نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -مهری اکبری

    رهایی از بیماری ۱۲ ساله، استقلال مالی و رسیدن به آرامش با آموزه‌های دوره قانون سلامتی

    اگر واحد شادی، سلامتی، روابط عالی و وضعیت مالی مناسب را ۱۰۰ در نظر بگیریم، قبل از کار کردن روی خودم با آموزش‌های استاد عباس‌منش، نمره من منفی ۱۰۰ بود؛ اما امروز، به لطف مداومت در این مسیر، به مثبت ۵۰ رسیده‌ام و این یعنی یک زندگی کاملاً جدید.

    وقتی شروع کردم به کار کردن با آموزش‌های استاد، درآمدم صفر بود. خانه‌دار بودم و فقط آرزو داشتم زن فعالی باشم و برای خودم درآمد داشته باشم. با آموزش‌های استاد روی افکار و باورهایم کار کردم. خیلی زود به شکل کاملاً باورنکردنی یکی از دوستانم با من تماس گرفت و گفت که قصد مهاجرت از شهر را دارد و اگر بخواهم، شغل و اعتبارش را به من منتقل می‌کند. آن زمان من هیچ درآمدی نداشتم، اما چون مسیر را ادامه داده بودم، هدایت شدم. امروز بهترین شغل و بهترین درآمد زندگی‌ام را دارم؛ درآمدم به ۵۰ میلیون تومان در ماه رسیده و به استقلال مالی و فکری رسیده‌ام.

    رابطه‌ام با همسر و فرزندانم تبدیل شده به یک رابطه عاشقانه، محترمانه و آرام؛ چیزی که همیشه آرزویش را داشتم.

    و مهم‌تر از همه، با زندگی به شیوه‌ٔ دوره قانون سلامتی و عمل به آگاهی‌های آن، بعد از ۱۲ سال درگیری با بیماری سرطان، به‌طور کامل شفا پیدا کرده‌ام. امروز پرانرژی، سالم و شاد زندگی می‌کنم و این بزرگ‌ترین نعمت خداوند در زندگی من است.

    آنچه این نتایج را خلق کرد، درست کار کردن با آموزش‌ها، تکرار و عمل کردن به تمرین‌ها، تمرکز روی خواسته‌ها و کار کردن عمیق روی عزت نفسم بود؛ عزت نفسی که با استفاده از آموزه‌های استاد و همچنین آگاهی‌هایی که از مسیر دوره عزت نفس گرفتم، هر روز قوی‌تر شد.

    من عاشق صدای استاد عباس‌منش هستم، عاشق کار کردن روی خودم، عاشق پیدا کردن ترمزهای مخفی ذهنم، باورهای محدودکننده‌ام و جایگزین کردن آن‌ها با باورهای قدرتمندکننده جدید. این مسیر برای من فقط یادگیری نبود؛ تولدی دوباره بود.

    خدایا شکر. اگر ۳۸ سال از زندگی‌ام را نفهمیدم، اما در همین سه سالی که وارد خانواده صمیمی عباس‌منش شدم و به این آگاهی‌ها عمل کردم، دارم به تک‌تک آرزوهایم می‌رسم. طعم واقعی خوشبختی، آرامش، آزادی و دیدن حضور خداوند در هر لحظه را تجربه می‌کنم. خدا را شکر می‌کنم برای مسیری که به‌واسطه استاد عباس‌منش سر راه من قرار گرفت و زندگی‌ام را از ریشه دگرگون کرد.

  • -ماهک

    تجربه کاهش وزن پایدار، سلامتی کامل و تغییر سبک زندگی با عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی

    من یک خانم چهل‌ساله هستم. چند سال بود که رژیم‌های مختلف را امتحان می‌کردم چون یک بدن خوش‌فرم می‌خواستم، اما یا نتیجه‌ای نمی‌گرفتم یا نتایج بسیار موقتی بودند و مهم‌تر اینکه آن روش‌ها سخت، بی‌لذت و غیرقابل‌ادامه بودند. همیشه به همسرم می‌گفتم استاد عباس‌منش در همهٔ حوزه‌ها دوره دارد، جز سلامتی؛ و اگر روزی ایشان درباره سلامتی دوره‌ای ارائه کنند، من همان را اجرا می‌کنم چون مطمئنم نتیجه می‌گیرم؛ چون از دوره‌های قبلی‌شان نتیجه گرفته بودم. تا اینکه شما دوره قانون سلامتی را روی سایت گذاشتید و من با خودم گفتم: خدایا شکرت، ببین قانون چقدر زیبا جواب می‌دهد.

    من با وزن ۶۴ کیلو وارد دوره قانون سلامتی شدم و با تعهد کامل طبق آموزش‌های استاد عباس‌منش عمل کردم. اکنون بعد از فقط دو ماه، وزنم به ۴۸ کیلو رسیده. اما مهم‌تر از عدد وزن، از بین رفتن کامل چربی زیر شکمم بود؛ چربی‌ای که بعد از زایمان مانده بود و همه می‌گفتند فقط با جراحی از بین می‌رود. حالا نه‌تنها اندامم کاملاً خوش‌فرم شده، بلکه با تمرینات عضله‌سازی دوره، شکم سیکس‌پک هم دارم.

    از نظر سلامتی، تغییراتم شگفت‌انگیزتر است. کمردرد، سردرد، لکه‌های پوستی، ریزش مو، دردهای پریودی، عصبی‌بودن و ده‌ها مشکل دیگر همگی از بین رفته‌اند و امروز احساس می‌کنم واقعاً یک بدن کاملاً سالم و سبک دارم.

    چون جلسات دوره قانون سلامتی را از طریق سیستم روی تلویزیون پخش می‌کنم، دخترم و همسرم هم صحبت‌های استاد عباس‌منش را می‌شنوند. قبل از ورود به این دوره، من چقدر تلاش کرده بودم که آن‌ها را از فست‌فود و شیرینی دور کنم؛ اما حالا بدون اینکه من حتی یک کلمه حرف بزنم، خودشان تغذیه‌شان را سالم کرده‌اند. حتی وقتی گاهی به دخترم که ۹ ساله است می‌گویم اشکال ندارد این غذا را بخور، می‌گوید: «مامان، نشنیدی استاد گفت اینها سمّه؟ پس برای منم سمه. قدیما بچه نداشتن؟! خوب بچه‌هاشونم با تغذیه طبیعی بزرگ شدن. مامان منو بدبخت نکن، بزار منم از الان بدن سالمی بسازم!»

    خدایا شکرت، بدون هیچ تلاش اضافه‌ای دخترم شیرینی و فست‌فود را کنار گذاشته و همسرم هم می‌خواهد زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کند. یک نکته خیلی مهم که فهمیدم این است که با این سبک زندگی دیگر هیچ زباله غذایی تولید نمی‌کنیم؛ انگار تمام آن زباله‌ها، سم‌هایی بودند که قبلاً می‌خوردیم و اینها فقط بسته‌بندی‌شان بود. علاوه بر آن، چون ظرف‌ها خیلی کمتر کثیف می‌شوند، مصرف آب‌مان هم کم شده و این شیوه زندگی فوایدی دارد که آدم واقعاً از شمارش آن‌ها جا می‌ماند.

    من از صمیم قلب خدا را شکر می‌کنم که هم زیبایی بدن، هم سلامتی کامل، هم آرامش، هم صرفه‌جویی، و هم تغییر خانواده‌ام به لطف عمل به آگاهی‌های این دوره قانون سلامتی برای من رقم خورده است.

  • -زهرا حسینی

    کاهش وزن چشمگیر، تنظیم کامل انرژی و بهبود سلامت زنانه با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    من و همسرم دقیقاً دو ماه است که به شیوه دوره قانون سلامتی زندگی می‌کنیم. از همان روز اول با خودم تعهد کردم که بعد از دو ماه، نتایج‌مان را به اشتراک بگذارم.

    من با قد ۱۶۰ و وزن اولیه ۶۲ کیلو وارد دوره شدم و حالا به ۵۳ کیلو رسیده‌ام. اندامی ساخته‌ام که خودم هم گاهی باورنمی‌کنم؛ واقعاً زیبا، متناسب و سبک.

    همسرم هم با قد ۱۸۵ و وزن ۱۰۲ کیلو، امروز به ۸۹ کیلو رسیده.
    انرژی ما هر دو نفر بی‌نهایت زیاد شده؛ بعد از هیچ وعده غذایی احساس خواب‌آلودگی نمی‌کنیم و این برای ما یک تحول بزرگ بوده. زمان آزاد فوق‌العاده‌ای برای برنامه‌های روزانه‌ام پیدا کرده‌ام—از جمله یادگیری زبان، گوش‌دادن به فایل‌های استاد و کارکردن روی خودم.

    روزانه ۲ تا ۳ ساعت پیاده‌روی می‌کنم، آن هم با راحتی کامل. صبح‌ها پر از انرژی بیدار می‌شوم، در حالی که قبل از دوره، چنین احساسی را تجربه نمی‌کردم.

    پیش از این دوره، روزهای پریود من بسیار نامنظم بود و بین ۸ تا ۱۱ روز طول می‌کشید. اما بعد از دو ماه زندگی با آموزش‌های دوره قانون سلامتی، روزهای پریودم دقیقاً ۸ روز شده و در این ایام خلق‌وخو و احساساتم بسیار بهتر است.

    چند روز پیش لباس‌های دو ماه قبل را پوشیدم؛ شلوارم آن‌قدر برایم گشاد شده بود که باورم نمی‌شد قبلاً اندازه من بوده. عکس‌های قبلی را با همان لباس پیدا کردم و دقیق نگاه کردم… و تازه باورم شد که واقعاً چقدر تغییر کرده‌ام. همان لحظه از ته قلب خدا را شکر کردم.

    استاد عزیز، فقط می‌خواستم با نوشتن این تجربه، تعهد خودم را نشان دهم و از شما برای این دوره بی‌نظیر و این سبک زندگی فوق‌العاده، قدردانی کنم.

  • -علی راد

    کاهش ۴۴ کیلو وزن بدون سختی، لذت‌بردن از غذا و درمان مشکلات سلامتی با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    من علی، ۳۳ ساله هستم و واقعاً مفتخرم که عضو این خانواده بزرگ و خوشبخت هستم. همیشه بزرگ‌ترین چالش زندگی من اضافه‌وزن بود. برایم اصلاً منطقی نبود که بخواهم از لذت بی‌نهایتی که از خوردن غذا، آشپزی و دورهمی‌ها می‌بردم دل بکنم تا به تناسب اندام برسم. من عاشق غذا بودم و فکر می‌کردم کوچک‌ترین سختی یا محرومیت در این مسیر جایگاهی در زندگی من ندارد.

    تا اینکه با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی آشنا شدم.

    در این دوره توانستم اهرم رنج و لذت را در ذهنم درست کنم و کاملاً پایبند شوم به سبک زندگی دوره. نکته جالب اینجاست که در تمام این مسیر، نه‌تنها از غذا خوردن لذت می‌بردم، بلکه حتی یک لحظه هم «گرسنگی نکشیدم». با همین سبک لذت‌بخش، نتایج خارق‌العاده‌ای در سلامت و تناسب اندام گرفتم.

    من حدود پنج ماه پیش زندگی به شیوه این دوره را با وزن ۱۴۳/۸۰۰ کیلوگرم شروع کردم و امروز، بعد از فقط پنج ماه، به ۱۰۰ کیلوگرم رسیده‌ام؛ یعنی بیش از ۴۴ کیلو کاهش وزن—آن هم بدون فشار، بدون رژیم و بدون محرومیت.

    در کنار کاهش وزن، تمام مشکلات سلامتی‌ام هم برطرف شده است. حتی مشکل آزاردهنده خُر و پف که سال‌ها عذابم می‌داد، کاملاً ناپدید شده است.

    از صمیم قلب سپاسگزارم از دوره عالی قانون سلامتی و آموزش‌های بی‌نظیر استاد عباس‌منش که چنین تحول بزرگی را در زندگی من رقم زدند.

  • -وجیهه کوهجانی

    کاهش ۱۷ کیلویی وزن، جوان‌سازی پوست، بازگشت رنگ طبیعی موها و ده‌ها معجزه جسمی با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    می‌گویم «سرزمین عجایب» چون امروز در آینه چیزی دیدم که باورش برایم واقعاً سخت بود. آن‌قدر عجیب که از همسرم و چند نفر دیگر خواستم ببینند آیا همان چیزی را می‌بینند که من می‌بینم؟ و آن‌ها هم تأیید کردند و هم از این نتیجه شگفت‌زده شدند.

    ماجرا از این‌جاست که دو ماه پیش، زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کردم. سه دور کامل این دوره را گوش داده‌ام و هر روز در حال اجرای آن هستم. به لطف این دوره، توانایی ذهنی، تمرکز و قدرت مغزی‌ام بالا رفته و ایده‌های فوق‌العاده برای شغلم دریافت کرده‌ام—ایده‌هایی که در حال اجرا هستم و به زودی از نتایجشان می‌نویسم.

    در مورد سلامت جسمی‌ام هم نتایج بی‌نظیری گرفته‌ام. وزنم از ۹۸ کیلو به ۸۱ کیلو رسیده آن هم کاملاً راحت و بدون فشار.
    اما نتیجه‌ای که خودم را حیرت‌زده کرد، تغییر واضح و چشمگیر در رنگ موها و رشد ابروهایم بود.

    من حدود یک سال است که موهایم را رنگ نکرده‌ام. سال‌ها برای تنوع و بعد برای پوشاندن سفیدی‌ مو، مدام آن‌ها را رنگ می‌کردم. فقط دو دسته از موهای شقیقه‌هایم کاملاً سفید و یک‌دست شده بودند طوری که انگار دو تکه مش سفید طبیعی در موهایم باشد. دیگر خسته شدم و تصمیم گرفتم رنگ نکنم. جالب اینجاست که همه می‌گفتند این سفیدی‌ها خیلی قشنگ هستند و چهره‌ام را خاص کرده‌اند.

    اما امروز، بعد از فقط دو ماه زندگی طبق آموزش‌های دوره قانون سلامتی، در آینه دیدم که موهای سفید شقیقه‌هایم تقریباً از بین رفته‌اند و به‌صورت جوگندمی با غالب رنگ مشکی درآمده‌اند! باورم نمی‌شد. حتی رفتم در گالری موبایلم عکس‌های چند ماه پیش را نگاه کردم و دقیقاً مثل حرف استاد «با فکت» دیدم که سفیدی موهایم واقعاً مشکی شده‌اند.

    ابروهایم آن‌قدر پر پشت شده‌اند که مدتی است دیگر مداد ابرو استفاده نمی‌کنم.
    موهای زائد ضخیم اطراف چانه و لب که همیشه درگیرشان بودم، کاملاً از بین رفته‌اند.

    قبل از این دوره، پوست صورتم به‌خاطر چربی بالا روزنه‌های باز و ظاهر پرتقالی داشت؛ اما حالا پوستم آن‌قدر صاف شده که انگار ۱۵ سال جوان‌تر شده‌ام—مثل زمانی که ۲۰ ساله بودم.

    استاد عزیز، کلمات توان بیان سپاسگزاری از شما را ندارند.
    با تک‌تک سلول‌هایم از شما متشکرم که دوره قانون سلامتی را تولید کردید و این معجزه‌ها را وارد زندگی من نمودید.

  • -A

    بهبود شگفت‌انگیز سلامت، حافظه، انرژی و کیفیت زندگی در سن ۸۱ سالگی با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    مادربزرگ ۸۱ ساله‌ی من بیش از یک سال است که به شیوه دوره قانون سلامتی زندگی می‌کنند. هرچند گاهی در مهمانی‌ها کمی از برنامه خارج می‌شوند، اما نتایجی که ایشان گرفته‌اند واقعاً شگفت‌انگیز است؛ حتی شاید بیشتر از نتایج خود من. بخشی از این نتایج شگفت‌انگیز شامل موارد زیر است:

    حدود ۹۰ درصد دردهای عضلانی ایشان برطرف شده. قبل از دوره، خیلی زود از راه رفتن خسته می‌شدند، اما اکنون بسیار سریع پیاده‌روی می‌کنند و حتی گاهی نرمش هم انجام می‌دهند. خریدهای سنگین را بدون مشکل حمل می‌کنند.

    قبل از شروع دوره، ورم پاهایشان بسیار زیاد بود؛ کفش برایشان آزاردهنده بود و احساس راحتی نداشتند. اما اکنون این مشکل تقریباً کاملاً رفع شده و فقط اگر زیاد سرپا بایستند کمی ورم می‌کنند.

    سال‌ها لکه برآمده قهوه‌ای‌رنگی روی بینی‌شان داشتند که هرگز خوب نمی‌شد و گاهی با دست‌زدن زخم می‌شد. اما اکنون هیچ اثری از آن وجود ندارد.
    بینایی‌شان به شکل قابل‌توجهی بهتر شده و حتی با عینک، کارهای هنری ظریف انجام می‌دهند و چشمشان خیلی دیرتر خسته می‌شود.

    قبلاً برای فشار خون دارو مصرف می‌کردند، اما اکنون میزان مصرف داروشان به یک‌سوم کاهش یافته و این موضوع باعث تعجب پزشک‌شان شده است.
    پیش از دوره، در برخی فصل‌ها سرگیجه‌های شدیدی داشتند که حتی نمی‌توانستند حرکت کنند، اما اکنون این مشکل کاملاً برطرف شده.

    وزنشان کاهش قابل‌توجهی داشته. خودشان را بیشتر دوست دارند و عزت نفس‌شان بسیار بهتر شده است.

    پیش از دوره، دچار فراموشی بودند، اما در این مدت حافظه‌شان به‌طرز چشمگیری بهبود یافته و حالا یادگیری زبان انگلیسی را دوباره شروع کرده‌اند.
    امید، انگیزه و اشتیاقشان برای فعالیت بیشتر و یادگیری مهارت‌های هنری چندین برابر شده و نتایج دیگری هم دارند که حتی من بسیاری از آن‌ها را فراموش کرده‌ام.

    از استاد عباس‌منش با تمام وجود سپاسگزاریم برای تولید دوره ارزشمند قانون سلامتی و همه قوانینی که راه زندگی ما را روشن کرده‌اند.

  • -سمانه

    کاهش ۱۱ کیلویی، درمان ده‌ها مشکل جسمی و شروع زندگی تازه با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    من ۳۵ روز است که زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کرده‌ام و ۳۹ سال سن دارم. فقط ۳۵ روز پیش، سبک زندگی‌ام به‌طور کامل گره خورده بود به خوردن.
    حوصله‌ام سر می‌رفت، می‌خوردم؛
    حالم بد می‌شد، می‌خوردم؛
    غذای بچه‌ها می‌ماند، می‌خوردم؛
    غذای مانده در یخچال را قبل از غذای اصلی می‌خوردم؛
    تفریحات‌مان، مسافرت‌مان، شب و روزمان… همه و همه با خوردن تعریف می‌شد.

    صبح‌ها فقط به این فکر می‌کردم که صبحانه چی بخوریم؟
    ظهر: ناهار چی بپزم؟
    شب: شام چی درست کنم؟
    و این سبک زندگی باعث شده بود بدنم به شدت وارد تضاد شود:
    احساس خفگی موقع خواب، سردردهای مکرر، نفخ شدید، درد قفسه سینه، بی‌انرژی بودن، خواب‌آلودگی، تنبلی و ده‌ها مسئله دیگر.

    وقتی استاد عباس‌منش دوره قانون سلامتی را معرفی کردند، مدام می‌نوشتم و می‌خواستم واردش شوم، اما انگار هنوز آماده نبودم. تا اینکه تصمیم گرفتم برای سلامتی‌ام قدم بردارم و پیاده‌روی نیم‌ساعته را شروع کردم. هر روز، بدون استثنا، پیاده‌روی کردم و بعد از ۱۶ روز، توانستم وارد دوره شوم؛ انگار کاملاً آماده شده بودم.

    حدود یک ماه پیش، زندگی به سبک این دوره را شروع کردم و مو به مو طبق گفته‌های استاد پیش رفتم. در آزمایش‌های اول دوره، فهمیدم دیابتی شده‌ام و عدد HOMA-IR من ۵ بود. این تضاد، تعهدم را چند برابر کرد.

    امروز ۳۵ روز کامل است که به شیوه دوره قانون سلامتی زندگی می‌کنم و حتی یک روز تقلب نکرده‌ام. این‌ها نتایج من در همین ۳۵ روز است:

    از ۹۵ کیلو به ۸۴ کیلو رسیدم—یعنی ۱۱ کیلو کاهش وزن و کاهش سایز چشمگیر؛ طوری که لباس‌های قبلی‌ام دیگر اندازه‌ام نیستند.
    شوره و خارش سرم کاملاً خوب شده.
    ریزش موهایم تقریباً صفر شده.
    بوی بد عرق ندارم.
    پوستم روشن‌تر شده.
    خال‌های گوشتی زیر بغل و گردنم کوچک‌تر شده‌اند و تیرگی زیر بغل، گردن و کشاله ران بهتر شده.
    خلط پشت حلقم تقریباً برطرف شده.
    دیگر سردرد و احساس خفگی ندارم.
    خوابم عمیق، راحت و سبک شده.
    از کار خسته نمی‌شوم.
    هر روز یک ساعت پیاده‌روی می‌کنم.
    عرق شبانه کاملاً از بین رفته.
    تاری دید چشمانم برطرف شده.
    بوی بد ناف و ترشح ناف کنترل شده.
    ترشحات زنانه کنترل شده و درد زیر دل ندارم.
    زمان پریود، هیچ سنگینی و دردی ندارم؛ در حالی که قبل از دوره سینه‌هایم سفت و دردناک می‌شدند.
    احساس شور، شعف و شادی دارم؛ انگیزه‌ام چند برابر شده.
    فکر و ذهنم دیگر درگیر این نیست که چی بپزم؟
    کتابم چاپ شد و توانستم آن را پیش‌فروش کنم.
    تمرکز ذهنی‌ام بسیار زیاد شده و روی اصل‌ها متمرکز هستم.
    تقریباً دیگر عصبی نمی‌شوم.
    سیستم گوارشم تنظیم شده؛ هر دو سه روز با دفعی راحت و بدون بو.
    حتی گوشت اضافه‌ی مقعدم بهتر شده چون سیستم دفع بدنم روان کار می‌کند.
    قبلاً هنگام ادرار درد می‌گرفتم، اما الان هیچ دردی در زمان ادرار کردن ندارم.

    این تغییرات فقط در ۳۵ روز اتفاق افتاده…
    ۳۵ روز زندگی طبق قانون‌های خداوند برای بدن.
    ۳۵ روز عمل‌کردن واقعی.

    و نتیجه:
    بدنی تازه، ذهنی آرام، انرژی بالا و شکرگزاری لحظه‌به‌لحظه از معجزه‌های این مسیر.

  • -نرگس گلی

    تغییرات شگفت‌انگیز ظاهری، درمان دردها و تجربه پریودی بدون درد با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    استاد عباس‌منش، دوره قانون سلامتی واقعاً یک شاهکار است؛ خودتان می‌دانید و دانشجوهای این دوره هم هر روز این را تجربه می‌کنند. من در تمام این مدت، مدام از نتایجی که می‌گیرم متعجب هستم.

    امروز صبح که آماده می‌شدم بروم سرکار، سریع لباسم را عوض می‌کردم که چشمم به آینه افتاد. چند ثانیه مکث کردم…
    دیدم کمرم چقدر باریک شده، موهام چقدر لخت و سبک شده و حتی رنگ موهام روشن‌تر شده. پوست صورتم مثل آینه صاف و شفاف شده بود؛ چشمانم از تعجب از حدقه بیرون زده بود.

    قبل از قانون سلامتی، اگر شب به پشت می‌خوابیدم، صبح کمرم خشک و دردناک می‌شد، اما حالا این مشکل تقریباً کاملاً برطرف شده.
    پشت چشم‌هایم همیشه چرب و آزاردهنده بود، اما الان این اتفاق فقط خیلی‌خیلی کم پیش می‌آید.
    پوست صورتم، مخصوصاً پیشانی‌ام، وحشتناک چرب بود اما حالا میزان چرب‌بودنش بسیار کم شده.
    سرم همیشه پوسته‌پوسته بود. دیشب که دست توی موهایم کشیدم و دیدم خبری از آن پوسته‌ها نیست، با تعجب گفتم: «وا… پوسته‌هام کو؟»

    همیشه سرشانه‌هایم درد شدید داشت و مادرم باید قولنجش را می‌شکست تا آرام شود، اما الان آن‌قدر خبری از این مشکل نیست که یادم رفته قبلاً چه وضعی داشتم.

    پشت غوزک پایم همیشه خشک و سیاه بود، اما حالا کاملاً سفید و سالم شده.
    دهانم هیچ بویی نمی‌دهد.
    حافظه‌ام به‌شدت قوی شده؛ وقتی فایل‌ها را گوش می‌دهم، حرف‌های شما واقعاً به ذهنم می‌چسبد.
    هدفمندتر شده‌ام؛ همین که می‌رسم خانه، لباس عوض می‌کنم و روی دوره‌ها کار می‌کنم، در حالی که قبلاً فقط خواب بودم.
    انرژی‌ام بالا رفته و مغزم عالی کار می‌کند.

    و اما نتیجه‌ای که عاشقش شدم:

    در این ماه، وقتی پریود شدم، حال جسمی‌ام آن‌قدر آرام و بدون درد بود که باورم نمی‌شد. قبل از قانون سلامتی، همیشه باید ایبوپروفن می‌خوردم و حتی با وجود قرص هم نه دردم کم می‌شد و نه می‌توانستم بخوابم. همیشه عصبی و کلافه بودم.

    اما این بار، وسط پریودی، مشغول کار کردن روی فایل‌های آموزشی شما بودم که یهو متوجه شدم:
    «عه! من با اینکه پریودم، بدنم این‌قدر آرام و بدون درد است که می‌توانم روی آموزش‌ها تمرکز کنم!»

    در حالی که قبلاً در دوران پریود نه می‌توانستم فایل گوش بدهم، نه حتی بخوابم.

    این برای من یک معجزه واقعی از قانون سلامتی است.

  • -زهره

    درمان کیست تخمدان، منظم شدن پریود، رفع دردهای مزمن و بازگشت به سلامت کامل با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    مهم‌ترین دلیلی که دوره قانون سلامتی را خریدم، مشکل کیست تخمدان و پریودهای نامنظم بود. وقتی در فایل معرفی دوره شنیدم که استاد عباس‌منش گفتند این بیماری با قانون سلامتی درمان می‌شود، از خوشحالی اشک ریختم. چون سال‌ها بود دنبال درمان این مشکلات بودم و نتیجه‌ای نمی‌گرفتم. به استاد اعتماد داشتم، دوره را خریدم و با تعهد کامل، زندگی به شیوه قانون سلامتی را شروع کردم.

    سال‌ها از آزمایش، سونوگرافی، دکترهای مختلف، کلینیک‌های متعدد و رفت‌وآمد بین شهرها خسته شده بودم. بیش از ۱۵ سال تحت درمان کیست تخمدان و مشکل نازایی بودم. به بهترین دکترهای ایران و معتبرترین مراکز نازایی مراجعه کردم اما هیچ نتیجه‌ای نگرفتم. هر بار دوباره باید آزمایش‌ها، عکس‌برداری و سونوگرافی را از اول انجام می‌دادم، کلی هزینه می‌دادم و تعداد زیادی آمپول و قرص مصرف می‌کردم.

    یادم هست روزی چهار آمپول می‌زدم؛ به‌حدی که نشستن برایم سخت شده بود و از آمپول می‌ترسیدم. همسرم در آخرین مراجعه به دکتر گفت: «لااقل دیگر برای بچه‌دار شدن دکتر نرو.» چون هم از لحاظ روحی خسته شده بودیم و هم از لحاظ مالی تحت فشار بودیم. بارها میلیون‌ها تومان هزینه کرده بودیم اما نه تنها درمان نشده بودم، بلکه هر بار از نظر روحی بیشتر آسیب می‌دیدم.

    آخرین بار در مطب، با گریه به دکتر گفتم: «من دیگر بچه نمی‌خواهم… فقط می‌خواهم کیست تخمدانم درمان شود و پریودم منظم شود.»

    قبل از شروع زندگی به شیوه قانون سلامتی، پریودهام با دردهای وحشتناک همراه بود. کمرم مثل شکستن می‌سوخت، پا درد، دل‌درد، ضعف، سرگیجه و تهوع داشتم و گاهی مجبور بودم زیر سرم بروم. اما وقتی قانون سلامتی را شروع کردم، هنوز ۲۰ روز نگذشته بود که یک پریود کاملاً راحت و بدون درد را تجربه کردم.

    قبلاً همیشه کمر درد داشتم و پیاده‌روی برایم سخت بود، اما الان هر روز پیاده‌روی می‌کنم و کمر درد و پا دردم کاملاً از بین رفته. صاف‌تر راه می‌روم و دیگر قوز نمی‌کنم.
    قبلاً گردن درد داشتم و حتی موقع نوشتن کامنت دست و گردنم می‌گرفت، اما الان هیچ دردی ندارم.
    احساس سبکی دارم و انرژی‌ام چند برابر شده.
    ریزش موهایم کم شده و موهایم نرم‌تر و سالم‌تر شده‌اند.

    هرچه جلسات دوره را بیشتر پیش می‌روم، اشتیاقم بیشتر می‌شود، سپاسگزاری‌ام بیشتر می‌شود و سلامتیم بالاتر می‌رود.

    قبل از شروع دوره، شب‌ها به‌خاطر حساسیت زیاد به صدا — مخصوصاً خر و پف همسرم — بی‌خوابی شدید داشتم و گاهی تا صبح بیدار می‌ماندم. اما الان به محض اینکه سرم را روی بالش می‌گذارم، درجا خوابم می‌برد و صبح با انرژی بیدار می‌شوم، بدون اینکه یادم بیاید کی خوابم برده.

    قبل از دوره، به‌دلیل کاشت ناخن، دو ناخنم یک سال کامل مثل خمیر نرم شده بود؛ هر بار که دست می‌کشیدم، لایه‌ای از ناخنم جدا می‌شد و اصلاً رشد نداشت و ظاهر خیلی بدی پیدا کرده بود. اما حالا کاملاً سفت شده‌اند و طبیعی رشد می‌کنند و از این بابت واقعاً خوشحالم.

    استاد عباس‌منش، از شما بی‌نهایت سپاسگزارم بابت تولید این دوره. خدا را شکر می‌کنم برای تمام نتایج فوق‌العاده‌ای که در همین مدت کوتاه در سلامتیم ایجاد شده. ان‌شاءالله نتایج بیشتر هم خواهم گرفت و بازهم خواهم نوشت.

  • -وجیهه کوهجانی

    کاهش ۹ کیلویی، درمان دردهای مزمن، بهبود بینایی و تجربه ده‌ها معجزه جسمی با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    استاد عباس‌منش، من حدود دو هفته است که زندگی به سبک دوره قانون سلامتی را شروع کرده‌ام. به‌نظر من این دوره معجزه قرن است و خدا را هزاران بار سپاسگزارم که مرا با آگاهی‌های این دوره هم‌مدار کرد.

    نتایجی که در همین دو هفته گرفته‌ام، آن‌قدر زیاد و باورنکردنی بوده که نمی‌دانم از کجا شروع کنم.

    من از وزن ۹۸ کیلو به ۸۹ کیلو رسیدم؛ یعنی فقط در دو هفته، ۹ کیلو کاهش وزن بدون هیچ اذیتی.

    اگر بخوام درباره سلامتم در این دو هفته بنویسم، واقعاً نمی‌دانم چند صفحه خواهد شد.

    من دچار گردن‌درد شدید بودم و پزشکان تشخیص آرتروز داده بودند و گفته بودند تنها راه، عمل جراحی است. اما الان به‌طور ناباورانه گردنم کاملاً خوب شده. هیچ دردی وجود ندارد و به‌راحتی سرم را به چپ و راست تکان می‌دهم؛ در حالی که سال‌ها نمی‌توانستم این کار را انجام دهم چون درد غیرقابل تحمل بود. قبل از دوره، هر صبح با درد وحشتناک گردن بیدار می‌شدم و مستقیم سراغ مسکن‌ها می‌رفتم. اما حالا حتی یک نشانه از درد ندارم.

    خارش کف سر، خشکی و شکنندگی موهایم کاملاً از بین رفته.
    پوست دست‌هایم که با کوچک‌ترین تماس با شوینده مثل کویر ترک می‌خورد، الان بدون حتی یک قطره کرم، لطیف و سالم شده.
    معده‌درد قدیمی‌ام که از بچگی همراهم بود، کاملاً برطرف شده.

    جوش‌ها، دمل‌ها و برجستگی‌های دردناک زیرپوستی در کشاله ران و زیر بغل که سال‌ها آزارم می‌داد، کاملاً ناپدید شده‌اند.
    موهای زیرپوستی پاهایم از بین رفته‌اند و خشکی شدید پوست ساق پا کاملاً درمان شده و پوستم نرم و لطیف است.

    و حالا دو معجزه اصلی:

    اول:
    شست پایم کج و دردناک بود و روی آن استخوان مشخصی وجود داشت که همه می‌گفتند باید عمل شود. هنگام پیاده‌روی دردش چند برابر می‌شد و لنگ‌لنگان راه می‌رفتم. اما الان با پیاده‌روی طولانی هیچ اثری از درد باقی نمانده. واقعاً معجزه است.

    دوم:
    چشم‌هایم. من نزدیک‌بین بودم و برای مطالعه عینک شماره ۳ داشتم. حتی با عینک هم برای خواندن کامنت‌ها باید زوم می‌کردم و نوشتن برایم سخت بود. چشم‌هایم می‌سوخت و فشار زیادی حس می‌کردم.

    چند ساعت پیش عینکم همراهم نبود و مشغول خواندن کامنت‌ها بودم؛ آن‌هم کاملاً راحت، سریع و بدون هیچ مشکل. همسرم با تعجب نگاهم کرد و گفت: «چطور داری بدون عینک می‌خونی؟!»

    من و همسرم از شدت تعجب فقط سکوت کرده بودیم.

    فهمیدم که چشم‌هایم همه چیزهای ریز را بدون عینک می‌بینند. در حالی که شغلم تاتوکار است و کارم پر از ظریف‌کاری‌های ریز است. همه می‌گفتند فشار کاری باعث ضعیف شدن چشم‌هایم شده، اما امروز می‌دانم که همه‌چیز از سبک تغذیه غلطی بود که داشتم… و اگر ادامه می‌دادم، نمی‌دانم چه بلایی سر نعمت بینایی‌ام می‌آمد.

    وقتی فهمیدم بینایی‌ام در حال بازگشت است، از شدت شکرگذاری بی‌صدا اشک ریختم.
    استاد، آموزش‌های شما در دوره قانون سلامتی، واقعاً از هزاران پزشک، پزشک‌تر هستند. مشکل‌هایی را حل کرده‌اند که هیچ‌وقت تصور نمی‌کردم قابل درمان باشند.

    من نمی‌دانم چگونه می‌توانم قدردان نعمت بازگشت بینایی باشم؛ نعمتی که اگر نبود، چه ثروتی داشتم؟
    فقط می‌دانم خدا را برای این آگاهی و این معجزات، بی‌نهایت سپاسگزارم.

1 2 3 4 5 6 8

The last comment needs to be approved.
319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه نجفی گفته:
    مدت عضویت: 1090 روز

    به نام خداوند وهاب و ثروتمندم

    استاد عزیزم سلام

    استاد جان دیروز اومدم نوشتم که مشکلاتی دارم اما چند روزه دوباره برگشتم به مسیر هدایت و دارم روی باورهام کار میکنم و مجدد شروع کردم دوره روانشناسی ثروت1 رو دارم کار میکنم امروز اتفاقی که دوماه منتظرش بودم افتاد امروز همسرم بهش زنگ زدن و شغلش درست شد و استخدام همون شرکتی که میخاست شد و خدارو شکر قرار شده از شنبه بره سرکار امروز چرخ زندگیم اونقدر روون شده بود که خودم اینو حسش میکردم مدام توی دلم شکر گزار بودم حتیی همسرم زنگ زد بهم که من چیکار کردم از دیشب تا الان که داره همه چیز خوب پیش میره

    اون باورش نمیشد ولی من میدونستم همه اینا فقط نتیجه چند روز کار کردن روی باورهامه و اگه این تغییر هرروزه باشه چه نتایج شگفت انگیزی واسم اتفاق میفته

    یکی از تصمیماتی که گرفتم اینه که میخام مثل شما عمل کنم هرروز با خوندن نتایج بچها از خواب بیدار شم و هر شب با نتایج بچها و شکرگزاری بابت اتفاق های خوبشون بخاب برم

    استادد نمیدونین چقدد خوشحالم،چقد خوشحالم که دوباره بعد از مدت ها برگشتم به مسیر هدایت

    استادد دلم میخاد فریاد بزنم بگم قانون درست عمل میکنه دلم میخاد همه اطرافیانم بدونن ولی ولی ولیی اونا توی مدار من نیستن و من خیلی وقته تصمیم گرفتم درموردش به کسی نگم مگه اینکه خودشون درخواست کنن

    خدارو سپاس میگم که منو هدایت کرد و شمارو سر راه من قرار داده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2529 روز

    سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم در گروه عباس منش. من واقعاً یه تجربه‌ای داشتم که واقعاً خدای ما خدایی که کارایی انجام میده که بسیار بسیار عجیب و غریبه. من واقعا دوباره. بعد از اینکه 10 سال در مالزی بودم دوباره مهاجرت کنم به کشور عمان. و دوباره چند روز پیش که داشتم گوش می‌کردم ذرس های استاد را که قرار نیست که ما بمونیم تا شاید آماده بشه و من همینو در مورد مهاجرت خودم به مالزی و عمان انجام دادم و تصمیم داشته بودم که به دانشگاه یکی از شهرهای عمان برم و به طرز عجیب خداوند از طریق استاد دهان استاد من شد عباس منش و من فقط چمدونم برداشتم و گام برداشتم و توکل به خداوند کردم. و همه چیز غیر قابل تصور بود که خداوند چه کارهایی برای من انجام داد. و چه دستانی رو پیش پای من قرار داد از غذای من از اسکان من از. آبی که حتی می‌خواستم بخورم و زیاد بود که باور کردنی نیست که چه خونه‌هایی خداوند در اختیار من قرار داد. و چه جوری من توسط چه کسانی دعوت شدم و چه پول‌هایی رو دریافت کردم. در واقع ما

    من با او پول می‌تونستم یه خونه اجاره بکنم ولی قلب من می‌گفت که باید حرکت بکنم و برم این گام رو این هدف رو برم به سمت دانشگاه باهاشون در مورد هدفم صحبت کنم. و حرکت کردم و خداوند به من پاداش داد آدمای عشقی در مسیر من قرار داد و هر لحظه‌ای که مردم می‌دیدم که یه مقدار رفتارشون و کلامشون متفاوت شده می‌دونستم که از این نقطه باید برم و به نقطه دیگه‌ای برسم که واقعاً همه جور واقعاً شگفتی‌های عجیب تجربه کردم. دوست من به من گفت که من که به شما گفته بودم که شما رو می‌برم پس چرا رفتین گفتم در دل خودم گفتم من قرار بود شگفتی‌ها رو تجربه کنم با خداوند. در صورتی که اگر با دوستم بودم هیچ کدوم از این تجربه رو نمی‌کردم و عشق خداوند و دستان خداوند به شگفتی‌ها رو که اینقدر عجیبه نمی‌تونم اینقدر عالی احساس کنم. دوست من قرار بود در واقع مثلاً روز یکشنبه منو ببره ولی من دیگه واقعاً قلبم اجازه نمی‌داد که صبر بکنم که بشه یکشنبه و حرکت کنم بنابراین با خداوند حرکت کردم و. و مردمی که از من اصلاً نمی‌شناختم اونقدر به من عشق دادن اونقدر با من همکاری کردن غیر قابل وصله. و در واقع اینجوری بگم مردم جوری که مردم منو دعوت کردن و محبت کردن که همه محبت خداوند بود. و من چقدر دوباره با یک اقدام شجاعانه جدید باعث من ایمانم قوی‌تر و قوی‌تر و قوی‌تر بشه در دل ترس‌های بیشتری حرکت بکنم. دقیقاً ماشین‌هایی در اختیار من قرار گرفته است افرادی که من اصلاً نمی‌شناختم ولی اونقدر عالی خداوند همکاری اش که هدف من و خودش بود که من در تمام لحظه راننده اختصاصی داشتم. و می‌دونستم که خداوند داره به من می‌گه مسیرت درسته برو و من با تو هستم. و کار خداوند دیوانه کننده بود واقعا در این چند روز که مسافرت بودم و چقدر در این تنهایی با خداوند من بیشتر خودمو شناختم ضعف‌های خودم رو شناختم خداوند رو بیشتر شناختم رابطم با خداوند قوی‌تر شد. و دوباره هم که در این نقطه هستم توسط کسایی داره خدا کار انجام میده که غیر قابل وصفه از ماشین. خداوند داره من نشون میده که قدرت تو خیلی بیشتر از این حرفاست پس از خودت تصویر. پس تو از من بخواه تصویرسازی بکن رو هدفت باش و بقیه‌شم با من. استاد عزیزم با تمام وجودم از شما بخاطر یکتا پرستی تشکر میکنم

    و نتیجه اینکه انجام این تصمیم بسیار بسیار اسانتر از انچه بود که من فکر میکردم و من بابت این گام عملی از خودم تشکر میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1227 روز

    به نام‌ خدای مهربانم خدایی که کنارمه و صدامو میشنوه و با عشق جوابمو میده خدایا شکرت که در این مسیر زیبا و توحیدی قدم برمیدارم

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم

    استاد عزیزم

    الان که نتایج دوستانم رو خوندم دیدم همه نوشتن نتابج ریز تا درشتشون رو

    با خودم مکث کردم و گفتم مگه تو تا الان که چند ساله دانشجوی استاد و این سایت هستی رشد نکردی مگه تغییر نکردی چرا نمینویسی تغییراتتو

    تو هم بنویس و لذت ببر و

    و این شد که منم میخوام بنویسم استاد عزیزم

    من کبری مشتاقی دانشجوی 4 ساله شما هستم

    شایدم بیشتر

    اوایل با فایلهای رایگان کار میکردم حسه آرامشی تو اون شلوغی‌های زندگیم بدست آورده بودم

    که خیلی بی نظیر بود خودم تعجب کرده بودم

    موقعی با استاد آشنا شدیم اتفاق بدی برای ازدواج دخترم پیش اومده بود که خیلی خیلی ما رو داغون کرده بود از همه نظر

    و انگار دیدن استاد و شنیدن صدایش آبی خنک روی آتیش زندگیمون بود

    و دیگر رها نکردم شروع کردم به گوش دادن فایلها ولی چنان مقاومتها و نجواهای ذهنم زیاد بود اما گوش ندادم بعضی جاها و بعضی‌ روزها حسه بدی پیدا میکردم اما با تمام وجود ادامه دادم

    من و همسرم و دو تا دخترام با هم گوش می‌دادیم خونه از صبح تا شب از صدای استاد پر شده بود و این آرامشه هر روزمیومد تو خونه تو وجودمون و بهتر و بهتر و بهتر شدیم

    تا اینکه با شناخت خداوند که قلبا شناختیمش

    و ایمان آوردیم البته اون موقعها کم بود اما باز هم خداوند با همون داشتن ایمان کم جوابممون رو داد پاداش‌ها و نتایج از راه رسیدن

    و مشکل دخترم به شکل معجزه وار که همه باور نمیکردن ؛ درست شد آره قدرته خداوند رو شناختیم و یاد گرفتیم که تسلیمش بشیم دست و پا نزنیم

    و دستانشو فرستاد برامون و خداوند یه انسان خوب رو به زندگی ما وارد کرد که مهربان و وفادار و مرد زندگیست و

    زندگیمون چرخش یکم یکم روان شد و همسرم و دخترم دو سه تا از دوره های استاد رو خریدن

    و با جون و دل گوش میدادیمو چقدر لذت بخش بود برامون

    و الان که به این نقطه رسیدم با کبری پارسال فرق دارم زندگیم تغییر کرده از همه نظر

    چرخ زندگیم خیلی خیلی راحت و روان شده

    ارتباطم با همسرم و فرزندانم و دامادام عالیست

    تو هر کاری از خداوند هدایت میخوام

    از کبری به شدت عصبانی به کبری آرام و دوست داشتنی تبدیل شدم

    از کبری ترسو به کبری با شجاعت و نترس تبدیل شدم

    از کبری بی هدف و بی انگیزه و غر غرو به کبری آرام و رها و مهربون و با انگیزه و هدف دار تبدیل

    شدم

    دیدگاهم مثبت و توحیدی شده

    خدا رو قدرتشو اراده و عظمتشو باور دارم

    خدارو رزاق و وهاب و مهربان میبینم و باورش دارم

    کسب و کار شخصی خودم رو دارم با جسارت مغازه اجاره کردم و پا روی ترسهام گذاشتم

    هر روز برای خودم هدف دارم

    ورزش میکنم

    کنترل ذهنم عالی شده

    کنترل کانون توجه ام عالی شده

    بنده شکرگزار خداوند شدم

    و خودم درآمد دارم

    و الخیر فی ما وموقع رو باور دارم

    عزت نفس و اعتماد به نفسم بالا رفته

    ایمانم به خداوند با جسارت میتونم بگم به 30 رسیده و همه کارها و موفقیتم از قدرته خداوند می‌دانم

    و پذیرفتم که تمام اتفاقات و شرایط رو خودمون با باور و افکار و ذهن و فرکانسمون رقم میزنیم

    و آگاهانه و هوشیارانه قدم برمیدارم و سعی میکنم طبق قوانین پیش برم

    ولی هنوز باورهای محدود کننده هم دارم که دارم تلاش میکنم بهتر بشم

    و تا زنده هستم ادامه میدم و در جهت جریان خداوند قدم برمیدارم با هدایت خداوند مهربانم

    استاد عزیزم دوست دارم که ابن کامنته منو تو بخش نتایج دوستان بذارین تا همه عزیزان این سایت بخونن

    که منم از آموزهای شما چه رایگان و چه خریدن دوره نتیجه گرفتم و زندگیمو تغییر دادم

    خودم و شخصیتمو تغییر دادم و از نو خودم رو ساختم کبری جدید

    خدا رو با وجود شما شناختم شما چراغ راه منو خانواده ام در تاریکی شدین

    خدایا شکرت که الان به من گفتی و منم نوشتم با عشق برای همه شما عزیزان

    استاد عزیزم دوستت دارم و از جون و دل ازت تشکر میکنم

    در پناه خداوند مهربان باشین سالم تر و ثروتمند تر باشین

    چقدر ذوق داشتم موقع نوشتن که وصف ناپذیره

    خدایا من لایق هم صحبتی با تو را دارم

    خدایا کمکم کن که در جهت جریان تو قدم بردارم و مومنتوم مثبت رو ادامه بدم

    خدایا کمکم کن که هر روز بهتر از روز دیکه باشم با باور و افکار و شخصیت جدید

    خدایا شکرت سپاسگزارتم سپاسگزارتم سپاسگزارتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    حمیده خسروانی گفته:
    مدت عضویت: 434 روز

    سلام ب استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان تقریبا من ده سالی هست ک از همسرم جدا شدم و بدون یک ریال مهریه یا چیز دیگری من با دوتا دخترم ک یکیشون شیر میخورد و اون یکی هم چهارسالش بود من جدا شدم ب لطف خداوند تا جدا شدم من با یکی از دوستام ک با استاد آشنا بود و با قانون وفایلهای استاد عزیز راهنمای من شد و منم برا اولین برا بود ک این حرفهامیشنیدم خیلی سریع تغیر کردم و یه پراید 84 داغونی داشتم ک داشتم مسافر کشی میکردم و خیلی سریع رو دور افتادم با دوره های رایگان استاد عزیز و سریع ب لطف خدا ماشبنم عوض کردم چندتا تکه طلا خریدم یه مبلغی پول پس انداز کردم و یواش یواش من با کمک همون دوستم ک بهم گفت یه دوره هیت بنام هم جهت با جریان خداوند خیلی سریع من مشتاق بودم ک بخرم و خداروشکر پول هم اکی شد و خریدم 27 اسفند 1403 وکلی انرژی گرفتم خوشحال بودم و رفتم گواهینامه پایه یک گرفتم و بعد رفتم دفترچه اتوبوس گرفتم و یه مدت کمی هم با اتوبوس کار کردم و جنس خودم ک شناخته بودم فهمیدم ک علاقه من ب تریلی هست و خیلی راحت اتوبوس گذاشتم کنار و دیگ نرفتم رو اتوبوس ارزش خودم رو پایین نیاوردم و الان هر از گاهی دوستم ک ماشالله سه چهار تا تریلی داره هرموقع راننده اش نیاد من با خودش میبرم و اجازه میده ک من بشینم پشت فرمون و لذت میبرم عشق میکنم اصلا معنی خستگی رو متوجه نمیشم و اما خیلی خیلی من عجولم برای رسیدن ب اهدافم مث اینکه دوست دارم منم راننده داعم باشم و خیلی هم شکر گزاری مینویسم اما بعضی مواقع من ایمانم ضعیف میشه و نگاه ب دست بنده ی خدا میکنم و انشالله ک رو خودم کار کنم ک خیلی خیلی قوی‌تر و پرانرژی تر ادامه بدم تا ب هدف قشنگم ک تریلی هست برسم الهی آمین…و سپاسگزارم از استاد عزیزم و شایسته عزیز و دوست عزیزم ک تو این مسیر کمکم کرد خدایا سپاسگزارم ازت بابت موفقیتم در رانندگی و تریلی اتومات باحالی ک خریدم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    سمانه منقوش گفته:
    مدت عضویت: 141 روز

    دوستان من ازتون راهنمایی میخوام تا بتونم دوره مناسب خودم رو انتخاب کنم ، من زمانی که از همسرم جدا شدم تقریبا 10 سال پیس فقط دو میلیون تومن داشتم که اونم پول پیش خونه دادم ، شغلم آرایشگری بود سالن نداشتم ولی مشتریهای سطح بالای شهرم بودن و به لطف خدا بدون هیچ تبلیغاتی تو فضای مجازی و کانالی اونها من رو پیدا میکنن و من رو به عنوان آرایشگر خودشون انتخاب میکنن و همیشه بهم میگفتن که تو با عشق و با جون و دل کار میکنی. هر روز و هر روز مشتریهام بیشتر میشن و من با در آ مدم هر چیزی که میخواستم رو میتونستم برای خودم بخرم از طلا گرفته تاااااا وسایل خونه و زندگی من دو اون تایم نمازمو میخوندم و ارتباط دلی با خدا داشتم، رفته رفته تو نماز خوندن کاهلی کردم یهو تصمیم گرفتم سالن بزنم با یکی از دوستانم که سالن زیبایی داشت شراکتی.

    منتهی من یک آدم امیدوار بودم ، دوستم انتظار داشت که تمام روزهایی که پشت سر میزاریم پر مشتری باشیم(دوستم خودش سالن زیبایی داشت ،قرار بر این بود که بعد از حدود 6 ماه سالنش رو جمع کنه و تو سالن جدید مستقر بشیم ) متاسفانه دوستم یهو شراکتمون رو با من بهم زد و من بینهایت حالم بد شد و احساس کردم پشتم خالی شده ، و از اینکه بتونم تنهایی ادامه بدم احساس ترس داشتم.

    یکم بعدش کرونا اومد و در. گیر اون شدم و چند بار تو همون تایم سالنم رو عوض کردم.

    یک جایی رو برای 3 سال ثابت گرفتم و با در آمد معمولی به کارم ادامه دادم تا اینکه با یکی از فروشگاههای لوازم آرایشی برند شهرمون آشنا شدم

    تومد سالنم رو دبد و بهم گفت تو که متریالهای درجه از از فروشگاه ما میخری و کارت اینقدر تمیزه چرا سالنت رو بزرگتر نمیکنی!

    من‌گفتم میترسم اجارمو در نیارم.

    با اسرار بهم گفت خودم برات یه سالن لوکس پیدا میکنم و حتی 10 تومن پول پیش سالنم رو هم داد و گفت خودم برات پرسنل پیدا میکنم درجه بک که باهات کار کنن.

    خلاصه یه سالن کلید اول تو بهترین روکیشن شهرم گرفتم و دیگه از دوستم خبری نشد نمیدونم چرا خودش. و کشید کنار

    و من تمام روزها رو با استرس پشت سر گذاشتم ، آگهی میزاشتم و نمیتونم نیروی خوب جذب کنم. و همش ناراحت این بودم که چرا اون خانوم پشت منو خالی کرد…

    یهو بعد 10 ماه تصمیم گرفتم جامو عوض کنم، الان دو سالی هست که یه سالن دیگه اومدم اینجا هم اجاره ام خییییلی بالاست و بدهی زیادی دارم من حتی اجاره سالنم رو در نمیارم. مشتریهای ثابت زیادی دارم.

    یکماهی میشه که به صورت جدی دارم فایلهلی استاد رو گوش میدم و متوجه شدم دچار شرک شدم من خدا رو فراموش کرده بودم درسته که تو تمام روزهای بد فقط امیدم به خدا بود و ازش کمک میخوایتم ولی ته دلم میخواستم آدما کمک کنن بهم. الان دارم مسیرمو عوض میکنم و به این نتیجه رسیدم که تنها خداست که میتونه من رو از فرش به عرش برسونه .

    الان میخوام یه دوره ای رو تهیه کنم که بهم کمک کنه برای ادامه مسیر….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      مریم فرامرزی گفته:
      مدت عضویت: 1384 روز

      سلام به استاد عزیزم ومریم بانوی عزیز سلام به عزیز سمانه

      اول از همه خوشبختم از اینکه همکار هستیم دوست من به نتیجعه خوبی رسیدی هم اینکه خدا را فراموش کرده بودی وهم ایکنه شرک بود که به غیر خدا امیدوار باشی متم یه مدت میخواستم سالنم را جابجا کنم همش میگفت اینجا تو این محله مشتری نیست باید برم جای دیگه وشرایط جای دیگه را هم نداشتم وهر روز مشتریهام کم شد تا اینکه دوباره برگشتم به دوره 12 قدم واز اول شروع کردم گوش دادن ومتوجعه شدم من خدا را فراموش کردم وعیر از خدا دل بستم

      که استاد عزیزم در فایلی گفتم اگر شما باورهای خودتون را درست کنید در کوچکترین جا هم که باشین مشتری میاد وشما پیدا میکنه

      از روزی که دوباره شروع کردم خدا راشکر هر روز مشتریهام بیشتر میشن

      وخدا راشکر میکتم

      وپیشنهاد من به هم دوره احساس لیاقت هست وهم دوره ای 12 قدم که بهترینها هستن برای خود شنایی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    زهرا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 320 روز

    دوستان من یه مشگلی دارم ومیخام برای اون دوره قانون سلامتی روتهیه کنم اما قبلش میخام ببینم برای مشگل منم کارساز هست یانه ؟

    آیا شما تجربه ای از مشگل من داشته اید که با قانون سلامتی رفع شده باشد ؟

    من مشگلم راجع به قاعدگی هست ،هرماه به وقتش پریود میشم اما تعداد روزهای پریودی کم شده یعنی حجم خونریزی کم شده از 5 روز رسیده به 3روز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2529 روز

    با سلام و سپاسگزاری از این جلسه بسیار ارزشمند احساس لیاقت

    جلسه 4

    مادر من صبح تا شب در خدمت همسر و فرزندان اش بود مثل یک خدمه و هیچ کاری برای خودش نکرد نه مسافرتی و چقدر اکنون احساس رضایت ندارد چون خودش را وقف همسرش و کمک به او کرد برای تایید او و ارزش خودش را به تایید همسرش کرد و همیشه می گوید که پدر شما قدردان نیست به همان نسبت که خودش را فدا کرده بود انتظار عشق از پدرم داشت و طبق قانون جهان دریافت نمی کرد چون اول نیازهای او را براورده کرده بود و خودش را فدا کرده بود

    من بدلیل اینکه یاد گرفته بودم که زن خوب میکنم خودش را فدای همسر و فرزندان خودش کند تمام عمرم در دوره زناشویی دنبال تایید گرفتن از همسرم بودم و همه کار میکردم خودم را به هر دری میزدم تا او راضی باشد برای تولدش گوشی تلفن قسطی میخریدم که او را خوشحال کنم خودم شرایط جسمی خوبی نداشتم ولی به او که کمردرد داشت و وزن زیادی داشت کمک میکردم که بلند بشود و قدم بزند ،تمام سالیانی که سر کار بودم کارت بانکی ام را به او داده بودم و باید خودم التماس میکردم تا پول خودم دریافت کنم تا او من را زن خوب بداند و نتیجه فدا کردن هم کاملا مشخص شد که توسط همین فرد بدترین رفتار و بی احترامی را دریافت کردم

    و الان به لطف دوره ها واقعا بهتر شدم و چقدر مردم و جهان برخوردشون با من مثل یک شاهزاده شده انگار در جهانی دیگر دارم زندگی میکنم نه از هیچ کسی توقع دارم و نه کسی در زندگی من از من توقع دارد خدا را واقعا سپاسگزارم بابت داشتن دوره های استادم و بودن در این مسیر زیبا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      سمیرا علینژاد گفته:
      مدت عضویت: 3215 روز

      سلام زهرا جان

      سمیه هستم

      متاسفانه این عادت مادران ایرانی هست و گا که اگاه شدیم باید این زنجیره را قطع کنیم

      ممنونم ازت که انقدر دلی نوشتی وقتی از زبان استاد میشنویم خیلی قبول داریم ولی وقتی دانشجوها نیاند و نیمویسند ولقعا مهر تاییدی هست به صحبتهای استاد

      و ما چه قدر خوش بخت و خوش اقبال هستیم که استاد

      را داریم چون میدونیم راه درست و کار دست چیه

      انشاله خدا کمک کنه هر روز بهتر لز دیروز بشید از هر لحاظ

      استاد عزیزم خیلی دوستت دارم

      هر روز دعاگوتون هستم

      نمیدونم اگه شما نبودید چه بلایی سرم میومد

      اول چیز این بود که هدایتها را قطع میکروم چون اصلا نمیدونستم وجود دراره

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2529 روز

    با سلام خدمت همه خدمت استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان عزیز من در مورد جلسه 3 احساس لیاقت می‌خوام صحبت بکنم. من به خاطر تدریس دوره زبان انگلیسی یک خانواده از من خواستند که با در اختیار گذاشتن خونه رایگان با برق و آب رایگان و اینترنت رایگان در اختیار من قرار میدهند که فرزندان انها را درست بدم و. من شروع کردم همه چیز خیلی خوب بود ولی اون مادربزرگ که با من قرارداد بسته بود به شدت بد حرف می‌زد و به شدت بد رفتار می‌کرد. و من اینجا به خاطر اینکه احساس می‌کردم که اگر که احساسم را به او بگویم یه حرفی بزنم ایشون خونه اش را از من می‌گیره و دچار شرک شدم و ترسیدم این مسئله همین مربوط به دو سه ماه گذشته است و حاضر نشدم که بوندری خودم رو مشخص کنم. این در حالی که خیلی جاها حتی با برادر خواهرای خودم مشخص می‌کنم و راحت ام و با دوست عزیزم ولی اینجا ایمان ام ضعیف شد و بسیار اعتماد به نفس منو می‌آورد پایین وقتی که ایشون از بالا به پایین به من نگاه می‌کرد. و واقعاً دوست دارم که رو خودم کار بکنم بیشتر روی ایمانم با خداوند کار بکنم و ایشون رو دستی از خداوند دونستم واقعاً که این فرصت رو من برام ایجاد شده که خونه دارم و همه چیز خیلی خوبه. ولی باز هم این یه شرک بزرگ به خداوند بود بی اعتمادی به خودم و خداوند بود که. میخوام با درس‌های استاد عزیزم هی روز به روز به خودم ایمان بیشتری پیدا کنم و قوی‌تر و قویتر بشم بابت این درس زیبا خیلی استاد عزیزم سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: