقایسه میکنم. با اینکه زیبایی، توانایی و استعداد زیادی داشتم، این مقایسهها بدون هیچ معیار درستی باعث میشد خودم را کمتر از بقیه ببینم. حتی رابطه خودم را با رابطههای دیگران مقایسه میکردم و این باعث میشد حس کمبود، نارضایتی و بیارزشی کنم.
وقتی دوره احساس لیاقت منتشر شد، این جلسه آنقدر من را درگیر کرد که باقی دورهها را کنار گذاشتم و فقط روی این موضوع کار کردم. شروع کردم به عمیق شدن در ریشههای احساس ارزشمندی درونم، مخصوصاً بخش مقایسه.
استاد عزیز، دوره احساس لیاقت تأثیرگذارترین دورهای است که تا امروز روش کار کردهام. این دوره واقعاً همه جنبههای زندگی من را دگرگون کرده. از زمانی که شروع کردم، احساس رضایت عمیقی از زندگیم دارم و بارها به خدا گفتهام: «خدایا، من ازت راضیم.»
درست است که خواستههای بزرگتری دارم، اما از مسیر فعلی و از تکتک لحظات رشدم لذت میبرم. با برگشتن به این دوره، دوباره الهامات و هدایتهای خدا را با وضوح بیشتری حس میکنم و زندگی برایم آسانتر شده.
استاد، شما با این دوره من را به خدا نزدیکتر کردید. آموزشهایی به من دادید که نظیر ندارد. زندگیام را در همه جنبهها از این رو به آن رو کردید. امروز من هیچ شباهتی به سال قبل ندارم.
تا امروز کامنت نمیگذاشتم، اما از این به بعد، برای تمام جلسات این دوره کامنت میگذارم تا یادم بماند از کجا به کجا رسیدم و دلیل نتایجم چه بود.
مینویسم تا همه بدانند اینها افسانه نیست. واقعیت محض است. من این آموزهها را باور کردم و نتیجه را با چشم خودم دیدم.
من باور کردم و از دختری که با ۲۰ هزار تومان در کارت، در پارک گریه میکرد…
تبدیل شدم به فردی که در مدت کوتاهی چند صد میلیون تومان پول ساخت آن هم در سن ۲۴ سالگی.استاد عزیزم، شما قوانینی را به من یاد دادید که ارزششان از هر نتیجهای بیشتر است.
شما من را به خدایی رساندید که تمام عمر دنبالش میگشتم.
بینهایت سپاسگزار شما و خداوندی هستم که من را هدایت کرد.جریان نعمت، آرامش و هدایت از عمل به آموزههای دوره قانون آفرینش
دوره قانون آفرینش اولین دورهای بود که برای سرمایهگذاری روی خودم خریدم. وقتی وارد دوره شدم و قدمبهقدم با آگاهیهای خالص، ساده و زندگیساز آن پیش رفتم، مثل انسان تشنهای بودم که هر جمله از این دوره برایم حکم آب گوارا داشت. هر بار که جلسات را گوش میدادم، بیشتر عاشق خدا و این قوانین ثابت، روشن و درست میشدم.
استاد عزیزم، بهخاطر عمل کردن به آگاهیها و تمرینات دوره قانون آفرینش انگار درهای رحمت به زندگی من باز شد و نعمتها یکییکی، اما هماهنگ و بزرگ، بهسمت من سرازیر شدند. احساس خوب، آرامش ذهن و روان، روابط عاطفی عالی، سفرهای فوقالعاده، و گرفتن مجوز شغلی که خداوند آن را به سادهترین شکل برایم جور کرد و تمام درها را به روی من باز کرد تنها بخشی از نتایجی است که با این دوره تجربه کردم.
در این دوره، آیهای که درباره مهاجرت توضیح دادید، ایمان و باور من را برای مهاجرت قوی کرد. امروز در شهری بهتر و در شرایطی بهتر زندگی میکنم؛ درست همانطور که در دلم میخواستم.
استاد، در هر بخش از زندگیام که آموزههای دوره قانون آفرینش را مثل وحی منزل باور کردم و به آنها عمل کردم، نتیجهای عجیب، شیرین و عمیق گرفتم. هر جا بین منطق ذهنم و الهام قلبم جنگ بود و نتوانستم با قلبم و طبق این آگاهیها پیش بروم، یا نتیجهای نگرفتم یا دیر گرفتم؛ چون باید ابتدا در مدار درک این آگاهیها قرار میگرفتم تا نتیجهاش ظاهر شود.
با عمل به آگاهیهای این دوره، یک حقیقت روشن را با تمام وجودم فهمیدم: باورهای ما دقیقاً نتایج زندگی ما را میسازند.
استاد عزیزم، با اینکه دوره قانون آفرینش را سه سال پیش خریدم، هنوز هم دارم روی آگاهیهایش کار میکنم و مدام آنها را تکرار میکنم، چون میدانم این آگاهیها اصل هستند و ذهنم باید دائماً این اصول را بشنود تا براساس آنها برنامهریزی شود.
از صمیم قلب خوشحالم که مسیرم را با دوره قانون آفرینش شروع کردم. این دوره پایهی فهم من از قوانین زندگی شد و کمکم کرد مبانی را عمیق و درست درک کنم؛ مبانیای که حالا در تمام بخشهای زندگیام جریان یافتهاند.



سلام به استاد عزیزم، خانم شایسته نازنین و دوستان فوق العاده م.
آقا من میخوام از دوره محبوبم بین دوره های استاد بنویسم که احساس میکنم اونقدری که باید توسط خیلی از دوستان کشف نشده :) فکر میکنم تقریبا همه دوره های استاد رو تهیه کرده باشم اما میتونم بهترین دوره استاد رو برای خودم بگم دیگه؟ کلا چیزی به نام بهترین فایل برای همه وجود نداره چون نیازها و خواسته ها ، موقعیت فعلی و بک گراند قبلی هر کسی متفاوته، و طبیعتا ممکنه هر دوره ای برای یه شخصی مفیدتر باشه و حتی توی همون دوره هم یه فایلی بیشتر از بقیه برای اونشخص مفید باشه و به دلش بشینه و یا حتی تو همون فایل هم یه جمله ای بیشتر از بقیه جملات تکونش بده …
برای شخصِ من با در نظر گرفتن تمام این شرایطی که گفتم، دوره روانشناسی ثروت 3 با اختلااااف به شدت تاثیرگزارتر از سایر دوره ها بوده و هست. حتی اون موقع که هنوز بیزینس خودموشروع نکرده بودم این دوره عجیییب رومتاثیر گذاشت…
و از بین 21 جلسه این دوره، جلسه دوم، جلسه پنجم و جلسه سیزدهم بیشتر از بقیه دلمو بردن
اصلا دوره عجیب غریبیه!
اون از فایل جلسه دوم که اصلا تووووحید خاااالصه و از نظر من زیبااااترین فایل استاد بین همه دوره های استاده و شروع عاشقیم با استاد هم با همین فایل شروع شد که یه تیکه هاییش توی تلگرام پخش شده بود…
و بعد جلسه سوم در ادامه بحث توحیدیِ جلسه دوم.
این چند ساله هروقت هر جا گیر میکنم پناه من جلسه 2 و 3 روانشناسی ثروت 3 هست که زورِ خدا رو به یادم میاره ️
جلسه چهارم در مورد باورها و مدارها، و جلسه پنجم که عششششق منه، در مورد باور فراوانی انقدددر قشنگ ذهن آدم رو به فراوانی باز میکنه که سیر نمیشم از فایل جلسه پنجم
جلسه 6 ادامه بحث باورها، جلسه 7 بحث احساس لیاقت، جلسه 8 و 9 در مورد تمرکز که چقدددرررر نه فقط برای من بلکه برای مامان و شهروز هم موثر بود و جلوی کلی از تصمیمات اشتباهمون رو گرفت…
جلسه 10 مروری هست به جلسات 1 تا 9 و تاکید بر اینکه این ما هستیم که اتفاقات زندگیمون رو رقم میرنیم… جلسه 11 پاسخ به سوالات دوستان و توضیح در مورد ملاک انتخاب شغل…
جلسه 12 توضیح اقتصاد مشارکتی و مثال مخصوصش Airbnb که بسیار جذابه.
جلسه 13 راجع به فرووووش که این جلسه هم عجیب غریبه و به شدت پاشنه آشیل برای 90درصدِ مردم از جمله خودم…و چقدددرررر من دوست دارم این فایل رو
جلسه 14 اینترنت مارکتینگ…
جلسه 15 ، 16 و 17 راجع به ایلان ماسک و بررسی باورهای مناسبش…
جلسه 18 و 19 در مورد تضاد و راه حل…
جلسه 20 توضیحات بیشتر در مورد بحث باورها
جلسه 21 کیس اِستادی در مورد اهمیت حرکت کردن…
جلسه 22 گفتگوی استاد با آقا ابراهیم
انقدر این دوره شسته رُفته، مفید، جذاب و فوق العادس که من عاشقانه همیشه در حال تکرارشم دقیقا هر چی که یه آدم توی کارش یا بیزینسش ممکنه احتیاج داشته باشه در موردش صحبت شده و مستقیم رفته سر اصل مطلب و تمرکزی کسب و کار و اتفاقات مالی رو نشونه گرفته … هروقت یه معجزه عجیبی تو زندگیم اتفاق افتاده بعد از کار کردن تمرکزی روی این دوره س…
از دوره قانون سلامتی بگم …
من تا 17-18 سالگی هر روز دو ساعت در روز با کالکشن انواع آهنگهای 6 و 8 دهه 60 و 70 ایرانی میرقصیدم :) خونمون دوطبقه بود و طبقه دومش رو با ضبط صوتی که از کیش اورده بودیم تبدیل کرده بودم به کاباره سوسن با هنرنمایی شهرزاد :)) بعد ازونم همیشه ورزش میکردم و حتی یه مدت در حد نینجاهای جنگجو :)) اطرافیان میگفتن “فازت چیه؟! خب لااقل یه مسابقاتی چیزی شرکت کن یه هدفی داشته باشه این همه ورجه وورجه..” رژیم هم رعایت میکردم و کلا استعداد چاقی هم نداشتم اما با وجود این همه ورزش و دائمُ الرژیم بودن کمر خیلی باریکی نداشتم… باریک بودا ولی نه اونجور که دوست داشتم :)) حتی دیگه طبق آموزشهای چرت و پرت سطح جامعه به این نتیجه رسیده بودم که فرمت بدن من نمیتونه ساعت شنی بشه و تو ژنتیکم نیست. دوره قانون سلامتی استاد رو که شروع کردم فقط بعد از دو ماه به اندامی رسیدم که وقتی یه مربی بعد از چندوقت تو باشگاه دیدتم گفت چه هیکلی ساختی ورزشتو عوض کردی؟! گفتم نه والا ورزشمو کمتر هم کردم چی بود چند ساعت هر روز تو باشگاه وقت و هزینه تلف کردن :)) قبلا همیشه نگران این بودم حالا که بدنم به ورزش زیاد عادت کرده نکنه با کمتر کردنش متابولیسمم بیاد پایین و چاق شم اما دوره قانون سلامتی کاملا بهم ثابت کرد که اصلا مسیر چیز دیگه ای بود…
یکی از دوستان پرسید دوره قانون سلامتی مضمونش چیه . یه توضیحاتی دادم و گفت “اینایی که گفتی کلا شد ده دقیقه، پس استاد بقیه جلسات رو چه توضیحاتی میده؟”… استاد تک تک جمله هاش رو خیلی علمی توضیح میده و انقدر این پروسه رو برای ذهن منطقی میکنه که دیگه بوی پلو که بهت میخوره دست و پات شل نشه بشینی دو پرس بزنی! یه دونه ش رو نمیذاری دهنت! پروسه منطقی کردنش و اطمینان به اینکه با این دوره داری بزرگترین خدمت رو به بدنت، سلامتیت، پروسه جوانسازیت و طول عمرت میکنی، مهمترین بخش ماجراست که کمک میکنه اول به پذیرشش و بعد به ادامش…
آخ آخخخ آخخخ… من تا حالا این بخش از سایت رو ندیده بودم :)) دیگه کار استاد و خانم شایسته جانم دراومد که هر روز بشینن نظرات منو تو بخش نتایج بخونن و منتشر کنن :))
چیکار کنیم دیگه ما جوونهای در تلاش برای پیرو مسیر استاد بودن دلمون به همین نتایج خوشه و تکرارش برای خودمون و دوستای قشنگمون که همه با هم هی انرژی بگیریم و بریم تو شِکَمِ نجواهایی که انقدر روشون زیاده که بازم تا به یه چالش جدید میخوریم میخوان بترسوننمون :) ما انقدر از نتایجمون انرژی میگیریم که زور هیچ نجوایی بهمون نرسه :)
از کجا شروع کنم که خدا رو خوش بیاد؟ :) از آخر برم به اول؟ :) از دوره قانون سلامتی بگم؟ :) نه بذار ازونجا شروع کنم که رابطم با خدا عاشقانه تر شد :) یعنی دروغ چرا، اون که همیشه عاشقم بود، خیلی زیاد روم کراش داشت از عنفوان کودکی :)) هی سعی میکرد بهم بفهونه ها ولی من تو باغ نبودم، نمیگرفتم پیامهای محبت آمیزشو :) فکر میکردم طبیعیه :) بعد خودش منو هدایت کرد به آشنایی به استاد جانم تا حواسم بهش جمع شه :) گفت بابا من اینجام دخترجون کجا رو نگاه میکنی؟ حواست کجاست؟ دنبال چی میگردی؟ من تو قلبتم، تو روحتم، تو مغز استخووناتم… یکم زمان برد تا با فرکانس استاد ارتباط برقرار کنم که داستانش رو توی داستان هدایتم نوشتم و نمیخوام تکرار مکررات باشه… ولی بازم میگم اصلا بذار تکرار مکررات شه :)) چی قشنگتر از تکرار داستان عاشقیِ من؟ :) دیدین این تازه عروس دامادا هر جا میرسن هی دوست دارن داستان آشناییشون رو به همه بگن :) منم میخوام بگم :)
داستان ازونجا شروع شد که از یه مدت قبل از رفتنِ بابا، مامان شروع کرده بود به تلاش در تغییر درونیاتش. امروز کتاب تو حوزه توسعه فردی و موفقیت چاپ میشد، فردا یه نسخه ش دست مامان بود :) یک سری دوره ها هم میرفت که بعضیاش رسما بیراهه بود :) یادمه یه بار از سر کار برگشتم، کلید تو در انداختم اومدم تو خونه دیدم یه سری خانم تو تاریکی نشستن یه سری اصوات عجیب غریب از خودشون خارج میکنن… برگام ریخت :)) بعد فهمیدم از نظر خودشون داشتن پاکسازی میکردن :)) بیشتر برگ ریزون بود تا پاکسازی :)) بعد ازون دوره های چرند و پرند رفت دوره نیروی حال که حداقل خطر جانی برای اطرافیان ایجاد نمیکرد :)) و در نهایت پس از طی سرابهای مختلف رسیده بود به سرچشمه… به همونجایی که باید میرسید… و شروع کرد روحش رو با کلام استاد عباسمنش جانم شستشو دادن…
حالا منی که اون دوره های قبلی مامان رو دورادور دیده بودم فکر میکردم استاد هم از همون تبهای گذراست… فقط خواهشم از مامان این بود که ما رو قاطی ماجرا نکنه و خودش در تنهایی گوش بده به صحبتهای استاد! ولی از یه جا دیگه منم به قول سوزان خانمِ روشن “افتادم تو دام عاشقی” :) استاد میگه من تبلیغ نمیکنم و جهان برام تبلیغ میکنه… من دقیقا از همون شاگردام که با تبلیغ جهان جذب استاد شدم… یه ناشناسی تو تلگرام بخشهایی از فایلهای استاد رو با موزیک قشنگ ادیت زده بود و پخش کرده بود و یه روزی که مامان یکی از همین فایلها رو پلِی کرد شهرزاد هم دل از کف داد :)
دیگه ازون روز به جرات میتونم بگم شاید روزی نبوده باشه که حداقل یک فایل از استاد گوش نداده باشم.. یه فایل که سهله، اکثر اوقات کل روز استاد با منه و شب با صدای استاد میخوابم..
من ازون شاگردای استادم که همه دوره های استاد رایگان دستم رسید و بعد اومدم همه رو خریدم…
بریم سراغ نتایج؟ :) از قدیم الایام همیشه آدم کوشایی بودم ولی تا قبل از استاد خیلی نتایج دندونگیری دریافت نکرده بودم… با استاد که آشنا شدم شِکُفتم :)) از کارمندی اول ارتقا رتبه گرفتم و حقوقم چند برابر شد و بعد باز ارتقا رتبه گرفتم و مدیر شدم و بعد باز رشد کردم و کمیسیون و دلار و غیره که تو کامنتهام و داستان هدایتم زیاد راجع بهشون صحبت کردم و الانم که بیزینس خودمو و دارم و آزاد و رها، همه جهان سرای من است :) شنبه داریم با مامان میریم استانبول، دقیقا دو روز بعد از برگشت با بابا میرم آفریقا، بیست روز بعدش سفر کاری به چین دارم، بعدش سفر کاری به هند و بعد به سنگاپور و دبی. و چی لذتبخشتر از این همه آزادی؟ :)
قبل از آشنایی با استاد یادمه برای یک روز مرخصی برای روز تولدم از چند وقت قبلش استرس میگرفتم و آخرشم انقدر بهم زنگ میزدن کوفتم میشد :) الان کی جلودارمه؟ :) اراده میکنم یک ساعت بعد بلیط میگیرم به هر جا میخوام :) قبل از آشنایی با استاد برای یه سفر سه روزه به ترکیه با حداقل هزینه ها باید کلی دو دو تا چهار تا میکردم… الان فقط باید جلوی خودمو بگیرم ازون ور بوم نیفتم با ریخت و پاش :)) سه چهار تا ملک توی این مدت خریدم، از بی آر تی سواری و تلاش در صندلی بازی و پیدا کردن صندلی خالی رسیدم به شاسی بلند سواری و برای مامان هم یه ماشین عین ماشین خودم خریدم…:)
موفقیتهای کاریم رو بلاشک اول از دوره های روانشناسی ثروت 1 استاد دارم و علاوه بر اون تمام آموزه های توحیدیشون که توی همه فایلهای رایگان و محصولات هست . شروع بیزینسم رو از اهرم رنج و لذت دارم که استاد تو دوره روانشناسی ثروت 1 کامل راجع بهش توضیح دادند. در ادامه، دوره روانشناسی ثروت 3 استاد اصلا یکی از بینظیرترین دوره هاشونه که خیلی به کسب و کار کمک میکنه. قدمها رو تا یه جایی کار کردم و در ادامه هستم. دوره احساس لیاقت ، عزت نفس و … چی بگم آخه… همش بی نظیره… به من باشه که بنظرم اصلا استاد باید برای حق عضویت توسایتشون هم هزینه subscribe بذارن. مگه میشه این همه آگاهی بدون پرداخت هزینه؟! پاچه خواری نمیکنما! من به شخصه با کمال میل پرداخت میکنم. نه که خیلی لارج باشم! نه! آخه بابا نتیجه گرفتم! نه یکی نه دو تا ! کل زندگیم زیر و رو شده! نه فقط زندگی خودم… حتی زندگی برادرم و مادرم… خدایا چطور سپاسگزارت باشم… عاشقتم استاد جانم
سلام به دوست عزیزم مجتبی جان
در پاسخ به سوال شما، واقعیت اینکه من به شخصه با لاغری و کشیدگی صورت مشکلی ندارم و اتفاقا شیک تر میدونمش، و این در رابطه با تاثیر دوره سلامتی روی لاغرتر شدن صورت من از تجربه خودم میگم، در ابتدا صورتم لاغرتر شد اما بعد از چند ماه انگار که بدنم با این سبک غذایی اَدابته شده باشه، صورتم یه مقدار پُرتر شد. ولی این تجربه من بوده، ممکنه برای شخص دیگه و بر حسب میزان و نوع پروتئین دریافتی روزانه ش منفاوت باشه. در کل برای استفاده از هر کدوم از دوره های استاد پیشنهاد میکنم ، مبنای تصمیم گیریتون رو معرفی خودِ استاد قرار بدید که چندین ویدیوی رایگان با توضیحات کامل در قسمت معرفی هر محصول گذاشتن. تجربه هر فرد بر اساس بَک گراندی که از قبل داشته و میزان تعهد فعلیش به آموزه ها میتونه متفاوت باشه . و در آخر ممنون که کامنتهای من رو خوندی و برات موفقیت هر روزه در تمام زمینه ها آرزو میکنم