نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -Morteza

    تحول عمیق مالی، معنوی و شغلی با عمل به آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت ۱، دوره روانشناسی ثروت ۲، دوره روانشناسی ثروت ۳ (راه‌اندازی و به‌سودرسانی کسب‌وکار)، و دوره قانون سلامتی

    اواخر سال ۹۷ بود که از دوستی که دو سال بعد به رحمت خدا رفت یک فلش‌مموری گرفتم تا چند فایل صوتی گوش کنم. از روی کنجکاوی فایل‌های مخفی را هم نمایش دادم و دیدم پوشه‌ای با نام «عباس‌منش» وجود دارد. داخل پوشه، فایلی بود به نام «خدا را بهتر بشناسیم ۲». آن فایل را پخش کردم و گوش دادن به آگاهی‌هایش، یکی از نقاط عطف بزرگ زندگی من شد.

    آن فایل چنان شور و شوقی در من ایجاد کرد، چنان پاسخی به سؤال‌های یک عمر ذهنم داد که حس می‌کردم خودِ خدا از زبان استاد عباس‌منش دارد با من حرف می‌زند. با اینکه آن روزها معنای «هدایت» را نمی‌دانستم، اما آن را با تمام وجودم حس می‌کردم. اشک شوق می‌ریختم و حس می‌کردم چیزی عمیق درونم بیدار شده است.

    بعد از مدتی وارد سایت شدم و ثبت‌نام کردم. با هر فایل هدیه‌ای که گوش می‌کردم، می‌دیدم شخصیتم دارد رشد می‌کند، روحم صیقلی‌تر می‌شود، و نگرشم بزرگ‌تر می‌شود. سپس شروع کردم به خرید محصولات و کار کردن با آگاهی‌های دوره‌های استاد عباس‌منش. اگر بخواهم نتایجم را کامل بنویسم، باید روزها و صفحه‌ها بنویسم و باز هم فقط بخشی از نتایجم را گفته‌ام.

    از نظر مالی، نقطه شروع من هیچ ارتباطی با امروز ندارد. آن زمان:

    پس‌اندازم صفر بود
    اعتبارم زیر صفر بود
    خانه و ماشین نداشتم
    و فقط یک شاگرد ساده بودم که به زحمت خرج خودم را می‌دادم

    اما بعد از دو سال استمرار در عمل به آموزه‌ها، خصوصاً آگاهی‌های دوره روانشناسی ثروت ۱، دوره روانشناسی ثروت ۲ و دوره روانشناسی ثروت ۳، بزرگ‌ترین تغییر زندگی من رخ داد و صاحب کسب‌وکار شخصی خودم شدم.

    این نتیجه با جسارت، شهامت و توکلی شکل گرفت که این دوره‌ها در وجودم ساختند. باورهای توحیدی‌ای که روانشناسی ثروت ۳ درباره توکل و اعتماد به خدا در وجودم کاشت، باعث شد بتوانم با آرامش و ایمان، کسب‌وکاری راه بیندازم که سال‌ها فقط یک آرزو بود.

    برای اینکه فقط بخشی از نتایج مالی‌ام از کار کردن روی این دوره‌ها را بگویم:

    توانستم ماشین، موتور و سه دانگ مغازه بخرم
    تجهیزات شخصی مثل گوشی آخرین مدل را تهیه کنم
    به‌عنوان فردی مجرد و مستقل، هزینه زندگی‌ام را کامل تأمین کنم
    و هر ماه به خانواده‌ام کمک مالی مستمر بدهم

    امروز درآمدی دارم که زمانی حتی تصورش برایم تخیلی و غیرممکن بود؛ اما امروز برایم کاملاً طبیعی و بدیهی است چون خواسته‌هایم بزرگ‌تر شده‌اند.

    الان پنج نیروی فوق‌العاده دارم که با عشق و انگیزه برایم کار می‌کنند.
    نمایندگی دو شرکت معتبر را در شهرم دارم.
    چندین سفر خارجی رفته‌ام، آن هم با بهترین پروازها و بهترین هتل‌ها.
    و امروز به آزادی مالی رسیده‌ام؛ در حالی که نقطه شروعم زیر صفر بود.

    از نظر سلامتی، وضعم بد نبود؛ اما با خرید دوره قانون سلامتی و زندگی به شیوه این دوره، شرایط جسمی‌ام چندین برابر بهتر شد. ۱۵ کیلو وزن اضافه را کم کردم، اندام ایده‌آل رسیدم و در ۴۵ سالگی انرژی‌ام از یک جوان ۲۰ ساله هم بیشتر است. امروز در سلامت کامل، با نیروی بالا و شادابی زندگی می‌کنم.

    وقتی امروز به گذشته نگاه می‌کنم فقط یک جمله به ذهنم می‌آید:
    خدایا شکرت که من را هدایت کردی؛ شکرت که زندگی‌ام را از زیر صفر به این جایگاه رساندی.

  • -Saar

    تحول شخصیتی، جهش درآمد و آرامش عمیق با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    استاد عزیزم، واقعاً با هر جلسه از دوره هم‌جهت با جریان خداوند یک تکه از ساختمان باورهای محدودکننده‌ام آوار می‌شود. آگاهی‌های این دوره مثل یک لودر، بخش‌های مختلف محدودیت‌های ذهن من را تخریب می‌کنند و از نو دوباره می‌سازند؛ آن‌قدر واضح که هر روز تغییرات شخصیت خودم را با چشم می‌بینم.

    از گفت‌وگوهای ذهنی‌ام مرتباً آگاه هستم و رفتارم آن‌قدر تغییر کرده و با قانون هماهنگ شده که ناخودآگاه طبق قانون عمل می‌کنم؛ بدون زور، بدون تلاش اضافه، کاملاً طبیعی و الهامی.

    دفتر سپاسگزاری‌ام که قبلاً مثل یک «تکلیف شبانه» بود، امروز برای من حکم یک جلسه عمیق تراپی را دارد. وقتی برای سپاسگزاری‌های شبانه می‌نشینم، یک حس قشنگ در وجودم می‌گوید:
    «سارا ببین امروز چقدر نعمت مختلف و زیبایی بهت داده شد… این جریان هر روز برای تو جاریه.»

    روابطم با اطرافیان عالی شده و همه نسبت به من مهر، احترام و محبت دارند.
    درآمدم در همین مدت کوتاه سه برابر شده و بالاخره توانستم آن سد ذهنی و سقف درآمدی‌ای را که سال‌ها در ذهنم بود، با عمل به آگاهی‌های این دوره بشکنم.
    ایمانم به خداوند خیلی خیلی قوی‌تر شده. هر کسی کوچک‌ترین کاری هم برایم انجام بدهد در همان لحظه سپاسگزاری می‌کنم و می‌دانم آن دست خداوند بوده که از طریق او به سمت من آمده است.

    آگاهی‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند کاری کرده که سپاسگزاری‌هایم هر روز با عشق، حضور و اشتیاق انجام شود. تمرکز من کاملاً از «نداشته‌ها» برداشته شد و روی «نعمت‌ها» قرار گرفت.
    از همان زمان، درهای خیر، برکت، آرامش و هدایت الهی یکی پس از دیگری به رویم باز شده‌اند.

    خدایا شکرت برای این مسیر زیبا و برای هدایت به این دوره‌ی بی‌نظیر.

  • -شهلا

    افزایش ۱۰۰ برابری درآمد و تحول عمیق ذهنی با عمل به آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت ۱ و دوره روانشناسی ثروت ۳

    امروز به جلسه‌ی آخر دوره روانشناسی ثروت ۱ رسیدم و می‌خواهم مختصری از نتایج و تغییراتی را بنویسم که به‌خاطر کار کردن روی آگاهی‌های این دوره، در زندگی من رخ داده است.

    چهار سال پیش، زمانی که می‌خواستم این دوره را بخرم، هزینه‌اش برایم مبلغ بسیار زیادی بود. خیلی تحقیق کردم، کامنت‌ها و نتایج دانشجویان را خواندم و دیدم چقدر از این دوره نتیجه گرفته‌اند. در نهایت توکل کردم به خدا و دوره روانشناسی ثروت ۱ را خریدم.

    در این چهار سال، آن‌قدر روی آگاهی‌های این دوره کار کردم که می‌توانم بگویم با هر جلسه‌اش عشق کردم. این آگاهی‌ها یک دگرگونی عظیم در ذهن و روح من ایجاد کردند و به‌طور کامل من را به انسان دیگری تبدیل کردند.

    تغییرات مالی‌ام تقریباً از همان روزهای اول شروع شد؛ حتی وقتی فقط جلسات را می‌شنیدم، درآمدم بالا آمد و بعد از آن، مدام بیشتر و بیشتر شد.

    حالا، بعد از چهار سال، من از نظر مالی هیچ شباهتی به نقطه شروع ندارم. در این مدت چندین دوره دیگر از جمله دوره روانشناسی ثروت ۳ را هم خریدم و آن‌قدر فایل‌ها را گوش داده‌ام که تقریباً تمامشان را حفظ هستم.

    درآمدم که در شروع کار با دوره، ۱۵ میلیون تومان بود، امروز به بیش از یک میلیارد تومان در ماه رسیده؛ یعنی حدود ۱۰۰ برابر افزایش. آن هم در حالی که کارم نه‌تنها سخت‌تر نشده، بلکه آسان‌تر، لذت‌بخش‌تر و روان‌تر شده است.

    این دوره به من ثابت کرد که همه‌چیز از باور شروع می‌شود. وقتی باور قدرتمندکننده‌ای در ذهنت ایجاد می‌کنی، جهان با سرعتی فراتر از انتظار پاسخ می‌دهد. امروز به این یقین رسیده‌ام که باید هر روز و همیشه روی باورهایم کار کنم.

    خدایا شکرت که از طریق بزرگ‌مردی چون استاد عباس‌منش، من را با قوانین بی‌نظیرت آشنا کردی و این همه نعمت، برکت و آرامش را وارد زندگی‌ام کردی.

  • -محمد واحدي

    تحول مالی، شغلی، روحی و مهاجرتی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم، دوره روانشناسی ثروت ۱، دوره روانشناسی ثروت ۳ (راه‌اندازی و به‌سودرسانی کسب‌وکار)، دوره کشف قوانین زندگی، و زندگی به شیوه‌ی دوره قانون سلامتی

    استاد عزیزم، به خودم قول داده بودم وقتی نتایجم به ثبات رسید، برایتان از نحوه آشنایی‌ام با شما و تحولاتی که به‌خاطر عمل به آموزه‌های شما در زندگیم رقم خورده بنویسم. من ۴۶ سالم است و در جنوب تهران، در یک خانواده شش‌نفری به دنیا آمدم. پدرم کارگر ایران‌خودرو بود و مادرم خانه‌دار. متأسفانه در ۱۵سالگی، دو برادرم را از دست دادم و خانه‌مان پر شد از غم و اندوه یک مادر داغ‌دیده و سخت‌گیری‌های یک پدر مذهبی و انقلابی. در چنین فضایی بزرگ شدم؛ فضایی پر از محدودیت، ترس، کمبود و قطع ارتباط با اطرافیان.

    سال‌ها با این باورها زندگی کردم؛ همیشه به‌دنبال تأیید دیگران بودم، همیشه می‌خواستم دیده شوم، همیشه در تلاش بودم «بهترین» باشم تا احساس ارزش کنم. با تحمیل خانواده ازدواج کردم و وارد دنیای کار شدم. کم‌کم با همسرم به‌سمت کارهای تصویربرداری رفتیم و بعد یکی از بهترین تالارهای تهران را راه انداختیم. درآمد خوب بود اما فشار کار، استرس و انرژی‌های منفی، کم‌کم شادی و آرامش را از زندگی‌مان گرفت. حتی فکر کردیم با نوسازی تالار اوضاع بهتر می‌شود؛ اما تمام پس‌اندازمان از بین رفت و شرایط بدتر شد.

    تصور می‌کردیم مشکل از اقتصاد کشور است؛ فکر می‌کردیم «هیچ‌کس عروسی نمی‌گیرد» و ما چاره‌ای نداریم جز مهاجرت. تالار را اجاره دادیم و به کشور دیگری رفتیم؛ اما شرایط آن‌قدر بد شد که مجبور شدیم برگردیم. پاندمی هم که رسید، همه‌جا تعطیل شد. از نظر مالی و روحی در نقطه صفر بودیم؛ نه درآمدی، نه امیدی، نه انگیزه‌ای. شب‌ها از شدت فشار تا صبح گریه می‌کردم.

    در همین نقطه بود که اتفاق اصلی زندگی‌ام افتاد: آشنایی با آموزه‌های استاد عباس‌منش در ۴۰سالگی.
    واقعاً زندگی‌ام را به دو بخش تقسیم می‌کنم: قبل از این آشنایی و بعد از آن.

    اولین صدای شما را از موبایل همسرم شنیدم. راستش آن زمان هیچ درکی از حرف‌هایتان نداشتم. فقط می‌شنیدم. اما کم‌کم وارد گروه‌های تلگرامی شدم، بعد هدایت شدم به سایت abasmanesh.com و تصمیم گرفتم دوره‌ها را بخرم.

    اولین دوره‌ای که خریدم، دوره ۱۲ قدم بود؛ دوره‌ای که با منطق قرآنی و توضیحات توحیدی استاد، دقیقاً مناسب روحیه و باورهای مذهبی من بود و آرام‌آرام الگوهای غلط ذهنم را اصلاح کرد. همان‌طور که استاد گفته بود، به‌محض اقدام، نشانه‌ها یکی‌یکی رسیدند. بعد وارد روانشناسی ثروت ۱ شدم و در ادامه روانشناسی ثروت ۳.

    سال‌های پاندمی و قرنطینه که برای همه تعطیلی و سقوط بود برای من تبدیل شد به پربرکت‌ترین و پول‌سازترین سال‌های زندگی‌ام.
    از درآمد صفر و فشار شدید، در سال ۱۴۰۰ به درآمد بالای یک میلیارد تومان رسیدم؛ آن هم به‌راحتی. ایده‌های عالی برای خرید و فروش زمین آمد؛ کارهایی که قبلاً حتی نزدیکش هم نمی‌رفتم، اما همه‌چیز با هدایت خدا و آرامش انجام شد.

    تالاری که قبلاً ضررده شده بود، با شخصیت جدیدی که از دوره‌های ۱۲ قدم، روانشناسی ثروت ۱، روانشناسی ثروت ۳ و کشف قوانین زندگی ساخته بودم، دوباره جان گرفت و این بار با سودهای بالای ۷۰٪.
    مشتری‌ها بدون هیچ تبلیغی سرازیر شدند، قیمت‌ها را خودم انتخاب می‌کردم و شرایط به شکلی پیش رفت که گویی یک نیروی نامرئی در حال هدایت همه‌چیز بود.

    من و همسرم هر روز روی خودمان کار می‌کردیم؛ ساعت‌ها درباره آموزه‌های شما حرف می‌زدیم. اطرافیان مدام می‌پرسیدند: «چیکار می‌کنید که این‌همه اوضاعتون خوب شده؟»
    و ما همه را به سایت شما معرفی کردیم. الان گروه بزرگی از اطرافیان ما با شما آشنا شده‌اند.

    استاد، با آموزه‌های شما بود که من معنای واقعی خدا را فهمیدم. سال‌ها فقط نوحه و دعا و عزاداری می‌رفتم، اما چیزی نمی‌فهمیدم. آن زمان به آدم‌هایی اعتماد می‌کردم که میکروفن دستشان بود. اما امروز ارتباطم مستقیم با خداست. امروز آرامش، رضایت، عشق و حس همراهی خدا را در تمام لحظات زندگی‌ام دارم.

    و بعد… مرحله بعدی تکامل ما شروع شد: مهاجرت به اروپا.
    وقتی به دیگران گفتیم می‌خواهیم برویم، همه می‌پرسیدند:
    شما که همه‌چیز دارید، چرا می‌خواهید بروید؟
    خانه داری، ماشین داری، ویلا داری، درآمد عالی داری… دنبال چی هستی؟
    اما هیچ‌کس نمی‌دانست ما دنبال رشد، آزادی و کیفیت زندگی بالاتر هستیم.

    دو سال صبورانه مسیر مهاجرت را پیش بردیم و حالا اقامت اسپانیا را گرفتیم.
    در کمتر از یک هفته، به‌طرز معجزه‌آسایی خانه‌ای بزرگ و کامل در مادرید اجاره کردیم—کاری که خیلی‌ها ماه‌ها برایش تلاش می‌کنند. امروز در مسیر دریافت کارت اقامت یک‌ساله هستیم، پس‌انداز داریم، و حداقل یک سال بدون کار هم می‌توانیم با خیال راحت زندگی کنیم.

    زندگی‌ام از هر نظر رشد کرده؛ آن‌قدر زیاد که اگر بخواهم تمامش را بنویسم، ساعت‌ها طول می‌کشد.
    وقتی امروز به چک‌آپ‌های فرکانسی قدیمی نگاه می‌کنم، هیچ شباهتی به آن آدم و آن زندگی ندارم. رابطه‌ام با همسرم عالی شده؛ به یاد نمی‌آورم آخرین‌بار کی با هم بحث کرده بودیم. نزدیک دو سال است که با زندگی به شیوه‌ی دوره قانون سلامتی پیش می‌رویم و نتایج شگفت‌انگیزی گرفته‌ایم. تجربه‌ام از رابطه با خدا، مردمی‌ترین و عاشقانه‌ترین حالت ممکن شده.

    الان هر روز سپاسگزاری می‌نویسیم، تمرین ستاره قطبی را انجام می‌دهیم و احساس می‌کنم خدا یک نورافکن مخصوص روی ما گذاشته و در همه حال مراقب ماست.

    امروز، از هر نظر در زندگی‌ام خوشحال و راضی هستم و از خدا هدایت می‌خواهم تا بتوانم تا آخر عمرم روی این آموزه‌ها کار کنم. این مسیر، زیباترین مسیر زندگی من بوده و خواهد بود.

  • -ملکه قربانی

    تحول عمیق در روابط و ساختن زندگی عاشقانه با عمل به آموزه‌های دوره احساس لیاقت

    استاد عزیزم، از شما بابت آموزه‌های فوق‌العاده‌ی دوره احساس لیاقت بی‌نهایت سپاسگزارم. مدت‌هاست که روی جلسات این دوره کار می‌کنم و خداروشکر نتایج فوق‌العاده‌ای از آن گرفته‌ام. اما بدون شک عالی‌ترین نتیجه‌ام رابطه‌ی عاطفی عاشقانه و بی‌نظیری است که جذب کردم؛ رابطه‌ای که مثلش را هیچ‌وقت در زندگی اطرافیانم ندیده بودم و خدا را شکر هر روز زیباتر و صمیمانه‌تر می‌شود، چون هر روز روی آموزه‌های این دوره کار می‌کنم و درونم را می‌سازم.

    من و همسرم تصمیم گرفتیم بدون انجام هیچ هزینه‌ی اضافه‌ای، مستقیماً زندگی مشترک‌مان را شروع کنیم. با اینکه فرش، تلویزیون، مبل، تخت‌خواب و هیچ وسیله‌ای نداشتیم، با توکل و آرامش وارد خانه شدیم. خیلی زود و به شکلی کاملاً راحت و معجزه‌آسا، در بهترین نقطه‌ی شهر صاحب خانه شدیم.

    همسرم به خاطر من به شهر محل زندگی من مهاجرت کرد؛ چالشی که واقعاً بزرگ بود، اما با عشق انجامش داد. او مردی بسیار متعهد است، برای بهتر شدن زندگی مشترک‌مان تلاش می‌کند، به من و خانواده‌ام احترام عمیق می‌گذارد، خوش‌اخلاق، خوش‌سفر و همراه است. بودن کنار چنین مردی باعث شده به درونم نزدیک‌تر شوم، با خودم و با خدایم صلح بیشتری داشته باشم و احساس آزادی و آرامشی را تجربه کنم که حتی در دوران مجردی هم نداشتم.

    این نتیجه‌ای که از کار کردن روی احساس لیاقت در روابط به دست آوردم، ایمانم را به قانون و ساختن احساس ارزشمندی درونی آن‌قدر عمیق کرد که امروز تصمیم گرفتم دوباره از اول، این دوره را برای بهبود اوضاع مالی‌ام شروع کنم؛ این بار با تمرکز بر باورهای ثروت‌ساز و ساختن احساس لیاقت داشتن ثروت.

    همان‌طور که با کار کردن روی احساس لیاقتم توانستم روابط عاطفی‌ام را به زیباترین شکل تغییر دهم و زندگی عاشقانه‌ای خلق کنم، کاملاً مطمئنم که به همان راحتی هم ثروت می‌تواند وارد زندگی‌ام شود.

  • -محمد جوادی

    تحول در کار و زندگی با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    دوره هم‌جهت با جریان خداوند سراسر آگاهی خالص است. جلسات مراقبه در این دوره از آن جنس آگاهی‌هایی هستند که حتی اگر صد بار در یک روز گوششان دهیم، هر بار چند پله بالاتر می‌رویم. من هر بار این جلسات را می‌شنوم، احساس می‌کنم کسی قبل از من مسیر را هموار کرده، موانع را برداشته و بهترین راه را برای رسیدن من به مقصد آماده ساخته است.

    من در کارم فروشنده‌ام، و از زمانی که وارد دوره هم‌جهت با جریان خداوند شده‌ام به‌خصوص بعد از گوش دادن به جلسات مراقبه تغییرات زیادی را در کارم تجربه می‌کنم. همه چیز آسان‌تر شده، مشتری‌ها راحت‌تر خرید می‌کنند، ارتباطم با آن‌ها صمیمی‌تر و پرانرژی‌تر شده و واقعاً احساس می‌کنم آسان شده‌ام برای آسانی‌ها.

    خدایا شکرت برای این مسیر زیبا، و ممنونم از شما استاد عزیز برای این هدایت الهام‌بخش.

  • -حمید خالقی

    نتایج شگفت‌انگیز من از زندگی به شیوه‌ی دوره قانون سلامتی در کمتر از سه ماه

    می‌خواستم از نتایجی بنویسم که تا امروز از زندگی به شیوه‌ی دوره قانون سلامتی گرفتم. هنوز سه ماه هم نشده که طبق این دوره زندگی می‌کنم، اما نتایجم آن‌قدر زیاد و عمیق بوده که خودم هم باورم نمی‌شود.

    قبل از شروع این سبک زندگی، بعد از خوردن ناهار به شدت خوابم می‌گرفت، اما الان این مشکل کاملاً از بین رفته. همیشه بعد از خواب ظهر بدنی سنگین و دردناک داشتم، طوری که همسرم باید من را ماساژ می‌داد تا بتوانم از جایم بلند شوم، اما این مسئله هم کاملاً رفع شده. حس خواب‌آلودگی دائمی داشتم و در طول شبانه‌روز مدام خمیازه می‌کشیدم، اما الان کاملاً برطرف شده و بدنم سرحال‌تر از همیشه است.

    تمرکز بسیار پایینی داشتم و بیشتر از نیم ساعت نمی‌توانستم مطالعه کنم، اما الان راحت دو ساعت بدون حواس‌پرتی مطالعه می‌کنم. همیشه آب‌ریزش بینی و علائم شبیه سرماخوردگی داشتم، خصوصاً در زمستان، اما الان حتی در اوج سرمای زنجان هم کاملاً سالمم. قبلاً خیلی سرمایی بودم، اما الان در برابر سرمای شدید هیچ مشکلی ندارم و این واقعاً برایم شگفت‌انگیز است.

    چربی‌های دور شکمم کاملاً از بین رفته و وزنم از ۷۸ کیلو به حدود ۶۷–۶۸ کیلو رسیده. قبل از دوره، یک ساعت پیاده‌روی سر کار باعث پا درد می‌شد، اما الان تا پایان تایم کاری و حتی تا زمانی که به خانه می‌رسم هیچ مشکلی ندارم.

    از نظر اعصاب هم تغییرات زیادی داشتم. خیلی زود عصبی می‌شدم و مدام با همسرم بحثم می‌شد، اما الان ۹۸٪ بهتر شدم و آرامش بیشتری دارم. تنبلی و عقب‌انداختن کارهایم هم تا حد زیادی برطرف شده و می‌توانم بگویم ۵۰ تا ۶۰ درصد پیشرفت کرده‌ام.

    قبلاً خیلی زیاد می‌خوابیدم، اما الان خوابم کمتر شده و کیفیتش بسیار بالاتر رفته و بعد از بیداری اصلاً حس خواب‌آلودگی ندارم. اعتمادبه‌نفسم تقریباً ۵۰ درصد بیشتر شده. پوست سرم قبلاً خیلی چرب بود و اذیتم می‌کرد، اما الان کاملاً نرمال شده. کم‌حوصله بودم اما حالا روحیه‌ام خیلی بهتر شده است.

    مشکل تکرر ادرار داشتم و وقتی بیرون می‌رفتیم، در یک ساعت چندین بار مجبور بودم دستشویی بروم. هضم صبحانه هم برایم سخت بود و دائماً مشکل گوارشی داشتم. اما حالا با حذف صبحانه و رعایت اصول دوره، تمام این مسائل کاملاً برطرف شده.

    قبلاً نهایتاً ۸ ساعت می‌توانستم کار کنم، آن هم با زور. اما الان راحت ۱۶ ساعت کار می‌کنم و اگر همسرم ناراحت نشود، حتی ۲۴ ساعت هم توان و انرژی کار کردن دارم؛ چیزی که قبلاً حتی تصورش را هم نمی‌کردم.

    و اما یکی از بهترین نتایجی که گرفتم این است که قبل از زندگی به شیوه‌ی دوره قانون سلامتی، دچار کمر درد، درد کشاله ران و سوزش کف پا بودم. اما در کمتر از سه ماه، همه‌ی این مشکلات به شکل کامل و عجیب از بین رفت.

    استاد عزیز، بابت دوره قانون سلامتی بی‌نهایت سپاسگزارم. این دوره زندگی من را از نظر جسمی، روحی و انرژی کاملاً متحول کرده است.

  • -احمد خدادادیان سردابی

    نعمت‌های مالی، عشق، آرامش و هدایت‌های الهی با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    استاد عزیز، حدود چهل روز است که با آگاهی‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند روی خودم کار می‌کنم و فقط در همین مدت کوتاه، خداوند مهربان نعمت‌های فراوانی وارد زندگیم کرده؛ نعمت‌هایی که دوست دارم بنویسم تا همیشه به یادم بماند که عامل تمام نتایجم، هماهنگ شدن با جریان هدایت الهی است.

    اول از همه، از همان هدایتی می‌نویسم که باعث شد این دوره را بخرم. هنوز دوره هم‌جهت با جریان خداوند روی سایت معرفی نشده بود و من حتی نمی‌دانستم قرار است دوره جدیدی منتشر شود. فقط متوجه شدم مبلغی در یکی از حساب‌هایم موجود است و می‌خواستم خرجش کنم. همان لحظه الهامی از طرف خداوند آمد که گفت: «این پول برای خرید دوره جدید استاد عباس‌منش است.» من هم تسلیم این هدایت شدم و پول را خرج نکردم… و امروز می‌دانم که این تصمیم، اولین قدم ورود به یک مسیر جدید از نعمت و فراوانی بود.

    از زمانی که به‌طور جدی روی تمرینات این دوره کار می‌کنم، ثروت به شکل‌های متفاوتی وارد زندگیم شده:

    در یک قرارداد، مبلغ ۷۵۰ میلیون تومان بستم که ۲۰۰ میلیون تومان سود خالص آن بود.
    در قراردادی دیگر، مبلغ ۳۹ میلیون تومان انجام دادم که ۱۸ میلیون تومان سود داشتم.
    بیش از ۸۰ میلیون تومان واریزی به حسابم انجام شده.
    چند قرارداد بزرگ دیگر هم در مسیر است و به زودی نهایی می‌شود.

    و همه این‌ها فقط در همین چهل روز اتفاق افتاده؛ یعنی دقیقاً از زمانی که شروع کردم آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند را اجرا کنم.

    اما نعمت‌هایی که عدد ندارد، حتی زیباتر و ارزشمندتر است.
    محبت بین من و همسرم چند برابر شده.
    احساس شادی، آرامش و خوشبختی‌ام عمیق‌تر شده.
    احترامی که از انسان‌ها دریافت می‌کنم، واضح‌تر و بیشتر شده.
    و مهم‌تر از همه، احساس نزدیکی‌ام به خداوند چندین برابر شده؛ انگار در یک مسیر نورانی قدم می‌زنم.

    این دوره برای من یک هدیه‌ی الهی است؛ سعادتی که خداوند در بهترین زمان ممکن به من بخشید و من را در این مسیر زیبا، قدرتمند و سرشار از نعمت قرار داد.

    استاد عزیز، از صمیم قلب سپاسگزارم بابت دوره هم‌جهت با جریان خداوند. این دوره برای من فقط یک آموزش نیست؛ یک مسیر زندگی است.

  • -سید سجاد متمکن

    بازگشت به مسیر درست، ساختن مومنتوم مثبت و دریافت معجزه‌های پیاپی با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    من بعد از شروع دوره ۱۲ قدم و انجام تمرینات هر قدم، هدایت شدم به کاری مربوط به ارسال و پست کالاهای خریداری‌شده. اولش با اشتیاق فوق‌العاده‌ای شروع کردم، اما کم‌کم نجواها ظاهر شدند و تمرکز من را گذاشتند روی مشکلات احتمالی این کار. همین تمرکز منفی باعث شد فقط هزینه کنم و در نهایت، از ترس همان مشکلات، کار را نیمه‌کاره رها کنم.

    با شروع دوره هم‌جهت با جریان خداوند، معنای واقعی «مومنتوم» را فهمیدم و متوجه شدم که چقدر خودم را در مومنتوم منفی قرار داده بودم. تازه فهمیدم چرا خواسته‌ای را که با ذوق و شوق شروع کرده بودم، نیمه‌کاره رها کردم.

    تمام تمرکزم را روی آگاهی‌ها و تمرینات دوره گذاشتم؛ مدام گوش می‌دادم، می‌نوشتم و نکته‌برداری می‌کردم و آگاهانه تلاش می‌کردم از مومنتوم منفی خارج شوم و مومنتوم مثبت بسازم. همین تغییر مسیر ذهنی باعث شد شرایط بیرونی هم عوض شود. خداوند افراد بی‌نظیر و هم‌مدار را به زندگی‌ام وارد کرد؛ کسانی که تمام کارهای چالش‌برانگیزی را که نمی‌دانستم چگونه انجام بدهم، رایگان و بدون هیچ هزینه‌ای برایم انجام می‌دهند. راه‌حل‌های فوق‌العاده‌ای به من یاد می‌دهند و من از این همواری مسیر لذت می‌برم. خدایا شکرت.

    نتیجه دیگری که با ساختن مومنتوم مثبت خلق کردم مربوط به محل کارم است. می‌خواستم برای تعطیلات عید مرخصی بگیرم، اما ابتدا اجازه ندادند. نجواهای منفی شروع شده بود و حال من را بدتر می‌کرد؛ اما با تمرکز بر آگاهی‌های این دوره و درکی که از قدرت مومنتوم منفی و مثبت داشتم، شروع کردم به «تایم‌اوت دادن» و ساختن مومنتوم مثبت درباره مدیرم، محیط کارم و شغل عالی‌ام.

    خیلی زود به حال خوب و آرامش برگشتم. جالب اینجاست که مدیرم بعد از دو روز خودش پیشنهاد مرخصی داد؛ آن هم با شرایطی بهتر از چیزی که خودم خواسته بودم. حتی وسیله رفت‌وآمدم از بندرعباس تا بوشهر هم رایگان فراهم شد. همه چیز آن‌قدر راحت شد که انگار روی شانه‌های خداوند نشسته بودم.

    در این دوره دارم بندگی خداوند را یاد می‌گیرم؛ و خداوند هم سمت خودش را با فضل و رحمت بی‌نهایت انجام می‌دهد.

    یکی از درهایی که با ماندن در مسیر درست به رویم باز شد، پیشنهادی بود که دوستم داد. گفت محصولات شیره خرمای تولیدی‌شان را برای فردی در روسیه ارسال کنم تا او بازاریابی‌شان کند و اگر نتیجه عالی بود، مسئول ارسال محصولات‌شان شوم. این کار تازه شروع شده و هنوز نمی‌دانم به کجا می‌رسد، اما مطمئنم در مسیر درست هستم و خداوند به من وعده ثروت بی‌نهایت داده و من به وعده خدا ایمان دارم.

    واقعاً چه لذتی دارد که روی دوش خدا بنشینی، نگران هیچ‌چیزی نباشی و فقط با اعتماد، قدم‌هایی را که هدایت می‌شوی برداری؛ نباشی و لبخند بزنی و عشق کنی.

    استاد عزیزم، من تا اینجا از دوره هم‌جهت با جریان خداوند نتایج بی‌نهایتی گرفته‌ام. دارم با این دوره زندگی می‌کنم، و زندگیم هر روز دارد بهتر می‌شود. از شما سپاسگزارم بابت این آگاهی‌های فوق‌العاده‌ای که با انتقالشان به ما، درهای فضل خداوند را به رویمان باز کردید.

  • -علی

    دریافت هدایت‌های روشن و تجربه برکت‌های پی‌درپی با عمل به آموزه‌های دوره هم‌جهت با جریان خداوند

    در این مدت خواستم بخشی از نتایجی را که با خریدن و کار کردن روی دوره هم‌جهت با جریان خداوند تجربه کردم، با شما به اشتراک بگذارم.

    بعد از ورود به دوره و انجام تمرینات مربوط به درک و ساختن مومنتوم مثبت، مشتری‌هایم بیشتر شدند و مبلغ قابل توجهی از محل فروش محصولات قبلی‌ام وارد حسابم شد. اما برکت بزرگ‌تر، خرید یک زمین سند و پروانه‌دار بود که دقیقاً مطابق توضیحات جلسه سوم—یعنی مفهوم هدایت خداوند—برایم رقم خورد.

    سال‌ها بود که به روش‌های مختلف دنبال خرید زمین بودم اما یا پولم کم بود یا مورد مناسب پیدا نمی‌کردم. زمینی که دنبالش بودم ویژگی‌هایی داشت که ماه‌ها قبل در دفترم نوشته بودم. با استفاده از آگاهی‌های این دوره و رعایت مومنتوم مثبت، شرایط طوری پیش رفت که دوباره دنبال خرید زمین رفتم. خواسته‌ام ساخت خانه شخصی بود و از همان ابتدا از خداوند خواستم زمینی در مسیرم قرار دهد که از همه نظر عالی باشد. نکته جالب این بود که کل این فرایند دقیقاً یک هفته قبل از عید تا روز سیزده‌بدر اتفاق افتاد؛ زمانی که معمولاً حتی بنگاهی‌ها هم درگیر تعطیلات‌اند.

    اما یک الهام روشن درونم می‌گفت: «در همین بازه زمانی زمینت را می‌خری.»

    طبق آموزه‌های دوره، هر چیزی را که احتمال ایجاد مومنتوم منفی داشت، کنار گذاشتم؛ حتی وابسته شدن به یک مورد خاص. فقط خواستم زمینی با تمام ویژگی‌هایی که نوشته بودم، به اندازه‌ی پس‌اندازم باشد. چندین مورد پیدا شد و حتی در روزهای تعطیل، بنگاهی‌ها چندین گزینه نشانم دادند. سه مورد عالی انتخاب شد. ویژگی‌هایشان را روی کاغذ نوشتم و امتیاز دادم؛ جالب اینکه هر سه مورد امتیاز یکسانی گرفتند.

    در این نقطه فقط از خداوند هدایت خواستم. گوش‌به‌زنگ نشانه‌هایش ماندم.

    مورد اول: وقتی وارد بنگاه شدیم، صاحب زمین گفت آدرس اشتباه نوشته شده و زمین مورد نظر یک قواره عقب‌تر است. متراژ هم ده متر کمتر از چیزی بود که گفته بودند. همین دو نشانه کافی بود که قرارداد را کنسل کنم.

    مورد دوم: هیچ ایرادی نداشت و گزینه بسیار خوبی بود، اما روز قرارداد صاحب ملک ناگهان قیمت را حدود چهل درصد بالا برد. از توان من خارج بود و این هم لغو شد.

    مورد سوم: قبل از رفتن باز هم از خدا هدایت خواستم. وقتی وارد بنگاه شدم و صاحب زمین را دیدم، جا خوردم؛ چون سه ماه قبل در یک ماجرای فوق‌العاده، با او آشنا شده بودم. این اولین نشانه بود. در مذاکره، تخفیف خیلی خوبی داد و قیمت کاملاً با بودجه من هماهنگ شد؛ این نشانه دوم. همسایه‌های کناری را هم نیاز داشتم رضایت بدهند. همسر مالک گفت تمام زمین‌های این کوچه متعلق به خواهر و برادرهایش است و دو زمین چپ و راست هم متعلق به دو خواهر کوچکش است و مطمئن باش رضایت می‌دهند. هیچ نشانه منفی‌ای نبود. همان روز که دقیقاً روز بعد از سیزده‌بدر بود قولنامه نوشته شد.

    چهار روز بعد از قرارداد، کاملاً هدایتی با صاحب زمین تماس گرفتم که بپرسم رضایت همسایه‌ها را گرفته یا نه. همان لحظه گفت: «داخل محضر هستیم و داریم کارهایش را انجام می‌دهیم.» اتفاقاً چند دقیقه بعد توانستم خودم هم به محضر بروم و تمام جزئیات مربوط به متراژ و طبقات را مشخص کنم.

    این زمین تقریباً تمام ویژگی‌هایی را داشت که ماه‌ها قبل در دفترم نوشته بودم؛ بلکه حتی متراژ و عرض زمین بیشتر از چیزی بود که می‌خواستم. پروانه ساخت به‌روز هم داشت و آماده شروع پروژه بود. همه این‌ها هدایت‌های واضح خداوند بود. من فقط تلاش کردم به هدایتش ایمان داشته باشم، مومنتوم مثبت بسازم و نگذارم کوچک‌ترین مومنتوم منفی شکل بگیرد.

    از همان لحظه ورودم به دوره هم‌جهت با جریان خداوند، برکت وارد زندگی من شد. مشتاقانه تشکر می‌کنم از استاد عباس‌منش برای این آموزش‌های ناب.

    امیدوارم همیشه فرمایشات شما و تمرین‌ها را به یاد داشته باشم. با اینکه تقریباً تمام دوره‌ها را خریده‌ام، با جرأت می‌گویم این دوره زیربنای اساسی تمام دوره‌هاست؛ طوری که هر دوره‌ای را در کنار این دوره کار کنیم، نتایج چند برابر می‌شود. موضوع مومنتوم یکی از بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل‌های من بود که در این دوره آن را پیدا کردم و حالا با آگاهی کامل روی آن کار می‌کنم.

    از خداوند می‌خواهم کمکم کند بتوانم برای تمام خواسته‌هایم مومنتوم مثبت بسازم و آن را حفظ کنم.

1 2 3 4 24

319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «خدیجه اعتمادی» در این صفحه: 3
  1. -
    خدیجه اعتمادی گفته:
    مدت عضویت: 1974 روز

    سلام و هزاران سلام به استاد عزیزم

    امیدوارم که نظر منو بخونید،چون همین الان که دارم مینویسم لبخند شما را تصور میکنم از نتیجه های شگفت انگیزی که از زندگی به شیوه قانون سلامتی گرفتم

    استاد استاد استاد چی بگم آخه

    خدایا کمکم کن هرآنچه بر قلبم جاری شود جز حقیقت نباشد

    استاد من در اولین روز از سال 1403 یعنی دقیقا یک و نیم سال پیش قانون سلامتی رو شروع کردم

    فقط می‌خوام نتیجه دو آزمایش مو مقایسه کنید

    آزمایش قبل دوره در تاریخ 19 / 12 / 1402

    قند ناشتا 95

    چربی خون 485

    ویتامین دی 25

    Homa-ir 3.40 ( پیش دیاب)

    Fob-fif : positiv

    TSH: 1.68

    شرایط جسمی:

    وزن 62 کیلو

    دور کمر 94

    دور شکم 95

    سر شونه ها 39

    نتیجه آزمایش من در تاریخ 30 / 6 / 1404

    قند ناشتا 78

    چربی خون 128

    ویتامین دی 56

    TSH: 2.32

    شرایط جسمی:

    دور کمر 75

    دور شکم 82

    سر شونه ها 37

    مشکلات من قبل از دوره :

    یک سال قبل از شروع دوره آندوسکوپی شده بودم و با وجود مصرف 6 ماهه قرص همچنان درد معده داشتم .سردرد های که اصلا قابل تصور نیست مخصوصا پشت سرم که درهای ضربه ای داشت و انگار با چکش می‌زدند،همزمان حالت تهوع و سرگیجه گاهی داشتم و وقتی ظهر از کار برمی‌گشتم تا شب تو اتاق تاریک باید می‌خوابیدم و حوصله سروصدا نداشتم ،خیلی پرخاشگر بودم و زود عصبی میشدم و تو قسمت قفسه سینه ام احساس تنگی نفس داشتم، کف یکی از پاهام که الان اصلا یاد نیست کدوماش بود میخچه زده بود که موقع راه رفتن اذیت میشدم ،پریود های نامنظم که من به عمر 35 ساله ام یک و نیم ساله که منظم شده

    عفونت ها زنانگی، زیر بغلم تو بارداری یه غده چرکین در اومده بود که هرساله باید سونو گرافی میشدم و گاهی بزرگ و گاهی کوچک میشد

    کف پاهام همیشه حالت گور گرفتگی داشت و زمستون و تابستون با داغ داغ شدنش من زجر میشکیدم

    ناخنام زود می‌شکستن،نازکی و ریزش مو داشتم ،

    صبح ها که از خواب بیدار میشدم دست و پاهام سنگین و بود چشمام پف داشت

    صورتم پر لک بود و مشکلات دیگه ای که من در مجموع قبل شروع دوره 22 تا مشکل نوشته بودم و اگر آنها را ننوشته بودم و یا آزمایش نمی‌دادم شاید این همه تغییرات به چشمم نمی‌آمد

    شرایط من در همین لحظه:

    من مثل خدیجه 18 ساله شدم

    سبک ،سالم و با انگیزه ،یکی از مشکلاتم کم تمرکزی و فراموشی بود،باورم نمیشه که همزمان با دوره من یه کلاس زبان هم ثبت نام کردم و الان یک و نیم ساله دارم زبان ،در کنار بچه داری و کار ،هم میخونم.

    خوابم خیلی سبک شده ،صبح ها خودم بیدار میشم البته به خدا میگم و اون بیدارم میکنم

    همه از ظاهر من تعریف و تمجید می‌کنن، استاد ولی باطن منو فقط خودم می‌دونم که چقدر تغییر کرده،دیگه نه از اون دونه های چرکی زیر بغل یا کف پا خبری هست و نه درد معده ،استاد وقتی من ازمایشمو بردم به دکتر نشون دادم گفت به هیچ عنوان نمیتونی بدون قرص چربی خون تو برطرف کنی ولی من از اون قرصا فقط سه تا دونه شو به اصرار همسرم مصرف کردم ،بقیه شو بالای یخچال گذاشتم که جلوی چشمم باشه ولی مصرف نکنم و بعد از یک سال انداختم شون . داغی کف پاهام که سر بارداری خیلی اذیتم کرد ،اصلا ناپدید شده .پریود هام منظم شده ،

    از ظاهر و باطن 18 ساله شدم بخدا ️

    و مهم تر از همه تاثیر گذاری که روی بقیه داشتم ، همه شگفت زده اند از این همه سلامتی چون من حتی یه سرما هم نخوردم تو این مدت . وقتی همسرم این نتایج رو دید ،کسی که همیشه ساز مخالف می‌زد اونم یک ساله که با من همراه شده

    کم کاری تیروئید داشتم ولی کامل برطرف شده.

    وقتی رفتم به دکتر دوتا ازمایشمو نشون دادم مات و مبهوت مانده بود که چطور از اون شرایط به این شرایط رسیدم

    با اینکه یه جاهایی چیت کردم ولی نتیجه های گرفتم که باید تا آخر عمرم سپاسگزار باشم

    استاد عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  2. -
    خدیجه اعتمادی گفته:
    مدت عضویت: 1974 روز

    داستان هدایت میرسه به زمستان 1401.زمانی که در شرایط روحی و مالی خیلی‌ بدی قرار داشتم .دو ماه شده بود که پدر نازنینم رو از دست داده بودم و پذیرش نبودش برام غیرممکن بود. غمی که به اندازه ده سال پیرتر شدم .چون وابستگی شدیدی به پدرم داشتم و یجورایی بابایی تمرین آدم خانواده مون بودم. بابرادرم که با آموزشهای شما کلی نتیجه گرفته بود و باهم از لحاظ روحی نزدیکیم . داداشم پیشنهاد داد که باید از خانه بزنی بیرون و یه کاری رو شروع کنی منم که تنها داراییم یه پراید بود تصمیم گرفتم باهاش کار کنم تا هم کمی وضعیت مالی مون بهتر بشه و هم وضعیت روحیم. خلاصه شروع کارم شد شروع آموزشهام . سابقه عضویت من به خیلی قبل‌تر برمیگرده و دلیلشم اینه که برادرم خارج از ایران زندگی می‌کنه و من این پروفایل رو برای ایشون ایجاد کردم و چندتا از دوره های شما رو با پول خودش خریدم .و اگه به خیلی‌ قبل‌تر برگردم من برای اولین بار سال 94 یه فایل از شما دیدم فقط اون تی شرت قرمز رنگ و فضای سبز شمال که اونجا فایل ضبط شده بود یادمه ولی تو مدار دریافت آگاهی نبودم و از حرفا تون هیچی یادم نیست فقط حس خوبی که به من داده بود باعث شد که اسم تون تو ذهنم بمونه . خلاصه من همزمان با کارکردن با پرایدم شروع کردم فایل‌های عزت نفس رو که برای برادرم خریده بودم با اجازه خودش گوش دادن . 6 ماه فقط عزت نفس گوش دادم. تو اون 6 ماه به لطف خدا و آموزش‌ها اولاً پذیرشم در مورد از دست دادن پدرم رفت بالا. دوماً اعتماد به نفس من خیلی‌ تقویت شد و من چالش هایی که در مورد شغلم پیش آمده بود با تکیه بر آموزه های عزت نفس پشت سر گذاشتم و همه بدهی هامون پرداخت کردم .بعد از اون چندین ماه فایل های رایگان رو استفاده کردم .استاد من با فایل‌های توحیدی خدایی در درونم پیدا کردم که رفیق منه و من هر لحظه من در آغوش امن او هستم و این آرامش درونم شروع تحول من بود.ماشینمو عوض کردم و از لحاظ مالی به اندازه تمام 35 سال عمرم پس انداز کردم و سرمایه جمع کردم و به لطف الله از اول سال 1403 من دوره قانون سلامتی رو استارت زدم .

    در شروع دوره چربی خونم 485 . سردرد های تنشی و ضربه ای، افزایش وزن با دور کمر 94 و دور شکم 95 ، غده ای تیله مانند زیر بغلم ، کبد چرب و معده آندوسکوپی شده به دلیل خونریزی و و وزن 61 کیلو و چندین مشکل دیگه که جمعا 22 مورد من در شروع دوره نوشته بودم ولی الان در تاریخ 13 اسفند 1403 به لطف دوره قانون سلامتی چربی خونم کامل برطرف شده و منی که تا یادمه سر درد داشتم هیچگونه سردردی بعد از سه ماه که از دوره گذشت ندارم بدون حتی یه دونه قرص. اوایل دوره وسوسه میشدم که قرص بخورم ولی من خودمو متعهد کرده بودم که با شیوه قانون سلامتی ،سلامتی مو به دست بیارم .دور کمر الان 76و شکم 83،و وزن 48 کیلو خدا را شاهد میگیرم در این مدت حدود 1 سال که به شیوه قانون سلامتی زندگی کردم حتی حتی حتی یدونه قرص نخوردم و این به اعتماد به نفس داد. و انرژی باور نکردنی که حتی من تو18 سالگی اینقدر سالم و پر انرژی نبودم و استفاده از دوره عشق و مودت در روابط که عشق واقعی رو دارم تجربه میکنم عشق بدون وابستگی و در یک کلام مثل دوره نامزدی که همه میگن بهترین دوره مزدوجی هست ولی من با 8 سال زندگی مشترک دارم مثل دوران نامزدی زندگی میکنم . و الان شروع دوره بی نظیر هم جهت با جریان خداوند و نتایجی بعدا خواهم نوشت .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 29 رای:
  3. -
    خدیجه اعتمادی گفته:
    مدت عضویت: 1974 روز

    سلام به دوست هم فرکانسی ام سحر جانم

    امیدوارم وقتی که این پیام رو می‌خونید تمام سردرد های شما برطرف شده باشه .

    سحر جان من از زمان دبیرستان درگیر سر درد بودم و هر وقت دکتر مراجعه کردم هرکس یه چیزی گفت که اکثر دکترا میگفتن میگرن هست ،اوایل جلوی سرم درد داشت بعدها یه طرف سرم مخصوصا سمت راستم که از شدت درد چشمام میخواست در بیاد و تون اخرا هم که پشت سرم دردهای ضربه ای داشتم ولی به لطف دوره قانون سلامتی الان بعد از گذشت یک و نیم سال حتی یه سرماخوردگی ساده هم سراغم نیومده ،من 30 / 6 / 1404 آزمایش دادم که نتیجه اش حیرت انگیز بود ، چربی 485 من شده 128. وای خدا اصلأ برام شگفت انگیزه. و خدا را صدهزار مرتبه شکر از همه لحاظ مثل 18 ساله ها شدم

    امیدوارم با عمل به قانون سلامتی خیلی‌ زود به اندام دلخواه ،به سلامتی دلخواه رسیده باشی سحر جانم و اگر هنوز تهیه نکردی همین امروز اقدام چون نه تنها سردردهات خوب میشند بلکه لذت یه زندگی واقعی را تجربه می‌کنی

    موفق باشی دوست قشنگم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: