نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
کاهش وزن چشمگیر، تنظیم کامل انرژی و بهبود سلامت زنانه با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
من و همسرم دقیقاً دو ماه است که به شیوه دوره قانون سلامتی زندگی میکنیم. از همان روز اول با خودم تعهد کردم که بعد از دو ماه، نتایجمان را به اشتراک بگذارم.
من با قد ۱۶۰ و وزن اولیه ۶۲ کیلو وارد دوره شدم و حالا به ۵۳ کیلو رسیدهام. اندامی ساختهام که خودم هم گاهی باورنمیکنم؛ واقعاً زیبا، متناسب و سبک.
همسرم هم با قد ۱۸۵ و وزن ۱۰۲ کیلو، امروز به ۸۹ کیلو رسیده.
انرژی ما هر دو نفر بینهایت زیاد شده؛ بعد از هیچ وعده غذایی احساس خوابآلودگی نمیکنیم و این برای ما یک تحول بزرگ بوده. زمان آزاد فوقالعادهای برای برنامههای روزانهام پیدا کردهام—از جمله یادگیری زبان، گوشدادن به فایلهای استاد و کارکردن روی خودم.روزانه ۲ تا ۳ ساعت پیادهروی میکنم، آن هم با راحتی کامل. صبحها پر از انرژی بیدار میشوم، در حالی که قبل از دوره، چنین احساسی را تجربه نمیکردم.
پیش از این دوره، روزهای پریود من بسیار نامنظم بود و بین ۸ تا ۱۱ روز طول میکشید. اما بعد از دو ماه زندگی با آموزشهای دوره قانون سلامتی، روزهای پریودم دقیقاً ۸ روز شده و در این ایام خلقوخو و احساساتم بسیار بهتر است.
چند روز پیش لباسهای دو ماه قبل را پوشیدم؛ شلوارم آنقدر برایم گشاد شده بود که باورم نمیشد قبلاً اندازه من بوده. عکسهای قبلی را با همان لباس پیدا کردم و دقیق نگاه کردم… و تازه باورم شد که واقعاً چقدر تغییر کردهام. همان لحظه از ته قلب خدا را شکر کردم.
استاد عزیز، فقط میخواستم با نوشتن این تجربه، تعهد خودم را نشان دهم و از شما برای این دوره بینظیر و این سبک زندگی فوقالعاده، قدردانی کنم.
کاهش ۴۴ کیلو وزن بدون سختی، لذتبردن از غذا و درمان مشکلات سلامتی با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
من علی، ۳۳ ساله هستم و واقعاً مفتخرم که عضو این خانواده بزرگ و خوشبخت هستم. همیشه بزرگترین چالش زندگی من اضافهوزن بود. برایم اصلاً منطقی نبود که بخواهم از لذت بینهایتی که از خوردن غذا، آشپزی و دورهمیها میبردم دل بکنم تا به تناسب اندام برسم. من عاشق غذا بودم و فکر میکردم کوچکترین سختی یا محرومیت در این مسیر جایگاهی در زندگی من ندارد.
تا اینکه با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی آشنا شدم.
در این دوره توانستم اهرم رنج و لذت را در ذهنم درست کنم و کاملاً پایبند شوم به سبک زندگی دوره. نکته جالب اینجاست که در تمام این مسیر، نهتنها از غذا خوردن لذت میبردم، بلکه حتی یک لحظه هم «گرسنگی نکشیدم». با همین سبک لذتبخش، نتایج خارقالعادهای در سلامت و تناسب اندام گرفتم.
من حدود پنج ماه پیش زندگی به شیوه این دوره را با وزن ۱۴۳/۸۰۰ کیلوگرم شروع کردم و امروز، بعد از فقط پنج ماه، به ۱۰۰ کیلوگرم رسیدهام؛ یعنی بیش از ۴۴ کیلو کاهش وزن—آن هم بدون فشار، بدون رژیم و بدون محرومیت.
در کنار کاهش وزن، تمام مشکلات سلامتیام هم برطرف شده است. حتی مشکل آزاردهنده خُر و پف که سالها عذابم میداد، کاملاً ناپدید شده است.
از صمیم قلب سپاسگزارم از دوره عالی قانون سلامتی و آموزشهای بینظیر استاد عباسمنش که چنین تحول بزرگی را در زندگی من رقم زدند.
کاهش ۱۷ کیلویی وزن، جوانسازی پوست، بازگشت رنگ طبیعی موها و دهها معجزه جسمی با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
میگویم «سرزمین عجایب» چون امروز در آینه چیزی دیدم که باورش برایم واقعاً سخت بود. آنقدر عجیب که از همسرم و چند نفر دیگر خواستم ببینند آیا همان چیزی را میبینند که من میبینم؟ و آنها هم تأیید کردند و هم از این نتیجه شگفتزده شدند.
ماجرا از اینجاست که دو ماه پیش، زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کردم. سه دور کامل این دوره را گوش دادهام و هر روز در حال اجرای آن هستم. به لطف این دوره، توانایی ذهنی، تمرکز و قدرت مغزیام بالا رفته و ایدههای فوقالعاده برای شغلم دریافت کردهام—ایدههایی که در حال اجرا هستم و به زودی از نتایجشان مینویسم.
در مورد سلامت جسمیام هم نتایج بینظیری گرفتهام. وزنم از ۹۸ کیلو به ۸۱ کیلو رسیده آن هم کاملاً راحت و بدون فشار.
اما نتیجهای که خودم را حیرتزده کرد، تغییر واضح و چشمگیر در رنگ موها و رشد ابروهایم بود.من حدود یک سال است که موهایم را رنگ نکردهام. سالها برای تنوع و بعد برای پوشاندن سفیدی مو، مدام آنها را رنگ میکردم. فقط دو دسته از موهای شقیقههایم کاملاً سفید و یکدست شده بودند طوری که انگار دو تکه مش سفید طبیعی در موهایم باشد. دیگر خسته شدم و تصمیم گرفتم رنگ نکنم. جالب اینجاست که همه میگفتند این سفیدیها خیلی قشنگ هستند و چهرهام را خاص کردهاند.
اما امروز، بعد از فقط دو ماه زندگی طبق آموزشهای دوره قانون سلامتی، در آینه دیدم که موهای سفید شقیقههایم تقریباً از بین رفتهاند و بهصورت جوگندمی با غالب رنگ مشکی درآمدهاند! باورم نمیشد. حتی رفتم در گالری موبایلم عکسهای چند ماه پیش را نگاه کردم و دقیقاً مثل حرف استاد «با فکت» دیدم که سفیدی موهایم واقعاً مشکی شدهاند.
ابروهایم آنقدر پر پشت شدهاند که مدتی است دیگر مداد ابرو استفاده نمیکنم.
موهای زائد ضخیم اطراف چانه و لب که همیشه درگیرشان بودم، کاملاً از بین رفتهاند.قبل از این دوره، پوست صورتم بهخاطر چربی بالا روزنههای باز و ظاهر پرتقالی داشت؛ اما حالا پوستم آنقدر صاف شده که انگار ۱۵ سال جوانتر شدهام—مثل زمانی که ۲۰ ساله بودم.
استاد عزیز، کلمات توان بیان سپاسگزاری از شما را ندارند.
با تکتک سلولهایم از شما متشکرم که دوره قانون سلامتی را تولید کردید و این معجزهها را وارد زندگی من نمودید.ساختن درآمد میلیاردی، بازگشت انرژی جوانی و درک عمیق آیات قرآن با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم و دوره قانون سلامتی
من عماد هستم و از خدای بزرگم سپاسگزارم که بالاخره فرصت شد نتایجم را بنویسم.
چند روز پیش، هنگام پیادهروی روزانه به شیوه دوره قانون سلامتی، همزمان به جلسه ۲ | قدم ۷ گوش میدادم؛ همان جلسهای که استاد عباسمنش آیات ۱۶۸ تا ۱۷۳ سوره بقره را توضیح میدهند. وقتی این آیات را دوباره شنیدم و با دقت روی آنها تأمل کردم، به یک حقیقت بزرگ رسیدم: خداوند، اصول دوره قانون سلامتی را سالها قبل در قرآن توضیح داده بود؛ فقط ما متوجه عمق آن نشده بودیم.
در این آیات خداوند میفرماید از آنچه پاک و حلال است بخورید و از مسیر شیطان پیروی نکنید که او دشمن آشکار شماست… و همین آیات، منطق و ساختار قانون سلامتی را برایم روشنتر کرد. حتی در آیه ۱۸۲ سوره بقره درباره روزه و اصل خوراک پاک صحبت شده است. هرجا که من توانستم اصل را بفهمم و به آن عمل کنم، نتایجم جهشی و کوانتومی رشد کرده است.
هرچند سالها از آموزشهای استاد عباسمنش نتیجه گرفتهام، اما هیچوقت درباره تغییراتم چیزی در سایت ننوشته بودم. فقط یک بار در بیوی صفحهام اشاره کوچکی کرده بودم. ولی حالا وقتش رسیده که بگویم از کجا به کجا رسیدهام.
من از کف خیابان شروع کردم. با گذشتهای پر از اشتباهات و رفتارهایی که خودم هم از یادآوریشان ناراحت میشوم. چهار سال پیش تصمیم گرفتم برای همیشه تغییر کنم. اما شش ماه طول کشید تا جهان هستی اجازه بدهد که هممدار با آموزشهای استاد شوم و بتوانم به فایلهای ایشان گوش بدهم.
یادم هست فقط با گوش دادن به آموزشهای هدیهای سایت در بخش دانلودها، طی ۸ روز توانستم از صفر مطلق، ۴ میلیون تومان پول کاملاً حلال بسازم. با ادامه این مسیر در این چهار سال، امروز به درآمدی رسیدهام که از نگاه دیگران «مفتمفت به همهچیز رسیدهام» اما من، طبق گفته استاد در دوره ۱۲ قدم، دقیقاً میدانم نتایج دارد از کجا میآید.
از توضیحات جلسات تمرین ستاره قطبی در ۱۲ قدم یاد گرفتم که توجه به نکات مثبت، واقعاً همهچیز است.
امروز یک زندگی فوقالعاده دارم.
یک عزیزِ دل مثل استاد عباسمنش در زندگیم دارم.
گردش مالی من در یک سال گذشته یک میلیارد و هشتصد میلیون تومان بوده است.
و هر خواستهای که از دل تضادهایم بیرون آمده، از یک مسیر روان و آرام برایم محقق شده است.از زمانی که با دوره قانون سلامتی کار میکنم، سلامت ذهن و بدنم دستخوش تغییرات عمیقی شده. فهمیدهام که زندگی به شیوه قانون سلامتی، اصل اول است و هرکس باید تغییر را از این نقطه شروع کند. چون واقعاً «عقل سالم در بدن سالم است».
دو ماه قبل از خریدن دوره قانون سلامتی، از خداوند درخواست انرژی ۱۸ سالگیام را کرده بودم. امروز که اینها را مینویسم، قدرت و انرژیای را در جسم و ذهنم تجربه میکنم که حتی فکر نمیکنم در ۱۸ سالگی هم چنین چیزی در من بوده باشد—
از قدرت جنسی گرفته تا تمام جنبههای دیگر توانایی و سلامت جسمی.امروز بیش از همیشه میدانم که وقتی به اصول الهی و قوانین آفرینش در این دورهها عمل میکنی،
زندگی فقط بهتر و بهتر میشود.تحول مالی، شخصیتی، عاطفی و معنوی در یک سال با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
وقتی در قدم دوازدهم، چکاب فرکانسی ابتدای دوره را با چکاب قدم آخر مقایسه کردم، از شدت تعجب دهانم باز مانده بود. حتی یادم رفته بود که یک سال پیش و در شروع دوره ۱۲ قدم، چه مشکلات و شرایط سختی داشتم.
مثلاً دندانم خراب بود و حتی هزینه مراجعه به پزشک را نداشتم؛ اما بعدها آنقدر راحت و بدون دغدغه مالی به دکتر مراجعه کرده و درمانش کرده بودم که کاملاً فراموشش کرده بودم.
قبل از شروع دوره ۱۲ قدم، حتی در تأمین هزینههای اولیه خورد و خوراک مشکل داشتم. اما امسال، با وجود چند برابر شدن قیمت گوشت، مرغ و… هر چیزی که لازم دارم را راحت میخرم، بدون اینکه حتی قیمتش را بپرسم. از حساب بانکیام نمیترسم و حتی از لاکچریترین فروشگاههای شهر خرید میکنم؛ یکی از خواستههایی که سال قبل آرزو بود و امروز بهراحتی به آن رسیدهام.
فردی که سال گذشته فکر میکردم به من حسادت میکند و دشمن من است، امروز صمیمانه دوستش دارم و هیچ حس منفیای نسبت به او ندارم.
سال گذشته، قسطهای ماشینم سه ماه سه ماه عقب میافتاد؛ اما امسال ماهبهماه و بدون نگرانی پرداخت میشود.
سال گذشته بدهکار بودم؛ اما امروز هیچ بدهیای ندارم، وامهایم را تسویه کردهام و تصمیم گرفتهام تا آخر عمر نه وام بگیرم و نه قرض.
سال گذشته هیچ پساندازی نداشتم؛ اما امروز پسانداز قابلتوجهی دارم.
سال گذشته امید زیادی به آینده نداشتم؛ اما امروز بسیار امیدوارم، چون در همین یک سال خداوند آنقدر کارها را برایم آسان کرد که باورکردنی نیست.سال پیش، یک بیماری پنهان داشتم و تودهای در بدنم بود که از آن بیخبر بودم. اما در قدم ۸ متوجه شدم و از خدا خواستم این بار سنگین را از دوشم بردارد. امروز کاملاً درمان شدهام؛ آن هم از آسانترین و سریعترین راه ممکن. معجزهای واقعی.
سال گذشته چند نفر در زندگیام بودند که آرزو داشتم دیگر با آنها ارتباط نداشته باشم، اما اعتمادبهنفس گفتنش را نداشتم. معجزهآسا وسطهای دوره، بدون اینکه حرفی بزنم، خودشان از زندگیام محو شدند.
قبل از ۱۲ قدم، نجواهای ذهنی مخرب شدیدی داشتم؛ اما امروز ذهنم آرام است و میتوانم بهراحتی اختیار ذهنم را به دست بگیرم.
سال گذشته احساس گناه شدیدی داشتم؛ اما امروز این احساس چندین برابر کمتر شده. دیگر آن کارهایی را که فکر میکردم بابتش خدا مرا مجازات میکند، انجام نمیدهم و خدا را دوست صمیمی خودم میدانم.ترسهایم بهشدت کم شده. از رانندگی شب در جاده میترسیدم؛ اما انجامش دادم و تنهایی شب از تهران تا شیراز رانندگی کردم. بعد از شکستدادن آن بیماری، ترس از مرگ هم تقریباً از بین رفت.
آرامشم چندین برابر شده و احساس نزدیکی عمیقی به خداوند دارم. پارسال فکر میکردم خدا ۲۰٪ امور زندگیام را انجام میدهد؛ اما امسال میبینم ۸۰٪ زندگیام مستقیم توسط خداوند هدایت میشود.
قبل از ۱۲ قدم، یک انسان کاملاً مشرک بودم و نمیدانستم؛ اما در این دوره شرکهایم را شناختم و تلاش میکنم فقط در مسیر توحید باشم.
قبل از دوره باور نداشتم که خودم خالق شرایط زندگیام هستم؛ همیشه دیگران را مقصر میدانستم. امروز کاملاً پذیرفتهام که خالق زندگیام من هستم و دیگر نه دنبال مقصر میگردم و نه خودم را با کسی مقایسه میکنم.اعتمادبهنفس و عزتنفسم چند برابر شده و بهراحتی به درخواستهای نامعقول «نه» میگویم؛ چیزی که قبلاً هرگز نمیتوانستم.
در بهبود شخصیت، واقعاً رشد زیادی داشتهام. حالا وقتی خودم را با یک روز قبل، یک ماه قبل و یک سال قبل مقایسه میکنم، میبینم چقدر پیشرفت کردهام و روند تکاملم آغاز شده است. امروز سادهتر شدهام و آسانیها بهسمتم میآیند. چرخ زندگیام روان شده و دیگر آن گاری شکسته به من وصل نیست. آرامش واقعی دارم، نه آرامش ظاهری.
سال گذشته پول قدم اول را با سختی جور کردم؛ اما قدمهای بعدی را بهراحتی و مثل آب خوردن خریدم. بعد از آن، خیلی راحت دوره احساس لیاقت را همان روز اول خریداری کردم.
سال قبل حتی جرئت نوشتن یک کامنت را نداشتم؛ اما امروز کاملاً راحت کامنت مینویسم، بدون ذرهای ترس از قضاوت.
با غریبهها راحت ارتباط برقرار میکنم و خودم را پایینتر از افراد ثروتمند نمیدانم.
چالشها را راحتتر میپذیرم و حل مسائل برایم سادهتر شده. قبلاً با کوچکترین چالش فرو میریختم؛ اما امروز که قدرت را از مردم گرفتهام و به خدا دادهام، زندگیام بسیار روانتر شده و در تمام ابعاد رشد کردهام.استاد عباسمنش، بینهایت سپاسگزارم بابت این دوره. بعد از دیدن نتایج معجزهآسایم، تصمیم گرفتهام امسال هم مثل پارسال، دوره ۱۲ قدم را از ابتدا با تعهد کامل شروع کنم.
این مسیر، دقیقاً همان مسیری است که باید تا آخر عمر ادامه بدهم.دوستانی که تازه قدم را شروع کردهاید:
با تعهد و تمرکز لیزری روی آموزشهای دوره کار کنید.
شبکههای اجتماعی را رها کنید و وارد جلسات ۱۲ قدم شوید.
کامنتها را بخوانید و کامنت بگذارید.
معجزهها را خواهید دید.افزایش ۱۰۰ برابری درآمد، درمان کامل، و تحول عمیق رابطهای با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
بیش از دو سال است که با دوره ۱۲ قدم همراه هستم و این روزها دوباره جلسات را از ابتدا شروع کردهام. نکتهبرداری میکنم، مرور میکنم و آموزشها را با دقت بیشتری پیگیری میکنم. دوست دارم بخشی از نتایجی را که در این دو سال تجربه کردهام با شما به اشتراک بگذارم:
از نظر مالی: رشد مالی من واقعاً شگفتانگیز بوده است. حقوقم نسبت به نقطه شروع، صد برابر شده. روز اول کارم، حقوقم ۲ میلیون تومان بود. یادم هست همان روزها که کار کردن روی خودم را آغاز کرده بودم، فایلهای «چند برابر کردن درآمد در یک سال» را گوش میدادم و تعهدی را که استاد گفته بود هر روز مینوشتم. با ۱۲ قدم کار میکردم و به خودم قول داده بودم هر بار درآمدم را سه برابر کنم.
با تمرکز و تکرار همین روند، درآمدم با کار کمتر به ۴۰ میلیون تومان رسید. بعد از آن به موسسهای هدایت شدم که الان در آن مشغولم و امروز درآمد ماهانهام ۱۸۰ میلیون تومان است.از نظر سلامتی: قبل از شروع دوره، روزانه بیش از ۱۰ قرص مصرف میکردم. اما شکر خدا امروز کاملاً سالمم و هیچ دارویی مصرف نمیکنم. بدنم آرام گرفته و سبک زندگیام سالم و هماهنگ شده.
از نظر روابط: قبل از دوره، بهشدت نگران وقتم بودم و خیلی راحت اطرافیان را میرنجاندم، بدون اینکه واقعاً برایم اهمیت داشته باشد. اما امروز، بدون آن وسواس و حساسیتهای افراطی، هم آرامش بیشتری دارم هم تمرکز بالاتر. جالبتر اینکه کاملاً از مدار افرادی که وقت و انرژی مرا تلف میکردند، خارج شدهام.
اینها فقط بخشی از نتایجی است که من از دوره ۱۲ قدم گرفتهام. نتایج من همچنان در حال بهتر شدن است و میدانم مسیر تکامل و رشد، هر روز زیباتر از قبل ادامه خواهد داشت.
آرامش عمیق، ۴ برابر شدن درآمد، مهاجرت، رشد شخصی و دهها معجزه در ۵ ماه همراهی با دوره ۱۲ قدم
امروز که جلسه آخرِ قدم پنجم را تمام کردم و آماده ورود به قدم بعدی شدم، تصمیم گرفتم نتایجم را تا این مرحله بنویسم تا هم قوتقلبی باشد برای دوستانی که تازه وارد مسیر دوره ۱۲ قدم شدهاند و هم انگیزهای برای ادامه راه دیگر همراهان.
روزهای اول ورود به دوره، اصلاً خواب و خوراک نداشتم؛ یا در حال گوشدادن به جلسات قدم اول بودم یا کامنتهای همکلاسیها را میخواندم. تا الان فرصت نشده بود نتایجم را بنویسم، اما امروز یک حس درونی گفت که باید این کار را انجام بدهم.
اولین و مهمترین نتیجه من، رسیدن به آرامش عمیق است.
با اینکه در یک رابطه جدید بودم و ظاهراً حالم خوب بود، اما همیشه غصه و یاد رابطه شکستخورده قبلی رهایم نمیکرد. اما الآن، بعد از پنج ماه کار کردن با دوره، از نظر روحی کاملاً متحول شدهام.در قدم اول، خانهام در یکی از محلههای پایینشهر اصفهان بود.
با ورود به قدم دوم، به تهران مهاجرت کردم.گوشیام شیائومی بود، اما در قدم چهارم، با درآمد خودم آیفون خریدم.
هیچ قرض و بدهی ندارم.
درآمدم بهطور متوسط ۴ برابر شده است.روابطم بسیار بهتر شدهاند.
به چند سفر فوقالعاده هدایت شدم؛ سفرهایی که هر کدام برایم تجربهای عمیق و لذتبخش بود.آنقدر ایمانم قوی شده که با بسیاری از ترسهایم روبهرو شدهام.
اعتمادبهنفسم چندین برابر شده و دهها نتیجه دیگر گرفتهام که الآن حضور ذهن کافی برای همهشان ندارم… اما در همین پنج ماه، زندگیام از اساس تغییر کرده است.بچهها…
عملکردن به آموزههای این دوره واقعاً معجزه میکند.با قدرت ادامه بدهید و در مسیر این دوره بمانید.
هر قدمی که برمیدارید، شما را به نسخه قویتر، آرامتر و موفقترِ خودتان نزدیکتر میکند.بهبود شگفتانگیز سلامت، حافظه، انرژی و کیفیت زندگی در سن ۸۱ سالگی با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
مادربزرگ ۸۱ سالهی من بیش از یک سال است که به شیوه دوره قانون سلامتی زندگی میکنند. هرچند گاهی در مهمانیها کمی از برنامه خارج میشوند، اما نتایجی که ایشان گرفتهاند واقعاً شگفتانگیز است؛ حتی شاید بیشتر از نتایج خود من. بخشی از این نتایج شگفتانگیز شامل موارد زیر است:
حدود ۹۰ درصد دردهای عضلانی ایشان برطرف شده. قبل از دوره، خیلی زود از راه رفتن خسته میشدند، اما اکنون بسیار سریع پیادهروی میکنند و حتی گاهی نرمش هم انجام میدهند. خریدهای سنگین را بدون مشکل حمل میکنند.
قبل از شروع دوره، ورم پاهایشان بسیار زیاد بود؛ کفش برایشان آزاردهنده بود و احساس راحتی نداشتند. اما اکنون این مشکل تقریباً کاملاً رفع شده و فقط اگر زیاد سرپا بایستند کمی ورم میکنند.
سالها لکه برآمده قهوهایرنگی روی بینیشان داشتند که هرگز خوب نمیشد و گاهی با دستزدن زخم میشد. اما اکنون هیچ اثری از آن وجود ندارد.
بیناییشان به شکل قابلتوجهی بهتر شده و حتی با عینک، کارهای هنری ظریف انجام میدهند و چشمشان خیلی دیرتر خسته میشود.قبلاً برای فشار خون دارو مصرف میکردند، اما اکنون میزان مصرف داروشان به یکسوم کاهش یافته و این موضوع باعث تعجب پزشکشان شده است.
پیش از دوره، در برخی فصلها سرگیجههای شدیدی داشتند که حتی نمیتوانستند حرکت کنند، اما اکنون این مشکل کاملاً برطرف شده.وزنشان کاهش قابلتوجهی داشته. خودشان را بیشتر دوست دارند و عزت نفسشان بسیار بهتر شده است.
پیش از دوره، دچار فراموشی بودند، اما در این مدت حافظهشان بهطرز چشمگیری بهبود یافته و حالا یادگیری زبان انگلیسی را دوباره شروع کردهاند.
امید، انگیزه و اشتیاقشان برای فعالیت بیشتر و یادگیری مهارتهای هنری چندین برابر شده و نتایج دیگری هم دارند که حتی من بسیاری از آنها را فراموش کردهام.از استاد عباسمنش با تمام وجود سپاسگزاریم برای تولید دوره ارزشمند قانون سلامتی و همه قوانینی که راه زندگی ما را روشن کردهاند.
کاهش ۱۱ کیلویی، درمان دهها مشکل جسمی و شروع زندگی تازه با عملکردن به آموزشهای دوره قانون سلامتی
من ۳۵ روز است که زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کردهام و ۳۹ سال سن دارم. فقط ۳۵ روز پیش، سبک زندگیام بهطور کامل گره خورده بود به خوردن.
حوصلهام سر میرفت، میخوردم؛
حالم بد میشد، میخوردم؛
غذای بچهها میماند، میخوردم؛
غذای مانده در یخچال را قبل از غذای اصلی میخوردم؛
تفریحاتمان، مسافرتمان، شب و روزمان… همه و همه با خوردن تعریف میشد.صبحها فقط به این فکر میکردم که صبحانه چی بخوریم؟
ظهر: ناهار چی بپزم؟
شب: شام چی درست کنم؟
و این سبک زندگی باعث شده بود بدنم به شدت وارد تضاد شود:
احساس خفگی موقع خواب، سردردهای مکرر، نفخ شدید، درد قفسه سینه، بیانرژی بودن، خوابآلودگی، تنبلی و دهها مسئله دیگر.وقتی استاد عباسمنش دوره قانون سلامتی را معرفی کردند، مدام مینوشتم و میخواستم واردش شوم، اما انگار هنوز آماده نبودم. تا اینکه تصمیم گرفتم برای سلامتیام قدم بردارم و پیادهروی نیمساعته را شروع کردم. هر روز، بدون استثنا، پیادهروی کردم و بعد از ۱۶ روز، توانستم وارد دوره شوم؛ انگار کاملاً آماده شده بودم.
حدود یک ماه پیش، زندگی به سبک این دوره را شروع کردم و مو به مو طبق گفتههای استاد پیش رفتم. در آزمایشهای اول دوره، فهمیدم دیابتی شدهام و عدد HOMA-IR من ۵ بود. این تضاد، تعهدم را چند برابر کرد.
امروز ۳۵ روز کامل است که به شیوه دوره قانون سلامتی زندگی میکنم و حتی یک روز تقلب نکردهام. اینها نتایج من در همین ۳۵ روز است:
از ۹۵ کیلو به ۸۴ کیلو رسیدم—یعنی ۱۱ کیلو کاهش وزن و کاهش سایز چشمگیر؛ طوری که لباسهای قبلیام دیگر اندازهام نیستند.
شوره و خارش سرم کاملاً خوب شده.
ریزش موهایم تقریباً صفر شده.
بوی بد عرق ندارم.
پوستم روشنتر شده.
خالهای گوشتی زیر بغل و گردنم کوچکتر شدهاند و تیرگی زیر بغل، گردن و کشاله ران بهتر شده.
خلط پشت حلقم تقریباً برطرف شده.
دیگر سردرد و احساس خفگی ندارم.
خوابم عمیق، راحت و سبک شده.
از کار خسته نمیشوم.
هر روز یک ساعت پیادهروی میکنم.
عرق شبانه کاملاً از بین رفته.
تاری دید چشمانم برطرف شده.
بوی بد ناف و ترشح ناف کنترل شده.
ترشحات زنانه کنترل شده و درد زیر دل ندارم.
زمان پریود، هیچ سنگینی و دردی ندارم؛ در حالی که قبل از دوره سینههایم سفت و دردناک میشدند.
احساس شور، شعف و شادی دارم؛ انگیزهام چند برابر شده.
فکر و ذهنم دیگر درگیر این نیست که چی بپزم؟
کتابم چاپ شد و توانستم آن را پیشفروش کنم.
تمرکز ذهنیام بسیار زیاد شده و روی اصلها متمرکز هستم.
تقریباً دیگر عصبی نمیشوم.
سیستم گوارشم تنظیم شده؛ هر دو سه روز با دفعی راحت و بدون بو.
حتی گوشت اضافهی مقعدم بهتر شده چون سیستم دفع بدنم روان کار میکند.
قبلاً هنگام ادرار درد میگرفتم، اما الان هیچ دردی در زمان ادرار کردن ندارم.این تغییرات فقط در ۳۵ روز اتفاق افتاده…
۳۵ روز زندگی طبق قانونهای خداوند برای بدن.
۳۵ روز عملکردن واقعی.و نتیجه:
بدنی تازه، ذهنی آرام، انرژی بالا و شکرگزاری لحظهبهلحظه از معجزههای این مسیر.جهش دهبرابری درآمد و رسیدن به ثروت فراتر از هدفگذاری با عملکردن به آموزشهای دوره روانشناسی ثروت ۱
استاد عباسمنش عزیز، من سالهاست که آموزشهای شما را دنبال میکنم و هر روز زندگیام زیباتر و بهتر شده، اما نتایجی که در یک سال اخیر گرفتهام واقعاً فوقالعاده بوده است.
یک سال پیش، هدف من درآمد ماهانه ۱۵ میلیون تومان بود. امروز، درآمدم ده برابرِ همان هدف شده و به ۱۵۰ میلیون تومان در ماه رسیده است. این نتیجه برای خودم هم شگفتانگیز و الهامبخش است.
در همین مدت، طی چهار ماه، توانستم یک ماشین شاسیبلند بسیار خوب بخرم؛ آنهم با آرامش، ایمان و باورهایی که از آموزشهای شما ساختهام.
نکته جالب اینجاست که من همچنان در حال کار کردن دوباره روی آموزشهای دوره روانشناسی ثروت ۱ هستم. دارم باورهایم درباره ثروت را تقویت میکنم، چون میدانم این مسیر پایان ندارد و همیشه میتوانم رشد بیشتری را تجربه کنم.
میخواهم باز هم پیشرفت کنم و از ثروت، به خدا برسم؛ همان چیزی که شما همیشه بر آن تأکید میکنید.



سلام میکنم به همه دوستان عزیزم در گروه عباس منش. من واقعاً یه تجربهای داشتم که واقعاً خدای ما خدایی که کارایی انجام میده که بسیار بسیار عجیب و غریبه. من واقعا دوباره. بعد از اینکه 10 سال در مالزی بودم دوباره مهاجرت کنم به کشور عمان. و دوباره چند روز پیش که داشتم گوش میکردم ذرس های استاد را که قرار نیست که ما بمونیم تا شاید آماده بشه و من همینو در مورد مهاجرت خودم به مالزی و عمان انجام دادم و تصمیم داشته بودم که به دانشگاه یکی از شهرهای عمان برم و به طرز عجیب خداوند از طریق استاد دهان استاد من شد عباس منش و من فقط چمدونم برداشتم و گام برداشتم و توکل به خداوند کردم. و همه چیز غیر قابل تصور بود که خداوند چه کارهایی برای من انجام داد. و چه دستانی رو پیش پای من قرار داد از غذای من از اسکان من از. آبی که حتی میخواستم بخورم و زیاد بود که باور کردنی نیست که چه خونههایی خداوند در اختیار من قرار داد. و چه جوری من توسط چه کسانی دعوت شدم و چه پولهایی رو دریافت کردم. در واقع ما
من با او پول میتونستم یه خونه اجاره بکنم ولی قلب من میگفت که باید حرکت بکنم و برم این گام رو این هدف رو برم به سمت دانشگاه باهاشون در مورد هدفم صحبت کنم. و حرکت کردم و خداوند به من پاداش داد آدمای عشقی در مسیر من قرار داد و هر لحظهای که مردم میدیدم که یه مقدار رفتارشون و کلامشون متفاوت شده میدونستم که از این نقطه باید برم و به نقطه دیگهای برسم که واقعاً همه جور واقعاً شگفتیهای عجیب تجربه کردم. دوست من به من گفت که من که به شما گفته بودم که شما رو میبرم پس چرا رفتین گفتم در دل خودم گفتم من قرار بود شگفتیها رو تجربه کنم با خداوند. در صورتی که اگر با دوستم بودم هیچ کدوم از این تجربه رو نمیکردم و عشق خداوند و دستان خداوند به شگفتیها رو که اینقدر عجیبه نمیتونم اینقدر عالی احساس کنم. دوست من قرار بود در واقع مثلاً روز یکشنبه منو ببره ولی من دیگه واقعاً قلبم اجازه نمیداد که صبر بکنم که بشه یکشنبه و حرکت کنم بنابراین با خداوند حرکت کردم و. و مردمی که از من اصلاً نمیشناختم اونقدر به من عشق دادن اونقدر با من همکاری کردن غیر قابل وصله. و در واقع اینجوری بگم مردم جوری که مردم منو دعوت کردن و محبت کردن که همه محبت خداوند بود. و من چقدر دوباره با یک اقدام شجاعانه جدید باعث من ایمانم قویتر و قویتر و قویتر بشه در دل ترسهای بیشتری حرکت بکنم. دقیقاً ماشینهایی در اختیار من قرار گرفته است افرادی که من اصلاً نمیشناختم ولی اونقدر عالی خداوند همکاری اش که هدف من و خودش بود که من در تمام لحظه راننده اختصاصی داشتم. و میدونستم که خداوند داره به من میگه مسیرت درسته برو و من با تو هستم. و کار خداوند دیوانه کننده بود واقعا در این چند روز که مسافرت بودم و چقدر در این تنهایی با خداوند من بیشتر خودمو شناختم ضعفهای خودم رو شناختم خداوند رو بیشتر شناختم رابطم با خداوند قویتر شد. و دوباره هم که در این نقطه هستم توسط کسایی داره خدا کار انجام میده که غیر قابل وصفه از ماشین. خداوند داره من نشون میده که قدرت تو خیلی بیشتر از این حرفاست پس از خودت تصویر. پس تو از من بخواه تصویرسازی بکن رو هدفت باش و بقیهشم با من. استاد عزیزم با تمام وجودم از شما بخاطر یکتا پرستی تشکر میکنم
و نتیجه اینکه انجام این تصمیم بسیار بسیار اسانتر از انچه بود که من فکر میکردم و من بابت این گام عملی از خودم تشکر میکنم
با سلام و سپاسگزاری از این جلسه بسیار ارزشمند احساس لیاقت
جلسه 4
مادر من صبح تا شب در خدمت همسر و فرزندان اش بود مثل یک خدمه و هیچ کاری برای خودش نکرد نه مسافرتی و چقدر اکنون احساس رضایت ندارد چون خودش را وقف همسرش و کمک به او کرد برای تایید او و ارزش خودش را به تایید همسرش کرد و همیشه می گوید که پدر شما قدردان نیست به همان نسبت که خودش را فدا کرده بود انتظار عشق از پدرم داشت و طبق قانون جهان دریافت نمی کرد چون اول نیازهای او را براورده کرده بود و خودش را فدا کرده بود
من بدلیل اینکه یاد گرفته بودم که زن خوب میکنم خودش را فدای همسر و فرزندان خودش کند تمام عمرم در دوره زناشویی دنبال تایید گرفتن از همسرم بودم و همه کار میکردم خودم را به هر دری میزدم تا او راضی باشد برای تولدش گوشی تلفن قسطی میخریدم که او را خوشحال کنم خودم شرایط جسمی خوبی نداشتم ولی به او که کمردرد داشت و وزن زیادی داشت کمک میکردم که بلند بشود و قدم بزند ،تمام سالیانی که سر کار بودم کارت بانکی ام را به او داده بودم و باید خودم التماس میکردم تا پول خودم دریافت کنم تا او من را زن خوب بداند و نتیجه فدا کردن هم کاملا مشخص شد که توسط همین فرد بدترین رفتار و بی احترامی را دریافت کردم
و الان به لطف دوره ها واقعا بهتر شدم و چقدر مردم و جهان برخوردشون با من مثل یک شاهزاده شده انگار در جهانی دیگر دارم زندگی میکنم نه از هیچ کسی توقع دارم و نه کسی در زندگی من از من توقع دارد خدا را واقعا سپاسگزارم بابت داشتن دوره های استادم و بودن در این مسیر زیبا
با سلام خدمت همه خدمت استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان عزیز من در مورد جلسه 3 احساس لیاقت میخوام صحبت بکنم. من به خاطر تدریس دوره زبان انگلیسی یک خانواده از من خواستند که با در اختیار گذاشتن خونه رایگان با برق و آب رایگان و اینترنت رایگان در اختیار من قرار میدهند که فرزندان انها را درست بدم و. من شروع کردم همه چیز خیلی خوب بود ولی اون مادربزرگ که با من قرارداد بسته بود به شدت بد حرف میزد و به شدت بد رفتار میکرد. و من اینجا به خاطر اینکه احساس میکردم که اگر که احساسم را به او بگویم یه حرفی بزنم ایشون خونه اش را از من میگیره و دچار شرک شدم و ترسیدم این مسئله همین مربوط به دو سه ماه گذشته است و حاضر نشدم که بوندری خودم رو مشخص کنم. این در حالی که خیلی جاها حتی با برادر خواهرای خودم مشخص میکنم و راحت ام و با دوست عزیزم ولی اینجا ایمان ام ضعیف شد و بسیار اعتماد به نفس منو میآورد پایین وقتی که ایشون از بالا به پایین به من نگاه میکرد. و واقعاً دوست دارم که رو خودم کار بکنم بیشتر روی ایمانم با خداوند کار بکنم و ایشون رو دستی از خداوند دونستم واقعاً که این فرصت رو من برام ایجاد شده که خونه دارم و همه چیز خیلی خوبه. ولی باز هم این یه شرک بزرگ به خداوند بود بی اعتمادی به خودم و خداوند بود که. میخوام با درسهای استاد عزیزم هی روز به روز به خودم ایمان بیشتری پیدا کنم و قویتر و قویتر بشم بابت این درس زیبا خیلی استاد عزیزم سپاسگزارم.
سلام میکنم خدمت همه دانشجویان و استاد عزیزم
جلسه 34 قانون ثروت
من همونجور که گفتم قبلا در شغلم که پروژه استرالیا مهاجرت به استرالیا رو داشتم کار میکردم به عنوان شغل خودم با یک شریکی که داشتم. و به دلیل همون موضوع اصلی که استاد گفت من این شریک رو خدا کرده بودم و به شدت به این فرد وابسته بودم اگه تلفن جواب نمیداد میترسیدم که الان برنامه مشتریا چی میشه خلاصه خیلی این آدم رو در کله خودم بزرگ کرده بودم. و به هر حال تو گوشیشم از جهان خوردم. این شد که اصلاً مشخص شد که این فرد اصلاً در مورد مهاجرت به استرالیا که به من گفته بود که براش نیروی کار پیدا بکنم هیچ تخصصی نداره اصلاً این کاره نیست و هیچ چیز واقعی نیست اصلاً. بنابراین تمام پولهایی که خودم داشتم و هزینه کرده بودم و پول بچهها مشتریان همه طبیعتاً توسط این فرد از بین رفت و در این شرایط بود که من به خودم خیلی افتخار میکنم. برای یکی چند روز مثبت نبودم ولی تمام تلاشمو میکردم یک روز در اون شرایط من درسهای استاد رو ترک نکردم. هر روز تمام درسها رو گوش میکردم یه جا مینشستم مینوشتم و بینهایت سپاسگزاری میکردم. چیزی که همه براشون عجیب بود تنها یک راهکار میدونستم که باید ویدیو بسازم چون تخصص من روانشناسی هست و این فعالیتها رو انجام بدم چون همیشه فعال بودم در حالیکه اصلا بلد نبودم ولی هر روز تلاش کردم و یادش گرفتم . از ویدیو کوتاه شروع کردم به مردم آموزش دادن. و به جای اینکه تسلیم باشم ادامه دادم و نتیجه هم این شد که خداوند به طرزی معجزه آسا منو از اون مسئله آورد بیرون. منی که هیچ وقت هیچ مسئلهای نداشتم تو زندگیم که بخواد به دادگاه و قانون برسه ولی برای یک بار رفتم و گفتم من اشتباه کردم و من مسئولیت این کارو میپذیرم و من باید تمام پول مشتریانم را خودم برگردونم و خانواده من بشدت از من انتقاد کردند چرا نوشتی که کار میکنی و برمیگردانی . و بنابراین جهان هم مقاومت نکرد و باعث شد که به طرز عجیب خداوند و از طریق کلام استاد عباس منش عزیز. به من دستور حرکت داد گفتم چون خواهر منم تو این برنامه همکار من بود گفتم پس خواهرم چی میشه و خداوند به من گفت مثل حضرت علی که در زمانی که حضرت محمد اون شب او رو به جای خودش قرار داد تو هم حرکت کن هیچ اتفاقی برای خواهرت نمیافته. من گفتم چشم حرکت کردم در تمام این مدت در تمام این مدت عالی غذا خوردم در تمام روزاش فقط شاید روز اول نتونستم زیاد یکی دو روز اول ولی بقیه بهترین غذاهای قانون سلامتی رو برای خودم درست کردم عمیقترین خواب رو تجربه کردم. و اجازه ندادم که شیطان بر من پیروز بشه و خداوند و من بودیم که پیروز شدیم و الان همه چیز آرام نه کسی به من پیام میده نه کسی به من زنگ میزنه. و به طرز عجیب هیچ مشتری برای برگشت پولش به من پیام نمیده ولی در عین حالی که من خودم را مسئول میدونم که پول اونا رو کار کنم برگردونم. و عجیب اینکه بارها و بارها شیطان از طریق مادر خودم به من ویس پیام داد که خواهرت چه اتفاق ممکن هست براش بیفتد براش ولی من در همان روزها مهاجرت کردم بدون شغل در ایران تمام پول سفرم در عرض 5 دقیقه با انجام کار بسیار ساده برای مشتری فراهم شد چون هر روز درس ها را گوش می دادم و می نوشتم و آرام بودم و آرام بودم. و اصلاً این مسله باعث نشد که من کارم تحت تاثیر قرار بگیره یا اینکه خوابم یا غذام و همین باعث شد که اطرافیان من به شدت شگفت زده باشند و اونها هم با ایمانتر و قویتر باشم. و همین باعث شد که خواهر من وقتی آرامش منو دید به شدت او هم سپاسگزار باشه و او هم آرام باشه و خداوند به طرز عجیب خواهر من را از مسئله اون پرونده آورد بیرون. و من و خداوند هستیم که با هم هستیم و این پیروزی را خلق کردیم و خواهیم کرد خواستم بگم که من واقعاً به خودم افتخار میکنم که آدمی قدرتمندتر از خودم ندیدم. که اینقدر با ایمان باشه و در عین حال اینقدر رو خودش کار کنه و تازه در همین شرایط مهاجرت کنه حرف خداوند و استاد عباس منش را گوش کند و انتخاب کردم که شغل تخصص روانشناسی خودم را انجام بدم. چیزی که میخوام بگم اینه که من تصویر ذهنیم رو از دست ندادم همون روزها روی خواستههام کار میکردم مه ناخواسته هام مینشستم کار میکردم و رو به جلو حرکت میکردم بنابراین خواستم بگم که ما این قدرت داریم با خداوند باشیم تمرکز روی داشته ها و کنترل تصویرسازی اشتباهات را تبدیل به معجزه و برکت کنیم .من عمل گرا هستم ایمان در عمل نه در حرف.
خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت داشتن استادم عباسمنش که من را با خداوند دوست کرد
با سلام خدمت همه دانشجویان عزیز استاد عباس منش و خود استاد عباس منش عزیزم
من میخواستم بگم که به یک نتایج فوق العاده رسیدم یه تمرینی را هدایت شدم و دریافت کردم. که بینهایت نتیجهاش منو شگفت زده کرده من همیشه تو فکر این بودم چه جوری میتونم خانوادهام را در حالت سلامتی کامل تصویرسازی بکنم. و هدایت شدم به اینکه صبحها وقتی بیدار میشم با خداوند پیادهروی سپاسگزاری را انجام میدم خانوادهامو میبینم مادرمو میبینم که داره شیرینیهای سبز رنگ رو سر پدرم نوه ها برادرم عروسهامون میریزه و داره بهشون یکی یکی میگه که مثلاً احسان پسر خوبم اینهمه سلامتی و خوشبختی مبارک ات باشه و یکی روی همه اعضای خانواده ، نتیجهاش این شد که خواهرم که سالیان سال میشد که خونه پدرم بره الان در ماه چندین بار داره میره خونه پدرم و برام بسیار شگفت انگیز بود عروسمون که واقعاً رفت و آمد نمیکرد خونه پدر رفت و آمد میکنه و و مادرم گفت که بهترین آشپزی رو اومده تو خونه انجام داده و کمک کرده. بینهایت شادی و موفقیت وارد زندگی خانواده من شده و یکی دیگه از کارهایی که من تو این مدت انجام دادم برنامه کدینگ ذهنی بود که اومدم اون مبالغی رو که مد نظرم بود برای زندگیم میخواستم به دست بیارم مینوشتم. سه ساعت زمان میبرد و با یه موزیک که تاثیرگذار بود برام گوش میکردم همزمان تصویرسازی میکردم اون تصویر جلو ذهن من بود و مینوشتم نتیجه این شد که به طرز معجزه آسا همه خواسته های من داره. از کوچکترین چیزهایی که میخواستم و بزرگ بلادرنگ پیش پای من قرار میگردد ،حتی ادم هایی که با انها کار دارم جلو من بلادرنگ ظاهر میشوند و من نفس ام بند میاد ، بطرزی جادویی خونه من و دخترم همزمان با هم جابجا شد به نقطه بسیار عالی رفتیم داریم زندگی میکنیم و این برنامه نتیجه اش که اعداد میگم مواردی هست که من میخوام بنویسم حتی در روزهای تعطیل هم سه ساعت نوشتن را انجام میدم بعد که میرم بیرون از خونه معجزه ات یکی پس از دیگری میبارد و من اصلاً مبهوت میشم و نمیتونم نفس بکشم از این همه شادی و معجزه که هرچی میخوام با هر کسی میخوام صحبت کنم هر کاری میخوام انجام بدم و خواستههام قشنگ من به سرعت به سرعت نور داره انجام میشه. البته که من هر کدوم رو 100 بار هر کدوم از اون مبالغ رو مینویسم. به طرز معجزه آسا مردم رو دارم میبینم چنان به من عشق میدن یعنی هرجا میرم برای من آب بیارن مثل یک شاهزاده بهترین پذیرایی را از من انجام میدند در حالیکه اصلا من را نمیشناسند و خلاصه میخوام بگم که این بحث یک داستانی از خودم هم بگم که چقدر معجزه آسا بوده تو این چند مدت. و بعد من به لطف خداوند خداوند هدایتم کرد که از مهارت زبان انگلیسی استفاده کنم و آموزش بدم. و جالبه که یک خانواده با من یک قراردادی بستند به مدت سه ماه خونه رایگان برق رایگان آب رایگان و اینترنت رایگان به من دادند دقیقاً خونه کامل از زمانی من برنامه کدینگ را شروع کردم به انجامش بعد که قرارداد من تموم شد و خداوند به من دستور حرکت داد اصلاً من نه جایی میشناختم برای خونه و نه جایی بلد بودم و از خداوند خواستم که هدایتگر من باشه فقط با ایمان کامل چمدان ام را برداشتم و سر خیابان استادم، و گفتم خودت من را ببر من وظیفه ام را انجام دادم در کشور عمان که هستم و دقیقاً یه دوستی که من اصلاً فکرشم نمیکردم جلوی پای من قرار گرفت تمام وسایل من اصلاً تمام وسایل منو برام گذاشت تو ماشین و دقیقاً منو برد به جایی که گفت من یه کسی رو میشناسم و ایشون خیلی مهربونه و مسئله اسکان رو برات انجام میدیم
و بلادرنگ فقط در 5 دقیقه به ان خونه جدید رسیدم و بلادرنگ صاحب خونه کلید به من داد بدون تلاش. رفتم شب قبلش از دوستم خداحافظی کنم گفتم دارم میرم گفت کجا میری گفتم من اصلاً نمیدونم ولی یعنی چی که نمیدونم فردا دارم کجا میرم گفتم.
توضیح ندادم ، الان خداوند من و دخترم را دقیقاً همزمان با همدیگه بحث اسکان ما را جابجا کرد به یه جای عالیتر و تمیز و بینظیر و پر از همسایه ثروتمند قرار داده. من به دخترم توضیح ندادم ولی ولی ایشون هم شگفت زده بود از این معجزه و بدون تلاش که براش اتفاق افتاده و خونش که جابجا شده و جایی رفته که پر از بهترینه و چقدر آسون انجام شده. خواستم بگم که لطفا این تمرین کدینگ ذهنی مخصوصاً رو مبالغی که مد نظرتون هست مبلغهای بزرگ شروع کنید به نوشتن و نتایجش رو ببینین و برای منم لطفاً پیام بذارین که چه نتیجه فوقالعادهای رو دریافت کردین شماره واتساپ من
96871542824+
استاد عزیزم باعث افتخار جهان هستید خیلی سپاسگزارم بابت داشتن شما در زندگی ام
Chapter 13
چقدر با خودت راحت هستید وقتی تنها هستید و از بودن با خودت لذت میبرید ؟
ایا لذت میبرید و دایم دنبال رابطه عاطفی عاشقانه هستید و موفق هم نمی شوید
چون افرادی که با خودشان لذت نمی برند نمیتوانند در رابطه عاطفی موفق باشند
خیلی ها نمی دانند چکار کنند حتی یک روز اگر متاهل هستند ولی دو روز همسر و فرزندان انها رفتند مسافرت نمی دانند چکار کنند حتما یک نفری باید پیدا کنند
من واقعا این را تجربه کردم که بشدت حتی یکساعت هم از تنهایی نمی توانستم باشم و همه اش میخواستم با همسرم برم بیرون حتی اگر او کاری داشت که بهتر بود من در خونه بودم و راحت بودم چون خودم را دوست نداشتم بشدت وابسته بودم و بعد از جدا شدن از همسرم بشدت کار میکردم و صبح تا شب درس میخواندم و اعتیاد به کار داشتم و اگر اخر هفته بود دنبال افراد بودم که افراد را پیدا کنم و مشغول باشم ولی از زمانی که سپاسگزاری از خداوند را شروع کردم و نوشتم و روی خودم و شخصیت خودم کار کردم چقدر با خودم در تنهایی لذت میبرم ،خودم تنهایی مسافرت کردم بارها و بارها ،رستوران به تنهایی رفتم خرید هام را به تنهایی رفتم و لذت بردم و واقعا لذت بردم ،الان مردم وقتی از من میپرسند چطور میتوانی تنها باشی می گویم من از صبح تا شب برنامه برای لذت کار و تفریح دارم ،دیگر از تنهایی نمی ترسم با خودم بهترین دوست شدم
واقعا دوست ندارم که به کسی زنگ بزنم که الان تنها هستم پس با یک کسی سرگرم میشوم
داشتن ارتباط با دیگران ،ازدواج و داشتن ارتباط عاطفی عالیه و باید داشته باشیم ولی اگر نباشد هم اذیت نمی شویم
غذام در سکوت میخورم خیلی ها حتما باید حرف بزنند و سر و صدا باشد تا بتوانند غذا بخورند و با من صحبت میکنند و من واقعا از توی سر و صدا غذا خوردن لذت نمی برم و با احترام میگم که بعد از غذا اگر امکان داره صحبت کنیم من راحت ترم.
خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت نتایج عالی دورههای استاد عباسمنش که نجات دهنده زندگی من و میلیون ها نفر شده
استاد عباسمنش عزیزم واقعا سپاسگزارم
من سلام میکنم به همه دانشجویان عزیز و استاد عزیز بسیار ارزشمندم که چقدر باعث تحول زندگی من در همه جنبهها شده. من یکی از درسهای استاد که میگه که در هر جایی که هستین بهترینهاتون رو انجام بدین اگه توی کار دولتی هستین اگه تو کار خصوصی هستین اگر که هر فعالیتی رو میخواین انجام بدین در هر جایی که هستین اون رو به بهترین شکل ممکن و با تمام وجود انجام بدین. من هدایت شدم به یکی تجربه خودمو باهاتون در میون بذارم که من در واقع وقتی که دوره کووید بود و من در مالزی زندگی میکردم. و طبیعتاً کالجی که درش کار میکردم تعطیل بود همه بیزینسا تعطیل بود. و من باید هزینههای زندگی و کرایه خونه رو پرداخت میکردم چیزی که همیشه و همیشه صاحب اون خونه میدونست که من به موقع انجام میدم. مسئله پرداخت من بدلیل تعطیلی کارم طول کشید و هی به من پیامی داد زنگ میزد که شما فقط یه هفته دیگه فرصت داری و میخوای چیکار کنی گفتم نمیدونم ولی میدونم که خداوند به من کمک میکنه برای این پرداخت. و دوباره هم میشد همون یه هفته و میگفت که ببین خدا کاری نکرد و این پوله و در مورد پول بعد یه جور دیگه فکر کرد خب منم کاری نمیتونستم انجام بدم تو اون شرایط واقعاً نه ایدهای داشتم و نمیدونستم باید چیکار کنم و باز میگفتم خدا به من کمک میکنه و. کاری که من انجام میدادم بدون اینکه بدونم نتیجه چه خواهد بود هر روز سه ساعت تمام خونه بزرگ سه خوابه بطرزی جادویی تمیز میکردم و همه جا برق میزد عین دوره موفقیت شغلی استاد که میگه در هر جایی که هستید بهترین هاتون را انجام بدید و من اینو اصلاً در وجودم از قبل داشتم چه در کاری که دولتی بوده چه در خصوصی بوده همیشه من بسیار بسیار بیشتر از اون چیزی که از من میخواستند من انجام میدادم. اصلاً برام مهم نبود که مدیر کل چه جوری با من برخورد میکنه اون مدیر اون بخش خصوصی چه کار میکنه چه جوری با من برخورد میکنه هر جوری که رفتار میکردن من باز بهترینهای خودم رو همیشه انجام میدادم. و نتیجه این شد که من در اون دوره تنها چیزی که به نظرم میومد که میتونستم انجام بدم این بود که روزی 3 ساعت و نیم وقت میذاشتم و خونه رو خونه به اون بزرگی سه خوابه رو بسیار بسیار با تمام وجود در و دیوار همه جا را برق میانداختم از تمیزی به بهترین شکل ممکن انجام میدادم. هر روز و هر روز و هر روز این کارو تکرار میکردم. و نتیجه این شد که دیگه اون تاریخ که به من فرصت داده بودم تموم شد و گفتش که من میام و کلیدا رو میگیرم مثلاً کارت در ورودی رو از شما میگیرم و دیگه تموم شد. و من خیلی برام عجیب بود که خداوند همیشه با من بوده پس چه جوری تا الان من هنوز نتیجهای که میخوام رو پولی که میخوام رو راهی که میخوام رو که کرایه پرداخت کنم هنوز پیدا نکردم. ولی باز طبق قانون تصویرسازی و سپاسگزاری من ادامه دادم و نتیجه این شد که ایشون اومد و و جالب اینکه گفتش که چه جوریه که شما این خونه رو اینقدر تمیز نگه داشتی که غیر قابل باوره. فکر کنید زیر مثلاً زیر وسایل هم بسیار تمیز بود حتی انباری ، خود و همسرش براشون جالب بود چه جوری زیر این همه وسایل ما داریم نگاه میکنیم زیر اونها هم برق میزنه. و خودش به خانمشون گفتن که ما باورمون نمیشه چه جوری خونه ما اصلاً یه جور دیگه شده از این همه تمیزی. و نتیجه این شد که خداوند و جهان به من پاداش داد. در واقع یه پول خیلی خیلی بزرگ میشد و ایشون پولو بخشید با تمام عشق با تمام مهربانی با تمام محبت و پاداش جهان شد به من که کارمو اونقدر عالی انجام داده بودم. و دوباره نتیجه این شد که خواهر من بدون اینکه من بهش بگم پول خونه بعدی رو فراهم کرد ما رفتیم توی خونه جدید قرار گرفتیم. و یکی از تجربیات دیگه هم که یادم اومد برای بچهها بگم که درس خیلی فوق العادهایه من سالیانی در پستهای بالای بودم در ایران و بعد که مهاجرت کردم چون زبان بلد نبودم رفتم در دوره دانشجویی در رستوران کار کردم. و این باعث شد که من در همون جایی که در رستوران کار کردم چنان متفاوت کار کردم که همون هفته اول درآمد این رستوران حدود سه چهار برابر بیشتر شد. و همیشه و همیشه کارم قبل عالی انجام دادم که نتیجه این شد دوباره جهان به من پاداش داد من در اون تایم یه وام حدود خیلی زیادی که مبلغش برای من بزرگ بود که در ایران داشتم و هر ماه باید قسط پرداخت میکردم اصلاً شرایط راحتی نبود. و به طرزی عجیب بدون اینکه من درخواست بکنم دوستم به من گفت که این وامو من میخوام برات تسویه کنم مبلغش خیلی مبلغ به اندازه پول یه خونه خریدن بود و این فرشته خداوند دست خداوند شد بدون اینکه من بگم پول وام به طور کامل تسویه شد فقط به خاطر اینکه من در جایی که بودم واقعاً عالی عمل میکردم هنوز در اون تایم قانون را نمیدونستم و سپاسگزاری هم بلد نبودم خداوند هم به جهان پاداش متفاوت را به من داد و من واقعاً از اون به بعد دیگه نه وام گرفتم و سعی کردم که در آرامش زندگی کنم. سپاسگزار خداوندم به خاطر اینکه همیشه و همیشه به عملکرد ما جواب میده و سپاسگزار خداوندم به خاطر داشتن استادم که وجودش باعث شده که من زندگیم روز به روز آرامتر زیباتر و باشکوهتر بشه.
سلام به استاد عشقمون و مریم عشق
خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت داشتن دوره های استادم که چقدر دانشجویان نتایج عالی گرفتند خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت وجود استاد عزیزم عباسمنش که چقدر کلام خداونده
آگاهی جلسه 24 ثروت
انسان موفق انسانی که از اشتباهات خودش و دیگران درس میگیرد ،به خاطر همین خیلی از قدم ها را بر نمیداریم
من حرکت میکنم و کلی درس یاد میگیرم من چقدر سالیانی بخاطر اینکه میترسیدم قدم برنداشتم که علیرغم علم زیادی که داشتم که میترسیدم که موفق نشم ادامه ندادم در حالیکه دکترا خوانده بودم ولی استادم عباسمنش میگه من هیچی بلد نبودم ولی رفتم و انجامش دادم و چقدر پیشرفت و ثروتمند شد چون از اشتباههاتش درس گرفت و رفت جلو در حالیکه بترسید از دو دلی
برای ثروتمند شدن نیاز به شخصیت قوی داره من ترسم را کمتر میکنم اگر اشتباه کردم دنیا به آخر نمیرسه ،من حرکت میکنم سعی میکنم اشتباه نکنم به ان چیزی به من گفته شود عمل میکنم من خیلی میتوانستم پول و ثروت و شادی در زندگی ام خلق کنم در صورتی من مسیری که مطالعه کرده بودم و تحصیلات دکترا روانشناسی داشتم عاشق اش بودم ولی فکر کردم نمیتوانم ازش پول بسازم من اشتباهی نمیکنم خیلی مردم کاری نمیکنند چون از اشتباه کردن میترسیدند زندگی یک مسیر ناشناخته هست اگر حرکت کنی و قدم برداری اگر مصمم به حرکت کردن باشی یک کار آفرین با این نگرش میتواند کار آفرین بشه چون فکر نکرده اگر اشتباه کنم چی میشود بعد متوجه میشویم چرا خیلی ها میتوانند پیشرفت کنند ولی شما نمیتوانیم پس اشتباه کردن بخشی از مسیر هست هیچ اشکالی نداره نخواهید که فردی باشید که اشتباه نکنید همه چیز را میتوانید درست کنید وقتی درس هر پیشرفتی را میگیرید چقدر ما را قوی تر میکند مهم حرکت کردن هست هیچ راهی نیست که تمام تصمیمات ما بهترین باشه ولی با تصمیم و حرکت کردن و حل کردن ان مسائل هیچ کس نیست در جهان که همه چیز را درست انجام بده ولی من در تدریس زبان انگلیسی میترسیدم ولی حرکت کردم و باعث شد که کلی پول کسب کنم و چقدر هر روز پیشرفت کنم
ا
درس توحید عملی
سلام به استاد عزیزم و مریم عشق عزیزم من میخوام یک تجربه فوق العادهای رو در مورد چند روز پیش خودم به بچهها بگم. من میخواستم ویزام را تمدید کنم و میخواستمم که از کشور خارج نشم و و برام تمدیدش بکنم در واقع از لحاظ منطقی اصلاً امکانپذیر نبود. میگفتن نه برات انجام نمیدیم دفعه گذشته انجام دادیم برات ولی الان امکانش نیست و باید حتماً خروج از کشور بزنی و بعد دوباره برگردیم. و من صبح توی اون اون برنامه ستاره قطبی برای خودم نوشته بودم که خدا تو امروز با منی و تو همه افراد اونجا رو مسخ میکنی و کار من توسط دستور تو که فرمانروای جهان هستی انجام میشه. و از همون موقع که اونجا رفتم از استاد عزیزم یاد گرفتم که تحسین کنم تمام چیزایی که تو اونجا میبینم از مثلاً فضای تمیز اونجا از بوی خوب اونجا از لبخندی که دارن میزنن خلاصه تماماً توی اون تصویر بودم که کارم انجام شده و. شیرینی میریزم دارم شادی میکنم و دستم رو به آسمون بود در تصویرسازی ذهنی ام و دفتر سپاسگزاری را هم با من بود مرتب مینوشتم موضوع مهم اینه که من در دلم یاد گرفته بودم از استاد که بگم من الان قدرت رو از تمام پلیسها از اداره ایمیگریشن میگیرم و قدرت رو به خداوند میدم فرمانروا اونه و اگه او دستور بده شما نمیتونین بگین نه. و داشتم مرتب تکرار میکردم و به طرز شگفت انگیز منو هدایت کردن به سمت اتاقی که کار من با تمام عشق انجام شد. و جالبه بدونین که حتی مثلاً من 4 ماه اینجا بودم اونا فکر کردن که سه ماه من اینجا هستم در ان اتاق متفاوت و با اینکه پاسپورتم تو دستشون بوده نمیدیدند که من چهار ماه هستم. و خدا نشون داد که چه جوری همه آدما را مسخ کرد کار من انجام شد طبق معمول خداوند و قانون خداوند و من پیروز شدیم. گفتم این تجربه رو بنویسم هی قلبم به من گفت که اینو باید حتماً در میون بزارم باهاتون که چقدر وقتی که به خداوند وصل میشیم چقدر همه چیز متفاوت میشود. و قانون همیشه و همیشه و همیشه پیروزه.
من واقعا از شما استاد عزیزم عباسمنش سپاسگزارم