نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
بازگشت سلامتی، درمان بیماریها و کاهش ۱۸ کیلو وزن با عمل دوباره به آموزههای دوره قانون سلامتی
من قبلاً به آموزههای دوره قانون سلامتی عمل کرده بودم و نتیجه گرفته بودم؛ دیابتم درمان شد و حال عمومیام عالی بود. اما متأسفانه مدتی از سبک زندگی این دوره فاصله گرفتم و این یکی از بدترین تجربههای عمرم شد، چون تمام بیماریهای قبلیام برگشتند و حالم دوباره بد شد. همین تجربه تلخ، باعث شد نعمت بزرگ قانون سلامتی را عمیقتر درک کنم و برای همیشه این دوره را مثل «وحی منزل» بدانم و با تعهد کامل به شیوه آن ادامه بدهم. اکنون دو ماه و نیم است که دوباره با تمام وجود به سبک دوره قانون سلامتی زندگی میکنم و میخواهم بخشی از نتایجم را با شما به اشتراک بگذارم.
قبل از زندگی به شیوه این دوره، مشکلات جسمی من بسیار زیاد بود:
دیابت نوع ۲، آرتریت روماتوئید، اماس تا جایی که راه رفتن برایم سخت بود، کمخوابی و چندین بار بیدار شدن شبانه، نفخ و معدهدرد شدید، ریزش موی شدید و چربی زیاد پوست سر، جوشهای پشت سر، سینوزیت حاد و آلرژی به فصلها، غذاها، گرد و خاک و حتی مواد شوینده—در حدی که مجبور بودم هر دو هفته یکبار برای تزریق یا داروی ضدحساسیت به پزشک مراجعه کنم.
افتادگی پلک، ضعف چشم، آستیگماتیسم شدید، انحراف بینی و دائمی بودن گرفتگی یکی از سوراخهای بینی.
سرماخوردگیهای مکرر، زردی و درد شدید دندانها، پوسیدگیهای متعدد، کمر درد دائمی ناشی از مشکلات مادرزادی ستون فقرات، چروک پوست، جوشهای سرسیاه، بوی بد دهان، صدا دادن و خالی شدن زانوها (بهویژه بعد از ابتلا به اماس)، درد مچ پا به خاطر صافی کف پا و استخوان اضافی، پیچخوردگیهای مداوم، شکنندگی ناخنها، خالهای گوشتی متعدد، زخم شدن کنار انگشتان، گرفتگی شدید پاها مخصوصاً در سرما، شل بودن عضلات، شانهدرد، عدم تحمل سرما و گرما، تعریق شبانه شدید…
اینها فقط بخشی از شرایط من قبل از شروع دوباره زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی بود.و اما نتایجی که در فقط دو ماه و نیم به دست آوردهام:
۱۸ کیلوگرم وزن کم کردهام.
من که قبلاً بهخاطر اماس و آرتریت روماتوئید بهزحمت ۱۰۰ متر راه میرفتم، حالا هر روز ۳ تا ۴ کیلومتر پیادهروی میکنم.
خوابم منظم شده و شبها فقط یکبار یا اصلاً از خواب بیدار نمیشوم.
جوشهای سر و چربی پوست سرم بهطور کامل از بین رفته است.
الان دیگر بدنم هیچ بویی نمیدهد، آلرژیام کاملاً درمان شده و از شروع دوره تا امروز حتی یکبار هم داروی ضدحساسیت مصرف نکردهام.
سینوزیت من کاملاً درمان شده و کوچکترین مشکلی از آن حوزه ندارم.
دندانهایم بدون مسواک هم تمیز میمانند و فقط نخدندان استفاده میکنم.
پوست صورتم شفاف شده، تمام جوشها کاملاً از بین رفتهاند و حتی موهای سرم دوباره شروع به رشد کردهاند؛ چیزی که برایم مثل یک معجزه است.کمر درد مادرزادیام کاملاً قطع شده است.
گزگز پاهایم حدود ۹۰٪ و گزگز دستهایم حدود ۸۰٪ از بین رفته.
دیگر نفخ، معدهدرد یا مشکل گوارشی ندارم.
ناخنهایم محکم و سالم شدهاند.
زخمهای بدنم خیلی سریعتر از گذشته خوب میشوند.
عضلات بدن، خصوصاً دستها و پاهایم عضلانی و خوشفرم شدهاند و به تناسب اندام واقعی رسیدهام.تمرکز و حواسجمعیام بسیار بهتر شده، سردردها کاملاً از بین رفته، ضعف چشمهایم کمتر شده و از همه مهمتر، بیشتر ساعات روز احساس خوب، سرزندگی و انرژی بالا دارم—در حالی که قبلاً افسرده، بیحال و خسته بودم.
اینها فقط بخشی از نتایج من در این مدت کوتاه هستند.
خدایا شکرت برای قانونمندی جهان. خدایا شکرت برای دوره قانون سلامتی.
و خدایا شکرت برای هدایت استاد عباسمنش و هدایت من به این سبک زندگی که دوباره بدنم، ذهنم و روح مرا زنده کرد.سلامتی کامل، کاهش وزن پایدار و تغییر شخصیت با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی
من زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را با وزن ۸۳ کیلوگرم و قد ۱۵۷ سانتیمتر شروع کردم؛ یعنی کاملاً یک «بشکه چاق» بودم، آن هم در حالی که قبلاً ورزش حرفهای میکردم. این چاقی فقط مربوط به ظاهر نبود و مشکلات زیادی برای سلامتیام ایجاد کرده بود: قند خون ناشتای ۲۰۰، چربی خون بالا تا حدی که دید چشمم تار میشد، کرخی و بیحوصلگی، بوی بد دهان، سیریناپذیری، پریود بسیار نامنظم، حال روحی خراب، جوشهای ران و صورت، خارش شدید پاها (که فکر میکردم حساسیت است)، سردردهای دائمی، معدهدرد و اسید معده شدید، زانو درد و کمر درد به حدی که راه رفتن برایم سخت بود، چه برسد به بالا و پایین رفتن از پله… و خیلی مشکلات دیگر که قبلاً مفصل توضیح داده بودم.
اینها وضعیت من قبل از شروع زندگی به شیوه این دوره بود. اما بعد از اجرای آموزههای دوره قانون سلامتی، همه این مسائل کاملاً و به سادگی حل شد. وزنم اکنون به ۶۹/۵ کیلو رسیده و اندامم بسیار زیبا و متناسب شده. حال عمومیام فوقالعاده بهتر شده، بهراحتی از پلهها بالا و پایین میروم، حتی گاهی میدوم. بوی بد بدنم کاملاً از بین رفته؛ قبلاً هر روز و گاهی روزی دو بار حمام میرفتم و باز هم راضی نبودم، اما الان باورم نمیشود که گاهی سه روز حمام نمیروم و بدنم هیچ بویی نمیدهد.
پریودم منظم و کاملاً بدون درد است؛ نه دلدرد، نه سردرد، بدنم کاملاً «تیون» شده.اما میخواهم درباره یک نتیجه مهمتر از همه اینها بگویم: مثبتنگری و خوشبینی.
چند روز پیش با خانوادهام سفر بودم. در سفر تازه فهمیدم آموزشهای استاد عباسمنش و زندگی به شیوه این دوره چطور شخصیت، واکنشها و ذهن من را هماهنگ و زیبا کرده. در جنگل بودیم؛ خواهرم وقتی خواست ماشین را بیرون بیاورد، ماشین در گل گیر کرد. خواهرم عصبانی شده بود و مدام غر میزد، اما من فقط در ذهنم میگفتم: «الْخِیرُ فی ما وَقَع»؛ حتماً خیری در این ماجراست.
ناگهان خداوند یک آقای بسیار محترم را رساند. با هم ماشین را هل دادیم و از گل بیرون آوردیم. همانجا فهمیدم زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی من را تبدیل به یک نسخه کاملاً جدید کرده؛ یک دختر ۶۹ کیلویی با قد ۱۵۷ سانت چطور اینقدر قدرت بدنی و کنترل ذهن پیدا کرده بود که هم از نظر جسمی و هم ذهنی توانستم موقعیت را مدیریت کنم؟
آن لحظه انگار تصویر واضحی دیدم از اینکه چقدر این آگاهیها مرا توانمند کردهاند.
خدایا، شکرت که الهام دوره قانون سلامتی را به استاد دادی و من را در مسیر صالحان قرار دادی.
استاد عزیز عباسمنش، از شما ممنونم برای تمرکز لیزری که روی تولید این دوره گذاشتید و دنیا را برای اینهمه انسان تبدیل به جای بهتری کردید.تجربه بهبود کامل سلامتی، انرژی، تمرکز و تناسباندام با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی
استاد عزیزم، از شما سپاسگزارم که این شیوه صحیح تغذیه و سبک زندگی را درک کردید و در قالب دوره قانون سلامتی به ما آموزش دادید. دو ماه است که من و همسرم دقیقاً طبق آگاهیهای این دوره زندگی میکنیم و در همین مدت کوتاه، تغییرات بزرگی در سلامت، انرژی، تمرکز و کیفیت زندگیمان ایجاد شده است.
اولین نتیجه مهم برای من همفرکانس شدن همسرم با این مسیر بود. تا قبل از این دوره، همسرم هیچکدام از این آگاهیها را قبول نداشت. من خودم دورهها را میخریدم و روی خودم کار میکردم و وقتی ایشان به خانه میآمد، همهچیز را قطع میکردم و هیچ حرفی نمیزدم. اما حالا خودش دوره قانون سلامتی را برایم خریداری کرد و با اشتیاق کنارم شروع کرد. حتی در این مسیر از من هم مصمّمتر شده است.
ما مغازهدار هستیم و با وجود تحرک زیاد سر کار، از وقتی این دوره را شروع کردهایم، انرژیمان چند برابر شده؛ بهطوریکه وقتی عصر به خانه میرسیم، با همان انرژی بالا کارهای خانه را انجام میدهم. تواناییمان در مغازه هم بیشتر شده؛ هم پرانرژیتر شدهایم و هم با انگیزهتر.
تمرکز ذهنیام جهش بزرگی داشته. باهوشتر شدهام و حافظهام قویتر شده. این تغییر را وقتی فهمیدم که در مغازه، خیلی راحت خریدهای چند مشتری را همزمان حساب میکنم؛ در حالی که قبل از دوره نمیتوانستم همزمان چند نفر را پاسخ بدهم، اشتباه میکردم و مضطرب میشدم. اما الان ذهنم بازتر شده و تمرکزم چند برابر شده است.
از نظر جسمی تغییرات عمیقتری داشتم:
پوست بدن و صورتم لطیف و نرم شده؛
چربیهای سفید داخل چشمم که درشت و واضح بودند، کوچک و کمرنگ شدهاند؛
موهام فوقالعاده پرپشت شده؛ بهطوریکه آرایشگرم هنگام کوتاه کردن موهایم گفت «چه موهای پرپشتی داری!»بزرگترین تحول من در زمینه پریودی بود. قبل از دوره قانون سلامتی، هر ماه خونریزیهای شدید، کمردرد، ضعف، لرز، کمخونی، سردردهای شدید و بیحالی داشتم و هیچ چیز کمکم نمیکرد. اما به لطف آگاهیهای دوره قانون سلامتی، پریودیهایم کاملاً منظم، راحت و با میزان طبیعی شدهاند و تمام مشکلاتم حل شده است.
تحرکم بیشتر شده، انرژیام بالاتر رفته و هیچ احساس خستگی ندارم. پیادهرویهایم بیشتر شده؛ رابطهام با همسرم زیباتر شده؛ هر روز با هم پیادهروی میکنیم. قبلاً هنگام بالا رفتن از پل هوایی، زانوانم درد میگرفت و باید چند بار میایستادم، اما دیروز فهمیدم که چقدر راحت و بدون توقف از پلهها بالا رفتم و توانم بیشتر شده است.
در ظاهر بدنم هم تغییرات فوقالعادهای داشتهام:
وزنم از ۶۴ کیلوگرم به ۵۴ کیلو رسیده؛
دور شکمم از ۸۹ به ۸۳ سانتیمتر کاهش یافته؛
سایز مانتو از ۴۲ به ۳۸ رسیده؛
عضلات دستهایم کاملاً مشخص شدهاند؛
دخترم که چند ماه است باشگاه میرود، با تعجب گفت: «مامان! من هم میخواهم مثل تو به شیوه دوره قانون سلامتی عمل کنم!»علاوه بر اینها:
لکههای پشت دست و صورتم کمرنگ شدهاند؛
پف پشت چشمهایم از بین رفته؛
خوابم سبک و راحت شده؛
موهای زائد کمرشد شدهاند؛
پوست صورتم که حالت پرتقالی داشت، خیلی صافتر شده است.و یکی از نتایج جالب این دوره این بود که امروز همسرم من را صدا کرد و گفت نگاه کن! موهای سفید سبیلش شروع کردهاند به مشکی شدن… واقعاً باورکردنی نبود.
استاد عزیز، این دو ماه زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی برای من یک معجزه بوده؛ معجزهای در جسم، ذهن، احساس، زندگی مشترک و حتی در خانوادهام.
تجربه کاهش ۴۵ کیلو وزن، سلامتی کامل و اعتمادبهنفس عمیق با عمل به آموزههای دوره قانون سلامتی
امروز که این کامنت را مینویسم، دقیقاً به پایان ۶ ماه تعهدی رسیدهام که برای زندگی به شیوه دوره مقدس قانون سلامتی به خودم داده بودم؛ و باور کنید کاری نمیتوانم بکنم جز ریختن اشک شوق و سجده شکر به درگاه خداوند متعال برای این موهبت بینظیری که به من عطا کرده است.
توانستم امسال برای لحظه تحویل سال، خداوند را به خاطر ۴۵ کیلوگرم وزنی که با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی کم کردم شکر کنم. در تمام این مدت، هر روز حال فوقالعادهای را تجربه کردم و این تغییرات شگفتانگیز در سلامتیام، کیفیت زندگیم و مهمتر از همه اعتمادبهنفسم اتفاق افتاد؛ تغییراتی که به من این باور را داده که واقعاً هیچ غیرممکنی وجود ندارد.
سلامتی کامل، نظم هورمونی و کاهش وزن چشمگیر با عمل به آموزههای دوره قانون سلامتی
سپاسگزار خدایی هستم که من را به زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی هدایت کرد. اکنون ۴۳ روز است که دقیقاً طبق این دوره زندگی میکنم و نتایجم آنقدر زیاد و روشناند که هر بار مرورشان میکنم فقط میگویم: خدایا شکرت.
قبل از ورود به این دوره، درگیر سردرد و سرگیجههای مداوم بودم و حتی دلیلش را هم نمیدانستم؛ اما حالا به لطف زندگی به شیوه قانون سلامتی، هیچ اثری از سردردها و سرگیجهها باقی نمانده است.
قبل از دوره، پریود نامنظم و همراه با دلدرد و کمردرد داشتم. اما بعد از اجرای قانون سلامتی، پریودم کاملاً منظم شده و در طول دوره قاعدگی کاملاً سرحال و پرانرژی هستم.
قبل از دوره، فشار خونم دائم نوسان داشت و بعد از غذا دچار تپش قلب شدید میشدم؛ مشکلی که آزاردهنده و نگرانکننده بود. اما اکنون، فشار خونم ثابت شده و تپش قلبم کاملاً از بین رفته است.
قبل از دوره، انگشتان دست و پاهایم دچار گزگز و خوابرفتگیهای آزاردهنده میشدند؛ اما بعد از شروع قانون سلامتی، این مشکل هم کاملاً حل شده و با هر روزی که میگذرد، بیشتر میفهمم چقدر بدنم درست و طبیعی کار میکند.
قبل از دوره، شدیداً نفخ و باد معده داشتم و همیشه مجبور به مصرف دارو بودم؛ دارویی که فقط تا زمان مصرف اثر داشت و بعد از قطع، حتی وضعم بدتر میشد. اما حالا، با اجرای قانون سلامتی، هیچ نفخی ندارم و بدنم پر از احساس سبکی، راحتی و آرامش است.
در همین ۴۳ روز، وزنم از ۷۶ کیلو به ۶۵ کیلو رسیده و لباسهای قبلیام حالا چندین سایز برایم بزرگ شدهاند.
استاد عباسمنش، من بدون هیچ توجهی به حرف دیگران، فقط و فقط دستورالعملهای دوره قانون سلامتی را اجرا میکنم و تصمیم گرفتهام تا آخر عمر همینطور ادامه بدهم.
امشب که شب هفتم ماه رمضان است، ساعتی طولانی خداوند را شکرگزاری کردم؛ برای اینکه پارسال چه وضعیتی داشت بدنم و امروز چقدر سالم، سبک، قوی و سرحال هستم. استاد عزیز، واقعاً نمیدانم چطور از شما تشکر کنم؛ فقط به خدا گفتم: «خودت پاداش خوبیهای استاد عباسمنش را بده.»
رهایی از بیماریها، جوانی دوباره و آرامش خانوادگی با عمل به آموزههای دوره قانون سلامتی
قبل از ورود به دوره قانون سلامتی من واقعاً یک «مردهٔ متحرک» بودم؛ با یک عالمه بیماری، وزن بالا، صورتی پر از لک، اعصابی ضعیف و رفتاری که نه برای خودم قابلقبول بود و نه برای خانوادهام. مخصوصاً صبحها که بیدار میشدم و بدنم گرسنهٔ مواد قندی بود، اصلاً اخلاقم انسانی نبود. با مادرم با پرخاش حرف میزدم و بعد پشیمان میشدم. همیشه ظهر، حدود ساعت ۱۲ میرفتم سرکار و دوباره همان خودخوریها شروع میشد که «چرا دیر اومدی سرکار» و…
اما دوره قانون سلامتی برای من معجزه بود. با زندگی به شیوه این دوره، همه آن بیماریها درمان شد و به سلامتی کامل و تناسب اندام واقعی رسیدم. الان احساس میکنم ۱۰ سال جوانتر شدهام. انرژیام چند برابر شده و بهراحتی از کوه بالا میروم. واقعاً استاد عباسمنش در این دوره، «یک مرده را دوباره زنده کرد».
اگر همان عکسی که قبل از شروع دوره باید از خودمان بگیریم وجود نداشت، باورم نمیشد که اندام قبلی من تا این حد نامتناسب بوده. امروز هر روز با دیدن خودم، با حس سلامتی، آرامش و جوانی، فقط میگویم: خدایا شکرت که من را وارد این دوره کردی و زندگیام را نجات دادی.
بهبود کامل معده، از بین رفتن دردها و کاهش وزن پایدار با عمل به آموزههای دوره قانون سلامتی
حدود یک ماه است که زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کردهام و در همین مدت کوتاه، حدود ۵ کیلو کاهش وزن داشتهام.
قبل از ورود به این دوره، دچار درد کمر و زانو بودم، اما اکنون بیش از ۹۰ درصد بهبود پیدا کردهام. مشکل معده داشتم و هر روز صبح مجبور بودم قرص امپرازول مصرف کنم و بعد از هر وعده غذایی هم باید داروهای ضدنفخ و شربت دایجستیو استفاده میکردم. همیشه این داروها را با خودم حمل میکردم چون بدون آنها اذیت میشدم. اما با شروع زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، تمام این مشکلات بهطور کامل برطرف شد و الان هیچ دارویی برای معده مصرف نمیکنم.
پوست صورتم فوقالعاده روشن، باز و سالم شده، ریزش موهایم بهطور محسوسی کمتر شده و موقع خواب دیگر احساس خفگی ندارم.
قبلاً موقع پیادهروی، کمر و پشت کتفم میسوخت و درد میگرفت و نمیتوانستم زیاد بایستم، اما الان هیچکدام از آن دردها وجود ندارد. پیادهروی برایم بسیار راحتتر شده، دیرتر خسته میشوم و خدا را شکر امروز در سلامت کامل هستم.اما بزرگترین دستاورد من از زندگی به سبک دوره قانون سلامتی، آرامش عمیقی است که درونم دارم. قبلاً وقتی میخواستم برای کاهش وزن رژیم بگیرم، همیشه میترسیدم که بعد از رها کردن رژیم، دوباره به وزن قبلی برگردم؛ چون آن رژیمها قابل ادامه دادن نبودند و به بدن آسیب میزدند.
اما حالا، با این سبک زندگی، با خیال راحت میدانم که میتوانم این روش را برای همیشه ادامه بدهم؛ بدون ترس، بدون نگرانی و با آرامشی که قبلاً تجربه نکرده بودم.
معجزه بارداری، بهبود کامل سلامت و درمان مشکلات جسمی با عمل به آموزههای دوره قانون سلامتی
سلام به استاد عزیزم. هرچقدر از شگفتیهای دوره قانون سلامتی بگویم، واقعاً کم است. من همسر حامد هستم و ما هر دو به شیوه این دوره زندگی میکنیم و نتایج فوقالعادهای گرفتهایم.
قبل از ورود به این دوره، برای بچهدار شدن بارها و بارها به پزشک مراجعه کردیم و در نهایت به ما گفتند که اسپرم همسرم صفر است و تنها راه، انجام کاشت (IVF) است. این حرف برایمان بسیار سنگین بود، اما امیدمان را از دست ندادیم.
ما دوره قانون سلامتی را خریدیم و بلافاصله سبک زندگیمان را مطابق این دوره تغییر دادیم. حالا حدود چهار ماه است که طبق شیوه این دوره زندگی میکنیم و در همین مدت کوتاه، نتایج معجزهآسایی وارد زندگیمان شده است:
کمر درد من کامل خوب شده؛
دیابت همسرم به طور کامل درمان شده؛
مشکل اسپرم همسرم کامل برطرف شده؛
نامنظمی قاعدگی من نیز کامل تنظیم شده؛
انرژیام چند برابر شده و حال روحی و جسمیام بسیار سرحال و شاداب است.و اما شگفتانگیزترین نتیجه…
الان سه روز است که فهمیدهام باردار هستم.
معجزهای که هنوز هم باور کردنش برایمان سخت است و هر لحظه خدا را شکر میکنیم.این یک هدایت الهی بود؛ هدایت به مسیری که خدا از طریق استاد عباسمنش در زندگی ما قرار داد. ما شاهد بودیم که چطور فقط با عمل به قوانین ساده و الهی این دوره، چنین معجزهای وارد زندگیمان شد.
تجربه کاهش وزن عمیق، درمان بیماریها و تولد دوبارهی جسم و روح با عمل به آموزههای دوره قانون سلامتی
من شیرین هستم، همسر محمدمهدی، و میخواهم از نتایج بینظیر و معجزهآوری بگویم که از زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی گرفتهام. من ۲۳ سالهام و از زمانی که این سبک را شروع کردم، تمام زندگیام به سمت برکت، نعمت و اتفاقات شگفتآور حرکت کرده است.
پیش از ورود به دوره، وزن من ۹۰ کیلوگرم بود. سالها با کار زیاد (دو شیفت کار) توانسته بودم وزنم را روی ۷۰ کیلو ثابت نگه دارم، اما بعد از تغییر شغل و شروع کار فریلنسری، هم وزنم و هم سلامتیام روزبهروز بدتر میشد. یک روز به خودم آمدم و دیدم طی دو سال، هیچکدام از لباسهایم اندازهام نیست. سایز شلوارم به ۴۸ رسیده بود و باورم نمیشد که اینقدر چاق و بیفرم شدهام.
در ابتدا تصور میکردم مشکلم فقط تناسب اندام است و از نظر سلامتی مشکلی ندارم. اما با شنیدن توضیحات استاد عباسمنش در دوره قانون سلامتی فهمیدم علائمی که سالها فکر میکردم طبیعیاند، نشانه بیماریهایی بودند که در بدنم شکل گرفته بود. مثل:
ورم شدید انگشتها پس از بیدار شدن از خواب؛
یکبار انگشتر در نمیآمد و مجبور شدیم آتشنشانی ببریم؛
بدندرد و ضعف شدید عضلات پا و کمر؛
خوابآلودگی و خستگی دائمی؛
بیدارشدن سخت و با بیحوصلگی؛
آکنههای چرکی، ملتهب و دردناک از ۱۱ سالگی تا امروز؛
عرق سرد شبانه و لرزهای عجیب؛
ریزش انرژی و ناتوانی در انجام کارها؛اما بعد از شروع زندگی به شیوه دوره، در همان هفته اول ۱۰ کیلو وزن کم کردم. حالا، یک سال پس از شروع دوره قانون سلامتی، وزن من با قد ۱۷۲ شده ۵۴ کیلوگرم و بدنم بهترین حالت عمرم را دارد.
اتفاقاتی که برای سلامتیام افتاده، واقعاً معجزه است:
من دیگر هیچوقت خسته نمیشوم؛
کنترل احساساتم عالی شده و اصلاً مودی نیستم؛
خوابم سبک، راحت و با انرژی است؛
هر شب حدود ۱۱ میخوابم و بین ۴ تا ۶ صبح با انرژی فوقالعاده بیدار میشوم؛
دیگر خبری از خوابهای سنگین و بیدار شدن با خستگی نیست؛
تمرکزم آنقدر بالا رفته که خودم هم باورم نمیشود؛
خانهام همیشه تمیز است و کارهای خانه وقت بسیار کمی میگیرند؛
قبلاً انرژی پیادهروی تا سوپری را هم نداشتم، اما حالا با همسرم راحت روزی ۲۵ کیلومتر پیادهروی میکنیم؛
دیگر هیچ ریزش مویی ندارم؛
صورتم صاف و شفاف شده، هیچ جوشی نمیزند؛
بدنم هیچ بوی بدی نمیدهد؛و یکی از عجیبترین نتایج:
قبل از دوره، هر بار که موهای بدنم را شیو میکردم، بدنم پر از دانههای دردناک، التهاب و خونابه میشد. اما الان نه التهاب دارم، نه دانه میزند، نه پوست میسوزد. پوستم سالم و رطوبتدار است و دیر به دیر مو درمیآورد.از بزرگترین معجزاتم، درمان کامل دردهای شدید پریودی است. من از اولین روز تا روز پنجم قاعدگی دردهای وحشتناک داشتم. هیچ دارویی جواب نمیداد جز ۳ عدد مسکن قوی کدیمکس در روز. حتی چندبار کارم به سرم و بیمارستان کشیده بود. همه میگفتند عادی است! اما بعد از زندگی به سبک دوره قانون سلامتی فهمیدم اینها طبیعی نیست و از سبک تغذیه غلط میآید. امروز در دوران قاعدگی نه تنها هیچ دردی ندارم، بلکه انرژیام حتی بیشتر هم میشود.
اما بزرگترین معجزه:
وقتی برای شروع دوره آزمایش دادم، متوجه شدم تازه دیابت نوع ۲ گرفتهام. دکتر برایم انسولین تجویز کرد و گفت فوراً باید تزریق کنم. من گریه میکردم، هم برای اینکه چرا دیابت گرفتم، و هم برای اینکه خدا چقدر دوستم داشته که قبل از پیشرفت بیماری، دوره قانون سلامتی را سر راهم قرار داده.
سه ماه بعد، در چکاپ جدید، دیابت نوع ۲ کاملاً درمان شده بود.دوره قانون سلامتی لطف بزرگ خداست. راهی است که ما را از بیماری، استرس، اضافهوزن و بیانرژی بودن بیرون میکشد و دوباره سلامت کامل را به ما برمیگرداند. من از صمیم قلب خدا را شکر میکنم که ما را به این مسیر هدایت کرد و آرزو میکنم همهٔ آدمها طعم این سلامتی و سبک زندگی عالی را بچشند.
تجربه لاغری پایدار، عضلهسازی و سلامت کامل با عمل به آموزههای دوره قانون سلامتی
من حدود دو سال است که به شیوه دوره قانون سلامتی زندگی میکنم و این دوره تأثیرات شگفتانگیزی روی سلامتی من گذاشته است. وقتی وارد این دوره شدم، فردی چاق بودم. اما با زندگی به شیوه این دوره، کمکم و بدون ذرهای گرسنگی لاغر و خوشاندام شدم. در سه ماه اول، ۱۸ کیلوگرم وزن کم کردم و بهتدریج به وزن نرمال رسیدم و بعد وزنم ثابت ماند، چون با تعهد کامل طبق قانون سلامتی عمل میکردم.
تمرینات عضلهسازی این دوره را هم انجام دادم و امروز عضلههایم کاملاً مشخص و بدنم خوشفرم و زیبا شده است. یکی از نتایج جالب برایم این بود که سالها بالای ابروهایم همیشه خالی بود، اما حالا کاملاً پر شده و چهرهام جوانتر و سالمتر به نظر میرسد.
این مسیر به من ثابت کرد که اگر با ایمان و تعهد به آموزههای دوره قانون سلامتی عمل کنم، نتایج کمکم میآیند و ثابت و ماندگار میشوند. اکنون که باردار هستم، چکاپ بارداری را انجام دادم و وقتی دکتر زنان نتایج آزمایشهای من را دید، با تعجب میپرسید چطور ممکن است بدنم تا این حد سالم باشد و همهٔ شاخصها در بهترین حالت ممکن باشند.
خدای مهربان را شکر میکنم که چندین سال پیش من را به این مسیر هدایت کرد. من از تمام دورهها و آموزشهای استاد عباسمنش نتایج عالی گرفتهام و هر روز بیشتر از قبل تجربه میکنم که این مسیر، مسیر درست زندگی است.



به نام خداوند وهاب و ثروتمندم
استاد عزیزم سلام
استاد جان دیروز اومدم نوشتم که مشکلاتی دارم اما چند روزه دوباره برگشتم به مسیر هدایت و دارم روی باورهام کار میکنم و مجدد شروع کردم دوره روانشناسی ثروت1 رو دارم کار میکنم امروز اتفاقی که دوماه منتظرش بودم افتاد امروز همسرم بهش زنگ زدن و شغلش درست شد و استخدام همون شرکتی که میخاست شد و خدارو شکر قرار شده از شنبه بره سرکار امروز چرخ زندگیم اونقدر روون شده بود که خودم اینو حسش میکردم مدام توی دلم شکر گزار بودم حتیی همسرم زنگ زد بهم که من چیکار کردم از دیشب تا الان که داره همه چیز خوب پیش میره
اون باورش نمیشد ولی من میدونستم همه اینا فقط نتیجه چند روز کار کردن روی باورهامه و اگه این تغییر هرروزه باشه چه نتایج شگفت انگیزی واسم اتفاق میفته
یکی از تصمیماتی که گرفتم اینه که میخام مثل شما عمل کنم هرروز با خوندن نتایج بچها از خواب بیدار شم و هر شب با نتایج بچها و شکرگزاری بابت اتفاق های خوبشون بخاب برم
استادد نمیدونین چقدد خوشحالم،چقد خوشحالم که دوباره بعد از مدت ها برگشتم به مسیر هدایت
استادد دلم میخاد فریاد بزنم بگم قانون درست عمل میکنه دلم میخاد همه اطرافیانم بدونن ولی ولی ولیی اونا توی مدار من نیستن و من خیلی وقته تصمیم گرفتم درموردش به کسی نگم مگه اینکه خودشون درخواست کنن
خدارو سپاس میگم که منو هدایت کرد و شمارو سر راه من قرار داده
سلام میکنم به همه دوستان عزیزم در گروه عباس منش. من واقعاً یه تجربهای داشتم که واقعاً خدای ما خدایی که کارایی انجام میده که بسیار بسیار عجیب و غریبه. من واقعا دوباره. بعد از اینکه 10 سال در مالزی بودم دوباره مهاجرت کنم به کشور عمان. و دوباره چند روز پیش که داشتم گوش میکردم ذرس های استاد را که قرار نیست که ما بمونیم تا شاید آماده بشه و من همینو در مورد مهاجرت خودم به مالزی و عمان انجام دادم و تصمیم داشته بودم که به دانشگاه یکی از شهرهای عمان برم و به طرز عجیب خداوند از طریق استاد دهان استاد من شد عباس منش و من فقط چمدونم برداشتم و گام برداشتم و توکل به خداوند کردم. و همه چیز غیر قابل تصور بود که خداوند چه کارهایی برای من انجام داد. و چه دستانی رو پیش پای من قرار داد از غذای من از اسکان من از. آبی که حتی میخواستم بخورم و زیاد بود که باور کردنی نیست که چه خونههایی خداوند در اختیار من قرار داد. و چه جوری من توسط چه کسانی دعوت شدم و چه پولهایی رو دریافت کردم. در واقع ما
من با او پول میتونستم یه خونه اجاره بکنم ولی قلب من میگفت که باید حرکت بکنم و برم این گام رو این هدف رو برم به سمت دانشگاه باهاشون در مورد هدفم صحبت کنم. و حرکت کردم و خداوند به من پاداش داد آدمای عشقی در مسیر من قرار داد و هر لحظهای که مردم میدیدم که یه مقدار رفتارشون و کلامشون متفاوت شده میدونستم که از این نقطه باید برم و به نقطه دیگهای برسم که واقعاً همه جور واقعاً شگفتیهای عجیب تجربه کردم. دوست من به من گفت که من که به شما گفته بودم که شما رو میبرم پس چرا رفتین گفتم در دل خودم گفتم من قرار بود شگفتیها رو تجربه کنم با خداوند. در صورتی که اگر با دوستم بودم هیچ کدوم از این تجربه رو نمیکردم و عشق خداوند و دستان خداوند به شگفتیها رو که اینقدر عجیبه نمیتونم اینقدر عالی احساس کنم. دوست من قرار بود در واقع مثلاً روز یکشنبه منو ببره ولی من دیگه واقعاً قلبم اجازه نمیداد که صبر بکنم که بشه یکشنبه و حرکت کنم بنابراین با خداوند حرکت کردم و. و مردمی که از من اصلاً نمیشناختم اونقدر به من عشق دادن اونقدر با من همکاری کردن غیر قابل وصله. و در واقع اینجوری بگم مردم جوری که مردم منو دعوت کردن و محبت کردن که همه محبت خداوند بود. و من چقدر دوباره با یک اقدام شجاعانه جدید باعث من ایمانم قویتر و قویتر و قویتر بشه در دل ترسهای بیشتری حرکت بکنم. دقیقاً ماشینهایی در اختیار من قرار گرفته است افرادی که من اصلاً نمیشناختم ولی اونقدر عالی خداوند همکاری اش که هدف من و خودش بود که من در تمام لحظه راننده اختصاصی داشتم. و میدونستم که خداوند داره به من میگه مسیرت درسته برو و من با تو هستم. و کار خداوند دیوانه کننده بود واقعا در این چند روز که مسافرت بودم و چقدر در این تنهایی با خداوند من بیشتر خودمو شناختم ضعفهای خودم رو شناختم خداوند رو بیشتر شناختم رابطم با خداوند قویتر شد. و دوباره هم که در این نقطه هستم توسط کسایی داره خدا کار انجام میده که غیر قابل وصفه از ماشین. خداوند داره من نشون میده که قدرت تو خیلی بیشتر از این حرفاست پس از خودت تصویر. پس تو از من بخواه تصویرسازی بکن رو هدفت باش و بقیهشم با من. استاد عزیزم با تمام وجودم از شما بخاطر یکتا پرستی تشکر میکنم
و نتیجه اینکه انجام این تصمیم بسیار بسیار اسانتر از انچه بود که من فکر میکردم و من بابت این گام عملی از خودم تشکر میکنم
به نام خدای مهربانم خدایی که کنارمه و صدامو میشنوه و با عشق جوابمو میده خدایا شکرت که در این مسیر زیبا و توحیدی قدم برمیدارم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
استاد عزیزم
الان که نتایج دوستانم رو خوندم دیدم همه نوشتن نتابج ریز تا درشتشون رو
با خودم مکث کردم و گفتم مگه تو تا الان که چند ساله دانشجوی استاد و این سایت هستی رشد نکردی مگه تغییر نکردی چرا نمینویسی تغییراتتو
تو هم بنویس و لذت ببر و
و این شد که منم میخوام بنویسم استاد عزیزم
من کبری مشتاقی دانشجوی 4 ساله شما هستم
شایدم بیشتر
اوایل با فایلهای رایگان کار میکردم حسه آرامشی تو اون شلوغیهای زندگیم بدست آورده بودم
که خیلی بی نظیر بود خودم تعجب کرده بودم
موقعی با استاد آشنا شدیم اتفاق بدی برای ازدواج دخترم پیش اومده بود که خیلی خیلی ما رو داغون کرده بود از همه نظر
و انگار دیدن استاد و شنیدن صدایش آبی خنک روی آتیش زندگیمون بود
و دیگر رها نکردم شروع کردم به گوش دادن فایلها ولی چنان مقاومتها و نجواهای ذهنم زیاد بود اما گوش ندادم بعضی جاها و بعضی روزها حسه بدی پیدا میکردم اما با تمام وجود ادامه دادم
من و همسرم و دو تا دخترام با هم گوش میدادیم خونه از صبح تا شب از صدای استاد پر شده بود و این آرامشه هر روزمیومد تو خونه تو وجودمون و بهتر و بهتر و بهتر شدیم
تا اینکه با شناخت خداوند که قلبا شناختیمش
و ایمان آوردیم البته اون موقعها کم بود اما باز هم خداوند با همون داشتن ایمان کم جوابممون رو داد پاداشها و نتایج از راه رسیدن
و مشکل دخترم به شکل معجزه وار که همه باور نمیکردن ؛ درست شد آره قدرته خداوند رو شناختیم و یاد گرفتیم که تسلیمش بشیم دست و پا نزنیم
و دستانشو فرستاد برامون و خداوند یه انسان خوب رو به زندگی ما وارد کرد که مهربان و وفادار و مرد زندگیست و
زندگیمون چرخش یکم یکم روان شد و همسرم و دخترم دو سه تا از دوره های استاد رو خریدن
و با جون و دل گوش میدادیمو چقدر لذت بخش بود برامون
و الان که به این نقطه رسیدم با کبری پارسال فرق دارم زندگیم تغییر کرده از همه نظر
چرخ زندگیم خیلی خیلی راحت و روان شده
ارتباطم با همسرم و فرزندانم و دامادام عالیست
تو هر کاری از خداوند هدایت میخوام
از کبری به شدت عصبانی به کبری آرام و دوست داشتنی تبدیل شدم
از کبری ترسو به کبری با شجاعت و نترس تبدیل شدم
از کبری بی هدف و بی انگیزه و غر غرو به کبری آرام و رها و مهربون و با انگیزه و هدف دار تبدیل
شدم
دیدگاهم مثبت و توحیدی شده
خدا رو قدرتشو اراده و عظمتشو باور دارم
خدارو رزاق و وهاب و مهربان میبینم و باورش دارم
کسب و کار شخصی خودم رو دارم با جسارت مغازه اجاره کردم و پا روی ترسهام گذاشتم
هر روز برای خودم هدف دارم
ورزش میکنم
کنترل ذهنم عالی شده
کنترل کانون توجه ام عالی شده
بنده شکرگزار خداوند شدم
و خودم درآمد دارم
و الخیر فی ما وموقع رو باور دارم
عزت نفس و اعتماد به نفسم بالا رفته
ایمانم به خداوند با جسارت میتونم بگم به 30 رسیده و همه کارها و موفقیتم از قدرته خداوند میدانم
و پذیرفتم که تمام اتفاقات و شرایط رو خودمون با باور و افکار و ذهن و فرکانسمون رقم میزنیم
و آگاهانه و هوشیارانه قدم برمیدارم و سعی میکنم طبق قوانین پیش برم
ولی هنوز باورهای محدود کننده هم دارم که دارم تلاش میکنم بهتر بشم
و تا زنده هستم ادامه میدم و در جهت جریان خداوند قدم برمیدارم با هدایت خداوند مهربانم
استاد عزیزم دوست دارم که ابن کامنته منو تو بخش نتایج دوستان بذارین تا همه عزیزان این سایت بخونن
که منم از آموزهای شما چه رایگان و چه خریدن دوره نتیجه گرفتم و زندگیمو تغییر دادم
خودم و شخصیتمو تغییر دادم و از نو خودم رو ساختم کبری جدید
خدا رو با وجود شما شناختم شما چراغ راه منو خانواده ام در تاریکی شدین
خدایا شکرت که الان به من گفتی و منم نوشتم با عشق برای همه شما عزیزان
استاد عزیزم دوستت دارم و از جون و دل ازت تشکر میکنم
در پناه خداوند مهربان باشین سالم تر و ثروتمند تر باشین
چقدر ذوق داشتم موقع نوشتن که وصف ناپذیره
خدایا من لایق هم صحبتی با تو را دارم
خدایا کمکم کن که در جهت جریان تو قدم بردارم و مومنتوم مثبت رو ادامه بدم
خدایا کمکم کن که هر روز بهتر از روز دیکه باشم با باور و افکار و شخصیت جدید
خدایا شکرت سپاسگزارتم سپاسگزارتم سپاسگزارتم
سلام ب استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان تقریبا من ده سالی هست ک از همسرم جدا شدم و بدون یک ریال مهریه یا چیز دیگری من با دوتا دخترم ک یکیشون شیر میخورد و اون یکی هم چهارسالش بود من جدا شدم ب لطف خداوند تا جدا شدم من با یکی از دوستام ک با استاد آشنا بود و با قانون وفایلهای استاد عزیز راهنمای من شد و منم برا اولین برا بود ک این حرفهامیشنیدم خیلی سریع تغیر کردم و یه پراید 84 داغونی داشتم ک داشتم مسافر کشی میکردم و خیلی سریع رو دور افتادم با دوره های رایگان استاد عزیز و سریع ب لطف خدا ماشبنم عوض کردم چندتا تکه طلا خریدم یه مبلغی پول پس انداز کردم و یواش یواش من با کمک همون دوستم ک بهم گفت یه دوره هیت بنام هم جهت با جریان خداوند خیلی سریع من مشتاق بودم ک بخرم و خداروشکر پول هم اکی شد و خریدم 27 اسفند 1403 وکلی انرژی گرفتم خوشحال بودم و رفتم گواهینامه پایه یک گرفتم و بعد رفتم دفترچه اتوبوس گرفتم و یه مدت کمی هم با اتوبوس کار کردم و جنس خودم ک شناخته بودم فهمیدم ک علاقه من ب تریلی هست و خیلی راحت اتوبوس گذاشتم کنار و دیگ نرفتم رو اتوبوس ارزش خودم رو پایین نیاوردم و الان هر از گاهی دوستم ک ماشالله سه چهار تا تریلی داره هرموقع راننده اش نیاد من با خودش میبرم و اجازه میده ک من بشینم پشت فرمون و لذت میبرم عشق میکنم اصلا معنی خستگی رو متوجه نمیشم و اما خیلی خیلی من عجولم برای رسیدن ب اهدافم مث اینکه دوست دارم منم راننده داعم باشم و خیلی هم شکر گزاری مینویسم اما بعضی مواقع من ایمانم ضعیف میشه و نگاه ب دست بنده ی خدا میکنم و انشالله ک رو خودم کار کنم ک خیلی خیلی قویتر و پرانرژی تر ادامه بدم تا ب هدف قشنگم ک تریلی هست برسم الهی آمین…و سپاسگزارم از استاد عزیزم و شایسته عزیز و دوست عزیزم ک تو این مسیر کمکم کرد خدایا سپاسگزارم ازت بابت موفقیتم در رانندگی و تریلی اتومات باحالی ک خریدم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
دوستان من ازتون راهنمایی میخوام تا بتونم دوره مناسب خودم رو انتخاب کنم ، من زمانی که از همسرم جدا شدم تقریبا 10 سال پیس فقط دو میلیون تومن داشتم که اونم پول پیش خونه دادم ، شغلم آرایشگری بود سالن نداشتم ولی مشتریهای سطح بالای شهرم بودن و به لطف خدا بدون هیچ تبلیغاتی تو فضای مجازی و کانالی اونها من رو پیدا میکنن و من رو به عنوان آرایشگر خودشون انتخاب میکنن و همیشه بهم میگفتن که تو با عشق و با جون و دل کار میکنی. هر روز و هر روز مشتریهام بیشتر میشن و من با در آ مدم هر چیزی که میخواستم رو میتونستم برای خودم بخرم از طلا گرفته تاااااا وسایل خونه و زندگی من دو اون تایم نمازمو میخوندم و ارتباط دلی با خدا داشتم، رفته رفته تو نماز خوندن کاهلی کردم یهو تصمیم گرفتم سالن بزنم با یکی از دوستانم که سالن زیبایی داشت شراکتی.
منتهی من یک آدم امیدوار بودم ، دوستم انتظار داشت که تمام روزهایی که پشت سر میزاریم پر مشتری باشیم(دوستم خودش سالن زیبایی داشت ،قرار بر این بود که بعد از حدود 6 ماه سالنش رو جمع کنه و تو سالن جدید مستقر بشیم ) متاسفانه دوستم یهو شراکتمون رو با من بهم زد و من بینهایت حالم بد شد و احساس کردم پشتم خالی شده ، و از اینکه بتونم تنهایی ادامه بدم احساس ترس داشتم.
یکم بعدش کرونا اومد و در. گیر اون شدم و چند بار تو همون تایم سالنم رو عوض کردم.
یک جایی رو برای 3 سال ثابت گرفتم و با در آمد معمولی به کارم ادامه دادم تا اینکه با یکی از فروشگاههای لوازم آرایشی برند شهرمون آشنا شدم
تومد سالنم رو دبد و بهم گفت تو که متریالهای درجه از از فروشگاه ما میخری و کارت اینقدر تمیزه چرا سالنت رو بزرگتر نمیکنی!
منگفتم میترسم اجارمو در نیارم.
با اسرار بهم گفت خودم برات یه سالن لوکس پیدا میکنم و حتی 10 تومن پول پیش سالنم رو هم داد و گفت خودم برات پرسنل پیدا میکنم درجه بک که باهات کار کنن.
خلاصه یه سالن کلید اول تو بهترین روکیشن شهرم گرفتم و دیگه از دوستم خبری نشد نمیدونم چرا خودش. و کشید کنار
و من تمام روزها رو با استرس پشت سر گذاشتم ، آگهی میزاشتم و نمیتونم نیروی خوب جذب کنم. و همش ناراحت این بودم که چرا اون خانوم پشت منو خالی کرد…
یهو بعد 10 ماه تصمیم گرفتم جامو عوض کنم، الان دو سالی هست که یه سالن دیگه اومدم اینجا هم اجاره ام خییییلی بالاست و بدهی زیادی دارم من حتی اجاره سالنم رو در نمیارم. مشتریهای ثابت زیادی دارم.
یکماهی میشه که به صورت جدی دارم فایلهلی استاد رو گوش میدم و متوجه شدم دچار شرک شدم من خدا رو فراموش کرده بودم درسته که تو تمام روزهای بد فقط امیدم به خدا بود و ازش کمک میخوایتم ولی ته دلم میخواستم آدما کمک کنن بهم. الان دارم مسیرمو عوض میکنم و به این نتیجه رسیدم که تنها خداست که میتونه من رو از فرش به عرش برسونه .
الان میخوام یه دوره ای رو تهیه کنم که بهم کمک کنه برای ادامه مسیر….
سلام به استاد عزیزم ومریم بانوی عزیز سلام به عزیز سمانه
اول از همه خوشبختم از اینکه همکار هستیم دوست من به نتیجعه خوبی رسیدی هم اینکه خدا را فراموش کرده بودی وهم ایکنه شرک بود که به غیر خدا امیدوار باشی متم یه مدت میخواستم سالنم را جابجا کنم همش میگفت اینجا تو این محله مشتری نیست باید برم جای دیگه وشرایط جای دیگه را هم نداشتم وهر روز مشتریهام کم شد تا اینکه دوباره برگشتم به دوره 12 قدم واز اول شروع کردم گوش دادن ومتوجعه شدم من خدا را فراموش کردم وعیر از خدا دل بستم
که استاد عزیزم در فایلی گفتم اگر شما باورهای خودتون را درست کنید در کوچکترین جا هم که باشین مشتری میاد وشما پیدا میکنه
از روزی که دوباره شروع کردم خدا راشکر هر روز مشتریهام بیشتر میشن
وخدا راشکر میکتم
وپیشنهاد من به هم دوره احساس لیاقت هست وهم دوره ای 12 قدم که بهترینها هستن برای خود شنایی
دوستان من یه مشگلی دارم ومیخام برای اون دوره قانون سلامتی روتهیه کنم اما قبلش میخام ببینم برای مشگل منم کارساز هست یانه ؟
آیا شما تجربه ای از مشگل من داشته اید که با قانون سلامتی رفع شده باشد ؟
من مشگلم راجع به قاعدگی هست ،هرماه به وقتش پریود میشم اما تعداد روزهای پریودی کم شده یعنی حجم خونریزی کم شده از 5 روز رسیده به 3روز
سلام خانم اکبری عزیز
سمیه هستم
اگه سنتون بالای چهل باشه احتمالا در معرض یایسگی زود رس هستید
چون برای منم اینجوری بود
من دوره سلاگتی را تهیه ن. زدم ولی یه تجربه هایی دارم که بهبود پیدا کنه اگه تمایل داشتید راهنماییتون میکنم
امیدوارم هر چه زودتر حالتون عالی باشه
سلام دوست عزیز .من 37 سالمه اما دکتر همون احتمال راداده ازتجرییاتتون اگر بگید ممنون میشم
بله عزیز بدون شک تایم و مقدار خونریزی رو افزایش میده چون من هم خودم این مشکل رو داشتم وبا قانون سلامتی این مسئله رفع شد
ممنون لیلا جان فقط
یسوال .یعنی شما مثل من بودی یعنی پریود میشدی بوقت اما مثلا بجای 5 روز خونریزی حالا شده 3 روز خونریزی وحجم خونریزی کم شده ؟؟
یعنی با قانون سلامتی الان حجم خونریزی شما خوب شد ؟
با سلام و سپاسگزاری از این جلسه بسیار ارزشمند احساس لیاقت
جلسه 4
مادر من صبح تا شب در خدمت همسر و فرزندان اش بود مثل یک خدمه و هیچ کاری برای خودش نکرد نه مسافرتی و چقدر اکنون احساس رضایت ندارد چون خودش را وقف همسرش و کمک به او کرد برای تایید او و ارزش خودش را به تایید همسرش کرد و همیشه می گوید که پدر شما قدردان نیست به همان نسبت که خودش را فدا کرده بود انتظار عشق از پدرم داشت و طبق قانون جهان دریافت نمی کرد چون اول نیازهای او را براورده کرده بود و خودش را فدا کرده بود
من بدلیل اینکه یاد گرفته بودم که زن خوب میکنم خودش را فدای همسر و فرزندان خودش کند تمام عمرم در دوره زناشویی دنبال تایید گرفتن از همسرم بودم و همه کار میکردم خودم را به هر دری میزدم تا او راضی باشد برای تولدش گوشی تلفن قسطی میخریدم که او را خوشحال کنم خودم شرایط جسمی خوبی نداشتم ولی به او که کمردرد داشت و وزن زیادی داشت کمک میکردم که بلند بشود و قدم بزند ،تمام سالیانی که سر کار بودم کارت بانکی ام را به او داده بودم و باید خودم التماس میکردم تا پول خودم دریافت کنم تا او من را زن خوب بداند و نتیجه فدا کردن هم کاملا مشخص شد که توسط همین فرد بدترین رفتار و بی احترامی را دریافت کردم
و الان به لطف دوره ها واقعا بهتر شدم و چقدر مردم و جهان برخوردشون با من مثل یک شاهزاده شده انگار در جهانی دیگر دارم زندگی میکنم نه از هیچ کسی توقع دارم و نه کسی در زندگی من از من توقع دارد خدا را واقعا سپاسگزارم بابت داشتن دوره های استادم و بودن در این مسیر زیبا
سلام زهرا جان
سمیه هستم
متاسفانه این عادت مادران ایرانی هست و گا که اگاه شدیم باید این زنجیره را قطع کنیم
ممنونم ازت که انقدر دلی نوشتی وقتی از زبان استاد میشنویم خیلی قبول داریم ولی وقتی دانشجوها نیاند و نیمویسند ولقعا مهر تاییدی هست به صحبتهای استاد
و ما چه قدر خوش بخت و خوش اقبال هستیم که استاد
را داریم چون میدونیم راه درست و کار دست چیه
انشاله خدا کمک کنه هر روز بهتر لز دیروز بشید از هر لحاظ
استاد عزیزم خیلی دوستت دارم
هر روز دعاگوتون هستم
نمیدونم اگه شما نبودید چه بلایی سرم میومد
اول چیز این بود که هدایتها را قطع میکروم چون اصلا نمیدونستم وجود دراره
با سلام خدمت همه خدمت استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان عزیز من در مورد جلسه 3 احساس لیاقت میخوام صحبت بکنم. من به خاطر تدریس دوره زبان انگلیسی یک خانواده از من خواستند که با در اختیار گذاشتن خونه رایگان با برق و آب رایگان و اینترنت رایگان در اختیار من قرار میدهند که فرزندان انها را درست بدم و. من شروع کردم همه چیز خیلی خوب بود ولی اون مادربزرگ که با من قرارداد بسته بود به شدت بد حرف میزد و به شدت بد رفتار میکرد. و من اینجا به خاطر اینکه احساس میکردم که اگر که احساسم را به او بگویم یه حرفی بزنم ایشون خونه اش را از من میگیره و دچار شرک شدم و ترسیدم این مسئله همین مربوط به دو سه ماه گذشته است و حاضر نشدم که بوندری خودم رو مشخص کنم. این در حالی که خیلی جاها حتی با برادر خواهرای خودم مشخص میکنم و راحت ام و با دوست عزیزم ولی اینجا ایمان ام ضعیف شد و بسیار اعتماد به نفس منو میآورد پایین وقتی که ایشون از بالا به پایین به من نگاه میکرد. و واقعاً دوست دارم که رو خودم کار بکنم بیشتر روی ایمانم با خداوند کار بکنم و ایشون رو دستی از خداوند دونستم واقعاً که این فرصت رو من برام ایجاد شده که خونه دارم و همه چیز خیلی خوبه. ولی باز هم این یه شرک بزرگ به خداوند بود بی اعتمادی به خودم و خداوند بود که. میخوام با درسهای استاد عزیزم هی روز به روز به خودم ایمان بیشتری پیدا کنم و قویتر و قویتر بشم بابت این درس زیبا خیلی استاد عزیزم سپاسگزارم.