چگونه از قدرت گرفتن افکار منفی جلوگیری کنیم - صفحه 18 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری چگونه از قدرت گرفتن افکار منفی جلوگیری کنیم
    459MB
    24 دقیقه
  • فایل صوتی چگونه از قدرت گرفتن افکار منفی جلوگیری کنیم
    0MB
    24 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

773 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    آدیل گفته:
    مدت عضویت: 1850 روز

    سلام به همه دوستان

    چقدر این فایل رو به موقع شنیدم و چه به جا بود چون چند روزی بود که رو خودم کار نمیکردم و داشتن افکار منفی قدرت میگرفتن.

    تازه منی که به لطف الله و با کمک شما کلی نتیجه تو دستم دارم. منی که وقتی شروع کردم این راهو یک کارمند بودم که از زیاد بودن تایم کاریش گله مند بود ولی یاد گرفتم شکر گزار باشم و الان آزادی بی حد و حصر دارم. منی که تا دو سال پیش ماهی 4میلیون حقوقم بود دیروز درآمد روزی 150 میلیون رو رقم زدم. منی که آرزوی سفر شمالو داشتم فقط 4 بار تو یک ماه سفر رفتم، سفر خارجی دعوت شدم با کیفیت فوق العاده رفتم. تو جلسات بین المللی شرکت کردم و با اعتماد به نفسی که از شما یاد گرفتم صحبت کردم و جلسات رو هندل کردم( زبا انگلیسیم اصلا فول نیست ) و احترام فوق العاده ای از طرفین مقابل دریافت کردم. با انسان های بی نظیری آشنا شدم. تازه اینا بخشی از نتایجمه. بعد ی ذره که فاصله میگیرم از سایت ذهنم شروع میکنه به منفی بافی. استاد ازتون ممنونم به خاطر همه چی :)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  2. -
    مجتبی افضلی گروه گفته:
    مدت عضویت: 2896 روز

    سلام عرض ادب واحترام خدمت استاد بزرگوارم آقای عباسمنش وعرض ادب واحترام خدمت مریم بانوی عزیزم

    خدارا شاکرم بابت بودن شما دوعزیز دل درزندگیم

    دم خدا گرم چقدر به موقع بهمون پاسخ میده

    استاد جان من از سالهای پیش کلی ازمحصولات بینظر شمارا خریداری کردم وخداروشکر اصلا زندگی الانم هیچ ربطی به زندگی دوسال پیشم نداره وخیلی شرایطم عالی شده هم ازلحاظ روابطم عالی شدم هم ازلحاظ مالی که درامدمون خداروشکر چندین برابرشده

    چند ماهی هست که دوچار مقایسه شدم خودم رابا افراد دیگه که به ظاهر ازمن بهتر هستند مقایسه میکنم واین احساس داشت مثل خوره من رامیخورد وافکار منفی هی توذهن من بیشتر وبیشتر میشدن

    همش میگفتم خدایاکمکم کن که من ازاین احساس بیام بیرون وتمام تمرکزم روی خودم وداشتهای خودم باشه

    تااینکه دیروز توی سایت نگاه کردم ودیدم این فایل بینظیرراگذاشتید وکلی خوشحال شدم همون موقع به همسرم زنگ زدم گفتم استاد یه فایل مخصوص برای من گذاشته روی سایت

    خداروشکر میکنم که این فایل به موقع بود وجلوی محکم شدن تنه های افکار منفی ذهنم را گرفتم ودیگه بااحتیاط بیشتر روی افکارم کار میکنم

    خداروشکر میکنم که دوره احساس لیاقت ودوره کشف قوانین زندگی هم تهیه کردم وباتمرکز بالا گوش میکنم وبا کمک الله مهربان درزندگی به کار میگیرم ویک زندگی ایداه آل برای خودم میسازم مثل استاد ومریم بانوی قشنگمون

    چون من خالق تمام شرایط زندگی خودم هستم

    جهان ایینه درون نمای من است

    پس هرارتعاشی که من بفرستم ازهمون جنس اتفاق وارد زندگیم میشود.

    ممنون ازهمه دوستان عزیزی که کامنت من را میخونن .

    انشالله هرکجا هستید درپناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند وسعادتمند دردنیاوآخرت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  3. -
    خداهست گفته:
    مدت عضویت: 1287 روز

    سلام به استادعزیزم ودوستای نازنینم

    جایی ام که نمیشه فایل رو گوش دادولی ردپامومیذارم که گم نشه وحتماسرِفرصت ببینمش

    درشغلی که فعالیت میکنم یه سمیناری گذاشته بودن که کسایی مجوزشرکت دراین سمینارو داشتن که به یه خدنصابی ازدرامدورشدمالی رسیده باشن وقراربود کسی بیادوبرامون ازتجربیاتش بگه وحرف بزنه که یکی ازشخصیت های قَدَرِ این شغله وتقریبا داره جهانی میشه من که تاحالا فقط اسمشوعکسشو ازاینور اونور دیده بودم خیلی مشتاق بودم ازنزدیک ببینمش تفکرات ونوع نگاهش اونم به ثروت بدونم ولی یه موانعی سرِ راهم بود اولا که به اون درامدموردنظرنرسیده بودم دوما یه شهرِ دیگه برگزارمیشد

    بدیش اینجابود رسیدن تک به تک همکارامو میدیدم ولی غم به دلم راه نمیدادم میگفتم خدایاتلاش بامن نتیجه باتو

    خداشاهده به یه مسیرهایی هدایت شدم خدا یجوری نتیجه تلاشامو میداد که بی اختیاربااشک میوفتادم زمین سجده شکرمیرفتم الان که میگم چشام بارونی میشه یه جهش مالی داشتم که تاحالاتجربه نکرده بودم کیفم حسابم پُره پول بود

    خداازجایی که فکرشونمیکردم وفراترازانتظارم روزی میداد،ومهم ترازهمه گفته بودن سمینارآبان ماه 1402برگزارمیشه ولی من خیلییییی فاصله داشتم تااون درامده ازخداخواستم بهم فرصت بده دمش گرمممممم

    مجوزها جورنشد موند برا آذرماه وتواین مدت خدابه بهترین شکل ممکن حمایتم کردولحظه آخررسیدم

    چقددددسپاسگزاربودم نه بخاطراینکه اون شخص برام بت بودنه!بخاطراینکه خواستم خودمو برای خداوخودم ثابت کنم ازش فرصت خواستم برای تلاش وداد

    چون همیشه استادمیگه مهم ترین عامل موفقیت ذکاوت نیس جسارته این شد سرلوحه زندگیم پاروترسام گذاشتم جسارت به خرج دادم وچه نتایج بینظیری اومد…چه قدرعزت نفسم بالاتررفت ازاین شجاعتم،چقدپول ساختم باکمک الله

    زمان سمینارتعیین شد10آذر ولی بع یه تضادی خوردم شوهرم گف نرو راه دوره منم نمیتونم ببرمت…

    الانم پاییزه زود هواتاریک میشه رفتی چجوری میخای برگردی اونجاهارم نمیشناسی کسی هم نداری

    حرفای شوهرم برام خنده داربود تودلم میگفتم خدایاشوهرم نمیدونه ولی منکه میدونم تورو دارم تواون شهر ودلم بهت قرصه

    خیلی خودموبه این درواون در زدم که دوستی همکاری کسی پیداکنم باهم بریم چون شوهرم میگف تنهانمیذارم بری ولی پیدا نشد…

    هرکسی هرراهی که به ذهنم میرسیدخواستم اجراکنم نشد،ته دلم قرص بودازبابت رفتنم ولی راهشوپیدانکرده بودم چجوری برم باکی برم؟

    پدرم شهرِ دیگه کارمیکنه ،داداشم سربازه،شوهرمم میگه نمیبرمت

    دستم ازهمه جاکوتاه شدنشستم یه گوشه گفتم خدایامن هرراهی که به ذهنم میرسیدکردم،دیگه واقعانمیدونم چیکارکنم خودت جورش کن خودت تااینجاحمایتم کردی ازاینجابه بعدشم باخودت،سپردم بهت من دیگه زورم به بیشترازاین نمیرسه چون فرداش سمیناربودومن 10 شبه هنوز مشخص نشده قراره چجوری برم…

    خداشاهده اومدم دیدم چندتاتماس بی پاسخ ازمادرم دیدم ویس داده که جورشدفردامنم میام باهم میریم درحالیکه قبلش میگف عمرا نمیتونم جوردرنمیاد

    راننده کیه؟

    یکی ازآشناهای دورمون که بهش عمومیگیم خیلی اوکیه باهامون،نگو اینامیخاستن 10 آذرکه روزجمعه بودیه جایی برن یه شهرِ دیگه حال وهواشون عوض شه ولی نمیدونستن کجا،اومدن خونه ما حرف سمینارشده که شهرِ دیگس گفته بیاییدباهم بریم خانوم منم تنهانمیمونه باهم میریم اون شهر شمارومیرسونیم سمینار،ماهم میریم میگردیم برگشتنی هم باهم برمیگردیم..‌

    قشنگترازاین؟؟؟

    بی اختیارسرم فرود اومد رو زمین

    این سجده چجوری خوبیای تورو جبران کنه؟

    فرداش باخوبی وخوشی رفتیم سمینار

    عجب سمینارِ توپیییی بودددددچقدفضاش مثبت بودددد

    اون آدم شریف وقتی رفت توسِن تک تک کلماتش بوی خدامیداد،بوی عباسمنش،بوی جسارت،شهامت،قوی بودن،بوی تواضع درعین قدرت قدرتی که به خداوصل بود،اینکه خداچجوری اززیرفرش به بالای عرش رسونده بود

    اینهمه ادم ازشهرای مختلف اومده بودن ازتک تک حرفاش فیلم‌میگرفتن ویادداشت میکردن

    اولین جملشو بااین حرف شروع کرد؛خدای منوشمایکیه منم مث شماانسانم نه پاهام ازشمابیشتره نه دستام،خدا خدای غنی وبی نیازه،ودنیا دنیای فراوانی،اینهمه نعمت بی پایان وزیبایی هارو داده برامنو وتوعه بشر،اولین چیزیکه بایدازخودت دورکنی حس مقایسه ومنفی هاس که این منفی ها نجوای شیطانه واونجایی پررنگ میشه بهت حمله میکنه اختیارو ازت میگیره که میترسی..‌اونجاکه میخای به درامدبالابرسی میترسونه نکنه نشه نکنه من نرسم نکنه خدابه من نده نکنه براازمابهترونه،نکنه کسی که رسیده لیاقتشو تواناییشو داشته؟!

    که هیچ کدوم اینارو خدانخواسته خدانمیخاد که تودرفقروبی پولی بمونی،خدانخواسته بین بنده هاش فرق بذاره،خداثروت،سلامتی،حالِ خوب خواسته…

    حواست باشه به حرف کدوم گوش میدی…

    (حقیقتش وقتی گفت دنیا،دنیای فراوانیه تیک ذهنیم خوردکه این ادم حرف براگفتن داره وقتی ادامه داد ناخوداکاه دست به قلم شدم وچقدحرفاش شبیه حرفای استادبود ولذت میبردم چون استادگفته بود برید باادمای ثروت وموفق مصاحبه کنیدازنزدیک ببینیدوحالا این فرصت برای منم فراهم شده بود

    محوحرفاش شده بودم

    اخرِحرفاش یه جمله ای گفت که اشکم دراومد،منو به تامل واداشت گفت؛خداوقتی آفریدت گفت فتبارک الله احسن الخالقین،گفته جانشین منی رو زمین،تمام انسان ها خالق هسدن خالق زندگی وشرایط خودشون اینهمه بهت توانایی داده،توهم میتونی به خدای خودت نشون بدی که لیاقت پاگذاشتن توزمین زیباش رو داری؟لیاقت آفرینشش رو داری؟

    یکی ازبهترین لحظه های عمرم بود انگاراستادعباسمنش درقالب یه ادم دیگه ازنزدیک حرف میزدباهام

    بهترین رفیقم،پناه عاشقانه ام ،الله یکتادوستت دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      محمد کرمی گفته:
      مدت عضویت: 1535 روز

      سلام دوست عزیزم

      اسم زیباتو اینجا ننوشتی برامون ولی قلبم گواه میده که اسم شما هم مثل کلامتون بسیار زیباست

      چه ماجرای زیبای برات پیش اومده که باعث شد اشک شوق تو چشمام جمع بشه و لذت ببرم و بیاد بیارم وقتهایی که از خود خدا خواستم و چه ماهرانه و از جایی که حتی فکرشم نمیکردم درها رو برام باز کرد و سنگینی باری که روی دوشم بود رو برداشت

      جملات همش توحید بود همش عشق بود و بوی خدا میداد دوست عزیزم

      از خدا برات آرزوی بهترینها رو دارم از خدا برات طلب یکی شدن باهاشو دارم

      در پناه الله یکتا شاد و خرم باشی و همیشه سلامت و تندرست

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        خداهست گفته:
        مدت عضویت: 1287 روز

        سلام محمدعزیزم

        ممنون ازکامنت قشنگت ووقتی که برای خوندنش گذاشتی

        خوشحالم که نوشته هام ردپاهای خدارو برات مجددا یادآوری کرده،

        اسمم فاطمه اس

        درسته خیلی دوسش دارم وشوهرم عاشق اسممه وخیلی بااسم ایشون تناسب خوبی داره ولی ازوقتی یادم میادهمهههه جااسم خودمو نوشتم توبرگه های امتحانی،موقع ثبتنام موقع استخدام و‌….

        ولی وقتی وارداین سایت شدم اسم وفامیل خواست خواستم بنویسم یه لحظه باخودم گفتم نه اینجافرق داره باهمه جاهایی که تاحالااسمتوخواستن

        اینجا مقدسه،سرزمین تحقق رویاهاس،اینجاهمون جایی هس که وصلت میکنه به خدا،قراره باخودشناسی به خداشناسی برسی،ماهیت آفرینشت رو درک کنی

        اینهمه اسمتو نوشتی به چه دردی خورده؟

        اینبار به قلبم الهام شدبنویس خداهست همون اسمی که باهرباردیدنش حضورش وجودش برات یادآوری بشه

        نوشتم وچقدددددعاشق این اسمی شدم که اینجاثبت شده

        دوکلمه اس ولی دنیادنیا حرف داره برام….که توصیفش توهیچ کتابی جانمیشه بانوشتن تموم نمیشه

        محمدعزیزخوشحالم ازاینکه دراین مسیرزیبا باهم هم فرکانسیم،وبابت اشتباه های تایپی که توکامنتام هس عذرمیخوام فاطمه هیچ کامنتی نداره که اشتباه تایپی نداشته باشه اونقدررررباهیجان وبدون فکر تایپ میکنم وارسال میکنم که ردپابذارم حتی چک نمیکنم ببینم دقیقا چی نوشتم هرچی ازدلم برمیاد میریزم روسایت

        دوست خوبم میگن خوشبختی نگاه خداس ،آرزو میکنم که خدا هیچ وقت ازت چشم برنداره..

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    آسمان گفته:
    مدت عضویت: 1881 روز

    به نام خداوند مهربان وبخشنده ،خدای هدایتگر و حمایت کننده

    سلام به همه عزیزانم

    چندین و چند روز هست که افکاری در ذهنم جا خوش کردند افکاری که به خاطر پاشنه آشیل من هست که خیلی با تلاش کردن برای کمرنگ کردن و نابود کردنشون گاهی دست تسلیم بالا میبرم و میگم خدایا دیگه نمیتونم

    خیلی برام سخته از بین بردن این افکار .همیشه پاشنه آشیلم سلامتی فرزندانم بوده

    استاد تشکر میکنم بابت فایل زیبا و عالی و بی‌نظیر توحید عملی قسمت 9 که بسیار بسیار این فایل به من کمک کرده بارها و بارها دیدم و بارها به خدا گفتم مراقب موسی بودی فرزند من هم در دستان خودت مثل موسی

    با کار کردن فیزیکی مثل تمیز کردن خونه با دیدن فایلهایی که آرام‌ترم میکنه سعی در ازبین بردن این افکار میکنم بارها و بارها گفتم ای کاش استاد یک فایلی بزارن با الهام خداوند برای من و هر روز سایت رو چک میکردم و نشانه های من که خیلی برام کمک کننده بود توحید عملی 9 و تحمل شما چقدر هست بود

    بینهایت سپاسگزار خداوندم که در این مسیر هر لحظه کنارم بود و کمکم کرد و هدایتم کرد و تنها نبودم چرا که خداوند گاهی مرا در آغوشش نگه داشته بود و من را آرام میکرد

    خیلی زیبا ست وقتی به جایی برسی و بفهمی که تو باید زندگی خودت رو بکنی و فرزند تو هم زندگی خودش رو اون هم یک خدایی داره که مراقب و محافظ هست و بارها در قرآن گفته من محافظ و نگهبان شمام و برای شما در جلو وپشت سر محافظانی قرار دادم اونجاست که دیگه اون ارامشت باعث میشه بقیه چیزها هم خود به خود ،که نه با دستان قدرتمند خداوند درست بشه

    امروز صبح که بیدار شدم حالم خیلی خوب بود امروزم به لطف خدای مهربان متفاوتر از دیروزم و روزهای قبل بود امروز به محض بیدار شدن در رختخواب گفتم خدایا امروزم در دستان تو

    و معجزات الهی شروع شد پا شدن از رختخواب با حال عالی اومدن یک فایل از طرف استاد با الهام خداوند برای بهبود حال من و راهی برای از بین بردن افکاری که در ذهن جاخوش میکنندو حال خوبتو میگیرن . و دیگه بقیه روز رو هنوز تجربه نکردم که چی در پیش دارم ولی مطمینم عالی‌تر از عالیست

    خداوند وقتی استمرار و تلاش بنده خودشو ببینه دست بکار میشه دیگه همه چیز رو براش فراهم و گل و بلبل میکنه تا جایی که بندش هم باهاش باشه.

    همیشه این در ذهنم هست که یک نفر که تجربه نزدیک به مرگ رو داشت و زندگی سختی هم داشته میگفت از جایی عبور میکردم که این مسیر برام تنگتر و تنگتر میشد واینقدر برام سخت بوده و آخر رسیدم به جایی که قابل توصیف نیست من میگم خداوند میدونه ظرفیت رو و همیشه همراهت هست اگر جایی کم بیارم خداوند حتما کمکم میکنه و در به بهشتی میرسم که دیگه آرامش و لذت هست

    هر چند به لطف خدای مهربان من و فرزندانم و عزیزانم همیشه شاد و سلامت هستیم اما گاهی چنان نگران سلامتی فرزندانم میشم حتی یک سرما خوردگی کوچیک که تمام روزم در این فکر و نگرانی میگذره و چقدر بارها وبارها خداوند گفته نترس و نگران نباش خداوندی که همه چی در دستان قدرتمند خودش هست مراقب و محافظ همه هست و همین کافیه.(خدایا بینهایت سپاسگزار سلامتی فرزندانم هستم الهی صد هزارمرتبه شکرت)

    استاد ممنونم بابت تهیه این فایل

    خداوندا خدای مهربانم شکرت که همیشه همراهمی و هدایت کننده ام هستی خدای مهربانم تمام زندگی من و خودم و فرزندان عزیزانم به خصوص فرزند کوچیک پنج ساله‌ام در دستان شفا بخش و مهربان خودت

    خدایا مارا به راه راست راه کسانی که به آنان نعمت داده ای هدایت کن

    امین یا رباالعالمین

    در پناه خدای مهربانم باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  5. -
    میثم رخشان گفته:
    مدت عضویت: 2224 روز

    به نام الله یکتا

    سلام استاد عزیز

    سلام دوستان ارزشمند

    خدارو صدهزار مرتبه شکر بابت این فایل ارزشمند

    بابت این نعمت داشتن استادی که جزییات رو با دقت فراوان با مثال های درست بیان میکنه

    چقدر این پرادایس هر بار داره زیباتر میشه

    چقدر این محیط هربار درس های داره برای زندگی کردن

    یعنی میشه درس از توش درآورد برای زندگی برای کندن علف های هرز

    بله گرفتن و هرس کردن علف های هرز داستان کنترل ذهنه برای قدرت نگرفتن نکات منفی

    یادمه پارسال داخل مغازه ی تار عنکبوت کوچیک بسته بود

    به خودم گفتم این باید تمیز بشه باید مرتب بشه ولی این تنبلی نزاشت و به خودم گفتم خداوند انجام میده

    یعنی خیلی وقت ها ما کاری رو انجام نمیدیم و انتظار داریم خداوند تار عنکبوت رو برداره برای من

    یا درخت های هرز رو بچینه

    ولی خوب این درختان هرز رو من باید بکنم

    خلاصه اون تار عنکبوت ها تا جایی ادامه پیدا کرد که کل مغازه رو گرفته بود و از هر سمی استفاده میکردیم مگه نابود میشد همینجوری ادامه دادیم و فعلا هستن

    اما چرا تار عنکبوت بزارم ببنده ذهنم

    خیلی راحت ما گول نتایج رو میخوریم و فکر میکنیم که این نتایج همیشگی هست دیگه نمی‌دونیم نتایج باید صفحه گذاشته بشه روشون

    باید ادامه داد به همون مسیر تا نتایج ثابت و بزرگتر بشن

    و من هم اعتراف میکنم از ی جایی افسار ذهنم از دستم درومد ورودی هام رو کنترل نکردم و الان دقیقا این فایل برای منه

    افکار منفی بزرگ شدن ریشه زدن و الان سعی دارم که باز برگردم به مسیر و خیلی دارم تلاش میکنم

    ولی ی درس بزرگ داشت برام که هیچوقت گول نتایجم رو نخورم و همیشه متعهد به مسیر احساس خوب اتفاق خوب باشم

    خدارو شکر

    شروع کردم به کارکردن قدم ها از قدم اول و میبینم بابا شرایط اونقدر بد نیست اونقدر که این ذهن جولان میده بد نیست منتهی باید روی باور فراوانی کار کنم باید روی احساس ارزشمندی کار کنم

    باید روی توحید کار کنم تا نتایج به آرامی و خداوند انجامشان بده

    و خدارو شکر واقعا فرصت ها و نعمتها هرروز و هربار داره بیشتر میشه

    نعمت ها هربار داره بیشتر میشه

    ثروت جهان هربار داره بیشتر میشه

    سلامتی و شور و شوق من هربار داره بهتر میشه

    یعنی من میبینم نمونه عینی آدم های که از هیچ ثروت ساختن

    میبینم آدم های که به دنبال سلامتی هستن و چطور جهان ثابت می‌کنه که مسیر درسته

    خدارو شکر استاد خیلی خوب همیشه توضیح میدین

    خیلی خوب می‌شناسین سیستم ذهن رو

    خیلی خوب می‌شناسین و هربار مثال های درستی میزنین

    و بینهایت سپاسگذارم هم از خداوند هم از شما که اینقدر وقت میزارین

    سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  6. -
    محمد مردان نژاد گفته:
    مدت عضویت: 1469 روز

    به نام خداوند غفور رحیم

    سلااااااام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان

    سلام خدمت همهی دوستان گل و هم مدارم الهی شکر صد هزار مرتبه شکر برای این فایل ارزشمند خدارو شکر واقعا به قول استاد که در دوره دوازده قدم میفرمان که ما باید ناظر بر افکارمان بشیم ن مطیع افکار باید این افسار این افکار رو به دست بگیریم و حسابی رامش کنیم و ازش سواری بگیریم و نگذاریم که سرکشی کنه و مارو هرجایی میخواد ببره و بزنه به درو دیوار

    خب خدارو شکر هر روز دارم در این موضوع بهتر میشم و سعی میکنم بهتر عمل کنم من در کتابخونه عضوم و و دفتر خصوصی ام رو که چکاپ های فرکانسی و و نوشته های خوصوصی ام رو در کمد شخصی ام اونجا گذاشتم و میرم و اساعتی در طول هفته رو در اونجا با خودم خلوت میکنم چند شب پیش یه مسئاله ای برام به وجود اومد که بوی ترس میداد شب قبل خواب سعی کردم طوری به موضوع نگاه کنم که احساس بهتری بهم دست بده و با توجه کردن به اتفاق ها و نکات مثبت اونروزم سعی کردم حواسم رو نسبت به اون علف هرز پرت کنم ولی فایده نداشت حواسم پرت شد ولی اون علف داشت رشد میکرد معنیش این بود که استاد میگه یه چیزی تو مغز ما داره کار میکنه که حالتو بد میکنه باید حلش کنی و طور بهتری بهش فکر کنی که احساس بهتری بهت دست بده صبح که بیدار شدم میخواستم ستاره قطبی بنویسم اولین فکری که اومد سراغم اون موضوع بود دیدم ن مثل اینکه ول کن نیست و دیشب هم معلومه که با همین فرکانس خوابیدم که ب بسمالله اول صبح این اومد تو سرم گفتم حله اصلا سر کار نمیرم اول میرم کتابخونه باورتون نمیشه رفتم اول صبح دوساعت نشستم کتابخونه و روی ارزش خودم و اوضاع خوب زندگیم تمرکز کروم گفتم اوکی این موضوع منفی هست ولی خب این همه نعمت و امکانات مثبت مثل سلامتی ام رو دارم خیلی ها هستند که این مسئله من رو دارند این نعمت هایی که من دارم رو هم ندارند ببین دیکه اوضاع اونا چقدر بده پس خدارو شکر من با استفاده از این نعمت ها میتونم این مسئله رو حل کنم قطعا یاری خدا هم با من همراه میشه و راه کوتاه و مسیر اسان میشه مثل مسائلی که در گذشته داشتم و به طور معجزه اسا حل شد اقا حالم خیلی بهتر شد رفتم سمت فروشگاه هام همکارانم مغازه هامو باز کرده بودند و مشغول کار بودند و من دیدم هنوز هم اوکی اوکی نشدم بازم واینستادم در مغازه ساکمو برداشتم رفتم باشگاه تمرین و به قدری بعد تمرین حال من خوب شد و انرژی من رفت بالا که الان به خودم افتخار میکنم که اون روز اون فکر منفی رو حلش کردم و به صورت فیزیکی واکنش نشون ندادم رفتم فقط روی خودم کار کردم و اون موضوع رو سپردم به دست الله الان هم داره حل میشه و قطعا خیر من در اون نهفته الخیر فی ما وقع و حالمم نسبت به اون موضوع خیلی خوبه خدایا شکرت به قول استاد همیشه باید حواسمون به علف های هرز باشه و به این روند تا اخر عمر ادامه بدیم الهی شکرت استاد دست بوسم ممنونم بابت این فایل ارزشمند الهی شکر خانم شایسته ممنون بابت نگه داشتن دوربین ازت سپاسگذارم مرسی خدا همراهتون باشه همه جا

    تشکر

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  7. -
    سعيده حسینی اقبال گفته:
    مدت عضویت: 1443 روز

    سلام دوباره

    استاد توی این فاصله یک نکته دیگه هم متوجه شدم که دوست دارم راهنماییم کنید. من خیلی معیارهای سختگیرانه دارم و اصلا خودم رو لایق نمیدونم. مثلا من توی پروژه اخیر پا به پای تیمم رفتم جلو و خیلی بیشتر از اون ها وقت گذاشتم ولی باورم همش درباره خودم اینه که اونها کار فنی رو انجام میدن، من فقط تحلیل و طراحی سیستم رو انجام میدم! جالبه که بدونید توی یک پروژه نرم افزاری بیشتری دستمزد مربوط به تحلیلگر سیستم هست و تقریبا بیشتر از 2 برابر همه افراد تیم حقوقش باید باشه!

    کنار اون اگر همیشه سخت مشغول کار نباشیم روی یک پروژه و همیشه توی سختی و فشار نباشیم حس میکنم داریم کم کاری میکنیم و این پول حلال نیست! در صورتی که ما توی پروژه هامون صد درصد خودمون رو میذاریم و مشتری ها واقعا از کارمون راضی هستن و خیلی از ما تعریف میکنن و این فقط باور من نسبت به خودمم و تیمم هست نه واقعیت!

    یک باور دیگه هم دارم که فکر میکنم برمیگرده به باورهام درباره پول، اونم اینه که میگم درست نیست ما در مقابل کارمون این قدر پول درخواست بدیم! کاری که ما انجام میدیم توی ایران کاملا یونیک و خاص هست و ما به نسبت بقیه خیلی منصفانه داریم کار میکنیم و حتی خود سازمان و شرکت هایی که باهاشون کار میکنیم به راحتی مبلغی که میگیم رو پرداخت میکنن و از پرداختشون کاملا راضی هستن اما من این باور رو دارم که وقتی از کسی پول میگیرم کارم اشتباه هست و عذاب وجدان دارم نسبت به گرفتن پول انگار که دارم کار بدی میکنم و خدا ازم راضی نیست!

    ممنونم از شما و همه دوستان

    در پناه خدا ثروتمند و شاد و سلامت و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
    • -
      فردین کیان رستمی گفته:
      مدت عضویت: 1447 روز

      سلام دوست عزیز.من شغلم فنی هست.تقریبا همین باورهارو داشتم و فکر میکردم برای کارهایی که میخوام انجام بدم و پول بگیرم بابتش باید زمان زیادی بزارم اما وقتی باورهام رو عوض کردم راجبه کارم اصلا کسب و کارم تغییر کرد اصلا دیگه اون کارهایی که زمان میبرد تا درست بشن برام نمیان و من دارم بابت کارهایی پول میگیرم که در حد یه دوشاخه عوض کردن هستن.البته یه اتفاقی برام افتاد که این باور در من تقویت پیدا کرد که بهت میگم.اونم اینه که من دارم مغازه میسازم و از وقتی که ووارد این هزینه ها شدم دیدم که یه کارگر ساده میاد برای کندن زمین 4 ساعت کار میکنه و باید بهش صبحانه بدی ناهار بدی و یه لیوان آب همراه خودش نمیاره باید 1 میلیون بهش دستمزد بدم البته من با عشق پولشون رو میدادم .اما با خودم گفتم منی که 3 سال شاگردی بدون حقوق کردم تا کارم رو یاد بگیرم حق منه که تو کارم دستمزد بیشتری بگیرم واقعا.تا قبل از اینکه توی این خرج ها بیفتم نمیدونستم بیرون چه خبره و فقط یه سری خرج های روز مرگی داشتم وو میگفتم دستمزدم خوبه .این خرج ها باعث شدن که فکر کنم راجبه دستمزدم و الان راضی هستم از پول گرفتنم بابت کاری که میکنم.امیدوارم مفید باشه برات

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        سعيده حسینی اقبال گفته:
        مدت عضویت: 1443 روز

        سلام فردین عزیز

        چه قدر قشنگ گفتی واقعا کیف کردم.کاملا درست میگی که ادم تا وقتی درگیر هزینه ها نشه نمیدونم که لایق چه مبلغی هست اینو وقتی درک کردم که میخواستم براورد هزینه پروژه هام رو انجام بدم و میگفتم نه بابا ٢١ میلیون واسه چی بگیرم اخه کار دو روزه!؟!

        بعد گفتم بله واسه من کار دو روزه چون 6 سال زحمت کشیدم اول خودم برنامه نویسی یاد گرفتم بعد دو سال با چه پستی و بلندی هایی یاد گرفتم جه طور تیم تشکیل بدم و جایگاه ساختم! پس ٢٠ میلیون کم هم هست واسه انچه من طی کردم تا به اینجا برسم و این شرکت رو بسازم و چه قدر تغییر کردم برای خواسته هام بله لایقشم که پول بگیرم و مسائل بقیه رو حل کنم. این احساس لیاقت واقعا سطح زندگی و خواسته های ما رو تغییر میده.

        در پناه حق ثروتمند و شاد و سلامت و سعادتمند باشید.

        یا حق

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    فرشته کوهستانی گفته:
    مدت عضویت: 1625 روز

    سلام بر الله مهربان

    سلام بر استاد جانم و مریم عزیزم و دوستای گلم

    در مرحله اول توجه به زیباییها

    آسمان آبی با ابرهای پراکنده ی زیبا

    ویوی دریاچه جذاب

    درختان و درختچه های زیبا

    یه زوج عاشق و رها از همدیگر

    که براستی آخرین مورد رو من باید از شما بیاموزم

    تو این فایل فرمودید که اگر مواظب کنترل ذهن و افکارتون نباشید فکرهای منفی به قدری در ذهن شما جولان میدهند و بزرگ میشن که مارو به افسردگی میکشونند

    چه قدر ساده و قابل درک تونستید این موضوع رو توضیح بدید

    من همیشه اینقدر درگیر مبارزه با افکار منفی هستم که بعضی وقتها مغزم درد میگیره و باید بخوابم که بتونم یکم به ذهنم آرامش بدم و ری استارت بشم

    همش فکرهای منفی میان تو ذهنم و از هر اتفاق پیش پا افتاده ای کمک میگیره که بمن ثابت کنه که حق با اونه و فکر منفی کاملا واقعیه و باید یه فکری بردارم برای ازبین بردن اون شرایط‌….اما من از خدا کمک میخوام و به ذهنم میگم در فلان موقع و فلان موقع قشنگ برام ثابت شد که تو دروغ میگی و میخوای من از نعمت و ثروت و عشق دور کنی

    من به ذهنم میگم که من نمیذارم افسارت از دستم در بره و هر طرفی دوست داشتی جولان بدی

    من درگیر تضادی شدم و از خدا کمک خواستم و به این فایل زیبا و پراز آگاهی هدایت شدم

    من شایسته ی داشتن زندگی پراز عشق و نعمت و ثروت هستم

    من لایق داشتن ذهنی آرام و رام هسستم

    من اجازه نمیدم که فکرای منفی کاذب بخواد تبدیل به کلی اتفاق منفی وبد واقعی بشه

    من شایسته ی داشتن آرامش عظیمی هستم

    پس زاویه ی دیدم و تغییر میدم و سپاسگزار داشته هام میشم تا این فکرهای منفی ریشه کن بشن

    من دقت کردم به آپشن طلایی شدن ستاره های کنار اسم هر نفری که عضو سایته

    من یه زمانی اینقدر کامنت میذاشتم که تا سه ستاره پیش رفته بودم

    ولی مدت زمانی بود که کار میکردم رو خودم و فعالیت داشتم ولی کامنت نمیذاشتم و ستاره های طلایی من به یک ستاره کاهش یافت

    این دقیقا چیزی شبیه گفته ی شماست

    اگه کار کنی امتیاز میگیری و اگه یه فرد عادی باشی که نخوای رو خودت کار کنی….میشی یه آدم با کلی گرفتاری و فکر منفی و ذهن مغشوش و داغون

    موفق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  9. -
    محمدحسين گفته:
    مدت عضویت: 2936 روز

    سلام به استاد عزیزم وافعا همینطور یک ترس یک باور منفی وقتی تو نطفه هستش را میشه خفش کرد از بین بردش من تو روابط اگر اتفاقی بیوفته ناراحت بشم باعث بشه به احساس بد برسم میفهمم تو کسب کارم نتیجشو میزاره به خودم میگم محمد فارق از اینکه طرف مقابل چقدر مقصر هست این افکار داره منو ناراحت میکنه ونتایج روی زندگی من میزاره من باید حالمو خوب کنم آرامشمو بدست بیارم واقعا درسته وقتی باورهای خوب ایجاد میکنی آرامش پیدا میکنی از درو دیوار اتفاق‌های خوب نتایج خوب رخ میده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  10. -
    خورشید گفته:
    مدت عضویت: 2048 روز

    سلام و درود و رحمت بی انتهای خداوند بر شما استاد فهیم و بانو شایسته ی مهربان.

    استاد من امروز صبح به محض اینکه تیتر این فایل رو دیدم به خواهرم گفتم استاد این فایل رو در جواب سوالی که من در دوره ی احساس لیاقت از ایشون پرسیدم دادند️

    خواهرم با تعجب گفت مگه استاد جواب سوالات شخصی رو هم میدن و من گفتم بله من تو دوره ی احساس لیاقت از استاد در مورد اینکه چگونه باید ذهنمون رو کنترل کنیم سوال پرسیده بودم و ایشون جواب دادند️

    من تو دوره پرسیده بودم که آیا باید اجازه بدیم که افکار منفی بیان و عبور کنند از ذهن ما یا اجازه ی ورود به اونها رو ندیم و شما در این فایل کاملاااا این مطلب رو برای من توضیح دادید.

    استاد سپاسگزارم. از خداوند بی نهایت سپاسگزارم که شما با دیدن این درختان و علف های هرز به سمت این سوال من هدایت شدید و این فایل ارزشمند رو آماده کردید. حتی وجود اون درختچه های هرز و بی فایده هم بی علت نیست. همون ها باعث شدند که شما و ما به سمت این آگاهی های ناب متمرکز بشیم. پس جا داره از اون درختچه ها هم تشکر کنم️

    من حدود یک ماه پیش به یک تضاد خیلی سختی برخوردم و به خاطر مطلبی که تو یک کتاب خونده بودم برای کنترل ذهنم اجازه دادم افکار منفی وارد شوند و مثل ابری عبور کنند و من به اونها هیچ واکنشی نشون ندم و فقط نظاره گر اونها باشم. ولی همانطور که استاد فرمودند با ورودشون اینقدر قدرت گرفتند که من رو در عرض یک هفته حسابی مضطرب و افسرده کردند.من که قبلاً با ممانعت از ورود افکار منفی مدت های طولانی بود که حتی در شرایط سخت تونسته بودم حالم رو خوب نگه دارم و همیشه احساس خوبی داشته باشم این بار با این روش خواستم ذهنم رو کنترل کنم و به شدت ناموفق شدم و افکار منفی این قدر قدرتمند شده بودند که از چپ و راست داشتند ضربه میزند به من. و من از استاد در دوره احساس لیاقت در این مورد سوال پرسیدم و حالا با سخنان استاد و تجربه ی شخصیم به این نتیجه ی قطعی رسیدم که افکار منفی رو باید در نطفه خفه کرد و همیشه مواظب بود که بهشون آب و نور ندیم یعنی بهشون توجه نکنیم وگرنه شروع به رشد میکنند و اونوقت دیگه خیلی کار سخت میشه. همچنین من هدایت شدم به فایلی از استاد در دوره ی دوازده قدم که استاد فرموده بودند با این روش روانشناسان مخالفند که فرد رو با هیپنوتیزم یا سایر روش ها میبرند به گذشته و خاطرات تلخش رو براش مرور میکنند تا به خیال خودشون اونها رو ریشه ای حل کنند در حالیکه نمیدونند دارند با اینکار دوباره خاطرات تلخ رو زنده میکنند و به اونها جان تازه ای میدهند و حال فرد رو به شدت بدتر میکنند. خاطرات و اتفاقات بد رو باید فراموش کرد باید توجه رو از روی اونها برداشت و به خواسته ها توجه کرد.

    استاد زبانم از حمد خداوند به خاطر این آگاهی های درست که الهامات پروردگارم هستند و بر زبان شما جاری میشوند قاصر است. از شما سپاسگزارم و بسیار زیاد از بانو شایسته ی عزیز که از روی سایه ی ایشون میشد فهمید با چه عشقی دارند فیلمبرداری میکنند بسیار سپاسگزارم.

    برای شما و خودم و عزیزانم و تمام دوستان سایت آرزوی سلامتی و سعادت و زندگی در بهشت در دنیا و آخرت را دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
    • -
      فاطمه ابراهیمی گفته:
      مدت عضویت: 1948 روز

      سلام دوست عزیزم

      خورشید خیلی اسم زیبایی است اگر اسم خودتون است.

      با اینکه فایل رو گوش،کردم و فایل های دیگر را گوش کردم و در دوره لیاقت نیز شرکت کردم ولی امروز از صبح یک فکر منفی هی داشت خودش را می کشید بالا.

      من هم گویا یک غروری من را گرفته بود که فکر می کردم اشکال نداره من حریف ذهنم می شوم و مثل شما فکر می کردم این فکر میاد و عبور می کنه می ره.

      اما یک لحظه خواندن کامنت شما به من گفت به هیچ وجه اجازه نده خودش را بکشه بالا همان جا در نطفه خفش کن چون تو نمیدونی افکار هرز چطور رشد می کنند.

      سپاسگزارم از شما

      خداوند از هزاران طریق می تواند ما را هدایت کند و امروز با خواندن کامنت شما

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        خورشید گفته:
        مدت عضویت: 2048 روز

        سلام فاطمه جان. نام من شکوفه است. سالها پیش وقتی کتاب هنر زن بودن اثر مارابل مورگان را می‌خواندم تو قسمتی از کتاب خانم مورگان نوشته بود که همراه همسرم و فرزندانم برای تفریح بیرون رفته بودیم و من به دلیل خیلی الکی بسیار عصبی بودم همین طور که داشتیم راه می‌رفتیم و قدم می‌زدیم نگاهم به سنگ قبر خانمی افتاد که روی اون سنگ حک شده بود

        « او خورشید خانه اش بود»

        و چقدر این عبارت حال من رو دگرگون کرد. خورشید در تمام شرایط روشنی و گرمابخش است و بی هیچ چشم داشت و بهانه ای می تابد. همین عبارت حال من رو خوب کرد و مسیر زندگیم رو عوض کرد.

        من هم بعد از خواندن این کتاب همیشه از خداوند خواستم که خورشید خانه ام باشم و انتخاب نام خورشید هم به همین علت بوده فاطمه جان.

        خدارو شکر که همه ی ما در این مسیر زیبا هستیم.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
        • -
          فاطمه ابراهیمی گفته:
          مدت عضویت: 1948 روز

          سلام شکوفه جان

          چه روایت زیبایی داشت کتاب. ممنون که برایم گفتید. من را هم به فکر فرو برد.

          من هم کلمه ی آوایی خورشید را دوست دارم هم خود خورشید آسمان را.

          اسم مادر همسر من خورشید است و من همیشه به او می،گویم چقدر اسمشون زیباست ولی خودش اصلا اسمش را دوست ندارد.

          اسم خودتان هم بسیار زیباست.

          انشالله بتونیم با کنترل ذهن مون در این مسیر زیبا حرکت کنیم.

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: