نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
افزایش وزن عضلانی، انرژی فوقالعاده و پاکسازی کامل پوست با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
میخواهم تجربه شخصیام را از زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی بنویسم. نکته جالب این است که اغلب دوستان از کوچکشدن لباسهایشان نوشتهاند، اما برای من برعکس بود؛ چون قبل از این دوره به شدت لاغر بودم. قدم ۱۹۶ سانتیمتر است و سالها وزنم روی ۷۰ کیلو ثابت مانده بود. فکرش را بکنید چقدر لاغر بودم.
سالها دنبال افزایش وزن و ساختن عضله بودم و هر کاری میکردم، هیچ نتیجهای نمیگرفتم. اما الان حدود سه ماه است که صد درصد طبق آموزشهای دوره زندگی میکنم و نتیجهها برای من فوقالعاده بوده است.
بدنم عضلهای شده، قدرت بدنیام بیشتر شده، و انرژی جسمانیام بهشکل باورنکردنی افزایش پیدا کرده است.بازوها، سینه، سرشانه و کل عضلاتم آنقدر رشد کرده که لباسهای قبلیام دیگر اندازهام نیستند و برایم کوچک شدهاند. واقعاً قانون سلامتی بهترین سبک زندگی است.
از نظر سلامتی، بهترین دوران عمرم را تجربه میکنم. از نظر زیبایی اندام هم، هر روز بدنم عضلهایتر میشود و از دیدن خودم در آینه لذت میبرم.
در کل حالم عالی است.قبل از ورود به دوره، پشت بدنم، کمر، باسن، پشت بازوها و پاهایم پر از جوشهای آزاردهنده بود، اما حالا هیچ اثری از آنها نمانده.
پوست بدنم فوقالعاده شفاف و تمیز شده، و واقعاً میتوانم بگویم که جوشهای بدنم صد درصد از بین رفتهاند.تازه هنوز سه ماه هم نشده که از قانون سلامتی استفاده میکنم، اما همین مدت کوتاه، نتیجههای حیرتانگیز گرفتهام.
استاد عباسمنش، واقعاً از شما ممنونم و خدا را بابت شما و این دوره عالی شکر میکنم.
درمان تشنج مزمن، کاهش ۴۰ کیلویی وزن، بازگشت کامل انرژی و سلامتی با زندگی به شیوهی دوره قانون سلامتی
میخواهم از نتایجی که با زندگیکردن به شیوهی دوره قانون سلامتی گرفتم، بگویم. استاد عباسمنش، شما یک الگوی بسیار قدرتمند در ذهن من شدید و در من این باور را ساختید که رسیدن به هر خواستهای ممکن است. وقتی زندگی به شیوه این دوره را شروع کردم، آنقدر نتیجه دیدم که فهمیدم ما انسانها واقعاً چقدر نامحدودیم.
استاد، من سه سال بود که بعد از یک جراحی دچار تشنج شده بودم. دکتر برایم دارویی تجویز کرده بود که باید تا آخر عمر مصرف میکردم. اما با زندگی به شیوهی دوره قانون سلامتی، این مشکل کاملاً برطرف شد.
دیگر تشنج نمیکنم، دارو را کامل کنار گذاشتهام و حالم هر روز بهتر از قبل میشود.
این برای من بزرگترین معجزهی زندگی است؛ چون به خاطر این مشکل سه سال در خانه مانده بودم و زندگیام کاملاً متوقف شده بود.در سه ماه، ۴۰ کیلوگرم وزن کم کردم؛ آن هم مثل آب خوردن.
خوابم عمیق، آرام و فوقالعاده باکیفیت شده و آنقدر سحرخیز و سرحال هستم که وصفکردنی نیست.
قدرت تمرکز و یادگیریام چند برابر شده؛ هر چیزی که یاد میگیرم، در ذهنم میماند و فراموش نمیکنم.
پوستم مثل آینه صاف شده؛ و این برای من که همیشه پوست چرب داشتم، باورنکردنی است.
بدنم عضله ساخته و کمرم هفتی شده.
ریزش موهام کاملاً قطع شده و حتی موهام پُرتر هم شده.استاد عباسمنش، نمیدانم چگونه از شما تشکر کنم.
من فقط از خدا میخواهم که شما را در بالاترین مقام بهشتی دنیا و آخرت قرار دهد.درمان کامل خونریزی رحمی و بهبود مشکلات متعدد جسمی با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
من ۵۰ روز است که به شیوه دوره قانون سلامتی زندگی میکنم. این دوره را بهخاطر مشکل خونریزی رحمی بعد از یائسگی خریدم؛ مشکلی که ترس تمام وجودم را گرفته بود. شبی در نامهای به خدا نوشتم: «خدایا، خودت دوا و دکترم باش. من از دکتر رفتن خسته شدهام.» و خدا واقعاً مرا به سمت این دوره هدایت کرد.
این اولین دورهای بود که از استاد عباسمنش خریداری کردم، اما در همین ۵۰ روز نتایج شگفتانگیزی گرفتم. نهتنها رحمم کاملاً درمان شده و خونریزیام متوقف شده، بلکه چندین بهبود بزرگ دیگر هم تجربه کردهام:
فشار خونم پایین آمده و توانستم دوز داروهایم را کم کنم.
ریزش موهایم بسیار کم شده.
از کودکی موهای خشکی داشتم و فکر میکردم طبیعی است، اما حالا موهایم خیلی نرم و سالم شدهاند.
خروپف شبانهام کاملاً برطرف شده.
قبلاً حتی با عینک هم نمیتوانستم سوزن نخ کنم؛ اما حالا به راحتی و بدون مشکل این کار را انجام میدهم.
پوستم نرمتر و شفافتر شده.
زانو دردهایم کاملاً از بین رفته.
هر صبح دور لثههایم کف سفید رنگی جمع میشد که حالا دیگر خبری از آن نیست.
نفخ معده داشتم که اکنون کاملاً برطرف شده.این روزها آنقدر از سلامتیام شاد و سپاسگزارم که دلم میخواهد بروم پشتبام و فریاد بزنم:
خدایا شکرت!در پایان میخواهم بگویم:
استاد عباسمنش، آدرس شما و دوره قانون سلامتی را خدا به من داد.کاهش وزن، رفع مشکلات پوستی و هورمونی، و تجربه پریود کاملاً طبیعی با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
استاد عباسمنش، من بینهایت سپاسگزارم بابت دوره معجزهگر قانون سلامتی. فقط یک ماه است که به شیوه این دوره زندگی میکنم و نتایجی که در همین یک ماه گرفتهام برایم مثل معجزه است. دقیقاً طبق آموزشهای شما عمل کردم و وزنم از ۸۰ کیلو به ۷۱ کیلو رسید. یک هفته پیش برای خرید لباس رفتم و برای اولین بار در ۲۳ سال زندگیام سایز M و S پوشیدم و از شوق بال درمیآوردم.
قبل از دوره، بوی عرق بدنم بسیار تند و آزاردهنده بود. مجبور بودم روزی چند بار حمام کنم. وقتی بیرون میرفتیم، از ترس بوی عرق هیچ تحرکی نمیکردم، اما الان این مشکل کاملاً حل شده. با خیال راحت بازی میکنم، میدوم، میخندم و هیچ خبری از بوی بد بدن نیست.
پوست صورتم شفاف و زیبا شده.
موهایم براق و در حال رشد هستند، در حالی که مدتها در یک اندازه ثابت مانده بودند.
ریزش مویم کاملاً از بین رفته.
قبلاً اسید معده شدید داشتم، اما الان هیچ اثری از آن نیست.اما مهمترین نتیجهام \' نتیجهای که برای من واقعاً مثل معجزه است\' طبیعی شدن کامل عادت ماهیانه است.
برای اینکه بفهمید چقدر این تغییر بزرگ است، توضیح میدهم قبل از دوره چه وضعیتی داشتم. از یک هفته قبل از پریود، با کمر درد، پا درد، شکم درد، درد مثانه، درد لگن، درد مقعد، درد سینه، پف شدید بدن، سنگینی، و دردهای وحشتناک درگیر میشدم. وقتی پریود میشدم، درد چند برابر میشد. من هر ماه ۵ روز کامل مثل یک جنازه روی تخت افتاده بودم. نه میتوانستم غذا درست کنم، نه از خانه بیرون بروم؛ حتی رفتن تا دستشویی برایم عذاب بود. خانوادهام از یک هفته قبل میفهمیدند که وقت پریودم نزدیک است.
ژلوفن، قرصهای مسکن، شیاف… هیچکدام جواب نمیداد.و اما اولین تجربه پریودم بعد از شروع زندگی با دوره قانون سلامتی:
یک روز پیادهروی دو ساعته داشتم. وقتی برگشتم کمی کمر درد داشتم، اما توجهی نکردم. فردایش فهمیدم که پریود شدهام و باورم نمیشد تمام آن دردهای فجیع تبدیل شده به یک کم درد کوچک.
قبلاً در دوران پریودی حتی خروج از خانه برایم مثل رؤیا بود. اما حالا در روز اول پریود، ۴ ساعت و نیم پیادهروی کردم! و خودم هم شوکه شده بودم.
روز دوم هم ۱.۵ ساعت پیادهروی کردم، بعد با دوستم رفتیم جنگل و چندین ساعت راه رفتیم و لذت بردیم.قبلاً هنگام پریود، فقط عفونت سیاهرنگ و شدید از بدنم خارج میشد. اما الان رنگ و بوی پریودم کاملاً طبیعی شده و هیچ عفونتی ندارم. در طول پریود آرام، باحوصله، خوشاخلاق هستم و وقتی نتایجم را نگاه میکنم، مات و مبهوت میشوم که آیا واقعاً این خود منم؟
قبل از دوره قانون سلامتی، انگار هر ماه فقط ۲۱ روز از زندگی نصیبم میشد و همان ۲۱ روز هم در خستگی و کسلی. اما الان با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، انگار یک هفته به هر ماه از عمرم اضافه شده و دارم به معنای واقعی از زندگیام لذت میبرم.
بینهایت از شما سپاسگزارم استاد عباسمنش.
جهش چشمگیر درآمد و ساختن مسیر شغلی تازه با عملکردن به آموزشهای دوره روانشناسی ثروت ۱
من کاویس هستم، مهندس عمران و فعال در حوزه املاک. از صمیم قلب خدا را شکر میکنم که دوره روانشناسی ثروت ۱ را خریدم. سال ۹۸ با آموزشهای استاد عباسمنش آشنا شدم و شروع کردم به گوش دادن به این آموزهها؛ طوری که تمام وجودم را دربرگرفت. بعد از مدتی دوره عزت نفس را خریدم، چون باور داشتم اول باید روی خودم تکیه کنم و به هیچکس وابسته نباشم، و واقعاً شرایط زندگیام خیلی بهتر شده بود.
اما بعد از مدتی در کارم با یک تضاد جدی روبهرو شدم. از نظر فکری و احساسی در وضعیت بسیار بدی بودم و قراردادهایم به نتیجه نمیرسید. یک شریک بداخلاق هم داشتم که رفیق ۲۰ سالهام بود؛ از دوران هنرستان با هم بودیم، اما نگرشمان در کار یکی نبود و همیشه مشکل داشتیم.
از زمانی که روی آموزشهای استاد عباسمنش کار میکردم، رفتارهای ناهماهنگ او بیشتر به چشمم میآمد و مثل خاری در چشمم بود. در همین دوران پدرم فوت کرد و من از نظر روحی کاملاً بههم ریختم. هر روز بهشت زهرا میرفتم، لباس مشکی میپوشیدم و پر از احساسهای منفی بودم؛ و طبق قانون، سرعت جذب اتفاقات بد هم بیشتر میشد. تا اینکه یک روز به خودم آمدم و گفتم: «کاویس، تو قانون را میدانی… به خودت بیا.»
یک روز در املاک، کارمان به دعوای شدید با شریکم کشید. همان لحظه یاد جلسه هشتم دوره عزت نفس افتادم؛ جایی که استاد عباسمنش میگوید:
در چه شرایطی حاضر به تغییر میشوید؟
وقتی همهچیز عالی است؟ یا وقتی جهان با چک و لگد شما را مجبور میکند؟من همانجا یکی از سختترین تصمیمهای زندگیام را گرفتم. به رفیق ۲۰ سالهام گفتم: «من میخواهم تنها کار کنم.» اول فکر کرد شوخی میکنم، اما وقتی جدیتم را دید ناراحتی زیادی ایجاد شد… اما من جدا شدم و کار را تنها ادامه دادم.
خودم را با آموزشهای استاد بمباران کردم تا ذهنم آرام بماند. ایدههایم را اجرا میکردم، فایلهای آموزشی مربوط به کارم را میدیدم، با انرژی بالا و ذهنی باز، بدون غر زدن و شکایت.
بعد از مدتی، در کمال ناباوری دیگران، شروع کردم به بستن قراردادهای پیاپی و فروش ملک. از نظر همکاران، بازار در رکود کامل بود، اما برای من اوضاع کاملاً متفاوت بود. با کمک آموزشهای دوره روانشناسی ثروت ۱ باور ساختم که برای من مشتری فراوان است… و همینطور هم شد. پشت سر هم قراردادهای بزرگ و پُرسود میبستم.
به حدی درآمد داشتم که قدیمیترین و باتجربهترین کاسبهای حوزه املاک هم نمیتوانستند مثل من نتیجه بگیرند، و من دقیقاً میدانستم این نتایج از کجا آمده است.در مدت سه ماه، به اندازه یک سال درآمد ساختم و صدها میلیون تومان سود خالص داشتم. در عید امسال هدف گذاشتم که تا آخر سال ۵۰۰ میلیون تومان درآمد بسازم و خدا را شکر خیلی جلوتر از هدفم حرکت کردهام.
استاد عباسمنش، از شما ممنونم. حتی الان که این متن را مینویسم، اشک در چشمانم جمع شده. خدا را هزار بار شکر میکنم که مرا به سمت شما هدایت کرد تا این آگاهی بینظیر را یاد بگیرم. شما به من جسارت تصمیمهای بزرگ را یاد دادید. یاد دادید وقتی نتیجه را به خدا میسپرم، فقط باید هدایتها را دنبال کنم و نگران هیچچیز نباشم… و من این را با پوست و استخوانم در تمام معاملهها حس کردم.
امروز زندگی من پر از معجزه است. از شما سپاسگزارم.ساختن زندگی رؤیایی، آرامش عمیق و درآمد پایدار با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
من آرزو هستم، همسر و همراه شهاب. نوروز سال ۱۳۹۸ ما قدم اول را از استاد عباسمنش خریدیم و حالا بعد از چهار سال هنوز داریم با آموزشهای این دوره زندگی میکنیم.
روزی که قدم اول را خریدیم، هنوز با هم ازدواج نکرده بودیم. هیچکدام وسایل خانهای که امروز داریم را نداشتیم. هیچ پول و سرمایهای برای شروع زندگی مشترکمان نداشتیم. ماشین نداشتیم. کار مناسب نداشتیم. کسبوکار موردعلاقهمان نهایتاً ماهی صدهزار تومان درآمد داشت و به همین دلیل مجبور بودیم برای ماهی دو میلیون تومان کارهایی انجام دهیم که هیچ علاقهای به آنها نداشتیم.
اما در مسیر عملکردن به آموزشهای این دوره، طی این چهار سال هزاران اتفاق هدایتشده و معجزهآسا در زندگیمان رخ داد؛ اتفاقاتی که نوشتن همهشان روزها زمان میبرد.
و اما بخشی از نتایج ما از عمل به آموزههای قدم اول:
الان در خانه ۱۵۰ متری زیبای خودمان زندگی میکنیم؛ خانهای پر از امکانات، در یکی از خوشآبوهوياترین شهرهای ایران، با ویوهای فوقالعاده از هر طرف. ماشین خودمان را داریم. تمام کارهای دیگر را کنار گذاشتهایم و امروز فقط روی کسبوکار شخصی خودمان تمرکز کردهایم—کسبوکاری که دست در دست هم آن را ساختیم و حالا به درآمد ماهانه ۵۰ میلیون تومان رسیده است.
زندگیمان پر از آرامش عمیق است. در میان خانواده و آشناها بهعنوان زوجِ نمونه شناخته میشویم و الگوی روابط سالم هستیم. عزت نفسمان بسیار بالا رفته، ارادهمان قویتر شده و نسبت به قبل چندین برابر محکمتر و الهامگرفتهتر زندگی میکنیم.
در طول مسیر قدم دوم را هم خریدیم و من از فردا دوباره شروع به مرور قدم دوم میکنم.
نوشتن این تجربه فقط برای این است که بگویم: بزرگترین سپاسگزاری ما از قوانین ثابت خداوند است که در این دوره یاد گرفتیم.هر وقت با چالشی روبهرو میشویم، فقط میگوییم:
«خُب… ما فرمول را بلدیم. حالا با تمرکز درستش میکنیم. خلقش میکنیم.»سهبرابر شدن درآمد و جذب مشتریهای عالی با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
من بیشتر از یک سال بود که دوره ۱۲ قدم را خریده بودم، اما دقیقاً از چهل روز پیش تصمیم گرفتم بهصورت جدی به آموزشهای این دوره عمل کنم.
با شروع کار، از خدا خواستم درآمدم دو برابر شود. من آرایشگرم و با اینکه مهارتم در کارم بالاست و رفتار خیلی خوبی با مشتریها دارم، اما درآمدم همیشه کم بود و مدام از خودم میپرسیدم: «مشکل از کجاست؟» فکر میکردم شاید بهخاطر مکان سالن باشد؛ چون انتهای یک کوچه است و سرِ راه نیست… یا دلایل دیگر.
با آموزشهای دوره ۱۲ قدم فهمیدم اینها اصلاً مانع واقعی نیستند. اگر خدا بخواهد روزی بدهد و مشتریها را به سمتم هدایت کند، هیچ ربطی به مکان سالن ندارد.
اوایل که وارد سالن میشدم، مشتری نبود و بیکار مینشستم. آن لحظات را تبدیل کردم به فرصت: مینشستم و آموزشهای استاد عباسمنش را از جلسات ۱۲ قدم نتبرداری میکردم؛ کامنتهای دوستان در سایت را میخواندم؛ و به آموزشها عمل میکردم. با خودم تکرار میکردم: «خدا خودش روزی مرا میرساند.»
خلاصه با حس خوب، کارهای مفید را انجام میدادم و روی خودم کار میکردم.حالا که کمتر از دو ماه گذشته، درآمد من به بالای سه برابر رسیده است.
دقیقاً همانطور که استاد در یکی از جلسات ۱۲ قدم گفت:
«وقتی روی باورهات کار کنی و آنها را بهبود بدهی، خدا مشتریهایی را سر راهت میفرستد که ده برابر مشتریهای قبلی از تو خرید میکنند.»به لطف خدا، این روزها دقیقاً همان نوع مشتریها را تجربه میکنم.
وقتی دوباره همین فایل و همین جمله استاد را گوش میدادم، اشک از چشمانم جاری شد.
گفتم: «خدایا من فقط از خودت خواستم… و تو چقدر زیبا جوابم را دادی.»خروج از بدهی سنگین و ساختن ۳۰۰ میلیون تومان پسانداز در کمتر از یک سال با عملکردن به آموزشهای دوره روانشناسی ثروت ۱
استاد عباسمنش عزیز، بینهایت سپاسگزارم بابت آموزشهای ارزشمند و فوقالعادهتان در دوره روانشناسی ثروت ۱؛ قطعاً شما بهترین معلم و استاد روی کره زمین هستید.
من با ۲۵۰ میلیون تومان بدهی وارد این دوره شدم و شروع کردم به عملکردن به آموزشهای شما. با همان شغل، همان شهر، همان استعداد و امکانات، و همان ساعات کاری که قبلاً نتیجهاش بدهی شده بود، فقط با کار کردن روی خودم و تغییر باورهام توانستم در کمتر از یک سال، از ۲۵۰ میلیون بدهی برسم به ۳۰۰ میلیون تومان پسانداز.
با خودم فکر میکردم چه اتفاقی افتاده و چرا یک سال قبل چنین تجربههایی نداشتم؟ پاسخ فقط یک چیز بود: تغییر باورها.
در حرفه ما همه میگویند برای گرفتن پروژههای خوب باید ماشین شاسیبلند داشته باشی، لندکروز داشته باشی! اما پروژهای که الان روی آن کار میکنم بهترین پروژه تمام سالهای کاری من است. نه ماشینم را عوض کردم و نه شاسیبلند دارم؛ اما کسانی که من را برای همکاری انتخاب کردند گفتند: «مهر شما به دل ما نشست و خواستیم با شما کار کنیم.»
اینها همه نتیجهی جدیگرفتن آموزشهای شما در این دوره و هدایتهای خداوند است که قلبها را برای من نرم کرد.
استاد، من با نتایجی که از عملکردن به آموزههای شما گرفتم، به این یقین رسیدم که ثروتمند شدن هیچ ربطی به عوامل بیرونی ندارد؛
نه به هوش و استعداد،
نه به شرایط مالی خانواده،
نه به شغل و تحصیلات،
نه به هیچ چیز بیرونی دیگری…
فقط و فقط به باورها ربط دارد.اینکه امروز روی مبل خانه خودم نشستهام و از پنجره ویلاهای میلیاردی را میبینم، سبزی شالیزار و نمنم باران را تماشا میکنم، نسیم به صورتم میخورد،
همهٔ اینها نتیجهی تغییر باورهایم است.
سال قبل با بدهیها دستوپنجه نرم میکردم؛ اما امروز در بهترین نقطه شهر خانه گرفتم، مستقل زندگی میکنم و روی باورهام کار میکنم. خدایا چه هدایتی…این نتایج به من «الگوی ثروت ساختن» را یاد داد:
باید باورهام را تغییر بدهم، رفتارم را عوض کنم تا ثروت وارد زندگیام شود.
تمرکزی که روی آموزشهای دوره میگذارم، تمریناتی که انجام میدهم، کامنتهایی که مینویسم… همه اینها تغییرات درونی است که خودش را در رفتار و کلامم نشان میدهد.دیروز با شخصی تماس گرفتم و با اطمینان گفتم: «بیا قرارداد کاری ببندیم.» و همان شب آن فرد برای مذاکره آمد. قبلاً چنین عزت نفسی و اطمینانی نداشتم که با قدرت پیشنهاد همکاری بدهم. اما امروز، ایمانی که به خداوند و قوانینش دارم ــ قوانینی که در این دوره آموختم ــ پیشنهادهایی را به ذهنم میآورد و من با قدرت انجامشان میدهم و نتیجهاش را میبینم.
اینها همان تغییرات عمیق درونی است که از کار کردن روی ذهن و باورهایم بهوجود آمده است.
جهش خارقالعاده درآمد، آرامش، و رفاه با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم و ادامه مسیر با دوره کشف قوانین زندگی
حدود یک سال و نیم پیش، روزی را بهخاطر دارم که میخواستم اولین قدم از دوره ۱۲ قدم را بخرم. چیزی در قلبم میگفت: «این دوره را بخر؛ زندگیات را تغییر بده.» در حالی که فقط دو میلیون تومان در حسابم داشتم و از نگرانی اینکه «اگر جواب ندهد چه؟» قلبم میلرزید.
دوره را خریدم و روز و شبم را گذاشتم روی عملکردن به آموزشهای آن. جالب است که این دوره را دقیقاً زمانی خریدم که همه از کمبود مشتری شکایت میکردند. اما من در همان ماه اول — تقریباً بعد از دو هفته کارکردن روی دوره — سرم آنقدر شلوغ شد که خودم هم باور نمیکردم. مشتریها به شکل باورنکردنی زیاد شدند؛ تا جایی که چند بار از خودم پرسیدم:
«خدایا، من همان کار قبلی را انجام میدهم؛ چه شد که اینهمه تغییر و برکت وارد کسبوکارم شد؟!»فقط میدانستم که باید روی خودم کار کنم. یک الهام آمد و من انجامش دادم. از همانجا برکتها یکی پس از دیگری وارد زندگیام شدند و هر روز نتایج بهتر و بیشتر شد.
درآمدم چند برابر شد.
روابطم عالی شد.
هر هفته برای همسرم طلا میخریدم.
تمام وسایل خانه را نو کردم.
هر روز برای دخترم و همسرم پول پسانداز میکنم.
ماشین خریدم.
برای تولد آنها بهترین هدیهها را خریدم.صادقانه بگویم، شاید نتوانم حسّم را کامل بیان کنم. آنقدر زندگیام تغییر کرده و آنقدر نتیجه گرفتهام که اگر بخواهم همه را بنویسم، شاید صد صفحه هم کم باشد. از خرید گوشی آیفون برای همسرم و دخترم گرفته تا بهترین تفریحات، بهترین رستورانها و بهترین روزهای زندگیام.
برای بیزینسم کلی سرمایهگذاری کردم. دستگاههای جدید خریدم؛ ایدههای عالی بستهبندی گرفتم و اجرا کردم و دوباره مشتریها چند برابر شدند.
قبل از آشنایی با دوره ۱۲ قدم بدهکار بودم و عادتهای اشتباه مالی داشتم، اما الان هیچ بدهیای ندارم. زندگیام پر از زیبایی، لذت و حس خوب است. حتی یک ماشین نزدیک به یک میلیارد تومان را نقدی خریدم.
اگر یک سال پیش — قبل از کارکردن با ۱۲ قدم — خدا خودش هم به من میگفت این اتفاقات در زندگیات میافتد، باور نمیکردم. اما امروز، همهچیز تغییر کرده است.
همه داشتههایم را مدیون خدای خودم و بعد مدیون استاد عباسمنش هستم که مسیر درست زندگیکردن را نشانم داد.امروز که ماشینم را خریدم، با خودم گفتم کملطفی است که نیایم و نتیجهام را ننویسم، چون میدانم خواندن این تجربهها برای خیلیها قوت قلب است.
الان در حال آموزشدیدن با دوره کشف قوانین زندگی هستم و هر روز زندگیام بهتر و بهتر میشود.بهبود کامل مشکلات پوستی، کاهش وزن، درمان کیستها و تنظیم فشار خون در خانوادهام با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
من به همراه دخترم و مادرم در حال زندگی به شیوه آموزشهای دوره قانون سلامتی هستیم. وضعیت سلامتی ما قبل از این دوره اصلاً خوب نبود و هرکدام از ما با مسائل جدی روبهرو بودیم.
در مورد خودم، قبل از شروع دوره، صورتم پر از جوشهای خالدار بود و تیرگی زیر بغل داشتم. هر وقت کار اداری داشتم، همان روز دچار سردرد شدید میشدم و فقط با خوابیدن آرام میگرفتم. با شروع عملکردن به آموزشهای استاد عباسمنش، این مشکلات یکییکی از بین رفتند. پوستم صاف شد، تیرگی زیر بغلم برطرف شد، سردردهایم کاملاً ناپدید شد و خوابم بسیار عمیق و راحت شده است. وزنم از ۷۲ کیلو به ۶۳ کیلو رسید و دور کمرم از ۹۹ سانتیمتر به ۸۴ کاهش پیدا کرد. انرژیام هم واقعاً عالی شده است.
اما درباره دخترم: سال گذشته دو کیست ۹ سانتیمتری را عمل کرده بود. قبل از شروع دوره قانون سلامتی دوباره دردهای شدید داشت و بعد از سونوگرافی مشخص شد دو کیست ۳۵ میلیمتری برگشتهاند. این بار تصمیم گرفتیم بهجای هزینههای بالا و جراحی دوباره، دوره قانون سلامتی را تهیه کنیم. از همان فردای خرید دوره، دخترم زندگی به شیوه این دوره را شروع کرد.
بعد از ۴۰ روز، پزشک دوباره آزمایش هورمون و سونوگرافی نوشت و هیچ اثری از کیستها دیده نشد؛ همهچیز کاملاً طبیعی بود.
پوست صورت دخترم که همیشه پر از جوش بود، حالا کاملاً صاف شده و شوره سرش هم برطرف شده است. شکمش که قبلاً کاملاً دوطبقه بود، حالا متناسب شده و وقتی نتایج خودش را دید، انگیزهاش برای ادامه دوره چند برابر شد.اما معجزههای بزرگ برای مادرم اتفاق افتاد. او بیشتر از ۲۵ سال درگیر فشار خون بالا و مشکلات قلبی بود و هر سه ماه باید تحت نظر پزشک قرار میگرفت. هر بار فقط دوز داروهایش بیشتر میشد و همیشه بعد از غذا حالت خفگی داشت. اما حالا، بعد از سه ماه زندگی به روش دوره، تمام مشکلات گوارشیاش برطرف شده، فشار خونش تنظیم شده، دارو مصرف نمیکند و دیگر هیچ مشکل قلبی ندارد.
واقعاً خدا را شکر میکنم. خانوادهای مثل ما که اینهمه مسئله سلامتی داشت، باید هزینههای بسیار زیادی برای کنترل بیماریها میپرداخت—و خدا میداند چه مشکلات پنهانی هم شاید در راه بود. اما امروز، به لطف آموزشهای استاد عباسمنش در دوره قانون سلامتی، همه این مسائل برطرف شده و زندگی ما از نو ساخته شده است.



استاد عزیزم، مریم جان شایسته و همه دوستای گلم سلام. امیدوارم که همگی در پناه خدا شاد باشید.
امروز دوست دارم در مورد چن تا دستاورد جدیدی که همگی تازه و داغ هستن صحبت کنم. خواسته هایی که هر کدوموشون برای من همین چن ساله پیش آرزویی بلند پروازانه بود، ولی الان دارمشون و دارم باهاشون زندگی میکنم.
اینا لیست دستاوردهای منه:
1- شروع سال 2025 برای من مصادف شد با چاپ دو تا مقالم توی ژورنال های علمی. چه اتفاقی بهتر از این برای شروع سال، و بله سالی که نکوست از بهارش پیداش. منم این اتفاق رو یه نشونه از طرف خدا دیدم که قراره یه سال فوق العاده رو باهاش بسازم. پر از تجربیات خوب و تیک خوردن کلییییی خواسته دیگه. مثه پارسال که با کار جدیدم شروع شد و درآمدم 4 برابر شد و پشت سر هم اتفاقات عالیییی رو تجربه کردم ( دفاع دکتری و سفر با آروی و سیتیزنی کانادا). خدایا شکرت، دمت گرم که همیشه بیشتر و فراتر از حد تصوراتم بهم میدی.
2- شنا مورد بعدی ای بود که همیشه جای خالیشو تو زندگیم احساس میکردم. و دیگه ناامید شده بودم که یادش بگیرم. هیچ جای زندگیم براش وقت نذاشته بودم که یادش بگیرم. به خودم میگفتم که الان با این مشغله و با وجود پسرم اصلا وقت پیدا نمیکنم که بخوام براش کاری کنم. ولییییی وقتی از استاد توی جلسات قانون آفرینش در مورد لیست 107 خواسته شنیدم، نشستم و تا میتونستم نوشتم، آموزش شنا و از بین رفتن ترس از حیوانات هم نوشتم. بعد استاد گفتن ببینین برای کدوم یکی از این 107 تا میتونین از دیگران درخواست کمک کنین. منم اول با آموزش شنا شروع کردم. از یکی از دوستام که حرفه ای و مربی شنا هس خواستم بهم شنا یاد بده. تو دفترم از خدا خواسته بودم خیلی راحت و با هزینه کم یاد بگیرم شنا رو، ولیییی خدای من که همیشه فراتر از حد تصوراتم جواب میده، همه چیزو برام رایگان کرد و فقط با سه جلسه آموزش، الان میتونم با دو تا حرکت ساده تو عمیق شنا کنم بدون کمک. بعد که دیدم این خواستم اینقدر راحت و شیم و جلسی تیک خورد چرا برای غلبه به ترسم از حیوانات درخواست نکنم.
3- من به طرز وحشتناکی از هر موجود زنده ای که قلبش بتپه میترسیدم، دسامبر 2024 با خودم عهد بستم که این ترسو با خودم نمیبرم توی سال جدید. هدایت های خدا و دستاش اومدن برای کمک. با گربه های دوستام شروع کردم و به حدی رسیدم که یکیشونو دو روز قبل سال جدید بغل کردم. میترسیدم، نه درستش اینه که بگم خیلیییییی میترسیدم ولی انجامش دادم. و خداروشکر منی که تا همین دو ماه پیش اگه گربه ای رو میدیدم حتی با فاصله500 متری، چنان مسیرمو عوض میکردم که اطرافیانم بهم میخندیدن، الان اگر حتی توی دست و پام باشه، باهاش مشکلی ندارم. هنوز جای کار دارم ولی راه اصلیییی رو رفتم. خدا جونم دمت گرم که اینقدر بزرگی و اینقدر بخشنده و سخاوتمند.
با رسیدن به هر کدوم از این خواسته هام یه بار سنگین از رو دوشم حذف شد. این بارهای سنگینم خودم رو دوشم انداخته بودم تا الان. که تونستم با مجموعه آموزش های استاد دونه دونه کمترشون کنم. و البته که همچنان دارم با این آموزه ها زندگی میکنم و سعیم اینه که از همه جهت به باورهای محدود کنندم حمله کنم. برای سال 2025 هم کلییییی خواسته دارم که مطمعنم خدای همیشه وهابم قراره کلییییی سورپرایزم کنه.
توی این یه سال گذشته که خیلی خواسته های بزرگم تیک خوردن، به این نتیجه رسیدم که احساس خوب هیچ ربطی به داشتن یا نداشتن چیزی نداره. البته میگم به این نتیجه رسیدم، ولییییی باید مثه خیلی از باورای جدید هزار بار تکرارش کنم که یادم نره. یادم نیس دقیقا استاد کجا اینو میگن، ولی بارها اینو شنیدم که ما میخوایم به خواسته هامون برسیم که احساسمون خوب بشه، خوب بیایم همین الان با تجسم خواسته هامون، با امید به اینکه دست یافتنی هستن، با ایمان به خدایی که بسیار وهابه و دقیقاااا از جاهایی که فکرش رو نمیکنیم بهمون روزی میده، احساسمونو خوب کنیم و این احساس خوب زنجیره ی اتفاقات خوب رو برامون رقم میزنه. خیلی هم سخت نیس آدم به این مرحله احساس خوب برسه، فقط کافیه به یاد بیاریم نعمت هایی رو که نان استاپ داره بهمون میده.
استاد عزیزم، این کامنت رو به پاس قدردانی از زحمات شما نوشتم و اینکه یه رد پایی بذارم برای مواقعی که کنترل ذهن سخت میشه، و البته برای شما دوست عزیزی که داری میخونی، که گیوآپ نکنی و ادامه بدی، همه چی دست یافتنیه. منم بارها از کامنت دوستان انگیزه گرفتم و ادامه دادم.
استاد جانم تنت سالم، و دلت آرام و خونت آباد.