نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • شاهده

    تجربهٔ آرامش عمیق، هدایت‌های دقیق و حل آسان مسائل با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    از وقتی وارد دوره هم‌جهت با جریان خداوند شدم، آرامش عمیقی درونم ایجاد شده. ایمانم قوی‌تر شده، باورم به خداوند عمیق‌تر شده و ترکیب این دوره با قانون آفرینش برایم فوق‌العاده بوده است. یکی از مهم‌ترین نتایجی که تنها از سه جلسه اول گرفتم، پیدا کردن ترمزهای مخفی ذهنی‌ام بود.

    قبل از این دوره بارها تجربه کرده بودم که تا «۹۰ درصد» به خواسته‌ام می‌رسیدم، اما در لحظات آخر همه‌چیز از هم می‌پاشید. همیشه برایم سؤال بود که چرا درست زمانی که باید به نتیجه برسم، اتفاقی می‌افتد و همه‌چیز عقب می‌افتد. حالا فهمیدم علتش مومنتوم‌های منفی مخفی در ذهنم بود که نمی‌گذاشت خواسته‌هایم به «۱۰۰ درصد» برسد.

    در همین مدت کوتاه، نتایج زیبایی وارد زندگیم شده است.

    این اتفاق‌ها برایم جمع‌بندی‌ مشخصی داشت.
    وقتی مومنتوم مثبت می‌سازم و با جریان خداوند هم‌جهت می‌شوم، همه‌چیز به ساده‌ترین شکل ممکن اتفاق می‌افتد.
    درک کردم چرا استاد این‌قدر روی مومنتوم تأکید دارند و چطور این آگاهی می‌تواند نتایج نیمه‌کارهٔ زندگی‌ام را به ۱۰۰ درصد برساند.

    خدایا شکرت که مرا در این مسیر زیبا هدایت کردی.

  • علی

    جهش مالی، آرامش عمیق و تجربه حضور خدا با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    استاد عزیز، می‌خواهم از نتایجی بگویم که با عمل به آگاهی‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند به دست آورده‌ام. با دانشی که در این مدت یاد گرفتم، مومنتوم مثبتی درباره خواسته‌هایم ساختم و دارم با قدرت ادامه می‌دهم؛ معجزه‌ها یکی پس از دیگری در حال رخ دادن هستند.

    از وقتی وارد این دوره شدم، انگار در دنیای دیگری حرکت می‌کنم. شما می‌گفتید وقتی در بندرعباس بودید، حال دلتان لطیف و سبک شده بود… استاد، من الان دقیقاً همان احساس را تجربه می‌کنم. حالم فوق‌العاده است و برای اولین بار، معنای واقعی آن حس ناب را می‌فهمم.

    از نظر مالی و حرفه‌ای، اتفاقات بی‌نظیری افتاده است. مشتری‌های عمده با من تماس می‌گیرند و خریدهای بزرگ انجام می‌دهند. واردکننده‌های زیادی پیشنهاد همکاری داده‌اند و پول‌هایی وارد حسابم شده که حتی فکرش را هم نمی‌کردم. این نتایج برای من نشانه‌ای واضح از هماهنگ شدن با جریان الهی است.

    یک نتیجه جالب‌تر اینکه همسرم امروز گفت: «از بس انرژی‌ات خوب شده، من هم کلی انرژی مثبت گرفته‌ام.» همان لحظه یاد جمله زیبای شما افتادم که می‌گفتید: «فرکانس نیاز به گفتن ندارد؛ همه آن را دریافت می‌کنند.»

    بزرگ‌ترین دریافتی که از این دوره داشته‌ام این است که هیچ چیز مهم‌تر از ادامه دادن این مسیر نیست. حس می‌کنم ادامه دادن این مسیر، همان معنای واقعی بندگی است؛ رها کردن کنترل، اعتماد کردن، و اجازه دادن به خدا برای هدایت کردن زندگی‌ام.

    همچنین فهمیدم چرا همیشه تأکید می‌کردید که کامنت‌های دانشجویان را بخوانیم. من تمام نظرات این دوره را خوانده‌ام و الان کاملاً درک می‌کنم که خواندن یا نخواندن کامنت‌ها، تفاوت بزرگی در فهم این دوره ایجاد می‌کند. تجربه و درک دانشجویان دیگر، فهم من را چند برابر عمیق‌تر کرد.

    استاد عزیز، از شما سپاسگزارم برای این آگاهی‌های بی‌نظیر و تحول‌آفرین دوره هم‌جهت با جریان خداوند. زندگی من زیر و رو شده و معنای جدیدی پیدا کرده است.

  • حامد

    درک قانون مومنتوم و پایانِ نتایج نیمه‌کاره با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    تا قبل از ورود به دوره هم‌جهت با جریان خداوند یک سؤال همیشه ذهنم را درگیر می‌کرد:
    چرا بعضی از نتایجی که می‌خواهم، نیمه‌کاره می‌ماند؟

    برای جوابش کارهای زیادی می‌کردم. دوباره از اول دوره‌ها را شروع می‌کردم، تمرین ستاره قطبی را از سر می‌گرفتم، ورودی‌ها را کنترل می‌کردم، خودم را ایزوله می‌کردم… اما بعد از مدتی اشتیاقم کم می‌شد. با اینکه نتایج بزرگی را با آموزه‌های استاد عباس‌منش خلق کرده بودم، هنوز خواسته‌هایی بودند که محقق نشده بود یا بهتر و بیشترش را می‌خواستم. برایشان تلاش ذهنی و عملی می‌کردم اما باز نیمه‌کاره رها می‌شدند.

    اینجا بود که سؤال اساسی دوباره برمی‌گشت:
    چرا فرکانس‌های من به نقطه ۱۰۰ نمی‌رسند؟ چه چیزی را به کار نمی‌گیرم؟

    تا اینکه دوره هم‌جهت با جریان خداوند منتشر شد. تنها با ورود به جلسه اول و شنیدن توضیح استاد درباره قانون «مومنتوم»، فهمیدم گمشده‌ای که سال‌ها دنبالش بودم همین بوده. این همان فرمول ساده‌ای بود که همیشه جای خالی‌اش را در معادله خواسته‌های نیمه‌کاره‌ام احساس می‌کردم.

    وقتی استاد قانون مومنتوم را توضیح دادند، کاملاً حس کردم که این همان حلقه مفقوده‌ای است که نمی‌دانستم وجود دارد. این همان چیزی است که فرکانس را به ۱۰۰ می‌رساند و نتیجه را ۱۰۰ درصد محقق می‌کند. با نشانه‌ها و نتایجی که همان روزها وارد زندگی‌ام شد، مطمئن شدم که مسیر درست را پیدا کرده‌ام.

    واقعاً خوشا به حال کسی که از همان ابتدا با قانون مومنتوم آشنا شود؛ چنین فردی از همان اول راحت‌ترین، لذت‌بخش‌ترین و سرراست‌ترین مسیر خلق را پیدا می‌کند و درست همان‌طور که استاد عباس‌منش می‌گویند، «از همان ابتدا روی شانه‌های خداوند می‌نشیند.»

    هر بار که جلسات را تکرار می‌کنم—تا الان در جلسه پنجم هستم—درک دقیق‌تری پیدا می‌کنم از اینکه چطور تمرین کنم و چطور قانون خلق را به شکل درست اجرا کنم.
    وقتی قانون مومنتوم را بفهمی، خیلی راحت می‌توانی برای خودت تمرین‌هایی تعریف کنی که دقیقاً تو را در مسیر خواسته‌ات قرار دهد و حتی با اطمینان ۱۰۰ درصد آینده‌ات را پیش‌بینی کنی. چون می‌دانی که قانون، قانون است؛ مثل ۲+۲=۴.

    یکی از ارزشمندترین بخش‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند ، مثال‌های استاد عباس‌منش است. تشبیه‌هایی که ارائه شده‌اند، قانون مومنتوم را از یک مفهوم ذهنی و متافیزیکی تبدیل می‌کنند به چیزی کاملاً ساده، قابل لمس و قابل اجرا. انگار استاد قانون را از آسمان برداشته و در زندگی روزمره ما گذاشته است.

    بعد از مدتی تکرار جلسات و انجام تمرین‌ها، به وضوح متوجه شدم که خلق خواسته‌ها طبیعی است؛ ثروتمند بودن طبیعی است؛ رسیدن به هر چیزی که بسازم طبیعی است. اتفاقاتی که در این مدت برایم رخ داده که بخش زیادی از آنها مالی بوده به من ثابت کرد که وقتی مسیر درست باشد و قانون مومنتوم را درک و اجرا کنم، نتیجه حتماً ۱۰۰ درصد رخ می‌دهد.

    حالا می‌دانم چطور در فرکانس خواسته‌هایم بمانم و ادامه دهم تا نتیجه محقق شود.

    استاد عزیز، بابت این آگاهی‌های عمیق و ارزشمند دوره هم‌جهت با جریان خداوند ، از شما بی‌نهایت سپاسگزارم.

  • -فرهاد و عسل

    تحول مالی، استقلال، رشد خانوادگی و جهش شغلی با عمل به آموزه‌های استاد عباس‌منش و دوره‌های سایت abasmanesh.com

    داستان هدایت من به سمت آموزه‌های استاد عباس‌منش از جایی شروع شد که یک روز دو نفر را دیدم که با شور و هیجان درباره فایل‌های انگیزشی ایشان صحبت می‌کردند. کنجکاو شدم… چندبار فایل‌های استاد را دیدم و تازه همان موقع فهمیدم استاد عباس‌منش سایت دارد. همان‌جا وارد سایت شدم و عضو این دانشگاه بزرگ زندگی شدم.

    آن روزها ترک‌تحصیل کرده بودم و تازه وارد بازار کار شده بودم. از شاگردی شروع کردم… با حقوق ماهی ۲۰۰ هزار تومان.

    اما امروز که برگشتم و کامنت‌های قدیمی‌ام را خواندم، دیدم سال ۹۵ درآمدم رسیده بود به ماهی ۵ میلیون تومان. سال ۹۷ درآمدم به ۳۰ میلیون رسیده بود.

    و حالا؟
    حقیقتاً حساب کردن درآمد ماهانه‌ام برایم سخت شده! چون هم در حوزه ساخت‌وساز ملک فعال هستم و هم کسب‌وکار مستقل بیل مکانیکی دارم.
    به‌طور تقریبی، نسبت به سال ۹۷ درآمدم نزدیک ۱۰ برابر شده… و نسبت به روزی که با ماهی ۲۰۰ هزار تومان شروع کردم، حدود ۱۵۰۰ برابر رشد کرده است.

    و جالب‌تر این‌که می‌دانم اگر دقیق‌تر و کامل‌تر به تمام آگاهی‌هایی که از استاد یاد گرفتم عمل می‌کردم، باید الان می‌نوشتم «۱۵۰۰۰ برابر». این یعنی هنوز جای رشد بسیار بزرگی برای من وجود دارد و این مسیر ادامه دارد.

    این‌ها بخشی از نتایج من در طی سال‌ها عمل به آموزه‌های استاد عباس‌منش است:

    در بهمن ۱۴۰۲ پسر نازنینم آقا لیام به دنیا آمد و زندگی من، همسرم و دخترم نفس را پر از شادی و انرژی مثبت کرد.
    در همان ماه، شراکت ۱۳ ساله‌ام با برادرم را به پایان رساندم و کاملاً مستقل شدم.
    یک بیل مکانیکی ۶ دانگ خریدم که کاملاً مال خودم است و از همان موقع تمام کارهایم مستقل شد.
    تمام بدهی‌هایم را کامل تسویه کردم.
    دسته‌چک‌هایم را پاره کردم و دیگر وارد هیچ ضمانتی نشدم.
    ۸ تا وام داشتم؛ همه را صاف کردم.
    در آبان ۱۴۰۳ با حمایت بی‌نظیر همسرم به کرج مهاجرت کردیم و حالا پنج ماه است از این تغییر فوق‌العاده راضی و خوشحالیم.
    در اسفند ۱۴۰۳ آپارتمان چهارطبقه‌ای که در شاهرود داشتم را کامل ساختم و الان در مرحله سند زدن است.
    کارم با بیل مکانیکی در کرج عالی شده و هر روز بهتر پیش می‌رود.
    ماشین ساینا را تبدیل کردیم به یک دنا فوق‌العاده.
    دخترم نفس کلاس زبان می‌رود و در باشگاه فعال است.
    در سال ۱۴۰۳ سفرهای زیادی رفتیم و تجربه‌های زیبایی ساختیم.

    این‌ها را نوشتم تا همیشه یادم بماند:

    هر چقدر بیشتر به آموزه‌ها عمل کردم، نعمت بیشتری وارد زندگیم شد.
    و هر چقدر جدی‌تر ادامه دادم، معجزه‌های بزرگ‌تری اتفاق افتاد.

  • -احمدرضا هودرجی

    تحول مالی، رهایی از بیماری، ساخت خانه و شروع دوباره کسب‌وکار با عمل به آموزه‌های قانون آفرینش، روانشناسی ثروت ۱، قانون سلامتی، و کشف قوانین زندگی

    من کسب‌وکاری داشتم که هیچ‌وقت نتوانسته بودم از آن درآمد بسازم. هرچه بیشتر تلاش می‌کردم، کمتر نتیجه می‌گرفتم. مردادماه سال ۹۴، با دو فرزند ۶ ساله و دو ماهه، چنان تضادهای سختی وارد زندگی‌ام شد که تمام درها به رویم بسته شد و امیدم را کاملاً از دست دادم. سلامتی‌ام به‌شدت افت کرده بود؛ هفته‌ای یا در مطب دکتر قلب بودم یا اعصاب. روزی شش قرص می‌خوردم و از صبح تا شب بی‌حال در خانه افتاده بودم تا نه چیزهایی که درونم می‌گذشت را حس کنم و نه با خانواده‌ام درگیر شوم.

    یک شب، از ته دل از خدا خواستم کمکم کند تا وضعیت مالی‌ام درست شود، چون چند روز بود حتی توان خرید نان را هم نداشتم. همان شب الهامی به دلم افتاد که عبارت «موفقیت مالی» را در اینترنت جستجو کنم. اولین نتیجه، سایت abasmanesh.com بود و زیر آن نوشته شده بود: «فقط روی خدا حساب باز کن». همان لحظه وارد صفحه فایل «فقط روی خدا حساب باز کن» شدم و خواندن توضیحات آن فایل، شروع یک زندگی کاملاً جدید برای من بود.

    مدت‌ها بود به هر کسی التماس می‌کردم که به من کاری بدهد. اما این فایل، خداوند از زبان استاد عباس‌منش به من گفت: «فقط روی من حساب باز کن، نه روی هیچ انسان دیگری.» در همان لحظه فهمیدم که جواب تمام آن سال‌ها بی‌پناهی، همین یک جمله بوده است.

    با تمرکز روی آموزه‌های سایت، در کمتر از سه ماه و فقط با فایل‌های هدیه، توانستم سلامتی‌ام را کامل به دست بیاورم و در یک شرکت بزرگ در تهران مشغول به کار شوم. به آرامشی رسیدم که هیچ‌وقت در زندگی‌ام تجربه نکرده بودم. همیشه به خدا می‌گویم:
    «خدایا، سپاسگزارم که خودت دست من را از جهنم گرفتی و مرا به بهشت آوردی.»

    بعد از چند ماه، دوره قانون آفرینش و دوره روانشناسی ثروت ۱ را خریدم و روی آموزه‌های این دو دوره با تمرکز کار کردم. این آموزه‌ها به من قوت قلب و باور دادند که دوباره سراغ کسب‌وکار خودم بروم و این بار با ذهنی جدید و باورهای قدرتمندکننده شروع کنم.

    این همان کسب‌وکاری بود که قبلاً داشتم و هیچ درآمدی از آن نمی‌ساختم، اما وقتی باورهایم را تغییر دادم و روی آگاهی‌های روانشناسی ثروت ۱ کار کردم، همان کسب‌وکار به درآمدهای عالی رسید. توانستم از همان کسب‌وکار ماشین صفر بخرم. بهترین خانه را در بهترین منطقه اجاره کردم. بعد خانه ویلایی خودم را ساختم و چندین زمین برای سرمایه‌گذاری خریدم. امروز در کسب‌وکارم اعتبار و شهرت نیک دارم.

    الان در حال کار کردن روی آموزه‌های دوره کشف قوانین زندگی هستم. دارم ترمزهای ذهنی‌ام را برمی‌دارم و در آستانه ورود به مدارهای بالاتر هستم؛ نتایج این بخش را هم بعداً می‌نویسم.

    من با آموزه‌های روانشناسی ثروت ۱ خداوند رزّاق را شناختم؛ خدایی که از فضلش بی‌حساب می‌بخشد. به نظر من نام این دوره باید «دوره خداشناسی» باشد، چون مهم‌ترین باوری که باعث جهش مالی من شد، باورهایی بود که این دوره درباره رابطه پول و معنویت به من یاد داد. این باورها ترمزهای اصلی ذهن من را در برابر ورود ثروت برداشت و درهای نعمت را به رویم باز کرد.

    با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی توانستم ۱۵ کیلو وزن اضافه‌ام را کم کنم. امروز در ۴۵ سالگی انرژی من از یک جوان ۲۰ ساله هم بیشتر است؛ بدنی سالم، ذهنی آرام و روحیه‌ای سرشار از امید دارم.

    امروز وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، فقط یک جمله در ذهنم می‌آید:
    «خدایا، شکرت که من را به این مسیر هدایت کردی.»

  • -آینازصدیق

    افزایش بیش از ۱۰ برابری درآمد و بازگشت سلامتی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    می‌خواستم نتیجه‌ای را که فقط با گوش دادن و عمل کردن به آگاهی‌های دو قدم اول از دورهٔ ۱۲ قدم گرفتم، با شما به اشتراک بگذارم.

    من و همسرم حدود هشت ماه پیش شروع کردیم به کار کردن با این دوره. آن زمان درآمد ما بسیار پایین بود. تازه کسب‌وکارمان را راه‌انداخته بودیم و هنوز مهارت و تجربه کافی نداشتیم. پروژه‌هایی که می‌گرفتیم حدود دو میلیون تومان بود. اما الآن، فقط با همان دو قدم اول و عمل جدی به آگاهی‌ها، ارزش پروژه‌هایی که می‌گیریم بیش از ده برابر شده است.

    تأثیر این دوره فقط محدود به کسب‌وکارمان نیست؛ سلامتی من هم به‌طور کامل متحول شده است. نزدیک ده سال بود که در پاییز و زمستان بیشتر روزها بیمار می‌شدم، اما الان که در میانه بهمن هستیم، برای اولین بار حتی یک بار هم سرما نخورده‌ام!

    اومده بودم کامنت‌ها را بخوانم که از نتایج شما انرژی بگیرم، اما دیدم لازم است من هم تجربه‌ام را بنویسم تا شاید برای کسی الهام‌بخش باشد.

  • -هاجر نخکو

    تحول کامل مالی، شغلی و سبک زندگی با عمل به آموزه‌های
    دوره ۱۲ قدم،
    قانون سلامتی،
    کشف قوانین زندگی،
    و شیوه حل مسائل زندگی

    من از سال ۹۸ با آموزه‌های استاد عباس‌منش آشنا شدم. تا امروز دوره ۱۲ قدم، قانون سلامتی، کشف قوانین زندگی و شیوه حل مسائل زندگی را خریده‌ام و همراه همسرم روی آموزه‌های این دوره‌ها کار می‌کنیم.

    امروز دوباره چکاپ فرکانسی ۱۲ قدم را انجام دادم و زندگی امروزمان را با سال ۹۸ زمان شروع این مسیر مقایسه کردم و دیدم که چقدر پیشرفت کرده‌ایم؛ پیشرفتی که اگر ثبتش نکنم، واقعاً قدرش را نمی‌دانم.

    در سال ۹۸، همسرم بدهی سنگین بانکی داشت. چک‌های زیادی از من و خودش دست طلبکارها بود. مغازه پوشاک‌فروشی‌مان را جمع کرده بودیم و او شغلی نداشت؛ فقط گاهی با اسنپ کار می‌کرد. وضعیت مالی، روحی و امید ما اصلاً خوب نبود.

    اما با کار کردن روی آگاهی‌ها، الهامات یکی‌یکی رسید.
    همسرم ایده‌های جدید گرفت و با هدایت الهی، مسیرش را در حوزه حقوق پیدا کرد. در مهر ۹۸ در رشته حقوق دانشگاه ثبت‌نام کرد و ۲۳ بهمن ۹۸ مؤسسه حقوقی خودش را تأسیس کرد.

    و جالب اینکه قبل از شروع این مرحله جدید، طبق آموزه‌های استاد که همیشه تأکید داشتند «تا بدهی‌های خود را پرداخت نکنید، پیشرفتی رخ نمی‌دهد»، ما تمام بدهی‌ها را تا آبان ۹۸ تسویه کردیم و حتی خانه‌مان را هم از رهن بانک آزاد کردیم.

    امروز که پنج سال از کار کردن مستمر ما با این آگاهی‌ها گذشته، همسرم فوق‌لیسانس حقوق دارد، در کارش به‌طرز چشمگیری رشد کرده و مؤسسه‌اش حالا یکی از بهترین مؤسسات حقوقی اصفهان است؛ به لطف خدای بزرگ و آموزش‌های استاد عباس‌منش.

    در این پنج سال، زندگی ما از پایه متحول شد:
    ما یک باغ خریدیم.
    دو ماشین صفر داریم.
    پس‌انداز عالی و موجودی حساب بانکی‌مان بسیار خوب است.
    با آرامش، عزت نفس و اعتماد به خداوند، از زندگی‌مان واقعاً لذت می‌بریم.

    خدایا سپاسگزارم که ما را با این مسیر آشنا کردی. حالا با تمام وجود باور دارم که هر لحظه‌ای که به قانون عمل می‌کنیم، همان لحظه شرایط دلخواهمان را خلق می‌کنیم.

  • -مرضیه

    قدردانی از تحولات بزرگ زندگی و نتایج شگفت‌انگیز با عمل به آموزه‌های دوره شیوه حل مسائل، دوره قانون آفرینش، دوره احساس لیاقت، و دوره روانشناسی ثروت ۱

    استاد عزیزم، امیدوارم حال دلتان عالی باشد و قلبتان پر از نور خدا. مدتی بود که دلم می‌خواست از نتایجم برایتان بنویسم. همیشه با خودم می‌گفتم صبر کنم تا لیست خواسته‌های محقق‌شده‌ام کامل شود، بعد همه را یک‌جا برایتان بفرستم. اما امروز قلبم گفت همین حالا بنویس؛ از چیزهایی که همین الان در دستانم است. وقتی بقیه تیک بخورند هم دوباره می‌نویسم.

    این متن را از سرِ قدردانی برایتان می‌نویسم، چون احساس می‌کنم نوشتن نتایج، تنها راهی است که می‌توانم بخش کوچکی از سپاس خودم را بابت آموزش‌هایی که زندگی من و خانواده‌ام را از این رو به آن رو کرده، ادا کنم. همین‌جا از خدای بسیار بخشنده می‌خواهم که سراسر زندگی شما را نور کند؛ چون شما با کلامتان نور امید، وعده‌های خدا و حقیقت ایمان را وارد زندگی من کردید.

    در یک‌سال‌ونیم اخیر، با تمرکز بالا روی آموزش‌های شما کار کردم. آموزش‌های دوره شیوه حل مسائل، دوره قانون آفرینش و امسال هم دوره احساس لیاقت را تهیه و اجرا کردم. خداوند هم واقعاً برایم ترکاند. گاهی وقتی به نعمت‌هایی که خدا وارد زندگی‌ام کرده فکر می‌کنم، دست‌هایم عرق می‌کند و قلبم تند می‌زند. این‌ها بخشی از دستاوردهای من است:

    اولین دستاورد: شروع کار و چهار برابر شدن درآمد
    من در شهر کبک کانادا زندگی و تحصیل می‌کنم. همیشه از خدا می‌خواستم که قبل از فارغ‌التحصیلی، کارم شروع شود و خودش کار را وارد زندگی‌ام کند. حقوقم هم حداقل سه برابر حقوق دانشجویی‌ام شود.
    و خداوند دقیقاً همین را برایم انجام داد؛ بلکه خیلی بیشتر و بهتر از آنچه تصور می‌کردم.
    اسکرین‌شات فیش‌های درآمدم را برایتان ایمیل کردم. درآمدم از پارسال تا امسال چهار برابر بیشتر شده.

    دومین دستاورد: دفاع موفق از تز دکترا و فارغ‌التحصیلی
    آگوست امسال از تز دکترام با موفقیت دفاع کردم. عکس مدرک دکترا را هم برایتان فرستادم، چون می‌دانم از دلم خبر دارید و می‌دانید چقدر برای این مسیر زحمت کشیدم. پشت این مدرک، داستان‌های زیادی است که دیده نمی‌شود، اما مهم‌ترین بخش آن هدایت‌های خداوند بود؛ هدایت‌هایی که از طریق آموزش‌های شما دریافتشان می‌کردم.

    سفر با آروی در کانادا
    از وقتی سریال سفر به دور آمریکا را دیدم، آرزوی سفر با آروی در من شکل گرفت. امسال تابستان برای قدردانی از نعمت‌هایی که خدا وارد زندگی‌ام کرد، همسر و پسرم را مهمان یک سفر ۱۰ روزه با آروی کردم. عکسش را برایتان ایمیل کردم. این سفر نتیجه همان تجسم‌ها، همان تحسین‌ها و همان احساس‌خوب‌هایی بود که از آموزش‌های شما یاد گرفتم.

    سومین دستاورد: پرداخت تمام بدهی‌ها
    من ۱۶ هزار دلار بابت ماشین و وام دانشجویی بدهی داشتم. همه را تا جولای امسال تسویه کردم. الان هیچ بدهی‌ای ندارم و این برای من یک آزادی بزرگ است.

    چهارمین دستاورد: دریافت سیتیزن‌شیپ کانادا
    روز ۲۵ نوامبر یکی از قشنگ‌ترین روزهای زندگی من و همسرم بود؛ روزی که رسماً سیتیزن کانادا شدیم. عکس مراسم آنلاین را برایتان ایمیل کردم. پشت لبخند ما در آن عکس، سال‌ها هدایت، امید، تلاش و ایمان به قول‌های خداست که از طریق شما وارد مسیر زندگی‌ام شد.

    الان پاسپورتی داریم که با آن می‌توانیم آزادانه به سراسر دنیا سفر کنیم. این نتیجه عمل‌کردن به آموزش‌های دوره احساس لیاقت، دوره قانون آفرینش، دوره شیوه حل مسائل و دوره روانشناسی ثروت ۱ است.

    استاد جان، می‌دانید یکی از زیباترین هدیه‌هایی که به من دادید چیست؟ اینکه دنیا را دوباره برایم تعریف کردید. من را امیدوار کردید که می‌توانم به خواسته‌هایم برسم و امروز همه آن‌ها محقق شده‌اند.

    این تغییرات فقط بر زندگی من نیست؛ روی اطرافیانم هم اثر گذاشته. همسرم اصلاً شما را نمی‌شناسد، فقط صدای فایل‌ها را می‌شنود. هیچ توضیحی هم به او نمی‌دهم، چون گفته بودم تا خودش نپرسد توضیحی نمی‌دهم. اما دارم می‌بینم که فقط با دیدن رفتار و نتایج من، پا‌به‌پای من تغییر می‌کند. این همان چیزی است که می‌گویید: «۹۹ درصد آدم‌های اطرافتان تغییر می‌کنند.»

    وقتی با آروی سفر رفتیم، نمی‌دانید این تجربه چه خواسته‌هایی را در دل دوستانمان ایجاد کرد. این عشق و نوری که شما منتشر می‌کنید، واقعاً در دنیا پخش شده. خدا به‌خاطر خلقت شما قطعاً یک‌جور دیگر به خودش افتخار کرده.

    استاد عزیزم، از شما بابت این آموزش‌ها، این نور، این هدایت، این امید و این قوانین که مثل گنج هستند، بی‌نهایت سپاسگزارم.

  • -آتوسا رضائی‌پور

    رهایی از مقایسه، بازسازی احساس ارزشمندی و جهش در روابط، درآمد و آرامش با عمل به آموزه‌های دوره احساس لیاقت

    استاد، آگاهی‌های دوره احساس لیاقت، به‌خصوص جلساتی که درباره‌ی مقایسه صحبت کردید، تحولات بزرگی در زندگی من ایجاد کرد. این جلسات ریشه بسیاری از احساسات بدم را به من نشان داد و اثراتی روی ذهن و قلبم گذاشت که واقعاً در کلمات نمی‌گنجد.

    بار اول که جلسات مربوط به مقایسه را گوش کردم، تازه فهمیدم که تقریباً همیشه و درباره‌ی هر موضوعی خودم را با دیگران مقایسه می‌کنم. با اینکه زیبایی، توانایی و استعداد زیادی داشتم، این مقایسه‌ها بدون هیچ معیار درستی باعث می‌شد خودم را کمتر از بقیه ببینم. حتی رابطه خودم را با رابطه‌های دیگران مقایسه می‌کردم و این باعث می‌شد حس کمبود، نارضایتی و بی‌ارزشی کنم.

    وقتی دوره احساس لیاقت منتشر شد، این جلسه آن‌قدر من را درگیر کرد که باقی دوره‌ها را کنار گذاشتم و فقط روی این موضوع کار کردم. شروع کردم به عمیق شدن در ریشه‌های احساس ارزشمندی درونم، مخصوصاً بخش مقایسه.

    استاد عزیز، دوره احساس لیاقت تأثیرگذارترین دوره‌ای است که تا امروز روش کار کرده‌ام. این دوره واقعاً همه جنبه‌های زندگی من را دگرگون کرده. از زمانی که شروع کردم، احساس رضایت عمیقی از زندگیم دارم و بارها به خدا گفته‌ام: «خدایا، من ازت راضیم.»

    درست است که خواسته‌های بزرگ‌تری دارم، اما از مسیر فعلی و از تک‌تک لحظات رشدم لذت می‌برم. با برگشتن به این دوره، دوباره الهامات و هدایت‌های خدا را با وضوح بیشتری حس می‌کنم و زندگی برایم آسان‌تر شده.

    استاد، شما با این دوره من را به خدا نزدیک‌تر کردید. آموزش‌هایی به من دادید که نظیر ندارد. زندگی‌ام را در همه جنبه‌ها از این رو به آن رو کردید. امروز من هیچ شباهتی به سال قبل ندارم.

    تا امروز کامنت نمی‌گذاشتم، اما از این به بعد، برای تمام جلسات این دوره کامنت می‌گذارم تا یادم بماند از کجا به کجا رسیدم و دلیل نتایجم چه بود.

    می‌نویسم تا همه بدانند این‌ها افسانه نیست. واقعیت محض است. من این آموزه‌ها را باور کردم و نتیجه را با چشم خودم دیدم.
    من باور کردم و از دختری که با ۲۰ هزار تومان در کارت، در پارک گریه می‌کرد…
    تبدیل شدم به فردی که در مدت کوتاهی چند صد میلیون تومان پول ساخت آن هم در سن ۲۴ سالگی.

    استاد عزیزم، شما قوانینی را به من یاد دادید که ارزششان از هر نتیجه‌ای بیشتر است.
    شما من را به خدایی رساندید که تمام عمر دنبالش می‌گشتم.
    بی‌نهایت سپاسگزار شما و خداوندی هستم که من را هدایت کرد.

  • -سمیه زحمتکش

    جریان نعمت، آرامش و هدایت از عمل به آموزه‌های دوره قانون آفرینش

    دوره قانون آفرینش اولین دوره‌ای بود که برای سرمایه‌گذاری روی خودم خریدم. وقتی وارد دوره شدم و قدم‌به‌قدم با آگاهی‌های خالص، ساده و زندگی‌ساز آن پیش رفتم، مثل انسان تشنه‌ای بودم که هر جمله از این دوره برایم حکم آب گوارا داشت. هر بار که جلسات را گوش می‌دادم، بیشتر عاشق خدا و این قوانین ثابت، روشن و درست می‌شدم.

    استاد عزیزم، به‌خاطر عمل کردن به آگاهی‌ها و تمرینات دوره قانون آفرینش انگار درهای رحمت به زندگی من باز شد و نعمت‌ها یکی‌یکی، اما هماهنگ و بزرگ، به‌سمت من سرازیر شدند. احساس خوب، آرامش ذهن و روان، روابط عاطفی عالی، سفرهای فوق‌العاده، و گرفتن مجوز شغلی که خداوند آن را به ساده‌ترین شکل برایم جور کرد و تمام درها را به روی من باز کرد تنها بخشی از نتایجی است که با این دوره تجربه کردم.

    در این دوره، آیه‌ای که درباره مهاجرت توضیح دادید، ایمان و باور من را برای مهاجرت قوی کرد. امروز در شهری بهتر و در شرایطی بهتر زندگی می‌کنم؛ درست همان‌طور که در دلم می‌خواستم.

    استاد، در هر بخش از زندگی‌ام که آموزه‌های دوره قانون آفرینش را مثل وحی منزل باور کردم و به آن‌ها عمل کردم، نتیجه‌ای عجیب، شیرین و عمیق گرفتم. هر جا بین منطق ذهنم و الهام قلبم جنگ بود و نتوانستم با قلبم و طبق این آگاهی‌ها پیش بروم، یا نتیجه‌ای نگرفتم یا دیر گرفتم؛ چون باید ابتدا در مدار درک این آگاهی‌ها قرار می‌گرفتم تا نتیجه‌اش ظاهر شود.

    با عمل به آگاهی‌های این دوره، یک حقیقت روشن را با تمام وجودم فهمیدم: باورهای ما دقیقاً نتایج زندگی ما را می‌سازند.

    استاد عزیزم، با اینکه دوره قانون آفرینش را سه سال پیش خریدم، هنوز هم دارم روی آگاهی‌هایش کار می‌کنم و مدام آن‌ها را تکرار می‌کنم، چون می‌دانم این آگاهی‌ها اصل هستند و ذهنم باید دائماً این اصول را بشنود تا براساس آن‌ها برنامه‌ریزی شود.

    از صمیم قلب خوشحالم که مسیرم را با دوره قانون آفرینش شروع کردم. این دوره پایه‌ی فهم من از قوانین زندگی شد و کمکم کرد مبانی را عمیق و درست درک کنم؛ مبانی‌ای که حالا در تمام بخش‌های زندگی‌ام جریان یافته‌اند.

1 2 3 4 5 6 24

319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «زهرا خضری» در این صفحه: 9
  1. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم در گروه عباس منش. من واقعاً یه تجربه‌ای داشتم که واقعاً خدای ما خدایی که کارایی انجام میده که بسیار بسیار عجیب و غریبه. من واقعا دوباره. بعد از اینکه 10 سال در مالزی بودم دوباره مهاجرت کنم به کشور عمان. و دوباره چند روز پیش که داشتم گوش می‌کردم ذرس های استاد را که قرار نیست که ما بمونیم تا شاید آماده بشه و من همینو در مورد مهاجرت خودم به مالزی و عمان انجام دادم و تصمیم داشته بودم که به دانشگاه یکی از شهرهای عمان برم و به طرز عجیب خداوند از طریق استاد دهان استاد من شد عباس منش و من فقط چمدونم برداشتم و گام برداشتم و توکل به خداوند کردم. و همه چیز غیر قابل تصور بود که خداوند چه کارهایی برای من انجام داد. و چه دستانی رو پیش پای من قرار داد از غذای من از اسکان من از. آبی که حتی می‌خواستم بخورم و زیاد بود که باور کردنی نیست که چه خونه‌هایی خداوند در اختیار من قرار داد. و چه جوری من توسط چه کسانی دعوت شدم و چه پول‌هایی رو دریافت کردم. در واقع ما

    من با او پول می‌تونستم یه خونه اجاره بکنم ولی قلب من می‌گفت که باید حرکت بکنم و برم این گام رو این هدف رو برم به سمت دانشگاه باهاشون در مورد هدفم صحبت کنم. و حرکت کردم و خداوند به من پاداش داد آدمای عشقی در مسیر من قرار داد و هر لحظه‌ای که مردم می‌دیدم که یه مقدار رفتارشون و کلامشون متفاوت شده می‌دونستم که از این نقطه باید برم و به نقطه دیگه‌ای برسم که واقعاً همه جور واقعاً شگفتی‌های عجیب تجربه کردم. دوست من به من گفت که من که به شما گفته بودم که شما رو می‌برم پس چرا رفتین گفتم در دل خودم گفتم من قرار بود شگفتی‌ها رو تجربه کنم با خداوند. در صورتی که اگر با دوستم بودم هیچ کدوم از این تجربه رو نمی‌کردم و عشق خداوند و دستان خداوند به شگفتی‌ها رو که اینقدر عجیبه نمی‌تونم اینقدر عالی احساس کنم. دوست من قرار بود در واقع مثلاً روز یکشنبه منو ببره ولی من دیگه واقعاً قلبم اجازه نمی‌داد که صبر بکنم که بشه یکشنبه و حرکت کنم بنابراین با خداوند حرکت کردم و. و مردمی که از من اصلاً نمی‌شناختم اونقدر به من عشق دادن اونقدر با من همکاری کردن غیر قابل وصله. و در واقع اینجوری بگم مردم جوری که مردم منو دعوت کردن و محبت کردن که همه محبت خداوند بود. و من چقدر دوباره با یک اقدام شجاعانه جدید باعث من ایمانم قوی‌تر و قوی‌تر و قوی‌تر بشه در دل ترس‌های بیشتری حرکت بکنم. دقیقاً ماشین‌هایی در اختیار من قرار گرفته است افرادی که من اصلاً نمی‌شناختم ولی اونقدر عالی خداوند همکاری اش که هدف من و خودش بود که من در تمام لحظه راننده اختصاصی داشتم. و می‌دونستم که خداوند داره به من می‌گه مسیرت درسته برو و من با تو هستم. و کار خداوند دیوانه کننده بود واقعا در این چند روز که مسافرت بودم و چقدر در این تنهایی با خداوند من بیشتر خودمو شناختم ضعف‌های خودم رو شناختم خداوند رو بیشتر شناختم رابطم با خداوند قوی‌تر شد. و دوباره هم که در این نقطه هستم توسط کسایی داره خدا کار انجام میده که غیر قابل وصفه از ماشین. خداوند داره من نشون میده که قدرت تو خیلی بیشتر از این حرفاست پس از خودت تصویر. پس تو از من بخواه تصویرسازی بکن رو هدفت باش و بقیه‌شم با من. استاد عزیزم با تمام وجودم از شما بخاطر یکتا پرستی تشکر میکنم

    و نتیجه اینکه انجام این تصمیم بسیار بسیار اسانتر از انچه بود که من فکر میکردم و من بابت این گام عملی از خودم تشکر میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    با سلام و سپاسگزاری از این جلسه بسیار ارزشمند احساس لیاقت

    جلسه 4

    مادر من صبح تا شب در خدمت همسر و فرزندان اش بود مثل یک خدمه و هیچ کاری برای خودش نکرد نه مسافرتی و چقدر اکنون احساس رضایت ندارد چون خودش را وقف همسرش و کمک به او کرد برای تایید او و ارزش خودش را به تایید همسرش کرد و همیشه می گوید که پدر شما قدردان نیست به همان نسبت که خودش را فدا کرده بود انتظار عشق از پدرم داشت و طبق قانون جهان دریافت نمی کرد چون اول نیازهای او را براورده کرده بود و خودش را فدا کرده بود

    من بدلیل اینکه یاد گرفته بودم که زن خوب میکنم خودش را فدای همسر و فرزندان خودش کند تمام عمرم در دوره زناشویی دنبال تایید گرفتن از همسرم بودم و همه کار میکردم خودم را به هر دری میزدم تا او راضی باشد برای تولدش گوشی تلفن قسطی میخریدم که او را خوشحال کنم خودم شرایط جسمی خوبی نداشتم ولی به او که کمردرد داشت و وزن زیادی داشت کمک میکردم که بلند بشود و قدم بزند ،تمام سالیانی که سر کار بودم کارت بانکی ام را به او داده بودم و باید خودم التماس میکردم تا پول خودم دریافت کنم تا او من را زن خوب بداند و نتیجه فدا کردن هم کاملا مشخص شد که توسط همین فرد بدترین رفتار و بی احترامی را دریافت کردم

    و الان به لطف دوره ها واقعا بهتر شدم و چقدر مردم و جهان برخوردشون با من مثل یک شاهزاده شده انگار در جهانی دیگر دارم زندگی میکنم نه از هیچ کسی توقع دارم و نه کسی در زندگی من از من توقع دارد خدا را واقعا سپاسگزارم بابت داشتن دوره های استادم و بودن در این مسیر زیبا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    با سلام خدمت همه خدمت استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان عزیز من در مورد جلسه 3 احساس لیاقت می‌خوام صحبت بکنم. من به خاطر تدریس دوره زبان انگلیسی یک خانواده از من خواستند که با در اختیار گذاشتن خونه رایگان با برق و آب رایگان و اینترنت رایگان در اختیار من قرار میدهند که فرزندان انها را درست بدم و. من شروع کردم همه چیز خیلی خوب بود ولی اون مادربزرگ که با من قرارداد بسته بود به شدت بد حرف می‌زد و به شدت بد رفتار می‌کرد. و من اینجا به خاطر اینکه احساس می‌کردم که اگر که احساسم را به او بگویم یه حرفی بزنم ایشون خونه اش را از من می‌گیره و دچار شرک شدم و ترسیدم این مسئله همین مربوط به دو سه ماه گذشته است و حاضر نشدم که بوندری خودم رو مشخص کنم. این در حالی که خیلی جاها حتی با برادر خواهرای خودم مشخص می‌کنم و راحت ام و با دوست عزیزم ولی اینجا ایمان ام ضعیف شد و بسیار اعتماد به نفس منو می‌آورد پایین وقتی که ایشون از بالا به پایین به من نگاه می‌کرد. و واقعاً دوست دارم که رو خودم کار بکنم بیشتر روی ایمانم با خداوند کار بکنم و ایشون رو دستی از خداوند دونستم واقعاً که این فرصت رو من برام ایجاد شده که خونه دارم و همه چیز خیلی خوبه. ولی باز هم این یه شرک بزرگ به خداوند بود بی اعتمادی به خودم و خداوند بود که. میخوام با درس‌های استاد عزیزم هی روز به روز به خودم ایمان بیشتری پیدا کنم و قوی‌تر و قویتر بشم بابت این درس زیبا خیلی استاد عزیزم سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    سلام می‌کنم خدمت همه دانشجویان و استاد عزیزم

    جلسه 34 قانون ثروت

    من همونجور که گفتم قبلا در شغلم که پروژه استرالیا مهاجرت به استرالیا رو داشتم کار می‌کردم به عنوان شغل خودم با یک شریکی که داشتم. و به دلیل همون موضوع اصلی که استاد گفت من این شریک رو خدا کرده بودم و به شدت به این فرد وابسته بودم اگه تلفن جواب نمی‌داد می‌ترسیدم که الان برنامه مشتریا چی میشه خلاصه خیلی این آدم رو در کله خودم بزرگ کرده بودم. و به هر حال تو گوشیشم از جهان خوردم. این شد که اصلاً مشخص شد که این فرد اصلاً در مورد مهاجرت به استرالیا که به من گفته بود که براش نیروی کار پیدا بکنم هیچ تخصصی نداره اصلاً این کاره نیست و هیچ چیز واقعی نیست اصلاً. بنابراین تمام پول‌هایی که خودم داشتم و هزینه کرده بودم و پول بچه‌ها مشتریان همه طبیعتاً توسط این فرد از بین رفت و در این شرایط بود که من به خودم خیلی افتخار می‌کنم. برای یکی چند روز مثبت نبودم ولی تمام تلاشمو می‌کردم یک روز در اون شرایط من درس‌های استاد رو ترک نکردم. هر روز تمام درس‌ها رو گوش می‌کردم یه جا می‌نشستم می‌نوشتم و بی‌نهایت سپاسگزاری می‌کردم. چیزی که همه براشون عجیب بود تنها یک راهکار می‌دونستم که باید ویدیو بسازم چون تخصص من روانشناسی هست و این فعالیت‌ها رو انجام بدم چون همیشه فعال بودم در حالیکه اصلا بلد نبودم ولی هر روز تلاش کردم و یادش گرفتم . از ویدیو کوتاه شروع کردم به مردم آموزش دادن. و به جای اینکه تسلیم باشم ادامه دادم و نتیجه هم این شد که خداوند به طرزی معجزه آسا منو از اون مسئله آورد بیرون. منی که هیچ وقت هیچ مسئله‌ای نداشتم تو زندگیم که بخواد به دادگاه و قانون برسه ولی برای یک بار رفتم و گفتم من اشتباه کردم و من مسئولیت این کارو می‌پذیرم و من باید تمام پول مشتریانم را خودم برگردونم و خانواده من بشدت از من انتقاد کردند چرا نوشتی که کار میکنی و برمیگردانی . و بنابراین جهان هم مقاومت نکرد و باعث شد که به طرز عجیب خداوند و از طریق کلام استاد عباس منش عزیز. به من دستور حرکت داد گفتم چون خواهر منم تو این برنامه همکار من بود گفتم پس خواهرم چی میشه و خداوند به من گفت مثل حضرت علی که در زمانی که حضرت محمد اون شب او رو به جای خودش قرار داد تو هم حرکت کن هیچ اتفاقی برای خواهرت نمی‌افته. من گفتم چشم حرکت کردم در تمام این مدت در تمام این مدت عالی غذا خوردم در تمام روزاش فقط شاید روز اول نتونستم زیاد یکی دو روز اول ولی بقیه بهترین غذاهای قانون سلامتی رو برای خودم درست کردم عمیق‌ترین خواب رو تجربه کردم. و اجازه ندادم که شیطان بر من پیروز بشه و خداوند و من بودیم که پیروز شدیم و الان همه چیز آرام نه کسی به من پیام میده نه کسی به من زنگ می‌زنه. و به طرز عجیب هیچ مشتری برای برگشت پولش به من پیام نمیده ولی در عین حالی که من خودم را مسئول می‌دونم که پول اونا رو کار کنم برگردونم. و عجیب اینکه بارها و بارها شیطان از طریق مادر خودم به من ویس پیام داد که خواهرت چه اتفاق ممکن هست براش بیفتد براش ولی من در همان روزها مهاجرت کردم بدون شغل در ایران تمام پول سفرم در عرض 5 دقیقه با انجام کار بسیار ساده برای مشتری فراهم شد چون هر روز درس ها را گوش می دادم و می نوشتم و آرام بودم و آرام بودم. و اصلاً این مسله باعث نشد که من کارم تحت تاثیر قرار بگیره یا اینکه خوابم یا غذام و همین باعث شد که اطرافیان من به شدت شگفت زده باشند و اون‌ها هم با ایمان‌تر و قوی‌تر باشم. و همین باعث شد که خواهر من وقتی آرامش منو دید به شدت او هم سپاسگزار باشه و او هم آرام باشه و خداوند به طرز عجیب خواهر من را از مسئله اون پرونده آورد بیرون. و من و خداوند هستیم که با هم هستیم و این پیروزی را خلق کردیم و خواهیم کرد خواستم بگم که من واقعاً به خودم افتخار می‌کنم که آدمی قدرتمندتر از خودم ندیدم. که اینقدر با ایمان باشه و در عین حال اینقدر رو خودش کار کنه و تازه در همین شرایط مهاجرت کنه حرف خداوند و استاد عباس منش را گوش کند و انتخاب کردم که شغل تخصص روانشناسی خودم را انجام بدم. چیزی که می‌خوام بگم اینه که من تصویر ذهنیم رو از دست ندادم همون روزها روی خواسته‌هام کار می‌کردم مه ناخواسته هام می‌نشستم کار می‌کردم و رو به جلو حرکت می‌کردم بنابراین خواستم بگم که ما این قدرت داریم با خداوند باشیم تمرکز روی داشته ها و کنترل تصویرسازی اشتباهات را تبدیل به معجزه و برکت کنیم .من عمل گرا هستم ایمان در عمل نه در حرف.

    خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت داشتن استادم عباسمنش که من را با خداوند دوست کرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    با سلام خدمت همه دانشجویان عزیز استاد عباس منش و خود استاد عباس منش عزیزم

    من می‌خواستم بگم که به یک نتایج فوق العاده رسیدم یه تمرینی را هدایت شدم و دریافت کردم. که بی‌نهایت نتیجه‌اش منو شگفت زده کرده من همیشه تو فکر این بودم چه جوری می‌تونم خانواده‌ام را در حالت سلامتی کامل تصویرسازی بکنم. و هدایت شدم به اینکه صبح‌ها وقتی بیدار میشم با خداوند پیاده‌روی سپاسگزاری را انجام میدم خانواده‌امو می‌بینم مادرمو می‌بینم که داره شیرینی‌های سبز رنگ رو سر پدرم نوه ها برادرم عروس‌هامون می‌ریزه و داره بهشون یکی یکی میگه که مثلاً احسان پسر خوبم اینهمه سلامتی و خوشبختی مبارک ات باشه و یکی روی همه اعضای خانواده ، نتیجه‌اش این شد که خواهرم که سالیان سال می‌شد که خونه پدرم بره الان در ماه چندین بار داره میره خونه پدرم و برام بسیار شگفت انگیز بود عروسمون که واقعاً رفت و آمد نمی‌کرد خونه پدر رفت و آمد می‌کنه و و مادرم گفت که بهترین آشپزی رو اومده تو خونه انجام داده و کمک کرده. بی‌نهایت شادی و موفقیت وارد زندگی خانواده من شده و یکی دیگه از کارهایی که من تو این مدت انجام دادم برنامه کدینگ ذهنی بود که اومدم اون مبالغی رو که مد نظرم بود برای زندگیم می‌خواستم به دست بیارم می‌نوشتم. سه ساعت زمان می‌برد و با یه موزیک که تاثیرگذار بود برام گوش می‌کردم همزمان تصویرسازی می‌کردم اون تصویر جلو ذهن من بود و می‌نوشتم نتیجه این شد که به طرز معجزه آسا همه خواسته های من داره. از کوچکترین چیزهایی که میخواستم و بزرگ بلادرنگ پیش پای من قرار میگردد ،حتی ادم هایی که با انها کار دارم جلو من بلادرنگ ظاهر میشوند و من نفس ام بند میاد ، بطرزی جادویی خونه من و دخترم همزمان با هم جابجا شد به نقطه بسیار عالی رفتیم داریم زندگی می‌کنیم و این برنامه نتیجه اش که اعداد میگم مواردی هست که من می‌خوام بنویسم حتی در روزهای تعطیل هم سه ساعت نوشتن را انجام میدم بعد که میرم بیرون از خونه معجزه ات یکی پس از دیگری می‌بارد و من اصلاً مبهوت می‌شم و نمی‌تونم نفس بکشم از این همه شادی و معجزه که هرچی می‌خوام با هر کسی می‌خوام صحبت کنم هر کاری می‌خوام انجام بدم و خواسته‌هام قشنگ من به سرعت به سرعت نور داره انجام میشه. البته که من هر کدوم رو 100 بار هر کدوم از اون مبالغ رو می‌نویسم. به طرز معجزه آسا مردم رو دارم می‌بینم چنان به من عشق میدن یعنی هرجا میرم برای من آب بیارن مثل یک شاهزاده بهترین پذیرایی را از من انجام میدند در حالیکه اصلا من را نمیشناسند و خلاصه می‌خوام بگم که این بحث یک داستانی از خودم هم بگم که چقدر معجزه آسا بوده تو این چند مدت. و بعد من به لطف خداوند خداوند هدایتم کرد که از مهارت زبان انگلیسی استفاده کنم و آموزش بدم. و جالبه که یک خانواده با من یک قراردادی بستند به مدت سه ماه خونه رایگان برق رایگان آب رایگان و اینترنت رایگان به من دادند دقیقاً خونه کامل از زمانی من برنامه کدینگ را شروع کردم به انجامش بعد که قرارداد من تموم شد و خداوند به من دستور حرکت داد اصلاً من نه جایی می‌شناختم برای خونه و نه جایی بلد بودم و از خداوند خواستم که هدایتگر من باشه فقط با ایمان کامل چمدان ام را برداشتم و سر خیابان استادم، و گفتم خودت من را ببر من وظیفه ام را انجام دادم در کشور عمان که هستم و دقیقاً یه دوستی که من اصلاً فکرشم نمی‌کردم جلوی پای من قرار گرفت تمام وسایل من اصلاً تمام وسایل منو برام گذاشت تو ماشین و دقیقاً منو برد به جایی که گفت من یه کسی رو می‌شناسم و ایشون خیلی مهربونه و مسئله اسکان رو برات انجام میدیم

    و بلادرنگ فقط در 5 دقیقه به ان خونه جدید رسیدم و بلادرنگ صاحب خونه کلید به من داد بدون تلاش. رفتم شب قبلش از دوستم خداحافظی کنم گفتم دارم میرم گفت کجا میری گفتم من اصلاً نمی‌دونم ولی یعنی چی که نمی‌دونم فردا دارم کجا میرم گفتم.

    توضیح ندادم ، الان خداوند من و دخترم را دقیقاً همزمان با همدیگه بحث اسکان ما را جابجا کرد به یه جای عالی‌تر و تمیز و بی‌نظیر و پر از همسایه ثروتمند قرار داده. من به دخترم توضیح ندادم ولی ولی ایشون هم شگفت زده بود از این معجزه و بدون تلاش که براش اتفاق افتاده و خونش که جابجا شده و جایی رفته که پر از بهترینه و چقدر آسون انجام شده. خواستم بگم که لطفا این تمرین کدینگ ذهنی مخصوصاً رو مبالغی که مد نظرتون هست مبلغ‌های بزرگ شروع کنید به نوشتن و نتایجش رو ببینین و برای منم لطفاً پیام بذارین که چه نتیجه فوق‌العاده‌ای رو دریافت کردین شماره واتساپ من

    96871542824+

    استاد عزیزم باعث افتخار جهان هستید خیلی سپاسگزارم بابت داشتن شما در زندگی ام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    Chapter 13

    چقدر با خودت راحت هستید وقتی تنها هستید و از بودن با خودت لذت میبرید ؟

    ایا لذت میبرید و دایم دنبال رابطه عاطفی عاشقانه هستید و موفق هم نمی شوید

    چون افرادی که با خودشان لذت نمی برند نمیتوانند در رابطه عاطفی موفق باشند

    خیلی ها نمی دانند چکار کنند حتی یک روز اگر متاهل هستند ولی دو روز همسر و فرزندان انها رفتند مسافرت نمی دانند چکار کنند حتما یک نفری باید پیدا کنند

    من واقعا این را تجربه کردم که بشدت حتی یکساعت هم از تنهایی نمی توانستم باشم و همه اش میخواستم با همسرم برم بیرون حتی اگر او کاری داشت که بهتر بود من در خونه بودم و راحت بودم چون خودم را دوست نداشتم بشدت وابسته بودم و بعد از جدا شدن از همسرم بشدت کار میکردم و صبح تا شب درس میخواندم و اعتیاد به کار داشتم و اگر اخر هفته بود دنبال افراد بودم که افراد را پیدا کنم و مشغول باشم ولی از زمانی که سپاسگزاری از خداوند را شروع کردم و نوشتم و روی خودم و شخصیت خودم کار کردم چقدر با خودم در تنهایی لذت میبرم ،خودم تنهایی مسافرت کردم بارها و بارها ،رستوران به تنهایی رفتم خرید هام را به تنهایی رفتم و لذت بردم و واقعا لذت بردم ،الان مردم وقتی از من میپرسند چطور میتوانی تنها باشی می گویم من از صبح تا شب برنامه برای لذت کار و تفریح دارم ،دیگر از تنهایی نمی ترسم با خودم بهترین دوست شدم

    واقعا دوست ندارم که به کسی زنگ بزنم که الان تنها هستم پس با یک کسی سرگرم میشوم

    داشتن ارتباط با دیگران ،ازدواج و داشتن ارتباط عاطفی عالیه و باید داشته باشیم ولی اگر نباشد هم اذیت نمی شویم

    غذام در سکوت میخورم خیلی ها حتما باید حرف بزنند و سر و صدا باشد تا بتوانند غذا بخورند و با من صحبت میکنند و من واقعا از توی سر و صدا غذا خوردن لذت نمی برم و با احترام میگم که بعد از غذا اگر امکان داره صحبت کنیم من راحت ترم.

    خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت نتایج عالی دوره‌های استاد عباسمنش که نجات دهنده زندگی من و میلیون ها نفر شده

    استاد عباسمنش عزیزم واقعا سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    من سلام می‌کنم به همه دانشجویان عزیز و استاد عزیز بسیار ارزشمندم که چقدر باعث تحول زندگی من در همه جنبه‌ها شده. من یکی از درس‌های استاد که میگه که در هر جایی که هستین بهترین‌هاتون رو انجام بدین اگه توی کار دولتی هستین اگه تو کار خصوصی هستین اگر که هر فعالیتی رو می‌خواین انجام بدین در هر جایی که هستین اون رو به بهترین شکل ممکن و با تمام وجود انجام بدین. من هدایت شدم به یکی تجربه خودمو باهاتون در میون بذارم که من در واقع وقتی که دوره کووید بود و من در مالزی زندگی می‌کردم. و طبیعتاً کالجی که درش کار می‌کردم تعطیل بود همه بیزینسا تعطیل بود. و من باید هزینه‌های زندگی و کرایه خونه رو پرداخت می‌کردم چیزی که همیشه و همیشه صاحب اون خونه می‌دونست که من به موقع انجام میدم. مسئله پرداخت من بدلیل تعطیلی کارم طول کشید و هی به من پیامی داد زنگ می‌زد که شما فقط یه هفته دیگه فرصت داری و می‌خوای چیکار کنی گفتم نمی‌دونم ولی می‌دونم که خداوند به من کمک می‌کنه برای این پرداخت. و دوباره هم می‌شد همون یه هفته و می‌گفت که ببین خدا کاری نکرد و این پوله و در مورد پول بعد یه جور دیگه فکر کرد خب منم کاری نمی‌تونستم انجام بدم تو اون شرایط واقعاً نه ایده‌ای داشتم و نمی‌دونستم باید چیکار کنم و باز می‌گفتم خدا به من کمک میکنه و. کاری که من انجام می‌دادم بدون اینکه بدونم نتیجه چه خواهد بود هر روز سه ساعت تمام خونه بزرگ سه خوابه بطرزی جادویی تمیز می‌کردم و همه جا برق میزد عین دوره موفقیت شغلی استاد که میگه در هر جایی که هستید بهترین هاتون را انجام بدید و من اینو اصلاً در وجودم از قبل داشتم چه در کاری که دولتی بوده چه در خصوصی بوده همیشه من بسیار بسیار بیشتر از اون چیزی که از من می‌خواستند من انجام می‌دادم. اصلاً برام مهم نبود که مدیر کل چه جوری با من برخورد می‌کنه اون مدیر اون بخش خصوصی چه کار می‌کنه چه جوری با من برخورد می‌کنه هر جوری که رفتار می‌کردن من باز بهترین‌های خودم رو همیشه انجام می‌دادم. و نتیجه این شد که من در اون دوره تنها چیزی که به نظرم میومد که می‌تونستم انجام بدم این بود که روزی 3 ساعت و نیم وقت می‌ذاشتم و خونه رو خونه به اون بزرگی سه خوابه رو بسیار بسیار با تمام وجود در و دیوار همه جا را برق می‌انداختم از تمیزی به بهترین شکل ممکن انجام می‌دادم. هر روز و هر روز و هر روز این کارو تکرار می‌کردم. و نتیجه این شد که دیگه اون تاریخ که به من فرصت داده بودم تموم شد و گفتش که من میام و کلیدا رو می‌گیرم مثلاً کارت در ورودی رو از شما می‌گیرم و دیگه تموم شد. و من خیلی برام عجیب بود که خداوند همیشه با من بوده پس چه جوری تا الان من هنوز نتیجه‌ای که می‌خوام رو پولی که می‌خوام رو راهی که می‌خوام رو که کرایه پرداخت کنم هنوز پیدا نکردم. ولی باز طبق قانون تصویرسازی و سپاسگزاری من ادامه دادم و نتیجه این شد که ایشون اومد و و جالب اینکه گفتش که چه جوریه که شما این خونه رو اینقدر تمیز نگه داشتی که غیر قابل باوره. فکر کنید زیر مثلاً زیر وسایل هم بسیار تمیز بود حتی انباری ، خود و همسرش براشون جالب بود چه جوری زیر این همه وسایل ما داریم نگاه می‌کنیم زیر اون‌ها هم برق می‌زنه. و خودش به خانمشون گفتن که ما باورمون نمی‌شه چه جوری خونه ما اصلاً یه جور دیگه شده از این همه تمیزی. و نتیجه این شد که خداوند و جهان به من پاداش داد. در واقع یه پول خیلی خیلی بزرگ می‌شد و ایشون پولو بخشید با تمام عشق با تمام مهربانی با تمام محبت و پاداش جهان شد به من که کارمو اونقدر عالی انجام داده بودم. و دوباره نتیجه این شد که خواهر من بدون اینکه من بهش بگم پول خونه بعدی رو فراهم کرد ما رفتیم توی خونه جدید قرار گرفتیم. و یکی از تجربیات دیگه هم که یادم اومد برای بچه‌ها بگم که درس خیلی فوق العاده‌ایه من سالیانی در پست‌های بالای بودم در ایران و بعد که مهاجرت کردم چون زبان بلد نبودم رفتم در دوره دانشجویی در رستوران کار کردم. و این باعث شد که من در همون جایی که در رستوران کار کردم چنان متفاوت کار کردم که همون هفته اول درآمد این رستوران حدود سه چهار برابر بیشتر شد. و همیشه و همیشه کارم قبل عالی انجام دادم که نتیجه این شد دوباره جهان به من پاداش داد من در اون تایم یه وام حدود خیلی زیادی که مبلغش برای من بزرگ بود که در ایران داشتم و هر ماه باید قسط پرداخت می‌کردم اصلاً شرایط راحتی نبود. و به طرزی عجیب بدون اینکه من درخواست بکنم دوستم به من گفت که این وامو من می‌خوام برات تسویه کنم مبلغش خیلی مبلغ به اندازه پول یه خونه خریدن بود و این فرشته خداوند دست خداوند شد بدون اینکه من بگم پول وام به طور کامل تسویه شد فقط به خاطر اینکه من در جایی که بودم واقعاً عالی عمل می‌کردم هنوز در اون تایم قانون را نمی‌دونستم و سپاسگزاری هم بلد نبودم خداوند هم به جهان پاداش متفاوت را به من داد و من واقعاً از اون به بعد دیگه نه وام گرفتم و سعی کردم که در آرامش زندگی کنم. سپاسگزار خداوندم به خاطر اینکه همیشه و همیشه به عملکرد ما جواب میده و سپاسگزار خداوندم به خاطر داشتن استادم که وجودش باعث شده که من زندگیم روز به روز آرام‌تر زیباتر و باشکوه‌تر بشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  8. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    سلام به استاد عشقمون و مریم عشق

    خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت داشتن دوره های استادم که چقدر دانشجویان نتایج عالی گرفتند خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت وجود استاد عزیزم عباسمنش که چقدر کلام خداونده

    آگاهی جلسه 24 ثروت

    انسان موفق انسانی که از اشتباهات خودش و دیگران درس می‌گیرد ،به خاطر همین خیلی از قدم ها را بر نمیداریم

    من حرکت میکنم و کلی درس یاد می‌گیرم من چقدر سالیانی بخاطر اینکه می‌ترسیدم قدم برنداشتم که علیرغم علم زیادی که داشتم که می‌ترسیدم که موفق نشم ادامه ندادم در حالیکه دکترا خوانده بودم ولی استادم عباسمنش میگه من هیچی بلد نبودم ولی رفتم و انجامش دادم و چقدر پیشرفت و ثروتمند شد چون از اشتباههاتش درس گرفت و رفت جلو در حالیکه بترسید از دو دلی

    برای ثروتمند شدن نیاز به شخصیت قوی داره من ترسم را کمتر میکنم اگر اشتباه کردم دنیا به آخر نمیرسه ،من حرکت میکنم سعی میکنم اشتباه نکنم به ان چیزی به من گفته شود عمل میکنم من خیلی می‌توانستم پول و ثروت و شادی در زندگی ام خلق کنم در صورتی من مسیری که مطالعه کرده بودم و تحصیلات دکترا روانشناسی داشتم عاشق اش بودم ولی فکر کردم نمی‌توانم ازش پول بسازم من اشتباهی نمیکنم خیلی مردم کاری نمی‌کنند چون از اشتباه کردن می‌ترسیدند زندگی یک مسیر ناشناخته هست اگر حرکت کنی و قدم برداری اگر مصمم به حرکت کردن باشی یک کار آفرین با این نگرش می‌تواند کار آفرین بشه چون فکر نکرده اگر اشتباه کنم چی میشود بعد متوجه می‌شویم چرا خیلی ها می‌توانند پیشرفت کنند ولی شما نمیتوانیم پس اشتباه کردن بخشی از مسیر هست هیچ اشکالی نداره نخواهید که فردی باشید که اشتباه نکنید همه چیز را می‌توانید درست کنید وقتی درس هر پیشرفتی را میگیرید چقدر ما را قوی تر میکند مهم حرکت کردن هست هیچ راهی نیست که تمام تصمیمات ما بهترین باشه ولی با تصمیم و حرکت کردن و حل کردن ان مسائل هیچ کس نیست در جهان که همه چیز را درست انجام بده ولی من در تدریس زبان انگلیسی می‌ترسیدم ولی حرکت کردم و باعث شد که کلی پول کسب کنم و چقدر هر روز پیشرفت کنم

    ا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    درس توحید عملی

    سلام به استاد عزیزم و مریم عشق عزیزم من می‌خوام یک تجربه فوق العاده‌ای رو در مورد چند روز پیش خودم به بچه‌ها بگم. من می‌خواستم ویزام را تمدید کنم و می‌خواستمم که از کشور خارج نشم و و برام تمدیدش بکنم در واقع از لحاظ منطقی اصلاً امکان‌پذیر نبود. می‌گفتن نه برات انجام نمیدیم دفعه گذشته انجام دادیم برات ولی الان امکانش نیست و باید حتماً خروج از کشور بزنی و بعد دوباره برگردیم. و من صبح توی اون اون برنامه ستاره قطبی برای خودم نوشته بودم که خدا تو امروز با منی و تو همه افراد اونجا رو مسخ می‌کنی و کار من توسط دستور تو که فرمانروای جهان هستی انجام میشه. و از همون موقع که اونجا رفتم از استاد عزیزم یاد گرفتم که تحسین کنم تمام چیزایی که تو اونجا می‌بینم از مثلاً فضای تمیز اونجا از بوی خوب اونجا از لبخندی که دارن می‌زنن خلاصه تماماً توی اون تصویر بودم که کارم انجام شده و. شیرینی می‌ریزم دارم شادی می‌کنم و دستم رو به آسمون بود در تصویرسازی ذهنی ام و دفتر سپاسگزاری را هم با من بود مرتب مینوشتم موضوع مهم اینه که من در دلم یاد گرفته بودم از استاد که بگم من الان قدرت رو از تمام پلیس‌ها از اداره ایمیگریشن می‌گیرم و قدرت رو به خداوند می‌دم فرمانروا اونه و اگه او دستور بده شما نمی‌تونین بگین نه. و داشتم مرتب تکرار می‌کردم و به طرز شگفت انگیز منو هدایت کردن به سمت اتاقی که کار من با تمام عشق انجام شد. و جالبه بدونین که حتی مثلاً من 4 ماه اینجا بودم اونا فکر کردن که سه ماه من اینجا هستم در ان اتاق متفاوت و با اینکه پاسپورتم تو دستشون بوده نمی‌دیدند که من چهار ماه هستم. و خدا نشون داد که چه جوری همه آدما را مسخ کرد کار من انجام شد طبق معمول خداوند و قانون خداوند و من پیروز شدیم. گفتم این تجربه رو بنویسم هی قلبم به من گفت که اینو باید حتماً در میون بزارم باهاتون که چقدر وقتی که به خداوند وصل می‌شیم چقدر همه چیز متفاوت می‌شود. و قانون همیشه و همیشه و همیشه پیروزه.

    من واقعا از شما استاد عزیزم عباسمنش سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای: