نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
درمان کامل کبد چرب، نقرس، فشار خون، چربی و کاهش ۳۱ کیلو وزن با تجسم و عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم و دوره قانون سلامتی
قدم دوم دوره ۱۲ قدم بود که با مفهوم «تجسم» آشنا شدم. در آن زمان، بزرگترین دغدغهام مشکلات جدی سلامت جسمانیام بود: کبد چرب، فشار خون بالا، نقرس، چربی بالا، وزن زیاد، قند خون بالا و چندین مشکل اساسی دیگر. همان زمان شروع کردم به تجسم یک بدن سالم.
تجسم میکردم یک کارگر روی کبدم ایستاده و با یک وسیله فلزی شبیه «تی» چربیهای کبدم را پاک میکند.
تجسم میکردم فردی با یک کاردک لکههای صورتم را از بین میبرد.
تجسم میکردم داخل رگهایم، چیزی شبیه توری، فشار خونم را کنترل میکند.
تجسم میکردم خوشاندام شدهام… و واقعاً از این تجربه لذت میبردم. وقتی مشغول تجسم میشدم، بدنم داغ میشد و عضلاتم گزگز میکرد.این تمرین را چهار ماه ادامه دادم تا اینکه خداوند من را به دوره قانون سلامتی هدایت کرد. فقط طی سه ماه زندگی به شیوه این دوره، تقریباً تمام مشکلات سلامتیام درمان شد.
وزنم از ۱۱۷ کیلو به ۸۶ کیلو رسید.
فشار خونم کاملاً کنترل شد و بعد از ۱۷ سال مصرف داروی فشار خون، امروز دیگر هیچ قرصی مصرف نمیکنم.
لکههای صورتم کاملاً از بین رفت.
قند خون و چربی خونم متعادل شد.
نقرس کاملاً درمان شد.
کبد چربم از بین رفت و سالم شد.
به اندام ایدهآل رسیدم.قدرت ذهن معجزه میکند. خداوند من را دقیقاً به مسیری هدایت کرد که تمام آنچه تجسم کرده بودم محقق شد. تجسم برای من معجزه ساخت و امروز اندام رویایی و سلامتی فوقالعادهای را تجربه میکنم.
بعد از این نتایج، باورم به قدرت تجسم و قدرت ذهن هزار برابر شد. امروز واقعاً احساس میکنم شادترین انسان روی زمین هستم و هر لحظه خدای مهربانم را برای این هدیه و این سلامتی شکر میکنم.
از استاد عباسمنش عزیز هم با تمام وجود سپاسگزارم که راه سعادت دنیا و آخرت را به ما نشان داد.
بهبود کامل سردردهای مزمن، خواب عمیق، تناسب اندام و بازگشت انرژی با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
نتایج من بعد از ۴۵ روز زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی:
قبل از این دوره دچار سردردهای بسیار شدید و عجیب میشدم. سمت چپ سرم طوری درد میگرفت که دیگر نمیتوانستم صحبت کنم. این سردردها مثل یک کابوس بودند؛ اگر وسط بازار هم بودم مجبور میشدم دراز بکشم تا کمی قابلتحمل شود. با خوردن چهار قرص مسکن قوی فقط کمی بهتر میشدم و معمولاً بیش از شش ساعت ادامه داشت. هر کاری برای درمانش کرده بودم، حتی فکر میکردم از عطر باشد و عطر نمیزدم، اما هیچ تغییری ایجاد نمیشد و اوضاع هر روز بدتر میشد.
اما با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی، این مشکل کاملاً برطرف شده است.در مسیر تناسب اندام، وزنم از ۷۱ کیلوگرم به ۶۰ کیلوگرم رسیده است. شکم بزرگی داشتم که کاملاً آب شده و بالاتنه و بازوهایم خوشفرمتر شدهاند و واقعاً از اندامم راضی هستم.
کشالههای رانم که بهشدت تیره شده بودند، حالا بسیار روشنتر شدهاند و تیرگی در حال از بین رفتن است. پوست صورتم هم شفاف و سالم شده است.
قبل از این دوره، خواب شبانهی بسیار بدی داشتم. تا نزدیک صبح بیش از ۲۰ بار بیدار میشدم، مینشستم یا در خواب راه میرفتم و صبح با بدنی خسته و کوفته بیدار میشدم، طوری که حتی نمیتوانستم راه بروم. اما حالا با عملکردن به قانون سلامتی، بهمحض گذاشتن سرم روی بالش، تا صبح خواب عمیق میخوابم و صبح با انرژی بیدار میشوم.
پیش از شروع این مسیر، خروپف بسیار شدیدی داشتم که اکنون کاملاً برطرف شده است.
میل جنسیام که ضعیف شده بود، الان به حالت طبیعی و سالم بازگشته است.
کار من به صدا وابسته است و قبل از دوره قانون سلامتی بهخاطر رفلکس معده اذیت میشدم و این موضوع روی صدایم اثر بدی میگذاشت؛ اما اکنون این مسئله کاملاً درمان شده است.
قبلاً با فقط ده دقیقه پیادهروی نفسنفس میزدم و ساق پاهایم بهشدت درد میگرفتند، اما اکنون بهراحتی روزانه دو ساعت پیادهروی میکنم و حتی احساس میکنم کم است.
بوی بد دهانم کاملاً از بین رفته و عرق بدنم هم هیچ بوی بدی ندارد و لباسهایم اصلاً بو نمیگیرند.
من فوتبالیست هستم و ورزش میکنم. بعد از دوره قانون سلامتی، مهارتم در فوتبال چند برابر شده؛ بدنم سبکتر و پرانرژی شده و شوتهای محکمی میزنم، درحالیکه قبل از این دوره حتی نمیتوانستم یک شوت محکم بزنم.
و از همه مهمتر، این نتایج و بازگشت سلامت کامل باعث شده اعتمادبهنفسم چند برابر شود و الان باور دارم که به هر هدفی بخواهم میتوانم برسم.
استاد عباسمنش، از شما سپاسگزارم.
دوره قانون سلامتی فقط دورهی تناسب اندام نیست؛ دورهی سلامتیِ کامل است.رشد فوقالعاده درآمد و ساختن مسیر شغلی از صفر با عملکردن به آموزشهای استاد عباسمنش و دورههای سایت
من فرهاد هستم. امروز وقتی زندگی الانم را با گذشتهام مقایسه کردم، با یک حساب سرانگشتی فهمیدم یکی از بزرگترین لطفهای خداوند در زندگی من، آشنایی با استاد عباسمنش و عضویت در بهترین دانشگاه جهان یعنی سایت استاد عباسمنش بوده است.
الان بیش از هشت سال است که عضو سایت هستم. ماجرای آشنایی من از جایی شروع شد که دو نفر درباره یکی از فایلهای انگیزشی استاد صحبت میکردند. همانجا فهمیدم استاد عباسمنش سایت دارد و همان روز عضو شدم.
من سال ۹۰ ترک تحصیل کردم و طبق آموزشهای استاد عباسمنش، یعنی طی کردن مسیر تکامل از پایینترین نقطه، کسبوکارم را از «شاگردی» شروع کردم. آن روزها ماهی ۲۰۰ هزار تومان درآمد داشتم و در همان زمان با استفاده از آموزههای استاد روی خودم کار میکردم؛ آموزههایی از دورههایی مثل دوره روانشناسی ثروت ۱، دوره راهنمای عملی تحقق رویاها، دوره قانون آفرینش و دورههای دیگر.
سال ۹۷ درآمد من به ۳۰ میلیون تومان در ماه رسید. اما من همچنان مسیر رشد را ادامه دادم. امروز که خواستم حساب کنم درآمدم از سال ۹۷ تا الان چقدر رشد داشته، دیدم محاسبه دقیقش سخت است. درآمد من از سال ۹۷ تاکنون بیش از ۱۰ برابر شده و وقتی از ابتدای شروع عملکردن به آموزشهای استاد تا امروز حساب میکنم، میبینم درآمدم بیش از ۱۵۰۰ برابر رشد کرده است.
جالب اینجاست که من حتی همیشه هم عالی عمل نکردم و گاهی به همه آموزهها درست عمل نکردم… اما همینقدر نتیجه گرفتهام.
استاد عباسمنش عزیز، شما بزرگترین استاد و بهترین الگوی تمام افرادی هستید که میخواهند زندگیشان را در تمام جنبهها رشد بدهند و هر روزشان از روز قبل بهتر باشد.
از شما تشکر میکنم که اینقدر عالی قوانین خوشبختی را آموزش میدهید، طوری که میتوانیم بهسادگی آنها را در زندگی روزمرهمان اجرا کنیم و نتایج فوقالعاده بسازیم.
رشد مالی، استقلال اقتصادی و بهبود کامل کیفیت زندگی با تمرکز بر آموزشهای استاد عباسمنش
من فاطمه هستم و در سال ۹۸ با استاد عباسمنش آشنا شدم. اوایل که به آموزشهای ایشان گوش میدادم، همزمان کتابهای انگیزشی و استادان دیگر را هم دنبال میکردم، اما از سال ۱۴۰۱ تصمیم گرفتم همه آنها را کنار بگذارم و فقط بر سایت استاد عباسمنش و آموزشهای ایشان تمرکز کنم.
روز اولی که این تمرکز را شروع کردم، هیچ درآمدی نداشتم. حقوق شوهرم به سختی فقط خرج خورد و خوراکمان را تأمین میکرد و برای بقیه مخارج زندگی مجبور بودیم از پدرم کمک بگیریم. امروز، بعد از یک سال، همهچیز تغییر کرده است.
الان سالن زیبایی دارم و درآمد خوبی برای خودم میسازم. یک خانه کوچک و یک ماشین پراید دارم که واقعاً دوستش دارم. این روزها دارم وسایل جدید خانه را با درآمد خودم خریداری میکنم. لباسها و پوششم بسیار باکیفیتتر شده و کاملاً احساس توانمندی مالی دارم. دیگر نیازی به کمک خانوادهام نداریم و خرج و مخارج زندگیمان را با قدرت و راحتی خودمان مدیریت میکنیم.
روابطم با خانواده، اقوام و همکارانم عالی شده و بدنی سالم و سرحال دارم.
بخش اعظم تمرکز روزانه من روی مطالعه سایت استاد عباسمنش، گوش دادن به آموزشها و تلاش برای عملکردن به آنهاست.این تغییرات فقط بخشی از نتیجهای است که از یک سال تمرکز و تعهد به این مسیر بهدست آوردهام.
درمان کامل دیابت، رشد مالی، آرامش درونی و تحول روابط با عملکردن به آموزشهای استاد عباسمنش و دوره قانون سلامتی
دقیقاً یک سال و دو روز از عضویتم در سایت استاد عباسمنش میگذرد؛ یک سالی که با جرأت میتوانم بگویم حتی یک روز هم نبود که به سایت سر نزنم و از آگاهیهای آن استفاده نکنم.
من از سال ۹۵ با مباحث موفقیت آشنا شدم، اما امروز میفهمم آشنا بودن با «درک کردن» زمین تا آسمان فرق دارد. از همه اساتید فایل داشتم، در اینستاگرام همه را دنبال میکردم، اما همان روند قبلی زندگی ادامه داشت؛ فقط کلمات زیبا… هیچ تغییری در من ایجاد نمیشد. همیشه یک «ماسک» داشتم و اصلاً خود واقعیام نبودم.
تا اینکه پارسال به یک تضاد بزرگ رسیدم و وسط همان تضاد، رد پای خدا را پیدا کردم. البته امروز میدانم آن تضاد بزرگ نبود؛ این من بودم که ظرف کوچکی داشتم. حالا که ظرفم بزرگتر شده، چنین چیزهایی دیگر برایم تضاد نیست.
از طرف دیگر، سالها درگیر دیابت بودم؛ هر روز انسولین و قرص مصرف میکردم و قندم همیشه بالا بود. دیابتی که دکترها میگفتند: «درمان ندارد». تا اینکه یک روز برادرم گفت دوره قانون سلامتی استاد عباسمنش را خریده و دیابتش درمان شده. کنجکاو شدم و با شوق، به خاطر تمام رنجهایی که از این بیماری کشیده بودم، به سراغ آموزشهای دوره قانون سلامتی رفتم. الان یک سال است که دقیقاً به شیوه این دوره زندگی میکنم.
چند روز پیش جواب آزمایش را گرفتم… قند خونم ۸۰ بود. نمیدانستم چطور خدا را شکر کنم. به نظرم این کوچکترین نتیجهام از عملکردن به آموزههای استاد عباسمنش بوده است.
در روابط، زندگی من با عشقم – که او هم عضوی از این خانواده است – فوقالعاده شده. با عشق و آرامش از بودن کنار هم لذت میبریم. از بودن با پسرم لذت میبریم. دوستان عالی و باکیفیتی پیدا کردهام و هر روز روی موضوع موردعلاقهام کار میکنم.
سیگار، قلیان، مشروب و هر رفیق نابابی را کنار گذاشتم. الان اگر حال خوبی نداشته باشم، به عوامل بیرونی پناه نمیبرم؛ یاد گرفتهام به درونم رجوع کنم، ریشه را پیدا کنم و حلش کنم.
از نظر مالی، رشد خوبی داشتهام. تمام اقساط وامهایم را تسویه کردم و یک ماشین صفر سورن پلاس خریدم. دیگر اخبار، شبکههای مجازی یا تلویزیون را دنبال نمیکنم.
زندگی من شده: گوش دادن و عملکردن به آگاهیهای استاد عباسمنش.در کسبوکارم در مسیر تکامل هستم و رو به رشد حرکت میکنم. و از همه مهمتر، مطمئن شدهام که شاهکلید بیشتر شدن نتایج، فقط ماندن در این مسیر و تکرار آگاهیها با احساس خوب است.
۱۵ برابر شدن درآمد و شروع مسیر رشد مالی با عملکردن به آموزشهای دوره روانشناسی ثروت ۱
مدتی بود که دوره روانشناسی ثروت ۱ را خریده بودم، اما چندین بار فقط فایلهای جلسات را گوش میدادم بدون اینکه تمرکز جدی روی درک موضوعات یا انجام تمرینات داشته باشم. تا اینکه یک روز تصمیم گرفتم دوره را از اول، با تعهد کامل شروع کنم. هر جلسه را با دقت گوش میدادم، نکتهبرداری میکردم و بعد نوشتههایم را مرور میکردم. حتی به تازگی تصمیم گرفتهام که بعد از کار کردن روی هر جلسه، در پایان برای همان جلسه کامنت هم بنویسم.
من یک معلم بازنشسته هستم و در حال حاضر بهصورت خصوصی تدریس ریاضی انجام میدهم. با استفاده از آموزههای استاد عباسمنش در این دوره و تعهد جدی به انجام تمرینات، درآمدم از پارسال تا امروز ۱۵ برابر شده است.
قصد دارم با عملکردن دقیقتر به آگاهیهای هر جلسه و انجام صحیح تمام تمرینات این دوره، نتایج بسیار بیشتری را تجربه کنم.
درمان کامل عفونتها، کیست تخمدان و کاهش چشمگیر وزن با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
الان ۶۵ روز است که به شیوه دوره قانون سلامتی زندگی میکنم و در همین مدت کم، نتایج فوقالعادهای گرفتهام و هر روز هم نتایجم بهتر و بیشتر میشوند.
در وزن ۸۰ کیلو بودم و در همین مدت کوتاه به ۶۵ کیلوگرم رسیدم.
انرژی جسمانیام چند برابر شده؛ آنقدر که خودم هم خودم را نمیشناسم. خستگی دیگر معنایی برای من ندارد.سالها عفونت مثانه و رحم داشتم. بارها به دکتر مراجعه میکردم، اما با وجود قرصها و آمپولهای مختلف، این مشکل فقط کمی کنترل میشد و هیچوقت درمان نمیشد. بهخاطر کیست تخمدان و عفونت رحم همیشه خمیده راه میرفتم چون زیر شکمم دائماً درد میکرد. نمیتوانستم زیاد راه بروم یا صاف بایستم. برای انجام کارها مدام باید خم میشدم و همیشه نیاز به کمک دیگران داشتم. این بیماریها محدودیتهای زیادی برایم ایجاد کرده بود و متأسفانه روی رابطه زناشویی من و همسرم هم تأثیر بدی گذاشته بود.
اما به لطف زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی همه این مسائل کاملاً حل شد.
کیست تخمدانم درمان شد و هیچ خبری از آن مشکلات نیست.
از روزی که شروع کردم به زندگی بر اساس آموزشهای این دوره، حتی یک ثانیه هم دردهای قبلی را تجربه نکردهام.استاد عباسمنش، بینهایت سپاسگزارم.
آرامش درونی، سلامت کامل، رشد مالی و معجزات پیدرپی با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
استاد عباسمنش، چند روز پیش داشتم خودم را با «خدیجه قبل از دوره ۱۲ قدم» مقایسه میکردم و وقتی نتایجم را دیدم، آنقدر شگفتزده شدم که دلم نیامد برای شما ننویسم.
خدیجه چند سال قبل، دختر غرغرو، ناآرام و همیشه در حال جنگیدن با همه بود؛ اما خدیجه امروز آرام، متعادل و تشنهی رشد شخصیتی است.
خدیجه چند سال قبل پر از شرک و ناامیدی بود؛ هیچ امیدی به بهتر شدن شرایط زندگی نداشت، انگار مردهای متحرک بود. اما خدیجه امروز امیدوار، زنده و سرشار از دیدن نشانههای الهی است و میبیند که خداوند چطور دارد درها را برایش باز میکند.
خدیجه چند سال قبل درگیر انواع بیماریها بود؛ آرتروز، دیسک کمر، مشکلات معده و فکر میکرد این دردها برای همیشه همراه او میمانند. اما خدیجه امروز کاملاً سالم است؛ هر روز به باشگاه میرود و بدنش روزبهروز قویتر میشود.
خدیجه چند سال قبل ترس شدیدی از تمام شدن پول داشت. هر بار خرید میرفت، پول کم میآورد، گاهی قرض میکرد و همیشه مجبور بود جنسهای مونده و بیکیفیت مغازهها را بخرد. اما خدیجه امروز هر چیزی را که نیاز دارد، از بهترین نوع ممکن میخرد و همیشه هم پول برایش باقی میماند.
۱۱ روز پیش تصمیم گرفتم کمالگرایی را کنار بگذارم و قدم اول را دوباره آموزش ببینم و با تعهد کامل تمریناتش را انجام بدهم. نتیجه این ۱۱ روز برای من معجزه پشت معجزه بوده است:
۱- هجرت از کارگاه برادرم؛ جایی که با ساعت کاری سنگین برای او کار میکردم. حالا برای خودم کار میکنم، ساعت کاریام دست خودم است و حالم فوقالعاده است.
۲- خرید یک چرخ راستهدوز عالی برای شروع کسبوکار شخصیام، آنهم کاملاً نقد. منی که چند ماه پیش برای خرید یک وسیله صد هزار تومانی باید حسابوکتاب میکردم، حالا به جایی رسیدهام که رویای قدیمیام را نقد میخرم.
۳- حل مسالمتآمیز مسئلهای که با برادرم پیش آمده بود. خدیجه قبلی در چنین شرایطی غرق ترس و گریه میشد، اما اینبار با لطف خدا و عمل به آموزشها، موضوع را آنقدر خوب مدیریت کردم که فردای آن روز برادرم برای عذرخواهی به من پیام داد.
۴- رسیدن پول و ثروت از جاهایی که حتی تصورش را هم نمیکردم.
۵- فروش یکجای گلدانهایی که از مغازه گلفروشیام مانده بود و چندین معجزه ریز و درشت دیگر که هر بار به خودم میگویم: «اینها نتیجه همان تعهد است.»
وقتی میبینم این همه اتفاق فقط در ۱۱ روز برای من رخ داده و تازه در قدم اول هستم، با خودم میگویم: «پس در قدم دوازدهم چه معجزههایی منتظر من است؟» همین فکر، درونم را سرشار از ذوق، امید و انگیزه میکند.
رشد چندبرابری درآمد، رهایی از بدهی، بهبود کامل سلامت و تجربه بارداری آرام با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
این بار دوم است که روی آموزشها و تمرینات دوره ۱۲ قدم کار میکنم و اکنون برای بار دوم به قدم ۶ رسیدهام. وقتی چکاپ فرکانسیای را که در شروع دوره نوشته بودم نگاه میکنم، هر روز پیشرفت، تغییر و رشد خودم را میبینم.
از آن روز تا امروز، درآمدم ۶ برابر شده.
پساندازم حدود ۳۰ برابر شده و قدرت خریدم بهطور چشمگیری بالا رفته.
وام مسکنی را که گرفته بودم، یکجا تسویه کردم و امروز هیچ بدهیای ندارم.بدنم سلامت شده است. قبل از شروع دوره ۱۲ قدم، مشکلی برایم پیش آمد و تمام مهرههای کمرم دچار دیسک شدند. زمانی که این دوره را تهیه کردم، نیت من مادر شدن بود. با تکیه بر آموزشهای دوره ۱۲ قدم بر آن درد غلبه کردم، ۹ ماه بارداری را با آرامش کامل طی کردم و فرزندم سالم به دنیا آمد.
خداوند این بچه را درست بعد از پایان قدم اول به من هدیه داد.در تمام دوران بارداری شکرگزاری میکردم و فایلهای شما را گوش میدادم. الان فرزندم یک سال و هشت ماهه است و وقتی برایش فایلهای زندگی در بهشت را میگذارم، شوق و ذوقش دیدنی است؛ انگار با شما یک ارتباط روحی روشن دارد. وقتی فایلهای صوتی شما پخش میشود، آرام میگیرد و به خواب میرود.
واقعاً هر لحظه زندگیام تبدیل به تغییر و پیشرفت شده است.
از نظر اعتمادبهنفس، آموزشهای شما مرا ۱۸۰ درجه تغییر دادهاند.
زندگیام در تمام جنبهها رو به بهتر شدن است.از آموزشهای اصل، ناب و بیحاشیهتان سپاسگزارم.
رهایی از ترسها، جهش ۱۴ برابری درآمد و رسیدن به آزادی مالی با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
استاد عباسمنش، شما در قدم هفتم، قانون رهایی را آموزش دادید. من با این قانون کاملاً بیگانه نبودم و حتی قبلاً هم براساس آن یک تصمیم مهم در زندگی گرفته بودم، اما ترسها و کمبود ایمان اجازه اجرای این تصمیم را از من میگرفتند. آموزشهای شما در این قدم، دلیل اصلی گیرکردنم را برایم روشن کرد.
من با گاریِ بزرگِ باورهای محدودکننده که به خودم بسته بودم، نه تنها رها نبودم، بلکه مسیر زندگی را برای خودم سخت و دشوار کرده بودم. اما وقتی طبق آموزشهای قدم هفتم عمل کردم، انگار این گاری از من باز شد و جادهای آسفالته، صاف و راحت پیش رویم قرار گرفت؛ جادهای که میتوانستم با خیال راحت و سوتزنان به سمت اهداف و خواستههایم حرکت کنم.
با توکل به خداوند قدم برداشتم و سعی کردم در مسیر این تصمیم، کاملاً رها باشم تا خداوند بهترین شکل ممکن را برایم رقم بزند. نتیجه اجرای این آموزهها برای من، آزادی مکانی و مالی بود.
درآمدم ۱۴ برابر شد؛
از پنج میلیون تومان در ماه، به هفتاد میلیون تومان در ماه رسیدم.از زندگی در شهری غریب، رسیدم به آپارتمانی با ویوی زیبا و رویایی.
در مسیر، نجواهای ذهنی زیادی بود که میگفت: «اگر نشه چی؟»
اما ایمان من به خداوند بیشتر بود و همیشه با خودم میگفتم: «اگر بشه چی میشه؟»من از دوره ۱۲ قدم آموختم که وقتی در مسیر درست حرکت میکنم، هر اتفاقی در نهایت به نفع من خواهد بود و باید آن را به خیر تعبیر کنم.
و امروز، نتیجه همین ایمان و رهایی را با تمام وجود در زندگیام میبینم.



به نام خداوند مهربان
سلام ب همگی دوستان
در حال گوش دادن یه فایل درمورد خواسته ها بودم
و قرار بود امروز برای اینکه برم تو دل ترسام برم توی مغازه های مختلف کم کم صحبت کنم(لکنت)خودمو بسنجم
یعنی تا قبل این هدایت خداوند ذهنم این بود
تا اینکه استاد گفت من برای شروع کسب کارم رفتم باورهامو درست کردم
چون قانون اینه هرچقدر هم تو ی کار ماهر باشی ولی ذهنیت درستی نباشه اون میشه ترمز تو میزنت زمین
یعنی ذهنت باید پشتت باشه
تا ی لحظه ب خودم اومدم گفتم
سارا یه لحظه ترمزتو بکش بشین ببینم
ی بررسی کن
تو زمانی ک لکنت بسیار شدید داشتی و هنوز وارد این درمان نشدی با بدترین وضع ممکن یعنی وحشتناک
بارها و بارها و بارها این مغازه برو
تو مدرسه داوطلب شو تقریبا هر روز
برو تو پارک برای مردم شعر بخون یکی یکی برای چند نفر
کنفرانس بده
وقتیم ک تا ی حد درمان رسیدم
مغازه
مهمونی های پرجمعیت
آدم های جدید
تلفنی و..
پس چرا این ترسه هست چرا هنوز استرس میگیری
متوجه شدم قضیه آدما نیستن
قضیه مغازه نیست
کلاس نیست
هیچی بیرون از من نیست
حتی قضیه خود لکنت هم نیست چرا که خیلیا لکنت ندارن نمیتونن برن ی بستنی بخرن
پس چرا ک الان دارم درمان میشم اینطوره الان ک میتونم تا 90درصد عالی صحبت کنم چرا ذهنم مقاومت داره
بله درست متوجه شدید
بخاطر باور های غلط
بخاطر افکار نادرست در لحظه
بخاطر خاطراتی ک لکنت ب وجود آورد و یه ذهنیت غلط داد
بخاطر گنده کردن آدما و هرچیزی ک بیرونه
بخاطر توهم ترس
بخاطر گنده کردن چیزی ک هیچ تهدیدی نداره
بعد گفتم سارا بیرون هست همیشه ارتباطات هم همیشه هستن
هروقت دوست داشتی برا خودت برو
ولی با این فکر ک برم چون میخوام ترسم بریزه نرو
چون هزار بار رفتی هزار بار دیگم بری اگر باورات اینجوری باشه سخنرانم باشی باز میترسی
گفتم بشین اینارو در بیار ببین چین
دنبال راه حل بگرد
باور های درست بساز و تکرار کن
نترس بیرون فرار نمیکنه ولی نزار این ذهنیت غلط ادامه پیدا کنه
ما اشتباهمون اینه میگردیم ببینیم راه حل یا مشکل از کجاست و بیرون دنبالشیم
آقا بیرونی نیست
همش درونه
من همیشه میگفتم من استرس دارم
چون استرس دارم لکنت میکنم
نه این بهونس من چون کنترلی بر بدنم
بر افکارم
بر تمرکزم
بر دستگاه صوتیم ندارم گیر میکنم
میندازم گردن بقیه
ک حالا پاشم انر انر برم برای چیزی ک بارها با سر رفتم تو دلش
ب قول استاد همون الگو ذهنی باید باشه
باور درست باید باشه
وگرنه همیشه میترسی
نمیگم نمیرم حرف بزنم ها من واقعا از خود صحبت کردنه ترسی ندارم اصلا
من تو کلاسم بارها شده رفتم برای غریبه ترین آدما شروع کردم صحبت دقیقه ها صحبت کردم با لذت
مسئلع چیزی ریشه تره
اینو گفتم ک ترسو در ذهن ببینید
و ببینید این ترس چ عواقبی برای شما داره اکثرا عواقب خاصی نداره و بزرگش کردیم
حالا بیاید این ترسو با ی ترس واقعی
مثل این ترس
ببرنت تو بیمارستان جلوی کسی ک فهمیده قراره بخاطر بیماریش پنج روز دیگه فوت کنه
با کلی آرزو
بشینیم از اون ترس براش بگیم اصلا خندمون میگیره
و اینم تمرین میخواد
این کار باعث میشه توهم بشکنه
روی ذهنمون کار کنیم
همه چی درون ماست
درون ما ک در مسیر غلط باشه هزار مهارت هم داشته باشیم باز میزنیم ب دیوار
مثل ی راننده ک کلی یاد گرفته
ولی میترسه
کارش تمومه
در پناه حق
به نام خداوند مهربان
سلام به همگی
اومدم تا قانون تکامل رو ب خودم و همچنین شما یادآوری کنم
من برای درمان لکنتم باید مهارت هارو بسیار تمرین کنم تا به تسلط برسم
ولی از کجا بفهمم ب تسلط رسیدم ؟!
اینکه برم تو موقعیت های متناسب با ضعف قرار بگیرم تا ببینم چقد تغییر داشتم
مسلما تو خونه تنها باشم اتفاقی نمیفته
تا بتونم از اون طریق تغییرات رو بهبود بدم
و مثلا من الان میگم سارا تو الان توی خانواده خودت
توی اکثریت فامیل تا یه حدی خوبی تونستی بفهمی ک میتونی تکنیک گفتار رو رعایت کنی و بازم جای بهبود داره
حالا سعی کن کم کم با رعایت قانون تکامل
اصلا نه فشار بیار نه اینکه هر دقیقه یا هر روز
یه روزایی بزار آگاهانه از جاهای کوچیک از مغازه دار هایی ک میشناسی کم کم برو و خودتو بسنج چند روز یبار
الان با مغازه های کوچه خودمونم تقریبا اوکیم تسلط دیدم دارم
باید یکم بره بالا تر مغازه های جدید تر
برم مثلا در حد سلام این چنده هم خودش خیلی خوبه
و امروز تلفنی خودم تماس گرفتم اولین باره ب فامیل مادر بزرگ من تماس میگیرم و بسیار عالی بودم
حالام گفتم اگر کاراتو کردی و وقت بود ی بیرونم برو ی هوا بخور ی دوتا مغازم برو ی سوالی بپرس
خواستی ی چیزی بخر
به نام آنکس که ما انسان ها را کامل ترین تجلی خود قرار داد
سلام به همگی دوستان گلم و استاد گلم و مریم جانم
اومدم تا از این چند روز بگم ک واقعا درسته وقتی میری سراغ ی مسئله خداوند هدایتت میکنه تا بفهمی
همیشه برای من سوال بود ک یعنی چی من خدام یعنی اینو نمیتونستم بپذیرم
چون من یه انسانم
و این ذهن منو درگیر کرد استرس میداد و..
ک من خودمو کنترل کردم تا بگردم دنبال جواب
جوابی ک میشینه در من و حس کردنیه
از سایت و.. من تحقیق کردم میدونید ولی در مداری نبودم ک متوجه اصل بشم
تا اینکه گفتم دوباره برم کتاب چهار میثاق رو بخونم
بچه ها یعنی فوق العاده است یعنی هرکی بخونش و درک کنه زندگیو برده
و این تجلی خداوند برای من نا مفهوم بود
همش فکر میکردم تجلی یعنی خدا ب شکل انسان دراومده
و بازم منطقی نیومد نمیتونستم بپذیرم
رفتم ریشه تجلی رو درآوردم
که آقا این تجلی چیه یعنی چی
که فهمیدم و اومدم بگم بهتون و مطمنم خیلی بهتون کمک میکنه ک بفهمیم چقدر ارزشمندیم
تجلی یعنی نمایان شدن خصلت ها و ویژگی های خداوند در ی موجود
مثلا گل ویژگی جمیل خدا رو داره
مثلا روباه ویژگی مکار بودن خدا رو داره
ولی ما انسان ها کامل ترین و فشرده ترین ورژن از همه ویژگی هاییم یعنی اون روحی ک خدا ب ما داد تمامی این خصلت هارو با خودش داشت
و همه این خصلت ها ب ما برای رشد کمک میکنه یعنی نمیتونم بگم فقط زیبایی
اصلا نیازه ک دو وجه باشه
منتها خداوند برعکس اون گل اون روباه
ب من ویژگی خلق داده دیگه درسته
و میگه تو میتونی خودت انتخاب کنی ک کدوم از این خصلت ها در تو پر رنگ تر باشن
و اونو بولد کنی هرچقدر پررنگش کنی از همون بیشتر با شکل های مختلف میبینی
مثل یه دانشمند ک وقتی ی چیزی کشف میکنه یا میسازه تجلی ای اثری از افکارش
خلاقیتش هنرش توی اون کاره
ولی خودش ک نیست درواقع ویژگی هاشه
و اون دانشمند یا اون هنرمند هی کارشو آپدیت میکنه هی کامل میکنه
عین ما انسانها
ک وقتی ب منبع تجلی خودمون وصل بشیم و انتخاب کنیم کدوم تجلی هارو میخوایم همونا میاد تو زندگیمون
من خودم میخوام ک تجلی ای از زیبایی باشم از ثروت از عشق از احترام هرچیز خوبی ک خداوند داره و بتونم این خصلت هاشو در خودم پر رنگ کنم و شبیه این مدل خدا بشم
چون خدا شکل خاصی نداره ک
هرجور ببینیش ب شکل های مختلف میاد تو زندگیت
بنظرم این کامل ترین و قشنگ ترین توصیفی بود ک طی تحقیقاتم و هدایت شدنم داشتم و هربار اشکم درمیومد
بازم توصیه میکنم کتاب چهار میثاق رو از برنامه cast box با گویندگی آقای رییسی گوش بدید
هیچگونه حاشیه ای ندارد و خیلی چیزا بر ما نمایان میشود
کتاب برای سرخ دوستان بوده و چقدر این سرخ دوستان افراد معنوی ای هستن واقعا
الهی شکرت
به نام خدا
سلام به همگی دوستان
اومدم تا از تجارب امروزم بگم
امروز رفتم کلاس برای لکنتم و من 90٪درصد پیشرفت داشتم تا الان
و توی کلاس امروز متوجه شدم ک بشدت بدنم منقبض میشد سفت میشد و من نمیتونستم صدا رو درست از حنجره خارج کنم
بشدت ناراحت شدم و ذهنم رفته بود تو مقایسه ک چرا چند نفر میتونن بگن با اینکه من 90درصدم
و بغضم گرفته بود
ولی خب سعی کردم تو ذهنم حلش کنم و شد ی اهرم ک بتونم تمارینم رو بیشتر و با کیفیت تر انجام بدم و یه سری اعمال برای تسلط در جاهای مختلف پیدا کنم
و نکات مثبت
من امروز توی کلاسی بودم که همگی افرادش آقا بودن و فقط من مراجعه کننده خانم بودم
دیدید ک توی کشور ما اینجوریه ک صحبت با جنس مخالف رو بد میدونن
و میگن اگر صحبت کردی یا گرم بودی یا صمیمی برخورد کردی پس منظوری داری
همین قضیه آدمو میبره تو توهم و تصویر سازی غلط
ک نکنه طرف من از خوشش میاد ک صحبت میکنه
این افکار تو ذهن منم بودم
ولی با چند نفر از آقایون اونجا صحبت کردم و اجازه ندادم این ذهنیت بخواد جلوی یک گفتگوی دوستانه و لذتبخش رو بگیره
البته تمرین میخواد و تغییر باور ک توی ذهنت ی چیز عادی باشه این صحبت ها
و واقعا لذت بردم از صحبت با آقایونی ک اونجا بودن خیلی محترم و مودبانه برخورد میکردن
و این شروع خوبی بود برای اینکه یاد بگیرم ما انسانیم ما حق اینو داریم با هرکسی ک دوس داریم گفتگو کنیم جدا از جنسیتش
و اگر اینو حل کنیم میبینیم ک بخاطر تصورات الکی زود هنگام توهم زا روابطو خراب نمیکنیم
یا الکی احساسات درگیر نمیشن
و توی مترو یکی از اون آقایون رو دیدم و درمورد احساسم تو کلاس و اون استرس و فشار صحبت کردم
و گفت که هیچ عیبی نداره منو یادته قبلا چقد افتضاح بودم
ماه بعد بهتر از الانی
و من هم قانون تکامل یادم اومد و هم اهرم حرکت کردن
و من دیدم من همین الانش از الان این آقا خیلی بهترم ولی دیدگاه اون خیلی بهتره
یا حتی توی کلاس آقایون خیلی باحرفاشون سعی میکردن ب من امید بدن یا من دیدم ک حمایتگر بودن واقعا قشنگ گوش میدادن و میگفتن بخاطر ذهنیت هست در ذهن باید درست کنی