نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -زهرا حسینی

    کاهش وزن چشمگیر، تنظیم کامل انرژی و بهبود سلامت زنانه با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    من و همسرم دقیقاً دو ماه است که به شیوه دوره قانون سلامتی زندگی می‌کنیم. از همان روز اول با خودم تعهد کردم که بعد از دو ماه، نتایج‌مان را به اشتراک بگذارم.

    من با قد ۱۶۰ و وزن اولیه ۶۲ کیلو وارد دوره شدم و حالا به ۵۳ کیلو رسیده‌ام. اندامی ساخته‌ام که خودم هم گاهی باورنمی‌کنم؛ واقعاً زیبا، متناسب و سبک.

    همسرم هم با قد ۱۸۵ و وزن ۱۰۲ کیلو، امروز به ۸۹ کیلو رسیده.
    انرژی ما هر دو نفر بی‌نهایت زیاد شده؛ بعد از هیچ وعده غذایی احساس خواب‌آلودگی نمی‌کنیم و این برای ما یک تحول بزرگ بوده. زمان آزاد فوق‌العاده‌ای برای برنامه‌های روزانه‌ام پیدا کرده‌ام—از جمله یادگیری زبان، گوش‌دادن به فایل‌های استاد و کارکردن روی خودم.

    روزانه ۲ تا ۳ ساعت پیاده‌روی می‌کنم، آن هم با راحتی کامل. صبح‌ها پر از انرژی بیدار می‌شوم، در حالی که قبل از دوره، چنین احساسی را تجربه نمی‌کردم.

    پیش از این دوره، روزهای پریود من بسیار نامنظم بود و بین ۸ تا ۱۱ روز طول می‌کشید. اما بعد از دو ماه زندگی با آموزش‌های دوره قانون سلامتی، روزهای پریودم دقیقاً ۸ روز شده و در این ایام خلق‌وخو و احساساتم بسیار بهتر است.

    چند روز پیش لباس‌های دو ماه قبل را پوشیدم؛ شلوارم آن‌قدر برایم گشاد شده بود که باورم نمی‌شد قبلاً اندازه من بوده. عکس‌های قبلی را با همان لباس پیدا کردم و دقیق نگاه کردم… و تازه باورم شد که واقعاً چقدر تغییر کرده‌ام. همان لحظه از ته قلب خدا را شکر کردم.

    استاد عزیز، فقط می‌خواستم با نوشتن این تجربه، تعهد خودم را نشان دهم و از شما برای این دوره بی‌نظیر و این سبک زندگی فوق‌العاده، قدردانی کنم.

  • -علی راد

    کاهش ۴۴ کیلو وزن بدون سختی، لذت‌بردن از غذا و درمان مشکلات سلامتی با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    من علی، ۳۳ ساله هستم و واقعاً مفتخرم که عضو این خانواده بزرگ و خوشبخت هستم. همیشه بزرگ‌ترین چالش زندگی من اضافه‌وزن بود. برایم اصلاً منطقی نبود که بخواهم از لذت بی‌نهایتی که از خوردن غذا، آشپزی و دورهمی‌ها می‌بردم دل بکنم تا به تناسب اندام برسم. من عاشق غذا بودم و فکر می‌کردم کوچک‌ترین سختی یا محرومیت در این مسیر جایگاهی در زندگی من ندارد.

    تا اینکه با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی آشنا شدم.

    در این دوره توانستم اهرم رنج و لذت را در ذهنم درست کنم و کاملاً پایبند شوم به سبک زندگی دوره. نکته جالب اینجاست که در تمام این مسیر، نه‌تنها از غذا خوردن لذت می‌بردم، بلکه حتی یک لحظه هم «گرسنگی نکشیدم». با همین سبک لذت‌بخش، نتایج خارق‌العاده‌ای در سلامت و تناسب اندام گرفتم.

    من حدود پنج ماه پیش زندگی به شیوه این دوره را با وزن ۱۴۳/۸۰۰ کیلوگرم شروع کردم و امروز، بعد از فقط پنج ماه، به ۱۰۰ کیلوگرم رسیده‌ام؛ یعنی بیش از ۴۴ کیلو کاهش وزن—آن هم بدون فشار، بدون رژیم و بدون محرومیت.

    در کنار کاهش وزن، تمام مشکلات سلامتی‌ام هم برطرف شده است. حتی مشکل آزاردهنده خُر و پف که سال‌ها عذابم می‌داد، کاملاً ناپدید شده است.

    از صمیم قلب سپاسگزارم از دوره عالی قانون سلامتی و آموزش‌های بی‌نظیر استاد عباس‌منش که چنین تحول بزرگی را در زندگی من رقم زدند.

  • -وجیهه کوهجانی

    کاهش ۱۷ کیلویی وزن، جوان‌سازی پوست، بازگشت رنگ طبیعی موها و ده‌ها معجزه جسمی با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    می‌گویم «سرزمین عجایب» چون امروز در آینه چیزی دیدم که باورش برایم واقعاً سخت بود. آن‌قدر عجیب که از همسرم و چند نفر دیگر خواستم ببینند آیا همان چیزی را می‌بینند که من می‌بینم؟ و آن‌ها هم تأیید کردند و هم از این نتیجه شگفت‌زده شدند.

    ماجرا از این‌جاست که دو ماه پیش، زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کردم. سه دور کامل این دوره را گوش داده‌ام و هر روز در حال اجرای آن هستم. به لطف این دوره، توانایی ذهنی، تمرکز و قدرت مغزی‌ام بالا رفته و ایده‌های فوق‌العاده برای شغلم دریافت کرده‌ام—ایده‌هایی که در حال اجرا هستم و به زودی از نتایجشان می‌نویسم.

    در مورد سلامت جسمی‌ام هم نتایج بی‌نظیری گرفته‌ام. وزنم از ۹۸ کیلو به ۸۱ کیلو رسیده آن هم کاملاً راحت و بدون فشار.
    اما نتیجه‌ای که خودم را حیرت‌زده کرد، تغییر واضح و چشمگیر در رنگ موها و رشد ابروهایم بود.

    من حدود یک سال است که موهایم را رنگ نکرده‌ام. سال‌ها برای تنوع و بعد برای پوشاندن سفیدی‌ مو، مدام آن‌ها را رنگ می‌کردم. فقط دو دسته از موهای شقیقه‌هایم کاملاً سفید و یک‌دست شده بودند طوری که انگار دو تکه مش سفید طبیعی در موهایم باشد. دیگر خسته شدم و تصمیم گرفتم رنگ نکنم. جالب اینجاست که همه می‌گفتند این سفیدی‌ها خیلی قشنگ هستند و چهره‌ام را خاص کرده‌اند.

    اما امروز، بعد از فقط دو ماه زندگی طبق آموزش‌های دوره قانون سلامتی، در آینه دیدم که موهای سفید شقیقه‌هایم تقریباً از بین رفته‌اند و به‌صورت جوگندمی با غالب رنگ مشکی درآمده‌اند! باورم نمی‌شد. حتی رفتم در گالری موبایلم عکس‌های چند ماه پیش را نگاه کردم و دقیقاً مثل حرف استاد «با فکت» دیدم که سفیدی موهایم واقعاً مشکی شده‌اند.

    ابروهایم آن‌قدر پر پشت شده‌اند که مدتی است دیگر مداد ابرو استفاده نمی‌کنم.
    موهای زائد ضخیم اطراف چانه و لب که همیشه درگیرشان بودم، کاملاً از بین رفته‌اند.

    قبل از این دوره، پوست صورتم به‌خاطر چربی بالا روزنه‌های باز و ظاهر پرتقالی داشت؛ اما حالا پوستم آن‌قدر صاف شده که انگار ۱۵ سال جوان‌تر شده‌ام—مثل زمانی که ۲۰ ساله بودم.

    استاد عزیز، کلمات توان بیان سپاسگزاری از شما را ندارند.
    با تک‌تک سلول‌هایم از شما متشکرم که دوره قانون سلامتی را تولید کردید و این معجزه‌ها را وارد زندگی من نمودید.

  • -عماد

    ساختن درآمد میلیاردی، بازگشت انرژی جوانی و درک عمیق آیات قرآن با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم و دوره قانون سلامتی

    من عماد هستم و از خدای بزرگم سپاسگزارم که بالاخره فرصت شد نتایجم را بنویسم.

    چند روز پیش، هنگام پیاده‌روی روزانه به شیوه دوره قانون سلامتی، هم‌زمان به جلسه ۲ | قدم ۷ گوش می‌دادم؛ همان جلسه‌ای که استاد عباس‌منش آیات ۱۶۸ تا ۱۷۳ سوره بقره را توضیح می‌دهند. وقتی این آیات را دوباره شنیدم و با دقت روی آن‌ها تأمل کردم، به یک حقیقت بزرگ رسیدم: خداوند، اصول دوره قانون سلامتی را سال‌ها قبل در قرآن توضیح داده بود؛ فقط ما متوجه عمق آن نشده بودیم.

    در این آیات خداوند می‌فرماید از آنچه پاک و حلال است بخورید و از مسیر شیطان پیروی نکنید که او دشمن آشکار شماست… و همین آیات، منطق و ساختار قانون سلامتی را برایم روشن‌تر کرد. حتی در آیه ۱۸۲ سوره بقره درباره روزه و اصل خوراک پاک صحبت شده است. هرجا که من توانستم اصل را بفهمم و به آن عمل کنم، نتایجم جهشی و کوانتومی رشد کرده است.

    هرچند سال‌ها از آموزش‌های استاد عباس‌منش نتیجه گرفته‌ام، اما هیچ‌وقت درباره تغییراتم چیزی در سایت ننوشته بودم. فقط یک بار در بیوی صفحه‌ام اشاره کوچکی کرده بودم. ولی حالا وقتش رسیده که بگویم از کجا به کجا رسیده‌ام.

    من از کف خیابان شروع کردم. با گذشته‌ای پر از اشتباهات و رفتارهایی که خودم هم از یادآوری‌شان ناراحت می‌شوم. چهار سال پیش تصمیم گرفتم برای همیشه تغییر کنم. اما شش ماه طول کشید تا جهان هستی اجازه بدهد که هم‌مدار با آموزش‌های استاد شوم و بتوانم به فایل‌های ایشان گوش بدهم.

    یادم هست فقط با گوش دادن به آموزش‌های هدیه‌ای سایت در بخش دانلودها، طی ۸ روز توانستم از صفر مطلق، ۴ میلیون تومان پول کاملاً حلال بسازم. با ادامه این مسیر در این چهار سال، امروز به درآمدی رسیده‌ام که از نگاه دیگران «مفت‌مفت به همه‌چیز رسیده‌ام» اما من، طبق گفته استاد در دوره ۱۲ قدم، دقیقاً می‌دانم نتایج دارد از کجا می‌آید.

    از توضیحات جلسات تمرین ستاره قطبی در ۱۲ قدم یاد گرفتم که توجه به نکات مثبت، واقعاً همه‌چیز است.

    امروز یک زندگی فوق‌العاده دارم.
    یک عزیزِ دل مثل استاد عباس‌منش در زندگیم دارم.
    گردش مالی من در یک سال گذشته یک میلیارد و هشتصد میلیون تومان بوده است.
    و هر خواسته‌ای که از دل تضادهایم بیرون آمده، از یک مسیر روان و آرام برایم محقق شده است.

    از زمانی که با دوره قانون سلامتی کار می‌کنم، سلامت ذهن و بدنم دستخوش تغییرات عمیقی شده. فهمیده‌ام که زندگی به شیوه قانون سلامتی، اصل اول است و هرکس باید تغییر را از این نقطه شروع کند. چون واقعاً «عقل سالم در بدن سالم است».

    دو ماه قبل از خریدن دوره قانون سلامتی، از خداوند درخواست انرژی ۱۸ سالگی‌ام را کرده بودم. امروز که این‌ها را می‌نویسم، قدرت و انرژی‌ای را در جسم و ذهنم تجربه می‌کنم که حتی فکر نمی‌کنم در ۱۸ سالگی هم چنین چیزی در من بوده باشد—
    از قدرت جنسی گرفته تا تمام جنبه‌های دیگر توانایی و سلامت جسمی.

    امروز بیش از همیشه می‌دانم که وقتی به اصول الهی و قوانین آفرینش در این دوره‌ها عمل می‌کنی،
    زندگی فقط بهتر و بهتر می‌شود.

  • -ملیحه کشمیری

    تحول مالی، شخصیتی، عاطفی و معنوی در یک سال با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم

    وقتی در قدم دوازدهم، چکاب فرکانسی ابتدای دوره را با چکاب قدم آخر مقایسه کردم، از شدت تعجب دهانم باز مانده بود. حتی یادم رفته بود که یک سال پیش و در شروع دوره ۱۲ قدم، چه مشکلات و شرایط سختی داشتم.

    مثلاً دندانم خراب بود و حتی هزینه مراجعه به پزشک را نداشتم؛ اما بعدها آن‌قدر راحت و بدون دغدغه مالی به دکتر مراجعه کرده و درمانش کرده بودم که کاملاً فراموشش کرده بودم.

    قبل از شروع دوره ۱۲ قدم، حتی در تأمین هزینه‌های اولیه خورد و خوراک مشکل داشتم. اما امسال، با وجود چند برابر شدن قیمت گوشت، مرغ و… هر چیزی که لازم دارم را راحت می‌خرم، بدون اینکه حتی قیمتش را بپرسم. از حساب بانکی‌ام نمی‌ترسم و حتی از لاکچری‌ترین فروشگاه‌های شهر خرید می‌کنم؛ یکی از خواسته‌هایی که سال قبل آرزو بود و امروز به‌راحتی به آن رسیده‌ام.

    فردی که سال گذشته فکر می‌کردم به من حسادت می‌کند و دشمن من است، امروز صمیمانه دوستش دارم و هیچ حس منفی‌ای نسبت به او ندارم.

    سال گذشته، قسط‌های ماشینم سه ماه سه ماه عقب می‌افتاد؛ اما امسال ماه‌به‌ماه و بدون نگرانی پرداخت می‌شود.
    سال گذشته بدهکار بودم؛ اما امروز هیچ بدهی‌ای ندارم، وام‌هایم را تسویه کرده‌ام و تصمیم گرفته‌ام تا آخر عمر نه وام بگیرم و نه قرض.
    سال گذشته هیچ پس‌اندازی نداشتم؛ اما امروز پس‌انداز قابل‌توجهی دارم.
    سال گذشته امید زیادی به آینده نداشتم؛ اما امروز بسیار امیدوارم، چون در همین یک سال خداوند آن‌قدر کارها را برایم آسان کرد که باورکردنی نیست.

    سال پیش، یک بیماری پنهان داشتم و توده‌ای در بدنم بود که از آن بی‌خبر بودم. اما در قدم ۸ متوجه شدم و از خدا خواستم این بار سنگین را از دوشم بردارد. امروز کاملاً درمان شده‌ام؛ آن هم از آسان‌ترین و سریع‌ترین راه ممکن. معجزه‌ای واقعی.

    سال گذشته چند نفر در زندگی‌ام بودند که آرزو داشتم دیگر با آن‌ها ارتباط نداشته باشم، اما اعتمادبه‌نفس گفتنش را نداشتم. معجزه‌آسا وسط‌های دوره، بدون اینکه حرفی بزنم، خودشان از زندگی‌ام محو شدند.

    قبل از ۱۲ قدم، نجواهای ذهنی مخرب شدیدی داشتم؛ اما امروز ذهنم آرام است و می‌توانم به‌راحتی اختیار ذهنم را به دست بگیرم.
    سال گذشته احساس گناه شدیدی داشتم؛ اما امروز این احساس چندین برابر کمتر شده. دیگر آن کارهایی را که فکر می‌کردم بابتش خدا مرا مجازات می‌کند، انجام نمی‌دهم و خدا را دوست صمیمی خودم می‌دانم.

    ترس‌هایم به‌شدت کم شده. از رانندگی شب در جاده می‌ترسیدم؛ اما انجامش دادم و تنهایی شب از تهران تا شیراز رانندگی کردم. بعد از شکست‌دادن آن بیماری، ترس از مرگ هم تقریباً از بین رفت.

    آرامشم چندین برابر شده و احساس نزدیکی عمیقی به خداوند دارم. پارسال فکر می‌کردم خدا ۲۰٪ امور زندگی‌ام را انجام می‌دهد؛ اما امسال می‌بینم ۸۰٪ زندگی‌ام مستقیم توسط خداوند هدایت می‌شود.

    قبل از ۱۲ قدم، یک انسان کاملاً مشرک بودم و نمی‌دانستم؛ اما در این دوره شرک‌هایم را شناختم و تلاش می‌کنم فقط در مسیر توحید باشم.
    قبل از دوره باور نداشتم که خودم خالق شرایط زندگی‌ام هستم؛ همیشه دیگران را مقصر می‌دانستم. امروز کاملاً پذیرفته‌ام که خالق زندگی‌ام من هستم و دیگر نه دنبال مقصر می‌گردم و نه خودم را با کسی مقایسه می‌کنم.

    اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفسم چند برابر شده و به‌راحتی به درخواست‌های نامعقول «نه» می‌گویم؛ چیزی که قبلاً هرگز نمی‌توانستم.

    در بهبود شخصیت، واقعاً رشد زیادی داشته‌ام. حالا وقتی خودم را با یک روز قبل، یک ماه قبل و یک سال قبل مقایسه می‌کنم، می‌بینم چقدر پیشرفت کرده‌ام و روند تکاملم آغاز شده است. امروز ساده‌تر شده‌ام و آسانی‌ها به‌سمتم می‌آیند. چرخ زندگی‌ام روان شده و دیگر آن گاری شکسته به من وصل نیست. آرامش واقعی دارم، نه آرامش ظاهری.

    سال گذشته پول قدم اول را با سختی جور کردم؛ اما قدم‌های بعدی را به‌راحتی و مثل آب خوردن خریدم. بعد از آن، خیلی راحت دوره احساس لیاقت را همان روز اول خریداری کردم.

    سال قبل حتی جرئت نوشتن یک کامنت را نداشتم؛ اما امروز کاملاً راحت کامنت می‌نویسم، بدون ذره‌ای ترس از قضاوت.
    با غریبه‌ها راحت ارتباط برقرار می‌کنم و خودم را پایین‌تر از افراد ثروتمند نمی‌دانم.
    چالش‌ها را راحت‌تر می‌پذیرم و حل مسائل برایم ساده‌تر شده. قبلاً با کوچک‌ترین چالش فرو می‌ریختم؛ اما امروز که قدرت را از مردم گرفته‌ام و به خدا داده‌ام، زندگی‌ام بسیار روان‌تر شده و در تمام ابعاد رشد کرده‌ام.

    استاد عباس‌منش، بی‌نهایت سپاسگزارم بابت این دوره. بعد از دیدن نتایج معجزه‌آسایم، تصمیم گرفته‌ام امسال هم مثل پارسال، دوره ۱۲ قدم را از ابتدا با تعهد کامل شروع کنم.
    این مسیر، دقیقاً همان مسیری است که باید تا آخر عمر ادامه بدهم.

    دوستانی که تازه قدم را شروع کرده‌اید:
    با تعهد و تمرکز لیزری روی آموزش‌های دوره کار کنید.
    شبکه‌های اجتماعی را رها کنید و وارد جلسات ۱۲ قدم شوید.
    کامنت‌ها را بخوانید و کامنت بگذارید.
    معجزه‌ها را خواهید دید.

  • -فرحناز امیری

    افزایش ۱۰۰ برابری درآمد، درمان کامل، و تحول عمیق رابطه‌ای با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره ۱۲ قدم

    بیش از دو سال است که با دوره ۱۲ قدم همراه هستم و این روزها دوباره جلسات را از ابتدا شروع کرده‌ام. نکته‌برداری می‌کنم، مرور می‌کنم و آموزش‌ها را با دقت بیشتری پیگیری می‌کنم. دوست دارم بخشی از نتایجی را که در این دو سال تجربه کرده‌ام با شما به اشتراک بگذارم:

    از نظر مالی: رشد مالی من واقعاً شگفت‌انگیز بوده است. حقوقم نسبت به نقطه شروع، صد برابر شده. روز اول کارم، حقوقم ۲ میلیون تومان بود. یادم هست همان روزها که کار کردن روی خودم را آغاز کرده بودم، فایل‌های «چند برابر کردن درآمد در یک سال» را گوش می‌دادم و تعهدی را که استاد گفته بود هر روز می‌نوشتم. با ۱۲ قدم کار می‌کردم و به خودم قول داده بودم هر بار درآمدم را سه برابر کنم.
    با تمرکز و تکرار همین روند، درآمدم با کار کمتر به ۴۰ میلیون تومان رسید. بعد از آن به موسسه‌ای هدایت شدم که الان در آن مشغولم و امروز درآمد ماهانه‌ام ۱۸۰ میلیون تومان است.

    از نظر سلامتی: قبل از شروع دوره، روزانه بیش از ۱۰ قرص مصرف می‌کردم. اما شکر خدا امروز کاملاً سالمم و هیچ دارویی مصرف نمی‌کنم. بدنم آرام گرفته و سبک زندگی‌ام سالم و هماهنگ شده.

    از نظر روابط: قبل از دوره، به‌شدت نگران وقتم بودم و خیلی راحت اطرافیان را می‌رنجاندم، بدون اینکه واقعاً برایم اهمیت داشته باشد. اما امروز، بدون آن وسواس و حساسیت‌های افراطی، هم آرامش بیشتری دارم هم تمرکز بالاتر. جالب‌تر اینکه کاملاً از مدار افرادی که وقت و انرژی مرا تلف می‌کردند، خارج شده‌ام.

    این‌ها فقط بخشی از نتایجی است که من از دوره ۱۲ قدم گرفته‌ام. نتایج من همچنان در حال بهتر شدن است و می‌دانم مسیر تکامل و رشد، هر روز زیباتر از قبل ادامه خواهد داشت.

  • -نگین برنا

    آرامش عمیق، ۴ برابر شدن درآمد، مهاجرت، رشد شخصی و ده‌ها معجزه در ۵ ماه همراهی با دوره ۱۲ قدم

    امروز که جلسه آخرِ قدم پنجم را تمام کردم و آماده ورود به قدم بعدی شدم، تصمیم گرفتم نتایجم را تا این مرحله بنویسم تا هم قوت‌قلبی باشد برای دوستانی که تازه وارد مسیر دوره ۱۲ قدم شده‌اند و هم انگیزه‌ای برای ادامه راه دیگر همراهان.

    روزهای اول ورود به دوره، اصلاً خواب و خوراک نداشتم؛ یا در حال گوش‌دادن به جلسات قدم اول بودم یا کامنت‌های هم‌کلاسی‌ها را می‌خواندم. تا الان فرصت نشده بود نتایجم را بنویسم، اما امروز یک حس درونی گفت که باید این کار را انجام بدهم.

    اولین و مهم‌ترین نتیجه من، رسیدن به آرامش عمیق است.
    با اینکه در یک رابطه جدید بودم و ظاهراً حالم خوب بود، اما همیشه غصه و یاد رابطه شکست‌خورده قبلی رهایم نمی‌کرد. اما الآن، بعد از پنج ماه کار کردن با دوره، از نظر روحی کاملاً متحول شده‌ام.

    در قدم اول، خانه‌ام در یکی از محله‌های پایین‌شهر اصفهان بود.
    با ورود به قدم دوم، به تهران مهاجرت کردم.

    گوشی‌ام شیائومی بود، اما در قدم چهارم، با درآمد خودم آیفون خریدم.

    هیچ قرض و بدهی ندارم.
    درآمدم به‌طور متوسط ۴ برابر شده است.

    روابطم بسیار بهتر شده‌اند.
    به چند سفر فوق‌العاده هدایت شدم؛ سفرهایی که هر کدام برایم تجربه‌ای عمیق و لذت‌بخش بود.

    آن‌قدر ایمانم قوی شده که با بسیاری از ترس‌هایم روبه‌رو شده‌ام.
    اعتمادبه‌نفسم چندین برابر شده و ده‌ها نتیجه دیگر گرفته‌ام که الآن حضور ذهن کافی برای همه‌شان ندارم… اما در همین پنج ماه، زندگی‌ام از اساس تغییر کرده است.

    بچه‌ها…
    عمل‌کردن به آموزه‌های این دوره واقعاً معجزه می‌کند.

    با قدرت ادامه بدهید و در مسیر این دوره بمانید.
    هر قدمی که برمی‌دارید، شما را به نسخه قوی‌تر، آرام‌تر و موفق‌ترِ خودتان نزدیک‌تر می‌کند.

  • -A

    بهبود شگفت‌انگیز سلامت، حافظه، انرژی و کیفیت زندگی در سن ۸۱ سالگی با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    مادربزرگ ۸۱ ساله‌ی من بیش از یک سال است که به شیوه دوره قانون سلامتی زندگی می‌کنند. هرچند گاهی در مهمانی‌ها کمی از برنامه خارج می‌شوند، اما نتایجی که ایشان گرفته‌اند واقعاً شگفت‌انگیز است؛ حتی شاید بیشتر از نتایج خود من. بخشی از این نتایج شگفت‌انگیز شامل موارد زیر است:

    حدود ۹۰ درصد دردهای عضلانی ایشان برطرف شده. قبل از دوره، خیلی زود از راه رفتن خسته می‌شدند، اما اکنون بسیار سریع پیاده‌روی می‌کنند و حتی گاهی نرمش هم انجام می‌دهند. خریدهای سنگین را بدون مشکل حمل می‌کنند.

    قبل از شروع دوره، ورم پاهایشان بسیار زیاد بود؛ کفش برایشان آزاردهنده بود و احساس راحتی نداشتند. اما اکنون این مشکل تقریباً کاملاً رفع شده و فقط اگر زیاد سرپا بایستند کمی ورم می‌کنند.

    سال‌ها لکه برآمده قهوه‌ای‌رنگی روی بینی‌شان داشتند که هرگز خوب نمی‌شد و گاهی با دست‌زدن زخم می‌شد. اما اکنون هیچ اثری از آن وجود ندارد.
    بینایی‌شان به شکل قابل‌توجهی بهتر شده و حتی با عینک، کارهای هنری ظریف انجام می‌دهند و چشمشان خیلی دیرتر خسته می‌شود.

    قبلاً برای فشار خون دارو مصرف می‌کردند، اما اکنون میزان مصرف داروشان به یک‌سوم کاهش یافته و این موضوع باعث تعجب پزشک‌شان شده است.
    پیش از دوره، در برخی فصل‌ها سرگیجه‌های شدیدی داشتند که حتی نمی‌توانستند حرکت کنند، اما اکنون این مشکل کاملاً برطرف شده.

    وزنشان کاهش قابل‌توجهی داشته. خودشان را بیشتر دوست دارند و عزت نفس‌شان بسیار بهتر شده است.

    پیش از دوره، دچار فراموشی بودند، اما در این مدت حافظه‌شان به‌طرز چشمگیری بهبود یافته و حالا یادگیری زبان انگلیسی را دوباره شروع کرده‌اند.
    امید، انگیزه و اشتیاقشان برای فعالیت بیشتر و یادگیری مهارت‌های هنری چندین برابر شده و نتایج دیگری هم دارند که حتی من بسیاری از آن‌ها را فراموش کرده‌ام.

    از استاد عباس‌منش با تمام وجود سپاسگزاریم برای تولید دوره ارزشمند قانون سلامتی و همه قوانینی که راه زندگی ما را روشن کرده‌اند.

  • -سمانه

    کاهش ۱۱ کیلویی، درمان ده‌ها مشکل جسمی و شروع زندگی تازه با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره قانون سلامتی

    من ۳۵ روز است که زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کرده‌ام و ۳۹ سال سن دارم. فقط ۳۵ روز پیش، سبک زندگی‌ام به‌طور کامل گره خورده بود به خوردن.
    حوصله‌ام سر می‌رفت، می‌خوردم؛
    حالم بد می‌شد، می‌خوردم؛
    غذای بچه‌ها می‌ماند، می‌خوردم؛
    غذای مانده در یخچال را قبل از غذای اصلی می‌خوردم؛
    تفریحات‌مان، مسافرت‌مان، شب و روزمان… همه و همه با خوردن تعریف می‌شد.

    صبح‌ها فقط به این فکر می‌کردم که صبحانه چی بخوریم؟
    ظهر: ناهار چی بپزم؟
    شب: شام چی درست کنم؟
    و این سبک زندگی باعث شده بود بدنم به شدت وارد تضاد شود:
    احساس خفگی موقع خواب، سردردهای مکرر، نفخ شدید، درد قفسه سینه، بی‌انرژی بودن، خواب‌آلودگی، تنبلی و ده‌ها مسئله دیگر.

    وقتی استاد عباس‌منش دوره قانون سلامتی را معرفی کردند، مدام می‌نوشتم و می‌خواستم واردش شوم، اما انگار هنوز آماده نبودم. تا اینکه تصمیم گرفتم برای سلامتی‌ام قدم بردارم و پیاده‌روی نیم‌ساعته را شروع کردم. هر روز، بدون استثنا، پیاده‌روی کردم و بعد از ۱۶ روز، توانستم وارد دوره شوم؛ انگار کاملاً آماده شده بودم.

    حدود یک ماه پیش، زندگی به سبک این دوره را شروع کردم و مو به مو طبق گفته‌های استاد پیش رفتم. در آزمایش‌های اول دوره، فهمیدم دیابتی شده‌ام و عدد HOMA-IR من ۵ بود. این تضاد، تعهدم را چند برابر کرد.

    امروز ۳۵ روز کامل است که به شیوه دوره قانون سلامتی زندگی می‌کنم و حتی یک روز تقلب نکرده‌ام. این‌ها نتایج من در همین ۳۵ روز است:

    از ۹۵ کیلو به ۸۴ کیلو رسیدم—یعنی ۱۱ کیلو کاهش وزن و کاهش سایز چشمگیر؛ طوری که لباس‌های قبلی‌ام دیگر اندازه‌ام نیستند.
    شوره و خارش سرم کاملاً خوب شده.
    ریزش موهایم تقریباً صفر شده.
    بوی بد عرق ندارم.
    پوستم روشن‌تر شده.
    خال‌های گوشتی زیر بغل و گردنم کوچک‌تر شده‌اند و تیرگی زیر بغل، گردن و کشاله ران بهتر شده.
    خلط پشت حلقم تقریباً برطرف شده.
    دیگر سردرد و احساس خفگی ندارم.
    خوابم عمیق، راحت و سبک شده.
    از کار خسته نمی‌شوم.
    هر روز یک ساعت پیاده‌روی می‌کنم.
    عرق شبانه کاملاً از بین رفته.
    تاری دید چشمانم برطرف شده.
    بوی بد ناف و ترشح ناف کنترل شده.
    ترشحات زنانه کنترل شده و درد زیر دل ندارم.
    زمان پریود، هیچ سنگینی و دردی ندارم؛ در حالی که قبل از دوره سینه‌هایم سفت و دردناک می‌شدند.
    احساس شور، شعف و شادی دارم؛ انگیزه‌ام چند برابر شده.
    فکر و ذهنم دیگر درگیر این نیست که چی بپزم؟
    کتابم چاپ شد و توانستم آن را پیش‌فروش کنم.
    تمرکز ذهنی‌ام بسیار زیاد شده و روی اصل‌ها متمرکز هستم.
    تقریباً دیگر عصبی نمی‌شوم.
    سیستم گوارشم تنظیم شده؛ هر دو سه روز با دفعی راحت و بدون بو.
    حتی گوشت اضافه‌ی مقعدم بهتر شده چون سیستم دفع بدنم روان کار می‌کند.
    قبلاً هنگام ادرار درد می‌گرفتم، اما الان هیچ دردی در زمان ادرار کردن ندارم.

    این تغییرات فقط در ۳۵ روز اتفاق افتاده…
    ۳۵ روز زندگی طبق قانون‌های خداوند برای بدن.
    ۳۵ روز عمل‌کردن واقعی.

    و نتیجه:
    بدنی تازه، ذهنی آرام، انرژی بالا و شکرگزاری لحظه‌به‌لحظه از معجزه‌های این مسیر.

  • -ناهیدم

    جهش ده‌برابری درآمد و رسیدن به ثروت فراتر از هدف‌گذاری با عمل‌کردن به آموزش‌های دوره روانشناسی ثروت ۱

    استاد عباس‌منش عزیز، من سال‌هاست که آموزش‌های شما را دنبال می‌کنم و هر روز زندگی‌ام زیباتر و بهتر شده، اما نتایجی که در یک سال اخیر گرفته‌ام واقعاً فوق‌العاده بوده است.

    یک سال پیش، هدف من درآمد ماهانه ۱۵ میلیون تومان بود. امروز، درآمدم ده برابرِ همان هدف شده و به ۱۵۰ میلیون تومان در ماه رسیده است. این نتیجه برای خودم هم شگفت‌انگیز و الهام‌بخش است.

    در همین مدت، طی چهار ماه، توانستم یک ماشین شاسی‌بلند بسیار خوب بخرم؛ آن‌هم با آرامش، ایمان و باورهایی که از آموزش‌های شما ساخته‌ام.

    نکته جالب اینجاست که من همچنان در حال کار کردن دوباره روی آموزش‌های دوره روانشناسی ثروت ۱ هستم. دارم باورهایم درباره ثروت را تقویت می‌کنم، چون می‌دانم این مسیر پایان ندارد و همیشه می‌توانم رشد بیشتری را تجربه کنم.

    می‌خواهم باز هم پیشرفت کنم و از ثروت، به خدا برسم؛ همان چیزی که شما همیشه بر آن تأکید می‌کنید.

1 13 14 15 16 17 24

319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «محمد واحدي» در این صفحه: 1
  1. -
    محمد واحدي گفته:
    مدت عضویت: 2258 روز

    سلام به استاد عزیزم و به دوستان

    میخوام براتون از نتیجه‌ی عمل کردنم

    به آگاهی تمامی دوره ها بگم ولی قبلش یه کم از شرایطی که قبل از آشنایی با شما داشتم براتون تعریف می‌کنم.شاید یکم طولانیباشه اما مطمئنم هستم بسیار نتایج کاربردی دارم.

    من 46 سالمه و در جنوب تهران به دنیا اومدم.از اونجایی لطف خدا شامل حالم بوده زیاد تو گذشته نمی‌مونم حالا چه تلخ چه شیرین .خیلی چیزا از گذشته یادم نمیاد.

    اما در کل یه خانواده 6 نفری بودیم دو تا برادر و دو تا خواهر .پدرم کارگر ایران‌خودرو بود، مادرم هم خونه‌دار بود.

    متأسفانه وقتی 15 سالم بود، برادرام فوت کرد.ما موندیم با یه مادری که همیشه ناراحت و غمگین بودو گریان چون برادرش هم شهید شده بود و یه پدری که خیلی مذهبی بود، بسیار انقلابی‌ و جزو این گروهای انجمن اسلامی و غیره ،جنگ رو خیلی یادم نمیاد، ولی دوران سخت اقتصادی رو گذروندیم.یادمه از وقتی برادرم فوت کرد، بیشتر توی مرکز توجه والدین و فامیل بودم.

    حالا تصور کن توی همچین خانواده‌ای ما با خواهرانم با چه سختی و محدودیت های بزرگ شدیم اونم توی جنوب شهری که خیلی مذهبی بود ،همه‌ی این اتفاقا باعث شد من از همون اول خیلی روی کسی حساب نکنم چون خصوصیات اخلاقی پدرم باعث شده بود که خیلی با اقوام و دوستان و غیره تماس نداشته باشیم باورهای مالی هم که داغون ،البته خودمم یه‌جورایی همیشه دنبال توجه و دیده شدن بودم.همیشه می‌خواستم همه ازم تعریف کنن، تحویلم بگیرن.همیشه سعی می‌کردم بهترین و مهم‌ترین باشم.این باعث شد یه جوری با خانواده واطرافیانم فاصله بگیرم .خلاصه و با راهنمایی یکی از دوستان پدرم از هنرستان فارغ التحصیل شدم .باورم نمی‌شد همون دفعه اول بدون کلاس کنکور اینها قبول شدم و وارد دانشگاه شدم .دو تا از خواهرای بزرگ‌ترم هم قبل از من دانشگاه رفته بودن.و هر دو دکترا دارن یکی‌شون مهاجرت کرده به یه کشور دیگه،اون یکی هم مدیر یه شرکت خیلی بزرگه.جفتشونم ازدواج کردن و بچه‌دارن، وسط های سالهای دانشگاه حس کردم بابام خیلی تحت فشاره.خب هم‌زمان سه تا بچه دانشگاهی داشت، منم دانشگاه آزاد بودم.برای همین تصمیم گرفتم کار کنم. البته قبلش هم کارجورواجورزیادمی‌کردم.

    سال 76 یه پیکان 75 خریدم. با کمک بابام، یه وام کوچیک و یکم قرض باهاش مسافرکشی می‌کردم و خرج دانشگاهمو درمی‌آوردم.خلاصه دانشگاه تموم شد. به اجبار پدرم رفتم خدمت سربازی آموزشی کرمانشاه و بعدش اومدم تهران.

    چند ماه بعد ازشروع سربازی توسط یه آشنا در یه شرکت به صورت پاره وقت شروع به کار کردم، خیلی سخت بود. دقیقا تو زمان نوجوانی و جوانی همه دوستان دانشگاهی تفریح و گشت و گذار اما من سرکارصبح ها پادگان و حدود ساعت ١٢ با هر ترفندی بود از پادگان میزدم بیرون یه موتور خریده بودم وپیکانمو فروخته بودم.با اون موتور می‌رفتم اتوبان کرج یادمه زمستون پشت کامیونا می‌رفتم که یه ذره گرم بشم،خلاصه سربازی تموم شد.بازم به خاطر محدودیت های خانواده مجبور شدم ازدواج کنم.یه ازدواج کاملاً سنتی، با دختری از همون جنوب تهران،

    که حاصل ازدواجم دوتا دختر هست.

    یه چیز باحال بگم خرج عروسیمو با قرض و قوله و وام جورکردیم عروسی گرفتیم کادوهارو پدرم گرفت گفت من کلی کادو بردم برای عروسی ها اینا مال منه و دوباره ما خالی شدیم ولی غرورم اجازه نداد بگم به پدرم و ازش پول بخوام از همون موقع.البته اینم بگم، بابام شرایط مالی خوبی نداشت و من الانم ازش اصلا ناراحت نیستم،حق می‌دم بهش، چون واقعاً توی فشار بوده. تعصبات مذهبی تو وجودم قوی‌بود می‌رفتم هیئت، دعا می‌کردم، شب و روز نماز می‌خوندم.دعای ندبه .زیارت عاشورا وغیره خلاصه چون همسرم کار عکاسی انجام میداد و دیر می‌اومد خونه،خیلی برام سخت بود.منم کم‌کم وارد همون کار شدم.ذره‌ذره توی اون کار جدید جلو رفتم، دیدم درآمدش بهتره از اون کار قبلیم، استعفا دادم رفتم تو شروع کار جدیداز اونجایی که وضع مالی خانواده‌مون خوب نبود،و واقعاً سخت بود پول گرفتن از بابام،همیشه دلم می‌خواست خیلی پولدار و مرفه باشم بهترین بخش ازدواجم این بود که من و همسرم خیلی مسیر مشابهی داشتیم،اونم مثل من فکر می‌کرد،برای همین سریع پیشرفت کردیم.تو سه چهار سال چند شعبه بزرگ تو تهران راه انداختیم،و پول مثل سیل اومدسمت‌مون.ماشینهای لاکچری مسافرت های خارجی …،اما با کلی زحمت، خلاصه شرایط تغییر کرد.تا اینکه حس کردیم باید کارمونو عوض کنیم.باید ازین هم بهتر باشیم

    گفتم بهترین بخش کار ما تالار هست آقا آرزو ها به واقعیت میپیونده خودمم نفهمیدم چی شد که یکی از بهترین تالار های تهران راه انداختیم بازم کلی پول درآوردیم. یادم میاد اولین تابستون بود که افتتاح کردیم،هیچ شبی خالی نداشتیم.همه این کارها رو بدون هیچ تجربه‌ای شروع کردم.بازم همون دیدگاهی که همیشه می‌خواستم همه‌چی برام بهتر باشه، باعث شد وارد این کار بشم..

    اما فشارکارم بسیار زیاد شد تا جایی که توی زندگی زناشوی مون کلی تاثیر گذاشت خیلی درگیری و داستان داشتیم ساعت کار زیاد و با استرس ،کم‌کم دیدیم پول دیگه خوشحال‌مون نمی‌کنه.وآروم‌آروم پول کمتر شد.گفتیم باید بازسازی کنیم.دوباره همه پول‌هامونو خرج کردیم.سالن رو از نو بازسازی کردیم.ولی دیگه جواب نداد.

    گفتیم کشور ورشکسته‌ست. دیگه نمی‌شه ادامه داد.اقتصاد خوابیده.کی دیگه عروسی می‌گیره؟‌اما کسی نبود بگه بابا تو افکارت تغییر کرده تو عوض شدی.هیچ چیزی اون بیرون تغییر نکرده.گفتیم باید از ایران بریم.ایران دیگه جواب نمی‌ده.سالن رو اجاره دادیم و مهاجرت کردیم به کشور دوست و همسایه خیلی شرایط سخت شده بود هر روز دلار بالا پایین می‌رفت.هر روز یه قیمت جدید.یه‌ذره اوضاع داشت بهترمی شدکه بعدش پاندمی شد . هیچی به هیچی دوباره همه جا تعطیل شد ومجبور شدیم برگردیم ایران.عروسی‌ها کنسل شد.هیچ درآمدی نداشتیم.نه اجاره نه کارو با کلی ضرر و زیان، برگشتیم سر نقطه اول.و اینجا بود که یه اتفاق جالب افتاد.اگه بخوام زندگی‌مو به دو بخش تقسیم کنم،می‌گم زندگیِ من قبل از آشنایی با شما بعداز آشنایی اونم دقیقاً از سن 40 سالگی. من همیشه می‌گفتم من توی چهل‌سالگی‌ دیگه کار نمی‌کنم و فقط استراحت باور کنین دقیقا همینطور شد ولی به اجبار شرایط پاندمی .از نظر مالی، اجتماعی و خانوادگی خیلی تحت فشار بودم.

    همه میخواستم ببینن چرا ما برگشتیم کلی هم باید توضیح می‌دادیم دوران سختی بود.

    شب‌ها که تنها بودم، انقدر گریه می‌کردم که

    دیگه حالم خراب میشد .با دوتا بچه با اون شرایط خوب قبلی الان داغون خلاصه اونجا ها بود که تصمیم گرفتم مشکل کار رو پیدا کنم و زندگیمو تغییر بدم استاد این مهاجرت شروع به تغییر اساسی بود یه کلاس درس گرون اما پر منفعت ،قبلاً هم چندتا شکست سنگین مالی خورده بود ولی می‌گفتم برای همه پیش میاد جون تر بودم و حلشون کرده بودم اما این بار فرق میکرد دیگه نمی‌خواستم الگوهای تکرار شونده داشته باشم نه تو خونه حال خوبی داشتم، نه تو کار.یادمه صدای شمارو بروز تو گوشی همسرم که اونم سعی داشت شرایط رو بهتر کنه شنیدم ولی هیچی درک نکردم اما اینم بگم همبازی هم خیلی مهمه همیشه خانمم آرامش داشت اونم کار میکرد و کمک خرج بود و کلی بهم آرامش میداد،اول با یه استاد دیگه آشنا شدیم که صحبتهای مذهبی داشت یه کم نزدیک‌تر شدم به این مسیر ولی از یه جایی به بعد دیگه دوستش نداشتم بعد با یه استاد دیگه آشنا شدم که خیلی روی درون کار می‌کرد،یه انقلاب واقعی تو وجودم اتفاق افتادآروم شدم حالم بهتر شد.کم‌کم اطرافیان و دوستامم شروع کردن به تغییر.تا اینکه توی این گروه‌های تلگرامی با شما آشنا شدم.اولش یکم سخت بود،ولی بگم، دیگه می فهمیدم چی می‌گین،هدایت شدم به سایت شما.اولین دوره‌ای که خریدم، دوره 12 قدم بود. چون شما دوره های قرآنی هم داشتید بیشتر به من میچسبید.ولی استاد همون‌طور که خودت گفتین از لحظه‌ای که برای تغییر اقدام میکنی جهان هستی نشونه هاشو می‌فرسته اینم بگم سالهای مریضی و کرونا،

    شد سالای پول‌ساز من.پولی که راحت می‌اومدباورم نمی‌شد تا حالا به این راحتی پول درنیاورده بودم از درآمد صفر و شرایط زیر صفر توی سال 1400، بالای یه میلیارد درآوردم،اونم توی چند ماه به راحتی دستهای خدا اومدن تو زندگیم.ایده‌های خوب گرفتم، مثلاً خرید و فروش زمین

    اصلاً قبلاً اینکارها رو نکرده بودم بودم اما اصلا مگه داریم به این راحتی خلاصه اون دوران تموم شد و کاسبی تالار راه افتاد

    آقا ایندفعه همون کار قبلی که سود کمی داشت و حتی ضرر ،همون کار سود ٧٠درصدی میدادو سیل مشتری اومد سمتم.اصلا تبلیغ نداشتیم فقط یه کوچولو اصلا بگم میخندین قبلاً با تخفیف و اینا میخواستم با مشتری قرارداد ببندم بعدش من مشتریارو با توجه به پولاشون انتخاب میکردم.و هر روزروی خودمون کار میکردیم خودمون رو بسته بودیم به دوره ها ،شب وروز،باهمسرم هم که به نظرم خیلی توی این ضمیمه آگاه تر بودساعت‌ها می‌نشستیم با هم راجع به قوانین حرف می‌زدیم.

    تقریبا همه دوره ها رو خریدیم یه‌جوری شد که اطرافیان ازم می‌پرسیدم چیکار میکنین چی گوش میدم و الان یه گروه بسیار بزرگی با شما آشنا شدن استاد اون موقع بود که واقعاً معنای کلمه خدا رو فهمیدیم تو اون سال‌هایی که فقط عقاید مذهبی داشتم،

    هیچی نمی‌فهمیدم.همیشه به آدمایی که میکروفن دستشون بود اعتماد میکردیم اما الان ارتباط مستقیم با خود خود خدا،

    رسیدم به جایی که دوباره همه چی آروم شد.

    از زندگی چیزایی می‌خواستم که اینجا نبود.

    تصمیم گرفتیم دوباره مهاجرت کنیم اینبار به اروپاوقتی اطرافیان متوجه شدن همه می‌پرسیدن مشکل شما اینجا چیه که میخواین برین خونه داری ماشین داری ویلا داری درآمد خوب داری دیگه چی می‌خوای؟ولی اونا نمی‌دونستن ما چه افکاری تو ذهنمون هست و دنبال چی هستیم.پروژه‌مونو شروع کردیم،و با صبر، بعد دوسال تونستیم اقامت کشور زیبای اسپانیا رو بگیریم باور کنین راحت و آسون بودالبته زمان برد ولی صبر کردیم و گفتیم خدا یه برنامه بزرگ برامون داره و الان باید رو خودمون کار کنیم همیشه میگیم ما لیاقت سرزمین آزاد و پیشرفته با حقوق انسانی بالاتر رو داریم

    الان که دارم براتون می‌نویسم،یه خونه توی مادرید اجاره کردم اونم با هدایت دستان خدا تو یک هفته دوستان تو اسپانیا می‌دونن به خاطر قوانین این کشوراجاره کردن خونه چقدر سخته،ولی ما راحت تونستیم یه خونه بزرگ با همه امکانات اجاره کنیم الان هم مسیر گرفتن کارت اقامت یک‌ساله‌مون رو طی میکنیم.پس انداز داریم جوری که فکر کنم حدود یکسال حداقل نیاز به کار کردن نداریم خیلی از جزئیات رو نگفتم خیلی زندگیم ابعاد دیگه ای داشت .گفتم دیگه طولانی میشه

    من همیشه به خودم قول داده بودم،که وقتی به یه نتایج خوب رسیدم،یه روز میام می‌نویسم که به خداایمان داشته باش صبر کن توکل کن بعد بشین کنار ببین الله چیکار می کنه برات ،الان، شکر خدا، وقتی به چک آپ های فرکانسی قدیم نگاه می‌کنم، اصلاً شبیه الان نیست. ولی حالا، شکر خدا، از نظر مالی پشتوانه دارم و با خیال راحت زندگی می‌کنم.

    رابطه‌ام با همسرم خیلی بهتر شده طوری که آخرین بار که با هم جروبحث داشتیم یادم نمیاد حدود دو ساله به روش قانونی سلامتی زندگی می‌کنیم و نتایج خیلی مثبتی گرفتیم و رابطه‌م با خدا خیلی خوب و دلنشین شده.هرروز هم سپاسگذاریمون رو مینویسیم و تمرین ستاره قطبی هم انجام میدیم احساس می‌کنم خدا یه نورافکن خاص روسرمون انداخته و همیشه مراقبمونه از همه‌ لحاظ توی زندگیم خوشحال و راضی‌ام و تا جایی که بتونم از این دوره ها تا آخر عمرم به امید الله یکتا استفاده می‌کنم.الان هم داریم پیج یوتوب برای گردش گری و سفر رو راه اندازی میکنیم وبعدا میام و از نتایج جدیدمون مینویسم ممنونم که رنگ خدا رو بهمون نشون دادین براتون عمر طولانی و پر از شادی آرزو می‌کنم.

    دوستتون دارم و ازتون ممنونم و خداروشاکرم که شما هستین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای: