نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -مهدی هداوند خانی

    درمان کامل کبد چرب، نقرس، فشار خون، چربی و کاهش ۳۱ کیلو وزن با تجسم و عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم و دوره قانون سلامتی

    قدم دوم دوره ۱۲ قدم بود که با مفهوم «تجسم» آشنا شدم. در آن زمان، بزرگ‌ترین دغدغه‌ام مشکلات جدی سلامت جسمانی‌ام بود: کبد چرب، فشار خون بالا، نقرس، چربی بالا، وزن زیاد، قند خون بالا و چندین مشکل اساسی دیگر. همان زمان شروع کردم به تجسم یک بدن سالم.

    تجسم می‌کردم یک کارگر روی کبدم ایستاده و با یک وسیله فلزی شبیه «تی» چربی‌های کبدم را پاک می‌کند.
    تجسم می‌کردم فردی با یک کاردک لکه‌های صورتم را از بین می‌برد.
    تجسم می‌کردم داخل رگ‌هایم، چیزی شبیه توری، فشار خونم را کنترل می‌کند.
    تجسم می‌کردم خوش‌اندام شده‌ام… و واقعاً از این تجربه لذت می‌بردم. وقتی مشغول تجسم می‌شدم، بدنم داغ می‌شد و عضلاتم گزگز می‌کرد.

    این تمرین را چهار ماه ادامه دادم تا اینکه خداوند من را به دوره قانون سلامتی هدایت کرد. فقط طی سه ماه زندگی به شیوه این دوره، تقریباً تمام مشکلات سلامتی‌ام درمان شد.

    وزنم از ۱۱۷ کیلو به ۸۶ کیلو رسید.
    فشار خونم کاملاً کنترل شد و بعد از ۱۷ سال مصرف داروی فشار خون، امروز دیگر هیچ قرصی مصرف نمی‌کنم.
    لکه‌های صورتم کاملاً از بین رفت.
    قند خون و چربی خونم متعادل شد.
    نقرس کاملاً درمان شد.
    کبد چربم از بین رفت و سالم شد.
    به اندام ایده‌آل رسیدم.

    قدرت ذهن معجزه می‌کند. خداوند من را دقیقاً به مسیری هدایت کرد که تمام آنچه تجسم کرده بودم محقق شد. تجسم برای من معجزه ساخت و امروز اندام رویایی و سلامتی فوق‌العاده‌ای را تجربه می‌کنم.

    بعد از این نتایج، باورم به قدرت تجسم و قدرت ذهن هزار برابر شد. امروز واقعاً احساس می‌کنم شادترین انسان روی زمین هستم و هر لحظه خدای مهربانم را برای این هدیه و این سلامتی شکر می‌کنم.

    از استاد عباس‌منش عزیز هم با تمام وجود سپاسگزارم که راه سعادت دنیا و آخرت را به ما نشان داد.

  • -محمود ناصری

    بهبود کامل سردردهای مزمن، خواب عمیق، تناسب اندام و بازگشت انرژی با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    نتایج من بعد از ۴۵ روز زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی:

    قبل از این دوره دچار سردردهای بسیار شدید و عجیب می‌شدم. سمت چپ سرم طوری درد می‌گرفت که دیگر نمی‌توانستم صحبت کنم. این سردردها مثل یک کابوس بودند؛ اگر وسط بازار هم بودم مجبور می‌شدم دراز بکشم تا کمی قابل‌تحمل شود. با خوردن چهار قرص مسکن قوی فقط کمی بهتر می‌شدم و معمولاً بیش از شش ساعت ادامه داشت. هر کاری برای درمانش کرده بودم، حتی فکر می‌کردم از عطر باشد و عطر نمی‌زدم، اما هیچ تغییری ایجاد نمی‌شد و اوضاع هر روز بدتر می‌شد.
    اما با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون سلامتی، این مشکل کاملاً برطرف شده است.

    در مسیر تناسب اندام، وزنم از ۷۱ کیلوگرم به ۶۰ کیلوگرم رسیده است. شکم بزرگی داشتم که کاملاً آب شده و بالاتنه و بازوهایم خوش‌فرم‌تر شده‌اند و واقعاً از اندامم راضی هستم.

    کشاله‌های رانم که به‌شدت تیره شده بودند، حالا بسیار روشن‌تر شده‌اند و تیرگی در حال از بین رفتن است. پوست صورتم هم شفاف و سالم شده است.

    قبل از این دوره، خواب شبانه‌ی بسیار بدی داشتم. تا نزدیک صبح بیش از ۲۰ بار بیدار می‌شدم، می‌نشستم یا در خواب راه می‌رفتم و صبح با بدنی خسته و کوفته بیدار می‌شدم، طوری که حتی نمی‌توانستم راه بروم. اما حالا با عمل‌کردن به قانون سلامتی، به‌محض گذاشتن سرم روی بالش، تا صبح خواب عمیق می‌خوابم و صبح با انرژی بیدار می‌شوم.

    پیش از شروع این مسیر، خروپف بسیار شدیدی داشتم که اکنون کاملاً برطرف شده است.

    میل جنسی‌ام که ضعیف شده بود، الان به حالت طبیعی و سالم بازگشته است.

    کار من به صدا وابسته است و قبل از دوره قانون سلامتی به‌خاطر رفلکس معده اذیت می‌شدم و این موضوع روی صدایم اثر بدی می‌گذاشت؛ اما اکنون این مسئله کاملاً درمان شده است.

    قبلاً با فقط ده دقیقه پیاده‌روی نفس‌نفس می‌زدم و ساق پاهایم به‌شدت درد می‌گرفتند، اما اکنون به‌راحتی روزانه دو ساعت پیاده‌روی می‌کنم و حتی احساس می‌کنم کم است.

    بوی بد دهانم کاملاً از بین رفته و عرق بدنم هم هیچ بوی بدی ندارد و لباس‌هایم اصلاً بو نمی‌گیرند.

    من فوتبالیست هستم و ورزش می‌کنم. بعد از دوره قانون سلامتی، مهارتم در فوتبال چند برابر شده؛ بدنم سبک‌تر و پرانرژی شده و شوت‌های محکمی می‌زنم، درحالی‌که قبل از این دوره حتی نمی‌توانستم یک شوت محکم بزنم.

    و از همه مهم‌تر، این نتایج و بازگشت سلامت کامل باعث شده اعتمادبه‌نفسم چند برابر شود و الان باور دارم که به هر هدفی بخواهم می‌توانم برسم.

    استاد عباس‌منش، از شما سپاسگزارم.
    دوره قانون سلامتی فقط دوره‌ی تناسب اندام نیست؛ دوره‌ی سلامتیِ کامل است.

  • -فرهاد و عسل

    رشد فوق‌العاده درآمد و ساختن مسیر شغلی از صفر با عمل‌کردن به آموزش‌های استاد عباس‌منش و دوره‌های سایت

    من فرهاد هستم. امروز وقتی زندگی الانم را با گذشته‌ام مقایسه کردم، با یک حساب سرانگشتی فهمیدم یکی از بزرگ‌ترین لطف‌های خداوند در زندگی من، آشنایی با استاد عباس‌منش و عضویت در بهترین دانشگاه جهان یعنی سایت استاد عباس‌منش بوده است.

    الان بیش از هشت سال است که عضو سایت هستم. ماجرای آشنایی من از جایی شروع شد که دو نفر درباره یکی از فایل‌های انگیزشی استاد صحبت می‌کردند. همان‌جا فهمیدم استاد عباس‌منش سایت دارد و همان روز عضو شدم.

    من سال ۹۰ ترک تحصیل کردم و طبق آموزش‌های استاد عباس‌منش، یعنی طی کردن مسیر تکامل از پایین‌ترین نقطه، کسب‌وکارم را از «شاگردی» شروع کردم. آن روزها ماهی ۲۰۰ هزار تومان درآمد داشتم و در همان زمان با استفاده از آموزه‌های استاد روی خودم کار می‌کردم؛ آموزه‌هایی از دوره‌هایی مثل دوره روانشناسی ثروت ۱، دوره راهنمای عملی تحقق رویاها، دوره قانون آفرینش و دوره‌های دیگر.

    سال ۹۷ درآمد من به ۳۰ میلیون تومان در ماه رسید. اما من همچنان مسیر رشد را ادامه دادم. امروز که خواستم حساب کنم درآمدم از سال ۹۷ تا الان چقدر رشد داشته، دیدم محاسبه دقیقش سخت است. درآمد من از سال ۹۷ تاکنون بیش از ۱۰ برابر شده و وقتی از ابتدای شروع عمل‌کردن به آموزش‌های استاد تا امروز حساب می‌کنم، می‌بینم درآمدم بیش از ۱۵۰۰ برابر رشد کرده است.

    جالب اینجاست که من حتی همیشه هم عالی عمل نکردم و گاهی به همه آموزه‌ها درست عمل نکردم… اما همین‌قدر نتیجه گرفته‌ام.

    استاد عباس‌منش عزیز، شما بزرگ‌ترین استاد و بهترین الگوی تمام افرادی هستید که می‌خواهند زندگی‌شان را در تمام جنبه‌ها رشد بدهند و هر روزشان از روز قبل بهتر باشد.

    از شما تشکر می‌کنم که این‌قدر عالی قوانین خوشبختی را آموزش می‌دهید، طوری که می‌توانیم به‌سادگی آن‌ها را در زندگی روزمره‌مان اجرا کنیم و نتایج فوق‌العاده بسازیم.

  • -Vafa Vafa

    رشد مالی، استقلال اقتصادی و بهبود کامل کیفیت زندگی با تمرکز بر آموزش‌های استاد عباس‌منش

    من فاطمه هستم و در سال ۹۸ با استاد عباس‌منش آشنا شدم. اوایل که به آموزش‌های ایشان گوش می‌دادم، هم‌زمان کتاب‌های انگیزشی و استادان دیگر را هم دنبال می‌کردم، اما از سال ۱۴۰۱ تصمیم گرفتم همه آن‌ها را کنار بگذارم و فقط بر سایت استاد عباس‌منش و آموزش‌های ایشان تمرکز کنم.

    روز اولی که این تمرکز را شروع کردم، هیچ درآمدی نداشتم. حقوق شوهرم به سختی فقط خرج خورد و خوراکمان را تأمین می‌کرد و برای بقیه مخارج زندگی مجبور بودیم از پدرم کمک بگیریم. امروز، بعد از یک سال، همه‌چیز تغییر کرده است.

    الان سالن زیبایی دارم و درآمد خوبی برای خودم می‌سازم. یک خانه کوچک و یک ماشین پراید دارم که واقعاً دوستش دارم. این روزها دارم وسایل جدید خانه را با درآمد خودم خریداری می‌کنم. لباس‌ها و پوششم بسیار باکیفیت‌تر شده و کاملاً احساس توانمندی مالی دارم. دیگر نیازی به کمک خانواده‌ام نداریم و خرج و مخارج زندگی‌مان را با قدرت و راحتی خودمان مدیریت می‌کنیم.

    روابطم با خانواده، اقوام و همکارانم عالی شده و بدنی سالم و سرحال دارم.
    بخش اعظم تمرکز روزانه من روی مطالعه سایت استاد عباس‌منش، گوش دادن به آموزش‌ها و تلاش برای عمل‌کردن به آن‌هاست.

    این تغییرات فقط بخشی از نتیجه‌ای است که از یک سال تمرکز و تعهد به این مسیر به‌دست آورده‌ام.

  • -یداله رحمانی قورتانی

    درمان کامل دیابت، رشد مالی، آرامش درونی و تحول روابط با عمل‌کردن به آموزش‌های استاد عباس‌منش و دوره قانون سلامتی

    دقیقاً یک سال و دو روز از عضویتم در سایت استاد عباس‌منش می‌گذرد؛ یک سالی که با جرأت می‌توانم بگویم حتی یک روز هم نبود که به سایت سر نزنم و از آگاهی‌های آن استفاده نکنم.

    من از سال ۹۵ با مباحث موفقیت آشنا شدم، اما امروز می‌فهمم آشنا بودن با «درک کردن» زمین تا آسمان فرق دارد. از همه اساتید فایل داشتم، در اینستاگرام همه را دنبال می‌کردم، اما همان روند قبلی زندگی ادامه داشت؛ فقط کلمات زیبا… هیچ تغییری در من ایجاد نمی‌شد. همیشه یک «ماسک» داشتم و اصلاً خود واقعی‌ام نبودم.

    تا اینکه پارسال به یک تضاد بزرگ رسیدم و وسط همان تضاد، رد پای خدا را پیدا کردم. البته امروز می‌دانم آن تضاد بزرگ نبود؛ این من بودم که ظرف کوچکی داشتم. حالا که ظرفم بزرگ‌تر شده، چنین چیزهایی دیگر برایم تضاد نیست.

    از طرف دیگر، سال‌ها درگیر دیابت بودم؛ هر روز انسولین و قرص مصرف می‌کردم و قندم همیشه بالا بود. دیابتی که دکترها می‌گفتند: «درمان ندارد». تا اینکه یک روز برادرم گفت دوره قانون سلامتی استاد عباس‌منش را خریده و دیابتش درمان شده. کنجکاو شدم و با شوق، به خاطر تمام رنج‌هایی که از این بیماری کشیده بودم، به سراغ آموزش‌های دوره قانون سلامتی رفتم. الان یک سال است که دقیقاً به شیوه این دوره زندگی می‌کنم.

    چند روز پیش جواب آزمایش را گرفتم… قند خونم ۸۰ بود. نمی‌دانستم چطور خدا را شکر کنم. به نظرم این کوچک‌ترین نتیجه‌ام از عمل‌کردن به آموزه‌های استاد عباس‌منش بوده است.

    در روابط، زندگی من با عشقم – که او هم عضوی از این خانواده است – فوق‌العاده شده. با عشق و آرامش از بودن کنار هم لذت می‌بریم. از بودن با پسرم لذت می‌بریم. دوستان عالی و باکیفیتی پیدا کرده‌ام و هر روز روی موضوع موردعلاقه‌ام کار می‌کنم.

    سیگار، قلیان، مشروب و هر رفیق نابابی را کنار گذاشتم. الان اگر حال خوبی نداشته باشم، به عوامل بیرونی پناه نمی‌برم؛ یاد گرفته‌ام به درونم رجوع کنم، ریشه را پیدا کنم و حلش کنم.

    از نظر مالی، رشد خوبی داشته‌ام. تمام اقساط وام‌هایم را تسویه کردم و یک ماشین صفر سورن پلاس خریدم. دیگر اخبار، شبکه‌های مجازی یا تلویزیون را دنبال نمی‌کنم.
    زندگی من شده: گوش دادن و عمل‌کردن به آگاهی‌های استاد عباس‌منش.

    در کسب‌وکارم در مسیر تکامل هستم و رو به رشد حرکت می‌کنم. و از همه مهم‌تر، مطمئن شده‌ام که شاه‌کلید بیشتر شدن نتایج، فقط ماندن در این مسیر و تکرار آگاهی‌ها با احساس خوب است.

  • -مجید حرفت

    ۱۵ برابر شدن درآمد و شروع مسیر رشد مالی با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره روانشناسی ثروت ۱

    مدتی بود که دوره روانشناسی ثروت ۱ را خریده بودم، اما چندین بار فقط فایل‌های جلسات را گوش می‌دادم بدون اینکه تمرکز جدی روی درک موضوعات یا انجام تمرینات داشته باشم. تا اینکه یک روز تصمیم گرفتم دوره را از اول، با تعهد کامل شروع کنم. هر جلسه را با دقت گوش می‌دادم، نکته‌برداری می‌کردم و بعد نوشته‌هایم را مرور می‌کردم. حتی به تازگی تصمیم گرفته‌ام که بعد از کار کردن روی هر جلسه، در پایان برای همان جلسه کامنت هم بنویسم.

    من یک معلم بازنشسته هستم و در حال حاضر به‌صورت خصوصی تدریس ریاضی انجام می‌دهم. با استفاده از آموزه‌های استاد عباس‌منش در این دوره و تعهد جدی به انجام تمرینات، درآمدم از پارسال تا امروز ۱۵ برابر شده است.

    قصد دارم با عمل‌کردن دقیق‌تر به آگاهی‌های هر جلسه و انجام صحیح تمام تمرینات این دوره، نتایج بسیار بیشتری را تجربه کنم.

  • -نگین نوروزی

    درمان کامل عفونت‌ها، کیست تخمدان و کاهش چشمگیر وزن با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    الان ۶۵ روز است که به شیوه دوره قانون سلامتی زندگی می‌کنم و در همین مدت کم، نتایج فوق‌العاده‌ای گرفته‌ام و هر روز هم نتایجم بهتر و بیشتر می‌شوند.

    در وزن ۸۰ کیلو بودم و در همین مدت کوتاه به ۶۵ کیلوگرم رسیدم.
    انرژی جسمانی‌ام چند برابر شده؛ آن‌قدر که خودم هم خودم را نمی‌شناسم. خستگی دیگر معنایی برای من ندارد.

    سال‌ها عفونت مثانه و رحم داشتم. بارها به دکتر مراجعه می‌کردم، اما با وجود قرص‌ها و آمپول‌های مختلف، این مشکل فقط کمی کنترل می‌شد و هیچ‌وقت درمان نمی‌شد. به‌خاطر کیست تخمدان و عفونت رحم همیشه خمیده راه می‌رفتم چون زیر شکمم دائماً درد می‌کرد. نمی‌توانستم زیاد راه بروم یا صاف بایستم. برای انجام کارها مدام باید خم می‌شدم و همیشه نیاز به کمک دیگران داشتم. این بیماری‌ها محدودیت‌های زیادی برایم ایجاد کرده بود و متأسفانه روی رابطه زناشویی من و همسرم هم تأثیر بدی گذاشته بود.

    اما به لطف زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی همه این مسائل کاملاً حل شد.
    کیست تخمدانم درمان شد و هیچ خبری از آن مشکلات نیست.
    از روزی که شروع کردم به زندگی بر اساس آموزش‌های این دوره، حتی یک ثانیه هم دردهای قبلی را تجربه نکرده‌ام.

    استاد عباس‌منش، بی‌نهایت سپاسگزارم.

  • -خدیجه شریعتی

    آرامش درونی، سلامت کامل، رشد مالی و معجزات پی‌درپی با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم

    استاد عباس‌منش، چند روز پیش داشتم خودم را با «خدیجه قبل از دوره ۱۲ قدم» مقایسه می‌کردم و وقتی نتایجم را دیدم، آن‌قدر شگفت‌زده شدم که دلم نیامد برای شما ننویسم.

    خدیجه چند سال قبل، دختر غرغرو، ناآرام و همیشه در حال جنگیدن با همه بود؛ اما خدیجه امروز آرام، متعادل و تشنه‌ی رشد شخصیتی است.

    خدیجه چند سال قبل پر از شرک و ناامیدی بود؛ هیچ امیدی به بهتر شدن شرایط زندگی نداشت، انگار مرده‌ای متحرک بود. اما خدیجه امروز امیدوار، زنده و سرشار از دیدن نشانه‌های الهی است و می‌بیند که خداوند چطور دارد درها را برایش باز می‌کند.

    خدیجه چند سال قبل درگیر انواع بیماری‌ها بود؛ آرتروز، دیسک کمر، مشکلات معده و فکر می‌کرد این دردها برای همیشه همراه او می‌مانند. اما خدیجه امروز کاملاً سالم است؛ هر روز به باشگاه می‌رود و بدنش روزبه‌روز قوی‌تر می‌شود.

    خدیجه چند سال قبل ترس شدیدی از تمام شدن پول داشت. هر بار خرید می‌رفت، پول کم می‌آورد، گاهی قرض می‌کرد و همیشه مجبور بود جنس‌های مونده و بی‌کیفیت مغازه‌ها را بخرد. اما خدیجه امروز هر چیزی را که نیاز دارد، از بهترین نوع ممکن می‌خرد و همیشه هم پول برایش باقی می‌ماند.

    ۱۱ روز پیش تصمیم گرفتم کمال‌گرایی را کنار بگذارم و قدم اول را دوباره آموزش ببینم و با تعهد کامل تمریناتش را انجام بدهم. نتیجه این ۱۱ روز برای من معجزه پشت معجزه بوده است:

    ۱- هجرت از کارگاه برادرم؛ جایی که با ساعت کاری سنگین برای او کار می‌کردم. حالا برای خودم کار می‌کنم، ساعت کاری‌ام دست خودم است و حالم فوق‌العاده است.

    ۲- خرید یک چرخ راسته‌دوز عالی برای شروع کسب‌وکار شخصی‌ام، آن‌هم کاملاً نقد. منی که چند ماه پیش برای خرید یک وسیله صد هزار تومانی باید حساب‌وکتاب می‌کردم، حالا به جایی رسیده‌ام که رویای قدیمی‌ام را نقد می‌خرم.

    ۳- حل مسالمت‌آمیز مسئله‌ای که با برادرم پیش آمده بود. خدیجه قبلی در چنین شرایطی غرق ترس و گریه می‌شد، اما این‌بار با لطف خدا و عمل به آموزش‌ها، موضوع را آن‌قدر خوب مدیریت کردم که فردای آن روز برادرم برای عذرخواهی به من پیام داد.

    ۴- رسیدن پول و ثروت از جاهایی که حتی تصورش را هم نمی‌کردم.

    ۵- فروش یک‌جای گلدان‌هایی که از مغازه گل‌فروشی‌ام مانده بود و چندین معجزه ریز و درشت دیگر که هر بار به خودم می‌گویم: «این‌ها نتیجه همان تعهد است.»

    وقتی می‌بینم این همه اتفاق فقط در ۱۱ روز برای من رخ داده و تازه در قدم اول هستم، با خودم می‌گویم: «پس در قدم دوازدهم چه معجزه‌هایی منتظر من است؟» همین فکر، درونم را سرشار از ذوق، امید و انگیزه می‌کند.

  • -منیر

    رشد چندبرابری درآمد، رهایی از بدهی، بهبود کامل سلامت و تجربه بارداری آرام با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم

    این بار دوم است که روی آموزش‌ها و تمرینات دوره ۱۲ قدم کار می‌کنم و اکنون برای بار دوم به قدم ۶ رسیده‌ام. وقتی چکاپ فرکانسی‌ای را که در شروع دوره نوشته بودم نگاه می‌کنم، هر روز پیشرفت، تغییر و رشد خودم را می‌بینم.

    از آن روز تا امروز، درآمدم ۶ برابر شده.
    پس‌اندازم حدود ۳۰ برابر شده و قدرت خریدم به‌طور چشمگیری بالا رفته.
    وام مسکنی را که گرفته بودم، یک‌جا تسویه کردم و امروز هیچ بدهی‌ای ندارم.

    بدنم سلامت شده است. قبل از شروع دوره ۱۲ قدم، مشکلی برایم پیش آمد و تمام مهره‌های کمرم دچار دیسک شدند. زمانی که این دوره را تهیه کردم، نیت من مادر شدن بود. با تکیه بر آموزش‌های دوره ۱۲ قدم بر آن درد غلبه کردم، ۹ ماه بارداری را با آرامش کامل طی کردم و فرزندم سالم به دنیا آمد.
    خداوند این بچه را درست بعد از پایان قدم اول به من هدیه داد.

    در تمام دوران بارداری شکرگزاری می‌کردم و فایل‌های شما را گوش می‌دادم. الان فرزندم یک سال و هشت ماهه است و وقتی برایش فایل‌های زندگی در بهشت را می‌گذارم، شوق و ذوقش دیدنی است؛ انگار با شما یک ارتباط روحی روشن دارد. وقتی فایل‌های صوتی شما پخش می‌شود، آرام می‌گیرد و به خواب می‌رود.

    واقعاً هر لحظه زندگی‌ام تبدیل به تغییر و پیشرفت شده است.
    از نظر اعتمادبه‌نفس، آموزش‌های شما مرا ۱۸۰ درجه تغییر داده‌اند.
    زندگی‌ام در تمام جنبه‌ها رو به بهتر شدن است.

    از آموزش‌های اصل، ناب و بی‌حاشیه‌تان سپاسگزارم.

  • -علیرضا بهادری

    رهایی از ترس‌ها، جهش ۱۴ برابری درآمد و رسیدن به آزادی مالی با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم

    استاد عباس‌منش، شما در قدم هفتم، قانون رهایی را آموزش دادید. من با این قانون کاملاً بیگانه نبودم و حتی قبلاً هم براساس آن یک تصمیم مهم در زندگی گرفته بودم، اما ترس‌ها و کمبود ایمان اجازه اجرای این تصمیم را از من می‌گرفتند. آموزش‌های شما در این قدم، دلیل اصلی گیرکردنم را برایم روشن کرد.

    من با گاریِ بزرگِ باورهای محدودکننده که به خودم بسته بودم، نه تنها رها نبودم، بلکه مسیر زندگی را برای خودم سخت و دشوار کرده بودم. اما وقتی طبق آموزش‌های قدم هفتم عمل کردم، انگار این گاری از من باز شد و جاده‌ای آسفالته، صاف و راحت پیش رویم قرار گرفت؛ جاده‌ای که می‌توانستم با خیال راحت و سوت‌زنان به سمت اهداف و خواسته‌هایم حرکت کنم.

    با توکل به خداوند قدم برداشتم و سعی کردم در مسیر این تصمیم، کاملاً رها باشم تا خداوند بهترین شکل ممکن را برایم رقم بزند. نتیجه‌ اجرای این آموزه‌ها برای من، آزادی مکانی و مالی بود.

    درآمدم ۱۴ برابر شد؛
    از پنج میلیون تومان در ماه، به هفتاد میلیون تومان در ماه رسیدم.

    از زندگی در شهری غریب، رسیدم به آپارتمانی با ویوی زیبا و رویایی.

    در مسیر، نجواهای ذهنی زیادی بود که می‌گفت: «اگر نشه چی؟»
    اما ایمان من به خداوند بیشتر بود و همیشه با خودم می‌گفتم: «اگر بشه چی میشه؟»

    من از دوره ۱۲ قدم آموختم که وقتی در مسیر درست حرکت می‌کنم، هر اتفاقی در نهایت به نفع من خواهد بود و باید آن را به خیر تعبیر کنم.
    و امروز، نتیجه همین ایمان و رهایی را با تمام وجود در زندگی‌ام می‌بینم.

1 16 17 18 19 20 24

319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «زهرا خضری» در این صفحه: 9
  1. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2540 روز

    سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم در گروه عباس منش. من واقعاً یه تجربه‌ای داشتم که واقعاً خدای ما خدایی که کارایی انجام میده که بسیار بسیار عجیب و غریبه. من واقعا دوباره. بعد از اینکه 10 سال در مالزی بودم دوباره مهاجرت کنم به کشور عمان. و دوباره چند روز پیش که داشتم گوش می‌کردم ذرس های استاد را که قرار نیست که ما بمونیم تا شاید آماده بشه و من همینو در مورد مهاجرت خودم به مالزی و عمان انجام دادم و تصمیم داشته بودم که به دانشگاه یکی از شهرهای عمان برم و به طرز عجیب خداوند از طریق استاد دهان استاد من شد عباس منش و من فقط چمدونم برداشتم و گام برداشتم و توکل به خداوند کردم. و همه چیز غیر قابل تصور بود که خداوند چه کارهایی برای من انجام داد. و چه دستانی رو پیش پای من قرار داد از غذای من از اسکان من از. آبی که حتی می‌خواستم بخورم و زیاد بود که باور کردنی نیست که چه خونه‌هایی خداوند در اختیار من قرار داد. و چه جوری من توسط چه کسانی دعوت شدم و چه پول‌هایی رو دریافت کردم. در واقع ما

    من با او پول می‌تونستم یه خونه اجاره بکنم ولی قلب من می‌گفت که باید حرکت بکنم و برم این گام رو این هدف رو برم به سمت دانشگاه باهاشون در مورد هدفم صحبت کنم. و حرکت کردم و خداوند به من پاداش داد آدمای عشقی در مسیر من قرار داد و هر لحظه‌ای که مردم می‌دیدم که یه مقدار رفتارشون و کلامشون متفاوت شده می‌دونستم که از این نقطه باید برم و به نقطه دیگه‌ای برسم که واقعاً همه جور واقعاً شگفتی‌های عجیب تجربه کردم. دوست من به من گفت که من که به شما گفته بودم که شما رو می‌برم پس چرا رفتین گفتم در دل خودم گفتم من قرار بود شگفتی‌ها رو تجربه کنم با خداوند. در صورتی که اگر با دوستم بودم هیچ کدوم از این تجربه رو نمی‌کردم و عشق خداوند و دستان خداوند به شگفتی‌ها رو که اینقدر عجیبه نمی‌تونم اینقدر عالی احساس کنم. دوست من قرار بود در واقع مثلاً روز یکشنبه منو ببره ولی من دیگه واقعاً قلبم اجازه نمی‌داد که صبر بکنم که بشه یکشنبه و حرکت کنم بنابراین با خداوند حرکت کردم و. و مردمی که از من اصلاً نمی‌شناختم اونقدر به من عشق دادن اونقدر با من همکاری کردن غیر قابل وصله. و در واقع اینجوری بگم مردم جوری که مردم منو دعوت کردن و محبت کردن که همه محبت خداوند بود. و من چقدر دوباره با یک اقدام شجاعانه جدید باعث من ایمانم قوی‌تر و قوی‌تر و قوی‌تر بشه در دل ترس‌های بیشتری حرکت بکنم. دقیقاً ماشین‌هایی در اختیار من قرار گرفته است افرادی که من اصلاً نمی‌شناختم ولی اونقدر عالی خداوند همکاری اش که هدف من و خودش بود که من در تمام لحظه راننده اختصاصی داشتم. و می‌دونستم که خداوند داره به من می‌گه مسیرت درسته برو و من با تو هستم. و کار خداوند دیوانه کننده بود واقعا در این چند روز که مسافرت بودم و چقدر در این تنهایی با خداوند من بیشتر خودمو شناختم ضعف‌های خودم رو شناختم خداوند رو بیشتر شناختم رابطم با خداوند قوی‌تر شد. و دوباره هم که در این نقطه هستم توسط کسایی داره خدا کار انجام میده که غیر قابل وصفه از ماشین. خداوند داره من نشون میده که قدرت تو خیلی بیشتر از این حرفاست پس از خودت تصویر. پس تو از من بخواه تصویرسازی بکن رو هدفت باش و بقیه‌شم با من. استاد عزیزم با تمام وجودم از شما بخاطر یکتا پرستی تشکر میکنم

    و نتیجه اینکه انجام این تصمیم بسیار بسیار اسانتر از انچه بود که من فکر میکردم و من بابت این گام عملی از خودم تشکر میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2540 روز

    با سلام و سپاسگزاری از این جلسه بسیار ارزشمند احساس لیاقت

    جلسه 4

    مادر من صبح تا شب در خدمت همسر و فرزندان اش بود مثل یک خدمه و هیچ کاری برای خودش نکرد نه مسافرتی و چقدر اکنون احساس رضایت ندارد چون خودش را وقف همسرش و کمک به او کرد برای تایید او و ارزش خودش را به تایید همسرش کرد و همیشه می گوید که پدر شما قدردان نیست به همان نسبت که خودش را فدا کرده بود انتظار عشق از پدرم داشت و طبق قانون جهان دریافت نمی کرد چون اول نیازهای او را براورده کرده بود و خودش را فدا کرده بود

    من بدلیل اینکه یاد گرفته بودم که زن خوب میکنم خودش را فدای همسر و فرزندان خودش کند تمام عمرم در دوره زناشویی دنبال تایید گرفتن از همسرم بودم و همه کار میکردم خودم را به هر دری میزدم تا او راضی باشد برای تولدش گوشی تلفن قسطی میخریدم که او را خوشحال کنم خودم شرایط جسمی خوبی نداشتم ولی به او که کمردرد داشت و وزن زیادی داشت کمک میکردم که بلند بشود و قدم بزند ،تمام سالیانی که سر کار بودم کارت بانکی ام را به او داده بودم و باید خودم التماس میکردم تا پول خودم دریافت کنم تا او من را زن خوب بداند و نتیجه فدا کردن هم کاملا مشخص شد که توسط همین فرد بدترین رفتار و بی احترامی را دریافت کردم

    و الان به لطف دوره ها واقعا بهتر شدم و چقدر مردم و جهان برخوردشون با من مثل یک شاهزاده شده انگار در جهانی دیگر دارم زندگی میکنم نه از هیچ کسی توقع دارم و نه کسی در زندگی من از من توقع دارد خدا را واقعا سپاسگزارم بابت داشتن دوره های استادم و بودن در این مسیر زیبا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2540 روز

    با سلام خدمت همه خدمت استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان عزیز من در مورد جلسه 3 احساس لیاقت می‌خوام صحبت بکنم. من به خاطر تدریس دوره زبان انگلیسی یک خانواده از من خواستند که با در اختیار گذاشتن خونه رایگان با برق و آب رایگان و اینترنت رایگان در اختیار من قرار میدهند که فرزندان انها را درست بدم و. من شروع کردم همه چیز خیلی خوب بود ولی اون مادربزرگ که با من قرارداد بسته بود به شدت بد حرف می‌زد و به شدت بد رفتار می‌کرد. و من اینجا به خاطر اینکه احساس می‌کردم که اگر که احساسم را به او بگویم یه حرفی بزنم ایشون خونه اش را از من می‌گیره و دچار شرک شدم و ترسیدم این مسئله همین مربوط به دو سه ماه گذشته است و حاضر نشدم که بوندری خودم رو مشخص کنم. این در حالی که خیلی جاها حتی با برادر خواهرای خودم مشخص می‌کنم و راحت ام و با دوست عزیزم ولی اینجا ایمان ام ضعیف شد و بسیار اعتماد به نفس منو می‌آورد پایین وقتی که ایشون از بالا به پایین به من نگاه می‌کرد. و واقعاً دوست دارم که رو خودم کار بکنم بیشتر روی ایمانم با خداوند کار بکنم و ایشون رو دستی از خداوند دونستم واقعاً که این فرصت رو من برام ایجاد شده که خونه دارم و همه چیز خیلی خوبه. ولی باز هم این یه شرک بزرگ به خداوند بود بی اعتمادی به خودم و خداوند بود که. میخوام با درس‌های استاد عزیزم هی روز به روز به خودم ایمان بیشتری پیدا کنم و قوی‌تر و قویتر بشم بابت این درس زیبا خیلی استاد عزیزم سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2540 روز

    سلام می‌کنم خدمت همه دانشجویان و استاد عزیزم

    جلسه 34 قانون ثروت

    من همونجور که گفتم قبلا در شغلم که پروژه استرالیا مهاجرت به استرالیا رو داشتم کار می‌کردم به عنوان شغل خودم با یک شریکی که داشتم. و به دلیل همون موضوع اصلی که استاد گفت من این شریک رو خدا کرده بودم و به شدت به این فرد وابسته بودم اگه تلفن جواب نمی‌داد می‌ترسیدم که الان برنامه مشتریا چی میشه خلاصه خیلی این آدم رو در کله خودم بزرگ کرده بودم. و به هر حال تو گوشیشم از جهان خوردم. این شد که اصلاً مشخص شد که این فرد اصلاً در مورد مهاجرت به استرالیا که به من گفته بود که براش نیروی کار پیدا بکنم هیچ تخصصی نداره اصلاً این کاره نیست و هیچ چیز واقعی نیست اصلاً. بنابراین تمام پول‌هایی که خودم داشتم و هزینه کرده بودم و پول بچه‌ها مشتریان همه طبیعتاً توسط این فرد از بین رفت و در این شرایط بود که من به خودم خیلی افتخار می‌کنم. برای یکی چند روز مثبت نبودم ولی تمام تلاشمو می‌کردم یک روز در اون شرایط من درس‌های استاد رو ترک نکردم. هر روز تمام درس‌ها رو گوش می‌کردم یه جا می‌نشستم می‌نوشتم و بی‌نهایت سپاسگزاری می‌کردم. چیزی که همه براشون عجیب بود تنها یک راهکار می‌دونستم که باید ویدیو بسازم چون تخصص من روانشناسی هست و این فعالیت‌ها رو انجام بدم چون همیشه فعال بودم در حالیکه اصلا بلد نبودم ولی هر روز تلاش کردم و یادش گرفتم . از ویدیو کوتاه شروع کردم به مردم آموزش دادن. و به جای اینکه تسلیم باشم ادامه دادم و نتیجه هم این شد که خداوند به طرزی معجزه آسا منو از اون مسئله آورد بیرون. منی که هیچ وقت هیچ مسئله‌ای نداشتم تو زندگیم که بخواد به دادگاه و قانون برسه ولی برای یک بار رفتم و گفتم من اشتباه کردم و من مسئولیت این کارو می‌پذیرم و من باید تمام پول مشتریانم را خودم برگردونم و خانواده من بشدت از من انتقاد کردند چرا نوشتی که کار میکنی و برمیگردانی . و بنابراین جهان هم مقاومت نکرد و باعث شد که به طرز عجیب خداوند و از طریق کلام استاد عباس منش عزیز. به من دستور حرکت داد گفتم چون خواهر منم تو این برنامه همکار من بود گفتم پس خواهرم چی میشه و خداوند به من گفت مثل حضرت علی که در زمانی که حضرت محمد اون شب او رو به جای خودش قرار داد تو هم حرکت کن هیچ اتفاقی برای خواهرت نمی‌افته. من گفتم چشم حرکت کردم در تمام این مدت در تمام این مدت عالی غذا خوردم در تمام روزاش فقط شاید روز اول نتونستم زیاد یکی دو روز اول ولی بقیه بهترین غذاهای قانون سلامتی رو برای خودم درست کردم عمیق‌ترین خواب رو تجربه کردم. و اجازه ندادم که شیطان بر من پیروز بشه و خداوند و من بودیم که پیروز شدیم و الان همه چیز آرام نه کسی به من پیام میده نه کسی به من زنگ می‌زنه. و به طرز عجیب هیچ مشتری برای برگشت پولش به من پیام نمیده ولی در عین حالی که من خودم را مسئول می‌دونم که پول اونا رو کار کنم برگردونم. و عجیب اینکه بارها و بارها شیطان از طریق مادر خودم به من ویس پیام داد که خواهرت چه اتفاق ممکن هست براش بیفتد براش ولی من در همان روزها مهاجرت کردم بدون شغل در ایران تمام پول سفرم در عرض 5 دقیقه با انجام کار بسیار ساده برای مشتری فراهم شد چون هر روز درس ها را گوش می دادم و می نوشتم و آرام بودم و آرام بودم. و اصلاً این مسله باعث نشد که من کارم تحت تاثیر قرار بگیره یا اینکه خوابم یا غذام و همین باعث شد که اطرافیان من به شدت شگفت زده باشند و اون‌ها هم با ایمان‌تر و قوی‌تر باشم. و همین باعث شد که خواهر من وقتی آرامش منو دید به شدت او هم سپاسگزار باشه و او هم آرام باشه و خداوند به طرز عجیب خواهر من را از مسئله اون پرونده آورد بیرون. و من و خداوند هستیم که با هم هستیم و این پیروزی را خلق کردیم و خواهیم کرد خواستم بگم که من واقعاً به خودم افتخار می‌کنم که آدمی قدرتمندتر از خودم ندیدم. که اینقدر با ایمان باشه و در عین حال اینقدر رو خودش کار کنه و تازه در همین شرایط مهاجرت کنه حرف خداوند و استاد عباس منش را گوش کند و انتخاب کردم که شغل تخصص روانشناسی خودم را انجام بدم. چیزی که می‌خوام بگم اینه که من تصویر ذهنیم رو از دست ندادم همون روزها روی خواسته‌هام کار می‌کردم مه ناخواسته هام می‌نشستم کار می‌کردم و رو به جلو حرکت می‌کردم بنابراین خواستم بگم که ما این قدرت داریم با خداوند باشیم تمرکز روی داشته ها و کنترل تصویرسازی اشتباهات را تبدیل به معجزه و برکت کنیم .من عمل گرا هستم ایمان در عمل نه در حرف.

    خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت داشتن استادم عباسمنش که من را با خداوند دوست کرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2540 روز

    با سلام خدمت همه دانشجویان عزیز استاد عباس منش و خود استاد عباس منش عزیزم

    من می‌خواستم بگم که به یک نتایج فوق العاده رسیدم یه تمرینی را هدایت شدم و دریافت کردم. که بی‌نهایت نتیجه‌اش منو شگفت زده کرده من همیشه تو فکر این بودم چه جوری می‌تونم خانواده‌ام را در حالت سلامتی کامل تصویرسازی بکنم. و هدایت شدم به اینکه صبح‌ها وقتی بیدار میشم با خداوند پیاده‌روی سپاسگزاری را انجام میدم خانواده‌امو می‌بینم مادرمو می‌بینم که داره شیرینی‌های سبز رنگ رو سر پدرم نوه ها برادرم عروس‌هامون می‌ریزه و داره بهشون یکی یکی میگه که مثلاً احسان پسر خوبم اینهمه سلامتی و خوشبختی مبارک ات باشه و یکی روی همه اعضای خانواده ، نتیجه‌اش این شد که خواهرم که سالیان سال می‌شد که خونه پدرم بره الان در ماه چندین بار داره میره خونه پدرم و برام بسیار شگفت انگیز بود عروسمون که واقعاً رفت و آمد نمی‌کرد خونه پدر رفت و آمد می‌کنه و و مادرم گفت که بهترین آشپزی رو اومده تو خونه انجام داده و کمک کرده. بی‌نهایت شادی و موفقیت وارد زندگی خانواده من شده و یکی دیگه از کارهایی که من تو این مدت انجام دادم برنامه کدینگ ذهنی بود که اومدم اون مبالغی رو که مد نظرم بود برای زندگیم می‌خواستم به دست بیارم می‌نوشتم. سه ساعت زمان می‌برد و با یه موزیک که تاثیرگذار بود برام گوش می‌کردم همزمان تصویرسازی می‌کردم اون تصویر جلو ذهن من بود و می‌نوشتم نتیجه این شد که به طرز معجزه آسا همه خواسته های من داره. از کوچکترین چیزهایی که میخواستم و بزرگ بلادرنگ پیش پای من قرار میگردد ،حتی ادم هایی که با انها کار دارم جلو من بلادرنگ ظاهر میشوند و من نفس ام بند میاد ، بطرزی جادویی خونه من و دخترم همزمان با هم جابجا شد به نقطه بسیار عالی رفتیم داریم زندگی می‌کنیم و این برنامه نتیجه اش که اعداد میگم مواردی هست که من می‌خوام بنویسم حتی در روزهای تعطیل هم سه ساعت نوشتن را انجام میدم بعد که میرم بیرون از خونه معجزه ات یکی پس از دیگری می‌بارد و من اصلاً مبهوت می‌شم و نمی‌تونم نفس بکشم از این همه شادی و معجزه که هرچی می‌خوام با هر کسی می‌خوام صحبت کنم هر کاری می‌خوام انجام بدم و خواسته‌هام قشنگ من به سرعت به سرعت نور داره انجام میشه. البته که من هر کدوم رو 100 بار هر کدوم از اون مبالغ رو می‌نویسم. به طرز معجزه آسا مردم رو دارم می‌بینم چنان به من عشق میدن یعنی هرجا میرم برای من آب بیارن مثل یک شاهزاده بهترین پذیرایی را از من انجام میدند در حالیکه اصلا من را نمیشناسند و خلاصه می‌خوام بگم که این بحث یک داستانی از خودم هم بگم که چقدر معجزه آسا بوده تو این چند مدت. و بعد من به لطف خداوند خداوند هدایتم کرد که از مهارت زبان انگلیسی استفاده کنم و آموزش بدم. و جالبه که یک خانواده با من یک قراردادی بستند به مدت سه ماه خونه رایگان برق رایگان آب رایگان و اینترنت رایگان به من دادند دقیقاً خونه کامل از زمانی من برنامه کدینگ را شروع کردم به انجامش بعد که قرارداد من تموم شد و خداوند به من دستور حرکت داد اصلاً من نه جایی می‌شناختم برای خونه و نه جایی بلد بودم و از خداوند خواستم که هدایتگر من باشه فقط با ایمان کامل چمدان ام را برداشتم و سر خیابان استادم، و گفتم خودت من را ببر من وظیفه ام را انجام دادم در کشور عمان که هستم و دقیقاً یه دوستی که من اصلاً فکرشم نمی‌کردم جلوی پای من قرار گرفت تمام وسایل من اصلاً تمام وسایل منو برام گذاشت تو ماشین و دقیقاً منو برد به جایی که گفت من یه کسی رو می‌شناسم و ایشون خیلی مهربونه و مسئله اسکان رو برات انجام میدیم

    و بلادرنگ فقط در 5 دقیقه به ان خونه جدید رسیدم و بلادرنگ صاحب خونه کلید به من داد بدون تلاش. رفتم شب قبلش از دوستم خداحافظی کنم گفتم دارم میرم گفت کجا میری گفتم من اصلاً نمی‌دونم ولی یعنی چی که نمی‌دونم فردا دارم کجا میرم گفتم.

    توضیح ندادم ، الان خداوند من و دخترم را دقیقاً همزمان با همدیگه بحث اسکان ما را جابجا کرد به یه جای عالی‌تر و تمیز و بی‌نظیر و پر از همسایه ثروتمند قرار داده. من به دخترم توضیح ندادم ولی ولی ایشون هم شگفت زده بود از این معجزه و بدون تلاش که براش اتفاق افتاده و خونش که جابجا شده و جایی رفته که پر از بهترینه و چقدر آسون انجام شده. خواستم بگم که لطفا این تمرین کدینگ ذهنی مخصوصاً رو مبالغی که مد نظرتون هست مبلغ‌های بزرگ شروع کنید به نوشتن و نتایجش رو ببینین و برای منم لطفاً پیام بذارین که چه نتیجه فوق‌العاده‌ای رو دریافت کردین شماره واتساپ من

    96871542824+

    استاد عزیزم باعث افتخار جهان هستید خیلی سپاسگزارم بابت داشتن شما در زندگی ام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2540 روز

    Chapter 13

    چقدر با خودت راحت هستید وقتی تنها هستید و از بودن با خودت لذت میبرید ؟

    ایا لذت میبرید و دایم دنبال رابطه عاطفی عاشقانه هستید و موفق هم نمی شوید

    چون افرادی که با خودشان لذت نمی برند نمیتوانند در رابطه عاطفی موفق باشند

    خیلی ها نمی دانند چکار کنند حتی یک روز اگر متاهل هستند ولی دو روز همسر و فرزندان انها رفتند مسافرت نمی دانند چکار کنند حتما یک نفری باید پیدا کنند

    من واقعا این را تجربه کردم که بشدت حتی یکساعت هم از تنهایی نمی توانستم باشم و همه اش میخواستم با همسرم برم بیرون حتی اگر او کاری داشت که بهتر بود من در خونه بودم و راحت بودم چون خودم را دوست نداشتم بشدت وابسته بودم و بعد از جدا شدن از همسرم بشدت کار میکردم و صبح تا شب درس میخواندم و اعتیاد به کار داشتم و اگر اخر هفته بود دنبال افراد بودم که افراد را پیدا کنم و مشغول باشم ولی از زمانی که سپاسگزاری از خداوند را شروع کردم و نوشتم و روی خودم و شخصیت خودم کار کردم چقدر با خودم در تنهایی لذت میبرم ،خودم تنهایی مسافرت کردم بارها و بارها ،رستوران به تنهایی رفتم خرید هام را به تنهایی رفتم و لذت بردم و واقعا لذت بردم ،الان مردم وقتی از من میپرسند چطور میتوانی تنها باشی می گویم من از صبح تا شب برنامه برای لذت کار و تفریح دارم ،دیگر از تنهایی نمی ترسم با خودم بهترین دوست شدم

    واقعا دوست ندارم که به کسی زنگ بزنم که الان تنها هستم پس با یک کسی سرگرم میشوم

    داشتن ارتباط با دیگران ،ازدواج و داشتن ارتباط عاطفی عالیه و باید داشته باشیم ولی اگر نباشد هم اذیت نمی شویم

    غذام در سکوت میخورم خیلی ها حتما باید حرف بزنند و سر و صدا باشد تا بتوانند غذا بخورند و با من صحبت میکنند و من واقعا از توی سر و صدا غذا خوردن لذت نمی برم و با احترام میگم که بعد از غذا اگر امکان داره صحبت کنیم من راحت ترم.

    خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت نتایج عالی دوره‌های استاد عباسمنش که نجات دهنده زندگی من و میلیون ها نفر شده

    استاد عباسمنش عزیزم واقعا سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2540 روز

    من سلام می‌کنم به همه دانشجویان عزیز و استاد عزیز بسیار ارزشمندم که چقدر باعث تحول زندگی من در همه جنبه‌ها شده. من یکی از درس‌های استاد که میگه که در هر جایی که هستین بهترین‌هاتون رو انجام بدین اگه توی کار دولتی هستین اگه تو کار خصوصی هستین اگر که هر فعالیتی رو می‌خواین انجام بدین در هر جایی که هستین اون رو به بهترین شکل ممکن و با تمام وجود انجام بدین. من هدایت شدم به یکی تجربه خودمو باهاتون در میون بذارم که من در واقع وقتی که دوره کووید بود و من در مالزی زندگی می‌کردم. و طبیعتاً کالجی که درش کار می‌کردم تعطیل بود همه بیزینسا تعطیل بود. و من باید هزینه‌های زندگی و کرایه خونه رو پرداخت می‌کردم چیزی که همیشه و همیشه صاحب اون خونه می‌دونست که من به موقع انجام میدم. مسئله پرداخت من بدلیل تعطیلی کارم طول کشید و هی به من پیامی داد زنگ می‌زد که شما فقط یه هفته دیگه فرصت داری و می‌خوای چیکار کنی گفتم نمی‌دونم ولی می‌دونم که خداوند به من کمک می‌کنه برای این پرداخت. و دوباره هم می‌شد همون یه هفته و می‌گفت که ببین خدا کاری نکرد و این پوله و در مورد پول بعد یه جور دیگه فکر کرد خب منم کاری نمی‌تونستم انجام بدم تو اون شرایط واقعاً نه ایده‌ای داشتم و نمی‌دونستم باید چیکار کنم و باز می‌گفتم خدا به من کمک میکنه و. کاری که من انجام می‌دادم بدون اینکه بدونم نتیجه چه خواهد بود هر روز سه ساعت تمام خونه بزرگ سه خوابه بطرزی جادویی تمیز می‌کردم و همه جا برق میزد عین دوره موفقیت شغلی استاد که میگه در هر جایی که هستید بهترین هاتون را انجام بدید و من اینو اصلاً در وجودم از قبل داشتم چه در کاری که دولتی بوده چه در خصوصی بوده همیشه من بسیار بسیار بیشتر از اون چیزی که از من می‌خواستند من انجام می‌دادم. اصلاً برام مهم نبود که مدیر کل چه جوری با من برخورد می‌کنه اون مدیر اون بخش خصوصی چه کار می‌کنه چه جوری با من برخورد می‌کنه هر جوری که رفتار می‌کردن من باز بهترین‌های خودم رو همیشه انجام می‌دادم. و نتیجه این شد که من در اون دوره تنها چیزی که به نظرم میومد که می‌تونستم انجام بدم این بود که روزی 3 ساعت و نیم وقت می‌ذاشتم و خونه رو خونه به اون بزرگی سه خوابه رو بسیار بسیار با تمام وجود در و دیوار همه جا را برق می‌انداختم از تمیزی به بهترین شکل ممکن انجام می‌دادم. هر روز و هر روز و هر روز این کارو تکرار می‌کردم. و نتیجه این شد که دیگه اون تاریخ که به من فرصت داده بودم تموم شد و گفتش که من میام و کلیدا رو می‌گیرم مثلاً کارت در ورودی رو از شما می‌گیرم و دیگه تموم شد. و من خیلی برام عجیب بود که خداوند همیشه با من بوده پس چه جوری تا الان من هنوز نتیجه‌ای که می‌خوام رو پولی که می‌خوام رو راهی که می‌خوام رو که کرایه پرداخت کنم هنوز پیدا نکردم. ولی باز طبق قانون تصویرسازی و سپاسگزاری من ادامه دادم و نتیجه این شد که ایشون اومد و و جالب اینکه گفتش که چه جوریه که شما این خونه رو اینقدر تمیز نگه داشتی که غیر قابل باوره. فکر کنید زیر مثلاً زیر وسایل هم بسیار تمیز بود حتی انباری ، خود و همسرش براشون جالب بود چه جوری زیر این همه وسایل ما داریم نگاه می‌کنیم زیر اون‌ها هم برق می‌زنه. و خودش به خانمشون گفتن که ما باورمون نمی‌شه چه جوری خونه ما اصلاً یه جور دیگه شده از این همه تمیزی. و نتیجه این شد که خداوند و جهان به من پاداش داد. در واقع یه پول خیلی خیلی بزرگ می‌شد و ایشون پولو بخشید با تمام عشق با تمام مهربانی با تمام محبت و پاداش جهان شد به من که کارمو اونقدر عالی انجام داده بودم. و دوباره نتیجه این شد که خواهر من بدون اینکه من بهش بگم پول خونه بعدی رو فراهم کرد ما رفتیم توی خونه جدید قرار گرفتیم. و یکی از تجربیات دیگه هم که یادم اومد برای بچه‌ها بگم که درس خیلی فوق العاده‌ایه من سالیانی در پست‌های بالای بودم در ایران و بعد که مهاجرت کردم چون زبان بلد نبودم رفتم در دوره دانشجویی در رستوران کار کردم. و این باعث شد که من در همون جایی که در رستوران کار کردم چنان متفاوت کار کردم که همون هفته اول درآمد این رستوران حدود سه چهار برابر بیشتر شد. و همیشه و همیشه کارم قبل عالی انجام دادم که نتیجه این شد دوباره جهان به من پاداش داد من در اون تایم یه وام حدود خیلی زیادی که مبلغش برای من بزرگ بود که در ایران داشتم و هر ماه باید قسط پرداخت می‌کردم اصلاً شرایط راحتی نبود. و به طرزی عجیب بدون اینکه من درخواست بکنم دوستم به من گفت که این وامو من می‌خوام برات تسویه کنم مبلغش خیلی مبلغ به اندازه پول یه خونه خریدن بود و این فرشته خداوند دست خداوند شد بدون اینکه من بگم پول وام به طور کامل تسویه شد فقط به خاطر اینکه من در جایی که بودم واقعاً عالی عمل می‌کردم هنوز در اون تایم قانون را نمی‌دونستم و سپاسگزاری هم بلد نبودم خداوند هم به جهان پاداش متفاوت را به من داد و من واقعاً از اون به بعد دیگه نه وام گرفتم و سعی کردم که در آرامش زندگی کنم. سپاسگزار خداوندم به خاطر اینکه همیشه و همیشه به عملکرد ما جواب میده و سپاسگزار خداوندم به خاطر داشتن استادم که وجودش باعث شده که من زندگیم روز به روز آرام‌تر زیباتر و باشکوه‌تر بشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  8. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2540 روز

    سلام به استاد عشقمون و مریم عشق

    خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت داشتن دوره های استادم که چقدر دانشجویان نتایج عالی گرفتند خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت وجود استاد عزیزم عباسمنش که چقدر کلام خداونده

    آگاهی جلسه 24 ثروت

    انسان موفق انسانی که از اشتباهات خودش و دیگران درس می‌گیرد ،به خاطر همین خیلی از قدم ها را بر نمیداریم

    من حرکت میکنم و کلی درس یاد می‌گیرم من چقدر سالیانی بخاطر اینکه می‌ترسیدم قدم برنداشتم که علیرغم علم زیادی که داشتم که می‌ترسیدم که موفق نشم ادامه ندادم در حالیکه دکترا خوانده بودم ولی استادم عباسمنش میگه من هیچی بلد نبودم ولی رفتم و انجامش دادم و چقدر پیشرفت و ثروتمند شد چون از اشتباههاتش درس گرفت و رفت جلو در حالیکه بترسید از دو دلی

    برای ثروتمند شدن نیاز به شخصیت قوی داره من ترسم را کمتر میکنم اگر اشتباه کردم دنیا به آخر نمیرسه ،من حرکت میکنم سعی میکنم اشتباه نکنم به ان چیزی به من گفته شود عمل میکنم من خیلی می‌توانستم پول و ثروت و شادی در زندگی ام خلق کنم در صورتی من مسیری که مطالعه کرده بودم و تحصیلات دکترا روانشناسی داشتم عاشق اش بودم ولی فکر کردم نمی‌توانم ازش پول بسازم من اشتباهی نمیکنم خیلی مردم کاری نمی‌کنند چون از اشتباه کردن می‌ترسیدند زندگی یک مسیر ناشناخته هست اگر حرکت کنی و قدم برداری اگر مصمم به حرکت کردن باشی یک کار آفرین با این نگرش می‌تواند کار آفرین بشه چون فکر نکرده اگر اشتباه کنم چی میشود بعد متوجه می‌شویم چرا خیلی ها می‌توانند پیشرفت کنند ولی شما نمیتوانیم پس اشتباه کردن بخشی از مسیر هست هیچ اشکالی نداره نخواهید که فردی باشید که اشتباه نکنید همه چیز را می‌توانید درست کنید وقتی درس هر پیشرفتی را میگیرید چقدر ما را قوی تر میکند مهم حرکت کردن هست هیچ راهی نیست که تمام تصمیمات ما بهترین باشه ولی با تصمیم و حرکت کردن و حل کردن ان مسائل هیچ کس نیست در جهان که همه چیز را درست انجام بده ولی من در تدریس زبان انگلیسی می‌ترسیدم ولی حرکت کردم و باعث شد که کلی پول کسب کنم و چقدر هر روز پیشرفت کنم

    ا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2540 روز

    درس توحید عملی

    سلام به استاد عزیزم و مریم عشق عزیزم من می‌خوام یک تجربه فوق العاده‌ای رو در مورد چند روز پیش خودم به بچه‌ها بگم. من می‌خواستم ویزام را تمدید کنم و می‌خواستمم که از کشور خارج نشم و و برام تمدیدش بکنم در واقع از لحاظ منطقی اصلاً امکان‌پذیر نبود. می‌گفتن نه برات انجام نمیدیم دفعه گذشته انجام دادیم برات ولی الان امکانش نیست و باید حتماً خروج از کشور بزنی و بعد دوباره برگردیم. و من صبح توی اون اون برنامه ستاره قطبی برای خودم نوشته بودم که خدا تو امروز با منی و تو همه افراد اونجا رو مسخ می‌کنی و کار من توسط دستور تو که فرمانروای جهان هستی انجام میشه. و از همون موقع که اونجا رفتم از استاد عزیزم یاد گرفتم که تحسین کنم تمام چیزایی که تو اونجا می‌بینم از مثلاً فضای تمیز اونجا از بوی خوب اونجا از لبخندی که دارن می‌زنن خلاصه تماماً توی اون تصویر بودم که کارم انجام شده و. شیرینی می‌ریزم دارم شادی می‌کنم و دستم رو به آسمون بود در تصویرسازی ذهنی ام و دفتر سپاسگزاری را هم با من بود مرتب مینوشتم موضوع مهم اینه که من در دلم یاد گرفته بودم از استاد که بگم من الان قدرت رو از تمام پلیس‌ها از اداره ایمیگریشن می‌گیرم و قدرت رو به خداوند می‌دم فرمانروا اونه و اگه او دستور بده شما نمی‌تونین بگین نه. و داشتم مرتب تکرار می‌کردم و به طرز شگفت انگیز منو هدایت کردن به سمت اتاقی که کار من با تمام عشق انجام شد. و جالبه بدونین که حتی مثلاً من 4 ماه اینجا بودم اونا فکر کردن که سه ماه من اینجا هستم در ان اتاق متفاوت و با اینکه پاسپورتم تو دستشون بوده نمی‌دیدند که من چهار ماه هستم. و خدا نشون داد که چه جوری همه آدما را مسخ کرد کار من انجام شد طبق معمول خداوند و قانون خداوند و من پیروز شدیم. گفتم این تجربه رو بنویسم هی قلبم به من گفت که اینو باید حتماً در میون بزارم باهاتون که چقدر وقتی که به خداوند وصل می‌شیم چقدر همه چیز متفاوت می‌شود. و قانون همیشه و همیشه و همیشه پیروزه.

    من واقعا از شما استاد عزیزم عباسمنش سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای: