مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» - صفحه 37 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    246MB
    24 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    22MB
    24 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1663 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    کورش Kourosh گفته:
    مدت عضویت: 2910 روز

    استاد، من همیشه از کودکی راجع به زندگی افراد موفق مورد علاقه ام (برخی از هنرپیشه ها، ورزشکاران، و خوانندگان) تحقیق می کردم. اخیراً یکی از خواسته های من، دونستن مسائل مربوط به زندگی شخصی شما بوده که خوشبختانه شما در فایل های اخیر صادقانه و صمیمانه بیان کردید. اینکه اصیلت تون چیه، در کجا بزرگ شده اید، روابط تون با پدر تون چگونه بوده، در بندر عباس چگونه با همسر سابق تون زندگی می کردید و بعد چگونه از ایشون طلاق گرفتید (که البته فکر می کنم، ایشون زمانیکه شما با برادرشون سر بدهی هفتاد و پنج میلیون تومانی به مشکل خورده بودید، ایشون ایمان شون رو، نسبت به خدای درون شما از دست دادند و تصمیم به جدایی گرفتن) … بهرحال من همیشه کوشش و پشتکار و جدّیت شما رو ستوده ام و خیلی خوشحالم که الان هزار برابر در رابطه عاطفی تان با پارتنر تون، شاد تر و شاداب تر هستید. از اینکه به من این فرصت رو، دادید که بیشتر شما رو، بشناسم و با دیدگاه فکری تون و شیوهٔ تفکر و نگرش تون نسبت به جهان هستی، شیوه شاد زیستن و شاکر بودن در زندگی، و ارتباط نزدیک تون با خالق یگانه، بیشتر آشنا بشم، بینهایت سپاسگزارم ?? الان بیشتر از پیش شما رو، صمیمانه دوست دارم و شخصیت باحالی دارید. ضمناً ساعت ها به حرف آخر تون می خندیدم ??? اینکه به منتقدین که نسبت به نحوهٔ رابطه شخصی تون با پارتنر تون، اعتراض کرده بودن، گفتید: «نظرات شما برام به اندازهٔ یک ارزن هم، نمی ارزه» ????????? این تیکه تون، عالی بود استاد، عالی ????????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    زهرا شفیعی گفته:
    مدت عضویت: 3088 روز

    سلام به استاد عزیزم ودوستان پر انرژی

    ممنون از شما اقای خوشبخت

    دیدم دوستان از نماز خوندن وحس خوب نداشتن موقع نماز خوندن دارند رو با ی تجربه از خودم بهتون بگم

    ی استادی میگفت نمازتون رو با لبخند وبا حالت ناز دادن به خدا بخونید منم از وقتی که این کار رو میکنم خیلی موقع نماز خوندن حس خوبی بهم دست میده .چون قبلا هم منم مثل خیلی از دوستان حس خوبی موقع نماز نداشتم ولی از وقتی که یاد گرفتم به این شکل نماز بخونم ویاد گرفتم که کلمات نماز خیلی قدرتمند برای پاکسازی به این شکل حس خوبی بهم دست میده

    دوست داشتید امتحانش کنید .

    خواستم حس خوبم رو هم با شما به اشتراک بزارم

    دوستتون دارم .

    ممنونم از شما استاد بینظیر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    Mostafa_PourAzar گفته:
    مدت عضویت: 2813 روز

    سلام و درود به همه دوستان عزیز هم فرکانسی. داستان‌ زندگیم رو مینویسم براتون امیدوارم براتون مفید باشه،چون الان با آگاهی‌ای که به لطف پروردگار پیدا کردم خیلی برام عجیبه، فردی مذهبی بودم تا حدود سن بیست سالگی، هیجده سالگی ازدواج کردم. تو سن بیست که رسیدم اون زمان آگاهی در مورد باورها نداشتم و زندگیم بسیار سخت و طاقت فرسا شده بود و همیشه مشکلات رو گردن کشور و رهبر و دولت و خانواده مینداختم، کم کم تو همین دوران بود که تقریبا بصورت کامل از درون، از دین و مذهبی که داریم در اومدم و دیگه خدایی رو که برامون تعریف کردن و تو ذهنمون ساختن رو قبول نداشتم.شاید به کفر مطلق هم رسیدم ، چرا؟بخاطر شرایط بسیار افتضاح اقتصادی‌ای که داشتیم ،یعنی فقری که درونش بودیم منو به هر مسیر فکری و رفتاری راهی کرد و من همچنان دلیل مشکلات رو بیرون از خودم میدیدم…بعد از مدت کوتاهی این جمله رو که نمیدونم از کجا میومد همیشه تکرار میکردم: خدایا من خدایی رو که برام تعریف کردن رو قبول ندارم،توی واقعی رو قبول دارم ، خودت کمکم کن.

    شرایط روحی خیلی بدی داشتیم به همراه همسرم افسرده واقعی بودیم.(حتی تا مرز خودکشی رفتیم ?) درآمدم خیلی کم بود و برکت نداشت.پوچی و بیهودگی کل وجودم رو گرفته بود، ولی همیشه سوالاتم بیشتر میشد از خدای واقعی ، با دعوا سوال میپرسیدم ، کجایی؟ چرا نمیبینیمون؟ این روند خیلی بد حدودا سه سال طول کشید ، تو این مدت اغلب اوقات حالمون بد بود تا اینکه بالاخره خداوند یه نشانه برام فرستاد تا هدایتم کنه،بنده‌ای رو که بهش کفر ورزیده بود ، بهش بی‌احترامی کرده بود ، ازش ناامید بود رو باز هم به حال خودش وانگذاشت(شکرت پروردگارا) .

    (سال ۹۲ ) نشانه کتابی بود که در فیس‌بوک به‌صورت کاملا تصادفی بهش برخوردم و یه حسی بهم گفت دانلودش کنم ، کتاب رو ذخیره کردم و تو مغازه مشغول خوندن شدم، نویسنده‌ی کتاب تماما از آیات قرآن و نشانه‌های قرآن صحبت کرده و تفسیر کرده و آنچنان جواب سؤالاتم رو خط به خط تو خودش داشت که تا ساعت دوازده شب خونه نرفتم ، در مغازه رو از تو بستم و فقط نشستم با ذوق و شوق کتاب رو از جون و دل مطالعه کردن. بله پروردگار مهربانم منو هدایت کرد بعد از گمراهی‌های فراوان. از همون زمان تا الان من با استفاده از اون کتابها از تعصبات مذهبی ذهنم رو پاک کردم و خداوند رو در لحظه‌لحظه‌های زندگیم جاری دیدم، آرامش درونی عجیبی دارم از اون زمان.افسردگی رخت بست و رفت، خنده به لبانم جاری شد، مسولیت تمام مشکلات زندگیم رو خودم به آغوش گرفتم ، روابط عالی رو تجربه کردم و همیشه برای شادی روح اون نویسنده مرحوم دعا میکنم با اینکه میدونستم و میدونم هرکسی مسئول تمام و کمال اعمال و افکار خودشه. متوجه شدم که وضعیت اقتصادیم باعث این شرایط نبوده بلکه ذهنیت و باورم نسبت به خداوند و خودم باعث اون شرایط بسیار وخیم روحی و احساسی من بوده، از لحاظ روح و ذهن به آرامشی شدید رسیدم به لطف خداوند که شاید کمتر کسی به‌ این احوال برسه با وجود شرایط مالی ضعیف. اوضاع مالیم تا همین سه یا چهار ماه پیش مناسب نبود تا اینکه چند شب پشت سرهم خوابم نمیبرد و از خداوند یه راهی میخواستم تا فقط همین مورد رو هم تو زندگیم بهش برسم و بالاخره باز هم نصف شب ساعتای ۴ بود که توی تلگرام با آقای ماهان تیموری آشنا شدم و فایل‌هاش همون شب در من انقلابی ایجاد کرد و با وجود شرایط مالی ضعیف با فروش طلای همسرم بسته هوش مالی ایشون رو خریدم تو دوره‌ی تخفیف. از پکیج استفاده کردیم ، ماه اول سطح انرژیمون تو خونه حداکثر بود، خداوند مهربان من رو مثل کوزه‌گری قهار اونقد چرخوند و با دستان توانمندش اونقد صیقل و شکل داد تا بعد از یکماه از خرید اون بسته تو شرکت محل کارم که کارگر هستم با یه نفر من رو آشنا کرد که کاملا هم فرکانس هستیم. حدودا شش سال اعتقاداتم رو درون خودم محفوظ داشتم و فقط همسرم از مدل اعتقادات من خبر داشت، خداوند مهربانم بعد از اون همه چرخوندن من شخصی رو تو مسیر زندگیم قرار داد که کاملا هم اعتقاد باهم بودیم و من تا الان که ۲۸ سالمه این اتفاق رو بهترین و بزرگترین اتفاق زندگیم میدونم چرا؟! چون ایشون حدودا یکسال و نیم از آموزه‌های استاد بزرگوارمون (آقای عباسمنش مهربان) استفاده کرده و به کل مسیر زندگیش عوض شده و بسیار با تجربه و یک نمونه زنده مقابلم هست که در عرض یکسال تو همون شرکت با حقوق ۱.۵ تونسته درآمدش رو سه برابر کنه و این دوست جدید من بعد از همصحبتی با هم هر روز در مسیر برگشت به خانه با سرویس یک فایل رایگان از استاد رو پخش میکردن و با هم گوش میکردیم و به خداوند بزرگ و مهربانم سوگند که از همان روز اول نتایج عجیب تو زندگیم شروع شده تا الان که حدودا دو ماهی میشه از آشنایی مجددم با استاد بزرگوارم(حدودا پنج سال پیش چندتا فایل از استاد رو گوش کرده بودم ولی چون مدارم اشتباه بوده درک نمیکردم صحبتهای ایشون رو) اولین فایلی که برام گذاشت قدرت کلام بود، روز بعد فایل قطب نمای درون یا همون احساسات رو پخش کرد که یکی از معجزاتش همون روز اتفاق افتاد؛ من یه جورایی به این رفیق جدیدم وابسته شده بودم و جالب بود که خداوند هم مارو تو شرکت کنار هم قرار داد،کلی حین کار با هم صحبت میکردیم و به هم دیگه انرژی میدادیم،تو خونه برای همسرم از ایشون هم زیاد تعریف میکردم.یک روز تو شرکت من رو میخواستن جابجا کنن به جای تقریبا سخت تری و اینکه از کنار رفیقم قرار بود دور بشم کنترل احساسات خودم رو شدیدا از دست دادم و خیلی عصبی شدم ، بیشتر بخاطر این بود که از کنار دوستم دور میشم و نمیتونیم با هم صحبت کنیم، دوستم بهم گفت اون فایل احساسات رو یادت بیار خودت رو کنترل کن ، آب از آب تکون نمیخوره اگر سریع حالت رو خوب کنی من دو ساعتی از درون ناآرام بودم. زمانی که نزدیک رفتن به خونه بود حالم رو واقعا خوب کردم و آروم شدم و تسلیم امر پروردگار شدم، تو سرویس فایل شرک رو پخش کرد و گوش کردیم و چقد جالب دستان خدا فایلهارو با رعایت سلسله مراتب برام پخش کرد چرا چون من دچار شرکی پنهان بودم و به دوستم وابسته شده بودم و خداوند خیلی سریع مسیر رو نشونم داد با آموزه‌های فوق‌العاده‌ی استاد و صدای دلنشین و قدرت کلام خارق‌العاده‌ش. جالبتر اینجا بود وقتی رسیدم خونه خانمم هق هق داشت گریه میکرد و دختر کوچولم هم بخاطر گریه‌های مامانش داشت گریه میکرد ، قضیه رو پرسیدم و خیلی جالب بود چون از درون آروم بودم و قانون رو یاد گرفته بودم خیلی تعجب آور عرض دو دقیقه آنچنان آرومشون کردم که خودمون متعجب شدیم، بعد خانمم یه داستانی رو برام تعریف کرد، گفت : امروز ساعتای یازده داشته به این فکر میکرده که مصطفی اینقد به رفیقش وابسته شده اتفاقی نیوفته مثلا جابجاش کنن بعد بخاطر اینکه ازش دور بشه به هم بریزه. وای خدای من دقیقا همون ساعت تو شرکت اومدن منو جابجا کنن و دقیقا منم بخاطر اینکه قرار بود از رفیقم جدا شم عصبی شدم خیلی. و چون من حدودا دو ساعت بسیار عصبی بودم بخاطر فکر خانمم که به واقعیت تبدیل شد ، دقیقا طی عصبانیت من یه اتفاق تو خونه واسه خانمم میفته و حدود یکساعت بکوب داشته گریه میکرده، و چون من خودم رو واقعا از درون آروم کردم و پی به گناه بزرگم بردم تونستم خیلی معجزه آسا همسرم و دخترمو آروم کنم عرض دو دقیقه. الله اکبر .

    نشانه‌ها فراوون شده تو زندگیمون، باور میکنید ۱.۵ میلیون به پکیج آقای ماهان تیموری پول دادم ولی اصلا ناراحت نیستم چون مسیر همین بوده و ایشون بدون شک از شاگردهای استاد هستن. و من الان شاگرد رو ول کردم به استاد چسبیدم، باورام نسبت به پول خیلی افتضاح بوده که با وجود آرامش درونی زیاد به پول نمیرسیدیم و از زمانی که در حال بهبودشون هستم تو همین ماه یه دویست‌هزارتومانی خیلی معجزه آسا برنده شدیم و این یه نشانه‌ست که باورامون در حال تغییره. خدایا شکرت.

    ممنونم که حوصله به خرج دادین و خوندین امیدوارم واستون مفید باشه . مطمئنم در پناه الله یکتا و مهربان شاد،سالم،خوشبخت،ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت هستیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    Mohamadreza گفته:
    مدت عضویت: 2427 روز

    سلام

    استاد جان عاشق طرز تفکرتون هستم احساس میکنم که تنها کسی هستید که تا به حال تو زندگیم دیدم که درست مثل من فکر میکنید همیشه از اینکه تفکرات من رو هیچ کس قبول نداشت احساس تنهایی میکردم ولی حالا میفهمم تفکرات ناب و ارزشمند چیزی نیستن که همه قبول داشته باشند همانطور که در یک کلاس درس یک نفر شاگرد اول میشود در نحوه فکر کردن هم یک درصد افراد به صورت ناب و اصیل فکر میکنن و به اصالت خودشون پی میبرند

    متاسفانه تو جامعه ما باورهای اشتباهی وجود داره که احساس میکنن لیاقت این رو ندارن که چیزهای خیلی باارزش رو خودشون بدست بیارن و به خاطر همین دست به دامن امامزاده ها و مقبره ها میشن تا انسانهایی که زیر خرمنها خاک مدفون شدن به دادشون برسه و بهشون بده

    خدارو شکر میکنم که قدرت تامل و تعقل رو در وجود ما قرار دادن تا گرفتار باورهای اشتباه نشیم

    زندگی زیباست چشمی باز کن

    گردشی در کوچه باغ راز کن

    زندگی زیباست ای زیبا پسند

    زیبه اندیشان به زیبایی رسند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    مژگان گفته:
    مدت عضویت: 2605 روز

    سلام به استاد موحدم سلام به مریم عزیزم و دوستان هم فرکانسم

    روز پنجاه و پنجم از سفر من

    درک من از این فایل:

    ✍🏻استاد شما توی همه فایل هاتون دارید فریاد میزنید که روی هیچکس جز خدا حساب نکنید،

    ولی ما تا محکم از کسایی که روشون حساب کردیم نخوریم به حرف شما نمیرسیم.

    استاد مشکل ما اینه اگه از یه نفر قطع امید کنیم و بفهمیم که نباید روش حساب میکردیم،

    میریم سراغ یه نفر دیگه و بازم شرک و شرک

    در حالی که باید به خدا رسید تا بقیه روابطت عالی بشه

    ✍🏻استاد من روی روابطم خیلی حساب میکردم با اینکه داشتم روی خودمم کار میکردم ولی اون چیزی که میخواستم نشد،

    بالاخره اومدم تصمیم گرفتم به حرف های شما توی فایل اجرای توکل در عمل،عمل کنم که لایک شما روی کامنتم نشونه درست حرکت کردنم بود،

    استاد عمل کردم تصمیمم رو گرفتم راحت نبود گفتم خدا خودش کمکم میکنه

    یادمه توی یکی از قسمت های اول زندگی در بهشت وقتی داشتید شاخ و برگ های اضافی درختارو قطع میکردید رو به دوربین گفتید خودتون شروع کنید شاخ و برگ های اضافی زندگیتون رو قطع کنید قبل از اینکه جهان شمارو مجبور کنه

    همش به این موضوع فکر میکردم که تا اینکه کار برام سخت نشده خودم قطعش کنم ولی بازم شرک داشتم از تنهایی میترسیدم، قدرت خدارو باور نداشتم، خیلی روی رابطه حساب میکردم با اینکه مشکل زیادی هم نبود ولی حسم میگفت باید قطعش کنی

    باید تصمیم بگیری

    باید روی هیچکس حساب نکنی

    باید ذهنت رو خالی کنی از دغدغه بیهوده

    باید ایمانت رو اینجا نشون بدی

    استاد گفتین خدا با شجاعانه

    الان حس میکنم به خدا نزدیک تر شدم

    میدونم خیلی خیلی مونده که توحیدی بشم ولی خوشحالم که عمل کردم

    ✍🏻من میخوام روی خودم اینقدر خوب کار کنم و از همه لحاظ کیفیتم رو بالا ببرم که خدا من رو هدایت کنه به یه رابطه با کیفیت

    ✍🏻من باید منطقی کنم برای خودم وجود هر شخصی رو در زندگیم که چه در جهان مادی نباشه و چه در زندگی من نباشه به یک معناست و باید دیدگاه و باورهای خودم رو تقویت کنم باید قوی بشم

    ✍🏻من هر لحظه محتاج هدایت خداوندم

    خدایی که من رو به این مسیر هدایت کرد

    خدایی که روز به روز بیشتر داره زیبایی های جهان رو به من نشون میده

    خدایی که داره از طریق نشونه ها با من صحبت میکنه

    خدایی که هیچ وقت منو تنها نمیزاره و میدونم همیشه با منه و میشه روش حساب کرد

    👣ردپای پنجاه و پنجم

    ❤️استاد از خداوند به خاطر وجود شما سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    ناهید گفته:
    مدت عضویت: 1535 روز

    استاد عزیززززززم سلام.

    و سلام به تمام گل‌های این باغ توحیدی.

    استاد،دقیقا اتفاقی مشابه اتفاق شما همین دو سه هفته پیش برای من پیش اومد،اما من اعتراف میکنم اون کنترل ذهن کافی رو نداشتم.

    البته در منزل بودم که این خبر رو شنیدم و بعد از چند لحظه به هم ریختن،سریع ذهنم رو از موضوع برداشتم و با سایت شما خودم رو مشغول کردم.

    وقتی به کلاسم رفتم متاسفانه پیگیر شدم و باز هم ،یه کوچولو واکنش نشون دادم ،اما دوباره به خودم اومدم و دیگه به این موضوع فکر نکردم،حتی همکارم تحریکم کرد که حتما با مدیرم صحبت کنم و بگم چرا با حرف بچه‌ها ،بدون مطرح کردن با من ،فردی را آورده اید تا خارج از تایم ،با بچه‌ها کار کند،اما من قانون رو به یادم آوردم و با خودم گفتم نباید به این موضوع قدرت بدم.

    جالبه بچه‌ها فقط همون یه جلسه کلاس اون فرد رفتند و استقبالی نشد و کلاس خارج از تایم کنسل شد.

    بعدها که می‌خواستم درسم رو از این موضوع بگیرم و با خودم تحلیلش کردم،دیدم در این یه تضاد کوچولو ،من واکنش نشون دادم ،اگر این اتفاق رو به عنوان یه درس در گوشه ی ذهنم ذخیره کنم در تضادهای بعدی ،دیگه واکنش نمیدم و همه چی به نفع من تموم میشه.

    خدارو شکر که این موضوع به نفع من تموم شد ولی توقعم از خودم بالاتر از این بود که همان چند لحظه هم نباید به هم می ریختم.

    استاد،واقعا بزرگ شدن و مسائل رو در خود حل کردن چه لذتی داره،به خصوص پاداش صبر و توکل ت رو هم میگیری.

    سپاسگزارم بابت این فایل واقعا ارزشمند.

    حتی بخش هایی از اون رو خلاصه کردم تا بارها گوش بدم برای مسئله های بعدی،و از این به بعد به قول شما به شکل بازی بهش نگاه کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    الهام عزیزپور گفته:
    مدت عضویت: 3078 روز

    بنام خدای بخشنده و مهربان

    سلام

    چقدر این قسمت فایل مصاحبه را دوست دارم همه اش توحید است . چقدر درون ما با این آگاهی ها هم صدا است .

    دیدن تصاویری از پارادایس هم زیبایی این فایل را چند برابر میکند.

    فقط یک شخصیت توحیدی می تواند از مسایل استقبال کند و آن را به چشم یک فرصت برای رشد ببیند.

    این نگاه توحیدی است . نگاهی که تقوی دارد . نگاهی که تسلیم خداست . نگاهی که ایمان دارد.

    فایلهای توحید عملی استاد خیلی به من کمک کرده تا بتونم کمی روی ایمانم کار کنم . هر چقدر من بتوانم روی توحید و شخصیت توحیدی ام کار کنم به همان اندازه می توانم تقوی داشته باشم و احساس بهتری داشته باشم وتسلیم خداوند باشم

    توحید اصل است . اصلی که باید همیشه در همه چیز اولویت من باشد . هر روز دارم در این مسیر رشد می کنم و پیش میروم . به هر میزانی که بتوانم توحیدی باور کنم و توحیدی عمل کنم به همان میزان دارم خداگونه تفکر میکنم . خداگونه عمل میکنم و بیشتر به آگاهی های روح ام نزدیکتر می شوم . احساس بهتری دارم . در لحظه زندگی می کنم و به همان میزان هم به خواسته های بیشتری میرسم .

    استاد از شما بابت این آگاهی ها سپاسگزارم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    زینب مرادی گفته:
    مدت عضویت: 1288 روز

    به نام پروردگارم به نام تنها یارم به نام سرور م ورهبرم

    به نام خداوند مهربانم مهربان یارم کمکم کن هدایتم کن بنویسم آنچه به من ودوستانم کمک میکند

    سلام واحترام

    خوشحالم که بازهم فرصتی است برای نوشتن

    من الان درحال حال حاضر این فایل را گوش دادم استاد عزیزم وچقد حس میکنم دارم بزرگتر میشم

    احساس میکنم واقعا مدارم داره میره بالاتر

    چقدر تأثیر گذاره حرفاتون استاد حتی روزایی که نمیرسم فایل گوش بدم میرم یه چنتا فایل ازتون دارم درحد یه دیقه ودودیقه میرم اونارو میشنوم فقط دوسدارم هرروز صداتون باشه توگوشم

    آشناترین صدایی هستین که شنیدم استار که سیر نمیشم ازشنیدنش

    واقعا یه آدم چقد میتونه باورهای درست واشتباه داشته باشه چراتاقبل ازاین اصلا بهش فک نمیکردیم چرا هیچوقت نمینشستیم ببینیم ایراد کار ازکجاست وهمیشه بقیه رومقصر میدوونستیم وخداوندرو

    خدایی که منو ازهیچ آفرید خدایی که نه ماه توشکم مادر منو پرورش داد من هیچی نبودم ولی چطور منو به دنیااورد بزرگم کرد منو رشد داد همه چی به من یادداد این خدا فقط برامن خوشی میخواد اگه ذهنم بذاره دقیقا درس میگین استاد اگه هزار اتفاق خوب بیفته ویه اتفاق بد ذهن اونو میگه

    وکار من چیه

    کنترل کردن نباید بشنوم همه چیز رو نباید ببینم

    من دارم میبینم آدمهایی که فقط دارن عشق وشادی وسلامتی وثروت ومحبت وآرامش واسایش روتجربه میکنن نمونه ش استاد ومریم شایسته من تحسین میکنم رابطه ی زیبای شمارو واین نشون میده مییییییییشود یه رابطه عاااااااااالی داشتم ومن لاااااااااااااااایقم که رابطه خوب روتجربه کنم وپروردگارم بابند بند وجودم تسلیم توهستم توبگو چیکارکنم من نمیدوووونم

    میدونم فقط برام شادی وخوشی میخوای

    میدونم عاشقمی چون عاشقتم پس درستمو محکم بگیر عین یه بچه خدایا شب ازنیمه گذشته همه خوابن هیچ کس الان شاید منونخواد الا تو تویی که باآغوشی بازمنومیپذیری خدایا من عاشقانه ودیوانه واردوستت دارن

    باور دارم زندگی زیباست

    قدرت خداست

    من ارزشمندم

    من لایق بهترینها هستم

    فرصتها بیانتهاست

    سلامتی بیانتهاست وهرلحظه بیشتر میشه

    اتفاقات خوبی به راحتی واردزندگی ممیشه

    خداوند فقط برام شادی میخواد

    کارها هرلحظه آسونتر میشه

    زندگی زیباتر میشه

    من اومدم تواین دنیا فقط شادی روتجربه کنم

    هرروز شرایط برامن بهتر میشه

    تنها یارمن خداست

    بقیه دستان خداوند هستن

    بینهایت روابطه عاشقانه هست

    من لایق یه رابطه خوب هستم

    من خالق زندگیم هستم

    من عین آهن رباروابط عاشقانه روجذب میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    مهرداد یوسفی گفته:
    مدت عضویت: 1275 روز

    سلام به همه دوستان و استاد بی نظیرم

    خداراشکر میکنم که هر روز میتونم بیام توی سایت فایل ببینم و کامنت بزارم

    واقعا همه باورها بر میگرده به توحید چون همه افکار باورها و اتفاقات زندگیمون بر میگرده به باورهای توحیدی

    من خودم وقتی باورهای توحیدی رو کار نکرده بودم از نظر بیشتر جنبه های زندگی بهتر شده بودم اما از لحاظ مالی نه و وقتی فهمیدم که من برای پول ترس نگرانی اضطراب کمبود دارم اونموقع فهمیدم که برا چی پیشرفت ندارم و حتی سقوط هم کردم

    همه این نگرانی از نداشتن پول

    ترس از نبودن مشتری و فروش نداشتن

    کمبود به خاطر نداشتن کار و سفارش

    باعث شده بود که من مشتری و سفارش و فروش نداشته باشم و وقتی هم نتونم پل بسازم ذهنم شروع میکنه به نجوا کردن که دیگه مشتری نداری کار نداری پول نداری و تو نمیتونی از این کار پول بسازی

    اما وقتی این باورهای ضعیف کننده رو پیدا کردم فهمیدم که همه این باورها بر میگرده به توحید که اصله و باید روی همین کار کنیم که همه چی برامون میاره

    خداراشکر که هدایت شدم به این مسیر خدا شناسی و یکتا پرستی که همه چی دنیا از خداونده و اگر میخایم وارد زندگیمون بشه باید از خودش بخوایم و باورش داشته باشیم که میتونه همه چیز بشه برامون به شرط ایمان و پاکی دل

    خدایا ازت میخام که هر لحظه به یاد تو باشم و همه کارهام رو بسپارم به تو که تو تنها فرمانروای عالم هستی که همه چی در دستان توست

    خدایا هیچ وقت منو به حال خودم وا نگذار که من به تنهای نمیتونم همه کارها رو انجام بدم همه راهها رو باز کنم

    استاد ازت ممنونم که این فایلهای بی نظیر رو برامون میگیرید تا بیشتر خدارا درک کنیم

    در پناه الله یکتا شادو ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: