چگونه از قدرت گرفتن افکار منفی جلوگیری کنیم - صفحه 16 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری چگونه از قدرت گرفتن افکار منفی جلوگیری کنیم
    459MB
    24 دقیقه
  • فایل صوتی چگونه از قدرت گرفتن افکار منفی جلوگیری کنیم
    0MB
    24 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

773 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سکینه دهقان گفته:
    مدت عضویت: 1236 روز

    سلام به استاد عزیزم ومریم چون امیدارم که روز به شادی های عاشقانه بیشتر بشه.ا ستاد مهربان که زندگی ملیون ها نفر را نجات دادید از افکار بیهوده قدیمی. که مانند خوره به جون انسان می افته واز سرطان بدتر افکار منفی. خیلی زیبا توضیح دا دید که درختان هر ز مانند افکار منفی هستند دقیقا هر چه بیشتر غرق افکار منفی میشه انسان بیشتر غرق میشه واین. کار خود ادم هه که جلو نجوا های شیطان را بگیره همین افکار منفی هست که زندگی را بر بعضی آدمها سخت کردا جوری که دیگه برای خانواده هم مشکل ایجاد کردن خدایا همه مارا از شر افکار منفی نجات بده استاد شما گفتید دو سال هست به درختان هرز نرسیده اید به شکل سده اند درون انسان هم اگه بهش نرسه پر میشه از همین که نشون دادید استاد عزیزم از صمیم قلب دوستتووووون دارم وخواست خدا بود ومرا هدایت کرد به این سایت که اینجور من اروم بشم که همه حیرت کنن از آرامش من دوستتووووون دارم در پناه خدا سالم وسلامت باشید و سلام من به مریم جون برسونید وهمیشه با حال خوب سعادت مند وثروت باشید در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  2. -
    زهرا فلاحتی گفته:
    مدت عضویت: 2675 روز

    سلام به خانواده عزیزم

    من مدتهاست که کامنت نزاشتم ولی امروز با این فایل و اتفاقاتی که اخیرا برام افتاده لازم دونستم بنویسم

    من مربی یوگا هستم و اسم کلاسم رو هم به صورت الهامی یوگا توحید گذاشتم من چند جا کلاس برگزار میکنم یکی از این جاها نمازخونه اداره همسرم عصرها یوگا بود مهمترین دلیل هم این بود که اونجا صد درصد درآمد به خودم اختصاص پیدا میکرد حالا شرایط چطور بود اگه کثیف میشد خودم جارو برقی میبردم جارو میکردم چند تا سجاده و کلی بند و بساط داخلش همیشه وسط بود که خانمهای کارمند بساطشون رو نمیخواستن جمع کنند و ما باید دقیقا به همون شکلی که بود جمع میکردیم و آخر کلاس میزاشتیم سرجاش و سر همین قضیه چند بار پیامم دادن که چرا سجاده هامون به هم خورده ضمنا اونجا کوچیک بود و بچه ها تو دست و پای هم بودن ،ضمنا من اجازه نداشتم هیچ بنری بیرون اداره نصب کنم که مثلا اینجا کلاس یوگا هست چون میگفتن به اداره گیر میدن،

    تمام این شرایط رو من پذیرفته بودم بخاطر اینکه هم نزدیک خونمون بود و هم همه هزینه به خودم میرسید

    بالاخره مدیر اداره عوض شد و اون گفت که سیستم اداریه و نباید کلاس یوگا برگزار شه من چند جلسه ای مقاومت کردم ولی دیدم که دیگه آرامش ازم گرفته شده و هر جلسه با ترس و استرس دارم میرم کلاس ، تصمیم گرفتم یه باشگاه جدید پیدا کنم یه باشگاه نزدیک خونمون بود که هم از نظر گرمایشی مشکل داشت و هم زیاد تمیز نبود و کوچیک بود اول تصمیم گرفتم برم اونجا ولی مشکل سرد بودنش واقعا مشکل بزرگی بود با احساس خوب که البته کمی نگرانی پشتش بود از خدا هدایت خواستم فایلهای روانشناسی ثروت 1 رو برای هزارمین بار داشتم گوش میکردم که اون روز نوبت فایل 20 بود استاد یه لحظه از برنامه دیوار اسم بردن که چقدر تو ایران پیشرفت کرده و همین شد یه نشونه ،،سریع رفتم تو دیوار و یه باشگاه دیدم زنگ زدم و هماهنگ کردم رفتم از نزدیک باشگاه رو دیدم یک باشگاه نوساز ، تمیز، گرم، بزرگ که نیاز داشت به یه مربی یوگا و مسئولش چقدر محترم بود که هر شرطی من میزاشتم میگفت چشم هر چی شما بگید بعد که کامل آرامش گرفتم دوباره برگشتم قضایا رو مرور کردم دیدم خدا داشته به من میگفته عزیزم تو لیاقتت بیشتر از ایناست که بخوای هر روز با کارمندای اداره سر و کله بزنی ارزشت بیشتر از ایناست که بخوای جارو برقی کول و بغل کنی بری اونجا رو جارو کنی و خودم رو گزاشتم جای مدیر اداره گفتم شاید اگه من هم به جاش بودم به خاطر مسئولیت بالا شاید جانب احتیاط رو رعایت میکردم و نمیزاشتم تو نمازخونه اداره کلاس یوگا باشه و برای اینکه اصلا اون مدیر رو سرزنش نکنم احساس کردم که مدیر مثل برادرم داره به من دلسوزانه میگه بخاطر پیشرفت خودت ، بخاطر لیاقت بالای خودت، بخاطر اینکه حداقل یه بنر بتونی بزنی تا شاگردات چند برابر بشن من مجبورت میکنم از نمازخونه بری و به قدری احساسم خوبه که این باشگاه رو با هدایت خداوند بدست آوردم و ایمان دارم که اتفاقات خیلی خوبی قراره بیفته

    تمام این کنترل ذهن حاصل سالها کار کردن روی خودمه حاصل گوش کردن مستمر هر روز به فایلها هست ، حاصل بها ندادن به حرف مردمه، حاصل جنگیدن برای رسیدن به هدفم هست معلومه که دیگه به خودم ظلم نمیکنم و نمیزارم یه تضاد من رو از بین ببره معلومه که قراره هر روز با عشق بیشتر به فایلها گوش کنم معلومه که به هیج وجه نمیزارم تلاشهای چند ساله ام هدر بره پر قدرت این مسیر فوقالعاده کنترل ذهن و تمرکز بر نکات مثبت و باور الخیر فی ما وقع رو ادامه میدهم انشاالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  3. -
    علی بامداد گفته:
    مدت عضویت: 3015 روز

    سلام و درود به استاد عباس منش عزیزم و استاد دوست داشتنی و همچنین خانم شایسته و همراهان سایت

    در مورد این فایل و آگاهی های که در این فایل هست باید بگم که من حدود یکسال قبل با همین موضوع درگیری ذهنی داشتم که چرا این قدر افکار منفی در ذهن و وجود ما لونه داره و هیچ وقت ما رو ترک نمیکنه و بعد از کلی فکر کردن دقیقا به همین موضوع پی بردم و با خودم به این نتیجه رسیدم که افکار منفی قرار نیست که ما رو ترک کنن این تویی که باید کنترل ذهن خودت رو بیشتر کنی و افکار منفی رو به سمت افکار مثبت و جایگزین کردنشون با افکار مثبت و تغییر نگاه به سمت زیبایی و مثبت هدایت کنی و برای خودم اینطوری اومدم منطقی کردم که :

    من رشد موهای صورتم خیلی زیاده و اگه هر روزی دوبار صورتمو با ژیلت یا ماشین بزنم بازم انگار هیچ اتفاقی نیفتاده و زمانی که خسته میشدم از اصلاح صورتم تا سه روز یا یک هفته صورتمو اصلاح نمیکردم و موقعی که خاستم ذهن خودمو در مورد افکار منفی کنترل کنم اومدم اینجوری برای خودم منطقشو درست کردم علی همون طور که موهای صورتت رو چند روزی رها میکنی باعث میشه که رشد کنه و صورتت پر از مو بشه (چون من اصولا دوست دارم همیشه صورتم تمیز و بدون مو باشه ) و با خودم گفتم که اگه هر روز تعلل کنی و صورتت رو با ژیلت اصلاح نکنی مثل این میمونه که این موها افکار منفی هستن که دارن تو رو احاطه میکنن و اگه این اتفاق بیفته چنان غرق افکار منفی میشی که دیگه کنترل از دستت خارج خواهد شد و طبق قانون اتفاقات بد رو تجربه خواهی کرد و با یه چالشی که واسه خودم گذاشتم هر روز صبح قبل از اینکه صورتمو بشورم یه ژیلت سه تیغ شارژی دارم اونو بر میدارم و صورتمو اصلاح میکنم و زمانی که دارم این کار رو انجام میدم با خودم حرف میزنم جلوی آینه که چقد خوبه که هر روز صبح افکار منفی رو اصلاح میکنی و میریزی بیرون و این تمرین هر روز منه که با این کار تونستم در طول روز ذهن خودمو کنترل کنم و به سمت افکار مثبت و دیگاه مثبت هدایتش کنم و به قول استاد این باور رو هم واسه خودم درست کردم گه زمانی که یه اتفاق بدی واست میفته حتما یه خیری در درون اون اتفاق هست و این اتفاق داره به من یه درس میده و یه اگاهیی رو داره به من یاد میده

    چقد این باور به من در زندگی م کمک کرده و تونستم با همین دیگاه مثبتی که به همه اتفاقات زندگی م دارم شرایط خوبی رو تجربه کنم و نتایج خوبی بگیرم هم در روابط هم در کسب و کارم و هم در سلامتی م

    خدا رو بی نهایت و تا ابد سپاس گزارم که در این مسیر زیبا از زندگی در کنار استاد عزیزم و شما خوبان هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  4. -
    حسین احمدآبادی گفته:
    مدت عضویت: 2433 روز

    شکر حمد سپاس فقط مخصوص پروردگار بزرگ من است

    تشکر فراوان از استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز

    من حدودا چهار ماهی هست که یک مسئله ای برام اتفاق افتاده به وسیله چتد نفر مختلف و همشون یکسان و الان میفهمم یعنی با دیدن این فایل بسیار به موقع و عالی و هدایتی به صورت اتفاقی که خداوند در حال هدایت من بوده و من متوجه اون قضیه نبودم و افکاری رو در ذهنم پروش دادم که تنه ای قطور به خودش گرفته و الان متوجه این آگاهی شدم که هم خیلی دیر شده و هم خیلی به موقع شده تا دیگه نزارم اون افکار رشد کنه و من این فایل رو یکی از معجزات خدا در زندگی ام میدم که متوجه این مسئله شدم .

    از پروردگار عزیزم می خواهم نور عشق و سلامتی ثروت و نعمت فراوان به استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز عطا کنه .

    از خداوند مهربان و بخشنده و رئوفم تشکر میکنم که منو با این فایل هدایت کرد و آگاهم کرد تا بیشتر از این این افکار رو پرورش ندم و به سمت آگاهی و سلامتی شادی هدایت بشوم و همچنین به استاد عزیزم که بسیار عالی من رو در تیم ملی هدایت کرد .

    از استادم و خانوم شایسته تشکر میکنم بابت این فایل بینظیر .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  5. -
    خورشید گفته:
    مدت عضویت: 2047 روز

    سلام و عرض ادب و احترام فراوان دارم خدمت شما استاد گرامی و بانو شایسته ی عزیز.

    این سومین کامنت من در این جلسه ی بی نظیر هست. استاد بزرگوار به لطف هدایت پروردگار یکتا به دلیل تضادهایی که باهاشون مواجه میشم و تغییر مدارهام درهای جدیدی به سوی روشنایی و نور آگاهی به روی من باز میشه که می‌خوام در اینجا به یادگار بذارم.

    استاد عزیز تازه که با شما آشنا شده بودم مصاحبه ی شما با جناب آقای عرشیانفر که در قسمت دانلودها هست رو بارها و بارها گوش دادم. به محض اینکه با تضادی مواجه میشدم سراغ اون چند فایل بی نظیرتون می‌رفتم و به طرز عجیبی حالم خوب میشد و طبق قانون الهی شرایط هم عوض میشد. تو اون فایل شما در مورد ترس حضرت ابراهیم از فرشتگان گفتید و اشاره کردید که یعنی حضرت ابراهیم هم مبری از خطا نبوده و ترسیده. من اونجا خیلی تعجب کردم و با خودم گفتم خوب مگه ترسیدن مشکلی داره و اینکه پیامبر خدا بترسه چه ربطی به ایمانش داره؟

    اما حالا بعد از ماه ها کار کردن روی فایل ها و متعهد کردن خودم به عمل کردن به آموزه ها و برخورد با تضادها و به عبارت کلی تر هدایت پروردگار یکتا خیلی عالی با نجواهای ذهن،صدای شیطان و صدای ایمان در ذهنم آشنا شدم.

    حالا مدام بدون اینکه خیلی انرژی بذارم مغزم این ها رو آنالیز می‌کنه و از هم تفکیک می‌کنه و قلبم بر نجواها غلبه می‌کنه. من تازه دارم معنای ژرف آیاتی رو که از نوجوانی باهاشون مانوس شده بودم رو درک میکنم. مفهوم واقعیه الا بذکر الله تطمئن القلوب رو میفهمم. الان هر لحظه که احساس ترس در مورد هر موضوعی بکنم صدای ایمان رو که صدای زیبای الله هست رو در وجودم بلند میکنم و ذهنم رو خاموش میکنم. و چه قدر از درون احساس شعف میکنم. من هر روز و هر لحظه دارم جهاد میکنم در مسیر رسیدن به الله و نعمت ها.

    هر صدایی که بخواد من رو ضعیف کنه احساس بیماری و شکست و ترس و اضطراب به من بده رو سریعا خاموش میکنم.

    من تمام نعمات خداوند رو دوست دارم ولی با این نعمت کنترل ذهن و حال خوب بیشتر از هر نعمتی در جهان حال میکنم و احساس آزادی و رهایی و شعف میکنم.

    برای خودم، شما و بانو و تمام عزیزانم و دوستان سایت زیبایی و آزادی و عشق رو آرزو میکنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  6. -
    سمیرا علینژاد گفته:
    مدت عضویت: 3211 روز

    سلام به استاد خوبم و خانم شایسته عزیز

    سمیه هستم

    مثالی بزنم که این هفته خودم درگیرش بودم که بی‌ربط نیست به قدرت گرفتن افکار منفی من سال گذشته یک چای ساز خریدم که شیشه‌ای هست و جرم داخلش کاملاً مشخصه روزهای اول من مرتب این رو تمیز می‌کردم و نمی‌ذاشتم که جرم بگیره ولی بعد از یه مدت انگار دنبال یه راهکاری بودم که نزارم جرم بگیره راه‌های زیادی رو امتحان کردم یه وسیله خریدم که جرم رو بگیره ولی جواب نمی‌داد و دیواره شیشه‌ای رو خط می‌نداخت سرکه رو هم امتحان امتحان کردم ولی مصرف طولانیش باعث می‌شد چسب دور چای‌ساز به مرور از بین بره از یه فروشنده لوازم خانگی مشورت گرفتم گفت راهی نداره فقط باید هر روز با اسکاج تمیزش کنی چون اگه جرمش ضخیم بشه باعث میشه به دستگاه برقی فشار بیاد و چای‌ساز رو بسوزونه بعد از اون من تصمیم گرفتم روزی 5 دقیقه برای این کار وقت بزارم الان 10 روزی هست این کار رو انجام میدم ولی هنوز مثل روز اولش نشده

    یاد حرف استاد افتادم که میگن باورها مثل سیمان به مغز ما چسبیدن تو این مثال من کف چای ساز رو به مغزم و جرم رو به باورها تشبیه کردم و اون و اون اسکاجی که میزنم تا جرم‌ها از بین بره به فایل‌هایی که از استاد می‌شنوم تشبیه کردم و متوجه منظور استاد شدم از اینکه میگه هر روز باید روی باورهاتون کار کنید چون اگه ما نخایم ورودی مناسب به مغزمون بدیم حتما ورودی نامناسب واردش میشه اون وقت کار سختر میشه

    استاد عزیز روزی نیست که فایلهای شما رو نشون و تمرینها رو انجام ندم امروز فایل مراقبه ثروت رو گوش میدادم عالی بود چه قدر بهش فکر کردم و چه قدر ازش آرامش گرفتم تمرین ستاره قطبی رو که اگه انجام ندم انگار یه چیزی گم کردم و همچنین تمرینهای ثروت یک که همشون بی نظیرند

    این جرم دقیقا مثل درختچه هست که اگه قطع نشه تبدیل به درخت بزرگی میشه و افکار منفی هم‌ مثل همین درختچه یا جرم کتری هستند که اگه‌ ما حوصله به خرج ندیم و تمیزشون نکنیم به مرور قدرت میگیرند وقت و انرژی زیادی باید برای از بین بردنشون بزاریم .

    استاد عزیز به قول شما مثال زدن یکی از راههای آموزش دادن نیست بلکه تنها راه آموزش دادنه فرق شما با بقیه اساتید در همینه آنقدر شفاف و با مثال توضیح میدید که آدم تو ذهنش می‌مونه

    ممنون از شما که آنقدر باهوش و سخاوتمند هستید و این صحبتهای ارزشمند رو در اختیار ما بصورت رایگان قرار میدید

    و تشکر میکنم از خانم شایسته عزیز که پا به پای شما می‌آمد و فیلم میگریند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  7. -
    بابک مبارکی گفته:
    مدت عضویت: 2507 روز

    سلام استاد عزیز بهتون خدا قوت میگم

    من تو این 4سالی که باهاتون آشنا شدم و عضو سایتتون شدم و بار اول کامنت میزارم .این فایلو که دیدم یاد مسئله ای افتادم که چند سال پیش اتفاق افتاد و از لحاظ مالی متضرر شدم . اون موقع تازه باهاتون تازه آشنا شده بودم و تو فایلهاتون به کنترل ذهن تاکید داشتید و منم وقتی اون مسئله پیش اومد . پیش خودم گفتم حتما خیری تو این مسئله هستش و سر اون مسئله کلی حرف شنیدم از اطرافیان . اما قلبم بهم میگفت یه خیری هست تو این موضوع

    استاد عزیز شاید باورتون نشه اون مسئله باعث شد تو بین همکاران اسم ما بپیچه و شدن مشتری من بعد از اون مسئله

    بعدش به همسرم گفتم دیدی یه خیری داشت این موضوع

    از اون روز به بعد به تضادهام کمتر شد

    اما اگه تضادی هم بوجود بیاد خیلی راحت میتونم حلش کنم به لطف خدا و باعث میشه اعتماد به نفس من بیشتر بشه

    استاد عزیز از روزی که باهاتون آشنا شدم یه موضوعی خیلی خوب ازتون یاد گرفتم اونم سپاس گذاری تو هر شرایطی

    از سال 97 که باشما آشنا شدم یه دفتر خریدم هر روز بابت چیزایی که دارم سپاس گذاری میکنم و همین موضوع باعث شد درآمد من به لطف خدا از ماهی یک و نیم میلیون تو سال 97 به ماهی حدود 80میلیون در ماه در سال 402 برسه

    سلامتی جسمانی من هرروز بیشتر شده

    از اون سال به بعد خدارو شکر مریض نشدم

    از خدا میخواهم هر روز سالم و تندرست و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  8. -
    مریم دستجردی گفته:
    مدت عضویت: 2147 روز

    به نام خالق هدایتگر سلام به همه دوستانم در این مکان زیبا

    تجربه جدید من :

    چند وقت پیش بهم یه موضوع داده شده که باید راجبش مینوشتم هر چی مینوشتم احساس می‌کردم خوب نیست. اصلا این مقاله اون طور که باید باشه نیست کلافه شده بودم‌تا این که بهدصورت رندوم یکی از فایل ها رو گوش میکردم راجب پرسیدن سوال درست و هدایت خواستن گفته بودید استاد با شنیدن اون فایل آروم شدم دیدم من دارم از بقیه مقاله ها تقلید میکنم و اصلا سوال مناسب نمیپرسم این دفعه به لطف خدا خودم گذاشتم جای مشتری کسی که این سوال در ذهنش به وجود اومده و تونستم خیلی خوب راجبش بنویسم. جوری که کاملا راضی بودم از نوشته‌ام

    این رو بگم که قبلش احساس بی‌ارزشی تو نوشته می‌کرد اما خدا به دلم انداخت تمام اونهایی که خوندی مثل تو هستند هیچ فرقی ندارند هرکسی به نا به دید خودش راجب این موضوع نوشته ربطی به بی‌ارزشی تت‌ نداره کفر نگو و خودت رو ارزشمند بدون کارت باارزش هست همین تغییر نگاه حال خوب و یه نوشته خوب روزی من کرد.

    یکی دیگه بخواهم بگم از باسلام که ایرپاد خریده بودم آدرس خونه مون ناقص نوشته بودم شنبه که پست چی تو کوچه بود سریع لباس پوشیدم برم پایین ببینم بسته منم اومده یا نه اما احساس کردم زشت من برم پایین احساس عدم لیاقت پست چی رفت و دو ساعت بعد پیام اومد بسته‌ام برگشت خورده اولش ناراحت شدم اما بعدش گفتم اشکالی نداره خیر هست بالاخره به دستم میرسه.

    فردا صبح زود خداجونم بیدارم کرد و رفتم اداره پست محلمون به توصیه دست خدا یعنی باباجونم گفتن هنوز نرفته تهران برید بام کرج شاید بشه.‌ اولش نجواها تو ذهنم بود که آره ببین چقدر کار به خاطر احساس عدم لیاقت برای خودت سخت می‌کنی سرزنش اما گفتم اشکال نداره باعث شد من بیام اینجا بتونم این درخت ها و این منظره سرسبز زیبا رو ببینم تازه لبخند زیبا یکی از بنده های خدا هم روزیم شد خلاصه به موقع رسیدم پست مرکزی کرج و خیلی راحت ایرپادم تحویل گرفتم خوش حال بودم هم به خاطر ایرپاد هم این که تونسته بودم ذهنم با توکل به خدا کنترل کنم.

    خیلی لذت بخشه وقتی میتونی اتفاقات بخ نفع خودت عوض کنی با برعکس کردن زاویه دیدت.

    خداجونم بینهایت متشکرم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  9. -
    مهدی گفته:
    مدت عضویت: 2459 روز

    سلام به استاد عزیز

    خلاصه کلام اینکه کنترل ذهن همه چیزه

    من معلم هستم و میبینم دانش آموزام اغلب این مسایل رو باور ندارند و اغلب در نگرانی و ترس به سر میبرند . خیلی سعی کردم در کلاس ها و همایش ها اونا رو به مسیر توحید و کنترل ذهن و تمرکز به زیبایی ها و‌… هدایت کنم و معمولا حدود ده درصدشون توی فرکانس یادگیری و درک این موضوعات بودن . حالا چند سالی هست که اصلا دنبال تغییر هیچ کس نیستم نه شاگرد نه خانواده و …. فقط روی خودم کار میکنم و با اینکه پنجاه درصد زمان کارمو کمتر کردم تونستم کیفیت زندگی بالایی بسازم .

    امیدوارم از طریق اساتید خوب مثل شما ، انسانها به این مسیر زیبا هدایت بشن

    با سپاس ( قلب )

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  10. -
    محدثه شمس گفته:
    مدت عضویت: 1977 روز

    سلام استاد عزیزم

    وسلام به همه دوستانی که لیاقت بودن در این سایت دارن

    اول اینکه

    از دیدن عکس انقدر لذت بردم

    چه عکس زیبایی

    چه اسمان ابی ای

    زمین سبز

    دریاچه فوق العاده

    اصلا ادم دیوانه میشه این همه زیبایی رو میبینه

    من تا جلسه چهارم دوره رو گوش دادم

    کم وبیش نوشتم

    کم وبیش گوش دادم

    الان خیلی راحتتر میتونم ببینم تو ذهنم چی میگذره

    با خودم مهربونترم

    ارامش بیشتری دارم

    سعی میکنم باورامو شناسایی کنم

    واجازه ندم شیطان با افکار منفی وناامیدی

    وترس ها جولان بده

    حتی شجاع تر شدم

    شما استاد منطق ومنطقی کردن هستید

    خدارو شاکرم جایی کار میکنم که هرروز یه عالمه

    روابط عالی

    چه دوستانه چه عاشقانه

    چه خانوادگی میبینم

    وبه ذهنم میگم

    میبینی

    والگو میارم وبرای ذهنم منطقی میکنم

    هست رابطه های خوب هست

    و

    اینکه پول دست مردم هست

    فراوانی ادم هایی که ماشین های میلیاردی سوار میشن

    ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاس

    پول ساختن اسانترین کار دنیاس

    اگه پول داشته باشی هم به خودت کمک میکنی هم به دیگران

    پول داشته باشی باعث گسترش جهان میشی

    قبلا وقتی یه ناخواسته بوجود میومد

    خیلی ناراحت میشدم وگریه میکردم

    ومیگفتم

    پس کو نتیجه کو

    خدا کجایی

    ولی الان میگم

    اینا موندگار نیست

    همه چیز تغییر میکنه

    هر چی پیش میاد خیر

    این تضاد نشون میده که من چی میخوام

    وهمه اتفاقات جوری پیش میره که نتیجه به نفع من تموم میشه

    خدارو شاکرم که لیاقت داشتم که، تو این سایت هستم

    لیاقت دارم که شاگرد استادی چون شما باشم

    جهان به بی نهایت طریق نشون میده که من لایقم لایق دریافت نعمتها وثروتها

    در پناه خدا شاد ثروتمند و سعادتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای: