پیروی از هدایت الهی و پدیده همزمانی - صفحه 44


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1193 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رها گفته:
    مدت عضویت: 1230 روز

    سلام بر همه عباس منشی های نازنین

    انهایی که ایمان حقیقی را در عمل زندگی میکنند

    دیدن این همه زیبایی محسورکننده، چنان حال دلم رو خوب کرد

    وعده دارم بیام اینجا بنویسم

    چقدر ابی اسمون زیباست

    چقدر مرز قشنگی بین زمین و اسمون وجودداره

    چه اون رشته کوههای کمرنگ پس زمینه

    همه چی رو زیباتر کرده بودن

    نکته هارو اول یاداوری کنم برای خودم

    بعد تجربه همزمانیهایم

    سوره حمد و توجه به یکتایی خداوند و اینکه خداوند برای ما کافیست

    عوامل بیرونی هیچ نقشی در سرنوشت ما نداره

    ما با باورها و افکارمون همه چی رو میسازیم

    اهداف سال جدید رو بنویسیم، تمرکز کنیم روشون و بسپریم به خدا، تسلیمش باشیم تا مُهر خدا کوبیده بشه روی اونها

    خداوند میگه تو فقط تسلیم باش، در مسیر هدایت باش

    همزمانی ها و نشانه ها رو هر لحظه دنبال کن

    خداوند به زبان نشانه با ماحرف میزنه

    جهان مارو در مدار مناسب قرار میده و اگه جایی مناسب ما نباشه اجازه نمیده به اونجا بریم

    ما سمت خودمون رو انجام بدیم، خداوند هم کار خودش رو برای ما میکنه

    سمت ما باور مناسب، سپاسگزاری، تمرکز بر نکاتمثبتو…

    سمت خداوند هدایت ما بسوی مسیرهای عالی و انسان های الهی و موقعیتهای فوقالعاده

    نشانه رو تشخیص بدید و جدی بگیرید

    در هدایت خواستن ذهن باید خاموش باشه

    گوش بزنگ نشانه ها باش

    رو مغزت حساب نکن مگه شناخت مغزت نسبت به دنیا چقدره؟

    خداوند همه جنبه هارو میبینه

    .

    .

    .

    ملکااااا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی

    نروم جز به همان ره که توام راهنمایی

    .

    .

    بینهایت بینهایت قدردان این اگاهی ها هستم

    .

    و اما جدیدترین همزمانی و نشانه برای من.

    دیروز با یک دوستی صحبت میکردم که اصلا صحبت با اون خودش یک خواست الهی بود

    و نتیجه صحبت پیدا شدن نقاط اشتراک زیاد بین ما بودش و همین باعث ایجاد اتفاقاتی جدید برای من شد، همزمانیش اونجاس که من بدنبال تشکیل یک تیم متعهد و علاقه مند در حیطه کاریم بودم و از طرفی دوست داشتم در جایی دیگری این برنامه رو پیاده کنم و این صحبتها دیروز بین ما ردو بدل شدن،اینها نشانه هایی قوی برای من هستن که با سماجت و تعهد این مسیر رو دنبال کنم که خوووودشه

    .

    .

    روز شمار تحول زندگی من قراره اینجا رقم بخوره

    خدایاشکرت

    عاشقتم

    I am surrounded by positive, supportive

    people who believe in God

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    حمید نورزاده گفته:
    مدت عضویت: 3639 روز

    سلام عزیزانم صبحتون پر از نور خدا و روشنی

    تشکر میکنم از خداوند بخاطر استاد عزیزم مریم عزیزم

    تشکر میکنم از هر دوی شما بندگان خوب خداوند

    سپاسگذارم خداوندی هستم که هر لحظه من رو هدایت میکنه سمت نور و روشنایی

    خدارو شکر میکنم و پاک میکنم به قدرت خداوند همه آلودگیهای ذهنیم رو تا بتونم بحرکتم ادامه بدم

    باز صبح شد و من نشانه امروزم رو گرفتم ، توحید وتوحیدو باز توحید که در این چند روز اخیر فقط از طرف خدای خودم به سمتش هدایت شدم

    خدایا شکرت

    و چقدر زیباست وقتی درک میکنی و متوجه میشی و میفهمی که خدا داره با ساده ترین اشکال باتو صحبت میکنه

    واون لحظس که ایمان نویافته تو محکم تر و محکم تر میشه و میشی یک ابراهیم

    و میشکنی همه شرکها رو و به حرکتت ادامه میدی با قلبی پراز عشق و مملو از اعتماد و اعتقاد

    خدایا شکرت که همیشه پاسخگو هستی

    شکرت که همیشه در دسترس هستی

    شکرت که همیشه وجود داری

    شکرت که هیمشه حامی هستی

    شکرت که همیشه در حرکتی

    شکرت که همیشه راهکارداری

    و هزاران بار شکررررررررررررررررررررر

    و الهی الحمدالله رب العالمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1477 روز

    سلام استاد مهربان

    دوره دوازده قدم و معرفی آن نشانه امروز من بود

    می دانم که وقتی به دستان هدایتگر دستان خداوند ایمان داشته باشم و به آن اعتماد داشته باشم بدون شک برایم بهترین و عالی ترین و نابترین خواهد بود

    می فهمم که هر چه در زندگی خودم دارم آنرا نسبت بدهم به خدای مهربان خودم

    می دانم که اگر در این زندگی به جایی نمی رسم و یا به خواسته ام نرسیده ام آن را باز نسبت به خودم و در درون خودم در باورهای خودم علت آن نرسیدن را جستجو کنم

    می دانم که باید هر خیر است را به خدای مهربان خوب خودم نسبت بدهم و هر شر و بدی را به درون خودم رجوع کنم

    خدای من این جهان را آفرید تا از نعمت آن بهره ببرم و حالم خوب باشد و برای خود زندگی آسان و راحتی را دست و پا کنم

    می دانم که من لایق ثروتمند شدن هستم

    می دانم که من لایق بهترین هستم

    می دانم که من برای خودم عالی ترین هستم

    می دانم که بخواهم می توانم بسازم

    از خدای هدایتگر خودم همیشه هدایت می خواهم و می خواهم که در همه امور زندگی من با دستان هدایتگر خودش من را به بهترین ها هدایت کند

    سپاس از خدای مهربانی ها

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      فائزه هاشمی گفته:
      مدت عضویت: 1420 روز

      سلام

      امیدوارم حالتون عالی باشه

      یجا تو کامنتتون گفتید باید همه خیر روبه خدا نسبت بدیم و همه شر ها رو به خودمون

      نمدونم چرا ذهنم روی این مطلب موضع داره و نمیتونه قبول کنه

      اخه وقتی ما خودمون با فرکانس هامون همه چیو شکل میدیم چه خوب چه بد

      چرا اون جمله شما باید گفته بشه؟

      ممنون میشم برام توضیح بدید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        سعید صادق زاده گفته:
        مدت عضویت: 1477 روز

        سلام دوست عزیز

        ببینید

        پایه و اساس این جهان خیر مطلق است

        این جهان همیشه رو به پیشرفت است

        به ده سال قبل نگاه کنید چقدر تکنولوژی پیشرفت داشته

        همه اینها بدان معنی که روند این جهان رو به پیشرفت و آسایش و راحتی است

        خوب اگر ما از این تکنولوژی بهترین استفاده را ببریم این میان من و شما موفق بوده ایم و اگر نتوانیم از این تکنولوژی خوب استفاده کنیم باز خودمان ضرر کرده ایم

        تا اینجا قبول

        حال باید این را بپذیریم که سرچشمه این همه تکنولوژی جز خیر و خوبی برای ما چیزی نمی خواهد چون خود او هم سرچشمه خوبی و خیر و برکت است

        یک مثال بزنم برای شما

        معلم به دانش آموزان درس می دهد

        او به همه یکسان آموزش می دهد

        صحبت های او برای همه یکسان است

        خیر معلم در این است که همه دانش آموزان کلاس درس همگی هم خوب مطالب را یاد بگیرند و هم آخر سال به بهترین نمره قبول بشوند

        معلمی هم وجود دارد که بخواهد شاگرد خودش مردود بشود ؟

        اصلا این گونه معلم وجود ندارد

        حال دانش آموزی که با نمره 20 کارنامه قبولی به دست می گیرد با دانش آموزی که با نمره 12قبول می شود

        این میان تقصیر معلم چه بوده

        او که می خواسته همه قبول بشوند و آنهم با بالاترین نمره چون افتخار قبولی دانش آموزان برای خود معلم است

        کم کاری از معلم بوده یا خود دانش آموزان ؟

        پس خدای مهربان هم مثل همین معلم عمل می کند

        وقتی من با افکار خودم برای خودم یک حادثه بد را رقم می زنم

        در صورتیکه خداوند بارها در قرآن فرموده که غم و غصه نداشته باشید

        اینجا معلوم است که شر از سمت خود من بوده است

        حال خداوند در ابتدای قرآن سوره حمد می فرماید

        بنام من که بخشنده و مهربان هستم

        خداوند در اولین آیه از قرآن خودش را بخشنده و مهربان معرفی می کند

        آیا این خدا می تواند برای من سر بخواهد

        حال وقتی من دنبال کار خوب و نیکی و خیر هستم

        یعنی در راه حال خوب و بخشندگی و مهربانی خدای خودم در حال قدم برداشتن هستم

        یعنی در راه وصل شدن به سرچشمه هستم که آنهم خیر و خوبی و گذشت و فداکاری و احسان است

        بدین دلیل است که ما هر خیری را که به خودمان می رسد باید از خدای خودمان بدانیم

        چون تمام خیر و خوبی و سرچشمه همه اینها از وجود خود خدای مهربان ما است

        امیدوارم که متوجه منظورم شده باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    سعیده شهریاری گفته:
    مدت عضویت: 1591 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

    به نام خداوند رحمتگر مهربان

    یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ ﴿1﴾

    آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است‏ خدایى را که پادشاه پاک ارجمند فرزانه است تسبیح مى‏ گویند (1)

    هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَإِنْ کَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُبِینٍ ﴿2﴾

    اوست آن کس که در میان بى‏ سوادان فرستاده‏ اى از خودشان برانگیخت تا آیات او را بر آنان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت بدیشان بیاموزد و [آنان] قطعا پیش از آن در گمراهى آشکارى بودند (2)

    وَآخَرِینَ مِنْهُمْ لَمَّا یَلْحَقُوا بِهِمْ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ﴿3﴾

    و [نیز بر جماعتهایى] دیگر از ایشان که هنوز به آنها نپیوسته‏ اند و اوست ارجمند سنجیده‏ کار (3)

    ذَلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ ﴿4﴾

    این فضل خداست آن را به هر که بخواهد عطا مى ‏کند و خدا داراى فضل بسیار است (4

    سلام به استاد عزیزم ،به خانم شایسته ی عزیزم که برای من تداعی نقش هارون برای موسی هستند و بی نهایت ازتون سپاسگزارم که به لطف الله ،در راه رسیدن به توحید یار و هدایتگر ماهستید.

    من میخواستم از یک هدایتی صحبت کنم و بنویسم و از خدا خواستم بهم بگه کجا این کامنت رو بزارم که خداوند این صفحه رو برام باز کرد…

    الحق و الانصاف که چقدر بعد از دوره دوازده و بخش چگونه فکر خدارو بخوانیم من بزرگتر شدم،ارومتر شدم و زندگی برام معنی گرفت ،من اصلا هییییییچ ربطی به سعیده قبل از دوره دوازده قدم ندارم ،هیییچ ربطی

    چه قدر قشنگه این توحید ،چقدر همه چیز توحیده …چقدر زیباست زندگی توحیدی ….

    چقدر قرآن قشنگه …مثل شیرینی عسل …عسل طبیعی کوهستان ….

    خدایا شکرت ،توکل بر الله مهربان من شروع میکنم به نوشتن تجربه بی نظیر خودم ….

    چند شب پیش ،ساعت ٣ صبح بود ،بی‌خواب شده بودم و از خدا کمک خواستم .خداوند من رو هدایت کرد به باز کردن قرآن و من هم اطاعت امر کردم

    سوره زیبای نحل …چقدر آیات این سوره قشنگه ….نصف شبی ازین همه زیبایی داشتم دیوونه میشدم

    مخصوصا اونجا که خدا گفت ما به زنبور عسل وحی کردیم….

    چقدر برام طبیعی تر شد،باورپذیر تر شد دریافت هدایت الله و یک پله ی بزرگ بالاتر رفتم.

    بعد که از انرژی خداوند مست مست بودم ،از خدا هدایت خواستم و بهم گفت برو نشانه ب امروزت رو بزن

    وقتی زدم روی نشانه م رفت روی مصاحبه ای از استاد که درمورد انجمن معتادان گم نام صحبت میکرد…

    ذهن نجوا گرم گفت این چه هدایتی بود ؟من که معتاد نیستم به لطف خدا …کسی از نزدیکانم هم این بیماری رو نداره…یعنی خدا چی میخواد بهم بگه …

    باز خدا گفت نفهمیدی دختر ؟ برو کامنت هارو بخون …

    اگر اشتباه نکنم کامنت آقا جمال عزیز بود که نوشته بود منم این فایل رو دیدم مقاومت داشتم که خب که چی ؟به من چه ربطی داشت ؟ بعد تصمیم گرفتم اگر خدا گفته این کارو انجام بدم و رفتم تو جلسه معتادان گم نام و وقتی اومدم بیرون یک انسان دیگه بودم …

    بعد دوزاریم افتاد …بسم الله سعیده ،قدم بعدی تو شرکت تو این جلساته ،چندبار سرچ کردم و چندتا شماره و آدرس از نت درآوردم که فردا زنگ بزنم ببینم جلساتش کجاست …

    و با آرامش خوابیدم …

    الله اکبر به پروردگار جهانیان و به این هدایت که مووووو لای درزش نمیره …

    فردا رفتم سرکار ،با دوست عزیزم که ساعت ها میشنیم درمورد قوانین،توحید و هدایت صحبت میکنیم و خسته نمیشیم که ایشون رو هم از هدایت الله و لطف خدا بدست آوردم ،اون روز درمورد اتفاقات دیشب باهاش صحبت کردم

    صحبتم تموم نشده بود که ایشون گفتن میدونستی همسایه ی ما یکی از راهنما های این انجمن هست ؟من میتونم ازش سوال کنم چه جوری میتونیم شرکت کنیم و البته باهم میریم حتما …

    (خدایا ….تو همش میگی تو ی قدم بردار ،من هزار قدم برمیدارم برات …چرا من ایمان نمیارم …؟ چه زیبا همه چیز رو برام چیدی و من بی خبر بودم …و الان یک درصد از صد در صد ایمان و تسلیم رو ندارم انقدر همه چیز قشنگه …اگر بیشتر روی خودم کار کنم چه بهشتی در انتظارمه؟؟؟؟؟؟)

    و باورتون میشه حتما وقتی پیگیری کردیم جلسات تو شهر ما ،دقیقا نزدیک خونه ی ما ،و همین جا بغل گوشم تشکیل می‌شد ….

    خدایا تو چه جوری انقدر قشنگ مارو آسون می‌کنی برای آسونی ها …..

    امروز داشتم قرآن میخوندم سوره المومنون ….اونجا که خدا میگه فتبارک الله احسن الخالقین …اونجا که به خودش میگه دمت گرررم عجیبی چیزی ساختی ….میگه به خودش تو بی نظیری …تو مبارکی …اونجا که به خودش تبریک میگه …

    برای چی ؟؟؟ برای ساختن منِ انسان … همین منِ ناسپاسِ بی ایمان ….

    الهی من دورت بگردم خدا … خودم تنهایی دور سرت بگردم ….

    خیلی گشتم تو خودم تا ی اسمی برات بزارم ازت ته قلبم صدات کنم و بگم عاشقتم …آخرش رسیدم به توحید …

    توحید من ….تو بینظیری …تو فوق العاده ای …

    برای همه‌ی لحظه های که ازت غافل بودم ،به عظمت و بزرگی و رحمانیتت من رو ببخش ….

    جونم براتون بگه بالاخره من امروز رفتم انجمن …

    نمیتونم از احساس فوق العاده م بهتون بگم …نمیتونم بگم چقدر همه چیززز قشششنگ بود ….چقدر توحید جاااری بود …چقدر از زبوون تموم شرکت کننده ها ،من اصل و اساس صحبت های استاد عباسمنش رو درک میکردم …

    که پذیرش و تسلیم و رهایی رو چه جوری تو زندگیم جاری کنم ….

    بچه ها حرف میزدن و من آروم آروم اشکام میومد …اصلا دست خودم نبود …

    انگار یکی داشت اشغال های زیرمبل من رو می‌ریخت بیرون …

    چقدر منم منم رو ازم گرفت …و من امروز فهمیدم چقدرررر باید بیشتر روی خودم و شخصیتم کار کنم تا روح و ذهنم رو بهم نزدیک کنم و انرژی رو خدارو تو خودم گسترش بدم …

    واقعا میتونم بگم من امروز بازهم بسیااار بسیاااار بزرگتر از سعیده دیروز شدم ….

    آخر جلسه ازمون خواستن به عنوان تازه واردین خودمون رو معرفی کنیم و چقدر سخت بود حرف زدن …

    ولی احساسم این بود که امروز باید حرف بزنی تو این آمفی تاتر تا بزرگتر بشی برای انجام تمرین آگهی بازرگانی …

    گفتم سلام …من سعیده هستم …

    طبق قانون مجمع …همه با صدای بلند بدون اینکه برگردن و نگاهم کنند گفتن سلام سعیده جان …

    و من دوباره قدرت گرفتم و با صدای بغضی که تلاش میکرد پنهونش کنه گفتم :

    خیلی کنترل احساسات و صحبت کردن برام سخته ولی تموم تلاشم رو میکنم ,من هم تا همین یکی دوسال پیش خیلی خیلی تو زندگیم مشکل داشتم انقدر که بالاخره رسیدم به نقطه ی تسلیم و آیه حضرت موسی خطاب به خداوند که گفت : رَبِّ إِنِّی لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ

    خدایا من به هر خیری که برام بفرستی سخت فقیرم

    و خداوند دست من رو گرفت و قدم به قدم هدایتم کرد

    و الان که اینجا هستم لطف و هدایت خداونده ،ازتون بی نهایت ممنونم و امیدوارم بتونم همیشه در انجمن شرکت کنم …

    و با صدای دست بقیه ،صحبتم رو تموم کردم …

    با اینکه قلبم سرشار از نور بود اما نجوای ذهن وشیطان میخواست کار خودش رو بکنه ،اون تایید طلبی میخواست پاش رو بزاره روی خرخره م و بگه اینا چی بود گفتی و…

    همون لحظه یکی از اعضای انجمن که بی نهایت زیبا حرف زد درمورد تجربه ی خودش اومد بغلم کرد …

    و چقدر این بغل بوی خدا میداد …

    چقدر آروم شدم …

    و من اومدم بازهم از استاد عزیزم بی نهایت تشکر کنم که کمک می‌کنه قدم به قدم به صراط مستقیم هدایت بشم و از مریم جان که دستان و صدای خداونده با اون صدای زیبایش و بچه ها که با کامنت هاشون قدم به قدم صدای الله میشن برای همه

    من عاشق همتونم چون شما همتون پاره ای از عشق و نور و انرژی خداوندید ️

    مرسسسی که هستین مرسی ️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
  5. -
    جواد جعفری گفته:
    مدت عضویت: 1264 روز

    سلام بر استاد محترم و بانوی گرامی

    این اولین دیدگاه من پس از بیشتر از یک ماه همراهی دائم با این سایت ارزشمند هست .

    استاد محترم انسان ها مثل رساله، کتاب و مجله ها هستندکه صفحاتشون همون روزهای زندگی اون ها هست بعضی انسان ها مثل مجله های سرگرمی فقط وقت‌ها رو پر و در واقع انسان رو ضایع میکنن

    بعضی انسان ها کتاب اطلاعات عمومی هستن دریایی با عمق 2 سانت و بعضی انسان ها کتاب مرجع هستند و انسان رو در بخشی از انسانیت قوطه ور میکنن وقتی با اون ها هستی انگار از زمان خارج میشی و حتما تایید میکنید که بعضی جملات کتاب ها و بعضی از حالات و انرژی های افراد تمام نشدنی هستن انگار ابدی هستن انگار همیشگی هستن هیچ وقت کهنه نمیشن

    مثل آیه و اذا سالک عبادی عنی فانی قریب

    و مثل حال این ویدیو و پیامش برای ما

    نمی شد با لحضه به لحضش صفا نکرد نمی شد دید و بی تفاوت بود ، نمی شد با موسیقی آخرش پرواز نکرد ، نمی شد . ممنونم که من رو به این حال خوب انتقال دادید آری خدایی هست و خدایی میکند ما که تسلیمیم ای کریم عالمین هرچه تو بخواهی همان میشود ایاک نعبد و ایاک نستعین اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم غیر مغضوب علیهم و الضالین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    طاهره آل یدلو گفته:
    مدت عضویت: 1702 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم و مریم مهربان

    همزمانی هایی برای من هم زیاد اتفاق افتاده آخرین همزمانی که می تونم بنویسم

    اینه خانواده گی مسافرت بودیم توی راه برگشت

    بنزین تموم کردیم ماشین خاموش شد زدیم کنار جاده

    برای چند لحظه موندیم که چی کار کنیم ؟

    شب بود و هوا سرد بود همسرم می خواست بره ماشین بگیره وبرسه به پمپ بنزین و بنزین بگیره بیاره ،ظرفی از توی ماشین برداشت و از ماشین پیاده شد توی دلم گفتم استاد گفته هر چی پیش بیاد همون خوبه لبخند زدم 5دقیقه از این حسم نگذشته بود که دیدم کنار همسرم یه تریلر تانکر حمل بنزین ایستاد ویک ظرف 20 لیتری بنزین مجانی براش پر کرد پولش رو هم نگرفت باورم بود که خدا مسئله مارو حل میکنه به راحتی اما تا این حد اش برام معجزه بود خدایا شکرت

    ما تا وقتی به خونه برسیم داشتیم از این معجزه صحبت می کردیم که خداوند چقدر راحت کار ما رو انجام داد که حتی ما نمی تونستیم فکرش رو بکنیم.

    استاد عزیزم از شما تشکر می کنم

    به خاطر تک تک جمله هایی که یک عالمه حس خوب بهم می دن

    واز خداوند می خوام هر آنچه می خواهید هزار برابر از خوبی وخوشی و سلامتی و ثروت به شما وهمه دوستان و هم خانواده ی عزیز م بدهد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  7. -
    محدثه سوفسطائی گفته:
    مدت عضویت: 2478 روز

    به نام خدایی که هر لحظه میشنوه و هدایت میکنه از جایی که فکرش نمیکنی

    اول از همه سلام میگم به استاد عزیزم و مریم بانو

    و سلام به دوستان فوق العاده ام

    چقدر دلم برای کامنت گذاشتن تنگ شده بود چقدرررر دلم تنگیده بود امروزم هدایتی اومدم یعنی عاشقشم

    از کامنت فوق العاده الهه سواد کوهی عزیزم در عقل کل هدایت شدم به اینجا این فایل دیده بودم ولی رد پا نزاشته بودم

    میخوام از اون روزی شروع کنم که من سال دومی بود که کنکور داده بودم و نتیجه(رتبه)تغییر خاصی نکرده بود اما یک باوری در من شکل گرفت بود اونم اینکه منم میتونم برم دانشگاه و خودم آماده میدیدم به هر کی میگفتی با این رتبه 5 رقمی اونم تجربی روزانه قبول بشی شاخ درمیاورد

    ولی خدا این قدر قشنگ و دقیق جواب میده که جای هیچ گونه شکی باقی نمیزاره اولش که رتبه دیدم و اینها یکم حس و حالم گرفته بود اما ته قلبم بد جوری روشن بود میخواستم هر طوری شده برم دانشگاه تو بازه انتخاب رشته بود که یک پیامکی اومده بود برام از گروه فرهنگی فانوس که همایش انتخاب رشته بود، قلبم بدجوری میگفت برو و ثبت نام کردم و رفتم.

    امید داشتم ولی ی حس ترسی هم داشتم(نجواهایی که میگفت دختر بشین بخون یک سال دیگه کنکور بده و با این رتبه جایی نمیاری و …. ) اما رفتم و اون جلسه تمام امید بود که گفت اصلا مهم نیست رتبه ات چنده تو فقط و فقط طبق علاقه رشته ها با اولویت دانشگاه بزن بیا پایین، اصلا محدثه قبل و بعد جلسه فرق میکرد قلبم همه جوره روشن روشن شده بود که میشه و منم قبول میشم

    چطوری و اینا هم نمیدونستم از طرفی هم فهمیده بودم که من پزشکی نمیخوام و رشته مورد علاقه ام همون سال با سرچ های مختلف بعد کنکور یافتم که اونم هدایت خدا بود که آره من کار تو محیط آزمایشگاه دوست دارم تحقیقات و پژوهش های آزمایشگاهی و هدایت شدم به رشته علوم اعصاب که برای شروعش میتوانی از رشته های علوم پایه و پیراپزشکی اقدام کنی .‌..

    تازه یادم افتاد آره من از راهنمایی به ژنتیک و زیست شناسی خیلی علاقه مند بودم‌ ..

    بعد نشستم همه رشته های زیست شناسی (همه گرایش ها) همه دانشگاه ها را انتخاب کردم

    فقط و فقط هم روزانه می‌خواستم

    به خانواده هم میگفتم من هر جا قبول بشم میرم

    هر جا سرچ میزدم تو سایت های مختلف که آره با این رتبه روزانه کجا و چیا قبول شدن تک و توک میدیدم که زدن مثلا زیست شناسی گیاهی خرمشهر و…

    تمام این مدت بین انتخاب رشته تا نتایج فقط شکرگزاری و تمرکز بر نکات مثبت و خواسته هام بود و اینکه میرفتم تو سایت های دانشگاه ها میگشتم و استاد ها و دانشکده هاشون میدیم

    نتایج اومد و من زیست شناسی جانوری دانشگاه روزانه دامغان قبول شدم دقیقا همون دانشگاهی که تو سایتش از دانشکده و آزمایشگاهش فیلم گذاشته بودن و من هعی نگاه میکردم

    حالا جالبی این بود که اردیبهشت همون سال عمو کوچیکم کامپیوتر سامسونگی که بابام بهش قرض داده بود چون نمیخواست آورد خونه مون

    و من همون سال با همین کامپیوتری که نداشتم و اومد کل کلاس های دانشگاهم شرکت کردم یعنی خداااا فکر همه جاش کرده بودم چون سال 99 سالی بود که همه دانشگاه ها آنلاین بود و کلاس های مجازی برگزار میشد

    و از اونجایی که من گفتم همه جا را میزنم و هر جا باشه میرم با وجود این اپیدمی و به یومن مجازی بودن من راحت تو خونه بودم و سال اول دانشگاه من گذشت بدون اینکه من بخوام از اصفهان برم دامغان

    حالا اینجاش قشنگ تر یعنی عاشقتم خدا من هعی می‌گفتم ببین من همه رشته ها را میزنم هر جا قبول شدم میرم و بعد دو ترم مهمانی میگیرم میام دانشگاه اصفهان

    و همون هم شد از جایی که فکرش نمی‌کردم رفتم درخواست دادم (مهمانی ترم 3 و 4) و قبول کردن و من الان دارم تو دانشگاه اصفهان درس میخونم

    یعنی الان هر چی فکر میکنم اون دو ترم اول چطوری گذاشتم اصلا یادم نمیاد نمیدونم واقعا همه اش خدا بود به راحتی همه درسها را خوندم و با معدل عالی اومدم جلو

    این درخواستی که داده بودیم برای مهمانی برای دو ترم بود یعنی ترم 3 و 4 و بعدش باید برای دو ترم بعدی هم درخواست میدایدم خدایا شکرت شکرت واقعا

    درخواست دادم برای ترم 5/6 ، ی روز تو خرداد امسال بود که داشتم برای امتحان میخوندم که دوستم بهم زنگ زد که آره محدثه با درخواستت موافقت نشده حالا میخوای چیکار کنی این دوستم که میگم همون دامغان میخونه گفتم ان شاء الله خیره اولش یکم هول کرده بودم ولی بازم خدا بهم گفت ببین درست میشه حالا جالبش این بود همین دوستم که زنگ زد گفت برو تو سامانه بوستان درخواست بده

    هعی به خودم گفتم ببین خودش زنگ زده راه حل هم آورده من دامغان برو نیستم که من همین جا دانشگاه اصفهان میخونم خلاصه آروم شدم البته با کلی کنترل ذهن و که گفتم حالا که اصفهانی لذت ببر درست بخون بزار ترم تموم بشه درست میشه

    خلاصه که با دوستم که با هم مهمانی گرفته بودیم رفتیم از طریق بوستان درخواست مجدد دادیم وایی براتون بگم اینقدر اینقدر کارهای اداری من فقط با یک زنگ از اصفهان به دامغان راحت انجام میشد آنقدر این بنده ها خوش اخلاق و کار راه انداز بودن که نگووو

    کاری که باید حضوری میشد تو 5 دقیقه انجام میشد حتی شماره شخصی شون بهم میدادن که پیگیری کنم به خودم هعی میگفتم ببین محدثه این نرمی این راحتی نشانه است که خدا میخواد که تو راحت کارشناسی اصفهان بخونی ( در صورتیکه دوستم می‌گفت این ها با من لج کردن شماره منو جواب نمیدن )

    خلاصه براتون بگم جواب ها اومد و موافقت شد و من الان ترم 5 هم دانشگاه اصفهان درس میخونم براحتی براحتی یعنی هر روز که میرم تو دانشگاه به خودم میگم ببین خدا چقدر قشنگ آوردت اصفهان من اصلا رنگ نرده های دانشگاه دامغان هم ندیدم برای ترم 6 هم درخواست دادم و بازم قبول شد چون هعی با خودم تکرار کردم من دانشجوی دانشگاه اصفهانم من تمام طول تحصیلم اصفهان میخونم خدا هم برام راحتی میخواد دانشگاه اصفهان از خداشه من اینجا دانشجو باشم من دانشجو نمونه ام

    یاده حرف های استاد میوفتادم راجب سربازی که میگفتن من اصلا هیچ جوره تصور نمیکردم که برم و همین هم شد منم اصلا خودم نمیدیدم که بخوام برم دامغان و همینم شد و از طرفی اینجا اینقدر استاد هامون عالین که نگو

    و جالب اینجاست که از خدا خواسته بودم که یک دوست همکلام و همراه و همفرکانس می‌خوام و از روزی که دانشگاه ها حضوری شد من با دوستی که قبلاً تو مجازی با هم همگروهی بودیم هم صحبت شدم که هر روز میگذره میفهمم همونه که میخواستم دقیقا دیروز بهم گفت یادته روز اول انگار من و تو بهم جذب شدیم در صورتیکه فقط تو مجازی در حد چت و گفت و گو بودیم

    استاد قشنگ همون که میخواستم اونم خانوادگی عضو سایت عباس منش هستند و همه گفت و گو هامون روی عزت نفس و اعتماد به نفس و قانونه

    دیروز بهم میگفت تو اولین دوستی هستی که اینقدر باهات حرف های مشترک دارم و خیلی خوشحالم که هستی یک دختر خیلی خوبیه مهربون مودب سرش به کار خودشه خوش تیپ خوش اندام خوش اخلاق درس خون

    حالا استاد همه هدایت های گفتم برسم اینجا سه شنبه 1 آذر بود قبل از اینکه این فایل ببینم

    صبحش ی حسی بود که به خدا میگفتم بازم بیشتر و بهتر قدرتت بهم نشون بده همین طور درونی میحرفیدم

    حالا اومدیم کلاس و بعد که داشتم با دوستم میرفتیم بیرون ساعت 11/30 فهمیدم کارت دانشجویی ام گمشده اولش یکمی نگران شدم و رفتم جاهایی که عقلم می‌گفت می‌گشتم ولی نبود رهاش کردم و گفتم پیدا میشه با دوستم پیاده رفتیم و کلی حرف زدیم راجب قانون و هعی زیبایی های پاییز دیدیدم و تحسین کردیم راستی این دوستمم خیلی زیبابینه و مثل من عاشق طبیعته و این دانشگاه اصفهان پاییزش فوق العاده است رفتیم نشستیم دم ی دریاچه مصنوعی و راجب قانون حرف زدیم داشتم میگفتم براش از نتایجی که از قانون گرفتم و نشانه هایی که دیدم و بهش گفتم ببین مریم من کارتم جذب میکنم

    باورتون میشه خدای من تا عصر کلاس داشتم

    یکمی هم نگران این بودم که حالا برای ورود به دانشگاه ازمون کارت میخوان و گرنه راه نمیدن گفتم خدایا چیکار کنم رفتم به مدیر آموزشی گفتم گفت برو دم نگهبانی ببین و ی مسیر طولانی گفت که انجام بده تا کارت المثنی بگیری ولی بخدا اینقدر ته دلم روشن بود که نگووو

    رفتم دم نگهبانی قضیه گفتم گفت پیگیری می‌کنیم تا حالا که موردی نبوده ولی پیدا میشه هر چی باشه میارن اینجا

    منم دیگه گفتم باشه پیدا میشه حله و دیگه یادم رفتم تا عصری که اومدم خونه الله اکبر میخواستم برم حمام که ی حسی دقیقا بهم گفت برو تلگرامت چک کن چک کن چک کن

    و دیدم دقیقا یکی از هم کلاسی هام که فقط یک کلاس باهاش دارم و من شماره اش همین طوری دو هفته پیش گرفته بودم و از بچه های ورودی خودمم نیست بهم پیام داده چه ساعتی؟ ظهر همون 11/30 که فهمیدم گمشده که محدثه یکی کارتت پیدا کرده بود به من نشون داده گفتم میشناسم کارتت پیشمه هماهنگ کن بیای ازم بگیری یعنی من آنقدر از ذوق گریه کردم که این خدا چقدر قشنگ همه چی جور میکنه که نگووووو و قدرتش بهم نشون داد از جایی که فکرش هم نمی‌کردم در بین این همه دانشجو تو دانشگاه اصفهان این همهههههههه آنقدر زیادن که نگوو کارتم به دست کسی میرسه که فقط یک کلاس با هم در حد سلام و خداحافظ بودیم

    و حتی شمارمم نداشت من داشتم و اکانت تلگرامم داشت کارتم بدستم رساند و فرداش که میخواستم برم دانشگاه هم دم در براحتی گفتن بیا چون دیروز که گفته بودم شناختم به راحتی اومدم توووو و کارتم تو دانشکده ازش گرفتم این ها همش و همش هدایت خدا بود و بس

    دقیقا به مریم پیام دادم دیدی گفتم من کارتم جذب میکنم همین هم شد خدا قانونش ثابته و همیشه درست جواب میده دقیقا این موضوع هر موقع یادش میوفتم اینقدر ایمانم اضافه میکنه و قدرتم میده که نگووو

    خدایا شکرت شکرت شکرت شکرت که همه چیز می‌شوی همه کس را به شرط ایمانی که با کنترل ذهن هر لحظه ای بدست میاره

    حالا همین امروز که داشتم پاور خواسته هام میدیدم ازش خواستم که خدایا ی نشانه بهم نشون بده برای اینکه ارشد ایران باشم یا اپلای کنم برای آمریکا و دقیقا با ایمیلی که دریافت کردم از دیدگاه عادله که رسیدم به الهه سوادکوهی فهمیدم که ببین قدم به قدم یک لِول بالاتر بیا تا بریم تهران این قدم اول برای مهاجرت توست

    ‌ واضح و صریح جواب میده قشنگ نگاه کنا الهه هم اصفهانی مثل خودم و مهاجرت کرده به تهران

    الهی شکرت شکرت شکرت ان شاء الله منم ارشد دانشگاه شهید بهشتی تهرانم

    حتی تو همون هفته هم یکی از دوستام که ارشد شهید بهشتی نانو بیوتکنولوژی میخونه یهویی بعد خیلی وقت بهم پیام داده عکس از دانشگاه اش و بهم گفته بود بیا عکس های دانشگاه آینده ات ببین که این پیام الهه جون مهر تایید زد امروز که دیگه از دو دلی بیا بیرون.

    دقیقا قشنگی این قانون اینه از هر جایی بخوای میتونی مسیرت تغییر بدی چون تویی که داری با فرکانست خلق میکنی ،خودم و همراه با مهاجرت به تهران میبنم خیلی زیاد

    و این دقیقا قدم اول مستقل شدنم هست الهی شکرت این ردپا را گذاشتم تا قشنگ بیام ادامه اش براتون بگم که چقدر قشنگ رفتم تهران و دارم تو بهترین دانشگاه درس میخونم و زندگی مستقلانه ای آغاز کردم.

    خدایا شکرت شکرت شکرت که این همه قشنگ باهامون حرف میزنی و راه نشون میدی سپاسگزارتم

    مرسی از شما استاد عزیزم که این آگاهی های ناب جاری میکنی واقعا عاشقتم

    روز و شبم شده گوش دادن فایل هاتون و نوشتن آگاهی ها و عمل کردن و تایید کردن نشانه ها و شکرگزاری

    از وقتی تاثیر ورودی های ذهنم فهمیدم همه آهنگ هامم پاک کردم و فقط و فقط فایل های شما را گوش میدم

    الهی شکرت بابت همه چیز و همه کس

    خیلی دوستتون دارم

    برای همگی کلی آرزو های عالی میکنم که به هر آنچه قلب شون میخواند برسند

    و همواره در سلامتی و عشق باشند و جیب شون پر از پول باشه

    یلدای همگی هم مبارک ان شاء الله همیشه همه لحظه هاتون سرشار از شادی باشه

    1401/09/30

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
    • -
      ساناز رستمی گفته:
      مدت عضویت: 1768 روز

      سلام

      ممنون بابت توضیحات کاملتون

      من با خوندن نتایج و عملکرد شما متوجه شدم چرا نتایج دلخواهم گاهی بدست میاد و گاهی نه

      دلیلش اینکه من از خدا میخوام اما باز تلاش میکنم خودم دنبال راه حل بگردم و منتظر هدایت و نشانه ها نیستم و رها نمیکنم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      غزل عطائی گفته:
      مدت عضویت: 2704 روز

      محدثه ی نازنینم سلام.

      من عاشقتم . چقدر باید از خدا ممنون باشم که منو هدایت کرد به کامنت ارزشمندت و چقدددر باید از خود قشنگ دوست داشتنیت ممنون باشم برای این که وقت گذاشتی و نوشتی. قلبم با خوندن کامنتت روشن شد . چراغ راهم شدی. عزیزم . خیلی خیلی تحسینت میکنم به خاطر این که اینقدددر متعهدانه پیش رفتی . من واقعا ازت یاد گرفتم . الهی که همیشه راهت روشن باشه . من خیلی خداروشکر میکنم که تورو توی دوستای خودم دارم . خیلی خیلی ازت ممنونم که روندی رو که برای رسیدن به خواسته ت طی کردی رو نوشتی .خیلی برام الهام بخش بود خوندنت. عزیزم‌. سپاسگزارم که انقدر متعهدانه پیش میری و قانونو اجرا میکنی . تورو خیلی تحسین میکنم به خاطر اینکه انقدر نگاهت توحیدیه و انقدر به خودت مسلطی و انقدر عملگرایی و فقط حرف از قانون نمیزنی. خییلی باعث افتخارم بود خوندن کامنتی که دوستم نوشته .خداروشکر میکنم به خاطر هدایتش

      خیلی تحسینت میکنم به خاطر دوست قانونمندت که انقدر عالی وقتای آزادتونو باهم صحبت میکنید از عزت نفس و اعتماد بنفس. دوست خوب و هم فرکانسیِ دلخواه گنجه .

      دلم میخواد تا صبح تحسینت کنم ولی کلامم تکراری میشه اما تو خودت هزاران باااار تا صبح تحسین منو پذیرا باش

      عاشقتم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        محدثه سوفسطائی گفته:
        مدت عضویت: 2478 روز

        غزل عزیزمممممممم سلام به روی ماهت دوست فوق العاده من

        سلام سلام سلام

        نقطه آبی پیام دوست ارزشمندم چراغ راهم شدی برای درک بیشتر و بهترم

        این هفته هر روزم روی یک موضوع میچرخید

        خدایااا من میخوام طبیعی زندگی کردن بهم یاد بدی

        خدایا بهم یاد بده زندگی کردن در لحظه را

        خدایا عجله برای رسیدن به مقصد ازم بگیر

        خدایا این کنترل گری ازم بگیر

        خدایا چطوری میتونم همواره در حرکت باشه و لذت ببرم

        خدایا بهم یاد بده خداگونه زندگی کنم یک انسان خودآگاه باشم

        این حرص این طمع این ترس این بدو بدو دیره ازم بگیر

        به زندگیم به وجودم به زمانم به مکانم برکت بده

        خداااااایا درکم از اینکه استاد میگه طبیعی زندگی میکنی بیشتر کن منم میخوام طبیعی زندگی کنم

        منم میخوام همیشه آرام باشم تا صدات واضح تر بشنوم

        خدایااااا خودت بگو

        جالبه این درخواست از یک گفتگو شروع شد یک شب ی دوستی برام از جمله انیشتین گفت

        زندگی مثل دوچرخه سواریه برای حفظ تعادل باید به حرکت ادامه بدی

        و خودش اضافه کرد نه برای رسیدن به مقصد برای حرکت به عشق حرکت

        زندگی حرکت است نه رسیدن

        و من فکر و فکر دیدم خدا من فقط مقصد گرام من فقط میخوام برسم خوب بعدش چی؟

        و این رسیدن آرامش برده

        و شروع شد درخواستم و هر روز به هر طریقی مرا افزود

        و امشب و امشب گفت این نشانه واضح عشقم بشین فایل ببین

        و تمام جواب و تمام رهایی و تمام همزمانی

        و کامنت خودممم الله اکبر الله اکبر

        خدایا شکرت شکرت بر قدرت ایمان و عملم به این درک و اگاهی بیافزا

        حتی جالبه تو این هفته به این شعر اقای شجریان که میگه رها رها رها من هم فکر میکردم

        و این پیام شما این دیدن و این خواندن بازم هدایت الهی بازم همزمانی الهی

        خدایاااا بینهایت شکرت بخدا کم میارم از ثبت هدایت ها

        از ثبت و تایید نشانه هام

        از ثبت و تایید تحسین هاییی که میشم وقتی دارم روی عزت نفس کار میکنم

        از ثبت و تایید نعمت ها هدایا بخدا کم اوردم

        گوگل کیپ همدمممم شده چه نعمتیه هااا الله اکبر

        غزل عزیزم غزل عزیزم با تماممممممممممم قلبم عشق و محبت و تحسین هات دریافت کردم

        دوست خوش صدای من سپاس فراوان برای تک تک کلمه هایی که با عشق جاری کردی

        بخدا که همه این زیبایی هایی که گفتی صدها برابر در خودت جاریه و من روزی نیست یادت نیوفتم و تحسینت نکنم دختری که قانونمنده و حرف و عمل یکیه

        عملگراااااااااااایییتتت تسلطتت به خودت عزت نفست دختر عاشقتممممممممم

        و جذاب تر از همه تاثیرگذاری کلامت صداقت کلامت که از تجاربت میاد

        بخدا کم میارم در برابر قلب و روح سرشارت که هربار بینهایت جاری میکنی

        تو هم عشق و تحسین و بوس فراوان من را هزاران هزاران بار پذیرا باش

        وجودت بینهایت نعمته گنجه سپاسگزار حضورتم

        همیشه تو قلبم بهت افتخار میکنممم عاشقتممم

        خدایا شکرت شکرت من مبهوت این هدایت و همزمانیم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
        • -
          غزل عطائی گفته:
          مدت عضویت: 2704 روز

          محدثه ی زیبای من .

          سپاسگزارم به خاطر پیامت . اینکه هدایتت رو نوشتی خیلی ارزشمند بود .

          واقعا خداوند همه چیز میشود همه کس را .

          سپاسگزار محبتت هستم عزیزم

          آنچه در من میبینی در وجود خودت بینهایت جاریه .

          انشاالله نعمتهای زندگیت هرروز بیشتررو باکیفیت تر و زیباتر از قبل باشن و خداوند چشم و دلت رو هرلحظه به سمت دیدن زیبایی های بیشتر باز کنه و قلبت همواره روشن باشه

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          جهان گفته:
          مدت عضویت: 908 روز

          محدثه عزیزم من تا الان نگران این بودم که چطور شروع کنم وقت ندارم امتحانای نهای 31شروع میشن و هزارتا حرف تو ذهنم دارم اما از خدا هدایت خواستم و اون منو به دیدگاه شما هدایت کرد خیلی چیزهای خوبی یاد‌گرفتم فهمیدم که خدا خودش همه چیو برای ما انجام میده خدایااا شکرت فهمیدم که من برای رسیدن به خواستم قدرت دارم

          براستی من پارسال انسانی بودم یعنی پارسال دهم بودم ولی خیلی کم اورذم علاقشو داشتم رشته یخت بود درسا سنکین بودن منم ادمی بودم که حتی روزی نیم ساعت هم درس نمیخوندم من عاشق روانشناسی هستم اما نتونستم کم اوردم جا زدم نصف راه

          رفتم تغیر رشته دادم رفتم هنر طراحی و دوخت پشت کردم به هدفام بخاطر سختی مسیر هدفمو فراموش کردم بخاطر سختیش

          بازم برگشتم دهم طراحی و‌دوخت دوبار دهمو خوندم

          الان خیلی پشیمونم که چرا تغیر رشته دادم چون من عاشق روانشناسیم

          چرا اومدم هنر

          اما بازم اومدنم به هنر حکمت خدا بود که من قدر رشتمو بدوم که من بفهمم توی درس خوندن و بخاطر سپردن مطالب استعداد دارم من تنبل نبودم کند ذهن نبودم نا توان نبودم ضعیف نبودم خودم درس نمیخوندنم خودم جدی نگرفتم

          من الان فهمیدم چقدر توانای و استعداد دارم

          مخصوصا توی بخاطر سپردن مطالب من فول فولم پارسال وقتی انسانی بودم من نمیدونستم که من توانای دارم چون هی خودم مدرسه جامعه خوانواده کارنامه و دوستام سرم میزدن تو تنبلی تنبلی تنبلی بدرد انسانی نمیخوری و این شد که من تسلیم شدم و‌جا زدم

          اما کارم اشتباه بود

          الان دوباره دارم شروع میکنم درسته دیگه نمیتونم برگردم انسانی اما دارم میخونم برا انسانی که سابقه تحصیلی ایجاد کنم

          تا بتونم کنکورشو بدم خیلی هیجان زده ام چون تا الان من روزی چندین ساعت درس میخونم بدون خستگی با لذت با عشق من عاشق رشتممم میدونم از پسش برمیام وقتی بخونم مسیرم اسون میشه وقتی نخونم معلومه که سخته اما من میدونم که موفق میشم چون امسال دستمو‌تو دست خدا گذاشتم خدایا صد هزار مرتبه ازت ممنونم هاشقتم میدونم که موفق میشم میدونم تو دانشکاه تهران میرم میدونم من یکی از بزرگترین روانشناسای جهان خواهم شد درسته مسیرمو خودم سخت کردم اما تو اسونش میکنی برام چون تو پدر مهربون و قشنگ منی دوستت دارم

          من از سن 13 سالگی به این مسیر زیبا هدایت شدم!بطور اتفاقی نه خداوند من رو وارد اتفاقای کرد که باعث شدن به این مسیر هدایت بشم خدایا ازت ممنونم عاشقتم دیونتم تو خیلی مشتی

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
          • -
            محدثه سوفسطائی گفته:
            مدت عضویت: 2478 روز

            سلام جهان عزیزم

            چقدر خوشحالم که با پیامت یاداور حضور همیشگی و هدایت های الله مهربان شدی

            و ممنون که برایم نوشتی

            خداروشکر که برایت الهام بخش بوده

            آره این خدا کارش خیلی درسته

            چقدر چقدر چقدر قشنگ گفتی مسیرمو خودم سخت کرده بودم اما واقعا مسیر با خدا آسون و لذت بخشه اگه نیست یعنی با نجواهاتی

            با خدا فرصت هست

            زمان هست

            پول هست

            امکانات هست

            عشق هست

            کار هست

            امتحان راحت هست

            اصلا ی کاری میکنه که از همونایی که خوندی سوال میاد

            برات زمانت دو برابر میکنه

            چنان مسیر آسون میکنه که باورت نمیشه

            با خودت تکرار کن

            من فرصت دارم

            میتونم برای امتحاناتم بخونم

            زمان و فرصت کافی هست

            از هرچی میخونم و یادگرفتم سوال میاد

            خدا همراه منه سر جلسه هم هست

            جوابها را بهم میگه

            بخدا میگه

            من قبول میشم

            چقدر خوشحالم این اعتماد بنفس بدست اوردی و باور کردی که میتونی مطالعه کنی و روزانه مطالعه میکنی تحسینت میکنم

            انشالله که هر روز در مسیرت لذت ببری

            و هر روز هدایتهای خدا را دریافت کنی و با آرامش ادامه بدی

            چند روزی بود وقتی میومدم سایت حسم میگفت پیامی دریافت خواهم کرد و منتظر دیدن نقطه آبی شدم و طبق قانون بی نقص دریافت کردم

            پیامی از دوست ارزشمندم خوش قلب و بخشنده

            پیامت برایم نشانه واضحی از خدا بود

            در جواب سوالم که خدایا اگه تهران رفتن و تحصیل انجا برام خوبه خودت بهم بگو خودت قبول کنم

            منتظر نتایج ازمون ارشد هستم و از خدا بازم نشانه خواستم و ببین چه واضح میگوید میشود که بشود نه رتبه مهم نه هیچی فقط ایمانت مهمه

            محدثه بیاد بیار قبولت کردم دانشگاه روزانه از جایی که فکرش نمیکنی

            من همون خدام بازم قبولت میکنم

            همه جوابات صحیح میکنم

            تو لایق تحصیل در بهترین دانشگاه هایی

            خدای من ببین چی میگه

            چقدر واضح منو از پیامت به نوشته های خودم برد و هدایتم کرد

            ایمانم قوی تر کرد و گفت آرام باش که من با تو یارم عزیزم

            جهان عزیزم احساسم میگوید باز هم بنویسم از هدایتهای این رب بزرگ

            الان که برایت مینویسم ترم 8 در دانشگاه اصفهان هستم

            و امسال از این مقطع فارغ التحصیل میشوم

            برای فارغ التحصیلی یک درس دو واحدی میخواستم که ارایه نشده بود

            یکم نگران بودم اخه من دانشجوی مهمان دایم هستم و مدیر اموزشی میگفت معرفی به استاد نمیدن

            ولسی قلبم گفت همون خدایی که منو اورد دانشگاه

            بعدش مهمان دایم گرفتم

            همون خدا بهم معرفی به استاد هم میده

            و باروت میشه با یک نامه کارم حل شد

            همین مهمان دایم شدنم بعد 4 ترم تحصیل در دانشگاه اصفهانم کار خدا بود

            میگفتن نمیشه داشنگاه مبدا موافقت نمیکنه اما برای من شد

            چون روی خدا حساب کرد

            بخدا با خدا همه قوانین زمینی برات زیر و رو میشه

            خدای بزرگ خدای بزرگ

            یادآور حضورش در تک تک لحظات بودنم قلبم روشن میکنه

            چه امتحانایی که برام آسون کرد

            بخدا شب قبلش سوالا رو یهویی تو گروه مون قرار میدادن

            و فردا تو امتحان بود

            فرصت بیشتر میخواستم زمان امتحان تغییر میکرد

            آره با خدا باش و پادشاهی کن

            هر کسی به لیاقتش میرسه

            دوست عزیزم شما هم لایق نتایج عالی در امتحانات هستی

            لایق قبولی در رشته روانشناسی عشق هستی

            لایق تحصیل در بهترین دانشگاه های جهان هستی

            لایق مسیر یادگیری اسون و لذت بخش هستی

            قراره فقط بهت خوش بگذره

            انشالله میای و برامون از قبولیت میگی

            همه چیز به نفع تو رقم میخوره

            با خودت بگو که در بهترین زمان و مکانی و هر انچه تجربه کردی بخاطر خودت بوده حالا هم قانون میدونی مسیر به نفع خود و علایقت تغییر بده

            خداروشکر در مسیر توحید و ایمانی

            ایمان دارم هدایتهای الله مسیرمون هموارتر زیباتر لذت بخش تر میکند

            بازم ممنون که وقت گذاشتی و نوشتی

            و دستی شد که قلب و جان و خیالم را راحت تر کنی

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
            • -
              نسا بشری گفته:
              مدت عضویت: 471 روز

              سلام محدثه جان

              من امسال سال کنکورمه و به نظر شما چه باور هایی بسازم تا موفق شم؟

              شما چجوری متوجه شدی که به چی علاقه دارین و اون خواسته قلبیتون هست(چون من متوجه شدم که اولش طبق گفته جامعه و خانواده شما ب پزشکی علاقه داشتین و بعد فهمیدین ک علاقه اصلیتون رشته زیست شناسی جانوری هست)

              منم میخوام سال اول قبول شم

              به قول گفتنیا ته دلم روشنه که قبول میشم

              علاقه منم رشته فیزیوتراپی دانشگاه روزانه همدان هست

              من مدرسه دولتی درس میخونم ولی خیلی باورهای منفی راجب کنکور دارم برای مثال

              اینکه از ی مدرسه دولتی نمیشه کنکور قبول شد(اینارو جامعه . فضای مجازی و دوستان و … گفتند) باعث شده که من این باور رو داشته باشم

              از شما میخوام که راهنمایی کنین منو که چجوری متوجه شدین رشته مورد علاقه تون چیه و باور های درست رو ساختین؟

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      نیـایـش گفته:
      مدت عضویت: 383 روز

      بسم الله الرحمن الرحیم

      سلام محدثه جان مهربان

      خیلی سپاسگذارم از خدا که منو هدایت کرد به این کامنت زیبای تو.خیلی ازت ممنونم که نتایج فوق العاده ای رو گفتی و ایمان و حال درونم قوی تر شد ، چون منم کنکوری هستم و مثل خودت هم رشته ای هستم منم هدفم اینه که پرستاری دانشگاه تهران روزانه قبول بشم و من اینو هر روز به خودم میگم ، دوست دارم بیشتر باور پذیر بشه برام، واقعا برای من مطالبت مفید بود، یاد گرفتم ازت که تا آخرین لحظه به خدا توکل کنم و حالمو خوب نگه دارم و از زندگی لذت ببرم، محدثه جونم میتونی چند تا باور برای کنکور بهم‌بگی؟؟؟ چه باورهایی داشتی برای کنکور؟؟

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        محدثه سوفسطائی گفته:
        مدت عضویت: 2478 روز

        به نام خدایی که همه چیز میشود همه کس را

        سلام نیایش عزیزم

        چه اسم زیبایی داری

        ممنونتم که برایم نوشتی امروز از نشانه آبی کنار اسمم لذت بردم و گفتم خدایا قطعا هدایته

        دختر خوب تحسینت میکنم که اینجایی به فکر شناخت خودتی و مشتاق رشد و پیشرفت

        عزیزم این جمله که نوشتی قلبم نوازش کرد

        دوباره مینویسم اش که اصله باور کن اصله

        مرسی که با پیامت یاداور شدی خدایا شکرت

        آره دقیقا هر جا سعی کردم احساس خوبمو حفظ کنم و از زندگی لذت ببرم خدا در بهترین زمان و مکان پاسخ داده چرا که او بهترین اجابت کنندگان است

        او بر من آگاه است میبیند و میشنود

        پیامت منو برد به دیدگاه خودم

        خدا میخواست بگه ببین تا اینجا اومدی با من بقیه اش هم با من میشه

        استاد میگه روی نتایج کوچک استفاده از قانون تمرکز کنید

        قدردان باشید

        و بگید اگه شده بازم میشه

        راه یکیه

        و نیایش جان همین قدردانی از نتایج کوچک استفاده از قانون در زندگی باعث میشه از زندگی لذت ببریم و بگیم خب اگه توکل کردم و شد بازم توکل میکنم حالا میام تمرکزم از روی نشدن ها و نداشته میزارم روی انچه شد آنچه دارم و همه از آن خداست

        و حال خوب مون به نتایج گره نزنیم

        مثلا بگیم اگه من فلان خواسته ام بشه خوشحال خواهم بود

        بیایم از همین که هست لذت ببریم

        و از خودمون بپرسیم داشته های من چیه؟

        همین حالا میتوانم بابت چه چیزایی قدردان باشم؟

        کجا با استفاده از قانون خلق کردم؟

        و با این جوابا حس و حال خودمون بهتز کنیم

        و بگیم خدا کار سازه بازم میتونه بهمون بده بهتر و بیشتر

        در جواب سوالات عزیزم

        من سال دومی که در کنکور زیست جانوری روزانه قبول شدم

        باورهایی که در من خیلی تغییر کرده بودن این بود که خودم را لایق قبولی میدیدم

        درونی میگفتم خب این همه روزانه قبول شدن خب منم میشم

        میرفتم تو سایت ها قبولی بچه ها را میدیدم اینجا نقش الگوها مهمه

        میگفتم خب شده آفرین منم میتونم برای منم میشه

        قلبا خودم آماده رفتن به دانشگاه میدیدم

        به خودم میگفتم من با هر رتبه و درصدی باشم روزانه رشته دلخواهم قبول میشم

        خودم محدود به اینکه نه حتما باید فلان درصد بیارم تا قبول بشم نمیدیدم

        میگفتم با خدا همه چی میشه برای منم میشه

        تو سایت استاد با خیلی از الگوهایی که نتایج خوبی گرفته بودن آشنا شدم

        و مهم ترین تمرینی که کمکم میکرد که به خواسته ام نچسبم و رهاتر باشم

        این بود که من سعی میکردم هر روز شکرگزاری کنم

        از نعمات زندگیم مینوشتم

        از خواسته های کوچکم که رقم میخورد مثلا من عاشق شعرهای سهراب سپهری بودم مادرم برای روز دختر کتاب شعرش خرید میخواستم کتابهای سایت استاد بخرم پول به حسابم واریز میشد و یا میخواستم کتاب ملت عشق بخرم دختر دایی مامانم روز تولدم بهم هدیه داد و کلی چیزای ریز و درشت از جایی که فکرش نمیکردم

        و اینا حس و حالم خوب میکرد

        در کنارش خواسته هامم مینوشتم

        دوست دارم روزانه قبول بشم

        در حد خودمم تلاشم میکردم درس میخوندم

        و سعی میکردم لذت بخشش کنم

        درس برای درس میخوندم نه برای درصد کنکور و قبولی

        البته بگم واقعا احساس خوب همیشگی نبود

        هر روز شکرگزار و قدردان نبودم

        اینو میگم که اگه روزی حس و حالت بده دچار خود سرزنشی نشی

        طبیعیه ما انسانیم هر احساسی نشانه است

        میخوان باورهامون نشون مون بدن

        مهربونانه با خودت رفتار کن

        سعی کن حالت خوب کنی از احساس بد نترس ماندگار نیست

        و بیا روی توانایی ها و موفقیتهای خودت تمرکز کن

        اینطوری اعتماد بنفست بالا میره

        بگو اگه توانستم فلان کار بکنم بازم میتوانم

        و برو الگوهای قبولی پیدا کن و صرفا روی این تمرکز کن که خب من قبول بشم به به چه درسهایی میخوانم محیط جدید تجربه میکنم دوستان جدید میخوام خودت برای تجربه خواسته ات به درصد و رتبه محدود نکنی

        چون خدا از بینهایت طریق راهنمایییت میکنه و تو را به خواسته ات میرسونه

        و بگو اگر یک نفر تونسته پرستاری تهران قبول بشه منم میتونم و برای منم میشه حتی به روزانه شدنش هم نچسب بگو خدا روزی رسونه پول شهریه هم میرسونه بیشتر بهتر روی اون تجربه ای که با رشته پرستاری میخوای داشته باشی تمرکز کن

        تو این مسیر تا میتونی روی عزت نفس و اعتماد بنفست سرمایه گذاری کن که بهترین نتیجه ها برات داره

        ی موردی هم که بود من اون سال خواسته ام به لطف خدا خیلی واضح شده بود برام و میدونستم این زیست شناسی برای خودمه و این خیلی لذت بخشش کرده بود چون آینده اش دوست داشتم

        و استرس و فشار از روم برداشته شده بود و اینم رهاترم کرده بود

        چون دیگه نمیخواستم رشته و دانشگاهی برم که خودم به بقیه نشون بدم یا خودم ثابت کنم یا جلب توجه کنم برای خودم بود و چرایی داشتنش برام واضح بود و ذوق و شوق تجربه اش داشتم همینا پیام مثبتی به جهان بود که خوب پذیرای خواسته اش هست

        برای همین ازت میخوام به این سوال برای خودت پاسخ بدی واقعا این رشته برای علاقه خودمه؟ آینده اش چقدر دوست دارم؟

        صاف و شفاف جواب بده با خودت روراست باش

        خیلی کمک کننده است که دچار راضی کردن دیگران نباشی

        و با اعتماد بنفس تمام خواسته خودت دنبال کنی

        دوستت دارم خوشحالم تونستم بنویسم

        خیلی برای خودم راهگشا بود

        خوشحال میشم بازم سوالی داشتی بپرسی عزیزم

        برات بهترین های قلبت از خدای بزرگ خواهان

        دستان هدایتگرش راهنمای راهت

        الهی آمین

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
        • -
          نیـایـش گفته:
          مدت عضویت: 383 روز

          بسم الله الرحمن الرحیم

          سلام محدثه ی عزیزممممم️️️️

          داشت خوابم میبرد ولی یک حسی بهم گفت برو سایتو چک کننن…

          وای خیلی خوشحالم که باز هدایت شدم به کامنت زیبات. من عاشقتمممم، مرسی ازت دوست گلم که جواب سوالمو با عشق تمام برام نوشتی و وقت گذاشتی واقعا از خداوند سپاسگذارم که با دوستی به این قشنگی و فوق العاده آشنا شدم و کلی ازش درس گرفتم و حال درونیم عالی شد🫠🫠🫠

          کاملا باهات موافقم محدثه جونم منم هر روز احساسم خوب نبوده اما سعی کردم حالمو سریع خوب کنم و نگذارم که اتفاقات به ظاهر بد باعث بشه احساسم بد بشه و من از خواسته ام دور بشم، دقیقا باید روی عزت نفسم کار کنم و همینطور روی احساس لیاقتم،

          همچیو بسپارم به خدا اون از همچی من آگاهه

          یاد گرفتم که هر کاری که انجام میدم، هر تلاشی که میکنم، بخاطر خودم باشه نه بخاطر دیگران

          یاد گرفتم که از مسیرم لذت ببرم

          یاد گرفتم که از نتایج و داشته هام شکرگزار باشم

          یاد گرفتم مثل تو دختر شاد و پر انرژی باشم

          و از همه مهم تر یاد گرفتم توی هر حال به یاد بیارم که من خالق زندگی خودم هستم،داشتم به این فکر میکردم که خدا اینقدر عاشقمونه که قوانینش رو مطابق احساس خوب ما وضع کرده🫠

          ایشالا میام از اتفاقات فوق العاده و قبول شدنم و برآورده شدن رویام میگم برات عزیزممم

          برات بهترین هارو آرزو میکنم ایشالا همیشه موفق و ثروتمند باشی گلم️️️️

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    مهدی حکمتی گفته:
    مدت عضویت: 2062 روز

    سلام میکنم به استاد عزیزم و مریم خانم شایسته و تمامی دوستان ارزشمندم

    فایل فوق‌العاده‌ای بود، مخصوصا این کویر زیبا

    درمورد تمرین این فایل من مبخوام یکی از بزرگترین هم‌زمانی‌ها و هدایت‌های خداوند مقتدر رو براتون بنویسم

    دو ماه پیش بود که تردید داشتم از شغلم که فروش ایمپلنت بود و هیچ علاقه‌ای هم بهش نداشتم استعفا بدم یا نه؛ چون اون اواخر نه تمرینات بازیگریم اجازه میداد اونطور که باید در شغلم موفق بشم و نه شرایط شغلیم این اجازه رو میداد که اونطور که باید به تمرینات بازیگریم بپردازم. از طرفی، بطرز خیلی عجیب حتی قراردادهایی هم که تا تحویل جنس پیش میرفت یهو به هم میخورد طوری که خود مدیرمون هم توش مونده بود و میگفت حکمتی چرا جدیدا هیچی واسه‌ی تو خوب پیش نمیره؟ اما من میدونستم این‌ها کار خداست که داره به من میگه زمان خارج شدن از این شغله؛ چون اون دو سه ماه پیش اگر یادتون باشه بخش اعظمی از فایل‌های رایگان استاد درمورد تمرکز گذاشتن روی حوزه‌ی مورد علاقه‌مون بود و من داشتم علاوه بر این فایل‌ها دوره روانشناسی ثروت1 رو هم که تازه به لطف خدا خریداری کرده بودم پیش میبردم. داشتم مصاحبه‌ی سحر هاشمی که از بنیان‌گذاران کافی‌شاپ‌های زنجیره‌ای ریپابلیک در لندن بود رو میدیدم که اون هم یه زمانی معضل منو داشت و توی شغلی بود که دوستش نداشت. در قسمتی از مصاحبه‌اش میگه “اما من میدونستم که وقتی که بپری تور نجات هم پیداش میشه.”

    پس تمام قلبم میگفت که باید استعفا بدم؛ چون علاقه‌ام بازیگری و نویسندگی بود نه فروشندگی ایمپلنت. پس به الهامات درونیم گوش کردم و استعفا دادم. و بعد مات و مبهوت شدم از اینکه انقدر زود تور نجات پیدا شد. و خوشحال از اینکه تونستم به الهامات خدام عمل کنم و هدایت بشم به فصل جدید زندگیم. چند روز  بعد از استعفا، آموزشگاه کارگاه‌های فیلمنامه نویسی‌ای رو شروع کرد که مخصوص ما هنرجویان ممتاز و بطور رایگان برگزار میشد. و بلافاصله بعد از آن پروژه‌های ساخت چند فیلم کوتاه شروع شد. بعد از این اتفاقات، استادمون که کارگردان نمایشنامه‌ی هملت هست که ان‌شاءالله میخوایم روی صحنه ببریمش، تمام امان‌نامه‌های مربوط به تاخیر در تمرینات هملت رو پاره کردن و سوگندنامه‌ای امضا کردن مبنی بر حذف کسانی که بطور منظم در تمرینات حضور پیدا نمیکنن و گفتن که از چند وقت دیگه ما باید فول‌تایم از 10 صبح بریم تمرین. اگر استعفا نمیدادم، در این مدت تمام این فرصت‌ها رو از دست میدادم. نه تمرینات هملت رو میتونستم مرتب برم و نه در کارگاه فیلمنامه‌نویسی و نه در ساخت فیلم کوتاه میتونستم شرکت کنم چون باید میرفتم سرکار. در این مدت مدام این هدایت‌ها و همزمانی‌های خدا رو به خودم یاداوری میکنم و این آیه‌ی 38 سوره‌ی بقره مدام در گوشم خونده میشه:

    “قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِیعًا ۖ فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدًى فَمَنْ تَبِعَ هُدَایَ فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ | گفتیم: «همگی از بهشت، فرود آیید! هرگاه هدایتی از طرف من برای شما آمد، کسانی که از آن پیروی کنند، نه ترسی بر آنهاست، و نه غمگین شوند.»”

    خدا رو شکر میکنم که منو هدایت کرد و بهم این قدرت رو داد که بتونم به هدایت‌هاش گوش کنم.

    ممنونم اول از خدا و بهد از شما استاد و خانم شایسته‌ی عزیز که این فایل رو برامون آماده کردین

    ان‌شاءالله به فضل خدا همگی همیشه شاد و موفق و خوشبخت باشیم

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت🙏❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  9. -
    صادق کیانی گفته:
    مدت عضویت: 3006 روز

    چقدر لذت بردم از این موفقیت‌های شما از این همه هم زمانی از این همه ایمانی که نشون دادی،توی موقع خواندن کامنت با اینکه برای کاری عجله داشتم ولی اصلا متوجه گذر زمان نشدم و در حال لذت بردن بودم،برات آرزوی موفقیت های بیشتر و بیشتر دارم جناب آقای رکن آبادی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 1991 روز

    سلام استاد جونم سلام مریم جون….

    بعد از ماهها میخوام این کامنت و بزارم اینجا….

    ک نقطه عطف کل زندگی من شده….

    مادرم خیلی به بیزنس و خرید و فروش علاقه داره و سالها بود ک همش میگفت دوست دارم ی مغازه داشته باشم ولی همش ما مخالفت میکردیم….

    ی روز بعد از اخرین امتحان ترمم ی حسی بهم کفت بریم ببینیم مغازه های شهرمون چطورن اگه مناسب بودن ی مغازه برا مامان بگیریم خوب دوست داره مغازه داشته باشه چیه مگه اینطوری کمترم فکر و خیال میکنه و سرش گرم کار میشه ….

    خلاصه با مامانم رفتیم و چند تا مشاوراملاک سر زدیم و قیمتها بالا بود یا مناسب کار ما نبود…از جلوی اخرین املاکی ک داشتیم رد میشدیم گفتم بزار حالا ی سری ام ب این بزنم (ته ذهنمم این بود که عمرا داشته باشه) املاکیه گفت خودم ی مغازه دارم ک سه ماهه ب یکی دادم اونم میخواد بلند شه همین امشب شما پول و بدین اون فردا بلند میشه …

    خلاصه اون مغازه رو مامانم پول شو جور کرد و قرار داد نوشتیم و به محضی ک قرارداد نوشته شد و از املاک اومدیم بیرون مامانم پشیمون شد گفت من فعلا کاری راه نمیندازم مغازه مال تو باشه هر چی میخوای بریز توش مشغول باش درس تم بخون(دانشگاهها مجازی بود سال 99)

    و دقیقا هفته قبلش یکی ب من گفته بود ک ی مغازه بگیریم و جنس و پول از من مدیریتش با تو و سود مون نصف نصف….

    و منم ک بدون هیچ سرمایه ای بودم رو حساب اون دوستم ب مامانم گفتم باشه و مغازه مال من شد…..

    و استاد نقطه عطف من از همونجا شروع شد کل مسیر زندگیم تغییر کرد و تازه سه ماه بود ک با شما اشنا شده بودم و اون مغازه شد ی مکانی ک من روزی 8 تا9 ساعت تنها بودم ب دور از هر ورودی با خیال اسوده و من بودم و سایت و شما و دفترام…..

    دانشجوی پزشکی بودم و اصلا از خودم و زندگیم راضی نبودم و اصلا نمیدونستم از دنیا چی میخوام همیشه حالم بد بود سر جای درستم نبودم نمیدونستم چی منو راضی میکنه و همه اینا ناخوداگاه بود و اینطور ک الان دارم در مورد حال اون موقم مینویسم اصلا اگاه نبودم ب حالم و فقط حالم بد بود…

    اون مغازه رو پوشاک و لباس زنونه پر کردیم و چند وقت بعد فهمیدم ک اون خیابون دقیقا محل مغازه های پوشاک اون منطقه بود بدون اینکه من بدونم….

    اون مغازه از بهترین مغازه های اون خیابون بود چون ی قسمتی داشت ک فضاش از فضای مغازه کلا جدا بود و میتونستی راحت استراحت کنی بدون اینکه مشتری دیدی داشته باشه ک اون قسمت شده بود اتاق شخصیم برا کارکردن روی خودم و فایلای رایگان هیچ مغازه ای تو اون خیابون اونطوری نبود…..

    استاد همش همزمانی بود از هفته قبلش یکی ب من بگه مغازه بگیریم باهم بعد من یهو ب دلم بیفته ک بعد چند سال برا مامانم مغازه بگیریم بعد مامانم به محض تموم شدن قرارداد پشیمون بشه بعد اون مستاجر قبلیه داشت دعا دعا میکرد یکی مغازه رو بگیره و اون بره تمام این شرایط و خدا برام جور کرد ک من فقط تنها باشم و ب خودم و حالم فک کنم و از سایت استفاده کنم….و استاد همونجا ب اندازه ی کل سالای عمرم خودمو شناختم مسیرمو کلا عوض کردم فهمیدم ک عزت نفسم باید درست بشه کلی رشد کردم تو اون یه سالی ک مغازه بودم ب اندازه کل عمرم….

    و بماند ک هدایتهای دیگه ای شدم

    عاشقتونم😘

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای: