نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -وهاب زارعی

    بهبود چشمگیر دیابت، چربی خون، تیروئید و کاهش وزن با عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی

    من مادر وهاب زارعی هستم و حدود چهل روز است که همراه پسر عزیزم وهاب جان، زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کرده‌ام. در آغاز دوره آزمایش دادم و نتیجه‌ها واقعاً ترسناک بود. دچار چربی خون بسیار بالا و دیابت نوع دو بودم؛ چربی خونم ۱۱۰۰ بود و قند خونم ۳۰۰. کم‌کاری تیروئید داشتم و در آزمایش مقدار Tsh عدد ۹/۵ بود. حدود هشت مورد «ستاره قرمز» در برگه آزمایشم داشتم که نشان می‌داد تقریباً تمام فاکتورهای بدنم یا لب مرز بودند یا به شدت غیرنرمال.

    این در حالی بود که تازه عمل سنگ کلیه ۱۷ میلی‌متری انجام داده بودم. اما بعد از فقط چهل روز زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی دوباره آزمایش دادم و نتیجه‌ها برایم واقعاً باورکردنی نیست.

    شکر خدا در آزمایش جدیدم:

    چربی خونم از ۱۱۰۰ به ۲۰۰ رسیده.
    قند خونم از ۳۰۰ به ۱۰۰ کاهش پیدا کرده.
    تیروئیدم از ۹/۵ به ۲ رسیده.
    سطح ویتامین D و B12 و همهٔ فاکتورها کاملاً نرمال و عالی شده‌اند.

    احساس سبکی می‌کنم. راحت راه می‌روم. دیگر هیچ دردی در پاهایم ندارم، دست‌هایم خواب نمی‌رود و به‌راحتی همهٔ کارهایم را خودم انجام می‌دهم. ده روز است که هیچ دارویی برای دیابت و چربی خون مصرف نکرده‌ام و حال عمومی‌ام عالی است.

    از نظر تناسب اندام هم نتایجم فوق‌العاده بوده. من با وزن ۸۹ کیلو و دور کمر ۱۰۸ سانتی‌متر وارد زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی شدم و امروز وزنم ۷۷ کیلو و دور کمرم ۹۸ سانتی‌متر است. تمام لباس‌هایم برایم گشاد شده و احساس می‌کنم یک بدن جدید پیدا کرده‌ام.

    خدا را شکرگزارم که با شما استاد عباس‌منش و راهنمایی‌های ارزشمندتان آشنا شدم و توانستم قدم در مسیر زیبای سلامتی بگذارم. همچنین از پسر عزیزم وهاب جان هم تشکر می‌کنم که زحمت خرید این دوره را برای من کشید.

  • -آرزو آل بوطرفی

    الان که دارم این کامنت و مینویسم سرشار از حس و حال خوب هستم و تازه قدم 3 از دوره 12 قدم رو شروع کردم.

    وقتی قدم اول رو شروع کردم و چکاپ فرکانسی رو در قدم اول انجام دادم، هیچ درآمدی نداشتم. حتی یک ریال هم پس انداز نداشتم. توی این دوره من روی خودم و ارزشمندیم دارم کار می کنم. تمرین ستاره قطبی رو انجام میدم و دارم یاد میگیرم که توانایی هام رو ارزشمند بدونم. چون قبلاً بابت کاری که انجام می دادم، دستمزد دریافت نمی کردم.  

    مدتی پیش بهم پیشنهاد کار شد  و من تونستم باور کنم که وقتی که من میزارم ارزشمنده و بابت انجام اون کار دستمزدم برام واریز شد که از خوشحالی بال درآوردم و ایمانم قوی شد که ثروت هست، سلامتی و رابطه خوب هست. منتهی این من هستم که باید افکار منفی و ترمز هام رو بردارم.

    خداروشکر با عمل به آگاهی های دو قدم اول، چرخ زندگی من اینقدر روان‌تر شده که خودمم بعضی وقت ها میگم: قبلا کارهای من سخت انجام می شد یا اصلا انجام نمی شد اما الان اینقدر راحت و بی دردسر و اینقدر پربار و عالی داره انجام میشه و این نتیجه برداشته شدن همون ترمزهای ذهنی ای هست که همش بهم می گفت:نمیشه؛ تو نمیتونی؛ اگر فلانی نخواد اتفاق نمی‌افته…
    منی که تا حالا دلار رو ندیده بودم، چند روز پیش یه جا 28 تا 100 دلاری رو بدست آوردم که مال خود خودم بود و نتیجه کار کردن روی باورهام. توی حوزه روابط، چقدر راحت از بقیه تحسین دریافت میکنم و رابطه ام با همسرم خیلی عالی تر شده.

    علاوه بر نتایج خودم، دارایی های همسرم خداروشکر داره روز به روز بیشتر میشه.

    دوست داشتم این رد پا از نتایجم تا الان رو از خودم به جا بذارم.

  • -احمد فرهنگیان

    کاهش ۸.۵ کیلو وزن و درمان حساسیت‌های شدید در کمتر از یک ماه با عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی

    امروز ۲۶ آذر ۱۴۰۲ است. من اول آذرماه دوره قانون سلامتی را خریدم و با وزن ۱۰۰ کیلوگرم زندگی به شیوه این دوره را شروع کردم. قبل از شروع، آزمایش دادم و به همه دوستانم با اطمینان گفتم: «تا شب یلدا ۱۰ کیلو وزن کم می‌کنم»، درحالی‌که حتی فایل‌های معرفی دوره را هم ندیده بودم و هیچ اطلاعی از نحوه کار آن نداشتم. طبق معمول، همه خندیدند و مسخره کردند و گفتند: «توهم زدی! همچین چیزی غیرممکنه!»

    اما من به خاطر نتایج قبلی‌ام از دوره ۱۲ قدم کاملاً به آموزش‌های استاد عباس‌منش ایمان داشتم. چون عمل به آگاهی‌های این دوره، مرا طی یک سال از زیرِ صفر بالا آورد و از فقر مطلق به استقلال مالی واقعی رساند. من از فردی که حتی پول خرید نان نداشت، تبدیل شدم به کسی که توانایی مالی سفرهای عالی به جزیره کیش، اقامت در هتل چهارستاره و تفریحات آبی و لاکچری را دارد. به خاطر همین نتایج بود که من از پیش به دوره‌های استاد ایمان داشتم.

    امروز ۲۶ آذر ۱۴۰۲ است و بعد از فقط ۲۶ روز زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، ۸ کیلو و ۵۰۰ گرم وزن کم کرده‌ام. تنها چهار شب مانده به شب یلدا و من تقریباً کامل به قولم عمل کرده‌ام و از نظر سایز نیز به‌طور چشمگیری تغییر کرده‌ام.

    پیش از شروع این دوره، دچار حساسیت شدید بودم؛ صبح‌ها حدود ۴۰۰ عطسه می‌کردم، آبریزش بینی و خلط پشت گلو داشتم و مجبور بودم قرص ضدحساسیت بخورم—قرصی که خودش باعث خونریزی دهانم می‌شد. دکتر هم تأکید کرده بود که باید حتماً این قرص را ادامه بدهم.

    اما بعد از فقط ۲۶ روز عمل به دوره قانون سلامتی، بدون حتی یک قرص، تمام مشکلاتم—عطسه‌ها، آبریزش، خلط، خونریزی و…—کاملاً برطرف شد. در حالی که قبلش می‌گفتند درمانش ساده نیست، اما با این سبک زندگی، همه چیز به‌طرز شگفت‌انگیزی حل شد.

    از صمیم قلب خدا را شکر می‌کنم که با اعتماد به این دوره، هم وزنم، هم اندامم، هم سلامتم، و هم کیفیت زندگی‌ام در کمتر از یک ماه متحول شد.

  • -ملیحه کشمیری

    تجربه کاهش سایز، بهبود بیماری‌های چندساله و جوان‌سازی طبیعی با عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی

    من یک ماه پیش هدایت شدم به دوره قانون سلامتی و از فردای همان روز، بدون هیچ مقاومتی، زندگی به شیوه این دوره را شروع کردم. استاد عباس‌منش، آگاهی‌های این دوره آن‌قدر ناب و کاربردی است که هر بار با خودم می‌گویم چطور ممکن است اطلاعات تخصصی سلامتی، این‌چنین ساده، روان و قابل‌اجرا منتقل شده باشد.

    استاد شما در فایل‌های معرفی دوره گفته بودید با «بشکن» وزن کم کردید. با اینکه مطمئن بودم هرگز اغراق نمی‌کنید، اما پیش خودم می‌گفتم مگر می‌شود؟ کنترل خورد‌وخوراک از کنترل ذهن هم سخت‌تر است. منی که ۲۰ سال ورزش مداوم داشتم، همیشه گرسنگی می‌کشیدم، انواع رژیم‌های سخت را امتحان کرده بودم، سال‌ها روزی ۲ تا ۳ ساعت ورزش سنگین می‌کردم تا وزن ۹۰ کیلویی‌ام را روی ۶۵–۶۶ نگه دارم، اما باز هم نتیجهٔ دلخواهم حاصل نمی‌شد. چربی پایین شکمم هیچ‌وقت آب نمی‌شد و همه می‌گفتند چون زایمان و سزارین شده‌ای، دیگر از بین نمی‌رود. در کنار این‌ها، به دلیل مصرف داروهای شیمی‌درمانی وزنم از ۶۵ به ۷۱ رسیده بود.

    اما وقتی به جلسه سوم دوره قانون سلامتی رسیدم و با توضیحات استاد درباره عملکرد بدن، سیستم هضم، دفع، جذب، ترشح انسولین و نقش هورمون‌ها آشنا شدم، فهمیدم ادعای استاد کاملاً درست است؛ بله، می‌شود با «بشکن» چربی اضافه را آب کرد، آن هم کاملاً طبیعی، سریع و ساده.

    حالا بعد از فقط یک ماه زندگی با این دوره، می‌خواهم از نتایجم بگویم.

    نتایج سایز و وزن:
    دور شکم: از ۱۰۳ سانتی‌متر به ۹۱ سانتی‌متر
    دور کمر: از ۸۴ سانتی‌متر به ۷۵ سانتی‌متر
    پهلوها: از ۱۰۰ سانتی‌متر به ۹۲ سانتی‌متر
    وزن: از ۷۱ کیلوگرم به ۶۸ کیلوگرم

    و اما نتایج درمانی—بعضی از این مشکلات را حتی بیماری نمی‌دانستم، اما حالا می‌فهمم چه بار بزرگی از دوشم برداشته شده است:

    • درد ۲۸ سالهٔ زانوی پای چپم که از بارداری اول شروع شده بود و دکترها می‌گفتند روماتیسم ارثی است، در یک ماه کاملاً از بین رفته.

    • درد شدید مفاصل ناشی از شیمی‌درمانی که هر بند بدنم تیر می‌کشید، کاملاً ناپدید شده.

    • درد وحشتناک رگ سیاتیک پای راستم که ۲ تا ۳ سال عذابم می‌داد و شب‌ها از شدت درد گریه می‌کردم، کاملاً درمان شده.

    • استخوان‌درد شدید که همه می‌گفتند ارثی است و بعد از ۴۰ سالگی طبیعی است، کاملاً برطرف شده.

    • پشت دستم از ۴۰ سالگی بعد کک‌ومک زده بود و روزبه‌روز بیشتر می‌شد، دکترها گفته بودند باید لیزر کنم؛ اما در چند روز گذشته دیدم ۸۹ درصد کک‌ومک‌ها ناپدید شده‌اند و رنگ پوست دستم برگشته به دوران ۲۰ سالگی.

    • رنگ پوست صورتم که فکر می‌کردم از آفتاب تیره شده، حالا سفیدِ صورتی و شفاف شده؛ همان رنگی که در نوجوانی داشتم.

    • حدقه چشم‌هایم بازتر شده، افتادگی پلک از بین رفته، غبغبم محو شده و پوستم مثل کسی که ژل و بوتاکس کرده باشد، ولی کاملاً طبیعی، جوان شده است.

    • مشکل قدیمی خروج آب از دهان هنگام خواب که همیشه آزارم می‌داد، کاملاً برطرف شده.

    • مشکل بیدار شدن ۲ تا ۳ بار در شب برای دستشویی—کاملاً حل شده و حالا خواب عمیق و آرام دارم.

    • نفخ‌های شدید بعد از غذا، ترش کردن، برگشت غذا، سوزش سر دل و حالت تهوع که هر شب داشتم—یک‌ماهه صفر شده‌اند.

    • خشکی و خارش شدید پوست بدن، مخصوصاً کمر، که سال‌ها هیچ درمانی برایش جواب نمی‌داد—خودبه‌خود کاملاً از بین رفته.

    • بواسیر که حتی بعد از عمل جراحی هم باز درد و ناراحتی داشت، حالا کاملاً درمان شده و بدون هیچ درد و مشکلی به دستشویی می‌روم.

    همه این‌ها فقط نتایج یک ماه من از اجرای دوره قانون سلامتی است. واقعاً خدا می‌داند ماه بعد چه اتفاقات زیباتری در انتظارم باشد.

    استاد عزیزم، وقتی هزینه‌های گزافی که سال‌ها برای درمان دادم—در حالی که نتیجه‌ای هم نمی‌گرفتم—را با قیمت این دوره مقایسه می‌کنم، می‌بینم چقدر این دوره ارزشمند و نجات‌بخش است. این دوره هم جسم من را سالم کرد، هم روحم را آرام کرد، هم از هزینه‌های درمان و دارو نجاتم داد. استاد عزیزم، تا زنده‌ام سپاسگزار خداوند یکتا هستم که شما را آفرید و در این مسیر هدایت کرد.

  • -امیر

    تحول مالی چشمگیر و ساخت باورهای ثروت‌ساز با عمل به آموزه‌های استاد عباس‌منش و دوره‌های ایشان

    من دو سال پیش با آموزه‌های استاد عباس‌منش آشنا شدم و از همان زمان تلاش کردم روی خودم کار کنم و قوانینی را که از آموزش‌های ایشان یاد می‌گرفتم، در زندگی‌ام اجرا کنم. با کمک آگاهی‌های این مسیر، در حال ساختن این باور هستم که تنها افراد ثروتمند به بهشت می‌روند و تنها افراد ثروتمند نزد خداوند عزیز و محبوب هستند. یاد گرفتم که برای داشتن نتایج بهتر، فقط کافی است باورهای بهتری بسازم؛ یعنی نتیجه‌ای را که می‌خواهم ببینم و بعد باوری بسازم که من را به همان نتیجه برساند.

    در این مدت، از دوران دانشجویی و نداشتن هیچ چیز، به نتایج بزرگی رسیده‌ام. امروز ۲۵۰ میلیون تومان پس‌انداز دارم. یک مغازه راه‌اندازی کردم و اکنون سرمایه مغازه‌ام حدود یک‌ونیم میلیارد تومان است. به لطف الله مهربان، بهترین مشتری‌ها به سمت مغازه من هدایت می‌شوند و هر روز فروش من بیشتر و بهتر می‌شود.

    این مسیر برای من ثابت کرد که وقتی آگاهی‌های استاد عباس‌منش را با ایمان و تعهد اجرا می‌کنم، زندگی‌ام با سرعتی شگفت‌انگیز رو به رشد می‌رود.

  • -احمد فرهنگیان

    درک دلیل اتفاقات زندگی و تجربه معجزات واقعی با عمل به آموزه‌های دوره ۱۲ قدم

    جلسه سوم از قدم سوم را تازه گوش دادم. در طول این دوره، هر بار که می‌خواهم بنویسم «این جلسه دیگر بهترین جلسه دوره بود»، در جلسه بعدی می‌بینم آگاهی‌های عمیق‌تر و ناب‌تری وجود دارد. هر جلسه بی‌نهایت آگاهی تازه می‌دهد و خدا می‌داند تا پایان قدم دوازدهم، با عمل به این آگاهی‌ها چقدر از نظر مالی، سلامتی، روابط و معنویت پیشرفت می‌کنم. واقعاً هر قدم از دوره ۱۲ قدم یک دنیای کامل از آگاهی است.

    اگر بخواهم بزرگ‌ترین دستاورد این جلسه را در یک کلمه خلاصه کنم، آن کلمه «خودآگاهی» درباره دلیل اتفاقات زندگی‌ام است. قبل از این دوره، زندگی من پر از فراز و نشیب‌های عجیب بود. گاهی همه‌چیز بهم می‌ریخت، گاهی همه‌چیز عالی می‌شد. درگیر ترس، فقر، روابط نادرست و سردرگمی دائمی بودم و نمی‌فهمیدم چرا یک‌دفعه همه‌چیز خراب می‌شود یا چرا گاهی همه‌چیز خوب پیش می‌رود. دلیل اتفاقات زندگیم را نمی‌دانستم و همین باعث می‌شد ندانم چطور باید با مسائل برخورد کنم.

    تا اینکه رسیدم به جلسه سوم از قدم سوم. وقتی این جلسه را گوش دادم، تازه فهمیدم وقتی اوضاع سخت می‌شد از کجا ضربه می‌خوردم و وقتی همه‌چیز خوب پیش می‌رفت علتش چه بود. هیچ چیز ارزشمندتر از این نیست که دلیل اتفاقات را بفهمی. به همین دلیل می‌گویم ارزشمندترین نتیجه دوره ۱۲ قدم برای من، آگاه شدن نسبت به دلیل اتفاقات زندگی و نحوه اجرای قانون در عمل است. در این جلسه احساس کردم استاد عباس‌منش لقمه را آماده گذاشت جلوی دهانم!

    چند روز پیش، در کسب‌وکارم اتفاقی افتاد که ظاهرش نشان می‌داد قرار است ضرر بزرگی کنم. ذهن نجواگرم فوراً شروع کرد به ترساندن من که: «دیگه با سفر و لذت خداحافظی کن، بدبخت شدی!» آن روز هنوز فایل این جلسه را ندیده بودم و نمی‌دانستم باید چه کنم، اما با آگاهی‌هایی که از سه سال حضور فعال در سایت و با مطالعه قدم‌های قبلی به دست آورده بودم، قلبم گفت نگران نباش و توکل کن به خدا. درونم شنیدم که: «اگر آرام باشی و توکلت را حفظ کنی، این اتفاق در نهایت به نفعت می‌شود. خدا یک پلن جدید دارد، می‌خواهد بیشتر به تو بدهد.»

    تکرار این جملات چنان آرامشی در من ایجاد کرد که قلبم باز شد و آرام شدم. با خودم گفتم: «حتماً خیره. هر اتفاقی بیفتد به نفع من است و من از پسش برمی‌آیم.» و به خدا قسم کمتر از ۲۴ ساعت بعد ورق برگشت. آن مشکل در کسب‌وکارم طوری حل شد که نه تنها ضرری نکردم، بلکه درآمدم بیشتر شد و اعتبارم هم بالا رفت. علاوه بر این، همان مسئله باعث شد یک مشتری جدید وارد کارم شود و درآمدم دو برابر شود. فقط گریه می‌کردم و شکر می‌گفتم و مبهوت عظمت و بزرگی خداوند بودم و این قانون تغییرناپذیر او که: احساس خوب = اتفاقات خوب.

    حالا وقتی آگاهی‌های این جلسه از دوره ۱۲ قدم را گوش می‌دهم و آن را با تجربه تازه‌ای که همین چند روز پیش داشتم ترکیب می‌کنم، می‌بینم که یک شاه‌کلید واقعی به دستم رسیده؛ کلیدی که می‌توانم با آن هر قفلی را باز کنم و با حل ریشه‌ای مسائل، رشد عمیق و واقعی را تجربه کنم.

  • -خانواده فرح بخش

    درمان بیماری‌ها، کاهش وزن چشمگیر و جهش انرژی با عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی

    اواخر اردیبهشت ۱۴۰۱ بود که به‌خاطر رنج از چندین بیماری، برای رسیدن به سلامتی، دوره قانون سلامتی را خریدم و همراه تمام اعضای خانواده، زندگی به شیوه این دوره را شروع کردیم. چون به آموزش‌های استاد عباس‌منش اعتماد داشتم و بیماری‌هایم برایم اهرم رنج شده بود، با تعهد کامل وارد مسیر اجرای دوره شدم.

    قبل از شروع زندگی به شیوه این دوره، ده سال درگیر فشار خون بالا بودم و هر روز چند قرص مصرف می‌کردم، بدون هیچ نتیجه‌ای. اما در ماه دوم از اجرای کامل دوره، فشار خونم کاملاً نرمال شد و دیگر هیچ قرصی مصرف نکردم. وقتی برای آزمایش رفتم و فشارم ۱۲/۸ بود، از شادی اشک ریختم و خدا را هزار بار شکر کردم که این بیماری کاملاً درمان شد.

    سال‌ها قبل از دوره، کمردرد شدیدی داشتم که انرژی و تحرکم را گرفته بود و حتی دو ماه در ایام عید ۱۴۰۱ بستری بودم. پزشکان می‌گفتند درمانی ندارد و فقط باید مدارا کنم. اما در هفته‌های اول از زندگی به شیوه دوره، کمردردم بدون دارو و بدون هیچ روش خاصی کاملاً درمان شد. از ماه دوم هر روز یک ساعت و گاهی یک‌ونیم ساعت پیاده‌روی می‌کنم و الان، بعد از یک سال و نیم، خدا را شکر کوچک‌ترین اثری از کمردرد ندارم.

    حدود هشت سال هم درگیر درد مفاصل شدید بودم و روماتیسم مفصلی حاد تشخیص داده شده بود. اما با زندگی به شیوه همین دوره، در جدیدترین آزمایشات روماتیسم، تمام فاکتورها کاملاً منفی شد و این بیماری هم به‌طور کامل درمان شد.

    قبل از دوره، آزمایش‌هایم نشان می‌داد که پیش‌دیابتی هستم، اما امروز HbA1c من ۰/۸ و همسرم ۰/۷ است؛ یعنی قند خون و انسولین کاملاً نرمال.

    با اجرای زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، ده‌ها مشکل دیگرم نیز درمان شد؛ مشکلاتی که فکر می‌کردم برای سن من طبیعی یا ارثی هستند:
    چربی خون بالا، میگرن، درد استخوان‌ها، ریزش مو، سیاهی زیر بغل و دور چشم، خارش و سوزش کشاله ران، خلط پشت حلق، خروپف شبانه، اضطراب شدید، بی‌خوابی، تکرر ادرار شبانه، نفخ شدید معده، بوی بد دهان، کمبود انرژی و…
    همه این مشکلات از ماه دوم تا سوم کاملاً از بین رفتند. آن‌قدر انرژی و سلامتی گرفتم که نه من و نه خانواده‌ام هرگز حاضر نیستیم حتی یک روز به سبک زندگی قبلی برگردیم.

    به قول استاد عباس‌منش، انگار روز ما پنج برابر کش آمده. الان آن‌قدر فعال و پرانرژی هستم که هیچ شباهتی با قبل ندارم. بعد از تجربه این نتایج، کم‌کم دوره‌های دیگری مثل دوره احساس لیاقت، دوره عزت نفس، دوره روانشناسی ثروت ۱ و دوره عشق و مودت در روابط را هم خریدم و با انرژی بالا ادامه می‌دهم.
    (البته دوره عشق و مودت را فعلاً گذاشته‌ام برای بعد از اتمام دوره احساس لیاقت.)

    قبل از این سبک زندگی، همیشه آرزو داشتم سحرخیز باشم و ورزش کنم، اما به‌خاطر بی‌حالی همیشه دیر بیدار می‌شدم. اما الان به‌راحتی صبح زود بیدار می‌شوم، تمرین‌های دوره‌ها و ورزش‌های عضله‌سازی را انجام می‌دهم و در طول روز وقت اضافه هم دارم.

    قبلاً تهیه صبحانه، ناهار، شام و خریدهای روزانه وقتم را می‌بلعید؛ اما الان با یک یا دو خرید ماهانه و فقط آماده‌سازی یک وعده غذا، زمان زیادی برای اهدافم و تمرین دوره‌ها دارم. هم هزینه‌هایمان بسیار کمتر شده، هم پس‌اندازمان بیشتر شده، و هم انرژی‌مان برای پیشبرد اهداف چند برابر شده است. این نیز یکی از برکات بزرگ دوره قانون سلامتی است.

    و اما نتایج ما در زیبایی و تناسب اندام:

    قبل از دوره، من یادم نمی‌آید وزنم زیر ۶۵ کیلو بوده باشد. همیشه درگیر شکم، پهلو و باسن بزرگ بودم. دخترم از دوران دبستان درگیر چاقی بود و انواع رژیم‌ها را امتحان کرده بود و هر بار بعد از کاهش وزن دوباره چاق می‌شد.

    اما با شروع زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، فقط در شش ماه:

    من با قد ۱۵۲ از ۷۱ کیلو به ۵۳ کیلو رسیدم؛ شکم و پهلوهایم بسیار کوچک و خوش‌فرم شده‌اند.
    همسرم از ۷۸ کیلو به ۶۰ کیلو رسیده و درد مفصل لگنش که پزشکان می‌گفتند باید تعویض مفصل شود، کاملاً درمان شده.
    دختر بزرگم از ۶۹ کیلو به ۵۳ کیلو رسیده؛ رویایی که سال‌ها داشت.
    دختر دومم از ۶۳ کیلو به ۵۳ کیلو رسیده و پس از یک‌سال، وزن همه ما ثابت مانده است.

    پوستمان روشن‌تر و شفاف‌تر شده و لکه‌هایمان کم‌رنگ‌تر شده‌اند. حسِ شادی وقتی عکس‌های قبل از دوره را با امروز مقایسه می‌کنیم، وصف‌ناپذیر است. حالا چندین دست لباس رنگارنگ و سایز کوچک می‌خریم، چون آزادیم مدل موردعلاقه‌مان را انتخاب کنیم، نه لباسی که فقط اندازه‌مان باشد. همین موضوع اعتمادبه‌نفس ما را چند برابر کرده.

    لذت دارد وقتی اطرافیان می‌گویند: «چقدر لاغر شدی، چقدر خوش‌اندام و جوان شدی! مثل دختر بچه‌ها شدی.»
    لذت دارد وقتی بعد از یک‌سال دوباره دوره را مرور می‌کنی و می‌بینی با چه تعهدی پیش رفتی و به همه اهدافی که انتخاب کرده بودی رسیده‌ای.

    این نتایج برای من یک پیام روشن دارد:
    اگر برای دیگر اهدافم هم همین اندازه تعهد داشته باشم و دقیقاً همان‌طور که استاد عباس‌منش می‌گویند عمل کنم، مطمئنم به همه آن‌ها خواهم رسید.

  • -ماریا اکبری

    رهایی از کمبود و ساختن فراوانی در ۳ سال با عمل به آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت ۱

    الان اواخر سال ۱۴۰۲ است و می‌خواهم نتایجم از عمل به آموزش‌های دوره روانشناسی ثروت ۱ را با سال ۹۹ مقایسه کنم؛ زمانی که تازه این محصول ارزشمند را به خودم هدیه داده بودم.

    «ماریایِ ۳ سال پیش» نه خانه‌ای داشت، نه ماشین، نه پس‌اندازی و نه حتی یک گرم طلا. برای خرج‌های روزانه‌ام هم مانده بودم. پر از بدهکاری و غم بودم. انگار چرخ زندگی‌ام زنگ زده بود؛ هرچه زور می‌زدم جلو نمی‌رفت، که هیچ، سنگینی فشارها داشت شانه‌هایم را خرد می‌کرد.

    اما حالا، بعد از فقط سه سال تلاش برای عمل به آگاهی‌های این دوره، خانه دارم، ماشین دارم و پس‌انداز دارم.
    تجربه سفرهای باکیفیت دارم.
    غذاهای باکیفیت تهیه می‌کنم.
    لباس‌های برند و باکیفیت می‌خرم.
    و هزاران تجربه ریز و درشت که همگی نشانه بهبود چشمگیر اوضاع مالی من هستند.

    اما مهم‌تر از همه این‌ها، تغییری است که در ذهنم رخ داده؛ تغییری از «باور کمبود» به «باور به فراوانی».

    با آموزش‌های این دوره، نقش اساسی باورهای قدرتمندکننده را فهمیدم و باور کردم که تنها راه تغییر زندگی‌ام، ساختن باورهای حمایت‌کننده و ایمان عمیق به فراوانی است. وقتی این باورها شکل بگیرند، تکاملی و طبیعی، به تمام خواسته‌هایم می‌رسم.

    من با این دوره باور کردم که:

    «هیچ چیزی نیست که بخواهم و توانایی تحققش را نداشته باشم، اگر کنترل کانون توجه‌ام را یاد بگیرم. چون قانون این است که تمرکز هرجا برود، تجربه‌ها هم به همان سمت می‌روند.»

    برای همین تلاش کرده‌ام که توجه‌ام را روی فراوانی بگذارم و دائماً به دنبال شواهد فراوانی در جهان بگردم تا طبق قانون خدا، از همان جنس نعمت‌ها وارد زندگی‌ام شود.
    زیرا چه کسی از خداوند متعهدتر به وعده‌هایش است؟

    فهمیدم که مثل اکثریت مردم جهان، ذهنیتی معلول‌محور درباره پول داشته‌ام؛ یعنی باور به کمبود. پس باید همیشه روی این نقطه‌ضعف کار کنم.
    فعلاً فقط ذره‌ای از این فراوانی بی‌کران را باور کرده‌ام و همین «ذره باور» زندگی من را از «منفی هزار» رسانده به «حد متوسط جامعه»… اما با این تفاوت مهم که بدون سختی، بدون رنج، و فقط با لذت و آرامش به این نتایج رسیده‌ام.

    بنابراین با همین مسیر و همین تمرکز جلو می‌روم و مطمئنم که لاجرم به تمام خواسته‌هایم می‌رسم.

    استاد عزیز عباس‌منش، از شما سپاسگزارم که مرا با قوانین خداوند آشنا کردید. سپاسگزارم که به من یاد دادید همه‌چیز باوره. و سپاسگزار خدای مهربانم هستم که مرا به این آگاهی‌های توحیدی هدایت کرد. این مسیر بهبود دائمی را با عشق و تعهد ادامه می‌دهم.

  • -مهیار ضیائی

    تجربه‌ زیبایی و اندام ایده‌آل با به‌کارگیری آموزه‌های دوره قانون سلامتی

    من با کار جدی روی احساس لیاقت و خودارزشمندی از طریق آموزه‌های استاد عباس‌منش به جایی رسیدم که هر بار جلوی آینه می‌ایستم، اولین کلمه‌ای که با تأکید به خودم می‌گویم این است: «زیبا». و واقعاً هر روز احساس زیبایی بیشتری در خودم می‌بینم. همین فرکانسِ خوب بود که من را وارد زندگی به شیوه‌ی دوره قانون سلامتی کرد. به لطف این دوره و تعهدم در اجرای آن، امروز هیکل رویایی‌ام را دارم؛ همان اندامی که از دوران ۱۲–۱۳ سالگی تصویرش را در ذهنم می‌ساختم، حالا در واقعیت زندگی می‌کنم.

    اوایل اجرای این روش خیلی لاغر شده بودم و هر چقدر می‌خوردم وزنم بالا نمی‌رفت. اما من متعهد ماندم، ذهنم را نسبت به قضاوت و حرف‌های دیگران کنترل کردم و در مسیر دوره باقی ماندم. نکته‌ی شگفت‌انگیز این بود که وقتی بر این ترمز ذهنی غلبه کردم، وزنم شروع کرد به بالا رفتن و فرآیند عضله‌سازی فوق‌العاده‌ای در بدنم آغاز شد. در چند ماه از ۵۴ کیلو به ۷۰ کیلو رسیدم؛ ۷۰ کیلو عضله‌ی خشک و زیبا. حالا هم چهره‌ام زیباتر شده و هم اندامی دارم که واقعاً دوستش دارم.

    این تجربه برای من یک حقیقت روشن شد: وقتی با همین میزان تعهد، در همه‌ی جنبه‌های زندگی به قانون عمل کنم، در تمام حوزه‌ها می‌توانم به همین اندازه نتیجه بگیرم و بهتر و بهتر شوم.

  • -Ali reza nasabi

    تجربه‌ رشد مالی و شخصیتی با به‌کارگیری آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت ۱

    توی مجامع علمی کسی که استاد تمام باشد را «پروفسور» صدا می‌کنند و برای من، پروفسور عباس‌منش دقیقاً همین جایگاه را دارد؛ چون آموزش‌های استاد عباس‌منش تغییراتی در من ایجاد کرده که هیچ مرکز آموزشی‌ای آن‌ها را یاد نداده و نمی‌دهد. مسیر تغییر من از فایل‌های هدیه استاد عباس‌منش شروع شد. آموزش‌ها را گوش می‌دادم، نت‌برداری می‌کردم، تمرین می‌کردم و عمل به همین آموزش‌ها کم‌کم مسیر ذهنی‌ام را دگرگون کرد. نتیجه‌اش این بود که درآمدم به همان اندازه‌ای رشد کرد که شخصیتم رشد کرده بود.

    امروز، در سال ۱۴۰۲، درآمد ماهانه من به ۵۰ میلیون تومان رسیده است. در یک سال گذشته ۲۰۰ گرم شمش طلا پس‌انداز کردم و به خودم گفتم: «علیرضا، الان زمان خرید دوره روانشناسی ثروت ۱ رسیده.» روی دکمه «مرا به سوی نشانه‌ام هدایت کن» کلیک کردم و به فایلی هدایت شدم که درباره رسیدن به آزادی مالی، مکانی و زمانی صحبت می‌کرد. همان‌جا مطمئن شدم که وقتش رسیده راه خودم را با این دوره ادامه بدهم و مسیرم را با آموزش‌های آن کامل کنم.

1 11 12 13 14 15 24

319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «زهرا خضری» در این صفحه: 9
  1. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2540 روز

    سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم در گروه عباس منش. من واقعاً یه تجربه‌ای داشتم که واقعاً خدای ما خدایی که کارایی انجام میده که بسیار بسیار عجیب و غریبه. من واقعا دوباره. بعد از اینکه 10 سال در مالزی بودم دوباره مهاجرت کنم به کشور عمان. و دوباره چند روز پیش که داشتم گوش می‌کردم ذرس های استاد را که قرار نیست که ما بمونیم تا شاید آماده بشه و من همینو در مورد مهاجرت خودم به مالزی و عمان انجام دادم و تصمیم داشته بودم که به دانشگاه یکی از شهرهای عمان برم و به طرز عجیب خداوند از طریق استاد دهان استاد من شد عباس منش و من فقط چمدونم برداشتم و گام برداشتم و توکل به خداوند کردم. و همه چیز غیر قابل تصور بود که خداوند چه کارهایی برای من انجام داد. و چه دستانی رو پیش پای من قرار داد از غذای من از اسکان من از. آبی که حتی می‌خواستم بخورم و زیاد بود که باور کردنی نیست که چه خونه‌هایی خداوند در اختیار من قرار داد. و چه جوری من توسط چه کسانی دعوت شدم و چه پول‌هایی رو دریافت کردم. در واقع ما

    من با او پول می‌تونستم یه خونه اجاره بکنم ولی قلب من می‌گفت که باید حرکت بکنم و برم این گام رو این هدف رو برم به سمت دانشگاه باهاشون در مورد هدفم صحبت کنم. و حرکت کردم و خداوند به من پاداش داد آدمای عشقی در مسیر من قرار داد و هر لحظه‌ای که مردم می‌دیدم که یه مقدار رفتارشون و کلامشون متفاوت شده می‌دونستم که از این نقطه باید برم و به نقطه دیگه‌ای برسم که واقعاً همه جور واقعاً شگفتی‌های عجیب تجربه کردم. دوست من به من گفت که من که به شما گفته بودم که شما رو می‌برم پس چرا رفتین گفتم در دل خودم گفتم من قرار بود شگفتی‌ها رو تجربه کنم با خداوند. در صورتی که اگر با دوستم بودم هیچ کدوم از این تجربه رو نمی‌کردم و عشق خداوند و دستان خداوند به شگفتی‌ها رو که اینقدر عجیبه نمی‌تونم اینقدر عالی احساس کنم. دوست من قرار بود در واقع مثلاً روز یکشنبه منو ببره ولی من دیگه واقعاً قلبم اجازه نمی‌داد که صبر بکنم که بشه یکشنبه و حرکت کنم بنابراین با خداوند حرکت کردم و. و مردمی که از من اصلاً نمی‌شناختم اونقدر به من عشق دادن اونقدر با من همکاری کردن غیر قابل وصله. و در واقع اینجوری بگم مردم جوری که مردم منو دعوت کردن و محبت کردن که همه محبت خداوند بود. و من چقدر دوباره با یک اقدام شجاعانه جدید باعث من ایمانم قوی‌تر و قوی‌تر و قوی‌تر بشه در دل ترس‌های بیشتری حرکت بکنم. دقیقاً ماشین‌هایی در اختیار من قرار گرفته است افرادی که من اصلاً نمی‌شناختم ولی اونقدر عالی خداوند همکاری اش که هدف من و خودش بود که من در تمام لحظه راننده اختصاصی داشتم. و می‌دونستم که خداوند داره به من می‌گه مسیرت درسته برو و من با تو هستم. و کار خداوند دیوانه کننده بود واقعا در این چند روز که مسافرت بودم و چقدر در این تنهایی با خداوند من بیشتر خودمو شناختم ضعف‌های خودم رو شناختم خداوند رو بیشتر شناختم رابطم با خداوند قوی‌تر شد. و دوباره هم که در این نقطه هستم توسط کسایی داره خدا کار انجام میده که غیر قابل وصفه از ماشین. خداوند داره من نشون میده که قدرت تو خیلی بیشتر از این حرفاست پس از خودت تصویر. پس تو از من بخواه تصویرسازی بکن رو هدفت باش و بقیه‌شم با من. استاد عزیزم با تمام وجودم از شما بخاطر یکتا پرستی تشکر میکنم

    و نتیجه اینکه انجام این تصمیم بسیار بسیار اسانتر از انچه بود که من فکر میکردم و من بابت این گام عملی از خودم تشکر میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2540 روز

    با سلام و سپاسگزاری از این جلسه بسیار ارزشمند احساس لیاقت

    جلسه 4

    مادر من صبح تا شب در خدمت همسر و فرزندان اش بود مثل یک خدمه و هیچ کاری برای خودش نکرد نه مسافرتی و چقدر اکنون احساس رضایت ندارد چون خودش را وقف همسرش و کمک به او کرد برای تایید او و ارزش خودش را به تایید همسرش کرد و همیشه می گوید که پدر شما قدردان نیست به همان نسبت که خودش را فدا کرده بود انتظار عشق از پدرم داشت و طبق قانون جهان دریافت نمی کرد چون اول نیازهای او را براورده کرده بود و خودش را فدا کرده بود

    من بدلیل اینکه یاد گرفته بودم که زن خوب میکنم خودش را فدای همسر و فرزندان خودش کند تمام عمرم در دوره زناشویی دنبال تایید گرفتن از همسرم بودم و همه کار میکردم خودم را به هر دری میزدم تا او راضی باشد برای تولدش گوشی تلفن قسطی میخریدم که او را خوشحال کنم خودم شرایط جسمی خوبی نداشتم ولی به او که کمردرد داشت و وزن زیادی داشت کمک میکردم که بلند بشود و قدم بزند ،تمام سالیانی که سر کار بودم کارت بانکی ام را به او داده بودم و باید خودم التماس میکردم تا پول خودم دریافت کنم تا او من را زن خوب بداند و نتیجه فدا کردن هم کاملا مشخص شد که توسط همین فرد بدترین رفتار و بی احترامی را دریافت کردم

    و الان به لطف دوره ها واقعا بهتر شدم و چقدر مردم و جهان برخوردشون با من مثل یک شاهزاده شده انگار در جهانی دیگر دارم زندگی میکنم نه از هیچ کسی توقع دارم و نه کسی در زندگی من از من توقع دارد خدا را واقعا سپاسگزارم بابت داشتن دوره های استادم و بودن در این مسیر زیبا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2540 روز

    با سلام خدمت همه خدمت استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان عزیز من در مورد جلسه 3 احساس لیاقت می‌خوام صحبت بکنم. من به خاطر تدریس دوره زبان انگلیسی یک خانواده از من خواستند که با در اختیار گذاشتن خونه رایگان با برق و آب رایگان و اینترنت رایگان در اختیار من قرار میدهند که فرزندان انها را درست بدم و. من شروع کردم همه چیز خیلی خوب بود ولی اون مادربزرگ که با من قرارداد بسته بود به شدت بد حرف می‌زد و به شدت بد رفتار می‌کرد. و من اینجا به خاطر اینکه احساس می‌کردم که اگر که احساسم را به او بگویم یه حرفی بزنم ایشون خونه اش را از من می‌گیره و دچار شرک شدم و ترسیدم این مسئله همین مربوط به دو سه ماه گذشته است و حاضر نشدم که بوندری خودم رو مشخص کنم. این در حالی که خیلی جاها حتی با برادر خواهرای خودم مشخص می‌کنم و راحت ام و با دوست عزیزم ولی اینجا ایمان ام ضعیف شد و بسیار اعتماد به نفس منو می‌آورد پایین وقتی که ایشون از بالا به پایین به من نگاه می‌کرد. و واقعاً دوست دارم که رو خودم کار بکنم بیشتر روی ایمانم با خداوند کار بکنم و ایشون رو دستی از خداوند دونستم واقعاً که این فرصت رو من برام ایجاد شده که خونه دارم و همه چیز خیلی خوبه. ولی باز هم این یه شرک بزرگ به خداوند بود بی اعتمادی به خودم و خداوند بود که. میخوام با درس‌های استاد عزیزم هی روز به روز به خودم ایمان بیشتری پیدا کنم و قوی‌تر و قویتر بشم بابت این درس زیبا خیلی استاد عزیزم سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2540 روز

    سلام می‌کنم خدمت همه دانشجویان و استاد عزیزم

    جلسه 34 قانون ثروت

    من همونجور که گفتم قبلا در شغلم که پروژه استرالیا مهاجرت به استرالیا رو داشتم کار می‌کردم به عنوان شغل خودم با یک شریکی که داشتم. و به دلیل همون موضوع اصلی که استاد گفت من این شریک رو خدا کرده بودم و به شدت به این فرد وابسته بودم اگه تلفن جواب نمی‌داد می‌ترسیدم که الان برنامه مشتریا چی میشه خلاصه خیلی این آدم رو در کله خودم بزرگ کرده بودم. و به هر حال تو گوشیشم از جهان خوردم. این شد که اصلاً مشخص شد که این فرد اصلاً در مورد مهاجرت به استرالیا که به من گفته بود که براش نیروی کار پیدا بکنم هیچ تخصصی نداره اصلاً این کاره نیست و هیچ چیز واقعی نیست اصلاً. بنابراین تمام پول‌هایی که خودم داشتم و هزینه کرده بودم و پول بچه‌ها مشتریان همه طبیعتاً توسط این فرد از بین رفت و در این شرایط بود که من به خودم خیلی افتخار می‌کنم. برای یکی چند روز مثبت نبودم ولی تمام تلاشمو می‌کردم یک روز در اون شرایط من درس‌های استاد رو ترک نکردم. هر روز تمام درس‌ها رو گوش می‌کردم یه جا می‌نشستم می‌نوشتم و بی‌نهایت سپاسگزاری می‌کردم. چیزی که همه براشون عجیب بود تنها یک راهکار می‌دونستم که باید ویدیو بسازم چون تخصص من روانشناسی هست و این فعالیت‌ها رو انجام بدم چون همیشه فعال بودم در حالیکه اصلا بلد نبودم ولی هر روز تلاش کردم و یادش گرفتم . از ویدیو کوتاه شروع کردم به مردم آموزش دادن. و به جای اینکه تسلیم باشم ادامه دادم و نتیجه هم این شد که خداوند به طرزی معجزه آسا منو از اون مسئله آورد بیرون. منی که هیچ وقت هیچ مسئله‌ای نداشتم تو زندگیم که بخواد به دادگاه و قانون برسه ولی برای یک بار رفتم و گفتم من اشتباه کردم و من مسئولیت این کارو می‌پذیرم و من باید تمام پول مشتریانم را خودم برگردونم و خانواده من بشدت از من انتقاد کردند چرا نوشتی که کار میکنی و برمیگردانی . و بنابراین جهان هم مقاومت نکرد و باعث شد که به طرز عجیب خداوند و از طریق کلام استاد عباس منش عزیز. به من دستور حرکت داد گفتم چون خواهر منم تو این برنامه همکار من بود گفتم پس خواهرم چی میشه و خداوند به من گفت مثل حضرت علی که در زمانی که حضرت محمد اون شب او رو به جای خودش قرار داد تو هم حرکت کن هیچ اتفاقی برای خواهرت نمی‌افته. من گفتم چشم حرکت کردم در تمام این مدت در تمام این مدت عالی غذا خوردم در تمام روزاش فقط شاید روز اول نتونستم زیاد یکی دو روز اول ولی بقیه بهترین غذاهای قانون سلامتی رو برای خودم درست کردم عمیق‌ترین خواب رو تجربه کردم. و اجازه ندادم که شیطان بر من پیروز بشه و خداوند و من بودیم که پیروز شدیم و الان همه چیز آرام نه کسی به من پیام میده نه کسی به من زنگ می‌زنه. و به طرز عجیب هیچ مشتری برای برگشت پولش به من پیام نمیده ولی در عین حالی که من خودم را مسئول می‌دونم که پول اونا رو کار کنم برگردونم. و عجیب اینکه بارها و بارها شیطان از طریق مادر خودم به من ویس پیام داد که خواهرت چه اتفاق ممکن هست براش بیفتد براش ولی من در همان روزها مهاجرت کردم بدون شغل در ایران تمام پول سفرم در عرض 5 دقیقه با انجام کار بسیار ساده برای مشتری فراهم شد چون هر روز درس ها را گوش می دادم و می نوشتم و آرام بودم و آرام بودم. و اصلاً این مسله باعث نشد که من کارم تحت تاثیر قرار بگیره یا اینکه خوابم یا غذام و همین باعث شد که اطرافیان من به شدت شگفت زده باشند و اون‌ها هم با ایمان‌تر و قوی‌تر باشم. و همین باعث شد که خواهر من وقتی آرامش منو دید به شدت او هم سپاسگزار باشه و او هم آرام باشه و خداوند به طرز عجیب خواهر من را از مسئله اون پرونده آورد بیرون. و من و خداوند هستیم که با هم هستیم و این پیروزی را خلق کردیم و خواهیم کرد خواستم بگم که من واقعاً به خودم افتخار می‌کنم که آدمی قدرتمندتر از خودم ندیدم. که اینقدر با ایمان باشه و در عین حال اینقدر رو خودش کار کنه و تازه در همین شرایط مهاجرت کنه حرف خداوند و استاد عباس منش را گوش کند و انتخاب کردم که شغل تخصص روانشناسی خودم را انجام بدم. چیزی که می‌خوام بگم اینه که من تصویر ذهنیم رو از دست ندادم همون روزها روی خواسته‌هام کار می‌کردم مه ناخواسته هام می‌نشستم کار می‌کردم و رو به جلو حرکت می‌کردم بنابراین خواستم بگم که ما این قدرت داریم با خداوند باشیم تمرکز روی داشته ها و کنترل تصویرسازی اشتباهات را تبدیل به معجزه و برکت کنیم .من عمل گرا هستم ایمان در عمل نه در حرف.

    خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت داشتن استادم عباسمنش که من را با خداوند دوست کرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2540 روز

    با سلام خدمت همه دانشجویان عزیز استاد عباس منش و خود استاد عباس منش عزیزم

    من می‌خواستم بگم که به یک نتایج فوق العاده رسیدم یه تمرینی را هدایت شدم و دریافت کردم. که بی‌نهایت نتیجه‌اش منو شگفت زده کرده من همیشه تو فکر این بودم چه جوری می‌تونم خانواده‌ام را در حالت سلامتی کامل تصویرسازی بکنم. و هدایت شدم به اینکه صبح‌ها وقتی بیدار میشم با خداوند پیاده‌روی سپاسگزاری را انجام میدم خانواده‌امو می‌بینم مادرمو می‌بینم که داره شیرینی‌های سبز رنگ رو سر پدرم نوه ها برادرم عروس‌هامون می‌ریزه و داره بهشون یکی یکی میگه که مثلاً احسان پسر خوبم اینهمه سلامتی و خوشبختی مبارک ات باشه و یکی روی همه اعضای خانواده ، نتیجه‌اش این شد که خواهرم که سالیان سال می‌شد که خونه پدرم بره الان در ماه چندین بار داره میره خونه پدرم و برام بسیار شگفت انگیز بود عروسمون که واقعاً رفت و آمد نمی‌کرد خونه پدر رفت و آمد می‌کنه و و مادرم گفت که بهترین آشپزی رو اومده تو خونه انجام داده و کمک کرده. بی‌نهایت شادی و موفقیت وارد زندگی خانواده من شده و یکی دیگه از کارهایی که من تو این مدت انجام دادم برنامه کدینگ ذهنی بود که اومدم اون مبالغی رو که مد نظرم بود برای زندگیم می‌خواستم به دست بیارم می‌نوشتم. سه ساعت زمان می‌برد و با یه موزیک که تاثیرگذار بود برام گوش می‌کردم همزمان تصویرسازی می‌کردم اون تصویر جلو ذهن من بود و می‌نوشتم نتیجه این شد که به طرز معجزه آسا همه خواسته های من داره. از کوچکترین چیزهایی که میخواستم و بزرگ بلادرنگ پیش پای من قرار میگردد ،حتی ادم هایی که با انها کار دارم جلو من بلادرنگ ظاهر میشوند و من نفس ام بند میاد ، بطرزی جادویی خونه من و دخترم همزمان با هم جابجا شد به نقطه بسیار عالی رفتیم داریم زندگی می‌کنیم و این برنامه نتیجه اش که اعداد میگم مواردی هست که من می‌خوام بنویسم حتی در روزهای تعطیل هم سه ساعت نوشتن را انجام میدم بعد که میرم بیرون از خونه معجزه ات یکی پس از دیگری می‌بارد و من اصلاً مبهوت می‌شم و نمی‌تونم نفس بکشم از این همه شادی و معجزه که هرچی می‌خوام با هر کسی می‌خوام صحبت کنم هر کاری می‌خوام انجام بدم و خواسته‌هام قشنگ من به سرعت به سرعت نور داره انجام میشه. البته که من هر کدوم رو 100 بار هر کدوم از اون مبالغ رو می‌نویسم. به طرز معجزه آسا مردم رو دارم می‌بینم چنان به من عشق میدن یعنی هرجا میرم برای من آب بیارن مثل یک شاهزاده بهترین پذیرایی را از من انجام میدند در حالیکه اصلا من را نمیشناسند و خلاصه می‌خوام بگم که این بحث یک داستانی از خودم هم بگم که چقدر معجزه آسا بوده تو این چند مدت. و بعد من به لطف خداوند خداوند هدایتم کرد که از مهارت زبان انگلیسی استفاده کنم و آموزش بدم. و جالبه که یک خانواده با من یک قراردادی بستند به مدت سه ماه خونه رایگان برق رایگان آب رایگان و اینترنت رایگان به من دادند دقیقاً خونه کامل از زمانی من برنامه کدینگ را شروع کردم به انجامش بعد که قرارداد من تموم شد و خداوند به من دستور حرکت داد اصلاً من نه جایی می‌شناختم برای خونه و نه جایی بلد بودم و از خداوند خواستم که هدایتگر من باشه فقط با ایمان کامل چمدان ام را برداشتم و سر خیابان استادم، و گفتم خودت من را ببر من وظیفه ام را انجام دادم در کشور عمان که هستم و دقیقاً یه دوستی که من اصلاً فکرشم نمی‌کردم جلوی پای من قرار گرفت تمام وسایل من اصلاً تمام وسایل منو برام گذاشت تو ماشین و دقیقاً منو برد به جایی که گفت من یه کسی رو می‌شناسم و ایشون خیلی مهربونه و مسئله اسکان رو برات انجام میدیم

    و بلادرنگ فقط در 5 دقیقه به ان خونه جدید رسیدم و بلادرنگ صاحب خونه کلید به من داد بدون تلاش. رفتم شب قبلش از دوستم خداحافظی کنم گفتم دارم میرم گفت کجا میری گفتم من اصلاً نمی‌دونم ولی یعنی چی که نمی‌دونم فردا دارم کجا میرم گفتم.

    توضیح ندادم ، الان خداوند من و دخترم را دقیقاً همزمان با همدیگه بحث اسکان ما را جابجا کرد به یه جای عالی‌تر و تمیز و بی‌نظیر و پر از همسایه ثروتمند قرار داده. من به دخترم توضیح ندادم ولی ولی ایشون هم شگفت زده بود از این معجزه و بدون تلاش که براش اتفاق افتاده و خونش که جابجا شده و جایی رفته که پر از بهترینه و چقدر آسون انجام شده. خواستم بگم که لطفا این تمرین کدینگ ذهنی مخصوصاً رو مبالغی که مد نظرتون هست مبلغ‌های بزرگ شروع کنید به نوشتن و نتایجش رو ببینین و برای منم لطفاً پیام بذارین که چه نتیجه فوق‌العاده‌ای رو دریافت کردین شماره واتساپ من

    96871542824+

    استاد عزیزم باعث افتخار جهان هستید خیلی سپاسگزارم بابت داشتن شما در زندگی ام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2540 روز

    Chapter 13

    چقدر با خودت راحت هستید وقتی تنها هستید و از بودن با خودت لذت میبرید ؟

    ایا لذت میبرید و دایم دنبال رابطه عاطفی عاشقانه هستید و موفق هم نمی شوید

    چون افرادی که با خودشان لذت نمی برند نمیتوانند در رابطه عاطفی موفق باشند

    خیلی ها نمی دانند چکار کنند حتی یک روز اگر متاهل هستند ولی دو روز همسر و فرزندان انها رفتند مسافرت نمی دانند چکار کنند حتما یک نفری باید پیدا کنند

    من واقعا این را تجربه کردم که بشدت حتی یکساعت هم از تنهایی نمی توانستم باشم و همه اش میخواستم با همسرم برم بیرون حتی اگر او کاری داشت که بهتر بود من در خونه بودم و راحت بودم چون خودم را دوست نداشتم بشدت وابسته بودم و بعد از جدا شدن از همسرم بشدت کار میکردم و صبح تا شب درس میخواندم و اعتیاد به کار داشتم و اگر اخر هفته بود دنبال افراد بودم که افراد را پیدا کنم و مشغول باشم ولی از زمانی که سپاسگزاری از خداوند را شروع کردم و نوشتم و روی خودم و شخصیت خودم کار کردم چقدر با خودم در تنهایی لذت میبرم ،خودم تنهایی مسافرت کردم بارها و بارها ،رستوران به تنهایی رفتم خرید هام را به تنهایی رفتم و لذت بردم و واقعا لذت بردم ،الان مردم وقتی از من میپرسند چطور میتوانی تنها باشی می گویم من از صبح تا شب برنامه برای لذت کار و تفریح دارم ،دیگر از تنهایی نمی ترسم با خودم بهترین دوست شدم

    واقعا دوست ندارم که به کسی زنگ بزنم که الان تنها هستم پس با یک کسی سرگرم میشوم

    داشتن ارتباط با دیگران ،ازدواج و داشتن ارتباط عاطفی عالیه و باید داشته باشیم ولی اگر نباشد هم اذیت نمی شویم

    غذام در سکوت میخورم خیلی ها حتما باید حرف بزنند و سر و صدا باشد تا بتوانند غذا بخورند و با من صحبت میکنند و من واقعا از توی سر و صدا غذا خوردن لذت نمی برم و با احترام میگم که بعد از غذا اگر امکان داره صحبت کنیم من راحت ترم.

    خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت نتایج عالی دوره‌های استاد عباسمنش که نجات دهنده زندگی من و میلیون ها نفر شده

    استاد عباسمنش عزیزم واقعا سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2540 روز

    من سلام می‌کنم به همه دانشجویان عزیز و استاد عزیز بسیار ارزشمندم که چقدر باعث تحول زندگی من در همه جنبه‌ها شده. من یکی از درس‌های استاد که میگه که در هر جایی که هستین بهترین‌هاتون رو انجام بدین اگه توی کار دولتی هستین اگه تو کار خصوصی هستین اگر که هر فعالیتی رو می‌خواین انجام بدین در هر جایی که هستین اون رو به بهترین شکل ممکن و با تمام وجود انجام بدین. من هدایت شدم به یکی تجربه خودمو باهاتون در میون بذارم که من در واقع وقتی که دوره کووید بود و من در مالزی زندگی می‌کردم. و طبیعتاً کالجی که درش کار می‌کردم تعطیل بود همه بیزینسا تعطیل بود. و من باید هزینه‌های زندگی و کرایه خونه رو پرداخت می‌کردم چیزی که همیشه و همیشه صاحب اون خونه می‌دونست که من به موقع انجام میدم. مسئله پرداخت من بدلیل تعطیلی کارم طول کشید و هی به من پیامی داد زنگ می‌زد که شما فقط یه هفته دیگه فرصت داری و می‌خوای چیکار کنی گفتم نمی‌دونم ولی می‌دونم که خداوند به من کمک می‌کنه برای این پرداخت. و دوباره هم می‌شد همون یه هفته و می‌گفت که ببین خدا کاری نکرد و این پوله و در مورد پول بعد یه جور دیگه فکر کرد خب منم کاری نمی‌تونستم انجام بدم تو اون شرایط واقعاً نه ایده‌ای داشتم و نمی‌دونستم باید چیکار کنم و باز می‌گفتم خدا به من کمک میکنه و. کاری که من انجام می‌دادم بدون اینکه بدونم نتیجه چه خواهد بود هر روز سه ساعت تمام خونه بزرگ سه خوابه بطرزی جادویی تمیز می‌کردم و همه جا برق میزد عین دوره موفقیت شغلی استاد که میگه در هر جایی که هستید بهترین هاتون را انجام بدید و من اینو اصلاً در وجودم از قبل داشتم چه در کاری که دولتی بوده چه در خصوصی بوده همیشه من بسیار بسیار بیشتر از اون چیزی که از من می‌خواستند من انجام می‌دادم. اصلاً برام مهم نبود که مدیر کل چه جوری با من برخورد می‌کنه اون مدیر اون بخش خصوصی چه کار می‌کنه چه جوری با من برخورد می‌کنه هر جوری که رفتار می‌کردن من باز بهترین‌های خودم رو همیشه انجام می‌دادم. و نتیجه این شد که من در اون دوره تنها چیزی که به نظرم میومد که می‌تونستم انجام بدم این بود که روزی 3 ساعت و نیم وقت می‌ذاشتم و خونه رو خونه به اون بزرگی سه خوابه رو بسیار بسیار با تمام وجود در و دیوار همه جا را برق می‌انداختم از تمیزی به بهترین شکل ممکن انجام می‌دادم. هر روز و هر روز و هر روز این کارو تکرار می‌کردم. و نتیجه این شد که دیگه اون تاریخ که به من فرصت داده بودم تموم شد و گفتش که من میام و کلیدا رو می‌گیرم مثلاً کارت در ورودی رو از شما می‌گیرم و دیگه تموم شد. و من خیلی برام عجیب بود که خداوند همیشه با من بوده پس چه جوری تا الان من هنوز نتیجه‌ای که می‌خوام رو پولی که می‌خوام رو راهی که می‌خوام رو که کرایه پرداخت کنم هنوز پیدا نکردم. ولی باز طبق قانون تصویرسازی و سپاسگزاری من ادامه دادم و نتیجه این شد که ایشون اومد و و جالب اینکه گفتش که چه جوریه که شما این خونه رو اینقدر تمیز نگه داشتی که غیر قابل باوره. فکر کنید زیر مثلاً زیر وسایل هم بسیار تمیز بود حتی انباری ، خود و همسرش براشون جالب بود چه جوری زیر این همه وسایل ما داریم نگاه می‌کنیم زیر اون‌ها هم برق می‌زنه. و خودش به خانمشون گفتن که ما باورمون نمی‌شه چه جوری خونه ما اصلاً یه جور دیگه شده از این همه تمیزی. و نتیجه این شد که خداوند و جهان به من پاداش داد. در واقع یه پول خیلی خیلی بزرگ می‌شد و ایشون پولو بخشید با تمام عشق با تمام مهربانی با تمام محبت و پاداش جهان شد به من که کارمو اونقدر عالی انجام داده بودم. و دوباره نتیجه این شد که خواهر من بدون اینکه من بهش بگم پول خونه بعدی رو فراهم کرد ما رفتیم توی خونه جدید قرار گرفتیم. و یکی از تجربیات دیگه هم که یادم اومد برای بچه‌ها بگم که درس خیلی فوق العاده‌ایه من سالیانی در پست‌های بالای بودم در ایران و بعد که مهاجرت کردم چون زبان بلد نبودم رفتم در دوره دانشجویی در رستوران کار کردم. و این باعث شد که من در همون جایی که در رستوران کار کردم چنان متفاوت کار کردم که همون هفته اول درآمد این رستوران حدود سه چهار برابر بیشتر شد. و همیشه و همیشه کارم قبل عالی انجام دادم که نتیجه این شد دوباره جهان به من پاداش داد من در اون تایم یه وام حدود خیلی زیادی که مبلغش برای من بزرگ بود که در ایران داشتم و هر ماه باید قسط پرداخت می‌کردم اصلاً شرایط راحتی نبود. و به طرزی عجیب بدون اینکه من درخواست بکنم دوستم به من گفت که این وامو من می‌خوام برات تسویه کنم مبلغش خیلی مبلغ به اندازه پول یه خونه خریدن بود و این فرشته خداوند دست خداوند شد بدون اینکه من بگم پول وام به طور کامل تسویه شد فقط به خاطر اینکه من در جایی که بودم واقعاً عالی عمل می‌کردم هنوز در اون تایم قانون را نمی‌دونستم و سپاسگزاری هم بلد نبودم خداوند هم به جهان پاداش متفاوت را به من داد و من واقعاً از اون به بعد دیگه نه وام گرفتم و سعی کردم که در آرامش زندگی کنم. سپاسگزار خداوندم به خاطر اینکه همیشه و همیشه به عملکرد ما جواب میده و سپاسگزار خداوندم به خاطر داشتن استادم که وجودش باعث شده که من زندگیم روز به روز آرام‌تر زیباتر و باشکوه‌تر بشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  8. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2540 روز

    سلام به استاد عشقمون و مریم عشق

    خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت داشتن دوره های استادم که چقدر دانشجویان نتایج عالی گرفتند خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت وجود استاد عزیزم عباسمنش که چقدر کلام خداونده

    آگاهی جلسه 24 ثروت

    انسان موفق انسانی که از اشتباهات خودش و دیگران درس می‌گیرد ،به خاطر همین خیلی از قدم ها را بر نمیداریم

    من حرکت میکنم و کلی درس یاد می‌گیرم من چقدر سالیانی بخاطر اینکه می‌ترسیدم قدم برنداشتم که علیرغم علم زیادی که داشتم که می‌ترسیدم که موفق نشم ادامه ندادم در حالیکه دکترا خوانده بودم ولی استادم عباسمنش میگه من هیچی بلد نبودم ولی رفتم و انجامش دادم و چقدر پیشرفت و ثروتمند شد چون از اشتباههاتش درس گرفت و رفت جلو در حالیکه بترسید از دو دلی

    برای ثروتمند شدن نیاز به شخصیت قوی داره من ترسم را کمتر میکنم اگر اشتباه کردم دنیا به آخر نمیرسه ،من حرکت میکنم سعی میکنم اشتباه نکنم به ان چیزی به من گفته شود عمل میکنم من خیلی می‌توانستم پول و ثروت و شادی در زندگی ام خلق کنم در صورتی من مسیری که مطالعه کرده بودم و تحصیلات دکترا روانشناسی داشتم عاشق اش بودم ولی فکر کردم نمی‌توانم ازش پول بسازم من اشتباهی نمیکنم خیلی مردم کاری نمی‌کنند چون از اشتباه کردن می‌ترسیدند زندگی یک مسیر ناشناخته هست اگر حرکت کنی و قدم برداری اگر مصمم به حرکت کردن باشی یک کار آفرین با این نگرش می‌تواند کار آفرین بشه چون فکر نکرده اگر اشتباه کنم چی میشود بعد متوجه می‌شویم چرا خیلی ها می‌توانند پیشرفت کنند ولی شما نمیتوانیم پس اشتباه کردن بخشی از مسیر هست هیچ اشکالی نداره نخواهید که فردی باشید که اشتباه نکنید همه چیز را می‌توانید درست کنید وقتی درس هر پیشرفتی را میگیرید چقدر ما را قوی تر میکند مهم حرکت کردن هست هیچ راهی نیست که تمام تصمیمات ما بهترین باشه ولی با تصمیم و حرکت کردن و حل کردن ان مسائل هیچ کس نیست در جهان که همه چیز را درست انجام بده ولی من در تدریس زبان انگلیسی می‌ترسیدم ولی حرکت کردم و باعث شد که کلی پول کسب کنم و چقدر هر روز پیشرفت کنم

    ا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2540 روز

    درس توحید عملی

    سلام به استاد عزیزم و مریم عشق عزیزم من می‌خوام یک تجربه فوق العاده‌ای رو در مورد چند روز پیش خودم به بچه‌ها بگم. من می‌خواستم ویزام را تمدید کنم و می‌خواستمم که از کشور خارج نشم و و برام تمدیدش بکنم در واقع از لحاظ منطقی اصلاً امکان‌پذیر نبود. می‌گفتن نه برات انجام نمیدیم دفعه گذشته انجام دادیم برات ولی الان امکانش نیست و باید حتماً خروج از کشور بزنی و بعد دوباره برگردیم. و من صبح توی اون اون برنامه ستاره قطبی برای خودم نوشته بودم که خدا تو امروز با منی و تو همه افراد اونجا رو مسخ می‌کنی و کار من توسط دستور تو که فرمانروای جهان هستی انجام میشه. و از همون موقع که اونجا رفتم از استاد عزیزم یاد گرفتم که تحسین کنم تمام چیزایی که تو اونجا می‌بینم از مثلاً فضای تمیز اونجا از بوی خوب اونجا از لبخندی که دارن می‌زنن خلاصه تماماً توی اون تصویر بودم که کارم انجام شده و. شیرینی می‌ریزم دارم شادی می‌کنم و دستم رو به آسمون بود در تصویرسازی ذهنی ام و دفتر سپاسگزاری را هم با من بود مرتب مینوشتم موضوع مهم اینه که من در دلم یاد گرفته بودم از استاد که بگم من الان قدرت رو از تمام پلیس‌ها از اداره ایمیگریشن می‌گیرم و قدرت رو به خداوند می‌دم فرمانروا اونه و اگه او دستور بده شما نمی‌تونین بگین نه. و داشتم مرتب تکرار می‌کردم و به طرز شگفت انگیز منو هدایت کردن به سمت اتاقی که کار من با تمام عشق انجام شد. و جالبه بدونین که حتی مثلاً من 4 ماه اینجا بودم اونا فکر کردن که سه ماه من اینجا هستم در ان اتاق متفاوت و با اینکه پاسپورتم تو دستشون بوده نمی‌دیدند که من چهار ماه هستم. و خدا نشون داد که چه جوری همه آدما را مسخ کرد کار من انجام شد طبق معمول خداوند و قانون خداوند و من پیروز شدیم. گفتم این تجربه رو بنویسم هی قلبم به من گفت که اینو باید حتماً در میون بزارم باهاتون که چقدر وقتی که به خداوند وصل می‌شیم چقدر همه چیز متفاوت می‌شود. و قانون همیشه و همیشه و همیشه پیروزه.

    من واقعا از شما استاد عزیزم عباسمنش سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای: