پیروی از هدایت الهی و پدیده همزمانی - صفحه 47


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1193 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زینب ندرلو گفته:
    مدت عضویت: 1306 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام بر استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین

    روز 105

    چگونه فکر خدا را بخوانیم

    راستش امروز وقتی بیشتر به این فایل فکر کردم دیدم ته دلم بارم نسبت به این جمله مقاومت دارم و فک میکردم این کار گناهه

    اصلا میگفتم یعنی چی که فکر خدا رو بخوانیم دقیقا حکایت همون صحبتی که استاد میکنن و میگن میگی همه ی حرفاتون قبول ولی این یکی رو دیگه نمیتونم قبول کنم برای من نسبت به این جمله پیش اومده بود ولی هیچ وقت بهش اهمیت نمی‌دادم و میگفتم باید قبول کنم این جمله رو چون استاد گفته

    ولی ته دلم راضی نمیشد و هی میگفتم این کار گناهه و چون برای منطقی نکرده بودم تو این چرخه معیوب گیر کرده بودم

    امروز حتی وقتی اولین بار این فایل رو دیدم جوابم رو نگرفتم بعد که اومدم نکاتش رو بنویسم همش تو ذهنم این درگیری بود که این کار گناه و فلان بعد گفتم خدایا خودت هدایتم کن بهتر بتونم این جمله رو درک کنم

    فایل هم برام تمام صفحه نمیشد و باید کوچیک می‌دیم بخاطر همین نوشته ها رو نمی‌دیدم و دوباره که فایل رو گوش کردم یه جمله ای شنیدم که مطمینم استان هزاران بار گفتنش ولی من در مدار شنیدنش حتی نبودم وقتی مریم جون گفت

    فکر خدا رو خوندن همون قوانین ثابت هست

    تا چند لحظه شوکه شدم گفتم اینو که چندین بار شنیده بودم ولی چرا دقت نکرده بودم

    فقط خدا رو شکر کردم اصلا کلا دیدم نسبت به این جمله تغییر کردم حالا واقعااا میخام فکر خدا رو بخونم و با استفاده از اون لذت ببرم از زندگیم

    اینکه من نگاه سیستمی به خدا داشته باشم و بدونم هر اتفاقی که توی زندگیم می‌افته بخاطر باورای خودمه و کسی رو مقصر ندونم و بدونم که خدا قوانینش اشتباه نمیکنه و دقیق بهم حس آرامش میده

    منتظر هدایت خداوند هستم برای تهیه این دوره با ارزش تا بتونم باور هامو تقویت کنم و زندگی بهتری رو تجربه کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    صفورا کوشککی گفته:
    مدت عضویت: 1483 روز

    بنام یکتای هستی بخش

    روز 106 سفرنامه

    سلام استاد جانم و مریم نازنینم

    هرچقدر که بیشتر میگذره و بیشتر نگاه سیستمی به خداوند پیدا میکنم کمتر احساس گناه میکنم و کمتر خودمو سرزنش میکنم.

    قبلا به خاطر کوچکترین خطا و اشتباهی کلی خودمو سرزنش میکردم و فکر میکردم که الان خدا از دست من ناراحت شده عصبی شده و میخواد تلافی کنه.و به خاطر اینکه احساسم بد میشد جواب ارتعاشم رو میگرفتم ولی فکر میکردم که کار خداست و خدا داره تلافی میکنه و شروع می‌کردم به گریه و زاری که خدایا ببخش اشتباه کردم. ولی حالا هرچقدر درک میکنم که خدا اصلا کاری به این نداره که من چیکار میکنم.و نگاه انسانی به خداوند ندارم و درک میکنم که خداوند فقط یه سیستمه که مثل آینه عمل میکنه و تمام ارتعاشات منو بدون هیچ قضاوتی بدون هیچ عصبانیت و ناراحت شدنی در قالب اتفاقات به من بر میگردونه خیلی سریعتر بعد از هر اشتباهم به مسیر درست برمیگردم و کمتر تو احساس بد میمونم.

    این فایل انگار جنسش با تمام فایلها فرق میکردم برام چون قراره خدای واقعی رو به من بشناسونه.مطمئنم که تمام مسائلم بعد از درک درست خداوند خود به خود حل خواهد شد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    ساناز رستمی گفته:
    مدت عضویت: 1768 روز

    سلام استاد

    من فایل معرفی حل مسائل رو گوش کردم اینکه یه اتفاق مدام داره تکرار میشه و باید ریشه ای حلش کرد

    خب مشکل منم میدونید دیگه من کار پاره وقت میخوام و خواسته دیگه ام هم متخصص شدن تو کار و رشته ام هست و از دی پارسال مدام کار پیدا کردم و از دست دادم

    از اونجایی که اوضاع مالی من الان اجازه خرید این دوره رو نمیده نشستم و روی چند تا کاغذ بزرگ چند تا شرکتی رو که کار کردم اتفاقاتی که افتاد واکنشهایی که نشون دادم رفتارهایی که دیدم رو نوشتم

    حتی یه ستون باز کردم و رفتارهایی که کردم و رفتارهایی که بهتر بود انجام میدادم نوشتم

    متوجه شدم که یه جایی درست عمل نکردم و مقصر خودم و غرورم بود و دوجای دیگه درست عمل کردم

    یکم روی بحث غرور خودم و صبر باید کار کنم و قانون فراوانی و عزت نفس..

    ولی خب بازم دلیل نمیشه که من نتونم کارمناسب پیدا کنم

    من مجدد به این فایل شنهای سفید شما برگشتم چون این صحبتهای شما در این قسمت کلا یه چیزهایی رو تو ذهن من باز میکنه به قول شما کلید..

    گفتید هدایت بخواید و رها کنید من این کار رو کردم البته گفتم خدایا یه کار نیمه وقت بده که طوری باشه من تو کارم تخصص و مهارتم بالا بره

    شاید باید کلا رها کنم و شرط نزارم! بگم خدایا هر جا که من میتونم به سرعت پیشرفت کنم و متخصص بشم من رو اونجا هدایت کن

    (البته نمیدونم بعضی وقتها میگم خب اگر خدا خواسته من رو گفته برآورده میکنه پس باید بتونه یه شرکت با مشخصاتی که میخوام به من بده)

    دلیلش اینه که دو شرکت آخر مدام همش تکرار میکردن تمام وقت بیا، هم حقوقت رو بالا میدیم هم کلیه کارها رو خودت انجام میدی که البته یکیش که اصلا امکان نداشت برام به خاطر بعد مسافت این یکی هم اولش گفتن نیمه وقت بعد یهو گفتن تمام وقت کلا گیج شدم چیکار کنم و گفتم نه، اما بعد فکر کردم گفتم شاید هدایت خداست که مدام میگه تمام وقت بیا که دیگه کار از کار گذشت…

    دلیل اینکه تمام وقت کار نمیکنم اینه که کشش تایم طولانی رو ندارم و حس میکنم کل زندگیم همش سر کار حدر میره…

    اما الانم یه جور دیگه وقتم حدر میره و از خواسته ام دور میشم مدام مثل یویو بالا میرم بعد پایین میام انرژیم حدر میره وضع مالیم بد میشه ثباتی ندارم تا بتونم به تواسته های دیگه ام برسم

    فکر کنم باید بگم خدا یا هر جا که من به صورت درجه یک و عالی و با سرعت بتونم مهارت کسب کنم و پیشرفت کنم خودت من رو اونجا استخدام کن واقعا من نمیدونم و تو میدونی

    و از خدا میخوام خدا گوش من رو برای شنیدن هدایتش باز کنه اینقدر گیج نشم

    مرسی استاد سلامت و شاد باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    سیامند رحیمی گفته:
    مدت عضویت: 1679 روز

    بنام خدای مهربان درود و سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته و تشکر بابت محتواهای ارزشمندی که تولید میکنند. میخواستم تجربه خودم رو در رابطه با هدایت الله و همزمانی با دوستان به اشتراک بذارم.

    سالها پیش وقتی که من تو شهر مراغه معلم بودم یک روز دندونم درد گرفت و رفتم پیش دندانپزشک ، دندانپزشک دندونم را عصب کشی کرد اما بعد از چند روز دردش هنوز ادامه داشت دوباره پیش همون دندانپزشک مراجعه کردم و ایشان از دندونم عکس گرفت و گفت متاسفانه عصب کشی کامل انجام نشده و باید به متخصص ریشه مراجعه کنی و کاری ازدستش ساخته نیست . دوستان مطلع هستند که اکثرا متخصصین درمان ریشه دندان در مراکز استان مطب دارند و تو شهرستانها نیستند تو شهر ماهم نبود و من باید به تبریز مراجعه میکردم

    من از این رویداد ناراحت شدم و بعد از چند روز با ماشین خودم به سمت تبریز راه افتادم در بین راه یک شهری هست به نام بناب که دور میدان معلم اون شهر که الان پل روگذر زده اند معمولا مسافر شهرهای تبریز و آذرشهر منتظر سواریها و اتوبوسهای بین شهری دور میدون می ایستند و چون مسیر پر ترددی هست معمولا خیلی زود مسافرها ماشین گیرشون میاد و سوار میشن گاهی اوقات به چند ثانیه هم نمیکشه سوار اتوبوس یا سواریها میشوند

    من که رسیدم دور میدون میخواستم بپیچم به سمت تبریز دیدم یه آقایی با یه کیف چرمی منتظر ماشینه که بره تبریز . یه لحظه به خودم گفتم این بنده خدا را سوار کنم هم تا مقصد تنها نیستم هم پول بنزین هم در میاد . در واقع این هدایت الله بود که درست تو اون ثانیه من اونجا بودم چون اگر شاید چند ثانیه زودتر رسیده بودم ایشون اونجا نبود چون خودش میگفت همین الان رسیده و اگه چند ثانیه دیرتر رسیده بودم ممکن بود یکی دیگه سوارش کنه .

    سرتون رو درد نیارم اون آقا یک کارخونه دار بود که از تهران میخواست بره تبریز اما بلیط پرواز تبریز گیر نیاورده بود و با پرواز مراغه اومده بود و باید بقیه مسیر تا تبریز رو زمینی میرفت که چون فرودگاه مراغه هم نزدیک اون میدون بود اونجا ایستاده بود که سوار اتوبوس یا سوار بشه تا بره تبریز که عدلی من تو همون لحظه اونجا بودم و هذا من فضل ربی

    سرتون رو درد نیارم این آقا یک کارخونه دار موفق تو حوزه تولید ظروف چینی بود بسیار انسان فعال و خوش قلبی بود و وقتی خودش و بیزینسش رو معرفی کرد و ذوق و علاقه من به اون کار رو دید با در خواستم با راه اندازی خط تولید این صنعت تو شهر خودم به کمک ایشون موافقت کرد و بعد از چند ماه من یک کارگاه تولیدی کوچک تو شهر خودم راه با کمک و مشورت ایشان و از صفر راه انداختم و به لطف خدا در عرض چند سال وارد فاز توسعه شدم و منی که یک معلم ساده با درآمد بخور و نمیر بودم و حتی پول اجاره کارگاه هم نداشتم اکنون دهها نفر تو کارخونه خودم کار میکنند و درآمد من به لطف الله صدها برابر شده است و هر روز هر روز درآمدم بیشتر میشه .و به امید خدا برنامه های بسیار گسترده ای برای کسب و کارم دارم. این همزمانی کم از معجزه نداره به قول استاد عرشیانفر باید صدها رویداد کوانتومی اتفاق بیافته تا یک چنین اتفاقی در زمان و مکان مناسبی روی بدهد. چی میشه که یک دندون درد و بعدش کم کاری یک دندانپزشک من رو روانه جایی بکنه که خداوند یک کارخونه دار بسیار شریف رو در لحظه مناسب تو مسیرم قرار بده تا مسیر زندگیم کلا عوض بشه

    من همیشه از اون آقا تشکر میکنم اما کردیت اصلی رو به فرمانروای سخاوتمند جهان میدهم و این درآمد و این کارخونه و این تولیدات و این ثروت و این ایده های زیبا و موثر که هر روز و هر روز داره به من الهام میشه رو فقط و فقط از طرف او میدانم و همواره سر تعظیم و کرنش به درگاهش فرود میارم . پروردگارا هزاران مرتبه شکرت هر چی دارم از لطف و کرم و رحمت تو دارم. از دوستان عزیز هم متشکرم که کامنت من رو مطالعه کردند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  5. -
    عمران نوری گفته:
    مدت عضویت: 2289 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام خدمت دوستان و استاد عباس منش عزیز

    کلام استاد :

    « وقتی که ما روی خودمون کار میکنیم ما هدایت میشیم به ادمها به شرایط به موقعیتها به مکانهایی که بهترن که باعث ارامش و شادی بیشتر ما میشن

    و حالا اگر روی خودمون کار نکنیم ما هدایت میشیم به ادمها به شرایط و موقعیتها و مکانهایی که بدتر و باعث میشن احساس بدتری پیدا کنیم و از اینی که هستیم اوضاعمون بدتر بشه »

    اگر خود من بتونم این قانون‌ رو بیشتر درک کنم که خدای مهربان تمام قدرت خلق زندگی خودم رو تو دستان خودم قرار داده که من میتونم اونجوری که دوست دارم زندگی خودم رو نقاشی کنم

    حالا سوال

    چرا خداوند منو خلق کرده ؟

    و چرا خداوند منو وارد این دنیا کرده ؟

    من قرار بود تو این دنیا چه کاری انجام بدم؟

    این سوالات رو من همیشه از خودم میپرسم

    و خداشکر بخاطر این سوالات بوده که من و همچنین دوستان هم فرکانس من به این مسیر زیبا هدایت شدیم و هر روز داریم روی خودمون داریم کار میکنیم تا بهتر بشناسیم قدرتی که خدا به داده و برای چی داده و قرار با این قدرت چه ماموریتی ما تو این جهان انجام بدیم

    و الحمد الله من هر چقدر جلوتر میرم و این مسیر الهی رو قدم به قدم طی میکنم بیشتر متوجه میشم که من قرار تو این جهان کار بزرگی انجام بدم وقتی که فهمیدم چقدر میتونم من تو دنیا انسان با ارزش و خیلی مهمی باشم و برای رسیدن به اون هدف والایی که هنوز و کامل برام واضح نشده ولی قلبم بمن میگه نگران نباش تو ادامه بده در طول مسیر الهامات برات بیشتر واضح میشه

    تو قرار کارهای خیلی بزرگی انجام بدی

    این الهامات بمن خیلی انگیزه و امید میده و کلی شور شوق دارم و این مسیر با قدرت بیشتری ادامه میدم

    و چقدر استاد تو ادامه عالی توضیح دادن که

    « اجازه بدیدم جهان کار خودش رو انجام بده و هر کجا ما رو برد بدونیم اونجا جای خوبیه تا وقتی که داریم روی خودمون کار میکنیم و هر کجا که اجازه نده ما بریم اونجا جای که نباید بریم تا وقتی داریم روی خودمون کار میکنیم »

    کافیه ما رها باشیم و تسلیم پروردگار باشیم و بذاریم خداوند ما رو هدایت کنه

    ما چمیدونم کدوم مسیر بهتره و چه چیزی عالیتر

    ما کافیه از رب‌مون بخواهیم همون ربی که فرمانروای کل کیهانه همون ربی که من و شما و جهان رو خلق کرده ما کافیه به خودش وصل بشیم و بذارم اون به ما بگه

    و مغزمون رو خاموش کنیم و بذاریم قلبمون که جایگاه خداوند هست با ما حرف بزنه

    از اول هم قرارمون همین بوده که خدا هدایتمون کنه ولی ما متاسفانه از دوران کودکی هرچی بزرگتر شدیم منطقمون بیشتر رشد کرد خواستیم خودمون روی عقلمون حساب کنیم که نتیجه این چیزی شده که از گذشته تا حالا داشتیم

    من اینو به خودم میگم من باید اینو تمرین کنم من باید بیشتر توحیدی عمل کنم من باید تسلیم پروردگار باشم و بذارم خود خدا منو هدایت کنه به مسیری که منو به خواسته‌ام که همون ثروت و ازادی و سلامتی و روابط عالی و شادی و ارامش بیشتر باشه برسونه

    من باید یاد بگیرم ایاک نعبد باشم نعبدی خدایی که فرمانروای کل کیهانه و تنها ایاک نستعین رو از خدا بخوام و از خوش بخوام منو هدایت کنه به مسیر صاف و مستقیم و راحت و اسون و لذت بخش که همون مسیری که به بندگانت نعمت داده نه کسانی که بر انها غضب کرده و نه گمراهان

    خیلی این فایل ، این فضا ، صحبتهای زیبای استاد ، و مخصوصا اهنگ اخر فیلم همش معنوی و رویایی بود که روح و روان ادم رو جلا داد

    و منو با خودش برد تو اون حالت معنوی و الهی

    خدایا صد هزار مرتبه شکرت این دقیقا همون مسیری صافی که به بندگانت نعمت دادی من عاشق این مسیرم من اینجا رو دوست دارم من اینجا رو میخوام زندگی کنم خدایا هدایتم کن تا اخرین لحظه عمرم تو این مسیر الهی همراه تو و دستان نازنینی برای من میفرستی باشم

    دوستان و استاد عزیز عاشق همه تون هستم

    انشالله هر کجا از این کره خاکی هستید در پناه الله یکتا ، شاد ، سالم ، خوشبخت ، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید

    فعلا

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  6. -
    تنها خدا برایم کافیست گفته:
    مدت عضویت: 1419 روز

    فتبارک الله احسن الخالقین

    تعهد روز صد و ششم

    سلام استاد عزیزم و مریم جان همیشه همراه که مسیر رو برامون خودمونی میکنی

    خدایا شکرت و سپاسگزارم برای داشتن لیاقت برای شنیدن و درک این فایل،خدایا شکرت عاشقانه خوشحالم از بودن در این سایت پر انرژی مثبت

    منم حقیقتا تا قبل ورود به این سایت بیشتر از خ ا میترسیدم و مث ی مدیر میدیدمش که هروقت تابع بودم باهام خوب رفتار میکرد و هر وقت خطا میکردم ازش دور میشدم و از نعمت ها دور میشدم و حالم ناخوش میشد

    ولی به یمن وجود گرانبهای استاد عزیزم خانم شایسته و تمامی دوستان گرامی و مهمتر از همه هدایت‌های خدای عزیزم هر لحظه درکم بهتر و مدارم بالاتر میره و خوشحالم برای وجود همچین سایتی و برای درک هرچی بهتر خدای عزیزم

    من میدونم نباید بترسم و نگران باشم بلکه از خدا باید هرلحظه هدایت بخوام ولی حقیقتا هنوز مسلط نشدم به خودم و همینکه هر لحظه با شادی و حس دوستی و نزدیک با خدا صحبت میکنم خودش خیلی پیشرفت هست

    جای شکرش سپاسگزاری داره از خدای عزیزم

    من میگم خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میخوام و برام کافی هستی این وظیفه منه اجابت کنم خدارو به این شکل ودر جواب خدا هم منو،خواسته هام رو بدون هیچ شکی اجابت میکنه چون این سخن خود خداست

    خب هرچی بیشتر ایمان داشته باشم به خدا قطعا بیشتر اجابت میشم

    یکی از دوستان حرف خوبی زد اینکه اهرم رنج و لذت رو اینجوری بگیم که

    هرچی ما به خدا نیازمند تر باشیم خدا بیشتر بهمون نعمت عطا میکنه

    این خوب اهرمی هست و باید هر لحظه اجراش کنیم

    من اینجوری گفتم واسه ذهنم که همونطوری که دلیل وجود قلب پمپاژ خون و خونرسانی هست ،وظیفه ریه تنفس کشیدن و خلاصه هر عضوی وظیفه خاص خودشون رو دارن تا موجودیت پیدا کنن ،پس وظیفه من انسان نیازمند بودنم به خداوند و بی نیازی از غیر خداست

    همین اصل در واقع توحید هست،توحیدی که در عمل سبب خلق خواسته هامون میشه

    بازم برای منطق خودم میگم که خداوند انسان نیست خداوند جسم نیست بلکه خداوند انرژی یا هر چیزی ک با درکم هماهنگی داره هست،که فارغ از زمان و مکان هرلحظه در زندگی همه در جریان هست،نباید بترسم ،نباید نگران باشم ازینکه هر لحظه ازش درخواست میکنم،تازه هرچی بیشتر خدارو صدا میزنم بیشتر منو دوس داره و بیشتر درکش میکنم و هماهنگ میشم با قوانین و اصولش

    یجورایی ذهنم خجالت میکشه ازینکه در هر زمینه ای خدارو صدا بزنم مثلا میگم خدا پول میخام ازت یچیزی ک الان میدونم شیطان هست اون ته ذهنم کمرنگ میگه ول کن دیگه خجالت بکش،یا میگه دیگه قرار نیست پول شه واست،و خلاصه اینکه امکانش نیست خدا پول شه واست ….ولی نباید کم بیارم باید ادامه بدم و بگم خدایا پناه میبرم به خودت از شر شیطان رجیم و رانده شده و بعدش میگم خدایا باهام باش و همراهم باش که کم نیارم و هرچی میخام خلق کنم

    الان بیشتر دقت میکنم که هرکسی هر رفتاری باهام داره بخاطر خودمه،بازم ذهنم مقاومت داره ولی واقعیت همینه چون اگر غیر این بود عدالت خدا زیر سوال میرفت

    پس باید با منطق ذهنم صحبت کنم و بگم خدا اینقدر دوسم داره که حق انتخاب رو به خودم داده پس از هرچیزی بهترینش رو بخوام تا بهم خوش بگذره و لذت ببرم از زندگی که یکبار تکرار میشه ،وای خدایا شکرت،استاد راست میگفتن اگه الان بمیرم لاقل کم کمش اینه با عدل خدا موافق هستم و میدونم خودم تنها مقصر هستم و از همه مهمتر با خدا دوست و رفیق شدم و میتونم تو هر شرایطی با خدا صحبت کنم و درخواست داشته باشم بدون نگرانی

    تازه برای رسیدن به خواسته هام راهش اینکه که نترسم و اندوهگین و نا امید از خداوند و رحمتش نباشم

    و آخر سر از خدای وهابم میخوام دوره دوازده قدم رو برام مهیا کنه میخوام داشته باشم

    خدایا شکرت و سپاسگزارم

    در پناه الله یکتا شاد سالم سعادتمند و ثروتمند باشیم در دو دنیا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1477 روز

    سلام استاد عزیز

    سلام بر خانم شایسته خوش ذوق

    یکی از دوره های آموزشی در این سایت دوره دوازده قدم است

    از خدای خوب خودم می خواهم که من را هدایت کند برای رسیدن و تهیه کردن این دوره عالی و فوق العاده

    می دانم که قدم به قدم جلو رفتن

    برای من سبب می شود که تکامل خودم را طی کنم

    خدای خودم را بهتر بشناسم

    روی باورهای خودم کار کنم

    به بهترین خودم تبدیل بشوم

    ترمز های ذهنی خودم را بشناسم

    محدودیت های خودم را پیدا کنم

    باور های خوب و قوی را جایگزین آنها کنم

    می دانم که هر چه بیشتر روی خودم کار کنم بیشتر می توانم دنیای زیبای بیرونی را برای خودم بسازم

    فکر خدا را خواندن واقعا عالی است

    چرا که وقتی من قوانین ثابت خدای خودم را بشناسم

    بدون شک موفق خواهم

    به بهترین راه و بهترین مسیر هدایت می شوم

    خدا را شاکرم که من را به این راه هدایت کرد

    خدا را ممنونم که هر چه بیشتر او را می شناسم

    بیشتر و بیشتر پی به یگانگی و جاودانه بودن او می برم

    خوشحالم که در این مسیر قرار گرفته ام

    ممنون از استاد و شما خانم شایسته بخاطر این همه تلاش برای بهتر ساختن زندگی ما

    سپاس از خدای خوبی ها

    سپاس از خدای قانون ها

    سپاس از خدای مدار ها

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    کیمیا رضایی گفته:
    مدت عضویت: 2239 روز

    سلام استاد جانم

    این شد نشونه امروز من، خدایا شکرت که در هر لحظه داری با من صحبت میکنی و منو هدایت می‌کنی واقعا شکرت خداجون

    اینکه اینجا نشستید و خواستتون رو برای خدا نوشتید منو یاد یک قسمت از کتاب ملت عشق انداخت که گفته بود صفات خدارو میشه در هر ذره ای از کائنات پیدا کنی ،چون خدا نه در مسجد است و نه در صومعه و نه کلیسا بلکه خدا در همه جا است همانطور که کسی نیست که خدا را دیده باشد و زنده باشد کسی هم نیست که خدارو دیده باشد و مرده باشد هرکس اورا بیابد تا ابد نزدش میماند

    استاد جان شما خدارو پیدا کردی و راه پیدا کردن رو به ماهم یاد دادی ممنونم ازت

    دوباره و دوباره نشونه من هدایت خدا بود اینکه تو خواستتو گفتی دیگه نگرانی نداره خواسته تو متولد کردی منم تاییدش کردم کافیه در مسیر درست باشیم در مسیر سپاسگزاری باشی و توجهت به خواستت باشه و تسلیم خدا باشی چقدر خوبه این تسلیم بودن در برابر خدا اصلا آرامشی که دارم بعد اینکه میگم خدایا چجوریش با تو من تسلیم من نمی‌دونم چیکار کنم خیلی احساس آرامش دارم بعدش

    چقدر خوبه که خدا باهامون حرف میزنه و چقدر خوبه که ما به این آگاهی رسیدیم که میتونیم نشونه ها رو بفهمیم چقدر راه رسیدن به خواسته آسون هستش

    موضوع دیگه اینکه خانم شایسته بهش اشاره کرد این بود که وقتی با چیزی هم مدار نباشی هرکار کنی نمیتونی واردش بشی مهم نیست چقدر تلاش فیزیکی کنی و من گفتم بله همینه تا من با خواستم هم مدار نشم نمیتونم بهش برسم و باید این فاصله فرکانسی رو کم کم کمش کنم

    استاد جان حرف های شما و خانم شایسته و بچه های سایت که کامنت میزان همه دست خدا برای من هستن تا منو به سمت اون چیزی که می‌خوام هدایت کنن واقعا هرچی بیشتر زمان میزارم برای گوش دادن دوره های که گرفتم و خواندن کامنت و دیدن فایل های رایگان قشنگ حس میکنم که داره زندگیم تغییر می‌کنه چون من تصمیم به تغییر گرفتم خدایا شکرت برای این استاد این سایت و این بچه های سایت عباس منش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    محمدجواد گفته:
    مدت عضویت: 2032 روز

    به نام خالق هستی

    سلام استاد عزیز و همه دوستان

    اعتماد و ایمان به خدا و در اصل توحید خلاصه کل قران هست.

    قران رو اگه خلاصه کنیم به توحید برسیم.

    دوره 12قدم خیلی زیبا در هر قدم استاداز قران و خیلی عالی و ریشه ای کلمات رو بررسی کردن و به عمق کتاب رفتن کتابی که بصورت کامل از قانون و فرکانس حرف میزنه.

    قران بصورت کاملا زیبا و دقیق خداوند با ما صحبت میکنه و کفته برای اینکه در مسیر خواسته ها قرار بگیری چیکار کن از باور های توحیدی تا فراوانی و نعمت های که نمیتوانی حساب کنی و از ظلم کردن به خودت و تمامی جنبه ها بسیار عالی بررسی شده و پر از اگاهی است.

    خدایا سپاسگزارم که در مسیری قرار دارم که در مسیر هدایت الهی و راه سعادت و نعمت هست.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    یاسمن اسدنژاد گفته:
    مدت عضویت: 2197 روز

    سلام بر استاد عزیز و خانم شایسته عزیز و همه عزیزانی که پیام منو میخونن

    استاد عزیزم من فایلو همین الان گوش دادم و خیلی خوشحال شدم وقتی فهمیدم که اومدنتون به ایران کنسل شده چون اگر میومدین قطعا من در شرایطی نبودم که در سمینارهای شما شرکت کنم و همین لحظه با همین فایل که درمورد هدایت بود از خداوند خواستم که با شما هم فرکانس شم تا بتونم شمارو چه در ایران و چه در جای دیگه ای ببینم و از علم و آگاهی و تجربه های شما بهترین بهره رو ببرم

    درمورد تمرین این فایل یک هدایت عالی که چند ماه پیش برام اتفاق افتاد رو تعریف میکنم که انقدر برای خودم شگفت انگیز بود که همون روز در دفترم یادداشت کردم که یادم بمونه خداوند چگونه از من محافظت میکنه

    موضوع از این قراره که من چند ماه پیش یه جایی کار میکردم که هر روز صبح سر ساعت دقیقی از خونه میزدم بیرون و تاکسی میگرفتم و خیلی برام مهم بود که سر ساعت برسم به محل کارم یه روز صبح با اینکه سر ساعت بیدار شده بودم و و طبق روال همیشه کارامو انجام داده بودم اما نمیدونم چی شد که به خودم اومدم دیدم داره دیرم میشه اما هنوز لباس نپوشیدم و برام عجیب بود که چرا نگران نیستم و عجله نمیکنم انگار یه حسی بهم میگفت نمیخواد عجله کنی تو به موقع به محل کارت میرسی خلاصه من با خونسردی از خونه زدم بیرون و با خودم گفتم چون دیر شده نیازی نیست حتما سوار تاکسی شم با اولین ماشینی که سر راهم قرار گرفت میرم و در همین لحظه یه ماشین وایستاد که تاکسی نبود و من سوار شدم . راننده یه آقای مسن بود که به محض سوار شدن من شروع کرد به صحبت کردن درمورد عزاداری های محرم چون (این جریان واسه محرمی بود که گذشت و عاشورا نزدیک بود)بعد نظرشو درمورد عزاداری گفت که مثلا اشتباهه و مردم دارن اشتباه میکنن و خیلی برام جالب بود درمورد قرآن صحبت کرد و گفت که سالهاست که داره قرآن میخونه و… تمام اون 35 دقیقه رو ما باهم صحبت کردیم درمورد آیات قرآن و اتفاقا خیلی از دیدگاههاشون درمورد قرآن تا اونجایی که خوده من قرآنو درک کردم درست بود .ما همینطور گرم صحبت بودیم و داشتیم به مقصد میرسیدیم که یه بارون شدید و غیر طبیعی شروع شد و به جرآت میتونم بگم که انگار داشت از آسمون سیل میبارید بعد رسیدیم به جایی که من باید پیاده میشدم و باید یه تاکسی دیگه سوار میشدم و یه مسیر کوتاهی هم پیاده میرفتم تا به محل کارم میرسیدم بعد آقاهه برگشت بهم گفت من اجازه نمیدم شما توی این بارون از ماشین پیاده شید آدرس دقیقتونو بهم بگید من شمارو دقیقا میبرم اونجا و منو برد و دقیقا جلوی در محل کارم پیاده کرد و کرایه شم نگرفت چون گفت من اصلا مسافر کش نیستم اینجا هم مسیر هروز منه که درواقع راه برگشتم به خونه ست و نمیدونم چی به دلش افتاده بود که امروز منو سوار ماشینش کرده بود

    وقتی من از ماشین پیاده شدم از این اتفاق خشکم زده بود که اصلا چی میشه که من امروز دیرتر از روزای دیگه حرکت کنم بعد سوار اولین ماشین بشم بعد کلی با راننده درمورد قرآن صحبت کنم بعد به طور ناگهانی بارون شدید بباره بعد منو بیاره دقیقا جلوی محل کارم بعد کرایه شم نگیره و من هی این اتفاقو توی ذهنم تکرار میکردم و خدارو شکر میکردم. همون موقع خداوند بهم گفت وقتی نگران نباشی وقتی عجله نکنی وقتی همه چیو بسپاری به خدا خداوند یه جوری تو رو در بهترین زمان و بهترین مکان قرار میده که اصلا برای ذهنت قابل درک نیست وقتی به خدا اعتماد کنی اون دستانش رو برات میفرسه اون کسی رو که مسافرکش نیست برات مسافر کش میکنه اون حرفای درست رو از طریق بندگانش به گوشت میرسونه اون برات چتر میشه وقتی داره سیل میباره اون به تو پناه میده تا زیر بارون سردت نشه و اون به تو برکت میده و تورو بدون هزینه به مقصدت میرسونه.استاد عزیزم تمام صحبتهای شمارو درباره هدایت باور میکنم

    خدارو شکر میکنم که هنوزم وقتی یادش میوفتم واقعا ذوق میکنم

    بینهایت از شما استاد عزیز و خانم شایسته عزیز سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: