نتایج دانشجویان از دورههای استاد عباسمنش
رهایی از بدهی، چندبرابر شدن درآمد و تقویت ذهن با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم
قبلاً وقتی نتایج همدورهایهایم را در دوره ۱۲ قدم با عشق میخواندم، همیشه قوت قلب میگرفتم و با خودم میگفتم: «برای من هم این نتایج رخ میدهد». امروز خوشحالم که حالا نوبت من است که نتایجم را بنویسم.
چهار ماه پیش وارد دوره ۱۲ قدم شدم، فقط با این نیت که حالم خوب شود و ورودی مالی بهتری داشته باشم. هر طور که بود، روز و شبم را گذاشتم پای عمل به آموزشهای این دوره؛ و در این مدت کوتاه، اتفاقات فوقالعادهای در زندگیام رخ داده است.
در ابتدای دوره ۱۳۰ میلیون تومان قرض داشتم؛ اما الان تقریباً تمام این بدهی تسویه شده و فقط ۹ میلیون تومان باقی مانده که همین ماه آن را هم تمام میکنم.
در ابتدای دوره ماشین نداشتم؛ اما حالا ماشیندار شدهام و با فروش ماشین، یک خانه عالی به مبلغ ۹۵۰ میلیون تومان خریدم.
درآمدم در طی این چهار ماه پنج برابر شده است.
ذهنم قویتر، آرامتر و مثبتنگرتر شده و امروز میتوانم جهان را زیباتر، روشنتر و مهربانتر ببینم.
این فقط بخش کوچکی از نتایج من است و میدانم این مسیر، تازه شروع اتفاقات زیباتر است.
دستیابی به نتایج غیرممکن و معجزهآسا با عمل مستمر به تمرین ستاره قطبی در دوره ۱۲ قدم
الان حدود ۹ ماه است که دارم روی دوره ۱۲ قدم کار میکنم و هر روز بهطور منظم تمرین ستاره قطبی را انجام میدهم. نتایجی که از این آگاهیها و این تمرین گرفتهام، واقعاً باور نکردنی است. خداوند در این مدت کارهایی برای ما انجام داده که از نظر همه اطرافیانم «غیرممکن» بوده است.
من و همسرم هر دو فرهنگی هستیم. همسرم توانست بدون سابقه کاری کافی و در همان سال اول، انتقالی بیناستانی بگیرد؛ در حالی که تمام افراد اداره میگفتند انتقالی زیر پنج سال سابقه یا پیش از پایان تعهد، کاملاً غیرممکن است. اما با تمرین ستاره قطبی و توکل، همان غیرممکن به سادهترین شکل ممکن شد.
ما نه ماشین داشتیم و نه پولی برای خرید آن. در تمرین ستاره قطبی فقط از خداوند یک وسیله برای رفتوآمد میخواستم و بعد بهطور کاملاً معجزهآسا، توانستیم ماشیندار شویم؛ چیزی که در ظاهر هیچ راهی برایش نبود.
امروز از ته دل به این باور رسیدهام که میتوانم زندگیام را خودم بسازم و در این مسیر، خدای بزرگ همیشه کنارم هست. هرچه را با ایمان و سپاسگزاری بخواهم، خداوند در بهترین زمان و به سادهترین شکل به من میبخشد.
معجزه بارداری، بهبود کامل سلامت و درمان مشکلات جسمی با عمل به آموزههای دوره قانون سلامتی
سلام به استاد عزیزم. هرچقدر از شگفتیهای دوره قانون سلامتی بگویم، واقعاً کم است. من همسر حامد هستم و ما هر دو به شیوه این دوره زندگی میکنیم و نتایج فوقالعادهای گرفتهایم.
قبل از ورود به این دوره، برای بچهدار شدن بارها و بارها به پزشک مراجعه کردیم و در نهایت به ما گفتند که اسپرم همسرم صفر است و تنها راه، انجام کاشت (IVF) است. این حرف برایمان بسیار سنگین بود، اما امیدمان را از دست ندادیم.
ما دوره قانون سلامتی را خریدیم و بلافاصله سبک زندگیمان را مطابق این دوره تغییر دادیم. حالا حدود چهار ماه است که طبق شیوه این دوره زندگی میکنیم و در همین مدت کوتاه، نتایج معجزهآسایی وارد زندگیمان شده است:
کمر درد من کامل خوب شده؛
دیابت همسرم به طور کامل درمان شده؛
مشکل اسپرم همسرم کامل برطرف شده؛
نامنظمی قاعدگی من نیز کامل تنظیم شده؛
انرژیام چند برابر شده و حال روحی و جسمیام بسیار سرحال و شاداب است.و اما شگفتانگیزترین نتیجه…
الان سه روز است که فهمیدهام باردار هستم.
معجزهای که هنوز هم باور کردنش برایمان سخت است و هر لحظه خدا را شکر میکنیم.این یک هدایت الهی بود؛ هدایت به مسیری که خدا از طریق استاد عباسمنش در زندگی ما قرار داد. ما شاهد بودیم که چطور فقط با عمل به قوانین ساده و الهی این دوره، چنین معجزهای وارد زندگیمان شد.
تجربه کاهش وزن عمیق، درمان بیماریها و تولد دوبارهی جسم و روح با عمل به آموزههای دوره قانون سلامتی
من شیرین هستم، همسر محمدمهدی، و میخواهم از نتایج بینظیر و معجزهآوری بگویم که از زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی گرفتهام. من ۲۳ سالهام و از زمانی که این سبک را شروع کردم، تمام زندگیام به سمت برکت، نعمت و اتفاقات شگفتآور حرکت کرده است.
پیش از ورود به دوره، وزن من ۹۰ کیلوگرم بود. سالها با کار زیاد (دو شیفت کار) توانسته بودم وزنم را روی ۷۰ کیلو ثابت نگه دارم، اما بعد از تغییر شغل و شروع کار فریلنسری، هم وزنم و هم سلامتیام روزبهروز بدتر میشد. یک روز به خودم آمدم و دیدم طی دو سال، هیچکدام از لباسهایم اندازهام نیست. سایز شلوارم به ۴۸ رسیده بود و باورم نمیشد که اینقدر چاق و بیفرم شدهام.
در ابتدا تصور میکردم مشکلم فقط تناسب اندام است و از نظر سلامتی مشکلی ندارم. اما با شنیدن توضیحات استاد عباسمنش در دوره قانون سلامتی فهمیدم علائمی که سالها فکر میکردم طبیعیاند، نشانه بیماریهایی بودند که در بدنم شکل گرفته بود. مثل:
ورم شدید انگشتها پس از بیدار شدن از خواب؛
یکبار انگشتر در نمیآمد و مجبور شدیم آتشنشانی ببریم؛
بدندرد و ضعف شدید عضلات پا و کمر؛
خوابآلودگی و خستگی دائمی؛
بیدارشدن سخت و با بیحوصلگی؛
آکنههای چرکی، ملتهب و دردناک از ۱۱ سالگی تا امروز؛
عرق سرد شبانه و لرزهای عجیب؛
ریزش انرژی و ناتوانی در انجام کارها؛اما بعد از شروع زندگی به شیوه دوره، در همان هفته اول ۱۰ کیلو وزن کم کردم. حالا، یک سال پس از شروع دوره قانون سلامتی، وزن من با قد ۱۷۲ شده ۵۴ کیلوگرم و بدنم بهترین حالت عمرم را دارد.
اتفاقاتی که برای سلامتیام افتاده، واقعاً معجزه است:
من دیگر هیچوقت خسته نمیشوم؛
کنترل احساساتم عالی شده و اصلاً مودی نیستم؛
خوابم سبک، راحت و با انرژی است؛
هر شب حدود ۱۱ میخوابم و بین ۴ تا ۶ صبح با انرژی فوقالعاده بیدار میشوم؛
دیگر خبری از خوابهای سنگین و بیدار شدن با خستگی نیست؛
تمرکزم آنقدر بالا رفته که خودم هم باورم نمیشود؛
خانهام همیشه تمیز است و کارهای خانه وقت بسیار کمی میگیرند؛
قبلاً انرژی پیادهروی تا سوپری را هم نداشتم، اما حالا با همسرم راحت روزی ۲۵ کیلومتر پیادهروی میکنیم؛
دیگر هیچ ریزش مویی ندارم؛
صورتم صاف و شفاف شده، هیچ جوشی نمیزند؛
بدنم هیچ بوی بدی نمیدهد؛و یکی از عجیبترین نتایج:
قبل از دوره، هر بار که موهای بدنم را شیو میکردم، بدنم پر از دانههای دردناک، التهاب و خونابه میشد. اما الان نه التهاب دارم، نه دانه میزند، نه پوست میسوزد. پوستم سالم و رطوبتدار است و دیر به دیر مو درمیآورد.از بزرگترین معجزاتم، درمان کامل دردهای شدید پریودی است. من از اولین روز تا روز پنجم قاعدگی دردهای وحشتناک داشتم. هیچ دارویی جواب نمیداد جز ۳ عدد مسکن قوی کدیمکس در روز. حتی چندبار کارم به سرم و بیمارستان کشیده بود. همه میگفتند عادی است! اما بعد از زندگی به سبک دوره قانون سلامتی فهمیدم اینها طبیعی نیست و از سبک تغذیه غلط میآید. امروز در دوران قاعدگی نه تنها هیچ دردی ندارم، بلکه انرژیام حتی بیشتر هم میشود.
اما بزرگترین معجزه:
وقتی برای شروع دوره آزمایش دادم، متوجه شدم تازه دیابت نوع ۲ گرفتهام. دکتر برایم انسولین تجویز کرد و گفت فوراً باید تزریق کنم. من گریه میکردم، هم برای اینکه چرا دیابت گرفتم، و هم برای اینکه خدا چقدر دوستم داشته که قبل از پیشرفت بیماری، دوره قانون سلامتی را سر راهم قرار داده.
سه ماه بعد، در چکاپ جدید، دیابت نوع ۲ کاملاً درمان شده بود.دوره قانون سلامتی لطف بزرگ خداست. راهی است که ما را از بیماری، استرس، اضافهوزن و بیانرژی بودن بیرون میکشد و دوباره سلامت کامل را به ما برمیگرداند. من از صمیم قلب خدا را شکر میکنم که ما را به این مسیر هدایت کرد و آرزو میکنم همهٔ آدمها طعم این سلامتی و سبک زندگی عالی را بچشند.
تجربه لاغری پایدار، عضلهسازی و سلامت کامل با عمل به آموزههای دوره قانون سلامتی
من حدود دو سال است که به شیوه دوره قانون سلامتی زندگی میکنم و این دوره تأثیرات شگفتانگیزی روی سلامتی من گذاشته است. وقتی وارد این دوره شدم، فردی چاق بودم. اما با زندگی به شیوه این دوره، کمکم و بدون ذرهای گرسنگی لاغر و خوشاندام شدم. در سه ماه اول، ۱۸ کیلوگرم وزن کم کردم و بهتدریج به وزن نرمال رسیدم و بعد وزنم ثابت ماند، چون با تعهد کامل طبق قانون سلامتی عمل میکردم.
تمرینات عضلهسازی این دوره را هم انجام دادم و امروز عضلههایم کاملاً مشخص و بدنم خوشفرم و زیبا شده است. یکی از نتایج جالب برایم این بود که سالها بالای ابروهایم همیشه خالی بود، اما حالا کاملاً پر شده و چهرهام جوانتر و سالمتر به نظر میرسد.
این مسیر به من ثابت کرد که اگر با ایمان و تعهد به آموزههای دوره قانون سلامتی عمل کنم، نتایج کمکم میآیند و ثابت و ماندگار میشوند. اکنون که باردار هستم، چکاپ بارداری را انجام دادم و وقتی دکتر زنان نتایج آزمایشهای من را دید، با تعجب میپرسید چطور ممکن است بدنم تا این حد سالم باشد و همهٔ شاخصها در بهترین حالت ممکن باشند.
خدای مهربان را شکر میکنم که چندین سال پیش من را به این مسیر هدایت کرد. من از تمام دورهها و آموزشهای استاد عباسمنش نتایج عالی گرفتهام و هر روز بیشتر از قبل تجربه میکنم که این مسیر، مسیر درست زندگی است.
حدود ۵ ماه قبل از خرید دوره قانون سلامتی، من متوجه شدم دچار کم کاری تیرویید شدم و بعد از انجام تست های آزمایشگاهی و سونوگرافی متوجه گواتر در سمت راست تیروییدم شدم و تمام پزشکان پیشنهاد جراحی دادند.
علاوه بر این، حدود ۱۸ کیلو اضافه وزن داشتم و زانو درد داشتم. الان ۲ ماه هست که به شیوه دوره قانون سلامتی زندگی می کنم و متعهدانه به دوره عمل می کنم. بعد از 2 ماه مجدداً آزمایش دادم تا نتایجم را ببینم. نتایج آزمایش های من به شرح زیر است:
یکی از تستهای کبدی من قبل از شروع دوره قانون سلامتی ۳۰۹( حد مرز) بود که به ۱۸۴ کاهش پیدا کرده؛
تری گلیسرید من قبل از شروع دوره قانون سلامتی ۱۷۹ بود که به ۱۰۵ کاهش پیدا کرده؛
کلسترول خون من قبل از دوره قانون سلامتی ۲۱۶ بود که به ۱۹۷ کاهش پیدا کرده؛
التهاب بدنم در آزمایش بسیار کم شده؛
و تست تیرویید از وضعیت مرزی قبل از شروع دوره، به حالت نرمال رسیده و سلامت شدم. سپاسگزارم به خاطر دوره قانون سلامتی
تحول مالی، احساسی و سبک زندگی با عمل به آموزههای دوره ۱۲ قدم و نتایج شگفتانگیز همراه با دوره قانون سلامتی
من معمولاً در جلسه اول هر قدم، بخشی از نتایجم را مینویسم. چند روز پیش در محل کارم، هنگام مرتب کردن کمد لباسهایم، یک تکه کاغذ پیدا کردم که با دستخط و امضای خودم روی آن چند جمله نوشته بودم. وقتی کاغذ را خواندم، مو به تنم سیخ شد. متن همان کاغذ را اینجا مینویسم:
«خدایا الان ساعت ۴ بعدازظهر است و من در محل کار، در اتاق استراحت نشستهام و ذهنم مشغول است. فقط ۹۰ هزار تومان در حسابم دارم. چند روز دیگر عروسی خواهرم است و بعد از آن تولد همسرم. همیشه دوست داشتم برای عزیزانم کادوهای خوب بخرم چون این کار حالم را خیلی خوب میکند.
الان ماندهام چه کنم؟! تازه به خودم تعهد دادهام که پول قرض نگیرم و همهٔ قرضها و قسطها را صاف کنم. الآن به ۵ میلیون تومان پول نیاز دارم.»
احمد – مهر ۱۴۰۱وقتی این نوشته را دوباره خواندم، یادم آمد زمانی که آن را مینوشتم بهتازگی فایل «سه برابر کردن درآمد» را دیده بودم و تعهدم را نوشته بودم که قرض نگیرم، قرضها را صاف کنم و درآمدم را سه برابر کنم. در همان روزها داشتن ۵ میلیون تومان برایم آرزویی دور و دستنیافتنی بود.
بعد از آن وارد عمل شدم. آگاهیها و تمرینات دوره ۱۲ قدم را شروع کردم و حالا که تازه قدم ۵ را شروع کردهام، زندگیام کاملاً زیرورو شده است. وقتی شرایط امروز را با آن نوشته روی کاغذ مقایسه کردم، اشکم سرازیر شد. همانطور که دوستان دوره میگویند: «برای اینکه بفهمی چقدر تغییر کردهای، اصلاً لازم نیست تا قدم ۱۲ صبر کنی؛ همان چند قدم اول هم نشانت میدهد که زندگیات دیگر هیچ شباهتی به گذشته ندارد.»
الان بهمن ۱۴۰۲ است و گوشهای کوچک از نتایج امروز را اینجا مینویسم:
امسال برای تولد همسرم یک سفر عالی با هواپیما به کیش هدیه دادم. چهار شب فوقالعاده را در یک هتل عالی در کیش گذراندیم. این در حالی است که فقط یک سال پیش، تمام پساندازم ۹۰ هزار تومان بود.
پرواز با هواپیما برای من یک آرزو بود؛ از کودکی عاشق هواپیما بودم. هنوز هم هر بار هواپیما از آسمان رد میشود، میایستم و نگاه میکنم؛ حتی اگر در یک ساعت صد هواپیما هم رد شود.دوره قانون سلامتی را از سایت تهیه کردم و تا امروز ۱۵ کیلو وزن کم کردهام، ۴ سایز کم کردهام و بدنم سالم و پُرانرژی است.
هیچ وام و بدهیای ندارم. تمام قسطها و بدهیهای بانکیام را زودتر از موعد تسویه کردم. حتی کارمندان بانک میگفتند: «تو حالت خوب نیست؟ همه دنبال وام گرفتن هستند و تو داری زودتر تسویه میکنی؟!»
روابط عاطفیام با همسرم بهطرز باورنکردنی عاشقانه شده؛ در حالی که قبلاً هفتهای یکبار دعوا و ناراحتی داشتیم، الان چندین ماه است که فقط داریم از زندگی لذت میبریم.
زندگیام هر روز پُربرکتتر میشود. مسیرم روان شده و احساس میکنم کمکم دارم روی دوش خدا سوار میشوم. هر جا میروم کارم انجام میشود. در تهران شلوغ همیشه نزدیکترین جای پارک برایم فراهم میشود.
بدون تبلیغ، مشتریها سراغم میآیند و مردم به شکلهای مختلف برایم مشتری میفرستند. نگرانی و غم ندارم. از کسی ترس ندارم. هیچ انتظاری از کسی ندارم.دیروز مادرم، که مسیر متفاوتی دارد، با من تماس گرفت. حرفهای همیشگیاش را گفت و من فقط سکوت کردم. آخر مکالمه فقط یک جمله گفت: «احمد، خیلی عوض شدی… دیگه اون آدم سابق نیستی!»
همانجا یک نفس عمیق کشیدم و از ته دل گفتم: «خدایا شکرت… هم حالم خوبه هم احساسم.»اگر بخواهم تکتک نتایجم را بنویسم، باید تا فردا ادامه بدهم. فعلاً همینقدر مینویسم.
بینهایت سپاسگزار خدای مهربان هستم که من را به این مسیر توحیدی و الهی هدایت کرد، و بینهایت سپاسگزار استاد عباسمنش هستم که این مسیر زیبا را به ما آموزش میدهند.ازگشت به مسیر، جهش مالی و برآورده شدن خواستهها با عمل دوباره به آموزههای دوره ۱۲ قدم
مدت یک سالی میشود که قدم اول دوره ۱۲ قدم را با همسرم تهیه کردیم. دو ماه اول با جدیت و تعهد کامل جلسات دوره را گوش میدادیم و به آموزهها عمل میکردیم و همان زمان نتایج فوقالعادهای وارد زندگیمان شد؛ نتایجی مثل روابط زیباتر، احساس آرامش عمیقتر، پیشنهاد شغلی عالی با درآمد بسیار بهتر و… تا جایی که درآمد ماهانه من چهار برابر شد.
اما بعد از مدتی، جدیتم برای ادامه آموزشها کم شد، روی خودم کار نمیکردم و به همان نسبت، نتایج هم کمتر شد. فروش روزانهام کم و کمتر شد تا جایی که تقریباً به صفر رسید.
تا اینکه یک روز فایل «چگونه در عرض یک سال درآمد خود را چند برابر کنیم» را نگاه کردم و دوباره تعهد، انگیزه و دلیل موفقیتهای قبلیام را به یاد آوردم. همانجا تصمیم جدی گرفتم که دوباره شروع کنم. الان کمتر از دو ماه است که با جدیت بالا آموزههای دوره ۱۲ قدم را اجرا میکنم و به قول استاد، برای کار کردن روی خودم «جهاد اکبر» راه انداختهام. صبح و شب تمرین ستاره قطبی را انجام میدهم، با آگاهیهای دوره باورهای قدرتمندکننده میسازم و تمرکز کامل گذاشتهام روی رشد کسبوکارم.
و اینها بخشی از نتایجی است که فقط در همین دو ماه تجربه کردهام:
همسرم بعد از حدود یک سال صبر، باردار شده است.
فروشی که تقریباً صفر شده بود، دوباره به اوج برگشته؛ فقط در دیماه ۱۹۵ کارتن فروش داشتم.
مشتریهایم یکییکی بازگشتهاند و دوباره از من خرید میکنند.
یک عزیز بدون اینکه از او بخواهم، برای گسترش کسبوکارم کاری انجام داد که کمک بسیار بزرگی برایم بود.
و مهمترین نتیجهام در این مدت کوتاه، خرید ماشین مورد علاقهام است. این ماشین هدف اول امسال من بود و بعد از افتها و مشکلات، کاملاً از آن ناامید شده بودم؛ اما خداوند دوباره به من ثابت کرد که اگر به هدایت و حمایتش ایمان بیاورم و مسیر درست را ادامه بدهم، همه چیز سر زمان درست به من میرسد.
من از عمل به آگاهیهای قدم اول به اندازه کافی نتیجه گرفتهام و حالا نوبت قدم بعدی است. با اشتیاق کامل وارد قدم دومِ دوره ۱۲ قدم میشوم و مطمئنم نتایج شگفتانگیز زیادی در راه است.
از استقلال مالی تا تناسب اندام فوقالعاده؛ تجربهای شگفتانگیز با عمل به آموزههای دوره روانشناسی ثروت ۱ و دوره قانون سلامتی
استاد عزیزم، من از فایلهای دانلودی شما نتایج بزرگی گرفتم؛ حدود ۵۰۰ میلیون تومان ورودی مالی داشتم. بعد از آن که دوره روانشناسی ثروت ۱ را خریدم و شروع کردم به عملکردن به آموزههای این دوره، ۷۰ برابر مبلغ پرداختیام ورودی مالی جذب کردم. به خاطر همین عملکردنها، امروز در خانه خودم زندگی میکنم و مستقل هستم. همچنین ماشین مورد علاقهام را خریدهام؛ ماشینی که یک سال پیش مشخصاتش را نوشتم و حالا زیر پای من است. در این دو سال، هر خواستهای که داشتم خلق شده است.
اما باید بگویم که دوره قانون سلامتی بهترین دورهای است که تا امروز از شما دیدهام. امروز روز ۱۱۲ام زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی است و من دارم از سبک زندگیام لذت میبرم. آرامش تمام وجودم را گرفته، هر روز سالمتر و پرانرژیتر میشوم و انگار افتخاری در عمق وجودم شکل گرفته. آنقدر به این سبک زندگی راضیام که اگر لازم بود تا قله قاف پیاده بروم تا به این شرایط برسم، بدون تردید میرفتم.
چون قرار است تا آخر عمرم این شیوه را ادامه دهم، برای اینکه منطق این دوره را بهتر درک و عادتها را عمیقتر نهادینه کنم، دوباره از اول دارم جلسات را مرور میکنم. مدل رشد من اینطور است: وقتی بفهمم یک مسیر درست است، با وسواس و دقت تمام تا آخرش میروم. برای همین در مدت کوتاه حضورم در سایت، نتایج بزرگ و سریع گرفتم. اگر درک کنم عادتی اشتباه است، راحت کنار میگذارم و عادت درست را جایگزین میکنم.
یکی از نتایج دوره قانون سلامتی برای من این بود که شدیداً عملگرا شدم؛ هم در اجرای ایدهها و هم در عمل به تمرینات سایر دورهها. منی که همیشه کارهایم دقیقه نودی بود، حالا مدتهاست که در تمرین جلسه اول دوره عزت نفس (انجام کارهای به تعویقافتاده)، کاملاً بهروز هستم و حتی جلوتر هم حرکت میکنم. هر ایدهای که میگیرم همان روز شروع میکنم و همین باعث شده نتایج شگفتانگیزی بگیرم. مثلاً ماه قبل کتابی در حوزه کاری خودم خواندم؛ یک ایده از آن گرفتم و بلافاصله فردای همان روز شروع به اجرای آن کردم و بعد از ۲۰ روز یک ورودی مالی عالی ایجاد شد.
اما بزرگترین نتیجهام، تناسب اندام و سلامت فوقالعاده است. آنقدر اندامم عالی شده که هر بار در آینه خودم را نگاه میکنم از خوشحالی لبخند میزنم. بدنم دقیقاً همان شده که همیشه آرزویش را داشتم: سرشانههای پهن، کمر باریک و فرم ایدهآل. در کمتر از چهار ماه زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی:
وزنم از ۱۱۴ کیلو به ۸۹ کیلو رسیده
دور کمرم از ۱۰۵ سانتیمتر به ۸۸ سانتیمتر رسیده
دور پهلوهایم از ۱۲۴ سانتیمتر به ۱۰۹ سانتیمتر رسیدهوقتی این نتایج را میبینم، با خودم میگویم: اگر فقط در چهار ماه این نتایج را گرفتم، اگر دو سال ادامه دهم چه بدنی خواهم داشت؟ اگر ۱۰ سال و ۵۰ سال ادامه دهم چه سلامتیای خواهم داشت؟
استاد عزیزم، بینهایت سپاسگزارم بابت آموزههای گرانبهای دوره قانون سلامتی و مهمتر از همه اینکه این مطالب علمی و ارزشمند را به سادهترین، قابلاجراترین و مؤثرترین شکل ممکن توضیح دادهاید.
تجربه جهش مالی و ورود مشتریان باکیفیت با عمل به آموزههای دوره قانون آفرینش
استاد عزیزم، از شما به خاطر دوره قانون آفرینش و این حجم از آگاهی ارزشمند، از صمیم قلب سپاسگزارم. از وقتی با کمک آگاهیهای این دوره روی ساختن باور «لیاقت داشتن درباره ثروت» تمرکز کردهام، تغییرات عمیق و جدی در کسبوکارم رخ داده است.
درآمدم بهطور چشمگیری بیشتر شده و افراد باکیفیتتر وارد دفتر کار من میشوند؛ افرادی که هم مودبتر هستند، هم وضعیت مالی بسیار بهتری دارند، هم ارزش وقت و خدمات من را میدانند و برایش احترام قائلاند و حاضرند بهای واقعی کارم را پرداخت کنند.
این نتایج را شکرگزارم و میدانم که ریشه همه آنها، عمل کردن به آگاهیهای این دوره عالی است.



سلام میکنم به همه دوستان عزیزم در گروه عباس منش. من واقعاً یه تجربهای داشتم که واقعاً خدای ما خدایی که کارایی انجام میده که بسیار بسیار عجیب و غریبه. من واقعا دوباره. بعد از اینکه 10 سال در مالزی بودم دوباره مهاجرت کنم به کشور عمان. و دوباره چند روز پیش که داشتم گوش میکردم ذرس های استاد را که قرار نیست که ما بمونیم تا شاید آماده بشه و من همینو در مورد مهاجرت خودم به مالزی و عمان انجام دادم و تصمیم داشته بودم که به دانشگاه یکی از شهرهای عمان برم و به طرز عجیب خداوند از طریق استاد دهان استاد من شد عباس منش و من فقط چمدونم برداشتم و گام برداشتم و توکل به خداوند کردم. و همه چیز غیر قابل تصور بود که خداوند چه کارهایی برای من انجام داد. و چه دستانی رو پیش پای من قرار داد از غذای من از اسکان من از. آبی که حتی میخواستم بخورم و زیاد بود که باور کردنی نیست که چه خونههایی خداوند در اختیار من قرار داد. و چه جوری من توسط چه کسانی دعوت شدم و چه پولهایی رو دریافت کردم. در واقع ما
من با او پول میتونستم یه خونه اجاره بکنم ولی قلب من میگفت که باید حرکت بکنم و برم این گام رو این هدف رو برم به سمت دانشگاه باهاشون در مورد هدفم صحبت کنم. و حرکت کردم و خداوند به من پاداش داد آدمای عشقی در مسیر من قرار داد و هر لحظهای که مردم میدیدم که یه مقدار رفتارشون و کلامشون متفاوت شده میدونستم که از این نقطه باید برم و به نقطه دیگهای برسم که واقعاً همه جور واقعاً شگفتیهای عجیب تجربه کردم. دوست من به من گفت که من که به شما گفته بودم که شما رو میبرم پس چرا رفتین گفتم در دل خودم گفتم من قرار بود شگفتیها رو تجربه کنم با خداوند. در صورتی که اگر با دوستم بودم هیچ کدوم از این تجربه رو نمیکردم و عشق خداوند و دستان خداوند به شگفتیها رو که اینقدر عجیبه نمیتونم اینقدر عالی احساس کنم. دوست من قرار بود در واقع مثلاً روز یکشنبه منو ببره ولی من دیگه واقعاً قلبم اجازه نمیداد که صبر بکنم که بشه یکشنبه و حرکت کنم بنابراین با خداوند حرکت کردم و. و مردمی که از من اصلاً نمیشناختم اونقدر به من عشق دادن اونقدر با من همکاری کردن غیر قابل وصله. و در واقع اینجوری بگم مردم جوری که مردم منو دعوت کردن و محبت کردن که همه محبت خداوند بود. و من چقدر دوباره با یک اقدام شجاعانه جدید باعث من ایمانم قویتر و قویتر و قویتر بشه در دل ترسهای بیشتری حرکت بکنم. دقیقاً ماشینهایی در اختیار من قرار گرفته است افرادی که من اصلاً نمیشناختم ولی اونقدر عالی خداوند همکاری اش که هدف من و خودش بود که من در تمام لحظه راننده اختصاصی داشتم. و میدونستم که خداوند داره به من میگه مسیرت درسته برو و من با تو هستم. و کار خداوند دیوانه کننده بود واقعا در این چند روز که مسافرت بودم و چقدر در این تنهایی با خداوند من بیشتر خودمو شناختم ضعفهای خودم رو شناختم خداوند رو بیشتر شناختم رابطم با خداوند قویتر شد. و دوباره هم که در این نقطه هستم توسط کسایی داره خدا کار انجام میده که غیر قابل وصفه از ماشین. خداوند داره من نشون میده که قدرت تو خیلی بیشتر از این حرفاست پس از خودت تصویر. پس تو از من بخواه تصویرسازی بکن رو هدفت باش و بقیهشم با من. استاد عزیزم با تمام وجودم از شما بخاطر یکتا پرستی تشکر میکنم
و نتیجه اینکه انجام این تصمیم بسیار بسیار اسانتر از انچه بود که من فکر میکردم و من بابت این گام عملی از خودم تشکر میکنم
با سلام و سپاسگزاری از این جلسه بسیار ارزشمند احساس لیاقت
جلسه 4
مادر من صبح تا شب در خدمت همسر و فرزندان اش بود مثل یک خدمه و هیچ کاری برای خودش نکرد نه مسافرتی و چقدر اکنون احساس رضایت ندارد چون خودش را وقف همسرش و کمک به او کرد برای تایید او و ارزش خودش را به تایید همسرش کرد و همیشه می گوید که پدر شما قدردان نیست به همان نسبت که خودش را فدا کرده بود انتظار عشق از پدرم داشت و طبق قانون جهان دریافت نمی کرد چون اول نیازهای او را براورده کرده بود و خودش را فدا کرده بود
من بدلیل اینکه یاد گرفته بودم که زن خوب میکنم خودش را فدای همسر و فرزندان خودش کند تمام عمرم در دوره زناشویی دنبال تایید گرفتن از همسرم بودم و همه کار میکردم خودم را به هر دری میزدم تا او راضی باشد برای تولدش گوشی تلفن قسطی میخریدم که او را خوشحال کنم خودم شرایط جسمی خوبی نداشتم ولی به او که کمردرد داشت و وزن زیادی داشت کمک میکردم که بلند بشود و قدم بزند ،تمام سالیانی که سر کار بودم کارت بانکی ام را به او داده بودم و باید خودم التماس میکردم تا پول خودم دریافت کنم تا او من را زن خوب بداند و نتیجه فدا کردن هم کاملا مشخص شد که توسط همین فرد بدترین رفتار و بی احترامی را دریافت کردم
و الان به لطف دوره ها واقعا بهتر شدم و چقدر مردم و جهان برخوردشون با من مثل یک شاهزاده شده انگار در جهانی دیگر دارم زندگی میکنم نه از هیچ کسی توقع دارم و نه کسی در زندگی من از من توقع دارد خدا را واقعا سپاسگزارم بابت داشتن دوره های استادم و بودن در این مسیر زیبا
با سلام خدمت همه خدمت استاد عزیزم عباس منش و همه دانشجویان عزیز من در مورد جلسه 3 احساس لیاقت میخوام صحبت بکنم. من به خاطر تدریس دوره زبان انگلیسی یک خانواده از من خواستند که با در اختیار گذاشتن خونه رایگان با برق و آب رایگان و اینترنت رایگان در اختیار من قرار میدهند که فرزندان انها را درست بدم و. من شروع کردم همه چیز خیلی خوب بود ولی اون مادربزرگ که با من قرارداد بسته بود به شدت بد حرف میزد و به شدت بد رفتار میکرد. و من اینجا به خاطر اینکه احساس میکردم که اگر که احساسم را به او بگویم یه حرفی بزنم ایشون خونه اش را از من میگیره و دچار شرک شدم و ترسیدم این مسئله همین مربوط به دو سه ماه گذشته است و حاضر نشدم که بوندری خودم رو مشخص کنم. این در حالی که خیلی جاها حتی با برادر خواهرای خودم مشخص میکنم و راحت ام و با دوست عزیزم ولی اینجا ایمان ام ضعیف شد و بسیار اعتماد به نفس منو میآورد پایین وقتی که ایشون از بالا به پایین به من نگاه میکرد. و واقعاً دوست دارم که رو خودم کار بکنم بیشتر روی ایمانم با خداوند کار بکنم و ایشون رو دستی از خداوند دونستم واقعاً که این فرصت رو من برام ایجاد شده که خونه دارم و همه چیز خیلی خوبه. ولی باز هم این یه شرک بزرگ به خداوند بود بی اعتمادی به خودم و خداوند بود که. میخوام با درسهای استاد عزیزم هی روز به روز به خودم ایمان بیشتری پیدا کنم و قویتر و قویتر بشم بابت این درس زیبا خیلی استاد عزیزم سپاسگزارم.
سلام میکنم خدمت همه دانشجویان و استاد عزیزم
جلسه 34 قانون ثروت
من همونجور که گفتم قبلا در شغلم که پروژه استرالیا مهاجرت به استرالیا رو داشتم کار میکردم به عنوان شغل خودم با یک شریکی که داشتم. و به دلیل همون موضوع اصلی که استاد گفت من این شریک رو خدا کرده بودم و به شدت به این فرد وابسته بودم اگه تلفن جواب نمیداد میترسیدم که الان برنامه مشتریا چی میشه خلاصه خیلی این آدم رو در کله خودم بزرگ کرده بودم. و به هر حال تو گوشیشم از جهان خوردم. این شد که اصلاً مشخص شد که این فرد اصلاً در مورد مهاجرت به استرالیا که به من گفته بود که براش نیروی کار پیدا بکنم هیچ تخصصی نداره اصلاً این کاره نیست و هیچ چیز واقعی نیست اصلاً. بنابراین تمام پولهایی که خودم داشتم و هزینه کرده بودم و پول بچهها مشتریان همه طبیعتاً توسط این فرد از بین رفت و در این شرایط بود که من به خودم خیلی افتخار میکنم. برای یکی چند روز مثبت نبودم ولی تمام تلاشمو میکردم یک روز در اون شرایط من درسهای استاد رو ترک نکردم. هر روز تمام درسها رو گوش میکردم یه جا مینشستم مینوشتم و بینهایت سپاسگزاری میکردم. چیزی که همه براشون عجیب بود تنها یک راهکار میدونستم که باید ویدیو بسازم چون تخصص من روانشناسی هست و این فعالیتها رو انجام بدم چون همیشه فعال بودم در حالیکه اصلا بلد نبودم ولی هر روز تلاش کردم و یادش گرفتم . از ویدیو کوتاه شروع کردم به مردم آموزش دادن. و به جای اینکه تسلیم باشم ادامه دادم و نتیجه هم این شد که خداوند به طرزی معجزه آسا منو از اون مسئله آورد بیرون. منی که هیچ وقت هیچ مسئلهای نداشتم تو زندگیم که بخواد به دادگاه و قانون برسه ولی برای یک بار رفتم و گفتم من اشتباه کردم و من مسئولیت این کارو میپذیرم و من باید تمام پول مشتریانم را خودم برگردونم و خانواده من بشدت از من انتقاد کردند چرا نوشتی که کار میکنی و برمیگردانی . و بنابراین جهان هم مقاومت نکرد و باعث شد که به طرز عجیب خداوند و از طریق کلام استاد عباس منش عزیز. به من دستور حرکت داد گفتم چون خواهر منم تو این برنامه همکار من بود گفتم پس خواهرم چی میشه و خداوند به من گفت مثل حضرت علی که در زمانی که حضرت محمد اون شب او رو به جای خودش قرار داد تو هم حرکت کن هیچ اتفاقی برای خواهرت نمیافته. من گفتم چشم حرکت کردم در تمام این مدت در تمام این مدت عالی غذا خوردم در تمام روزاش فقط شاید روز اول نتونستم زیاد یکی دو روز اول ولی بقیه بهترین غذاهای قانون سلامتی رو برای خودم درست کردم عمیقترین خواب رو تجربه کردم. و اجازه ندادم که شیطان بر من پیروز بشه و خداوند و من بودیم که پیروز شدیم و الان همه چیز آرام نه کسی به من پیام میده نه کسی به من زنگ میزنه. و به طرز عجیب هیچ مشتری برای برگشت پولش به من پیام نمیده ولی در عین حالی که من خودم را مسئول میدونم که پول اونا رو کار کنم برگردونم. و عجیب اینکه بارها و بارها شیطان از طریق مادر خودم به من ویس پیام داد که خواهرت چه اتفاق ممکن هست براش بیفتد براش ولی من در همان روزها مهاجرت کردم بدون شغل در ایران تمام پول سفرم در عرض 5 دقیقه با انجام کار بسیار ساده برای مشتری فراهم شد چون هر روز درس ها را گوش می دادم و می نوشتم و آرام بودم و آرام بودم. و اصلاً این مسله باعث نشد که من کارم تحت تاثیر قرار بگیره یا اینکه خوابم یا غذام و همین باعث شد که اطرافیان من به شدت شگفت زده باشند و اونها هم با ایمانتر و قویتر باشم. و همین باعث شد که خواهر من وقتی آرامش منو دید به شدت او هم سپاسگزار باشه و او هم آرام باشه و خداوند به طرز عجیب خواهر من را از مسئله اون پرونده آورد بیرون. و من و خداوند هستیم که با هم هستیم و این پیروزی را خلق کردیم و خواهیم کرد خواستم بگم که من واقعاً به خودم افتخار میکنم که آدمی قدرتمندتر از خودم ندیدم. که اینقدر با ایمان باشه و در عین حال اینقدر رو خودش کار کنه و تازه در همین شرایط مهاجرت کنه حرف خداوند و استاد عباس منش را گوش کند و انتخاب کردم که شغل تخصص روانشناسی خودم را انجام بدم. چیزی که میخوام بگم اینه که من تصویر ذهنیم رو از دست ندادم همون روزها روی خواستههام کار میکردم مه ناخواسته هام مینشستم کار میکردم و رو به جلو حرکت میکردم بنابراین خواستم بگم که ما این قدرت داریم با خداوند باشیم تمرکز روی داشته ها و کنترل تصویرسازی اشتباهات را تبدیل به معجزه و برکت کنیم .من عمل گرا هستم ایمان در عمل نه در حرف.
خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت داشتن استادم عباسمنش که من را با خداوند دوست کرد
با سلام خدمت همه دانشجویان عزیز استاد عباس منش و خود استاد عباس منش عزیزم
من میخواستم بگم که به یک نتایج فوق العاده رسیدم یه تمرینی را هدایت شدم و دریافت کردم. که بینهایت نتیجهاش منو شگفت زده کرده من همیشه تو فکر این بودم چه جوری میتونم خانوادهام را در حالت سلامتی کامل تصویرسازی بکنم. و هدایت شدم به اینکه صبحها وقتی بیدار میشم با خداوند پیادهروی سپاسگزاری را انجام میدم خانوادهامو میبینم مادرمو میبینم که داره شیرینیهای سبز رنگ رو سر پدرم نوه ها برادرم عروسهامون میریزه و داره بهشون یکی یکی میگه که مثلاً احسان پسر خوبم اینهمه سلامتی و خوشبختی مبارک ات باشه و یکی روی همه اعضای خانواده ، نتیجهاش این شد که خواهرم که سالیان سال میشد که خونه پدرم بره الان در ماه چندین بار داره میره خونه پدرم و برام بسیار شگفت انگیز بود عروسمون که واقعاً رفت و آمد نمیکرد خونه پدر رفت و آمد میکنه و و مادرم گفت که بهترین آشپزی رو اومده تو خونه انجام داده و کمک کرده. بینهایت شادی و موفقیت وارد زندگی خانواده من شده و یکی دیگه از کارهایی که من تو این مدت انجام دادم برنامه کدینگ ذهنی بود که اومدم اون مبالغی رو که مد نظرم بود برای زندگیم میخواستم به دست بیارم مینوشتم. سه ساعت زمان میبرد و با یه موزیک که تاثیرگذار بود برام گوش میکردم همزمان تصویرسازی میکردم اون تصویر جلو ذهن من بود و مینوشتم نتیجه این شد که به طرز معجزه آسا همه خواسته های من داره. از کوچکترین چیزهایی که میخواستم و بزرگ بلادرنگ پیش پای من قرار میگردد ،حتی ادم هایی که با انها کار دارم جلو من بلادرنگ ظاهر میشوند و من نفس ام بند میاد ، بطرزی جادویی خونه من و دخترم همزمان با هم جابجا شد به نقطه بسیار عالی رفتیم داریم زندگی میکنیم و این برنامه نتیجه اش که اعداد میگم مواردی هست که من میخوام بنویسم حتی در روزهای تعطیل هم سه ساعت نوشتن را انجام میدم بعد که میرم بیرون از خونه معجزه ات یکی پس از دیگری میبارد و من اصلاً مبهوت میشم و نمیتونم نفس بکشم از این همه شادی و معجزه که هرچی میخوام با هر کسی میخوام صحبت کنم هر کاری میخوام انجام بدم و خواستههام قشنگ من به سرعت به سرعت نور داره انجام میشه. البته که من هر کدوم رو 100 بار هر کدوم از اون مبالغ رو مینویسم. به طرز معجزه آسا مردم رو دارم میبینم چنان به من عشق میدن یعنی هرجا میرم برای من آب بیارن مثل یک شاهزاده بهترین پذیرایی را از من انجام میدند در حالیکه اصلا من را نمیشناسند و خلاصه میخوام بگم که این بحث یک داستانی از خودم هم بگم که چقدر معجزه آسا بوده تو این چند مدت. و بعد من به لطف خداوند خداوند هدایتم کرد که از مهارت زبان انگلیسی استفاده کنم و آموزش بدم. و جالبه که یک خانواده با من یک قراردادی بستند به مدت سه ماه خونه رایگان برق رایگان آب رایگان و اینترنت رایگان به من دادند دقیقاً خونه کامل از زمانی من برنامه کدینگ را شروع کردم به انجامش بعد که قرارداد من تموم شد و خداوند به من دستور حرکت داد اصلاً من نه جایی میشناختم برای خونه و نه جایی بلد بودم و از خداوند خواستم که هدایتگر من باشه فقط با ایمان کامل چمدان ام را برداشتم و سر خیابان استادم، و گفتم خودت من را ببر من وظیفه ام را انجام دادم در کشور عمان که هستم و دقیقاً یه دوستی که من اصلاً فکرشم نمیکردم جلوی پای من قرار گرفت تمام وسایل من اصلاً تمام وسایل منو برام گذاشت تو ماشین و دقیقاً منو برد به جایی که گفت من یه کسی رو میشناسم و ایشون خیلی مهربونه و مسئله اسکان رو برات انجام میدیم
و بلادرنگ فقط در 5 دقیقه به ان خونه جدید رسیدم و بلادرنگ صاحب خونه کلید به من داد بدون تلاش. رفتم شب قبلش از دوستم خداحافظی کنم گفتم دارم میرم گفت کجا میری گفتم من اصلاً نمیدونم ولی یعنی چی که نمیدونم فردا دارم کجا میرم گفتم.
توضیح ندادم ، الان خداوند من و دخترم را دقیقاً همزمان با همدیگه بحث اسکان ما را جابجا کرد به یه جای عالیتر و تمیز و بینظیر و پر از همسایه ثروتمند قرار داده. من به دخترم توضیح ندادم ولی ولی ایشون هم شگفت زده بود از این معجزه و بدون تلاش که براش اتفاق افتاده و خونش که جابجا شده و جایی رفته که پر از بهترینه و چقدر آسون انجام شده. خواستم بگم که لطفا این تمرین کدینگ ذهنی مخصوصاً رو مبالغی که مد نظرتون هست مبلغهای بزرگ شروع کنید به نوشتن و نتایجش رو ببینین و برای منم لطفاً پیام بذارین که چه نتیجه فوقالعادهای رو دریافت کردین شماره واتساپ من
96871542824+
استاد عزیزم باعث افتخار جهان هستید خیلی سپاسگزارم بابت داشتن شما در زندگی ام
Chapter 13
چقدر با خودت راحت هستید وقتی تنها هستید و از بودن با خودت لذت میبرید ؟
ایا لذت میبرید و دایم دنبال رابطه عاطفی عاشقانه هستید و موفق هم نمی شوید
چون افرادی که با خودشان لذت نمی برند نمیتوانند در رابطه عاطفی موفق باشند
خیلی ها نمی دانند چکار کنند حتی یک روز اگر متاهل هستند ولی دو روز همسر و فرزندان انها رفتند مسافرت نمی دانند چکار کنند حتما یک نفری باید پیدا کنند
من واقعا این را تجربه کردم که بشدت حتی یکساعت هم از تنهایی نمی توانستم باشم و همه اش میخواستم با همسرم برم بیرون حتی اگر او کاری داشت که بهتر بود من در خونه بودم و راحت بودم چون خودم را دوست نداشتم بشدت وابسته بودم و بعد از جدا شدن از همسرم بشدت کار میکردم و صبح تا شب درس میخواندم و اعتیاد به کار داشتم و اگر اخر هفته بود دنبال افراد بودم که افراد را پیدا کنم و مشغول باشم ولی از زمانی که سپاسگزاری از خداوند را شروع کردم و نوشتم و روی خودم و شخصیت خودم کار کردم چقدر با خودم در تنهایی لذت میبرم ،خودم تنهایی مسافرت کردم بارها و بارها ،رستوران به تنهایی رفتم خرید هام را به تنهایی رفتم و لذت بردم و واقعا لذت بردم ،الان مردم وقتی از من میپرسند چطور میتوانی تنها باشی می گویم من از صبح تا شب برنامه برای لذت کار و تفریح دارم ،دیگر از تنهایی نمی ترسم با خودم بهترین دوست شدم
واقعا دوست ندارم که به کسی زنگ بزنم که الان تنها هستم پس با یک کسی سرگرم میشوم
داشتن ارتباط با دیگران ،ازدواج و داشتن ارتباط عاطفی عالیه و باید داشته باشیم ولی اگر نباشد هم اذیت نمی شویم
غذام در سکوت میخورم خیلی ها حتما باید حرف بزنند و سر و صدا باشد تا بتوانند غذا بخورند و با من صحبت میکنند و من واقعا از توی سر و صدا غذا خوردن لذت نمی برم و با احترام میگم که بعد از غذا اگر امکان داره صحبت کنیم من راحت ترم.
خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت نتایج عالی دورههای استاد عباسمنش که نجات دهنده زندگی من و میلیون ها نفر شده
استاد عباسمنش عزیزم واقعا سپاسگزارم
من سلام میکنم به همه دانشجویان عزیز و استاد عزیز بسیار ارزشمندم که چقدر باعث تحول زندگی من در همه جنبهها شده. من یکی از درسهای استاد که میگه که در هر جایی که هستین بهترینهاتون رو انجام بدین اگه توی کار دولتی هستین اگه تو کار خصوصی هستین اگر که هر فعالیتی رو میخواین انجام بدین در هر جایی که هستین اون رو به بهترین شکل ممکن و با تمام وجود انجام بدین. من هدایت شدم به یکی تجربه خودمو باهاتون در میون بذارم که من در واقع وقتی که دوره کووید بود و من در مالزی زندگی میکردم. و طبیعتاً کالجی که درش کار میکردم تعطیل بود همه بیزینسا تعطیل بود. و من باید هزینههای زندگی و کرایه خونه رو پرداخت میکردم چیزی که همیشه و همیشه صاحب اون خونه میدونست که من به موقع انجام میدم. مسئله پرداخت من بدلیل تعطیلی کارم طول کشید و هی به من پیامی داد زنگ میزد که شما فقط یه هفته دیگه فرصت داری و میخوای چیکار کنی گفتم نمیدونم ولی میدونم که خداوند به من کمک میکنه برای این پرداخت. و دوباره هم میشد همون یه هفته و میگفت که ببین خدا کاری نکرد و این پوله و در مورد پول بعد یه جور دیگه فکر کرد خب منم کاری نمیتونستم انجام بدم تو اون شرایط واقعاً نه ایدهای داشتم و نمیدونستم باید چیکار کنم و باز میگفتم خدا به من کمک میکنه و. کاری که من انجام میدادم بدون اینکه بدونم نتیجه چه خواهد بود هر روز سه ساعت تمام خونه بزرگ سه خوابه بطرزی جادویی تمیز میکردم و همه جا برق میزد عین دوره موفقیت شغلی استاد که میگه در هر جایی که هستید بهترین هاتون را انجام بدید و من اینو اصلاً در وجودم از قبل داشتم چه در کاری که دولتی بوده چه در خصوصی بوده همیشه من بسیار بسیار بیشتر از اون چیزی که از من میخواستند من انجام میدادم. اصلاً برام مهم نبود که مدیر کل چه جوری با من برخورد میکنه اون مدیر اون بخش خصوصی چه کار میکنه چه جوری با من برخورد میکنه هر جوری که رفتار میکردن من باز بهترینهای خودم رو همیشه انجام میدادم. و نتیجه این شد که من در اون دوره تنها چیزی که به نظرم میومد که میتونستم انجام بدم این بود که روزی 3 ساعت و نیم وقت میذاشتم و خونه رو خونه به اون بزرگی سه خوابه رو بسیار بسیار با تمام وجود در و دیوار همه جا را برق میانداختم از تمیزی به بهترین شکل ممکن انجام میدادم. هر روز و هر روز و هر روز این کارو تکرار میکردم. و نتیجه این شد که دیگه اون تاریخ که به من فرصت داده بودم تموم شد و گفتش که من میام و کلیدا رو میگیرم مثلاً کارت در ورودی رو از شما میگیرم و دیگه تموم شد. و من خیلی برام عجیب بود که خداوند همیشه با من بوده پس چه جوری تا الان من هنوز نتیجهای که میخوام رو پولی که میخوام رو راهی که میخوام رو که کرایه پرداخت کنم هنوز پیدا نکردم. ولی باز طبق قانون تصویرسازی و سپاسگزاری من ادامه دادم و نتیجه این شد که ایشون اومد و و جالب اینکه گفتش که چه جوریه که شما این خونه رو اینقدر تمیز نگه داشتی که غیر قابل باوره. فکر کنید زیر مثلاً زیر وسایل هم بسیار تمیز بود حتی انباری ، خود و همسرش براشون جالب بود چه جوری زیر این همه وسایل ما داریم نگاه میکنیم زیر اونها هم برق میزنه. و خودش به خانمشون گفتن که ما باورمون نمیشه چه جوری خونه ما اصلاً یه جور دیگه شده از این همه تمیزی. و نتیجه این شد که خداوند و جهان به من پاداش داد. در واقع یه پول خیلی خیلی بزرگ میشد و ایشون پولو بخشید با تمام عشق با تمام مهربانی با تمام محبت و پاداش جهان شد به من که کارمو اونقدر عالی انجام داده بودم. و دوباره نتیجه این شد که خواهر من بدون اینکه من بهش بگم پول خونه بعدی رو فراهم کرد ما رفتیم توی خونه جدید قرار گرفتیم. و یکی از تجربیات دیگه هم که یادم اومد برای بچهها بگم که درس خیلی فوق العادهایه من سالیانی در پستهای بالای بودم در ایران و بعد که مهاجرت کردم چون زبان بلد نبودم رفتم در دوره دانشجویی در رستوران کار کردم. و این باعث شد که من در همون جایی که در رستوران کار کردم چنان متفاوت کار کردم که همون هفته اول درآمد این رستوران حدود سه چهار برابر بیشتر شد. و همیشه و همیشه کارم قبل عالی انجام دادم که نتیجه این شد دوباره جهان به من پاداش داد من در اون تایم یه وام حدود خیلی زیادی که مبلغش برای من بزرگ بود که در ایران داشتم و هر ماه باید قسط پرداخت میکردم اصلاً شرایط راحتی نبود. و به طرزی عجیب بدون اینکه من درخواست بکنم دوستم به من گفت که این وامو من میخوام برات تسویه کنم مبلغش خیلی مبلغ به اندازه پول یه خونه خریدن بود و این فرشته خداوند دست خداوند شد بدون اینکه من بگم پول وام به طور کامل تسویه شد فقط به خاطر اینکه من در جایی که بودم واقعاً عالی عمل میکردم هنوز در اون تایم قانون را نمیدونستم و سپاسگزاری هم بلد نبودم خداوند هم به جهان پاداش متفاوت را به من داد و من واقعاً از اون به بعد دیگه نه وام گرفتم و سعی کردم که در آرامش زندگی کنم. سپاسگزار خداوندم به خاطر اینکه همیشه و همیشه به عملکرد ما جواب میده و سپاسگزار خداوندم به خاطر داشتن استادم که وجودش باعث شده که من زندگیم روز به روز آرامتر زیباتر و باشکوهتر بشه.
سلام به استاد عشقمون و مریم عشق
خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت داشتن دوره های استادم که چقدر دانشجویان نتایج عالی گرفتند خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت وجود استاد عزیزم عباسمنش که چقدر کلام خداونده
آگاهی جلسه 24 ثروت
انسان موفق انسانی که از اشتباهات خودش و دیگران درس میگیرد ،به خاطر همین خیلی از قدم ها را بر نمیداریم
من حرکت میکنم و کلی درس یاد میگیرم من چقدر سالیانی بخاطر اینکه میترسیدم قدم برنداشتم که علیرغم علم زیادی که داشتم که میترسیدم که موفق نشم ادامه ندادم در حالیکه دکترا خوانده بودم ولی استادم عباسمنش میگه من هیچی بلد نبودم ولی رفتم و انجامش دادم و چقدر پیشرفت و ثروتمند شد چون از اشتباههاتش درس گرفت و رفت جلو در حالیکه بترسید از دو دلی
برای ثروتمند شدن نیاز به شخصیت قوی داره من ترسم را کمتر میکنم اگر اشتباه کردم دنیا به آخر نمیرسه ،من حرکت میکنم سعی میکنم اشتباه نکنم به ان چیزی به من گفته شود عمل میکنم من خیلی میتوانستم پول و ثروت و شادی در زندگی ام خلق کنم در صورتی من مسیری که مطالعه کرده بودم و تحصیلات دکترا روانشناسی داشتم عاشق اش بودم ولی فکر کردم نمیتوانم ازش پول بسازم من اشتباهی نمیکنم خیلی مردم کاری نمیکنند چون از اشتباه کردن میترسیدند زندگی یک مسیر ناشناخته هست اگر حرکت کنی و قدم برداری اگر مصمم به حرکت کردن باشی یک کار آفرین با این نگرش میتواند کار آفرین بشه چون فکر نکرده اگر اشتباه کنم چی میشود بعد متوجه میشویم چرا خیلی ها میتوانند پیشرفت کنند ولی شما نمیتوانیم پس اشتباه کردن بخشی از مسیر هست هیچ اشکالی نداره نخواهید که فردی باشید که اشتباه نکنید همه چیز را میتوانید درست کنید وقتی درس هر پیشرفتی را میگیرید چقدر ما را قوی تر میکند مهم حرکت کردن هست هیچ راهی نیست که تمام تصمیمات ما بهترین باشه ولی با تصمیم و حرکت کردن و حل کردن ان مسائل هیچ کس نیست در جهان که همه چیز را درست انجام بده ولی من در تدریس زبان انگلیسی میترسیدم ولی حرکت کردم و باعث شد که کلی پول کسب کنم و چقدر هر روز پیشرفت کنم
ا
درس توحید عملی
سلام به استاد عزیزم و مریم عشق عزیزم من میخوام یک تجربه فوق العادهای رو در مورد چند روز پیش خودم به بچهها بگم. من میخواستم ویزام را تمدید کنم و میخواستمم که از کشور خارج نشم و و برام تمدیدش بکنم در واقع از لحاظ منطقی اصلاً امکانپذیر نبود. میگفتن نه برات انجام نمیدیم دفعه گذشته انجام دادیم برات ولی الان امکانش نیست و باید حتماً خروج از کشور بزنی و بعد دوباره برگردیم. و من صبح توی اون اون برنامه ستاره قطبی برای خودم نوشته بودم که خدا تو امروز با منی و تو همه افراد اونجا رو مسخ میکنی و کار من توسط دستور تو که فرمانروای جهان هستی انجام میشه. و از همون موقع که اونجا رفتم از استاد عزیزم یاد گرفتم که تحسین کنم تمام چیزایی که تو اونجا میبینم از مثلاً فضای تمیز اونجا از بوی خوب اونجا از لبخندی که دارن میزنن خلاصه تماماً توی اون تصویر بودم که کارم انجام شده و. شیرینی میریزم دارم شادی میکنم و دستم رو به آسمون بود در تصویرسازی ذهنی ام و دفتر سپاسگزاری را هم با من بود مرتب مینوشتم موضوع مهم اینه که من در دلم یاد گرفته بودم از استاد که بگم من الان قدرت رو از تمام پلیسها از اداره ایمیگریشن میگیرم و قدرت رو به خداوند میدم فرمانروا اونه و اگه او دستور بده شما نمیتونین بگین نه. و داشتم مرتب تکرار میکردم و به طرز شگفت انگیز منو هدایت کردن به سمت اتاقی که کار من با تمام عشق انجام شد. و جالبه بدونین که حتی مثلاً من 4 ماه اینجا بودم اونا فکر کردن که سه ماه من اینجا هستم در ان اتاق متفاوت و با اینکه پاسپورتم تو دستشون بوده نمیدیدند که من چهار ماه هستم. و خدا نشون داد که چه جوری همه آدما را مسخ کرد کار من انجام شد طبق معمول خداوند و قانون خداوند و من پیروز شدیم. گفتم این تجربه رو بنویسم هی قلبم به من گفت که اینو باید حتماً در میون بزارم باهاتون که چقدر وقتی که به خداوند وصل میشیم چقدر همه چیز متفاوت میشود. و قانون همیشه و همیشه و همیشه پیروزه.
من واقعا از شما استاد عزیزم عباسمنش سپاسگزارم