اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام خدمت تمام دوستان عزیزم استاد جانم و مریم جان عزیز
این فایل هدایت امروزه منه
ولی باورتون نمیشه که انقدر دگرگونم که نمبدونم چی بگم
چند روز پیاپی هست که من هر بار نشانه من را میزنم اشاره داره تو فایل به هدف گذاری برای سال جدید و تمرکز رو هدف
اصلا هر بار وارد نشانه من میشم میمونم چی بیام بنویسم و جالبیش ابنه همش حرف از سال نو داره حالا چه اون فایل مال چند سال پیش باشه چه مال پارسال چه مثل ابن فایل که جدید
به خودم هربار میگم آخه عارفه دیگه میخوای خدا چطوری هربار بهت یاد آوری کنه تو الان تو مرحله تمرکز رو هدف هات هستی چرا قبلا بیشتر وقت های وقت میزدی رو نشانه من 90 درصد سریال زندگی در بهشت میومد ولی الان؟؟؟؟؟
عارفه به خودت بیا
استاد عزیزم نمبدونم در چه زمان و چه مکانی افتخار دیدنتون را دارم ولی میدونم که لایقش هستم که باکلی موافقبت بیام بایستم و سرم بالا باشه حرف بزنم
.
.
.
استاد عزیزم سال جدید مثل درختان خودم را حرص میکنم از چیز های اضافه مثل افکار اشتباه اضافه. بودن انسان های اضافه. ترسیدنهای الکی. از قدم برنداشتم برای هدف های بزرگتر
درختی که حرص نشه تو بهار رشد نمیکنه من باید رشد کنم
من باید اگه روزی در اسفند به دنیا اومدم در روزی به خصوص باز متولد شوم و یک عارفه جدید بشم با 180درجه تغییر بماند الانم نسبت به قبل خیلی تغییر کردم ولی…
من باید پروانه بشم و از پیله ام در بیام
تامام
خدا جونم من جلوی هرکسی غیر تو بی نیازم و جلوی تو فقیرم
به فقیر بودم رحم کن. و ظرف وجودیم را بزرگ و بزرگتر کن و از بینهایت راه به من و هفت نسل آیندم نعمت ثروت وسلامتی عطا کن
به نام خداوند هدایتگر من به نام فرمانروای قدرتمند لطیف قلب عالم هستی
سلام میکنم به استاد عزیزم و خانم شایسته ی عزیزم که زحمت این فایل رو کشیده وبا صدای دلنشینش توضیحات عالی رو داده .
من مدت زمان زیادیه که کامنت نزاشتم تو سایت پ الان ایتقدر تحت تاثیر این هدایت قرار گرفتم که دلم نیومد کامنت نزارم . استاد من دوره ی عشق و مودت در روابطت رو تهیه کردم و باید بگم فوق العاده است این دوره چقدر باور های مخرب داشتم که با کمک این فایل ها درستش کردم گاهی ارامشی رو حس میکنم که تو کل 24 سال عمرم این حد از ارامش رو هیچوقت تجربه نکردم . باید بگم که جلسه هاش دونه به دونه محکم میگم این حرفو بدون ذره ای اغراق دونه به دونه اش تحولی ایجاد کرده تو ذهن من که فقط گفتم استاد چه میکنی با من . و جلسه هشتم فوق العاده بود در اصل من بعد بارها گوش دادن تازه فهمیدمش تازه فهمیدم اصل چیه خداروشکر میکنم برای تجربه ی اون لحظه ی شیرین که قشنگ احساس کردم که خدا پرده ای از قلب من برداشت اگاهی جدیدی جاری شد به قلبم چقدر اشک ریختم و خدارو شکر کردم کنار اون فایل هی قلبم میگفت این خدا همون خدای استاده همون خدای محمده همون خدای علیه خدای سلیمانه خدا همون خداست بهش اعتماد کن من هروقت شما استاد نازنینم میگفتین اصل خداونده بخاطر افکار مریضم متاسفانه فکر میکردم اگه بخدا یچسبم فقط خدا اصل باشه فقط اولویت خدا باشه من نمیتونم به چیزایی که ارزو دارم برسم اخه باید دست از همه چی بردارم بعد همون لحظه همون حا که این فکرو میکردم قلبم منو مقایسه کرد با همین ادم های بزرگی که اسم بردم با علی با محمد با یوسف با سلیمان با استاد نازنینم دیدم بابا اونی که هیچی نداره منم ههههه کور بودم نمیدیدم اینو احساس میکردم از قلبم صدام میزنه میگه اعتماد کن بهم خیلی خیلی جالب بود اصلا اون لحظه خونه رو خلوت کرده بود برام اخ:) چه اشکی ریختم از شدت ذوق قلبم باز شده بود از اونجا به بعد امروز هروقت نجوای شیطان اومد هروقت کم اوردم و دلم لرزید گفتم بسپار به خدا خدا همون خداست اعتماد کن بهش زمزمه ی روزم بود که اعتماد کن خدا خدای علیه خدا خدای سلیمانه اعتماد کن بهش بلده اربابی کنه نترس .
تا اتفاقی این پست و دیدم سایت پیشنهاد داده بود خسته هم بودم از ساعت هشت تو سایتم میخواستم برم فایلای دوره ی عشق و مودت و گوش کنم گفتم خب این تایمش کم باشه میبینم .
زدم دیدم کمه موندم تا این فایلو هم ببینم .
خدا هادی قلبه منه هدایتگره مهربونه منه دوست داره انگار بهش اعتماد کنه ادم هههههه چقددددددددر مرتبط بود حرفا به حال من به به حرفای امروز قلب من مرسی استاد مرسی مرسی خانم شایسته ی عزیزم مرسی :) خدایا شکرت از خدا میخوام قلبم و گرفتار عشق خودش بکنه قلب همه ی مارو گرم کنه به حضور پررنگ خودش️️️
استاد و مریم عزیزم سلام هی گفتم بذار فایلو ببینم بعد بنویسم ولی نشد و گفتم یادم میره این نکته ها
اول اینو بگم که این فایل خودش نشانه امروز من بود و اگه از شرایط امروزم بگم شاید واضح تر بشه که چقدرررر برای من بود
وقتی (گریون ) با گوشی تلاش کردم نشانه امروزم رو تو سایت دانلود کنم نشد، گفتم با لپ تاپ میام. حالا چرا گریون ، مختصر بگم که قشنگ به خدا گفتم این نشانه رو به این نیت باز میکنم که برای رسیدن به این موضوع خاص به من بگی چه کنم !!
حالا شما محتوای فایلو با خواسته من مقایسه کنید!
من اصرار الا و بلا که همین، بعد خدا این فایلو پلی کنه.
حالا تو این فاصله که فایل داشت دانلود میشد گفتم متن ج 1 عزت نفس رو بخونم و همون متن شجاعت کاریو بهم داد که میدونستم باید انجامش بدم و ولی سخت بود.وتمام من انجامش دادم .
از این فایل بگم که آب رو آتیش بود بگم که اون جمله رو عقلت حساب نکن و اونجا که خدا میگه که اجابت میکنه درخواستت رو اگر دعا کنی .
و دقیقا همین الان با این فایل جلوی چشمم جوابمو داد.
و چقدر رها ترم کرد نسبت به اتفاقات زندگیم و چقدر مصمم تر برای ادامه دادن با درسای شما.
چقدر آروم ترم چون حس نمیکنم رها شده هستم .چون دیگه تلاش میکنم به این دنیا با این دید نگاه کنم که قراره به ریز و درشت خواسته های من جواب بده و این چقدر دلگرم کنندس!
الان به جاهایی که نگاه تیز بینی نسبت به هدایت داشتم افتخار میکنم و قطعا این ایمان بیشتر خواهد شد و چشمای من بیناتر.
سلام و درود به شما دو عزیز ، من مثل همیشه از شما یاد می گیرم و عاشق این شهود و تسلیم استاد و مریم عزیز هستم و دارم این راهکار بی نظیر رو هر روز بیشتر از قبل انجام می دهم. اما صحبت های شما در خصوص مسائل اخیر ایران رو چون خودتون اشاره کردید چندتا سوال برام پیش اومده که واقعاً دوست دارم هدایت بشوم و یا پاسخی از شما دریافت کنم.
به نظر من صرفاً مردم به خاطر اینکه عوامل بیرونی رو عامل عدم خوشبختی اشون می دونند نیست که در خیابان ها اعتراض می کنند، شما فرض کنید که عزیزی از خانواده شما قربانی حمله کسانی شده باشه که به خاطر قوانین متحجرانه و زورگویی یک سیستم جانش رو از دست بده اون موقع آیا می تونید که بگید که خودش با قانون جذب در اون فرکانس بوده پس من هم نباید در برابر زور و ظلم عکس العملی داشته باشم؟
چرا فکر نکنیم که اتفاقاً این آزمون ما مردم ایران هستش که به خاطر تضاد فرکانس خیر و شر در ایران شکل گرفته و چون سطح آگاهی و فرکانس مردم بالا رفته دیگه حاضر نیستند در برابر حرف زور و ظلم سر خم کنند و برای اولین بار هستش که داریم اتحاو و وحدت و همدلی رو تجربه می کنیم که روح جمعی مان از کثرت گرایی به وحدت گرایی داره تبدیل می شه. اگر قرار باشه که هر کدام از ما یا حفظ فرکانس خودمون و بدون در نظر گرفتن حال و روز دیگری روزگار بگذرانیم به نظر شما آیا در آزمون الهی خودمون برای رفتن به مرحله ی بعد سربلند هستیم؟
منظورم یاد گرفتن درس وحدت گرایی به جای اینکه هر کس فقط نفع شخصی خودش رو ببینه. مثل قبل که مردم فقط سعی می کردند گلیم خودشون رو از آب بیرون بکشند اما الان به این آگاهی رسیدند که ما همه انسان ها سوار یک کشتی هستیم و با اتحاد و اعتصابات سراسری هرچند مقطعی اینبار راه متفاوتی رو پیش گرفتند و در حال تمرین آن هستند.
خود شما در حال انتشار زیبایی ها هستید و گفتن قوانین جهان تا آگاهی و عشق و هم نوع دوستی رو رواج بدید.
اگر مردم در حال بیان خواسته هوشون هستند، صرفاً به این معنی نیست که از معیشت اشون ناراضی اند الان روی پله ای بالاتر هستند و اون آزادگی هستش.
شاید چون در عمق جریان اتفاقات نیستید خیلی چیزها رو از این خیرش متوجه نشدید، نمی دانم اما فقط احساس کردم دوست دارم این مطلب را اینبار که دوباره مطرح کردید به شما بگویم چون هر دفعه توی دلم می گفتم و البته خوشحال می شوم اگر اشتباه می کنم من رو آگاه کنید.
و اینکه آیا امام حسین که حاضر نشدند به زور با کسانی که در راه حق نبودند بیعت کنند، آیا در فرکانس جنگ و ستیز بودند ؟ ایشون در حال مهاجرت و گریز از بیعت بودند که در صحرا گرفتار شدند اما تا پای جان برای اینکه سر بردگی فرود نیاورند ایستادگی کردند و خیلی از انسان ها هم اینکار رو کردند.
شما که مطالعات قرآنی دارید به ما بگویید غیر از جهاد با نفس چه جهاد های دیگری هست؟ چرا پیامبر در زمان حیات اشون وقتی کاروان هاشون رو غارت می کردند و بعد از چندبار اقدام به دفاع کردند و شروع جنگ های بدر و احد و خندق شد، اینکار را کردند و نگفتند که خب از مدینه مجدداً مهاجرت کنیم یا سعی کنند مردم رو طور دیگری هدایت کنند؟
جهان هستی داره در جهت درست پیش می ره و وقتی تضاد در جهت خیر و شر بالا میگیره، نقطه های عطفی هستش که باید تغییر اتفاق بیافته.
ما در مورد حکومت و سیاست صحبت نمی کنیم صحبت از شیاطینی هست که در قالب دین دست به هر کاری که شما اصلاً تصورش رو هم نمی تونید می زنند تا بقا داشته باشند و طبق قوانین الهی تا وقتی قونی خودشون رو تغییر ندهند هیچ تغییری اتفاق نخواهد افتاد. و حریت و احساس وحدت در مردم ایران اون جوانه ی تغییر هستش.
باز هم خوشحال می شوم که پاسخی از شما استادم دریافت کنم که اگر اشتباه فکر می کنم متوجه بشوم چون خودم بین دو راهی تمرکز بر خواسته هایم و یا همراهی با مردم و تمام کسانی که در این راه ناجوانمردانه از بین رفتند یا در زندان هستند، پیش برم. دوست دارم به وظیفه الهی خودم درست عمل کنم.
ماه پیش برای من و نامزدم پدیده همزمانی طی یه سفر به شمال کشور اتفاق افتاد؛گرچه قبل از گوش دادن به این فایل نمیدونستم که هدایت الهی بوده،اما از آبانماه سعی میکردم مستمر روی افکارم و قانونها کار کنم.
ماجرا از اونجا شروع شد که دوستم ازم خواست همراه بیمارستانش برای یه عمل جراحی سخت باشم،راستش از ته دل راضی نبودم چون دوست نداشتم تو فاز و فرکانس بیمارستان باشم (یه مدت زیادی هرکس کار بیمارستانی داشت،از من میخواست کمکش کنم که با کار کردن رو افکارم، از فرکانسش خارج شده بودم)،اما تو رودربایستی قبول کردم. از طرفی همون شب نامزدم هم بهم گفت بیا بریم شمال،ولی من چون به دوستم قول داده بودم،نمیتونستم برم؛ اما خوشبختانه چندساعت بعد دوستم بهم پیام داد که لازم نیست باهاش برم بیمارستان و مامانش باهاش میره،این اولین همزمانی بود. پس قرار شد بریم شمال،همزمانی دوم اینجا اتفاق افتاد که بهصورت نادری سه روز مرخصی از محل کارم طلب داشتم و روز سهشنبه هم شهادت حضرت فاطمه بود که جمعا میشد 4 روز و اینطور شد که فردای همون شب بیبرنامه حرکت کردیم طرف شمال.یکی از اتفاقات خوب و جالبی که توی جاده رخ داد این بود که با اینکه برف سنگینی باریده بود و رانندهها میگفتن تو برف و مه گیر کردیم،وقتی ما تو جاده بودیم همه مسیرها باز و هوا هم خوب بود!وقتی هم رسیدیم شمال هوا بهجای زمستانی،بهاری بود.
سومین همزمانی اینجا بود که ابلاغیه پرونده قضائی مربوط به گرفتن دیه نامزدم که تو رامسر بود هم اومد و دنبال کار اون هم رفتیم (بعدها فهمیدیم اگه شمال نبودیم و حضوری دنبال کار نمیرفتیم، پرونده پیش نمیرفت)،چهارمین همزمانی وقتی اتفاق افتاد که یکی از دوستامونم شمال تو ویلاش بود و ما هم تونستیم بریم پیشش و مسئله اقامتمون و البته قسمتی از خوردوخوراکمونم حل شد(پسانداز مناسبی برای هزینههای سفر نداشتیم)،همزمانی بعدی وقتی بود که تو این سفر فرصتی شد تا با همین دوستمون که مرد موفقی تو زمینه مالی هست،یه مصاحبه دوستانه در مورد پیشرفتش داشته باشیم و رو باورهامون کار کنیم.همچنین ایشون غذاخوری خوب با قیمت مناسب و همچنین مرکز کلوچهپزی برای خریدن سوغات هم بهمون معرفی کردن.
آخرین همزمانی تو این سفر هم این بود که دوستمون روز شهادت که روز تعطیلی بود، کار نداشت و تونستیم سه تایی بریم یه منطقه زیبا تو سیاهکل به اسم سوخته کوه که طبیعت زیبایی از ترکیب دریاچه و جنگل داشت و خیلی خوش گذشت
سلام و عرض ادب به استا بزرگوار و مریم جان همراه مهربونشون مرسی ک هستین و خیلی خوشحالم و شکر گذار ک خدا شماها رو در مسیرم تغییر و هدایتم قرار داد اسمم هاجر دیدگاه ک خوندم اشک بی اختیار از چشمام سرازیر شد چ خوب و چ زیبا دیدگاهشون رو نوشته بود دوستمون از هدایت الهی اولا ک تازه وارد این مباحث شدم باور به هدایت نداشتم ولی هر چی بیشتر اگاهیم بیشتر شد نسبت به جهانم و خدایی ک من رو خلق کرده بیشتر به هدایتش پی بردم همیشه میگفتم مگ میشه ادم هدایت بشه ولی وقتی تمرکز کردم توی رفتارم و افکار دیدم اره میشه من یکسال بیشتر ک دارمروی ذهنم کار میکنم ک خودم زندگیمو خلق کنم و همیشه این مطلب رو تو ذهنم مرور میکنم ک وقتی بخای تغییر کنی تو تو مسیرش قرار میگیری حالا یا با ادما یا کتابا و من چند وقت پیش هدایت شدم به سمت چندتا کتاب همش دنبال این بودم ک ج طوری میشه به زنی قوی تبدیل بشم و روی پای خودم بایستم و هدایت شدم به سمت کتابی ک کلی مطلب داشت دراین مورد و همشو هر روز میخونم و مینویسم
اینک ادم بخاد خدا کمکش میکنه ب سمت هدایت تو کتاب شکر گذاریم هر روز مینویسم ک خدا من رو هدایت و حمایت میکنه تا من به خواسته هام برسم
خدا روسپاس گذارم برای اینک من رو به استادم هدایت کرد تا اگاهی پیدا کنم به خودم و جهانم مرسی ک هستین در پناه خدای مهربان سلامت باشید
این طبیعت بسیار زیبا و دشت یک دست سفید چقدر زیباست. ببین خداوند چه دشتی بهمون هدیه داده که دشتی با فقط فقط شن های سفید یک دست.
استاد اون موقع که که خانوم شایسته عطسه کردن دقیقا یه ثانیه قبلش منم عطسه کردم خخخ خودم انقدر خندیدم که نگو خخخ.
استاد این فایل و طبیعت وموضوع هدایت توی این هفته چند بار سر مسیرم قرار گرفته. از قدم 6که موضوع هدایت گوش دادم بعدش سفر به دور امریکا که داخل همین طبیعت بودید. و خیلی کلی بخوام بگم کلا این موضوع هدایت من خودش هدایت بوده خخخ.
وقتی این همه فایل دیدم که موضوعش هدایت بود تصمیم گرفتم بیشتر روی بحث هدایت تمرکز کنم چون هر نشانه ای که میبنم موضوع هدایت برام میام در زمانی که من فقط دارم از خداوند سوال میکنم چیکار کنم؟نمیدونم چی میشه؟و و..از این دسته سوالات.
وقتی همش نشانه هدایت اومده برام اونم نه یک بار بلکه چندین بار خدا دیگ با هر زبونی داره میگه عزیزم به من اعتماد کن من هدایتت میکنم و منم متعهد شدم که به خدای خودم از ته قلب اعتماد کنم و خودم به دستان خدا بسپارم.
خداوندا ازت سپاسگزارم.
واااای استاد دقیقا اون فایل که با دوستان ملاقات داشتی با همین فایل امروز دیدمش چقدر زیبا این تیکه این پازل دارن کنار هم چیده میشن و از خدا میخوام راحت تر و ساده تر بهم بگه و هدایتم کنه.
این چند روزه واقعا حجم زیادی اگاهی دیدم و تجربه کردم خدایا شکرت.
جمله زیبا که میگه ما سمت خودمون انجام بدیم و خداوند هم سمت خودش رو انجام میده.
استاد شاید این همه فایل هایی که دیدم و هدایت و..اینا همه همزمانی های منه درسته!!!؟؟
البته زیاد اطلاعات دربارع این همزمانی ندیدم و بار اول که این کلمه رو شنیدم.
خدایا منو به راه راست هدایت کن راه کسانی که بهشان نعمت دادی.
اولین بار که این فایل رو توی اتاقم دیدم ، از انرژی استاد مملو از حس خوب و شکرگزاری و سپاسگزاری شدم و گفتم چقدر عالی که خداوند مریم عزیزم و استاد عزیزم رو به بهترین مکان در بهترین زمان طبق فرکانسشون هدایت کرده و چه عالی که من هم هدایت میشوم
و میرسیم به الان که برای بار دوم دارم تماشا میکنم فایل رو در جایی که یکروز درخواست کردم بیام و اقامت کنم یه ویلای بزرگ سبز عالی در دل یک شهر کوچک گیلان با معماری قدیمی و زیبای گیلکی ، با یک حیاط بزرگ مملو از بوی خوش نارنج و پرتقال هرچه ار حس خوبش بگم باز هم کمه یه مکان بکر و عالی به دور از شلوغی توریست ها و با حضور مردم گیلکی شیرین زبان و پر از عشق
خدایا شکرت هم سفران بی نظیری دارم
چقدر اینجا حسم خوبه برای همتون در این لحظه از خداوند بزرگ حضور در بهترین مکان که دوست دارین و بهترین زمان
سلام بر بنده های زیبای خداوند استاد بزرگ و توحیدی و مریم عزیزم و دوستان گرامی
داشتم آشپزخونه رو تمیز میکردم گفتم بزار ی فایل از استاد دانلود کنم گوش کنم گفتم خدایا خودت من رو به فایلی هدایت کن که عطر و بوی تو رو داشته باشه (هر چند که تمام فایلها همینطوره)ولی گفتم دیگه زیادی باشه این فایل برام بی نظیر بود که همش در مورد این بود که برای همه چیز از خودش هدایت بخوام خیلی خیلی خیلی برام شیرین بود آخرهای صحبت استاد بود که از خدا تشکر صمیمانه کردم گفتم ازت سپاسگزارم که انقدر خوب هدایتم کردی و یاد گرفتم که دیگه از این پس برای هر چیزی از خودت هدایت بخوام و بدونم که هر چی در مسیر قرار بگیره خیره وتسلیم باشم
واما قسمت جالب فایل
من آهنگ ملکا محسن چاوشی رو توی گوشیم دانلود دارم و اکثر روزها با این آهنگ مراقبه میکنم وخیلی لذت میبرم چون صفات خداوند رو خیلی قشنگ وصف میکنه ی لحظه دیدم این موسیقی از گوشیم پخش شد چون مشغول کار بودم و نگاهم به گوشی نبود وفقط گوش میکردم با خودم فکر کردم که فایل تموم شده و رفته روی این آهنگ یدفعه اومدم نگاه کردم دیدم این موسیقی ادامه ی فایل استاده باورشون نمیشه عشق من علاقه ی من با استاد هزار برابر شد و تنها بودم و حق حق گریه میکردم از عشق به خداوند از عشق به بندش سید حسین و مریم جان و هم خدا رو ستایش میکردم و هم در دلم اوایی بود که سید حسین نوش جونت این همه فراوانی زیبایی خوش گذرو نی که همه جانام خدا عشق خدا رو بر دل داری در تمامیه لحظه ها
خدا یا هزاران بار شکرت که من رو در مسیر ی قرار دادی که وجودم لبریز میشه از عشق به خودت و هدایتم کردی به انسان هایی که اینگونه هستند
به نام خالقی که مرا خالق زندگی خود آفرید
سلام خدمت تمام دوستان عزیزم استاد جانم و مریم جان عزیز
این فایل هدایت امروزه منه
ولی باورتون نمیشه که انقدر دگرگونم که نمبدونم چی بگم
چند روز پیاپی هست که من هر بار نشانه من را میزنم اشاره داره تو فایل به هدف گذاری برای سال جدید و تمرکز رو هدف
اصلا هر بار وارد نشانه من میشم میمونم چی بیام بنویسم و جالبیش ابنه همش حرف از سال نو داره حالا چه اون فایل مال چند سال پیش باشه چه مال پارسال چه مثل ابن فایل که جدید
به خودم هربار میگم آخه عارفه دیگه میخوای خدا چطوری هربار بهت یاد آوری کنه تو الان تو مرحله تمرکز رو هدف هات هستی چرا قبلا بیشتر وقت های وقت میزدی رو نشانه من 90 درصد سریال زندگی در بهشت میومد ولی الان؟؟؟؟؟
عارفه به خودت بیا
استاد عزیزم نمبدونم در چه زمان و چه مکانی افتخار دیدنتون را دارم ولی میدونم که لایقش هستم که باکلی موافقبت بیام بایستم و سرم بالا باشه حرف بزنم
.
.
.
استاد عزیزم سال جدید مثل درختان خودم را حرص میکنم از چیز های اضافه مثل افکار اشتباه اضافه. بودن انسان های اضافه. ترسیدنهای الکی. از قدم برنداشتم برای هدف های بزرگتر
درختی که حرص نشه تو بهار رشد نمیکنه من باید رشد کنم
من باید اگه روزی در اسفند به دنیا اومدم در روزی به خصوص باز متولد شوم و یک عارفه جدید بشم با 180درجه تغییر بماند الانم نسبت به قبل خیلی تغییر کردم ولی…
من باید پروانه بشم و از پیله ام در بیام
تامام
خدا جونم من جلوی هرکسی غیر تو بی نیازم و جلوی تو فقیرم
به فقیر بودم رحم کن. و ظرف وجودیم را بزرگ و بزرگتر کن و از بینهایت راه به من و هفت نسل آیندم نعمت ثروت وسلامتی عطا کن
به نام خداوند هدایتگر من به نام فرمانروای قدرتمند لطیف قلب عالم هستی
سلام میکنم به استاد عزیزم و خانم شایسته ی عزیزم که زحمت این فایل رو کشیده وبا صدای دلنشینش توضیحات عالی رو داده .
من مدت زمان زیادیه که کامنت نزاشتم تو سایت پ الان ایتقدر تحت تاثیر این هدایت قرار گرفتم که دلم نیومد کامنت نزارم . استاد من دوره ی عشق و مودت در روابطت رو تهیه کردم و باید بگم فوق العاده است این دوره چقدر باور های مخرب داشتم که با کمک این فایل ها درستش کردم گاهی ارامشی رو حس میکنم که تو کل 24 سال عمرم این حد از ارامش رو هیچوقت تجربه نکردم . باید بگم که جلسه هاش دونه به دونه محکم میگم این حرفو بدون ذره ای اغراق دونه به دونه اش تحولی ایجاد کرده تو ذهن من که فقط گفتم استاد چه میکنی با من . و جلسه هشتم فوق العاده بود در اصل من بعد بارها گوش دادن تازه فهمیدمش تازه فهمیدم اصل چیه خداروشکر میکنم برای تجربه ی اون لحظه ی شیرین که قشنگ احساس کردم که خدا پرده ای از قلب من برداشت اگاهی جدیدی جاری شد به قلبم چقدر اشک ریختم و خدارو شکر کردم کنار اون فایل هی قلبم میگفت این خدا همون خدای استاده همون خدای محمده همون خدای علیه خدای سلیمانه خدا همون خداست بهش اعتماد کن من هروقت شما استاد نازنینم میگفتین اصل خداونده بخاطر افکار مریضم متاسفانه فکر میکردم اگه بخدا یچسبم فقط خدا اصل باشه فقط اولویت خدا باشه من نمیتونم به چیزایی که ارزو دارم برسم اخه باید دست از همه چی بردارم بعد همون لحظه همون حا که این فکرو میکردم قلبم منو مقایسه کرد با همین ادم های بزرگی که اسم بردم با علی با محمد با یوسف با سلیمان با استاد نازنینم دیدم بابا اونی که هیچی نداره منم ههههه کور بودم نمیدیدم اینو احساس میکردم از قلبم صدام میزنه میگه اعتماد کن بهم خیلی خیلی جالب بود اصلا اون لحظه خونه رو خلوت کرده بود برام اخ:) چه اشکی ریختم از شدت ذوق قلبم باز شده بود از اونجا به بعد امروز هروقت نجوای شیطان اومد هروقت کم اوردم و دلم لرزید گفتم بسپار به خدا خدا همون خداست اعتماد کن بهش زمزمه ی روزم بود که اعتماد کن خدا خدای علیه خدا خدای سلیمانه اعتماد کن بهش بلده اربابی کنه نترس .
تا اتفاقی این پست و دیدم سایت پیشنهاد داده بود خسته هم بودم از ساعت هشت تو سایتم میخواستم برم فایلای دوره ی عشق و مودت و گوش کنم گفتم خب این تایمش کم باشه میبینم .
زدم دیدم کمه موندم تا این فایلو هم ببینم .
خدا هادی قلبه منه هدایتگره مهربونه منه دوست داره انگار بهش اعتماد کنه ادم هههههه چقددددددددر مرتبط بود حرفا به حال من به به حرفای امروز قلب من مرسی استاد مرسی مرسی خانم شایسته ی عزیزم مرسی :) خدایا شکرت از خدا میخوام قلبم و گرفتار عشق خودش بکنه قلب همه ی مارو گرم کنه به حضور پررنگ خودش️️️
آمین
استاد و مریم عزیزم سلام هی گفتم بذار فایلو ببینم بعد بنویسم ولی نشد و گفتم یادم میره این نکته ها
اول اینو بگم که این فایل خودش نشانه امروز من بود و اگه از شرایط امروزم بگم شاید واضح تر بشه که چقدرررر برای من بود
وقتی (گریون ) با گوشی تلاش کردم نشانه امروزم رو تو سایت دانلود کنم نشد، گفتم با لپ تاپ میام. حالا چرا گریون ، مختصر بگم که قشنگ به خدا گفتم این نشانه رو به این نیت باز میکنم که برای رسیدن به این موضوع خاص به من بگی چه کنم !!
حالا شما محتوای فایلو با خواسته من مقایسه کنید!
من اصرار الا و بلا که همین، بعد خدا این فایلو پلی کنه.
حالا تو این فاصله که فایل داشت دانلود میشد گفتم متن ج 1 عزت نفس رو بخونم و همون متن شجاعت کاریو بهم داد که میدونستم باید انجامش بدم و ولی سخت بود.وتمام من انجامش دادم .
از این فایل بگم که آب رو آتیش بود بگم که اون جمله رو عقلت حساب نکن و اونجا که خدا میگه که اجابت میکنه درخواستت رو اگر دعا کنی .
و دقیقا همین الان با این فایل جلوی چشمم جوابمو داد.
و چقدر رها ترم کرد نسبت به اتفاقات زندگیم و چقدر مصمم تر برای ادامه دادن با درسای شما.
چقدر آروم ترم چون حس نمیکنم رها شده هستم .چون دیگه تلاش میکنم به این دنیا با این دید نگاه کنم که قراره به ریز و درشت خواسته های من جواب بده و این چقدر دلگرم کنندس!
الان به جاهایی که نگاه تیز بینی نسبت به هدایت داشتم افتخار میکنم و قطعا این ایمان بیشتر خواهد شد و چشمای من بیناتر.
شکر بابت این فایل
سلام و درود به شما دو عزیز ، من مثل همیشه از شما یاد می گیرم و عاشق این شهود و تسلیم استاد و مریم عزیز هستم و دارم این راهکار بی نظیر رو هر روز بیشتر از قبل انجام می دهم. اما صحبت های شما در خصوص مسائل اخیر ایران رو چون خودتون اشاره کردید چندتا سوال برام پیش اومده که واقعاً دوست دارم هدایت بشوم و یا پاسخی از شما دریافت کنم.
به نظر من صرفاً مردم به خاطر اینکه عوامل بیرونی رو عامل عدم خوشبختی اشون می دونند نیست که در خیابان ها اعتراض می کنند، شما فرض کنید که عزیزی از خانواده شما قربانی حمله کسانی شده باشه که به خاطر قوانین متحجرانه و زورگویی یک سیستم جانش رو از دست بده اون موقع آیا می تونید که بگید که خودش با قانون جذب در اون فرکانس بوده پس من هم نباید در برابر زور و ظلم عکس العملی داشته باشم؟
چرا فکر نکنیم که اتفاقاً این آزمون ما مردم ایران هستش که به خاطر تضاد فرکانس خیر و شر در ایران شکل گرفته و چون سطح آگاهی و فرکانس مردم بالا رفته دیگه حاضر نیستند در برابر حرف زور و ظلم سر خم کنند و برای اولین بار هستش که داریم اتحاو و وحدت و همدلی رو تجربه می کنیم که روح جمعی مان از کثرت گرایی به وحدت گرایی داره تبدیل می شه. اگر قرار باشه که هر کدام از ما یا حفظ فرکانس خودمون و بدون در نظر گرفتن حال و روز دیگری روزگار بگذرانیم به نظر شما آیا در آزمون الهی خودمون برای رفتن به مرحله ی بعد سربلند هستیم؟
منظورم یاد گرفتن درس وحدت گرایی به جای اینکه هر کس فقط نفع شخصی خودش رو ببینه. مثل قبل که مردم فقط سعی می کردند گلیم خودشون رو از آب بیرون بکشند اما الان به این آگاهی رسیدند که ما همه انسان ها سوار یک کشتی هستیم و با اتحاد و اعتصابات سراسری هرچند مقطعی اینبار راه متفاوتی رو پیش گرفتند و در حال تمرین آن هستند.
خود شما در حال انتشار زیبایی ها هستید و گفتن قوانین جهان تا آگاهی و عشق و هم نوع دوستی رو رواج بدید.
اگر مردم در حال بیان خواسته هوشون هستند، صرفاً به این معنی نیست که از معیشت اشون ناراضی اند الان روی پله ای بالاتر هستند و اون آزادگی هستش.
شاید چون در عمق جریان اتفاقات نیستید خیلی چیزها رو از این خیرش متوجه نشدید، نمی دانم اما فقط احساس کردم دوست دارم این مطلب را اینبار که دوباره مطرح کردید به شما بگویم چون هر دفعه توی دلم می گفتم و البته خوشحال می شوم اگر اشتباه می کنم من رو آگاه کنید.
و اینکه آیا امام حسین که حاضر نشدند به زور با کسانی که در راه حق نبودند بیعت کنند، آیا در فرکانس جنگ و ستیز بودند ؟ ایشون در حال مهاجرت و گریز از بیعت بودند که در صحرا گرفتار شدند اما تا پای جان برای اینکه سر بردگی فرود نیاورند ایستادگی کردند و خیلی از انسان ها هم اینکار رو کردند.
شما که مطالعات قرآنی دارید به ما بگویید غیر از جهاد با نفس چه جهاد های دیگری هست؟ چرا پیامبر در زمان حیات اشون وقتی کاروان هاشون رو غارت می کردند و بعد از چندبار اقدام به دفاع کردند و شروع جنگ های بدر و احد و خندق شد، اینکار را کردند و نگفتند که خب از مدینه مجدداً مهاجرت کنیم یا سعی کنند مردم رو طور دیگری هدایت کنند؟
جهان هستی داره در جهت درست پیش می ره و وقتی تضاد در جهت خیر و شر بالا میگیره، نقطه های عطفی هستش که باید تغییر اتفاق بیافته.
ما در مورد حکومت و سیاست صحبت نمی کنیم صحبت از شیاطینی هست که در قالب دین دست به هر کاری که شما اصلاً تصورش رو هم نمی تونید می زنند تا بقا داشته باشند و طبق قوانین الهی تا وقتی قونی خودشون رو تغییر ندهند هیچ تغییری اتفاق نخواهد افتاد. و حریت و احساس وحدت در مردم ایران اون جوانه ی تغییر هستش.
باز هم خوشحال می شوم که پاسخی از شما استادم دریافت کنم که اگر اشتباه فکر می کنم متوجه بشوم چون خودم بین دو راهی تمرکز بر خواسته هایم و یا همراهی با مردم و تمام کسانی که در این راه ناجوانمردانه از بین رفتند یا در زندان هستند، پیش برم. دوست دارم به وظیفه الهی خودم درست عمل کنم.
امیدوارم که به زیباترین حالت هدایت بشوم.
سلام خدمت استاد،خانم شایسته و دوستان عزیز
ماه پیش برای من و نامزدم پدیده همزمانی طی یه سفر به شمال کشور اتفاق افتاد؛گرچه قبل از گوش دادن به این فایل نمیدونستم که هدایت الهی بوده،اما از آبانماه سعی میکردم مستمر روی افکارم و قانونها کار کنم.
ماجرا از اونجا شروع شد که دوستم ازم خواست همراه بیمارستانش برای یه عمل جراحی سخت باشم،راستش از ته دل راضی نبودم چون دوست نداشتم تو فاز و فرکانس بیمارستان باشم (یه مدت زیادی هرکس کار بیمارستانی داشت،از من میخواست کمکش کنم که با کار کردن رو افکارم، از فرکانسش خارج شده بودم)،اما تو رودربایستی قبول کردم. از طرفی همون شب نامزدم هم بهم گفت بیا بریم شمال،ولی من چون به دوستم قول داده بودم،نمیتونستم برم؛ اما خوشبختانه چندساعت بعد دوستم بهم پیام داد که لازم نیست باهاش برم بیمارستان و مامانش باهاش میره،این اولین همزمانی بود. پس قرار شد بریم شمال،همزمانی دوم اینجا اتفاق افتاد که بهصورت نادری سه روز مرخصی از محل کارم طلب داشتم و روز سهشنبه هم شهادت حضرت فاطمه بود که جمعا میشد 4 روز و اینطور شد که فردای همون شب بیبرنامه حرکت کردیم طرف شمال.یکی از اتفاقات خوب و جالبی که توی جاده رخ داد این بود که با اینکه برف سنگینی باریده بود و رانندهها میگفتن تو برف و مه گیر کردیم،وقتی ما تو جاده بودیم همه مسیرها باز و هوا هم خوب بود!وقتی هم رسیدیم شمال هوا بهجای زمستانی،بهاری بود.
سومین همزمانی اینجا بود که ابلاغیه پرونده قضائی مربوط به گرفتن دیه نامزدم که تو رامسر بود هم اومد و دنبال کار اون هم رفتیم (بعدها فهمیدیم اگه شمال نبودیم و حضوری دنبال کار نمیرفتیم، پرونده پیش نمیرفت)،چهارمین همزمانی وقتی اتفاق افتاد که یکی از دوستامونم شمال تو ویلاش بود و ما هم تونستیم بریم پیشش و مسئله اقامتمون و البته قسمتی از خوردوخوراکمونم حل شد(پسانداز مناسبی برای هزینههای سفر نداشتیم)،همزمانی بعدی وقتی بود که تو این سفر فرصتی شد تا با همین دوستمون که مرد موفقی تو زمینه مالی هست،یه مصاحبه دوستانه در مورد پیشرفتش داشته باشیم و رو باورهامون کار کنیم.همچنین ایشون غذاخوری خوب با قیمت مناسب و همچنین مرکز کلوچهپزی برای خریدن سوغات هم بهمون معرفی کردن.
آخرین همزمانی تو این سفر هم این بود که دوستمون روز شهادت که روز تعطیلی بود، کار نداشت و تونستیم سه تایی بریم یه منطقه زیبا تو سیاهکل به اسم سوخته کوه که طبیعت زیبایی از ترکیب دریاچه و جنگل داشت و خیلی خوش گذشت
سلام و عرض ادب به استا بزرگوار و مریم جان همراه مهربونشون مرسی ک هستین و خیلی خوشحالم و شکر گذار ک خدا شماها رو در مسیرم تغییر و هدایتم قرار داد اسمم هاجر دیدگاه ک خوندم اشک بی اختیار از چشمام سرازیر شد چ خوب و چ زیبا دیدگاهشون رو نوشته بود دوستمون از هدایت الهی اولا ک تازه وارد این مباحث شدم باور به هدایت نداشتم ولی هر چی بیشتر اگاهیم بیشتر شد نسبت به جهانم و خدایی ک من رو خلق کرده بیشتر به هدایتش پی بردم همیشه میگفتم مگ میشه ادم هدایت بشه ولی وقتی تمرکز کردم توی رفتارم و افکار دیدم اره میشه من یکسال بیشتر ک دارمروی ذهنم کار میکنم ک خودم زندگیمو خلق کنم و همیشه این مطلب رو تو ذهنم مرور میکنم ک وقتی بخای تغییر کنی تو تو مسیرش قرار میگیری حالا یا با ادما یا کتابا و من چند وقت پیش هدایت شدم به سمت چندتا کتاب همش دنبال این بودم ک ج طوری میشه به زنی قوی تبدیل بشم و روی پای خودم بایستم و هدایت شدم به سمت کتابی ک کلی مطلب داشت دراین مورد و همشو هر روز میخونم و مینویسم
اینک ادم بخاد خدا کمکش میکنه ب سمت هدایت تو کتاب شکر گذاریم هر روز مینویسم ک خدا من رو هدایت و حمایت میکنه تا من به خواسته هام برسم
خدا روسپاس گذارم برای اینک من رو به استادم هدایت کرد تا اگاهی پیدا کنم به خودم و جهانم مرسی ک هستین در پناه خدای مهربان سلامت باشید
به نام خدای مهربانم
سلام استاد عزیز و همه دوستان هم فرکانس
این طبیعت بسیار زیبا و دشت یک دست سفید چقدر زیباست. ببین خداوند چه دشتی بهمون هدیه داده که دشتی با فقط فقط شن های سفید یک دست.
استاد اون موقع که که خانوم شایسته عطسه کردن دقیقا یه ثانیه قبلش منم عطسه کردم خخخ خودم انقدر خندیدم که نگو خخخ.
استاد این فایل و طبیعت وموضوع هدایت توی این هفته چند بار سر مسیرم قرار گرفته. از قدم 6که موضوع هدایت گوش دادم بعدش سفر به دور امریکا که داخل همین طبیعت بودید. و خیلی کلی بخوام بگم کلا این موضوع هدایت من خودش هدایت بوده خخخ.
وقتی این همه فایل دیدم که موضوعش هدایت بود تصمیم گرفتم بیشتر روی بحث هدایت تمرکز کنم چون هر نشانه ای که میبنم موضوع هدایت برام میام در زمانی که من فقط دارم از خداوند سوال میکنم چیکار کنم؟نمیدونم چی میشه؟و و..از این دسته سوالات.
وقتی همش نشانه هدایت اومده برام اونم نه یک بار بلکه چندین بار خدا دیگ با هر زبونی داره میگه عزیزم به من اعتماد کن من هدایتت میکنم و منم متعهد شدم که به خدای خودم از ته قلب اعتماد کنم و خودم به دستان خدا بسپارم.
خداوندا ازت سپاسگزارم.
واااای استاد دقیقا اون فایل که با دوستان ملاقات داشتی با همین فایل امروز دیدمش چقدر زیبا این تیکه این پازل دارن کنار هم چیده میشن و از خدا میخوام راحت تر و ساده تر بهم بگه و هدایتم کنه.
این چند روزه واقعا حجم زیادی اگاهی دیدم و تجربه کردم خدایا شکرت.
جمله زیبا که میگه ما سمت خودمون انجام بدیم و خداوند هم سمت خودش رو انجام میده.
استاد شاید این همه فایل هایی که دیدم و هدایت و..اینا همه همزمانی های منه درسته!!!؟؟
البته زیاد اطلاعات دربارع این همزمانی ندیدم و بار اول که این کلمه رو شنیدم.
خدایا منو به راه راست هدایت کن راه کسانی که بهشان نعمت دادی.
از خدا میخوام منو به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ایی هدایت کنی نه راه کسانی که به آنها غضب کرده ای نه گمراهان…
خدایا تنها از تو یاری میجویم و تنها وتنها تو را میپرستم…..
چقدر قشنگه به یاد آوردن همزمانی ها ث باور کردن و دیدن این هدایت ها
چقدر خداوند قشنگ هدایت میکنه
چقدر خداوند قشنگ قدرت خودشو به من نشون میده و میخواد به یادم بیاره چیزهایی که باید یادم بیاد و فراموش نکنم.
چقدر عالی و خوشحالم خدایا شکرت ️
سلااام
اولین بار که این فایل رو توی اتاقم دیدم ، از انرژی استاد مملو از حس خوب و شکرگزاری و سپاسگزاری شدم و گفتم چقدر عالی که خداوند مریم عزیزم و استاد عزیزم رو به بهترین مکان در بهترین زمان طبق فرکانسشون هدایت کرده و چه عالی که من هم هدایت میشوم
و میرسیم به الان که برای بار دوم دارم تماشا میکنم فایل رو در جایی که یکروز درخواست کردم بیام و اقامت کنم یه ویلای بزرگ سبز عالی در دل یک شهر کوچک گیلان با معماری قدیمی و زیبای گیلکی ، با یک حیاط بزرگ مملو از بوی خوش نارنج و پرتقال هرچه ار حس خوبش بگم باز هم کمه یه مکان بکر و عالی به دور از شلوغی توریست ها و با حضور مردم گیلکی شیرین زبان و پر از عشق
خدایا شکرت هم سفران بی نظیری دارم
چقدر اینجا حسم خوبه برای همتون در این لحظه از خداوند بزرگ حضور در بهترین مکان که دوست دارین و بهترین زمان
بایاد و نام خدا
سلام بر بنده های زیبای خداوند استاد بزرگ و توحیدی و مریم عزیزم و دوستان گرامی
داشتم آشپزخونه رو تمیز میکردم گفتم بزار ی فایل از استاد دانلود کنم گوش کنم گفتم خدایا خودت من رو به فایلی هدایت کن که عطر و بوی تو رو داشته باشه (هر چند که تمام فایلها همینطوره)ولی گفتم دیگه زیادی باشه این فایل برام بی نظیر بود که همش در مورد این بود که برای همه چیز از خودش هدایت بخوام خیلی خیلی خیلی برام شیرین بود آخرهای صحبت استاد بود که از خدا تشکر صمیمانه کردم گفتم ازت سپاسگزارم که انقدر خوب هدایتم کردی و یاد گرفتم که دیگه از این پس برای هر چیزی از خودت هدایت بخوام و بدونم که هر چی در مسیر قرار بگیره خیره وتسلیم باشم
واما قسمت جالب فایل
من آهنگ ملکا محسن چاوشی رو توی گوشیم دانلود دارم و اکثر روزها با این آهنگ مراقبه میکنم وخیلی لذت میبرم چون صفات خداوند رو خیلی قشنگ وصف میکنه ی لحظه دیدم این موسیقی از گوشیم پخش شد چون مشغول کار بودم و نگاهم به گوشی نبود وفقط گوش میکردم با خودم فکر کردم که فایل تموم شده و رفته روی این آهنگ یدفعه اومدم نگاه کردم دیدم این موسیقی ادامه ی فایل استاده باورشون نمیشه عشق من علاقه ی من با استاد هزار برابر شد و تنها بودم و حق حق گریه میکردم از عشق به خداوند از عشق به بندش سید حسین و مریم جان و هم خدا رو ستایش میکردم و هم در دلم اوایی بود که سید حسین نوش جونت این همه فراوانی زیبایی خوش گذرو نی که همه جانام خدا عشق خدا رو بر دل داری در تمامیه لحظه ها
خدا یا هزاران بار شکرت که من رو در مسیر ی قرار دادی که وجودم لبریز میشه از عشق به خودت و هدایتم کردی به انسان هایی که اینگونه هستند
سپاسگزارم