این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2023/11/abasmanesh-14.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2023-11-28 04:01:112023-12-06 04:28:00چگونه از قدرت گرفتن افکار منفی جلوگیری کنیم
773نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام استاد نازنینم از شما سپاسگزارم به خاطر این محتوا و این فایل زیبا
باورتون نمیشه که چقدرررررر به این فایل نیاز داشتم
من چندین روز بود به دلیل عدم موفقیت مقطعی در کارم که به تازگی اونو شروع کردم افکار منفی زیادی در سرم میگذشت و حتی به حالت افسردگی رسیده بودم.
ولی امروز صبح ینی چند ساعت پیش اتفاق به ظاهر بدی برام افتاد که البته میتونست به فاجعه ای تبدیل بشه ولی خدا بهم رحم کرد و من همون موقع فهمیدم این اتفاق صبح پیامی از سمت پروردگار برای من بود! درواقع به قول شما همون پس گردنی بود که جهان میزنه تا خودتو جمع و جور کنی و تغیر بدی و در مسیر درست قرار بگیری
من دقیقاً از همون موقع ، بعد از اون اتفاق سعی کردم دیدگاهم رو نسبت به مسائل این چند وقتم عوض کنم و سپاسگزاری را دوباره شروع کنم.
همون موقع تصمیم گرفتم امروز به جای اینکه به سر کار بروم و همون کارهای همیشگی را انجام بدم از تایم کاری خودم بگذارم برای شکرگزاری نوشتن اونها توی دفترچهام
امروز به کتابخانه محلمون اومدم و و داخل کتابخانه با یک موزیک آرامبخش با تمرکز بسیار بالا نشستم و شکرگزاریهام رو نوشتم و احساسم رو تغییر دادم و دیدگاهم رو نسبت به مسائل بدی که این چند وقت برام اتفاق افتاده بود تغییر دادم.
بعد از اون طبق عادت همیشگی یک سر به سایت شما زدم تا ببینم فایل جدیدی آپلود شده است یا نه که وقتی عنوان فایل امروز رو دیدم از تعجب مو به تنم سیخ شد
چون دقیقاً امروز به چنین چیزی احتیاج داشتم و بعد از گوش دادن کامل فایل شما بسیار بسیار تحت تاثیر قرار گرفتم من دقیقا به شنیدن چینین حرف هایی احتیاج داشتم ، احساس میکنم اصلا شما این فایل رو دقیقا برای من و دقیقا برای امروز من ضبط کردید و داخل سایت آپلود کردید ، آخه مگه میشه زمانبدی خدا اینقدررر دقیق باشه
واقعا هنوز توی شوک هستم از این نیروی عظیم هستی که همه چیزو هدایت و رهبری میکنه!!!!
استاد کاملا با حرفاتون موافق هستم و دقیقا با تمام وجود حرفاتونو درک کردم
من توی یکی دو هفته اخیر به افکار منفی کوچیکی که اومده بودن توی ذهنم اجازه دادم بمونند و تکرار بشن و کم کم تبدیل شدند به غولی که شکست دادنشون خیلی برام سخت شده بود اونقدر سخت که برای شکست دادنشون مجبور شدم کلی انرژی صرف کنم
از طرف دیگه این افکار منفی ، اتفاقات منفی رو هم به همراه میاره که من امروز صبح تجربش کردم و خداوند بهم رحم کرد که اتفاق بد تبدیل به فاجعه نشد
سپاسگذارم از شما
سپاسگذارم خداونی که شمارو در مسیر من قرارداد
سپاسگذارم از خداوندی که با ما توسط نشونه ها حرف میزنه و مارو هدایت میکنه
سپاسگذارم از این که جهان هستی اینقدر دقیق عمل میکنه و همه چیز حساب کتاب داره
به نام خداوند یکتا ، خداوندی که بر همه چیز اگاه است و هیچ چیز بر او پوشیده نیست
من علی هستم و مدت خیلی طولانی هست که توی اکانت دیگه ای توی سایت فعالیت داشتم ، اما تمایلی به کامنت گذاشتن نداشتم ، این تقریبا اولین کامنت من هستش بعد سال ها
خب ، اگر بخوام در مورد گفته زیبای شما بگم استاد ، من خیلی ضربه خوردم از گفتگو ها و افکار منفی و الان برام راحت تر شده کنترل افکار و زمزمه های شیطان
راهی که به من خیلی کمک میکنه اینه: بعد از اینکه یک کمی از اون داغ بودن و عصبی بودن و زمزمه های منفی کم شد که بتونم یه نفسی بکشم ، بلافاصله میام و به یاد میارم زمانی که اتفاق هایی خیلی کوچیک بوده اما نتونستم اون لحظه زمزمه های منفی رو کنترل کنم و بعدش چقدر اتفاقات بدتری پیش اومده ، در صورتی که اون اتفاق خیلی کوچیک بوده و به قول خودتون به خودی خود معنا نداشته( و این من بودم که روی اون علامت خوب یا بد گذاشتم )
و بعد میام و به یاد میارم که اگر توجه هم رو روی زیبایی ها نذارم
اگر اون لحظه به زیبایی های درونم توجه نکنم
مثل قبل چقدر اتفاقات بدتری میوفته
یا حتی میتونم به خاطر این سپاسگزار باشم که خداوند به یادم اورده که باید ذهنم رو کنترل کنم ، در صورتی که میشده شرایط جوری پیش بره که من توی منفی ها غرق بشم
در کل که راه خیلی زیاد هستش ، ولی فقط مهم اینه که من نخوام درگیر گفتگو های منفی کنم خودمو و ( دنبال ) یک راهی برای رسیدن به احساس بهتر باشم
و خداوند طبق قوانین بدون نقصش من رو به کانون توجهم یعنی به دنبال رسیدن احساس بهتر با اون شرایطی که در مدار من مطابقت داره هدایت میکنه تا من به احساس بهتر برسم و کنترل گفتگو ها و نجوا ها برام راحت بشه
خیلی خوشحالم در این لحظه که میتونم این پیام رو به استاد عزیزم که خیلی زندگی من رو در سکوت خودم تغییر داد بنویسم
خیلی حس خوبی دارم و چند وقته که بیشتر عاشق زندگیم شدم
من این روزها واقعا روی تضاد ها دیدم رو تغییر میدم.
من این روزها با تغییر زاویه دیدم نسبت به مسائل و تضادها به احساس آرامش میرسم
من با رسیدن به احساس آرامش دارم با چشمانم خلق خواسته هام رو در کمترین زمان میبینم.
من قدرت تغییر و کنترل احساساتم رو دارم.
من میتوانم در لحظه همه چیز رو به نفع خودم در بیارم.
من این روزها خیلی خوبم.
من این روزها به خداوند ایمانم و اعتمادم بیشتر شده.
چند روز پیش بخاطر یک سهل انگاری از سوی خودم یه یک تضاد مالی با کارفرما برخوردم.که هم این کارفرما نتیجه فرکانسهای خودم بود و هم اتفاقات به ظاهر بد دقیقا و بدون حاشیه نتیجه ترس هام بود.
همین اتفاقات به ظاهر بد که نتیجه ترس ها و افکارم بود؛ ایمانم رو به قوانین هزار برابر کرد.
من دقیقا چیزایی رو چند روز پیش تجربه کردم که همیشه ازشون ترس داشتم و دقیقا سناریوهایی که توی دیدگاه های قبلیم از کارفرما ها نوشته بودم رو چند روز پیش از سوی دو کارفرما تجربه کردم.
واو ننداز.
بدون غلط.
دقیقا همون ترس ها تبدیل به واقعیت داشت.
اینجا من با ذهنی آشوب اما روحی پر از آرامش گشتم دنبال ثبات قوانین و وقتی پازل رو چیدم و دیدم دقیقا همون چیزی اتفاق افتاد که همیشه ازش میترسیدم و همیشه پتک بود توی سرم.
داد زدم
هوار زدم
گفتم خدایا شکرت که قوانین رو به من اثبات کردی یک بار دیگه.
هر کس مسئله من و اتفاق من رو میدونست و ای ن خوشحالی رو ازم میدید میگفت قطعا این شخص دیوانه و روانیه.
مگه میشه کسی پولت رو بخوره و تو خوشحال باشی.
من از اون اتفاق و ضرر مالی خوشحال نبودم.
من از کشف خودم خوشحال بودم.
من از اثبات قوانین و لمس اتفاقات خوشحال بودم
همیشه میترسیدم که کارفرما بعد از پرداخت پیش پرداخت بره و استعلام قیمت بگیره.
نه اینکه من پول اضافی ازش بگیرم نه.
مثلا با شرکتی که کار میکنم و خرید میکنم تخفیف های بعضار40 درصد بهم میدن و اون تخفیف مال خودمه.
و همیشه میگفتم اگه کارفرما بره استعلام بگیره و بفهمه من اینقد جنس رو زیر قیمت گرفتم بیاد و دبه کنه و پایان کار بگه من باقی پول رو نمیدم چون تو ارزون خریدی جنس رو.
و دقیقا در یک هفته دو کارفرما رفتن استعلام گرفتن و گفتن که تو متریال رو ارزون خریدی و یکیشون پولم رو داد اما با تخفیف.
یکیشون هم پولم رو نداد و دعوا شد
اما اومدم از زاویه دیگه به قضیه نگاه کردم.
چون اگه بخواستم بها بدادم به نجواها.قطعا یک دعوای فیزیکی با تبعات بد و بسیار بد انتظارم رو میکشید.
من اونجا اومدم به خودم گفتم آیا بهتر نبود قرارداد محکم ببستم
آیا بهتر نبود قید بکردم که متری اند تومان کار میکنم و اند تومان هم پیش پرداخت میگیرم که خرید متریال هم باهاش بکنم و مکتوب بکردم و دیگه اون زبونش سرم دراز نمینمیشد.
آیا بهتر نبود کارم رو شفاف تر مکتوب بکردن.
آیا بهتر نبود برای کارم ارزش بیشتری قائل بشم و نترسم.
اینجا به خودم گفتم اینها همه درس شد برای کار های بعدی و کارهای بیشتری که خدا بهم میده پشت سر هم.
و من هم برای خودم هم برای هنرم و هم برای دریافت پولم ارزش بیشتری قائل هستم.
و من با این دیدگاه آروم شدم
سپس اتفاقات بهتری افتاد پشت سر هم.
حالا حالا حالا
حال خوب و دید خداگونه،لاجرم مساوی است با اتفاقات خوب
اومدم یه کار دیگه رو تحویل دادم و کارفرما مشتری 80 هزار تومان بیشتر پول بهم داد.
حتی قبلش گفت استاد کار خیلی زیبا در اومد و این سبک کناف واقعا استادانه و بی نقص اجرا شد و کار با قیمت توافقمون نداشته باش،گفت هر قیمتی که دوست داری بگو تا من بهت بدم.
اینجا بود که فقط کلمه خدا در ذهنم حک شد.
بله من به طور مرتب نتیجه مطلوب میگیرم.
امروز هم یک اتفاق دیگه و یک تغییر زاویه دید دیگه رو تجربه کردم.
امروز برای نصب قرنیز پی وی سی رفتم دستگاه دوستم رو گرفتم که کارم رو بزنم.
اومدم شروع به کار کردن و وسط کار دستگاه بزش دوستم یهو جام کرد و خراب شد.
دستگاه 15 میلیون تومان پولشه.
اول گفتم خدایا چکار کنم الان آخه چرا یهو اینجوری شد اونم دقیقا دست من باید خراب بشه.
بعد از کمتر یک دقیقه به خودم گفتم خدا یک خیری توی این اتفاق برای من در نظر گرفت و احتمالا اگر این دستگاه به کارش ادامه میداد قطعا یه اتفاق مثل پارگی دست یا بریدن انگشت رخ میداد.
چون چندین ساله که همیشه از کار با دستگاه برش میترسم که نکنه یه وقت انگشتم رو قطع کنم.
سریع به خودم گفتم الخیر فی ما وقع.
ذهن اومد سم پاشی کنه و گفت جواب دوستت رو چی میدی.؟،
گفتم تو سکوت کن و دوستم انسان مهربون و بی نظیریه و قطعا فردا که بهش بگم اون هم در جواب میگه داداش اشکال نداره و دستگاهم از قبل مشکل داشت و میگه این چند وقت اخیر منتظر خراب شدنش بودن که الان رخ داد و فدای سرت.
سریع نجوا رو خاموش کردم.
و گفتم خدایا تو خیرخواه منی و من به تو محتاجم و من به تو نیازمندم ای رب جهان.
الان حالم عالیه
و ایمان دارم ایم احساس خوب و حال خوب فردا صبح که بیدار میشم مثل رگبار اتفاق خوب رو برام خلق میکنه
بهتون تبریک میگم که اینقدر آگاهانه افکار خودتونو برسی میکنید و بجای بها دادن به نجواها در پی خیر مسائلی هستین که باهاش روبرو میشید که باعث آگاهی بیشتر شما میشه و قطعا در مراحل بالاتر ازش استفاده میکنید و ثروت میسازین
این رفتار شما در برخورد با تضادها منو یاد اوایل آشنایی خودم با استاد و این نگرش در مورد تضادها انداخت ،
اصولا من خیلی آدم بیخیالی بودم توی زندگیم و هیچ وقت به اتفاقاتی که برام میافتاد دقت نمیکردم و همیشه هم زندگیم پر بود از تضاد
اینقدر این تضادها بزرگ شدن که من یه جا از فرط فشارشون تصمیم گرفتم زندگیمو عوض کنم و بعدش با استاد آشنا شدم و اصلا معنی تضاد و ناخواسته رو فهمیدم
به لطف الله الان هر بار تضادی برام پیش میاد بعد اینکه خودمو آروم کردم موهبتشو ازش میکشم بیرون و توی کارهای بعدیم ازش استفاده میکنم ،همین مسئله قرداد بارها ازش لطمه خورده بودم ولی الان تقریبا خوب درسشو یاد گرفتم و توی کارم ازش استفاده میکنم
دوست عزیزم امیدوارم هر روز زندگیت بهتر از روز قبل بشه و توانمند تر بشی نسبت به کنترل ذهنت
سلام ب روی ماه استاد عزیزم مریم بانوی مهربانم وهمچنین همه ی اهالی این سایت بهشتی، دیشب قبل از اینکه بخوابم اگاهی های فایل اول از قدم اول از 12قدم رو داشتم مرور میکردم و صبح ک از خواب بیدار شدم بعد نوشتن تمرین ستاره قطبی بلا فاصله اومدم سراغ سایت ومتوجه شدم فایل جدید رو سایت قرارگرفته شده بعد گوش دادن ب فایل جدید گفتم خدایا این قوانینت چرا اینقدر قشنگ کار میکنه حرف های امروز استاد همون محتوای اگاهی های 12قدم رو ک قبل خواب مرور میکردم رو برام تداعی کرد وانگار همههههه چیزززززکنترل ذهن هستش وهرچه قدر هم درموردش حرف زده بشه باز کمه بخاطر همین من هم میخوام برداشت خودم رو از فایل اول دوره وهمچنین حرف های امروز استاد رو بنویسم
وقتی ادم ب یه سری موفقیتها دست پیدا میکنه اون موفقیتها خیلی زود براش عادی وطبیعی میشن وانگاری ک باید از روز اول اون موفقیته میبودش ومتوجه نمیشه ک یه سری تغییرات در باورهای خودش ایجاد کرده واحساس سپاسگذاری وحال خوب رو داشته ک ب این خواستش رسیده وبعدازیه مدت وقتی خواسته جدید شکل میگیره میگه چرا من ب این خواستم نمیرسم پس چرااینی ک من میخوام نشد ویادش میره مسیری ک اون رو ب اون همه خواسته رسونده اگه باز از همون مسیر بره ب خواسته های بعدیش هم میرسه ب همین دلیل باید بنویسیم ک قبلا اوضاع زندگیمون در چه حالی بود والان در چه اوضاعی زندگی میکنیم یعنی موفقیت هارو بنویسیم، چون یکی از ویژگی های ذهن اینه ک اگه رهاش کنیم سریع شروع میکنه ب نجوا کردن واحساست رو بد کردن احساس ناامیدی احساس ترس احساس ب خواسته نرسیدن و…. روبهت میده، حالا ما چطور افسار این ذهن چموش رو ب دست بگیریم با منطق، منطقی ک بر پایه ی فکت وواقعیت باشه، یعنی وقتی شروع کرد ب نجوا کردن سریع دهنش رو با واقعیت ها وفکت ها میبندیم وبهش میگیم من قبلا این همه اتفاق خوب برام افتاده ونوشتمش چطور میگی ک اوضاع بد خواهد شداین همه نتیجه من گرفتم تو زندگیم واتفاق خوب برام افتاده وقتی تونستم از صفر ب ده برسم پس الان هم میتونم ب صد وهزار هم برسم، ب این شکل میام قدرت رو ازش میگیرم واگه نتونم قانعش کنم واز همون اول کنترلش نکنم وافسارش رو ب دست نگیرم خیلی زود احساس بد و افسردگی وناامیدی قدرت میگیرن ومن رو تو مداراحساس بد= اتفاقات بد قرارمیدن، حالا تو این شرایط هم میتونی جلوش رو بگیری ولی مسلما کار سخت تر میشه و فعالیت ذهنی بیشتری رو باید انجام بدی تا بتونی کنترلش رو ب دست بگیری، ماکسی هستیم ک میتونیم افکارمون رو ب دست بگیریم ومیتونیم ذهنمون رو جهت دهی بهش بدیم واونطور ک میخوایم ازش استفاده کنیم یعنی مااگر مدیر خوبی درمورد افکارمون باشیم واون رومانیتورش کنیم اگر خوب بتونیم این کار روانجام بدیم میتونیم افکارمون رو از سمت منفی ب سمت مثبت هدایت کنیم با چه ابزاری؟ با منطق
واما مباحث این فایل رو بخوام در یک جمله جمع بندی کنم ب عبارتی باید گفت
الخیر فی ما وقع، هرچیزی ک برام اتفاق میافته بدون شک ب نفع من هست حتی اگر ظاهر ناخوشایندی هم داشته باشه نتیجه ب نفع من تمام خواهد شد، مثالهای خیلی قشنگی از زندگی خودم دارم ک بخوام براتون بازگو کنم ک ب ظاهر اتفاق ناخوشایندی بارها وبارها برام پیش اومده وذهنم شروع ب نجوا کردن کرده ولی با این جمله ک نتیجه هرچی ک باشه ب نفع من خواهد شد هم تونستم ذهنم رو اروم کنم وهم ب طرز معجزه اسایی واقعا همه چیز ب نفع من تموم شده وب این ایه ایمان کامل دارم اما بیشتر از این نمیتونم بنویسم چون هر لحظه ممکنه ک شارژگوشیم تموم بشه پس برای شما عزیزان ارزوی حال خوب =اتفاقات خوب رو دارم
الهی شکر خدای خوب که یکبار دیگه استاد عزیزمون رو آوردی جلوی دوربین تا از آگاهی های نابی که تو به قلب نازنینش میتابی برای ما هم بگه و قاب ما رو هم غرق آرامش بکنه و یاد بگیریم که چطور بهتر زندگی کنیم و افکار مون رو کنترل کنیم
میخوام مواردی رو به خودم یادآوری کنم که وقتی نجواهای ذهنم رو تونستم کنترل کنم چه اتفاق های خوبی که برام افتاده و من لذت بردم و بیشتر آرامش پیدا کردم
مثل همین امروز که ذهنم اول صبحی من رو داشت میبرد سمت نا امیدی و افکار مریض و ذهنی بد اما حسم بهم گفت که بلندشو و پیادهروی کن و با خدای خودت و خودت صحبت کن و خوب و بد کن برای خودت و من هم گفتم چشم و زودتر از موعد همیشه بلند شدم و زدم بیرون به سمت محل کارم که همیشه با اتوبوس میرفتم اما یک مسیر خیلی طولانی رو پیاده رفتم و با خودم صحبت کردم و به پدرم یادآوری کردم که چه نعمت هایی همین الان دارم و قسمتی رو تا جایی که یادمه مینویسم براتون
امروز به خودم گفتم که زندگی برات چه معنی ای داره؟
اصلا زندگی یعنی چی جواد ؟
بعد بهم گفت که زندگی یعنی صدای مادرم که از پشت تلفن میشنوم از کیلومتر ها دورتر از خودم و همیشه خداروشکر حالش خوبه
زندگی یعنی شنیدن صدای خواهرام و خواهرزاده نازم
زندگی یعنی همین سلامتی جسمم که به لطف خدا یادم نمیاد کی قرص خوردم چه برسه برم دکتر
زندگی یعنی کاری دارم که عاشقشم و دارم توس رشد میکنم و پیشرفت میکنم و هر روز چیزهای جدید یاد میگیریم
زندگی یعنی سقفی که بالای سرم هست و از سرما و گرما حفظم میکنه
زندگی یعنی رابطه عاشقانه ای که با خدای خودم رب خودم پیدا کردم و هر روز داره آین رابطه بهتر عمیقتر و قشنگتر میشه
زندگی یعنی دیدن سرسبزی ها و درختان زیبای این شهر زیبایی که خدا منو آورده از کیلومترها اونورتر اصفهان زیبا
زندگی یعنی شادی درونی بیشتری که لیاقت بهم داده شده و در طول روز بیشتر احساس شادی و رضایت از خودم و خدای خودم دارم
زندگی یعنی دوستان خوبی که سر راهم قرار گرفتن تا بیشتر از زندگی لذت ببرم
و……….
و از مه مهمتر اینکه من لایق شادی و حس و حال خوب بی قید و شرط هستم و خداهم من رو لایق خلق کرده چون به این جهان اومدم پس لایق دریافت تمام نعمتهای الهی هستم
بعدش چقدر حالم عالی شده به لطف خودش
بخدا الان مدت خیلی زیادی هست که خداروشکر حالم بهتر هست و رضایت بیشتری از زندگیم دارم و هر روز هم بیشتر شده این حال خوب
اما بوده زمانهایی که رعایت نکردم و کنترل نکردم و اینقدر حالم بد شده که اصلا میگفتم خدایا فقط تو میتونی کمکم کنی و متوسل شدم به خودش و کمکم کرده این زمان های حال بد خیلی الکی و بی خودی بوده واقعا و خودم بودم که با فرکانس هام بهش قدرت دادم و از یک روزی به بعد به خودم گفتم دیگه نمیخوام توی اون حال بد باشم البته نه اینکه اصلا نبوده ولی اینقدر کم شده به لطف خدا که الان خیلی بهتر شدم و پاداش ها رو دیدم از سمت خدای خوبم بصورت هدیه افزایش حقوق محبت های اطرافیانم و حتی آدم های غریبه غذاهای خوشمزه ای که از بینهایت طریق بهم میرسید و از همه این ها مهمتر احساس سپاسگزاری بیشتری که با خدای خودم داشتم و چقدر شادتر و حالم بهتر میشد با این سپاسگزاری ها
آره
به قول استاد عزیزم
آنچه که ما با افکار و فرکانس هامون بهش قدرت میدیم از همون جنس چیز بیشتر وارد زندگیمون میشه
و به اندازه ای که ما خودمون رو لایق میدونیم جهان ما رو لایق میدونه
فایل قبلی رو استاد نمیدونم چند بار تا الان کوشش کردم اما هر بار که گوش میدم احساس ارزشمندی بیشتری بهم دست میده و حالم بهتر و عالی تر میشه
کلا فایل های هدیه احساس لیاقت خیلی بهم کمک کرده در داشتن حال خوب احساس خوب
انشاالله بزودی در مدار دریافت آگاهی های دوره هم قرار میگیرم
ممنونم از خدای خوبم که کمکم کرد تا بنویسم و رد پایی از خودم بر جا بذارم
میخوام کامنتم رو با این آیه زیبا تموم کنم که خودم عاشقشم و هر وقت که میخونمش قلبم باز تر میشه
ما به انسان توصیّه کردیم که به پدر و مادرش نیکى کند، مادرش او را با ناراحتى حمل مىکند و با ناراحتى وضع حمل مىنماید؛ و دوران حمل و از شیر بازگرفتنش سى ماه است؛ تا زمانىکه به نیرومندى و کمال خود بالغ گردد و به چهل سالگى برسد مىگوید: «پروردگارا! مرا توفیق ده تا شکر نعمتى را که به من و پدر و مادرم دادى به جا آورم و کار شایستهاى انجام دهم که از آن خشنود باشى، و فرزندان مرا صالح گردان؛ من بهسوى تو باز گشتم [و توبه کردم]، و من از مسلمانانم».
خیلی خیلی سپاسگزار شما هستم و خانم شایسته که توسط این فایل ما تونستیم شما رو سر کلاس جهان بینی و درک بهتر خودمون و درک بهتر جهان خداوند ببینیم و باز هم یادبگیریم خداقوت
خیلی سپاسگزارم که همین 20 دقیقه ها 30 دقیقه ها به اندازه یک ترم کامل آموزشی که به هیچ کای کار ما هم نمیاد ارزش ایجاد می کنه و کلی از دیدن شما و حتی سایه خوشگل خانم شایسته هم لذت میبریم و هم از این پردایس زیبا و دوست داشتنی که پاداش کنترل ذهن شما هستن لذت میبریم خداروشکرش به خاطر وجود شما استاد نازنینم و مریم جان عزیز و همه اون دوستانی که میان از نتایج خوبشون از باورهای خوبی که از شما استاد نازنین می آموزن در دفتر نامحدود این کلاس می نویسن به یادگار دم همه ما گرم که با هم هستیم و ما قطرات بارانی هستیم که به این جهان جان داده و این جهان را زیبا تر کرده ما هر کدام نگین های درخشان هستیم مثل خورشید برای زنده نگه داشتن و گرم کردن دنیای زیبای خداوند ما همه صالحان و متقین های هستیم در مسیر توحید و درک بهتر خداوندی که در تک به تک سلول ها و افکار ما جریان دارد و ما با منیتور کردن افکارمان خداگونه عمل می کنیم و ذهن را به سمت زیبای ها و الخیر فی ما وقع ها آگاهانه هدایت می کنیم
خدایاشکرت به خاطر وجود همه این دوستانم که مث خودم قطرات بی انتهای زندگی بخش این کره زیب این جهان مادی هستن.
خدایاشکرت برای خود من بارها این چنین شده استاد جان به شکلی متفاوت البته که از این دوست بزگوارمون مثال زدین برای بالا بودن سرعت روی پل که چطور زیبا با فکار منفی مواجه شد و گفت اااا من این فکر رو نمی خوام چون که احساس بد میده احساس بد هم یعنی افکار دروغین شیطان در تمام ابعادش و بعد با جهت دادن زیبا افکار خداگونه ای رو در ذهن ایجاد کردن واقعا کار سختی هست اما با تکرار آسان تر میشه و خوده من هم تجربه های زیادی رو داشتم اینگونه که تونستم جهت افکارم رو به سمت الخیر فی ما وقع هدایت کنم و خیلی جاها هم نتونستم اما تحسین می کنم این توانای که در وجودم هست و به تعدادی زیاد هم به درستی ذهنم را در جهت مثبتش هدایت کردم که خداروشکرش اینها همه از برکات آموزهای شماست که این توانای رو که خداوند به همه ما داده رو به یاد بیاریم و آگاهانه از این فرمان ذهنی استفاده کنیم و بچرخونیم به سمت زیبای ها و قشنگی ها الهی شکرش که امروز زنده هستم و یک انسان با کیفیت تری را از خودم در حال ساختن هستم چون این الماس نیاز به خاک روبی داره الهی شکرش .
به نام خداوند بخشنده مهربان، خداوند هدایتگر من و همه دوستان به شرط باور قلبی به خودش
درود بر شما استاد عباسمنش عزیز
چقدر این فایل عالی و بموقع بود استاد
کاملا درست اشاره کردید و مثال بسیار ملموس و قابل فهمی رو زدید
وقتی به افکار منفی اجازه رشد میدی و دقت نمیکنی روی ورودی های ذهنت ، این افکار منفی همینطور رشد میکنن و تبدیل میشن به یک باور اشتباه و یک کوه بزرگی که نمیتونی از بین ببریش یا از بین بردنش بسیار سخت و انرژی بر میشه
مثال علف های هرز پارادایس، وقتی که کوچیک هستن و ریشه خاصی ندارن با دست هم میشه از ریشه درشون آورد و جلوی رشدشون رو گرفت ولی وقتی اجازه بدی بزرگ بشن و بهشون سر نزنی ، تبدیل میشن به درخت هایی با ریشه های قطور و ساقه های کلفت که با تراکتور هم از جا تکون نمیخورن، و باید با ابزاری قوی تر و محکم تر و با هزینه بیشتر از جا درشون بیاری
افکار منفی هم به همین صورت هستن، وقتی یک فکر منفی در ذهن ما ورود کرده میشه با تغذیه نکردن و توجه نکردن و تمرکز روی خوبی ها و نکات مثبت اون فکر منفی رو به راحتی و در زمان کم و با صرف هزینه کمتر از بین برد ولی وقتی همش بهش توجه میکنیم و تغذیه اش میکنیم نیاز مند انرژی بیشتر و هزینه و زمان بیشتر خواهد بود
خودم قبلا که این آگاهی ها و قوانین خداوند رو نمیدونستم مثا اکثر بدنه جامعه روی موضوعی که ناراحت کننده بود تمرکز میکردم توجه میکردم و تغذیه اش میکردم، و میدیدم که از جنس همون اتفاق باز هم برام داره اتفاق میفته و مثل برگی در باد بودم اما الان که با شما آشنا شدم کلی فایل های رایگان دیدم از شما دوره 12 قدم رو تهیه کردم و قدم آخر هستم میبینم که با توجه روی نکات مثبت و آبیاری نکردن افکار منفی وقتی که نهالی کوچیک هستن چقدر راحت میشه از بین بردشون، و هر چقدر به نکات مثبت توجه کنم و تمرکزم روی نکات مثبت و نعمت ها باشه و سپاسگزار خداوند باشم دارم نهال زیبای درختان میوه رو آبیاری میکنم و از جنس همون اتفاقات وارد زندگیم میشه
البته که این اصلاح علف های هرز و آبیاری درختان میوه ذهنمون باید همیشگی و برای تمام عمر باشه چون نمیشه بگیم یه بار این کارو کردیم دیگه نیازی به توجه و تمرکز به ورودی های ذهن نیست بلکه همیشه باید انجام بدیم
بسیار ممنونم از شما استاد عزیز این فایل عالی، زیبا و فوق العاده بود، استاد جان خیلی دوستون دارم و دوست دارم بیام امریکا از نزدیک ببینمتون
سلام شب بخیر آرزوی یه خواب راحت با ذهنی آرام و سرشاراز عشق و ایمان برای همه انسانها
و شما استاد گرامی و خانم شایسته
……
مدتها بود که از سایت دور بودم فایلهای صوتی شمارو زیاد گوش میکردم اما تصویری ها رو نمیدیدم….. از طریق دوسته فوق العاده
ام مونا دوست داشتنی که پریشب دیدمش و گفتم زیاد حسم خوب نیست پیشنهاد داد که فایل قبلی شما رو ببینم و امشب که دختر کوچیکم بهونه ای شد برای اینکه این زمان بیدار بشم و البته که هدایت خدا بود که در سکوت و آرامش دله شب این فایل و ببینم و دقیقا…. دقیقا
….. نکاتی رو گفتید که شرح حاله من بود با اینکه نتایج فوقالعاده ای گرفتم
اما باز فراموش کرده بودم که خودم خالقه زندگیم هستم….. که خودم به افکار هرز قدرت میدم…… که این حسه ناخوشایند به خاطر عدم سپاسگذاری و توجه نکردن به قشنگی های زندگیمه…… و….. و… و…..
خداروشکر که هدایت شدم به دیدنه این فایل فوقالعاده و دیدنه این آسمونه قشنگ و فضای زیبا…… کلی کیف کردم اصلا نمیتونم بگم چقدر لذت بردم و چقدر برام مفید بود……
8 ماهه که پیوسته همراه شما هستم اما شاید این سومین کامنتی باشه که نوشتم….. .
و خواستم ازتون تشکر کنم به خاطر این همه آگاهی و حسه خوب و ایمانی که در من زنده کردید….. براتون آرزوی سلامتی وشادی و موفقیت های روز افزون دارم
درود بر استاد ترین استاد و مریم بانوی همراه و همیشگی شون
سلام به همه دوستای هم فرکانسی در سایت
استاد همین اول فایل چقدر حواستون به عزیزدلتون هست که تو آفتاب اذیت نشن ، چقدر هرروز من رابطه احساسی عاطفی توحیدی شما رو تحسین و تایید میکنم
امروز دیگه گفتم من باید برای این فایل عالی کامنت بنویسم :
زدودن علف های هرز و چمن های ذهنی منفی و نجواها و گفتگوهای منفی ، از اول که ضعیف آن قطع کنیم ، تا باعث رشد و قوی تر شدن وگسترش و تغییر شخصیت مون و افکار همیشگی مون وباعثترس و بی ایمانی ونگرانی و اضطراب نشه .
استاد چقدر شما خوبید که همیشه با مثال به ما قوانین جهان هستی رو میگید با دلیل و منطق های واقعی ، با عملی نشون دادن علف ها و درختای هرز پارادایس .
افکار بد و منفی رو تو ریشه و نطفه باید خفی کنیم با تغییر نگاه و هنر زاویه دید مثبت به اتفاقات زندگی مون ، باورهای درست و احساسات مثبت با سپاسگزاری و توجه به زیبایی ها ، با الخیر و فی ماوقع دونستن شرایط و اتفاقات ، با دیدن داشته هامون و آرامش و راحتی با احساس ارزشمندی و لیاقت در مدار نعمت و فراوانی و ثروت قرار میگیریم و جهان هم به ما نشون میده …
این روزها خیلی دارم تمرین میکنم که در عمل اجرا کنم کنترل ذهن و توجه به زیبایی ها و اعراض از ناخواسته هارو ، میدونم خیلی زیاد نیاز به استمرار وپشتکار و تکرار وتکرار داره ، میدونم یه جاهایی از دستم در میره و فراموش میکنم .
الهی ، معبودم ، خالقم ، جان جانان ، پروردگار مهربان و توانمند ، تو را سپاسگزارم که اینجام و میتونم هرروز و هرروز روی بهبود شخصیتی و فردی ام و رفتار وگفتاروباورهام کار کنم ، در این مسیر الهی یاری ام کن که فقط و تنها خودت برام کافی هستی .
قبلا مقاومتی خاص داشتم برای مریم عزیزم ولی الان بدون اغراق میگم ک شما واقعا زیبا هستید و از دیدنتون بسیار خوشحالم استاد ک نگو خوشتیپ و خوش هیکل شدید از خداوندم خواهان اومدن به آمریکا پیش شما عزیزانم هستم
خب من نزدیک چند ماهه از مسیر بودن مداوم در سایت دور شدم ودلیلشم نمیدونم قیق چی بود ولی اصلا حال خوشی نداشتم انگار ب چیزی کم داشتم برای توازن زندگیم و جالبه میدونستم باید بیام سایت ولی ب چیزی جلومو میگرفت حتی دوره کشف قوانین زندگی و دوازده قدم رو خریدم تا قدم پنجم ولی از قدم سه ببعد کار نکردم و دوراه هارو نصفه ول کردم
الانم نمیخوام خودم رو سرزنش کنم جون میدونم این سم هست ولی از خداوند هدایت و همراهی میخوام ک مسیر رو درست و عالی پیش ببرم و بتونم دوره هارو کامل کنم و این دوره رو بخرم
الان بین دوره سلامتی و ثروت و احساس لیاقت در ذهنم در مجادله بودم دلی نهایتا بنظرم باید احساس لیاقت رو بخرم و خدا هم با کامنت یکی از عزیزان بهم گفت احساس لیاقت لازمه همه چیزه
پس از خداوندم میخوام سرمایه لازم رو برام برسونه ک براحتی آب خوردن بتونم این دوره با ارزش رو بخرم
استاد خدا خیر دو دنیا به خودتون مریم عزیزم و تمامی همراهانم عطا کنه
خداااا جونم شکرت برای داشتن همسری همراه مهربان و عاشق خدایا شکرت
خدایا شکرت برای داشتن فرزندی زیبا باهوش و سالم و صالح ک بهم عطا کردی
خدایا شکرت برای آزادی مالی آزادی زمانی و آزادی مکانی که بهم عطا کردی
در پناه خدا شاد سالم سعادتمند و ثروتمند و خوشبخت در دنیا و آخرت باشیم
سلام استاد نازنینم از شما سپاسگزارم به خاطر این محتوا و این فایل زیبا
باورتون نمیشه که چقدرررررر به این فایل نیاز داشتم
من چندین روز بود به دلیل عدم موفقیت مقطعی در کارم که به تازگی اونو شروع کردم افکار منفی زیادی در سرم میگذشت و حتی به حالت افسردگی رسیده بودم.
ولی امروز صبح ینی چند ساعت پیش اتفاق به ظاهر بدی برام افتاد که البته میتونست به فاجعه ای تبدیل بشه ولی خدا بهم رحم کرد و من همون موقع فهمیدم این اتفاق صبح پیامی از سمت پروردگار برای من بود! درواقع به قول شما همون پس گردنی بود که جهان میزنه تا خودتو جمع و جور کنی و تغیر بدی و در مسیر درست قرار بگیری
من دقیقاً از همون موقع ، بعد از اون اتفاق سعی کردم دیدگاهم رو نسبت به مسائل این چند وقتم عوض کنم و سپاسگزاری را دوباره شروع کنم.
همون موقع تصمیم گرفتم امروز به جای اینکه به سر کار بروم و همون کارهای همیشگی را انجام بدم از تایم کاری خودم بگذارم برای شکرگزاری نوشتن اونها توی دفترچهام
امروز به کتابخانه محلمون اومدم و و داخل کتابخانه با یک موزیک آرامبخش با تمرکز بسیار بالا نشستم و شکرگزاریهام رو نوشتم و احساسم رو تغییر دادم و دیدگاهم رو نسبت به مسائل بدی که این چند وقت برام اتفاق افتاده بود تغییر دادم.
بعد از اون طبق عادت همیشگی یک سر به سایت شما زدم تا ببینم فایل جدیدی آپلود شده است یا نه که وقتی عنوان فایل امروز رو دیدم از تعجب مو به تنم سیخ شد
چون دقیقاً امروز به چنین چیزی احتیاج داشتم و بعد از گوش دادن کامل فایل شما بسیار بسیار تحت تاثیر قرار گرفتم من دقیقا به شنیدن چینین حرف هایی احتیاج داشتم ، احساس میکنم اصلا شما این فایل رو دقیقا برای من و دقیقا برای امروز من ضبط کردید و داخل سایت آپلود کردید ، آخه مگه میشه زمانبدی خدا اینقدررر دقیق باشه
واقعا هنوز توی شوک هستم از این نیروی عظیم هستی که همه چیزو هدایت و رهبری میکنه!!!!
استاد کاملا با حرفاتون موافق هستم و دقیقا با تمام وجود حرفاتونو درک کردم
من توی یکی دو هفته اخیر به افکار منفی کوچیکی که اومده بودن توی ذهنم اجازه دادم بمونند و تکرار بشن و کم کم تبدیل شدند به غولی که شکست دادنشون خیلی برام سخت شده بود اونقدر سخت که برای شکست دادنشون مجبور شدم کلی انرژی صرف کنم
از طرف دیگه این افکار منفی ، اتفاقات منفی رو هم به همراه میاره که من امروز صبح تجربش کردم و خداوند بهم رحم کرد که اتفاق بد تبدیل به فاجعه نشد
سپاسگذارم از شما
سپاسگذارم خداونی که شمارو در مسیر من قرارداد
سپاسگذارم از خداوندی که با ما توسط نشونه ها حرف میزنه و مارو هدایت میکنه
سپاسگذارم از این که جهان هستی اینقدر دقیق عمل میکنه و همه چیز حساب کتاب داره
عاشقتونم
به نام خداوند یکتا ، خداوندی که بر همه چیز اگاه است و هیچ چیز بر او پوشیده نیست
من علی هستم و مدت خیلی طولانی هست که توی اکانت دیگه ای توی سایت فعالیت داشتم ، اما تمایلی به کامنت گذاشتن نداشتم ، این تقریبا اولین کامنت من هستش بعد سال ها
خب ، اگر بخوام در مورد گفته زیبای شما بگم استاد ، من خیلی ضربه خوردم از گفتگو ها و افکار منفی و الان برام راحت تر شده کنترل افکار و زمزمه های شیطان
راهی که به من خیلی کمک میکنه اینه: بعد از اینکه یک کمی از اون داغ بودن و عصبی بودن و زمزمه های منفی کم شد که بتونم یه نفسی بکشم ، بلافاصله میام و به یاد میارم زمانی که اتفاق هایی خیلی کوچیک بوده اما نتونستم اون لحظه زمزمه های منفی رو کنترل کنم و بعدش چقدر اتفاقات بدتری پیش اومده ، در صورتی که اون اتفاق خیلی کوچیک بوده و به قول خودتون به خودی خود معنا نداشته( و این من بودم که روی اون علامت خوب یا بد گذاشتم )
و بعد میام و به یاد میارم که اگر توجه هم رو روی زیبایی ها نذارم
اگر اون لحظه به زیبایی های درونم توجه نکنم
مثل قبل چقدر اتفاقات بدتری میوفته
یا حتی میتونم به خاطر این سپاسگزار باشم که خداوند به یادم اورده که باید ذهنم رو کنترل کنم ، در صورتی که میشده شرایط جوری پیش بره که من توی منفی ها غرق بشم
در کل که راه خیلی زیاد هستش ، ولی فقط مهم اینه که من نخوام درگیر گفتگو های منفی کنم خودمو و ( دنبال ) یک راهی برای رسیدن به احساس بهتر باشم
و خداوند طبق قوانین بدون نقصش من رو به کانون توجهم یعنی به دنبال رسیدن احساس بهتر با اون شرایطی که در مدار من مطابقت داره هدایت میکنه تا من به احساس بهتر برسم و کنترل گفتگو ها و نجوا ها برام راحت بشه
خیلی خوشحالم در این لحظه که میتونم این پیام رو به استاد عزیزم که خیلی زندگی من رو در سکوت خودم تغییر داد بنویسم
خیلی حس خوبی دارم و چند وقته که بیشتر عاشق زندگیم شدم
سپاسگذارم استاد عزیزم
سلام
وقت بخیر
من در تمرینم.
من در تمرین تغییر زاویه دیدم.
من در حال نتیجه گرفتن از تغییراتم.
من توانایی دید الهی دارم.
من با روحم در هماهنگی هستم.
من این روزها واقعا روی تضاد ها دیدم رو تغییر میدم.
من این روزها با تغییر زاویه دیدم نسبت به مسائل و تضادها به احساس آرامش میرسم
من با رسیدن به احساس آرامش دارم با چشمانم خلق خواسته هام رو در کمترین زمان میبینم.
من قدرت تغییر و کنترل احساساتم رو دارم.
من میتوانم در لحظه همه چیز رو به نفع خودم در بیارم.
من این روزها خیلی خوبم.
من این روزها به خداوند ایمانم و اعتمادم بیشتر شده.
چند روز پیش بخاطر یک سهل انگاری از سوی خودم یه یک تضاد مالی با کارفرما برخوردم.که هم این کارفرما نتیجه فرکانسهای خودم بود و هم اتفاقات به ظاهر بد دقیقا و بدون حاشیه نتیجه ترس هام بود.
همین اتفاقات به ظاهر بد که نتیجه ترس ها و افکارم بود؛ ایمانم رو به قوانین هزار برابر کرد.
من دقیقا چیزایی رو چند روز پیش تجربه کردم که همیشه ازشون ترس داشتم و دقیقا سناریوهایی که توی دیدگاه های قبلیم از کارفرما ها نوشته بودم رو چند روز پیش از سوی دو کارفرما تجربه کردم.
واو ننداز.
بدون غلط.
دقیقا همون ترس ها تبدیل به واقعیت داشت.
اینجا من با ذهنی آشوب اما روحی پر از آرامش گشتم دنبال ثبات قوانین و وقتی پازل رو چیدم و دیدم دقیقا همون چیزی اتفاق افتاد که همیشه ازش میترسیدم و همیشه پتک بود توی سرم.
داد زدم
هوار زدم
گفتم خدایا شکرت که قوانین رو به من اثبات کردی یک بار دیگه.
هر کس مسئله من و اتفاق من رو میدونست و ای ن خوشحالی رو ازم میدید میگفت قطعا این شخص دیوانه و روانیه.
مگه میشه کسی پولت رو بخوره و تو خوشحال باشی.
من از اون اتفاق و ضرر مالی خوشحال نبودم.
من از کشف خودم خوشحال بودم.
من از اثبات قوانین و لمس اتفاقات خوشحال بودم
همیشه میترسیدم که کارفرما بعد از پرداخت پیش پرداخت بره و استعلام قیمت بگیره.
نه اینکه من پول اضافی ازش بگیرم نه.
مثلا با شرکتی که کار میکنم و خرید میکنم تخفیف های بعضار40 درصد بهم میدن و اون تخفیف مال خودمه.
و همیشه میگفتم اگه کارفرما بره استعلام بگیره و بفهمه من اینقد جنس رو زیر قیمت گرفتم بیاد و دبه کنه و پایان کار بگه من باقی پول رو نمیدم چون تو ارزون خریدی جنس رو.
و دقیقا در یک هفته دو کارفرما رفتن استعلام گرفتن و گفتن که تو متریال رو ارزون خریدی و یکیشون پولم رو داد اما با تخفیف.
یکیشون هم پولم رو نداد و دعوا شد
اما اومدم از زاویه دیگه به قضیه نگاه کردم.
چون اگه بخواستم بها بدادم به نجواها.قطعا یک دعوای فیزیکی با تبعات بد و بسیار بد انتظارم رو میکشید.
من اونجا اومدم به خودم گفتم آیا بهتر نبود قرارداد محکم ببستم
آیا بهتر نبود قید بکردم که متری اند تومان کار میکنم و اند تومان هم پیش پرداخت میگیرم که خرید متریال هم باهاش بکنم و مکتوب بکردم و دیگه اون زبونش سرم دراز نمینمیشد.
آیا بهتر نبود کارم رو شفاف تر مکتوب بکردن.
آیا بهتر نبود برای کارم ارزش بیشتری قائل بشم و نترسم.
اینجا به خودم گفتم اینها همه درس شد برای کار های بعدی و کارهای بیشتری که خدا بهم میده پشت سر هم.
و من هم برای خودم هم برای هنرم و هم برای دریافت پولم ارزش بیشتری قائل هستم.
و من با این دیدگاه آروم شدم
سپس اتفاقات بهتری افتاد پشت سر هم.
حالا حالا حالا
حال خوب و دید خداگونه،لاجرم مساوی است با اتفاقات خوب
اومدم یه کار دیگه رو تحویل دادم و کارفرما مشتری 80 هزار تومان بیشتر پول بهم داد.
حتی قبلش گفت استاد کار خیلی زیبا در اومد و این سبک کناف واقعا استادانه و بی نقص اجرا شد و کار با قیمت توافقمون نداشته باش،گفت هر قیمتی که دوست داری بگو تا من بهت بدم.
اینجا بود که فقط کلمه خدا در ذهنم حک شد.
بله من به طور مرتب نتیجه مطلوب میگیرم.
امروز هم یک اتفاق دیگه و یک تغییر زاویه دید دیگه رو تجربه کردم.
امروز برای نصب قرنیز پی وی سی رفتم دستگاه دوستم رو گرفتم که کارم رو بزنم.
اومدم شروع به کار کردن و وسط کار دستگاه بزش دوستم یهو جام کرد و خراب شد.
دستگاه 15 میلیون تومان پولشه.
اول گفتم خدایا چکار کنم الان آخه چرا یهو اینجوری شد اونم دقیقا دست من باید خراب بشه.
بعد از کمتر یک دقیقه به خودم گفتم خدا یک خیری توی این اتفاق برای من در نظر گرفت و احتمالا اگر این دستگاه به کارش ادامه میداد قطعا یه اتفاق مثل پارگی دست یا بریدن انگشت رخ میداد.
چون چندین ساله که همیشه از کار با دستگاه برش میترسم که نکنه یه وقت انگشتم رو قطع کنم.
سریع به خودم گفتم الخیر فی ما وقع.
ذهن اومد سم پاشی کنه و گفت جواب دوستت رو چی میدی.؟،
گفتم تو سکوت کن و دوستم انسان مهربون و بی نظیریه و قطعا فردا که بهش بگم اون هم در جواب میگه داداش اشکال نداره و دستگاهم از قبل مشکل داشت و میگه این چند وقت اخیر منتظر خراب شدنش بودن که الان رخ داد و فدای سرت.
سریع نجوا رو خاموش کردم.
و گفتم خدایا تو خیرخواه منی و من به تو محتاجم و من به تو نیازمندم ای رب جهان.
الان حالم عالیه
و ایمان دارم ایم احساس خوب و حال خوب فردا صبح که بیدار میشم مثل رگبار اتفاق خوب رو برام خلق میکنه
عاشقتونم
شاد باشید و ثروتمند
سلام آقای نصیری عزیز
بهتون تبریک میگم که اینقدر آگاهانه افکار خودتونو برسی میکنید و بجای بها دادن به نجواها در پی خیر مسائلی هستین که باهاش روبرو میشید که باعث آگاهی بیشتر شما میشه و قطعا در مراحل بالاتر ازش استفاده میکنید و ثروت میسازین
این رفتار شما در برخورد با تضادها منو یاد اوایل آشنایی خودم با استاد و این نگرش در مورد تضادها انداخت ،
اصولا من خیلی آدم بیخیالی بودم توی زندگیم و هیچ وقت به اتفاقاتی که برام میافتاد دقت نمیکردم و همیشه هم زندگیم پر بود از تضاد
اینقدر این تضادها بزرگ شدن که من یه جا از فرط فشارشون تصمیم گرفتم زندگیمو عوض کنم و بعدش با استاد آشنا شدم و اصلا معنی تضاد و ناخواسته رو فهمیدم
به لطف الله الان هر بار تضادی برام پیش میاد بعد اینکه خودمو آروم کردم موهبتشو ازش میکشم بیرون و توی کارهای بعدیم ازش استفاده میکنم ،همین مسئله قرداد بارها ازش لطمه خورده بودم ولی الان تقریبا خوب درسشو یاد گرفتم و توی کارم ازش استفاده میکنم
دوست عزیزم امیدوارم هر روز زندگیت بهتر از روز قبل بشه و توانمند تر بشی نسبت به کنترل ذهنت
در پناه الله یکتا
محمد عزیزم
سلام
میدونی اگه یه فرد عادی که از قوانین خبر نداره،و رفتارهای ما رو با خودمون ببینه دقیقا میگه ایما دیوونه ان؟؟؟؟
میدونستی افکار و رفتار ما برا اکثریت جامعه بیگانه و عجیبه؟؟
باورت میشه توی همین داستان که نوشتم یه دوستی دارم که همکاره و مثل برادر هستیم.بهم گفت بخدا تو یا دیوونه ای یا انگار از یه سرزمین دیگه اومدی.
داد میزد بابا یارو پولتو خورده بیا بریم فلانش کنیم.
بیا بریم یا بزنیمش یا شاکیش بشیم یا نداریم دیگه کار کنه.
(و واقعا توانایی برخوردهای اشتباه و زد انسانی رو داشتیم،به راحتی میتونستیم زجرش بدیم)
اما گفتم نه.
گفتم تو نمیدونی من چه چیزی رو کشف کردم.تو متوجه نمیشی من چه چیزی رو لمس کردم.
اره محمد جان ما به قول استاد با دار و دسته معلولین ذهنی طرفیم.
ما راهمون رو خدا بهمون نشون داده
ما خوشبختیم
ما سعادتمندیم
ما عاشقیم
ما فهیم و با درکیم.
محمد عزیزم خیلی خوشحالم که دیدگاهمون شبیه به همه.
دمت گرم داداش
دم هممون گرم.
ما بی نظیریم
ما خیلی خوبیم
شاد باشی محمد جان و ثروتمند
ذهن ما باغچه است،
گل در آن باید کاشت
ور نکاری گل من، علف هرز در آن می روید.
زحمت کاشتن یک گل سرخ
کمتر از زحمت برداشتن هرزگی آن علف است!
گل بکاریم بیا
تا مجال علف هرز فراهم نشود.
بی گل آرایی ذهن،
نازنین،
هرگز آدم، آدم نشود.
سلام ب روی ماه استاد عزیزم مریم بانوی مهربانم وهمچنین همه ی اهالی این سایت بهشتی، دیشب قبل از اینکه بخوابم اگاهی های فایل اول از قدم اول از 12قدم رو داشتم مرور میکردم و صبح ک از خواب بیدار شدم بعد نوشتن تمرین ستاره قطبی بلا فاصله اومدم سراغ سایت ومتوجه شدم فایل جدید رو سایت قرارگرفته شده بعد گوش دادن ب فایل جدید گفتم خدایا این قوانینت چرا اینقدر قشنگ کار میکنه حرف های امروز استاد همون محتوای اگاهی های 12قدم رو ک قبل خواب مرور میکردم رو برام تداعی کرد وانگار همههههه چیزززززکنترل ذهن هستش وهرچه قدر هم درموردش حرف زده بشه باز کمه بخاطر همین من هم میخوام برداشت خودم رو از فایل اول دوره وهمچنین حرف های امروز استاد رو بنویسم
وقتی ادم ب یه سری موفقیتها دست پیدا میکنه اون موفقیتها خیلی زود براش عادی وطبیعی میشن وانگاری ک باید از روز اول اون موفقیته میبودش ومتوجه نمیشه ک یه سری تغییرات در باورهای خودش ایجاد کرده واحساس سپاسگذاری وحال خوب رو داشته ک ب این خواستش رسیده وبعدازیه مدت وقتی خواسته جدید شکل میگیره میگه چرا من ب این خواستم نمیرسم پس چرااینی ک من میخوام نشد ویادش میره مسیری ک اون رو ب اون همه خواسته رسونده اگه باز از همون مسیر بره ب خواسته های بعدیش هم میرسه ب همین دلیل باید بنویسیم ک قبلا اوضاع زندگیمون در چه حالی بود والان در چه اوضاعی زندگی میکنیم یعنی موفقیت هارو بنویسیم، چون یکی از ویژگی های ذهن اینه ک اگه رهاش کنیم سریع شروع میکنه ب نجوا کردن واحساست رو بد کردن احساس ناامیدی احساس ترس احساس ب خواسته نرسیدن و…. روبهت میده، حالا ما چطور افسار این ذهن چموش رو ب دست بگیریم با منطق، منطقی ک بر پایه ی فکت وواقعیت باشه، یعنی وقتی شروع کرد ب نجوا کردن سریع دهنش رو با واقعیت ها وفکت ها میبندیم وبهش میگیم من قبلا این همه اتفاق خوب برام افتاده ونوشتمش چطور میگی ک اوضاع بد خواهد شداین همه نتیجه من گرفتم تو زندگیم واتفاق خوب برام افتاده وقتی تونستم از صفر ب ده برسم پس الان هم میتونم ب صد وهزار هم برسم، ب این شکل میام قدرت رو ازش میگیرم واگه نتونم قانعش کنم واز همون اول کنترلش نکنم وافسارش رو ب دست نگیرم خیلی زود احساس بد و افسردگی وناامیدی قدرت میگیرن ومن رو تو مداراحساس بد= اتفاقات بد قرارمیدن، حالا تو این شرایط هم میتونی جلوش رو بگیری ولی مسلما کار سخت تر میشه و فعالیت ذهنی بیشتری رو باید انجام بدی تا بتونی کنترلش رو ب دست بگیری، ماکسی هستیم ک میتونیم افکارمون رو ب دست بگیریم ومیتونیم ذهنمون رو جهت دهی بهش بدیم واونطور ک میخوایم ازش استفاده کنیم یعنی مااگر مدیر خوبی درمورد افکارمون باشیم واون رومانیتورش کنیم اگر خوب بتونیم این کار روانجام بدیم میتونیم افکارمون رو از سمت منفی ب سمت مثبت هدایت کنیم با چه ابزاری؟ با منطق
واما مباحث این فایل رو بخوام در یک جمله جمع بندی کنم ب عبارتی باید گفت
الخیر فی ما وقع، هرچیزی ک برام اتفاق میافته بدون شک ب نفع من هست حتی اگر ظاهر ناخوشایندی هم داشته باشه نتیجه ب نفع من تمام خواهد شد، مثالهای خیلی قشنگی از زندگی خودم دارم ک بخوام براتون بازگو کنم ک ب ظاهر اتفاق ناخوشایندی بارها وبارها برام پیش اومده وذهنم شروع ب نجوا کردن کرده ولی با این جمله ک نتیجه هرچی ک باشه ب نفع من خواهد شد هم تونستم ذهنم رو اروم کنم وهم ب طرز معجزه اسایی واقعا همه چیز ب نفع من تموم شده وب این ایه ایمان کامل دارم اما بیشتر از این نمیتونم بنویسم چون هر لحظه ممکنه ک شارژگوشیم تموم بشه پس برای شما عزیزان ارزوی حال خوب =اتفاقات خوب رو دارم
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام گرم به همه دوستان گرامی و استادان نازنینم
الهی شکر خدای خوب که یکبار دیگه استاد عزیزمون رو آوردی جلوی دوربین تا از آگاهی های نابی که تو به قلب نازنینش میتابی برای ما هم بگه و قاب ما رو هم غرق آرامش بکنه و یاد بگیریم که چطور بهتر زندگی کنیم و افکار مون رو کنترل کنیم
میخوام مواردی رو به خودم یادآوری کنم که وقتی نجواهای ذهنم رو تونستم کنترل کنم چه اتفاق های خوبی که برام افتاده و من لذت بردم و بیشتر آرامش پیدا کردم
مثل همین امروز که ذهنم اول صبحی من رو داشت میبرد سمت نا امیدی و افکار مریض و ذهنی بد اما حسم بهم گفت که بلندشو و پیادهروی کن و با خدای خودت و خودت صحبت کن و خوب و بد کن برای خودت و من هم گفتم چشم و زودتر از موعد همیشه بلند شدم و زدم بیرون به سمت محل کارم که همیشه با اتوبوس میرفتم اما یک مسیر خیلی طولانی رو پیاده رفتم و با خودم صحبت کردم و به پدرم یادآوری کردم که چه نعمت هایی همین الان دارم و قسمتی رو تا جایی که یادمه مینویسم براتون
امروز به خودم گفتم که زندگی برات چه معنی ای داره؟
اصلا زندگی یعنی چی جواد ؟
بعد بهم گفت که زندگی یعنی صدای مادرم که از پشت تلفن میشنوم از کیلومتر ها دورتر از خودم و همیشه خداروشکر حالش خوبه
زندگی یعنی شنیدن صدای خواهرام و خواهرزاده نازم
زندگی یعنی همین سلامتی جسمم که به لطف خدا یادم نمیاد کی قرص خوردم چه برسه برم دکتر
زندگی یعنی کاری دارم که عاشقشم و دارم توس رشد میکنم و پیشرفت میکنم و هر روز چیزهای جدید یاد میگیریم
زندگی یعنی سقفی که بالای سرم هست و از سرما و گرما حفظم میکنه
زندگی یعنی رابطه عاشقانه ای که با خدای خودم رب خودم پیدا کردم و هر روز داره آین رابطه بهتر عمیقتر و قشنگتر میشه
زندگی یعنی دیدن سرسبزی ها و درختان زیبای این شهر زیبایی که خدا منو آورده از کیلومترها اونورتر اصفهان زیبا
زندگی یعنی شادی درونی بیشتری که لیاقت بهم داده شده و در طول روز بیشتر احساس شادی و رضایت از خودم و خدای خودم دارم
زندگی یعنی دوستان خوبی که سر راهم قرار گرفتن تا بیشتر از زندگی لذت ببرم
و……….
و از مه مهمتر اینکه من لایق شادی و حس و حال خوب بی قید و شرط هستم و خداهم من رو لایق خلق کرده چون به این جهان اومدم پس لایق دریافت تمام نعمتهای الهی هستم
بعدش چقدر حالم عالی شده به لطف خودش
بخدا الان مدت خیلی زیادی هست که خداروشکر حالم بهتر هست و رضایت بیشتری از زندگیم دارم و هر روز هم بیشتر شده این حال خوب
اما بوده زمانهایی که رعایت نکردم و کنترل نکردم و اینقدر حالم بد شده که اصلا میگفتم خدایا فقط تو میتونی کمکم کنی و متوسل شدم به خودش و کمکم کرده این زمان های حال بد خیلی الکی و بی خودی بوده واقعا و خودم بودم که با فرکانس هام بهش قدرت دادم و از یک روزی به بعد به خودم گفتم دیگه نمیخوام توی اون حال بد باشم البته نه اینکه اصلا نبوده ولی اینقدر کم شده به لطف خدا که الان خیلی بهتر شدم و پاداش ها رو دیدم از سمت خدای خوبم بصورت هدیه افزایش حقوق محبت های اطرافیانم و حتی آدم های غریبه غذاهای خوشمزه ای که از بینهایت طریق بهم میرسید و از همه این ها مهمتر احساس سپاسگزاری بیشتری که با خدای خودم داشتم و چقدر شادتر و حالم بهتر میشد با این سپاسگزاری ها
آره
به قول استاد عزیزم
آنچه که ما با افکار و فرکانس هامون بهش قدرت میدیم از همون جنس چیز بیشتر وارد زندگیمون میشه
و به اندازه ای که ما خودمون رو لایق میدونیم جهان ما رو لایق میدونه
فایل قبلی رو استاد نمیدونم چند بار تا الان کوشش کردم اما هر بار که گوش میدم احساس ارزشمندی بیشتری بهم دست میده و حالم بهتر و عالی تر میشه
کلا فایل های هدیه احساس لیاقت خیلی بهم کمک کرده در داشتن حال خوب احساس خوب
انشاالله بزودی در مدار دریافت آگاهی های دوره هم قرار میگیرم
ممنونم از خدای خوبم که کمکم کرد تا بنویسم و رد پایی از خودم بر جا بذارم
میخوام کامنتم رو با این آیه زیبا تموم کنم که خودم عاشقشم و هر وقت که میخونمش قلبم باز تر میشه
آیه 15 سوره احقاف
وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ إِحْساناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ کُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً حَتَّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعینَ سَنَهً قالَ رَبِّ أَوْزِعْنی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَ عَلى والِدَیَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَصْلِحْ لی فی ذُرِّیَّتی إِنِّی تُبْتُ إِلَیْکَ وَ إِنِّی مِنَ الْمُسْلِمینَ [15]
ما به انسان توصیّه کردیم که به پدر و مادرش نیکى کند، مادرش او را با ناراحتى حمل مىکند و با ناراحتى وضع حمل مىنماید؛ و دوران حمل و از شیر بازگرفتنش سى ماه است؛ تا زمانىکه به نیرومندى و کمال خود بالغ گردد و به چهل سالگى برسد مىگوید: «پروردگارا! مرا توفیق ده تا شکر نعمتى را که به من و پدر و مادرم دادى به جا آورم و کار شایستهاى انجام دهم که از آن خشنود باشى، و فرزندان مرا صالح گردان؛ من بهسوى تو باز گشتم [و توبه کردم]، و من از مسلمانانم».
استاد عزیزم دوست دارم
مریم بانو دوست دارم
دوستان توحیدی خودم دوستتون دارم
در پناه جان جانان باشید
به نام خدای بی نهایت بخشنده دهنده
سلام استاد جان
خیلی خیلی سپاسگزار شما هستم و خانم شایسته که توسط این فایل ما تونستیم شما رو سر کلاس جهان بینی و درک بهتر خودمون و درک بهتر جهان خداوند ببینیم و باز هم یادبگیریم خداقوت
خیلی سپاسگزارم که همین 20 دقیقه ها 30 دقیقه ها به اندازه یک ترم کامل آموزشی که به هیچ کای کار ما هم نمیاد ارزش ایجاد می کنه و کلی از دیدن شما و حتی سایه خوشگل خانم شایسته هم لذت میبریم و هم از این پردایس زیبا و دوست داشتنی که پاداش کنترل ذهن شما هستن لذت میبریم خداروشکرش به خاطر وجود شما استاد نازنینم و مریم جان عزیز و همه اون دوستانی که میان از نتایج خوبشون از باورهای خوبی که از شما استاد نازنین می آموزن در دفتر نامحدود این کلاس می نویسن به یادگار دم همه ما گرم که با هم هستیم و ما قطرات بارانی هستیم که به این جهان جان داده و این جهان را زیبا تر کرده ما هر کدام نگین های درخشان هستیم مثل خورشید برای زنده نگه داشتن و گرم کردن دنیای زیبای خداوند ما همه صالحان و متقین های هستیم در مسیر توحید و درک بهتر خداوندی که در تک به تک سلول ها و افکار ما جریان دارد و ما با منیتور کردن افکارمان خداگونه عمل می کنیم و ذهن را به سمت زیبای ها و الخیر فی ما وقع ها آگاهانه هدایت می کنیم
خدایاشکرت به خاطر وجود همه این دوستانم که مث خودم قطرات بی انتهای زندگی بخش این کره زیب این جهان مادی هستن.
خدایاشکرت برای خود من بارها این چنین شده استاد جان به شکلی متفاوت البته که از این دوست بزگوارمون مثال زدین برای بالا بودن سرعت روی پل که چطور زیبا با فکار منفی مواجه شد و گفت اااا من این فکر رو نمی خوام چون که احساس بد میده احساس بد هم یعنی افکار دروغین شیطان در تمام ابعادش و بعد با جهت دادن زیبا افکار خداگونه ای رو در ذهن ایجاد کردن واقعا کار سختی هست اما با تکرار آسان تر میشه و خوده من هم تجربه های زیادی رو داشتم اینگونه که تونستم جهت افکارم رو به سمت الخیر فی ما وقع هدایت کنم و خیلی جاها هم نتونستم اما تحسین می کنم این توانای که در وجودم هست و به تعدادی زیاد هم به درستی ذهنم را در جهت مثبتش هدایت کردم که خداروشکرش اینها همه از برکات آموزهای شماست که این توانای رو که خداوند به همه ما داده رو به یاد بیاریم و آگاهانه از این فرمان ذهنی استفاده کنیم و بچرخونیم به سمت زیبای ها و قشنگی ها الهی شکرش که امروز زنده هستم و یک انسان با کیفیت تری را از خودم در حال ساختن هستم چون این الماس نیاز به خاک روبی داره الهی شکرش .
به نام خداوند بخشنده مهربان، خداوند هدایتگر من و همه دوستان به شرط باور قلبی به خودش
درود بر شما استاد عباسمنش عزیز
چقدر این فایل عالی و بموقع بود استاد
کاملا درست اشاره کردید و مثال بسیار ملموس و قابل فهمی رو زدید
وقتی به افکار منفی اجازه رشد میدی و دقت نمیکنی روی ورودی های ذهنت ، این افکار منفی همینطور رشد میکنن و تبدیل میشن به یک باور اشتباه و یک کوه بزرگی که نمیتونی از بین ببریش یا از بین بردنش بسیار سخت و انرژی بر میشه
مثال علف های هرز پارادایس، وقتی که کوچیک هستن و ریشه خاصی ندارن با دست هم میشه از ریشه درشون آورد و جلوی رشدشون رو گرفت ولی وقتی اجازه بدی بزرگ بشن و بهشون سر نزنی ، تبدیل میشن به درخت هایی با ریشه های قطور و ساقه های کلفت که با تراکتور هم از جا تکون نمیخورن، و باید با ابزاری قوی تر و محکم تر و با هزینه بیشتر از جا درشون بیاری
افکار منفی هم به همین صورت هستن، وقتی یک فکر منفی در ذهن ما ورود کرده میشه با تغذیه نکردن و توجه نکردن و تمرکز روی خوبی ها و نکات مثبت اون فکر منفی رو به راحتی و در زمان کم و با صرف هزینه کمتر از بین برد ولی وقتی همش بهش توجه میکنیم و تغذیه اش میکنیم نیاز مند انرژی بیشتر و هزینه و زمان بیشتر خواهد بود
خودم قبلا که این آگاهی ها و قوانین خداوند رو نمیدونستم مثا اکثر بدنه جامعه روی موضوعی که ناراحت کننده بود تمرکز میکردم توجه میکردم و تغذیه اش میکردم، و میدیدم که از جنس همون اتفاق باز هم برام داره اتفاق میفته و مثل برگی در باد بودم اما الان که با شما آشنا شدم کلی فایل های رایگان دیدم از شما دوره 12 قدم رو تهیه کردم و قدم آخر هستم میبینم که با توجه روی نکات مثبت و آبیاری نکردن افکار منفی وقتی که نهالی کوچیک هستن چقدر راحت میشه از بین بردشون، و هر چقدر به نکات مثبت توجه کنم و تمرکزم روی نکات مثبت و نعمت ها باشه و سپاسگزار خداوند باشم دارم نهال زیبای درختان میوه رو آبیاری میکنم و از جنس همون اتفاقات وارد زندگیم میشه
البته که این اصلاح علف های هرز و آبیاری درختان میوه ذهنمون باید همیشگی و برای تمام عمر باشه چون نمیشه بگیم یه بار این کارو کردیم دیگه نیازی به توجه و تمرکز به ورودی های ذهن نیست بلکه همیشه باید انجام بدیم
بسیار ممنونم از شما استاد عزیز این فایل عالی، زیبا و فوق العاده بود، استاد جان خیلی دوستون دارم و دوست دارم بیام امریکا از نزدیک ببینمتون
سلام شب بخیر آرزوی یه خواب راحت با ذهنی آرام و سرشاراز عشق و ایمان برای همه انسانها
و شما استاد گرامی و خانم شایسته
……
مدتها بود که از سایت دور بودم فایلهای صوتی شمارو زیاد گوش میکردم اما تصویری ها رو نمیدیدم….. از طریق دوسته فوق العاده
ام مونا دوست داشتنی که پریشب دیدمش و گفتم زیاد حسم خوب نیست پیشنهاد داد که فایل قبلی شما رو ببینم و امشب که دختر کوچیکم بهونه ای شد برای اینکه این زمان بیدار بشم و البته که هدایت خدا بود که در سکوت و آرامش دله شب این فایل و ببینم و دقیقا…. دقیقا
….. نکاتی رو گفتید که شرح حاله من بود با اینکه نتایج فوقالعاده ای گرفتم
اما باز فراموش کرده بودم که خودم خالقه زندگیم هستم….. که خودم به افکار هرز قدرت میدم…… که این حسه ناخوشایند به خاطر عدم سپاسگذاری و توجه نکردن به قشنگی های زندگیمه…… و….. و… و…..
خداروشکر که هدایت شدم به دیدنه این فایل فوقالعاده و دیدنه این آسمونه قشنگ و فضای زیبا…… کلی کیف کردم اصلا نمیتونم بگم چقدر لذت بردم و چقدر برام مفید بود……
8 ماهه که پیوسته همراه شما هستم اما شاید این سومین کامنتی باشه که نوشتم….. .
و خواستم ازتون تشکر کنم به خاطر این همه آگاهی و حسه خوب و ایمانی که در من زنده کردید….. براتون آرزوی سلامتی وشادی و موفقیت های روز افزون دارم
بنام مهربان الله هدایتگر و اجابتگر
درود بر استاد ترین استاد و مریم بانوی همراه و همیشگی شون
سلام به همه دوستای هم فرکانسی در سایت
استاد همین اول فایل چقدر حواستون به عزیزدلتون هست که تو آفتاب اذیت نشن ، چقدر هرروز من رابطه احساسی عاطفی توحیدی شما رو تحسین و تایید میکنم
امروز دیگه گفتم من باید برای این فایل عالی کامنت بنویسم :
زدودن علف های هرز و چمن های ذهنی منفی و نجواها و گفتگوهای منفی ، از اول که ضعیف آن قطع کنیم ، تا باعث رشد و قوی تر شدن وگسترش و تغییر شخصیت مون و افکار همیشگی مون وباعثترس و بی ایمانی ونگرانی و اضطراب نشه .
استاد چقدر شما خوبید که همیشه با مثال به ما قوانین جهان هستی رو میگید با دلیل و منطق های واقعی ، با عملی نشون دادن علف ها و درختای هرز پارادایس .
افکار بد و منفی رو تو ریشه و نطفه باید خفی کنیم با تغییر نگاه و هنر زاویه دید مثبت به اتفاقات زندگی مون ، باورهای درست و احساسات مثبت با سپاسگزاری و توجه به زیبایی ها ، با الخیر و فی ماوقع دونستن شرایط و اتفاقات ، با دیدن داشته هامون و آرامش و راحتی با احساس ارزشمندی و لیاقت در مدار نعمت و فراوانی و ثروت قرار میگیریم و جهان هم به ما نشون میده …
این روزها خیلی دارم تمرین میکنم که در عمل اجرا کنم کنترل ذهن و توجه به زیبایی ها و اعراض از ناخواسته هارو ، میدونم خیلی زیاد نیاز به استمرار وپشتکار و تکرار وتکرار داره ، میدونم یه جاهایی از دستم در میره و فراموش میکنم .
الهی ، معبودم ، خالقم ، جان جانان ، پروردگار مهربان و توانمند ، تو را سپاسگزارم که اینجام و میتونم هرروز و هرروز روی بهبود شخصیتی و فردی ام و رفتار وگفتاروباورهام کار کنم ، در این مسیر الهی یاری ام کن که فقط و تنها خودت برام کافی هستی .
فتبارک الله احسن الخالقین
سلام استاد عزیزم و مریم جونم
قبلا مقاومتی خاص داشتم برای مریم عزیزم ولی الان بدون اغراق میگم ک شما واقعا زیبا هستید و از دیدنتون بسیار خوشحالم استاد ک نگو خوشتیپ و خوش هیکل شدید از خداوندم خواهان اومدن به آمریکا پیش شما عزیزانم هستم
خب من نزدیک چند ماهه از مسیر بودن مداوم در سایت دور شدم ودلیلشم نمیدونم قیق چی بود ولی اصلا حال خوشی نداشتم انگار ب چیزی کم داشتم برای توازن زندگیم و جالبه میدونستم باید بیام سایت ولی ب چیزی جلومو میگرفت حتی دوره کشف قوانین زندگی و دوازده قدم رو خریدم تا قدم پنجم ولی از قدم سه ببعد کار نکردم و دوراه هارو نصفه ول کردم
الانم نمیخوام خودم رو سرزنش کنم جون میدونم این سم هست ولی از خداوند هدایت و همراهی میخوام ک مسیر رو درست و عالی پیش ببرم و بتونم دوره هارو کامل کنم و این دوره رو بخرم
الان بین دوره سلامتی و ثروت و احساس لیاقت در ذهنم در مجادله بودم دلی نهایتا بنظرم باید احساس لیاقت رو بخرم و خدا هم با کامنت یکی از عزیزان بهم گفت احساس لیاقت لازمه همه چیزه
پس از خداوندم میخوام سرمایه لازم رو برام برسونه ک براحتی آب خوردن بتونم این دوره با ارزش رو بخرم
استاد خدا خیر دو دنیا به خودتون مریم عزیزم و تمامی همراهانم عطا کنه
خداااا جونم شکرت برای داشتن همسری همراه مهربان و عاشق خدایا شکرت
خدایا شکرت برای داشتن فرزندی زیبا باهوش و سالم و صالح ک بهم عطا کردی
خدایا شکرت برای آزادی مالی آزادی زمانی و آزادی مکانی که بهم عطا کردی
در پناه خدا شاد سالم سعادتمند و ثروتمند و خوشبخت در دنیا و آخرت باشیم