مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» - صفحه 39 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»246MB24 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»22MB24 دقیقه













سلام بر استاد عزیز
سلام بر دوستان خوب خودم
فایل های مصاحبه با استاد خیلی عالی است
بدون شک آگاهی های من را چند برابر می کند
حس و حال خوبی را دارد
نکته مهمی که در این فایل یاد گرفتم این بود که
تسلیم باشم در برابر دستورات خداوند
وقتی خودم را به او می سپارم دیگر باید خیالم راحت باشد
من وقتی که تسلیم باشم خودم را در آغوش خدای مهربان رها می کنم و دیگر ترس ندارم
و نکته زیبای آن اینجا است که هر چه بیشتر تسلیم باشم آرامش بیشتری در زندگی خود و در درون خودم خواهم داشت
که برای این کار باید من برای ذهن خودم این را منطقی کنم و با دیدن الگوها و نشان دادن افرادی که با تسلیم بودن در برابر خداوند به آرامش رسیده اند این مهم برای ذهن منطقی بشود
یادم باشد هیچ اجباری در این جهان وجود ندارد و هر زمان ناچار بودم از کسی تقاضای کنم و یا کسی برای من کاری کند باید به خودم بنگرم که ببینم چه طرز تفکری در درون من است که من باید به این شخص باج بدهم
به داشتن یک نگاه و باور توحیدی به خدای خودم همیشه این ایمان و یان قوت قلب را در خودم بسازم که او همیشه در کنار من است و با داشتن او من بی شک قدرتمندترین خواهم بود
یادم باشد که خداوند بی نهایت دست دارد برای کمک کردن به من
دوم اینکه تضاد و چالش های زندگی من همگی برای بزرگ تر شدن من هست و من باید ببینم چگونه می توانم این چالش را حل کنم و به خودم این را نشان بدهم که می توانم و موفق خواهم شد
ممنونم استا عزیز بخاطر این فایل پر از نکته و پر از درس
سپاس از خدای فراوانی ها
سلام استاد مهربونم سلام مریم جان درود برتک تک دوستانم .
عاشقتونم استادکه همیشه میگید یه حسی’گفت بیام جلو دوربین افرین چقدرواقعاانرژی گرفتم .
استاد ازاینکه انقدرخودتون نسبت به فایلها و آگاهیهاتون حساس هستید و بافیلتر خاص خودتون اونارو دراختیار ما سخاوتمندانه قرارمیدید ازتون سپاسگزاری میکنم منم ازشما اموختم که تکرارکنم بارها وبارها چون شک ندارم اسراری پنهان دراین تکرار وجود دارد .
چقدرخوب که خودتون وسبک شخصیتون رو واضح توضیح دادین من یه کم از دیدگاههای بچه ها روخوندم هم موافق بودن وهم مخالف خواستم نظرخودمو بگم اینوبا تمام وجودم بعدازنیم قرن زندگی میگم که ای کاش این افکاروآگاهیهاراسالهاپیش داشتم و مطمئنم که سرنوشت دیگری واسه خودم رقم میزدم .واقعا آخه چراهمون راه پدرومادرهامو نو ادامه دادیم چراهیچوقت ازخودم نپرسیدم که ممکنه راه دیگری’هم وجود داشته بِاشه چرابه من گفته شد باچادرسفید میری خونه بخت باکفن برگرد ومنم به خیال خودم درست ترین کاراینه خدای من چه باورهای مسخره و پوچی خدایاشکرت که الان اینجاهستم .
چی بگم استادعزیزم هر ثانیه ی این فایل هم مثه فایلهای قبلی پراز درس و نکات گوهرباره وبه قول فرمایش شما بعضیها چون تومداراون چیزنیستن درک نمیکنن وخیلی خوشم اومدکه گفتید نظرهیچکس واسه شما مهم نبوده ونیست ونخواهدبود .منم باید یادبگیرم لایق شاگردشمابودن باشم و کاری رو که میدونم درسته رو انجام بدم و سعی کنم نظروحرف بقیه رو فقط بشنوم و چقدرخوب گفتیدکه هیچکسو توذهنمون انقدربزرگ نکنیم و تنها روی خداحساب کنیم این صحبتها ماله انسانهای عادی نیست .
استادجانم چقدرخوب با مایک عزیزم برخوردکردید کاملا منطقی حق انتخاب روبه خودش دادید دوستتون دارم بااین نگاه قشنگتون .
شما روح بزرگی دارید چون به شایستگی باقوانین زندگی میکنید ای کاش یادبگیریم منصف باشیم درمورد همه چیز مثلا همینجا شما باوجوداینکه ازهمسرتون جداشدین صحبتی روازشما نشنیدم که بخواین ایشونوتخریب کنید یا مقصربدونید کاری رو که شاید 90 درصد بعدازجدایی انجام میدن درس بزرگیه همین احترام گذاشتن به سلایق طرف مقابل .
درمورد این زندگی وسبک شخصیتون من کاملا موافق این موضوع هستم و بنظرم اون امضا وتعهد محضر کاغذ باطلی بیش نیست وهیچ ضمانتی واسه محکم شدن زندگی ورابطه نیست اینا همش باورها وسنتهای اجدادمان بوده که بی چون وچرا پذیرفتیم ومن خودم یکی ازقربانیان همین سنتهای پوچم که خیلی اذیت شدم وخداروشکر اینجاهستم که هر روز به اموزشهام ادامه بدم بدون وابستگی .من حتی دیگه به فرزندانم هم سخت نمیگیرم استاد جان انگارشماتواین فایل بامن صحبت میکردین اونجاکه گفتید ازمادرتون بارهاخواستید که جدابشن کاش این حرفهارو سالها پیش میشنیدم تا نخوام به اصطلاح بافداکاریهام بخاطر بچه ها وحفظ زندگی و قطعا حرفهای بقیه شجاعت داشتم و تصمیم بهتری میگرفتم استاد جان اعتراف میکنم که اشتباه کردم که تحمل کردم البته الان میفهمم که اسمش نمیتونه تحمل کردن باشه من خودمو دوست نداشتم چقدرخوشحالم که حداقل دیگه اون افکار وسنتهای بی پایه واساس رو ندارم من شجاعت نداشتم من شرک های زیادی داشتم من ازهمسرم بت بزرگی ساختم و کاملا مسئولیت همه چیزو قبول میکنم واسه همینم این فایل خیلی به دلم نشست ممنونم استاد .بیاییم یادبگیریم به عقاید وسلیقه های یکدیگر فقط احترام بزاریم وهیچکسو قضاوت نکنیم دوستتون دارم وممنونم که با چشمهای قشنگتون متن منو خوندین.
با سلام خدمت استاد عزیزم
خداروشکر برای زندگی بینظیرتون کنار خانم شایسته عزیز
اینکه هر روز که میگذره شما زندگیتون جذابتر میشه اینکه بیشتر بهم دیگه عشق میدید
در رابطه با این فایل اینکه روی خدا حساب باز کن استاد جان من خیلی تمرین کردم و میکنم که فقط خداست من تنها خدارو میپرستم و فقط و فقط از خدا یاری میخوام
نتیجه خیلی خوبی گرفتم اینکه درگیری های ذهنی خیلی کمتر شده اینکه مقاومتهام اومده پایین تر و خودش باعث جریان نعمت شده
اینکه خیلی تغییرات ایجاد کردم برای دل خودم کارام انجام میدم نه اینکه کسی چی دوست داره یا نداره من زندگی خودم دارم و دخالتی تو زندگی کسی ندارم و این موضوع زمانی برای من صورت گرفت که رفته رفته راجع به زندگی دیگران نظری ندادم و حتی تو خلوت خودمم هم قضاوت کردن دیگران کم و کمتر کردم
من این قانون خوب فهمیدم اگه میخوای قضاوت دیگران برات مهم نباشه یا کسی جرات نداشته باشه دخالتی تو زندگیت بکنه تنها راهش اینه کسی قضاوت نکنم و اینکه دخالتی تو زندگی دیگران نداشته باشم
بر اساس کتاب رویا فصل پنجم و ششم اومدم تمرین قضاوت و رفتن تو دل ترس ها انجام دادم و نتایج عالی اومد و زندگی خودم انجام میدم کاری ندارم چی کار کنم که تایید دیگران بگیرم اینکه خودم خودم خودم مهمم من که قصد اسیب رسوندن به کسی ندارم من قصد دارم خودم اسیب نبینم
اینکه استاد رابطه من و همسرم هم عالیتر شده از زمانی که به خاطر حرف خانواده هامون کاری نکردیم ما کار درست از نگاه خودمون انجام دادیم حتی اگه نتیجه خوبی هم نمیداد دیگه مطمین بودیم خودمون بودیم پس بیایم فرکانسمون بهتر کنیم که باعث رشدمون شد ولی تا زمانی که خانواده ها رومون سلطه داشتن چیزی جز تحمل نبود
ما برای عزیزانمون ارزش قائلیم ولی زندگی دو نفره ما خط قرمز ماست و خیلی جاها هم تو کار همدیگه هم دخالت نمیکنیم ما اومدیم این زندگی جذاب تر کنیم نه اینکه نقش ارباب و رعیت بازی کنیم
فقط میتونم خداروشکر کنم بابت اینکه روز به روز دارم روی خودم کار میکنم تا میتونم کارایی که انجام میدم ببینم به خاطر خودمه یا دیگران اگه ریشه انجامش به خاطر خودمه انجام بدم
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به تک تک دوستانم
استاد جانم، من این فایل رو حدود یکسال قبل گوش داده بودم انموقعه هنوز رسما از همسرم جدا نشده بودم ولی جدا از هم زندگی میکردیم، وقتی این فایلتون رو گوش کردم یادمه دانلودش کردم چندبار دیگه هم گوش کردم واون تایم احساسم این بود که من چون از حرف مردم می ترسم، چون ازدواج دومم هست، چون همسرم رو دوست دارم و ترس از دست دادنش رو داشتم،ترس اینکه بهم خیانت کنه، حالا دقیقا توی چنین شرایطی قرار گرفتم که به مشکل بخوریم وایشون خونه رو ترک کنه وبره بهم خیانت کنه و…
تا من بتونم روی تمام این ترسهام پا بذارم ، تا قوی بشم ودست بردارم از ترس در مورد قضاوت دیگران، ترس تنها شدن، ترس بی ارزشی وخود کم بینی وناکافی بودن، ترس اینکه کسی جای منو بگیره، ترس از اینده و ابرو و سرزنش خانواده و کلی ترس دیگه…..
وقتی این فایل پراز اگاهی رو گوش کردم صداتون توی وجودم شروع کرد به طنین انداختن، بسه دیگه تمومش کن، چندسال دیگه می تونی با این روش ادامه بدی؟ تا کی می تونی با این وابستگی ها وترسها وتردیدها و شرکها زندگی کنی؟
صدای شما بود، همه جابود، بهم میگفت باخودت صادق باش، تو هیچوقت این مرد واین زندگی رو نمیخوای، تو فقط از حرف مردم میترسی، تو عشقی نسبت به این مرد نداری وقتی چندین بار دست روت بلند کرده، ترکت کرده، وباز اومده وباز رفته وبهت خیانت کرده، تو فقط میترسی که دیگران بگن حتما تو مقصر بودی، توباعث شدی که شوهرت بره، یا حتما کاری کردی که کتکت زده، یا حتما کمبودی داشته که خیانت کرده!!!
من یه روز تمام با صدای شما روزم رو به شب رسوندم، اخرشب یادمه نشستم وهرچی شنیدم و حس کردم و باور کردم از این فایل واز زندگیم واحساساتم نوشتم، در نهایت دیدم یه لیست دستمه که نوشتم فواید ادمه رابطه با این مرد و ضرر وزیان ادامه زندگی با این مرد برای من چیه؟ رو بروم بود…
میدونم باورتون میشه، چی بود نتیجه، فواید هیچی…ضرر بالای 15و16 تا….
وقتی آدمی مثل من الگوش یه آدم توحیدی و یکتاپرست وموفق هست، کار براش خیلی آسونتره تا کسیکه نمیدونه به احساساتش توجه کنه؟ یا به صدای ذهنش ، یا صدای قلبش، یا ترسهاش، یا مشاور، یا خانواده و….تابتونه یه تصمیم درست بگیره….
ولی برای من همه چیز مثل روز روشن بود، ومن چون به خودم قول داده بودم هرچی شما میگید گوش کنم، وچون واقعا خیلی جاها نتیجه گرفته بودم از عمل به قوانینی که ازشما یادگرفته بودم، حجت برمن تمام شد وبرای همیشه تصمیم گرفتم قید این مرد رو بزنم ولو به قیمت بخشیدن مهریه وحق وحقوقی که توی عقدنامه به نفع من امضاء شده بود…
چون من دیگه واقعا مینای سابق نبودم، چون آگاه شده بودم، آگاه به احساساتم به عواطفم به افکارم وبه خواسته هام، دلم نمیخواست بیشتر از این تاوان پس بدم ودوتا بچه بی گناه هم این وسط پای حماقت ما دوتا بسوزن، به قول شما و اونچه که به تجربه ثابت شده توی دعواهای بین زن وشوهری، اگه طلاق اتفاق بیفته واقعا بچه ها آسیب کمتری می بینن تا همش تو بحث ودعوا باشن…
من تصمیم رو گرفتم وعملی هم کردم،امااااا الان که حدود یکسال از اون ماجراها گذشته من هنوز هم از روبرو شدن با فامیل واهمه دارم، یه جورایی هنوز نتونستم ترس از قضاوت رو توی خودم از بین ببرم، با اینکه همه جوره مطمعنم که بهترین تصمیم رو گرفتم، به خاطر شرایط مجبور بودم، واصلا قضاوت دیگران نباید برام مهم باشه، و به قول شما خیلی شهامت میخواد زنده از قضاوت دیگران بیرون اومدن، برای همین تصمیم گرفتم تا زمانیکه این ترس رو رها نکردم با فامیل رو در رو نشم، واقعا خیلی سخته بگی من یه چیزی رو باور دارم وقبولش کردم ولی بخوای به اجراش در بیاری نتونی!!!
منکه میدونم وقتی اون وابستگی رو کنار گذاشتم چقدر رشد کردم، منکه میدونم وقتی همسرم رو بخشیدم چقدر رشد کردم، منکه میدونم چقدر به خداوند نزدیک شدم وچقدر از لحاظ روحانی ومعنوی رشد کردم وبزرگ شدم، منکه میدونم چه درهای نعمت ورحمتی بعد پشت سر گذاشتن اون درد ورنج نسیبم شده، منکه میدونم این درس بزرگی بود توی زندگیم که باید پاسش میکردم، منکه میدونم به قول شما کسی تعهد نداده زن وشوهرهای عقدی ورسمی تا ابد کنارهم باشن وامکان داره هر لحظه مرگ اونهارو از هم دور کنه وطلاق وجدایی که بدتر از مرگ نیست، منکه میدونم از دید جهان وخداوند اصلا این چیزها معنی نداره ، واین نمادها واسمهاو رسم ورسومهای دنیایی اصلا جزء اصل نیست واصل اینه که بیای توی این دنیا با هرآنچه که داری ودر اختیارت هست خوش باشی و اگه ازت گرفته شد براثر ناشکری، ویا از دستت رفت وبهترش اومد، فقط مشاهده گر باشی وتوی هیچ چیز گیرنکنی ، وبهش نچسبی…
من اینهارو نه تنها میدونم بلکه با تک تک سلولهای وجودم درکشون میکنم وباور ویقین دارم بهشون…
ولی اگه هنوز ترس از قضاوت شدن دارم معلومه که در این بخش نمی تونم توحیدی عمل کنم با اینکه خانواده و فامیل همیشه گفتن ومیگن مینا همه چیز تمومه، وخدا همیشه هواشو داره، حتما برای خودش وپسرش این بهترین مسیر بوده، وبه گوشم رسیده ، ولی نمیدونم چرا توی این مورد فقط حرف میزنم ولی عملکرد نمی تونم داشته باشم…
اینکه اصلا چه اهمیتی داره کسی منو تایید کنه یا نکنه، کسی حق رو به من بده یانده…
به قول شما بعد جدایی ما با اونهمه ترسیکه جفتمون داشتیم ولی انگاری هیچ اتفاق خاصی هم نیفتاده وهر کدوم داریم زندگیمون رو می کنیم حالا بد یا خوب، منکه میدونم برای منو پسرم خیلی این جدایی خوب بوده و رشدمون داده وکلی بزرگ شدیم ودرس گرفتیم…
استاد جان خودتون میدونید اینها همه تکامل میخواد…
ومن امیدوارم بتونم بزودی براین ترس قضاوت شدن از طرف دیگران در مورد جداییم غلبه کنم …
وهمونطور که قطع وابستگی کردم، از نو شروع کردم قویتر از قبل وارد کسب وکار شدم، هدفهامو دنبال کردمو ومیکنم ونتایجش به وضوح توی زندگیم مشهوده و راضی وپر روزی وسلامت وشاد و البته در ارامش هستم،یعنی من به زندگی عادی برگشتم واین برام جای شکر وسپاسگزاری داره…
اصلا انگاری حاصل وبرکت این ازدواج و جدایی 3و4 ساله، این بوده که من به این درک از جهان هستی وخداوند برسم، همینقدر به خداوند نزدیک بشم و از همه ی جهان حتی از پسرم که انقدر وابستش بودم قطع وابستگی کنم …
انگار متولد شدم دوباره، و هر روز خدارو شکر میکنم واگه برگردم به گذشته باز همین مسیر رو انتخاب میکنم وهمون ادم رو…
کسیکه انگاری مامورییت داشت بیاد با یه پکیج کامل از تضادها، بزنه تارو پود منو از هم پاره کنه، باورهای من دستخوش تغییر بشن و دوباره خداوند با باورهای قشنگ و حقیقی جان وروح و وجودم رو بهم ببافه و منو از نو بسازه….
به قول یکی از خاله هام، که روزی صدبار میگه، خدایا داده ونداده ات رو شکر….
منم باید بگم،خدایا خوبم نعمتهای، داده ونداده و پس گرفته و بخشیده ات رو شکر
سلام سیده جان بهت تبریک میگم ک تونستی تصمیم اساسی در زندگیت بگیری و قدم بزرگی برداشتی ک باوجود ترس از قضاوت دیگران بازم توانایی عمل کردن ب خواستت ک جدایی بوده داشتی و چ بسا هستند افرادی ک همچنان ب روابط خودشون ادامه میدن و وابستگی جلوی رشد و حرکتشونو میگیره مثل خودم ک هنوز ب اون شهامت و شجاعت نرسیدم و دارم زندگی میکنم البته ب امید و ایمانی ک روزی همسرم قدردان من باشه و توی کلاس استاد تغییر کنه و زندگیمون بهشتی بشه..
برات بهترینهارو آرزو میکنم
هرجاهستی شادسالم ثروتمندوسعادتمند درپناه خداوندباشی..
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به شما دوست عزیزم،
ممنون از لطفتون بانو جان، کلا طلاق وجدایی های عاطفی خیلی سخته ، خیلی درد داره، من همه کاری کردم، خدا شاهده، ولی نشد، حتما خواست خدا همین بوده، چون من 180 درجه که چه عرض کنم هزار درجه تغییر کردم، کلا یه آدم دیگه شدم، واین ازدواج وطلاق وجدایی به ظاهر بد،برام خیر داشت، به قیمت شناخت خداوند، قیمت شناخت خودم..
انگار از فرش به عرش رسیدم، وقتی بهش اون شخصییت قبلم فکر میکنم خدارو شکر میکنم که این ازدواج و طلاق توی مسیر زندگیم اتفاق افتاد تا توحیدی بشم، یکتاپرست بشم، واینها شعار نیست بخدا، عین حقیقته، من خیلی تو درو دیوار بودم، خوشحالم که بیدار شدم هوشیار شدم…
انشالله که اونچه که بهترینه براتون رقم بخوره، انشالله که انقدر شما تغییرات مثبت داشته باشید که همسرتون هم توسط تغییرات مثبت شما، توسط قانون برانگیختگی، به امید خدا در مسیر خیر قرار بگیرند وتا اخرعمر در کنار هم به خیرو خوشی زندگی کنید…
انشالله
روز 55 از سفرنامه
هر زمان روی هرچیزی و هرکسی حساب باز می کنم دقیقا از طرف همان موضوع آسیب زیادی می بینم
این فایل پر از نکته و نکات توحیدی بود.
روی هیچکس حساب باز نکن
چه فایلی بود چه نکاتی ازش یاد گرفتم
یاد گرفتم حتی روی خودم و توانایی هایش حتی حساب باز نکنم چه برسد به دیگران.
خدایا در مسیری قرار بده که فقط روی خودت حساب کنم فقط خودت.
چه آرامشی دارد رسیدن به این جایگاه
از زمانی که تو سایت هستم اولین اتفاقی که برام افتاد بهتر شدن روابطم با همسرم بود.قبلا فکمی کردم از این بهتر نمیشه و الان هر روز داره بهتر میشه
به آرامشی رسیدم که حتی قبلاً تصورش هم نمی کردم
از روزی که وابستگیمبه همسرم کمشد رابطه ما بهتر شده به خصوص وابستگی روحی
زندگی عالی داریم وو هر روز دارم روی خودم بیشتر کار می کنم تا بیشتر رشد کنم بیشتر درآمد داشته باشم بیشتر به خودم برسم و جالب اینه که همسرم دقیقا همراه من هست
داشتم امروز برای یکی از دوستانم از نتایج این سایت در مورد روابطم می گفتم
و الان دوست دارم با تمام دوستانم به اشتراک بذارم
به دلیل شغل همسرم با مجبور بودیم تا دیر وقت بعضاً تا ساعت 3شب بیدار باشیم و این دیر خوابیدن باعث می شد من نتونم به خوبی سرکار برم و مدتی حتی سرکار نرفتم و به خاطر همین درامدم خیلی کم شده بود
همیشه دوست داشتم یه روزی بشه که شب زود بخوابیم تا بتونم روز زودتر بیدار بشم تا تمرکز بیشتر روی کارم بذارم
و درکنار تعجب این اتفاق افتاد و همسرم الان تاکید داره که شب ساعت 10 بخوابیم
خدای من مگه میشه این اتفاق بیفته و خدا روشکر الان یک ماهی هست این اتفاق افتاده ومن خیلی در طی روز حالم خوبه و می توانم همه کارهاموانجام بدم.
از نتایج در روابطم بخوام بگم خیلی زیاده.
منم یاد گرفتم که اگه یه روزی همسرم یکم رفتارش بد میشه به خودم بگم من چه فکری چه باوری چه فرکانسی فرستادم که این اتفاق در دنیای واقعی رخ داده .اینجوری سریع خالم خوب میشه وهمسرم هم زودتر آروم میشه
استاد جان هر فایل تون پر از نکته های زیادیه ،اللن این موارد رودرک کردم و مطمئنم چند وقت دیگه نکات بیشتری از این فایل و همه فایل ها یاد می گیرم و درک می کنم
سلام استاد عزیز
سلام دوستان خودم
هر زمان که استاد فایل مصاحبه با دوستان را روی سایت می گذارند برای من واقعا درس های آموزنده دارد
هر چه بیشتر روی خودم کار می کنم و بیشتر صحبت های استاد را گوش می دهم واقعا درس ها و نکته های تازه ای یاد می گیرم
یک درس عالی که اکنون یاد گرفتم این بود که در زندگی خودم از هیچ کس بت نسازم
همیشه هر کس را همان جور که است دوست داشته باشم
هرگز کسی را در زندگی خودم آنقدر بزرگ نکنم که اگر کاری خلاف آنچه که من در ذهن خودم دارم برایم رخ داد ناراحت نشوم و بهم نریزم
دوم اینکه همیشه دنبال نکات مثبت افراد پیرامون خودم باشم
نکات مثبت آنها را ببینم و در زندگی خودم بکار ببندم
همیشه دنبال بهتر شدن خودم باشم
یاد بگیرم که روی هیچکس و هیچ چیز جز خدای خودم حساب باز نکنم
همیشه دنبال این باشم که با سرچشمه و با مبدا رابطه برقرار کنم و این برای من فوق العاده است
این نگاه توحیدی را همیشه برای خودم الگو قرار بدهم
روی هیچ چیز و هیچ کس جز خدای خودم حساب باز نکنم
هر وقت این کار را عملی کنم آنوقت دیگران و اطرافیان من دستهای خداوند روی زمین می شوند تا کار من را رواج بدهند و به من کمک کنند بدون آنکه من از آنها بخواهم
این یعنی روی خدای خودم حساب باز کردن
با او همراه شدن
به او دل بستن
به او توکل کردن
با او دست در دست شدن
وقتی که من اینگونه رفتار کنم آرامش در زندگی من همیشگی خواهد بود
خدای من دوستت دارم و هر زمان که روی تو حساب باز کردم و هر زمان که از تو کمک خواستم من موفق ترین و پیروزترین و شادترین خواهم بود
خدای من دوستت دارم
یاد بگیرم بخاطر کسی کاری را انجام ندهم و فقط بخاطر خودم و برای خودم کار انجام بدهم و مشغول به خودم و خدای خودم باشم
یک درس عالی دیگر جوری زندگی کنم که حال خوب من محتاج به بودن و وجود دیگری نباشد
این درس بسیار عالی و نکته فوق العاده ای برای من بود
هر چه بیشتر روی خودم و باورهای خودم کار کنم من به جاهایی خواهم رسید که آرزوی خیلی ها خواهد بود
زمانی که من باورها و افکار من در جهت خواسته های خودم باشد من همان می شوم که همیشه در رویاهای خودم داشتم
ممنونم استاد عزیز
سپاس از خدای زیبایی ها
سپاس از خدای توانمند خودم
سپاس از خدای فراوانی ها
بنام خدای مهربان تنها قدرت جهان.
افوض امری الی الله انالله بصیر بالعباد
تسلیم یعنی تکیه به یه قدرت برتر یه قدرت مطلق رب فرمانروای کل کیهان
تسلیم یعنی ایمان به خدایی که به قدری بزرگ ومهربونه به قدرتی که شنوای داناست .که میگه بنده من نگران نباش واز هیچی نترس من با تو هستم.من در وجود تو هستم من به تو کمک میکنم هدایتت میکنم.من تو را تنها نمیزارم.
روی خدای حساب کن که با اون بودن زندگیت گلستان میشه.همونجوری که زندگی استادعباس منش را گلستان کرده که تو ببینی وباور کنی که چه قدرتی داره.که چطوراز فرش به عرش میمیبرتت.
خدایی که برات دست میشه وبه کمکت میاد
برات عشق میشه به زندگیت میاد
برات ثروت میشه که نتونی بشمری
برات آدم درست میشه میاد به زندگیت
برات سلامتی میشه که از زندگیت لذت ببری
حتی برات خنده های از ته دل میشه
گریه های از سر شوق میشه
آرامش وحس خوب میشه که تو را از تمام آدمای دور وبرت مستثنی میکنه.
چقد این خدای من مهربونه و قدرتمنده اگه بهش ایمان بیاری وخودتو بهش بسپاری.
خدایا من تنها تو را میپرستم وتنها از تو یاری میجویم.
به نام الله هدایتگر
سلام دوستان
ردپای من درفایل157سفرنامه
اومدن من وهدایت شدن من به این سایت اللهی به خاطرتضادهای زیادی بودکه درزندگیم داشتم ازمسایل مالی وروابط واحساس بدی که داشتم وهمین تضادهاباعث شدکه دنبال رشدوپیشرفت باشم وکم کم هدایت شدم به سایت استادعزیزم
وهروزارامشم بیشترشدونشانه تسلیم بودن ارامشه واحساس خوبه توکله شادیه
تسلیم بودن یعنی این که اجازه بدم که خداوندماروهدایت کنه ومن به ابن نیروایمان دارم که منوبه خواسته هام میرسونه ومن روبه شرایط بهترهدایت میکنه وقتی حالت خوبه یعنی به خداونداعتمادداری ونگران نیستی ومیدونی که اون کارهای توروانجام میده
تسلیم بودن یعنی این که 1064رورتوسایت باشی وادامه بدی مسبررو وروی خودت کارکنی وبدونی که نتایج میادوزندگیت متحول میشه وبه همه خواسته هات میرسی
تسلیم بودن یعنی وابسطه نبودن به دیگران وفقط توکل کردن به خداوندوباج ندادن
وچالش هاوتضادهاباعث میشن که تورشدکنی وخوشحال باش که اگرتضادوچالشی درزندگیت هست این اومده که تواون مسائل روحل کنی وبزرگ تربشی واعتمادبه نفست بالاتربره وثروتمندبشی وجهان روگسترش بدی وتوانایی حل مسائلت بالاتربره
وابنوبدون که خداوندکمکت میکنه وباحل مسائل زندگیت درهای نعمت وثروت به روی توبازخواهدشد
خدایاازت میخوام که فقط به تووابسطه باشم وبه هیچ کس باج ندم چون هروقت باج دادم ضربه خوردم
خدایاازت میخوام که ایمان وتوکل من ببشتربشه
خدایاازت میخوام که الهامات قلبی روبهتردرک کنم ومتوجه شوم
شادوموفق باشید
1403/6/9
روز55
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به استاد ومریم عزیزودوستان گل
خدایاشکرت بخاطر یک روز بی نظیر دیگه
واقعا چقدر باورهای اشتباهی توی زندگیمون هست که فکرمیکنیم طرف مقابل وظیفه اش هست که برای ما فلان کار و بکنه انگاری وقتی فکرمیکنیم طرف وظیفه داره ما ازش متوقع میشیم و اگر به وظیفه اش عمل نکنه ما منقلب و ناراحت میشیم .چقدر من توی رابطه عاطفی دچار این اشتباه شدم و همیشه متوقع بودم چون میگفتم باید به وظیفه اش عمل کنه ویا حتی اگر خودم یکاری میکردم توقع داشتم درمقابلش برام کاری کنه و چقدر این باور مسموم هست و آرامش و لذت و از زندگی آدم صلب میکنه خدایاشکرت که دارم روی خودم کارمیکنم خدایا شکرت که فقط ازخودت همه چیز و میخوام و فقط روی تو حساب میکنم و ازهیچ کسی هیچ توقع و انتظاری ندارم
درود بر استاد عزیزم که باز هم دستی از طرف خداوند شدید و زمانی که احساس کردید لازمه جلوی دوربین اومدید و صحبت کردید
بسیار لذت بردم و با اینکه اوایلش کمی مقاومت داشتم اما نشستم با دقت تا آخرش گوش کردم و دیدم که چقدر منطقی هست حرفاتون و اون اصل که رهایی و بی نیازی و وابسته نبودن هست رو درک کردم که یکی از عاملان اصلی زندگی فوق العاده ای هست که دارید و در تجربیات من هم بارها شده این رهایی و بی نیازی از آدم ها و آرامشی که به همراه داره به شدت روابط من رو بهتر کنه حتی بهتر راه برم و رفتار کنم!!!و برعکس روزی نشده که من نگران و وابسته باشم و نگران نظر دیگران باشم اما بتونم خوب هم ارتباط بگیرم!!!
انگار که هرچی از بنده خدا بینیاز تر میشوی و نیازمند خدا میشوی بندگان خدا هم عاشقت میشوند(به بهانه اینکه بندگان خدا عاشقت میشوند سعی نکنید سراغ عاشق خدا بودن بروید که به قول استاد دارید خودتان را گول میزنید)
نمیدونم چطور تشکر کنم اما همین نکات تاثیرات به شدت فوق العاده ای داره روی زندگی اگر که بهشون عمل بشه
دمتون گرم استاد