چگونه از قدرت گرفتن افکار منفی جلوگیری کنیم - صفحه 22 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری چگونه از قدرت گرفتن افکار منفی جلوگیری کنیم
    459MB
    24 دقیقه
  • فایل صوتی چگونه از قدرت گرفتن افکار منفی جلوگیری کنیم
    0MB
    24 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

773 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زیبا گفته:
    مدت عضویت: 2815 روز

    به نام خالق یکتا

    خدایا شکرت

    سلام استاد و مریم جان

    در گذشته حرفی شنیده بودم در مورد گیاهان دارویی که هر بیماری تو منطقه پیش بیاد تو همون منطقه با گیاهان دارویی اونجا بیماری حل میشه

    و راه حل بیماری در هر مکان فرق داره

    خب این برای گیاهان دارویی خیلی جواب داده

    اما چیزی که برای من جالب هست قانون بدون تغییر خداوند است حتی در گیاهان و درمان ها هم وجود داره

    قانون خداوند هر اتفاقی خیری نهفته است و توبه خوبی ها فکر کن

    و بارها دیدیم که تو دل همون اتفاق معجزات رخ داده است

    من تجربیات زیادی داشتم ولی از وقتی فکر کردم و بهتر شدم واقعا جهان هم زیبا تر شد

    از آخرین اتفاق میگم

    من خیاطم

    و داشتم یه پالتو تدی و مخمل میدوختم

    خب مثل همیشه جیب دوختم

    نمیدونم چرا اومدم جیب دوم جای علامت عکسش دوختم حالا چرا نمیدونم

    ولی اتفاق افتاد جیب روی لباس و چیدن پارچه تکمیل جیب و خراب کاری

    خب پارچه مخمل بود پشتش

    جیب وسط کار برش خورده بود

    و اگه پارچه که داشتیم نمیشه اندازه جلو لباس

    پارچه را گذاشتم کنار و گفتم صبر کن درست میشه

    نهایت میری 1متر میخری

    خب این ایده شب رفتم و هر چی گشتم این پارچه نبود و حتی اگه میبود پولش از دوخت دستمزد من هم بیشتر بود

    بماند

    گفتم جیب ایراد داره هفته دیگه میزنم

    خب پارچه قرار بود مغازه بفرسته برام ولی مدلی که اومد اون پارچه نبود

    حالا من یه دوخت خراب یه مشتری خیلی حساس

    تو این مدت ده روز هم کارهای دیگه انجام دادم و میدونستم یه راهی پیدا میشه

    اومدم دوخت رو گذاشتم جلو و گفتم گزینه خرید وجود نداره

    گزینه اینکه کار خراب شده نداریم

    فقط یه گزینه تحویل کار

    حالا چیکار کنیم

    ایده اومد خب جیب رو صاف کن و سرجیب رو پهن تر

    هر دو رو برسی کردم و درست شد

    و به خوبی تحویل و کلی تشکر مشتری

    حالا من و این اتفاق در گذشته کلی فرق داشت

    و اینکه من یاد گرفتم به جای تعویض درستش کنم

    به جای بهانه حل کنم و پیدا کنم حال خوب کار را

    و این شد تجربه من از وقتی گفتم من میتونم و موفق میشم و کنترل کردم ذهن را

    واقعا تو هر مسله میشه راه حل بهتری پیدا کرد و به بهترین رسید و درست میشه اگر خیر در آن ببینیم

    خدایا شکرت

    استاد سپاس از فایل عالی تون

    و یادآوری مرتب قانون

    چیزی که خودتون همیشه میگید

    من هر روز دو خودم کار میکنم

    و بابت ایده های که میاد و برای راهنمایی ما میفرستید بینهایت سپاسگزارم

    شاد موفق و ثروتمند باشید در دنیا و آخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  2. -
    سعید گنجی گفته:
    مدت عضویت: 2121 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام استاد عزیزم و سلام خانم شایسته

    سلام به همه دوستان جان

    وقتی همیشه اینو باور کنیم که هراتفاقی میفته به نفع منه و خدا خیر صلاح منو میخواد و اون منو تنها نمیزاره و همیشه کنارمه اون توی قلب من راهنمای منه منو تنها نمیزاره همین که اینو باور کنیم میتونیم هر فکر منفی رو جهت دهی کنیم و ساکتش کنیم، ولی خب توی بعضی شرایط این هنر میخواد تا سریع کنترل کنیم ذهنمونو و جهت بدیم ولی همین هنر باعث میشه که اونایی که ایمان دارن پاداش بگیرن .

    واقعا چه اتفاقاتی توی زندگی ما رخ داده که هروقت توش خیریت و خدارو باور کردیم و صبوری کردیم پاداش هارا دریافت کردیم و هرموقع افکار منفی احساسمونو بد کرد چه ضربه هایی خوردیم .

    یاد کشیش جول اوستین افتادم که توی یکی از برنامه هاش توی بهترین سالن داشت صحبت می‌کرد. می‌گفت زمین کلیسای جدیدی میخواست بخره و همچی رو تموم کرده بود ولی وقتی زمانش که میرسه برای بستن قرارداد منشی اون شخص صاحب ملک میگه ببخشید اونجارو به یکی دیگه فروختن ، میگفت در لحظه اول خیلی ناراحت و دلخور شدم و گفتم چرا خدا نزاشت این ملک برام آماده بشه تا بخرم، ولی بعد گفتم حتما مصلحت چیز دیگه ای هست و صبوری کردم بعد چند مدت کوتاه یکی از دوستانم بهم زنگ زد که گفت تیم ورزشی ما میخواد بره جای دیگه و سالن که داشتن رو میخوان بفروشن سالن بزرگ با گنجایش زیاد که همون لحظه جول اوستین گفته منم اتفاقا دنبال یه ملک بزرگ هستم در جای مناسب . جول اوستین میگفت این همون ملکی هست که داستانش را براتون گفتم ، که الان دارم توش باهاتون صحبت میکنم .

    خیلی اتفاقات واقعا خیریتی دارن شاید اولش به ظاهر بد باشه ولی مطمئنن پاداش بزرگی میگیرن اونایی که سریع تمرکزشون را از حس بد برمیدارن و میزارن خدا هدایتشان کنه و صبر میکنن با ایمان به خدا .

    ما از خداییم و به خدا برمیگردیم پس چرا باید اتفاقات بد احساسمونو بد کنه ، با ایمان و آرامش سعی کنیم زندگیمون رو پیش ببریم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  3. -
    مهرداد گفته:
    مدت عضویت: 2014 روز

    بنام خداوند روزی رسان

    سلام و خداقوت خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و تمام بچهای همراه و هم فرکانس

    امروز که وارد سایت شدم این فایل رو نگاه کردم و سعی کردم از آگاهی های این فایل در حال حاضر زندگیم استفاده کنم و خداوند من رو به شکلی هدایت کرد تا موضوع این فایل رو بهتر بفهمم

    یه سری به نظرات قبلم که داخل سایت گذاشته بودم زدم و برق از سرم پرید با خودم گفتم یعنی این نظراتو من گذاشته بودم داخل سایت؟؟

    اینا حرفای منه؟؟؟

    راستش نه حرفای من نبود.اینها حرف های خداوند بود که زمانی به ذهن من میومد که با احساس خوب اجازه دادم تا خداوند بگید و من بنویسم

    خداوند فقط در جایی میماند که تمیز باشد نورانی باشد و در شان پادشاه کیهان باشد

    اگر فرض بگیریم که یک پادشاه داخل یک مکانی زندگی بکنه اون مکان هرروز چمن هاش زده میشه و پاکیزگی اون مکان دقت بسیار میشه. ماهم با افکار مثبت،توکل،باورهای توحیدی،شجاعت رفتن در دل ترسهاو افکاری که احساس خوب میدن زمینه رو فراهم میکنیم تا خداوند،پادشاه تمام کیهان در وجود ما باشند و وجود ما مناسب این پادشاه باشد

    زمانی که خداوند در وجود ما باشد و ما فرمون زندگیمون رو دست خداوند بدیم در اون زمان همه چیز زیباست،همه چیز به آسونی به دست می آیند،نعمت ها و ثروت های بی پایان،لذت های بی انتها،همگی در وجود ما و در زندگی ما پدید می آیند،خداوند هدایت میکند

    اگر فرمون ما دست خداوند باشد و ما تسلیم او باشیم نه کسی در ذهن ما قدرت دارد و نه اتفاقی مارا میترساند

    از اونجا که ما انسان هستیم و ترس وجود مارو میگیره،همیشه باید با احساس خوب سرزمین وجودمون رو در اختیار خداوند بذاریم.(گاهی صدای خداوند رو میشنوم که بهم میگه:ببین اگه دوس داری از راه سخت بری من حرفی ندارم ولی این مسیر آسون نیست.)اونجاست که با احساس خوب (البته نه همیشه)به خدا میگم خدایا شما بفرما انجام بده شما انجام بدی قشنگ تره،راحت تره و…

    تو بغل خدا نشستن و سوت زدن و احساس خوب خیلی مسیر قشنگ تریه تا با جنگ و دعوا و ترس و نگرانی و طمع به یه خواسته رسیدن

    خداوندا چقدر به من لطف داری که این همه نعمت تو زندگیم قرار دادی و من با افکار شکرگذاری و مثبت ازت میخوام تا در وجود من،منو به ثروت های بی پایان و روابط بی نهایت زیبا و سلامتی بی نهایت و احساس لیاقت هدایت کنی

    خداوندا احساس مثبت من از آن توست،بیشتر و بیشتر در وجود من باش و بگذار من بنده تو باشم و تو مالک کیهان تا برای من همه ی زیبایی هارا فراهم میسازی…الهی آمین…

    امیدوارم تمام بچهای سایت به سرزمین وجودشون اجازه بدن تا خداوند جای منطق و …رو بگیره تا زندگیشون رو به بهترین شکل ممکن بسازن

    سپاسگذارم از استاد عباسمنش عزیزم،شخصی که نوع زیستن و نوع فکر کردن و نوع ثروتمند شدن و مهم تر از همه بندگی کردن برای خداوند رو آموزش داد…

    و امیدوارم تمام بچهای سایت و مردم جهان زندگی خودشون رو به گونه ای که دوست دارند خلق کنند و طعم شیرین زندگی را بچشند

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      مصطفی جعفری سرابی گفته:
      مدت عضویت: 1302 روز

      سلام خدمت تو برادر هم فرکانسی عزیزم

      چقدر لذت بردم از خوندن کامنتتون .و چقدر جالب گفتین که جای که خدا هست نباید هیچ علف هرزی باشه؛و اگر میخواهیم وجود خدا رو بیشتر در وجودمان حس کنیم و باهاش حرف بزنیم باید زمین وجودمان رو از هر گونه علف هرزی پاک کنیم.دمت گرم و موفق باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    سمانه امینی گفته:
    مدت عضویت: 1272 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام استاد و سلام مریم جان

    خدایا شکرت که مرا در زمان مناسب هدایت کردی به سمت این آگاهی های ناب و الهی

    حال خوب= ایجاد و یا تغییر باورها

    حالا باورها ها چیه ؟ رشته افکاری هست که در برخی شرایط و موقعیت ها احساس خوبی به من نمی‌دهد..

    پس احساسات من یک قطب نما و نقشه راه هست برای من که آیا در مسیر نعمت ها زندگی میکنم یا در مسیر کسانی که به خودشان ظلم کردند..

    این من هستم که فرمان زندگی ام را به دست دارم و به هرکجا که میخواهم می‌توانم هدایتش کنم نه هر عامل بیرونی دیگر فقط وفقط خودم هستم

    و هرچه قدر سپاسگزار تر باشم ،هرچه قدر شکارچی نکات مثبت باشم هرچه قدر احساس خوب دائمی داشته باشم در بهترین مسیر با بهترین موقعیت ها وشرایط روبه رو میشوم

    باید در دلم توکل ،ایمان، امید،جوانه بزند

    باید آرامش تکه ای از وجودم شود

    باید صبر تمام وجودم را فرا گیرد

    خدایا شکرت

    استاد جان و مریم جان سپاسگزارتان هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  5. -
    بهاره صرام گفته:
    مدت عضویت: 1550 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد عزیز و همه ی قشنگای داخل سایت ، همه ی هم فرکانسی های زیبابین .

    راجع به نکات افکار منفی و زندگی اینو بگم که من خیلی وقته خداروشکر تونستم خودمو‌کنترل کنم و جلوی افکار منفی را بگیرم با اینکه افکار منفی ، از بچگی تا الان به خاطر شرایط خانوادگی و محیطی اطرافم بوده و هست ، اما جهت دهیشون و یاد گرفتم ، یکی از آموزش هایی که دیدم و تونستم جلوی این افکار و بگیرم اینکه هروز خودمو درگیر یه کاری بکنم که حالم و خوب میکنه ، هروز به چیز جدیدی آموزش ببینم ،

    هروز سعی کنم خالص تر بشم ،

    سرم توی کار خودم باشه ،

    برای پیشرفت خودم در آرامش کار کنم و خودمو ارتقا بدم ،

    که نتایجش هم توی کسب و کارم توی درآمدم و همه چیزم مشخص شده و بسیار خداروشکر میکنم که میتونم هروز صبح توی دفتر شکرگذاریم راجع به داشته هام بنویسم و روز خودمو با فرکانس شادی شروع کنم ،

    چند روز یبار اگر نشد هروز بیام چند روز یبار حتما به سایت سر میزنم و خودمو به روز رسانی میکنم راجع به شکر گذاری ،چون اینجا تمام کامنتا پر از شکر کردنه ، پر از حال خوبه ،

    اینجوریه که من تونستم با افکار منفی مبارزه کنم

    در پناه خداوند بزرگ باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  6. -
    نگین نگین گفته:
    مدت عضویت: 2440 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم خانم و دوستان گرامی

    استاد چقدددر این فایل برای من بود بعد از چننند ماه که به شدت کنترل ذهن داشتم و تغییر کرده بودم یکهو دو شب پیش شروع کردم به فکر کردن بعدش تو ذهنم با یکی جنگیدم بعد پسرم شب تب کرد گفتم نگین ببین بس کن این تب نتیجه ی فکرای بد توعه چون فرداش خداروشکر خوب شد، خب گوش ندادم و من ادامه دادم به فکر کردن و جنگیدن تو ذهنم بخاطر مسایل گذشته و عصر مجبور شدم همون آدم رو ببینم و خودممم خودممم حرفی زدم که باررها به خودم گفته بودم و برای خودم نوشته بودم نگین در این باره حرففف نزن، و نتیجه شد ایراد شنیدن بجای تحسین شنیدن! و منن از دیروز تا امروز ظهر داشتم تلاااش میکردم که اونو از ذهنم بیرون کنم نوشتن شکرگزاری، فایل شما رو گوش دادن،سریال زندگی در بهشت،دوش گرفتن، جارو کردن، کامنت خوندن، خوب بودم ولی تا کارام تموم میشدن دوباره تو ذهنم جنگ شروع میشد (اینم بگم اینقدر اعصابم خرد شده بود که با پسرم دعوا کردم کاری که مدتهااا بود نکرده بودم و عذاب وجدان گرفتم) تا اینکه این فایل رو گوش دادم، و انگار آبی بود روی آتیش، اینکه نگین همین الان بس کن وگرنه بدتر از اینا سرت میاد و تا الان کلی تلاش کردی که ذهنت رو پاک کنی نذار دوباااره شروع بشه، و اینکه اگه الان بس نکنی سختتر میشه وقتی به سختی ای که کشیدم تا بتونم ذهنم رو کنترل کنم (منظورم از سختی پیروزی در مقابل نجواها و مقاوتهای ذهنیمه) فکر میکنم میگم نههه دیگه نمیخوام دوبااره همون حس ها رو تجربه کنم میگم نمیخوام برگردم به عقب چون دوباره بالا اومدن برام سخته پس بهتره همین الان جلوی ذهنم رو بگیرم چون آسون تره (استاد دقیقا همون مثال شما و پاک کردن علفها)

    حس میکنم دو روز سرگرم انجام کاری بودم و کمتر کامنت خوندم و فایل گوش دادم واسه همین این مسئله از فکر کردن شروع شد و اتفاقات بعدش برام رخ داد.

    #تغییر زاویه نگاه:

    استاد اینو قبلا هم ازتون شنیده بودم که از زاویه ای به موضوع نگاه کنید که حس خوبی بهتون بده! و من تصمیم گرفته بودم هرکسی که ازم انتقاد میکنه رو حسود بدونم،مثلا بگم نگین تو خیلی خوشگلی اون که از موهات ایراد گرفت حسودیش شده بود، چون قبلا اون انتقاد رو باور میکردم و سعی میکردم رفعش کنم اما به یه چیز دیگه ازم ایراد می‌گرفتن، خلاصه که با این نگرش دیگه برام مهم نیست چی میگن، میگم چون خیلی خوب بودم به چشمشون اومدم که تازه درباره ام نظر هم میدن! اینم که ایراد گرفتن حسودیشون شده.

    در مورد پسرم هم همینو بهش میگم تا ایرادایی که بقیه ازش میگیرن رو به خودش نگیره، چند وقت پیش تو کلاس زبان یه بچه ای بهش گفته بود نقاشیت زشته بعد هم گفت تو همیشه دیر میای (فقط دوبار دیر رفتیم) و پسر چهار ساله ی من خیلی تاثیر گرفته بود ازش وقتی بهش گفتم عزیزم اون حسودیش شده و بخاطر نقاشیش استیکر بهش دادم نمیدونم تو عمق وجودش چی شکل گرفت ولی تو ظاهر آرومتر شد و حتی از نقاشیش تعریف هم کرد و حرف منو تکرار میکنه و میگه مامان ما همیشه خوش موقع میرسیم نه دیر!

    #«وقتی حالتون خوبه آماده دریافت نعمتهای خداوند هستید»:

    تو یکی از کامنتا خونده بودم اگه آروم نباشم و حالم خوب نباشه بهم الهام نمیشه، وای که چقدر درسته، چقدر لذت بخشه که مدام خدا به آدم میگه چیکار کن.

    خدایا شکرت، استاد قشنگم واقعا ازتون ممنونم که با حرفاتون آرومم کردید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  7. -
    موسی‌الرضا قهرمانی گفته:
    مدت عضویت: 1182 روز

    سلام به استاد عزیزم

    وجود شما در زندگی ام تبدیل به بزرگترین نعمت شده است

    صدای شما می تواند قلبم را آرام کند.

    چقدر مثالی زیبا زدید و باعث شد این مثال همین لحظه یک فکر منفی که ذهنم را درگیر کرده بود تبدیل به نگاهی مثبت کنم و قلبم آرام بگیرد.

    استاد تمام آموزه های شما در هر لحظه از زندگی اکنون من کاربردی شده است.

    به هرموضوعی که بر میخورم از خود میپرسم که استاد در این لحظه چگونه برخورد می‌کند اگر با این موضوع مواجه شود.

    وچقدر این طریق نگاه زندگی ام را در این روزها آرام می‌کند.

    استاد من احساس می کنم که این باوری که شما در قلبتان ساختید باعث می شود این چنین مثال هایی بزنید که تبدیل به این چنین آموزگار و پیام آوری شوید.

    شما بارها گفته اید که الگویتان در قرآن حضرت ابراهیم است و می‌خواهید به اندازه او تاثیر گذار باشید.

    خواسته بزرگ دیگر شما پیام آوری توحید به جهانیان است که می بینم و احساس میکنم چقدر زیبا خداوند شما هدایت می کند و باعث می شود هر روز قلب های بیشتری را آرام بگردانید.

    از خداوند متعال ممنونم که شما را در سر راه من قرار داد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  8. -
    حسن طهماسبی گفته:
    مدت عضویت: 1683 روز

    با عرض سلام خدمت استاد عزیزم .من موقعی رفتم این فایل راگوش بدم که در حال رانندگی با کامیون تو جاده بودم وبارون هم میبارید.وبا فکر کردن به صحبتهای ارزشمند شما،با خودم فکر کردم ودیدم دقیقا درسته این نگاه ومن تو زندگیم وبه گذشتم توجه کردم ودیدم هرجایی که به این افکار منفی توی ذهنم پروبال دادم،به یک معضل بزرگ تبدیل شدند واز زمانی که با این نگاه شما اشنا شدم وتونستم نگاهم را به مسایل ومشکلتت وافکارم تغییر بدم ،همه چیز تغییر کرد.دوتا نشانه هم از طرف کاینات دریافت کردم که اشاره کنم..وقتی شما صحبت میکردید،من به شیشه جلو ماشین توجه کردم ودیدمذرات اب گلی به شیشه جلو مدام برخورد میکنه واگر برف پاکن دایما این ذرات ریز را از جلوی شیشه پاک نکنه وبرنداره،همین ذرات ریز انقدر زیاد میشن که دیگه عملا جایی رانمیبینی ومجبور به توقف کامل میشی…از طرفی هوای الوده شهر تهران دیروز اومد جلو نظرم.وهوای پاکیزه وبارانی الان وگفتم.هوای پاکیزه الان ،راکم کم الودگیها محو میکنند واگر باران یا باد نیاد که این الودگیها را از بین ببره،هوا چنان الوده میشه که نفس کشیدن تو این هوا نه تنها کمکی به سلامتیت نمیکنه ،بلکه به تنگی نفس هم منجر میشه.وخداوند با تمیز کردن هوا بوسیله باد وباران به ما یاداوری میکنه که ای انسان،ذهن تو هم مثل این هوا،نیاز به تمیز کردن وزدودن افکار منفی از اسمون ذهنت داره.وخواستم این دوتا نشانه راهم با شما ودوستان عزیزم به اشتراک بذارم وبگم واقعا همه جهان نشانه هایی از درسها والگوهای درست هست وکافیه ما با باورهای درست ورشد این افکار مثبت درذهنمون،زندگی زیباتری را تجربه کنیم وثمره این تفکر زیبا را در زندببینیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  9. -
    هما ی سعادت گفته:
    مدت عضویت: 2109 روز

    به نام خدایی که در قلب من جاری هست . در وجود من جریان دارد و مثل خورشید گرم کننده ی وجود منه …

    مثل نوری هدایت گر راه منه …

    سلام به استاد عزیز و مریم خانم شایسته …

    بسیار از شما برای تهیه چنین فایل هایی ممنونم …

    چقدر خوبا گاهی خودمون رو از روزمرگی های زندگی . بیرون بکشیم و خداوندی به زندگی نگاه کنیم …

    قانون زندگی اینو می گه به هرچیزی نگاه کنیم . و توجه کنی زندگی از همان ها بیشتر و بیشتر وارد زندگیت می کنه

    و احساساتی که در طول زندگی نسبت به افراد و اشخاص داری …

    یک جمله ای در دوازده قدم گفتید و همیشه در ذهن من مرور می شه . اگر الآن به هر دلیل ناراحت هستید حق دارید مثلا مادری که بچه هایش کارهای بدی می کنند و …

    اما اگر می خواهیم زندگیمونو تغییر بدهیم بهتره زندگیمونو به عهده بگیریم …

    و توجه کنیم به زیبایی ها …

    این فایل از آن جهت در این لحظه از زندگی من مفید هست و باعث آرامش قلب من شد ، چون مدتی هست در موردی از زندگیم دچار شک و تردیدم و مرتب از خدا هدایت می خوام و ایمان قلبی ام شاید اونقدر قوی نیست که بتوانم خودمو به جریان امن الهی بسپارم …

    و این فایل باعث آرامش وجودم شد ….

    زندگی کن . از اشتباه نترس . از زندگی کردن … و خودتو درگیر موردهای کوچک نکن . اتفاقات سطحی نکن. بدون هرکسی میاد توی زندگی برای تو صددرصد خیریتی دارد. درس بزرگی دارد و برایش شکر گزار باش( مثال پلیس خیلی مثال خوبی بود استاد عزیز) و به جای درگیر شدن به حاشیه هایش به این فکر کن خداوند برنامه ی اشتباهی برای تو نمی چیند …

    و او همیشه محافظ تو خواهد بود….

    علف های هرز در زندگی ما چی هست ؟ علف های هرز در زندگیمون همون و فقط افکار ما هستند . و نه اتفاقات و افراد بیرونی( اونها فقط تصاویر درون آینه ی وجود ما هست ) پس به جای در گیر شدن با تصاویر بهتره به خودمان توجه کنم و بدونیم که همه ی چیز ها سرمنشا اش خودمونیم …

    مسئولیتش با خودمونه …

    استاد عزیز از شما بابت گرفتن چنین فایل هایی ممنونم …

    و من از دیدن تصاویر زیبای زندگی در بهشت سیر نمی شم …و واقعا نمای اولی که فیلم گرفتید و بعد استاد قدم زدن و آمدن بسیار زیبا بود …از مریم خانم شایسته ی عزیز که اینقدر زیبا و بدون هیچ لرزش دستی فیلم می گیرید سپاسگزارم …

    برای شما و دوستان عزیزم بهترین ها رو ِرزومندم …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  10. -
    حسین و نرگس گفته:
    مدت عضویت: 2121 روز

    إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ 201 اعراف

    چون اهل تقوا را از شیطان وسوسه و خیالی به دل فرا رسد همان دم خدا را به یاد آرند و همان لحظه بصیرت و بینایی

    پیدا کنند.

    سلام خدمت استاد عزیز، خانم شایسته و دوستان گرامی، واقعا ذهن یکی از ابزارهایی که در اختیار داره

    برای اینکه انسان رو در قبض خودش بگیره اینه که انسان رو در هزار توی منطق و استدلهای ذهنی اسیر میکنه، خیلی

    از موضوعاتی که ذهن انسان درگیرش میشه مسائلی بی اهمیت و غیر واقعیه که وقتی انسان دچارش میشه ذهن یه

    تله جلوش میزاره و اون اینه که سعی میکنه اون مسئله رو با ذهن حل کنه که من اسمشو میزارم وسواس فکری،

    انگار رئیس پلیس شهر خودش دستش تو دست خلاف کاراست و میخواد دستگیرشون کنه درحالی که خودش عامل

    مشکلاته…مثل

    هزار تو میمونه یا مثال بهترش باتلاقه که هرچی دست و پا میزنی بیشتر اسیرش میشی، تنها راه رهایی از هزارتوی ذهن

    اعراض و بردن توجه به سمت خواسته ها و موضوعات لذت بخشه، مثل نماز، وقتی شما نماز میخونید اگه توجهتون روی

    این موضوع باشه که نباید به چیزی جز پروردگار فکر کنید و نباید حواستون به چیز دیگری پرت بشه اتفاقا این موضوع

    تشدید میشه، مثال دیگش اینه که یکی به شما بگه به یه گاو سیاه فکر کن!! بعد بهتون بگه خوب حالا بهش فکر نکن!!

    شما نمیتونید، بلکه این فکر مثل یه ضرب آهنگ تمام نشدنی در ذهن شما میپیچه، اما حالا همون آدم به شما بگه به

    یه گاو سفید فکر کن، شما بدون اینکه متوجه بشید از شر فکر گاو سیاه خلاص میشید، مگه اینکه ذهنتون اینو فهمیده باشه!!

    و این نجواها و وسوسه ها چقدر از ذهنی که باید آزاد باشه و به موضوعات اساسی فکر کنه انرژی میگیره، مثل بچه ای که

    کاری میکنه و شما وقتی بهش میگین نکن تکرارش میکنه و شما بجای اینکار باید توجهشو به یه موضوع دیگه پرت کنین

    این اعراض یا توجه به موضوعات دلخواه با تمرین محقق میشه، من خودم سالهاست اسیر وسواس فکری بودم و الان خیلی

    بهتر شدم، خداوند هم در آیه فوق به بندگانش گوشزد میکنه که وقتی این وسوسه ها به سراغتون میاد تنها راه بینا شدن و

    بصیرته که همون آگاهیه و مقام سکوت که عرفا برای رسیدن بهش سالها تلاش کردن و ان شاالله به توفیق الهی بتونیم با

    ساکت کردن ذهن نجوا گر و کنترل نجواها به سمت امور مثبت زندگیمونو به نحو احسنت بسازیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای: