این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2023/11/abasmanesh-14.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2023-11-28 04:01:112023-12-06 04:28:00چگونه از قدرت گرفتن افکار منفی جلوگیری کنیم
773نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام استادعزیزم ومریم عزیزم متشکرم بخاطرفایل زیبای چگونه ازقدرت گرفتن افکارمنفی جلوگیری کنیم ؟ خداروشکربخاطراین آگاهی واینکه خداروشکرچندساله هرروز برای کنترل ورودیهای ذهنم برای اینکه اجازه ندم افکارمنفی قدرت بگیرن هرروز برای خودم برنامه ی بهبودی دارم ازصبح برای خودم برنامه ریزی میکنم ابتدا بانوشتن شکرگزاری بعددرحین انجام دادن کارهای روزمره ام حتی اگه درخانه هستم موقع آشپزی ظرف شستن فایلهای استادگوش میکنم ؛ بعضی روزهاحالا بخاطرتمرکزی که روی نواقص دیگران مثل همسرم ویاهرشخص دیگه ای گذاشتم ازاحساسم که آشفته میشه میدونم که یکاری برای کنترل این افکاردرذهنم بایدانجام بدم وبایداین احساس خوب کنم ؛وتنها راهکاری که بمن کمک کرده بتونم جلوقدرت این افکارمنفی روبگیرم همین نکته کلیدی که استادمیفرمایند تغیرزاویه دیدوتغییرنگاهم نسبت به هرچیزی ویاهرشخصی هست ؛یادمه تقریبا مثل همین مثالی که استادزدند من چندوقت بودبه رانندگیم غره شده بودم ولایی میکشیدم ازبین ماشینها یکبارکه باعجله داشتم رانندگی میکردم برم دنبال دخترم که مدرسه اش تعطیل شده بود سریک چهارراه بایک پیرمردموتورسوارتصادف کردم؛من که همیشه ادعام میشد رانندگیم خوبه هول شدم بجای اینکه دنده عقب بگیرم که ازروی موتوربرم عقب وپیرمردفقط افتاده بود برعکس پام گذاشتم روی گازوپای پیرمردشکست اون موقع چون هرروز تمرینهای زیادی برای توجه به نکات مثبت انجام میدادم نمیدونم چرا خنثی بودم نه نگران نه هیچ چیز دیگه فقط انگارتوی قلبم یک چیزی بود که بهم آرامش میداد همه جمع شدند همه ی اون افراد دوروبرم بجای اینکه من نگران کنند میگفتند نگران نباشی ها هیچی نیست اولین کاری که کردم نشستم کنارپیرمرد وگفتم معذرت میخوام من اصلا شماروندیدم وپیرمرد باچهره ی خیلی مهربون وباصدای آرومش گفت اشکال نداره دخترم برای همه اتفاق میفته خانومش اومد کنارش ازاونهم عذرخواهی کردم وایشون هم خیلی بمن آرامش دادن بانگاهشون که دربسیاری ازتصادفات میبینیدکه هم آدمهای منفی انرژی منفی میدن وهم باشخصی که برخوردمیکنی ؛امابرای من اینطورنبود واتفاقی که افنادهمونجا اون خانواده رضایت دادن اما مراحل قانونیش طی شدکه بیمارستان وماشین بردن وپارگینگ ومن رفتم کلانتری وامضادادم وتعهد و…اما همش ازخداوند تشکرمیکردم که درس بزرگی شدبرای من که بجای اینکه بگم منکه هرروز شکرگزاری میکنم منکه هرروز حواسم هست باگفتارم بارفتارم بخودم ودیگران خسارت نزنم چرااین مشکل برام پیش بیاد برعکس همش ازخداوند تشکرمیکردم که خدایاشکرت اتفاق بدتری نیفتاد واون شخص فقط پاش شکست که میتونست اصلا زنده نباشه واین اتفاق بعنوان یک درس برای من بود که ازاین به بعدحواست به رانندگیت باشه وباتمرکزودقت بیشتری رانندگی کن واینکه چقدر آدمهای خوبی سرراهت قرارگرفتندبااینکه بهشون آسیب زدم اما چقدررفتارشون بامن خوب بود وازاین شکل تجربه ها بسیارداشتم که همه ی اینها برای من تمرینی بوده که من باهرتجربه باعوض کردن نگرشم وتغییرزاویه دیدم حتی اگرمشکلاتی بوجوداومده اونهاروتبدیل به شکلات کردم واجازه ی پیشروی بهشون ندادم موقعی که استادداشتند راه میرفتند وصحبت میکردند توجهم رفت روی سایه ی مریم جان که همزمان بااستاد راه میرفتندوازایشون فیلم میگرفتندحتی توی سایه ی ایشون مشخص بود که چقدربادقت دارند اینکارانجام میدن واونجا توی دلم تحسینشون کردم بخاطرعشقی که داشتندبه استادمیدادند؛بعدآخرفایلشون استاد بخاطرهمزمان راه رفتن مریم جان وفیلم گرفتنشون ازایشون تشکرکردند بعدباخودم گفتم یک درصد فکرکن که استادهمچین کاری نکنه واینقدرقدرشناسی وتشکرکردن براشون راحته که هرلحظه ازکوچکترین کاری که براشون انجام میشه حتی تشکرنکنند واینها حاصل همین تمرکزروی نکات مثبت ودرلحظه جلوقدرت افکارمنفی راگرفته وبه جنبه ی خوبش نگاه کردنه که کلاشخصیت آدم تغییرمیکنه وتبدیل میشی به یک آدم سپاسگزار وقدرشناس درهمین لحظه که افکاربد می یادوتوازاحساست متوجه میشی که حالت بدهست وباید هدایتش کنی باهرچیزی که بهت حال خوب درونی میده بطرف احساس آرامش درون که درموردخودم سالها این بوده وهنوزم هست من حالم خوب هم هست کلی فایل گوش میکنم کلی کامنت میخونم چه برسه به اینکه درلحظه حالم بدباشه اون موقع هم تنها راهکاری که بهم کمک میکنه واجازه پیشروی بهش نمیدم همین گوش کردن به فایل هست متشکرم ازاستادعزیزم بخاطرآگاهی که ازایشون میگیرم ودارم سعی میکنم عملکردخوبی هم داشته باشم وهمینطورازمریم عزیزم ودوستان عزیزم درخانواده ی بزرگ عباسمنش
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت این آگاهی ها
سپاسگزارم از مهربان پروردگارم که جهان هستی رو با قوانین ثابتش آفرید
و سپاسگزار استاد عباس منش عزیزم هستم که این قوانینو کشف کردن ، زندگیشون کردن، نتیجه گرفتن و سخاوتمندانه در اختیار ما هم قرار دادن،
شما واقعا استاد پیدا کردن الگو ها و ارتباط ها هستید ، بابت مثال های بجاتون ازتون سپاسگزارم ، بابت دیدگاه متفاوتی که به مسائل دارید ازتون سپاسگزارم
هزاران بار خونه رو تمیز کردم ، متوجه شدم که باید هر روز تمیزش کنم تا نخوام یهو انرژی زیادی برای اینکار ،خرج کنم اما هرگز نتونستم ربطش بدم به افکار منفی که تو سرم هست ، که اگر بخوام زود جلوشو بگیرم خیلی راحت میتونم کنترلش کنم ،
من 18ساله که مستقل از پدرو مادرم زندگی میکنم و خیلی زود پس از یکی دوسال مستقل شدن متوجه شدم که نظافت اصلی و اساسی خونه رو نباید برای عید گذاشت،
تو منطقه ما و دور بری های ما رسم اینکه سالی یکبار خونه رو اساسا تمیز میکنن تا برای عید همه جا تمیز باشه ، امامن سالهاست که بطور مداوم کار تمیز کاری رو انجام میدم و دم دمای عید که همه تو هیاهوی تمیز کاری هستند من واقعا هیچ کاری ندارم و کارام رو تین و طبق نظم قبلی پیش میره، اگه بخوام مثل استاد از اینجا به این موضوع برسم که میشه همینجوری جلوی قدرت گرفتن افکار منفی رو گرفت ، میتونم به وضوح درک کنم که چقدر مسیر آسانتر خواهد شد ،
««افکار منفی تا وقتی رشد نکردن و قوی نشدند میشه بهش جهت داد یا جلوشو گرفت تا وقتی ضعیفاً میشه تغییرشون داد و به نکات مثبت زندگی توجه کرد ما اگر تغییر ندی شروع میکنن رشد کردن و گسترش دادن خودشون و این میشه شیوه فکر کردنمون »»
پس بسیار واجبه که مواظب افکارمون باشیم و باورهامونو آنالیز کنیم که بیسش کمبودِ یا فراوانی ؟! که برای شخص من به وضوح میبینم که کمبود هست و با بودن دراین سایت و کار کردن مداوم رو خودم دارم باورهای قدرتمند کنندی مربوط به فراوانی میسازم اما چون پاشنه ای آشیلمه ، و سیمانی شدن و چسبیدن به مغزم به همین خاطر نیاز به کار کردن بی وقفه و همیشگی دارم.
ماریا بدون که اگر افکار منفی بیاد تو همون حالت نمیمونه ،اون افکار شروع میکنن به گسترش دادن خودشون و تکثیر خودشون و جذب افکار مشابه و اگر اینکار احساس بد درتو ایجاد کنه و این احساس بد ادامه دار باشه طبق قانون احساس بد اتفاق بد ، اتفاقات ناخواسته هم برات پیش میاد و تو، تو دور باطل و سیکل منفی گیر میکنی و بعدش نیاز به انرژی بسیار مضاعفی داری برای برگشتن به حالت معمولی ...
پس چرا اینقدر به خودت ظلم میکنی ، یاد بگیر که آگاه باشی به افکارت و در نطفه منفی هارو با تغییر نگرش ، خفه کنی ،
اگر روند تغییر نگاه در شرایط سخت رو یاد بگیرم احساس آرامش میکنم و این احساس آرامش یعنی در مدار نعمت و ثروت و فراوانی هستم
خدایا کمکم کن دراین مدار باشم ، کمکم کن تنها ترو بپرستم و تنها از تو یاری بجویم
منو به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت دادی هدایت کن.
به نام خدای مهربانم خدایی که کنارمه و هدایتم میکنه خدایا من لایق هم صحبتی با تو را دارم
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته زیبا رو و زیبا سخن
و سلام به دوستان نازنینم
متن انتخابی فاطمه جان رو خوندم عالی بود عزیزم متشکرم
اگر افکار منفی کوچیک رو جلوشو نگیریم رشد میکنند و تبدیل به دیو سیاهی میشن
همه چیز زندگی و کسب و کار و مسایل ما از ذهنمون رشد میکنن
با کنترل ذهن نجواها خاموش میشون و میتونی دیدگاهتو مثبت کنی. میتونی با کنترل ذهن حال و احساستو خوب نگه داری
و اجازه ندی به سمته منفیها و حاشیه ها برود
با کنترل ذهن به اهدافت میرسی به خواسته هات میرسی
به خدا نزدیک تر میشی
بعضی اوقات باید برای رسیدن به اهداف و خواسته ها بعضی از کارها رو انجام بدیم و بعضی ها رو انجام ندیم
اعراض کردن از منفی بافیها و ناخواسته ها و نازیباییها یکی از کارهای مهم ست که با کنترل ذهن انجام میشه
من به هیچ عنوان تلویزیون نگاه نمیکنم و به خودم تعهد دادم و سر تعهدمم هستم میخوام هر جا باشم هر کی باشه کنارم من نگاه نمیکنم
افکار منفی تا کوچیک هستن میتونیم کنترلشون کنیم زمانی که رشد کنن مثل علف های هرز پیچ میخورن دور ذهنمون و اون موقع کنترلشون سخته و طاقت فرسا
اگه چند روز ذهن رو رها کنیم و کنترل نکنیم
به بیراهه کشیده میشیم و درگیر حاشیه ها میشیم
و سریع احساسمون بد میشه و میفهمیم راه نادرسته
پس باید مثل غذا خوردن مون فایلها رو هم همون اندازه و بیشتر از اونا گوش کنیم و در هر لحظه حالمون رو با جهت دهی افکار مثبت خوب نگه داریم و هر لحظه به خودمون گوش زد کنیم ابن مطالب رو
به نظر من بهترین راه به یاد آوری این مطالب و قوانین
موندن در سایت ست و خوندن و نوشتن کامنت ست
استاد ممنونتم سپاسگزارتم
بهترین راه کنترل ذهن و جلو گیری از قدرت گرفتن افکار منفی
سپاسگزاری مداوم ست و به یاد آوردن دستاوردها و بهبودهاست
چند وقتی بود که هر چقدر تلاش می کردم به حال خوب نمی رسیدم والان فهمیدم مشکل چی هست.باوجودی که هر روز فایلهای شما رو گوش میدم اما دقت نمیکردم به ریشه حال بدم والان متوجه شدم که دلیل حال بد من این هست که من اصل رو ول کردم وچسبیدم به مسایل فرعی .واقعا به این فایل نیاز داشتم وسپاسگزارم که باز اصل رو به ما یادآوری کردین که مهم چی هست ومهم این هست که ذهنت رو کنترل کنی وهر لحظه جهاد اکبر داشته باشی برای کنترل ذهن چون اگر ما تمرکزمون رو بزاریم روی ناخواسته ها وبه جای اینکه تلاش کنیم برای شاد بودن وبه جای فکر کردن به اینکه چی نمیخوایم فکرمون رو بزاریم روی اینکه چی میخوایم وبه جای اینکه بگیم خدایا چرا من حالم خوب نیست بگیم ما چه کاری کردیم که دوباره به شیطان اجازه دادیم برما مسلط بشه ومثل دیوی بشه بالای سر ما که تمام انرژیمون رو بگیره ونزاره خوشحال باشیم .این چند وقت همش این حس رو داشتم احساس میکردم دیو سیاهی بالای سرم هست وداره تمام انرژی من رو میگیره.چند وقتی بود که خیلی توی صحبت کردن دقت میکردم واینقدر به خودم توجه می کردم که تا می اومدم حرف منفی بزنم خودم حرف رو عوض می کردم واصلا موضوع بحث میرفت سر یه قضیه دیگه وآخرش از اینکه تونسته بودم درست عمل کنم خوشحال می شدم.الان که فکر می کنم میبینم این خوشحالی ها همون انرژی بود که من داشتم والان اگر انرژی ندارم به خاطر عدم کنترل صحبت کردن هست .استاد چقدر عالی گفتین افکار منفی از کوچیکی باید جلوش گرفته بشه .حالا که فکر می کنم مدتی بود که تلویزیون نمی دیدم اما بعد کم کم برای غذا خوردن که خانواده می نشستن وتلویزیون میدیدن من کم کم توجه کردم وفراموش کردم که نبینم بعد این انرژی منفی که چرا به این کار عمل نکردم باعث شد که در صحبت کردن هم دیگه دقت نکنم وبعد هی حالم بدتر شد وهی افکار منفی واون افکار رو آوردم بر روی کارم ورابطه هام وهمه اینها از تماشای تلویزیون شروع شد.
واقعا چقدر انسان فراموش کاره وچقدر سریع همه چی فراموش میشه وجاشو افکار منفی میگیره.اکر قراره تلویزیون نبینیم نباید ببینیم.اگر قراره منفی حرف نزنیم نباید حرف بزنیم.اگر قراره زمان اتفاقهای منفی مثبت فکر کنیم باید مثبت فکر کنیم.نباید مسیر درست رو فراموش کنیم .عادت کردن به تنبل بودن وطبق عادت بقیه رفتار کردن میشه تفاوت ما با شما استاد عزیز.شاید شما استاد عزیز یکبار طبق عادت کار اشتباه رو انجام دادین ولی اگر اون حس مثبت بهتون می گفت نباید این کارو میکردی یادتون می افتاد که دفعه بعد انجام ندین.اما بعضی از ما تنبل هستیم البته من خودم رو میگم.طبق عادت بقیه رفتار کردن برامون راحت تر هست تا اینکه یه خرده سختی بکشیم وخودمون رو از جامعه بیرون بکشیم وصلاح کار خودمون رو ببینیم.البته فکر می کنم این ریشه در احساس بی لیاقتی داره اینکه ما فکر می کنیم اگه همه تلویزیون میبینن ما نبینیم همه مارو مسخره می کنن یا اگر در جمعی همه دارن در مورد موضوعی غیبت می کنن وما بریم کنار همه مارو انسان مغروری می دونن.در واقع احساس بی لیاقتی چیزی هست که شیطان داره ازش استفاده می کنه برای فریب ما انسانها تا با استفاده از اون بتونه کم کم بر ما مسلط بشه ومثل دیوی بالای سر ما باشه وما اینقدر با افکار منفی واشتباهاتی که انجام دادیم اینقدر کوچیک بشیم که دیگه نتونیم حریف این دیو سیاه خبیث بشیم.
استاد از شما سپاسگزارم که همیشه مثل فرشته نجات میاین وما رو از این دیو سیاه آگاه میکنین.فقط خدا میدونه که چقدر به این حرفها نیاز داشتم واز خدای مهربون میخوام که همیشه سالم وشاد وپاینده در این راه باشید.
من از وقتی قانون رو از شما یاد گرفتم سعی کردم توی همه ی جنبه های زندگیم اپلای کنم قانون رو.یکی از قسمت هایی که این قانون خودش رو خیلی خوب نشون میده قسمت نظم و تمیزی هست٫من از شما یاد گرفتم که هر موقع غذا خوردم همون لحظه ظرفش رو تمیز بشورم و موکول نکنم به یک ساعت بعد یا بعدا،یاد گرفتم وقتی از خواب بیدار شدم تختم رو همون لحظه مرتب کنم و موکول نکنم برای بعد چون مثلا تختخواب وقتی مرتب نشه روی اون کلی لباس جمع میشه و قسمت های دیگه هم تحت تاثیر قرار میگیره و ادم همش میگه بعدا تمیز میکنم بعدا مرتب میکنم و همین بعدا بعدا بعد میبینی چند روز گذشته و تو دیگه حتی نمیتونی قدم برداری توی اتاقت و با هر قدم پاتو میذاری روی یک شی که باعث نامرتب شدن اتاقت شده،وقتی تصمیم به تمیز کردن و مرتب کردن اتاق میگیری ساعتها زمان میبره تا هر چیز سر جای خودش قرار بگیره و دوباره همه چیز منظم بشه،در صورتیکه اگر همون اول بعد از استفاده از هر چیزی اون رو (همون لحظه) بدون درنگ بذاریم سر جای خودش همیشه اتاقمون مرتب و منظم میمونه و توی آشپزخونه هم به همین شکل اگر لکه ی چربی روی زمین یا هرجای دیگه بریزه همون لحظه با یه دستمال نمدار اون تمیز میشه در غیر این صورت اگر به بعدا موکول بشه قطعا هم پاک کردن چربی های دیگه به بعدا موکول میشن و هم کارهای جانبی دیگه به بعدا موکول میشن وباعث بوی بدو جمع شدن موجودات و حشرات میشه که تمیز کردن اون به مراتب سخت تر هست و زمان بیشتری میبره نسبت به موقعی که فقط یه لکه بود و ما میتونستیم با یک دستمال اون رو تمیز کنیم،
استاد من از شما یاد گرفتم انجام کارها مثل تقویت کردن عضله است و هرچقدر ما کاری رو بدون هیچ بهانه ای انجام بدیم این عضله تقویت میشه و ما رو به یک آدم متفاوت تبدیل میکنه و انجام دادن کارها جز شخصیت ما میشه و این طوری حتی شناخت ما نسبت به خودمون و دنیای پیرامونمون بیشتر میشه و حتی اینجا عضله تصمیم گیری ما قوی تر و قوی تر میشه و سرعت انجام دادن کارها به شدت بالا میره طوری که واقعا بقیه تعجب میکنن که در زمان کوتاه هر کاری رو میتونی انجام بدی،
این مثال ها دقیقا مرتبط هستن با اتفاقاتی که درون مغز ما میفته وقتی که به افکار منفی بهایی نمیدیم انرژی خودشون رو از دست میدن،وقتی در موردشون با خودمون یا با کس دیگه حرف نمیزنیم از مدارش میایم بیرون و نه تنها ریشه دار نمیشن بلکه کاملا از بین میره و ادامه دادن و تمرین کردن و تقویت کردن این عضله باعث میشه کار ما بسیار راحت بشه و به محض ورود افکار منفی به شکل مثبت فکر کنیم و نگاه متفاوت ما ،ما رو به اتفاقات زیبا هدایت کنه،
با تمام وجودم این رو درک کردم و تجربه کردم استفاده از این قانون رو و عدم استفاده این قانون رو ٫و با تمام وجودم سعی میکنم توی زندگیم توی همه ی موارد اپلای کنم و لذت ببرم از زندگی
دوستتون دارم استاد ممنونم ازتون بخاطر وجود شگفت انگیزتون️
من امروز توی تمرین ستاره قطبی نوشتم که میخوام بدونم گره های درونیم که مانع موفقیت و رسیدن به درامد شده چیه؟
هدایت شدم به این فایل و وقتی گوش دادم متوجه شدم گره اصلی درونم رها کردن دقیقا جایی هست که میخوام نتیجه بگیرم!
مثلا دوره حل مسائل رو تا جلسه سه رفتم و بعد میرم دوره عشق و مودت اونم تا جلسه دو میرم و بعدش دوره ١٢ قدم که چهار ماه قدم اول هستم و روانشناسی ثروت که توی جلسه دوم موندم و اخرین دوره هم احساس لیاقت که میشه گفت تا جلسه دوم گوش دادم!
جالبه که میدونم و کاملا اگاه هستم که مسیر درست همینه چون این اواخر خدا درهایی برام باز کرده و اتفاق هایی افتاد برام که با همین باورسازی های مثبت و گوش دادن به فایل ها بود.
میدونم که تنها مانع رسیدن به خواسته هام خودم هستم و تا وقتی من تغییر نکنم جهانم تغییر نمیکنه!
استاد همیشه تحسینت میکنم و این قدر انرژی خوبی میدید و تن صداتون فرکانش بالاست که نمیشه یه روز صداتون رو نشنید. ممنونم که وقت میذارید و اگاهی تون رو با ما به اشتراک میذارید.
در پناه رب شاد و سلامت و سعادتمند و ثروتمند در جهان و اخرت باشید. در پناه حق
مثال ها دارد تا از زبان شیوای استادمان بهترو عالی تر درک کنیم اصل و اساس قوانین زیبای الهی را
خداروشاکروسپاسگزارم بابت هدیه یک روز
عالی و بی نظیر دیگر از ادامه شبی که از
شکرگزاری های روز بر صفحه زیبای گوشی ام نوشته و به خوابی عالی رفته و بی شک صبح هم با همان
احساس ناب شکرگزاری در تاروپود وجودم
بیدار می شوم و با دریافت واحدهای انرژی
امروزم ،
حسابی به ذهنم خوراک مناسب می دهم و
دعوتش می کنم به بزم تمرکز بر نعمت ها هرچه که هست و خواهد بود و شکر.گزاری هایی که دیگر مدام
ورد زبانم شده است و این به افکارو باورهایم جهت درست می دهد ،
حالم با خودم و زندگیم و دوروبرم و انسانها فوقالعاده تر شده است
و رزق و روزی که به لطفش هرچه قدر هست
فقط می گویم برکت و الهی شکر که سهم خود را در کسب و کارمان با عشق انجام می دهیم و طرز برخوردهایی که انگار
مشتری خودمان هستیم و در واقع هم همین است،
مشتری را خداوند هدایت می کند و خیروبرکتی که همه جوره شاهدش هستیم،
چون ایمان داریم که خداوند حواسش به همه امورات و رفتارها و عملکردهای مان هست و امکان ندارد در مسیر درست
و راست و خدایی ،قدم برداری و رزق بی حساب دریافت نکنی .
خداروشکر که آنقدر محو زیبایی ها ،صحبت های ناب و توحیدی استاد و داشته هایم ،
کارهای روزانه ام و برنامه ها و هدفی که دارم
،شده ام که وقتی برای فکر کردن به چیزی خارج از محدوده این مسیر جادویی و به قولی رفتن به جاده خاکی ،ندارم .
از صبح که بیدار می شوم مراقب ورودی هایم هستم
مراقب ذهن زیبایی که هدیه خداوند است و در این مسیر هرروز اساسی پاکسازی شده و سعی می کنم تمرکزم تنها و تنها روی حس ناب شکرگزاری معطوف شود و بعد در کنارش مدیتیشن که چقدر انرژی مرا چندین برابر می کند ،خدایاشکرت.
هر روز به خودم یادآوری می کنم که قدروارزش نعمت حال خوب و آرامشمرا بدانم ،که باعث شدند همه چیز در زندگیم تغییرات اساسی پیدا کنند .
افکار منفی مثل خانه تکانی ها می ماند که بعد از یکسال بعضی ها یادشان می افتد خانه ای هست و باید تروتمیز شود و آنقدر باید انرژی و تمرکز بگذارند یرای تمیز کردن و بعد هم احساس بد و .…
خداروشکر می کنم که هیچ وقت خانه تکانی نداشتم و سعی کرده ام هرروز کارهایم را به نحو احسنت با
عشق انجام دهم چون خودم لذّت می برم وقتی بعد از پختن غذا ،گازم رو تمیز می کنم ،
ظرف ها رو می شورم ،گردگیری و بقیه کارها
چقدر آرامش داره و همیشه هم به قول استاد
کارها به راحتی و آسانی صورت می گیرد .
هرروز حواسم هست به شرایط برچسب خوب یا بد نزنم ،من اگر در مسیر درست باشم امکان ندارد خداوند برایم خیر در نظر نگیرد ،من در هر شرایط فقط
عکس العمل درست خودم را دیدم و حال و احساسم
رو خوب نگه داشتم و خداوند هم به زیبایی به
راه حل ها هدایتم کرده و ممکن بوده اون راه حل
فقط و فقط پایدار نگه داشتن حالِ خوبم بوده و تمرکز بر زیبایی ها و نعمت هایی که دارم و خود را در فرکانس مثبت قرار دادن که بی نظیر
جواب داده است.
احساس ارزشمندی همچون این فواره زیبا در انتهای
این فایل بی نظیر با فیلمبرداری عالی مریم جانم
،باید از درونت بجوشد تا زیبایی اش را جهان ببیند و
پاداشش همچون جلوه زیبای انرژی آبی باشد که به فواره بخشیده است و
هدیه زیبایش برای من و شما عزیزانم
لیاقت زندگی بهشتی در تمام زمینه ها در دنیاو آخرت است ،الهی آمین.
در پناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت، ثروتمند، سعادتمند، موفق و عالی باشید و بدرخشید، دوستتون دارم.
واقعا وقتی افکار منفی یه ورود کوتاه توذهنمون دارن مثل درختچه های نازک و بی جون و کوتاهن،که حتی میشه با یک نوک انگشت اون هارو از خاک جدا کردحالا مثالش میشه یه فکر کوچیکه که بهم حس بد داد اومد تو ذهنم بالا، حالا اگر من با دلیل منطقی برای ذهنم این فکر بد و شیطانی رو رد کنم،خیلی راحت جدا میشه اما اگر بهش فکر و توجه کنم مثل کود و آب میمونه که اونو به درخت بزرگ و تنومندی تبدیل میکنه که شاید به روزها ، ابزار مکانیکی و تلاش فیزیکی و هزینه مالی نیاز داشته باشههه، و تازههه مانع رشد گیاه اصلی و طبیعی جنگل میشه!!!!
پس یه نیش انگشت جدا کردن علف هرز، کجااااااووووو…….روزها ابزارو هزینه و تلاش فیزیکی کجا !!!!
دقیقا باد پدرم افتادم از کودکیم که یادم میاد ایشون باور نابرده رنج گنج…داشتن و اینکه ادم باید سختی بکشه تا به راحتی برسه،،،و اونقدر این افکار منفی به درخت های بزرگی تبدیل شده که ایشون باید تو 46 سالگی هم تو هوای 40 درجه شرجی از6صبح تا 6شب کار کنن دقیقا تو سخت ترین حالت ممکن، و هنوز قسط یکسری دست آورد هایی که داشتن رو دارن میدن،،،،،در صورتیکه از وقتی قلب من با این حرف و وجمله های سختی کشیدن مشکل داشت و هدایت شدم به جمله های استاد و دوره آفرینش و کشف قوانین طی 6ماه به خواسته ای که شاید اطرافیانم سالهای درگیرشن رسیدم!!!!و اینو نتیجه ادامه دادن مومنتوم مثبت میدونم و من هزینه ابزار و مالی و فیزیکی برای کندن اون درخت های تنومند ندادم فقط:))))))))))
و سعیمو کردم با اینکه شاید یجایی از دستم در رفته اما ادامه دادم و برگشتم به مسیر تا اینکه رسیدم البته از خدا خیلی میخواممم(::::(((((:
به قول استاد با خدا پرووو باشید هرچی پروو تر یعنی به قدرتش بیشتر اعتماد دارید(:
سپاسگزارم از استاد برای نشر این مسیر از پدر عزیزممم و جانم که هر بار نگاه کردن بهشون از تضاد ها بیشتر ایمانم به قانون بیشتر میشه و آن شاالله که هدایت بشن و همیشه در مسیر نعمت و ثروت و سلامتی باشن و خدایا من واقعا به خیری که ازتو بهم برسهههه هنوز خیلی فقیرماااااا!!!!انت الوهاااااب
استاد چه خوش گفتی که :((وقتیکه احساسِت خوبِه و آرامششششششششششششش دارییییییییی!!!!!!!!!!در مسسسسسسسسسسسسسسیییییییییییییییییییییررررررررررِ
دریافتِ دهش هایِ (نعمتهایِ) خداوندی هستی ! من چند وقت بود که می دانستم ما در جریانی عظیم! از نعمت و فراوانی هستیم ولی این را هم می دانستم که باید “””””درهایِ وجودیِ خودِمان “”””را هم که سالها با افکار منفی از قبیل کمبودها و نبودها بسته بودیم و قفلهای فراوانی نیز به آنها آویخته بودیم تا جایی که لولاهایشان زنگ زده و گشودن و باز کردنشم هم کارِ بسیارسختی بود را!!((بااسمِ رمزِ آآآآرررررراااااامممممششش))،و ساختن باورهای مناسب، به مرور زمان با برطرف کردنِ زنگ زدگیهاو باز کردنِه دونه دونه یِ قفلها و کنار گذاشتنشون ودر نهایت!باز کردنِ درهایِ وجودیمان ، این جریان به درون ما رخنه کند و”””” در واقع جریان برقرار شود”””” و دراین زمان است که ما در مدارِ دریافتِ نعمتها ، قرار می گیریم!!!!؟؟؟
میتونم با دوتا مثال دقیق که خودم تجربشون کردم قدرت آگاهی های این فایل فوق العاده رو نشون بدم
اولین مثال برای دوسال پیشه که با فردی کم نظیر در رابطه ای فوق العاده بودم و هر روز اتفاقات مثبت تری رو تجربه میکردم
پس از مدتی که فکر میکنم کمتر از 6 ماه از رابطه گذشته بود یک تضاد کوچیک وارد رابطه من شد که نمیخوام زیاد در موردش توضیح بدم اما یک پسر هر شب به پارتنرم پیام میداد و این ذهنمو درگیر کرده بود که با عشقم صحبت کردم و به من این دلگرمی رو داد که بابا اینا که اصلا مهم نیستن،مهم اینه من تورو دوست دارم اما من با اینکه از پارتنرم خیالم راحت بود نتونستم حسم رو کنترل کنم و خیلی در موردش فکر میکردم و درگیرش بودم
خلاصه این آقا که بالاخره با هزار ضرب و زور و مشقت از زندگی ما رفت بیرون و بعد از سه هفته باز دوباره یک آقایی که بسیار بسیار محترم و از دوستان و هم تیمی های خودم هم بود شروع کرد عینا رفتار همون آدم قبل رو تکرار کردن.من شوک شده بودم که چرا آدم به این خوبی چنین رفتاری میکنه و باز حس من شروع کرد به بدتر و بدتر شدن
این حس تا اونجایی ادامه پیدا کرد که پارتنرم هم رفتارش تغییر کرده بود،دیرتر جواب میداد و ….
و پس از مدتی هم اتمام رابطه
این موقعیت اولی بود که با یک تضاد کوچیک چنین نتیجه ای وارد زندگیم شد
حالا موقعیت دوم زندگیم رو بگم که همین چند ماه درگیر یک مسئله مالی بودم اما این دفعه با دید دیگه ای تلاش میکردم
گفتم این تضاد اومده که از دلش هزاران هزار نعمت و ثروت به من داده بشه،من فقط باید حالم خوب باشه و مثل بچه آدم تلاشمو بکنم خدا ببینه دارم درست کار میکنم هم ثروت رو میده،هم کلی نعمت دیگه
خلاصه با این دید شروع کردم به کار همه بچه ها میدونن زمانی که پول تو حسابت کمه یا وضعیت خیلی خوب نباشه تلاش کردن سخت تر میشه،استرس ممکنه بگیری یا هرچیز دیگه ای
کلی افکار میاد که اگر فلان کار رو نتونم بکنم چی ؟
راهکاری که من استفاده کردم رو بگم
اومدم برای خودم تو دفترم نوشتم که:
«اگر الان بتونم ذهنم رو کنترل کنم به چه نتایج فوق العاده ای در زمینه های ثروت،سلامتی و روابط و… میرسم؟»
شاید صد ها مورد در هرکدوم مینوشتم
و با صدای خودم ضبط میکردم و هر زمان نجوا میومد ایرپاد میزدم،صدای محیط رو میبستم و اون فایل رو گوش میکردم
یه لیست دیگه ای هم نوشته بودم که اگر این کنترل ذهن رو به خوبی انجام ندم چه اتفاقی میفته؟
که اونو ضبط نکردم
از نتایج این کنترل ذهن بگم براتون
1.سه تا قرارداد در یکماه هر کدوم به فاصله یک هفته در حالی که سه ماه بود که قرارداد نداشتم و هر کدوم از این قرار داد ها برام یه چیزی حدود 30 تا 50 میلیون ورودی مالی داشت
2.با دختری فوق العاده همونطور که میخواستم و تمام خصوصیات من رو داشت وارد رابطه شدم
تو دانشگاه باهم درس میخونیم
همکار هستیم
با خانوادش در ارتباط هستم و بیرون میریم
باهم انگلیسی صحبت میکنیم دقیقا همونی که میخواستم
3.به تازگی نماز رو شروع کردم
با حس بهتر و اراده قوی
از انجامش فوق العاده لذت میبرم و احساس میکنم مستقیم دارم با خود خدا صحبت میکنم و همون لحضه در قلب من حضور داره
این داستان از کنترل ذهن بعد از یه تضاد کوچیک رو وقتی مقایسه میکنم با اون تضاد قبلی،میبینم اقاااااااا اون چقدر کوچیک تر بوده ولی من نتونستم حلش کنم اما این مسئله که بزرگتر هم بوده رو به این راحتی حل کردم«زمانی که تسلیم شدم و از خدا کمک گرفتم»
سلام اقای کوهزاد چقدر زیبا نوشتید دلم نیومد علاوه بر امتیاز دادن تشکر نکنم از متن زیباتون که انقدر واقعی بود به دلم نشست مخصوصا جایی که گفتید وقتی میتونیم در برابر افکار منفی قدرت کنترلم ذهن رو نشون بدیم که تسلیم در مقابل خدای مهربون باشیم و ایمان داشته باشیم که فکر منفی نجوای شیطان هست برای تزلزل ایمان ما به قدرت رب که شرک رو در دلمون زنده کنه و نزاره به قدرت واقعی خدا دلمون آروم بشه.واقعا همینه من هم چند روز هست که بر خلاف قبل فقط شکر گزاری لفظی داشتم یک دفتر اختصاص دادم به نوشتن اتفاقات قشنگ روزم و واقعا تاثیرش رو در پیشرفت مالی به شدت احساس کردم با این کار تونستم جلوی ورود شیطان رو به ذهنم بگیرم و برام واضح تر بشه قوانین
براتون عشق و سعادت میخوام و ممنونم بخاطر حس قشنگ و ایمانی که امروز یاد اوری کردید بهم که تو دلم هر روز و هر روز باید زنده نگهش دارم.
سلام استادعزیزم ومریم عزیزم متشکرم بخاطرفایل زیبای چگونه ازقدرت گرفتن افکارمنفی جلوگیری کنیم ؟ خداروشکربخاطراین آگاهی واینکه خداروشکرچندساله هرروز برای کنترل ورودیهای ذهنم برای اینکه اجازه ندم افکارمنفی قدرت بگیرن هرروز برای خودم برنامه ی بهبودی دارم ازصبح برای خودم برنامه ریزی میکنم ابتدا بانوشتن شکرگزاری بعددرحین انجام دادن کارهای روزمره ام حتی اگه درخانه هستم موقع آشپزی ظرف شستن فایلهای استادگوش میکنم ؛ بعضی روزهاحالا بخاطرتمرکزی که روی نواقص دیگران مثل همسرم ویاهرشخص دیگه ای گذاشتم ازاحساسم که آشفته میشه میدونم که یکاری برای کنترل این افکاردرذهنم بایدانجام بدم وبایداین احساس خوب کنم ؛وتنها راهکاری که بمن کمک کرده بتونم جلوقدرت این افکارمنفی روبگیرم همین نکته کلیدی که استادمیفرمایند تغیرزاویه دیدوتغییرنگاهم نسبت به هرچیزی ویاهرشخصی هست ؛یادمه تقریبا مثل همین مثالی که استادزدند من چندوقت بودبه رانندگیم غره شده بودم ولایی میکشیدم ازبین ماشینها یکبارکه باعجله داشتم رانندگی میکردم برم دنبال دخترم که مدرسه اش تعطیل شده بود سریک چهارراه بایک پیرمردموتورسوارتصادف کردم؛من که همیشه ادعام میشد رانندگیم خوبه هول شدم بجای اینکه دنده عقب بگیرم که ازروی موتوربرم عقب وپیرمردفقط افتاده بود برعکس پام گذاشتم روی گازوپای پیرمردشکست اون موقع چون هرروز تمرینهای زیادی برای توجه به نکات مثبت انجام میدادم نمیدونم چرا خنثی بودم نه نگران نه هیچ چیز دیگه فقط انگارتوی قلبم یک چیزی بود که بهم آرامش میداد همه جمع شدند همه ی اون افراد دوروبرم بجای اینکه من نگران کنند میگفتند نگران نباشی ها هیچی نیست اولین کاری که کردم نشستم کنارپیرمرد وگفتم معذرت میخوام من اصلا شماروندیدم وپیرمرد باچهره ی خیلی مهربون وباصدای آرومش گفت اشکال نداره دخترم برای همه اتفاق میفته خانومش اومد کنارش ازاونهم عذرخواهی کردم وایشون هم خیلی بمن آرامش دادن بانگاهشون که دربسیاری ازتصادفات میبینیدکه هم آدمهای منفی انرژی منفی میدن وهم باشخصی که برخوردمیکنی ؛امابرای من اینطورنبود واتفاقی که افنادهمونجا اون خانواده رضایت دادن اما مراحل قانونیش طی شدکه بیمارستان وماشین بردن وپارگینگ ومن رفتم کلانتری وامضادادم وتعهد و…اما همش ازخداوند تشکرمیکردم که درس بزرگی شدبرای من که بجای اینکه بگم منکه هرروز شکرگزاری میکنم منکه هرروز حواسم هست باگفتارم بارفتارم بخودم ودیگران خسارت نزنم چرااین مشکل برام پیش بیاد برعکس همش ازخداوند تشکرمیکردم که خدایاشکرت اتفاق بدتری نیفتاد واون شخص فقط پاش شکست که میتونست اصلا زنده نباشه واین اتفاق بعنوان یک درس برای من بود که ازاین به بعدحواست به رانندگیت باشه وباتمرکزودقت بیشتری رانندگی کن واینکه چقدر آدمهای خوبی سرراهت قرارگرفتندبااینکه بهشون آسیب زدم اما چقدررفتارشون بامن خوب بود وازاین شکل تجربه ها بسیارداشتم که همه ی اینها برای من تمرینی بوده که من باهرتجربه باعوض کردن نگرشم وتغییرزاویه دیدم حتی اگرمشکلاتی بوجوداومده اونهاروتبدیل به شکلات کردم واجازه ی پیشروی بهشون ندادم موقعی که استادداشتند راه میرفتند وصحبت میکردند توجهم رفت روی سایه ی مریم جان که همزمان بااستاد راه میرفتندوازایشون فیلم میگرفتندحتی توی سایه ی ایشون مشخص بود که چقدربادقت دارند اینکارانجام میدن واونجا توی دلم تحسینشون کردم بخاطرعشقی که داشتندبه استادمیدادند؛بعدآخرفایلشون استاد بخاطرهمزمان راه رفتن مریم جان وفیلم گرفتنشون ازایشون تشکرکردند بعدباخودم گفتم یک درصد فکرکن که استادهمچین کاری نکنه واینقدرقدرشناسی وتشکرکردن براشون راحته که هرلحظه ازکوچکترین کاری که براشون انجام میشه حتی تشکرنکنند واینها حاصل همین تمرکزروی نکات مثبت ودرلحظه جلوقدرت افکارمنفی راگرفته وبه جنبه ی خوبش نگاه کردنه که کلاشخصیت آدم تغییرمیکنه وتبدیل میشی به یک آدم سپاسگزار وقدرشناس درهمین لحظه که افکاربد می یادوتوازاحساست متوجه میشی که حالت بدهست وباید هدایتش کنی باهرچیزی که بهت حال خوب درونی میده بطرف احساس آرامش درون که درموردخودم سالها این بوده وهنوزم هست من حالم خوب هم هست کلی فایل گوش میکنم کلی کامنت میخونم چه برسه به اینکه درلحظه حالم بدباشه اون موقع هم تنها راهکاری که بهم کمک میکنه واجازه پیشروی بهش نمیدم همین گوش کردن به فایل هست متشکرم ازاستادعزیزم بخاطرآگاهی که ازایشون میگیرم ودارم سعی میکنم عملکردخوبی هم داشته باشم وهمینطورازمریم عزیزم ودوستان عزیزم درخانواده ی بزرگ عباسمنش
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت این آگاهی ها
سپاسگزارم از مهربان پروردگارم که جهان هستی رو با قوانین ثابتش آفرید
و سپاسگزار استاد عباس منش عزیزم هستم که این قوانینو کشف کردن ، زندگیشون کردن، نتیجه گرفتن و سخاوتمندانه در اختیار ما هم قرار دادن،
شما واقعا استاد پیدا کردن الگو ها و ارتباط ها هستید ، بابت مثال های بجاتون ازتون سپاسگزارم ، بابت دیدگاه متفاوتی که به مسائل دارید ازتون سپاسگزارم
هزاران بار خونه رو تمیز کردم ، متوجه شدم که باید هر روز تمیزش کنم تا نخوام یهو انرژی زیادی برای اینکار ،خرج کنم اما هرگز نتونستم ربطش بدم به افکار منفی که تو سرم هست ، که اگر بخوام زود جلوشو بگیرم خیلی راحت میتونم کنترلش کنم ،
من 18ساله که مستقل از پدرو مادرم زندگی میکنم و خیلی زود پس از یکی دوسال مستقل شدن متوجه شدم که نظافت اصلی و اساسی خونه رو نباید برای عید گذاشت،
تو منطقه ما و دور بری های ما رسم اینکه سالی یکبار خونه رو اساسا تمیز میکنن تا برای عید همه جا تمیز باشه ، امامن سالهاست که بطور مداوم کار تمیز کاری رو انجام میدم و دم دمای عید که همه تو هیاهوی تمیز کاری هستند من واقعا هیچ کاری ندارم و کارام رو تین و طبق نظم قبلی پیش میره، اگه بخوام مثل استاد از اینجا به این موضوع برسم که میشه همینجوری جلوی قدرت گرفتن افکار منفی رو گرفت ، میتونم به وضوح درک کنم که چقدر مسیر آسانتر خواهد شد ،
««افکار منفی تا وقتی رشد نکردن و قوی نشدند میشه بهش جهت داد یا جلوشو گرفت تا وقتی ضعیفاً میشه تغییرشون داد و به نکات مثبت زندگی توجه کرد ما اگر تغییر ندی شروع میکنن رشد کردن و گسترش دادن خودشون و این میشه شیوه فکر کردنمون »»
پس بسیار واجبه که مواظب افکارمون باشیم و باورهامونو آنالیز کنیم که بیسش کمبودِ یا فراوانی ؟! که برای شخص من به وضوح میبینم که کمبود هست و با بودن دراین سایت و کار کردن مداوم رو خودم دارم باورهای قدرتمند کنندی مربوط به فراوانی میسازم اما چون پاشنه ای آشیلمه ، و سیمانی شدن و چسبیدن به مغزم به همین خاطر نیاز به کار کردن بی وقفه و همیشگی دارم.
ماریا بدون که اگر افکار منفی بیاد تو همون حالت نمیمونه ،اون افکار شروع میکنن به گسترش دادن خودشون و تکثیر خودشون و جذب افکار مشابه و اگر اینکار احساس بد درتو ایجاد کنه و این احساس بد ادامه دار باشه طبق قانون احساس بد اتفاق بد ، اتفاقات ناخواسته هم برات پیش میاد و تو، تو دور باطل و سیکل منفی گیر میکنی و بعدش نیاز به انرژی بسیار مضاعفی داری برای برگشتن به حالت معمولی ...
پس چرا اینقدر به خودت ظلم میکنی ، یاد بگیر که آگاه باشی به افکارت و در نطفه منفی هارو با تغییر نگرش ، خفه کنی ،
اگر روند تغییر نگاه در شرایط سخت رو یاد بگیرم احساس آرامش میکنم و این احساس آرامش یعنی در مدار نعمت و ثروت و فراوانی هستم
خدایا کمکم کن دراین مدار باشم ، کمکم کن تنها ترو بپرستم و تنها از تو یاری بجویم
منو به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت دادی هدایت کن.
به نام خدای مهربانم خدایی که کنارمه و هدایتم میکنه خدایا من لایق هم صحبتی با تو را دارم
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته زیبا رو و زیبا سخن
و سلام به دوستان نازنینم
متن انتخابی فاطمه جان رو خوندم عالی بود عزیزم متشکرم
اگر افکار منفی کوچیک رو جلوشو نگیریم رشد میکنند و تبدیل به دیو سیاهی میشن
همه چیز زندگی و کسب و کار و مسایل ما از ذهنمون رشد میکنن
با کنترل ذهن نجواها خاموش میشون و میتونی دیدگاهتو مثبت کنی. میتونی با کنترل ذهن حال و احساستو خوب نگه داری
و اجازه ندی به سمته منفیها و حاشیه ها برود
با کنترل ذهن به اهدافت میرسی به خواسته هات میرسی
به خدا نزدیک تر میشی
بعضی اوقات باید برای رسیدن به اهداف و خواسته ها بعضی از کارها رو انجام بدیم و بعضی ها رو انجام ندیم
اعراض کردن از منفی بافیها و ناخواسته ها و نازیباییها یکی از کارهای مهم ست که با کنترل ذهن انجام میشه
من به هیچ عنوان تلویزیون نگاه نمیکنم و به خودم تعهد دادم و سر تعهدمم هستم میخوام هر جا باشم هر کی باشه کنارم من نگاه نمیکنم
افکار منفی تا کوچیک هستن میتونیم کنترلشون کنیم زمانی که رشد کنن مثل علف های هرز پیچ میخورن دور ذهنمون و اون موقع کنترلشون سخته و طاقت فرسا
اگه چند روز ذهن رو رها کنیم و کنترل نکنیم
به بیراهه کشیده میشیم و درگیر حاشیه ها میشیم
و سریع احساسمون بد میشه و میفهمیم راه نادرسته
پس باید مثل غذا خوردن مون فایلها رو هم همون اندازه و بیشتر از اونا گوش کنیم و در هر لحظه حالمون رو با جهت دهی افکار مثبت خوب نگه داریم و هر لحظه به خودمون گوش زد کنیم ابن مطالب رو
به نظر من بهترین راه به یاد آوری این مطالب و قوانین
موندن در سایت ست و خوندن و نوشتن کامنت ست
استاد ممنونتم سپاسگزارتم
بهترین راه کنترل ذهن و جلو گیری از قدرت گرفتن افکار منفی
سپاسگزاری مداوم ست و به یاد آوردن دستاوردها و بهبودهاست
در پناه خداوند مهربان باشین
سلام بر استاد عزیز ودوست داشتنی
چند وقتی بود که هر چقدر تلاش می کردم به حال خوب نمی رسیدم والان فهمیدم مشکل چی هست.باوجودی که هر روز فایلهای شما رو گوش میدم اما دقت نمیکردم به ریشه حال بدم والان متوجه شدم که دلیل حال بد من این هست که من اصل رو ول کردم وچسبیدم به مسایل فرعی .واقعا به این فایل نیاز داشتم وسپاسگزارم که باز اصل رو به ما یادآوری کردین که مهم چی هست ومهم این هست که ذهنت رو کنترل کنی وهر لحظه جهاد اکبر داشته باشی برای کنترل ذهن چون اگر ما تمرکزمون رو بزاریم روی ناخواسته ها وبه جای اینکه تلاش کنیم برای شاد بودن وبه جای فکر کردن به اینکه چی نمیخوایم فکرمون رو بزاریم روی اینکه چی میخوایم وبه جای اینکه بگیم خدایا چرا من حالم خوب نیست بگیم ما چه کاری کردیم که دوباره به شیطان اجازه دادیم برما مسلط بشه ومثل دیوی بشه بالای سر ما که تمام انرژیمون رو بگیره ونزاره خوشحال باشیم .این چند وقت همش این حس رو داشتم احساس میکردم دیو سیاهی بالای سرم هست وداره تمام انرژی من رو میگیره.چند وقتی بود که خیلی توی صحبت کردن دقت میکردم واینقدر به خودم توجه می کردم که تا می اومدم حرف منفی بزنم خودم حرف رو عوض می کردم واصلا موضوع بحث میرفت سر یه قضیه دیگه وآخرش از اینکه تونسته بودم درست عمل کنم خوشحال می شدم.الان که فکر می کنم میبینم این خوشحالی ها همون انرژی بود که من داشتم والان اگر انرژی ندارم به خاطر عدم کنترل صحبت کردن هست .استاد چقدر عالی گفتین افکار منفی از کوچیکی باید جلوش گرفته بشه .حالا که فکر می کنم مدتی بود که تلویزیون نمی دیدم اما بعد کم کم برای غذا خوردن که خانواده می نشستن وتلویزیون میدیدن من کم کم توجه کردم وفراموش کردم که نبینم بعد این انرژی منفی که چرا به این کار عمل نکردم باعث شد که در صحبت کردن هم دیگه دقت نکنم وبعد هی حالم بدتر شد وهی افکار منفی واون افکار رو آوردم بر روی کارم ورابطه هام وهمه اینها از تماشای تلویزیون شروع شد.
واقعا چقدر انسان فراموش کاره وچقدر سریع همه چی فراموش میشه وجاشو افکار منفی میگیره.اکر قراره تلویزیون نبینیم نباید ببینیم.اگر قراره منفی حرف نزنیم نباید حرف بزنیم.اگر قراره زمان اتفاقهای منفی مثبت فکر کنیم باید مثبت فکر کنیم.نباید مسیر درست رو فراموش کنیم .عادت کردن به تنبل بودن وطبق عادت بقیه رفتار کردن میشه تفاوت ما با شما استاد عزیز.شاید شما استاد عزیز یکبار طبق عادت کار اشتباه رو انجام دادین ولی اگر اون حس مثبت بهتون می گفت نباید این کارو میکردی یادتون می افتاد که دفعه بعد انجام ندین.اما بعضی از ما تنبل هستیم البته من خودم رو میگم.طبق عادت بقیه رفتار کردن برامون راحت تر هست تا اینکه یه خرده سختی بکشیم وخودمون رو از جامعه بیرون بکشیم وصلاح کار خودمون رو ببینیم.البته فکر می کنم این ریشه در احساس بی لیاقتی داره اینکه ما فکر می کنیم اگه همه تلویزیون میبینن ما نبینیم همه مارو مسخره می کنن یا اگر در جمعی همه دارن در مورد موضوعی غیبت می کنن وما بریم کنار همه مارو انسان مغروری می دونن.در واقع احساس بی لیاقتی چیزی هست که شیطان داره ازش استفاده می کنه برای فریب ما انسانها تا با استفاده از اون بتونه کم کم بر ما مسلط بشه ومثل دیوی بالای سر ما باشه وما اینقدر با افکار منفی واشتباهاتی که انجام دادیم اینقدر کوچیک بشیم که دیگه نتونیم حریف این دیو سیاه خبیث بشیم.
استاد از شما سپاسگزارم که همیشه مثل فرشته نجات میاین وما رو از این دیو سیاه آگاه میکنین.فقط خدا میدونه که چقدر به این حرفها نیاز داشتم واز خدای مهربون میخوام که همیشه سالم وشاد وپاینده در این راه باشید.
سلام استاد عزیزم
من از وقتی قانون رو از شما یاد گرفتم سعی کردم توی همه ی جنبه های زندگیم اپلای کنم قانون رو.یکی از قسمت هایی که این قانون خودش رو خیلی خوب نشون میده قسمت نظم و تمیزی هست٫من از شما یاد گرفتم که هر موقع غذا خوردم همون لحظه ظرفش رو تمیز بشورم و موکول نکنم به یک ساعت بعد یا بعدا،یاد گرفتم وقتی از خواب بیدار شدم تختم رو همون لحظه مرتب کنم و موکول نکنم برای بعد چون مثلا تختخواب وقتی مرتب نشه روی اون کلی لباس جمع میشه و قسمت های دیگه هم تحت تاثیر قرار میگیره و ادم همش میگه بعدا تمیز میکنم بعدا مرتب میکنم و همین بعدا بعدا بعد میبینی چند روز گذشته و تو دیگه حتی نمیتونی قدم برداری توی اتاقت و با هر قدم پاتو میذاری روی یک شی که باعث نامرتب شدن اتاقت شده،وقتی تصمیم به تمیز کردن و مرتب کردن اتاق میگیری ساعتها زمان میبره تا هر چیز سر جای خودش قرار بگیره و دوباره همه چیز منظم بشه،در صورتیکه اگر همون اول بعد از استفاده از هر چیزی اون رو (همون لحظه) بدون درنگ بذاریم سر جای خودش همیشه اتاقمون مرتب و منظم میمونه و توی آشپزخونه هم به همین شکل اگر لکه ی چربی روی زمین یا هرجای دیگه بریزه همون لحظه با یه دستمال نمدار اون تمیز میشه در غیر این صورت اگر به بعدا موکول بشه قطعا هم پاک کردن چربی های دیگه به بعدا موکول میشن و هم کارهای جانبی دیگه به بعدا موکول میشن وباعث بوی بدو جمع شدن موجودات و حشرات میشه که تمیز کردن اون به مراتب سخت تر هست و زمان بیشتری میبره نسبت به موقعی که فقط یه لکه بود و ما میتونستیم با یک دستمال اون رو تمیز کنیم،
استاد من از شما یاد گرفتم انجام کارها مثل تقویت کردن عضله است و هرچقدر ما کاری رو بدون هیچ بهانه ای انجام بدیم این عضله تقویت میشه و ما رو به یک آدم متفاوت تبدیل میکنه و انجام دادن کارها جز شخصیت ما میشه و این طوری حتی شناخت ما نسبت به خودمون و دنیای پیرامونمون بیشتر میشه و حتی اینجا عضله تصمیم گیری ما قوی تر و قوی تر میشه و سرعت انجام دادن کارها به شدت بالا میره طوری که واقعا بقیه تعجب میکنن که در زمان کوتاه هر کاری رو میتونی انجام بدی،
این مثال ها دقیقا مرتبط هستن با اتفاقاتی که درون مغز ما میفته وقتی که به افکار منفی بهایی نمیدیم انرژی خودشون رو از دست میدن،وقتی در موردشون با خودمون یا با کس دیگه حرف نمیزنیم از مدارش میایم بیرون و نه تنها ریشه دار نمیشن بلکه کاملا از بین میره و ادامه دادن و تمرین کردن و تقویت کردن این عضله باعث میشه کار ما بسیار راحت بشه و به محض ورود افکار منفی به شکل مثبت فکر کنیم و نگاه متفاوت ما ،ما رو به اتفاقات زیبا هدایت کنه،
با تمام وجودم این رو درک کردم و تجربه کردم استفاده از این قانون رو و عدم استفاده این قانون رو ٫و با تمام وجودم سعی میکنم توی زندگیم توی همه ی موارد اپلای کنم و لذت ببرم از زندگی
دوستتون دارم استاد ممنونم ازتون بخاطر وجود شگفت انگیزتون️
سلام
من امروز توی تمرین ستاره قطبی نوشتم که میخوام بدونم گره های درونیم که مانع موفقیت و رسیدن به درامد شده چیه؟
هدایت شدم به این فایل و وقتی گوش دادم متوجه شدم گره اصلی درونم رها کردن دقیقا جایی هست که میخوام نتیجه بگیرم!
مثلا دوره حل مسائل رو تا جلسه سه رفتم و بعد میرم دوره عشق و مودت اونم تا جلسه دو میرم و بعدش دوره ١٢ قدم که چهار ماه قدم اول هستم و روانشناسی ثروت که توی جلسه دوم موندم و اخرین دوره هم احساس لیاقت که میشه گفت تا جلسه دوم گوش دادم!
جالبه که میدونم و کاملا اگاه هستم که مسیر درست همینه چون این اواخر خدا درهایی برام باز کرده و اتفاق هایی افتاد برام که با همین باورسازی های مثبت و گوش دادن به فایل ها بود.
میدونم که تنها مانع رسیدن به خواسته هام خودم هستم و تا وقتی من تغییر نکنم جهانم تغییر نمیکنه!
استاد همیشه تحسینت میکنم و این قدر انرژی خوبی میدید و تن صداتون فرکانش بالاست که نمیشه یه روز صداتون رو نشنید. ممنونم که وقت میذارید و اگاهی تون رو با ما به اشتراک میذارید.
در پناه رب شاد و سلامت و سعادتمند و ثروتمند در جهان و اخرت باشید. در پناه حق
من همان دم که وضو ساختم از چشمهٔ عشق
چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست
می بده تا دهمت آگهی از سر قضا
که به روی که شدم عاشق و از بوی که مست
(حافظ)
سلام به استاد بزرگوارم و مریم بانوی عزیزم
و همه دوستانم در لذّت بردن از اینمسیر بهشتی
و سلام به پرادایس بهشتی که در دل دریایی اش
مثال ها دارد تا از زبان شیوای استادمان بهترو عالی تر درک کنیم اصل و اساس قوانین زیبای الهی را
خداروشاکروسپاسگزارم بابت هدیه یک روز
عالی و بی نظیر دیگر از ادامه شبی که از
شکرگزاری های روز بر صفحه زیبای گوشی ام نوشته و به خوابی عالی رفته و بی شک صبح هم با همان
احساس ناب شکرگزاری در تاروپود وجودم
بیدار می شوم و با دریافت واحدهای انرژی
امروزم ،
حسابی به ذهنم خوراک مناسب می دهم و
دعوتش می کنم به بزم تمرکز بر نعمت ها هرچه که هست و خواهد بود و شکر.گزاری هایی که دیگر مدام
ورد زبانم شده است و این به افکارو باورهایم جهت درست می دهد ،
حالم با خودم و زندگیم و دوروبرم و انسانها فوقالعاده تر شده است
و رزق و روزی که به لطفش هرچه قدر هست
فقط می گویم برکت و الهی شکر که سهم خود را در کسب و کارمان با عشق انجام می دهیم و طرز برخوردهایی که انگار
مشتری خودمان هستیم و در واقع هم همین است،
مشتری را خداوند هدایت می کند و خیروبرکتی که همه جوره شاهدش هستیم،
چون ایمان داریم که خداوند حواسش به همه امورات و رفتارها و عملکردهای مان هست و امکان ندارد در مسیر درست
و راست و خدایی ،قدم برداری و رزق بی حساب دریافت نکنی .
خداروشکر که آنقدر محو زیبایی ها ،صحبت های ناب و توحیدی استاد و داشته هایم ،
کارهای روزانه ام و برنامه ها و هدفی که دارم
،شده ام که وقتی برای فکر کردن به چیزی خارج از محدوده این مسیر جادویی و به قولی رفتن به جاده خاکی ،ندارم .
از صبح که بیدار می شوم مراقب ورودی هایم هستم
مراقب ذهن زیبایی که هدیه خداوند است و در این مسیر هرروز اساسی پاکسازی شده و سعی می کنم تمرکزم تنها و تنها روی حس ناب شکرگزاری معطوف شود و بعد در کنارش مدیتیشن که چقدر انرژی مرا چندین برابر می کند ،خدایاشکرت.
هر روز به خودم یادآوری می کنم که قدروارزش نعمت حال خوب و آرامشمرا بدانم ،که باعث شدند همه چیز در زندگیم تغییرات اساسی پیدا کنند .
افکار منفی مثل خانه تکانی ها می ماند که بعد از یکسال بعضی ها یادشان می افتد خانه ای هست و باید تروتمیز شود و آنقدر باید انرژی و تمرکز بگذارند یرای تمیز کردن و بعد هم احساس بد و .…
خداروشکر می کنم که هیچ وقت خانه تکانی نداشتم و سعی کرده ام هرروز کارهایم را به نحو احسنت با
عشق انجام دهم چون خودم لذّت می برم وقتی بعد از پختن غذا ،گازم رو تمیز می کنم ،
ظرف ها رو می شورم ،گردگیری و بقیه کارها
چقدر آرامش داره و همیشه هم به قول استاد
کارها به راحتی و آسانی صورت می گیرد .
هرروز حواسم هست به شرایط برچسب خوب یا بد نزنم ،من اگر در مسیر درست باشم امکان ندارد خداوند برایم خیر در نظر نگیرد ،من در هر شرایط فقط
عکس العمل درست خودم را دیدم و حال و احساسم
رو خوب نگه داشتم و خداوند هم به زیبایی به
راه حل ها هدایتم کرده و ممکن بوده اون راه حل
فقط و فقط پایدار نگه داشتن حالِ خوبم بوده و تمرکز بر زیبایی ها و نعمت هایی که دارم و خود را در فرکانس مثبت قرار دادن که بی نظیر
جواب داده است.
احساس ارزشمندی همچون این فواره زیبا در انتهای
این فایل بی نظیر با فیلمبرداری عالی مریم جانم
،باید از درونت بجوشد تا زیبایی اش را جهان ببیند و
پاداشش همچون جلوه زیبای انرژی آبی باشد که به فواره بخشیده است و
هدیه زیبایش برای من و شما عزیزانم
لیاقت زندگی بهشتی در تمام زمینه ها در دنیاو آخرت است ،الهی آمین.
در پناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت، ثروتمند، سعادتمند، موفق و عالی باشید و بدرخشید، دوستتون دارم.
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
متشکرم متشکرم متشکرم
سلام به همه دوستان بهشتی
بنام خدای رزاق و وهاب و هدایتگرم
استاد مثال درخت هرز خیلی برام زنگ بزرگی بود
واقعا وقتی افکار منفی یه ورود کوتاه توذهنمون دارن مثل درختچه های نازک و بی جون و کوتاهن،که حتی میشه با یک نوک انگشت اون هارو از خاک جدا کردحالا مثالش میشه یه فکر کوچیکه که بهم حس بد داد اومد تو ذهنم بالا، حالا اگر من با دلیل منطقی برای ذهنم این فکر بد و شیطانی رو رد کنم،خیلی راحت جدا میشه اما اگر بهش فکر و توجه کنم مثل کود و آب میمونه که اونو به درخت بزرگ و تنومندی تبدیل میکنه که شاید به روزها ، ابزار مکانیکی و تلاش فیزیکی و هزینه مالی نیاز داشته باشههه، و تازههه مانع رشد گیاه اصلی و طبیعی جنگل میشه!!!!
پس یه نیش انگشت جدا کردن علف هرز، کجااااااووووو…….روزها ابزارو هزینه و تلاش فیزیکی کجا !!!!
دقیقا باد پدرم افتادم از کودکیم که یادم میاد ایشون باور نابرده رنج گنج…داشتن و اینکه ادم باید سختی بکشه تا به راحتی برسه،،،و اونقدر این افکار منفی به درخت های بزرگی تبدیل شده که ایشون باید تو 46 سالگی هم تو هوای 40 درجه شرجی از6صبح تا 6شب کار کنن دقیقا تو سخت ترین حالت ممکن، و هنوز قسط یکسری دست آورد هایی که داشتن رو دارن میدن،،،،،در صورتیکه از وقتی قلب من با این حرف و وجمله های سختی کشیدن مشکل داشت و هدایت شدم به جمله های استاد و دوره آفرینش و کشف قوانین طی 6ماه به خواسته ای که شاید اطرافیانم سالهای درگیرشن رسیدم!!!!و اینو نتیجه ادامه دادن مومنتوم مثبت میدونم و من هزینه ابزار و مالی و فیزیکی برای کندن اون درخت های تنومند ندادم فقط:))))))))))
و سعیمو کردم با اینکه شاید یجایی از دستم در رفته اما ادامه دادم و برگشتم به مسیر تا اینکه رسیدم البته از خدا خیلی میخواممم(::::(((((:
به قول استاد با خدا پرووو باشید هرچی پروو تر یعنی به قدرتش بیشتر اعتماد دارید(:
سپاسگزارم از استاد برای نشر این مسیر از پدر عزیزممم و جانم که هر بار نگاه کردن بهشون از تضاد ها بیشتر ایمانم به قانون بیشتر میشه و آن شاالله که هدایت بشن و همیشه در مسیر نعمت و ثروت و سلامتی باشن و خدایا من واقعا به خیری که ازتو بهم برسهههه هنوز خیلی فقیرماااااا!!!!انت الوهاااااب
انت الرزاااااق هوالهادییییی
بوس بهت خدا جونم عاشقتممممم
بنام یکتای بی همتا!
براستی که : هرچه پیش آید !خوش آید!
استاد چه خوش گفتی که :((وقتیکه احساسِت خوبِه و آرامششششششششششششش دارییییییییی!!!!!!!!!!در مسسسسسسسسسسسسسسیییییییییییییییییییییررررررررررِ
دریافتِ دهش هایِ (نعمتهایِ) خداوندی هستی ! من چند وقت بود که می دانستم ما در جریانی عظیم! از نعمت و فراوانی هستیم ولی این را هم می دانستم که باید “””””درهایِ وجودیِ خودِمان “”””را هم که سالها با افکار منفی از قبیل کمبودها و نبودها بسته بودیم و قفلهای فراوانی نیز به آنها آویخته بودیم تا جایی که لولاهایشان زنگ زده و گشودن و باز کردنشم هم کارِ بسیارسختی بود را!!((بااسمِ رمزِ آآآآرررررراااااامممممششش))،و ساختن باورهای مناسب، به مرور زمان با برطرف کردنِ زنگ زدگیهاو باز کردنِه دونه دونه یِ قفلها و کنار گذاشتنشون ودر نهایت!باز کردنِ درهایِ وجودیمان ، این جریان به درون ما رخنه کند و”””” در واقع جریان برقرار شود”””” و دراین زمان است که ما در مدارِ دریافتِ نعمتها ، قرار می گیریم!!!!؟؟؟
شادوتندرست باشید!
درود بر استاد عزیزم و مریم جان
میتونم با دوتا مثال دقیق که خودم تجربشون کردم قدرت آگاهی های این فایل فوق العاده رو نشون بدم
اولین مثال برای دوسال پیشه که با فردی کم نظیر در رابطه ای فوق العاده بودم و هر روز اتفاقات مثبت تری رو تجربه میکردم
پس از مدتی که فکر میکنم کمتر از 6 ماه از رابطه گذشته بود یک تضاد کوچیک وارد رابطه من شد که نمیخوام زیاد در موردش توضیح بدم اما یک پسر هر شب به پارتنرم پیام میداد و این ذهنمو درگیر کرده بود که با عشقم صحبت کردم و به من این دلگرمی رو داد که بابا اینا که اصلا مهم نیستن،مهم اینه من تورو دوست دارم اما من با اینکه از پارتنرم خیالم راحت بود نتونستم حسم رو کنترل کنم و خیلی در موردش فکر میکردم و درگیرش بودم
خلاصه این آقا که بالاخره با هزار ضرب و زور و مشقت از زندگی ما رفت بیرون و بعد از سه هفته باز دوباره یک آقایی که بسیار بسیار محترم و از دوستان و هم تیمی های خودم هم بود شروع کرد عینا رفتار همون آدم قبل رو تکرار کردن.من شوک شده بودم که چرا آدم به این خوبی چنین رفتاری میکنه و باز حس من شروع کرد به بدتر و بدتر شدن
این حس تا اونجایی ادامه پیدا کرد که پارتنرم هم رفتارش تغییر کرده بود،دیرتر جواب میداد و ….
و پس از مدتی هم اتمام رابطه
این موقعیت اولی بود که با یک تضاد کوچیک چنین نتیجه ای وارد زندگیم شد
حالا موقعیت دوم زندگیم رو بگم که همین چند ماه درگیر یک مسئله مالی بودم اما این دفعه با دید دیگه ای تلاش میکردم
گفتم این تضاد اومده که از دلش هزاران هزار نعمت و ثروت به من داده بشه،من فقط باید حالم خوب باشه و مثل بچه آدم تلاشمو بکنم خدا ببینه دارم درست کار میکنم هم ثروت رو میده،هم کلی نعمت دیگه
خلاصه با این دید شروع کردم به کار همه بچه ها میدونن زمانی که پول تو حسابت کمه یا وضعیت خیلی خوب نباشه تلاش کردن سخت تر میشه،استرس ممکنه بگیری یا هرچیز دیگه ای
کلی افکار میاد که اگر فلان کار رو نتونم بکنم چی ؟
راهکاری که من استفاده کردم رو بگم
اومدم برای خودم تو دفترم نوشتم که:
«اگر الان بتونم ذهنم رو کنترل کنم به چه نتایج فوق العاده ای در زمینه های ثروت،سلامتی و روابط و… میرسم؟»
شاید صد ها مورد در هرکدوم مینوشتم
و با صدای خودم ضبط میکردم و هر زمان نجوا میومد ایرپاد میزدم،صدای محیط رو میبستم و اون فایل رو گوش میکردم
یه لیست دیگه ای هم نوشته بودم که اگر این کنترل ذهن رو به خوبی انجام ندم چه اتفاقی میفته؟
که اونو ضبط نکردم
از نتایج این کنترل ذهن بگم براتون
1.سه تا قرارداد در یکماه هر کدوم به فاصله یک هفته در حالی که سه ماه بود که قرارداد نداشتم و هر کدوم از این قرار داد ها برام یه چیزی حدود 30 تا 50 میلیون ورودی مالی داشت
2.با دختری فوق العاده همونطور که میخواستم و تمام خصوصیات من رو داشت وارد رابطه شدم
تو دانشگاه باهم درس میخونیم
همکار هستیم
با خانوادش در ارتباط هستم و بیرون میریم
باهم انگلیسی صحبت میکنیم دقیقا همونی که میخواستم
3.به تازگی نماز رو شروع کردم
با حس بهتر و اراده قوی
از انجامش فوق العاده لذت میبرم و احساس میکنم مستقیم دارم با خود خدا صحبت میکنم و همون لحضه در قلب من حضور داره
این داستان از کنترل ذهن بعد از یه تضاد کوچیک رو وقتی مقایسه میکنم با اون تضاد قبلی،میبینم اقاااااااا اون چقدر کوچیک تر بوده ولی من نتونستم حلش کنم اما این مسئله که بزرگتر هم بوده رو به این راحتی حل کردم«زمانی که تسلیم شدم و از خدا کمک گرفتم»
استاد عزیزم ممنونم که این فایل رو گذاشتید
من تازه شروع کردم به کامنت گذاشتن در سایت
قبلا این کارو انجام نمیدادم
دوست دارم با تعهد به این مسیر ادامه بدم
عاشقتونم…
سلام اقای کوهزاد چقدر زیبا نوشتید دلم نیومد علاوه بر امتیاز دادن تشکر نکنم از متن زیباتون که انقدر واقعی بود به دلم نشست مخصوصا جایی که گفتید وقتی میتونیم در برابر افکار منفی قدرت کنترلم ذهن رو نشون بدیم که تسلیم در مقابل خدای مهربون باشیم و ایمان داشته باشیم که فکر منفی نجوای شیطان هست برای تزلزل ایمان ما به قدرت رب که شرک رو در دلمون زنده کنه و نزاره به قدرت واقعی خدا دلمون آروم بشه.واقعا همینه من هم چند روز هست که بر خلاف قبل فقط شکر گزاری لفظی داشتم یک دفتر اختصاص دادم به نوشتن اتفاقات قشنگ روزم و واقعا تاثیرش رو در پیشرفت مالی به شدت احساس کردم با این کار تونستم جلوی ورود شیطان رو به ذهنم بگیرم و برام واضح تر بشه قوانین
براتون عشق و سعادت میخوام و ممنونم بخاطر حس قشنگ و ایمانی که امروز یاد اوری کردید بهم که تو دلم هر روز و هر روز باید زنده نگهش دارم.