نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -طناز دارابی

    رشد مالی چشمگیر، آرامش قلبی، بهبود روابط و اتصال دوباره به خدا با عمل به آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت ۱، دوره قانون سلامتی و دوره ۱۲ قدم

    من از سال ۹۳ با استاد عباس‌منش آشنا شدم، اما هیچ پولی برای خرید دوره‌ها نداشتم. آرام‌آرام از آموزش‌ها فاصله گرفتم و سال‌ها از این شاخه به آن شاخه پریدم و نتیجه‌ای نگرفتم تا اینکه کاملاً شکست‌خورده و بی‌نتیجه، دوباره به سایت برگشتم و پیگیر آموزش‌های استاد شدم. از سال ۱۴۰۲ با فایل «چگونه در عرض یک سال درآمد خود را چند برابر کنیم» و فایل‌های هدیه، با جدیت کار روی خودم را شروع کردم. هر روز حال روحی‌ام، انرژی‌ام و درآمدم کم‌کم بهتر و بهتر می‌شد و من این مسیر را ادامه می‌دادم تا اینکه مرداد ۱۴۰۲ به درآمد ۹ میلیون تومانی که تعهد داده بودم رسیدم و در سه ماه بعد، درآمدم حدود دو و نیم برابر بیشتر شد؛ آن هم از همان کاری که همیشه انجام می‌دادم.

    بعد از این نتایج، دوره روانشناسی ثروت ۱ را خریدم؛ در حالی که برای اولین بار در زندگی‌ام، بسیار بیشتر از پول دوره پس‌انداز داشتم. سال‌ها آرزوی خرید دوره‌های استاد را داشتم، اما حالا درهایی از نعمت به رویم باز شده که باورم نمی‌شود: با راحتی و پشت سر هم، هر دوره‌ای را که بخواهم خرید می‌کنم.

    در این مدت حال عاطفی‌ام فوق‌العاده بهتر شده؛ روابط ناسالمم را تمام کردم؛ احساس وابستگی‌ام بسیار کمتر شده؛ رابطه‌ام با مادرم که بسیار شکراب بود، الان در بهترین حالت ممکن است.

    از نظر سلامتی، فقط ۲۲ روز است که زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کرده‌ام و انرژی روزانه‌ام به طور باور نکردنی بهتر و بهتر شده است.

    اما بزرگ‌ترین بخش تغییراتم، تغییر معنوی است…
    رابطه‌ام با خدا خیلی زیبا شده. انگار قلبی که سال‌ها سنگ شده بود، نرم شده و دوباره زنده شده. پنج سال اخیر، هرچه دعا می‌کردم نتیجه نمی‌گرفتم و احساس نزدیکی‌ام به خدا از بین رفته بود. اما یک روز، هنگام نماز، قلبم لرزید… نرم شد… لطیف شد… و همان اشک‌هایی را تجربه کردم که استاد در یکی از دوره‌ها درباره بندرعباس گفته بودند. دقیقاً همان حس را من هم تجربه کردم؛ حس بی‌نظیر وصل شدن به خدا.

    آن لحظه فهمیدم هیچ لذتی در دنیا با لذتِ یکی شدن با خدا قابل مقایسه نیست. همه لذت‌های دنیا در برابرش هیچ است. یاد جمله استاد افتادم: «آدم فقیر از خدا دوره، اما هرچه ثروتمندتر می‌شویم، به خدا نزدیک‌تر می‌شویم.» و من دارم این حقیقت را با تمام وجود تجربه می‌کنم. این هدایت خدا بود که کمکم کرد دوباره ارتباطم با او را حس کنم. الان مهم‌ترین اولویت زندگی‌ام بیشتر از ثروت و رابطه عاشقانه ارتباط با خدا و احساس نزدیکی به اوست.

    الان در قدم چهارمِ دوره ۱۲ قدم هستم. درآمدم عالی شده و آن‌قدر ذوق داشتم برای نوشتن تجربه‌ها و نتایجم که قابل توضیح نیست. از ته دل خوشحالم و سپاسگزارم که خداوند من را به مسیر آموزش‌های استاد عباس‌منش هدایت کرد.

  • -سید حسن

    تجربه تحول مالی و آرامش درونی با عمل به تمرین ستاره قطبی در دوره ۱۲ قدم

    انجام تمرین ستاره قطبیِ دوره ۱۲ قدم باعث شد عادت سپاسگزار بودن برای داشته‌هایم در وجودم شکل بگیرد و با خودم به یک صلح عمیق برسم. حالا هر شب با احساس شکرگزاری به خواب می‌روم و هر صبح با همان احساس فوق‌العاده بیدار می‌شوم. این یکی از زیباترین تغییراتی بود که در اثر تعهد به این تمرین تجربه کردم.

    پایبندی به این تمرین، مسیر زندگی‌ام را دگرگون کرد. درآمدهای فوق‌العاده وارد زندگی‌ام شد و با تعهد کامل به آموزه‌های ۱۲ قدم، مخصوصاً تمرین ستاره قطبی، از یک کارگر ساده تبدیل به کارفرما شدم. درآمد من از ۱۰ میلیون در ماه، به بیش از ۱۰۰ میلیون تومان در ماه رسید؛ جهشی که خودم هم وقتی مرورش می‌کنم شگفت‌زده می‌شوم.

    این حال خوب و این زندگی عالی را از صمیم قلب شکرگزار خداوند هستم؛ خدایی که این قوانین را از طریق استاد عباس‌منش به من یادآوری کرد و مسیرم را به این اندازه زیبا و روشن ساخت.

  • -خانم فاطمه فرخی💎

    بهبود سریع سلامت، قطع ریزش مو و بازگشت انرژی با عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی

    قبل از شروع دوره قانون سلامتی، ناگهان و بی‌دلیل حدود ۷ کیلو وزن کم کردم و مقدار زیادی عضله از دست دادم. درد کتف و پشتم آن‌قدر شدید شده بود که با وجود فقط ۳۰ سال سن، مجبور بودم مدام بخوابم چون توان و انرژی هیچ کاری را نداشتم. سرم پر از موهای سفید شده بود و موهایم مشت‌مشت می‌ریخت. جرم دندان‌هایم به‌شدت زیاد شده بود و دیگر اصلاً سفید نمی‌شد. این دردها و وضعیت ناخواسته مرا به جایی رسانده بود که تصمیم گرفتم همراه مادرم زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کنم.

    الان فقط ۱۴ روز است که با تعهد کامل در حال اجرای سبک زندگی این دوره هستم و در همین مدت کوتاه نتایج واقعاً کولاک کرده است:

    ریزش موهایی که قبلاً مشت‌مشت می‌ریخت، حالا تقریباً قطع شده؛ روزی شاید فقط ۷ یا ۸ تار مو بریزد.
    درد کتفم کاملاً از بین رفته و احساس سبکی دارم.
    خارش پوستی‌ام کاملاً تمام شده و پوستم آرام شده است.
    قبل از دوره، یک تشنگی بی‌حد و حساب داشتم که حالا کاملاً نرمال شده.
    من که همیشه چشمم دنبال غذا بود و دائم گرسنه بودم، حالا فقط روزی یک‌بار غذا می‌خورم؛ با اینکه در یک فروشگاه هایپرمارکت بزرگ کار می‌کنم. حتی مادرم هم باورش نمی‌شود، چون من قبل از دوره قانون سلامتی همیشه گرسنه بودم.

    و تازه این فقط شروع نتایج این دوره است. قبلش در سراشیبی افت انرژی، ریزش مو، دردهای شدید بدن و فرسودگی بودم، اما حالا با ۱۴ روز تعهد، بدنم دارد دوباره زنده می‌شود. هر روز شکرگزارم که این آگاهی را پیدا کردم و این مسیر را انتخاب کردم.

  • -علی میرزایی

    تجربه و نتایج من از دوره احساس لیاقت

    یادمه یک بار استاد عباس‌منش در یکی از فایل‌هایشان فرمودند که بهترین سرمایه‌گذاری، سرمایه‌گذاری روی خودمان است. آن زمان این جمله برایم فقط یک توصیه بود، اما با بهره‌گیری از آموزه‌های دوره احساس لیاقت اکنون عمیقاً درک کرده‌ام که بهترین سرمایه‌گذاری، سرمایه‌گذاری روی خودم است.

    از وقتی که با آموزه‌های دوره احساس لیاقت زندگی می‌کنم، اتفاقات فوق‌العاده‌ای برام رخ داده؛ از بالا رفتن درآمدم گرفته تا آشنا شدن با آدم‌های فوق‌العاده‌ای که حضورشان زندگی‌ام را زیباتر کرده‌است. مجموعه این تغییرات باعث شده که زندگی برایم آسان و زیبا شود.

    آگاهی‌ها و تمرینات این دوره شخصیت مرا به‌صورت جدی تغییر داده است. نسبت به قبل خیلی بیشتر با خودم مهربانم و با خودم مانند یک دوست صمیمی رفتار می‌کنم. قبلاً اگر خطا یا اشتباهی مرتکب می‌شدم روزها خودم را سرزنش می‌کردم و احساس قربانی بودن داشتم، اما اکنون، به‌ویژه پس از جلسات مربوط به این بُعد از احساس لیاقت درونی، یاد گرفته‌ام که با خودم چگونه برخورد کنم و ذهنم را آموزش دهم که به اشتباهاتم از زاویه‌ای سازنده نگاه کند.

    یکی از توانایی‌های مهمی که دوره احساس لیاقت به من آموخته، مدیریت گفت‌وگوی ذهنی است؛ به‌گونه‌ای که مدت‌زمان‌های بیشتری در حال خوب و با احساس مثبت باشم. در این دوره یاد گرفتم اول از همه از گفت‌وگوهای ذهنی‌ام آگاه باشم و در لحظات چالش‌برانگیز آن‌ها را به سمت مسیر مثبت هدایت کنم.

    این دوره آن‌قدر تمرکز مرا روی بهبود خودم برده که قضاوت کردن دیگران در من بسیار کمتر شده، هرچند هنوز برای رسیدن به نقطه ایده‌آل تلاش می‌کنم.

    یکی از نتایج واضح دوره احساس لیاقت برای من این است که زندگی‌ام به طرز محسوسی روان‌تر شده. احساس می‌کنم به انسانی خوش‌شانس تبدیل شده‌ام چون اغلب بهترین اتفاق‌ها و برخوردها را دریافت می‌کنم و بسیاری از چیزهای خوب که قبلاً تجربه نکرده بودم وارد زندگی‌ام شده‌اند.

  • -زهرا

    تحول زندگی من با قدم اول دوره ۱۲ قدم

    روزی که خداوند مرا به سمت فایل «توحید عملی، قسمت ۶» هدایت کرد، حتی تصور نمی‌کردم این اتفاق آغاز یک تحول بزرگ در زندگی‌ام باشد. کمتر از یک سال بعد توانستم همه کارهای نیمه‌تمامی را که به‌سبب ترس رها کرده بودم و کارهایی را که هرگز به خاطر ترس شروع نکرده بودم، آغاز کنم و مهم‌تر از همه، هرگز فکر نمی‌کردم که از مسیری که اکنون از آن درآمد دارم، با این میزان آزادی زمانی و مکانی بهره‌مند شوم.

    پیش از آن سه سال عضو سایت بودم ولی صرفاً از محتوای عقل کل لذت می‌بردم و گاهی پرسش و پاسخ‌ها را می‌خواندم. سپس درگیر اتفاقات سیاسی و عضویت در گروه‌های فمینیستی شدم و کانون توجه‌ام به نکات منفی و مقاومت نسبت به هر چیزی مرتبط با دین کشیده شد. در همان زمان به‌دلیل حجم کارهای پژوهشی نمی‌توانستم روی کاری تمرکز کنم و درآمدی داشته باشم؛ در حالی که استقلال مالی برایم مهم بود. بنابراین شروع کردم به کار کردن روی عزت‌نفس و چند ماه بعد دوباره همان فایل «توحید عملی» را دیدم. با وجود جهت‌گیری‌های منفی‌ نسبت به استاد عباس‌منش، حس کردم تمام آگاهی‌ایی که مدت‌ها گم کرده بودم، در آن فایل وجود دارد. ناگهان خودم را دیدم که گریه می‌کنم و احساس می‌کردم چیزی را که سال‌ها گمش کرده بودم پیدا کرده‌ام. من خدایی را پیدا کرده بودم که با وجود مذهبی بودن خانواده‌ام، هرگز این‌گونه درباره‌اش نشنیده بودم.

    اکنون حدود یک سال از آن زمان می‌گذرد. از آن گروه‌های فمینیستی خارج شده‌ام و جهان ناخودآگاه ارتباطم را با دوستان قبلی قطع کرد. روزهای خاکستری‌ام رنگ گرفتند؛ توانستم مزه لذت و شادی را بچشم، از ته دل بخندم و از لحظه‌ها و اتفاق‌های کوچیک خوشحال شوم. برای اهدافی که سال‌ها به تعویق انداخته بودم قدم برداشتم و فایل‌های هدیه سایت را مدام گوش می‌دادم. کار مورد علاقه‌ام را آغاز کردم و قدم‌ها را یکی پس از دیگری برداشتم. حدود هشت ماه در مسیر اهدافم کار می‌کردم بدون اینکه درآمدی داشته باشم، اما به آنچه خدایم به من گفته بود عمل می‌کردم و ادامه می‌دادم. از همان روزی که کار بر روی باورهای مالی‌ام را شروع کردم، درآمدم نیز آغاز شد.

    دوره ۱۲ قدم اولین محصولی است که خریداری کردم و خیلی خوشحالم که با اولین درآمد خودم توانستم آن را تهیه کنم. اکنون از مسیری درآمد دارم که نه رشته‌اش را خوانده‌ام و نه مدرکش را دارم؛ تنها از خدا هدایت خواستم و دیدم مهارتی که سال‌ها پیش آموخته بودم اکنون می‌تواند منبع درآمدم باشد. در کمتر از یک ماه اخیر ۲۱ میلیون درآمد داشته‌ام و برای شروع کار از این نتیجه بسیار راضی‌ام؛ در حالی که تازه دوره ۱۲ قدم را آغاز کرده‌ام.

  • -مریم

    تحول عمیق در درون، روابط و احساس ارزشمندی با استفاده از آموزه‌های دوره احساس لیاقت

    دوره احساس لیاقت اولین دوره‌ای بود که من و همسرم از سایت خریدیم. پیش از آن مدتی با فایل‌های هدیه روی خودم کار می‌کردم و همان‌جا فهمیدم که بزرگ‌ترین مشکل زندگی‌ام عدم احساس لیاقت است. من هیچ ارزشی برای خودم قائل نبودم؛ همیشه ناراضی، همیشه کمال‌گرا و ناتوان از پذیرفتن هرگونه تعریف و تمجید. مدام خودم را با دیگران مقایسه می‌کردم؛ از ظاهر و قیافه گرفته تا تربیت بچه‌ها و وضعیت مالی. با وجود اینکه زندگی خوبی داشتم، هرگز از داشته‌هایم راضی نبودم. جلوی آینه به خودم بد و بیراه می‌گفتم، بارها در تنهایی گریه می‌کردم و احساس گناه شدیدی داشتم.

    در جمع‌ها و مهمانی‌ها همیشه باید برای همه سرویس می‌دادم تا تأیید بگیرم. حتی وقتی دیگران می‌گفتند استراحت کن، من با اینکه از خستگی در حد انفجار بودم، باز هم خودم را لایق استراحت نمی‌دانستم. پیش از ورود به دوره، آسایش درونی‌ام فاجعه بود و سطح شدید و دردناکی از بی‌ارزشی را تجربه می‌کردم. حتی اگر لحظه‌ای می‌خواستم برای خودم ارزشی قائل شوم، نجواهای ذهنی‌ام می‌گفتند: «همه فکر می‌کنن مریم رفته تو قیافه!»

    تا اینکه به یاری خداوند، دانشجوی دوره احساس لیاقت شدم. باورتان نمی‌شود، هر جلسه‌ای که شروع می‌کردم، از اول تا آخر اشک می‌ریختم. می‌گفتم: «خدایا من چقدر در حق خودم ظلم کرده بودم… چقدر ناآگاهانه زندگی را برای خودم و خانواده‌ام سخت کرده بودم.» تک‌تک جلسات را با تمرکز گوش می‌دادم. انگار تمام جملات مخصوص من نوشته شده بودند. گویی خداوند داشت از زبان استاد عباس‌منش راه‌حل‌های زندگی‌ام را برایم بیان می‌کرد. آگاهی‌های این دوره مدام در ذهنم تکرار می‌شدند و من از هر فرصتی برای یادگیری دوباره استفاده می‌کردم. باور دارم آگاهی‌های این دوره، در هیچ کتاب و نزد هیچ استادی در دنیا پیدا نمی‌شود و چقدر خوشبخت بودم که در مدار دریافتش قرار گرفتم.

    وقتی تصمیم گرفتم روی احساس ارزشمندی کار کنم، همه‌چیز در این زمینه برایم غریبه بود؛ بخشیدن خود، دوست داشتن خود، وقت گذاشتن برای خود، لایق دانستن خود، پیدا کردن توانایی‌ها و نقاط قوتم… اما سؤال‌های خودشناسی دوره، مسیر درست را جلوی پایم گذاشت و یاد گرفتم چطور خودم را لایق بدونم. از همان‌جا جهان برایم تغییر کرد. انگار سدّی در ذهنم شکسته شد و لحظه‌به‌لحظه زندگی قشنگ‌تر شد.

    یکی از بزرگ‌ترین معجزات این دوره برای من رابطه‌ام با بچه‌هایم بود. سال‌ها فکر می‌کردم این رابطه هرگز درست نمی‌شود. هر صبح صدای دعوای ما تا سر کوچه می‌رفت و همین باعث می‌شد از همان ابتدای روز حالم خراب شود. اما با کار کردن روی خودم، معجزه رخ داد. امروز صبح که وارد اتاق‌شان می‌شوم تا بیدارشان کنم، اولین جمله‌ای که می‌گویند این است: «مامان دوستت داریم!» خدا می‌داند این صحنه‌ها را حتی در خواب هم نمی‌دیدم.

    تغییرات در همه‌ی جوانب زندگی‌ام رخ داد. پدرم هر روز که نانوایی می‌رود برایم دونان سنگک خشخاشی می‌گیرد؛ کاری که قبلاً هرگز انجام نمی‌داد. همسرم با احترام بسیار بیشتری با من رفتار می‌کند. حتی وقتی در آینه نگاه می‌کنم، خودم را زیباتر از همیشه می‌بینم و دوست داشتن خودم به شکلی باورنکردنی تغییر کرده است.

    سال قبل برای خرید ماشین، همسرم سرویس طلایم را فروخته بود و قول داده بود بعداً جبران کند، اما فراموش شده بود. در جریان این دوره، او کاملاً غیرمنتظره از من خواست همراهش بروم و سرویس طلایی انتخاب کنم. نه‌تنها طلایم را جبران کرد، بلکه سرویسی بسیار بیشتر و ارزشمندتر برایم خرید. همان‌جا فهمیدم: «وقتی کمی روی خودت کار کنی، جهان با چه بزرگی و زیبایی پاسخ می‌دهد.»

    با توجه به گذشته‌ام، می‌دانم باید همیشه آگاهی‌های این دوره را تکرار و تمرین کنم تا نتایجم پایدار بماند.

    استاد عزیز عباس‌منش، از صمیم قلب سپاسگزارم. آموزش‌های این دوره از من انسان دیگری ساخته است. خدا می‌داند که من هیچ شباهتی به مریمِ دو سال قبل ندارم.

  • -ملیحه کشمیری

    تجربه رشد درونی، آرامش عمیق و موفقیت‌های پایدار با عمل به آموزه‌های دوره احساس لیاقت

    نمی‌دانم نوشتن نتایجم از دوره احساس لیاقت را از کجا شروع کنم؛ چون در مدت زمانی کوتاه، آن‌قدر در تمام جنبه‌های زندگی‌ام تغییرات مثبت و عمیق دیدم که خودم هم شگفت‌زده شدم. وقتی داشتم بهبودهای اخیرم را در دفترم یادداشت می‌کردم، واقعاً به خودم افتخار کردم و از این همه تغییر به خودم «آفرین» گفتم.

    بزرگ‌ترین دستاورد من از دوره احساس لیاقت، توانایی کنترل ذهن و نگه داشتن احساس خوب حتی در نازیباترین شرایط بوده است. من هر روز یک درجه از روز قبل بهتر بودم و این رشدِ روزانه باعث شد به توانایی خودم ایمان بیاورم؛ چیزی که می‌دانم ۹۹ درصد آدم‌ها ندارند.

    یکی از ارزشمندترین درس‌هایی که در این دوره یاد گرفتم این بود که:
    قرار نیست یک‌شبه تغییر کنم، قرار نیست به خودم فشار بیاورم؛ قرار است روی بهبودهای کوچک، روزانه و مستمر تمرکز کنم.
    قرار است روی بهبود شخصیت خودم تمرکز کنم، نه هیچ‌کس دیگر.

    من با کمک آموزش‌های این دوره تلاش کردم هر روز فقط یک قدم بهتر شوم. کوچک‌ترین بهبودها را می‌دیدم، یادداشت می‌کردم و بابتشان سپاسگزاری می‌کردم. منی که همیشه کمال‌گرا بودم، یاد گرفتم با خودم مهربان‌تر باشم؛ یاد گرفتم خودم را سرزنش نکنم و وقتی اشتباهی می‌کنم خودم را سریع ببخشم. قبل از این دوره، اگر اشتباهی می‌کردم ممکن بود ماه‌ها خودم را سرزنش کنم حتی بابت یک جمله اشتباه در یک جمع!

    با کار کردن روی سؤال‌های خودشناسی این دوره، کنترل ذهن را خیلی خوب یاد گرفتم. مخصوصاً در چالش‌ها، آرام آرام گفت‌وگوهای ذهنی‌ام مثبت شد.
    قبل از ورود به این دوره، من در زندگی فرزندان و همسرم خیلی دخالت می‌کردم و مدام می‌خواستم آن‌ها را تغییر دهم. اما متعهد شدم که فقط طبق آگاهی‌های دوره عمل کنم و تمرکزم را فقط روی بهبود شخصیت خودم بگذارم.

    حتی تمرکزم را از روی حساب بانکیم برداشتم و جالب اینکه در طول کار کردن با جلسات این دوره، بیشترین حجم واریزی‌ها در کل ۳۰ سال زندگی‌ام وارد حسابم شد.

    قبل از آگاهی‌های این دوره، توانایی‌هایم را نمی‌دیدم. فکر می‌کردم چون تحصیلات دانشگاهی ندارم از جامعه عقبم و چیزی بلد نیستم. درحالی‌که هنرهای زیادی آموخته بودم و به لطف سایت الهی استاد عباس‌منش پیشرفت‌های شخصیتی بزرگی کرده بودم، اما هیچ‌کدام را ارزشمند نمی‌دیدم. حالا به لطف این دوره، هر روز بیشتر با خودم آشنا می‌شوم، توانایی‌هایم را کشف می‌کنم و از آن‌ها استفاده می‌کنم. نعمت‌های زندگی‌ام را با جزئیات می‌بینم و بابتشان سپاسگزارم.

    یکی از بزرگ‌ترین رهایی‌های من، نجات از احساس گناه بود احساسی که شبانه‌روز با من بود. من حتی بابت حرف یا رفتاری که ۲۰ سال پیش انجام داده بودم، خودم را سرزنش می‌کردم. اما وقتی ده‌ها بار دو جلسه مربوط به «حذف احساس گناه» را گوش دادم، اشک‌هایم جاری شد و برای همیشه خودم را بخشیدم. انگار بعد از سال‌ها یک صلح واقعی با خودم پیدا کردم.

    اثر این دوره آن‌قدر زندگی من را روان کرده که هر بار خداوند با نتایجش اشک شوقم را درمی‌آورد. کارهایی برایم آسان می‌شود که فقط به این دلیل آن را طبیعی می‌دانم که در این دوره هستم و قوانین را می‌شناسم. ذهنم آن‌قدر آرام شده که باید فکر کنم آخرین بار کی نگران شده بودم؛ چون ترس و نگرانی درباره آینده کاملاً از درونم رفته است.

    ایمان و یقینی که این دوره نسبت به خدا در من ساخته، من را به آرامشی رسانده که با هیچ نتیجه‌ای، با هیچ مبلغی، با هیچ حساب بانکی قابل مقایسه نیست. آرامشی بی‌قید و شرط؛ انگار به همه خواسته‌هایم رسیده‌ام چون می‌دانم خداوند بار زندگی من را بر دوش گرفته و مرا برای آسانی‌ها، آسان کرده است. الهامات قلبی‌ام را واضح‌تر و قوی‌تر می‌شنوم.

    استاد عزیز عباس‌منش، از شما بی‌نهایت سپاسگزارم بابت تولید دوره بی‌نظیر احساس لیاقت؛ دوره‌ای که شیوه درست زندگی کردن را به ما یاد می‌دهد شیوه‌ای که نتیجه‌اش آرامش، رشد و سعادت واقعی است.

  • -سالار نظیف حسنی

    تجربه آرامش ذهنی، عشق سالم و پیشرفت همه‌جانبه با عمل به آموزه‌های دوره احساس لیاقت

    از وقتی با آگاهی‌های دوره احساس لیاقت روی احساس خودارزشمندی‌ام کار می‌کنم، کنترل ذهن برایم بسیار راحت‌تر شده. قبل از این دوره، با کوچک‌ترین اتفاقی به هم می‌ریختم و درونم پر از آشوب بود، اما حالا آگاهانه گفت‌وگوهای منفی را از ذهنم دور می‌کنم؛ ذهنم آرام‌تر شده و سطح واکنش‌های احساسی‌ام به شکل قابل‌توجهی کاهش پیدا کرده است. تمرکزم را از زندگی دیگران بیرون کشیده‌ام و روی بهبود شخصیت و رشد خودم گذاشته‌ام. بازخورد دیگران چه مثبت و چه منفی دیگر تأثیر خاصی روی من ندارد، در حالی‌که قبل از این دوره اگر کسی از من انتقاد می‌کرد، خیلی زود از کوره درمی‌رفتم.

    تا قبل از دوره احساس لیاقت اصلاً در رابطه عاطفی نبودم. اما از وقتی با آموزش‌های این دوره روی بازسازی احساس ارزشمندی‌ام کار می‌کنم، یک عشق بی‌نظیر وارد زندگی‌ام شده. عشق پاکی که از وجودش لذت می‌بریم و ارتباطی سالم و آرام داریم. با اینکه اولین تجربه عاطفی من است، اما هیچ حس وابستگی ناسالمی در من وجود ندارد و این برایم فوق‌العاده ارزشمند است.

    هر روز نشانه‌های تازه‌ای می‌بینم که نشان می‌دهد زندگی‌ام در تمام جنبه‌ها روان‌تر شده. خیلی راحت شغل پیدا کردم، ارزش دارایی‌هایم بالا رفته، مردم کارهایم را راحت‌تر انجام می‌دهند و مشکلات مختلف زندگی‌ام به آسانی حل می‌شود.

    استاد عباس‌منش، این دوره واقعاً نجات‌بخش است و من هر روز بیشتر می‌بینم که چطور مسیر زندگی‌ام زیباتر، هموارتر و پربرکت‌تر شده است.

  • -مریم ابراهیمی

    بهبود کامل چاقی، تیروئید، مشکلات تنفسی و پوست با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی

    من شش ماه پیش دوره قانون سلامتی را از سایت خریداری کردم. قبل از شروع زندگی به شیوه این دوره، دچار چاقی، تیروئید کم‌کار، مشکلات تنفسی، کمر‌درد و مسائل مختلف دیگری بودم. اما به لطف عمل به آموزه‌های این دوره، امروز به نتایج فوق‌العاده‌ای رسیده‌ام.

    مشکل چاقی من کاملاً برطرف شده و از وزن ۷۲ کیلوگرم به ۵۹ کیلوگرم رسیده‌ام.

    قبل از دوره، مشکلات تنفسی، احساس خفگی و خروپف شبانه داشتم که اکنون به‌طور کامل از بین رفته‌اند.

    چندین سال بود که در فصل پاییز و زمستان دچار اگزمای پوستی می‌شدم، اما با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، این مسئله برای همیشه حل شد.

    قبل از ورود به دوره قانون سلامتی، مشکل تیروئید داشتم و دارو مصرف می‌کردم. از زمانی که شیوه زندگی‌ام را طبق این دوره تغییر دادم، مصرف دارو را قطع کردم و بعد از شش ماه دوباره آزمایش تیروئید دادم و خدا را شکر، تیروئیدم بدون مصرف دارو کاملاً نرمال شده است.

    این نتایج برای من یک معجزه واقعی است و از صمیم قلب خدا را شکر می‌کنم که مسیر سلامتی من را از طریق این دوره زیبا روشن کرد.

  • -م ر

    بهبود کامل مشکلات جسمی و کاهش وزن چشمگیر با عمل به آموزه‌های دوره قانون سلامتی

    من تقریباً یک سال و نیم است که به شیوه دوره قانون سلامتی زندگی می‌کنم. قبل از آشنایی با این دوره، دچار مشکلات زیادی بودم؛ قند خون بالا، چربی خون بالا، شب‌ادراری، حساسیت به ادویه‌جات، میگرن‌های شدید، درد قلب، درد معده و بیماری‌های متعدد دیگر که کیفیت زندگی‌ام را کاملاً پایین آورده بود.

    اما بعد از شروع زندگی به سبک دوره قانون سلامتی و به لطف خداوند و آموزش‌های استاد عباس‌منش، تمام این مشکلاتم برطرف شد و امروز کاملاً سالم هستم.
    علاوه بر سلامتی، وزن من از ۹۴ کیلوگرم به ۷۱ کیلوگرم رسیده است؛ تغییری که برایم هم از نظر ظاهری و هم از نظر انرژی و نشاط، فوق‌العاده بوده است.

    خدا را شکر می‌کنم که با این دوره، نه‌تنها سلامت جسمی‌ام را به‌طور کامل به دست آوردم، بلکه سبک زندگی‌ام هم به زیباترین شکل دگرگون شده است.

1 9 10 11 12 13 24

319 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «زهرا خضری» در این صفحه: 9
  1. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2539 روز

    سلام می‌کنم به همه دوستان عزیزم در گروه عباس منش. من واقعاً یه تجربه‌ای داشتم که واقعاً خدای ما خدایی که کارایی انجام میده که بسیار بسیار عجیب و غریبه. من واقعا دوباره. بعد از اینکه 10 سال در مالزی بودم دوباره مهاجرت کنم به کشور عمان. و دوباره چند روز پیش که داشتم گوش می‌کردم ذرس های استاد را که قرار نیست که ما بمونیم تا شاید آماده بشه و من همینو در مورد مهاجرت خودم به مالزی و عمان انجام دادم و تصمیم داشته بودم که به دانشگاه یکی از شهرهای عمان برم و به طرز عجیب خداوند از طریق استاد دهان استاد من شد عباس منش و من فقط چمدونم برداشتم و گام برداشتم و توکل به خداوند کردم. و همه چیز غیر قابل تصور بود که خداوند چه کارهایی برای من انجام داد. و چه دستانی رو پیش پای من قرار داد از غذای من از اسکان من از. آبی که حتی می‌خواستم بخورم و زیاد بود که باور کردنی نیست که چه خونه‌هایی خداوند در اختیار من قرار داد. و چه جوری من توسط چه کسانی دعوت شدم و چه پول‌هایی رو دریافت کردم. در واقع ما

    من با او پول می‌تونستم یه خونه اجاره بکنم ولی قلب من می‌گفت که باید حرکت بکنم و برم این گام رو این هدف رو برم به سمت دانشگاه باهاشون در مورد هدفم صحبت کنم. و حرکت کردم و خداوند به من پاداش داد آدمای عشقی در مسیر من قرار داد و هر لحظه‌ای که مردم می‌دیدم که یه مقدار رفتارشون و کلامشون متفاوت شده می‌دونستم که از این نقطه باید برم و به نقطه دیگه‌ای برسم که واقعاً همه جور واقعاً شگفتی‌های عجیب تجربه کردم. دوست من به من گفت که من که به شما گفته بودم که شما رو می‌برم پس چرا رفتین گفتم در دل خودم گفتم من قرار بود شگفتی‌ها رو تجربه کنم با خداوند. در صورتی که اگر با دوستم بودم هیچ کدوم از این تجربه رو نمی‌کردم و عشق خداوند و دستان خداوند به شگفتی‌ها رو که اینقدر عجیبه نمی‌تونم اینقدر عالی احساس کنم. دوست من قرار بود در واقع مثلاً روز یکشنبه منو ببره ولی من دیگه واقعاً قلبم اجازه نمی‌داد که صبر بکنم که بشه یکشنبه و حرکت کنم بنابراین با خداوند حرکت کردم و. و مردمی که از من اصلاً نمی‌شناختم اونقدر به من عشق دادن اونقدر با من همکاری کردن غیر قابل وصله. و در واقع اینجوری بگم مردم جوری که مردم منو دعوت کردن و محبت کردن که همه محبت خداوند بود. و من چقدر دوباره با یک اقدام شجاعانه جدید باعث من ایمانم قوی‌تر و قوی‌تر و قوی‌تر بشه در دل ترس‌های بیشتری حرکت بکنم. دقیقاً ماشین‌هایی در اختیار من قرار گرفته است افرادی که من اصلاً نمی‌شناختم ولی اونقدر عالی خداوند همکاری اش که هدف من و خودش بود که من در تمام لحظه راننده اختصاصی داشتم. و می‌دونستم که خداوند داره به من می‌گه مسیرت درسته برو و من با تو هستم. و کار خداوند دیوانه کننده بود واقعا در این چند روز که مسافرت بودم و چقدر در این تنهایی با خداوند من بیشتر خودمو شناختم ضعف‌های خودم رو شناختم خداوند رو بیشتر شناختم رابطم با خداوند قوی‌تر شد. و دوباره هم که در این نقطه هستم توسط کسایی داره خدا کار انجام میده که غیر قابل وصفه از ماشین. خداوند داره من نشون میده که قدرت تو خیلی بیشتر از این حرفاست پس از خودت تصویر. پس تو از من بخواه تصویرسازی بکن رو هدفت باش و بقیه‌شم با من. استاد عزیزم با تمام وجودم از شما بخاطر یکتا پرستی تشکر میکنم

    و نتیجه اینکه انجام این تصمیم بسیار بسیار اسانتر از انچه بود که من فکر میکردم و من بابت این گام عملی از خودم تشکر میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2539 روز

    با سلام و سپاسگزاری از این جلسه بسیار ارزشمند احساس لیاقت

    جلسه 4

    مادر من صبح تا شب در خدمت همسر و فرزندان اش بود مثل یک خدمه و هیچ کاری برای خودش نکرد نه مسافرتی و چقدر اکنون احساس رضایت ندارد چون خودش را وقف همسرش و کمک به او کرد برای تایید او و ارزش خودش را به تایید همسرش کرد و همیشه می گوید که پدر شما قدردان نیست به همان نسبت که خودش را فدا کرده بود انتظار عشق از پدرم داشت و طبق قانون جهان دریافت نمی کرد چون اول نیازهای او را براورده کرده بود و خودش را فدا کرده بود

    من بدلیل اینکه یاد گرفته بودم که زن خوب میکنم خودش را فدای همسر و فرزندان خودش کند تمام عمرم در دوره زناشویی دنبال تایید گرفتن از همسرم بودم و همه کار میکردم خودم را به هر دری میزدم تا او راضی باشد برای تولدش گوشی تلفن قسطی میخریدم که او را خوشحال کنم خودم شرایط جسمی خوبی نداشتم ولی به او که کمردرد داشت و وزن زیادی داشت کمک میکردم که بلند بشود و قدم بزند ،تمام سالیانی که سر کار بودم کارت بانکی ام را به او داده بودم و باید خودم التماس میکردم تا پول خودم دریافت کنم تا او من را زن خوب بداند و نتیجه فدا کردن هم کاملا مشخص شد که توسط همین فرد بدترین رفتار و بی احترامی را دریافت کردم

    و الان به لطف دوره ها واقعا بهتر شدم و چقدر مردم و جهان برخوردشون با من مثل یک شاهزاده شده انگار در جهانی دیگر دارم زندگی میکنم نه از هیچ کسی توقع دارم و نه کسی در زندگی من از من توقع دارد خدا را واقعا سپاسگزارم بابت داشتن دوره های استادم و بودن در این مسیر زیبا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2539 روز

    با سلام خدمت همه خدمت استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان عزیز من در مورد جلسه 3 احساس لیاقت می‌خوام صحبت بکنم. من به خاطر تدریس دوره زبان انگلیسی یک خانواده از من خواستند که با در اختیار گذاشتن خونه رایگان با برق و آب رایگان و اینترنت رایگان در اختیار من قرار میدهند که فرزندان انها را درست بدم و. من شروع کردم همه چیز خیلی خوب بود ولی اون مادربزرگ که با من قرارداد بسته بود به شدت بد حرف می‌زد و به شدت بد رفتار می‌کرد. و من اینجا به خاطر اینکه احساس می‌کردم که اگر که احساسم را به او بگویم یه حرفی بزنم ایشون خونه اش را از من می‌گیره و دچار شرک شدم و ترسیدم این مسئله همین مربوط به دو سه ماه گذشته است و حاضر نشدم که بوندری خودم رو مشخص کنم. این در حالی که خیلی جاها حتی با برادر خواهرای خودم مشخص می‌کنم و راحت ام و با دوست عزیزم ولی اینجا ایمان ام ضعیف شد و بسیار اعتماد به نفس منو می‌آورد پایین وقتی که ایشون از بالا به پایین به من نگاه می‌کرد. و واقعاً دوست دارم که رو خودم کار بکنم بیشتر روی ایمانم با خداوند کار بکنم و ایشون رو دستی از خداوند دونستم واقعاً که این فرصت رو من برام ایجاد شده که خونه دارم و همه چیز خیلی خوبه. ولی باز هم این یه شرک بزرگ به خداوند بود بی اعتمادی به خودم و خداوند بود که. میخوام با درس‌های استاد عزیزم هی روز به روز به خودم ایمان بیشتری پیدا کنم و قوی‌تر و قویتر بشم بابت این درس زیبا خیلی استاد عزیزم سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2539 روز

    سلام می‌کنم خدمت همه دانشجویان و استاد عزیزم

    جلسه 34 قانون ثروت

    من همونجور که گفتم قبلا در شغلم که پروژه استرالیا مهاجرت به استرالیا رو داشتم کار می‌کردم به عنوان شغل خودم با یک شریکی که داشتم. و به دلیل همون موضوع اصلی که استاد گفت من این شریک رو خدا کرده بودم و به شدت به این فرد وابسته بودم اگه تلفن جواب نمی‌داد می‌ترسیدم که الان برنامه مشتریا چی میشه خلاصه خیلی این آدم رو در کله خودم بزرگ کرده بودم. و به هر حال تو گوشیشم از جهان خوردم. این شد که اصلاً مشخص شد که این فرد اصلاً در مورد مهاجرت به استرالیا که به من گفته بود که براش نیروی کار پیدا بکنم هیچ تخصصی نداره اصلاً این کاره نیست و هیچ چیز واقعی نیست اصلاً. بنابراین تمام پول‌هایی که خودم داشتم و هزینه کرده بودم و پول بچه‌ها مشتریان همه طبیعتاً توسط این فرد از بین رفت و در این شرایط بود که من به خودم خیلی افتخار می‌کنم. برای یکی چند روز مثبت نبودم ولی تمام تلاشمو می‌کردم یک روز در اون شرایط من درس‌های استاد رو ترک نکردم. هر روز تمام درس‌ها رو گوش می‌کردم یه جا می‌نشستم می‌نوشتم و بی‌نهایت سپاسگزاری می‌کردم. چیزی که همه براشون عجیب بود تنها یک راهکار می‌دونستم که باید ویدیو بسازم چون تخصص من روانشناسی هست و این فعالیت‌ها رو انجام بدم چون همیشه فعال بودم در حالیکه اصلا بلد نبودم ولی هر روز تلاش کردم و یادش گرفتم . از ویدیو کوتاه شروع کردم به مردم آموزش دادن. و به جای اینکه تسلیم باشم ادامه دادم و نتیجه هم این شد که خداوند به طرزی معجزه آسا منو از اون مسئله آورد بیرون. منی که هیچ وقت هیچ مسئله‌ای نداشتم تو زندگیم که بخواد به دادگاه و قانون برسه ولی برای یک بار رفتم و گفتم من اشتباه کردم و من مسئولیت این کارو می‌پذیرم و من باید تمام پول مشتریانم را خودم برگردونم و خانواده من بشدت از من انتقاد کردند چرا نوشتی که کار میکنی و برمیگردانی . و بنابراین جهان هم مقاومت نکرد و باعث شد که به طرز عجیب خداوند و از طریق کلام استاد عباس منش عزیز. به من دستور حرکت داد گفتم چون خواهر منم تو این برنامه همکار من بود گفتم پس خواهرم چی میشه و خداوند به من گفت مثل حضرت علی که در زمانی که حضرت محمد اون شب او رو به جای خودش قرار داد تو هم حرکت کن هیچ اتفاقی برای خواهرت نمی‌افته. من گفتم چشم حرکت کردم در تمام این مدت در تمام این مدت عالی غذا خوردم در تمام روزاش فقط شاید روز اول نتونستم زیاد یکی دو روز اول ولی بقیه بهترین غذاهای قانون سلامتی رو برای خودم درست کردم عمیق‌ترین خواب رو تجربه کردم. و اجازه ندادم که شیطان بر من پیروز بشه و خداوند و من بودیم که پیروز شدیم و الان همه چیز آرام نه کسی به من پیام میده نه کسی به من زنگ می‌زنه. و به طرز عجیب هیچ مشتری برای برگشت پولش به من پیام نمیده ولی در عین حالی که من خودم را مسئول می‌دونم که پول اونا رو کار کنم برگردونم. و عجیب اینکه بارها و بارها شیطان از طریق مادر خودم به من ویس پیام داد که خواهرت چه اتفاق ممکن هست براش بیفتد براش ولی من در همان روزها مهاجرت کردم بدون شغل در ایران تمام پول سفرم در عرض 5 دقیقه با انجام کار بسیار ساده برای مشتری فراهم شد چون هر روز درس ها را گوش می دادم و می نوشتم و آرام بودم و آرام بودم. و اصلاً این مسله باعث نشد که من کارم تحت تاثیر قرار بگیره یا اینکه خوابم یا غذام و همین باعث شد که اطرافیان من به شدت شگفت زده باشند و اون‌ها هم با ایمان‌تر و قوی‌تر باشم. و همین باعث شد که خواهر من وقتی آرامش منو دید به شدت او هم سپاسگزار باشه و او هم آرام باشه و خداوند به طرز عجیب خواهر من را از مسئله اون پرونده آورد بیرون. و من و خداوند هستیم که با هم هستیم و این پیروزی را خلق کردیم و خواهیم کرد خواستم بگم که من واقعاً به خودم افتخار می‌کنم که آدمی قدرتمندتر از خودم ندیدم. که اینقدر با ایمان باشه و در عین حال اینقدر رو خودش کار کنه و تازه در همین شرایط مهاجرت کنه حرف خداوند و استاد عباس منش را گوش کند و انتخاب کردم که شغل تخصص روانشناسی خودم را انجام بدم. چیزی که می‌خوام بگم اینه که من تصویر ذهنیم رو از دست ندادم همون روزها روی خواسته‌هام کار می‌کردم مه ناخواسته هام می‌نشستم کار می‌کردم و رو به جلو حرکت می‌کردم بنابراین خواستم بگم که ما این قدرت داریم با خداوند باشیم تمرکز روی داشته ها و کنترل تصویرسازی اشتباهات را تبدیل به معجزه و برکت کنیم .من عمل گرا هستم ایمان در عمل نه در حرف.

    خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت داشتن استادم عباسمنش که من را با خداوند دوست کرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2539 روز

    با سلام خدمت همه دانشجویان عزیز استاد عباس منش و خود استاد عباس منش عزیزم

    من می‌خواستم بگم که به یک نتایج فوق العاده رسیدم یه تمرینی را هدایت شدم و دریافت کردم. که بی‌نهایت نتیجه‌اش منو شگفت زده کرده من همیشه تو فکر این بودم چه جوری می‌تونم خانواده‌ام را در حالت سلامتی کامل تصویرسازی بکنم. و هدایت شدم به اینکه صبح‌ها وقتی بیدار میشم با خداوند پیاده‌روی سپاسگزاری را انجام میدم خانواده‌امو می‌بینم مادرمو می‌بینم که داره شیرینی‌های سبز رنگ رو سر پدرم نوه ها برادرم عروس‌هامون می‌ریزه و داره بهشون یکی یکی میگه که مثلاً احسان پسر خوبم اینهمه سلامتی و خوشبختی مبارک ات باشه و یکی روی همه اعضای خانواده ، نتیجه‌اش این شد که خواهرم که سالیان سال می‌شد که خونه پدرم بره الان در ماه چندین بار داره میره خونه پدرم و برام بسیار شگفت انگیز بود عروسمون که واقعاً رفت و آمد نمی‌کرد خونه پدر رفت و آمد می‌کنه و و مادرم گفت که بهترین آشپزی رو اومده تو خونه انجام داده و کمک کرده. بی‌نهایت شادی و موفقیت وارد زندگی خانواده من شده و یکی دیگه از کارهایی که من تو این مدت انجام دادم برنامه کدینگ ذهنی بود که اومدم اون مبالغی رو که مد نظرم بود برای زندگیم می‌خواستم به دست بیارم می‌نوشتم. سه ساعت زمان می‌برد و با یه موزیک که تاثیرگذار بود برام گوش می‌کردم همزمان تصویرسازی می‌کردم اون تصویر جلو ذهن من بود و می‌نوشتم نتیجه این شد که به طرز معجزه آسا همه خواسته های من داره. از کوچکترین چیزهایی که میخواستم و بزرگ بلادرنگ پیش پای من قرار میگردد ،حتی ادم هایی که با انها کار دارم جلو من بلادرنگ ظاهر میشوند و من نفس ام بند میاد ، بطرزی جادویی خونه من و دخترم همزمان با هم جابجا شد به نقطه بسیار عالی رفتیم داریم زندگی می‌کنیم و این برنامه نتیجه اش که اعداد میگم مواردی هست که من می‌خوام بنویسم حتی در روزهای تعطیل هم سه ساعت نوشتن را انجام میدم بعد که میرم بیرون از خونه معجزه ات یکی پس از دیگری می‌بارد و من اصلاً مبهوت می‌شم و نمی‌تونم نفس بکشم از این همه شادی و معجزه که هرچی می‌خوام با هر کسی می‌خوام صحبت کنم هر کاری می‌خوام انجام بدم و خواسته‌هام قشنگ من به سرعت به سرعت نور داره انجام میشه. البته که من هر کدوم رو 100 بار هر کدوم از اون مبالغ رو می‌نویسم. به طرز معجزه آسا مردم رو دارم می‌بینم چنان به من عشق میدن یعنی هرجا میرم برای من آب بیارن مثل یک شاهزاده بهترین پذیرایی را از من انجام میدند در حالیکه اصلا من را نمیشناسند و خلاصه می‌خوام بگم که این بحث یک داستانی از خودم هم بگم که چقدر معجزه آسا بوده تو این چند مدت. و بعد من به لطف خداوند خداوند هدایتم کرد که از مهارت زبان انگلیسی استفاده کنم و آموزش بدم. و جالبه که یک خانواده با من یک قراردادی بستند به مدت سه ماه خونه رایگان برق رایگان آب رایگان و اینترنت رایگان به من دادند دقیقاً خونه کامل از زمانی من برنامه کدینگ را شروع کردم به انجامش بعد که قرارداد من تموم شد و خداوند به من دستور حرکت داد اصلاً من نه جایی می‌شناختم برای خونه و نه جایی بلد بودم و از خداوند خواستم که هدایتگر من باشه فقط با ایمان کامل چمدان ام را برداشتم و سر خیابان استادم، و گفتم خودت من را ببر من وظیفه ام را انجام دادم در کشور عمان که هستم و دقیقاً یه دوستی که من اصلاً فکرشم نمی‌کردم جلوی پای من قرار گرفت تمام وسایل من اصلاً تمام وسایل منو برام گذاشت تو ماشین و دقیقاً منو برد به جایی که گفت من یه کسی رو می‌شناسم و ایشون خیلی مهربونه و مسئله اسکان رو برات انجام میدیم

    و بلادرنگ فقط در 5 دقیقه به ان خونه جدید رسیدم و بلادرنگ صاحب خونه کلید به من داد بدون تلاش. رفتم شب قبلش از دوستم خداحافظی کنم گفتم دارم میرم گفت کجا میری گفتم من اصلاً نمی‌دونم ولی یعنی چی که نمی‌دونم فردا دارم کجا میرم گفتم.

    توضیح ندادم ، الان خداوند من و دخترم را دقیقاً همزمان با همدیگه بحث اسکان ما را جابجا کرد به یه جای عالی‌تر و تمیز و بی‌نظیر و پر از همسایه ثروتمند قرار داده. من به دخترم توضیح ندادم ولی ولی ایشون هم شگفت زده بود از این معجزه و بدون تلاش که براش اتفاق افتاده و خونش که جابجا شده و جایی رفته که پر از بهترینه و چقدر آسون انجام شده. خواستم بگم که لطفا این تمرین کدینگ ذهنی مخصوصاً رو مبالغی که مد نظرتون هست مبلغ‌های بزرگ شروع کنید به نوشتن و نتایجش رو ببینین و برای منم لطفاً پیام بذارین که چه نتیجه فوق‌العاده‌ای رو دریافت کردین شماره واتساپ من

    96871542824+

    استاد عزیزم باعث افتخار جهان هستید خیلی سپاسگزارم بابت داشتن شما در زندگی ام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2539 روز

    Chapter 13

    چقدر با خودت راحت هستید وقتی تنها هستید و از بودن با خودت لذت میبرید ؟

    ایا لذت میبرید و دایم دنبال رابطه عاطفی عاشقانه هستید و موفق هم نمی شوید

    چون افرادی که با خودشان لذت نمی برند نمیتوانند در رابطه عاطفی موفق باشند

    خیلی ها نمی دانند چکار کنند حتی یک روز اگر متاهل هستند ولی دو روز همسر و فرزندان انها رفتند مسافرت نمی دانند چکار کنند حتما یک نفری باید پیدا کنند

    من واقعا این را تجربه کردم که بشدت حتی یکساعت هم از تنهایی نمی توانستم باشم و همه اش میخواستم با همسرم برم بیرون حتی اگر او کاری داشت که بهتر بود من در خونه بودم و راحت بودم چون خودم را دوست نداشتم بشدت وابسته بودم و بعد از جدا شدن از همسرم بشدت کار میکردم و صبح تا شب درس میخواندم و اعتیاد به کار داشتم و اگر اخر هفته بود دنبال افراد بودم که افراد را پیدا کنم و مشغول باشم ولی از زمانی که سپاسگزاری از خداوند را شروع کردم و نوشتم و روی خودم و شخصیت خودم کار کردم چقدر با خودم در تنهایی لذت میبرم ،خودم تنهایی مسافرت کردم بارها و بارها ،رستوران به تنهایی رفتم خرید هام را به تنهایی رفتم و لذت بردم و واقعا لذت بردم ،الان مردم وقتی از من میپرسند چطور میتوانی تنها باشی می گویم من از صبح تا شب برنامه برای لذت کار و تفریح دارم ،دیگر از تنهایی نمی ترسم با خودم بهترین دوست شدم

    واقعا دوست ندارم که به کسی زنگ بزنم که الان تنها هستم پس با یک کسی سرگرم میشوم

    داشتن ارتباط با دیگران ،ازدواج و داشتن ارتباط عاطفی عالیه و باید داشته باشیم ولی اگر نباشد هم اذیت نمی شویم

    غذام در سکوت میخورم خیلی ها حتما باید حرف بزنند و سر و صدا باشد تا بتوانند غذا بخورند و با من صحبت میکنند و من واقعا از توی سر و صدا غذا خوردن لذت نمی برم و با احترام میگم که بعد از غذا اگر امکان داره صحبت کنیم من راحت ترم.

    خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت نتایج عالی دوره‌های استاد عباسمنش که نجات دهنده زندگی من و میلیون ها نفر شده

    استاد عباسمنش عزیزم واقعا سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2539 روز

    من سلام می‌کنم به همه دانشجویان عزیز و استاد عزیز بسیار ارزشمندم که چقدر باعث تحول زندگی من در همه جنبه‌ها شده. من یکی از درس‌های استاد که میگه که در هر جایی که هستین بهترین‌هاتون رو انجام بدین اگه توی کار دولتی هستین اگه تو کار خصوصی هستین اگر که هر فعالیتی رو می‌خواین انجام بدین در هر جایی که هستین اون رو به بهترین شکل ممکن و با تمام وجود انجام بدین. من هدایت شدم به یکی تجربه خودمو باهاتون در میون بذارم که من در واقع وقتی که دوره کووید بود و من در مالزی زندگی می‌کردم. و طبیعتاً کالجی که درش کار می‌کردم تعطیل بود همه بیزینسا تعطیل بود. و من باید هزینه‌های زندگی و کرایه خونه رو پرداخت می‌کردم چیزی که همیشه و همیشه صاحب اون خونه می‌دونست که من به موقع انجام میدم. مسئله پرداخت من بدلیل تعطیلی کارم طول کشید و هی به من پیامی داد زنگ می‌زد که شما فقط یه هفته دیگه فرصت داری و می‌خوای چیکار کنی گفتم نمی‌دونم ولی می‌دونم که خداوند به من کمک می‌کنه برای این پرداخت. و دوباره هم می‌شد همون یه هفته و می‌گفت که ببین خدا کاری نکرد و این پوله و در مورد پول بعد یه جور دیگه فکر کرد خب منم کاری نمی‌تونستم انجام بدم تو اون شرایط واقعاً نه ایده‌ای داشتم و نمی‌دونستم باید چیکار کنم و باز می‌گفتم خدا به من کمک میکنه و. کاری که من انجام می‌دادم بدون اینکه بدونم نتیجه چه خواهد بود هر روز سه ساعت تمام خونه بزرگ سه خوابه بطرزی جادویی تمیز می‌کردم و همه جا برق میزد عین دوره موفقیت شغلی استاد که میگه در هر جایی که هستید بهترین هاتون را انجام بدید و من اینو اصلاً در وجودم از قبل داشتم چه در کاری که دولتی بوده چه در خصوصی بوده همیشه من بسیار بسیار بیشتر از اون چیزی که از من می‌خواستند من انجام می‌دادم. اصلاً برام مهم نبود که مدیر کل چه جوری با من برخورد می‌کنه اون مدیر اون بخش خصوصی چه کار می‌کنه چه جوری با من برخورد می‌کنه هر جوری که رفتار می‌کردن من باز بهترین‌های خودم رو همیشه انجام می‌دادم. و نتیجه این شد که من در اون دوره تنها چیزی که به نظرم میومد که می‌تونستم انجام بدم این بود که روزی 3 ساعت و نیم وقت می‌ذاشتم و خونه رو خونه به اون بزرگی سه خوابه رو بسیار بسیار با تمام وجود در و دیوار همه جا را برق می‌انداختم از تمیزی به بهترین شکل ممکن انجام می‌دادم. هر روز و هر روز و هر روز این کارو تکرار می‌کردم. و نتیجه این شد که دیگه اون تاریخ که به من فرصت داده بودم تموم شد و گفتش که من میام و کلیدا رو می‌گیرم مثلاً کارت در ورودی رو از شما می‌گیرم و دیگه تموم شد. و من خیلی برام عجیب بود که خداوند همیشه با من بوده پس چه جوری تا الان من هنوز نتیجه‌ای که می‌خوام رو پولی که می‌خوام رو راهی که می‌خوام رو که کرایه پرداخت کنم هنوز پیدا نکردم. ولی باز طبق قانون تصویرسازی و سپاسگزاری من ادامه دادم و نتیجه این شد که ایشون اومد و و جالب اینکه گفتش که چه جوریه که شما این خونه رو اینقدر تمیز نگه داشتی که غیر قابل باوره. فکر کنید زیر مثلاً زیر وسایل هم بسیار تمیز بود حتی انباری ، خود و همسرش براشون جالب بود چه جوری زیر این همه وسایل ما داریم نگاه می‌کنیم زیر اون‌ها هم برق می‌زنه. و خودش به خانمشون گفتن که ما باورمون نمی‌شه چه جوری خونه ما اصلاً یه جور دیگه شده از این همه تمیزی. و نتیجه این شد که خداوند و جهان به من پاداش داد. در واقع یه پول خیلی خیلی بزرگ می‌شد و ایشون پولو بخشید با تمام عشق با تمام مهربانی با تمام محبت و پاداش جهان شد به من که کارمو اونقدر عالی انجام داده بودم. و دوباره نتیجه این شد که خواهر من بدون اینکه من بهش بگم پول خونه بعدی رو فراهم کرد ما رفتیم توی خونه جدید قرار گرفتیم. و یکی از تجربیات دیگه هم که یادم اومد برای بچه‌ها بگم که درس خیلی فوق العاده‌ایه من سالیانی در پست‌های بالای بودم در ایران و بعد که مهاجرت کردم چون زبان بلد نبودم رفتم در دوره دانشجویی در رستوران کار کردم. و این باعث شد که من در همون جایی که در رستوران کار کردم چنان متفاوت کار کردم که همون هفته اول درآمد این رستوران حدود سه چهار برابر بیشتر شد. و همیشه و همیشه کارم قبل عالی انجام دادم که نتیجه این شد دوباره جهان به من پاداش داد من در اون تایم یه وام حدود خیلی زیادی که مبلغش برای من بزرگ بود که در ایران داشتم و هر ماه باید قسط پرداخت می‌کردم اصلاً شرایط راحتی نبود. و به طرزی عجیب بدون اینکه من درخواست بکنم دوستم به من گفت که این وامو من می‌خوام برات تسویه کنم مبلغش خیلی مبلغ به اندازه پول یه خونه خریدن بود و این فرشته خداوند دست خداوند شد بدون اینکه من بگم پول وام به طور کامل تسویه شد فقط به خاطر اینکه من در جایی که بودم واقعاً عالی عمل می‌کردم هنوز در اون تایم قانون را نمی‌دونستم و سپاسگزاری هم بلد نبودم خداوند هم به جهان پاداش متفاوت را به من داد و من واقعاً از اون به بعد دیگه نه وام گرفتم و سعی کردم که در آرامش زندگی کنم. سپاسگزار خداوندم به خاطر اینکه همیشه و همیشه به عملکرد ما جواب میده و سپاسگزار خداوندم به خاطر داشتن استادم که وجودش باعث شده که من زندگیم روز به روز آرام‌تر زیباتر و باشکوه‌تر بشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  8. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2539 روز

    سلام به استاد عشقمون و مریم عشق

    خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت داشتن دوره های استادم که چقدر دانشجویان نتایج عالی گرفتند خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت وجود استاد عزیزم عباسمنش که چقدر کلام خداونده

    آگاهی جلسه 24 ثروت

    انسان موفق انسانی که از اشتباهات خودش و دیگران درس می‌گیرد ،به خاطر همین خیلی از قدم ها را بر نمیداریم

    من حرکت میکنم و کلی درس یاد می‌گیرم من چقدر سالیانی بخاطر اینکه می‌ترسیدم قدم برنداشتم که علیرغم علم زیادی که داشتم که می‌ترسیدم که موفق نشم ادامه ندادم در حالیکه دکترا خوانده بودم ولی استادم عباسمنش میگه من هیچی بلد نبودم ولی رفتم و انجامش دادم و چقدر پیشرفت و ثروتمند شد چون از اشتباههاتش درس گرفت و رفت جلو در حالیکه بترسید از دو دلی

    برای ثروتمند شدن نیاز به شخصیت قوی داره من ترسم را کمتر میکنم اگر اشتباه کردم دنیا به آخر نمیرسه ،من حرکت میکنم سعی میکنم اشتباه نکنم به ان چیزی به من گفته شود عمل میکنم من خیلی می‌توانستم پول و ثروت و شادی در زندگی ام خلق کنم در صورتی من مسیری که مطالعه کرده بودم و تحصیلات دکترا روانشناسی داشتم عاشق اش بودم ولی فکر کردم نمی‌توانم ازش پول بسازم من اشتباهی نمیکنم خیلی مردم کاری نمی‌کنند چون از اشتباه کردن می‌ترسیدند زندگی یک مسیر ناشناخته هست اگر حرکت کنی و قدم برداری اگر مصمم به حرکت کردن باشی یک کار آفرین با این نگرش می‌تواند کار آفرین بشه چون فکر نکرده اگر اشتباه کنم چی میشود بعد متوجه می‌شویم چرا خیلی ها می‌توانند پیشرفت کنند ولی شما نمیتوانیم پس اشتباه کردن بخشی از مسیر هست هیچ اشکالی نداره نخواهید که فردی باشید که اشتباه نکنید همه چیز را می‌توانید درست کنید وقتی درس هر پیشرفتی را میگیرید چقدر ما را قوی تر میکند مهم حرکت کردن هست هیچ راهی نیست که تمام تصمیمات ما بهترین باشه ولی با تصمیم و حرکت کردن و حل کردن ان مسائل هیچ کس نیست در جهان که همه چیز را درست انجام بده ولی من در تدریس زبان انگلیسی می‌ترسیدم ولی حرکت کردم و باعث شد که کلی پول کسب کنم و چقدر هر روز پیشرفت کنم

    ا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    زهرا خضری گفته:
    مدت عضویت: 2539 روز

    درس توحید عملی

    سلام به استاد عزیزم و مریم عشق عزیزم من می‌خوام یک تجربه فوق العاده‌ای رو در مورد چند روز پیش خودم به بچه‌ها بگم. من می‌خواستم ویزام را تمدید کنم و می‌خواستمم که از کشور خارج نشم و و برام تمدیدش بکنم در واقع از لحاظ منطقی اصلاً امکان‌پذیر نبود. می‌گفتن نه برات انجام نمیدیم دفعه گذشته انجام دادیم برات ولی الان امکانش نیست و باید حتماً خروج از کشور بزنی و بعد دوباره برگردیم. و من صبح توی اون اون برنامه ستاره قطبی برای خودم نوشته بودم که خدا تو امروز با منی و تو همه افراد اونجا رو مسخ می‌کنی و کار من توسط دستور تو که فرمانروای جهان هستی انجام میشه. و از همون موقع که اونجا رفتم از استاد عزیزم یاد گرفتم که تحسین کنم تمام چیزایی که تو اونجا می‌بینم از مثلاً فضای تمیز اونجا از بوی خوب اونجا از لبخندی که دارن می‌زنن خلاصه تماماً توی اون تصویر بودم که کارم انجام شده و. شیرینی می‌ریزم دارم شادی می‌کنم و دستم رو به آسمون بود در تصویرسازی ذهنی ام و دفتر سپاسگزاری را هم با من بود مرتب مینوشتم موضوع مهم اینه که من در دلم یاد گرفته بودم از استاد که بگم من الان قدرت رو از تمام پلیس‌ها از اداره ایمیگریشن می‌گیرم و قدرت رو به خداوند می‌دم فرمانروا اونه و اگه او دستور بده شما نمی‌تونین بگین نه. و داشتم مرتب تکرار می‌کردم و به طرز شگفت انگیز منو هدایت کردن به سمت اتاقی که کار من با تمام عشق انجام شد. و جالبه بدونین که حتی مثلاً من 4 ماه اینجا بودم اونا فکر کردن که سه ماه من اینجا هستم در ان اتاق متفاوت و با اینکه پاسپورتم تو دستشون بوده نمی‌دیدند که من چهار ماه هستم. و خدا نشون داد که چه جوری همه آدما را مسخ کرد کار من انجام شد طبق معمول خداوند و قانون خداوند و من پیروز شدیم. گفتم این تجربه رو بنویسم هی قلبم به من گفت که اینو باید حتماً در میون بزارم باهاتون که چقدر وقتی که به خداوند وصل می‌شیم چقدر همه چیز متفاوت می‌شود. و قانون همیشه و همیشه و همیشه پیروزه.

    من واقعا از شما استاد عزیزم عباسمنش سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای: