این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2023/11/abasmanesh-14.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2023-11-28 04:01:112023-12-06 04:28:00چگونه از قدرت گرفتن افکار منفی جلوگیری کنیم
773نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به روی ماه استاد عزیزم و مریم جان که مهربانانه دوربین رو میگیرن و برای ما این فایلهای بی نظیر رو ثبت و ضبط میکنن
استاد جانم با تمام وجودم ازتون سپاسگزارم بابت این فایل عالی و به موقع که روی سایت گذاشتین واقعا چقدر موضوع به جا و لازم و ضروری بود چیزی که لازمه ما هر روز و هر ثانیه روش کار کنیم
و چه مثالهای زیبایی زدین برای قدرت گرفتن افکار منفی من خودم دقیقا امروز نجواهای ذهنی شدیدی داشتم و واقعا داشتم با تمام قدرتم دست و پنجه نرم میکردم باهاشون و طبق معمول همیشگی اومدم سایت رو چک کردم دیدم بله دقیقا همون چیزیه که نیاز الان منه
خدایا شکرت خدایا وقتی فرمون زندگی رو دست تو میدم چقدر راحت با آرامش و عالی پیش میره همه چی انگار که همه چی سر جای خودشه و هر اتفاقی که میفته باید توی همون زمان و مکان اتفاق می افتاد
سپاسگزار خداوندم برای این نشانه ها و هدایتهای که برامون میفرسته دوسداشتم تشکر کنم بابت این فایلهای هدیه نابی که در اختیارمون میزارید استاد من امروز از خداوندم خاستم که برام هدیه بفرسته و الان دارم میبینم چه چه هدیه زیبایی اول صبحی ازش گرفتم هدیه ای بهم داد که خودمو زندگیمو بسازه حالی خوش پایدار بهم بده نه هدیه ای که حال خوش لحظه ای واسم بیاره
استاد جان چقدررررر مثال داریم ماها برای این موضوع و این افکار منفی یعنی به خدا قسم بارها دیدم که با وجود اینکه همه چی عالی بوده و مشکل خاصی نبوده و کلی اتفاق خوب افتاده ولی این افکار منفی از طریق یه چیز واقعا بی مورد کاری باهام کردن که هیچکدوم از اون خوبیها و نبینم و همه رو هم کوفت خودم کنم….واقعا بعضی از افکار منفی دقیقا. مثل همون درختهایی بودن که نه میشه به راحتی از بین ببریشون و نه حتی میشه بهشون نزدیک شد از بس که آزار دهنده آن
بارها و بارها به قدرت ذهن و قدرت افکار منفی پی بردم و تمام تلاشمو گذاشتم تا بتونم بهشون غلبه کنم و دیدم که باز هم با به مسئله کوچیک بازم رشد کردن و فوران کردن
سپاسگزارم استاد بابت این آگاهی که در اختیار ما گذاشتین و امیدوارم و از خدا میخام که کمک کنه بتونیم این افکار منفی رو از همون مراحل اولیه قطعشون کنیم و عمل کنیم به این همه آگاهی
از اونجایی که این سایت بهترین دفتر شکرگزاریه منه دوسدارم هر روز صبح کامنت بزارم و روزمو با دست خودم عالی بسازم
خدایا کمکم کن که تنها تو را بپرستم و تنها از تو یاری بخواهم مرا به راه راست هدایت کن به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای و نه گمراهان
با سلام خدمت همه عزیزانی که دارند این کامنت رو میخونند و سلام بر استاد مهربانی ها و بانوی خوبی ها
خب بریم برای فایل به این زیبایی که نتیجه درخواست من بود برای این چند روز .چرا که به یه تضادی برخوردم که اثرش اگر میموند یعنی اتفاق کامل می افتاد به نظر خودم هیچ وقت نمیتونستم اون فرد سابق بشوم و دیگه همه عزت و اعتبارم به باد فنا میرفت و همیشه سرخورده میشدم ولی اون تضاد مالی باعث میشه که من توی را ه بمونم و راهی می خواستم که جلوی این تضاد را بگیرم منظورم برای افکار منفی که برای این تضاد اتفاق میفته تو ذهنم تا اینکه یاد یه اتفاقی که برای گواهینامه ام افتاد رو یاد آور شدم خب اما جریان گواهینامه چیه چراکه من از این تضاد هنوز به صورت کامل جون سالم به در نبردم و به قول استاد که میفرمایند که دوست دارم مردم با نتیجه با من صحبت کنند نه با حرف مفت و بی پایه و اساس اما میخوام یک نمونه از این اتفاق ها که با کنترل ذهن به من کمک کرد که همون گواهینامه است را برای دوستان تعریف کنم خب اما جریان چی بود جریان از قرار بودکه چند وقت پیش که برای گواهینامه میخواستم برم که آموزش دوازده جلسه رانندگی را بروم از مرکز این آموزشگاه با من تماس نگرفته بودند و باعث شده بود که من حسابی دلخور باشم و اون موقع به گواهینامه خیلی احتایج داشتم و محتاجش بودم خلاصه که به آموزشگاه مراجعه کردم و با صحبت برای بار اول گفتن که برو و دو هفته دیگه حدودا اگه اشتباه نکنم برگرد و من رفتم و بعد دو هفته با من تماس نگرفتن و من که حسابی عصبانی شده بودم رفتم که ببینم که چرا با من تماس نگرفته اند ولی خب از اونجایی که افکار منفی و داغون کننده ای سراغم می اومد که برو اونجا آبرو ریزی کن برو با بحث کارت رو راه بندازند ولی از اونجایی که تازه قدم یک رو خریداری کرده بودم و با اموزش ها آشنا بودم با این منطق که اگر بروم و با حال بد کارم رو انجام بدم شاید بتونم این اتفاق رو پشت سر بزارم ولی اتفاقات بد دیگه رو هرگز نمیتونم جلوشونو بگیرم برای همین با خونسردی رفتم با گفتگو بهم گفتن که ممکنه که بیست روز دیگه با من تماس بگیرند و من هنوز هم تویه نوبتم خلاصه که من سعی کردم که با این تفکر که حست رو خوب نگه دار خدا خودش درستش میکنه کلا قضیه رو حل کردم و با همین تفکر بعد سه روز با من تماس گرفتن و آزمون شهری رو بار دوم و آزمون آیین نامه رو بار اول قبول شدم
ولی توجه کردم که من خدایش نمیگم فوق العاده ام ولی واقعا تویه این زمینه نمره خوبی به خودم میدم چراکه خدا همیشه به من لطف داره که بتونم اغکارم رو تویهشرایط بد کنترل کنم و خیلی کم پیش اومده که تو یه شرایط بد خودم رو ببازم ولی این برای شرایط بد مقطعی هستش در کل برای شرایط بد کلی نمیتوم اینکار رو بکنم چرا که واقعا ذهن نجوا گر هستش ولی تمرین ستاره قطبی معجزه میکنه واقعا و اتفاقات بد رو از تو میگره و تورو برای فرکانس خوب تنظیم میکنه ولی اون چکاپ فرکانسی وای خدای من باورم نمیشه که چقردر معجزه میکنه
سپاس گذارم انشاالله بتونم با نتایج بزرگتری خدمت برسم که دوستانم رو توی این راه با خودم همراه تر کنم و اون ها هم با کامنت هاشون من رو همراه تر کنند
جمله طلایی استاد که « فقط و فقط و فقط زمانی در مسیر نعمت های الهی هستی که احساس آرامش کنی »
من از اون دسته آدمایی ام که خوب میفهمم افکار منفی که هر روز و هر روز تکرار و تکرار میشن چه بلایی سر آدم میاره .
استاد عزیز من قبل از آشنایی با شما کسی بودم که یک ساعت خواب راحت آرزوم بود ، خوابی که وقتی که بیدار شم سرحال باشم ، به قول یه نفر حاضر بودم یه کلیه ام رو بدم ولی یه شب فقط یه شب خوب بخوابم ، اگه فرشته ی آرزوهای کارتونا میومد میگفت چه آرزویی داری میگفتم فقط بتونم راحت و خوب بخوابم…انقدر بیماری های گوارشی و عفونی در سن 21تا26رو تجربه کرده بودم و انقدر دارو مصرف کرده بودم که تقریبا دارویی از خارجی تا ایرانی نبود در اون حوزه ها که من نخورده باشم چه آزمایش ها و چه تست هایی چه دکترهای سرشناسی که هیچکدوم نمیفهمیدن دقیقا چمه !!! کارام یه جوری به هم گره میخورد با ماهرانه ترین گره ها ، تا سمت دری میرفتم برام بسته میشد انگار فقط من اضافه بودم و نباید به اون موقعیت میرسیدم !!!
حقیقتا زمانی که با شما آشنا شدم موجودی حسابم هم داغون بود فقط کفاف پر کردن حفره ی خرج های پیش بینی نشده و دارو و خرج های روزمره رو میداد تازه بعضاَ هم کم میومد !!!
و تازه نوبت روابطم شده بود یکم داشت از حالت نرمال خارج میشد …
و من بودم که به تمام معنا داشتم حس میکردم قربانی ترین دختر دنیا منم …
وقتی چندین سال به قول شما حسابی چک و لگدامو خورده بودم و کم آورده بودم خدا اینجا رو نشونم داد ، اولش خیلی زیاد مقاومت میکردم چون یه سری آدما دیده بودم اطرافم که طرف به طرز وحشتناکی داغونه ولی به طرز فوق العاده ای حرفای موفقیتی میزنه و این باعث شده بود من مقاومت کنم و خلاصه یه روندی طی شد و یه مقاومتایی شکست و من در حد درک و مدار هر مرحله ام عمل کردم …
من چند ماهه به شیرینی عسل میخوابم و به همون شیرینی بیدار میشم ، من چند ماهه دارو نمیخورم !!!! داروهایی که نمیخوردم مشکلاتم حاد میشد ولی الان مشکلی نیس که بخواد حاد بشه !!! الان هرکاری میخوام بکنم انگار درها با رسیدن من باز میشن !! الان موجودی نقدی حسابم نسبت به اون موقع بارها و بارها چندین و چندبرابر شده و پاک شدن خرجای غیرعادی چرخ زندگیمو روان و روانتر کرده ، انقدر نعمت میاد تو زندگیم اصلا گاهی مبهوتم انقدر از همه راهی نعمت هایی وارد زندگیم میشه که هرگززززز و هرگزززز قبلا تجربه شون نکرده بودم از هدیه گرفتنا و خریدای با کیفیت و جنس های فوق العاده هم که دیگه چی بگم !!!اونقدر زیاد که گاهی نمیدونم با این همه رحمت و نعمت چیکار کنم و چجوری استفاده کنم که اینجور میاد تو زندگیم ، یه اتفاقایی میوفته که هرجوری باشه توش به من خیر و نعمت میرسه !!! مسافرت های عااالی و تفریح های بی نظیر !!
روابطم که نگم چقدرررررر عالی شده بخصوص با همسرم که فوق العاده .
رابطم با خدا که دیگه …..
و این روند برای تیک زدن اهدافم ادامه داره …
یه روزی این افکار منفی چنان منو فشرده بودن که حتی یه مورد برا شکرگزاری پیدا نمیکردم ولی میلیونها مورد برای قربانی بودنم و بد چرخیدن دنیا میتونستم پیدا کنم واس همین خوب درک میکنم کنترل نکردن این افکار و قدرت گرفتن شون چه آتش خانمان سوزیه
چقد دوس دارم بازم این جملتونو تکرار کنم که
«فقط و فقط زمانی در مسیر نعمت ها هستم که احساس آرامش دارم»
واقعا اگر روی افکارت کار نکنی مثل علف های هرز افکار منفی حجوم میاره
باید هر لحظه روی افکارت باید کار کنی باید این کنترل ذهن رو انجام بدی مثل هوا برای موجود زنده هر لحظه لازمه کنترل ذهن برای ما مثل یک تنفس لازم است حتی توی خواب یادمه هفته پیش که عمل داشتم به خاطر فضای بیمارستان ذهنم منفی شد و نمیتونستم تحمل کنم سریع پناه بردم به شکرگزاری بعد فایلهای با ارزش استاد بعد رفتم از اول فایلهای با ارزش توانایی کنترل ذهن رو دیدم و بعدش دفتر شکرگزاری کردم انقدر روی من تاثیر داشت که موقع عمل اصلاً نمیترسیدم و دائماً ذکر میگفتم لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم دکترم و خانواده ام مخالف عمل بودم چون احتمال زنده بودنم یا خوب شدنم خیلی خیلی کم بود اما من ایمان داشتم که اگر ذهنم کنترل کنم توکل کنم نترسم عمل موفقیت آمیز
همین اینطورم شد دکتر خودش گفت که 80درصد عمل موفقیت آمیز بوده و من بد از این همه سختی که از اول عمر داشتم راحت شدم و به آروزهام میرسم واقعا خدایا شکرت خدا منمونم ازت
به لطف الله مهربان سعی کردم امروز کارهام رو طبق اولویت انجام بدم و چقدر راحت کارها پیش رفت
خدارو شکر که میتونم در این فضای فوقالعاده گوش بدم به سخنان کسی که وقتی اولین بار صداش رو شنیدم انگار خود خدا مستقیم داشت باهام صحبت میکرد و اون امیدواری و اون اشتیاق هر بار در من بیشتر شد و باعث شد از مسایلی عبور کنم که شاید اگر این اگاهی ها رو نداشتم
زیر بار اون مسایل کمر خم میکردم
ولی به لطف خدا هر بار قدرتمند تر شدم هر بار چالش های بیشتری رو حل کردم و این تازه اول راهه
خیلی خیلی جا دارم بیهتر بشم از هر لحاظی
همین امروز جای بودم که وقتی برگشتیم گفتم واقعا این جای من نبود
یا اگه بود باید واقعا خودم میبودم متکی به خودم و توانایی های که دارم متکی به باور های مثبت و خوبی که دارم و سراسر بشم از احساس شکر گذاری
خوب ی اموزشگاه اسب سواری عالی بود که توی ی جای بکر مشغول به فعالیت بودن دوستان
واین قدر این طبیعت زیبا و هوا توی دل یک پاییز فوقالعاده بهاری بود
اما برسم به موضوع این جلسه
همین که داشتم این فایل رو کامل با احساس خوب گوش میدادم ی مثال یادم افتاد از مثال اشغال ها رو زیر مبل نریز استاد
خوب من اگه اشغال ها رو زیر مبل بریزم طبیعیه که موجودات چندش اور بهشون نزدیک میشن
و هر بار این موجودات بیشتر و بیشتر میشن
افکار ما چه مثبت و چه منفی وقتی مدام تکرار بشن شروع میکنن به افکار مشابه رو جذب کردن
شروع میکنن به اتفاقات مشابه رو جذب کردن
مثال خودم رو میزنم واقعا از ی جایی به بعد از دستم در رفت کنترل ذهن و اونقدر این افکار قدرت گرفتن که واقعا به سختی میتونم الان جمعشون کنم و به لطف خدا دارم جمعشون میکنم
اما ی درسی برام داشت که خیلی مهمه
اینکه همیشه پیگیر افکار مثبت خودم باشم
مثلا من توی کار ساختمون بودم ی ساختمونی خداوند بهمون هدیه داد و ما هم با کنجکاوی و اینه من میتونم انجامش بدم شروع کردیم به ساختن
از ی جایی به بعد من دیدم پدرم داره هی سرزنش میکنه و این بهتر بود و اون بهتر بود و من دیگه واقعا رفتم
یعنی اگه من میومدم میگفتم مهم نیست این بابا که پدر من هست چی میگه مهم اینه که من تونستم این کار رو انجام بدم خدا میدونه چه باور های میتونستم بسازم و الان دارم میسازمشون
خوب من هم کسب و کارم رو به لطف الله یکتا مدیریت کردم هم اون کار با کیفیت بالا با سرعت عمل فوقاعاده انجام شد
و الان میگم بابا من که تونستم این کار رو بکنم چرا نیام روی باور ارزشمندی و توانایی خودم کار کنم و فارق از اینکه دیگران چی میگن و زندگی رویایی خودم رو بسازم
ما تا آخرین لحظه ی عمر نیاز به کارکردن روی خود و پیرایش روح و جسم خود هستیم واگر این کار را نکنیم نابود میشویم و علف های هرز و پیچ در پیچ همه ی وجود ما را خواهند گرفت و نمیگذارند که ما حرکت کنیم
هر روز باید قیچی حضور و حس خوب را در دست گیریم و همه ی ناراستی ها و کجی ها را از وجودمان محو کنیم
امروز سه روز است که پسرم سرما خورده ونتوانسته به مدرسه برود دوبار از مدرسه تماس گرفتند و پیگیر شدند مثل یک پدر ومادر پیگیر بودند که چرا پسرم به مدرسه نرفته و نگران بودند.این رفتار مدیر و ناظم را تحسین میکنم
وقتی میبینیم روندی درست پیش نمیرود باید پیگیر باشیم تا ریشه یابی کنیم نه اینکه سرسری از موضوعاتی که در زندگی پیش میآید عبور کنیم
دوست داشتم گزارشی از کارهای معلم پسرم را در کلاس بگویم
معلم پسرم بسیار معلم توانایی است
پسرم میگوید سه چهار بار درس ریاضی را درس میدهد تا بچه ها خوب یاد بگیرند
اصل یادگیری را فهمیدن در کلاس قرار داده است البته روز های چهارشنبه چند تکلیف ریاضی در پیام رسان شاد برای بچه ها میفرستد تا بنویسند خوب یاد بگیرند
غیر از درسی که میدهد فیلم آموزشی از معلمان برگزیده را درکلاس برای بچه ها می گذارد تا بچه ها بهتر یاد بگیرند
به نوشتن بچه ها وانشا خیلی اهمیت میدهد
از بچه ها خواسته از چیزهایی که میترسند بنویسند که من این کارشان را بسیار تحسین میکنم چون باعث میشود ترسهایشان کمتر شود
و همین طور از آن ها خواسته در مورد چیزهایی که دوست دارند و لذت میبرند وحس خوبی دارند بنویسند
تحسین میکنم این روح پاک وزلال معلم عزیز را
در کلاس بچه ها را قضاوت نمیکند
و برای همه ی بچه ها ارزش قاعل است
تحسین میکنم این روح پاک وخدا گونه ی اورا که همه ی بچه ها را از جنس عشق و خداوند میبیند
در کلاس جو دوستانه ای برقرار کرده که در عین اینکه بچه ها برای او احترام قاعلند احساس راحتی میکنند
شوخی های کلامی دوستانه وبا مزه ای بابچه ها میکند
در جلسه ای که رفتیم به ما گفتند به بچه ها نگویید چه چیزی بکشند چون خلاقیت را از آن ها میگیرید
و یکی از والدین گفتند چرا گفتید دریا را نارنجی کنند دریا که آبی هست
ومعلم پاسخ داد من نگفتم نارنجی کند گفتم دریا میتونه رنگ دیگه ای باشه
احسنت وافرین به این معلم خلاق
گفتند چرا میخواهید بچه ها طبق روال الگوهای قبل عمل کنند این حرف من باعث میشه بچه ها به چیز های جدید هم فکر کنند و بفهمند میشه چیزهای جدید را خلق کرد
مثلاً چرا دریا رنگ دیگه ای نباشه؟؟؟
و حرف های شما باعث میشه خلاقیت را از بچه ها بگیرید
روش تدریس نو وبکر معلم باعث شده بود بعضی ناراضی باشند
چرا؟
چون بیشتر مردم اسیر الگوهای از پیش تعیین شده اند
می خواهند طبق روال قبل بچه ها کلی قضاوت بشوند
تکلیف زیاد بنویسند
خوب و بد شناخته شوند
و بسیاری موارد دیگر
درس علوم را با آزمایش های که در کلاس انجام میدهند خیلی خوب یاد میگیرند
تاکید داشتند که بچه ها باید خوب بنویسند و بتوانند خاطره نویسی کنند
و همین طور گفتند که باید بتوانید بچه هایشان را در خانه مدیریت کنید که چه قدر درس بخوانند و چه قدر تلویزیون ببینند وغیره
به نظر من ما نباید همش از معلم انتظار داشته باشیم خودمان هم در پرورش و درس خواندن بچه ها موثر هستیم
ونیاید منتظر معجزه از طرف معلم باشیم
و همچنین گفتند سالی که کنکور داشتند
مادرشان کلا تلویزیون را جمع کرده و خودشان هم تلاش بسیاری کردند ودر بهترین دانشگاه قبول شده اند.
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته و همه خانواده دوست داشتنی عباسمنش
یعنی واقعا احساس آرامش و شادی از درون پیدا کردم استاد بی نظیرم
انگار این فایل رو ضبط کرده بودین فقط برای من
خدا رو صد هزار مرتبه شکر این روزها حالم خیلی خوبه و در دوره بی نظیر احساس لیاقت هستم و با تمرکز بسیار زیاد دارم روی دوره کار می کنم و دو روز هم هست که تصمیم گرفتم همه کارهای فرعی رو از زندگیم حذف کنم و تمام تمرکزم رو بذارم روی گالریم و سایتم و کار آنلاینم که عاشقشم و با ایمان تمام این کارها رو انجام بدم.
امروز که از خواب بیدار شدم یه ذره احساسم بد بود و ریشه خاصی براش پیدا نمی کردم و از صبح هم مشغول کار کردن روی خودم و دوره ها بودم و بعدم کارهای گالری و در کل خیلی روز خوبی داشتم ولی این احساسه داشت همین طور اذیتم می کرد و به حدی شد که من دو بار امروز خوابیدم فقط. یعنی دفعه اول وسط کار دیدم چشمام دیگه باز نمیمونه و رفتم یه چرت زدم ولی وقتی اومدم دیدم سر و گردنم درد می کنه ولی همون جوری به کارم ادامه دادم و بعد یکی دو ساعت دیدم دیگه اینجوری با این درد اگر بیدار بمونم دارم به خودم ضربه میزنم و به خودم گفتم مهیار:
بر خود آسان گیر کارها کز روی طبع سخت می گیرد جهان بر مردمان سخت کوش.
و انگار خدا این حرف من رو شنید.
یکی دو ساعتی خیلی خوب و راحت خوابیدم و بیدار شدم و نشستم پای کامپیوتر که کارم رو ادامه بدم و سایت رو باز کردم و دیدم به به یه فایل جدید و با اینکه برنامه داشتم و می خواستم یه سری کارهای سئو سایتم رو انجام بدم و در حین اون کار دوره لیاقت گوش کنم با خوشحالی تمام این فایل رو دانلود کردم تا ببینم خدا چی برام فرستاده.
دفترم رو گذاشتم جلوم و فکر کنم تقریبا کل کلماتتون رو نوشتم استاد.
این مدتی که در دوره احساس لیاقت متوجه یکی از ترمزهای فوق العاده قویم یعنی ارزشمند ندیدن کاری که انجام میدم و مولد ندیدن خودم در حین انجام اون کار شدم دارم خیلی سعی می کنم با فایل های مختلفتون و با ساخت باورهای درست و انجام تمرینات این باور رو در خودم ایجاد کنم اما خب وقتی یه ترمز پاشنه آشیل باشه و هزاران باور منفی از بچگی داشته باشی در موردش این پاکسازی سخت میشه.
اینجوری میشه که یهو میفتی وسط یه عالمه درخچه هرز خاردار و اینقدر این خار ها بهت می خوره و اینقدر زیادن که اصلا نمی فهمی از کجا می خوری و چرا درد داری!
اما من یاد روزهای اول زندگی در بهشت میفتم که با دست خالی و اون اره کوچولو افتادین به جون درخت ها و بعدش از مدتی با اره موتوری و بوش هاگ و گرپل و پارادایس با بهبود های کوچیک کوچیک تبدیل شد به بهشت برین. و همیشه همون رو الگوی راهم می کنم که اصلا مهم نیست شرایطت چیه. با هرچی که می تونی بهبود رو شروع کن کم کم ارتقا پیدا می کنی.
یه جایی مثال هایی زدین از باورهای منفی مثل: فرصت ها داره از بین میره و اوضاع داره بد میشه و… اینجا من یهو متوجه شدم همون باور اینکه تو داری کار نمی کنی و مولد نیستی و مفید نیستی من داره کار می کنه که من حالم اینجوری بده اونم درحالی که از صبح کلی کار کردم هم روی دوره هم روی سایتم هم ویدئو تدوین کردم و کلی کار کردم از صبح و بعد خودم رو مولد نمی دیدم.
و خدارو شکر سریعا راه حل هم گفتین و من مجهز شدم به یک عدد بوش هاگ. پیدا کردن عدله و منطق برای تقویت باورهای مثبتم. خدارو شکر زندگیمم شرایط خیلی مثبت و خوبی هم داره و راحت می تونم کلی از این منطق ها پیدا کنم.
همون موقع شروع کردم به فکر کردن به توانمندی هام و ارزش آفرینی هام و اینکه چه پول هایی خلق کردم از توانایی هام و چقدر مولد و مفید بودم در جهان و یه جورایی به قول شما ذهنم رو از اول برنامه ریزی کردم و خدارو شکر استاد خدارو شکر.
من باید تلاش کنم ذهنم رو کنترل کنم.
من باید تلاش کنم سپاسگزار خداوند باشم.
من باید تلاش کنم مثبت باشم.
من باید تلاشم رو بکنم روحیه ام رو حفظ کنم.
این آخرین جمله شما که باید تلاش کنم روحیه ام رو حفظ کنم واقعا تلنگری بود برام. دقیقا این منم که باید روحیه ام رو حفظ کنم تا بتونم در مسیر آرامش باشم.
«وقتی احساس آرامش کنیم، یعنی در مسیر دریافت نعمتهای خداوند هستم.»
«من فقط زمانی در مسیر دریافت نعمت های خداوندم که احساس آرامش کنم.»
زمانی که این رو گفتین من دیگه کاملا توی حال عالی و آرامش بودم و به قدری ذهنم آروم شده بود که تمام نعمت هام رو توی زندگیم احساس می کردم و خیلی خیلی احساسم خوب بود. دیگه داشتم برنامه میریختم برای اینکه با فلان چیز رسیدم بهش چی کنم و با بسار چیز چی کنم و افکار عالی توی ذهنم بود.
استاد این فایلتون بی نظیر بود و نیاز دارم چندین بار دیگه گوش کنمش و به آگاهی هاش عمل کنم و همیشه گوش به زنگ افکار منفی باشم تا وقتی اومدن سریع ریشه کن کنمشون و نذارم رشد کنن.
واقعا ممنونم از شما که این آگاهی ها رو دست و دل بازانه در اختیار ما میذارین
سلام استاد آقای عباس منش . به یک نتیجه ی رسیدم نمیدونم شما هم منظورتون دقیقا همینه .. استاد تغییر نگاه پیامبران بودن وقتی به یک مشکل برمیخوردن میگفتن خیری هست یا نشانه ی هست . همه چی رو نشونه میدیدن چه مثبت چه منفی .همه چی رو نشونه ازطرف خدا میدیدن . پس اگه ایطور باشه تغییر نگاه به یک موضوع یعنی ایمان دارم این تضاد و مشکل خیره ..پیامبران همین موضوع رو خیلی خوب رعایت کردن .(تغییر نگاه = ایمان به خدا در هر شرایط خوب و بد که برات بیش می آید )
سلام ودرود فراوان براستادعزیز ومریم جان نازنین وهمه خانواده صمیمی عباسمنش
استاد عزیز عجب جای زیبایی است پارادایس
خوب اسمی برایش گذاشته اید
وقتی دور دریاچه قدم میزدید من محو زیبایی های آنجا شدم موجهای کوچک روی آب وعکس درختان درآب فضای سحرانگیزی درست کرده خیلی عالیه که هرروز چشم باز میکنید واین مناظر زیبا رامیبینید
استاد بسیار قشنگ درمورد قدرت گرفتن افکار منفی صحبت کردید ومقایسه آن بادرختان هرز ومقاومت انها به مرور زمان
اگر هرموقع احساس ناخوشایندی داشتیم توجه کنیم چه فکری درسر داشتیم وروی چه وجه موضوع ناخواسته تمرکز کردیم که حالمان بد شده بلافاصله مچ خودمان رابگیریم واحساسمان را حتی یک درجه بهتر کنیم خیلی راحتتر میتونیم افکار منفی راکنترل کنیم وازبین ببریم
دردوره کشف قوانین زندگی شما توضیح دادید وقتی یک فکری وارد مغز میشه افکار هم جنس آن راجذب میکنه ومثل یک ریشه شروع به شاخ وبرگ کردن میکنه مثلآ مادری درخانه نشسته وفرزندش دیر از مدرسه میاد هزار فکر بد میکنه وتا سردخانه راتصور میکنه که اتفاق بسیار ناخوشایندی افتاده وازیک فکر دیر آمدن شاخه های زیادی درست میشه وتا مرگ اون ادامه پیدا میکنه
یادرخواست یک کار اداری داری ودرسامانه درخواست راثبت کردی ومنتظری مراحل اداری طی بشه مرتب افکار منفی میاد سراغت که دیرشد ونکنه جواب رد بدهند حالا جواب اینطوری شد فلان میشه ومیره بدترین سناریو رامیسازه درصورتی که بااولین فکر منفی میتونه بگه صبر میکنم هروقت نظرشان اعلام شد بعد تصمیم میگیرم چکار کنم وبرود اززندگی لذت ببره
درمورد مثال شما وجریمه شدن توسط پلیس جالب بود واقعأ اگر پلیس جریمه نمیکرد ممکن بود تصادف اتفاق بیفته
چندسال پیش من و همسرم شب بود درجاده بودیم وبدلیل عمل جراحی خواهر همسرم خیلی همسرم باعجله وسرعت بالا میرفت تازودتر برسد که ناگهان ماشین خراب شد ومجبور شدیم 2 ساعت معطل شویم تا تعمیرگاه پیداکنیم وماشین درست شود وگفت آهسته بروید مشکلی دوباره پیش نیاد وما باارامش بقیه مسیر رارفتیم ومن درفکرم میگفتم خداراشکر اینطوری شد ومجبور شدیم آرامتر برویم وبسلامت رسیدیم مقصد
نوع نگاه مثبت والخیر فی ما وقع به هر مسئله ای بسیار کمک میکنه افکار منفی رادرنطفه خفه کنیم ومثل شاخه های درختان هرز اجازه رشد ندهیم که کار هرس افکار منفی سخت شود
شما باپاکسازی پرادایس مناظر طبیعی وزیبایی رادرست کردید که چشم انداز خانه ودریاچه عالی باشه ماهم باپاکسازی ذهن ازافکار منفی مسیر روشنی رامیبینیم وتوجه وتمرکزمان روی موارد مثبت میره که حالمان رادر هرلحظه عالی نگه می داره
تشکر ویژه ازمریم عزیزم که درحال پیاده روی فیلمبرداری کرد وما تونستیم بادیدن مناظر زیبا ی پارادایس به صحبتهای استاد گوش بدهیم
نجوی تنها از ناحیه شیطان است، میخواهد با آن مؤ منان غمگین شوند، ولی نمیتواند ضرری به آنها برساند جز به فرمان خدا، بنابراین مؤ منان باید تنها بر خدا توکل کنند
خدا در قرآن میفرماید: فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّی لَکُمْ مِنْهُ نَذِیرٌ مُبِینٌ؛ پس به سوى خدا بگریزید که من شما را از طرف او بیم دهنده اى آشکارم. (ذاریات، آیه 50)
کار شیطان ترساندن و ناامید کردن انسان هست کار شیطان ایجاد افکار منفی ست. ولی خدا در قرآن یه راه کار ارائه میده وقتی نجواها به سراغتون اومد به سمت خداوند فرار کنین. تا یک فکر منفی میاد که میخواد از کاه کوه بسازه و زندگی رو واست جهنم کنه باید سریع به سمت خداوند بدوی با ذکر نام او مهربانی و بخشنده بودن او و اینکه او همواره هدایتگر و حمایتگر توست در همون لحظه افسار ذهنت رو در دست بگیری و نجواها رو کمرنگ بکنی.
استاد من با این حرفهای شما تمرین ساختم و توی زندگی خودم پیاده میکنم.
مثلا چندوقت پیش داشتم آشپزخونه رو تمیز می کردم خیلی چربی روی گاز و سطوح نشسته بود با وسواس زیادی اونها رو تمیز کردم و آشپزخونه برق افتاد گذشت تا یک هفته دوباره من متوجه شدم که ای داد بیداد دوباره چربی های زیادی روی سطوح آشپزخونه و گاز جمع شده و تعجب کردم منکه تازه اونجا رو برق انداخته بودم و یاد حرف و درس شما افتادم دقیقا چربی های آشپزخونه رو مثل علف های هرز ذهن تصور کردم که هرروز بایستی بهشون سر بزنی و پاکشون کنی مثل غذا خوردن که نمیشه یک روز غذا بخوری و خیالت راحت بشه تا یکماه دیگه به غذا نیاز نداشته باشی.
کنترل ذهن و مبارزه با ذهنیت منفی هم مثل اکسیژن نیاز ما هست ولی من بارها و بارها این نکته رو فراموش میکنم و یادم میره که وظیفه ما اینه تا ابد نجواهای ذهن که کارش ترسوندن و ناامید کردن ما هست، رو خاموش کنیم.
برای شما استاد عزیز و هم فرکانسی های خوبم آرزوی شادی و سلامتی ثروت و عشق دارم.
سلام به روی ماه استاد عزیزم و مریم جان که مهربانانه دوربین رو میگیرن و برای ما این فایلهای بی نظیر رو ثبت و ضبط میکنن
استاد جانم با تمام وجودم ازتون سپاسگزارم بابت این فایل عالی و به موقع که روی سایت گذاشتین واقعا چقدر موضوع به جا و لازم و ضروری بود چیزی که لازمه ما هر روز و هر ثانیه روش کار کنیم
و چه مثالهای زیبایی زدین برای قدرت گرفتن افکار منفی من خودم دقیقا امروز نجواهای ذهنی شدیدی داشتم و واقعا داشتم با تمام قدرتم دست و پنجه نرم میکردم باهاشون و طبق معمول همیشگی اومدم سایت رو چک کردم دیدم بله دقیقا همون چیزیه که نیاز الان منه
خدایا شکرت خدایا وقتی فرمون زندگی رو دست تو میدم چقدر راحت با آرامش و عالی پیش میره همه چی انگار که همه چی سر جای خودشه و هر اتفاقی که میفته باید توی همون زمان و مکان اتفاق می افتاد
سپاسگزار خداوندم برای این نشانه ها و هدایتهای که برامون میفرسته دوسداشتم تشکر کنم بابت این فایلهای هدیه نابی که در اختیارمون میزارید استاد من امروز از خداوندم خاستم که برام هدیه بفرسته و الان دارم میبینم چه چه هدیه زیبایی اول صبحی ازش گرفتم هدیه ای بهم داد که خودمو زندگیمو بسازه حالی خوش پایدار بهم بده نه هدیه ای که حال خوش لحظه ای واسم بیاره
استاد جان چقدررررر مثال داریم ماها برای این موضوع و این افکار منفی یعنی به خدا قسم بارها دیدم که با وجود اینکه همه چی عالی بوده و مشکل خاصی نبوده و کلی اتفاق خوب افتاده ولی این افکار منفی از طریق یه چیز واقعا بی مورد کاری باهام کردن که هیچکدوم از اون خوبیها و نبینم و همه رو هم کوفت خودم کنم….واقعا بعضی از افکار منفی دقیقا. مثل همون درختهایی بودن که نه میشه به راحتی از بین ببریشون و نه حتی میشه بهشون نزدیک شد از بس که آزار دهنده آن
بارها و بارها به قدرت ذهن و قدرت افکار منفی پی بردم و تمام تلاشمو گذاشتم تا بتونم بهشون غلبه کنم و دیدم که باز هم با به مسئله کوچیک بازم رشد کردن و فوران کردن
سپاسگزارم استاد بابت این آگاهی که در اختیار ما گذاشتین و امیدوارم و از خدا میخام که کمک کنه بتونیم این افکار منفی رو از همون مراحل اولیه قطعشون کنیم و عمل کنیم به این همه آگاهی
از اونجایی که این سایت بهترین دفتر شکرگزاریه منه دوسدارم هر روز صبح کامنت بزارم و روزمو با دست خودم عالی بسازم
خدایا کمکم کن که تنها تو را بپرستم و تنها از تو یاری بخواهم مرا به راه راست هدایت کن به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای و نه گمراهان
عاشقتونم استاد جان مریم جان و دوستان خوش قلمم
تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم
با سلام خدمت همه عزیزانی که دارند این کامنت رو میخونند و سلام بر استاد مهربانی ها و بانوی خوبی ها
خب بریم برای فایل به این زیبایی که نتیجه درخواست من بود برای این چند روز .چرا که به یه تضادی برخوردم که اثرش اگر میموند یعنی اتفاق کامل می افتاد به نظر خودم هیچ وقت نمیتونستم اون فرد سابق بشوم و دیگه همه عزت و اعتبارم به باد فنا میرفت و همیشه سرخورده میشدم ولی اون تضاد مالی باعث میشه که من توی را ه بمونم و راهی می خواستم که جلوی این تضاد را بگیرم منظورم برای افکار منفی که برای این تضاد اتفاق میفته تو ذهنم تا اینکه یاد یه اتفاقی که برای گواهینامه ام افتاد رو یاد آور شدم خب اما جریان گواهینامه چیه چراکه من از این تضاد هنوز به صورت کامل جون سالم به در نبردم و به قول استاد که میفرمایند که دوست دارم مردم با نتیجه با من صحبت کنند نه با حرف مفت و بی پایه و اساس اما میخوام یک نمونه از این اتفاق ها که با کنترل ذهن به من کمک کرد که همون گواهینامه است را برای دوستان تعریف کنم خب اما جریان چی بود جریان از قرار بودکه چند وقت پیش که برای گواهینامه میخواستم برم که آموزش دوازده جلسه رانندگی را بروم از مرکز این آموزشگاه با من تماس نگرفته بودند و باعث شده بود که من حسابی دلخور باشم و اون موقع به گواهینامه خیلی احتایج داشتم و محتاجش بودم خلاصه که به آموزشگاه مراجعه کردم و با صحبت برای بار اول گفتن که برو و دو هفته دیگه حدودا اگه اشتباه نکنم برگرد و من رفتم و بعد دو هفته با من تماس نگرفتن و من که حسابی عصبانی شده بودم رفتم که ببینم که چرا با من تماس نگرفته اند ولی خب از اونجایی که افکار منفی و داغون کننده ای سراغم می اومد که برو اونجا آبرو ریزی کن برو با بحث کارت رو راه بندازند ولی از اونجایی که تازه قدم یک رو خریداری کرده بودم و با اموزش ها آشنا بودم با این منطق که اگر بروم و با حال بد کارم رو انجام بدم شاید بتونم این اتفاق رو پشت سر بزارم ولی اتفاقات بد دیگه رو هرگز نمیتونم جلوشونو بگیرم برای همین با خونسردی رفتم با گفتگو بهم گفتن که ممکنه که بیست روز دیگه با من تماس بگیرند و من هنوز هم تویه نوبتم خلاصه که من سعی کردم که با این تفکر که حست رو خوب نگه دار خدا خودش درستش میکنه کلا قضیه رو حل کردم و با همین تفکر بعد سه روز با من تماس گرفتن و آزمون شهری رو بار دوم و آزمون آیین نامه رو بار اول قبول شدم
ولی توجه کردم که من خدایش نمیگم فوق العاده ام ولی واقعا تویه این زمینه نمره خوبی به خودم میدم چراکه خدا همیشه به من لطف داره که بتونم اغکارم رو تویهشرایط بد کنترل کنم و خیلی کم پیش اومده که تو یه شرایط بد خودم رو ببازم ولی این برای شرایط بد مقطعی هستش در کل برای شرایط بد کلی نمیتوم اینکار رو بکنم چرا که واقعا ذهن نجوا گر هستش ولی تمرین ستاره قطبی معجزه میکنه واقعا و اتفاقات بد رو از تو میگره و تورو برای فرکانس خوب تنظیم میکنه ولی اون چکاپ فرکانسی وای خدای من باورم نمیشه که چقردر معجزه میکنه
سپاس گذارم انشاالله بتونم با نتایج بزرگتری خدمت برسم که دوستانم رو توی این راه با خودم همراه تر کنم و اون ها هم با کامنت هاشون من رو همراه تر کنند
در پناه حق خدا نگهدار.
به نام خدایی که از رگ گردن نزدیکتره
جمله طلایی استاد که « فقط و فقط و فقط زمانی در مسیر نعمت های الهی هستی که احساس آرامش کنی »
من از اون دسته آدمایی ام که خوب میفهمم افکار منفی که هر روز و هر روز تکرار و تکرار میشن چه بلایی سر آدم میاره .
استاد عزیز من قبل از آشنایی با شما کسی بودم که یک ساعت خواب راحت آرزوم بود ، خوابی که وقتی که بیدار شم سرحال باشم ، به قول یه نفر حاضر بودم یه کلیه ام رو بدم ولی یه شب فقط یه شب خوب بخوابم ، اگه فرشته ی آرزوهای کارتونا میومد میگفت چه آرزویی داری میگفتم فقط بتونم راحت و خوب بخوابم…انقدر بیماری های گوارشی و عفونی در سن 21تا26رو تجربه کرده بودم و انقدر دارو مصرف کرده بودم که تقریبا دارویی از خارجی تا ایرانی نبود در اون حوزه ها که من نخورده باشم چه آزمایش ها و چه تست هایی چه دکترهای سرشناسی که هیچکدوم نمیفهمیدن دقیقا چمه !!! کارام یه جوری به هم گره میخورد با ماهرانه ترین گره ها ، تا سمت دری میرفتم برام بسته میشد انگار فقط من اضافه بودم و نباید به اون موقعیت میرسیدم !!!
حقیقتا زمانی که با شما آشنا شدم موجودی حسابم هم داغون بود فقط کفاف پر کردن حفره ی خرج های پیش بینی نشده و دارو و خرج های روزمره رو میداد تازه بعضاَ هم کم میومد !!!
و تازه نوبت روابطم شده بود یکم داشت از حالت نرمال خارج میشد …
و من بودم که به تمام معنا داشتم حس میکردم قربانی ترین دختر دنیا منم …
وقتی چندین سال به قول شما حسابی چک و لگدامو خورده بودم و کم آورده بودم خدا اینجا رو نشونم داد ، اولش خیلی زیاد مقاومت میکردم چون یه سری آدما دیده بودم اطرافم که طرف به طرز وحشتناکی داغونه ولی به طرز فوق العاده ای حرفای موفقیتی میزنه و این باعث شده بود من مقاومت کنم و خلاصه یه روندی طی شد و یه مقاومتایی شکست و من در حد درک و مدار هر مرحله ام عمل کردم …
من چند ماهه به شیرینی عسل میخوابم و به همون شیرینی بیدار میشم ، من چند ماهه دارو نمیخورم !!!! داروهایی که نمیخوردم مشکلاتم حاد میشد ولی الان مشکلی نیس که بخواد حاد بشه !!! الان هرکاری میخوام بکنم انگار درها با رسیدن من باز میشن !! الان موجودی نقدی حسابم نسبت به اون موقع بارها و بارها چندین و چندبرابر شده و پاک شدن خرجای غیرعادی چرخ زندگیمو روان و روانتر کرده ، انقدر نعمت میاد تو زندگیم اصلا گاهی مبهوتم انقدر از همه راهی نعمت هایی وارد زندگیم میشه که هرگززززز و هرگزززز قبلا تجربه شون نکرده بودم از هدیه گرفتنا و خریدای با کیفیت و جنس های فوق العاده هم که دیگه چی بگم !!!اونقدر زیاد که گاهی نمیدونم با این همه رحمت و نعمت چیکار کنم و چجوری استفاده کنم که اینجور میاد تو زندگیم ، یه اتفاقایی میوفته که هرجوری باشه توش به من خیر و نعمت میرسه !!! مسافرت های عااالی و تفریح های بی نظیر !!
روابطم که نگم چقدرررررر عالی شده بخصوص با همسرم که فوق العاده .
رابطم با خدا که دیگه …..
و این روند برای تیک زدن اهدافم ادامه داره …
یه روزی این افکار منفی چنان منو فشرده بودن که حتی یه مورد برا شکرگزاری پیدا نمیکردم ولی میلیونها مورد برای قربانی بودنم و بد چرخیدن دنیا میتونستم پیدا کنم واس همین خوب درک میکنم کنترل نکردن این افکار و قدرت گرفتن شون چه آتش خانمان سوزیه
چقد دوس دارم بازم این جملتونو تکرار کنم که
«فقط و فقط زمانی در مسیر نعمت ها هستم که احساس آرامش دارم»
به نام الله یکتا
سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جانم
منمون بابت این فایل ها زیبا
واقعا اگر روی افکارت کار نکنی مثل علف های هرز افکار منفی حجوم میاره
باید هر لحظه روی افکارت باید کار کنی باید این کنترل ذهن رو انجام بدی مثل هوا برای موجود زنده هر لحظه لازمه کنترل ذهن برای ما مثل یک تنفس لازم است حتی توی خواب یادمه هفته پیش که عمل داشتم به خاطر فضای بیمارستان ذهنم منفی شد و نمیتونستم تحمل کنم سریع پناه بردم به شکرگزاری بعد فایلهای با ارزش استاد بعد رفتم از اول فایلهای با ارزش توانایی کنترل ذهن رو دیدم و بعدش دفتر شکرگزاری کردم انقدر روی من تاثیر داشت که موقع عمل اصلاً نمیترسیدم و دائماً ذکر میگفتم لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم دکترم و خانواده ام مخالف عمل بودم چون احتمال زنده بودنم یا خوب شدنم خیلی خیلی کم بود اما من ایمان داشتم که اگر ذهنم کنترل کنم توکل کنم نترسم عمل موفقیت آمیز
همین اینطورم شد دکتر خودش گفت که 80درصد عمل موفقیت آمیز بوده و من بد از این همه سختی که از اول عمر داشتم راحت شدم و به آروزهام میرسم واقعا خدایا شکرت خدا منمونم ازت
به نام الله یکتا
سلام استاد عزیزم
خدارو صدهزار مرتبه شکر بابت روز خوبی که داشتم
به لطف الله مهربان سعی کردم امروز کارهام رو طبق اولویت انجام بدم و چقدر راحت کارها پیش رفت
خدارو شکر که میتونم در این فضای فوقالعاده گوش بدم به سخنان کسی که وقتی اولین بار صداش رو شنیدم انگار خود خدا مستقیم داشت باهام صحبت میکرد و اون امیدواری و اون اشتیاق هر بار در من بیشتر شد و باعث شد از مسایلی عبور کنم که شاید اگر این اگاهی ها رو نداشتم
زیر بار اون مسایل کمر خم میکردم
ولی به لطف خدا هر بار قدرتمند تر شدم هر بار چالش های بیشتری رو حل کردم و این تازه اول راهه
خیلی خیلی جا دارم بیهتر بشم از هر لحاظی
همین امروز جای بودم که وقتی برگشتیم گفتم واقعا این جای من نبود
یا اگه بود باید واقعا خودم میبودم متکی به خودم و توانایی های که دارم متکی به باور های مثبت و خوبی که دارم و سراسر بشم از احساس شکر گذاری
خوب ی اموزشگاه اسب سواری عالی بود که توی ی جای بکر مشغول به فعالیت بودن دوستان
واین قدر این طبیعت زیبا و هوا توی دل یک پاییز فوقالعاده بهاری بود
اما برسم به موضوع این جلسه
همین که داشتم این فایل رو کامل با احساس خوب گوش میدادم ی مثال یادم افتاد از مثال اشغال ها رو زیر مبل نریز استاد
خوب من اگه اشغال ها رو زیر مبل بریزم طبیعیه که موجودات چندش اور بهشون نزدیک میشن
و هر بار این موجودات بیشتر و بیشتر میشن
افکار ما چه مثبت و چه منفی وقتی مدام تکرار بشن شروع میکنن به افکار مشابه رو جذب کردن
شروع میکنن به اتفاقات مشابه رو جذب کردن
مثال خودم رو میزنم واقعا از ی جایی به بعد از دستم در رفت کنترل ذهن و اونقدر این افکار قدرت گرفتن که واقعا به سختی میتونم الان جمعشون کنم و به لطف خدا دارم جمعشون میکنم
اما ی درسی برام داشت که خیلی مهمه
اینکه همیشه پیگیر افکار مثبت خودم باشم
مثلا من توی کار ساختمون بودم ی ساختمونی خداوند بهمون هدیه داد و ما هم با کنجکاوی و اینه من میتونم انجامش بدم شروع کردیم به ساختن
از ی جایی به بعد من دیدم پدرم داره هی سرزنش میکنه و این بهتر بود و اون بهتر بود و من دیگه واقعا رفتم
یعنی اگه من میومدم میگفتم مهم نیست این بابا که پدر من هست چی میگه مهم اینه که من تونستم این کار رو انجام بدم خدا میدونه چه باور های میتونستم بسازم و الان دارم میسازمشون
خوب من هم کسب و کارم رو به لطف الله یکتا مدیریت کردم هم اون کار با کیفیت بالا با سرعت عمل فوقاعاده انجام شد
و الان میگم بابا من که تونستم این کار رو بکنم چرا نیام روی باور ارزشمندی و توانایی خودم کار کنم و فارق از اینکه دیگران چی میگن و زندگی رویایی خودم رو بسازم
خوب خدارو شکر داره یسری کارها راحت میشه
شکرگذاری میکنم و این کار خیلی ارومم میکنه
سلام و آرزوی سلامتی برای استاد نازنین
و همه ی دوستان
علف های هرز هر روز در در جسم و روح ما رشد میکنند
خانه ی ما هر روز نیاز به تمیز کردن دارد
جسم ما نیاز به توجه در همهی زمینه ها دارد
روح ما هر روز نیاز به پاکسازی دارد
ما تا آخرین لحظه ی عمر نیاز به کارکردن روی خود و پیرایش روح و جسم خود هستیم واگر این کار را نکنیم نابود میشویم و علف های هرز و پیچ در پیچ همه ی وجود ما را خواهند گرفت و نمیگذارند که ما حرکت کنیم
هر روز باید قیچی حضور و حس خوب را در دست گیریم و همه ی ناراستی ها و کجی ها را از وجودمان محو کنیم
امروز سه روز است که پسرم سرما خورده ونتوانسته به مدرسه برود دوبار از مدرسه تماس گرفتند و پیگیر شدند مثل یک پدر ومادر پیگیر بودند که چرا پسرم به مدرسه نرفته و نگران بودند.این رفتار مدیر و ناظم را تحسین میکنم
وقتی میبینیم روندی درست پیش نمیرود باید پیگیر باشیم تا ریشه یابی کنیم نه اینکه سرسری از موضوعاتی که در زندگی پیش میآید عبور کنیم
دوست داشتم گزارشی از کارهای معلم پسرم را در کلاس بگویم
معلم پسرم بسیار معلم توانایی است
پسرم میگوید سه چهار بار درس ریاضی را درس میدهد تا بچه ها خوب یاد بگیرند
اصل یادگیری را فهمیدن در کلاس قرار داده است البته روز های چهارشنبه چند تکلیف ریاضی در پیام رسان شاد برای بچه ها میفرستد تا بنویسند خوب یاد بگیرند
غیر از درسی که میدهد فیلم آموزشی از معلمان برگزیده را درکلاس برای بچه ها می گذارد تا بچه ها بهتر یاد بگیرند
به نوشتن بچه ها وانشا خیلی اهمیت میدهد
از بچه ها خواسته از چیزهایی که میترسند بنویسند که من این کارشان را بسیار تحسین میکنم چون باعث میشود ترسهایشان کمتر شود
و همین طور از آن ها خواسته در مورد چیزهایی که دوست دارند و لذت میبرند وحس خوبی دارند بنویسند
تحسین میکنم این روح پاک وزلال معلم عزیز را
در کلاس بچه ها را قضاوت نمیکند
و برای همه ی بچه ها ارزش قاعل است
تحسین میکنم این روح پاک وخدا گونه ی اورا که همه ی بچه ها را از جنس عشق و خداوند میبیند
در کلاس جو دوستانه ای برقرار کرده که در عین اینکه بچه ها برای او احترام قاعلند احساس راحتی میکنند
شوخی های کلامی دوستانه وبا مزه ای بابچه ها میکند
در جلسه ای که رفتیم به ما گفتند به بچه ها نگویید چه چیزی بکشند چون خلاقیت را از آن ها میگیرید
و یکی از والدین گفتند چرا گفتید دریا را نارنجی کنند دریا که آبی هست
ومعلم پاسخ داد من نگفتم نارنجی کند گفتم دریا میتونه رنگ دیگه ای باشه
احسنت وافرین به این معلم خلاق
گفتند چرا میخواهید بچه ها طبق روال الگوهای قبل عمل کنند این حرف من باعث میشه بچه ها به چیز های جدید هم فکر کنند و بفهمند میشه چیزهای جدید را خلق کرد
مثلاً چرا دریا رنگ دیگه ای نباشه؟؟؟
و حرف های شما باعث میشه خلاقیت را از بچه ها بگیرید
روش تدریس نو وبکر معلم باعث شده بود بعضی ناراضی باشند
چرا؟
چون بیشتر مردم اسیر الگوهای از پیش تعیین شده اند
می خواهند طبق روال قبل بچه ها کلی قضاوت بشوند
تکلیف زیاد بنویسند
خوب و بد شناخته شوند
و بسیاری موارد دیگر
درس علوم را با آزمایش های که در کلاس انجام میدهند خیلی خوب یاد میگیرند
تاکید داشتند که بچه ها باید خوب بنویسند و بتوانند خاطره نویسی کنند
و همین طور گفتند که باید بتوانید بچه هایشان را در خانه مدیریت کنید که چه قدر درس بخوانند و چه قدر تلویزیون ببینند وغیره
به نظر من ما نباید همش از معلم انتظار داشته باشیم خودمان هم در پرورش و درس خواندن بچه ها موثر هستیم
ونیاید منتظر معجزه از طرف معلم باشیم
و همچنین گفتند سالی که کنکور داشتند
مادرشان کلا تلویزیون را جمع کرده و خودشان هم تلاش بسیاری کردند ودر بهترین دانشگاه قبول شده اند.
با آرزوی موفقیت وسلامتی برای همه ی معلمان
به نام رب العالمین
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته و همه خانواده دوست داشتنی عباسمنش
یعنی واقعا احساس آرامش و شادی از درون پیدا کردم استاد بی نظیرم
انگار این فایل رو ضبط کرده بودین فقط برای من
خدا رو صد هزار مرتبه شکر این روزها حالم خیلی خوبه و در دوره بی نظیر احساس لیاقت هستم و با تمرکز بسیار زیاد دارم روی دوره کار می کنم و دو روز هم هست که تصمیم گرفتم همه کارهای فرعی رو از زندگیم حذف کنم و تمام تمرکزم رو بذارم روی گالریم و سایتم و کار آنلاینم که عاشقشم و با ایمان تمام این کارها رو انجام بدم.
امروز که از خواب بیدار شدم یه ذره احساسم بد بود و ریشه خاصی براش پیدا نمی کردم و از صبح هم مشغول کار کردن روی خودم و دوره ها بودم و بعدم کارهای گالری و در کل خیلی روز خوبی داشتم ولی این احساسه داشت همین طور اذیتم می کرد و به حدی شد که من دو بار امروز خوابیدم فقط. یعنی دفعه اول وسط کار دیدم چشمام دیگه باز نمیمونه و رفتم یه چرت زدم ولی وقتی اومدم دیدم سر و گردنم درد می کنه ولی همون جوری به کارم ادامه دادم و بعد یکی دو ساعت دیدم دیگه اینجوری با این درد اگر بیدار بمونم دارم به خودم ضربه میزنم و به خودم گفتم مهیار:
بر خود آسان گیر کارها کز روی طبع سخت می گیرد جهان بر مردمان سخت کوش.
و انگار خدا این حرف من رو شنید.
یکی دو ساعتی خیلی خوب و راحت خوابیدم و بیدار شدم و نشستم پای کامپیوتر که کارم رو ادامه بدم و سایت رو باز کردم و دیدم به به یه فایل جدید و با اینکه برنامه داشتم و می خواستم یه سری کارهای سئو سایتم رو انجام بدم و در حین اون کار دوره لیاقت گوش کنم با خوشحالی تمام این فایل رو دانلود کردم تا ببینم خدا چی برام فرستاده.
دفترم رو گذاشتم جلوم و فکر کنم تقریبا کل کلماتتون رو نوشتم استاد.
این مدتی که در دوره احساس لیاقت متوجه یکی از ترمزهای فوق العاده قویم یعنی ارزشمند ندیدن کاری که انجام میدم و مولد ندیدن خودم در حین انجام اون کار شدم دارم خیلی سعی می کنم با فایل های مختلفتون و با ساخت باورهای درست و انجام تمرینات این باور رو در خودم ایجاد کنم اما خب وقتی یه ترمز پاشنه آشیل باشه و هزاران باور منفی از بچگی داشته باشی در موردش این پاکسازی سخت میشه.
اینجوری میشه که یهو میفتی وسط یه عالمه درخچه هرز خاردار و اینقدر این خار ها بهت می خوره و اینقدر زیادن که اصلا نمی فهمی از کجا می خوری و چرا درد داری!
اما من یاد روزهای اول زندگی در بهشت میفتم که با دست خالی و اون اره کوچولو افتادین به جون درخت ها و بعدش از مدتی با اره موتوری و بوش هاگ و گرپل و پارادایس با بهبود های کوچیک کوچیک تبدیل شد به بهشت برین. و همیشه همون رو الگوی راهم می کنم که اصلا مهم نیست شرایطت چیه. با هرچی که می تونی بهبود رو شروع کن کم کم ارتقا پیدا می کنی.
یه جایی مثال هایی زدین از باورهای منفی مثل: فرصت ها داره از بین میره و اوضاع داره بد میشه و… اینجا من یهو متوجه شدم همون باور اینکه تو داری کار نمی کنی و مولد نیستی و مفید نیستی من داره کار می کنه که من حالم اینجوری بده اونم درحالی که از صبح کلی کار کردم هم روی دوره هم روی سایتم هم ویدئو تدوین کردم و کلی کار کردم از صبح و بعد خودم رو مولد نمی دیدم.
و خدارو شکر سریعا راه حل هم گفتین و من مجهز شدم به یک عدد بوش هاگ. پیدا کردن عدله و منطق برای تقویت باورهای مثبتم. خدارو شکر زندگیمم شرایط خیلی مثبت و خوبی هم داره و راحت می تونم کلی از این منطق ها پیدا کنم.
همون موقع شروع کردم به فکر کردن به توانمندی هام و ارزش آفرینی هام و اینکه چه پول هایی خلق کردم از توانایی هام و چقدر مولد و مفید بودم در جهان و یه جورایی به قول شما ذهنم رو از اول برنامه ریزی کردم و خدارو شکر استاد خدارو شکر.
من باید تلاش کنم ذهنم رو کنترل کنم.
من باید تلاش کنم سپاسگزار خداوند باشم.
من باید تلاش کنم مثبت باشم.
من باید تلاشم رو بکنم روحیه ام رو حفظ کنم.
این آخرین جمله شما که باید تلاش کنم روحیه ام رو حفظ کنم واقعا تلنگری بود برام. دقیقا این منم که باید روحیه ام رو حفظ کنم تا بتونم در مسیر آرامش باشم.
«وقتی احساس آرامش کنیم، یعنی در مسیر دریافت نعمتهای خداوند هستم.»
«من فقط زمانی در مسیر دریافت نعمت های خداوندم که احساس آرامش کنم.»
زمانی که این رو گفتین من دیگه کاملا توی حال عالی و آرامش بودم و به قدری ذهنم آروم شده بود که تمام نعمت هام رو توی زندگیم احساس می کردم و خیلی خیلی احساسم خوب بود. دیگه داشتم برنامه میریختم برای اینکه با فلان چیز رسیدم بهش چی کنم و با بسار چیز چی کنم و افکار عالی توی ذهنم بود.
استاد این فایلتون بی نظیر بود و نیاز دارم چندین بار دیگه گوش کنمش و به آگاهی هاش عمل کنم و همیشه گوش به زنگ افکار منفی باشم تا وقتی اومدن سریع ریشه کن کنمشون و نذارم رشد کنن.
واقعا ممنونم از شما که این آگاهی ها رو دست و دل بازانه در اختیار ما میذارین
سلام استاد آقای عباس منش . به یک نتیجه ی رسیدم نمیدونم شما هم منظورتون دقیقا همینه .. استاد تغییر نگاه پیامبران بودن وقتی به یک مشکل برمیخوردن میگفتن خیری هست یا نشانه ی هست . همه چی رو نشونه میدیدن چه مثبت چه منفی .همه چی رو نشونه ازطرف خدا میدیدن . پس اگه ایطور باشه تغییر نگاه به یک موضوع یعنی ایمان دارم این تضاد و مشکل خیره ..پیامبران همین موضوع رو خیلی خوب رعایت کردن .(تغییر نگاه = ایمان به خدا در هر شرایط خوب و بد که برات بیش می آید )
به نام خداوند آفریننده زیبایی ها
سلام ودرود فراوان براستادعزیز ومریم جان نازنین وهمه خانواده صمیمی عباسمنش
استاد عزیز عجب جای زیبایی است پارادایس
خوب اسمی برایش گذاشته اید
وقتی دور دریاچه قدم میزدید من محو زیبایی های آنجا شدم موجهای کوچک روی آب وعکس درختان درآب فضای سحرانگیزی درست کرده خیلی عالیه که هرروز چشم باز میکنید واین مناظر زیبا رامیبینید
استاد بسیار قشنگ درمورد قدرت گرفتن افکار منفی صحبت کردید ومقایسه آن بادرختان هرز ومقاومت انها به مرور زمان
اگر هرموقع احساس ناخوشایندی داشتیم توجه کنیم چه فکری درسر داشتیم وروی چه وجه موضوع ناخواسته تمرکز کردیم که حالمان بد شده بلافاصله مچ خودمان رابگیریم واحساسمان را حتی یک درجه بهتر کنیم خیلی راحتتر میتونیم افکار منفی راکنترل کنیم وازبین ببریم
دردوره کشف قوانین زندگی شما توضیح دادید وقتی یک فکری وارد مغز میشه افکار هم جنس آن راجذب میکنه ومثل یک ریشه شروع به شاخ وبرگ کردن میکنه مثلآ مادری درخانه نشسته وفرزندش دیر از مدرسه میاد هزار فکر بد میکنه وتا سردخانه راتصور میکنه که اتفاق بسیار ناخوشایندی افتاده وازیک فکر دیر آمدن شاخه های زیادی درست میشه وتا مرگ اون ادامه پیدا میکنه
یادرخواست یک کار اداری داری ودرسامانه درخواست راثبت کردی ومنتظری مراحل اداری طی بشه مرتب افکار منفی میاد سراغت که دیرشد ونکنه جواب رد بدهند حالا جواب اینطوری شد فلان میشه ومیره بدترین سناریو رامیسازه درصورتی که بااولین فکر منفی میتونه بگه صبر میکنم هروقت نظرشان اعلام شد بعد تصمیم میگیرم چکار کنم وبرود اززندگی لذت ببره
درمورد مثال شما وجریمه شدن توسط پلیس جالب بود واقعأ اگر پلیس جریمه نمیکرد ممکن بود تصادف اتفاق بیفته
چندسال پیش من و همسرم شب بود درجاده بودیم وبدلیل عمل جراحی خواهر همسرم خیلی همسرم باعجله وسرعت بالا میرفت تازودتر برسد که ناگهان ماشین خراب شد ومجبور شدیم 2 ساعت معطل شویم تا تعمیرگاه پیداکنیم وماشین درست شود وگفت آهسته بروید مشکلی دوباره پیش نیاد وما باارامش بقیه مسیر رارفتیم ومن درفکرم میگفتم خداراشکر اینطوری شد ومجبور شدیم آرامتر برویم وبسلامت رسیدیم مقصد
نوع نگاه مثبت والخیر فی ما وقع به هر مسئله ای بسیار کمک میکنه افکار منفی رادرنطفه خفه کنیم ومثل شاخه های درختان هرز اجازه رشد ندهیم که کار هرس افکار منفی سخت شود
شما باپاکسازی پرادایس مناظر طبیعی وزیبایی رادرست کردید که چشم انداز خانه ودریاچه عالی باشه ماهم باپاکسازی ذهن ازافکار منفی مسیر روشنی رامیبینیم وتوجه وتمرکزمان روی موارد مثبت میره که حالمان رادر هرلحظه عالی نگه می داره
تشکر ویژه ازمریم عزیزم که درحال پیاده روی فیلمبرداری کرد وما تونستیم بادیدن مناظر زیبا ی پارادایس به صحبتهای استاد گوش بدهیم
درپناه خدا سلامت وشاد وموفق باشید
سلام به استاد عزیز و مریم دوست داشتنی
خدایا ترا سپاس به خاطر نعمت هایی که به ما ارزانی داشتی
خدایا ترا سپاس به خاطر هدایتت
خدایا ترا سپاس به خاطر آنچه روزیمان کرده ای
خدایا ترا سپاس به خاطر عشقی که درونمان نهادی
خدایا شکرت
استاد چه قدر پرادایس بی نظیره چه آرامشی داره و زیبایی این بهشت رویایی در نظرم هرگز تکراری نمیشه.
خدایا شکرت
إِنَّمَا النَّجْوَى مِنَ الشَّیْطَانِ لِیَحْزُنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَلَیْسَ بِضَارِّهِمْ شَیْئًا إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
نجوی تنها از ناحیه شیطان است، میخواهد با آن مؤ منان غمگین شوند، ولی نمیتواند ضرری به آنها برساند جز به فرمان خدا، بنابراین مؤ منان باید تنها بر خدا توکل کنند
خدا در قرآن میفرماید: فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّی لَکُمْ مِنْهُ نَذِیرٌ مُبِینٌ؛ پس به سوى خدا بگریزید که من شما را از طرف او بیم دهنده اى آشکارم. (ذاریات، آیه 50)
کار شیطان ترساندن و ناامید کردن انسان هست کار شیطان ایجاد افکار منفی ست. ولی خدا در قرآن یه راه کار ارائه میده وقتی نجواها به سراغتون اومد به سمت خداوند فرار کنین. تا یک فکر منفی میاد که میخواد از کاه کوه بسازه و زندگی رو واست جهنم کنه باید سریع به سمت خداوند بدوی با ذکر نام او مهربانی و بخشنده بودن او و اینکه او همواره هدایتگر و حمایتگر توست در همون لحظه افسار ذهنت رو در دست بگیری و نجواها رو کمرنگ بکنی.
استاد من با این حرفهای شما تمرین ساختم و توی زندگی خودم پیاده میکنم.
مثلا چندوقت پیش داشتم آشپزخونه رو تمیز می کردم خیلی چربی روی گاز و سطوح نشسته بود با وسواس زیادی اونها رو تمیز کردم و آشپزخونه برق افتاد گذشت تا یک هفته دوباره من متوجه شدم که ای داد بیداد دوباره چربی های زیادی روی سطوح آشپزخونه و گاز جمع شده و تعجب کردم منکه تازه اونجا رو برق انداخته بودم و یاد حرف و درس شما افتادم دقیقا چربی های آشپزخونه رو مثل علف های هرز ذهن تصور کردم که هرروز بایستی بهشون سر بزنی و پاکشون کنی مثل غذا خوردن که نمیشه یک روز غذا بخوری و خیالت راحت بشه تا یکماه دیگه به غذا نیاز نداشته باشی.
کنترل ذهن و مبارزه با ذهنیت منفی هم مثل اکسیژن نیاز ما هست ولی من بارها و بارها این نکته رو فراموش میکنم و یادم میره که وظیفه ما اینه تا ابد نجواهای ذهن که کارش ترسوندن و ناامید کردن ما هست، رو خاموش کنیم.
برای شما استاد عزیز و هم فرکانسی های خوبم آرزوی شادی و سلامتی ثروت و عشق دارم.
در پناه خداوند مهربان