نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
تغییرات شگفتانگیز ظاهری، درمان دردها و تجربه پریودی بدون درد با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
استاد عباسمنش، دوره قانون سلامتی واقعاً یک شاهکار است؛ خودتان میدانید و دانشجوهای این دوره هم هر روز این را تجربه میکنند. من در تمام این مدت، مدام از نتایجی که میگیرم متعجب هستم.
امروز صبح که آماده میشدم بروم سرکار، سریع لباسم را عوض میکردم که چشمم به آینه افتاد. چند ثانیه مکث کردم…
دیدم کمرم چقدر باریک شده، موهام چقدر لخت و سبک شده و حتی رنگ موهام روشنتر شده. پوست صورتم مثل آینه صاف و شفاف شده بود؛ چشمانم از تعجب از حدقه بیرون زده بود.قبل از قانون سلامتی، اگر شب به پشت میخوابیدم، صبح کمرم خشک و دردناک میشد، اما حالا این مشکل تقریباً کاملاً برطرف شده.
پشت چشمهایم همیشه چرب و آزاردهنده بود، اما الان این اتفاق فقط خیلیخیلی کم پیش میآید.
پوست صورتم، مخصوصاً پیشانیام، وحشتناک چرب بود اما حالا میزان چرببودنش بسیار کم شده.
سرم همیشه پوستهپوسته بود. دیشب که دست توی موهایم کشیدم و دیدم خبری از آن پوستهها نیست، با تعجب گفتم: «وا… پوستههام کو؟»همیشه سرشانههایم درد شدید داشت و مادرم باید قولنجش را میشکست تا آرام شود، اما الان آنقدر خبری از این مشکل نیست که یادم رفته قبلاً چه وضعی داشتم.
پشت غوزک پایم همیشه خشک و سیاه بود، اما حالا کاملاً سفید و سالم شده.
دهانم هیچ بویی نمیدهد.
حافظهام بهشدت قوی شده؛ وقتی فایلها را گوش میدهم، حرفهای شما واقعاً به ذهنم میچسبد.
هدفمندتر شدهام؛ همین که میرسم خانه، لباس عوض میکنم و روی دورهها کار میکنم، در حالی که قبلاً فقط خواب بودم.
انرژیام بالا رفته و مغزم عالی کار میکند.و اما نتیجهای که عاشقش شدم:
در این ماه، وقتی پریود شدم، حال جسمیام آنقدر آرام و بدون درد بود که باورم نمیشد. قبل از قانون سلامتی، همیشه باید ایبوپروفن میخوردم و حتی با وجود قرص هم نه دردم کم میشد و نه میتوانستم بخوابم. همیشه عصبی و کلافه بودم.
اما این بار، وسط پریودی، مشغول کار کردن روی فایلهای آموزشی شما بودم که یهو متوجه شدم:
«عه! من با اینکه پریودم، بدنم اینقدر آرام و بدون درد است که میتوانم روی آموزشها تمرکز کنم!»در حالی که قبلاً در دوران پریود نه میتوانستم فایل گوش بدهم، نه حتی بخوابم.
این برای من یک معجزه واقعی از قانون سلامتی است.
پنج برابر شدن درآمد، آغاز رشد مالی و جهشهای عمیق شخصی با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
یک سال پیش، قبل از کار کردن با دوره ۱۲ قدم، عضو سایت بودم اما اصلاً پیگیر آموزشها نبودم. فقط گاهی در اینستاگرام فایلهای استاد عباسمنش را گوش میدادم. از نظر مالی در وضعیت خوبی نبودم، نشانهها را نمیدیدم و برای تغییر مقاومت میکردم. شرایط هر روز سختتر میشد اما من همچنان بیتوجه بودم.
حواسم نه به خودم بود و نه به بیزینسم؛ دنبال بهبود نبودم چون اصلاً بلد نبودم سؤال درست از خودم بپرسم.مشتریهایم هر روز کمتر میشدند و من متوجه نبودم. تا اینکه یک شب یک تلنگر بزرگ به زندگیام خورد؛ به نقطهای رسیدم که دیگر باید برای تغییر تصمیم میگرفتم. اوضاع بسیار بد شده بود و من مدام گریه میکردم… تا اینکه خداوند مرا هدایت کرد به سمت سایت.
آن تضاد بزرگ میتوانست مرا نابود کند، اما نهتنها نابودم نکرد، بلکه هدایتم کرد به مسیر قدرت، آگاهی و رشد. اولش سخت بود، اما من یک تصمیم واقعی گرفته بودم. قبل از این تصمیم، تا ظهر میخوابیدم؛ اما بعد از آن، هر روز ساعت ۶:۳۰ صبح بیدار میشدم و روند بهبود را شروع میکردم.
صبحها اولین کاری که میکردم چک کردن سایت بود. شبها با خواندن کامنتها خوابم میبرد. این روند ادامه داشت تا اینکه هدایت شدم به شغلی جدید که در همان ماه اول، درآمدم پنج برابر شد. اعتمادبهنفسم چند برابر شد؛ چشمم باز شد و فهمیدم قبلاً در چه شرایط نامناسبی بودهام.
کمکم هدایت شدم به خرید دورهها. نشانهها آمدند و من دوره پرقدرت و پرمحتوای ۱۲ قدم را شروع کردم و نتایج یکییکی شروع به تغییر کردند. پیشنهادی برای کاری دیگر دریافت کردم؛ کاری مرتبط با علاقهام که باعث رشد من شد. با عزیزانی همکار شدم که رو به رشد و فعال هستند.
همراهی با قدمهای دوره ۱۲ قدم باعث شد روند تکاملم را طی کنم، آرامآرام رشد کنم و خواستهها و باورهایم با کیفیتتر شوند. چند وقت پیش بهراحتی دوره احساس لیاقت را خریدم؛ رویایی که مدتها پیش فقط آرزو بود—اینکه بتوانم بهمحض تولید یک دوره جدید استاد، آن را بخرم—و امروز به لطف هدایت خداوند در حال تجربه آن هستم.
آن تضاد بزرگ به من فهماند که باید از نظر مالی جدی و اساسی تغییر کنم و الحمدلله در این مدت رشد عالی داشتهام. برای خودم و خانوادهام هدیههای ارزشمند خریدهام، سفر رفتهایم و در مخارج خانه کمک میکنم. با درآمدی که میسازم، دارم روی کسبوکار خودم سرمایهگذاری میکنم و روند تکاملیام را در این مسیر ادامه میدهم.
امروز با تمام وجود میدانم:
وقتی با قدمهای ۱۲ قدم همراه میشوی، زندگی قدمبهقدم تو را به نسخه قویتر، آگاهتر و ثروتمندتر خودت تبدیل میکند.درمان افسردگی، رهایی از عادات مخرب و بازگشت به آرامش عمیق با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
من چند سال پیش چهار قدم از دوره ۱۲ قدم را خریده بودم و نتایج فوقالعادهای گرفتم. امروز دوباره تصمیم گرفتم این دوره را از ابتدا شروع کنم. وقتی چکاپ فرکانسی قبلیام را خواندم همان چکاپی که در شروع دوره ثبت کرده بودم. یادم آمد قبلاً در چه جایگاهی بودم و چه خواستههایی داشتم. این یادآوری یک حس عمیق افتخار و تحسین برایم داشت؛ اینکه چقدر در هر حوزهای رشد کردهام، چه کارهایی انجام دادهام و چه عادتهای محدودکنندهای را در خودم تغییر دادهام… چیزهایی که اگر امروز به آن فکر کنم، واقعاً باورم نمیشود.
قبل از شروع دوره ۱۲ قدم تازه درمان افسردگیام را آغاز کرده بودم و قرص آرامبخش مصرف میکردم. نیمهشب با حالتی از خواب میپریدم که انگار کسی مرا خفه میکرد و قلبم از جا کنده میشد. هر ماه مجبور بودم به پزشک مراجعه کنم و هر بار با بهانهای سونوگرافی، آزمایش و هزینههای مختلف روی دستم میگذاشتند. اما امروز، به لطف الله مهربان و پیگیری آموزشهای این دوره، دو سال و نیم است حتی یک قرص سردرد هم مصرف نکردهام؛ چه برسد به داروهای دیگر.
فهمیدم که به لطف کار کردن روی آگاهیهای این دوره، بسیاری از عادتهای ناپسندم مثل زودرنجی، شکنندگی، عجول بودن، کمحوصلگی، زود عصبانی شدن، توقع بالا، عیبجویی، سختگیری و…بهطور کاملاً ناخودآگاه محو و ناپدید شدهاند. کمکم و در مسیر عمل به دوره، تبدیل شدم به فردی صبور، آرام و مهربان. آنقدر آرام شدهام که واقعاً هیچکس و هیچ چیز نمیتواند این آرامش را از من بگیرد.
یکی از عادتهای قبلیام خواب زیاد نیمروزی بود. به حدی زیاد میخوابیدم که بعد از بیدار شدن دو ساعت گیج و منگ بودم. در چکاپ فرکانسی شروع دوره در دفترم نوشته بودم:
«اگر بتوانم این عادت را کنار بگذارم، قادر خواهم بود هر کاری را انجام بدهم.»
الان که به آن نگاه میکنم، خندهام میگیرد؛ چون در این مسیر کارهای بزرگی انجام دادهام که حذف خواب زیاد فقط یک نمونه خیلی کوچک بوده!امروز از صمیم قلب خدا را شکر میکنم که من هم جزو هدایتشدگان هستم و دوباره استارت این دوره را زدهام.
شروع دوباره ۱۲ قدم یعنی شروع دوباره یک زندگی تازه.تحول در روابط، جهش مالی، بهبود کامل سلامتی و رشد عمیق خودشناسی با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
وقتی چکاپ فرکانسیام را بررسی کردم، دیدم نتایج زیادی از دوره ۱۲ قدم گرفتهام، اما همانطور که استاد عباسمنش میگویند، وقتی خواستهها بزرگتر میشوند، موفقیتهای قبلی برایمان عادی میشود و گاهی یادمان میرود که روزی همان نتایج، آرزوهای بزرگمان بودند. این یادآوری باعث شد تمایلم برای شروع دوباره دوره ۱۲ قدم صد برابر شود؛ چون این بار میخواهم با تعهد بیشتری روی آگاهیهای دوره کار کنم. بخشی از نتایجم را اینجا مینویسم:
در حوزه روابط، بزرگترین نتیجهام این بود که توانستم افراد نامناسب را به راحتی از زندگیام حذف کنم؛ کاری که قبلاً برایم بسیار سخت و بزرگ بود، چون آن افراد به من نزدیک بودند. اما با تعهد به آگاهیهای دوره، آنقدر محکم تصمیم گرفتم و پای تصمیمم ماندم که اکنون تحت هیچ شرایطی حاضر نیستم وارد جمع آن افراد شوم.
در حوزه مالی، درآمدم دو برابر شده است و قصد دارم این بار با تمرکز بیشتری، درآمدم را باز هم افزایش دهم.
در حوزه سلامتی، نتایج فوقالعاده گرفتم. قبل از آشنایی با دوره ۱۲ قدم هر ماه دو بار برای تزریق سرم و آمپول تقویتی به درمانگاه میرفتم. آنقدر در تمرین «ستاره قطبی» نوشتم که: «خدایا من میخواهم امروز و هر روز شاد، سالم و پرانرژی باشم» که بعد از مدتی به ایدهای هدایت شدم و سلامتیام کامل برگشت. حالا مدتهاست که حتی یکبار هم برای تزریق سرم به درمانگاه نرفتهام.
در حوزه خودشناسی، احساس میکنم به اوج خودم رسیدهام. وقتی حس بدی سراغم میآید، میدانم از چه نقص اخلاقی در من نشأت گرفته و تمام تلاشم را میکنم ذهنم را کنترل کنم تا احساس بد، رفتار بدی ایجاد نکند. آگاهانه خودم را از آن فضای احساسی بیرون میکشم.
یکی از جملههای کلیدی استاد عباسمنش که در کنترل ذهن من معجزه کرده این است:
«درسته که افکار من مثل اسب چموشه، اما افسارش دست منه و کنترلش دست منه.»
این جمله کمک زیادی کرده تا به خواستههایم برسم. هر وقت فکر منفی یا نگرانی وارد ذهنم میشود، آگاهانه به خودم میگویم: «این بازی ذهنه… مهم نیست… واقعی نیست.»استاد عباسمنش، با تمام وجود از شما سپاسگزارم که هستید و عاشقانه تلاش میکنید من و امثال من انسانهای بهتری شویم و از زندگیمان لذت ببریم.
خروج از ورشکستگی، رهایی از افکار منفی و جهش ۱۵ برابری درآمد با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
من باور دارم اگر هر کدام از ما امروز در این خانواده موفق کنار استاد عباسمنش هستیم، از طرف خدا به این مسیر هدایت شدهایم. برای من این هدایت دقیقاً اینطور اتفاق افتاد:
۱۴ سال پیش، در بازار بزرگ تهران کسبوکار خوبی داشتم، اما همراهی با دوستان منفینگر و تمرکز شدید بر نکات منفی باعث شد اوضاع مالیام کاملاً فرو بریزد. تا جایی پیش رفتم که بدهکار شدم و هر روز وضعیت بدتر میشد. حس میکردم در یک باتلاق گرفتارم و هرچه تلاش میکنم بیشتر فرو میروم؛ افکارم هم بهشدت منفی شده بود.
همکارانم همگی مثل هم فکر میکردند؛ همه ما مغازهدارها گرفتار بدبینی، ترس از مالیات، ترس از ضرر، ترس از کلاهبرداری بودیم. این ترسها باعث شد مغازههایمان را ببندیم. بسیاری از ما بیکار شدیم و عده کمی هم توانستند سراغ کار دیگری بروند.
سالها در آن مسیر سختی کشیدم و له شدم تا اینکه به این نتیجه رسیدم که تمام اتفاقات تلخ را خودم با افکار و باورهای منفیام جذب کردهام. دنبال راه نجات بودم که یکی از دوستانم آموزشهای استاد عباسمنش را به من معرفی کرد. از همان فایلهای هدیه شروع کردم و کمکم ذهنم روشن شد.
یک سال پیش، دوستی که با او همکاری میکردم، یک روز ناگهان گفت: «از فردا سر کار نیا.»
در ظاهر خبر بدی بود، اما من خوشحال شدم! چون دقیقاً فایل دانلودی استاد را شنیده بودم که میگفت:
«وقتی روی خودت کار میکنی، هر اتفاق به ظاهر بد، تبدیل میشود به یک اتفاق خیر که تو را به خواستههایت نزدیکتر میکند.»و همین شد… چون داشتم روی خودم کار میکردم، این اتفاق برایم دروازه هدایت بود. مسیر را ادامه دادم، وارد دوره ۱۲ قدم شدم و اوضاع روز به روز بهتر شد.
امروز که یک سال از آن روز میگذرد، درآمدم بیش از ۱۵ برابر شده؛
آن هم در حالی که کارم بسیار راحتتر شده است، در محل اختصاصی خودم کار میکنم و هر روز پیشرفت بیشتری دارم.خدا را سپاسگزارم که مرا با استاد عباسمنش آشنا کرد و به مسیر خوشبختی و سعادت هدایت شدم.
دوستان، باید تمام حرفهای استاد را با طلا نوشت.
من به همه آموزههای ایشان در دوره ۱۲ قدم ایمان کامل دارم.تحول شخصیتی، جهش مالی ۱۰ برابری و شروع یک زندگی سرشار از عشق با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم و دوره روانشناسی ثروت ۱
هیچوقت فکر نمیکردم بتوانم در مدت فقط یک سال، چنین رشد و تغییرات بزرگی را تجربه کنم. وقتی چکاپ فرکانسی قدم اول را با قدم دوازدهم مقایسه کردم، تازه فهمیدم که در شروع ۱۲ قدم، من هیچ درکی از خودم و زندگی نداشتم. چکاپی که در جلسه اول نوشتم، اصلاً وضعیت شروع من نبود؛ بیشتر شبیه آرزوهای من بود. چون بهجز مسائل کاملاً قابل اندازهگیری مثل پول و سلامتی، در بقیه حوزهها واقعاً زیر صفر بودم و فقط طبق ذهنیاتم عدد و جمله نوشته بودم.
بعد از یک سال کار کردن با این آگاهیها حالا میفهمم عزت نفس یعنی چه؛
الان درک میکنم معنویت و ارتباط با خدا یعنی چه؛
میفهمم احساس لیاقت و احساس گناه چیه؛
میفهمم که یک مشرک واقعی بودم؛
میفهمم که بدون ذرهای عمل، فقط یک انسان متوهم بودم؛
میفهمم چه روابط داغان و دردناکی داشتم و چطور دیگران بهجای دوست داشتن، فقط تحملم میکردند چون از رفتارم میترسیدند.
الان میفهمم چقدر آن زمان در و دیوار بودم…
و حالا تازه عشق را میفهمم، خدا را میشناسم و دوستش دارم؛ تازه میفهمم خالق زندگی خودت بودن یعنی چه.استاد عباسمنش، یک سال قبل وقتی میخواستم این دوره را شروع کنم، حتی برای خرید مایحتاج ساده زندگی مشکل داشتم. درآمد سه میلیون تومان آرزوی من بود تا فقط بتوانم زنده بمانم. اما با کار کردن روی آموزشهای این یک سال، درآمد من ۱۰ برابر بیشتر از درآمدی شد که در شروع دوره آرزویش را داشتم.
در طول این یک سال ۴۰۰ میلیون تومان پول ساختم. توانستم خلاهای زندگی خودم و خانوادهام را پر کنم. سفرهای عالی رفتیم، خریدهای بینظیری داشتیم و خیلی چیزهایی که فقط آرزو بود را تجربه کردیم.
الان با درآمد عالی، در کنار همسر و دخترم یک زندگی شاد، آرام و پر از عشق دارم. از فردا میخواهم دوباره برای قدم اول چکاپ جدید بنویسم و با ذهنیت و باورهای تازه، دوباره دوره را شروع کنم. ضمن اینکه دوره روانشناسی ثروت ۱ را هم خریدم و قصد دارم آن را در کنار دوره ۱۲ قدم کار کنم.
این نتایج به من ثابت کرد که همهچیز به خودم بستگی دارد و من خالق زندگیام هستم. اگر حرکت کنم، هدایت خدا من را دقیقاً به جایی میرساند که میخواهم.
استاد عباسمنش، با آموزشهایتان کاری کردید که تمام اطرافیانم از تغییر رفتار و شخصیت من متعجباند. خیلیها از همسرم میپرسند: «رضا چطور اینقدر عوض شده؟» خصوصاً مادرم.
با جرات میگویم ویژگیهایی مثل عصبانیت و عجول بودن را کاملاً کنار گذاشتهام و شخصیت جدیدم کاملاً قابل لمس است. رفتار مردم با من تغییر کرده و مهربانی بیشتری از آنها میبینم.خدا را هزاران بار شکر میکنم که در سختترین شرایط من را به سایت و آموزشهای شما هدایت کرد تا معنی زندگی را بفهمم و زندگی را زندگی کنم.
درمان کیست تخمدان، منظم شدن پریود، رفع دردهای مزمن و بازگشت به سلامت کامل با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
مهمترین دلیلی که دوره قانون سلامتی را خریدم، مشکل کیست تخمدان و پریودهای نامنظم بود. وقتی در فایل معرفی دوره شنیدم که استاد عباسمنش گفتند این بیماری با قانون سلامتی درمان میشود، از خوشحالی اشک ریختم. چون سالها بود دنبال درمان این مشکلات بودم و نتیجهای نمیگرفتم. به استاد اعتماد داشتم، دوره را خریدم و با تعهد کامل، زندگی به شیوه قانون سلامتی را شروع کردم.
سالها از آزمایش، سونوگرافی، دکترهای مختلف، کلینیکهای متعدد و رفتوآمد بین شهرها خسته شده بودم. بیش از ۱۵ سال تحت درمان کیست تخمدان و مشکل نازایی بودم. به بهترین دکترهای ایران و معتبرترین مراکز نازایی مراجعه کردم اما هیچ نتیجهای نگرفتم. هر بار دوباره باید آزمایشها، عکسبرداری و سونوگرافی را از اول انجام میدادم، کلی هزینه میدادم و تعداد زیادی آمپول و قرص مصرف میکردم.
یادم هست روزی چهار آمپول میزدم؛ بهحدی که نشستن برایم سخت شده بود و از آمپول میترسیدم. همسرم در آخرین مراجعه به دکتر گفت: «لااقل دیگر برای بچهدار شدن دکتر نرو.» چون هم از لحاظ روحی خسته شده بودیم و هم از لحاظ مالی تحت فشار بودیم. بارها میلیونها تومان هزینه کرده بودیم اما نه تنها درمان نشده بودم، بلکه هر بار از نظر روحی بیشتر آسیب میدیدم.
آخرین بار در مطب، با گریه به دکتر گفتم: «من دیگر بچه نمیخواهم… فقط میخواهم کیست تخمدانم درمان شود و پریودم منظم شود.»
قبل از شروع زندگی به شیوه قانون سلامتی، پریودهام با دردهای وحشتناک همراه بود. کمرم مثل شکستن میسوخت، پا درد، دلدرد، ضعف، سرگیجه و تهوع داشتم و گاهی مجبور بودم زیر سرم بروم. اما وقتی قانون سلامتی را شروع کردم، هنوز ۲۰ روز نگذشته بود که یک پریود کاملاً راحت و بدون درد را تجربه کردم.
قبلاً همیشه کمر درد داشتم و پیادهروی برایم سخت بود، اما الان هر روز پیادهروی میکنم و کمر درد و پا دردم کاملاً از بین رفته. صافتر راه میروم و دیگر قوز نمیکنم.
قبلاً گردن درد داشتم و حتی موقع نوشتن کامنت دست و گردنم میگرفت، اما الان هیچ دردی ندارم.
احساس سبکی دارم و انرژیام چند برابر شده.
ریزش موهایم کم شده و موهایم نرمتر و سالمتر شدهاند.هرچه جلسات دوره را بیشتر پیش میروم، اشتیاقم بیشتر میشود، سپاسگزاریام بیشتر میشود و سلامتیم بالاتر میرود.
قبل از شروع دوره، شبها بهخاطر حساسیت زیاد به صدا — مخصوصاً خر و پف همسرم — بیخوابی شدید داشتم و گاهی تا صبح بیدار میماندم. اما الان به محض اینکه سرم را روی بالش میگذارم، درجا خوابم میبرد و صبح با انرژی بیدار میشوم، بدون اینکه یادم بیاید کی خوابم برده.
قبل از دوره، بهدلیل کاشت ناخن، دو ناخنم یک سال کامل مثل خمیر نرم شده بود؛ هر بار که دست میکشیدم، لایهای از ناخنم جدا میشد و اصلاً رشد نداشت و ظاهر خیلی بدی پیدا کرده بود. اما حالا کاملاً سفت شدهاند و طبیعی رشد میکنند و از این بابت واقعاً خوشحالم.
استاد عباسمنش، از شما بینهایت سپاسگزارم بابت تولید این دوره. خدا را شکر میکنم برای تمام نتایج فوقالعادهای که در همین مدت کوتاه در سلامتیم ایجاد شده. انشاءالله نتایج بیشتر هم خواهم گرفت و بازهم خواهم نوشت.
افزایش ۱۵ برابری درآمد، شغل دلخواه، تناسب اندام و درمان کامل علائم دیابت با عملکردن به آموزشهای دوره روانشناسی ثروت ۱ و دوره قانون سلامتی
من یک دبیر بازنشسته هستم. بعد از آنلاین شدن مدارس، برای امرار معاش در اسنپ کار میکردم. اما در مسیر کار کردن روی خودم با کمک آموزشهای استاد عباسمنش، تصمیم گرفتم بهجای ادامه دادن آن کار، از مهارت اصلی خودم — آموزش ریاضی — پول بسازم. با یک آموزشگاه در شهرمان که کلاسهای کامپیوتر و انگلیسی برگزار میکرد صحبت کردم و قرار شد کلاسهای ریاضیام را به بچهها معرفی کنم تا در صورت علاقه، پیش من درس بخوانند.
اوایل دانشآموزها من را نمیشناختند، اما با تلاش زیاد، تشویق بچهها به حضور در کلاس و کار کردن روی باورهایم، شرایط کمکم تغییر کرد. راهنماییهای استاد عباسمنش باعث شد که درآمدم در یک سال ۱۵ برابر افزایش پیدا کند. امروز تعداد علاقهمندان به کلاسهایم آنقدر زیاد شده که تقریباً برای یکی دو ماه آینده کاملاً پر هستم و دانشآموزان در نوبت هستند تا در کلاسهای من شرکت کنند.
نکته جالب اینجاست که تازه تا جلسه ۵ دوره روانشناسی ثروت ۱ را کار کردهام و مطمئنم با عملکردن به آگاهیهای این دوره، نتایج مالیام چند برابر بهتر خواهد شد.
یک سال پیش، دوره قانون سلامتی را هم خریدم. قبل از شروع دوره، وزنم حدود ۹۵ کیلو بود و همسرم همیشه بابت این موضوع ناراحت بود. یادم هست وقتی زندگی به شیوه این دوره را شروع کردم، به همسرم گفتم تا تولد دخترمان — که کمتر از شش ماه مانده بود — به وزن عالی میرسم. و او با حیرت و ناباوری کامل دید که من دقیقاً به وعدهام عمل کردم؛ آن هم فقط با عملکردن به آموزشها و آگاهیهای استاد.
این تازه فقط درباره تناسب اندام است. در مورد سلامتی هم نتایج بینظیری گرفتم. قبل از دوره، من بهشدت حساسیت داشتم و روزی نبود که بدون قرص یا شربت حساسیت بگذرد. اما از وقتی زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کردم تا الان، حتی یک قاشق شربت یا یک قرص حساسیت مصرف نکردهام و کاملاً راحت هستم.
همچنین باید بگویم که در خانواده ما دیابت ارثی است؛ پدرم، عمویم، پسرعموهایم و عمهام همگی دیابت دارند. من هم قبل از دوره قانون سلامتی قرصهای کنترل قند خون مصرف میکردم. اما امروز آزمایشها نشان میدهد تنها فرد خانواده که دیابت ندارد، من هستم.
کاهش ۹ کیلویی، درمان دردهای مزمن، بهبود بینایی و تجربه دهها معجزه جسمی با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
استاد عباسمنش، من حدود دو هفته است که زندگی به سبک دوره قانون سلامتی را شروع کردهام. بهنظر من این دوره معجزه قرن است و خدا را هزاران بار سپاسگزارم که مرا با آگاهیهای این دوره هممدار کرد.
نتایجی که در همین دو هفته گرفتهام، آنقدر زیاد و باورنکردنی بوده که نمیدانم از کجا شروع کنم.
من از وزن ۹۸ کیلو به ۸۹ کیلو رسیدم؛ یعنی فقط در دو هفته، ۹ کیلو کاهش وزن بدون هیچ اذیتی.
اگر بخوام درباره سلامتم در این دو هفته بنویسم، واقعاً نمیدانم چند صفحه خواهد شد.
من دچار گردندرد شدید بودم و پزشکان تشخیص آرتروز داده بودند و گفته بودند تنها راه، عمل جراحی است. اما الان بهطور ناباورانه گردنم کاملاً خوب شده. هیچ دردی وجود ندارد و بهراحتی سرم را به چپ و راست تکان میدهم؛ در حالی که سالها نمیتوانستم این کار را انجام دهم چون درد غیرقابل تحمل بود. قبل از دوره، هر صبح با درد وحشتناک گردن بیدار میشدم و مستقیم سراغ مسکنها میرفتم. اما حالا حتی یک نشانه از درد ندارم.
خارش کف سر، خشکی و شکنندگی موهایم کاملاً از بین رفته.
پوست دستهایم که با کوچکترین تماس با شوینده مثل کویر ترک میخورد، الان بدون حتی یک قطره کرم، لطیف و سالم شده.
معدهدرد قدیمیام که از بچگی همراهم بود، کاملاً برطرف شده.جوشها، دملها و برجستگیهای دردناک زیرپوستی در کشاله ران و زیر بغل که سالها آزارم میداد، کاملاً ناپدید شدهاند.
موهای زیرپوستی پاهایم از بین رفتهاند و خشکی شدید پوست ساق پا کاملاً درمان شده و پوستم نرم و لطیف است.و حالا دو معجزه اصلی:
اول:
شست پایم کج و دردناک بود و روی آن استخوان مشخصی وجود داشت که همه میگفتند باید عمل شود. هنگام پیادهروی دردش چند برابر میشد و لنگلنگان راه میرفتم. اما الان با پیادهروی طولانی هیچ اثری از درد باقی نمانده. واقعاً معجزه است.دوم:
چشمهایم. من نزدیکبین بودم و برای مطالعه عینک شماره ۳ داشتم. حتی با عینک هم برای خواندن کامنتها باید زوم میکردم و نوشتن برایم سخت بود. چشمهایم میسوخت و فشار زیادی حس میکردم.چند ساعت پیش عینکم همراهم نبود و مشغول خواندن کامنتها بودم؛ آنهم کاملاً راحت، سریع و بدون هیچ مشکل. همسرم با تعجب نگاهم کرد و گفت: «چطور داری بدون عینک میخونی؟!»
من و همسرم از شدت تعجب فقط سکوت کرده بودیم.
فهمیدم که چشمهایم همه چیزهای ریز را بدون عینک میبینند. در حالی که شغلم تاتوکار است و کارم پر از ظریفکاریهای ریز است. همه میگفتند فشار کاری باعث ضعیف شدن چشمهایم شده، اما امروز میدانم که همهچیز از سبک تغذیه غلطی بود که داشتم… و اگر ادامه میدادم، نمیدانم چه بلایی سر نعمت بیناییام میآمد.
وقتی فهمیدم بیناییام در حال بازگشت است، از شدت شکرگذاری بیصدا اشک ریختم.
استاد، آموزشهای شما در دوره قانون سلامتی، واقعاً از هزاران پزشک، پزشکتر هستند. مشکلهایی را حل کردهاند که هیچوقت تصور نمیکردم قابل درمان باشند.من نمیدانم چگونه میتوانم قدردان نعمت بازگشت بینایی باشم؛ نعمتی که اگر نبود، چه ثروتی داشتم؟
فقط میدانم خدا را برای این آگاهی و این معجزات، بینهایت سپاسگزارم.رهایی کامل از اعتیاد ۲۱ ساله، بهبود عمیق روابط خانوادگی و جهش شغلی با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
من ۵۰ ساله هستم و سالهای زیادی از عمرم را در گمراهی و زجر کشیدن گذراندم. علاوه بر تمام مشکلاتی که داشتم، بخش بزرگی از گرفتاری من اعتیاد به مواد مخدر بود؛ اعتیادی بسیار شدید که ۲۱ سال به آن گرفتار بودم.
یک روز که حالم خوب نبود و درگیر افکار منفی بودم، در اینستاگرام میچرخیدم که ناگهان فایلی از استاد عباسمنش بهطور کاملاً ناگهانی جلوی چشمم ظاهر شد. اولش میخواستم رد شوم، اما باور نمیکنید چقدر صدای استاد به دلم نشست… شوکه شده بودم. فایل را کامل گوش کردم و آن آگاهیها مثل باران روی دلم ریخت. ذهنم آرام شد و افکار منفیام محو شد. همان لحظه شروع کردم به جستوجوی فایلهای بیشتر استاد.الان که این متن را مینویسم، به پهنای بالشم اشک شوق ریختهام.
«خسرویی» که سالی یک قطره اشک هم از چشمانش نمیآمد، امروز مثل باران بهاری گریه میکند. همسرم آمد پیشم و گفت: «چرا گریه میکنی؟!»
و رفتار امروز همسرم با رفتار شش ماه پیشش مثل زمین تا کهکشان فرق کرده… که در ادامه میگویم چرا.بعد از پیدا کردن سایت استاد، عضو سایت شدم و با همان گوشی پاره آجریام شروع کردم به گوش دادن به فایلهای دانلودی. طولی نکشید که خداوند لطف بزرگی کرد و شرکت ما—که حتی حقوق را بهزور میداد—بهشکل بیسابقهای ۱۱ میلیون تومان پاداش به حسابمان واریز کرد.
با اینکه شدیداً به پول نیاز داشتم، یا حتی ممکن بود به ذهنم برسد که اول موادم را بخرم، بلافاصله یک گوشی جدید خریدم تا راحتتر بتوانم فایلها را گوش بدهم.
از این لطف خدا چنان لذت بردم که باورکردنی نبود. وقتی با خدا رفیق میشوی، چه درهایی را که باز نمیکند…شش ماه با فایلهای رایگان جلو رفتم و سپس—به هدایت خدا—وارد دوره ۱۲ قدم شدم و تمرینات این قدمهای طلایی و الهی را شروع کردم.
کمکم آن زندگی که سراسر جهنم بود—بهخاطر اعتیاد و نابودی رابطهام با همسر و فرزندم—به شکلی باورنکردنی تبدیل به بهشت شد.
آموزشهای این دوره زندگی من را زیبا کرد و مرا از فقر، درد، تنهایی و اعتیاد نجات داد.به لطف خدا و تمرینهای دوره، بعد از ۲۱ سال دربهدری و ذلت…
اعتیاد وحشتناک و ریشهدارم را بدون حتی یک قرص کنار گذاشتم.
یک ماه تمام درد کشیدم، شبها از شدت درد تکهتکه میشدم، اما فقط از خدا کمک میخواستم. یک بار همسرم مخفیانه دکتر آورده بود، اما محترمانه دکتر را رد کردم چون من درمانگر اصلیام را پیدا کرده بودم…
من با دوره ۱۲ قدم عشقی را پیدا کردم که ۵۰ سال از آن غافل بودم.برای ثروتمند شدن وارد سایت شدم؛ اما خداوند ثروتی بسیار بزرگتر نشانم داد:
قدرت خلق دوباره زندگیام.الان قدم پنجم را تمام کردهام. از آن زندگی دربوداغان، به آرامشی رسیدهام که با دنیا عوضش نمیکنم.
روابط من با همسر و فرزندم بهقدری خوب شده که بهشت را در همین خانهام حس میکنم.
شش ماه است که از اعتیاد ۲۱ ساله رها شدهام و حتی یک قرص هم مصرف نکردهام.به لطف خدای مهربان، سمتم در شرکت ارتقا یافته، حقوقم دو برابر شده، در حالی که کارم راحتتر است و زمان آزاد بیشتری دارم تا ساعتها روی خودم کار کنم و تمرینات دوره را انجام دهم.
احترامی که امروز از همکارانم دریافت میکنم فوقالعاده است.
هر ساعت از زندگی امروز برای من حکم معجزه دارد.



سلام میکنم به همه دوستان عزیزم در گروه عباس منش. من واقعاً یه تجربهای داشتم که واقعاً خدای ما خدایی که کارایی انجام میده که بسیار بسیار عجیب و غریبه. من واقعا دوباره. بعد از اینکه 10 سال در مالزی بودم دوباره مهاجرت کنم به کشور عمان. و دوباره چند روز پیش که داشتم گوش میکردم ذرس های استاد را که قرار نیست که ما بمونیم تا شاید آماده بشه و من همینو در مورد مهاجرت خودم به مالزی و عمان انجام دادم و تصمیم داشته بودم که به دانشگاه یکی از شهرهای عمان برم و به طرز عجیب خداوند از طریق استاد دهان استاد من شد عباس منش و من فقط چمدونم برداشتم و گام برداشتم و توکل به خداوند کردم. و همه چیز غیر قابل تصور بود که خداوند چه کارهایی برای من انجام داد. و چه دستانی رو پیش پای من قرار داد از غذای من از اسکان من از. آبی که حتی میخواستم بخورم و زیاد بود که باور کردنی نیست که چه خونههایی خداوند در اختیار من قرار داد. و چه جوری من توسط چه کسانی دعوت شدم و چه پولهایی رو دریافت کردم. در واقع ما
من با او پول میتونستم یه خونه اجاره بکنم ولی قلب من میگفت که باید حرکت بکنم و برم این گام رو این هدف رو برم به سمت دانشگاه باهاشون در مورد هدفم صحبت کنم. و حرکت کردم و خداوند به من پاداش داد آدمای عشقی در مسیر من قرار داد و هر لحظهای که مردم میدیدم که یه مقدار رفتارشون و کلامشون متفاوت شده میدونستم که از این نقطه باید برم و به نقطه دیگهای برسم که واقعاً همه جور واقعاً شگفتیهای عجیب تجربه کردم. دوست من به من گفت که من که به شما گفته بودم که شما رو میبرم پس چرا رفتین گفتم در دل خودم گفتم من قرار بود شگفتیها رو تجربه کنم با خداوند. در صورتی که اگر با دوستم بودم هیچ کدوم از این تجربه رو نمیکردم و عشق خداوند و دستان خداوند به شگفتیها رو که اینقدر عجیبه نمیتونم اینقدر عالی احساس کنم. دوست من قرار بود در واقع مثلاً روز یکشنبه منو ببره ولی من دیگه واقعاً قلبم اجازه نمیداد که صبر بکنم که بشه یکشنبه و حرکت کنم بنابراین با خداوند حرکت کردم و. و مردمی که از من اصلاً نمیشناختم اونقدر به من عشق دادن اونقدر با من همکاری کردن غیر قابل وصله. و در واقع اینجوری بگم مردم جوری که مردم منو دعوت کردن و محبت کردن که همه محبت خداوند بود. و من چقدر دوباره با یک اقدام شجاعانه جدید باعث من ایمانم قویتر و قویتر و قویتر بشه در دل ترسهای بیشتری حرکت بکنم. دقیقاً ماشینهایی در اختیار من قرار گرفته است افرادی که من اصلاً نمیشناختم ولی اونقدر عالی خداوند همکاری اش که هدف من و خودش بود که من در تمام لحظه راننده اختصاصی داشتم. و میدونستم که خداوند داره به من میگه مسیرت درسته برو و من با تو هستم. و کار خداوند دیوانه کننده بود واقعا در این چند روز که مسافرت بودم و چقدر در این تنهایی با خداوند من بیشتر خودمو شناختم ضعفهای خودم رو شناختم خداوند رو بیشتر شناختم رابطم با خداوند قویتر شد. و دوباره هم که در این نقطه هستم توسط کسایی داره خدا کار انجام میده که غیر قابل وصفه از ماشین. خداوند داره من نشون میده که قدرت تو خیلی بیشتر از این حرفاست پس از خودت تصویر. پس تو از من بخواه تصویرسازی بکن رو هدفت باش و بقیهشم با من. استاد عزیزم با تمام وجودم از شما بخاطر یکتا پرستی تشکر میکنم
و نتیجه اینکه انجام این تصمیم بسیار بسیار اسانتر از انچه بود که من فکر میکردم و من بابت این گام عملی از خودم تشکر میکنم
با سلام و سپاسگزاری از این جلسه بسیار ارزشمند احساس لیاقت
جلسه 4
مادر من صبح تا شب در خدمت همسر و فرزندان اش بود مثل یک خدمه و هیچ کاری برای خودش نکرد نه مسافرتی و چقدر اکنون احساس رضایت ندارد چون خودش را وقف همسرش و کمک به او کرد برای تایید او و ارزش خودش را به تایید همسرش کرد و همیشه می گوید که پدر شما قدردان نیست به همان نسبت که خودش را فدا کرده بود انتظار عشق از پدرم داشت و طبق قانون جهان دریافت نمی کرد چون اول نیازهای او را براورده کرده بود و خودش را فدا کرده بود
من بدلیل اینکه یاد گرفته بودم که زن خوب میکنم خودش را فدای همسر و فرزندان خودش کند تمام عمرم در دوره زناشویی دنبال تایید گرفتن از همسرم بودم و همه کار میکردم خودم را به هر دری میزدم تا او راضی باشد برای تولدش گوشی تلفن قسطی میخریدم که او را خوشحال کنم خودم شرایط جسمی خوبی نداشتم ولی به او که کمردرد داشت و وزن زیادی داشت کمک میکردم که بلند بشود و قدم بزند ،تمام سالیانی که سر کار بودم کارت بانکی ام را به او داده بودم و باید خودم التماس میکردم تا پول خودم دریافت کنم تا او من را زن خوب بداند و نتیجه فدا کردن هم کاملا مشخص شد که توسط همین فرد بدترین رفتار و بی احترامی را دریافت کردم
و الان به لطف دوره ها واقعا بهتر شدم و چقدر مردم و جهان برخوردشون با من مثل یک شاهزاده شده انگار در جهانی دیگر دارم زندگی میکنم نه از هیچ کسی توقع دارم و نه کسی در زندگی من از من توقع دارد خدا را واقعا سپاسگزارم بابت داشتن دوره های استادم و بودن در این مسیر زیبا
با سلام خدمت همه خدمت استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان عزیز من در مورد جلسه 3 احساس لیاقت میخوام صحبت بکنم. من به خاطر تدریس دوره زبان انگلیسی یک خانواده از من خواستند که با در اختیار گذاشتن خونه رایگان با برق و آب رایگان و اینترنت رایگان در اختیار من قرار میدهند که فرزندان انها را درست بدم و. من شروع کردم همه چیز خیلی خوب بود ولی اون مادربزرگ که با من قرارداد بسته بود به شدت بد حرف میزد و به شدت بد رفتار میکرد. و من اینجا به خاطر اینکه احساس میکردم که اگر که احساسم را به او بگویم یه حرفی بزنم ایشون خونه اش را از من میگیره و دچار شرک شدم و ترسیدم این مسئله همین مربوط به دو سه ماه گذشته است و حاضر نشدم که بوندری خودم رو مشخص کنم. این در حالی که خیلی جاها حتی با برادر خواهرای خودم مشخص میکنم و راحت ام و با دوست عزیزم ولی اینجا ایمان ام ضعیف شد و بسیار اعتماد به نفس منو میآورد پایین وقتی که ایشون از بالا به پایین به من نگاه میکرد. و واقعاً دوست دارم که رو خودم کار بکنم بیشتر روی ایمانم با خداوند کار بکنم و ایشون رو دستی از خداوند دونستم واقعاً که این فرصت رو من برام ایجاد شده که خونه دارم و همه چیز خیلی خوبه. ولی باز هم این یه شرک بزرگ به خداوند بود بی اعتمادی به خودم و خداوند بود که. میخوام با درسهای استاد عزیزم هی روز به روز به خودم ایمان بیشتری پیدا کنم و قویتر و قویتر بشم بابت این درس زیبا خیلی استاد عزیزم سپاسگزارم.
سلام میکنم خدمت همه دانشجویان و استاد عزیزم
جلسه 34 قانون ثروت
من همونجور که گفتم قبلا در شغلم که پروژه استرالیا مهاجرت به استرالیا رو داشتم کار میکردم به عنوان شغل خودم با یک شریکی که داشتم. و به دلیل همون موضوع اصلی که استاد گفت من این شریک رو خدا کرده بودم و به شدت به این فرد وابسته بودم اگه تلفن جواب نمیداد میترسیدم که الان برنامه مشتریا چی میشه خلاصه خیلی این آدم رو در کله خودم بزرگ کرده بودم. و به هر حال تو گوشیشم از جهان خوردم. این شد که اصلاً مشخص شد که این فرد اصلاً در مورد مهاجرت به استرالیا که به من گفته بود که براش نیروی کار پیدا بکنم هیچ تخصصی نداره اصلاً این کاره نیست و هیچ چیز واقعی نیست اصلاً. بنابراین تمام پولهایی که خودم داشتم و هزینه کرده بودم و پول بچهها مشتریان همه طبیعتاً توسط این فرد از بین رفت و در این شرایط بود که من به خودم خیلی افتخار میکنم. برای یکی چند روز مثبت نبودم ولی تمام تلاشمو میکردم یک روز در اون شرایط من درسهای استاد رو ترک نکردم. هر روز تمام درسها رو گوش میکردم یه جا مینشستم مینوشتم و بینهایت سپاسگزاری میکردم. چیزی که همه براشون عجیب بود تنها یک راهکار میدونستم که باید ویدیو بسازم چون تخصص من روانشناسی هست و این فعالیتها رو انجام بدم چون همیشه فعال بودم در حالیکه اصلا بلد نبودم ولی هر روز تلاش کردم و یادش گرفتم . از ویدیو کوتاه شروع کردم به مردم آموزش دادن. و به جای اینکه تسلیم باشم ادامه دادم و نتیجه هم این شد که خداوند به طرزی معجزه آسا منو از اون مسئله آورد بیرون. منی که هیچ وقت هیچ مسئلهای نداشتم تو زندگیم که بخواد به دادگاه و قانون برسه ولی برای یک بار رفتم و گفتم من اشتباه کردم و من مسئولیت این کارو میپذیرم و من باید تمام پول مشتریانم را خودم برگردونم و خانواده من بشدت از من انتقاد کردند چرا نوشتی که کار میکنی و برمیگردانی . و بنابراین جهان هم مقاومت نکرد و باعث شد که به طرز عجیب خداوند و از طریق کلام استاد عباس منش عزیز. به من دستور حرکت داد گفتم چون خواهر منم تو این برنامه همکار من بود گفتم پس خواهرم چی میشه و خداوند به من گفت مثل حضرت علی که در زمانی که حضرت محمد اون شب او رو به جای خودش قرار داد تو هم حرکت کن هیچ اتفاقی برای خواهرت نمیافته. من گفتم چشم حرکت کردم در تمام این مدت در تمام این مدت عالی غذا خوردم در تمام روزاش فقط شاید روز اول نتونستم زیاد یکی دو روز اول ولی بقیه بهترین غذاهای قانون سلامتی رو برای خودم درست کردم عمیقترین خواب رو تجربه کردم. و اجازه ندادم که شیطان بر من پیروز بشه و خداوند و من بودیم که پیروز شدیم و الان همه چیز آرام نه کسی به من پیام میده نه کسی به من زنگ میزنه. و به طرز عجیب هیچ مشتری برای برگشت پولش به من پیام نمیده ولی در عین حالی که من خودم را مسئول میدونم که پول اونا رو کار کنم برگردونم. و عجیب اینکه بارها و بارها شیطان از طریق مادر خودم به من ویس پیام داد که خواهرت چه اتفاق ممکن هست براش بیفتد براش ولی من در همان روزها مهاجرت کردم بدون شغل در ایران تمام پول سفرم در عرض 5 دقیقه با انجام کار بسیار ساده برای مشتری فراهم شد چون هر روز درس ها را گوش می دادم و می نوشتم و آرام بودم و آرام بودم. و اصلاً این مسله باعث نشد که من کارم تحت تاثیر قرار بگیره یا اینکه خوابم یا غذام و همین باعث شد که اطرافیان من به شدت شگفت زده باشند و اونها هم با ایمانتر و قویتر باشم. و همین باعث شد که خواهر من وقتی آرامش منو دید به شدت او هم سپاسگزار باشه و او هم آرام باشه و خداوند به طرز عجیب خواهر من را از مسئله اون پرونده آورد بیرون. و من و خداوند هستیم که با هم هستیم و این پیروزی را خلق کردیم و خواهیم کرد خواستم بگم که من واقعاً به خودم افتخار میکنم که آدمی قدرتمندتر از خودم ندیدم. که اینقدر با ایمان باشه و در عین حال اینقدر رو خودش کار کنه و تازه در همین شرایط مهاجرت کنه حرف خداوند و استاد عباس منش را گوش کند و انتخاب کردم که شغل تخصص روانشناسی خودم را انجام بدم. چیزی که میخوام بگم اینه که من تصویر ذهنیم رو از دست ندادم همون روزها روی خواستههام کار میکردم مه ناخواسته هام مینشستم کار میکردم و رو به جلو حرکت میکردم بنابراین خواستم بگم که ما این قدرت داریم با خداوند باشیم تمرکز روی داشته ها و کنترل تصویرسازی اشتباهات را تبدیل به معجزه و برکت کنیم .من عمل گرا هستم ایمان در عمل نه در حرف.
خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت داشتن استادم عباسمنش که من را با خداوند دوست کرد
با سلام خدمت همه دانشجویان عزیز استاد عباس منش و خود استاد عباس منش عزیزم
من میخواستم بگم که به یک نتایج فوق العاده رسیدم یه تمرینی را هدایت شدم و دریافت کردم. که بینهایت نتیجهاش منو شگفت زده کرده من همیشه تو فکر این بودم چه جوری میتونم خانوادهام را در حالت سلامتی کامل تصویرسازی بکنم. و هدایت شدم به اینکه صبحها وقتی بیدار میشم با خداوند پیادهروی سپاسگزاری را انجام میدم خانوادهامو میبینم مادرمو میبینم که داره شیرینیهای سبز رنگ رو سر پدرم نوه ها برادرم عروسهامون میریزه و داره بهشون یکی یکی میگه که مثلاً احسان پسر خوبم اینهمه سلامتی و خوشبختی مبارک ات باشه و یکی روی همه اعضای خانواده ، نتیجهاش این شد که خواهرم که سالیان سال میشد که خونه پدرم بره الان در ماه چندین بار داره میره خونه پدرم و برام بسیار شگفت انگیز بود عروسمون که واقعاً رفت و آمد نمیکرد خونه پدر رفت و آمد میکنه و و مادرم گفت که بهترین آشپزی رو اومده تو خونه انجام داده و کمک کرده. بینهایت شادی و موفقیت وارد زندگی خانواده من شده و یکی دیگه از کارهایی که من تو این مدت انجام دادم برنامه کدینگ ذهنی بود که اومدم اون مبالغی رو که مد نظرم بود برای زندگیم میخواستم به دست بیارم مینوشتم. سه ساعت زمان میبرد و با یه موزیک که تاثیرگذار بود برام گوش میکردم همزمان تصویرسازی میکردم اون تصویر جلو ذهن من بود و مینوشتم نتیجه این شد که به طرز معجزه آسا همه خواسته های من داره. از کوچکترین چیزهایی که میخواستم و بزرگ بلادرنگ پیش پای من قرار میگردد ،حتی ادم هایی که با انها کار دارم جلو من بلادرنگ ظاهر میشوند و من نفس ام بند میاد ، بطرزی جادویی خونه من و دخترم همزمان با هم جابجا شد به نقطه بسیار عالی رفتیم داریم زندگی میکنیم و این برنامه نتیجه اش که اعداد میگم مواردی هست که من میخوام بنویسم حتی در روزهای تعطیل هم سه ساعت نوشتن را انجام میدم بعد که میرم بیرون از خونه معجزه ات یکی پس از دیگری میبارد و من اصلاً مبهوت میشم و نمیتونم نفس بکشم از این همه شادی و معجزه که هرچی میخوام با هر کسی میخوام صحبت کنم هر کاری میخوام انجام بدم و خواستههام قشنگ من به سرعت به سرعت نور داره انجام میشه. البته که من هر کدوم رو 100 بار هر کدوم از اون مبالغ رو مینویسم. به طرز معجزه آسا مردم رو دارم میبینم چنان به من عشق میدن یعنی هرجا میرم برای من آب بیارن مثل یک شاهزاده بهترین پذیرایی را از من انجام میدند در حالیکه اصلا من را نمیشناسند و خلاصه میخوام بگم که این بحث یک داستانی از خودم هم بگم که چقدر معجزه آسا بوده تو این چند مدت. و بعد من به لطف خداوند خداوند هدایتم کرد که از مهارت زبان انگلیسی استفاده کنم و آموزش بدم. و جالبه که یک خانواده با من یک قراردادی بستند به مدت سه ماه خونه رایگان برق رایگان آب رایگان و اینترنت رایگان به من دادند دقیقاً خونه کامل از زمانی من برنامه کدینگ را شروع کردم به انجامش بعد که قرارداد من تموم شد و خداوند به من دستور حرکت داد اصلاً من نه جایی میشناختم برای خونه و نه جایی بلد بودم و از خداوند خواستم که هدایتگر من باشه فقط با ایمان کامل چمدان ام را برداشتم و سر خیابان استادم، و گفتم خودت من را ببر من وظیفه ام را انجام دادم در کشور عمان که هستم و دقیقاً یه دوستی که من اصلاً فکرشم نمیکردم جلوی پای من قرار گرفت تمام وسایل من اصلاً تمام وسایل منو برام گذاشت تو ماشین و دقیقاً منو برد به جایی که گفت من یه کسی رو میشناسم و ایشون خیلی مهربونه و مسئله اسکان رو برات انجام میدیم
و بلادرنگ فقط در 5 دقیقه به ان خونه جدید رسیدم و بلادرنگ صاحب خونه کلید به من داد بدون تلاش. رفتم شب قبلش از دوستم خداحافظی کنم گفتم دارم میرم گفت کجا میری گفتم من اصلاً نمیدونم ولی یعنی چی که نمیدونم فردا دارم کجا میرم گفتم.
توضیح ندادم ، الان خداوند من و دخترم را دقیقاً همزمان با همدیگه بحث اسکان ما را جابجا کرد به یه جای عالیتر و تمیز و بینظیر و پر از همسایه ثروتمند قرار داده. من به دخترم توضیح ندادم ولی ولی ایشون هم شگفت زده بود از این معجزه و بدون تلاش که براش اتفاق افتاده و خونش که جابجا شده و جایی رفته که پر از بهترینه و چقدر آسون انجام شده. خواستم بگم که لطفا این تمرین کدینگ ذهنی مخصوصاً رو مبالغی که مد نظرتون هست مبلغهای بزرگ شروع کنید به نوشتن و نتایجش رو ببینین و برای منم لطفاً پیام بذارین که چه نتیجه فوقالعادهای رو دریافت کردین شماره واتساپ من
96871542824+
استاد عزیزم باعث افتخار جهان هستید خیلی سپاسگزارم بابت داشتن شما در زندگی ام
Chapter 13
چقدر با خودت راحت هستید وقتی تنها هستید و از بودن با خودت لذت میبرید ؟
ایا لذت میبرید و دایم دنبال رابطه عاطفی عاشقانه هستید و موفق هم نمی شوید
چون افرادی که با خودشان لذت نمی برند نمیتوانند در رابطه عاطفی موفق باشند
خیلی ها نمی دانند چکار کنند حتی یک روز اگر متاهل هستند ولی دو روز همسر و فرزندان انها رفتند مسافرت نمی دانند چکار کنند حتما یک نفری باید پیدا کنند
من واقعا این را تجربه کردم که بشدت حتی یکساعت هم از تنهایی نمی توانستم باشم و همه اش میخواستم با همسرم برم بیرون حتی اگر او کاری داشت که بهتر بود من در خونه بودم و راحت بودم چون خودم را دوست نداشتم بشدت وابسته بودم و بعد از جدا شدن از همسرم بشدت کار میکردم و صبح تا شب درس میخواندم و اعتیاد به کار داشتم و اگر اخر هفته بود دنبال افراد بودم که افراد را پیدا کنم و مشغول باشم ولی از زمانی که سپاسگزاری از خداوند را شروع کردم و نوشتم و روی خودم و شخصیت خودم کار کردم چقدر با خودم در تنهایی لذت میبرم ،خودم تنهایی مسافرت کردم بارها و بارها ،رستوران به تنهایی رفتم خرید هام را به تنهایی رفتم و لذت بردم و واقعا لذت بردم ،الان مردم وقتی از من میپرسند چطور میتوانی تنها باشی می گویم من از صبح تا شب برنامه برای لذت کار و تفریح دارم ،دیگر از تنهایی نمی ترسم با خودم بهترین دوست شدم
واقعا دوست ندارم که به کسی زنگ بزنم که الان تنها هستم پس با یک کسی سرگرم میشوم
داشتن ارتباط با دیگران ،ازدواج و داشتن ارتباط عاطفی عالیه و باید داشته باشیم ولی اگر نباشد هم اذیت نمی شویم
غذام در سکوت میخورم خیلی ها حتما باید حرف بزنند و سر و صدا باشد تا بتوانند غذا بخورند و با من صحبت میکنند و من واقعا از توی سر و صدا غذا خوردن لذت نمی برم و با احترام میگم که بعد از غذا اگر امکان داره صحبت کنیم من راحت ترم.
خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت نتایج عالی دورههای استاد عباسمنش که نجات دهنده زندگی من و میلیون ها نفر شده
استاد عباسمنش عزیزم واقعا سپاسگزارم
من سلام میکنم به همه دانشجویان عزیز و استاد عزیز بسیار ارزشمندم که چقدر باعث تحول زندگی من در همه جنبهها شده. من یکی از درسهای استاد که میگه که در هر جایی که هستین بهترینهاتون رو انجام بدین اگه توی کار دولتی هستین اگه تو کار خصوصی هستین اگر که هر فعالیتی رو میخواین انجام بدین در هر جایی که هستین اون رو به بهترین شکل ممکن و با تمام وجود انجام بدین. من هدایت شدم به یکی تجربه خودمو باهاتون در میون بذارم که من در واقع وقتی که دوره کووید بود و من در مالزی زندگی میکردم. و طبیعتاً کالجی که درش کار میکردم تعطیل بود همه بیزینسا تعطیل بود. و من باید هزینههای زندگی و کرایه خونه رو پرداخت میکردم چیزی که همیشه و همیشه صاحب اون خونه میدونست که من به موقع انجام میدم. مسئله پرداخت من بدلیل تعطیلی کارم طول کشید و هی به من پیامی داد زنگ میزد که شما فقط یه هفته دیگه فرصت داری و میخوای چیکار کنی گفتم نمیدونم ولی میدونم که خداوند به من کمک میکنه برای این پرداخت. و دوباره هم میشد همون یه هفته و میگفت که ببین خدا کاری نکرد و این پوله و در مورد پول بعد یه جور دیگه فکر کرد خب منم کاری نمیتونستم انجام بدم تو اون شرایط واقعاً نه ایدهای داشتم و نمیدونستم باید چیکار کنم و باز میگفتم خدا به من کمک میکنه و. کاری که من انجام میدادم بدون اینکه بدونم نتیجه چه خواهد بود هر روز سه ساعت تمام خونه بزرگ سه خوابه بطرزی جادویی تمیز میکردم و همه جا برق میزد عین دوره موفقیت شغلی استاد که میگه در هر جایی که هستید بهترین هاتون را انجام بدید و من اینو اصلاً در وجودم از قبل داشتم چه در کاری که دولتی بوده چه در خصوصی بوده همیشه من بسیار بسیار بیشتر از اون چیزی که از من میخواستند من انجام میدادم. اصلاً برام مهم نبود که مدیر کل چه جوری با من برخورد میکنه اون مدیر اون بخش خصوصی چه کار میکنه چه جوری با من برخورد میکنه هر جوری که رفتار میکردن من باز بهترینهای خودم رو همیشه انجام میدادم. و نتیجه این شد که من در اون دوره تنها چیزی که به نظرم میومد که میتونستم انجام بدم این بود که روزی 3 ساعت و نیم وقت میذاشتم و خونه رو خونه به اون بزرگی سه خوابه رو بسیار بسیار با تمام وجود در و دیوار همه جا را برق میانداختم از تمیزی به بهترین شکل ممکن انجام میدادم. هر روز و هر روز و هر روز این کارو تکرار میکردم. و نتیجه این شد که دیگه اون تاریخ که به من فرصت داده بودم تموم شد و گفتش که من میام و کلیدا رو میگیرم مثلاً کارت در ورودی رو از شما میگیرم و دیگه تموم شد. و من خیلی برام عجیب بود که خداوند همیشه با من بوده پس چه جوری تا الان من هنوز نتیجهای که میخوام رو پولی که میخوام رو راهی که میخوام رو که کرایه پرداخت کنم هنوز پیدا نکردم. ولی باز طبق قانون تصویرسازی و سپاسگزاری من ادامه دادم و نتیجه این شد که ایشون اومد و و جالب اینکه گفتش که چه جوریه که شما این خونه رو اینقدر تمیز نگه داشتی که غیر قابل باوره. فکر کنید زیر مثلاً زیر وسایل هم بسیار تمیز بود حتی انباری ، خود و همسرش براشون جالب بود چه جوری زیر این همه وسایل ما داریم نگاه میکنیم زیر اونها هم برق میزنه. و خودش به خانمشون گفتن که ما باورمون نمیشه چه جوری خونه ما اصلاً یه جور دیگه شده از این همه تمیزی. و نتیجه این شد که خداوند و جهان به من پاداش داد. در واقع یه پول خیلی خیلی بزرگ میشد و ایشون پولو بخشید با تمام عشق با تمام مهربانی با تمام محبت و پاداش جهان شد به من که کارمو اونقدر عالی انجام داده بودم. و دوباره نتیجه این شد که خواهر من بدون اینکه من بهش بگم پول خونه بعدی رو فراهم کرد ما رفتیم توی خونه جدید قرار گرفتیم. و یکی از تجربیات دیگه هم که یادم اومد برای بچهها بگم که درس خیلی فوق العادهایه من سالیانی در پستهای بالای بودم در ایران و بعد که مهاجرت کردم چون زبان بلد نبودم رفتم در دوره دانشجویی در رستوران کار کردم. و این باعث شد که من در همون جایی که در رستوران کار کردم چنان متفاوت کار کردم که همون هفته اول درآمد این رستوران حدود سه چهار برابر بیشتر شد. و همیشه و همیشه کارم قبل عالی انجام دادم که نتیجه این شد دوباره جهان به من پاداش داد من در اون تایم یه وام حدود خیلی زیادی که مبلغش برای من بزرگ بود که در ایران داشتم و هر ماه باید قسط پرداخت میکردم اصلاً شرایط راحتی نبود. و به طرزی عجیب بدون اینکه من درخواست بکنم دوستم به من گفت که این وامو من میخوام برات تسویه کنم مبلغش خیلی مبلغ به اندازه پول یه خونه خریدن بود و این فرشته خداوند دست خداوند شد بدون اینکه من بگم پول وام به طور کامل تسویه شد فقط به خاطر اینکه من در جایی که بودم واقعاً عالی عمل میکردم هنوز در اون تایم قانون را نمیدونستم و سپاسگزاری هم بلد نبودم خداوند هم به جهان پاداش متفاوت را به من داد و من واقعاً از اون به بعد دیگه نه وام گرفتم و سعی کردم که در آرامش زندگی کنم. سپاسگزار خداوندم به خاطر اینکه همیشه و همیشه به عملکرد ما جواب میده و سپاسگزار خداوندم به خاطر داشتن استادم که وجودش باعث شده که من زندگیم روز به روز آرامتر زیباتر و باشکوهتر بشه.
سلام به استاد عشقمون و مریم عشق
خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت داشتن دوره های استادم که چقدر دانشجویان نتایج عالی گرفتند خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت وجود استاد عزیزم عباسمنش که چقدر کلام خداونده
آگاهی جلسه 24 ثروت
انسان موفق انسانی که از اشتباهات خودش و دیگران درس میگیرد ،به خاطر همین خیلی از قدم ها را بر نمیداریم
من حرکت میکنم و کلی درس یاد میگیرم من چقدر سالیانی بخاطر اینکه میترسیدم قدم برنداشتم که علیرغم علم زیادی که داشتم که میترسیدم که موفق نشم ادامه ندادم در حالیکه دکترا خوانده بودم ولی استادم عباسمنش میگه من هیچی بلد نبودم ولی رفتم و انجامش دادم و چقدر پیشرفت و ثروتمند شد چون از اشتباههاتش درس گرفت و رفت جلو در حالیکه بترسید از دو دلی
برای ثروتمند شدن نیاز به شخصیت قوی داره من ترسم را کمتر میکنم اگر اشتباه کردم دنیا به آخر نمیرسه ،من حرکت میکنم سعی میکنم اشتباه نکنم به ان چیزی به من گفته شود عمل میکنم من خیلی میتوانستم پول و ثروت و شادی در زندگی ام خلق کنم در صورتی من مسیری که مطالعه کرده بودم و تحصیلات دکترا روانشناسی داشتم عاشق اش بودم ولی فکر کردم نمیتوانم ازش پول بسازم من اشتباهی نمیکنم خیلی مردم کاری نمیکنند چون از اشتباه کردن میترسیدند زندگی یک مسیر ناشناخته هست اگر حرکت کنی و قدم برداری اگر مصمم به حرکت کردن باشی یک کار آفرین با این نگرش میتواند کار آفرین بشه چون فکر نکرده اگر اشتباه کنم چی میشود بعد متوجه میشویم چرا خیلی ها میتوانند پیشرفت کنند ولی شما نمیتوانیم پس اشتباه کردن بخشی از مسیر هست هیچ اشکالی نداره نخواهید که فردی باشید که اشتباه نکنید همه چیز را میتوانید درست کنید وقتی درس هر پیشرفتی را میگیرید چقدر ما را قوی تر میکند مهم حرکت کردن هست هیچ راهی نیست که تمام تصمیمات ما بهترین باشه ولی با تصمیم و حرکت کردن و حل کردن ان مسائل هیچ کس نیست در جهان که همه چیز را درست انجام بده ولی من در تدریس زبان انگلیسی میترسیدم ولی حرکت کردم و باعث شد که کلی پول کسب کنم و چقدر هر روز پیشرفت کنم
ا
درس توحید عملی
سلام به استاد عزیزم و مریم عشق عزیزم من میخوام یک تجربه فوق العادهای رو در مورد چند روز پیش خودم به بچهها بگم. من میخواستم ویزام را تمدید کنم و میخواستمم که از کشور خارج نشم و و برام تمدیدش بکنم در واقع از لحاظ منطقی اصلاً امکانپذیر نبود. میگفتن نه برات انجام نمیدیم دفعه گذشته انجام دادیم برات ولی الان امکانش نیست و باید حتماً خروج از کشور بزنی و بعد دوباره برگردیم. و من صبح توی اون اون برنامه ستاره قطبی برای خودم نوشته بودم که خدا تو امروز با منی و تو همه افراد اونجا رو مسخ میکنی و کار من توسط دستور تو که فرمانروای جهان هستی انجام میشه. و از همون موقع که اونجا رفتم از استاد عزیزم یاد گرفتم که تحسین کنم تمام چیزایی که تو اونجا میبینم از مثلاً فضای تمیز اونجا از بوی خوب اونجا از لبخندی که دارن میزنن خلاصه تماماً توی اون تصویر بودم که کارم انجام شده و. شیرینی میریزم دارم شادی میکنم و دستم رو به آسمون بود در تصویرسازی ذهنی ام و دفتر سپاسگزاری را هم با من بود مرتب مینوشتم موضوع مهم اینه که من در دلم یاد گرفته بودم از استاد که بگم من الان قدرت رو از تمام پلیسها از اداره ایمیگریشن میگیرم و قدرت رو به خداوند میدم فرمانروا اونه و اگه او دستور بده شما نمیتونین بگین نه. و داشتم مرتب تکرار میکردم و به طرز شگفت انگیز منو هدایت کردن به سمت اتاقی که کار من با تمام عشق انجام شد. و جالبه بدونین که حتی مثلاً من 4 ماه اینجا بودم اونا فکر کردن که سه ماه من اینجا هستم در ان اتاق متفاوت و با اینکه پاسپورتم تو دستشون بوده نمیدیدند که من چهار ماه هستم. و خدا نشون داد که چه جوری همه آدما را مسخ کرد کار من انجام شد طبق معمول خداوند و قانون خداوند و من پیروز شدیم. گفتم این تجربه رو بنویسم هی قلبم به من گفت که اینو باید حتماً در میون بزارم باهاتون که چقدر وقتی که به خداوند وصل میشیم چقدر همه چیز متفاوت میشود. و قانون همیشه و همیشه و همیشه پیروزه.
من واقعا از شما استاد عزیزم عباسمنش سپاسگزارم